تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶ - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اسما نظریان گفته:
    مدت عضویت: 1411 روز

    و اگر این یک هدایت نیست پس چی میتونه باشه؟

    سلام میکنم خدمت استاد بزرگوارم و دوستای قشنگی که با ما همراهن!

    جالبه برام که چطوره که تازگیا هر سوالی ک میپرسم هر حرفی کع میزنم هدایتی که میخوام دو دقیقع نمیکشه و خدا هدایت میکنه!!

    دیشب بود تو فکر بودم کع چرا تازگیا هیچ نتیجع ایی ندارم؟ چرا نتیجه خاصی نگرفتم از ثروت یا هر چی … بعدش رها کردم و از خدا خواستم که هدایتم کنه

    تا امروز که تو سایت اومدم و دیدم به به استاد گل کاشته و چه اسم قشنگی هم برای این فایل

    جواب سوال من اسم این فایل هست خیلی جالبه !

    خب حالا برین سر اصل داستان

    من هنوز یه وقتایی ذهنم ارور میده در رابطع با تغییر باور هام چون عین سیمان چند ساله چسبیدن بع ذهنم و ول نمیکنن

    امروز یه باوری از ثروت در خودم پیدا کردم ( که پس پسای ذهنم بودم و بهو پیداش کردم که ادم اگر میخاد پول در بیاره پس باید کار فیزیکی زیادی هم کنه و سرشو شلوغ کنه و این باور مخرب که هیچ نابود گره …! و اینو موندم که الان من چندین ساله اینجوری فکر کردم و چجوری باید باورمو عوض کنم؟ حتی منطق و اینا هم به دردم نخورد مثلا به خودم گفتم که بیا بگیم فلانی رو ببین کار کم میکنه پول در نیاره و …(که از اون ور بوم افتادم و دیدم دارم خودمو بدتر مقایسه میکنم که اینم تخریب گره)

    حقیقتش استاد و دوستانم کمی در این موضوع و حلش موندم و میدونم خدا از هزار راه دیگه منو هدایت میکنه که چجوری باورمو که انقد ترسناک هست و بهم چسبیده و از چه طریقی و چه راهی عوض کنم و جاش باور های مثبت بزازم

    مثلا با خودم گفتم خب با تکرار زیاد ( ولی باز ذهنم میگه خب تکرار کردی اتفاقی نیوفتاد که با فقط تو داری یک بار در کل 24 ساعتا میگی این که هیچ معنایی نداره )

    برای همین من و ذهنم در یک رینگ بزرگ کشتی کج هستیم و کسی که برنده در میاد و همه پول ها برای اون میشه قطعا منم

    پس تا هدایت بعدی که شدم و فهمیدم باید چیکار کنم بدرود دوستون دارم ….3>

    دوستانم اگر کسی جواب سوالی که پرسیدم و بدونه و برام بنویسه یک دنیا ممنونتون میشم بوس به همگی تون موفق باشید

    ساعت هدایتم 13:32

    دوستان عزیزم بزارید همین الان یه چیزی رو بگم بهتون

    من این کامنت همین الان نوشتم و سعی کردم رها باشم و کامنت ها رو خوندم و خدا اینجوری ما رو هدایت میگنه خدایاشکرتتتتتتتت

    دوست عزیزی که کامنت گذاشته بود آقا رضای عزیزم که خدا تز طریق ایشون قشنگ منو هدایت کرد

    و چیزی که نوشته بود و جواب سوالم بود

    ««« استاد عباسمنش در جلسه اول دوره الهی هم جهت با جریان خداوند هم توضیح دادند یه باور برای اینکه تبدیل بشه و ب اتفاق و وارد زندگیمون بشه باید اونقدر مومنتوم بگیره ک ب اون آستانه ارتعاشی برسه ک وارد اون مدار بشیم ک خواسته مون در اون وجود داره و اگه 1000 بارهم تا یک قدمی اون مدار بریم و برگردیم هیچ وقت اون نعمت یه خواسته وارد زندگیمون نمیشه»»»

    خدایا این سایت اگر الهی نیست این حرفا کامنت ها اگر هدایت نیست پس چیه خدایاشکرتتتتت وای من خوشحال ترینمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  2. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2226 روز

    سلام.

    امروز به لطف خدا و یادآوری دوستانِ عزیزم، یه اقدامِ عملی انجام دادم.

    فاطمه جان (محرمی) هفته ی پیش بهم پیشنهاد داد تو که اوریگامی کار کردی، ویدیو بذار یوتیوب…

    پیشنهادش قلقلکم داد، و نکته ی مثبتش این بود مثل قبل گارد ذهنی نداشتم که نه، نمیشه، با چه کیفیتی و …

    حتی اصلا اهمیت ندادم که اینهمه ویدیوی باکیفیت و رسمی، تو فضای مجازی هست.

    گفتم من کار خودمو انجام میدم با عشق و لذت.

    همینم شد.

    امروز کلید استارت زده شد به فضل خدا.

    یه فیلمبرداریِ آسان در شرایطِ آسان.

    حافظ عسلی تو اتاقش، با بابا جونش مشغول بازی و شنیدن فایل استاد جان بودن.

    با ساده ترین شیوه و موبایل خودم، ضبط کردم.

    یه دور تمرینی و دور دوم رو نهایی ضبط کردم.

    از کیفیتِ صدا و تصویر و آموزشم راضی هستم.

    خدایا شکرت.

    تو منو آسان کردی بر اسانی ها.

    تو منو هدایت کردی.

    تو گاردهای ذهنیمو برداشتی.

    تو شجاعتِ اقدام دادی بهم.

    تو به دلِ فاطمه جان انداختی پیشنهاد یوتیوب رو بهم بده.

    تو به دلِ سعیده جانم (رضایی) انداختی امروز از یوتیوبِ خودش بگه و واسه من بشه یه نشانه و هدایت به سمت کانال خودم…

    خدایا خیلی ممنونم ازت.

    یه همزمانیِ جالب رخ داد.

    دقیقا وقتی تو خط دوم کامنتم، اسمِ فاطمه جان رو نوشتم، خودش بهم زنگ زد.

    الله اکبر.

    رزقِ شیرین و گوارایی بود صحبت هامون.

    خیلی قشنگه گفتگوهای توحیدی.

    چون همش حولِ محورِ یاداوری مطالب سایت و اگاهی ها میچرخه.

    الحمدالله برای این رزقِ شگفت انگیز.

    یکی از پاداش های دوره هم جهت با جریان خداوند، برای من، همین ارتباط های ناب هست.

    الحمدالله.

    یه هدف دیگه هم داشتم برای ویدیو گذاشتن تو یوتیوب.

    چون با این فضا کار نکردم و بلدش نیستم، به عمد واردش شدم تا یاد بگیرمش.

    یه اتفاق جالب هم افتاد.

    فاطمه جانم گفت کامنت هام بسته است.

    این یه مسیله بود که دوست داشتم حلش کنم.

    تو تنظیمات جستجو کردم و گزینه فعال سازیشو پیدا کردم.

    باریکلا سمانه جانم.

    هم برای این تغییر بزرگ و هم برای حل مسیله.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  3. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    به نام خداوندِ هدایتگرم

    خدایی که همیشه در دقیق‌ترین زمان، درست همون چیزی رو به من می‌رسونه که نیاز دارم. خدایی که با عشق منو در مسیر آگاهی گذاشت، با این سایت الهی آشنا کرد و کاری کرد که بتونم هر لحظه هدایتش رو بشنوم و با دلم درک کنم که الان کجای مسیرم، چه درسی دارم و چطور باید رشد کنم.

    استاد جانم، من با تمام وجودم لمس کردم که هیچ چیزی توی زندگی اتفاقی نیست. هر چی پیش میاد، برای رشد و بیداری منه.

    یه زمانی بود که هفت سالِ تموم، تمام تلاشم رو کردم تا زندگیم بهتر بشه. همه‌ی توانم، عشقم و انرژیم رو گذاشتم برای درست کردنش، ولی هیچ‌چیز اون‌طوری که می‌خواستم پیش نمی‌رفت. هر چی بیشتر زور می‌زدم، انگار کمتر نتیجه می‌گرفتم.

    تا اینکه یه روز…

    خسته، ناامید و در عین حال آروم، با خودم گفتم: «دیگه بسه… من همه کارم رو کردم. حالا وقتشه بسپارم به خدا.»

    و همون‌جا بود که برای اولین‌بار در زندگی‌م واقعاً رها کردم.

    رها کردن یعنی دیگه نجنگیدن. یعنی پذیرفتن اینکه من قرار نیست کسی رو عوض کنم.

    اون روزا با خودم گفتم: «اگه قراره چیزی درست بشه، باید از درون من شروع بشه.»

    به جای گریه و غصه، نشستم و با تمرکز کامل، دوره‌ی «عشق و مودت» رو دوباره از اول دیدم. همون جلسات ابتدایی که همیشه حس می‌کردم برام خاصن، این‌بار یه چیز دیگه برام باز شد. یه نوری افتاد روی خودم. انگار یه آیینه جلوی روحم گذاشته بودن.

    اون‌جا بود که با یه آگاهی عمیق روبه‌رو شدم:

    من همیشه فکر می‌کردم مشکل از همسره. همیشه تو ذهنم می‌گفتم اون باید تغییر کنه، اون باید یاد بگیره محبت کنه، اون باید بفهمه…

    ولی اون روز فهمیدم اشتباه من از همین‌جا شروع شده بود. من می‌خواستم بیرون رو درست کنم، در حالی که قانون جهان اینه:

    هیچ‌چیز در بیرون تغییر نمی‌کنه تا وقتی درونت همون باشه.

    جالب اینجاست که در همون زمان، یکی از دوستانم هم دقیقاً همین سؤال رو از من پرسید. گفت:

    «من این‌همه روی خودم کار کردم، چرا جهان هنوز من و همسرم رو از هم جدا نکرده یا اون تغییر نکرده؟»

    و همون موقع، صدای شما توی ذهنم اومد، استاد جانم…

    که گفتید:

    «محاله دو نفر با فاصله‌ی فرکانسی زیاد مدت طولانی کنار هم بمونن. اگه هنوز با هم هستید، یعنی هنوز درونت چیزی هست که باید تغییر کنه.»

    اون جمله برام مثل برق بود.

    یه تلنگر واقعی که باعث شد دست از مقصر دونستن بقیه بردارم و رو‌به‌روی خودم بایستم.

    اون روز تصمیم گرفتم غر زدن رو کنار بذارم، شکایت نکنم، و فقط روی خودم تمرکز کنم.

    شروع کردم به تغییر دادن نگاه، باور، حرف‌ها و احساس‌هام.

    و جالب اینجاست که درست از همون موقع، معجزه شروع شد.

    بدون اینکه چیزی بهش بگم، همسرم شروع کرد به تغییر.

    من در فکر جدایی بودم، اما به جای ترس، یه آرامش عمیق درونم بود.

    انگار خدا بهم گفت:

    «تو فقط خودت رو تغییر بده، بقیه‌ش با من.»

    همسرم تغییر کرد، بدون بحث، بدون اجبار.

    رفتارش نرم‌تر شد، توجهش بیشتر شد، حرف‌هاش از عشق و احترام پر شد.

    و من از درون می‌دیدم که همه‌ی اینا انعکاس خودمه.

    انعکاس زنِ جدیدی که خودشو لایق عشق، احترام و آرامش می‌دونه.

    اون‌جا بود که قانون رو با تمام سلول‌هام درک کردم:

    اگه تغییری توی بیرون نمی‌بینی، یعنی هنوز از درون اون‌قدر که باید تغییر نکردی.

    و اگه می‌خوای جهان بیرونت خیلی عوض بشه، باید درونت رو خیلی عمیق‌تر بسازی.

    از همون‌جا بود که ورق زندگی من برگشت.

    دیگه نیازی به تلاش بیرونی نداشتم، چون فهمیدم قدرت اصلی درون خودمه.

    وقتی من تغییر می‌کنم، جهانم خودش با من هماهنگ می‌شه.

    وقتی لیاقتم بالا می‌ره، آدم‌ها و اتفاق‌هایی وارد زندگیم می‌شن که با اون حس هماهنگن.

    و اون موقعه که می‌فهمی خدا چطور از دلِ تسلیم و رهایی، معجزه می‌سازه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    زیبا قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 916 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام

    دقیقا دقیقاااااااً زمانی زندگی من توی روابط یه رنگ و لعابی به خودش داد که من دیگه باج ندادم.

    اینستایی که سالها با باج دادن نگهش داشته بودم ، پیجی که برای عکس گذاشتن توش مدام باج میدادم

    و از دست دادم البته اون موقع ها فکر میکردم که دنیا به اخر رسیده ولی الان دیگه میدونم هدایتی بوده از طرف خداوند تا من وارد این مسیر بشم.

    استاد به خدا قسم من اگر اینستا رو داشتم به هیچ عنوان وارد این سایت نمیشدم چون یکی از دوستان از طریق اینستا به من این سایت و معرفی کرد اما من زمانی وارد سایت شدم که به نظرم می اومدم همه چیو از دست دادم.

    هدایت خدا راه نجات و برام باز کرد و من شجاعتی گرفتم با حرفای شما و البته با شناخت به مرور خداوند که به قول معروف این شجاعت و جسارتم کوه و جابه جا میکرد.

    حالا نوبت گوشی بود تا از طریقش باج بدم ولی اینبار نه از طریق جهان خودم اقدام کردم و گوشیو بهش پس دادم تا دیگه باج ندم.

    من سه ماه گوشی نداشتم هیچ گوشی و از طریق تب لت پسرم وارد سایت میشدم

    منی که صبح تا شب پای پیجم و گوشی بودم مثل یه معتاد.

    اون قدر لذت بخش بود برام شنیدن صداتون که اصلا یادم رفته بود گوشی ندارم.

    خدا شجاعتم و دید و پاسخ داد

    قبلا تو کامنتام نوشتم که با درامد صفر گوشی که ازم گرفته شده بود و هفتاد میلیون پولش بود خریدم .

    دیگه شروع شد من صد برابر شجاعتر و نترس تر شدم

    و همین طور رفتار همسرم تغییر میکرد .

    خلاصه الان دوسال از اون موقع میگذره و من هر روز بیشتر وارد ترسام میشم البته هر وقت قانون یادم میره و یه کوچولو عملگراییم کم میشه سریع نشانه ها رو میبینم و همون جا جلوی بروز تضادها رو میگیرم.

    استاد من اصلا و اصلا قابل مقایسه نیستم با ادم قبلی.

    ماشین شاسی بلند که ارزوشو داشتم زیر پامه

    به راحتی هرچقدر دوست دارم پول خرج میکنم و همیشه کارتم در حال شارژ شدنه.

    بدون داشتن شغل و درامد و سختی

    هرجا دوست دارم هر وقت بخوام به راحتی میرم بدون اینکه قبلش اجازه بگیرم

    تمام این نتایج زمانی شروع شد که من دیگه نترسیدم

    بار اول کتک خوردم گفتم کتک میخورم ولی باج نمیدم

    بار دوم کتک ها کمتر شد

    بار سوم قهر

    بار چهارم قهر کمتر

    بار پنجم بی تفاوتی همسرم و دیدم

    و بار ششم همون بی تفاوتی هم نبود

    ادامه دادم گفتم من خدا رو دارم باید اول خودم تغییر کنم

    استاد عمل میکردم و کیف میکردم که شاگرد خوبی هستم

    نتایج اومد هر روز بهتر و بیشتر

    مسافرتهای عالی

    حالا نوبت خانواده شوهرم بود که ١٨ سال باج میگرفتن

    گفتم دیگه بسه منی که یکبار تونستم بازم میتونم

    بار اخری که باهاشون حرف زدم که دوسال پیش بود

    سرم گرفتم بالا گفتم من دیگه باج نمیدم من همینم.

    هر کسی منو دوست نداره با من حرف نزنه با من قطع ارتباط کنه و خدا بازم پاسخ داد

    به گفته خودشون انگار خیلی سال بود از من خوششون نمی اومد و تصمیم گرفتن دیگه ازتباطی با من نداشته باشن

    خدااااااای من ارامشششششش ارامششششش

    شد پاداش جسارت من

    و همین طور هر روز در حال بهبود شخصیتم هستم

    با خریدن دوره عزت نفس و دوازده قدم هر روز شاهد معجزاتی هستم که اشک از چشمانم جاری میکنه

    و فقط میتونم بگم استاد شما منو از ترس ٣٧ ساله نجات دادی و فقط میخوام با عمل کردن به حرفاتون ازتون تشکر کنم چون میدونم همین شما رو خیلی خوشحال میکنه .

    اینایی که نوشتم گوشه ای از باج ندادن هام بود و گوشه ای از تغییرات زندگیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  5. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2278 روز

    به نام خدایی که اراده اش بر گسترش و پیشرفت جهان هستی است من باید سعی کنم دستی از دستان خدا باشم برای گسترش جهان و در اینصورت که مورد حمایت پروردگارم هستم

    سلام به استاد عزیزم و مریم عزیزم عاشقتونممممم😍😍😍😍

    امروز سحر جان درخواست اپدیت دوره عشق و مودت رو داشتند(قانون درخواست کردن )👌👌

    استاد شما سایتتون بهترین دسترسی رو داره و کاربردی ترین وبهترین محتوا ها رو داره و پربازدیترین سایت با اختلاف در دنیاست 👏👏👏👏👏👏

    چون شما همیشه و هرروز دارید رو سایت کار میکنید بهترین محتوا ها رو تولید میکنید و ما داریم میبینیم که چقدر مریم جانم وقت و انرژی گذاشتند برای تدوین محصولات رایگان و چقدررررر عالی هر کدوم از فایل هارو تو دسته بندی خودش گذاشتند ۱۵۰ تا فایل رایگان رو از اول تدوین کردن فقط و فقط از روی عشق چون منفعت مالی که نداشت و ۷،۸بار اون مقاله هارو و توضیحات رو از اول ویرایش کردند اونم اون مقاله ها که از درک بالای آگاهی های مریم جانم نشات گرفته و هر بار که میتونم تو مدار بالاتری قراردمیگیرم درک بهتری پیدا میکنم همه چیز تو سایت شما پویاست و نکته مهمی گفتید که قبل از اینکه به تضادی بخورید اوضاع رو بهبود میدید استاد شما هیچ کدوم از محتوا هایی که تولید کردید رو نزاشتید سالها تو سایت بمونه و هیچ تغییری ندید همه محتوا ها رو از اول بهبود دادید محصولات رو به روز رسانی کردید در حالی که میتونستید اون همه بهبود که تو عزت نفس دادید و روانشناسی یک رو که از اول کاملا با درک و آگاهی الانتون تولید کردید رو به عنوان محصول جدید به فروش برسونید همه اینها رو در کمال سخاوت بدون دریافت پول بیشتر با عشق با عشق با عشق در اختیار ما گذاشتید و خدا میدونه چقدر زمان گذاشتید و زمان می میزارید برای تهیه این محصولات وبه روز رسانیشون و هر روز فکر میکنید که چطور از این بهتر چطور از این در دسترس تر چطور از این قابل درک تر محتوا ارائه بدید استاد هر چیزی که به ما میگید رو خودتون کاملا عملی دارید انجام میدید و آقا ابراهیم عزیز که چقدر توضیح کامل و جامعی رو برای معرفی امکانات و نوع دسترسی به امکانات داشتند واقعا حق طبیعی شما این حد از موفقیت و خوشبختی و لذت و ثروت هست چون تو مسیر مورد علاقتون فقط دارید با عشق کار میکنید و این فرکانس رو همه دوستان تو سایت دریافت میکنیم برای شما و مریم جان و آقا ابراهیم و خانم فرهادی آرزوی سعادت ،سلامتی و خوشبختی و شادی و ثروت روز افزون رو از خداوند خواستارم الهی امین

    در مورد جواب دوستون سحر جان فرمودید که اگر ما به اندازه کافی تغییر کنیم دنیا شرایط رو خود به خود تغییر میده اگر شرایطت تغییر نکرده تو باید به خودت نهیب بزنی که شاید من به اندازه کافی تغییر نکردم

    رفتارها باید به صورت بنیادین تغیر کنه نه حرفات خیلی موقع ها ما فکر میکنیم تغییر کردیم و رفتارهای ما زمانهایی که احساسات ما قلیان میکنه مثلا تو اوج عصبانیت تو اوج نا امیدی باید ببینیم چه رفتاری نشون میدیم اگر جنس رفتارها مثل قبله یعنی ما همون آدم قبلی هستیم

    اگه تو منگنه قرار بگیری یه ذره بچلونی همونی ازش بیرون میاد که قبلا بیرون می ریخته به خاطر همینه که موقعی که داره بهمون فشار میاد رفتارهایی که زیر فشار نشون میدیم نشون میده آیا همون آدم قبلی هستی یا نه اگر همون آدم قبلی هستی پس معلومه توش عوض نشده روش عوض شده اون وقت اگریه ذره آگاه باشی به خودت میگی من باید بهتر بشم

    استاد جانم یادمه تو یکی از فایل هاتون گفتید که وقتی تو بندر عباس بودید خیلی داشتید رو خودتون کار میکردید و گفتید پیش خودتون که من دیگه تغییر کردم وقتی برای مدتی اومدید قم پیش پدرتون با ایشون به تضادی خوردید که گفتید اون دیو نهفته تو وجودم رو بیدار کرد و پیش خودتون گفتید که نه من هنوز تغییر نکردم و برگشتید بندر عباس و ادامه دادید روند کار کردن رو خودتونو تو شرایطی که همه چیز گل و بلبل هست نمیشه خیلی متوجه تغییرات شد باید ببینیم تو شرایط سخت تو تضاد چه رفتاری داریم اونجا تغییرات خودشو نشون میده و میشه فهمید که تغییرات در عمق جان ما نفوذ کرده یا نه

    وقتی به اندازه کافی رو خودمون کار میکنیم نشونش اینه که آدمهای اطرافمون تغییر میکنند یا بهتر میشند با ما هماهنگ میشند یا اگر نتونند با فرکانس تو هماهنگ بشه و تغییر نکنه خودش راحت از زندگیت خارج میشه

    مثلا در مورد روابط طرف داره مورد سوءاستفاده قرار میگیره لازم نیست به طرف بگم که من نیستم اصلا لازم نیست من به طرف مقابلم بگم بیا جدا بشیم یا اون بگه بیا جدا بشیم طرف داره سو استفاده میکنه از دختره باج میگیره دختره دیگه مثل قبل باج نمیده میگه تو اون چیزهایی رو که میخوای من انجام نمیدم اگر اعتماد به نفسش بالا رفته باشه اگر دیگه ترسی نداشته باشه دیگه باج نمیده وقتی اون طرف مقابل نشونه سو استفاده کنه میزاره خودش میره

    هیچ کسی نمیتونه به کسی که مظلوم نیست ظلم کنه ظالم وقتی به وجود میاد که مظلوم باشه مثل فردی که در مدار قربانی قرار میگره که استاد اولین کسی تو دنیا بودید که در مورد این ویژگی تو عزت نفس صحبت کردید که چقدر در وجودمون پنهان است ومن تو این دوره نفیس برای اولین بار در این مورد آگاهی به دست آوردم و سعی کردم هیچ وقت این ویژگی قربانی بودن رو نداشته باشم چون این قربانی حتما یه جلاد میخواد و اون جلاد رو جذب میکنه مظلوم هم ظالم رو جذب میکنه اگر من مظلوم نباشم قربانی نباشم ظالم و جلادی هم نیست من نباید در مدار قربانی و مظلوم بودن باشم تا با این افراد برخورد نکنم من باید رو خودم کار کنم رفتارهام تغییر کنه وقتی به اندازه کافی تغییر کنم نشا نه اش اینه که آدمهای اطرافم تغییر میکنند یا از مدار من خود به خود وبه صورت کاملا طبیعی خارج میشند

    ریشه ظلم در قران ۳۱۵ بار تکرار شده (مفهوم کلی ظلم به خود افرادی که به خودشون ظلم کردند هست) در صدها آیه از این کلمه ظلم به خود استفاده شده

    مصداق‌هایی که در قرآن به عنوان ظلم به خود مطرح شده

    سوره اعراف : «قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَ إِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَکونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى، از زیانکاران خواهیم بود.»

    در سوره شوری:«وَ مَا ظَلَمُونَا وَلَکن کانُواْ أَنفُسَهُمْ یظْلِمُونَ؛ (ولى آن‌ها کفران کردند) آن‌ها به ما ستم نکردند، بلکه به خود ستم نمودند.»

    در سوره بقره درباره ظلم به خود می‌فرماید: «وَ مَن یفْعَلْ ذَلِک فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ؛ و کسى که چنین کند، به خویشتن ستم کرده است.» و نیز: «وَ مَن یفْعَلْ ذَلِک فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ؛ و کسى که چنین کند، به خویشتن ستم کرده است.»

    تو مثال روابط و مثال کارمند و کارفرما نمیتونه یه آدم ظالم به کسی که مظلوم نیست ظلمی کنه اگر کسی داره به من ظلم میکنه این به این معنا نیست که اون آدم ظالم هست این به این معناست که من مظلوم هستم و ظلم اون فرد رو جذب کردم من اگر خودمو درست کنم ظالمی نیست

    من باید رو خودم کار کنم جهان بقیه کارها رو انجام میده اگر جهان بقیه کارها رو انجام نداده یعنی من رو خودم هنوز خوب کار نکردم باید ادامه بدم

    استاد و مریم جانم عاشقتونم و سپاسگزارم برای این گفتگوهای زیبا و پر از اگاهیتون😍😍😍

    خدایاعاشقتم که عاشقمی 😍😍😍سِودا❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  6. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 2200 روز

    سلام

    بخدا هر چی از این فایل بگم کم گفتم استاد

    یعنی من با تمام وجودم با سلول سلول وجودم به این نتیجه رسیدم که جهان آیینه ی تمام نمای افکار و باورهای ماست،شرایط آدم ها نتایجی که در زندگیمان داریم بخدا استاد این جمله را باید با طلای ناب نوشت که

    “جهان فقط به افکار و باورهای ما پاسخ خواهد داد”

    یعنی بخدا استاد از وقتی که یک محصول شما را خریداری کردم محصول عزت نفس بخدا استاد اینقدر تغییر کردم اینقدر شرایطم خوب شده اینقدر هر روز اتفاقات عالی برام میفته اینقدر معجزه دیدم که خدا میداند و بس،بخدا استاد اینقدر تغییر کردم که هیچ ربطی به افسانه قبل ندارم،خدای من بخدا در حیرتم از این همه تغییر این را نتایجم میگوید استاد رفتارهایم میگوید در شرایط سخت در هر شرایطی کلا استاد وقتی میبینم اینقدر رفتارهایم تغییر کرده اند و بخدا بعضی وقتها به خودم افتخار میکنم که ببین افسانه چقدر داری به طور ناخودآگاه به قوانین عمل میکنی بدون اینکه بخوای زور بزنی ،

    یعنی بخدا استاد در شرایط سخت خودم را سنجیدم و بخدا چقدر خوب درسهایش را پس دادم و در شرایطی به شدت برای خانوادم سخت بود تضاد پشت تضاد استاد من چقدر حالم خوب بود یعنی بخدا اطرافیان میآمدند می‌گفتند این شرایط برای خانوادت پیش اومده ها ولی بخدا استاد اینقدر حالم خوب بود و آرامش داشتم که بقیه باور نمیکنند من در این خانواده و شرایط زندگی میکنم،

    بخدا استاد من اینقدر از همین یک محصول نتیجه گرفتم در همه زمینه ها کلا شخصیتم تغییر کرده،مثلا در همه کارهای که قبلا انجام میدادم بهتر شدم یعنی یک ایده ها و الهاماتی بهم گفته میشه در اون کار بخدا به خودم میگم چطور قبلا اینا به ذهنت نرسیده این راه به این آسونی و راحتی چقدر خودتو سختی میدادی،

    بخدا استاد عشق های از اطرافیان دریافت میکنم عزت و احترامی ارزشمندی دریافت میکنم و بخدا بعضی وقتها مات مبهوت میمانم حتی کسانی که با دیگران رفتار خوبی ندارند ولی با من چه رفتار خوب قابل احترامی دارند چه محبتهای که از دیگران دریافت میکنم،

    بخدا استاد لازم نیست زجر بکشیم تا دیگران رفتارشان را با ما تغییر بدهند ما که تغییر کنیم دنیایمان تغییر خواهد کرد

    بخدا استاد اینقدر از همین یک محصول نتیجه گرفتم که بخدا ذهن منطقیم دیگه زیاد سماجت نمیکنه برای خیلی از رفتارهایم بخدا استاد من خیلی آدم منطقی بودم که برای هر کاری دلیل مدرک میخواستم برای هر رفتاری بخدا استاد اینقدر این نتایج برام واضح و مشهود بوده که استاد دیگه ذهنم زیاد سماجت نداره،

    بخدا یه وقتایی میبینم اینقدر راحت دارم به قوانین عمل میکنم و شده جزءناخوداگاهم جزء رفتارهایم افتخار میکنم به خودم که اینقدر خوب دارم درس هایم را پس میدهم که به خداوند م متعهد شده ام در حد درک و توانم عمل کنم با قوانینش،

    و استاد چقدر خوب که آیاتی از قرآن می آورید و چقدر که قرآن بهم کمک میکنه برای محکم و ثابت کردن مسیرم که این فقط مسیر درست و خوشبختی واقعیست،

    و استاد واقعا سپاسگزارم از شما و از خداوند بینهایت وهابم🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  7. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1140 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست

    درود و سپاس خدمت شما استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم

    تمرین قسمت ششم:

    داستان رو از اینجا شروع می کنم، در گذشته تلاش می کردم با قرض، قوله و وام خونه امون رو بزرگتر کنم و این موضوع توی ذهنم مترادف شده بود با رشد مالی

    سال 90 بود، اون زمان کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هیل رو مطالعه می کردم و سی دی راز و ویس های انگیزشی اساتید مختلف رو گوش می دادم( جذب اون ها هم برا خودش داستان عجیبی داره)، فقط با همین دو تا کار فرکانسم بالا اومده بود و تونستیم ییه خونه ی بینهایت فوق‌العاده با دو برابر متراژ قبلی بخریم( به فرموده ی استاد عزیز فقط با گوش کردن فایلها، هم می شه راحت باورهای مفید وارد ناخودآگاهمون بشه).

    سال 94 بود، اون زمان فقط فرصت می کردم، سی دی راز رو گوش کنم(اونهم زمانیکه مشغول کار تو آشپزخونه بودم) اون خونه رو هم، فقط با انجام همین یه کار فروختیم و یه خونه با قیمت مناسب تو یه منطقه ی عالی تهران خریدیم(اونم واقعاً داستان جالب خودش رو داره)

    بنا به مشغله های کاری زیاد، به علت گرفتن پست مدیریت، گوش کردن ویس و مطالعاتم کاملاً قطع شد(چشمتون روز بد نبینه) با قطع همین دو کار به ظاهر ساده، تضادهای عجییییییب و غریبی هم تو زندگی شخصی و هم کاریم پیش اومد و در عرض 10 ماه اون خونه ی زیبائی ،که هم خودم و هم همسرم خیلی زحمتش رو کشیده بودیم، از دستمون رفت و از کارم هم جز تجربه مدیریتی چیزی نموند.

    اون سال هم من و هم همسرم از نظر مالی و از نظر روابط به فنا رفتیم.(فرکانس من روی شغل همسرم هم تاثیر گذاشته بود)

    همون سال (سال 95 ) با قسمتی از پول فروش خونه، رفتیم منطقه ی خوب سعادت آباد یه خونه ی عالی اجاره کردیم(به علت باورهای محدود کننده و خیلی تضادها و از همه مهمتر عدم طی کردن تکامل و عدم کار کردن رو باورها)، نه تنها خوشحال نبودم بلکه روح و روانمون هم کاملا بهم ریخته بود.

    خیلی اتفاقی دوره ی ان ال پی رو شرکت کردم و کمی فرکانسم بالا اومد و با همون یه ذره تغییر فرکانس، تونستیم سال 97 با کمک خدای بینهایت بخشنده مجددا یه خونه ی خوب بخریم(این هم داستان جالب خودش رو داره) توجه کنید فقط با کمی تغییر فرکانس دوباره این اتفاق افتاد.

    اون خونه رو هم به بهانه رشد مالی سال 98 فروختیم و یه خونه دیگه خریدیم، دوباره بعلت مشغله‌های کاری گوش کردن ویس و مطالعه ام قطع شد و دوباره فرکانسم پائین اومد و باز دوباره همون اتفاقات و مشکلات عجیییییییب و غریب

    تحویل خونه امون تا دو سال طول کشید(خدا فقط می دونه چقدر من و همسرم اذیت شدیم)

    از سال 98 (زمان کرونا به علت کمتر شدن مشغله ی کاریم) با آموزه های اساتید مختلف از جمله شما استاد عزیزم توی اینستاگرام آشنا شدم و کم کم مراحل تکاملم رو طی کردم، که خدا رو شکر اصولی فرکانسم بالا اومد و اتفاقات خوب شروع شدن و فقط با کمک خدا تونستیم سال 1400 خونه رو تحویل بگیریم(اول نمی تونستم با این خونه ارتباط برقرار کنم ولی چون مداوم فایل ها و دوره های استاد رو گوش می کردم، نگاهم عوض شد و باهاش دوست شدم الان هر کی میاد خونه ام کلی نکات مثبتتش رو می گه)

    الان با گوش کردن مداوم فایلهای استاد مخصوصاً جلسه 4قدم2دوره ی12قدم دوباره فرکانسم بالا اومده.

    می خوام نتیجه گیری کنم از این موضوع: من متوجه شدم وقتی دست از کار کردن رو خودم بر می دارم همه چی خراب میشه و هر وقت شروع به کار کردن رو خودم می کنم، خیلی راحت به خواسته هام می رسم و البته الان که باورهای خوب استاد هم مکملش شدن دیگه نور علی نور شده

    به خدا همه چی فرکانسه و ما باید مواظب فرکانسهای با ارزشمون که توسط آموزه های استاد به دست اومده باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  8. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 570 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام به دوستان عزیز و استاد عزیزم

    این سوال چند روزه من هست که چرا با اینکه فایل گوش میدم ولی اطرافیانم مثل قبلن یا اینکه چرا در بعضی موارد هنوز درجا میزنم، من فکر میکردم تغییر کردم اما نکردم و فقط فایل گوش میدادم و خوشم میومد و درست و حسابی رو خودم کار نکردم، البته قبلا هم گفتم نتایجی گرفتم اما من واقعا تغییر اساسی در شخصیتم رو میخوام و نمیدونستم مشکل از کجاست کامنت دوستان رو میخوندم و فایل هدیه پروژه تغییر رو گوش دادم و میگفتم این همه نتیجه گرفتن من چرا نه؟

    پس مشخصه بطور جدی روی خودم کار نکردم جون اگر خوب کار کرده بودم مثلا امروز زمانی که رفتار بد دخترم رو دیدم دوباره عکس العملم مثل قبل بود اما خوب بازم درجه اش از قبل کمتر شده ولی دلم میخواد در مواقع این چنین و یا برخورد با چالشها یادم بیاد اینا قراره من رو رشد بدن، آروم باشم و خودم رو بسپارم به جریان هدایت خداوند.

    من با دورهای دوازده قدم وارد سایت شدم و این اولین پروژه رایگانی هست که دارم به جدیت دنبال می کنم، چون آمدن به سایت و شنیدن این آگاهی ها یعنی من در مدارش بودم پس با جدیت می خوام روی خودم کار کنم به امید الله مهربانم که هر روز قدمی حتی کوچک در بهبود شخصیتم بردارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  9. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1663 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه خانواده بزرگ عباس منش .

    واقعا این قوانین چقدر درست جواب میدن .

    مدتهاست با خودم درگیرم یه رابطه عاطفی رو تمومش کنم . بحث ظالم و مظلوم بودن و سوء استفاده نیست چون ما نه همدیگه رو میبینیم نه حتی توی یک شهر هستیم ،فقط توی تمرینهای شیوه حل مساله زندگی به این نتیجه رسیدم که این رابطه بخش بزرگی از وقت منو مشغول خودش کرده و از نظر ذهنی همین رابطه واسه من نشتی انرژی شده و میخواستم هر جور شده اینو قطعش کنم تا بتونم تمرکز روی هدفم و کارم بزارم . بعد چندین بار تلاش که به بحث و اعصاب خوردی هم خورد به این نتیجه رسیدم من دارم زور بیخودی میزنم و باید تمرکزم رو بزارم روی خودم و تغییر شخصیتم اگه نیاز باشه این رابطه تموم بشه خداوند خودش بهترین مسیر روبهم‌نشون میده و جالب اینکه از همون زمانی که من این مساله رو رها کردم خدا خودش داره خود به خود راه جدایی رو بدون هیچ دعوا و بحث و دلخوری انجام میده یعنی معجزه وار خود طرف که میلی به جدایی نداشت و اصرار به ادامه داشت اینقدر سرش شلوغ مسائل کاری شده که خود به خود اون فاصله مورد نیاز ایجاد شده و به احتمال قوی خیلی زود این رابطه قطع میشه بدون تحمل هیچ دردی یا اعصاب خوردی و بحثی.

    خلاصه از اینکه این مسیر بهترینه شکی نیست و کافیه ما روی خودمون کار کنیم جهان اتفاقات خوب رو واسه مون رقم میزنه خدایا شکرت بابت فهم این مطالب فوق العاده و اینکه اجازه میدی این آموزشها رو توی زندگی روزمره به کار ببریم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  10. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3294 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام اوکه هرچه دارم ازاوست

    هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ

    او خدایى است که معبودى جز او نیست، به غیب و شهود آگاه است. او مهربان و بخشنده است.

    خدای مهربانم،

    با دلی سرشار از شکر و فروتنی، سپاسگزارم از تو که از فضل بی‌پایانت، نعمت‌های آشکار و پنهان را بر من ارزانی داشتی.

    سپاس از فرصت‌هایی که مرا به سوی رشد و آگاهی هدایت کردند ،

    از موقعیت‌هایی که در نگاه نخست دشوار می‌نمودند اما در عمقشان، هدایت و حکمت تو را دیدم،

    از افرادی که در مسیر زندگی‌ام قرار دادی،

    برخی مرا عشق و ایمان آموختند، و برخی با تضادشان، آیینه‌ای شدند تا خویشتن را بهتر ببینم وبشناسم چرا که باور دارم اتفاقات بیرون من آینه درون من است .

    سپاس از لحظه‌هایی که نشانم دادی در دل هرسختی ،آسانی است اگر من باور کنم الخیر فی ماوقع را

    ازتضادهایی با آرامش واحساس خوب من به نعمت تبدیلشان کردی،

    از هر نفس، هر نگاه، هر روزنه‌ی نوری که در تاریکی‌ها بخشیدی.

    می‌دانم همه‌ی اینها از فضل توست، نه از استحقاق من.

    پس با جان و دل می‌گویم:

    خدایا شکرت، برای هر آنچه دادی، و حتی برای آنچه ندادی که پنهان از درک من، نیکی در آن بود.

    خدایا

    سپاسگزارم که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کردی ،سپاسگزارم که هرروز براحتی هرموقعه اراده کنم میتونم وارد این مکان الهی شوم

    سپاسگزارم بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام که هر روز بیشتر از آنها می آموزم چگونه با کنترل کانون توجه ام وورودیهای ذهنم زندگی ام را تغییر دهم

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    استاد جان درسته این فایل 9 دقیقه بیشتر نبود ولی تو دلش کلی آگاهی ،نهفته بود وقتی دیروز این فایل گوش دادم به خودم گفتم از وقتی دوباره به مسیر برگشتی چه چیزی در تو تغییر کرده وتمام رفتارهام رو بررسی کردم ،دیدم نسبت به قبل گفتگوهای درونی ذهنم مثبت تر شده ،یعنی آگاهانه سعی کردم آنها را به سمت مثبت جهت بدم ،دیدم واکنش‌هام نسبت به رفتار آدمها خیلی تغییر کرده هرچند هنوز جای کار دارد ،متوجه شدم دیگه دربرخورد با آدمها ،آنها را قضاوت نمیکنم هرچند قبلا هم خیلی کم بود گاهی در ذهنم این اتفاق می‌افتاد که خداروشکر خیلی کم پیش آمده در ذهنم هم آدمهارو قضاوت کنم ،خیلی سپاسگزارتر از قبل شدم ،با همراه شدن با آگاهی‌های دوره هم جهت با جریان خداوند ،چقدر رهاتر از قبل شدم ویک یقین قلبی در وجودم ایجاد شده که احساس میکنم اگر من زاویه نگاهم را به مسائل زندگی ام تغییر بدم از عهده هرمسئله ای با توکل به خداوند بر میام ولی مهم‌تر از همه اینها متوجه شدم هرچقدر من نسبت به قبل سپاسگزارتر شدم همسرم هم سپاسگزارتر شده ،دیگه به جای اینکه به مسئولین بد وبیراه بگه ،میگه خدا حفظشون کنه ودر کل چقدر آرامش درونی ایشون بیشتر شده که همه اینها اول لطف خداوند مهربان بوده وبعد به لطف آموزه های ارزشمند شما استاد عزیزم

    از صمیم قلبم ازتون سپاسگزارم

    عاشقتونم

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای: