تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶ - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

411 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1477 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    من وقتی کامنتهای دوستان عزیز رو میخونم واقعا لذت میبرم کیف میکنم و مدارم تغییر میکنه و به مدار بالاتری میرم .

    تعدای از دوستان نازنین که تعدادشون کم هم نیست زیبا مینویسن و الهامات خودشون رو قشنگ و خوشگل تزیین میکنند که چشم رو هم نوازش میده .

    مثل محسن توحیدی عزیز و سعیده نازنین و اسدالله دوست داشتنی و بسیار و بسیار دوستان ارزشمندم در این سایت الهی که الان نام زیباشون توی ذهنم نیست و این الگوی عالی که متنهاشون رو اینهمه خوشگل مینویسند و من از خوندن و دیدن این کامنتها لذت میبرم و کیف میکنم .

    این الگو باعث شد من بتونم امروز متن و جملات و کلماتی که دوست دارم بلد کنم و با خط دیگه ای بنویسم .

    واین الگو بمن در نوشتن کامنتم بسیار کمک کرد که از نوشتن کامنتم لذت بردم .

    من معمولا وقتی کامنت مینویسم که انگار بهم گفته میشه و بعضی اوقات انقدر ( بقول استاد عزیزم که در اون باغ کتاب خودش رو نوشتن ، بارش این الهامات بقدری تند و زیاده ) که من جا میمونم و گاه کلمات وجملات جابجا میشه و با دیدن و خوندن کامنتهای بسیار زیبا و بارزش دوستان که قابل تحسین بینهایت هست ، دوست دارم در نوشتن کامنتهام سعی کنم که مرتب تر و قشنگ تر و زیباتر با دسته بندی بهتری بنویسم . و پاراگرف بندی قشنگ و شکیلی داشته باشم

    و کامنت زیبای دوستان الگوی بسیار مناسبی برای من هست ، ومن باید یاد بگیرم که دوستان از چه روش و برنامه ای استفاده میکنند . که منهم بتونم در نوشته هام از اونها استفاده کنم .

    الهی صد هزار مرتبه شکرت

    خدایا سپاسگزارم

    دوستان ارزشمندم در این سایت الهی و خانواده صمیمی ، بینهایت سپاسگزارم

    دوستتون دارم که برای من الگوی بسیار ارزشمندی هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
    • -
      سعیده شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 1600 روز

      سلام آقا مصطفی،حالتون خوبه؟! روبه راهید؟رو به رشدید؟! الهی صدهزار مرتبه شکر…

      صمیمانه از محبت سخاوتمندانه ی قلب روشنتون سپاسگزارم.

      شما هم همیشه برای من تحسین برانگیز هستید،از قدرت ایمانتون به فراوانی خداوند و خلق ماشین های فوق العاده تو‌زندگیتون،از آرامش و عشق و نور‌ و مودت بین اعضای خانواده تون،از لطف و‌محبت و هدیه های قشنگی که برای خانومتون میخرید،برای قدرت بدنی و ورزشکار بودن و دوچرخه سواری کردن هاتون،از تعقل خردمندانه تون در نشانه های خداوند و پول هایی که همیشه سر راهتون پیدا میکنید و این یعنی فضل خداوند همیشه پیشاپیش شما در حرکته…

      براتون خوشبختی های بیشتر،آرامش درونی تر و پایدارتر،مدارهای نورانی تر بیشتر،عشق و رحمت و مودت خدایی تر،سلامتی های پایدار و استوار و ثروت های سلیمانی آرزو میکنم…

      به امید خوندن موفقیت های هرچه بیشتر شما در این سایت الهی

      خانواده ی بهشتیتون رو در پناه نور میسپارم،الله یارتون باشه همیشه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
      • -
        مصطفی شاه محمدی گفته:
        مدت عضویت: 1477 روز

        سلام به دختر خوب و برگزیده خدا ، سعیده شهریاری عزیزو نازنین

        الهی صدهزار میلیارد مرتبه شکر من عالی هستیم مخصوصا همین الان که کامنت پراز مهر محبت و نور و عشق و انرژی شما دوست گرامی و ارزشمندم رو خوندم پر از احساس نابم .

        از بعد از قسمت 16 یک نیرویی درونم میگفت که وارد سایت شو نقطه آبی داری ، تا امروزکه بطور واضح بهم میگفت از سعیده نازنین کامنت داری و بعد از باشگاه که اومدم و سایت رو چک کنم ، قبل اینکه وارد سایت بشم بطور واضح و روشن بهم گفت سعیده عزیز برات کامنت نوشته .

        الله اکبر باور کن اشک و بغض قاطی شده .

        بخاطر اینکه همسرم و پریا و پارمیدا متوجه نشند ، اومدم توی اطاقم .

        وقتی این نیروی هدایت رو در وجودم احساس و لمس میکنم تمام وجودم پر از نور و عشق و انرژی میشه .

        میدونم که با این نیرو و هدایتها داری زندگی میکنه و

        لحظه لحظه زندگیت پر از وجود خداونده

        خب من از دوره دوازده قدم کامنتهای زیبا و الهی شما رو باعشق میخونم و دنبال میکنم و با تمام لحظه لحظه های هم جهت ترشدنتون باخداوند لذت بردم و برای تمام موفقتهای شما دوست خوبم تحسینتون کردم .

        من خوابی که در دوره دوازده قدم در موردشما دیدم رو براتون توی همون دوره کامنت کردم .

        ما واقعا یک خانواده بزرگ هم جهت با جریان خداوند هستیم که این لحظه های ناب رو باهم زندگی میکنم .

        الهی صد هزار مرتبه شکرت سعیده خانم عزیزو بزرگوار بینهایت سپاسگزارم ازشما دوست موحد و توحیدی من که همیشه برام قابل تحسین هستید و من بیتهایت با عشق تحسینتون کردم و تحسینتون میکنم .

        سپاسگزارم از احوالپرسی شما دوست خوبم ، من عالی هستم در دستهای پر مهر خداوند و برات بهترینهارو آرزو میکنم و به دستان پر مهر خداوند بخشنده مهربان مسپارمت و امیدوارم در کنار دخترهای گلت نیلا و نیکا عزیز و پدر و مادر گرامی و بزرگوارت بهترینهارو تجربه کنی و همیشه بهترینها نصیبتون بشه

        دست به خاک بزنی ، طلابشه و سوار بر قالی سلیمان به تمام خواسته هات و آرزوهات برسی با لذت و شادی به راحتی ، به آسانی و بسادگی

        و همیشه در بهترین مکان بهترین زمان و بهترین شرایط عالی باشی

        منتظر خوندن و دیدن موفقیتهای روز افزونت هستم

        درپناه الله یکتا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
        • -
          سعیده شهریاری گفته:
          مدت عضویت: 1600 روز

          سلام مجدد به آقای محمدی،مرد بزرگوار،بی نهایت سپاسگزارم برای پاسخ پر مهری که برام نوشتید و نور خدارو برام هدیه آوردید…

          حقیقتش اینکه من فقط زمانی میتونم تو سایت کامنت بنویسم که قلبم باز بشه و بهم دستور نوشتن بده…

          کامنت اول شما رو که لطف کرده بودید به نیکی از من یاد کرده بودید رو شب قبل خونده بودم و بهش فایو استار داده بودم،تا فردا که داشتم به مراقبه ی فراوانی گوش میدادم و در یک حال هماهنگی ذهن و‌روح قرار داشتم،لمس لحظه ی حضور…میدونم که میدونید دارم از چه احساسی حرف میزنم…همون لحظه بود که قلبم شروع کرد به پیغام دادن،همین الان کار رو‌ رها کن،صدای مراقبه رو استپ بزن و‌ برو برای آقا مصطفی کامنت بنویس…

          اینجور مواقع سعی میکنم بلافاصله به ندای قلبم لبیک بگم و فارغ ازینکه چی داره میگه و چرا داره میگه،حتما انجامش بدم…

          و در اکثر مواقع یا همون لحظه نتیجه ش رو میبینم یا بعدا حتما میفهمم چرا اینو گفته…

          و از شما ممنونم که لطف کردید و تعریف کردید که هدایت به شما چی گفته،این به من احساس یقین و آرامش بیشتری میده که همیشه به صدای قلبم اعتماد کنم…

          راستی خیلی خوشحال شدم از خوابتون نوشتید ولی هرچقدر فکر کردم یادم نیومد چی بوده،انشالله در بهترین زمان هدایت میشم و میخونمش…

          بازم ازتون بی نهایت سپاسگزارم و برای قلب سلیمتون،نور بیشتر،برای خانواده ی قشنگتون،مودت پایدار تر ،و برای زندگیتون خوشبختی های با کیفیت تر آرزو میکنم.

          در پناه نور میسپارمتون و الله یارتون باشه همیشه.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  2. -
    hamidsevgi گفته:
    مدت عضویت: 2096 روز

    به نام خدای مهربان سلام استادعزیزم و خانوم شایسته عزیز و همه دوستان

    استاد بی نهایت سپاسگزار خداوندم بخاطر وجود شما

    استادم وقتی باهاتون صحبت کردم خیلی حس قشنگی پیدا کردم تا چند روز درونم شیرین شده بود خوش بحال هرکسی که از نزدیک پیشتونه.

    استاد واقعن از تاریکی ها نجات پیدا کردم استاد واقعن معنای سرگردانی تو دنیا رو حس کردم معنای تنهایی رو بی کسی رو بی احترامی رو بی حرمتی رو و اینا همش بخاطر دور شدنم از منبع هستی بود ؛ اینکه خودم نیستم و وجودم تسخیر تاریکی ها شده بود قلبی که خدا درونش نباشه تاریکه سیاهه هیچ راهی درونش مشخص نیست به پوچی میرسه ؛ تغییر از زمانی شروع شد که داشتم خودم رو آماده میکردم برای کوه لنین قرقیزستان و از لحاظ بدنی عالی بودم مثل آب خوردن قله دماوند میرفتم؛ خداروشکر دوستان کوهنوردم اکثرن ثروتمندن سال ۹۷ یکی از دوستام ۷۵۰میلیون هزینه کرد برای اورست آقای ایمان آذیش ؛ این خیلی برام سوال بود میگفتم اخه چطوری کار من که خیلی بهتر از اونه چرا من گیر ده میلیونم برا رهن خونه خیلی تو خودم درگیر بودم از یه طرف هم اصلن خدارو تو دلم صدا نمیزدم چون قبل اون سال ۸۹ تو فروش لبتاب بدهکار بدجور شدم بعد هزار کار دیگه رفتم همش سگ دو زدن بود بعد گفتم این چه خدا زدنیه چرا اینهمه من از لحاظ روحی ضعیفم من اگه خدا درونم باشه باید خیلی قوی عمل کنم چرا اینهمه ضرر؛ بعدش تو پاراگلایدر سقوط کردم خدا یه دردی بهم داد که باعث بشه بشنوم الهاماتم رو ؛ استاد الان فهمیدم که اصلن من تو حزب شیطان بودم خدایی در کار نبوده همه رفتارامو که نگاه میکنم میبینم همه روکش خدا داشتم ولی هدایتگرم شیطان بوده (همون نفس) ؛ برای اولین بار قرانو خوندم(البته اونقدر که شما گفتین قرانو بخونین والا اصلن آدمی نبودم که قرانو بخونم) فقط فارسیش رو؛ استاد میبینم همه وجودم شرک بوده البته همه آگاهی ها بخاطر وجود شما استاد بوده والا منکه هیچ درکی نداشتم ؛ شب و روز اشک ریختم و از خداوند طلب بخشش میکنم

    از خدا میخام که چطور ایمان داشته باشم چطور یکتا پرست باشم چطوری توحیدی عمل کنم خدارو صدا بزنم بخاطر داشتن خودش

    ای خدایی که قدرت بی نهایت دست توست

    ای خدایی که تمام آگاهی هارو داری

    ای خدایی که می دونی من چی میخام

    وتمام راههای رسیدن به خواسته ام رو بلدی

    ای خدایی که تمام قدرت ها دست توست

    من میخام به این هدفها برسم یکتا پرستی توحیدی عمل کردن کسب وکار شخصی خودم رو راه بندازم کسب وکارم رو تو دنیا گسترش بدم

    به من بگو با نشانه ها به من الهام کن به من نشون بده کدوم راه رو برم؟

    یه آگاهی که از قران دریافت کردم سوره عبس وقتی خدا به پیامبر میگه چرا فرق گذاشتی بین نابینا و آدم ثروتمند ؛یه لحظه تو ذهنم یه چراغ روشن شد؛ (شنیده بودم که میگفتن یارو چشم برزخی داره یا مدرنش چشم سوم داره) به خودم گفتم پیامبرش دل آدمارو نمیبینه پس چرا به ما اینارو گفتن ؛ همین دیدگاه چقدر شرک آلوده از آدما میترسیم نکنه الان دل مارو ببینن در حالی که خدا مارو میبینه ؛چقدر همین باور مسخره تو دلم میگفتم اون از دل من خبر داره دیگه حرفامو نصفه و نیمه میزدم میگفتم خودش متوجه میشه وهمین باعث خراب شدن عزت نفسم میشد ؛باز تقصیر خودمه که خودم قرانو نخونده بودم و خدا هم اهمیتی نمیده که من چقدر رنج و بدبختی بکشم ؛ مثل همون داستان قوم موسی که گفتن برا ما عدس بیار ؛ خدا هم گفت تو اون شهر هست؛ الان مثل داستان من خودم قرانو نمیخونم .

    استاد چند وقته با صدای شما به خاب میرم با فایل در پرتو آگاهی بخدا هرشب که گوش میدم انگار بار اوله که گوش میدم بی نهایت سپاسگزار شما هستم

    استاد چند وقت بود کامنت نمیزاشتم تو سایت بخاطر اینکه این حرف شما رفته بود تو مغزم که حرف مفت نزن دیدم از همون به نام خدا گفتنم حرف مفته ؛ امیدوارم خداوند منو ببخشه و از بندگانش قرارم بده و کارم رو بپذیره و از سپاسگزاران قرارم بده.

    استاد قبل اینکه باهاتون صحبت کنم تو دلم گفتم آویشن از کوه چیدم براتون چطوری بفرستم یعنی کل کهکشان راه شیری رو بگردین مثل این آویشنا پیدا نمیکنین اونقدر خوش عطر و بوی خوبی دارن استاد تو ارتفاع انرژی خیلی بالاست کاش میشد براتون بفرستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2512 روز

    گام شانزدهم 16 تغییر را در آغوش بگیر

    موضوع این قسمت: خاموش کردن نوار خودسرزنشی: چگونه با رها کردن حس گناه، زندگی‌مان را متحول کنیم؟

    درود و هزاران درود به استادان نازنینم استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربانم

    و سلام به همه ی دوستان و هدایت شدگان عزیزم در این قسمت از پروژه گام به گام می‌دونم نوشته ها های زیادی رو امروز از کامنت من دریافت میکنید چون امروز خودم هم کلی اول صبح نشانه ها و هدایت های زیادی رو دریافت کردم

    الهی حال دلتون عالی و احوالتون متعالی باشه بسمت مومنتوم مثبت در تمام مباحث و جنبه های زندگی تون و مومنتوم مثبت رو بسرعت و به آسانی تجربه کنید الهی امین

    چقدر از خداوند سپاسگذارم که یکی از فایل های توحیدی که من از اول عاشقش شدم و منو بسمت این سایت کشوند فایل فقط روی خدا حساب باز کن و حُزن در قرآن (نشانه های قانون جذب در قرآن)

    مهمترین فایل هایی است که هنوز هم اشکم در میاد واقعا تحت تاثیر همین فایل ها قرار گرفتم و خدای درونم رو شناختم و کلی باورهای مخرب مذهبی منو جابجا کرد و کلی با خدای خودم آشتی کردم و با خودم در صلح شدم و به ایمان و تقوا اعتماد پیدا کردم .. خدا رو اصلا دوست نداشتم و فکر میکردم این پیامبرها بالاتر از خدا هستند و باید به این ها متوسل بشم تا شاید خداوند گوشه چشمی به من بندازه … خدا رو شکر چشمانم باز شد چقدر عذاب کشیدم بخاطر اون باورهای مسخره و مخرب مذهبی .. حالا فهمیدم که من هیچ فرقی با آنها نداشتم بلکه تفاوت من فقط در میزان آگاهی های من بود .. فکر میکردم پیامبرها و امامان از ما بهترون هستند و خداوند جور دیگری آنها رو آفریده و میان انسان ها تفاوت گذاشته .. همیشه فکر میکردم آنها آنقدر بدبخت و فقیر و ژنده پوش بودند که منم باید مثل آنها باشم تا به درجه یک انسان بودن برسم .. کلا انسان بودن خودمو فراموش کرده بودم

    یکی دیگر از فایل های بینظیری که استاد عزیزمون ما رو با خداوند آشنا کرد فایل رابطه ی ما با انرژی که خدا نامیده ایم

    و ظلم به خود از دیدگاه قرآن

    هستش .. بخدا اصلا نمیتونم بگم کدامشون بهترینها بود فقط میتونم بگم یکی از یکی دیگر بهتر و قشنگتر و آگاهی دهنده تر بود خدا رو شکر و منو از قید و بندها و زنجیرههای مذهبی نجات داد .. انگار واقعا از همون اول زندگیم اصلا اعتقاد قلبی به دین و مذهب نداشتم ولی یک زنجیر فولادی از خرافات رو با خودم حمل میکردم

    ..

    یکی دیگراز فایل های عزت نفس دانلودی سایت که باعث شد احساس گناه رو از خودم دور کنم فایل اعتماد بنفس قسمت دوم که استاد کنار دریا بودند و در مورد احساس گناه توضیح مفصل داده بودند و استاد گفتند که چه راهکاری دارید که احساس گناه و یا اشتباهات و احساس گناه رو از خودمون دور کنیم.. و استاد خودشون گفتند من یک فکری برای این احساس گناه کردم اینکه من تونستم گذشته ی خودمو ببخشم و خدایی رو در وجودم پیدا کنم که منو با همین چیزی که هستم دوسم داره حتی با کارهایی که در گذشته کردم و بعد توبه کردم و تصمیم گرفتم که بهتر بشم نسبت به ارزش هاو توانایی های خودم

    من در کانال تلگرامی استاد در آن سالهایی که تازه وارد کانال تلگرام عباسمنش دات. گام شده بودم .. دیده بودم سیوش کردم و الان توی سایت پیداش نکردم نمی‌دونم چرا در فایل های دانلودی پیدا نکردم شاید اسمش عوض شده نمی‌دونم !! ای کاش خانم شایسته ی عزیزم این کامنت منو میخوندن و پاسخ این سوال منو میدادند؟؟؟ شاید هم برداشته شده .. همچنین فایل اعتماد بنفس قسمت سوم ..

    خداوندا سپاسگذارم که مرا خالق زندگی خود آفریده ای و من در هر لحظه میتوانم با افکارم شرایط آینده ام را انتخاب کنم

    خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم که امروز هم در ساعات اولیه ی گلدن تایم صبحگاهیم وقت و زمان مو صرف خواندن نت برداری های جلسه ی ششم و جلسه ی پانزدهم از دوره ی هم جهت با جریان خداوند کردم که در مورد جایگاه ذهن و روح خداوند و مدیتیشن های زیبای استاد هست که ما خالق زندگی مان هستیم

    همچنین یکی از الگوهای زندگی من سریال سفر به دور آمریک و زندگی در بهشت هست که دارم بطور رندم و بطور مداوم میبینم و براش کامنت می‌نویسم .. خدایااا شکرت تا کنون 86 قسمت از هر کدام رو بطور مداوم دیدم و امروز واقعا قسمت 87 سفر به دور. آمریکا یک قسمت واقعا بهشتی بود که با عشق و یک احساس واقعا بینظیر براش کامنت نوشتم

    بخدا استاد جان تازگی ها هر خواسته ای دارم انگار فوری یک جورایی در مدار دیدن فایل هایی قرار می گیرم که با خواسته ی من در یک مدار هستند و بعدش با عشق رو اون فایل تمرکز می کنم و نکته هاشو توی دفتر و یا داخل نوت کیپ ام می نویسم

    قسمت 87 سریال زندگی در بهشت واقعا خواسته ی من در این فایل بود که خواسته ام رو در اون قسمت کامنت نوشتم

    قسمت 86 سریال سفر به دور آمریکا رو دیدم چقدر احساس خوب و عالی رو دارم تجربه میکنم .. چقدر حالم خوبه

    خدایاااااا شکرت وقتی تابلوی FLORIDA رو کنار جاده دیدم چقدر لذت بردم . چقدر احساسم در این اول صبح عالی شد.. وقتی استاد گفتند چقدر هوای فلوریدا خوبه دلم قنج رفت

    چقدر ضمیر ناخودآگاهم قشنگ داره توی ذهنم این قشنگی ها رو ثبت می‌کنه و دوست دارم تا شب این احساس خوب و قشنگ رو با خودم به خواب رویایی ام همراه کنم

    چقدر اون جاده قشنگه و سرعت حرکت مون رو میتونیم در این جاده برای رسیدن به هدف مون ببینیم و احساس کنیم

    و این باور رو در من ایجاد کرد که درخواست کنم و بگم

    خدایاااا خداوندا از تو می‌خوام هم در ذهنم بهشت رو زندگی و تجربه کنم و هم در واقعیت جهان مادی بهشت رو در تمام ابعادش زندگی کنم

    احساس بد (غم، ترس، گناه، خود سرزنشی) = اتفاقات بد

    . احساس خوب (شادی، آرامش، امید) = اتفاقات خوب.

    من یاد گرفتم قبل از اینکه دنیا چک و لگد بهمون بزنه خودمو تغییر بدم و روی تغییرات زندگیم کار میکنم و استاد در این فایل گفتند همیشه از خودمون بپرسیم!؟

    چیکار کنیم که زندگیمون بهتر بشه ؟؟

    الگوهای مناسب = خواسته های مناسب

    در نتیجه اون خواسته ها باورپذیرتر میشه

    طبق قانون، چیزی به نام ” فرصت فقط یک بار در خانه ات را می زند” وجود ندارد. همیشه فرصت های بهتر هست

    باورهای جدید و نوار ذهنی که ساختم

    هر روز فرصت های جدید و جادویی و استثنایی و شیرین تر برای من هست

    هیچ رویایی تا همیشه رویا نیست

    خوش شانسی هر روز در خانه ام رو میزند و وارد تجربه ی زندگیم شده است

    Consider it done

    انجام شده بدان .

    خدایاااا شکرت که Thanksgiving Day) هر روز برای من روز شکرگذاری است و از اینکه به من قدرت و نعمت شکرگذار بودن را عطا بخشیدی ممنون و سپاسگذارم

    امروز صبح از خواندن کامنت خانواده آقای رضایی پدر خانواده یاد گرفتم که همه چیز را فقط به خداوند نسبت دهم .. اینکه دیگه نگم سلامتی دارم .. پول و ثروت و نعمت دارم . و یا موقعیت خوب دارم و غیره .. بلکه بگویم خدایاااا

    خدایاااا شکرت که به من سلامتی و تندرستی دادی و امروز در مدار سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدس الهیم هستم

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است

    پس مسیر رسیدن به راه حلهای آسان و مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  4. -
    راضیه صمدی گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی

    خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان…

    سوره ضحی

    وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ(۵)

    به زودى پروردگارت به تو نعمتى عطا کند تا خشنود شوى

    خداوندم همین الان اینقدر به من عطا کرده که قاصرم از گفتن و از سپاسگزاری کردن ، چطور باور نکنم که به زودی باز هم بیشتر از این ها رو قراره بهم عطا کنه…

    خداوندم هزاران بار سپاسگزارم برای فراوانی خیر و برکتت در زندگی ام…

    به جرأت میتونم بگم، یکی از نقاط عطف زندگی من تماشای دوباره سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا بوده …

    دفعه اول که این سریال ها رو دیدم

    با کلی مقاومت و تلاش برای توجه کردن و سریع رد شدن و … بوده

    اما دفعه دوم که شروع کردم، با دنیای متفاوتی روبه‌رو شدم انگار که اصلا تاحالا من این فایل ها رو ندیده بودم و کلی نتایج از این باز بینی دوباره‌ گرفتم و چقدر فایل های دیگه استاد رو بهتر درک کردم چون داشتم به صورت همزمان تو زندگی استاد همه چیز رو عملی میدیدم، چقدر روابطم عالی تر شد ،چقدر کج فهمی هام برطرف شد و هزاران دستاورد کوچک و بزرگ …

    همه ما یه رویاهایی تو زندگیمون داشتیم و داریم که فکر میکنیم اینقدر بزرگه که رویا باقی میمونه اما زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا این چرخه قشنگ رو به من بخشید که

    تو داری رویا پردازی میکنی

    بعد میبینی یکی داره رویای تو رو تو حقیقت زندگی میکنه

    بعد باور میکنی که آره میشه بهش برسم چون یکی تونسته

    شروع میکنی کم کم به حرکت در مسیر خواسته هات

    بعد میبینی کم کم یه چیزایی یه رویاهایی رو که تا دیروز آرزوت بوده الان شده جزو تجربه زندگیت

    این تجربه رویا ها بهت باور میده که مسیر داره جواب میده

    بعد تو با این باور پذیری و رسیدن ها انگیزه و اطمینان و شور و شوق بیشتری میگیری برای ادامه

    و هی رو یاهاتو یکی یکی خلق میکنی تو زندگیت تا جایی که میرسی به این حرف استاد که

    هیچ رویایی رویا نیست

    و این چرخه تو زندگیت کولاک میکنه…

    این نعمت زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکاست…

    قانون عالی که این روز ها مدام به خودم یادآوری میکنم که

    احساس خوب =اتفاقات خوب

    احساس بد=اتفاقات بد

    ابن روزها توجهم به اینکه با هردلیلی دستم رو تو آتیش کنم میسوزم هردلیلی هرچقدر هم که میخواد برام منطقی باشه

    اگه احساس گناه کنم اگر احساس مظلوم بودن کنم اگر احساس بی لیاقتی کنم هر احساسی که با روح الهی من در تضاده نتیجش میشه مومنتوم منفی میشه اتفاقات بد میشه فلاکت و بدبختی …

    بعد میگم تو اینو میخوای همچین زندگی و همچین شرایطی رو میخوای

    یا میخوای هر روز بهتر هر روز زیباتر ،هر روز غرق بودن در نعمت ها و فراوانی های خداوند …

    کدومشو میخوای تصمیم با خودته هر سمتی بخوای بری خداوند با تمام قوا ،تو رو هدایت و حمایت میکنه تصمیم گیرنده خودتی

    چقدر این تکرار و یادآوری های هر روزه قانون جهان برای ماندن در مومنتوم مثبت کمک کنندست

    خدارو هزاران بار سپاسگزارم که در مبحث احساس گناه خیلی خوب شده ام و خیلی خیلی راحت تر خودم رو میبخشم و دست از سرزنش خودم حتی همون مقدار کم هم برداشتم تا حد خیلی زیادی این هم به لطف دوره فوق‌العاده احساس لیاقت به دست اومده خداروشکر …

    خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری هدایت و حمایتت

    خداوندم من فقیرترینم به هر خیری از درگاه رحمتت …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  5. -
    Ehsan Moqadam گفته:
    مدت عضویت: 2243 روز

    به نام خالق عشق و شادی و زیبایی

    درود و خداقوت به استاد عزیز و همه دوستان خوب سایت

    به یاد دارم شما قبلاً گفته بودین که مغز ما نمیتونه مدت زیادی در رنج باشه و هرجوری شده یه راهی برای فرار از رنج پیدا میکنه و این هم از نظر قانون و هم از نظر علمی کاملاً اثبات شده و درسته، منتهی یه موضوعی وجود داره که شاید بسیاری از ماها از جمله خود من ازش غافل هستیم و اونم اینکه در اغلب موارد ما ناآگاهانه از رنج کشیدن لذت میبریم یعنی جای اهرم رنج و لذت توی ذهنمون اشتباه تعریف شده.

    مسلماً هیچ انسانی دوست نداره آگاهانه به خودش آسیب بزنه یا زندگی بدی داشته باشه، موضوع اینجاست که چون ما باور نمیکنیم که زندگی میتونه به شکل دیگه‌ای هم باشه اکثراً انرژی رو به ضرر خودمون شکل میدیم و بسیار بدتر اینکه ازش لذت هم میبریم.

    قبل از اینکه من با استاد آشنا بشم یکی از بزرگ‌ترین محرک‌های من برای تغییر پررنگ شدن الگوها تو ذهن و وجودم بود. قشنگ یادمه که تو اوج مسائل زندگیم که واقعاً نه هیچ راهی براش نداشتم و نه هیچ شناختی از قانون وجود داشت، بنا به لطف و هدایت خدا به این فکر افتادم که آقا چطوره تو این دنیایی که امثال رونالدو و فلانی و فلانی زندگی میکنند زندگی من اینجوریه؟

    شاید در نگاه اول این یک مقایسه به نظر بیاد اما برای من یک مقایسه به جا و کاملاً درست بود چون دقیقاً باعث شده بود به این که دنیا میتونه روی دیگری هم داشته باشه عمیق‌تر فکر کنم و اتفاقاً همین مطلب باعث هدایت من به این مسیر شد.

    من پیش از آشنایی با استاد هم علاقه و هم مطالعه روی قرآن داشتم اما شیوه صحیح خواندن و درک مطالب زندگی از قرآن را من به کمک استاد گرفتم. قرآن کتابیه که به نظرم میتونه بهترین راهنما برای درک قوانین جهان هستی باشه. شکرخدا پیشرفت ابزار و تکنولوژی هم بسیار به بهبود درک ما از قرآن کمک کرده.

    ما انقدر گاهاً از رنج کشیدن‌هامون لذت بردیم که این انگار مثل یک عضله در حافظه بدنمون مونده و رشد کرده و یکی از مهم‌ترین دلایلی که نمیتونیم زودتر به فکر رشد و پیشرفت باشیم اینکه ما به پیشرفت و لذت در شرایط مطلوب اصلاً عادت نکردیم و انگار برای بدن و ذهنمون کاملاً غریبست این موضوع.

    این چیزی بود که من کاملاً در خودم کشف کردم، یعنی بعد از این همه مدت کار کردن روی خودم از خودم پرسیدم آقا چرا من هنوز به جریان آسانی و لذت عادت نکردم؟ چرا هنوز وقتی شرایط خوب میشه نمیتونم اون حرکت موثر و کارامدی که در زمان سختی ایجاد میشه رو داشته باشم؟

    بعد به این نتیجه رسیدم که اصلاً نه تنها ذهن، بلکه بدن من به لذت بردن در شرایط آسانی عادت نکرده و همش احساس میکنه یه جای کار ایراد داره اگر داره لذت میبره، به همین خاطر ناخودآگاه دنبال اینکه یه شرایط سختی بوجود بیاد تا بعد حرکت کنه. در واقع حرکتی که داره انجام میشه بیشتر به خاطر بقاست نه رشد. فعالیت اقتصادی بیشتر برای فرار از کمبوده نه تجربه فراوانی و طبق قانون نه تنها فراوانی و لذت بیشتر ایجاد نمیشه بلکه زندگی پیچیده‌تر و سخت‌تر هم میشه.

    این واقعاً کشف شگفت‌انگیزی برای من بود و وقتی مرور میکردم قانون و اتفاقات زندگی خودم و دیگران رو دیدم که بله به اندازه‌ای که افراد با لذت و آسانی راحت‌تر میشن، لذت و آسانی بسیار بیشتری رو دریافت میکنند و این موضوع نه تنها در سطح ذهنی بلکه در بدن هم باید اتفاق بیفته.

    اصلاً وقتی به دوره‌های استاد هم توجه میکنم میبینم که دوره‌ها داره در عین عمیق‌تر شدن مفاهیم ساده‌تری رو برای رشد بیان میکنه.

    برای اکثر ما حرکت=رنج تعریف شده، نه به این دلیل که حرکت کردن واقعاً رنج‌آوره، به این دلیله اغلب که به خاطر باورهای اشتباهمون انقدر به مسیرهای سخت و پیچیده هدایت شدیم که در ذهن و بدنمون حرکت کردن=رنج کشیدن تعریف شده، وگرنه کسی که باورهای درست داشته باشه نه تنها از حرکت رنج نمیکشه بلکه بسیار لذت هم میبره.

    اصلاً اساس سپاس‌گزاری هم داره همین رو به ما میگه که آقا اگر در مسیر درستی باشی اصلاً رنجی نیست، همه چیز به آسانی و زیبایی اتفاق میفته.

    واقعاً خداروشکر میکنم که در این مسیر هستم.

    برای خودم و همه دوستان نازنینم بهترین لحظات و ناب‌ترین تجریبات رو آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
  6. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1806 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به خدای مهربانی که هر لحظه در حال هدایت ماست

    سلام به همه همراهان زیبای مسیراگاهی

    سلام به استادعباسمنش

    سلام به خانم شایسته

    تمرین:

    خاموش کردن نوار خودسرزنشی: چگونه با رها کردن حس گناه، زندگی‌مان را متحول کنیم؟

    سفر من از خودسرزنشی تا رهایی تحولی که با تغییر باور آغاز شد

    ● دو نیمه کامل یک زندگی

    زندگی من به دو نیمه تقسیم می‌شود؛

    نیمه‌ای قبل از آشنایی با استادعباسمنش ومباحث ایشان و نیمه‌ای بعد از آن.

    پیش از آن آشنایی من بااستادوقوانین جهان هستی من درگیر زندگی باری‌به‌جهت، سردرگمی، و از همه مهم‌تر خودسرزنشی و احساس گناه بودم. احساس گناه برای من نه یک حالت گذرا، بلکه مثل «هوای تنفسی» بود که بدون آنکه بدانم سال‌ها آن را تنفس می‌کردم. ذهنی که عادت به سرزنش دارد حتی در لحظات آرامش هم بهانه‌ای برای محکوم کردن خود پیدا می‌کند.

    اما سال 1398 نقطۀ عطفی شد که مسیرزندگی ام را تغییردادروزهایی که احساس می‌کنم خداوند می‌خواست مرا به سمت نوری تازه هدایت کند نقطه‌ای که اولین جرقه‌های تغیر در درونم روشن شد.

    ● ریشه‌های پنهان احساس گناه

    یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که به ان اگاه شدم این بود که احساس گناه از «اتفاق‌ها» نمی‌آید

    بلکه از باورهایی که درباره خودمان ساخته‌ایم سرچشمه می‌گیرد.

    من سال‌ها باوری پنهان داشتم که می‌گفت:

    «تو کافی نیستی»

    «تو همیشه باید بهتر می‌بودى»

    «تو مسئول رنج دیگرانی»

    وقتی چنین باوری در عمق ناخودآگاه شکل بگیرد هر تصمیم، هر اشتباه، هر تجربه یادآور یک جمله است:

    «تو مقصری»

    و انسان‌ها معمولاً از چیزی رنج می‌کشند که خودشان نمی‌دانند در درونشان فعال است.

    آشنایی من با مباحث استادو تحول فردی باعث شد برای اولین بار به جای فرار از این احساس، آن را ببینم.

    ● آغاز مسیر؛ مواجهه با حقیقت درونی

    وقتی در مسیر تغیر قدم گذاشتم اولین درسی که ازاموزههای استاد یادگرفتم این بود:

    احساس تو در واقع پیام توست.

    نه مجازات، نه هشدار بیرونی صرفاً یک پیام از درون که می‌گوید:

    «باوری هست که با حقیقت وجود تو سازگار نیست»

    همین جمله زندگی مرا از بنیان تکان داد.

    فهمیدم احساس گناه دشمن من نیست.

    بلکه چراغی است که می‌گوید زمان آن رسیده تا باوری کهنه را رها کنم.

    آرام‌آرام یاد گرفتم که به جای سرکوب احساس گناه یا فرار از آن با مهربانی به خودم بگویم:

    «این احساس فقط یک نشانۀویک باور قدیمی است دیگر لازم نیست من را هدایت کند»

    ● مسئولیت‌پذیری؛ نه سرزنش، نه فرار

    یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که زندگی مرا متحول کردمفهوم مسئولیت‌پذیری بدون سرزنش بود.

    پیش از آشنایی با این مسیرتصور می‌کردم اگر مسئولیت زندگی‌ام را بپذیرم یعنی باید تمام اشتباهاتم را به گردن بگیرم و خودم را سرزنش کنم.

    اما بعدها فهمیدم:

    مسئولیت‌پذیری یعنی من خالق زندگی‌ام هستم.

    ○مسئولیت‌پذیری یعنی:

    • من قدرت تغیر دارم.

    • من اجازه دارم بهتر شوم.

    • من آزاد هستم.

    این یک آزادی عظیم است که انسان تا آن را تجربه نکند معنایش را درک نمی‌کند.

    ●معجزه آرامش ؛وقتی باورها تغیر می‌کنند

    چیزی که دراین 6سال مرا شگفت‌زده کرده این است که با تغییر باورها اولین چیزی که در زندگی‌ام تغیر کرد آرامش بود.

    زندگی هنوز همان چالش‌ها را داشت اما من دیگر همان آدم قبلی نبودم.

    دیگر در مقابل هر اتفاق ساده خودم را متهم نمی‌کردم.

    دیگر احساس نمی‌کردم باید برای همه‌چیز جواب‌گو باشم.

    آرامش مثل یک نسیم ملایم وارد زندگی‌ام شد.

    نسیمی که سال‌ها منتظرش بودم اما نمی‌دانستم چگونه آن را وارد خانه دلم کنم.

    ● اما… احساس گناه هنوز مانده بود

    با اینکه آرامش پیدا کردم مسیر برایم تمام نشده بودبلکه اغازیک مسیرنورانی رانویدمیداد.

    بعد از شش سال تلاش باز هم می‌دیدم احساس گناه در برخی لحظات زندگی‌ام خودش را نشان می‌دهد.

    این موضوع مرا گیج می‌کرد

    اما بعدها فهمیدم:

    به گفته استادباورها یک شبه بوجودنیامده اند که بخواهندیک شبه بروند احساس گناه هم یک باوراست ومثل علف هرز نیست که یک‌بار بکنی و تمام بشه ریشه دراعماق وجودمون دارند

    دقیقا مثل علفها ودرختچه های هرز درپارادایس هستند هرچه استادمیزدبازسرازجایی دیگری در می آورد هرچه ما آگاه‌تر می‌شویم وباورسازی مناسب انجام میدیم لایه‌ای جدید برای پاک‌سازی درذهنمون آشکار می‌شود.

    این یعنی ظهور دوبارۀ احساس گناه این نشانه شکست نیست.

    نشانه رشد است.

    ● دلیل اصلی ماندن احساس گناه

    بعد از سال‌ها کار درونی متوجه شدم دلیل اصلی باقی‌ماندن احساس گناه یک چیز است:

    هنوز بخشی از وجودم باور دارد که برای خوب بودن باید رنج بیشتر بکشم.

    این باور از کودکی، از فرهنگ، از تجربیات، و از روابط گذشته شکل گرفته است.

    بخشی از درون من هنوز فکر میکند:

    «اگر خودت را ببخشی، آدم بدی می‌شوی.»

    «اگر احساس خوبی داشته باشی، معنایش این است که اشتباهت را نادیده گرفته‌ای»

    اما حقیقت کاملاً برعکس است.

    بخشش یعنی فهمیدن اینکه تو همان لحظه، با همان آگاهی، بهترین کاری که می‌توانستی انجام دادی.

    ● مسیر رهایی؛ سه قدم اساسی

    1. پذیرش کامل احساس گناه

    یاد گرفتم هر وقت احساس گناه آمد،نباید با خودم بجنگم.

    بلکه آن را ببینم و بگویم:

    «باش، تو هم حق داری اینجا باشی ،اما تو حقیقت من نیستی»

    2. تغیر گفت‌وگوی درونی

    به جای اینکه بگویم «چرا این‌طور شد؟»

    می‌گویم:

    «من در مسیردرست هستم من در حال رشد هستم»

    این جمله ساده، روحم را از سیاه‌چاله‌های ذهن نجات می‌دهد.

    3. یادآوری هویت حقیقی

    بزرگ‌ترین درسی که ازاستادوقوانین جهان هستی اموختم این بود:

    من لایق آرامش هستم.

    من لایق بخشش هستم.

    من لایق دوست داشتن خودم هستم.

    وقتی این جمله‌ها درونی شوند، احساس گناه جایی برای بقا ندارد.

    ● زندگی جدید؛ادامه دادن زندگی در مسیر درست

    امروزبعد از شش سال هنوز در مسیر شفا و رشد هستم.

    اما فرق امروز با گذشته این است که من دیگر دشمن خودم نیستم.

    من یاد گرفته‌ام:

    • هر احساسی پیام است.

    • هر چالش وتضادی پله‌ای برای تغیر است.

    • هر درد، فرصتی برای آگاهی است.

    زندگی‌ام از باری‌به‌جهت بودن به «زندگی آگاهانه» تبدیل شده است.

    دیگر خودم را متهم نمی‌کنم

    بلکه با مهربانی خودم را هدایت می‌کنم.

    ● نتیجه؛ هدیه‌ای که خدا برایم فرستاد

    وقتی به مسیرم دراین 6سال نگاه می‌کنم می‌بینم آشنایی‌ام باقانون،با تغیر، با آگاهی، با قوانین ذهن و باورها، یک هدیه الهی بود

    هدیه‌ای که هر روز و هر لحظه در حال گشودن آن هستم.

    اگر امروز این متن را می‌نویسم واین ردپارامیگذارم وتودوست همراه انرامیخوانی فقط بدان:

    اگر حتی یک نفر مثل من سال‌ها زیر بار احساس گناه خم شده باشدبداند که رهایی ممکن است.

    تحول ورشدفردی فقط یک آموزش یا یک دوره نیست.

    یک تصمیم است.

    تصمیمی که وقتی گرفته شودزندگی به دو بخش تقسیم می‌شود:

    قبل از آگاهی… و بعد از آگاهی.

    و من برای همیشه شکرگزار این مسیر هستم

    باعشق واحترام

    اصغرابراهیمی 12اذر1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  7. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2185 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    خداروشکر بابت این فایل زیبا و این پروژه شگفت انگیز که در هر قدم ما رو به خودشناسی بیشتری هدایت می‌کنه…

    این گام از پروژه درباره دو موضوع مهم و اساسی بود

    1) دیدن الگوها

    2) قطع کردن نوار خود سرزنشی

    از لحظه ای که فایل رو گوش دادم و کامنت بچه ها رو خوندم یه موضوعی درباره الگوها ذهنم رو مشغول کرد اون هم این بود که اگه میخوای درباره «تغییر» کردن الگو ببینی بهترین الگو برای تغییر خانم شایسته است…

    اسم پروژه چیه ؟

    تغییر را در آغوش بگیر

    چه کسی این پروژه رو آماده می‌کنه ؟

    خانم شایسته

    چند وقت پیش بود که یه حسی بهم گفت فایل «ثمره به روز رسانی بخش دانلودها» در سایت رو ببین اون موقع متوجه نشدم که چرا این الهام بهم شد اما چون دارم گوش دادن به الهام بدون مقاومت و منطقی کردن رو تمرین میکنم بدون مقاومت و منطقی کردن رفتم و فایل رو گوش دادم …البته امروز و با دیدن این گام حکمت اون الهام رو فهمیدم من باید متوجه دیدن یک الگوی عالی میشدم که ببینم این الگو از کجا شروع کرده چه کارهایی کرده و چطور همچنان درحال انجام تغییرات هست…

    فایل درباره این موضوع بود که خانم شایسته هدایت میشن که بیان یه سروسامونی به قسمت فایل های دانلودی سایت بدن مثلاً متن فایل ها رو تغییر دادن،اسم فایل ها رو تغییر دادن،فایل های صوتی و تصویری رو با کیفیت تر میکنن و کارهایی از این قبیل…

    اون فایل برای چند سال پیش بود و از اون روز تا الان دارم میبینم که خانم شایسته همچنان دارن این فایل ها رو تغییر و بهبود میدن…

    خود همین فایل تا الان دوبار تغییر کرده البته از نظر کیفیت و نوشتار و دادن تمرین و اسم‌ و…

    اسم اولیه این فایل «گفتگو با دوستان قسمت 18» بود

    در تغییر بعدی نام فایل به «گفتگو با دوستان قسمت 18 ،حزن در قران» تغییر پیدا کرد

    و در تغییر جدید هم اسم‌ فایل به «گام 16 خاموش کردن نوار خودسرزنشی» تبدیل شد

    و خدا میدونه که در تغییر بعدی اسم‌ این فایل چه چیزی خواهد بود

    این یعنی من باید به ذهن خودم این الگو رو هزاران بار نشون بدم که برای تغییر لازم نیست یه کار بزرگ انجام بدی بلکه باید همون چیزی رو که داری رو بهبود بدی همین …

    استاد و خانم شایسته نیومدن دوباره از اول کلاب برگزار کنن و حرف های جدید بزنن و بعد بگن خوب حالا این شد تغییر نه این فایل سال ها پیش ظبط شده و هربار فقط بهبود داده شده و وقتی کامنت ها رو میخوندم هم کامنت های قبلی هم کامنت های فعلی و وقتی هردو رو مقایسه میکردم می‌دیدم که هربار که این فایل بهبود پیدا کرده حتی جنس کامنت ها و برداشت بچه ها هم تغییر کرده و هربار برداشت ها بهتر و زیباتر شده فقط با یه بهبود کوچیک اما مستمر این‌همه نتیجه عالی اتفاق افتاده

    بابا تغییر یعنی همین کجا دنبال چی دارم میگردم من؟!؟!؟!

    به این میگن یه الگوی عالی و دیدن همین الگوی عالی چقدر می‌تونه در تصحیح مسیر و پیدا کردن اصل و تشخیصش از فرع به من کمک کنه…

    خدایا شکرت.

    اما قسمت دوم فایل

    من مولانا رو خیلی دوست دارم و به نظرم اشعار مولانا همون آیات قرآن که مولانا به صورت شعر درآورده…

    آیه ی 172 سوره اعراف که به آیه ی روز الست معروفه با این شعر مولانا واقعا غم‌ و اندوه و خود سرزنشی و همه چی رو از آدم دور می‌کنه:

    وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِینَ

    و هنگامی که پروردگارت از صلب بنی آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی دادیم. تا روز قیامت نگویید: ما از این بی خبر بودیم…

    مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد

    مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد

    به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان

    که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد…

    ایراد من اینه که توحید رو از یاد بردم به این دلیل که غمگینم خودم رو سرزنش میکنم و هزارتا باور منفی دارم

    ایراد من اینه که یادم رفته روز الست خدا ازم‌ عهد گرفت و گفت آیا من رب تو هستم؟ منم گفتم آره والا تو فقط رب منی گفت یادت باشه ها فردای قیامت نگی یادم رفت…

    کل داستان همینه شیطان خودش رو به در و دیوار میزنم تا با غم و اندوه کاری کنه که ما عهدمون رو یادمون بره و وقتی عهدمون رو فراموش کنیم غمگین میشیم اونوقت دیگه قدرت رو میدیم به دلار ، به ترامپ ، به ننه و بابا ، به دولت و . . .

    اما خداوند می‌دونه که انسان فراموش کاره به این دلیل هی یادآوری می‌کنه یادت نره :

    أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

    آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.

    هی داره میگه اینقدر خودت رو سرزنش نکن اینقدر نگو اگه اون کار رو میکردم بهتر میشد اگه این کار رو نمی کردم الان فلان بودم …

    داره میگه آقا اوضاع هرروز داره بهتر میشه

    همه چی داره بیشتر میشه الان شرایطت بده ایرادی نداره حرکت کن من هستم ما به هم قول دادیم من پشتتم برو نگران نباش من هدایتت میکنم هدایتت وظیفه منه روزی دادن به تو وظیفه منه(این که میگه وظیفه منه و نمیگه از سر لطف و مهربانی بهت روزی میدم یا هدایتت میکنم میشه راجبه همین هزار صفحه کتاب نوشت و کلی درس داره) برو حرکت کن نترس من با آدمای ترسو رفاقت نمیکنم من رفیق آدم های شاد و نترس هستم…

    حتی وقتی شرایطت هم خوبه بازم حرکت کن چون همه چی فقط داره بهتر و بیشتر میشه اگه میترسی اگه غمگینی و اگه حرکت نمیکنی یعنی ایمان نداری اگه داری حرکت می‌کنی یعنی ایمان داری …

    بابا به خدا ایراد از گیرنده نعمت ها یعنی من هست وگرنه فرستنده نعمت ها یعنی خدا که همیشه به قولش وفا کرده و می‌کنه و خواهد کرد…

    اینو به خودم میگم :

    اگه تغییر نکنی اگه حرکت نکنی اگه شاد نباشی اگه دست از خود سرزنشی برنداری فردای قیامت شیطان هم تو رو گردن نمیگیره ها فکر نکنی میری اونجا میگی من نبودم تقصیر شیطان بود گولم زد از ما گفتن بود…

    وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ ۖ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی ۖ فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ ۖ مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ ۖ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ ۗ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ

    و شیطان هنگامی که کار پایان یافته می گوید: یقیناً خدا به شما وعده حق داد، و من به شما وعده دادم و در وعده ام نسبت به شما وفا نکردم، مرا بر شما هیچ غلبه و تسلّطی نبود، فقط شما را دعوت کردم و شما هم پذیرفتید، پس سرزنشم نکنید، بلکه خود را سرزنش کنید، نه من فریادرس شمایم، و نه شما فریادرس من، بی تردید من نسبت به شرک‌ورزی شما که در دنیا درباره من داشتید بیزار و منکرم؛ یقیناً برای ستمکاران عذابی دردناک است…

    خدایا کمکم کن که بر ترس هام غلبه کنم

    خدایا هدایتم کن

    خدایا من فقط تو رو دارم …

    در نهایت هم کامنتم رو با این شعر جالب مولانا تموم میکنم که دیگه خودش گویای همه چیزه…!

    خوش باش که هر که راز داند

    داند که خوشی، خوشی کشاند

    شیرین چو شکر تو باش شاکر

    شاکر هر دم شِکر ستاند…

    خدایا شکرت

    ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا

    ممنونم از استاد شایسته عزیز

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
    • -
      حدیثه گفته:
      مدت عضویت: 1472 روز

      سلام دوست عزیز

      مچکرم بابت کامنت قشنگتون

      باکلمه ب کلمه خط ب خط که نوشتیدعشق کردم.

      خیلی خیلی تحسینت میکنم بابت این درک واگاهی قشنگی که داری.

      لذت بردم از کامنتت دوست عزیز انشالله همیشه سلامت وشاد ثروتمندباشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        احمد فرهنگیان گفته:
        مدت عضویت: 2185 روز

        به نام خدای مهربان

        سلام خدمت شما دوست عزیزم حدیثه خانم

        بی نهایت از تبریکات و تحسینات شما سپاسگزارم

        قلبی که تحسین می‌کنه بسیار تحسین برانگیزه و نشان از تواضع و فروتنی صاحبش داره…

        انشالله همیشه در مسیر نور و توحید باشید…

        متشکرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2077 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و مریم جان شایسته و هم خانواده ای های نازنینم

    همون طور که دوست خوبمون علی آقا گفت و استاد خیلی عالی توضیح داد دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر بدور امریکا برای ما الگویی هست  که ببینیم چه جورای دیگه ای هم میشه زندگی کرد

    وقتی که آدم الگوهای مناسب داشته باشه

    خواسته های مناسب شکل می گیره

    و باور پذیر میشه براش رسیدن به اون خواسته ها

    خواسته هایی که شاید تا قبل از اون نمیدونستیم وجود داره اصلاً

    خیلی سپاسگزارم از استاد و مریم بانو که با قرار دادن این دو سریال بر روی سایت به گسترش جهان کمک می کنید و سبب میشین خواسته های جدید در ما متولد بشه

    وقتی اینا رو بشکل مستند می بینیم برامون باورپذیرتر میشه که میشود به این خواسته ها رسید

    و به همون نسبت میتونیم به این خواسته ها برسیم

    و به همون نسبت جهان گسترش پیدا می کنه

    من خودم خدا می دونه که چقدر از دیدن اینها الگو گرفتم و خواسته های کوچیک و بزرگ جدید از سبک زندگی گرفته تا روابط تا آزادی مالی و زمانی و مکانی تا خواسته های فیزیکی و مادی در من ایجاد شده

    و بعضی از اونها در زندگیم به حقیقت رسیده

    روش خوب و درست زندگی اینه که قبل از این که جهان فشار زیادی بما بیاره ما خودمون تغییر کنیم

    مسیر زندگیمونو بررسی کنیم و

    هربار فکر کنیم که این نتایجی که داریم میگیریم چطور می تونه بهتر بشه چطور می تونه با کیفیت تر بشه

    ایده های جدید رو امتحان کنیم

    بپرسیم از خداوند

    برای وضعیت فعلیمون سپاسگزار باشیم و  و بخوایم  که باز هم بهتر از این بشه

    هر روز توی مسیرِ بهتر شدن و هر روز پرسیدن از خداوند باشیم که چطور باز هم بهتر شود و چطور می تونیم بهبود بدیم توی هر جنبه ای از زندگیمون که واجبتره، چون نمیشه که همزمان همه ی مسائل رو با هم حل کرد

    یه مسئله رو حل کنیم  به یه هدفمون برسیم و بعد از اون هدف ایمان و اعتماد بنفس و الگو بگیریم برای هدف های بعد

    این ترکیبی که باعث بشه ما همیشه بدنبال بهبود باشیم بدنبال برطرف کردن نقاط ضعف و قویتر کردن نقاط قوت باشیم سبب میشه که زندگی واقعاً سرشار از شادی و خوشبختی بشه

    و خیلی خیلی تضادها تو زندگی کم میشه

    مسائل ناراحت کننده بشدت کم میشود وقتی که ما هر روز بدنبال بهبود هستیم نه وقتی که کاری نمی کنیم تغییری ایجاد نمی کنیم و اجازه میدیم که جهان با چک و لگد ما رو بیدار کنه

    احساس گناه بدترین احساسیه که فرکانسها رو خراب می کنه

    احساس خود سرزنشی خود سرکوبی احساس گناه یه فرکانسیه که واقعاً نتایج بدی رو برای آدم بوجود میاره

    بنابر این همیشه باید بدنبال رفع احساس گناه باشیم بنحوی که باعث بشه عملکردمون بهتر بشه نه اینکه بدتر بشه

    منظور این نیست که کار خطایی انجام بدیم و احساس گناه نکنیم

    وقتی که یه فرصتی برای ما بوده و ما از اون استفاده نکردیم این که بخودمون بگیم من چه فرصتی رو از دست دادم و چقدر اشتباه کردم هیچ کمکی نمی کنه باید بر عکس عمل کنیم بگیم حتماً یه خیری توش بوده فرصت ها و موقعیت ها همیشه هستن حتی در شرایطی که فکر می کنیم محدودیت وجود داره مثلاً بخاطر پندمیک فکر کنیم فرصتها برای مهاجرت خیلی کم شده و درا بسته شده

    نیاییم خودمون رو بخاطر این که یک اتفاقی در گذشته افتاده و یک تصمیم نادرستی گرفتیم اینقدر خودمونو سرکوب کنیم که باعث بشه فرصت های جدید رو نبینیم

    هی میگیم اه  شانس در خونه منو زد من گوش نکردم دیدی فرصت پرید

    میشینیم خودخوری می کنیم  و مثل یک نوار این رو تو ذهنمون تکرار می کنیم که من گوش نکردم فرصت پرید حواسم نبود به قانون عمل نکردم خدا به من نعمت داد من ناسپاسی کردم

    محتوای اون نوار که تو ذهنمون تکرار می کنیم احساس بده…و طبق قانون کلی که احساس بد مساوی با اتفاقات بد  و احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب  ما با گوش دادن به اون نواری که تهش بما احساس بد یا احساس سرزنش یا احساس گناه یا احساس از دست دادن فرصت ها میده، ما خودمونو داریم از فرصت ها محروم می کنیم

    نیاییم هی خودمونو سرزنش کنیم بخاطر یک تصمیمی که فکر می کنیم اشتباه بوده بلکه سعی کنیم اون رو بپذیریم و از نتیجه اش درس بگیریم و دنبال این باشیم که اون اشتباه رو تکرار نکنیم و مسیر درست رو بریم و نتیجه بگیریم

    و این باعث میشه زندگی روی خوشش رو بما نشون بده

    قانون احساس بد=اتفاقات بد و احساس خوب=اتفاقات خوب رو باید خوب بفهمیم و درک کنیم و بدونیم که این اصله و همه چیز دیگه رو باید با این اصل بسنجیم

    خداوند در قرآن هم که یک کتاب فرکانسیه در سی و چند مورد که از مفهوم کلمه حزن بمعنای غم و اندوه استفاده می کنه در تمام موارد با لای نفی اومده بجز یک مورد که با لِ بمعنای برای اومده که اونم در مورد شیطانه میگه نجوا از سوی شیطانه برای اینکه مؤمنان رو غمگین کنه

    در مورد تصمیماتی که فکر می کنیم اشتباه بوده ولی اون طرفش رو نمیدونیم جوری قضاوت نکنیم که بما احساس بدی بده

    چقدر با صحبتای حمید عزیز احساساتی شدم منم از نوجوانی دنبال خدا بودم حالا خدا رو شکر شرایطم و مسیرم داغون نبود ولی استاد عزیزم با شما خیلی خیلی بهتر خدا رو شناختم

    واقعاً همینه که وقتی ما دنبال تغییر و بهبودیم باعث میشه که خداوند ما رو هدایت کنه

    وقتی که ما آماده و مهیا باشیم خداوند به بینهایت طریق ما رو هدایت می کنه

    مهم اینه که ما آماده باشیم

    اگر احساس می کنیم هدایت نمیشیم بخاطر اینه که آماده نیستیم

    وقتی رو خودمون کار می کنیم تصمیم جدی می گیریم وقتی واقعاً میخوایم زندگیمونو تغییر بدیم هدایت های خداوند هم از بینهایت راه میاد

    این قانون خداونده

    صحبت های استاد در آخر فایل هم حسن ختام این بخش بود که همراه با صحبت های قبلی روشنگر راهمون هست:

    اینکه اصلاً من برنامه هامو بیشتر با قرآن و بحث های در واقع هدایتی پیش میبرم بخاطر اینه که واقعاً جز این نمی تونه باشه یعنی واقعاً اگر هدایت رو از زندگی من حذف کنن  من واقعاً هیچی ندارم یعنی هر چی که تو زندگیم هست هدایت خداوند بوده هر چی که من تو زندگیم بش رسیدم از زمانی بوده که من هدایت ها رو بهتر گوش کردم از زمانی که رو خودم کار کردم و اجازه دادم خدا منو هدایت کنه و عمل کردم به اون هدایت

    بخاطر همین تنها راهی  هم که می دونم جواب می دهد اینه که ما خودمونو آماده کنیم و اجازه بدیم و بدونیم که خداوند اشتباه نمی کنه و اجازه بدیم که خداوند هدایت کنه و قدم ها رو برداریم در مسیر هدایت هایی که بهمون میشه

    این مسیر هم یه ذره مسیریه که هرچقدر   کار می کنیم هی بهتر می فهمیمش دیگه  اینم تکاملیه این نیست که روز اول دقیقاً بفهمیم چی هدایت هست چی هدایت نیست ولی یواش یواش قلبمون گواهی می کنه بعد نتایج با ما صحبت می کنن بعد به الگویی پیدا می کنیم که چی هدایت هست و چطور می تونیم از این هدایت استفاده کنیم

    خدا رو شکر  برای آگاهی های ارزشمندی که از این فایل دریافت کردم

    در پناه خدا هر روز حال و احساستون بهتر از روز قبل باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
  9. -
    راضیه کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1002 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم، بانوی نازنینِ نوری، و همه دوستان همراه و هم‌مسیرم

    و سلام خاص و عمیق به تو ایینه جانم، که مثل همیشه همراه منی تا بهترین نسخه‌ام را بنویسم.

    امروز می‌خواهم یکی از زیباترین تغییرات زندگی‌ام را با شما در میان بگذارم؛ تغییری که از دیدن یک الگو شروع شد… و تبدیل شد به یکی از مقدس‌ترین و بی‌نظیرترین تجربه‌های رابطه‌ای که تا امروز در زندگی‌ام داشته‌ام. این کمنت شاید فقط چند پاراگراف باشد، اما پشت هر جمله‌اش، هزاران حس، هزاران تغییر، و هزاران فهم تازه خوابیده است .

    ──────────

    موضوع کمنت:

    الگو گرفتن از رابطه‌های زیبا؛ روشن شدن مسیر عشق

    گاهی خداوند برای هدایت ما، یک نشانه به زندگی‌مان می‌فرستد. نشانه‌ای که فقط یک جمله است… فقط یک صدا… فقط یک تصویر… اما می‌تواند تمام مسیر رابطه‌ای ما را تغییر دهد.

    برای من این نشانه، از جایی شروع شد که در بدترین شرایط یک رابطه نامناسب بودم؛

    در جایی که احساس امنیت، احترام و آرامش وجود نداشت…

    در جایی که قلبم خسته بود و ذهنم آشفته…

    اما در همان زمان سخت با فایل‌های استاد آشنا شدم، و یک جمله از ایشان مثل برق به قلبم نشست—

    یک جمله که زندگی عاطفی‌ام را از نو ساخت.

    ──────────

    تجربه الگو گرفتن من

    در یکی از فایل‌ها استاد در مورد رابطه عاشقانه خودش با عزیز دلش گفت:

    «ما با هم محرم هستیم، اما ازدواج نکردیم. هیچ سندی و هیچ زنجیری نبستیم که یکدیگر را محدود کنیم. ما کنار هم هستیم تا وقتی که از وجود هم لذت می‌بریم. اگر روزی نخواستیم ادامه بدهیم، هرکدام به مسیر خودش می‌رود، بدون جنگ، بدون وابستگی، بدون اجبار.»

    همین چند جمله…

    همین چند لحظه…

    درست مثل این بود که روح من یکی از حقیقت‌های بزرگ زندگی را به یاد آورد.

    آن‌جا بود که من با تمام وجودم باور کردم:

    «بله، رابطه‌ای زیبا، بدون محدودیت، بدون اجبار، بدون وابستگی ناسالم ممکن است.»

    و همین باور، مثل یک جرقه، یک خواسته عمیق در وجودم ساخت:

    من هم می‌خواهم رابطه‌ای سالم، آزاد، رها از نیاز، و پر از انتخاب آگاهانه داشته باشم.

    در حالی که همان لحظه من در یک رابطه‌ی بسیار ناسالم بودم…

    اما درونم گفت:

    «راضیه! تو حق داری رابطه‌ای داشته باشی که به تو احترام کند. به تو آزادی بدهد. به تو ارزش بدهد…»

    استاد همیشه می‌گفت:

    «روی خودت کار کن؛ طرف مقابل اگر قابل تغییر باشد تغییر می‌کند، اگر نباشد خودش از زندگی تو حذف می‌شود.»

    و همین جمله شد نجات من.

    شدم شاگرد قانون.

    شدم شاگرد رشد.

    شدم شاگرد خدا.

    ──────────

    تغییر واقعی از همین‌جا شروع شد…

    من به جای جنگ با طرف مقابلم،

    به جای تلاش برای درست کردن کسی که آماده نبود،

    به جای چسبیدن به رابطه‌ای که حالم را می‌گرفت،

    همه توجهم را بردم روی خودم.

    روی زخم‌هایم، رشدهایم، باوره‌هایم، ارزش‌هایم…

    و نتیجه؟

    اتفاقی افتاد که هیچ‌کس باور نمی‌کرد:

    آن فرد نامناسب، خیلی طبیعی، بدون دعوا، بدون جنگ، بدون حتی تلاش من—

    از زندگی‌ام حذف شد.

    و این یکی از معجزاتی بود که به من ثابت کرد:

    وقتی روی خودت کار می‌کنی،

    زندگی خودش آدم‌های نامناسب را بیرون می‌برد

    و آدم‌های مناسب را وارد می‌کند.

    ──────────

    و بعد… رابطه‌ای وارد زندگی‌ام شد

    که دقیقاً همانی بود که همیشه می‌خواستم.

    کسی که حتی از قانون آگاه نیست،

    اما رفتار و باورهایش 90٪ مطابق قانون جهان است.

    کسی که آزادی می‌دهد، احترام می‌دهد، انتخاب آگاهانه دارد،

    و رابطه‌مان بر پایه‌ی آرامش، احترام، انتخاب، زیبایی و آزادی است.

    این رابطه برای من فقط یک رابطه نیست؛

    ثبوت است.

    ثبوت اینکه الگو دیدن می‌تواند زندگی آدم را از ریشه تغییر بدهد.

    ثبوت اینکه من با تغییر خودم، می‌توانم جهان عاطفی‌ام را هم تغییر بدهم.

    ثبوت اینکه عشق سالم واقعی‌ست… وجود دارد… و سهم من هم هست.

    این رابطه امروز یکی از سکوهای پرتاب من شده برای رسیدن به خواسته‌های دیگرم.

    ──────────

    جمع‌بندی و پایان

    خدای خوب و مهربانم…

    سپاسگزارم که الگوهای زیبا سر راهم گذاشتی.

    سپاسگزارم که به من نشان دادی عشق آزاد، سالم و آگاه وجود دارد.

    سپاسگزارم که وقتی روی خودم کار کردم، بهترین‌ها را وارد زندگی‌ام کردی.

    و سپاسگزارم که همیشه در بهترین مسیر راهنمایم کردی.

    خدای مهربانم… عاشقت هستم و دمت گرم برای همه نعمت‌هایت

    دوستان نوریِ عزیزم…

    اگر امروز رابطه‌ای ندارید،

    اگر در رابطه نامناسب هستید،

    اگر هنوز نرسیدید—

    ناامید نباشید.

    فقط روی خودتان کار کنید.

    فقط الگوهای زیبا را باور کنید.

    و فقط اجازه دهید زندگی، بهترین شکل عشق را سر راه‌تان قرار دهد.

    چون وقتی خودت در مدار درست باشی، عشق درست، خودش تو را پیدا می‌کند.

    با عشق و احترام

    راضیه کریمی

    دختری نوری خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1631 روز

      سلام راضیه جان…

      بهتون تبریک میگم..دوست عزیزم بابت این نعمت زیباییت رابطه الهیت که تونستی برای خودت خلق کنی با تمام وجودم بهت تبریک میگم..

      و من این رابطه آرامشبخش شما رو توی پروفایلتون میبینم که چقدر حالتون پر از ارامش و احساس خوب هست…

      دوست عزیزم…منم دقیقا داستان زندگیم همینجور بود..روابطی که شامل حالم میشد…

      اصلا با زندگی که من میخایتم سنخیت نداشت…

      و مدام ابن تضادها به شکلهای مختلف برام پیش میومد..

      و فقط میخاستم حوابگوی حرفهای پوچ اطرافیانم باشم‌.

      لطف خدا الان چهار ساله در محضر این بهشتم.به یاری خودش” دیگه هیچ خبری از اون موقعیتها نیست…

      و اتفاقا راضیه جان..یه نوقعیتی شنیدم میخاست وارد زندگیم بشه.بدون اینکه من خبری داشته باشم..یه اتفاقی افتاد اون شخص اصلا نمیومد…

      اینم بگم.من از بچگی یه الهام از رابطه الهیم بهم داده شده بود..

      و دقیقا ابن رابطه وارد زندگیم شده.ولی هنوز توی مدارش قرار نگرفتم..

      ولی از نظر خداوند تایید شده..

      داستانش خیلی طولانیه..

      و چون خداوند اون ” اتفاق رو برام رقم زده بود..

      کلا مسئله خاستگارهای دیگه رو قطع کرد..

      و بهم گفت تو نگران نباش..همکاره منم..

      تو با خیال راحت روی خودت کار کن.این رابطه فقط برای تو هست..وارد زندگیت میشه…

      من اونجا فهمیدم….چقدر خداوند چیدمانها رو درست میچینه…

      الله اکبر از قدرتش….

      دوست عزیزم این آرامش رو با تمام وجودم بهت تحسین میکنم..

      امروز یه صحبت زیبایی یه دوست عزیزمون توی همین فایل نوشته بودن.

      چه درهایی برویم باز شد..چقدر درک کردم که باید بیشتر ارامتر و حال خوب باشم…

      برات مینویسمش…

      خیلی درونم برانگیخته شد…

      نوشته ابراهیم‌عزیز!!!

      (حمید عزیز خدا رو تو کوهها و در تنهایی و سکوت پیدا کرد و ما هم پیدا کردیم وقتی که خواستیم.حالا که پیدا کردیم بین اون وقتها و الان چه تفاوتی در شخصیت ما ایجاد شده؟

      این همون نتیجه است که استاد میگه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.اگر نتایجمون تغییر نکرده “پس ما خدا رو پیدا نکردیم””” و فکر می‌کنیم که پیداش کردیم یا هنوز یقین نکردیم.

      هر کس خدا رو پیدا کرده پس باید” ترس و حزنش تموم بشه اگه غیر اینه یه جای کار میلنگه،هر کس خدا رو پیدا کرده باید تو جاده جنگلی سوت بزنه بره یعنی کارهاش به آسونی انجام بشه،اگه غیر اینه پس یه جای کار میلنگه.).

      دوست عزیزم با تمام وجودم بهتون تبریک میگم…

      با تمام وجودم دوستتتدارم.از اینکه تونستی این نتایج رو برای خودت رقم بزنی…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    علی جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    بنام خداوند رزاق و هدایتگر

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت به این فایل هدایت شدم

    همون طور که استاد گفتند

    منم کلی از خواسته هامو در زندگی و آینده خودم

    از سریال سفر به دور آمریکا

    و سریال زندگی در بهشت

    پیدا کردم

    خواسته هایی که اصلاً نمی دونستم که وجود دارد

    من عاشق این دو سریال هستم

    یک زندگی رویایی ، عشق و روابط رویایی و عاشقانه

    و سفر های فوق‌العاده و رویایی

    و ساد زندگی کردن

    و اون سبک زندگی ساده استاد ، که همیشه و در مکان خودشون هستند ، خود واقعی شون

    ادا در نمیارن ، من عشق این سبک زندگی شدم

    و الان کلی خواسته دارم

    و هرروز با عشق یک یا دو قسمت از این سریال رو نگاه می کنم

    و کلی درس میگیرم و به خواسته هام نزدیکتر میشوم

    خواسته هام واضح تر میشه

    حالم خوب میشه از دیدن این همه زیبایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای: