تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶ - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اعظم صرفی گفته:
    مدت عضویت: 1516 روز

    سلام به استاد بینظیر و خانم شایسته عزیز

    خداوند را هزاران بار شکر بابت هدایتم به این فایل پر از آگاهی

    دیشب من به یک تضادی برخوردم و مثل خانم سحر با خودم کلنجار میرفتم که من تغییر کردم پس چرا طرف مقابلم تغییر نکرده

    دقیقا تو یک موقعیتی گیر کردم که احساساتم جریحه دار شد و متاسفانه مثل قبل رفتار کردم و توی این فایل متوجه شدم که من هنوز تغییر نکردم و باید بیشتر و بیشتر روی رفتارم فوکوس کنم تا تغییر کنم. و این نکته طلایی رو دریافتم اگر آدمهای اطرافم تغییر نکردن ، مورد از منه نه از اونها. نکته ناب بعدی اینکه تا مظلومی وجود نداشته باشه ظالمی هم نیست و این مظلومه که با پذیرفتن ظلم باعث میشه ظلمی صورت بگیره.

    به نظرم فهمیدن و درک کردن همین یک مطلب و بسط دادن اون در شرایط و موقعیت های مختلف میتونه از شکل گیری بسیاری از کینه ها، عداوت ها و دشمنی ها جلوگیری کنه و در نتیجه وقتی این رفتار ها و افکار منفی نباشند پس بسیاری از بیماری‌ها که نتیجه و محصول این رفتارهای ناشایست است نیز از بین می‌روند.

    وااای استاد تمام این موارد عین دومینو به هم مرتبط هستن و این آگاهی ها چقدر حال دل منو خوب کردن و من شاکر الله بی‌همتای خودم هستم که کلام خود را در بیان شما قرار داد و منو هدایت کرد.

    بسیار بسیار سپاسگزارم استاد بینظیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 818 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    سوره حج

    إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یُرِیدُ ﴿14﴾

    همانا خدا آنان را که اهل ایمان و نیکوکارند داخل بهشت‌هایی کند که زیر درختانش نهرها جاری است، که خدا هر چه اراده کند خواهد کرد. (14)

    مَنْ کَانَ یَظُنُّ أَنْ لَنْ یَنْصُرَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ فَلْیَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لْیَقْطَعْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ یُذْهِبَنَّ کَیْدُهُ مَا یَغِیظُ ﴿15﴾

    آن کس که پندارد خدا هرگز او را (یعنی رسولش را) در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد (و اینک نصرت‌های الهی را در حق او می‌بیند) پس طنابی به سقف بندد و خود را از آن بیاویزد تا خفه شود، آن گاه بنگرد که آیا این حیله و کید او خشمش را از بین می‌برد؟ (15)

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی و همواره در مدار بندگی و تواضع و فروتنی در مقابل تو باشم.

    اعتبار و کریدیت تمام اتفاقات خوب و خیر و برکات و سودهای زندگی ام را به تو بدهم

    اعتبار احساس خوبم اعتبار همزمانی ها

    اعتبار زمان بندی دقیق اتفاقات زندگی ام را فقط و فقط به تو بدهم که آن لحظه من آرامم و میگم بابا من کی ام خدای منه که داره کارها رو برام انجام میده و امورات مرا مدیریت میکند و از خودم بیشتر دوست داره که من لذت ببرم

    وقتی دلی بسپارم بخش و اعتماد کنم و تسلیم باشم و آرام و آسوده خاطر

    بگم فرمون زندگی ام دست تو بابا من نمی‌فهمم من با عقل خودم برم جلو خودمو کشتم تو مرا هدایت کن .تو فرمون رو بگیر

    تو دانایی تو توانایی و قادر مطلق

    تو میدانی و من نمیدانم

    خدایا شکرت

    اگر جهان من هنوز تغییر نکرده، یعنی من هنوز به اندازه‌ی کافی تغییر نکرده‌ام

    استاد چقدر موضوع این جلسه زیباست و به دلم نشست

    خدا زیبایی ها رو دوست داره الهام عزیزم

    الله و اکبر

    استاد میخواهم از تغییرات همین چند روز اخیرم بگم با ورود به پروژه تغییر

    خدایا شکرت تو بگو من بلد نیستم قلم دست توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    استاد تو این روزها اینقدر خداوند به من عشق و حال داده که بخدا بیشترشون یادم می‌ره

    از دستم در رفته

    احساس خوب

    زندگی را زندگی کردن

    در لحظه زندگی کردن

    فقط برای امروز لذت بردن

    توجه به زیبایی ها و نعمتها و داشته ها و فراوانی ها و فرصتها و ایده ها و افراد و شرایط و موقعیت های عالی

    اینقدر به لطف خداوند زیادن که من فقط دارم لذت میبرم

    میگم خداوند منو رو دوشش گذاشته و میگه بنده ی من لذت ببر

    من هستم و کارها رو برات انجام میدم

    بخدا آدمهایی اومدن تو زندگیم که هیچ وقت با عقل خودم دور دنیا رو میزدم اینا رو پیدا نمی‌کردم

    با حرف زدن با این افراد چه هدایت‌های از طرف خدا وند دریافت کردم

    چقدر حال و احساس من خوب شده

    چقدر آرامترم

    ایمانم قوی تر شده

    باورهام بیشتر قدرت گرفته در جهت مثبت

    توحید و یکتا پرستی در وجودم بیشتر شده

    اعتبار هر کار خیر و برکت زندگی ام را فقط بخدا میدم

    چرخ زندگی ام روانتر شده

    آرامشم بیشتر شده

    با خودم در صلح هستم

    خودمو بیشتر دوست دارم

    هر موقع به تضادی بربخورم میگم حواست باشه دست به آتیش نزنی بدون شک میسوزی

    چه باوری پشت این احساست هست

    آیا داری بخودت ظلم می‌کنی

    یعنی استاد قشنگ این باور رو دارم تو خودم بیشتر تقویت میکنم که هر موقع حالت بد شد داری بخودت ظلم می‌کنی

    و جهان طبق قوانین بدون تغییر جواب فرکانست رو بهت بر می‌گردونه

    به هر چیزی توجه کنی از همان جنس بیشتر وارد زندگی ات میشود .

    حالا بشین فکر کن

    ببین آیا این تضاد اومده تو رو نابود کنه

    یا اومده یا چیزی بهت بفهمونه

    در هر صورت تو باید بتونی ذهنت رو کنترل کنی و در شرایط سخت به احساس خوب برسی

    چقدر این هم صحبت شدن با خود و خدای درونت کمک کننده است.

    من وقتی احساسم بد بشه میگم داری بخودت ظلم می‌کنی

    آیا داری خودتو قربانی شرایط نشون میدی

    آیا داری دنبال مقصر میگردی

    آیا دنبال تایید شدن هستی

    آیا میخوای باب میل دیگران رفتار کنی

    و

    و

    چقدر لذت بخشه کار کردن شخصیت و هر بار یه جایی رو بهبود دادن

    خدایا صد هزار مرتبه شکرررررررررت

    که من همواره هدایت شده هستم

    استاد جانم از وقتی بیشتر خواستم تمرکزم را روی بهبود شخصیتم بزارم

    بخدا با هر یه ذره تلاشم جهان بینهایت قدم به سمتم برداشته و اتفاقات و معجزات الهی را وارد زندگی ام کرده

    نمونش دوستان خوبی که اومدن سمتم خود بخود

    نمونش همین دیشب

    من سه روز پشت سر هم جلسه آموزشی داشتم

    جلسات افتاده شب به صورت آنلاین

    و دخترم کلاس فلوت می‌ره

    آموزشگاه براشون سالن تئاتر شهر مون رو گرفته بود تا بچه هایی که بهتر کار کردن و تسلط دارند بر آموزشهای سازهایی که یاد گرفتم بنوازن

    دور هم جمع بشن و به شب زیبا را رقم بزنن

    من قلبت دوست داشتم برم این زیبایی ها و صدای موسیقی بچه‌ها را ببینم و لذت ببرم

    و چون خودم آموزش داشتم

    گفتم من نمیتونم بیام

    دخترم که جلسه آموزشی رو سه شنبه رفته بود

    همسر عزیزم دوستت بلیط گرفتن بود حالا هر کدوممون رسیدیم با دخترم بریم

    وقتی دوباره برگشتم و نگاهی به تایم جلسات آموزشی خودم انداختم

    الله و اکبر

    شب اول ساعت 9تا 10

    روز دوم 4تا5 من اینجا استپ کردم

    از آرشیدا جانم پرسیدم چه تایمی شروع میشه گفت 6 عصر تا 10شب

    دیروز دقیقا خداوند برای من زمانبندی کرده بود

    جلسه خودم رو حاضر بودم

    و یه ساعت بعد از جلسه خودم تایم داشتم تا آماده باشیم و وسیله خوراکی برای دخترم آماده کنم و با آرامش تمام با دخترم همراه باشم و از این همه شور و اشتیاق و علاقه و شادی و نشاط و شادابی در وجود خودم و دیگران لذت ببرم و با عشق تشویق و تحسین کنم عزیزانی که روی صن می‌نواختند و ما را شاد میکردند و من فقط لذت می‌بردم و اشک شوق میریختم از اینکه خداوند چقدر هوامو داره

    و از خودم بیشتر دوست داره که شاد و خوشحال و سالم و ثروتمند و خوشبخت و سعادتمند زندگی کنم .

    اینقدر قلبم اونجا باز شده بود که متوجه شدم روز مربی هم هست و اومدم با عشق به مربی های آموزشی زندگی ام تک به تک پیام دادم و ازشون بابت وجودشون و هنرهایی من بهم آموزش دادن تشکر و قدردانی کردم

    و استاد اینقدر حس خالصانه داشتم که چه پیامهایی من از این عزیزان دریافت میکردم و اشک شوق میریختم.

    و حتی برا همسر عزیزم هم این حس قشنگمو به اشتراک گذاشتم و براش پیام تشکر و قدردانی فرستادم و ایشون هم چقدر از من و محاسن من با عشق نوشته بود و من فقط خدا را می‌دیدم که چطور داره برام کنار هم میچینه تا من تجربه خوبی داشته باشم و لذت ببرم

    خداااااااااااجووووونم شکرررررررررت

    استاد اینقدر قلبم باز شده که فقط حس شکر گذاری تمام وجودم را گرفته بلطف خداوند

    و تمام این اتفاقات قشنگ رو در دفترم آخر شب نوشتم و لذت بردم و با حس خوب خوابیدم و این حس همچنان در وجودم شعله می‌کشد و مرا در مومنتوم مثبت حفظ کرده

    خدایا شکرت

    چقدر حس شیرینی بود اون لحظه که بچه ها و افرادی که می‌رفتن اجرا میکردن و میومدن از کنارم رد میشدن و من همون لحظه به نفسم گوش میدادم و علاوه بر تشویق هایی که اونا رو حین کار میکردم

    با زبان و کلامم هم این حس خوبم رو بهشون میگفتم و کلی تشویق و تحسینشون میکردم و چقدر اونا از من تشکر و قدردانی میکردند

    الله و اکبر

    دقیقا فرکانس ها همو جذب می‌کنند.

    و من امشب رو ابر ها بودم و لذت بردم و فقط اعتبارش را بخدا میدهم.

    و من چقدر حالم و احساسم نسبت به آموزش هایی که دارم میبینم خوبه

    همون لحظه جسم میگه تصمیمت درسته ادامه بده

    جاهایی که ذهن میخواد بگه ادامه نده

    حسم میگه صبور باش تازه اول راهی و این راهیه که خداوند برات هموار کرده از روزی به آید ایده ی الهی گوش دادی و قدم اول رو برداشتی همش داره اتفاقات خوب برات می‌افته

    احساس خوب و آرامش درونی داری با این کار صبر داشته باش و ادامه بده نشانه ها را دنبال کن

    از خدا کمک بخواه

    بگو چطور از این بهتر

    هر سوالی داری از خدا بخواه جواب رو بهت میده

    بارها و بارها بیاد میارم که خداوند از بینهایت طریق جواب و راه حل ها رو بهم داده

    و همین ایمان و توکل میشه سوخت برای ادامه دادن در مسیر الهی و لذت بردن از این مسیر

    قرار نیست زجر بکشی و پدرت در باید تا به خواسته ات برسی .باید لذت ببری و تسلیم خدا باشی و اعتماد کنی و هر چی بهت میگه گوش کنی

    آقا جان ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    وقتی میگه عمل کن

    دیگه نپرس چرا

    اون گفته پس قدم اول رو بردار

    حرکت کن در مسیر قدم بعدی بهت گفته میشود

    بخدا اعتماد کن و تسلیم باش و عملگرا در جهت درستی و صداقت و الهی تلاش کن

    تو سهم و نقش و حرکت خودتو انجام بده

    با احساس خوب ادامه بده

    بقیش رو بسپار به خدا

    همون خدایی که جوری برات همزمانی انجام داد بدون اینکه تو کاری کنی

    و از قبل برات بلیط رزرو کرد تا تو در این سالن حضور داشته باشی و لذت ببری و اشک شوق بریزی و بگیخدایا جوری رقم زدی برام که تهش خودت لبخند زدی

    همون خدا

    همون خدا

    بقیه کارهای او رو انجام میده

    تو فقط اعتماد کن و رها باش و تسلیم

    وقتی سپردی بهش دیگه گیر نده نچسب به خواسته ات

    تو خواسته ات رشد کسب و کار و درآمد و حفظ پوله

    پس به اول مسیرت نگاه کن و بیاد بیار که چطور از اون لحظه تا به الان داره برات کورش می‌کنه

    راه حل ها رو میده

    افراد درست رو می‌رسونه

    ایده ها و شرایط و زمان بندی و مکان ها رو بهت میگه

    پس تسلیم باش و لذت ببر

    بقیش کار خداست تو سمت خودتو درست انجام بده

    اصول کسی و کارت رو درست انجام بده

    صداقت و درستی و کیفیت و تاثیر گذاری بر مسائل دیگران در هم هم جهت شدن با جریان خداوند

    الهی شکر

    وقتی که من تغییر کنم جهان من تغییر میکند.

    استاد در زمینه روابط وقتی من اومدم یه ذره روی خودم کار کردم و سعی میکردم در انجام کار سمت خودم درست عمل کنم

    بخدا جهان کن فیکون کرد

    همه چی به نفع من شد

    همسرم تغییر کرد

    و الان بلطف خداوند زندگی شیرین و عالیتر و با کیفیت تری در کنار هم داریم

    اوایل می‌گفتم من مشکلی ندارم

    اونه که باید تغییر کنه

    و در جستجوی خوشبختی بودم

    که خداوند مرا هدایت کرد به سمت شما

    و متوجه شدم که من باید تغییر کنم

    خوشبختی درون من است

    و بلطف خداوند هر روز دارم سعی میکنم بهتر از روز قبلم باشم

    و اعتبار هر نعمتدو فراوانی و لذت و شادی و آرامش در زندگی ام را بخدا میدهم و میگم خداااااااااااجووووونم شکرررررررررت تو بودی که این معجزه بزرگ را به زندگی ام وارد کردی

    پس تو همه کاره ام هستی

    به شرط ایمان بیشترم توکل و باور قدرتمندم به خدا که همه چی دست اونه

    فقط اعتماد کنم و همواره هم جهت باشم با جریان خداوند

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  3. -
    Ehsan Moqadam گفته:
    مدت عضویت: 2251 روز

    به نام خالق عشق و شادی و زیبایی

    درود و خداقوت به استاد عزیز و همه دوستان خوب سایت

    این فایل به نظرم از اون فایل‌های کوتاهی که واقعاً پشتش درس‌های بسیار بزرگی هست.

    من فکر میکنم ما انسان‌ها اساساً چون خیلی عجله داریم در مورد همه چیز وقتی صحبت از تغییر میشه ناخودآگاه منتظر یک خروجی خیلی بزرگ هستیم، درصورتی‌که اون خروجی‌های بزرگ نتیجه یک استمرار مثبت و صحیحه، البته این در مورد شکل منفی هم تصدیق میشه.

    شاید وقتی استاد صحبت از تغییر میکنند ما فکر میکنیم که باید حتماً یه سری تصمیمات خیلی بزرگ بگیریم یا تغییرات خیلی عجیب و غریب داشته باشیم، درحالی‌که ایجاد یه سری تغییرات خیلی کوچک میتونه زندگی ما را به کلی متحول کنه.

    یکی از دلایل مهمی که ما آدم‌ها در روابطمون به مشکل برمی‌خوریم اینکه تمرکزمون فقط میره روی نکات منفی افراد و باور کردنی نیست که تغییر همین یه عادت چقدر میتونه گاهاً سخت باشه وقتی ذهن عادت به منفی‌بینی کرده، درحالی‌که اگر بتونیم همین یه عادت کوچک مهم را در روابط رعایت کنیم تمام روابط ما به‌شکل شگفت‌انگیزی تغییر میکنه.

    انصافاً هرچی به اطراف خودم نگاه میکنم آدمی را پیدا نمی‌کنم که نشه در اون فرد نکته مثبتی پیدا نکرد و مطمئن هستم همه افراد نکات مثبتی دارند که میشه با توجه کردن به اون‌ها نتایج بسیار متفاوتی از روابط گرفت. این موضوعی که شاید خیلی از ما دست کم میگیریمش و تصور میکنیم مشکل از افراد خاصی در زندگی ماست که داره نتایج زندگی ما به شکل نادلخواه پیش میره. هر آدمی تا متوجه اشتباهات خودش مثلاً در همین حوزه روابط نشه امکان نداره روابط بعدیش اتفاق متفاوتی را براش رقم بزنه تا اینکه احتمالاً در نهایت از زور فشارها مجبور میشه که یکم کوتاه بیاد و حداقل توجهش رو از نکات بد آدم‌ها برداره، تازه اگر خیلی بهش فشار بیاد.

    من یادم نمیاد برای آمدن و رفتن هیچ دوستی هیچ‌وقت تلاش خاصی کرده باشم، چه در حالت مثبتش و چه در حالت منفیش. هرچقدرکه من قوی‌تر شدم آدم‌های قوی‌تر وارد زندگی من شدن و حتی رفتار انسان‌های قبلی هم با من تغییر کرد. زمان‌هایی که تقلا داشتم که با یک فرد خاص ارتباط برقرار کنم بیشتر اون فرد از من دور میشد یا نتیجه مثبتی نمیگرفتم از اون ارتباط.

    حتی در حوزه کاری خودم قبلاً من خیلی مجبور به تصمیم گرفتن بودم یعنی باید تصمیم می‌گرفتم که یه فردی رو نگه دارم یا نگه ندارم اما الان مدت‌هاست که آدم‌هایی بسیار هماهنگ با من در حوزه کاریم هستند که واقعاً نیازی ندارم تلاش خاصی انجام بدم برای اینکه به نکات مثبتشون توجه کنم انقدر که این افراد خوبن.

    ولی خوب باید قبول کنیم که مسئولیت‌پذیری همیشه هم به همین راحتی نیست. ذهن ما خیلی دوست داره تقصیر رو گردن بقیه بندازه و خودش رو تبرعه کنه.

    هر اتفاقی تو زندگی ما رخ میده مسئولش ما هستیم و این جا جایی که خیلی از ما شاید قبول نکنیم.

    اتفاقاً همین امروز داشتم در مورد یکی از اعضای بسیار عزیز خانوادمون صحبت می‌کردم و میگفتم ما همیشه صحبت از فلانی میشد میگفتیم آره این که اینجوریه و از این حرفا اما من به‌شخصه یکی از عادت‌های مثبتم رو از این فرد آموختم و این عادت در شخصیت این فرد بسیار بسیار مشخصه. آیا ما اگر این فرد رو با این عادت مثبتش در ذهنمون یاد کنیم حالمون باهاش بهتر میشه یا فقط به فکر اون اخلاق از دید ما نامناسبش باشیم؟

    اصلاً این دیالوگ معروف من با خودمه که میگم ببین تو هنوز تو این جنبه کار داریا فکر نکن میتونی سر خدا و کائنات رو شیره بمالی، بحث بحث فرکانسه عزیزم، نه ادا و اطفار.

    جهان هر لحظه در حال تغییره و ما نمی‌تونیم همان فرد قبلی باشیم و انتظار داشته باشیم که اتفاقات جدیدی برامون رخ بده.

    یکی از دلایلی که به لطف الله من دوست دارم کامنت بنویسم اینکه همواره به خودم یادآوری کنم که ببین حواست باید به ذهنت باشه ها فکر نکن دیگه همه چیز رو فهمیدی و نیاز به چیز دیگه‌ای نداری، نه، حتی اگر فایلی رو قبلاً شنیدی اتفاقاً این‌بار با حالت جدیدت برو و ببین این‌بار چه درس‌هایی میتونی ازش داشته باشی.

    بسیار خوشحالم که دارم از تجربیات ارزشمند دوستان عزیزم استفاده میکنم.

    برای خودم و همه دوستان عزیزم بهترین لحظات و ناب‌ترین تجربیات را آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    مهیار ضیائی گفته:
    مدت عضویت: 3643 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    پروردگارا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم

    پروردگارا مرا به راه راست به راه آنان که به آنها نعمت دادی هدایت فرما

    سلام به استاد بیییی نظیرم و همه همگامان عزیز در این دوره تغییر فوق العاده

    واقعا این گام به گام بی نظیر رو دارم هدایتی پیش می برم و خودشناسی هایی که داره در من به وجود میاد بی نظیره و واقعا سپاسگزار خداوندم از بابت این موضوع.

    برسیم به تمرین این قسمت:

    اگر در روابط یا شرایط زندگی‌ات احساسی از تکرار، رنج یا بی‌عدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟

    یه رفتاری در خودم پیدا کردم که یکی از بزرگ ترین پاشنه های آشیلمه و دیروز به حدی در من بیرون زد که به لطف هدایت الهی پیداش کردم. توضیح میدم موضوع رو که اگر افرادی مثل من هستن بتونن این پترن رو پیدا کنن در خودشون

    دیروز صبح بیدار شدم و ستاره قطبیم رو نوشتم و نشستم پای قسمت اول دوره هم جهت با جریان خداوند و بعد از اینکه کار کردن روی خودم تموم شد شروع کردم به یادگیری بهبود یوتیوب و تحقیق در موردش و تقریبا تا ظهر مشغول این کار بودم.

    شب قبل تو ذهنم بود فردا که بیدار شدم بمونم کارهای کتاب رو بکنم و تمرین عضله سازی کنم (همسرم داره کتاب می نویسه و کتابش درباره طراحیه و طرح هایی که می کشه رو من با فتوشاپ و وورد دارم آماده می کنم که بعد از اتمام تحویل انتشارات بدیم) اما از صبح که بیدار شدم و طبق معمول ستاره قطبیم رو نوشتم و از خدا خواستم هدایتم کنه به بهترین مسیر، به این مسیر هدایت شدم تا ظهر کلا مشغول دوره هم جهت و بعدش یوتیوب بودم. بگم که من اینقدر با کار کردن با یوتیوب حال می کنم که هر وقت می شینم پای کار واقعا یه احساس حال خوبی و سپاسگزاری خیلی خاصی دارم . اما در هنگام انجام این کارها میدیدم همش حسم بده و متوجه شدم و متوجه شدم نمی تونم حالمو خوب کنم. بخصوص وقتی یهو ساعت شده بود 1.5 و من تمرین عضله سازی هم کلا یادم رفت از بس که وقتی توی اون کارها بودم زمان از دستم در رفته بود. و همون لحظه متوجه شدم که چی داره حالم رو بد میکنه. من از صبح داشتم این کارهایی که خداوند هدایت کرده بود رو می کردم و برام هم لذت بخش بود اما چون کارهایی که تو ذهنم برنامه ریزی کرده بودم رو انجام نداده بودم یکسره ذهنم بهم می گفت تو هیچ کاری داری نمی کنی و یکسره سرزش داشتم میشدم از سمت خودم و این احساسم رو خیلی بد کرده بود.

    به محض اینکه متوجه این شدم خدارو شکر کردم که این ترمز اونقدری خودش رو نشون داد که ببینمش.

    من به این نتیجه رسیدم که یکی از بزرگ ترین ترمز های من در مسیر ثروت همینه

    اینکه همش فکر می کنم : من که کاری نکردم. و از اونجایی که توی ذهن خیلی از ماها هم انجام یک کار با ملموس بودن یا نتیجه داشتن اون گره خورده وقتی یک کاری مثل یادگیری یا کارکردن روی خودم انجام میدم که نتیجه ش رو در همون لحظه نشون نمیده ذهنم میاد و کارهای ؛نتیجه دار در لحظه؛ رو به رخم می کشه که انجام ندادم و بهم این حس رو میده که هیچ کاری نکردی و حالم بد میشه.

    واقعا سپاسگزار خداوندم که این پاشنه آشیلم دوباره به چشمم اومد. آره، دوباره به چشمم اومد چون تا الان بارها دیدمش و روش کار کردم و کم کم یادم رفته کار کردن روش رو و اون دوباره اومده. اما هر بار اون داره ضعیف تر میشه و زودتر خودش رو نشون میده و منم دارم قوی تر میشم و به لطف خدا راحت تر جلوش رو می گیرم.

    قبلنا این ترمز در من تا جایی پیش میرفت و خودش رو پس زهنم فعال نگه میداشت که واقعا همه چیز رو از دست میدادم اما الان تا یه ذره می بینم راه داره کج میشه میگردم و خودش یهو خودش رو نشون میده.

    حالا راهکار من براش چیه؟

    راهکار هم خداوند هدایتم کرده و به محض اینکه شروع میکنم نتایج رو می بینم و می فهمم که تغییر داره اتفاق میفته. به حدی این ترمز در من قویه که فقط با پیدا کردنش نشونه ها شروع میشه. همین دیروز که پیداش کردم همون لحظه یه مشتری اومد و از سایت خرید کرد. همون لحظه همسرمم به حسابم پول واریز کرد و دیدم که چقدر سریع خدا جواب میده

    تمرینی که من برای رفع این ترمز می کنم اینه که به جای اینکه لیست کارهام رو بنویسم که در روز انجام بدم، لیست کارهایی رو می نویسم که از صبح انجام دادم.

    دقیقا امروز صبح که بیدار شدم گوگل کیپم رو باز کردم و بعد از خوندن کامنت های دوره هم جهت، توش نوشتم مطالعه کامنت صبحگاهی و تیک زدم. بعدش سپاسگزاریمو که کردم نوشتم سپاسگزاری صبحگاهی و تیک زدم. بعد که ستاره قطبیم رو نوشتم، نوشتم ستاره قطبی و تیک زدم. بعدش موندم فایل گام به گام تغییر رو گوش کردم و نوشتم و تیک زدم. بعدش تمرین عضله سازی کردم و نوشتم و تیک زدم. بعدش روی سایت یه محصول جدید گذاشتم. نوشتم و تیک زدم. حتی دوش گرفتن و ناهار درست کردن و شستن ظرفا رو هم توش مینویسم و تیک میزنم تا وقتی ذهنم خواست بهم بگه از صبح تا حالا هیچ کاری نکردی بگم اینا این همه کار کردم.

    واقعا خدارو شکر می کنم که دیگه نمیذاره این ترمزم خیلی پیشروی کنه و سریع نورش رو بهش می تابونه تا ببینمش

    تجربه‌ی خود را در کامنت‌ها بنویس:

    چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟

    این ترمز من یه جوریه که وقتی تغییر می کنم خیلی نتایج ملموس میشه. دوتا اتفاق رو به وضوح در خودم می بینم. اولیش اینه که خیلی خیلی آسون گیر میشم به خودم و دومیش اینه که نتایج یهو اندازه اش خیلی بزرگ تر میشه و دقیقا اون نتیجه ای که تا چند وقت قبل برام آرزو بوده یهو خیلی طبیعی تبدیل میشه به یه نتیجه عادی روزانه توی زندگیم. بخصوص در مسائل مالی چون همین ترمز جلوی احساس لیاقتم رو همیشه میگیره،‌با تغییرش یهو شرایط مالیم به شدت تغییر میکنه و وقتی هم که شروع به کار می کنه کم کم میبینم که شرایط داره میاد پایین

    واقعا سپاسگزار خداوندم. امروز از خداوند توی ستاره قطبیم خواستم من رو به فایل ها و تمریناتی هدایت کنه که بتونم این ترمزم رو راحت تر برطرف کنم و این تمرین این جلسه بی نظیر بود.

    بی نهایت سپاسگزارم استاد بی نظیرم و بهترین ها رو از خداوند برای شما آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    وحید گفته:
    مدت عضویت: 3464 روز

    سلام خدمت استاد و همه دوستان عزیز

    خدا رو شکر می کنم که تو این مسیر با همه هم فرکانسیای گل هستم.

    نکته ای که من فکر میکنم به خوبی استاد بهش اشاره کرد اینه که بعضیامون فکر می کنیم تغییر کردیم.

    به شخصه الان چندساله سایتو دنبال می کنم اما دوماهه واقعا دارم عمل می کنم و رفتارام تغییر کرده. خیلیامون یه مدت که فایلارو گوش میدیم فکر می کنیم باورامون عوض شده درصورتی که رفتارامون همونه و تو شرایط سخت باز هم مثل قبل رفتار می کنیم و ذهنمونو نمی تونیم کنترل کنیم.

    من خودم بعد از سال ها تازه دارم عمل گرا میشم و سعی می کنم وقتی یه مسئله پیش میاد سریع به خودم بگم قانونو و سعی کنم ذهنمو کنترل کنم و فکر می کنم یکی از بهترین راه ها اینه که اول از همه ورودی ذهنمونو کنترل کنیم و دوم به صورت تمرکزی کار کنیم. نه این که دوتا فایل از استاد ببینیم بعد چهار تا ویدیو نامناسب تو شبکه های اجتماعی و… .

    نکته ای که شاید خیلیامون دست کم بگیریمش همین کنترل ورودی ها و تمرکز روی حال و کاری که باید انجام بدیم هست و خیلیامون فکر می کنیم چون داریم رو باورامون کار میکنیم دیگه میتونیم ذهنمو کنترل کنیم حتی اگه ورودی نامناسبم به خورد مغزمون بدیم… به قول استاد اگه داری به محتویاتی نامناسب گوش میدی و تماشا می کنی نمیتونی بگی میتونم ذهنمو کنترل کنم چون اونا داره تو ناخودآگاه کارشو میکنه. نمیتونی بگی من تغییر کردم دیگه تاثیر نمی گیرم از اینا.. اگه داری هی به سناریوهای اینده فک میکنی نمیتونی الان با ارامش کاری که باید انجام بدیو بدی.

     میخوام یه مثال بزنم ازین قضیه.. لیونل مسی امسال سال اخر قراردادشه برای بازی توی بارسلونا ولی بارها تو مصاحبه هاش گفته آخر فصل تصمیم میگیرم به این که برم یا بمونم. حتی یه مطلبی منتشر شده بود که با این که الان چندتا بازی مونده تا اخر فصل بازهم به پدرش که مدیر برنامه هاشه گفته فعلا مذاکرات شروع نکن چون میخوام تمرکزم رو بازی های باقی مونده باشه. این نشون میده بازیکنی با اون همه موفقیت که خیلیا بهترین در تاریخ میدوننش و با اون همه تجربه باز هم میدونه اگه تو اینده فکر کنه و تمرکزش روی کارش برداشته بشه نمیتونه عملکرد خوبی داشته باشه. یا حتی زیدانی که به قول استاد فقط روی بازی بعدی تمرکز میکنه یا تیلور سوییف خواننده موفق امریکایی که میگه کامنتای اینستاگرامو نمیخونه ..

    این نشون میده ما باید خیلی خودمون و ورودی هامونو کنترل  کنیم و ذهنمونو روی اقدام فعلی مون متمرکز کنیم… اگه به موفق ترین افراد دنیا تو زمینه های مختلف دقت کیند و رفتارشونو بررسی کنید خواهید دید که عملا همیشه به دور از حاشیه ها بودن. من به شخصه قبلا با خودم میگفتم ببین حالا دوتا کامنتم خوندی، دوتا چیز نامناسبم دیدی مشکلی ک نداره ولی الان یه خودم میگم ببین این همه فرد موفق با اینهمه تجربه اینقد حساسن رو ورودی ها اونوقت تو به خودت مغرور میشی که دیگه قانونو فهمیدی :)

    اینا همه نوید اینو میده که اگر ما تغییر چشمگیری توی زندگیمون ندیدیم به این دلیله که به صورت تمرکزی روی فایلا کار نکردیم و به قول استاد به چشم مسکن بهش نگاه کردیم. در صورتی که اگه فایلا رو چند بار ببینیم، یادداشت برداریم بارها به خودمون بگیم قانونو و رفتارمونو تغییر بدیم به صورت آگاهانه محاله دیگه دنیای اطراف ما تغییر نکنه . امیدوارم همگی شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  6. -
    مهران قنبری گفته:
    مدت عضویت: 982 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و سایر دوستان محترم

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟

    من همیشه زمانی که حس کردم تنهایی نمیتونم و باید کسی باشه که منو همراهی کنه ادمهایی تو زندگیم قرار گرفتن که اسیبهای زیادی بهم زدن مثلا وقتی مهاجرت کردم فکر میکردم که باید دوست ایرانی پیدا کنم تا بتونم اینجا موندگار باشم ولی همین حس باعث شد دوستانی پیدا کنم که اگر به موقع رهاشون نمیکردم شاید الان زندان بودم یا فکر کردم که باید ی رابط احساسی داشته باشم با خانمی رفتم تو رابطه که هیچ جوره با من یکی نبود و لحظه هامو خراب کرد ولی از اون طرف خدا انسانهایی را تو مسیرم قرار داد که هم زبون من نیستن ولی تماما کنارشون احساس امنیت و ارامش دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  7. -
    شکوه فیروزی گفته:
    مدت عضویت: 1244 روز

    به نام الله یکتا

    درود بر استاد عزیز,بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسی ام

    *وقتی ما به اندازه ی کافی تغییر میکنیم ,جهان شرایط رو برای ما تغییر میده .

    *تغییر بنیادین در رفتار ما نمایان میشود مخصوصا زمانی که در فشار و چالش ها قرار میگیریم

    *اگر به اندازه ی کافی تغییر کنی,آدمهای اطراف ما تغییر میکنند و یا اگر در فرکانس ما نباشند از زندگی ما خارج میشن

    همین چند جمله ,چنان آگاهی بزرگیست که از زمانی که درکش کردم و تمرکز بر تغییر خودم گذاشتم جهان اطرافم به بهترین شکل تغییر کرده.

    و کاملا تجربه ی این رو داشتم که وقتی در مدار بهتری قرار گرفتم,اشخاصی از زندگی من خارج شدند و یا رفتار افرادی که در زندگی من حضور داشتند بهتر شده. تنها مسئولیت ما تغییر خودمان است و بس…

    سپاس از خدای بزرگ و استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  8. -
    خانم نقدی گفته:
    مدت عضویت: 542 روز

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟

    تجربه‌ی خود را در کامنت‌ها بنویس:

    چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی

    سلامی دوباره

    استاد جان من زمانی فهمیدم واقعا تغییر کردم که هر روز شاهد معجزات الهی در زندگیم هستم

    خداوند همیشه به من لطف داشته و همیشه بهترین ها را برام خواسته استاد چرا قبلا این بهترین ها برام کمرنگ بود من نمیدیدمشون و فقط توجهم رو تغییر رفتارهای همسر بود و بعد بچه هام

    استاد اگه بهتون بگم همسرم خوشتیپ خوش قیافه مهربون دست و دلباز مسیولیت پذیر و خوش اخلاق شوخ طبع کودک درون فعال عاشق من همیشه از من تعزیف میکنه الان که دیگه نگم براتون

    بعد من از درون ضعف داشتم شخصیتم کمالگرا کنترل گر تایید طلب

    به جا اینکه این همه زیبایی را ببینم فقط تمرکزم رفته بود روی افکار ناجالب شیطانی

    بله جهان هم طبق قانون الهی بهم چند تا لگد زد نشونه های افکارم را نشونم داد اما چون عاشق همسرم بودم و همیشه قبول میکردم که خودم اشتباه میکنم و دنبال تغییر بودم خداوند منا به مسیرهای تکاملی هدایت کرد و در روابطم درست عمل میکردم اما از درون هنوز حس رضایت نداشتم تا اینکه با برخورد به مسایل مالی و بعد هدایت های الهی برا تغییر شغلمون و مهاجرتمون از اصفهان به سمت شمال

    و تضادهایی که در این راه بخاطر همون ترس های قضاوت شدنم بهش برخورد کردم با قلبی سرشار از عشق الهی با گریه هااایی که امونم نمیداد گفتم خدایا فقط از تو کمک میخوام فقط تو

    استادالان که دارم اینا مینویسم قشنگ به یاد میارم اون لحظه و حس و حالما

    بله خداوند هم هدایتم کرد در زمان و مکان الهی درست مرا به مسیر الهیش در این سایت

    استاد به شخصه با تمام وجودم میگم من هر روز درهایی از رحمت و نعمت های خداوند از آگاهی ها و نور الهی که از این سایت بر قلبم جاری میشه دریافت میکنم که فکر نمیکنم در هیچ مکانی و زمانی تا به الان دریافت کردم

    از اینکه میگی رفتارها و نتایجتون مشخصه تغییر کردی

    از این میگم که ما ارزشمندیم و اگه کسی از ما خواسته ای داشت که مطابق ارزش های تو نیست مقتدرانه نه بگو

    استاد جان چند سالی هست که من بخاطر خرید ماشین از ایران خودرو دسته چک گرفتم و خب تو این چند سال که کار همسر جان خواربار فروشی بود برا تهیه اجناس مغازه از چک های من به طرف حساب میداد و همیشه سر موقع پاس میکرد و خلاصه حساب من جز حساب های عالی بود تو بانک

    اما من از ته قلبم اینکار را دوست نداشتم و بخاطر اینکه ترس از قضاوت دیگران داشتم مخالف بودم

    اما در این مورد بحثی بین من و همسرجان نبود

    من از درون ناآرام بودم و همیشه بخدا توکل کردم و از او کمک خواستم برا پاس شدن چکام سر موقع

    تا اینکه مهاجرت کردیم به شمال و آشنایی من با شما و آگاهی های الهیتون

    من بهش گفتم من دیگه دسته چک نمیگیرم و همسر جان هم قبول کرد

    همسرجان قرار شد که کار قبلیش که تو اصفهان بودا جمعش کنه اما طبق منطق خودش اینکار را نکرد

    و از من خواست که دوباره تقاضای دسته چک بدم

    منم که چند ماهی بود تو سایت اومده بودم و شنیده بودم که چک و قرض از آرامش دورم میکنه و کلا از قبل هم با ارزش های خودم اوکی نبود به شدت مخالفت کردم

    چالشی به وجود اومد که تا به حال چنین رفتاری از همسرم ندیده بودم

    خب من اینجا میخواستم با همون طرز فکر قبلم و باورهای گذشتم که من میتونم همسرجان را تغییر بدم

    و دوباره احساس گناه دادن و قربانی شدن شرایط را تغییر بدم

    تا اینکه با این تضاد از خداوند یاری خواستم و قرآن خداوند را باز کردم که درست نمیدونم چه آیه ای چه سوره ای بود

    اما در مورد یاری کردن به همدیگه بود

    باز دو دل بودم هم دوست نداشتم دسته چک بگیرم هم واقعا همسر جان نیاز داشت و خودش هم بخاطر نداشتن امتیاز نمیتونست چک بگیره

    تو دو راهی باز موندم گفتم خدایا تو هدایتم کردی به یاری

    در این لحظه پسرم زنگ زد و گفت مادر ایندفه را بگیر تا من خودم تقاضا بدم

    با همسرجان(با ذهنیت و باورهای اون موقع:شرک های مخفی و طی نکردن تکاملم و نداشتن آرامش درونی) گفتم من فقط ایندفه را میگیرم و به این شرط از چکای من برا خرید سنگ ندید

    استاد جان دسته چکا گرفتم

    اینا بگم از معجزات دوره هم جهت با جریان خداوند و دوره عزت نفس باهم

    استاد جان اینجا میخوام قوانین ثابت الهی جهان را بگم

    من تا وقتی که نگران چکهام نبودم همش سر موقع پاس میشد اما همسر جانم بخاطر همین چک ها باعث شد نزول کنه

    استاد جان کلا از همون اول گرفتن دسته چک مطابق ارزش های من نبود

    تا اینکه آشنایی من با شما و شرکت در دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند وخریدن دوره عزت نفس افکار من باورهای من را تغییر داد عزت نفس من سپردن همه کارها به خداوند توکل و ایمان من به خداوند بیشتر شد

    تو این چند ماه از چک های من برا خرید سنگ ها داده شد و خداوند معجزانش را دراین مورد هم بسیار نشونم داد

    برج 6 بود یکی از چکا به مبلغ 100 میلیون بود همسرجان نگران بود اما به لطف الله و آگاهی های الهی نورانیش در این سایت من ایمانم فقط بخودش بود گفتم چک من سر موقع پاس میشه

    استاد جان فردا مشتری اومد مبلغ 120 میلیون تومن نقدی خرید کرد

    خدایا شکرت چکم سر موقع پاس شد

    استاد جان چک هایی که برا خرید سنگ داده بود بخاطر همون ترس های قبلی خودم از اینکه چکم برا سنگ خرج نشه نکنه که توسط دیگران قضاوت بشم

    سر موقع پاس نشد اما بخاطر ایمانم و باورهای توحیدی الانم خداوند قلب ها را برام نرم کرد و قبول کردند که صبر کنند و بعد از چند روز به لطف و یاری خداوند به زیبایی و به طور بدیهی و طبیعی پاس میشه

    استاد از معجزات دیگه برا همین چکم بگم همسر جان یکی از همین چک های منا داده بود دست یه نفر و دو سالی بود امانت دستش بود و فقط سود پولش را دریافت میکرد

    تا اینکه وقتی کارها را بخدا بسپاری اینطور برات همزمانی ها خودش قشنگ رقم میخوره

    طرف بهم زنگ‌زد و درخواست پولشا کرد خداییش به زیبایی با احترام باهام صحبت کرد

    منم با احترام و با اعتماد به خداوند بهش گفتم ان شاالله پولتونا بهتون میدیم

    گوشی را قطع کردم تا اومد نجواهای شیطان و ذهنم بیاد خداوند هدایتم کرد به باورهاای منطقی اش به یادآوری معحزات گذشتش برام

    خدایا تو خودت از راه های الهیت برام درست کن

    چک منا برگشت زد نجواها کمرنگ اومدند اما من حالم خوب بود توکلم بخدا بود میگفتم الخیر فی ما وقعست

    بله خداوند معجزه کرد و دستانش را به سمتم فرستاد و پسر خواهرشوهرم باهاش صحبت کرد و چک منا گرفت و 150 میلیون را سه تا چک مشتری بهش داد و ایشون به لطف و اراده الهی بدون هیچ اعتراضی قبول کرد

    خدایا شکرت

    خب استاد جان بریم سر اصل موضوع

    بله خداوند همیشه کنار منه با منه و منا به مسیر درست هدایت میکنه

    استاد در این موضوع چک ایندفه این تضادها پیش اومد اما من ناراحت نبودم و نترسیدم توکلم بخدا بود و همین برام خیر مطلق شد

    استاد جان من مهرماهیم 5 مهر 1358

    دقیقا امسال روز تولدم الهام و نشانه ای از هداوند دریافت کردم که ناهید جان فقط روی آرامش درونت کار کن رو ارزشمندی خودت صلح درونت

    و همین الهام باعث شد من هر روز از خودم بپرسم چطور به صلح درون بیشتر برسم و دنبال آگاهی در این مورد باشم و خداوند هم همواره مثل همیشه منا یاری کرد آگاهی هاش درکش نورش را بر قلبم جاری کرد

    خب این تا به اینجا

    دقیقا دو هفته پیش اومدیم اصفهان همسر جان بهم پیشنهاد داد که برای بار آخر دسته چک بگیرم

    ایندفه همون لحظه بجای اینکه بخوام به خودم و ذهنم اعتماد کنم بخدا توکل کردم و از او یاری خواستم

    گفتم خدایا تو میدونی تو بر همه چی عالم و قادری تو میدونی من عاشق خودم همسرم زندگیم هستم تو خودت میدونی همسرجان همیشه بهترین ها را برام خواسته و هر چه دارم از فضل و رحمت توست خدایا من ارزشمندم و لایق عالی ترین ها

    و اینکه خدایا من به فراوانی ها و فضل و رحمت تو ایمان دارم و گرفتن دسته چک از ارزش های من نیست خودت و از راه های خودت این مسیله را حل کن

    یه حسی بهم گفت فقط یه پیام به همسر جان بده

    خود خدا بر قلبم جاری کرد و من نوشتم با قلبم نوشتم با عشق و ایمان بخدا نوشتم

    عشقم همیشه برام بهترین ها را خواستی با عشق برا من و بچه ها آسایش را خواستی رفاه را خواستی همیشه برام مهربون و با اخلاق بودی

    من کاملا بهت اعتماد دارم و ممنون که همیشه برام ارزش قایل شدی و چک هام را سر موقع پاس کردی و این چند مورد هم خیر مطلق الهی بود

    اما عشقم ممنون میشم از من درخواست گرفتن دسته چک نکنی چون با ارزش های من مطابقت نداره

    عااااشقتم من

    بله به هدایت الله با قلبم با عشق نوشتم و اونم کلی برام استیکر عشق فرستاد و فرداش با هم رفتیم بانک که رمز کارتم را درست کنم با خنده بهم گفت حسابت عالیه حیفه جک نگیریا

    منم به هدایت خدا سکوت کردم و فقط لبخند زدم و از ته قلبم شکر خدا را میگفتم و به یاریش این مسیله هم بخیر حل شد و کلی بر عزت نفس من و ارزشمندی من افزود

    ودو ساعت بعد همسر جان زنگ زد و گفت رفتم بانک ملت و آقای …….. اونجا بود و به راحتی کارا خدا بود دسته چک خودم تایید شد

    خدا را شکر کردم بابت این معجزات الهیش و همزمانی هاش درسته من کلا با دسته چک و قرض مخالفم اما این آگاهی های منه

    همسر جان بخاطر کارشون و باورهای خودشون و جامعه هنوز معتقد به دسته چکه و خداوند خودش از بی نهایت راه هدایت میکنه و اینکه کلی خوشحال و احساس عالی گرفتم

    شکر خدایا شکر بابت این مسیر الهیت که هر روز در این مسیر روشن تر وآگاه ترمیشم و ظرف وجودم بزرگ تر میشه برا دریافت نعمت های الهیت

    استاد جان من در موقعیت اول درخواست مجدد چک از همسرجان شخصیتم توحیدی نبود

    هنوز شرک های مخفی درونم بود ترس از حرف دیگران بعد همین موضوع باعث شد از همسرجان رنجش پیدا کنم و رفتارهایی که من دوست نداشتم را ببینم و هنوز از درون با خودم در صلح نبودم احساس قربانی شدن کردم و پاشنه آشیلم که تغییر دیگران بود پررنگ بود و همین موضوع باعث شد که اون تضادها و مسایل روالطی بوجود بیاد

    اما در موقعیت بعدی که همسرجان از من درخواست گرفتن دسته چک کرد دقیقا حدود 7 ماه بعد میشه اینجا شخصیت من به لطف الله و آگاهی های ناب دوره هم جهت با جریان الهی و عزت نفس و فایل های رایگان سایت توحیدی تر و سپاسگزارتر شده بود کنترل ذهن برام راحت تر شده بود اینجا باورهام توحیدی تر شده بود عزت نفسم ارزشمندیم بیشتر شده بود اینکه آگاه شدم من از درون با هر نقطه ضعف و قدرتی ارزشمندم و دیگران هم ارزشمندند اینکه در مدار عشق باشی عشق دریافت میکنی در مدار ثروت باشی ثروت دریافت میکنی

    باور کردم خودم خالق 100 درصد شرایط زندگیم هستم باور و ایمان قلبی پیدا کردم خداوند همواره کنارمه با منه از رگ گردن بهم نزدیک تره و او همواره تو را به بهترین ها هدایت میکنه

    فقط کافیه باور و ایمان قلبی بهش داشته باشی و ویژگی ولا خوف علیهم را در خودت تقویت کنی صبار شکور باشی غفور و شکور باشی توجهت را ببری رو ویژگی های خوب افراد شکرگزار و سپاسگزارشون باشی

    با توکل به خدا حرکت کن قدم اول را بردار خودش بقیه راه ها را یکی یکی بهت الهام میکنه فقط کافیه در آرامش الهی و صلح درون باشی

    و این تغییرات الهی درونی من باعث شد همه چی برام به راحتی و عزتمنرانه به لطف و اراده الهی انجام بشه

    خدایا شکرت

    خدایا هر آنچه دارم از فضل الهی توست

    استاد جان سپاسگزارم از وجود الهیتون در زندگیم سپاسگزارم از اینکه در مسیر الهی قدم برداشتید استوار ماندید و معجزات الهی را در زندگی دریافت کردید و شدید به لطف الله راهنما و پیام رسان الهی برای ما

    عااااشقتونم

    در پناه الله توحیدی بمانیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  9. -
    محسن قنادی عرب گفته:
    مدت عضویت: 2193 روز

    سلام

    مثال هایی از ریشه ظلم اوردم تا درک بهتری پیدا کنیم از صحبت های استاد

    وَظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿۵۷﴾

    و بر شما ابر را سایه‏ گستر کردیم و بر شما گزانگبین و بلدرچین فرو فرستادیم [و گفتیم] از خوراکیهاى پاکیزه‏ اى که به شما روزى داده‏ ایم بخورید و[لى آنان] بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا مى‏ داشتند (۵۷- بقره)

    وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِکُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آیَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَهِ یَعِظُکُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿۲۳۱﴾

    و چون آنان را طلاق گفتید و به پایان عده خویش رسیدند پس بخوبى نگاهشان دارید یا بخوبى آزادشان کنید و[لى] آنان را براى [آزار و] زیان رساندن [به ایشان] نگاه مدارید تا [به حقوقشان] تعدى کنید و هر کس چنین کند قطعا بر خود ستم نموده است و آیات خدا را به ریشخند مگیرید و نعمت‏ خدا را بر خود و آنچه را که از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده و به [وسیله] آن به شما اندرز مى‏ دهد به یاد آورید و از خدا پروا داشته باشید و بدانید که خدا به هر چیزى داناست (۲۳۱- بقره)

    مَثَلُ مَا یُنْفِقُونَ فِی هَذِهِ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿۱۱۷﴾

    مثل آنچه [آنان] در زندگى این دنیا [در راه دشمنى با پیامبر] خرج مى کنند همانند بادى است که در آن سرماى سختى است که به کشتزار قومى که بر خود ستم نموده‏ اند بوزد و آن را تباه سازد و خدا به آنان ستم نکرده بلکه آنان خود بر خویشتن ستم کرده‏ اند (۱۱۷- ال عمران)

    وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۱۳۵﴾

    و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مى ‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏ خواهند و چه کسى جز خدا گناهان را مى ‏آمرزد و بر آنچه مرتکب شده‏ اند با آنکه مى‏ دانند [که گناه است] پافشارى نمى کنند (۱۳۵- ال عمران)

    وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَهَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیْنًا قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَیْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿۱۶۰﴾

    و آنان را به دوازده عشیره که هر یک امتى بودند تقسیم کردیم و به موسى وقتى قومش از او آب خواستند وحى کردیم که با عصایت بر آن تخته سنگ بزن پس از آن دوازده چشمه جوشید هر گروهى آبشخور خود را بشناخت و ابر را بر فراز آنان سایبان کردیم و گزانگبین و بلدرچین بر ایشان فرو فرستادیم از چیزهاى پاکیزه‏ اى که روزیتان کرده‏ ایم بخورید و بر ما ستم نکردند لیکن بر خودشان ستم میکردند (۱۶۰- اعراف)

    فَکُلًّا أَخَذْنَا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنَا عَلَیْهِ حَاصِبًا وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنَا وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿۴۰﴾

    و هر یک [از ایشان] را به گناهش گرفتار [عذاب] کردیم از آنان کسانى بودند که بر [سر] ایشان بادى همراه با شن فرو فرستادیم و از آنان کسانى بودند که فریاد [مرگبار] آنها را فرو گرفت و برخى از آنان را در زمین فرو بردیم و بعضى را غرق کردیم و [این] خدا نبود که بر ایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم میکردند (۴۰- عنکبوت)

    فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَیْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿۱۹﴾

    تا گفتند پروردگارا میان [منزلهاى] سفرهایمان فاصله انداز و بر خویشتن ستم کردند پس آنها را [براى آیندگان موضوع] حکایتها گردانیدیم و سخت تارومارشان کردیم قطعا در این [ماجرا] براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرتهاست (۱۹- سبا)

    سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَأَنْفُسَهُمْ کَانُوا یَظْلِمُونَ ﴿۱۷۷﴾

    چه زشت است داستان گروهى که آیات ما را تکذیب و به خود ستم مى ‏نمودند (۱۷۷- اعراف)

    و نتیجه ظلم به خود و مظلوم واقع شدن چیزی نیست جز:

    قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُکْرًا ﴿۸۷﴾

    گفت اما هر که ستم ورزد عذابش خواهیم کرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانیده مى ‏شود آنگاه او را عذابى سخت‏ خواهد کرد (۸۷- کهف)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  10. -
    زینب حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1716 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی

    من واقعا با پوست و گوشتم با تک تک سلولهام درک کردم که وقتی تغییر کنی البته به اندازه تغییراتی که میکنیم آدمها و جهان اطرافت تغییر میکنن من مثلا در روابطه به همسرم خیلی غر میزدم و نکات منفی همسرم رو میدیدم و اگه ناراحتی از خانواده همسرم داشتم به جلوی همسرم بدیهاشون رو میگفتم قبل از پروژه تغییر را در آغوش بگیر این بهبود رو شروع کرده بودم که اخلاقهای که در بالا گفتم رو بزارم کنار و با شروع دوره مخصوصا با صحبتهای رزا عزیز و خواندن یکی از کامنتهای آقای علی ابودرائی کهنوشته بودن در جواب یکی از دوستان سر هر تضادی از خودتون بپرسید خدا الان چطور نگاه میکرد به قضیه و من مرتبط این سوال رو از خدا میپرسم و خیلی آرامش پیدا کردم یه بار که داشتم از مسیر خارج میشدم که وارد بحث بشم با همسرم در حد یه جمله ردو بدل شد و من سریع این سوال رو پرسیدم که خدا چطور نگاه میکرد و یه سوال دیگه پرسیدم از خودم من ممکنه حالم بد بشه ولی مسول این هستم حالم رو خوب کنم فقط چند دقیقه حالم خوب شد همسرم چقدر عالی شده عشقم عزیزم از دهنش نمی افته تقریبا هر چیزی رو ازش درخواست کنم برام انجام میده البته ذهن هنوز نجوا داره که اون احساس قربانی بودن رو بهم بده ولی سعی میکنم بهش توجه نکنم یا خودم رو سرگرم کاری کنم یادم بره امشب موضوع تکراری برام پیش اومد با همسرم به جای حرف نامربوط زدن با حال خوب برخورد کردم و خوشحالم که از روزای قبلم بهتر شدم یکی از اطرافیانم که همش گله و سکایت میکرد کمرنگ شده توی زندگیم البته بگم سعی میکنم این شخص رو قضاوت نکنم چون خودم جذبش کردم چون زمانی خودم اینطور بودم البته گاهی اوغات این گله و شکایت و توقع از دیگران به صورت نوشخوار میاد تو ذهنم و من هم میگم به خودم زمانی خودت هم اینجوری بودی و هنوزم خیلی کم هستی پس باید خودم رو در این زمینه تغییر بدم اینقدر ذوق میکنم برای کارهایی که همسرم در خانه میکنه و ازس تشکر میکنم باورش نمیشه میگه مسخره میکنی منو یا به خاطر کارهایی که خانواده همسرم برای من و بچه هام انجام میدن تشکرو سپاسگزاری میکنم حتی بچه هام تعجب میکنند میگن مامان شوخی میکنی هر روز سعی میکنم شخصیتم رو بهتر کنم بیشتر به بهبود زندگی ام بپردازم و من از وقتی دارم روی خودم کار میکنم و سرم رو از زندگی دیگران کشیدم بیرون تغییرات رو به وضوح دارم میبینم کوچیکن ولی ادامه دارن

    به امید فردایی بهتر از امروز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      پریسا گفته:
      مدت عضویت: 2430 روز

      سلام زینب عزیز

      آفرین بهت که داری روی خودت کار میکنی و کنترل ذهن میکنی

      چقدر باهات همزاد پنداری کردم چون دقیقا منم چند وقتیه تصمیم گرفتم فقط و فقط نکات مثبت همسرم و زندگیم رو ببینم که انصافا خیلیم زیادن

      وچقدر دعواها ومشاجره های بیهودمون کم شده

      وچقدر آرامش دارم

      ودقیقا مثل شما یوقتایی همسر منم تعجب میکنه از رفتارهام

      چون من اصلا آدم برونگرایی نیستم ولی دارم تمرین میکنم با زبان خوش و بیان خوش وزیبا و پسندیده با دیگران مخصوصا همسرم صحبت کنم و ایشون هم کاملا بعضی اوقات تعجب میکنه

      و میگه پری چقد تغییر کردی!!

      خیلی تحسینت میکنم

      ادامه بده دختر قوی

      در پناه حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زینب حسینی گفته:
        مدت عضویت: 1716 روز

        سلام به پریسای عزیز

        پیامت رو در بهترین زمان دریافت کردم نجواها داشت منو از مسیر خارج میکرد که اون نتیجه که میخواستی نگرفتی پیام شما اون نور امید بود برام که تصمیمت درسته فقط ادامه بده لذت ببر

        ممنون دوست عزیز

        لذت بردم از عکس پرو فایلتون و اون گلهایی که توی دستتونه آخه من عاشق گل آفتابگردونم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          پریسا گفته:
          مدت عضویت: 2430 روز

          سلام زینب عزیزم

          خدارو صدهزار مرتبه شکر که با پیامم یه اتفاق زیبا رو رقم زدم

          مرسی از تعریف زیبات خوشگلم مطمئنم زیبایی در نگاه شماست دوست عزیزم

          برات آرزوی موفقیت در این مسیر زیبای الهی دارم

          درپناه اله یکتا شاد و سربلند و سعادتمند باشی زینب عزیزم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: