این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-3.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-01 08:25:342025-12-02 18:44:39تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد جانم. امیدوارم که عالی باشید و همین الان یه لبخند بزرگ روی لبتون نشسته باشه.
استاد شایسته خانم عزیزم سلام و ارادت دارم و بسیار دلم براتون تنگه. برای دیدن و شنیدن و رفاقت با احساس قشنگ آرامشتون.
خدا حفظتون کنه.
استاد جان بالاخره بعد از گذشت سالیان دراز در احساسی از جنس آگاهی، آرامش، امید و هدفمندی دارم سیر می کنم. به لطف الله هدایتگرم و دستان پرقدرت و ارزشمندش که اولین و تاثیرگذارترینش شمایید.
استاد سالهاست با شما و آموزشهاتون همراهم ولی هیچوقت تا بحال اینقدر احساس کافی بودن نکردم.
من در جنبه های مختلفی از شما درس گرفتم، از اتفاقات و تضادهای این مدت آشناییم با قوانین درس برداشت کردم و خیلی از لحاظ روابط، معنویت، آرامش، شرایط اقتصادی، عزت نفس و احساس ارزشمندی رشد کردم
اما همیشه یک قسمت از کار می لنگید و شده بود نقطه ضعف من که باعث میشد به قول شما اون نوار خودسرزنشی همواره در پس زمینه ذهنم در حال پخش باشه. فقط در همین یک مورد:
«شغل و فعالیت مورد علاقه ام.»
نمیگم بیکار نشستم و هی فکر کردم چیکار کنم، حرکت می کردم، قدمهای بعضاً محکمی هم برمی داشتم اما چون شناخت مناسبی از خودم کسب نکرده بودم و احساس ارزشمندیم. تا این حد تقویت نشده بود که دنبال چیزی برم که از نگاه جامعه چشمگیر نیست، یا اینکه نیاز به از صفر شروع کردن داره،
پس ذهنم پیداش نمی کرد.
شما در دوره شیوه حل مسائل بارها و بارها تکرار کردید که راه حل مسائل بسیار ساده و در دسترسه، فقط کافیه دست از تلاش برای برنج کاشتن در کویر برداریم و ذهنمون رو باز بگذاریم تا راه حلهای متفاوتی که اتفاقا در دسترس و در دل خود موضوع هستند برامون نمایان بشن.
من سالها و سالها چون علاقه مندی اصلیم رو که متناسب با شخصیت درونگرا و هنرپسندم بوده پیدا نمی کردم، در حال سرزنش خودم بودم.
مدتها در گوشه های مخفی ذهنم خودم رو بی عرضه و بی دست و پا خطاب می کردم.
خودم رو پشت تحصیلاتم یا فرزند داشتنم قایم می کردم تا بیکار بودن و در واقع سردرگم بودنم رو پنهان کنم.
من سالها دنبال بخشی از وجودم می گشتم که داشت فریاد میزد ولی من نمی شنیدمش.
ایجاد کسب و کار شخصیم تنها موضوعی بود که حل کردنش برام بغرنج شده بود با اینکه مدام تکرار میکردم: نباید سخت باشه، باید راه آسونی که با شرایط من سازگاره وجود داشته باشه، باید جوری باشه که روح منو به پرواز دربیاره، اما پس کجاست؟ چرا نمی بینمش؟ چرا نمی فهمم باید چکار کنم؟
به دوره هم جهت با جریان خداوند که رسیدیم یواش یواش قفلهای مغزم باز شدن، فقط با پارو نزدن و تقلا نکردن.
با هم جهت شدن بیشتر ذهن نجواگر و سرزنشگر (نفس لوّامه) با روح الهیِ همیشه امیدوار و همواره عاشق.
قلبم که آرام گرفت جایزه ها پشت سر هم از راه رسیدند.
چه انسانهای ارزشمندی وارد زندگیم شدند. چه برکتها و نعمتها و سفرها و محبتها و رزقهای مادی و معنوی….
چه آسانیهایی در کارهام رخ می داد و هنوز هم در جریانه.
فضل خداوند رو در وجود خودم پیدا کردم.
روحم سبکتر شد.
و بالاخره پاسخ از راه رسید.
می دونستم بالاخره یک روز جواب میاد. اطمینان و ایمان داشتم.
روزی دستم به قلم رفت تا از مهارتی که 26 سال پیش وقتی کلاس اول دبیرستان بودم آموخته بودم، یک طرح بکشم.
مهارت تذهیب و نگارگری رو معلم هنرمون در حد آماتور بهمون یاد داده بود و من از همون موقع وقتی نگارگری می کردم از تمام دنیا فارغ می شدم. بسیار ظریف و باحوصله می کشیدم و رنگ می کردم، نقش فرش یاد گرفته بودم و خلاقیتم گل می کرد موقع طراحی.
وقتی دوستانم طرح هام رو دیدند دست نازنین خداوند در شمایل رفیق بهشتیم فاطمه جان محرمی ظاهر شد و پیشنهاد شگفت انگیزش تاریکیهای ذهنم رو روشن کرد.
من ساخته شدم تا طرح های ظریف بکشم. منِ درونگرای عاشق طراحی، که با اندکی آموزش در این هنر بسیار پیشرفت کرده بودم، مغزم طوری سیم پیچی شده که ساعتها بشینم و یک اثر هنری خلق کنم بدون اینکه حتی پلک بزنم.
همینه، همینه بخدا که همینه.
جهان به من سیلی زد اونجا که تقلا می کردم معلم مدرسه باشم.
اونجا که رفتم پول قرض کردم و دوتا دوره ماساژ شرکت کردم و حتی یک ریال هم ازش پول نساختم.
تمام اون سالهایی که به سختی درس خوندم و فکر می کردم عاشق فیزیکم ولی نبودم.
حالا اول راهم، تازه شروع کردم به آموزش دیدن اصولی تر و کاملتر.
منابع آموزشی عین فواره داره رو سرم میریزه و من برای خودم هدف تعیین کردم تا پله پله خودم رو رشد بدم.
آینده زیبایی رو تصویرسازی می کنم و اصلا ذهنم ناخودآگاه سر رشته رو می گیره و منو با خودش میبره به رویاهای دست یافتنی بزرگ و کوچیک.
هیچوقت تو زندگیم هدفمندیم اینقدر رویایی و خوشمزه نبوده.
هیچوقت توی کل عمرم برای هیچ موردی خلاقیت و ایده های نو به ذهنم نرسیده بود.
اینها همه نشونه اینه که راهم درسته و با ذاتم هماهنگ شدم.
الهی بی اندازه شکرت.
بقول مولانا
عشق فرو ریخت زر تا برهاند اسیر
واقعا که عشق به الله منو از اسارت ذهن محدودکننده ام آزاد کرد و باز هم قدرت بی انتهاش رو به رخم کشید.
با تک تک سلولهام سپاسگزارش هستم.
استاد جان با بند بند وجودم سپاسگزارتون هستم که راه خودشناسی و رشد رو از مسیر عشق الله و توحید برای ما باز کردید.
سلام سعیده جان چقدر عالی شد امروز کامنتتو خوندم و تونستم دهن ذهنمو ببندم منم با مثل شما هنوز نتونستم اون علاقمندیمو که ساعت رو فراموش کنم و از انحامش خسته نشم پیدا نکردم همش ذهنم می گفت ببین همه که در سایت هستن تونستن متوجه بشن به چی علاقه دارن ولی تو اندر خم یک کوچه ای
عزیزم با کامنتت فهمیدم باید دنبال راه ساده و آسون باشم نباید دنبال سخت و خاص بودن اون حوزه باشم عزیزم امیدوارم در راه پیش رو هر روز موفق و عالی باشی
ممنونم از محبتتون. الهی شکر ما همگی تکمیل کننده پازل بزرگتری هستیم که در نهایت به خودمون کمک میشه.
من هم خیلی سالها درگیر این موضوع بودم و غبطه می خوردم به دوستانی از سایت و غیره که حوزه علاقه مندیشون رو پیدا کردن و انگار روحشون از قفسی آزاد شده، خلاق شدن، شاد و سرحالن و درآمد افزاینده و پایدار دارن.
من که هنوز وارد بخش درآمدزایی نشدم ولی بسیار قلبم روشنه و امیدوارم که به موقعش حتما رخ میده.
سلام سعیده جان امروز با دیدن نقطه آبی که برام فرستادی خیلی لذت بردم و یه نشونه فوق العاده بود برام اول هفته منم دارم حوزه های مختلفی که به قول استاد فقط کافی بند کفش تو سفت تر ببندی امتحان می کنم عزیزم هر روز موفق تر از روز قبل باشی
[اما] بیتردید کسانی که [در برابر طاغوتهای زمانه شجاعانه] اعلام کردند صاحب اختیار ما خداست [نه اربابهای زر و زور و تزویر]، سپس استقامت ورزیدند [=در مسیر توحید از خط مستقیم منحرف نشدند]، فرشتگان پیوسته بر آنها نازل میشوند [=در پرتو نیروهای مثبت جهان القاء امید میشوند، که] نترسید و اندوهگین نباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید بشارت یابید.
سلام و سلامتی و نور و عشق به استاد ابراهیمی و عزیزم، و به استاد شایسته ی نازنین و به همه ی دوستان و رفقای گلم تو این بهشت.
خدای مهربونم بازهم شکرت که منم و این گوشی و نیم ساعتی که قبل از میتینگم دارم و قلبم انقدر باز شده که بهم می گه بنویسم و این حس خوبم رو تقویت کنم با اینکار…
خدای رزاق و وهابم شکرت برای این هفته ای که گذشت… برای بی شمار نعمت و رزقی که به زندگیم سرازیر کردی…
شکرت که دوشنبه و سه شنبه کمکم کردی و حسابی افکتیو کار کردم و برای پرزنتیشن کاری سه شنبه شبم اسلایدام به موقع آماده شد. شکرت که ایده ی اینکه حتی چی به اسلایدام اضافه کنم رو خودت بهم دادی.
شکرت که مدیرم فرداش کلی تعریف کرد.
شکرت که سه شنبه هم ارائه م برای مهمونمون از ژاپن خیلی خوب بود و باز تا دو دقیقه قبل از میتینگ مشغولش بودم ولی به موقع آماده شد. شکرت که چهارشنبه خانوادگی رفتیم باشگاه والیبال. شکرت که تینا بجز کلاس چهارشنبه ها این هفته تو مدرسه هم ورزششون والیباله و کلی حس خوب داره و اعتماد به نفسش خوبه… شکرت که تو تایم کلاس تینا، لیلین هم کلی توپ بازی کرد تازه ادای نرمشاشون رو هم درمیاورد که خیلی خنده دار بود…
شکرت که بعدش من دو ساعت کلاس آموزشی والیبال داشتم و بعدش هم دو ساعت بازی تدارکاتی برای تورنمنت…
و چقدر خوب بود تمرینمون. چقدر تیم خوبی داریم. چقدر من بازیم بهتر شده… وقتی سرویس یکی از خفن ترین بازیکنای تیم مقابل رو عالی دریافت کردم کلی خودمو تحسین کردم، بقیه هم همینطور.
خدای مهربونم شکرت که فردا تورنمنت سوم والیبال رو داریم و ازت می خوام کمکم کنی بهترین خودم رو ارائه بدم. قطعا که دوست دارم تیممون اول بشه، ولی بیشتر از اون دوست دارم با کمترین خطا بازی کنم و خودم از بازی خودم حسابی راضی باشم.
خدای مهربونم شکرت که باز ایمانم این هفته چند درجه قویتر شد. وقتی بهت گفتم خداجونم نازنینم من می خوام تو این مورد رو برام حلش کنی… بارها و بارها با خودم مرور کردم که من به خداوند وصلم، من بخشی از خداوند قادر هستم. خدایی که تمام زمین و آسمون و کهکشانها رو مدیریت می کنه. خدایی که صدم ثانیه ای تو تنظیمات خورشید و ماه و روز و شبش جابجا نمیشه… چطور باور نکنم، چطور از خودش نخوام… چطور ذهنم بازی دربیاره آخه در برابر این عظمت و قدرت…
و همین تاکید روی اینکه باید ایمان داشته باشم، انگار باورم با همین تکرارها یه میلیمتر عمیقتر شد تو دلم، به دو ساعت نکشید که پیامی رو گوشیم اومد و قششششنگ مطمئن شدم که این فقط بخاطر باور عمیق تر منه و می دونستم خب این که حله و تمومه و شد. و خیالم برای اون موضوع دیگه راحت راحت بود. تازه فقط این نبود… فرداش یعنی دیروز صبح، یه رزق بی حساب دیگه نصیبم شد اونم انگشتر طلا… یادمه تو کامنت بچه ها یکی دوبار خونده بودم، و ذهنم می گفت رزق بی حساب، انگشتر یا یه تیکه طلا؟؟ مگه میشه؟ و حالا خودم جذبش کردم… خدای مهربونم شکرت…
شکرت که دیشب نشستم همه ی اینا رو با جزئیات تو دفترم نوشتم تا یادم نره، عادی نشه
شکرت که امروز صبح که میومدم شرکت خورشید یه سمت بود و یهو روم زو کردم اون سمت رو ببینم که بپیچم، دیدم واااای یه ماه گنننده و سفید و خوشگل اون سمت تو آسمونه… و چقدددر ذوق کردم و باز قدرت و عظمت خداوند تو ذهنم مرور شد…
خدای مهربونم شکرت برای تموم نعمتهایی که دارم و همش از لطف و کرم توست.
شکرت که این حس زیبای سپاسگزاری رو با نوشتن بیشتر کردم و حس و حالم عالیه.
استادجان دیشب سر یه ناخواسته ی بسیار بسیار کوچیک ذهنم اومد تمااام خستگی و فشار کاری این هفته رو بریزه رو سرم حتی یکی دو ثانیه بغضم گرفت و حس دلسوزی داشت میومد که یهو حواسم جمع شد… و چقدر از خودم راضی بودم که سریع بعد از واقعا کمتر از یکی دو دقیقه، رفتم هدفن گذاشتم و زدم رو نشانه ی امروزم… تفاوت تسلیم بودن در برابر خداوند و تسلیم شدن در برابر مسائل چقدر فایل خوبی بود…
بولدترین جاش برام این بود که گفتین تسلیم بودن دربرابر خداوند یعنی بگیم آخیییییش خیالم راحت شد خدایا همه چی رو سپردم به تو و احساس سبکی کنیم، با خیال راحت… اشکام سرازیر شد از حسی که اون لحظه تجسم و تجربه کردم… گفتم آره همینه… آخییییش… خدایا شکرت.
بعدم رفتم سراغ جلسه ی 2 احساس لیاقت و باز کلییی آگاهی ناب رو مرور کردم… کلی شاخکام تیزتر شد به رفتارم با خودم و دیگه اثری از اون حس خستگی و قربانی شدنی که ذهن نجواگرم شروعش کرده بود نبود که هیچ… قلبم انقدر باز بود که رفتم سراغ دفترم و حس خوبم رو نوشتم…
خب میتینگمون شروع شده و این یعنی باید کامنت رو به اتمام برسونم…
استاد عزیزم خدا رو شکر می کنم که در زندگیم هستین و انقدر ازتون یاد می گیرم.
استاد شایسته جانم سپاس فراوان از این پروژه ی بی نظیر و زحماتی که می کشین.
در پناه خدای مهربون قادر رزاق و وهاب شاد و سلامت باشین🩵
سلام استاد عباس منش و خانم شایسته و سلام ودرود به دوستان خوبم بچه های سایت ،من خیلی دلم براتون تنگ شده بود .اما به خاطر یکم مشکلات نتونستم که چند دوره رو پیش شما باشم.
استاد من خیلی دلم هم برای شما و هم برای بچه های سایت تنگ شده بود
ولی چند روز پیش امتحانات نهایی من تموم شده است و من این متن رو در این تعطیلی مدارس تموم کردم
و چون از ماه قبل کامنت ننوشتم وقت کافی برای پایان رسوندن کامنتم نداشتم و من تلاش می کنم که در هفته دو یا سه تا کامنت بنویسم و من امروز با پدرم یکی از قسمت های 12 قدم دیدم و گوش دادم و توی اون قسمت توی سیرک نهنگ های قاتل بودید و چقدر بزرگ و زیبا بود و من فایل های جدید رو نگاه می کنم و من همراه پدر و مادرم وقتی که داشتیم می خوابیدیم گوش دادم متوجه شدم که شماگفتید که اگر امشب شب خوبی رو تموم کرده باشیم صبح خوبی رو تجربه خواهیم کرد و من هم چون دیشب این فابل رو گوش دادم و بعد به خواب فرو رفتم صبح یعنی امروز حس خوبی رو تجربه کردم و الان دارم با حس خوب توی هوای بهاری کامنتم رو به پایان می رسونم خیلی ممنونم بابت اینکه کامنت من رو می خونید و من از ته قلبم هم استاد هم شما را و دوست دارم
و من یک نقاشی رو کشیدم که دختری داره توی چمن راه میره و این نقاشی برام آرامش بخشه.
خوشحالم که الان می تونم وقت بیشتری رو توی سایت باشم
و من الان دارم توی اتاقم درکنار پنجره و در هوای بهاری کامنتم رو به پایان می رسونم و از خاله فهیمه عزیزم متشکرم و ممنونم که برایم کامنت نوشتن و از ته قلبم شما را دوست دارم خداحافظ
سلام فرشته ی مهربان و زیبا سلام به شینا قشنگ و خوشخنده
تعطیلات تابستانی مبارک باشه. ان شاءالله تعطیلات امسال یه تحول عظیمی در زندگی ات باشه و بتونی نهایت استفاده رو از ا ن ببری.
چند روز پیش روز دختر بود، خیلی دوست داشتم روز دختر رو به شما تبریک بگم که جور نشد. ولی الان روز دختر رو به شما فرشته روی زمین تبریک میگم.
اون موقع ها که همسن و سالت بودم، وقتی تعطیلات تابستانی میشد، کتاب های سال قبل رو پیدا می کردم و مینشستم اونها رو می خوندم و کلی لذت می بردم، و بعد موقع مدرسه دیگه برام تازگی نداشت.و میرفتم کتاب های داستان از کتابخانه مدرسه می گرفتم میخوندم.
الان شما خدا خدا را شکر میتونی کلی برنامه برای تابستان داشته باشی، و کلی چیزهای جدید یاد بگیری.
یه خاطره از کلاس چهارم دارم، یادمه روزی که خبر فوت امام خمینی رو دادن من خیلی گریه کردم بعد رفتم مدرسه کارنامه ام رو گرفتم، تمام نمراتم 20 شده بود خیلی خوشحال شدم. و این خاطره مثل روز هنوز از جلوی چشمانم رد می شوم، چون اولش خیلی ناراحت بودم بعد با گرفتن کارنامه ام ناراحتی ام کمتر شد.
راستی شینا جان کامنتت احساس آرامش و احساس خوبی بهم داد سپاس گذارم که اینقدر زیبا می نویسی.
شینا جان از خدای مهربان بخاطر وجود نازنین ات در این سایت سپاسگزارم.
چقدر خوشحالم که تونستم کامنت شما رو بخونم و چقدر لذت بردم و چقدر تحسین تون کردم برای این نوشته زیبایی که از خودتون ثبت کردید.چقدر قشنگ داستان این ذهن خودتون و تخریب هایی که شما رومیکرده، اون صدای سرزنش گر و تخریب چی وجودتون رو توصیف کردین و اون داستان افتادن پلاستیک توی آشپزخونه رو چقدر قشنگ بود که گفتید.
واقعا منم یکجورایی این مسئله رو در خودم پیدا کردم اینکه من چقدر به خودم سخت میگیرم، چقدر با خودم خشن و سرسخت رفتار میکنم و حرف میزنم جوری که حتی نمیتوستم توانایی ها و موفقیت هامو ببینم.چقدر منم لازم دارم بیشتر یاد بگیرم که خودمو برای تمام اشتباه ها یا هر خطای کوچیکی براحتی ببخشم و خودمو بی قید و شرط دوست داشته باشم و به خودم عشق بورزم. چقدر لازم دارم که از درون صلح به پا کنم در خودم که انگار همیشه در تلاش بوده تا توجه کنه به نقاط ضعفم و همون جاها نمک بپاشم و هی خودمو سرزنش کنم، سرکوب کنم یا نادیده بگیرم.
واقعا مدتی هست که منم دارم تمرین میکنم از نادیده گرفتن خودم دست بردارم.
خودمو بیشتر دوست داشته باشم حتی با کم کاری هام و به خودم اینقدر سخت نگیرم و کمال گرایانه همش خودمو قضاوت نکنم.واقعا این که برای یک اشتباه کوچیک مثل افتادن یک لیوان از دست مون خودمون چه در درون چه از بیرون مهربان تر و در صلح تر با خودمون برخورد کنیم و این چقدر قشنگه…واقعا لذت بردم از خوندن کامنت و این ردپای قشنگی که از وجود پر از عشق تون ثبت کردید.واقعا سپاسگزارم ازتون فاطمه جان…
چقدر قشنگ نوشتید:
حالا حس میکنم از اون چرخهٔ پوسیده قدیمی بیرون اومدم.
و وارد چرخهای شدم که توش فقط اتفاق خوب تو راهه.
هر روز بیشتر از دیروز به خودم افتخار میکنم.
و از همه مهمتر…
دارم قانون تکامل رو زندگی میکنم.
واقعا چقدر این چرخه رو منم حس میکنم و چقدر قشنگه. این همون چرخ روون زندگی که استاد همیشه میگن و اون گاری وجودمون رو از زنگارها و زنجیرها رها کردیم و همه چی ریخته پایین و حالا از نو جوانه زدیم با ریشه هایی از جنس عزت نفس و توحید عملی…
من الآن همون درختچهام.
هنوز کوچولو، اما زنده، سبز، رو به رشد…
عزیزم چقدر زیبا نوشتید و چقدر تحسین تون میکنم برای اینکه اینقدر با عشق نور و حس خوب در مسیر رشد و پیشرفت و بهبودهای دائمی هستین. بازم ازت سپاسگزارم که نوشتی و باعث شدی یک جریان قشنگ توی ذهنم راه بیفته و با شما هم آشنا بشم و براتون دست بزنم…دمتون گرم.
براتون از صمیم قلـبـم از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.
فهیمه جانِ زیبای من، ازت خیلی سپاسگزارم که کامنت من رو خوندی و این نظر فوقالعاده رو منتشر کردی. حرفهات پر از درس بود، پر از نور… و من صمیمانه میگم که خوندن کامنتهای دوستان عزیزمون واقعاً به من کمک کرده برای فهم بهتر موضوعات.
اینکه گفتی تو هم توی مسیرِ «نادیده نگذاشتن خودت» هستی، من بهت از ته دل تبریک میگم. چون بهنظرم این مهمترین قدمه… قدمِ صلح با خودمون.
وقتی صبحها با خودمون مهربون باشیم، وقتی با خودمون رفیق باشیم، همونجا نقطهی شروع صلح با خداست…
بعدش با جهان…
و بعد با آدمها.
اونوقت دیگه عجلهای نمیمونه،
استرس بودن در لحظه کمتر میشه،
و تازه رنگ و بوی «زندگی واقعی» رو میچشیم.
همون زندگیای که خدا برای ما نوشته.
فهیمه جانِ زیبای من،
ازت باز هم سپاسگزارم.
یه حسی تو دلم گفت امروز بهترین زمانه برای نوشتن برای دوستی نازنین و زیبایی مثل تو.
برات از صمیم قلب آرزوی موفقیت، آرامش و سعادت در دنیا و آخرت دارم.
“وقتی صبحها با خودمون مهربون باشیم، وقتی با خودمون رفیق باشیم، همونجا نقطهی شروع صلح با خداست…”
الان که مشغول نوشتن هستم صبح زود نزدیک پنج و نیم بیدار شدم و میدونم همین شروع تغییر عادت های فوق موفق شدن من هست.
این مسیر گاهی باید خودتو فراموش کنی و جملگی خدا بشی تا پیدا بشی،(دارم اینجا قدری بلند بلند فکر میکنم)
خدایی که در سکوت همیشه ناظره
خدایی که در سکوت همیشه با منه فهیمه درس هاشو بلندتر میگه.
خدایی که بی هیچ اجباری، به ما اختیار و آزادی عمل داده تا زندگی خودمون خلق کنیم، تا خودمون طبق قوانین ثابت و بی نقصش سرنوشتی برای خودمون بسازیم(بزرگترین دروغی که بهمون گفتن همینه که خدا سرنوشت ما رو از قبل نوشته، سرنوشت هر کسی از قبل تعیین شده)
خدای عادلی که من تا الان درکش کردم تنها چیزی که نوشته یا وضع کرده یا بهتره بگم تعیین و مقرر کرده همون قوانین ثابت، همون سنت الهی بدون تغییر و تبدیلی هست که ازل تا ابد برای این جهان نوشته.
پس ما شدیم اشرف مخلوقاتش و به ما این قدرت اختیار و این آزادی رو داده تا زندگی خودمون رو خلق کنیم….
و چقدر قشنگ این خلق های زیبا
هیچ اتفاقی اتفاقی نیست، اینکه شما اون موقع پیام بدی و من این موقع در سکوت و خلوت خودم باخدا پیامی دریافت کنم. وقتی سعی میکنی با هدایت های خدا پیش بری اینجوری سورپرایز میشی، اینجوری آسان میشی برای آسانی ها. اینجوری همه جهان رو و هرآنچه لازم داری در ذهنت داری و چقدر ما خوشبختیم، چقدر ما دارا هستیم.
چقدر بی نیازتر و آرام تر میشیم وقتی وا می دیم و سوار جریان رود هدایت میشیم. و چقدر نیازمندتر و محتاج به خدایی که همه چیزه و همه چی رو بلده…
و این منم که محتاجم به هر خیری که از سمت خدا به من می رسه. واقعا سپاسگزارم ازتون دست خدا که اینجوری به من خیر رسوندی و سپاسگزارم از دستان نامرئی پشت این سایت بزرگ که اینجوری حتی دست ها رو بهم میرسونه. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم….
البته من مدام درگیر فایلهاتون هستم ولی فایلهای روزانه که میگذارید خب یک چیز دیگه است🤩😍
در خصوص خواسته و ایجاد خواسته
دقیقا مثال خانواده دکتر ارنست ؛ من از اون زمان همیشه میگفتم کاش بشه توی کلبه زندگی کرد؛ بعد میگفتم شدنی نیست الان مگه میشه و در حد یه رویا ته ذهنم باقی بود تا زمانی که زندگی در بهشت رو نشونم دادید که بله 👈میشود👉
وجود دارد؛ میشود در کلبه و در بهشت زندگی کرد و درخواست کردم از خدا و گفتم منم میخوام میشود و داده خواهد شد😍🤩
خیلی خواسته های دیگه که واقعا هیچ وقت برام باورپذیر نبود ولی حالا خیلی بعید نیست… وقتی خواسته یی شکل میگیرد یعنی انجام پذیر است که درخواستم شده پس 👈میشوووود👉 بیاری الله مهربان و باور مناسب و عمل👌
مثالی که این مدت بعد آشنایی من با شما رخ داد : جابجایی ما از خونه یی که ۲۷ سال زندگی میکردیم و همیشه درخواست منو و مادرم بود خونه یی زندگی کنیم که پنجره آشپزخونه یی داشته باشه که سینک ظرفشویی در کنار پنجره رو به حیاط باشه( البته این فقط یک نمونه از درخواست خونه بود که اجابت شد خیلی درخواست های دیگه مثل اتاق خودم که فوق العاده ترین حالت بود رخ داد)…و ما الان در چنین خونه یی ساکن هستیم 🤩😍 و درخواست ما حتی بهتر و بهتر از این خونه هست🤩😍
این چند روز کلی فایلهای قدیمی و دوره آفرینش کار کردم
و دقیقا این دو روز آخر درگیر فایل قانون جذب در قرآن و دو تا از کتابها بودم
از دیشب در خصوص حزن و آیات حزن داشتم مطالعه میکردم و دیوانه شده بودم…استاد جان کم قران رو نخونده م ولی همون خدای مهربونم میدونه که به واسطه شما دارم حالا میفهمم قرآن و خدا چی میگه
استاد جان من خیلی ساله دنبال کسی بودم منو آگاه کنه به قرآن و بفهمم خدا رو … یه دوره بود یه محقق روی قرآن کار کرده بود و قرآن رو به صورت آیات رنگی در آورده بود مثلا آیات عذاب با رنگ قرمز و ….خلاصه این مدلی کار کرده بود که اون چیزی که من میخواستم با اون نمیشد …یه دوره تفسیر قرآن جلسات حضوری رفتم و کتابهای تفسیر خوندم ولی باز نبود اون چیزی که من میخواستم….ولی همیشه میگفتم خدایا تو هدایتم کن تو راهو نشون بده تو بگو چطوررر…
وقتی با شما آشنا شدم گفتم اینجا و این استاد همونه که باید
و حالا بدون شک و تردید میگم خدا بهترین هدایتم را انجام داد شکرت خدای من😍🙏
استاد جان چند شب پیش فایل سوم کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو برای چندمین بار میخوندم
مگه گریه امانم میداد…هر خطی خوندم حالم بیشتر منقلب میشد …من که این کتاب رو خونده بودم چی شد که یهو هدایت شدم به این کتاب….همون حرفهایی که نیاز بود بشنوم خط به خط این کتاب بود خوندم و اشک ریختم و شکرخدا کردم …استاد جان این کتابهایی که نوشتید از لحاظ مادی واقعا خیلی ارزشمند تر از این مبلغی هست که قرار دادید این مبلغ انگار که رایگانه ولی بی حد و اندازه این کتابهاتون عالی و فوق العاده س …بینظیر بینظیر…دنیا دنیا آگاهی ناب و خالص دارد واقعا سپاس از این آگاهی ناب و خالصتون😍🤩❤
و انقدر متعهدانه من این دوره ها رو میگذرونم حتی تمرینها رو هم همون شب انجام دادم و چقدر زیاد عالی بود
امروز که این فایل شما رو گوش دادم…الله اکبر🙏 استاد داره همون مباحث رو صحبت میکنه و از ذوق فقط جیغ نزدم و تمام وجودم شد گوش برای شنیدن😍🤩
ممنونم از همه دوستان که بسیار عالی صحبت کردند و استاد این مبحث رو باز کردند و من با تمام وجود لذت بردم
در خصوص حزن آیات جدا کردم هم بماند برای خودم هم برای دوستان که تمایل دارند
قرآن کریم، غم و غصه را نفی کرده است
در هر صورت، تنها راه ِ داشتن تجربه خوب از زندگی این است که حال ِ مان خوب باشد. تنها راه ِ دریافت خواسته هایمان
و برخورد کردن با آنچه که میخواهیم، بودن در احساس آرامش است.
تنها راه ایجاد احساس آرامش، نگریستن
از دریچه چشمان ِ روح است یعنی منطبق کردن دیدگاههای روح و ذهنمان!
این همان زمانی است که ما به
خودمان اجازه دریافت خواسته مان را میدهیم!
کل قانون :
احساس خوب مساوی است با اتفاقات ِ خوب و احساس ِ بد مساوی است با اتفاقات بد
ریشه حزن ۴۲ بار در قرآن تکرار شده و در تمامی موارد، حزن
کسانى که در کفر بر یکدیگر پیشى مىگیرند محزونت نکنند، چرا که هرگز زیانى به خدا نمىرسانند، خداوند مىخواهد آنها را در آخرت بىبهره گرداند و براىشان عذاب بزرگى است
گفت اگر او را ببرید غمگین میشوم و میترسم شما غفلت کنید و گرگ او را بخورد
زمانیی که مادر ِ موسی فرزندش را به رود نیل میاندازد، به او میگوید
»غمگین مباش«
در شرایطی خداوند این پیشنهاد را به مادر موسی میدهد که او قرار است قسمتی از وجودش را در آبی بیندازد که مشخص نیست در موج بعدی کودک را از روی تخته پاره به درون آب بیندازد یا آفتاب سوزان او را از بین ببرد یا پرندهای وحشی
کودکش را شکار نماید…
اما خداوند به او فرمان میدهد که غمگین مباش، که اگر مادر موسی غمگین می شد، قطعا ِ اتفاقات بدی را تجربه
می کرد و قطعا فرزندش را دوباره نمیدید.
و زمانی که حضرت یعقوب این فرکانس را میدهد اگر یوسف را ببرید اتفاق بد رخ میدهد و اتفاق رخ داد و احساس بد اتفاق بد… و این احساس ادامه پیدا میکند تا زمانی که حضرت یعقوب بواسطه باقی ماندن در احساس بد کور میشود و ….
که اگر با قانون و با احساس خوب حضرت یعقوب بنا را قرار میداد قانون عمل میکرد و
قانون خدا یکسان است و برای همه اجرا میشود چه پیامبر چه انسان عادی
قانون یکی است
البته قرآن داستانها را برای درک بهتر ما قرار داده و اگر واقعا به دنبال فهمیدن و درک کردن باشیم قرآن و قانون را میشود فهمید و درک کرد
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
استاد جان من اگر از هر فایل شما ۵ دقیقه رو متوجه بشم و عمل کنم واقعا زندگی فوق العاده یی خواهم داشت البته به شرط عمل…
من متعهد شدم و متعهدانه دارم پیش میرم و اتفاقات خوب مهر تاییدی بر عملکردم هست ولی باید نتایج عالی و عالی تر رخ بده و مصمم هستم بهتر و بهتر از این و بهتر از بهتر شود
خیلی جدی قرآن رو مطالعه میکنم نکته برمیدارم و هرجا هر آیه قرانی بیان کردید نوشتم تکرار کردم و …
خدا رو شکر چقدر لذت میبرم از این روزها و این اتفاقات فوق العاده رویایی🤩🤩😍😍
یقیناً خدا از مؤمنان راضی شد آنگاه که زیر آن درخت با تو بیعت می کردند، و خدا آنچه را [از خلوص نیّت و پاکی قصد] در دل هایشان بود می دانست، در نتیجه آرامش را بر آنان نازل کرد، و پیروزی نزدیکی را به آنان پاداش داد.
[و پاداش دیگر] غنیمت های فراوانی است که آن را به دست می آورید؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
سلام به استاد فرزانه و آگاه عزیزم و استاد مریم جان شایسته تحسینم و دوستای نازنینم
الهی حال همگی عالی باشه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همه نعمتهامون..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر از وقتی که عقلم رسیده و بیاد دارم، دیدم الگوهای خیلی خوب دارم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که در همه مراحل زندگیم بدنبال رشد و پیشرفت و بهبود خودم بودم،
و بجز خیر و خوبی چیزی ندیدم و نمی بینم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که نگاهم به خداوند، انسانها و دنیا خوشبینانه بوده و هست، و هرچی می بینم همه اش خیر و خوبی و اتفاقات زیبا و شیرینه..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که صاف و مستقیم دستمو تو دست بهترین استاد دنیا و بهترین یاورش گذاشت و من هم بخوبی از این فرصت ارزشمند دارم استفاده می کنم
و هر روزم بهتر و زیباتر میشه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که از وقتی یادم میاد اهل غرولند و گله و شکایت نبودم، با حالت احترام با دیگران رفتار می کردم و حرف می زدم،
با خدا و قرآن مأنوس بودم،
و با آگاهیهایی که از دست یکی از بهترین بنده های عزیز کرده اش دریافت می کنم، به درک خیلی بهتر و بالاتری از قوانینش رسیدم
و باز هم خیلی جا هست برای بهتر شدنم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که شروع کارم با استاد جانم از 12 قدم و سریال های زندگی در بهشت و سفر بدور امریکا بوده، و من هرچی تو فایلها و محصولات و دوره ها می دیدم و می شنیدم، بطور عملی تو زندگیم بکار می بردم و میبرم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که اراده و پشتکار خیلی قوی و عزت نفس و احساس ارزشمندی بالایی داشتم و دارم، و از نقطه امنم خارج میشم، با ترسهام روبرو میشم، و خدا جانم طبق باورهام همواره همونها رو نشونم میده،
زندگیمو پر از نعمت و ثروت و سلامتی کرده و می کنه، چرخ زندگیمو هر روز روغنکاری می کنه،
با بهترین انسان های نازنین، بهترین موقعیت و شرایط روبرم می کنه و بهترین فرشته ها و انسانهای نازنینش رو به کمکم می فرسته،
و من عاجز از شکر ذره از نعمتهاش هستم، ولی هر چی در توان دارم سپاسگزارش هستم و توفیق سپاسگزاری های بیشتر و عمیقتر رو ازش درخواست می کنم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که اینقدر این دو سریال بهشتی رو نگاه کردم که بالاخره جذبشون کردم و در واقعیت زندگیم خیلی خیلی از صحنه هاش رو تجربه کردم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که در مسیر درست هستم و تا ابد سپاسگزارش هستم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که بقول استاد جانم کتک خورم ملس نبوده، و هرگز چک و لگدی نشدم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که احساس گناه ندارم و خودمو سرزنش نمی کنم،
تنبیه که کلاً جایی در زندگیم نداشته..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که مسائل ناراحت کننده تو زندگیم اینقدر کم شده که می تونم بگم اصلاً وجود ندارن..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که از وقتی دانشجوی استاد جانم شدم قانون احساس خوب = اتفاقات خوب رو محکم گرفتم و اهمیتش روز بروز برام بیشتر میشه..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که همواره از تغییر استقبال می کنم و در پی اصلاح مسیرم هستم و قبل از اینکه جهان فشار زیادی روم بیاره، تغییر کردم و می کنم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هم تو دفترم می نویسم و هم بصورت کلامی میگم:
چطور از این بهتر، چطور راحتتر و روونتر و ساده تر!
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هم خودم بسیار موفق هستم و هم دور و اطرافم پره از انسانهای شایسته و موفق،
که هر کدوم الگوی خیلی خوبی هستیم برای تعداد زیادی از آدمها..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر روزم زیباترینه و بهترینه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هی معجزات بیشتری به زندگیم میاره..
بخصوص تو این دو سه هفته اخیر که واقعاً منو ناک اوت کرده از فراوونی شاهکارهاش!!
که یکی از اونها این بود که من و همسرم طبق شرایطمون قرار بود بعد از عید نوروز بریم دیدن بچه هامون که تو کانادا و امریکا هستن،
و همین یک هفته پیش بود که دخترام شریکی برای من و پدرشون بلیط رفت و برگشت خریدن و حسابی ما رو سورپرایز کردن، و اشک شوق و سپاسگزاری از چشمام جاری شد..
و دیگر اینکه تمرین آگهی بازرگانی رو در رختکن استخر انجام دادم..
و همینطور کانال یوتیوب درست کردم و هر روز یه کلیپ گذاشتم، با اینکه تا بحال هیچ آشنایی با فعالیت در یوتیوب نداشتم،
و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که با اینکه کلیپهام خیلی ابتدایی و ناشیانه است اما خدا رو شکر مثل موشک دارن پیش میرن از هر نظر، هم وییوهای خیلی زیادی دارن،
هم کامنتهای زیاد و هم لایک زیادی دریافت می کنم..
خدا رو میلیاردها بار شکر..
خدا جانم بینهایت سپاسگزارم برای تک تک نعمتهام
استاد گرامی و عزیزم و استاد مریم جان مهربونم خیلی خیلی سپاسگزارم و عاشقتونم
و همینطور دوستان جانم که از هرکدومتون کلی چیز یاد می گیرم..
خدایا شکرت برای صلاتی دیگر در گام 16 تغییر را درآغوش بگیر
امروز صبح به خاطر یه قضیه ای که دیشب پیش آمد و با موکلم صحبت کردم با حال گرفته از خواب بیدار شدم اومدم توی سایت که طبق قانون حالم رو خوب کنم تا سدی جلوی افکار و احساسات بد بشه و دوباره اون آرامش همیشگی بهم برگرده. قسمت دیدگاه ها که اومدم و کامنت شما رو خوندم با دیدن آیه های سوره ی فتح اشکم روان شد و انگار قلبم باز شد و یه آرامش عجیبی گرفتم. من خیلی این سوره رو دوست دارم و بنای زندگی متاهلیم بر اساس این سوره است. سال 86 وقتی میخواستم ازدواج کنم مردد بودم و نمی دونستم چکار کنم. یه شب روی پشت بوم خونه نشستم آسمون صاف بود و ستاره ها برق میزدن، قرآن جلد قرمزم رو گرفتم دستم و گفتم خدایا من به استخاره اعتقاد ندارم اما نمی دونم چکار کنم ، این آدم بی نظیره و همه تاییدش می کنن ولی از لحاظ مالی هیچی نداره و من یه دختر ناز پرورده ام ولی دلم وقتی به ازدواج باهاش فکر می کنم آرومه و یه آرامش خاصی تو وجودش هست،، تو بگو چکار کنم تو باهام حرف بزن واضح اونقدر واضح که تصمیم درست بگیرم… قرآن رو باز کردم و اول صفحه نوشته بود”انا فتحنا لک فتحا مبینا”،، درست مثل الان اشک امونم نداد تا آخر سوره رو خوندم ، از خدا تشکر کردم و تصمیمم رو به همه اعلام کردم زندگیم رو با توکل به خداشروع کردم و الان با هدایت مهربان خدایم وحمایت های همون آدم که واقعا یه مرد فوق العاده است یه زن تحصیلکرده و موفقم و یه زندگی آروم دارم همونجوری که خود خدای من گفت از اون نهال کوچیک و ضعیف تبدیل شدیم به یه درخت قوی که همه از دیدن ساقه های تنومندش متعجب میشن و این فقط و قطعا از فضل خدای منه….
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت بابت این یادآوری
خدایا شکرت بابت طی کردن تکاملم
خدایا شکرت که دست های قدرتمندت بالای همه ی دست هاست و با اون دست ها زندگی و امورم رو مدیریت می کنی ، خدایا شکرت که فاطمه جان دستی از دستان تو بود که حال دلم دوباره عالی بشه
مهربان خدایم هزاران مرتبه شکرت که این پرونده ای که دست گرفته ام با هدایت تو به بهترین نتیجه می رسه
خدایا هزاران مرتبه شکرت که استاد عباسمنش رو سر راهم گذاشتی و از این طریق هدایتم میکنی
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که همیشه در زمان و مکان مناسب، در شرایط مناسب و کنار آدمای مناسب هستم
خوشحالم که دستی از دستان خداوند بودم که نشانه ای برای مسیر درست رو ببینید… از این که دوستان خوبی مثل شما دارم که صادقانه برام طلب خیر می کنند بی اندازه شاکر خداونم.. خدارو هزاران مرتبه شکر که کنار دوستان خوش قلبی چون شما هستم و این بهترین نشانه است که در مسیر درست هستم
برای خودت و قلب مهربانت از خداوند طلب خیر و برکت دارم….
ممنونم بابت دعاهای خوبت و خوشحالم که دوست خوبی مثل شما دارم که برام آرزوهای خوب می کنه،، چقدر جالب که شما هم به صداقت و ذات پاک همسرتون اعتماد کردید و الان بابت این انتخاب سربلند و خوشحال هستید… فاطمه جانم هروقت آدم فقط به خدا اعتماد می کنه و مسیر دلش رو میره که نشانه اش آرامش هست حتی اگه به نظر راه پر پیچ و خم و پر چالشی باشه قطعا از فضل پروردگار بهترین ها پاداشش میشه و من بارها این رو تجربه کردم و خداروشکر که همیشه همراه و راهنمای راه بوده برام…
آخه من چی بگم اینقدر ذوق کردم کامنت شما رو تونستم بخونم و خدا بهم این توفیق رو داد تا در سکوت و آرامش و حضور کامل توی سایت قشنگ مون دقایقی بیشتر وقت بگذرونم.واقعا فاطمه جان تحسینت میکنم. واقعا چقدر شما قشنگی آخه، چقدر شما درخشان و بلوری هستی که وقتی لکه ایی هم روت میفته سریع خودت میبینی و شفاف میشی. آخه من چطوری بگم توی ذهنم ازت با این سپاسگزاری های قشنگ تون چی ساخته بودم و چقدر ساخته ام شکیل تر و پر ابهت تر شد آخه…اصلا فقط میخواستم سپاسگزاری هاتون رو بغل کنم اینقدر باحال نوشتین، اینقدر بی ریا و دلی، اینقدر قشنگین آخه. چطور میتونین اینقدر خوب باشین و پر از عشق آخه…سرشار از لذت و تحسینم.سرشار از عشق …فاطمه جانم سلام منم به آمریکا و کاناداو بچه ها و همه ی زیبایی هایی که منتظرن تا ملاقات تون کنن برسون.
چقدر جالب بود منم مدتی هست ایده هایی برای یوتیوب ب ذهنم زده اما انجام کارهای مربوط به دانشگاه و خونه و یکسری تغییرات اصلا تمرکز برام نمیذاره و البته از یکطرف هم کمال گرایی احتمالا. مغزم پر از ایده است و بقول یکی از صحبت های استاد که میگفتن بعضی ها اورر تینکیگ هستن دقیقا منم. اصلا اینقدر فکر میکنم یعینی اینقدر مغزم توانایی فکر کردنش ایده دادنش بالاست. که اصلا دست خودم نیست و میبینم دارم یکساعته به یک چیزی فکر میکنم. میگن التماس تفکر، من دیگه التماس دعام برای خودم اینه “التماس تحرک” یعنی فقط از خدا میخوام کمکم کنه یکم موتور فکرم رو کم کنم به گردش نمیرسم و منو آچ مز میکنه.
خلاصه که خیلی حال کردم و خیلی سپاسگزارم برای وجودت پر از عشق و نور و خیرتون
سپاسگزارم که ادامه میدین و هستین و مینویسید اینجا و از خودتون با صداقت ردپاهای جانانه ثبت میکنید.واقعا قلبا دوستتون دارم و بارها هرجای سایت اسم تون رو دیدم توی دلم گفتم “ماشالله فاطمه سلیمی” ماشالله بهتون احسنت…دیگه خواستم از این همه احساس سرشارم استفاده کنم منم زیر ردپاتون از خودم ردی بجا بگذارم و حرکت هامو توی فکرم فقط نزنم و اینجا امن ترین جای دنیای من هست که حرکت بزنم حتی اشتباه و غلط…چون میدونم اینجا غلط های من تبدیل میشن به درسی برای آینده. مثل اشک های من که خداوند خوبم بذرهایی کردند برای آینده. چون در جهت با خداوند حرکت کردند یعنی هیچ چیزی اشتباه و غلط نیست. و هر اشتباهی هر کاری هدر نمیره حتی قطره اشک های من…(چقدر این قسمت مراقبه های استاد جان رو که همین مفهوم رو میگن،در دوره هم جهت با جریان خداوند دوست دارم.)
——————————–
سوره الطارق
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به آسمان و کوبنده شب! (1)
و تو نمىدانى کوبنده شب چیست! (2)
همان ستاره درخشان و شکافنده تاریکیهاست! (3)
(به این آیت بزرگ الهى سوگند) که هر کس مراقب و محافظى دارد! (4)
انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است! (5)
از یک آب جهنده آفریده شده است، (6)
آبى که از میان پشت و سینهها خارج مىشود! (7)
مسلما او ( خدائى که انسان را از چنین چیز پستى آفرید) مىتواند او را بازگرداند! (8)
در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار میشود، (9)
و براى او هیچ نیرو و یاورى نیست! (10)
سوگند به آسمان پرباران، (11)
و سوگند به زمین پرشکاف (که گیاهان از آن سر برمىآورند)، (12)
که این (قرآن) سخنى است که حق را از باطل جدا مىکند، (13)
و هرگز شوخى نیست! (14)
آنها پیوسته حیله مىکنند، (15)
و من هم در برابر آنها چاره مىکنم! (16)
حال که چنین است کافران را (فقط) اندکى مهلت ده (تا سزاى اعمالشان را ببینند)! (17)
———————————–
دلم خواست این سوره با عشق اینجا تقدیم تون کنم…
براتون از الله یکتا از صـمیـم قلبم بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.
ممنونم از پاسخ پر از مهر و لطفت که از قلب قشنگت بر اومد و بر جانم نشست
درسته عزیزم طالقان واقعاً همه چیزش زیباست، فراوونی آب و هوای تمیز و آسمون آبی آبی و درختهای سربفلک کشیده و انواع درختهای میوه و گل و گیاه و صدای آواز پرنده ها و انواع حیوانات ووو…
و همینطور فراوونی ثروتمندان..
و این هم بنظرم بخاطر سپاسگزار بودن مردمش هست..
از خدای بینهایت مهربون درخواست می کنم همواره و در هر حالی سپاسگزارش باشیم، و قدر نعمتهامونو بدونیم..
باز هم تشکر می کنم از محبتت و بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین برات درخواست می کنم
سلام خاله جون هر وقت کامنت هاتون میخونم یه لبی ناخودآگاه به صورتم مهمان میشه خاله جون کانال یوتیوب تون عالی مشخص شما دارین دنیا و زیبایی های این کائنات دارین نشر میدین و خدا خودش این ویدئوها را سر راه افرادی که در مدار مناسبی هستن قرار میده
بهترین ها در دنیا و آخرت نصیب تون باشه یه عالمه ایموجی قلبی میفرستم براتون
سلام خاله جون خدا نکنه منم خیلی دوستون دارم و خیلی خوشحال از اینکه یکی از نزدیکانم در این سایت بهشتی هست و موقعی که همو میبینیم چقدر اون حس خوب ازتون میگیرم و برام یه الگوی فوقالعاده این خاله جون دوستون دارم بی نهایت
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی وزیبایی و عزتمندانه
سلام استاد جانم و مریم جانم عاشقتونم 😍😍😍
دوست خوبمون علی عزیز گفتند خداوند هدایتشون کردبه شغلی که نیاز داشت رشد کنند و با سایت آشنا شدند و سریال زندگی در بهشت رو دیدند که چقدر خواسته هاشون بیشتر شد استاد جان من عااااااااشقتم که وقتی دیدی علی عزیز میخواد بیشتر فکر کنه تا بتونه بهتر حرف هاش رو بگه اجازه دادی کمی فکر کنه و خودتون صحبت رو ادامه دادید چقدر مهربونید 😍😍😍😘😘و فرمودید که مهمترین هدفتون از ساخت این مستندها الگو دادن به بچه ها بود که چه جورای دیگه ای میشه زندگی کرد چون الگوهای مناسب خواسته های مناسبی رو شکل میده و باور پذیر میکنه که چنین سبکی از زندگی هم هست استاد جانم شما همیشه همین سبک زندگی رو داشتید ولی چه تصمیم فوق العاده ای رو با هدایت خداوند گرفتید که بیایم کمک کنیم به گسترش جهان با این نگاه که جهان داره گسترش پیدا میکنه بیایم این خواسته ها رو در بچه ها ایجاد کنیم شاید اونها این چیزها رو ندیدند این حد از آزادی مالی و زمانی و مکانی رو این حد از روابط عاطفی و عشق بدون وابستگی رو و این حد از سلامتی و معنویت و….. رو ندیدند بیایم الگو بدیم و باور بسازیم که میشود و خواسته ایجاد کنیم تا با تحقق این خواسته ها جهان رو گسترش بدیم
استاد جان حقیقت اینه که من هم فقط همون کارتونهای دوره بچه ای خودم بچه های کوه آلپ و خانواده دکتر ارنست رو دیده بودم و اصلا ندیده بودم و نمیدونستم که میشه سبک دیگه ای زندگی کرد و چه چیزهایی در این جهان هست و میشه بهشت رو در همین دنیا ساخت تا زمانی که مستند زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا رو دیدم با تمام وجودم خواسته در من شکل گرفت که خونه تو برج تمپا رو خونه چوبی روی آب دریاچه همیشه جاری رو اتوبوس آروی با اون حد از امکانات کامل رو و اون روابط عاطفی سرشار از عشق بدون وابستگی و ایمان و توکل و احترام و ازادی رواین آزادی مالی و زمانی و مکانی رو داشته باشم و تو همین دنیا بهشت رو بسازم استاد شما خواسته در من ایجاد کردید و باور پذیر کردید که میشه به همه اینها رسید و الگو هستید برای من که میشه در همه زمینه ها مسائل مالی و روابط عاطفی سلامتی و معنویت همه اینها رو به بهترین شکل خودش داشت به همون نسبت که من باور میکنم و حرکت میکنم تو این مسیر الهی به همون نسبت هم نتایج رو میگیرم و باعث گسترش جهان میشم خدایا شکرت برای بودنم تو این مسیر الهی
علی عزیز گفتند که زمانی که دیدند تو کارشون به مشکل برخوردند و جهان داره نشونه ها رو برای تغییر کردن میاره، تصمیم گرفتند قبل از اینکه اوضاع سخت تر بشه تغییرات رو ایجاد کنند و تو شغلشون که فروشنده بیمه بودند و با فشار مالی روبرو شده بودند و میخواستند که جایگاه شغلی خودشون رو تغییر بدند هدایت شدند که از تمرین اهرم رنج و لذت استفاده کنند که گفتند تونستند تو سه ماه پشت سر هم نماینده برتر بشند و بیشترین فروش رو داشته باشند و موفق باشند
استاد جان گفتید هدفتون تو گفتگو با دوستان عزیز تو کلاب هاوس اینه که قبل از اینکه جهان فشار بیشتری به ما بیاره تا مجبور به تغییر کنه (حالت عالی زندگی اینه که قبل از اینکه اوضاع بد بشه و جهان بخواد با چک و لگد ما رو مجبور به تغییر کنه ما بیایم هر بار بررسی کنیم مسیر زندگیمو ن رو در مورد مسائل مالی و روابط عاطفی سلامتی جسمانی و ارامش و معنویت رو ببینیم چطور بهتر کنیم اوضاع رو ایده ها رو عملی کنیم و امتحان کنیم و از خداوند بپرسیم چطور بهتر کنم وقتی ما تو مسیر هر روز پرسیدن از خداوند و هدایت خواستن برای بهتر شدن و بهبود دائمی باشیم تو هر مسئله ای که الان نیاز به بهبود داره باشیم و دنبال رفع و بهبود نقاط ضعف و قوی کردن نقاط قوت باشیم خیلی خیلی کمتر ما با مسائل ناراحت کننده روبرو میشیم و زندگی ما سرشار از لذت و شادی میشه)
بدترین احساسی که فرکانسهارو خراب میکنه و اتفاقات بدی رو به وجود میاره، احساس گناه و خود سرزنشی و خودسرکوبی فرکانسی رو ایجاد میکنه که واقعا نتایج بدی به وجود میاد بااااید به دنبال رفع این احساس باشیم به نحوی که عملکرد ما تغییر کنه و بهتر بشه مثلا اگر فرصتی بوده که من عمل نکردم یا مهاجرت نکردم نیام خودمو سرزنش کنم و خودخوری کنم بگم حتما خیریتی داشته و خودمو آروم کنم تا فرصتها و موقعیتهای پیش روی خودمو ببینم و با احساس آرامش هدایتها رو دریافت کنم حالا چرا ما خودمونو سرزنش میکنیم ؟چون فکر میکنیم فرصتها و موقعیتها کم هست و اگر من استفاده نکردم دیگه این فرصت رو از دست دادم و دیگه پیش نمیاد به همین دلیل خودمونو سرزنش میکنیم و هی میگیم من به قاون عمل نکردم خدا به من نعمت داد من ناسپاسی کردم و این محتوای نوار ذهنی رو مرتبا تکرار میکنیم در حالی که فرصتها و نعمتها هرروز بیشتر میشه یا اینکه فکر میکنیم اگر اون فرصت رو از دست نمیدادم خیلی نتایج خوبی رو داشت در حالی که خیلی جاها که ما نمی دونیم که اون تصمیم به ظاهراشتباه ما خوب بوده یا نه در واقع ما اونطرف قضیه رو ندیدیم که مطمئن نیستیم که نتیجه خوب میشده یا نه پس خودمونوقضاوت نکنیم و خودمونو سرزنش نکنیم تا احساسمون بد بشه چون قانون اینه احساس بد اتفاقات بد رو رقم میزنه و احساس خوب اتفاقات خوب رو رقم میزنه
استاد جان چقدر شما با خودتون صادق هستید و نقاط قوت و ضعف خودتون رو خیلی خوب می شناسید و بارها تو خیلی از فایلها صادقانه گفتید که تو کدوم زمینه شما خوب عمل میکنید و تو کدوم زمینه زیاد از خودتون راضی نیستید و دارید رو خودتون کار میکنید و گفتید که اصلا خودتون رو به خاطر اشتباهاتون سرزنش نمی کنید و تو این زمینه خوب عمل میکنیدو سعی میکنید خودتونو سرزنش نکنید احساستون رو بد نکنید تا زندگی روی خوشش رو به شما نشون بده . قانونه احساس بد =اتفاقات بد و احساس خوب =اتفاقات خوب رو خیلی عالی و خوب درک کردیدچون این اصله و همه چیز رو با اون میسنجید
استاد جان شما فایل قانون جذب رو از منظر قرآن بررسی کردیدوچقدرررر این فایل رایگان گنجه و چقدرررررر عالی در مورد ریشه حزن در قرآن عالی صحبت کردید و قانون احساس بد =اتفاقات بد و احساس خوب= اتفاقات خوب رو در قرآن پیدا کردید و به درستی این قانون
ایمان داشتیدچرا ؟چون تجربه کرده بودید که هر جا احساستون رو خوب نگه داشتید امیدوار و خوشحال بودید و ارامش داشتید اتفاقات خوب میافتاد و هرجا احساس بدی داشتید اتفاقات بدی رقم میخورد و اومدید این قانون رو تو قرآن پیدا کردید چون مطمئن بودید این کتاب یک کتاب فرکانسی هست حالا اگر دیگران به این قانون فکر نکردند من بهش فکر میکنم و با درک صددرصدی از درست بودن این قانون اومدید و کلمه حزن رو در قرآن جستجو کردید و اون آگاهی های شما در این مورد واقعا سیمانهای ذهنی افراد زیادی رو از بین برد از جمله افراد مذهبی تعجب کردند از جمله خودم و تعجب کردم چرا تا حالا کسی این موضوع رو نگفته بود قانون به این مهمی که اصل هست رو کسی نگفته بود خوف برای ترس از چیزی که در آینده ممکنه اتفاق بیفته و حزن برای گذشته و اشتباهاتی که در گذشته انجام دادیم و غمگین نبودن هست و کلمه حزن بیش از ۳۰ بار در قرآن اومده که در تمام موارد با لای نفی اومده
هر که از مسلمانان و یهود و نصاری و صابئان (پیروان حضرت یحیی) که از روی حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکاری پیشه کند، البته آنها از خدا پاداش نیک یابند و هیچ گاه بیمناک و اندوهگین نخواهند بود.
و خداوند در قرآن به مادر موسی میگه غمگین مباش و نترس چون این قانونه بدون تغییر خداوند هست احساس بد اتفاقات بد رو رقم میزنه و احساس خوب اتفاقات خوب رو رقم میزنه
ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر ده؛ و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را در دریا (ی نیل) بیفکن؛ و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو بازمیگردانیم، و او را از رسولان قرار میدهیم!»
همیشه نجوا و راز گفتن از (نفوس شریره) شیطان است که میخواهد مؤمنان را دلتنگ و پریشان خاطر کند در صورتی که هیچ زیان به آنها نمیرساند جز آنکه امر خدا باشد، و مؤمنان باید همیشه بر خدا توکل کنند.
دوست عزیزمون حمید که گفتند مطمئن بودند که امروز با استاد صحبت میکنند و گفتند که از بچگی دنبال این بودند که خدارو بهتر بشناسند و روابطشون رو با خدا بهبود بدند تو مساجد و هیات ها میرفتند و سعی میکردند بهتر خدارو بشناسند که نتونستند و این موضوع رو رها کردند و رفتند دنبال ورزش کوهنوردی و اونجا احساس خوب وبی نظیری داشتند اما تا از کوه میومدند پایین احساسشون تغییر میکرد و آدم دیگه ای میشدند و بعد رفتند دنبال پاراگلایدر سواری که بعد از اون سقوط و اتفاق بد تصمیم گرفتند که زندگیشون رو صددرصد تغییر بدند و کلاس هیپنوتیزم رفتند باز دیدند که اون تغییرات درونی رخ نداد و اینبار از خداوند خواستند که دیگه وقت و زمان رو از دست ندند و زودتر تغییر کنند و داستان زیبای هدایتشون به این سایت که واقعا زیبا و عجیب بود و واقعا احساساتی شدم و اشک ریختم اینکه بعد از ۱۲،۱۳ سال کوه رفتن اولین بار خانمی رو ببینند که ایشون فایلی رو گوش میدادند که اون صدا قلب و روح ایشون رو نوازش داد و از اون خانم پرسیدند ایشون کیه و گفتند استاد عباس منش هستند و اومدند تو سایت و با فایل عزت نفس شروع کردند و الان خیلی از نظر شرایط روحی رشد کردند و هماهنگ شدند با روحشون و گفتند که خدا رو با استاد شناختند😢😢😢😢 خدایاااااا شکرت برای این هدایت زیبا وقتی ما آماده باشیم و محیا باشیم برای تغییر و بهبود خداوند هدایت میکنه از بیییییییی نهایت طریق این قانونه (وقتی خداوند جدیتت را میبیند هدایتش رو آشکارا ارزانیت میکند) اگر ما رو خودمون کار کنیم و عمل کنیم به الهامات که این روند تکاملی هست و هربار بهتر می فهمیم هدایت خداوند رو و وقتی نتیجه بگیریم اونوقت بهتر می فهمیم هدایت چیه و چطوری میتونیم از اون استفاده کنیم اگر احساس میکنیم هدایت نمی شیم یعنی هنوز آماده نیستیم رو خودمون خوب کار نکردیم استاد جانم شما گفتید اگر هدایت رو از زندگی خودم حذف کنم من هیییییچ چیزی ندارم هر چی که من تو زندگیم بهش رسیدم هدایت خداوند بوده این تنها راهی است که ایمان دارم جواب میده اگر برنامه ها رو هدایتی پیش میبرم چون میدونم جز این نیست استاد جان چقدر زیبا خداوند تبلیغ شما رو میکنه چقدر زیبا افرادی که قلبشون آماده دریافت این آگاهی ها هست رو میاره، تو سایت چقدر خداوند آسان کرده شما رو برای آسانی ها شما با عشق و لذت یک قدم بر می دارید و بقیه کارها رو خداوند برای شما انجام میده چه تقسیم کار زیبایی کردید با خداوند چه باورهای خاص و نابی دارید چه ایمانی در عمل دارید 😢😢😢😢الگوی بی بدیل من استاد جان چقدر خدا منو دوست داشت که تو این مسیر الهی با الگوی بی بدیلی چون شما منو آشنا کرد چقدر زیبا هدایتم کرد خدایا شکرت شکرت شکرت
وقتی برای اولین بار وارد سایت شدم ، میتونم بگم زندگی کردن من شروع شد با ولع فایلهای دانلودی رو گوش میدادم و هی تو درونم میگفتم من این خدا رو میخام این خدایی که استاد میگه ، من خدایی رو میخام که شاد باشم بخندم، با دل شاد ازش بخام، نه با غم و گریه، من خدایی میخام که اوج بگیرم رشد کنم پیشرفت کنم، سپاسگزار خداوندم بخاطر استادم، من حرف زدن رو یاد گرفتم زندگی کردن رو یاد گرفتم ، از خداوند میخام رشد مالی هم داشته باشم چون خدا ثروتمندارو دوست داره ، آدمای فقیر بدرد خدا نمیخورن، و من در حال حاضر جزو ثروتمندترین آدما هستم بخاطر وجود استادم ، بخاطر آگاهی های خالصشون ، و از خداوند میخام که بتونم به این آگاهی ها عمل کنم، یه نشونه که من تغییر کردم اینه که قبل این یه آب پرتغال براخودم جرات نمیکردم بخرم، ولی الان برای پیشرفتم اینهمه محصول از استاد عشقم خریدم بهترین و شیرینترین هزینه عمرم هستش ، و من سپاسگزار استادمم که هر روز صحبتهاش برام شیرین و شیرینتر میشه، خدایا ممنونم
آنها که ایمان آوردهاند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین خواهند شد.
=====================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم ،سلام به استاد شایسته جانم،سلام به دوستان توحیدی و بچه های متعهد به در آغوش گرفتن تغییر و دائم به صلات …
به قول بابا طاهر:
خوشا آنانکه الله یارشان بی
که حمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنان که دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی
گام ١6: خاموش کردن نوار خودسرزنشی: چگونه بارها کردن حس گناه، زندگیمان را متحول کنیم؟
١.شکستن سقف آرزو ها با دیدن الگو ها:
جدیدا معتاد دیدن پرواز های فرست کلس توی جهان شدم،واقعا خداروصدهزار مرتبه شکر برای انسان های موفق و ثروتمندی که با ثروتشون باعث گسترش جهان میشن و میتونند با تجربه کردن این نوع پرواز ها،هم به جهان خدمت کنند هم با ویدئو هایی که میگیرند مرز های محدودیت های ذهنی رو برای بقیه جا به جا کنند…
خداوکیلی یعنی چی که وسط هواپیما اتاق هتلی زدن،با تخت و تلویزیون و انواع و اقسام سرگرمی ها ؟!:)یعنی کی فکرش رو میکرد جهان انقدر پیشرفت میکنه ؟!
اینجور مواقع،همیشه یاد پیکان بابا بزرگم تو دهه ٧٠ میفتم که تازه اولین نفری بود که توی فامیل ماشین دار شد و دیگه پیکانش خیلی شاخ بود:) هیچ وقت یادم نمیره چندین نفر توی ماشین مینشستیم!!!صندلی جلو که جای دونفر بود :)یکی قشنگ روی ترمز دستی ماشین نشسته بود :) داداشم امیر محمد میرفت اون قسمت پشت ماشین کنار شیشه دراز میکشید:)ولی تصویری که همیشه وقتی یادش میفتم کنترل خنده هام ازدستم خارج میشه اونجایی بود که یادم میاد یک بار عمو کوچیکه م کنار راننده نشسته بود :))))
واااای :)))) چرا آخه:))))یعنی چی:))))
تازه مثلا پدربزرگم پولدار فامیل بود،بقیه همینم نداشتن:/
الان چی؟!پرواز فرست کلس،با سرو خاویار ،بعد بهت لباس خونگی میدن تو پرواز راحت بپوشی:) خواستی برو دوش بگیر :) خواستی برو کافه :) خواستی در رو قفل کن کسی مزاحم نشه،خواستی دکمه رو بزن هرچی دلت میخواد برات بیارن :)
بابابزرگم قشنگم،روحت شاد …نیستی ببینی چه خبر شده:)ولی من دارم جات حسابی نگاه میکنم،انشالله به زودی تجربه ش هم خواهم کرد …
چونکه خداجون گفته :وَلَسَوْفَ یَرْضَىٰ…
٢.درس تغییر: اجازه ندهید جهان با چک و لگد شما را بیدار کند!
تلاشمو دارم میکنم،خیلی وقت ها ازونور خر میفتم،به جای اینکه اولویت رو لذت بردن از زندگی بزارم،همه ش دنبال اینم که چه کار کنم همه چیز بهتر شه؟!بهبود هامو نمیبینم ،موفقیت هامو نمیبینم ،محض رضای خدا یک بار نشستم مثل یک دوست خوب برای خودم دست بزنم …
عملا اون چیزی که من نیاز دارم تغییرش بدم و اصلاحش کنم دیدن ویژگی های مثبت،توانایی ها و نقاط قوت و کارهایی که تا الان کردمه…
من باید احساس لیاقت ،عزت نفس و احساس خود ارزشمندیم رو بهبود بدم تا جهان چک و لگد نزده…
اتفاقا امروز هم نشانه م ساختن عزت نفس در عمل بود !
٣.چگونه خود سرزنشی فرصت ها را میکشد:
در سال اول دانشجوییم خیلی توی اجرای این اصل خوب بودم،بیشتر ازینکه دنبال این باشم که چی کار باید بکنم ،پیگیر این بودم که چطور احساس خوب بیشتری داشته باشم و بعد اون بیرون به بی نهایت طریق تغییر میکرد …
ولی آرام آرام این روند برعکس شد.
بیشتر ازینکه تلاش کنم با تغییر زاویه ی ذهنم به اوضاع،احساس بهتری داشته باشم،دنبال تغییر اوضاع بودم تا به احساس بهتری برسم.
درنتیجه سرعت رخ دادن اتفاقات فوق العاده هم به همون نسبت کم شد!همینو اگر من به این ذهن منطقی بفهمونم بازی رو بردم!
خب حقیقت اینکه،چون توی این مسیری که اومدم یکسری چالش ها رو از سر گذروندم، یک چندتایی مسیر اشتباه عصبی توی ذهنم شکل گرفته که بعد از دوره ی هم جهت با جریان خداوند در حال ترمیم و درمانه…و انشالله به زودی کلا مسیر های جدید احداث میگردد…
والسلام علیکم و رحمه اله و برکاته…
خدایا شکرت .
خدایا شکرت که امروز صبح زود بیدار شدم.
خدایا شکرت که امروز به جلسه ٨،٩ عزت نفس گوش دادم.
خدایا شکرت که امروز به توحید عملی ١،توحید عملی ١٠ و چگونه قلبمان به سمت خداوند باز میشود گوش دادم.
خدایا شکرت که امروز یک کامنت برای توحید عملی ،یک پاسخ برای دوستام و یک تمرین برای گام ١6 نوشتم.
خدایا شکرت که امروز کلی پرواز فرست کلس تو یوتیوب دیدم و باور فراوانیم تقویت شد.
خدایا شکرت که امروز در زمان درست تایم اوت گرفتم و خیلی سریع جلوی بارش افکار منفی گرفته شد.
خدایا شکرت که امروز قهوه ی تازه خوردم ،اونم توی هوای مه گرفته ی صبحگاهی …
خدایا شکرت که امروز فیلم پسر آینده م رو برای خاله ی راه دورش فرستادم :)
خدایا شکرت که از جاهای عجیب و غریب یک جوری باهم حرف میزنی که دلم میخواد از خوشحالی فریااااد بزنم.
خدایا شکرت که هرچی که میخوام برام فراهمه و این آرامش مالی خیلی از دغدغه هارو کم کرده …
خدایا شکرت که انقدر به باغ زیتون مامان اینا برکت دادی که هرچقدر میچینند تموم نمیشه …
خدایا شکرت که بابام میخواد با نیلا نیکا خداحافظی کنه میگه بوس بوس :) الله اکبر این همه جلال،الله اکبر این همه شکوه …خدایا تو با پدر من چه هااا که نکردی :))))
خدایا شکرت که تو کله گنده ترین،قدرتمند ترین،کارسازترین،قدرتمند ترین نیروی جهانی…
خدایا شکرت که با اینکه نمیبینمت،مثل چشام بهت اعتماد دارم.
خدایا شکرت که تو تنها رئیس زندگی منی،تنها از تو حساب میبرم،تنها به دنبال رضایت توام و تا تو من رو هدایت نکنی،قدم از قدم برنمیدارم…
خدایا تو جان منی و عزیزتر از جانم
من خودم و تمام زندگیم رو در پناه تو میسپارم و خیالم راحته که تو بهترین پناهگاه جهانی …
که همه ما رو با دستنوشتهاش عاشق اون روح پاکش کرده
بابا ای ول به خدا این خاطراتت منو یاد موتور بابام انداخت
منشستیم 4نفره ومیرفتیم مهمانی
تازه یه ترک هم میزاشت عقب موتور تا بیشتر جامون بشه
خخخخخخخ
گل گفتی عشقم
اینجور مواقع،همیشه یاد پیکان بابا بزرگم تو دهه ٧٠ میفتم که تازه اولین نفری بود که توی فامیل ماشین دار شد و دیگه پیکانش خیلی شاخ بود:) هیچ وقت یادم نمیره چندین نفر توی ماشین مینشستیم!!!صندلی جلو که جای دونفر بود :)یکی قشنگ روی ترمز دستی ماشین نشسته بود :) داداشم امیر محمد میرفت اون قسمت پشت ماشین کنار شیشه دراز میکشید:)ولی تصویری که همیشه وقتی یادش میفتم کنترل خنده هام ازدستم خارج میشه اونجایی بود که یادم میاد یک بار عمو کوچیکه م کنار راننده نشسته بود :))))
واااای :)))) چرا آخه:))))یعنی چی:))))
انشاالله این تجربه نصیب منم بشه
آفرین تحسینت میکنم تجربه قشنگی کردی تو هواپیماه با این همه بند بیات
الان چی؟!پرواز فرست کلس،با سرو خاویار ،بعد بهت لباس خونگی میدن تو پرواز راحت بپوشی:) خواستی برو دوش بگیر :) خواستی برو کافه :) خواستی در رو قفل کن کسی مزاحم نشه،خواستی دکمه رو بزن هرچی دلت میخواد برات بیارن :)
آبجی جونم
درمورد توحید عملی اینجا توضیع دادین منم میخاستم تهیش کنم ولی ادمین استاد گفتن از روی سایت برداشته شده وبجاش هم جهت در مسیر خداوند قرار گرفته
خدایا شکرت که امروز به توحید عملی ١،توحید عملی ١٠ و چگونه قلبمان به سمت خداوند باز میشود گوش دادم.
شما چند وقت دوره رو خریدین سعیده جان
ای جانم چقدر فراوانی
خدایا شکرت که انقدر به باغ زیتون مامان اینا برکت دادی که هرچقدر میچینند تموم نمیشه …
خیلی لذت میبرم ازاین همه موفقعیتهای دوستان عزیزم
خیلی لذت بردم دوست عزیزم
دلنوشتهات از یه جنسی بود که آرامش دلها و قلبها بود
سپاسگزارم برای کامنت رو پر از مهری که برام نوشتی،تحسین شما تجلی زیبایی های درونتونه،برای همه ی مهربونی هاتون ازتونسپاسگزارم.
عزیزم اون فایل هایی که گفتم توقسمت بالای صفحه ی سایت دانلود ها(هدیه) به اسم اجرای توحید در عمل هست وشما میتونید بدون پرداخت هیچ هزینه ای ازین فایل های پربرکت استفاده کنید.
دوستون دارم و درپناه نور میسپارمتون،الله یارتون باشه همیشه.
ای کسیکه با نورش در سایت آتش درونم رو توی ساعت 3..خورده ایی از شب رو خاموش کردی…
و من نفس زنان و با کمبود اکسیژن از خواب بلند شدم..
دیدم تمام بدنم از گرما میسوزه..رفتم بیرون..دیدم ستاره ها زیباییاشونو بهم نشون میدن..
ماه هم زیبا بالای سرمه وسط گرزهای نخل خودشو بهم نشون میده…
تصویر ماه کامل و گرزهای نخل خیلی زیباست…انشالله قسمتتت بشه…
ولی نفس من بند بود…و یکم آب سر صورتم زدم اومدم سراغ درس جدیدم از طرف خداوند..الان یه نیم ساعتیه محو نوشتهات شدم..
.
الله اکبر…توی مسیر درست…رشته های عصبی ذهن همه ماها،” توی یه مدار احساس میکنم میچرخه…
دقیقا همون ذهنیتی که ذهن میچرخه که تورو از احساس خوب بازداره…
سعیده گفته هات عین آب روی آتش بود….
منم اینبر خر افتادم…
فقط خر من خون گرمسیری داره.
شما هم خرتون شمالیه…خخخ
خداوند را سپاسگزارم..که داره به عین واقعیت بهم میگه…
دختر تو اینهمه داری روی خودت کار میکنی…بازم بفکر اینی چجور از این بهتر..داری خودتو وارد احساس بد میکنی…این صحبتتت منو قفل کرد.
(سال اول دانشجوییم خیلی توی اجرای این اصل خوب بودم،بیشتر ازینکه دنبال این باشم که چی کار باید بکنم ،پیگیر این بودم که چطور احساس خوب بیشتری داشته باشم و بعد اون بیرون به بی نهایت طریق تغییر میکرد …
ولی آرام آرام این روند برعکس شد.
بیشتر ازینکه تلاش کنم با تغییر زاویه ی ذهنم به اوضاع،احساس بهتری داشته باشم،دنبال تغییر اوضاع بودم تا به احساس بهتری برسم.
درنتیجه سرعت رخ دادن اتفاقات فوق العاده هم به همون نسبت کم شد!همینو اگر من به این ذهن منطقی بفهمونم بازی رو بردم!)
بقول زبون محلی ما…
هَمِییی خوودِش هِسه…
جیگرومه خین کرده بی…
فقط میشینه یِچِیلی پِیدوُ کُنه”وراجی کنه…
ما با چَش کنیم سعیده والا…
دیروز تا حالا همش ازوم میگوُ…از خُدا بگُوووو چطوری از این بهتر..
همش تو فکر..تعققیر اوضاع هِسوُم….
ای جونور زِن زشت….
یعنی ای جانور زشت و کثیف
بخدا سعیده جان…نمیدونم چطور سپاسگزار خداوند باشم..که از طریق شما هدایتم کرد تا گفتهای الهیتون و دقیقا نقطعه مشترکمونو بهم گوشزد کنه…
خداوند را سپاسگزارم که هدایتم کرد که در مسیر خودش باشم..
واقعا لطف خداوند اینقدر زیاده که بعضی وقتا میگم….
خدایا دمت گرممممم
بابا تو داری رشتهای عصبیمونو از باورهای گذشتگانمون از بیین میبری…
الله اکبر ..قبلش هدایت شدم به سوره ناس…
بخدا همون پناه اوردن به زبان مردم…و.در ادامه…
خدایا پناه میبرم از این نفسی که هر بار خودشو توی هر کتگوری قرار میده..
یوقتایی یه جفتکای جدیدم میندازه…ولی خداوند چون از رگ گردن بهمون نزدیکه..فورا دلیل جفتک رو به هر طریقی بهمون نشون میده..
هر جا احساس میکنم..این قانون ساده احساس خوب..رو میتونم مدیریت کنم.اون لحظه یه اتفاقی میفته..که من اونجا به این درک میرسم چقدر بهش متاهدام…
الله اکبر از بزرگی خداوند…که خودش همه چیزه…فقط ما باید ازش بخاطر این مسیرمون و کار کردن روی ذهنمون…بهمون کمک کنه…
دوست عزیزم..سعیده عزیز…یچیزی بگم…چند ماهه من دارم روی مدار سلامتی کار میکنم.تا انشالله لطف خدا شامل حالم بشه…
از موقعه ایی که لطفش شامل حالم شده…
قیمت..بر فرض یه دوره چندین میلیون تومنه..من با دیدم به هزار تومن میبینمش..
میدونی چرا!؟
چون برای خرید دوره ها با وجود اینکه مولشم توی حسابم بود..اجازه خرید بهم نمیداد..
و اینقدر راحت رزقش وارد زندگیم شد…که هیچی رو بر اساس ذهنیتهای گذشته ام نمیبینم..
سپاسگزارشم..که تضاد ناسلامتی بهم میده..تا من وقتی به این خاسته رسیدم متاهدانه روش کار کنم..
روی خودم کار کردم بخاطر پیاده رویام..نزدیک به 2 کیلو خورده ایی کم کردم..
سعیده یجوری شدم که معده ام از غذای زیاد بهم میریزه….
به لطفش متاهد روی نخوردن شیرینی جات صنعتی.نوشابه و اینچیزا…
و دارم خودمو آماده این قانون بدون تعقییرش؟میکنم مخصوصا نتایجی که دوستان گرفتن.عطشمو بیشتر کرده…
سعیده منم مثل تو کف پام..انگار بقول خودمونی..خار کُنار هسه..
خار درخت کُنار بخاطر ضخامتش برای پاشنه پا لقب داده شده..
دقیقا کف پای منم همینجوره.هر چیم کِرم بهش میزنم فایده نداره..پوست بدنم مثل لوته..و چند تا مشکل دیگه.
منم از خداوند سپاسگزارم که داره نتایج عالی رو وارد زندگیم میکنه..
منم بخودم قول میدم..روی خر جنوبییم بشینم…و نیفتم..فقط با کنترل ذهن به احساس خوب بیفتم..و جلوی خودمو سعی کنم بگیرم..با نگرشی که نوشتی…
دوستتتدارم..اول صبحه…صحبتام گل کرده…خدا دونه تا شُووو میخا چه سرمون بیا…
سلام ودرودبه شما دوست عزیز.چقدرکامنت زیبایی چقدراگاهی چقدربازشدن قلبها توش بود .روزمون قشنگ شد روزمون به خیر شدبا خوندن کامنت زیبا که چقدر خوب نوشتین مثل ابی بودرواتیش که نترس وغمگین مباش واروم باش که خداداره پشت پرده کارها رو برات درست میکنه .چقدر زیبا بود سپاسگزاریتون از خداوند از شما سپاسگزارم بخاطر این وقتی که گذاشتین این کامنت زیبا رو نوشتین وکلی بما درس دادین که جهان هر لحظه درحال گسترشه وجهان پرازفراوانی هست ونترسین وغمگین نباشین که خداوعده رزق بغیرالحساب بشما داده .ازشما ممنونم دوست عزیز انشالا که در پناه خدا شاد وثروتمند باشید
پرسیلا هستم ،چققققدر از خوندن کامنت زیبا و الهی و عارفانه ی شما حظ کردم ،براستی که میشد رد پای هدایت در نوشتن رو در نوشته های زیبای شما دید. خیلی خیلی انتخاب اشعار زیبا و اون حس و حال الهیتون ،بینظیر بود
همیشه کامنتهای زیبای شما رو چندین و چند بار میخونم
ولی با این کامنت و دلنوشته اشک ،امون خوندنم نمیداد ،همینطور با صحبتهای حمید عزیز
همین جا همه ی احترام و سپاس خودم رو تقدیم شما میکنم
و از استاد عزیزم که واقعا استادی الهی است بینهایت سپاسگزارم که با عمل به الهاماتشون و ضبط این فایلهای ارزشمند ،این چنین به درک ما از قانون کمک میکنند ،استاد عزیز براتون طول عمر با عزت و سربلندی آرزو میکنم
تموم شدمم تموم شدم تموم😭😭 چقدر چقدر من عاشق این عشق نابتونمم اخ اونقدر عمیقه اونقدر خالصه اونقدر زلاله که تنهااا تنهاااا میتونی سکوت کنی و غرقش بشییی و اشک مهمان چشمان زیبای تو شود
اخ یعنی چقدر زیبا نوشتی جقدر چقدر با تمام وجودمممم چقدر با تمام روحمم این اتصال نابتون این عشق بینهایتتون رو چقدر بینهایت تحسینتتون میکنمم چقدر عاشققق این عشقمممم چقدرعاشق این عشقم چقدر میخوام غرق ترین بشم دراین عشق نابش چقدر زیبا گفتی الهی من قربون استاد نازنینمون بشمم چقدر زیبا حمید عزیزمم از زبان ما سخن گفت جقدر زیبا گفت چقدر با تمام وجودم تحسسنتتون میکنم چقدر ستایش میکنم این عشققق را اینن قلم.نابب توحیدیتون.رو چقدر چقدر زیبا گفتین اونقد تک به تککک نوشته ی ناب و بینهایتت الهیتون زیبا بود که نمیشه گفتتت که چقدر همه خداااا بود جقدر همه خداابوددد چقدر چقدرعاشققتونمم جقد عاشقتونم چقدربینهایت بینهایت تحسینتون میکنمم چقدر تحسینتون میکنمم چقدرعاشقتونم چ
خدای من شکرت خزاران بارشکرت چقدر زیبا گفتین که خدای نازنینم هرلحظه هدایتگرمام باش به سمت احساس نابببب و توحیدددی بیشتر به سمت لذت بیشتربه سمت اتصاللل واحساس خوب ودرکک عمیق تر عمیق تر و رشد بیشترمان خدای من شکرت که جقدر زیبا هرلحظه هدایتمون میکنی چقدر عاشقانه عاشقققمونی چقدر عاشقمونی هرلحظه عاشقانه ی عاشقانه هدایتمون میکنیی هرلحظه هدایتمون میکنی عاشقتونمم
عاشقتونم چقدر سپاسگذار این عشق نابتونمم چقدر سپاسگذارم که اینقدر پرازعشقق اینقدر بینطیررر اگاهی های خداوند رو اینقدر عاشقانه اینقدر فوق العاده جاری میکنین جقدر بینهایت بینهایت تحسینتون مبکنم جقدر بینهایت تحسینتتون میکنم جقدر احسینتون میکنم
الهی که هرلحظه غرق بینهایت بینهایت عشقق وارامش و نعمت و برکت و ثروتتت وفراوانی های بینهایت ربم باشین
الهی که هرلحظه جریانی ازبینهایت بینهایتتت نعمت ها فراوانی ها ثروتها شادی هاااا جاری ترین جاری ترین باشههه برلحظه لحظه تون بهتریننننن های بهترینننن های بهترین هازووو برایتان میخواهمم ازیگانه قدرتتتت جهان که تنها قدرت اوستت تنهها اوو کافی ترین کافی ترینن است تنهااا اوو کافی ترینه هرلحظه هدایتمون میکنهه هرلحظه هدایتمون میکنهه تنهاا اوست که تمام کارارو انجام میوه همه اوستتت همه اوست عاشقتونم عاشقتونم
استاد قشنگمم عاشققتونممریمچقدر زیبا گفتین که این اصللل این اصل احساس خوب مساوی اتفاقات خوب یکیهه واز ازل بوده و تا ابد خواهد بود وهمه دارن اینو فریاد میزنن که اگر احساست خوبه اگر متصللل باشی هر لحظه روی باورات کتر کنی هرلحظه غرق لذت و احساس خوب باشی هرلحظه هدایتتت میشی به سمت مسیرهای درستت به مدار ودرستت عاشقتونم چقدر زیبا گفتین .نازنینم عاشققتونم عاشق
سلام دوست عزیز هم فرکانسی ام. از خوندن کامنت زیبا وپر محتوای شما نهایت لذت رو بردم واشک ریختم. همون طوری که با گوش کردن گفتگوی حمید عزیز اشک ریختم. منم از همون بچگی به دنبال خدا می گشتم، یادمه تو سن 10 سالگی شبهای قدر 100 رکعت نماز مستحبی رو می خوندم و…. ولی به یه جایی رسیدم که از خود خدا صراط مستقیم رو طلب کردم وچقدر زیبا یکساله پیش به طرز معجزه آسایی با این سایت زیبا آشنا شدم. خداوند رو شاکرم که هرلحظه حال دلم بهتر وبهتر می شه. از متن کامنت شما دریافتم شما هم همه ی مسیرها رو برای رسیدن به خدا طی کردید. اشعار مولانا، حافظ، صحبت های الهی قمشه ای. با این حال خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر، که ناب ترین مسیر وبهترین استاد روزی ما شد. مسیر ما مسیر عشق و دیوانگیست که هرروز سیراب تر میشیم. تحسین می کنم این قلب آماده دریافت شما واین دستان توانای شما رو که اینقدر زیبا آگاهی ها رو به دیگران منتقل می کنه. 😍😍
چقدر زیبا نوشتی حرفها و آگاهی هایی که بر قلبم نشست و همون حرفهایی که در درون من به جوش اومده بود و از زبان تو جاری شد .چقدر لذت بردم از ترکیب جملاتت شعرهایت آیه های قران و همه وهمه حرفهای دلم بود
چقدر از بچگی دنبال خدا گشتیم و با عباس منش پیداش کردیم .چقدر زندگیمون عوض شده با استاد.چقدر عاشق تر شدیم و لطیف تر و قلبمون باز شده برای دریافت الهامات خداوند.
چقدر هدایتهایی که شدیم و اصلا مسیر زندگیمون عوض شده. چقدر جنس تصمیماتمون تغییر کرده از وقتی با استاد آشنا شدیم.چقدر آرومتر و متوکل تر و خیالمون راحتتر
سلام به خدای خوب ومهربان خدای خالق و توانا خدای عشق وخدا زیبایی
آرش عزیزم دوست خوبم اول از همه به شما افتخار میکنم برای درکی که از خدا و قانون خدا پیدا کردی بعدش بخودم افتخار میکنم که لایق خوندن این دلنوشتهات بودم بهترینها رو برات آرزو میکنم از خدای منان 🤲🤲😘😘🌹🌹
ممنون امین جان برای این شعرهای زیبایت.همیشه برایمان شعربنویس.خدایاشکرت برای این سایت ممنونتم استاد عزیزمون
چقدر خوب و زیبا احساس همه ی ما و نه تنها خودت را انتقال دادی و بیان کردی.همه ش حرفا های دل همه ی ماست .همیشه الهاماتت رابنویس.خدایااینجاکجاست.خدایاشکرت برای این بزم.سپاس برای تجربه بهشت دراین دنیا
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد جانم. امیدوارم که عالی باشید و همین الان یه لبخند بزرگ روی لبتون نشسته باشه.
استاد شایسته خانم عزیزم سلام و ارادت دارم و بسیار دلم براتون تنگه. برای دیدن و شنیدن و رفاقت با احساس قشنگ آرامشتون.
خدا حفظتون کنه.
استاد جان بالاخره بعد از گذشت سالیان دراز در احساسی از جنس آگاهی، آرامش، امید و هدفمندی دارم سیر می کنم. به لطف الله هدایتگرم و دستان پرقدرت و ارزشمندش که اولین و تاثیرگذارترینش شمایید.
استاد سالهاست با شما و آموزشهاتون همراهم ولی هیچوقت تا بحال اینقدر احساس کافی بودن نکردم.
من در جنبه های مختلفی از شما درس گرفتم، از اتفاقات و تضادهای این مدت آشناییم با قوانین درس برداشت کردم و خیلی از لحاظ روابط، معنویت، آرامش، شرایط اقتصادی، عزت نفس و احساس ارزشمندی رشد کردم
اما همیشه یک قسمت از کار می لنگید و شده بود نقطه ضعف من که باعث میشد به قول شما اون نوار خودسرزنشی همواره در پس زمینه ذهنم در حال پخش باشه. فقط در همین یک مورد:
«شغل و فعالیت مورد علاقه ام.»
نمیگم بیکار نشستم و هی فکر کردم چیکار کنم، حرکت می کردم، قدمهای بعضاً محکمی هم برمی داشتم اما چون شناخت مناسبی از خودم کسب نکرده بودم و احساس ارزشمندیم. تا این حد تقویت نشده بود که دنبال چیزی برم که از نگاه جامعه چشمگیر نیست، یا اینکه نیاز به از صفر شروع کردن داره،
پس ذهنم پیداش نمی کرد.
شما در دوره شیوه حل مسائل بارها و بارها تکرار کردید که راه حل مسائل بسیار ساده و در دسترسه، فقط کافیه دست از تلاش برای برنج کاشتن در کویر برداریم و ذهنمون رو باز بگذاریم تا راه حلهای متفاوتی که اتفاقا در دسترس و در دل خود موضوع هستند برامون نمایان بشن.
من سالها و سالها چون علاقه مندی اصلیم رو که متناسب با شخصیت درونگرا و هنرپسندم بوده پیدا نمی کردم، در حال سرزنش خودم بودم.
مدتها در گوشه های مخفی ذهنم خودم رو بی عرضه و بی دست و پا خطاب می کردم.
خودم رو پشت تحصیلاتم یا فرزند داشتنم قایم می کردم تا بیکار بودن و در واقع سردرگم بودنم رو پنهان کنم.
من سالها دنبال بخشی از وجودم می گشتم که داشت فریاد میزد ولی من نمی شنیدمش.
ایجاد کسب و کار شخصیم تنها موضوعی بود که حل کردنش برام بغرنج شده بود با اینکه مدام تکرار میکردم: نباید سخت باشه، باید راه آسونی که با شرایط من سازگاره وجود داشته باشه، باید جوری باشه که روح منو به پرواز دربیاره، اما پس کجاست؟ چرا نمی بینمش؟ چرا نمی فهمم باید چکار کنم؟
به دوره هم جهت با جریان خداوند که رسیدیم یواش یواش قفلهای مغزم باز شدن، فقط با پارو نزدن و تقلا نکردن.
با هم جهت شدن بیشتر ذهن نجواگر و سرزنشگر (نفس لوّامه) با روح الهیِ همیشه امیدوار و همواره عاشق.
قلبم که آرام گرفت جایزه ها پشت سر هم از راه رسیدند.
چه انسانهای ارزشمندی وارد زندگیم شدند. چه برکتها و نعمتها و سفرها و محبتها و رزقهای مادی و معنوی….
چه آسانیهایی در کارهام رخ می داد و هنوز هم در جریانه.
فضل خداوند رو در وجود خودم پیدا کردم.
روحم سبکتر شد.
و بالاخره پاسخ از راه رسید.
می دونستم بالاخره یک روز جواب میاد. اطمینان و ایمان داشتم.
روزی دستم به قلم رفت تا از مهارتی که 26 سال پیش وقتی کلاس اول دبیرستان بودم آموخته بودم، یک طرح بکشم.
مهارت تذهیب و نگارگری رو معلم هنرمون در حد آماتور بهمون یاد داده بود و من از همون موقع وقتی نگارگری می کردم از تمام دنیا فارغ می شدم. بسیار ظریف و باحوصله می کشیدم و رنگ می کردم، نقش فرش یاد گرفته بودم و خلاقیتم گل می کرد موقع طراحی.
وقتی دوستانم طرح هام رو دیدند دست نازنین خداوند در شمایل رفیق بهشتیم فاطمه جان محرمی ظاهر شد و پیشنهاد شگفت انگیزش تاریکیهای ذهنم رو روشن کرد.
من ساخته شدم تا طرح های ظریف بکشم. منِ درونگرای عاشق طراحی، که با اندکی آموزش در این هنر بسیار پیشرفت کرده بودم، مغزم طوری سیم پیچی شده که ساعتها بشینم و یک اثر هنری خلق کنم بدون اینکه حتی پلک بزنم.
همینه، همینه بخدا که همینه.
جهان به من سیلی زد اونجا که تقلا می کردم معلم مدرسه باشم.
اونجا که رفتم پول قرض کردم و دوتا دوره ماساژ شرکت کردم و حتی یک ریال هم ازش پول نساختم.
تمام اون سالهایی که به سختی درس خوندم و فکر می کردم عاشق فیزیکم ولی نبودم.
حالا اول راهم، تازه شروع کردم به آموزش دیدن اصولی تر و کاملتر.
منابع آموزشی عین فواره داره رو سرم میریزه و من برای خودم هدف تعیین کردم تا پله پله خودم رو رشد بدم.
آینده زیبایی رو تصویرسازی می کنم و اصلا ذهنم ناخودآگاه سر رشته رو می گیره و منو با خودش میبره به رویاهای دست یافتنی بزرگ و کوچیک.
هیچوقت تو زندگیم هدفمندیم اینقدر رویایی و خوشمزه نبوده.
هیچوقت توی کل عمرم برای هیچ موردی خلاقیت و ایده های نو به ذهنم نرسیده بود.
اینها همه نشونه اینه که راهم درسته و با ذاتم هماهنگ شدم.
الهی بی اندازه شکرت.
بقول مولانا
عشق فرو ریخت زر تا برهاند اسیر
واقعا که عشق به الله منو از اسارت ذهن محدودکننده ام آزاد کرد و باز هم قدرت بی انتهاش رو به رخم کشید.
با تک تک سلولهام سپاسگزارش هستم.
استاد جان با بند بند وجودم سپاسگزارتون هستم که راه خودشناسی و رشد رو از مسیر عشق الله و توحید برای ما باز کردید.
سلام سعیده جان چقدر عالی شد امروز کامنتتو خوندم و تونستم دهن ذهنمو ببندم منم با مثل شما هنوز نتونستم اون علاقمندیمو که ساعت رو فراموش کنم و از انحامش خسته نشم پیدا نکردم همش ذهنم می گفت ببین همه که در سایت هستن تونستن متوجه بشن به چی علاقه دارن ولی تو اندر خم یک کوچه ای
عزیزم با کامنتت فهمیدم باید دنبال راه ساده و آسون باشم نباید دنبال سخت و خاص بودن اون حوزه باشم عزیزم امیدوارم در راه پیش رو هر روز موفق و عالی باشی
سلام دوست خوبم
ممنونم از محبتتون. الهی شکر ما همگی تکمیل کننده پازل بزرگتری هستیم که در نهایت به خودمون کمک میشه.
من هم خیلی سالها درگیر این موضوع بودم و غبطه می خوردم به دوستانی از سایت و غیره که حوزه علاقه مندیشون رو پیدا کردن و انگار روحشون از قفسی آزاد شده، خلاق شدن، شاد و سرحالن و درآمد افزاینده و پایدار دارن.
من که هنوز وارد بخش درآمدزایی نشدم ولی بسیار قلبم روشنه و امیدوارم که به موقعش حتما رخ میده.
برای شما هم آرزوی این روزهای شگفت انگیز رو دارم.
موفق و دلشاد باشی.
سلام سعیده جان امروز با دیدن نقطه آبی که برام فرستادی خیلی لذت بردم و یه نشونه فوق العاده بود برام اول هفته منم دارم حوزه های مختلفی که به قول استاد فقط کافی بند کفش تو سفت تر ببندی امتحان می کنم عزیزم هر روز موفق تر از روز قبل باشی
فصلت: 30 و 31
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ
[اما] بیتردید کسانی که [در برابر طاغوتهای زمانه شجاعانه] اعلام کردند صاحب اختیار ما خداست [نه اربابهای زر و زور و تزویر]، سپس استقامت ورزیدند [=در مسیر توحید از خط مستقیم منحرف نشدند]، فرشتگان پیوسته بر آنها نازل میشوند [=در پرتو نیروهای مثبت جهان القاء امید میشوند، که] نترسید و اندوهگین نباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید بشارت یابید.
نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ
ما دوستان [=حامی] شما در دنیا و آخرت هستیم و برای شماست در بهشت هر آنچه دلتان خواهد و برای شماست در آنجا هر آنچه آرزو کنید.
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
بنام خداوند رزاق و وهاب و هدایتگرم
خداوندی که غیر ممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همیشه و در هر لحظه در حال هدایت منه
سلام و سلامتی و نور و عشق به استاد ابراهیمی و عزیزم، و به استاد شایسته ی نازنین و به همه ی دوستان و رفقای گلم تو این بهشت.
خدای مهربونم بازهم شکرت که منم و این گوشی و نیم ساعتی که قبل از میتینگم دارم و قلبم انقدر باز شده که بهم می گه بنویسم و این حس خوبم رو تقویت کنم با اینکار…
خدای رزاق و وهابم شکرت برای این هفته ای که گذشت… برای بی شمار نعمت و رزقی که به زندگیم سرازیر کردی…
شکرت که دوشنبه و سه شنبه کمکم کردی و حسابی افکتیو کار کردم و برای پرزنتیشن کاری سه شنبه شبم اسلایدام به موقع آماده شد. شکرت که ایده ی اینکه حتی چی به اسلایدام اضافه کنم رو خودت بهم دادی.
شکرت که مدیرم فرداش کلی تعریف کرد.
شکرت که سه شنبه هم ارائه م برای مهمونمون از ژاپن خیلی خوب بود و باز تا دو دقیقه قبل از میتینگ مشغولش بودم ولی به موقع آماده شد. شکرت که چهارشنبه خانوادگی رفتیم باشگاه والیبال. شکرت که تینا بجز کلاس چهارشنبه ها این هفته تو مدرسه هم ورزششون والیباله و کلی حس خوب داره و اعتماد به نفسش خوبه… شکرت که تو تایم کلاس تینا، لیلین هم کلی توپ بازی کرد تازه ادای نرمشاشون رو هم درمیاورد که خیلی خنده دار بود…
شکرت که بعدش من دو ساعت کلاس آموزشی والیبال داشتم و بعدش هم دو ساعت بازی تدارکاتی برای تورنمنت…
و چقدر خوب بود تمرینمون. چقدر تیم خوبی داریم. چقدر من بازیم بهتر شده… وقتی سرویس یکی از خفن ترین بازیکنای تیم مقابل رو عالی دریافت کردم کلی خودمو تحسین کردم، بقیه هم همینطور.
خدای مهربونم شکرت که فردا تورنمنت سوم والیبال رو داریم و ازت می خوام کمکم کنی بهترین خودم رو ارائه بدم. قطعا که دوست دارم تیممون اول بشه، ولی بیشتر از اون دوست دارم با کمترین خطا بازی کنم و خودم از بازی خودم حسابی راضی باشم.
خدای مهربونم شکرت که باز ایمانم این هفته چند درجه قویتر شد. وقتی بهت گفتم خداجونم نازنینم من می خوام تو این مورد رو برام حلش کنی… بارها و بارها با خودم مرور کردم که من به خداوند وصلم، من بخشی از خداوند قادر هستم. خدایی که تمام زمین و آسمون و کهکشانها رو مدیریت می کنه. خدایی که صدم ثانیه ای تو تنظیمات خورشید و ماه و روز و شبش جابجا نمیشه… چطور باور نکنم، چطور از خودش نخوام… چطور ذهنم بازی دربیاره آخه در برابر این عظمت و قدرت…
و همین تاکید روی اینکه باید ایمان داشته باشم، انگار باورم با همین تکرارها یه میلیمتر عمیقتر شد تو دلم، به دو ساعت نکشید که پیامی رو گوشیم اومد و قششششنگ مطمئن شدم که این فقط بخاطر باور عمیق تر منه و می دونستم خب این که حله و تمومه و شد. و خیالم برای اون موضوع دیگه راحت راحت بود. تازه فقط این نبود… فرداش یعنی دیروز صبح، یه رزق بی حساب دیگه نصیبم شد اونم انگشتر طلا… یادمه تو کامنت بچه ها یکی دوبار خونده بودم، و ذهنم می گفت رزق بی حساب، انگشتر یا یه تیکه طلا؟؟ مگه میشه؟ و حالا خودم جذبش کردم… خدای مهربونم شکرت…
شکرت که دیشب نشستم همه ی اینا رو با جزئیات تو دفترم نوشتم تا یادم نره، عادی نشه
شکرت که امروز صبح که میومدم شرکت خورشید یه سمت بود و یهو روم زو کردم اون سمت رو ببینم که بپیچم، دیدم واااای یه ماه گنننده و سفید و خوشگل اون سمت تو آسمونه… و چقدددر ذوق کردم و باز قدرت و عظمت خداوند تو ذهنم مرور شد…
خدای مهربونم شکرت برای تموم نعمتهایی که دارم و همش از لطف و کرم توست.
شکرت که این حس زیبای سپاسگزاری رو با نوشتن بیشتر کردم و حس و حالم عالیه.
استادجان دیشب سر یه ناخواسته ی بسیار بسیار کوچیک ذهنم اومد تمااام خستگی و فشار کاری این هفته رو بریزه رو سرم حتی یکی دو ثانیه بغضم گرفت و حس دلسوزی داشت میومد که یهو حواسم جمع شد… و چقدر از خودم راضی بودم که سریع بعد از واقعا کمتر از یکی دو دقیقه، رفتم هدفن گذاشتم و زدم رو نشانه ی امروزم… تفاوت تسلیم بودن در برابر خداوند و تسلیم شدن در برابر مسائل چقدر فایل خوبی بود…
بولدترین جاش برام این بود که گفتین تسلیم بودن دربرابر خداوند یعنی بگیم آخیییییش خیالم راحت شد خدایا همه چی رو سپردم به تو و احساس سبکی کنیم، با خیال راحت… اشکام سرازیر شد از حسی که اون لحظه تجسم و تجربه کردم… گفتم آره همینه… آخییییش… خدایا شکرت.
بعدم رفتم سراغ جلسه ی 2 احساس لیاقت و باز کلییی آگاهی ناب رو مرور کردم… کلی شاخکام تیزتر شد به رفتارم با خودم و دیگه اثری از اون حس خستگی و قربانی شدنی که ذهن نجواگرم شروعش کرده بود نبود که هیچ… قلبم انقدر باز بود که رفتم سراغ دفترم و حس خوبم رو نوشتم…
خب میتینگمون شروع شده و این یعنی باید کامنت رو به اتمام برسونم…
استاد عزیزم خدا رو شکر می کنم که در زندگیم هستین و انقدر ازتون یاد می گیرم.
استاد شایسته جانم سپاس فراوان از این پروژه ی بی نظیر و زحماتی که می کشین.
در پناه خدای مهربون قادر رزاق و وهاب شاد و سلامت باشین🩵
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
خدایا شکرت بی نهایت شکرت
برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
میدونین چی یادم اومد
تاکید همیشگی شما استاد جانم به اینکه
بچه ها همواره الگوهای درست به ذهن تون بدید و ببینید وبشنوید چون ذهن منطق میخواد…
ذهن منطقی تون این الگوهای درست باید ببینه و باورپذیری خواسته راحت تو ذهن شما شکل بگیره..
خداروشکر خداوند سنگ تموم گذاشته
و مارو هدایت کرده به این سایت بهشتی و
بی نظیرترین استادهای توحیدی که
الگویی همیشگی و بی مانند هستید …
الگویی در تمام ابعاد زندگی، این از همه مهمتره …
اتفاقا امروز وقتی داشتم کامنتم تو سریال زندگی
دربهشت قسمت 91می نوشتم
همین موضوع الگوپذیری درست رو نوشتم…
سریال هایی که برای من ،
روی خوش زندگی هستن
ومنه فاطمه هربار داره ذهنم میبینه که
میشه در فراوانی و نعمت و سلامتی
و روابط بی نظیر زندگی کرد …
میشه هرلحظه نشانه وهدایت خدارو دریافت کرد
میشه زندگی آگاهانه کرد در آغوش خدا
میشه هربار کارها رو ساده تر انجام داد
میشه در آزادی زمانی ومکانی زندگی کرد
میشه میشه میشه ….
من کجا دنبال چی بگردم ؟!
وقتی ردپاهای خدارو تو هرلحظه از زندگی
شما میبینم …
زبونم بند میاد از شاهکارهای خدا
اینکه میشه تسلیم قدرت خدا بود
میشه رها وسبکبال بود
میشه از خدا سوال پرسید
میشه هرروز بهتر وبهتر شد
میشه تمرکز روی خوبی های زندگی گذاشت
میشه نعمت ها وداشته ها رو دید
میشه آدمها رو دوست داشت و پذیرفت
میشه به صلح درون رسید وآرامش داشت
میشه سکوت قلبی کرد
میشه هم جهت با خداوند شد
میشه میشه میشه …
خدایی که هرلحظه داره مارو هدایت میکنه
منه فاطمه باید از مقاومتهام کم کنم …
نمیدونم از چی بگم اصلا !!!
احساس گناه و گفتگوهای درونی وخودسرزنشی …
اون روزی که برای اولین بار جلسه دوم دوره احساس لیاقت گوش دادم
افکارمو فقط حدود سه ساعت نوشتم
دیدم چه خبره تو ذهن من ؟!
اشتباه چهارسال پیش خودمم کاملا با جزییات
یادم بود ولی توانمندی هام نه !!!!!
استاد جان عزیزم خدامیدونه
جلسه ی 11 دوره ی احساس لیاقت
چه کرد با زندگی مون ….
انجام تمرین این جلسه برای من
عزت نفس عجیبی به همراه داشت
هنوزم نوشته هامو میخونم
خودباوری درونم رو احساس میکنم …
سکوت قلبی و آرامش عمیقی وجودمو
فرا میگیره ….
خیلی بهتر دارم خودمو تحسین میکنم
خداروشکر دارم تمرین میکنم و در مرحله یادگیری هستم که اگه یه صفحه زیبایی و ویژگی مثبت
کسی رو مینویسم ، دوصفحه ازخودم مینوسم..
خداروشکر دارم یادمیگیرم خودموتحسین کنم…
در زمینه ی کم کردن خودسرزنشی
توکامنت قبلی اشاره کردم که
اومدم چهاربخش برای اشتباهاتم گذاشتم
و هربار اشتباهی تو ذهنم میاد
بلافاصله میگم:
1. من اشتباه کردم ومیپذیرم.
2. من فهمیدم چرا؟علتش از چیه؟
3. من دیگه تکرار نمیکنم!!!
4. من ارزشمندم و تمام …
همین چهارمرحله خیلی کمک میکنه
البته که هنوز هم خیلی کاردارم
و درحال بهبود دادن خودم هستم و
تکاملی پیش میرم ….
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم بابت
پروژه در آغوش تغییر
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
بنام خداونده بخشنده و مهربانم
سلام به فاطمه بانو و رسول جان من و عشققق های من
الهی کهحال دلتون در پناه جان جانان پرررررر از عشققق و پر از احساس خوب باشه و لذت دنیارو ببرید کنار همه و بچه ها
فاطمه خانوم دقیقا این چهار بخش رو چند روز پیش
انجام دادم اما به شکل خودم
روز اولی که اتفاق افتاد که تویه همین بخش کامنتت کردم
بینهایت ناراحت بودم ومیگفتم من چراااا اینکارو کردم چراااا
بعدش نشستم فکر کردم وگفتم من هم خیلی وقتا خارج میشم دیگه و اشکالی نداره من حالا برای یه لحظه از کور در رفتم مشکلی نداره که
و تمام تلاشم رو میکنم که دیگه اتفاق نیوفته
و تغییر میکنم تویه این قضیه که کسینتونه تاثیر بدی روی من بزار
و این اتفاق اتفاق خوبی بود و برای من درسی داشت خداروشکرررررر
صد هزار بار و خوابیدم
و صب که رفتم سر مار کل داستان تغییر کرده بودو همون شخص با خودم فقد مار میکرد و بینهایت اصن عوض شده بود تویه یک شب تا صب به لطف رب
چون پذیرفتم اشتباهم رووخودم رو بخشیدم و سپاس گزار رب بود
الهی شکر برای این کامن بر برکتت و الهی شکر برای حضور شما و خانواده قشنگتون
در پناه جان جانان رب العامین پر از سلامتی شادی وروت و عشق باشید
با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا
قبل از شروع کلاسم دانشگاه خدایا شکرت برای این مسیر دوستت دارم بوسسسسس خدا جون
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به حسین عزیزومیناجانم
عاشقتونیم یه عالمههه
سپاسگزارم از مهرولطفتون
کامنت پربرکت تون خوندم
وبی نهایت تحسین تون میکنم
برای نتایج ارزشمندتون ….
خداروشکر برای دونه به دونه ی
قشنگیای زندگیتون
خداروشکر برای حس وحال خوب
و پذیرش خودتون
خداروشکر برای صلح درون تون
خداروشکر برای رابطه ی عاطفی
فوق العاده قشنگ تون
خداروشکر برای تعهد وعملگرایی هاتون
یه عالمه دوستتون داریمممم
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
بنام خداوند بخشنده و مهربانم….
سلام به اجی فاطمه پر از عشق و قلب قشنگمون چقدر لذت میبرم وقتی کنار اسمم اسم مینا خانوم میاد یه حس عجیب ناب الهی برای من….
الهی شکر که شمارهارو دارم سپاس گزار رب نازنینم هستم…
الهی شکر برای امروز که دوباره اومدم کامنتتون رو خوندم و فرصت شد برای دیدن زیبایی های اطرافم….
الهی شکر برای اینجا بودنم برای استاد نازنینم برای شما اقا رسول و تمام بچه هاییی که صمیم قلبم دوستشون دارم و دوستتون دارم…
الهی شکر برای این صلات برای الان که دارم تایپ میکنم و خداروشکر میکنم که بهم فرصت تا تا قبل از خوندن نماز مغربم کامنت بنویسم….
الهی شکر الهی شکر الهی شکر…….
دوستتون دارمو از صمیم قلبم یه عالم عشق از جنوب تا پیش شماااااااااااااااا
در پناه رب شاد سلامت و ثروتمند و عاشق باشید فاطمه اجی قشنگ قلب
با عشق حسین عباید بنده خوب و لایق خدا
به نام پروردگار جهانیان
سلام استاد عباس منش و خانم شایسته و سلام ودرود به دوستان خوبم بچه های سایت ،من خیلی دلم براتون تنگ شده بود .اما به خاطر یکم مشکلات نتونستم که چند دوره رو پیش شما باشم.
استاد من خیلی دلم هم برای شما و هم برای بچه های سایت تنگ شده بود
ولی چند روز پیش امتحانات نهایی من تموم شده است و من این متن رو در این تعطیلی مدارس تموم کردم
و چون از ماه قبل کامنت ننوشتم وقت کافی برای پایان رسوندن کامنتم نداشتم و من تلاش می کنم که در هفته دو یا سه تا کامنت بنویسم و من امروز با پدرم یکی از قسمت های 12 قدم دیدم و گوش دادم و توی اون قسمت توی سیرک نهنگ های قاتل بودید و چقدر بزرگ و زیبا بود و من فایل های جدید رو نگاه می کنم و من همراه پدر و مادرم وقتی که داشتیم می خوابیدیم گوش دادم متوجه شدم که شماگفتید که اگر امشب شب خوبی رو تموم کرده باشیم صبح خوبی رو تجربه خواهیم کرد و من هم چون دیشب این فابل رو گوش دادم و بعد به خواب فرو رفتم صبح یعنی امروز حس خوبی رو تجربه کردم و الان دارم با حس خوب توی هوای بهاری کامنتم رو به پایان می رسونم خیلی ممنونم بابت اینکه کامنت من رو می خونید و من از ته قلبم هم استاد هم شما را و دوست دارم
و من یک نقاشی رو کشیدم که دختری داره توی چمن راه میره و این نقاشی برام آرامش بخشه.
خوشحالم که الان می تونم وقت بیشتری رو توی سایت باشم
و من الان دارم توی اتاقم درکنار پنجره و در هوای بهاری کامنتم رو به پایان می رسونم و از خاله فهیمه عزیزم متشکرم و ممنونم که برایم کامنت نوشتن و از ته قلبم شما را دوست دارم خداحافظ
به نام خدای فرشته های نازنین
سلام فرشته ی مهربان و زیبا سلام به شینا قشنگ و خوشخنده
تعطیلات تابستانی مبارک باشه. ان شاءالله تعطیلات امسال یه تحول عظیمی در زندگی ات باشه و بتونی نهایت استفاده رو از ا ن ببری.
چند روز پیش روز دختر بود، خیلی دوست داشتم روز دختر رو به شما تبریک بگم که جور نشد. ولی الان روز دختر رو به شما فرشته روی زمین تبریک میگم.
اون موقع ها که همسن و سالت بودم، وقتی تعطیلات تابستانی میشد، کتاب های سال قبل رو پیدا می کردم و مینشستم اونها رو می خوندم و کلی لذت می بردم، و بعد موقع مدرسه دیگه برام تازگی نداشت.و میرفتم کتاب های داستان از کتابخانه مدرسه می گرفتم میخوندم.
الان شما خدا خدا را شکر میتونی کلی برنامه برای تابستان داشته باشی، و کلی چیزهای جدید یاد بگیری.
یه خاطره از کلاس چهارم دارم، یادمه روزی که خبر فوت امام خمینی رو دادن من خیلی گریه کردم بعد رفتم مدرسه کارنامه ام رو گرفتم، تمام نمراتم 20 شده بود خیلی خوشحال شدم. و این خاطره مثل روز هنوز از جلوی چشمانم رد می شوم، چون اولش خیلی ناراحت بودم بعد با گرفتن کارنامه ام ناراحتی ام کمتر شد.
راستی شینا جان کامنتت احساس آرامش و احساس خوبی بهم داد سپاس گذارم که اینقدر زیبا می نویسی.
شینا جان از خدای مهربان بخاطر وجود نازنین ات در این سایت سپاسگزارم.
شینا جان دوست دارم و روی ماهت رو می بوسم.
در پناه حق پاینده و پایدار باشی گلم.
بنام الله
سلام ودرود خداوند به فرشته نازنینم شینای عزیز ودوست داشتنی
ای جانم خاله جان دل ما هم برات خیلی تنگ شده بود اتفاقا امروز صبح به یادت بودم وچقدر قانون دقیق عمل میکند اولین کامنتی که خواندم کامنت شما بود
عزیزدلم تو بی نظیر دختر شجاع وتوحیدی
احسنت به شما عزیزم که از الان داری می آموزی داشتن احساس خوب مهمترین اصله
خیلی دوست دارم
در پناه الله مهربان شاد وسلامت وموفق باشید
به نام خداوند بخشنده
سلام به شما خانم عزیز
چقد خوشحالم که شما در جمع ما هستید و از خداوند مهربان سپاس گذارم که همه مارو هدایت میکنه از هر طریق
واقعا من قلبن خوشحالم که هرکس با هرسنی توی این جمع هست و سن فقط ی عدد
شما مثل بچه خواهر من بسیار عالی زیبا و فهمیده و عاقل هستی
در پناه خداوند باشی
و من خیلی خوشحالم که در بین ما هستی شما
و بهترین راه رو انتخاب کردی
چه شود آخر این راه برای شما
در پناه خداوند شاد سالم سلامت و ثروتمند باشید
به نام خدای هدایتگرم
خدایی که هر لحظه داره باهام حرف میزنه…
با نشونه، با اتفاق، با یه جمله، با همون حس آرومی که از توی دلم بلند میشه و میاد بالا و میگه:
«فاطمه… همین راه درسته دخترم. همین راهیه که همیشه دنبالش بودی. فقط بمون.»
امروز توی کامنت قسمت 75 سفر به دور آمریکا دربارهٔ احساس خوب نوشتم، و بعدش، دقیقاً بعدش، این فایل اومد جلو چشمم.
همهچی اونقدر مرتب و پشتسرهم کنار هم قرار گرفت که فقط تونستم زیر لب بگم:
«باشه خدا جان… فهمیدم. پیام رسید. راه همینه.»
استاد جانم…
اولین بار مفهوم «احساس گناه» رو تو دورهٔ عزت نفس شنیدم.
همون دورهای که شروع واقعی زندگی من بود.
تا قبل از اون حتی نمیدونستم این سنگینی همیشگی روی قلبم، اسمش احساس گناهه.
فکر میکردم اخلاقی بودن یعنی خودمو خورد کنم، له کنم، نابود کنم و دوباره از نو بسازم.
تازه تو اون دوران بود که کتاب دختر کشیش از جورج اورول رو خوندم.
نوشته بود برای جلوگیری از تکرار اشتباه، یه سوزن همیشه همراهت باشه؛ هر وقت خطا کردی، بزنی تو دستت تا دردش یادت بیاره دفعهٔ بعد تکرار نکنی.
با کمال تأسف… من چند روز این کارو با خودم کردم.
چون دنبال راهی بودم که از اون چرخهٔ معیوب خلاص بشم و هر راهی که جلوم قرار میگرفت رو امتحان میکردم.
اما واقعیت این بود که سالها داشتم با خودم میجنگیدم.
سالها بابت هر اشتباه کوچیکی، خودمو میزدم به دیوار.
و این جنگ یه شب به اوج خودش رسید…
یادمه یه شب خیلی خسته از خرید برگشته بودم خونه.
در رو که بستم، چندتا کیسه از دستم افتاد و محکم خورد به زمین.
هیچی نشد… هیچچیز خراب نشد…
اما تو ذهن من انگار دنیا منفجر شده بود.
به خودم گفتم:
«آفرین! مثل همیشه گند زدی! یعنی یه بار نمیتونی آدم حسابی باشی؟»
خم شدم کیسهها رو جمع کنم، اما دستهام میلرزید.
نه از خستگی…
از ترس از خودم.
از صدای بیرحمی که سالها از دهن خودم میشنیدم.
نشستم روی زمین.
کیسهها دورم پخش شده بود.
چراغ آشپزخونه زرد و خسته بود.
همهچی انگار بیروح شده بود.
اونجا بود که یه لحظه نگاهم برگشت عقب…
دیدم چند ساله دارم همین کارو میکنم.
چند ساله بابت کوچکترین اشتباه، خودمو میکوبم.
چند ساله با خودم حرفهایی میزنم که دشمن آدم هم نمیگه.
و همون شب فهمیدم مشکل دنیا نبود.
مشکل آدمها نبودن.
مشکل فقط این بود که بلد نبودم خودمو ببخشم.
بعدها تو دورهٔ عزت نفس فهمیدم اسم این حال، اسم این زخم قدیمی، «احساس گناه»ه.
زخمی که بین آدم و خدا یه دیوار میکشه.
زخمی که اجازه نمیده نور بیاد تو.
شما گفتید:
«بزرگترین فاصلهٔ انسان از خدا، احساس گناهه.»
و این جمله مثل آب جوش روی یخ وجودم بود.
اون شب روی کاشیهای سرد آشپزخونه و اون جملهٔ شما…
این دوتا با هم شدن نقطهٔ عطف زندگی من.
از همونجا کمکم کولهباری که سالها رو دوشم بود، گذاشته شد زمین.
اما اثرش هنوز مونده بود…
تا وقتی رسیدم به دورهٔ احساس لیاقت.
اینجا بود که انگار خدا دستمو محکمتر گرفت و گفت:
«بیا دخترم… حالا وقت ساختنه.»
صداهای سرزنشگر یکییکی خاموش شدن.
جاش رو جملههای نرم و مهربون شما گرفتن.
نداهایی که هر روز تو ذهنم میچرخن و یادم میندازن من لایق عشق و آرامشم.
حالا حس میکنم از اون چرخهٔ پوسیده قدیمی بیرون اومدم.
و وارد چرخهای شدم که توش فقط اتفاق خوب تو راهه.
هر روز بیشتر از دیروز به خودم افتخار میکنم.
و از همه مهمتر…
دارم قانون تکامل رو زندگی میکنم.
فهمیدم اول باید همهچیز بریزه پایین…
بعد از دل خاکستر یه چیز تازه جوانه بزنه…
بعد بشه یه درختچهٔ کوچیک…
و سالها بعد تبدیل بشه به یه درخت بزرگ و ریشهدار.
من الآن همون درختچهام.
هنوز کوچولو، اما زنده، سبز، رو به رشد…
و مهمترین چیز اینه که مسیرم پر از حس خوبه.
پر از نور، پر از عشق، پر از خدا.
سلام به شما دوست ارزشمند
سلام به شما فاطمه کهوند عزیز
چقدر خوشحالم که تونستم کامنت شما رو بخونم و چقدر لذت بردم و چقدر تحسین تون کردم برای این نوشته زیبایی که از خودتون ثبت کردید.چقدر قشنگ داستان این ذهن خودتون و تخریب هایی که شما رومیکرده، اون صدای سرزنش گر و تخریب چی وجودتون رو توصیف کردین و اون داستان افتادن پلاستیک توی آشپزخونه رو چقدر قشنگ بود که گفتید.
واقعا منم یکجورایی این مسئله رو در خودم پیدا کردم اینکه من چقدر به خودم سخت میگیرم، چقدر با خودم خشن و سرسخت رفتار میکنم و حرف میزنم جوری که حتی نمیتوستم توانایی ها و موفقیت هامو ببینم.چقدر منم لازم دارم بیشتر یاد بگیرم که خودمو برای تمام اشتباه ها یا هر خطای کوچیکی براحتی ببخشم و خودمو بی قید و شرط دوست داشته باشم و به خودم عشق بورزم. چقدر لازم دارم که از درون صلح به پا کنم در خودم که انگار همیشه در تلاش بوده تا توجه کنه به نقاط ضعفم و همون جاها نمک بپاشم و هی خودمو سرزنش کنم، سرکوب کنم یا نادیده بگیرم.
واقعا مدتی هست که منم دارم تمرین میکنم از نادیده گرفتن خودم دست بردارم.
خودمو بیشتر دوست داشته باشم حتی با کم کاری هام و به خودم اینقدر سخت نگیرم و کمال گرایانه همش خودمو قضاوت نکنم.واقعا این که برای یک اشتباه کوچیک مثل افتادن یک لیوان از دست مون خودمون چه در درون چه از بیرون مهربان تر و در صلح تر با خودمون برخورد کنیم و این چقدر قشنگه…واقعا لذت بردم از خوندن کامنت و این ردپای قشنگی که از وجود پر از عشق تون ثبت کردید.واقعا سپاسگزارم ازتون فاطمه جان…
چقدر قشنگ نوشتید:
حالا حس میکنم از اون چرخهٔ پوسیده قدیمی بیرون اومدم.
و وارد چرخهای شدم که توش فقط اتفاق خوب تو راهه.
هر روز بیشتر از دیروز به خودم افتخار میکنم.
و از همه مهمتر…
دارم قانون تکامل رو زندگی میکنم.
واقعا چقدر این چرخه رو منم حس میکنم و چقدر قشنگه. این همون چرخ روون زندگی که استاد همیشه میگن و اون گاری وجودمون رو از زنگارها و زنجیرها رها کردیم و همه چی ریخته پایین و حالا از نو جوانه زدیم با ریشه هایی از جنس عزت نفس و توحید عملی…
من الآن همون درختچهام.
هنوز کوچولو، اما زنده، سبز، رو به رشد…
عزیزم چقدر زیبا نوشتید و چقدر تحسین تون میکنم برای اینکه اینقدر با عشق نور و حس خوب در مسیر رشد و پیشرفت و بهبودهای دائمی هستین. بازم ازت سپاسگزارم که نوشتی و باعث شدی یک جریان قشنگ توی ذهنم راه بیفته و با شما هم آشنا بشم و براتون دست بزنم…دمتون گرم.
براتون از صمیم قلـبـم از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.
ارادتمند شما فهیمه پژوهنده
سلام به دوست خوبم فهیمه جان
فهیمه جانِ زیبای من، ازت خیلی سپاسگزارم که کامنت من رو خوندی و این نظر فوقالعاده رو منتشر کردی. حرفهات پر از درس بود، پر از نور… و من صمیمانه میگم که خوندن کامنتهای دوستان عزیزمون واقعاً به من کمک کرده برای فهم بهتر موضوعات.
اینکه گفتی تو هم توی مسیرِ «نادیده نگذاشتن خودت» هستی، من بهت از ته دل تبریک میگم. چون بهنظرم این مهمترین قدمه… قدمِ صلح با خودمون.
وقتی صبحها با خودمون مهربون باشیم، وقتی با خودمون رفیق باشیم، همونجا نقطهی شروع صلح با خداست…
بعدش با جهان…
و بعد با آدمها.
اونوقت دیگه عجلهای نمیمونه،
استرس بودن در لحظه کمتر میشه،
و تازه رنگ و بوی «زندگی واقعی» رو میچشیم.
همون زندگیای که خدا برای ما نوشته.
فهیمه جانِ زیبای من،
ازت باز هم سپاسگزارم.
یه حسی تو دلم گفت امروز بهترین زمانه برای نوشتن برای دوستی نازنین و زیبایی مثل تو.
برات از صمیم قلب آرزوی موفقیت، آرامش و سعادت در دنیا و آخرت دارم.
در پناه خدای یگانه شاد و سلامت باشی.
سلام فاطمه جان
چقدر آخه خودت زیبایی، چقدر تو قشنگی آخه…
واقعا که چه به موقع…
“وقتی صبحها با خودمون مهربون باشیم، وقتی با خودمون رفیق باشیم، همونجا نقطهی شروع صلح با خداست…”
الان که مشغول نوشتن هستم صبح زود نزدیک پنج و نیم بیدار شدم و میدونم همین شروع تغییر عادت های فوق موفق شدن من هست.
این مسیر گاهی باید خودتو فراموش کنی و جملگی خدا بشی تا پیدا بشی،(دارم اینجا قدری بلند بلند فکر میکنم)
خدایی که در سکوت همیشه ناظره
خدایی که در سکوت همیشه با منه فهیمه درس هاشو بلندتر میگه.
خدایی که بی هیچ اجباری، به ما اختیار و آزادی عمل داده تا زندگی خودمون خلق کنیم، تا خودمون طبق قوانین ثابت و بی نقصش سرنوشتی برای خودمون بسازیم(بزرگترین دروغی که بهمون گفتن همینه که خدا سرنوشت ما رو از قبل نوشته، سرنوشت هر کسی از قبل تعیین شده)
خدای عادلی که من تا الان درکش کردم تنها چیزی که نوشته یا وضع کرده یا بهتره بگم تعیین و مقرر کرده همون قوانین ثابت، همون سنت الهی بدون تغییر و تبدیلی هست که ازل تا ابد برای این جهان نوشته.
پس ما شدیم اشرف مخلوقاتش و به ما این قدرت اختیار و این آزادی رو داده تا زندگی خودمون رو خلق کنیم….
و چقدر قشنگ این خلق های زیبا
هیچ اتفاقی اتفاقی نیست، اینکه شما اون موقع پیام بدی و من این موقع در سکوت و خلوت خودم باخدا پیامی دریافت کنم. وقتی سعی میکنی با هدایت های خدا پیش بری اینجوری سورپرایز میشی، اینجوری آسان میشی برای آسانی ها. اینجوری همه جهان رو و هرآنچه لازم داری در ذهنت داری و چقدر ما خوشبختیم، چقدر ما دارا هستیم.
چقدر بی نیازتر و آرام تر میشیم وقتی وا می دیم و سوار جریان رود هدایت میشیم. و چقدر نیازمندتر و محتاج به خدایی که همه چیزه و همه چی رو بلده…
و این منم که محتاجم به هر خیری که از سمت خدا به من می رسه. واقعا سپاسگزارم ازتون دست خدا که اینجوری به من خیر رسوندی و سپاسگزارم از دستان نامرئی پشت این سایت بزرگ که اینجوری حتی دست ها رو بهم میرسونه. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم….
ارادتمندت فهیمه
سلام بر استادِ عزیز و مریم جان🤩🤩
استاد جان دلم تنگتون شده بود هاااا…🤩🤩🤩
البته من مدام درگیر فایلهاتون هستم ولی فایلهای روزانه که میگذارید خب یک چیز دیگه است🤩😍
در خصوص خواسته و ایجاد خواسته
دقیقا مثال خانواده دکتر ارنست ؛ من از اون زمان همیشه میگفتم کاش بشه توی کلبه زندگی کرد؛ بعد میگفتم شدنی نیست الان مگه میشه و در حد یه رویا ته ذهنم باقی بود تا زمانی که زندگی در بهشت رو نشونم دادید که بله 👈میشود👉
وجود دارد؛ میشود در کلبه و در بهشت زندگی کرد و درخواست کردم از خدا و گفتم منم میخوام میشود و داده خواهد شد😍🤩
خیلی خواسته های دیگه که واقعا هیچ وقت برام باورپذیر نبود ولی حالا خیلی بعید نیست… وقتی خواسته یی شکل میگیرد یعنی انجام پذیر است که درخواستم شده پس 👈میشوووود👉 بیاری الله مهربان و باور مناسب و عمل👌
مثالی که این مدت بعد آشنایی من با شما رخ داد : جابجایی ما از خونه یی که ۲۷ سال زندگی میکردیم و همیشه درخواست منو و مادرم بود خونه یی زندگی کنیم که پنجره آشپزخونه یی داشته باشه که سینک ظرفشویی در کنار پنجره رو به حیاط باشه( البته این فقط یک نمونه از درخواست خونه بود که اجابت شد خیلی درخواست های دیگه مثل اتاق خودم که فوق العاده ترین حالت بود رخ داد)…و ما الان در چنین خونه یی ساکن هستیم 🤩😍 و درخواست ما حتی بهتر و بهتر از این خونه هست🤩😍
این چند روز کلی فایلهای قدیمی و دوره آفرینش کار کردم
و دقیقا این دو روز آخر درگیر فایل قانون جذب در قرآن و دو تا از کتابها بودم
از دیشب در خصوص حزن و آیات حزن داشتم مطالعه میکردم و دیوانه شده بودم…استاد جان کم قران رو نخونده م ولی همون خدای مهربونم میدونه که به واسطه شما دارم حالا میفهمم قرآن و خدا چی میگه
استاد جان من خیلی ساله دنبال کسی بودم منو آگاه کنه به قرآن و بفهمم خدا رو … یه دوره بود یه محقق روی قرآن کار کرده بود و قرآن رو به صورت آیات رنگی در آورده بود مثلا آیات عذاب با رنگ قرمز و ….خلاصه این مدلی کار کرده بود که اون چیزی که من میخواستم با اون نمیشد …یه دوره تفسیر قرآن جلسات حضوری رفتم و کتابهای تفسیر خوندم ولی باز نبود اون چیزی که من میخواستم….ولی همیشه میگفتم خدایا تو هدایتم کن تو راهو نشون بده تو بگو چطوررر…
وقتی با شما آشنا شدم گفتم اینجا و این استاد همونه که باید
و حالا بدون شک و تردید میگم خدا بهترین هدایتم را انجام داد شکرت خدای من😍🙏
استاد جان چند شب پیش فایل سوم کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو برای چندمین بار میخوندم
مگه گریه امانم میداد…هر خطی خوندم حالم بیشتر منقلب میشد …من که این کتاب رو خونده بودم چی شد که یهو هدایت شدم به این کتاب….همون حرفهایی که نیاز بود بشنوم خط به خط این کتاب بود خوندم و اشک ریختم و شکرخدا کردم …استاد جان این کتابهایی که نوشتید از لحاظ مادی واقعا خیلی ارزشمند تر از این مبلغی هست که قرار دادید این مبلغ انگار که رایگانه ولی بی حد و اندازه این کتابهاتون عالی و فوق العاده س …بینظیر بینظیر…دنیا دنیا آگاهی ناب و خالص دارد واقعا سپاس از این آگاهی ناب و خالصتون😍🤩❤
و انقدر متعهدانه من این دوره ها رو میگذرونم حتی تمرینها رو هم همون شب انجام دادم و چقدر زیاد عالی بود
امروز که این فایل شما رو گوش دادم…الله اکبر🙏 استاد داره همون مباحث رو صحبت میکنه و از ذوق فقط جیغ نزدم و تمام وجودم شد گوش برای شنیدن😍🤩
ممنونم از همه دوستان که بسیار عالی صحبت کردند و استاد این مبحث رو باز کردند و من با تمام وجود لذت بردم
در خصوص حزن آیات جدا کردم هم بماند برای خودم هم برای دوستان که تمایل دارند
قرآن کریم، غم و غصه را نفی کرده است
در هر صورت، تنها راه ِ داشتن تجربه خوب از زندگی این است که حال ِ مان خوب باشد. تنها راه ِ دریافت خواسته هایمان
و برخورد کردن با آنچه که میخواهیم، بودن در احساس آرامش است.
تنها راه ایجاد احساس آرامش، نگریستن
از دریچه چشمان ِ روح است یعنی منطبق کردن دیدگاههای روح و ذهنمان!
این همان زمانی است که ما به
خودمان اجازه دریافت خواسته مان را میدهیم!
کل قانون :
احساس خوب مساوی است با اتفاقات ِ خوب و احساس ِ بد مساوی است با اتفاقات بد
ریشه حزن ۴۲ بار در قرآن تکرار شده و در تمامی موارد، حزن
مورد نهی قرار گرفته است.
وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿۱۳۹﴾
سست و غمگین نشوید، چرا که اگر ایمان داشته باشید، برترید.
وَلَا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ ۚ إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئًا ۗ یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَهِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ
کسانى که در کفر بر یکدیگر پیشى مىگیرند محزونت نکنند، چرا که هرگز زیانى به خدا نمىرسانند، خداوند مىخواهد آنها را در آخرت بىبهره گرداند و براىشان عذاب بزرگى است
۞ یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ لَا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ مائده ۴۱
اى پیامبر شتابندگان به کفر غمگینت نکنند که به زبان اظهار ایمان مىکنند و در دل ایمان ندارند
وَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ ۘ إِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا ۚ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ یونس ۶۵
سخن آنها محزونت نکند که عزت از آن خداست و او شنواى
داناست
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ ۚ وَلَا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلَا تَکُ فِی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُونَ نحل ۱۲۷
صبر کن که صبر تو جز به توفیق خدا نیست و به خاطر آنها غمگین مشو و از نیرنگ آنان دلتنگ نباش
وَمَنْ کَفَرَ فَلَا یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ ۚ إِلَیْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ لقمان ۲۳
کسى که کفر ورزد، کفرش تو را غمگین نکند، بازگشت همه به سوى ماست و ما آنها را از اعمالى که انجام دادهاند
آگاه خواهیم کرد، زیرا خدا به اسرار دلها آگاه است
فَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ ۘ إِنَّا نَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ یس ۷۶
بنا بر این گفتار آنها اندوهگینت نکند، ما آنچه را نهان یا آشکار مىدارند مىدانیم
إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ مجادله ۱۰
نجوا مسلما کار شیطان است که مىخواهد مؤمنان را محزون کند ولى جز به اذن خدا نمىتواند ضررى به آنها
برساند. بنا بر این مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ بقره ۳۸
گفتیم همگى از بهشت فرود آیید، پس چون از جانب من هدایتى براى شما آمد، آنان که از هدایت من پیروى
کنند هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهند شد.
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ احقاف ۱۳
آنان که گفتند پروردگار ما خداست و آن گاه استقامت کردند، نه ترسى دارند و نه اندوهگین شوند.
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ یونس ۶۲
آگاه باش که دوستان خدا نهترسى دارند و نه غمگین مىشوند
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔚در خصوص حزن
و قانون احساس خوب = اتفاق خوب
و احساس بد = اتفاق بد ؛
دو داستان قرآنی در خصوص مادر حضرت موسی و حضرت یعقوب و یوسف خیلی جالب کنار هم میشه درک کرد
وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِیهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی ۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ قصص ایه ۷
و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بده، و چون بر جانش بیمناک شدی او را به دریا بینداز، نترس و اندوهگین
مشو که ما او را به تو باز میگردانیم و در سلک پیامبرانش میآوریم
قَالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ یوسف ایه ۱۳
گفت اگر او را ببرید غمگین میشوم و میترسم شما غفلت کنید و گرگ او را بخورد
زمانیی که مادر ِ موسی فرزندش را به رود نیل میاندازد، به او میگوید
»غمگین مباش«
در شرایطی خداوند این پیشنهاد را به مادر موسی میدهد که او قرار است قسمتی از وجودش را در آبی بیندازد که مشخص نیست در موج بعدی کودک را از روی تخته پاره به درون آب بیندازد یا آفتاب سوزان او را از بین ببرد یا پرندهای وحشی
کودکش را شکار نماید…
اما خداوند به او فرمان میدهد که غمگین مباش، که اگر مادر موسی غمگین می شد، قطعا ِ اتفاقات بدی را تجربه
می کرد و قطعا فرزندش را دوباره نمیدید.
و زمانی که حضرت یعقوب این فرکانس را میدهد اگر یوسف را ببرید اتفاق بد رخ میدهد و اتفاق رخ داد و احساس بد اتفاق بد… و این احساس ادامه پیدا میکند تا زمانی که حضرت یعقوب بواسطه باقی ماندن در احساس بد کور میشود و ….
که اگر با قانون و با احساس خوب حضرت یعقوب بنا را قرار میداد قانون عمل میکرد و
قانون خدا یکسان است و برای همه اجرا میشود چه پیامبر چه انسان عادی
قانون یکی است
البته قرآن داستانها را برای درک بهتر ما قرار داده و اگر واقعا به دنبال فهمیدن و درک کردن باشیم قرآن و قانون را میشود فهمید و درک کرد
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
استاد جان من اگر از هر فایل شما ۵ دقیقه رو متوجه بشم و عمل کنم واقعا زندگی فوق العاده یی خواهم داشت البته به شرط عمل…
من متعهد شدم و متعهدانه دارم پیش میرم و اتفاقات خوب مهر تاییدی بر عملکردم هست ولی باید نتایج عالی و عالی تر رخ بده و مصمم هستم بهتر و بهتر از این و بهتر از بهتر شود
خیلی جدی قرآن رو مطالعه میکنم نکته برمیدارم و هرجا هر آیه قرانی بیان کردید نوشتم تکرار کردم و …
خدا رو شکر چقدر لذت میبرم از این روزها و این اتفاقات فوق العاده رویایی🤩🤩😍😍
خدا رو شکر که هدایت الله برای من شما بودید😍🤩🙏
عاشقتونم بینظیرترینها😍🤩
در پناه رب مهربان🤩😍❤🙏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
بنام خدا که رحمتش بی اندازه است
و مهربانی اش همیشگی
لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ
الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا(18-فتح)
یقیناً خدا از مؤمنان راضی شد آنگاه که زیر آن درخت با تو بیعت می کردند، و خدا آنچه را [از خلوص نیّت و پاکی قصد] در دل هایشان بود می دانست، در نتیجه آرامش را بر آنان نازل کرد، و پیروزی نزدیکی را به آنان پاداش داد.
وَمَغَانِمَ کَثِیرَهً یَأْخُذُونَهَا ۗ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا
(19-فتح)
[و پاداش دیگر] غنیمت های فراوانی است که آن را به دست می آورید؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
سلام به استاد فرزانه و آگاه عزیزم و استاد مریم جان شایسته تحسینم و دوستای نازنینم
الهی حال همگی عالی باشه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همه نعمتهامون..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر از وقتی که عقلم رسیده و بیاد دارم، دیدم الگوهای خیلی خوب دارم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که در همه مراحل زندگیم بدنبال رشد و پیشرفت و بهبود خودم بودم،
و بجز خیر و خوبی چیزی ندیدم و نمی بینم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که نگاهم به خداوند، انسانها و دنیا خوشبینانه بوده و هست، و هرچی می بینم همه اش خیر و خوبی و اتفاقات زیبا و شیرینه..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که صاف و مستقیم دستمو تو دست بهترین استاد دنیا و بهترین یاورش گذاشت و من هم بخوبی از این فرصت ارزشمند دارم استفاده می کنم
و هر روزم بهتر و زیباتر میشه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که از وقتی یادم میاد اهل غرولند و گله و شکایت نبودم، با حالت احترام با دیگران رفتار می کردم و حرف می زدم،
با خدا و قرآن مأنوس بودم،
و با آگاهیهایی که از دست یکی از بهترین بنده های عزیز کرده اش دریافت می کنم، به درک خیلی بهتر و بالاتری از قوانینش رسیدم
و باز هم خیلی جا هست برای بهتر شدنم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که شروع کارم با استاد جانم از 12 قدم و سریال های زندگی در بهشت و سفر بدور امریکا بوده، و من هرچی تو فایلها و محصولات و دوره ها می دیدم و می شنیدم، بطور عملی تو زندگیم بکار می بردم و میبرم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که اراده و پشتکار خیلی قوی و عزت نفس و احساس ارزشمندی بالایی داشتم و دارم، و از نقطه امنم خارج میشم، با ترسهام روبرو میشم، و خدا جانم طبق باورهام همواره همونها رو نشونم میده،
زندگیمو پر از نعمت و ثروت و سلامتی کرده و می کنه، چرخ زندگیمو هر روز روغنکاری می کنه،
با بهترین انسان های نازنین، بهترین موقعیت و شرایط روبرم می کنه و بهترین فرشته ها و انسانهای نازنینش رو به کمکم می فرسته،
و من عاجز از شکر ذره از نعمتهاش هستم، ولی هر چی در توان دارم سپاسگزارش هستم و توفیق سپاسگزاری های بیشتر و عمیقتر رو ازش درخواست می کنم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که اینقدر این دو سریال بهشتی رو نگاه کردم که بالاخره جذبشون کردم و در واقعیت زندگیم خیلی خیلی از صحنه هاش رو تجربه کردم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که در مسیر درست هستم و تا ابد سپاسگزارش هستم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که بقول استاد جانم کتک خورم ملس نبوده، و هرگز چک و لگدی نشدم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که احساس گناه ندارم و خودمو سرزنش نمی کنم،
تنبیه که کلاً جایی در زندگیم نداشته..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که مسائل ناراحت کننده تو زندگیم اینقدر کم شده که می تونم بگم اصلاً وجود ندارن..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که از وقتی دانشجوی استاد جانم شدم قانون احساس خوب = اتفاقات خوب رو محکم گرفتم و اهمیتش روز بروز برام بیشتر میشه..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که همواره از تغییر استقبال می کنم و در پی اصلاح مسیرم هستم و قبل از اینکه جهان فشار زیادی روم بیاره، تغییر کردم و می کنم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هم تو دفترم می نویسم و هم بصورت کلامی میگم:
چطور از این بهتر، چطور راحتتر و روونتر و ساده تر!
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هم خودم بسیار موفق هستم و هم دور و اطرافم پره از انسانهای شایسته و موفق،
که هر کدوم الگوی خیلی خوبی هستیم برای تعداد زیادی از آدمها..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر روزم زیباترینه و بهترینه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هی معجزات بیشتری به زندگیم میاره..
بخصوص تو این دو سه هفته اخیر که واقعاً منو ناک اوت کرده از فراوونی شاهکارهاش!!
که یکی از اونها این بود که من و همسرم طبق شرایطمون قرار بود بعد از عید نوروز بریم دیدن بچه هامون که تو کانادا و امریکا هستن،
و همین یک هفته پیش بود که دخترام شریکی برای من و پدرشون بلیط رفت و برگشت خریدن و حسابی ما رو سورپرایز کردن، و اشک شوق و سپاسگزاری از چشمام جاری شد..
و دیگر اینکه تمرین آگهی بازرگانی رو در رختکن استخر انجام دادم..
و همینطور کانال یوتیوب درست کردم و هر روز یه کلیپ گذاشتم، با اینکه تا بحال هیچ آشنایی با فعالیت در یوتیوب نداشتم،
و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که با اینکه کلیپهام خیلی ابتدایی و ناشیانه است اما خدا رو شکر مثل موشک دارن پیش میرن از هر نظر، هم وییوهای خیلی زیادی دارن،
هم کامنتهای زیاد و هم لایک زیادی دریافت می کنم..
خدا رو میلیاردها بار شکر..
خدا جانم بینهایت سپاسگزارم برای تک تک نعمتهام
استاد گرامی و عزیزم و استاد مریم جان مهربونم خیلی خیلی سپاسگزارم و عاشقتونم
و همینطور دوستان جانم که از هرکدومتون کلی چیز یاد می گیرم..
خدایا شکرت برای صلاتی دیگر در گام 16 تغییر را درآغوش بگیر
و هم جهت شدن با جریان خداوند
همگی را به پناه امن خدای بینهایت مهربان میسپارم
و بهترینهای دنیا و آخرت رو براتون درخواست می کنم
به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
قلبهای فراوان فراوان فراوان
فاطمه ی عزیزم خداروشکر که این قدر حال دلت خوبه
امروز صبح به خاطر یه قضیه ای که دیشب پیش آمد و با موکلم صحبت کردم با حال گرفته از خواب بیدار شدم اومدم توی سایت که طبق قانون حالم رو خوب کنم تا سدی جلوی افکار و احساسات بد بشه و دوباره اون آرامش همیشگی بهم برگرده. قسمت دیدگاه ها که اومدم و کامنت شما رو خوندم با دیدن آیه های سوره ی فتح اشکم روان شد و انگار قلبم باز شد و یه آرامش عجیبی گرفتم. من خیلی این سوره رو دوست دارم و بنای زندگی متاهلیم بر اساس این سوره است. سال 86 وقتی میخواستم ازدواج کنم مردد بودم و نمی دونستم چکار کنم. یه شب روی پشت بوم خونه نشستم آسمون صاف بود و ستاره ها برق میزدن، قرآن جلد قرمزم رو گرفتم دستم و گفتم خدایا من به استخاره اعتقاد ندارم اما نمی دونم چکار کنم ، این آدم بی نظیره و همه تاییدش می کنن ولی از لحاظ مالی هیچی نداره و من یه دختر ناز پرورده ام ولی دلم وقتی به ازدواج باهاش فکر می کنم آرومه و یه آرامش خاصی تو وجودش هست،، تو بگو چکار کنم تو باهام حرف بزن واضح اونقدر واضح که تصمیم درست بگیرم… قرآن رو باز کردم و اول صفحه نوشته بود”انا فتحنا لک فتحا مبینا”،، درست مثل الان اشک امونم نداد تا آخر سوره رو خوندم ، از خدا تشکر کردم و تصمیمم رو به همه اعلام کردم زندگیم رو با توکل به خداشروع کردم و الان با هدایت مهربان خدایم وحمایت های همون آدم که واقعا یه مرد فوق العاده است یه زن تحصیلکرده و موفقم و یه زندگی آروم دارم همونجوری که خود خدای من گفت از اون نهال کوچیک و ضعیف تبدیل شدیم به یه درخت قوی که همه از دیدن ساقه های تنومندش متعجب میشن و این فقط و قطعا از فضل خدای منه….
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت بابت این یادآوری
خدایا شکرت بابت طی کردن تکاملم
خدایا شکرت که دست های قدرتمندت بالای همه ی دست هاست و با اون دست ها زندگی و امورم رو مدیریت می کنی ، خدایا شکرت که فاطمه جان دستی از دستان تو بود که حال دلم دوباره عالی بشه
مهربان خدایم هزاران مرتبه شکرت که این پرونده ای که دست گرفته ام با هدایت تو به بهترین نتیجه می رسه
خدایا هزاران مرتبه شکرت که استاد عباسمنش رو سر راهم گذاشتی و از این طریق هدایتم میکنی
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که همیشه در زمان و مکان مناسب، در شرایط مناسب و کنار آدمای مناسب هستم
زندگیتون پر از آرامش و شادی
سلام دوست عزیز امیدوارم که حال دلت عالی باشه و پرونده ت به بهترین شکل پیش بره
کامنت شما هم اشک منو درآورد:)
خیلی لذت بردم ازش و حس خوبی گرفتم، ناخودآگاه زدم رو پاسخ، که ازت تشکر کنم:)
شما هم دستی از دستان خدا شدی برای من، حس کردم یه نشانه ای و یه پیامی از خدا گرفتم
إنا فتحنا لک فتحا مبینا
چقدر داستان دوراهی و سردرگُمیت و هدایت گرفتنت از قرآن قشنگ بود:)
خدایا من به هر خیری که از تو به من برسه محتاجم
الله نور السماوات والأرض
به انوار الهی میسپارمت:)
سلام نسیم مهربانم
خوشحالم که دستی از دستان خداوند بودم که نشانه ای برای مسیر درست رو ببینید… از این که دوستان خوبی مثل شما دارم که صادقانه برام طلب خیر می کنند بی اندازه شاکر خداونم.. خدارو هزاران مرتبه شکر که کنار دوستان خوش قلبی چون شما هستم و این بهترین نشانه است که در مسیر درست هستم
برای خودت و قلب مهربانت از خداوند طلب خیر و برکت دارم….
سلام نازنینم
الهی که حال دلت عالی باشه
الهی پرونده ات به عالی ترین شکل پیش بره..
دختر جان شما که اشکمو درآوردی با این کامنتت
خدا رو صدهزاررمرتبه شکر که به کامنت نوشتن و به سوره فتح هدایتم کرد تا به این وسیله نوری و نشانه ای برای شما بفرسته..
عزیز دلم بنظرت این عجیب نیست که من و شما گذشته مون اینقدر شبیه هم باشه؟!
هردو در ناز و نعمت بزرگ شده باشیم، و بعد که خواستیم ازدواج کنیم ،همسرامون از هر جهت خیلی خوب، اما از نظر مالی در موقعیتی پایین تری قرار داشتن؟!
خدا رو صدهزاران بار شکر که یک خانم تحصیلکرده و موفق هستی و زندگی آرومی داری
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همه نعمتهای زندگیت
همون خدا همون خدا همون خدا
مطمئن باش که این بار هم برات شاهکار می کنه..
الهی شکر برای وجود نازنینت که بینظیری و اینقدر خوب با قرآن مأنوسی، اینقدر خوب کنترل ذهن می کنی ووو…
عزیزم روی ماهتو می بوسم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خدای مهربان برات درخواست می کنم
سلام فاطمه ی عزیزم
ممنونم بابت دعاهای خوبت و خوشحالم که دوست خوبی مثل شما دارم که برام آرزوهای خوب می کنه،، چقدر جالب که شما هم به صداقت و ذات پاک همسرتون اعتماد کردید و الان بابت این انتخاب سربلند و خوشحال هستید… فاطمه جانم هروقت آدم فقط به خدا اعتماد می کنه و مسیر دلش رو میره که نشانه اش آرامش هست حتی اگه به نظر راه پر پیچ و خم و پر چالشی باشه قطعا از فضل پروردگار بهترین ها پاداشش میشه و من بارها این رو تجربه کردم و خداروشکر که همیشه همراه و راهنمای راه بوده برام…
خدا رو هزاران مرتبه شکر که دلشاد و موفق هستید
از خدای مهربان براتون طلب خیر و برکت می کنم
سلام ب شما دوست ارزشمندم
سلام به شما فاطمه سلیمی عزیز
آخه من چی بگم اینقدر ذوق کردم کامنت شما رو تونستم بخونم و خدا بهم این توفیق رو داد تا در سکوت و آرامش و حضور کامل توی سایت قشنگ مون دقایقی بیشتر وقت بگذرونم.واقعا فاطمه جان تحسینت میکنم. واقعا چقدر شما قشنگی آخه، چقدر شما درخشان و بلوری هستی که وقتی لکه ایی هم روت میفته سریع خودت میبینی و شفاف میشی. آخه من چطوری بگم توی ذهنم ازت با این سپاسگزاری های قشنگ تون چی ساخته بودم و چقدر ساخته ام شکیل تر و پر ابهت تر شد آخه…اصلا فقط میخواستم سپاسگزاری هاتون رو بغل کنم اینقدر باحال نوشتین، اینقدر بی ریا و دلی، اینقدر قشنگین آخه. چطور میتونین اینقدر خوب باشین و پر از عشق آخه…سرشار از لذت و تحسینم.سرشار از عشق …فاطمه جانم سلام منم به آمریکا و کاناداو بچه ها و همه ی زیبایی هایی که منتظرن تا ملاقات تون کنن برسون.
چقدر جالب بود منم مدتی هست ایده هایی برای یوتیوب ب ذهنم زده اما انجام کارهای مربوط به دانشگاه و خونه و یکسری تغییرات اصلا تمرکز برام نمیذاره و البته از یکطرف هم کمال گرایی احتمالا. مغزم پر از ایده است و بقول یکی از صحبت های استاد که میگفتن بعضی ها اورر تینکیگ هستن دقیقا منم. اصلا اینقدر فکر میکنم یعینی اینقدر مغزم توانایی فکر کردنش ایده دادنش بالاست. که اصلا دست خودم نیست و میبینم دارم یکساعته به یک چیزی فکر میکنم. میگن التماس تفکر، من دیگه التماس دعام برای خودم اینه “التماس تحرک” یعنی فقط از خدا میخوام کمکم کنه یکم موتور فکرم رو کم کنم به گردش نمیرسم و منو آچ مز میکنه.
خلاصه که خیلی حال کردم و خیلی سپاسگزارم برای وجودت پر از عشق و نور و خیرتون
سپاسگزارم که ادامه میدین و هستین و مینویسید اینجا و از خودتون با صداقت ردپاهای جانانه ثبت میکنید.واقعا قلبا دوستتون دارم و بارها هرجای سایت اسم تون رو دیدم توی دلم گفتم “ماشالله فاطمه سلیمی” ماشالله بهتون احسنت…دیگه خواستم از این همه احساس سرشارم استفاده کنم منم زیر ردپاتون از خودم ردی بجا بگذارم و حرکت هامو توی فکرم فقط نزنم و اینجا امن ترین جای دنیای من هست که حرکت بزنم حتی اشتباه و غلط…چون میدونم اینجا غلط های من تبدیل میشن به درسی برای آینده. مثل اشک های من که خداوند خوبم بذرهایی کردند برای آینده. چون در جهت با خداوند حرکت کردند یعنی هیچ چیزی اشتباه و غلط نیست. و هر اشتباهی هر کاری هدر نمیره حتی قطره اشک های من…(چقدر این قسمت مراقبه های استاد جان رو که همین مفهوم رو میگن،در دوره هم جهت با جریان خداوند دوست دارم.)
——————————–
سوره الطارق
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به آسمان و کوبنده شب! (1)
و تو نمىدانى کوبنده شب چیست! (2)
همان ستاره درخشان و شکافنده تاریکیهاست! (3)
(به این آیت بزرگ الهى سوگند) که هر کس مراقب و محافظى دارد! (4)
انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است! (5)
از یک آب جهنده آفریده شده است، (6)
آبى که از میان پشت و سینهها خارج مىشود! (7)
مسلما او ( خدائى که انسان را از چنین چیز پستى آفرید) مىتواند او را بازگرداند! (8)
در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار میشود، (9)
و براى او هیچ نیرو و یاورى نیست! (10)
سوگند به آسمان پرباران، (11)
و سوگند به زمین پرشکاف (که گیاهان از آن سر برمىآورند)، (12)
که این (قرآن) سخنى است که حق را از باطل جدا مىکند، (13)
و هرگز شوخى نیست! (14)
آنها پیوسته حیله مىکنند، (15)
و من هم در برابر آنها چاره مىکنم! (16)
حال که چنین است کافران را (فقط) اندکى مهلت ده (تا سزاى اعمالشان را ببینند)! (17)
———————————–
دلم خواست این سوره با عشق اینجا تقدیم تون کنم…
براتون از الله یکتا از صـمیـم قلبم بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.
ارادتمند شما فهیمه
سلام فهیمه جانم
قربون دل مهربونت برم که تا حالا چندین بار لطف کردی و برام نقطه آبی هدیه دادی
عزیزم خیلی ممنونم از پاسخ پر مهرت که خدا میدونه چقدر خوشحال شدم، خدا رو صدهزار مرتبه شکر
فهیمه جانم چقدر جالب که منم حالت کمالگرایی دارم ولی خیلی سعی می کنم زیر پام بزارمش
ماشاالله به شما که خودت الگوی موفق و خیلی خوبی برای اعضای سایت هستی، و من هم از شما یاد گرفتم سرعت عمل داشته باشم..
بسیار تشکر می کنم که وقت گذاشتی و برام پاسخ نوشتی
خیلی خیلی ممنون که سوره طارق رو برام نوشتی..
الهی شناور در دریای بیکران معجزات شیرین خداوند باشی
عاشقتم یه عالمه
هر چی بگم باز هم کمه
روی ماهتر از ماهت رو می بوسم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خدای مهربان برات درخواست می کنم
سلام و درودی دوباره به خانم سلیمی عزیز..
دوست دارم تحسینتون کنم.بخاطر اون درون الهی گونتون…
و مادری موفق برای بچه هاش..
واقعا تحسینتون میکنم..
که هر روز بفکر بهتر شدن و بهبودها میباشی…
خانم سلیمی..وقتی اسم عید میاد…انگار دل منو میکننن میبرن..
یادمه بچه که بودیمم.پیک نوروزی رو که بهمون میدادن..
اشکم داره میاد..
یه درخت سرسبزی بود پر از پرنده های زیبا…
و پر از شکوفه های زیبا….
اینقدر این پرستوها روی این درخت و اون فضا زیبا بود…
که دل منو میکندن میبرند اون فضا..
الله اکبر….
خانم سلیمی قبل از عید که میشد..میرفتم زمینهای پشت مدرسمون.کِرمهای نوروزی رو با چوب برمیداشتیم…
گل سفید میچیدییم…
یادمه توی خونه های قدیمی..گلخونه میزاشتن…
گلخونه ما پر از گل بود.یه دَر رنگ قهوه ایی “داشت.دَر رو” باز میکردییم.. پشتش ویوی کوه”بود.پر از سبزه و گل نارنجی و گل شقایق…
بعد فرشامونو که میشتیم…
روی کوه پهن میکردییم..
کوهمون رنگی رنگی میشد..
و یادمه سرتا سر کوهمونو داداشم درخت بید و کُنار نشونده بود…
و بازم یه دَر توی ورودی کوه با همون چوبها نشونده بود..مثل ورودی پردایسمون…
در رو باز میکردی. وارد میشدی…
و پر از گلهای جعفری و پروانه های رنگارنگ….
هوش از سرت میپرید..
بعد آب از حیاطمون کشیده بودییم به بالای کوه…
پای درختا هم آب بود و هم پر از گل.. وگیاه…
یه بهشت واقعی….
چقدر موقع عید همجا پر از نعمت و سرسبزی حال خوب بود…
وقتی گفتی دیدنی عید دخترامون برامون بلیت گرفتم..منو برد به اون موقعها…
چقدر حس عید دیدنی خوبه…مخصوصا وقتیکه توی مسیر درست باشی…چه چیزهایی به انتظارته…
واقعا بهتون تبریک میگم…مخصوصا دیدن عزیزترین “افراد خانواده ات…
خانم سلیمی ممنونم بابت نوشتهای گرمت..
من از همون بچگی…لطف خداوند شامل حالم بود…
چقدر لذت میبردییم از زندگی..من واقعا بچگیای خیلی خوبی رو گذروندم..
و دوران نوجوانی خیلی خوبی داشتم..
و الان که جوان شدم بازم همون ریشه های کودکی و نوجوانی در درونمه..
از خداوند سپاسگزارم که همجوره توی این 37 سال زندگی ام بهم کمک کرد….
و من طعم زندگی رو با تمام وجودم چشیدم…
ممنونم بابت وجودت توی این سایت بهشتی ….و کانال یوتیوب…
سلام به نرگس عزیزم
الهی حال دلت عالی باشه
البته مطمئنم که عالی هست، با شناختی که ازت پیدا کردم
خیلی ممنون که باز هم لطف کردی و برام کامنت گذاشتی
و بر حال و احساس خوبم اضافه کردی
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای وجودت که پر از زیباییه
نرگس جانم خیلی دوسِت دارم
دلم میخواد ساعتها با حرف بزنیم
اما خیلی کار دارم بخصوص برای سفرمون، و الان هم وقت نمازه،
بخاطر همین سخن کوتاه می کنم..
قلب پاک و روشنت رو می بوسم
و بهترینهای دنیا و آخرت رو از درگاه رب الارباب برات درخواست می کنم
سلام
سمیه هستم.
خانم سلیمی بزرگوار
الهی سفرتون پر از اتفاقات خوب باشه
چه دحترای گلی دارید خدا حفظشون کنه
اتفاقا اومدیم شهر طالقان و جه هوای تمیزی داشت اون روز اسمان ابی و صاف سد و رودخ. نه و اب فراوان کلبه های قشنگ پر از فراوانی بود
سلام سمیه جانم
الهی حال دلت عالی باشه
ممنونم از پاسخ پر از مهر و لطفت که از قلب قشنگت بر اومد و بر جانم نشست
درسته عزیزم طالقان واقعاً همه چیزش زیباست، فراوونی آب و هوای تمیز و آسمون آبی آبی و درختهای سربفلک کشیده و انواع درختهای میوه و گل و گیاه و صدای آواز پرنده ها و انواع حیوانات ووو…
و همینطور فراوونی ثروتمندان..
و این هم بنظرم بخاطر سپاسگزار بودن مردمش هست..
از خدای بینهایت مهربون درخواست می کنم همواره و در هر حالی سپاسگزارش باشیم، و قدر نعمتهامونو بدونیم..
باز هم تشکر می کنم از محبتت و بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین برات درخواست می کنم
سلام خاله جون هر وقت کامنت هاتون میخونم یه لبی ناخودآگاه به صورتم مهمان میشه خاله جون کانال یوتیوب تون عالی مشخص شما دارین دنیا و زیبایی های این کائنات دارین نشر میدین و خدا خودش این ویدئوها را سر راه افرادی که در مدار مناسبی هستن قرار میده
بهترین ها در دنیا و آخرت نصیب تون باشه یه عالمه ایموجی قلبی میفرستم براتون
سلام آزاده جانم
الهی خاله فدات شه قربون محبتت که بارها برام نوشتی
الهی شکر برای خودت و همه خوبیهات
الهی صدهزار مرتبه شکر که انسان بسیار موفقی هستی و خیر و خوبی رو در جهانش گسترش میدی
الهی صدهزاران بار شکر برای وجود ارزشمندت تو زندگیم و همه خوشیهایی که با هم داشتیم و داریم الهی شکر الهی شکر
آزی جانم عاشقتم دربست و بی قید و شرط..
الهی زندگیت سرشار از معجزات شیرین و زیبای خداوند باشه
و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی
قلبهای فراوون فراوون فراوون
سلام خاله جون خدا نکنه منم خیلی دوستون دارم و خیلی خوشحال از اینکه یکی از نزدیکانم در این سایت بهشتی هست و موقعی که همو میبینیم چقدر اون حس خوب ازتون میگیرم و برام یه الگوی فوقالعاده این خاله جون دوستون دارم بی نهایت
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز
و سلام به خانم سلیمی بزرگوار
واقعا در کامنت های شما زندگی جریان داره
می تونم تصور کنم پیاده روی شما و اقای زمانی توی کوچه باغهای طالبان
از آب روان و جاری
از شادی
از دوچرخه سواری شما که تکاملی داره بهتر میشه
از صمیم قلب شما و خانواده عزیزتان را تحسین میکنم
خوشحال میشم
از کانال یوتوب شما دیدن کنم
در پناه خداوند باشید
سلام راضیه جانم
خیلی خیلی ممنونم که برام پاسخ گذاشتی
خیلی ممنون از لطف و تحسینت
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که کامنتهام دل بنده های عزیزشو شاد می کنه
خدا رو شکر برای وجودت و و همه ویژگیهای خوبت و نعمتهای زندگیت الهی شکر
عزیز دلم عاشقتم
و سعادتمندی در دنیا و آخرت رو از رب العالمین برات درخواست می کنم
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی وزیبایی و عزتمندانه
سلام استاد جانم و مریم جانم عاشقتونم 😍😍😍
دوست خوبمون علی عزیز گفتند خداوند هدایتشون کردبه شغلی که نیاز داشت رشد کنند و با سایت آشنا شدند و سریال زندگی در بهشت رو دیدند که چقدر خواسته هاشون بیشتر شد استاد جان من عااااااااشقتم که وقتی دیدی علی عزیز میخواد بیشتر فکر کنه تا بتونه بهتر حرف هاش رو بگه اجازه دادی کمی فکر کنه و خودتون صحبت رو ادامه دادید چقدر مهربونید 😍😍😍😘😘و فرمودید که مهمترین هدفتون از ساخت این مستندها الگو دادن به بچه ها بود که چه جورای دیگه ای میشه زندگی کرد چون الگوهای مناسب خواسته های مناسبی رو شکل میده و باور پذیر میکنه که چنین سبکی از زندگی هم هست استاد جانم شما همیشه همین سبک زندگی رو داشتید ولی چه تصمیم فوق العاده ای رو با هدایت خداوند گرفتید که بیایم کمک کنیم به گسترش جهان با این نگاه که جهان داره گسترش پیدا میکنه بیایم این خواسته ها رو در بچه ها ایجاد کنیم شاید اونها این چیزها رو ندیدند این حد از آزادی مالی و زمانی و مکانی رو این حد از روابط عاطفی و عشق بدون وابستگی رو و این حد از سلامتی و معنویت و….. رو ندیدند بیایم الگو بدیم و باور بسازیم که میشود و خواسته ایجاد کنیم تا با تحقق این خواسته ها جهان رو گسترش بدیم
استاد جان حقیقت اینه که من هم فقط همون کارتونهای دوره بچه ای خودم بچه های کوه آلپ و خانواده دکتر ارنست رو دیده بودم و اصلا ندیده بودم و نمیدونستم که میشه سبک دیگه ای زندگی کرد و چه چیزهایی در این جهان هست و میشه بهشت رو در همین دنیا ساخت تا زمانی که مستند زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا رو دیدم با تمام وجودم خواسته در من شکل گرفت که خونه تو برج تمپا رو خونه چوبی روی آب دریاچه همیشه جاری رو اتوبوس آروی با اون حد از امکانات کامل رو و اون روابط عاطفی سرشار از عشق بدون وابستگی و ایمان و توکل و احترام و ازادی رواین آزادی مالی و زمانی و مکانی رو داشته باشم و تو همین دنیا بهشت رو بسازم استاد شما خواسته در من ایجاد کردید و باور پذیر کردید که میشه به همه اینها رسید و الگو هستید برای من که میشه در همه زمینه ها مسائل مالی و روابط عاطفی سلامتی و معنویت همه اینها رو به بهترین شکل خودش داشت به همون نسبت که من باور میکنم و حرکت میکنم تو این مسیر الهی به همون نسبت هم نتایج رو میگیرم و باعث گسترش جهان میشم خدایا شکرت برای بودنم تو این مسیر الهی
علی عزیز گفتند که زمانی که دیدند تو کارشون به مشکل برخوردند و جهان داره نشونه ها رو برای تغییر کردن میاره، تصمیم گرفتند قبل از اینکه اوضاع سخت تر بشه تغییرات رو ایجاد کنند و تو شغلشون که فروشنده بیمه بودند و با فشار مالی روبرو شده بودند و میخواستند که جایگاه شغلی خودشون رو تغییر بدند هدایت شدند که از تمرین اهرم رنج و لذت استفاده کنند که گفتند تونستند تو سه ماه پشت سر هم نماینده برتر بشند و بیشترین فروش رو داشته باشند و موفق باشند
استاد جان گفتید هدفتون تو گفتگو با دوستان عزیز تو کلاب هاوس اینه که قبل از اینکه جهان فشار بیشتری به ما بیاره تا مجبور به تغییر کنه (حالت عالی زندگی اینه که قبل از اینکه اوضاع بد بشه و جهان بخواد با چک و لگد ما رو مجبور به تغییر کنه ما بیایم هر بار بررسی کنیم مسیر زندگیمو ن رو در مورد مسائل مالی و روابط عاطفی سلامتی جسمانی و ارامش و معنویت رو ببینیم چطور بهتر کنیم اوضاع رو ایده ها رو عملی کنیم و امتحان کنیم و از خداوند بپرسیم چطور بهتر کنم وقتی ما تو مسیر هر روز پرسیدن از خداوند و هدایت خواستن برای بهتر شدن و بهبود دائمی باشیم تو هر مسئله ای که الان نیاز به بهبود داره باشیم و دنبال رفع و بهبود نقاط ضعف و قوی کردن نقاط قوت باشیم خیلی خیلی کمتر ما با مسائل ناراحت کننده روبرو میشیم و زندگی ما سرشار از لذت و شادی میشه)
بدترین احساسی که فرکانسهارو خراب میکنه و اتفاقات بدی رو به وجود میاره، احساس گناه و خود سرزنشی و خودسرکوبی فرکانسی رو ایجاد میکنه که واقعا نتایج بدی به وجود میاد بااااید به دنبال رفع این احساس باشیم به نحوی که عملکرد ما تغییر کنه و بهتر بشه مثلا اگر فرصتی بوده که من عمل نکردم یا مهاجرت نکردم نیام خودمو سرزنش کنم و خودخوری کنم بگم حتما خیریتی داشته و خودمو آروم کنم تا فرصتها و موقعیتهای پیش روی خودمو ببینم و با احساس آرامش هدایتها رو دریافت کنم حالا چرا ما خودمونو سرزنش میکنیم ؟چون فکر میکنیم فرصتها و موقعیتها کم هست و اگر من استفاده نکردم دیگه این فرصت رو از دست دادم و دیگه پیش نمیاد به همین دلیل خودمونو سرزنش میکنیم و هی میگیم من به قاون عمل نکردم خدا به من نعمت داد من ناسپاسی کردم و این محتوای نوار ذهنی رو مرتبا تکرار میکنیم در حالی که فرصتها و نعمتها هرروز بیشتر میشه یا اینکه فکر میکنیم اگر اون فرصت رو از دست نمیدادم خیلی نتایج خوبی رو داشت در حالی که خیلی جاها که ما نمی دونیم که اون تصمیم به ظاهراشتباه ما خوب بوده یا نه در واقع ما اونطرف قضیه رو ندیدیم که مطمئن نیستیم که نتیجه خوب میشده یا نه پس خودمونوقضاوت نکنیم و خودمونو سرزنش نکنیم تا احساسمون بد بشه چون قانون اینه احساس بد اتفاقات بد رو رقم میزنه و احساس خوب اتفاقات خوب رو رقم میزنه
استاد جان چقدر شما با خودتون صادق هستید و نقاط قوت و ضعف خودتون رو خیلی خوب می شناسید و بارها تو خیلی از فایلها صادقانه گفتید که تو کدوم زمینه شما خوب عمل میکنید و تو کدوم زمینه زیاد از خودتون راضی نیستید و دارید رو خودتون کار میکنید و گفتید که اصلا خودتون رو به خاطر اشتباهاتون سرزنش نمی کنید و تو این زمینه خوب عمل میکنیدو سعی میکنید خودتونو سرزنش نکنید احساستون رو بد نکنید تا زندگی روی خوشش رو به شما نشون بده . قانونه احساس بد =اتفاقات بد و احساس خوب =اتفاقات خوب رو خیلی عالی و خوب درک کردیدچون این اصله و همه چیز رو با اون میسنجید
استاد جان شما فایل قانون جذب رو از منظر قرآن بررسی کردیدوچقدرررر این فایل رایگان گنجه و چقدرررررر عالی در مورد ریشه حزن در قرآن عالی صحبت کردید و قانون احساس بد =اتفاقات بد و احساس خوب= اتفاقات خوب رو در قرآن پیدا کردید و به درستی این قانون
ایمان داشتیدچرا ؟چون تجربه کرده بودید که هر جا احساستون رو خوب نگه داشتید امیدوار و خوشحال بودید و ارامش داشتید اتفاقات خوب میافتاد و هرجا احساس بدی داشتید اتفاقات بدی رقم میخورد و اومدید این قانون رو تو قرآن پیدا کردید چون مطمئن بودید این کتاب یک کتاب فرکانسی هست حالا اگر دیگران به این قانون فکر نکردند من بهش فکر میکنم و با درک صددرصدی از درست بودن این قانون اومدید و کلمه حزن رو در قرآن جستجو کردید و اون آگاهی های شما در این مورد واقعا سیمانهای ذهنی افراد زیادی رو از بین برد از جمله افراد مذهبی تعجب کردند از جمله خودم و تعجب کردم چرا تا حالا کسی این موضوع رو نگفته بود قانون به این مهمی که اصل هست رو کسی نگفته بود خوف برای ترس از چیزی که در آینده ممکنه اتفاق بیفته و حزن برای گذشته و اشتباهاتی که در گذشته انجام دادیم و غمگین نبودن هست و کلمه حزن بیش از ۳۰ بار در قرآن اومده که در تمام موارد با لای نفی اومده
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
هر که از مسلمانان و یهود و نصاری و صابئان (پیروان حضرت یحیی) که از روی حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکاری پیشه کند، البته آنها از خدا پاداش نیک یابند و هیچ گاه بیمناک و اندوهگین نخواهند بود.
و خداوند در قرآن به مادر موسی میگه غمگین مباش و نترس چون این قانونه بدون تغییر خداوند هست احساس بد اتفاقات بد رو رقم میزنه و احساس خوب اتفاقات خوب رو رقم میزنه
سوره مبارکه القصص آیه ۷
وَأَوحَینا إِلىٰ أُمِّ موسىٰ أَن أَرضِعیهِ ۖ فَإِذا خِفتِ عَلَیهِ فَأَلقیهِ فِی الیَمِّ وَلا تَخافی وَلا تَحزَنی ۖ إِنّا رادّوهُ إِلَیکِ وَجاعِلوهُ مِنَ المُرسَلینَ﴿۷﴾
ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر ده؛ و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را در دریا (ی نیل) بیفکن؛ و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو بازمیگردانیم، و او را از رسولان قرار میدهیم!»
فقط یکبار کلمه حزن بدون لای نفی اومده با ل اومده
إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
همیشه نجوا و راز گفتن از (نفوس شریره) شیطان است که میخواهد مؤمنان را دلتنگ و پریشان خاطر کند در صورتی که هیچ زیان به آنها نمیرساند جز آنکه امر خدا باشد، و مؤمنان باید همیشه بر خدا توکل کنند.
دوست عزیزمون حمید که گفتند مطمئن بودند که امروز با استاد صحبت میکنند و گفتند که از بچگی دنبال این بودند که خدارو بهتر بشناسند و روابطشون رو با خدا بهبود بدند تو مساجد و هیات ها میرفتند و سعی میکردند بهتر خدارو بشناسند که نتونستند و این موضوع رو رها کردند و رفتند دنبال ورزش کوهنوردی و اونجا احساس خوب وبی نظیری داشتند اما تا از کوه میومدند پایین احساسشون تغییر میکرد و آدم دیگه ای میشدند و بعد رفتند دنبال پاراگلایدر سواری که بعد از اون سقوط و اتفاق بد تصمیم گرفتند که زندگیشون رو صددرصد تغییر بدند و کلاس هیپنوتیزم رفتند باز دیدند که اون تغییرات درونی رخ نداد و اینبار از خداوند خواستند که دیگه وقت و زمان رو از دست ندند و زودتر تغییر کنند و داستان زیبای هدایتشون به این سایت که واقعا زیبا و عجیب بود و واقعا احساساتی شدم و اشک ریختم اینکه بعد از ۱۲،۱۳ سال کوه رفتن اولین بار خانمی رو ببینند که ایشون فایلی رو گوش میدادند که اون صدا قلب و روح ایشون رو نوازش داد و از اون خانم پرسیدند ایشون کیه و گفتند استاد عباس منش هستند و اومدند تو سایت و با فایل عزت نفس شروع کردند و الان خیلی از نظر شرایط روحی رشد کردند و هماهنگ شدند با روحشون و گفتند که خدا رو با استاد شناختند😢😢😢😢 خدایاااااا شکرت برای این هدایت زیبا وقتی ما آماده باشیم و محیا باشیم برای تغییر و بهبود خداوند هدایت میکنه از بیییییییی نهایت طریق این قانونه (وقتی خداوند جدیتت را میبیند هدایتش رو آشکارا ارزانیت میکند) اگر ما رو خودمون کار کنیم و عمل کنیم به الهامات که این روند تکاملی هست و هربار بهتر می فهمیم هدایت خداوند رو و وقتی نتیجه بگیریم اونوقت بهتر می فهمیم هدایت چیه و چطوری میتونیم از اون استفاده کنیم اگر احساس میکنیم هدایت نمی شیم یعنی هنوز آماده نیستیم رو خودمون خوب کار نکردیم استاد جانم شما گفتید اگر هدایت رو از زندگی خودم حذف کنم من هیییییچ چیزی ندارم هر چی که من تو زندگیم بهش رسیدم هدایت خداوند بوده این تنها راهی است که ایمان دارم جواب میده اگر برنامه ها رو هدایتی پیش میبرم چون میدونم جز این نیست استاد جان چقدر زیبا خداوند تبلیغ شما رو میکنه چقدر زیبا افرادی که قلبشون آماده دریافت این آگاهی ها هست رو میاره، تو سایت چقدر خداوند آسان کرده شما رو برای آسانی ها شما با عشق و لذت یک قدم بر می دارید و بقیه کارها رو خداوند برای شما انجام میده چه تقسیم کار زیبایی کردید با خداوند چه باورهای خاص و نابی دارید چه ایمانی در عمل دارید 😢😢😢😢الگوی بی بدیل من استاد جان چقدر خدا منو دوست داشت که تو این مسیر الهی با الگوی بی بدیلی چون شما منو آشنا کرد چقدر زیبا هدایتم کرد خدایا شکرت شکرت شکرت
استاد و مریم جانم عاشقتونممممممم ❤❤❤
خدایا عاشقتم که عاشقمی ❤❤❤سودا❤❤
ممنونم سئودا ی عزیز
وقتی برای اولین بار وارد سایت شدم ، میتونم بگم زندگی کردن من شروع شد با ولع فایلهای دانلودی رو گوش میدادم و هی تو درونم میگفتم من این خدا رو میخام این خدایی که استاد میگه ، من خدایی رو میخام که شاد باشم بخندم، با دل شاد ازش بخام، نه با غم و گریه، من خدایی میخام که اوج بگیرم رشد کنم پیشرفت کنم، سپاسگزار خداوندم بخاطر استادم، من حرف زدن رو یاد گرفتم زندگی کردن رو یاد گرفتم ، از خداوند میخام رشد مالی هم داشته باشم چون خدا ثروتمندارو دوست داره ، آدمای فقیر بدرد خدا نمیخورن، و من در حال حاضر جزو ثروتمندترین آدما هستم بخاطر وجود استادم ، بخاطر آگاهی های خالصشون ، و از خداوند میخام که بتونم به این آگاهی ها عمل کنم، یه نشونه که من تغییر کردم اینه که قبل این یه آب پرتغال براخودم جرات نمیکردم بخرم، ولی الان برای پیشرفتم اینهمه محصول از استاد عشقم خریدم بهترین و شیرینترین هزینه عمرم هستش ، و من سپاسگزار استادمم که هر روز صحبتهاش برام شیرین و شیرینتر میشه، خدایا ممنونم
سلام سودا جااانم
چقدر لذت بردم از کامنت پراز محتوا و پر از دقت و حوصله تون
افرین به این همه نکته سنجی
توی این سایت و کنار این خانواده
هر لحظه فقط آگاهی ناب و الهیی که داره ردو بدل میشه
هر لحظه باز شدن چشم هست به سمت اگاهی ها
هدایت شدنه به سمت رشد و ترقی
ممنونم ازنکات ظریفی که به زیبایی اشاره کردی
ماندن درحال خوب
متعهد بودن به آموزه ها
اعتماد وایمان به خدا
.
.
خدایاشکرت که هرروز دست مرا میگیری و به سمت این اگاهی ها هدایت میکنی
.
قدردان استاد عزیزمون هستم که
لحظه به لحظه با انتشار اگاهی جهان رو توسعه میدن
.
و سپاسگزارم سودا جان
از این انتشار حال خوب
و این قلم دقیق و عمیقت
.
.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ(6٩ مائده)
آنها که ایمان آوردهاند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین خواهند شد.
=====================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم ،سلام به استاد شایسته جانم،سلام به دوستان توحیدی و بچه های متعهد به در آغوش گرفتن تغییر و دائم به صلات …
به قول بابا طاهر:
خوشا آنانکه الله یارشان بی
که حمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنان که دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی
گام ١6: خاموش کردن نوار خودسرزنشی: چگونه بارها کردن حس گناه، زندگیمان را متحول کنیم؟
١.شکستن سقف آرزو ها با دیدن الگو ها:
جدیدا معتاد دیدن پرواز های فرست کلس توی جهان شدم،واقعا خداروصدهزار مرتبه شکر برای انسان های موفق و ثروتمندی که با ثروتشون باعث گسترش جهان میشن و میتونند با تجربه کردن این نوع پرواز ها،هم به جهان خدمت کنند هم با ویدئو هایی که میگیرند مرز های محدودیت های ذهنی رو برای بقیه جا به جا کنند…
خداوکیلی یعنی چی که وسط هواپیما اتاق هتلی زدن،با تخت و تلویزیون و انواع و اقسام سرگرمی ها ؟!:)یعنی کی فکرش رو میکرد جهان انقدر پیشرفت میکنه ؟!
اینجور مواقع،همیشه یاد پیکان بابا بزرگم تو دهه ٧٠ میفتم که تازه اولین نفری بود که توی فامیل ماشین دار شد و دیگه پیکانش خیلی شاخ بود:) هیچ وقت یادم نمیره چندین نفر توی ماشین مینشستیم!!!صندلی جلو که جای دونفر بود :)یکی قشنگ روی ترمز دستی ماشین نشسته بود :) داداشم امیر محمد میرفت اون قسمت پشت ماشین کنار شیشه دراز میکشید:)ولی تصویری که همیشه وقتی یادش میفتم کنترل خنده هام ازدستم خارج میشه اونجایی بود که یادم میاد یک بار عمو کوچیکه م کنار راننده نشسته بود :))))
واااای :)))) چرا آخه:))))یعنی چی:))))
تازه مثلا پدربزرگم پولدار فامیل بود،بقیه همینم نداشتن:/
الان چی؟!پرواز فرست کلس،با سرو خاویار ،بعد بهت لباس خونگی میدن تو پرواز راحت بپوشی:) خواستی برو دوش بگیر :) خواستی برو کافه :) خواستی در رو قفل کن کسی مزاحم نشه،خواستی دکمه رو بزن هرچی دلت میخواد برات بیارن :)
بابابزرگم قشنگم،روحت شاد …نیستی ببینی چه خبر شده:)ولی من دارم جات حسابی نگاه میکنم،انشالله به زودی تجربه ش هم خواهم کرد …
چونکه خداجون گفته :وَلَسَوْفَ یَرْضَىٰ…
٢.درس تغییر: اجازه ندهید جهان با چک و لگد شما را بیدار کند!
تلاشمو دارم میکنم،خیلی وقت ها ازونور خر میفتم،به جای اینکه اولویت رو لذت بردن از زندگی بزارم،همه ش دنبال اینم که چه کار کنم همه چیز بهتر شه؟!بهبود هامو نمیبینم ،موفقیت هامو نمیبینم ،محض رضای خدا یک بار نشستم مثل یک دوست خوب برای خودم دست بزنم …
عملا اون چیزی که من نیاز دارم تغییرش بدم و اصلاحش کنم دیدن ویژگی های مثبت،توانایی ها و نقاط قوت و کارهایی که تا الان کردمه…
من باید احساس لیاقت ،عزت نفس و احساس خود ارزشمندیم رو بهبود بدم تا جهان چک و لگد نزده…
اتفاقا امروز هم نشانه م ساختن عزت نفس در عمل بود !
٣.چگونه خود سرزنشی فرصت ها را میکشد:
در سال اول دانشجوییم خیلی توی اجرای این اصل خوب بودم،بیشتر ازینکه دنبال این باشم که چی کار باید بکنم ،پیگیر این بودم که چطور احساس خوب بیشتری داشته باشم و بعد اون بیرون به بی نهایت طریق تغییر میکرد …
ولی آرام آرام این روند برعکس شد.
بیشتر ازینکه تلاش کنم با تغییر زاویه ی ذهنم به اوضاع،احساس بهتری داشته باشم،دنبال تغییر اوضاع بودم تا به احساس بهتری برسم.
درنتیجه سرعت رخ دادن اتفاقات فوق العاده هم به همون نسبت کم شد!همینو اگر من به این ذهن منطقی بفهمونم بازی رو بردم!
خب حقیقت اینکه،چون توی این مسیری که اومدم یکسری چالش ها رو از سر گذروندم، یک چندتایی مسیر اشتباه عصبی توی ذهنم شکل گرفته که بعد از دوره ی هم جهت با جریان خداوند در حال ترمیم و درمانه…و انشالله به زودی کلا مسیر های جدید احداث میگردد…
والسلام علیکم و رحمه اله و برکاته…
خدایا شکرت .
خدایا شکرت که امروز صبح زود بیدار شدم.
خدایا شکرت که امروز به جلسه ٨،٩ عزت نفس گوش دادم.
خدایا شکرت که امروز به توحید عملی ١،توحید عملی ١٠ و چگونه قلبمان به سمت خداوند باز میشود گوش دادم.
خدایا شکرت که امروز یک کامنت برای توحید عملی ،یک پاسخ برای دوستام و یک تمرین برای گام ١6 نوشتم.
خدایا شکرت که امروز کلی پرواز فرست کلس تو یوتیوب دیدم و باور فراوانیم تقویت شد.
خدایا شکرت که امروز در زمان درست تایم اوت گرفتم و خیلی سریع جلوی بارش افکار منفی گرفته شد.
خدایا شکرت که امروز قهوه ی تازه خوردم ،اونم توی هوای مه گرفته ی صبحگاهی …
خدایا شکرت که امروز فیلم پسر آینده م رو برای خاله ی راه دورش فرستادم :)
خدایا شکرت که از جاهای عجیب و غریب یک جوری باهم حرف میزنی که دلم میخواد از خوشحالی فریااااد بزنم.
خدایا شکرت که هرچی که میخوام برام فراهمه و این آرامش مالی خیلی از دغدغه هارو کم کرده …
خدایا شکرت که انقدر به باغ زیتون مامان اینا برکت دادی که هرچقدر میچینند تموم نمیشه …
خدایا شکرت که بابام میخواد با نیلا نیکا خداحافظی کنه میگه بوس بوس :) الله اکبر این همه جلال،الله اکبر این همه شکوه …خدایا تو با پدر من چه هااا که نکردی :))))
خدایا شکرت که تو کله گنده ترین،قدرتمند ترین،کارسازترین،قدرتمند ترین نیروی جهانی…
خدایا شکرت که با اینکه نمیبینمت،مثل چشام بهت اعتماد دارم.
خدایا شکرت که تو تنها رئیس زندگی منی،تنها از تو حساب میبرم،تنها به دنبال رضایت توام و تا تو من رو هدایت نکنی،قدم از قدم برنمیدارم…
خدایا تو جان منی و عزیزتر از جانم
من خودم و تمام زندگیم رو در پناه تو میسپارم و خیالم راحته که تو بهترین پناهگاه جهانی …
وَاتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتَابِ رَبِّکَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا(27 کهف)
و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، بخوان. برای کلماتش تبدیل کننده ای نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهی نخواهی یافت.
در پناه نور میسپارمتون و اللهیارتون باشه همیشه.
سلام آبجی عزیزم
سعیده خانم گل گلاب
که همه ما رو با دستنوشتهاش عاشق اون روح پاکش کرده
بابا ای ول به خدا این خاطراتت منو یاد موتور بابام انداخت
منشستیم 4نفره ومیرفتیم مهمانی
تازه یه ترک هم میزاشت عقب موتور تا بیشتر جامون بشه
خخخخخخخ
گل گفتی عشقم
اینجور مواقع،همیشه یاد پیکان بابا بزرگم تو دهه ٧٠ میفتم که تازه اولین نفری بود که توی فامیل ماشین دار شد و دیگه پیکانش خیلی شاخ بود:) هیچ وقت یادم نمیره چندین نفر توی ماشین مینشستیم!!!صندلی جلو که جای دونفر بود :)یکی قشنگ روی ترمز دستی ماشین نشسته بود :) داداشم امیر محمد میرفت اون قسمت پشت ماشین کنار شیشه دراز میکشید:)ولی تصویری که همیشه وقتی یادش میفتم کنترل خنده هام ازدستم خارج میشه اونجایی بود که یادم میاد یک بار عمو کوچیکه م کنار راننده نشسته بود :))))
واااای :)))) چرا آخه:))))یعنی چی:))))
انشاالله این تجربه نصیب منم بشه
آفرین تحسینت میکنم تجربه قشنگی کردی تو هواپیماه با این همه بند بیات
الان چی؟!پرواز فرست کلس،با سرو خاویار ،بعد بهت لباس خونگی میدن تو پرواز راحت بپوشی:) خواستی برو دوش بگیر :) خواستی برو کافه :) خواستی در رو قفل کن کسی مزاحم نشه،خواستی دکمه رو بزن هرچی دلت میخواد برات بیارن :)
آبجی جونم
درمورد توحید عملی اینجا توضیع دادین منم میخاستم تهیش کنم ولی ادمین استاد گفتن از روی سایت برداشته شده وبجاش هم جهت در مسیر خداوند قرار گرفته
خدایا شکرت که امروز به توحید عملی ١،توحید عملی ١٠ و چگونه قلبمان به سمت خداوند باز میشود گوش دادم.
شما چند وقت دوره رو خریدین سعیده جان
ای جانم چقدر فراوانی
خدایا شکرت که انقدر به باغ زیتون مامان اینا برکت دادی که هرچقدر میچینند تموم نمیشه …
خیلی لذت میبرم ازاین همه موفقعیتهای دوستان عزیزم
خیلی لذت بردم دوست عزیزم
دلنوشتهات از یه جنسی بود که آرامش دلها و قلبها بود
موفق باشی
دوستت دارت آبجی اعظمی
سلام دوست عزیزم
سپاسگزارم برای کامنت رو پر از مهری که برام نوشتی،تحسین شما تجلی زیبایی های درونتونه،برای همه ی مهربونی هاتون ازتونسپاسگزارم.
عزیزم اون فایل هایی که گفتم توقسمت بالای صفحه ی سایت دانلود ها(هدیه) به اسم اجرای توحید در عمل هست وشما میتونید بدون پرداخت هیچ هزینه ای ازین فایل های پربرکت استفاده کنید.
دوستون دارم و درپناه نور میسپارمتون،الله یارتون باشه همیشه.
سلام سعیده عزیزم..
ای کسیکه با نورش در سایت آتش درونم رو توی ساعت 3..خورده ایی از شب رو خاموش کردی…
و من نفس زنان و با کمبود اکسیژن از خواب بلند شدم..
دیدم تمام بدنم از گرما میسوزه..رفتم بیرون..دیدم ستاره ها زیباییاشونو بهم نشون میدن..
ماه هم زیبا بالای سرمه وسط گرزهای نخل خودشو بهم نشون میده…
تصویر ماه کامل و گرزهای نخل خیلی زیباست…انشالله قسمتتت بشه…
ولی نفس من بند بود…و یکم آب سر صورتم زدم اومدم سراغ درس جدیدم از طرف خداوند..الان یه نیم ساعتیه محو نوشتهات شدم..
.
الله اکبر…توی مسیر درست…رشته های عصبی ذهن همه ماها،” توی یه مدار احساس میکنم میچرخه…
دقیقا همون ذهنیتی که ذهن میچرخه که تورو از احساس خوب بازداره…
سعیده گفته هات عین آب روی آتش بود….
منم اینبر خر افتادم…
فقط خر من خون گرمسیری داره.
شما هم خرتون شمالیه…خخخ
خداوند را سپاسگزارم..که داره به عین واقعیت بهم میگه…
دختر تو اینهمه داری روی خودت کار میکنی…بازم بفکر اینی چجور از این بهتر..داری خودتو وارد احساس بد میکنی…این صحبتتت منو قفل کرد.
(سال اول دانشجوییم خیلی توی اجرای این اصل خوب بودم،بیشتر ازینکه دنبال این باشم که چی کار باید بکنم ،پیگیر این بودم که چطور احساس خوب بیشتری داشته باشم و بعد اون بیرون به بی نهایت طریق تغییر میکرد …
ولی آرام آرام این روند برعکس شد.
بیشتر ازینکه تلاش کنم با تغییر زاویه ی ذهنم به اوضاع،احساس بهتری داشته باشم،دنبال تغییر اوضاع بودم تا به احساس بهتری برسم.
درنتیجه سرعت رخ دادن اتفاقات فوق العاده هم به همون نسبت کم شد!همینو اگر من به این ذهن منطقی بفهمونم بازی رو بردم!)
بقول زبون محلی ما…
هَمِییی خوودِش هِسه…
جیگرومه خین کرده بی…
فقط میشینه یِچِیلی پِیدوُ کُنه”وراجی کنه…
ما با چَش کنیم سعیده والا…
دیروز تا حالا همش ازوم میگوُ…از خُدا بگُوووو چطوری از این بهتر..
همش تو فکر..تعققیر اوضاع هِسوُم….
ای جونور زِن زشت….
یعنی ای جانور زشت و کثیف
بخدا سعیده جان…نمیدونم چطور سپاسگزار خداوند باشم..که از طریق شما هدایتم کرد تا گفتهای الهیتون و دقیقا نقطعه مشترکمونو بهم گوشزد کنه…
خداوند را سپاسگزارم که هدایتم کرد که در مسیر خودش باشم..
واقعا لطف خداوند اینقدر زیاده که بعضی وقتا میگم….
خدایا دمت گرممممم
بابا تو داری رشتهای عصبیمونو از باورهای گذشتگانمون از بیین میبری…
الله اکبر ..قبلش هدایت شدم به سوره ناس…
بخدا همون پناه اوردن به زبان مردم…و.در ادامه…
خدایا پناه میبرم از این نفسی که هر بار خودشو توی هر کتگوری قرار میده..
یوقتایی یه جفتکای جدیدم میندازه…ولی خداوند چون از رگ گردن بهمون نزدیکه..فورا دلیل جفتک رو به هر طریقی بهمون نشون میده..
هر جا احساس میکنم..این قانون ساده احساس خوب..رو میتونم مدیریت کنم.اون لحظه یه اتفاقی میفته..که من اونجا به این درک میرسم چقدر بهش متاهدام…
الله اکبر از بزرگی خداوند…که خودش همه چیزه…فقط ما باید ازش بخاطر این مسیرمون و کار کردن روی ذهنمون…بهمون کمک کنه…
دوست عزیزم..سعیده عزیز…یچیزی بگم…چند ماهه من دارم روی مدار سلامتی کار میکنم.تا انشالله لطف خدا شامل حالم بشه…
از موقعه ایی که لطفش شامل حالم شده…
قیمت..بر فرض یه دوره چندین میلیون تومنه..من با دیدم به هزار تومن میبینمش..
میدونی چرا!؟
چون برای خرید دوره ها با وجود اینکه مولشم توی حسابم بود..اجازه خرید بهم نمیداد..
و اینقدر راحت رزقش وارد زندگیم شد…که هیچی رو بر اساس ذهنیتهای گذشته ام نمیبینم..
سپاسگزارشم..که تضاد ناسلامتی بهم میده..تا من وقتی به این خاسته رسیدم متاهدانه روش کار کنم..
روی خودم کار کردم بخاطر پیاده رویام..نزدیک به 2 کیلو خورده ایی کم کردم..
سعیده یجوری شدم که معده ام از غذای زیاد بهم میریزه….
به لطفش متاهد روی نخوردن شیرینی جات صنعتی.نوشابه و اینچیزا…
و دارم خودمو آماده این قانون بدون تعقییرش؟میکنم مخصوصا نتایجی که دوستان گرفتن.عطشمو بیشتر کرده…
سعیده منم مثل تو کف پام..انگار بقول خودمونی..خار کُنار هسه..
خار درخت کُنار بخاطر ضخامتش برای پاشنه پا لقب داده شده..
دقیقا کف پای منم همینجوره.هر چیم کِرم بهش میزنم فایده نداره..پوست بدنم مثل لوته..و چند تا مشکل دیگه.
منم از خداوند سپاسگزارم که داره نتایج عالی رو وارد زندگیم میکنه..
منم بخودم قول میدم..روی خر جنوبییم بشینم…و نیفتم..فقط با کنترل ذهن به احساس خوب بیفتم..و جلوی خودمو سعی کنم بگیرم..با نگرشی که نوشتی…
دوستتتدارم..اول صبحه…صحبتام گل کرده…خدا دونه تا شُووو میخا چه سرمون بیا…
میگووون سالی که نکوست از بهارش پیداست…
دوغی که ترش هست از تغارش پیداست ….
یچیزی بگم..اونشب محلمون عروسی بود..
یه شعر میخوند…
زن سی چنوم بی دِی پشیمونوم..
دی تش گرفته سقف که کهدونوم
همش تو گوشیمه صدای لیکَش.
خونمه خراب کرد آخه گت تیکش..
از بس که هار زن فراشبندی
انگار که زهر تیکی تو دهنی
(آهنگ محلی شهرمونه)
نمیدونم میتونی بخونیش یانه..
مو ریش کِراش داروم خاطره باش داروم..
ههه
دوستتدارم سعیده عزیز..
پیام خانم سلیمی اول صبحی بهم رسید توی یوتیوب…
فعلا ….
سلام ودرودبه شما دوست عزیز.چقدرکامنت زیبایی چقدراگاهی چقدربازشدن قلبها توش بود .روزمون قشنگ شد روزمون به خیر شدبا خوندن کامنت زیبا که چقدر خوب نوشتین مثل ابی بودرواتیش که نترس وغمگین مباش واروم باش که خداداره پشت پرده کارها رو برات درست میکنه .چقدر زیبا بود سپاسگزاریتون از خداوند از شما سپاسگزارم بخاطر این وقتی که گذاشتین این کامنت زیبا رو نوشتین وکلی بما درس دادین که جهان هر لحظه درحال گسترشه وجهان پرازفراوانی هست ونترسین وغمگین نباشین که خداوعده رزق بغیرالحساب بشما داده .ازشما ممنونم دوست عزیز انشالا که در پناه خدا شاد وثروتمند باشید
سلام سعیده جانم امیدوارم خوب باشی درپناه پروردگارم
نمیدونی چقد خوندن حرفاتو دوسدارم
نمیدونی چقد تحسینت میکنم
توعالی هستی
خواهرعزیزم ازخداخواستم ایمانی که به توداده به منم بده
قوی باشم
خیای وقته کامنت ننوشتم اما الان انگار خودبه خودیکی منو میکشونه که بنویسم ومنم میگم چشم
این روزا سرشارازعشق خداوندم
دارم عاشقش میشم
چقد عشق خدا قشنگه
دلم میخواد براش بنویسم دلم میخواد فقططط ازخدابشنوم
سعیدجونم امشب ازخدایه چیزی میخوام وبراتوهم مینویسم عشقم
ازش میخوام پیاممو بخونی وبازم برام حرف بزنی که من لذت ببرم
ایمان دارم به خدایی که آرامش نداشتم وبهم داد
روابط خوب نداشتم والان عاشق همه هستم وعاشقمن
سلامتی نداشتم ودارم
شکرگذارنبودم وتاحدی الان هستم
ازداشته های بقیه خوشحال نمیشدم اماالان خوشحالم براشون
خواهرم به خدامیسپارمت
الهی خوشی وخوبی ازآسمون برات بباره
به نام الله یکتا
سلام بر استاد شیرین تر از عسلم
سلام بر همه بچه های نازنین این گلستان الهی
نشد پای این تایپک گفتگوی استاد با دوستان بشینم
و بتونم جلوی اشکام و احساساتی شدنم رو بگیرم …
نشد این گفتگوها رو بشنوم و بتونم جلوی انگشتانم رو برای ننوشتن بگیرم …
به هوش بودم که سر عشق بپوشم
میسرم نشد بر سر دیگ و نجوشم
واقعا خیلی سخته …
صدای حمید و حمیدهای نازنین رو بشنوی و منقلب نشی و نجوشی و بتونی احساساتی نشی
وقتی حمید شروع کرد به صحبت کردن
و گفت استاد من از کودکی دنبال این بودم که خدا رو پیدا کنم
همین یک جملش منو برد تو یه احساس خاصی
از همون لحظه یه حال عجیبی شدم و هر چه بیشتر حرف زد
این حس و حال بیشتر و بیشتر شد
و یاد کودکی خودم افتادم و چقدر حرف هایی که زد و مسیرش و اون سرگشتگی
من و یاد خودم انداخت
تو اون دوران سرگشتگی و حیرانی
که مثل حمید عزیز
تو کوه و جنگل و و مسجد و میخانه و بازار ….
دنبال خدا میگشتم
و این شعر رو با خودم از عطار زمزمه میکردم
که اولین بار با صدای آسمانی استاد شجریان عزیز دلم با نوای الهی کمانچه کیهان کلهر عزیزم شنیده بودم
ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است
بجوئید ای عزیزان کین کدام است
به میخانه امامی مست خفته است
نمیدانم که آن بت را چه نام است
مرا کعبه خرابات است امروز
حریفم قاضی و ساقی امام است
برو عطار کو خود میشناسد
که سرور کیست سرگردان کدام است
استاد عزیزم
من
اون راه میان مسجد و میخانه
اون امام مستی که در مسجد خوابیده
اون رو پیدا کردم بالاخره ……..
و اون شمایید
عزیز دل من
رفیق من
ابراهیم من
امام مست من
امامی مست از باده های ناب الهی
مست از توحید
مست از یکتاپرستی
مست از خودشناسی
اون گوهر وجودتون و اون الله درونتون رو شناختید
و از نور اون شناخت و آگاهی همه ماهارو مست کردید
استاد همیشه فکر میکردم واقعا اون راه میان مسجد و میخانه کدام است ؟
من قبل از آشنایی با قانون
همیشه شکر میکردم که فارسی زبانم
اصلا نمیدونستم این شکر برای من چه خیراتی داره
ولی وقتی
عطار
مولانا
حافظ
سعدی
سهراب
و ….
میخوندم
میگفتم خدایا شکرت که من میتونم زیبایی این شعر ها رو بفهمم و بخونمشون
و همیشه منقلب میشدم با زمزمه این اشعار
خیلی وقتا تو جاها و اتفاقاتی که همه اشک میریختن و طبیعی بود گریه کردن
من خیلی اشکم نمیومد
ولی از کودکی و نوجوانی وقتی این شعرها رو میخوندم
یه احساس خیلی عجیب
یه حس خیلی خاص و ناب و غیر قابل توصیف وجودم رو میگرفت ..
و حالا با آشنایی با شما تازه دارم می فهمم
حافظ و سعدی و عطار و سهراب و ..
همشون یه چیز میگفتن و یه قانون رو به زبان شعر به تصویر میکشیدن
واسه همینم بود من با خوندن اشعارشون به به حس ناب مشترک میرسیدم
امروز فرموید بچه ها این یک اصله
احساس خوب = اتفاقات خوب
و سریع تو ذهنم وقتی که داشتید این حرف رو میزدی این شعرها مرور شد
حضرت حافظ :
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
و همچنین
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم بنیادش براندازیم
و همچنین
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
عاقبت یکسان نباشد حال دوران غم مخور
و بعد یا مولانای جان افتادم
شنیده بودم مولانا وقتی شعر میگفته
دور یک چوب انقدر میچرخیده و میرقصیده و شادی میکرده که دستش حالت انحنای اون چوب رو به مرور به خودش گرفته
و این شعرها از مولانای جان تو ذهنم شروع کرد به جاری شدن
مرا عهدی است با شادی که شادی جان من باشد …..
مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان
که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد
اگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستم
وگر من دست خود خستم همو درمان من باشد
چه زهره دارد اندیشه که گرد شهر من گردد
کی قصد ملک من دارد چو او خاقان من باشد
نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش
بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد
بدرم زهره زهره خراشم ماه را چهره
برم از آسمان مهره چو او کیوان من باشد
بدرم جبه مه را بریزم ساغر شه را
وگر خواهند تاوانم همو تاوان من باشد
چراغ چرخ گردونم چو اجری خوار خورشیدم
امیر گوی و چوگانم چو دل میدان من باشد
منم مصر و شکرخانه چو یوسف در برم گیرم
چه جویم ملک کنعان را چو او کنعان من باشد
زهی حاضر زهی ناظر زهی حافظ زهی ناصر
زهی الزام هر منکر چو او برهان من باشد
یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت
بپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد
سر ما هست و من مجنون مجنبانید زنجیرم
مرا هر دم سر مه شد چو مه بر خوان من باشد
سخن بخش زبان من چو باشد شمس تبریزی
تو خامش تا زبانها خود چو دل جنبان من باش……
آره استاد عزیزم همشون این شادی رو فریاد میزدن تو اشعارشون اونم تو چه زمانی ….
از استاد الهی قمشه ای عزیز شنیدم چند سال پیش
که میگفتن
حافظ کارخانه تولید شادی بوده در عصر خودش
میگفتن زمان حضرت حافظ به ظاهر جز بدترین دوران تاریخ ایران بوده از هر لحاظ
ولی حافظ تو دل اون داستان ها
اون تلخی های ظاهری رو میدیده
ولی شادی و عشق رو از وجود نازنیشن به جهان ساطع میکرده
و میسروده :
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد….
وقتی با یک دید واید و وسیع به شعرهای همه این عزیزان نگاه میکنم
همشون همین حرف شمارو فریاد میزنند
احساس خوب ….
حال خوش …..
حالا هر کدوم به شیوه وز بان خودشون ….
استاد عزیزم شما برای من یه نخ تسبیه شدید و همه این آگاهی هایی که از کودکی در من بوجود اومده بود
بهم وصلشون کردید و یک وحدتی در من بوجود آوردید
همه چیزهایی که از کودکی احساس میکردم درسته ولی دلیل و توضیحی براشون نداشتم …
وقتی حمید عزیز گفت من از کودکی دنبال خدا بودم
وقتی گفت چطور خدا باهاش بازی کرده و کم کم هدایتش کرده تا پشت سر اون خانومی که صدای شما از موبایلش تو کوله پشتی پخش میشده
وقتی گفت استاد من با شما خدا را پیدا کردم و از شدت اشک دیگه نتونست ادامه بده
آتشی زد بر وجودم و منو یاد خودم و اتفاقات زندگیم
و هدایت الله انداخت
که وقتی شاگرد حاضر باشه استاد خودش از راه میرسه
و شما اومدیم تو زندگی تک تک ماها
حالا هر کسی به یک روشی
چون ما خواستیم
چون ما تشنه این آگاهی ها بودیم
چون ما منتظر شما بودیم
چون ما عاشق شما بودیم
چون قانون الله هست
هدایت کردن به سمت خودش
البته برای کسی که خودش بخواد …
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد …..
شاید توضیحش برای کسایی که تو این باغ الهی نیستن سخت باشه
و فکر کنن ما دیوانه ایم
آره ققط یه دیوانه میتونه مثل دیروز من همین قسمت سوم تایپک گفتگوی با دوستان در مورد هدایت رو
نان استاپ بالای ۱۰ بار گوش کنه تو یه روز و بازم دوست داشته باشه بشنوه و عین ۱۰ بار
هر بار یه چیز جدیدی از یه فایل نیم ساعته یاد بگیره …..
فقط میتونم بگم خدایا شکرت
خدایا شکرت که تو این باغ الهی هستم
خدایا شکرت که از اون سرگشتگی و حیرانی منو هدایت کردی به این باغ زیبا
استاد عزیز و نازنینم خیلی خیلی سپاسگزارم برای این همه سخاوت وجودتون
با این همه فایل و زندگی در بهشت و …
باز یه چیز جدید و یه بخش جدید رو تو سایت اضافه کردید
و به خدا با هر جلسش آتش میزنید بر وجود ما …
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما
ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما
استاد شما آتش زدید در عود الهی وجود ما
چه تشبیه قشنگی کرده حضرت مولانا
که وجود الهی همه ما مثل یک عوده
درسته که عود خیلی خوش بو هست
ولی تا آتش نگیره
بویی ازش به مشام نمیرسه
و شما استاد نازنینم و مریم بانوی عزیزم با جاری کردن این آگاهی ها و درست کردن این فایل ها
چه محصولات و چه دانلودی ها و چه زندگی در بهشت ……
هر روز آتش میزنید در عود وجود ما
تا بوی خوشش هم به مشام خودمون برسه
و هم جهانی از بوی خوشش مست بشه …
استاد نازنینم
شمس من
رفیق لحظه لحظه های بی نظیر این روزهای زندگی من
عاشقتم و برای همه چیز سپاسگزارم و سپاسگزارم و سپاسگزارم
حمید نازنین ممنون ازت که با اون لحن الهی و کلماتی که جاری کردی که برآمده از اون وجود الهی نازنین و خداجوت بود
سبب شدی که این کلمات بر وجودم جاری بشه و من بنویسمشون
حمید عزیز این پیدا کردن خدا در وجودمون
این احساس ناب توحیدی
حالا هر کدوممون به قدر ظرفمون و مدارمون …
فکر میکنم حس مشترک همه دوستان الهی تو این گلستان الهی باشه
و این حس زیبای اتصال
از هر خونه و ماشین و رابطه ای بالاتر ه به نظر من
و البته که این حس اتصال و متصل بودن و احساس خوش
نتیجه طبیعیش باعث ورود
همه نعمت های ظاهر و باطن
مادی و غیر مادی
تو زندگیمون میشه
و زندگی در بهشت رو تو همین دنیا
تو همین کره خاکی
میتونیم لمسش کنیم و احساسش کنیم
تا انشالله در جهانی دیگر و فرکانس دیگر هم
بتونیم این مسیر الهی زیبا رو ادامه بدیم
خدایا
پرودگارا
خدای زیبا و مهربان من
کمک کن …
کمکمون کن
تو این حال خوش مستی از باده های نابت
بمونیم و احساسمون رو خوب نگه داریم
و از این احساس بودن در لحظه
.و این نعمت وجود
لذذذذذذذذت ببریم …
خدایا به استاد عزیز نازنینم طول عمری همراه با سلامتی و زیبایی
و دریایی از نعمت ها عطا کن
تا هموراه از اون نور الهی وجودش مست و سرخوش باشیم
الهی آمین
خدیا شکرت برای شنیدن و نوشتن برای این فایل الهی ….
خدایا عاشقتم ….
سلام دوست عزیز و همراه فوق العاده ام
تو بینظیری ..
تو فوق العاده ای…
تو قلمت نافذ و کلامت که کلام خداوند است تاثیر گذار..
ممنونم که به ندای قلبت گوش میدی و روح ما را با این کلمات زیبا و دلنشینت ، جلا میدی..
ممنون و سپاسگزارم از بودنت..
سلام و درود بر شما برادر عزیزم
آقا مجتبی عزیز
سپاسگزارم از لطف و محبت شما
شما بی نظیری خودتون رو در من میبینید برادر عزیزم
و سپاسگزارم برای پیام محبت آمیز شما
و ممنونم برای توجهتون به نوشته من
شاد و سلامت و ثروتمند در پناه الله یکتا باشید
سلام به شما دوست هم فرکانسی عزیز
پرسیلا هستم ،چققققدر از خوندن کامنت زیبا و الهی و عارفانه ی شما حظ کردم ،براستی که میشد رد پای هدایت در نوشتن رو در نوشته های زیبای شما دید. خیلی خیلی انتخاب اشعار زیبا و اون حس و حال الهیتون ،بینظیر بود
همیشه کامنتهای زیبای شما رو چندین و چند بار میخونم
ولی با این کامنت و دلنوشته اشک ،امون خوندنم نمیداد ،همینطور با صحبتهای حمید عزیز
همین جا همه ی احترام و سپاس خودم رو تقدیم شما میکنم
و از استاد عزیزم که واقعا استادی الهی است بینهایت سپاسگزارم که با عمل به الهاماتشون و ضبط این فایلهای ارزشمند ،این چنین به درک ما از قانون کمک میکنند ،استاد عزیز براتون طول عمر با عزت و سربلندی آرزو میکنم
سلام بر پرسیلا عزیز
خیلی خوشحالم و باعث افتخار من هست
که عزیزانی مثل شما کامنت های من رو میخونن
و خیلی خیلی بهم انرژی میده نوشتن در این سایت الهی
با وجود محبت های بی نظیر همه شما گل های این گلستان الهی
خداروشکر میکنم برای بودن و نفس کشیدن در این باغ رویایی
شاد و سلامت و ثروتمند در پناه الله یکتا باشید
تموم شدمم تموم شدم تموم😭😭 چقدر چقدر من عاشق این عشق نابتونمم اخ اونقدر عمیقه اونقدر خالصه اونقدر زلاله که تنهااا تنهاااا میتونی سکوت کنی و غرقش بشییی و اشک مهمان چشمان زیبای تو شود
خدای منن خدای منننن الهی من قربونتون برمم اقا امین نازنینمون چقدر پرازعشقیننن چقدر چقدر پرازخدایین
اخ یعنی چقدر زیبا نوشتی جقدر چقدر با تمام وجودمممم چقدر با تمام روحمم این اتصال نابتون این عشق بینهایتتون رو چقدر بینهایت تحسینتتون میکنمم چقدر عاشققق این عشقمممم چقدرعاشق این عشقم چقدر میخوام غرق ترین بشم دراین عشق نابش چقدر زیبا گفتی الهی من قربون استاد نازنینمون بشمم چقدر زیبا حمید عزیزمم از زبان ما سخن گفت جقدر زیبا گفت چقدر با تمام وجودم تحسسنتتون میکنم چقدر ستایش میکنم این عشققق را اینن قلم.نابب توحیدیتون.رو چقدر چقدر زیبا گفتین اونقد تک به تککک نوشته ی ناب و بینهایتت الهیتون زیبا بود که نمیشه گفتتت که چقدر همه خداااا بود جقدر همه خداابوددد چقدر چقدرعاشققتونمم جقد عاشقتونم چقدربینهایت بینهایت تحسینتون میکنمم چقدر تحسینتون میکنمم چقدرعاشقتونم چ
خدای من شکرت خزاران بارشکرت چقدر زیبا گفتین که خدای نازنینم هرلحظه هدایتگرمام باش به سمت احساس نابببب و توحیدددی بیشتر به سمت لذت بیشتربه سمت اتصاللل واحساس خوب ودرکک عمیق تر عمیق تر و رشد بیشترمان خدای من شکرت که جقدر زیبا هرلحظه هدایتمون میکنی چقدر عاشقانه عاشقققمونی چقدر عاشقمونی هرلحظه عاشقانه ی عاشقانه هدایتمون میکنیی هرلحظه هدایتمون میکنی عاشقتونمم
عاشقتونم چقدر سپاسگذار این عشق نابتونمم چقدر سپاسگذارم که اینقدر پرازعشقق اینقدر بینطیررر اگاهی های خداوند رو اینقدر عاشقانه اینقدر فوق العاده جاری میکنین جقدر بینهایت بینهایت تحسینتون مبکنم جقدر بینهایت تحسینتتون میکنم جقدر احسینتون میکنم
الهی که هرلحظه غرق بینهایت بینهایت عشقق وارامش و نعمت و برکت و ثروتتت وفراوانی های بینهایت ربم باشین
الهی که هرلحظه جریانی ازبینهایت بینهایتتت نعمت ها فراوانی ها ثروتها شادی هاااا جاری ترین جاری ترین باشههه برلحظه لحظه تون بهتریننننن های بهترینننن های بهترین هازووو برایتان میخواهمم ازیگانه قدرتتتت جهان که تنها قدرت اوستت تنهها اوو کافی ترین کافی ترینن است تنهااا اوو کافی ترینه هرلحظه هدایتمون میکنهه هرلحظه هدایتمون میکنهه تنهاا اوست که تمام کارارو انجام میوه همه اوستتت همه اوست عاشقتونم عاشقتونم
استاد قشنگمم عاشققتونممریمچقدر زیبا گفتین که این اصللل این اصل احساس خوب مساوی اتفاقات خوب یکیهه واز ازل بوده و تا ابد خواهد بود وهمه دارن اینو فریاد میزنن که اگر احساست خوبه اگر متصللل باشی هر لحظه روی باورات کتر کنی هرلحظه غرق لذت و احساس خوب باشی هرلحظه هدایتتت میشی به سمت مسیرهای درستت به مدار ودرستت عاشقتونم چقدر زیبا گفتین .نازنینم عاشققتونم عاشق
سلام بر پرنسس الا عزیز
سلام بر تندیس و سنبل محبت در این باغ الهی
کلمات من ناتوانند از قدردانی کردن از لطف و محبت همیشگی شما
که من میبینم این لطف و محبت رو با یک عشق الهی
نثار همه بچه های سایت میکنید
و چقدرررررررررررررررررر
این احساس ناب و این مهربانی الهی رو در شما تحسین میکنم
و به قول استاد عزیزم
انشالله که خدا به ماهم بده …
امیدوارم تو این حال خوش توحیدی
تو این احساس بی نظیری که توش هستید
پیوسته باشید
و پله پله بالاتر هم برید و لذت ببرید از این گوهر مهربانی نابی که در وجودتون هست
همه آرزوهای خوبی رو که میشه آرزو کرد از الله یکتا براتون آرزو میکنم
سلام دوست عزیز هم فرکانسی ام. از خوندن کامنت زیبا وپر محتوای شما نهایت لذت رو بردم واشک ریختم. همون طوری که با گوش کردن گفتگوی حمید عزیز اشک ریختم. منم از همون بچگی به دنبال خدا می گشتم، یادمه تو سن 10 سالگی شبهای قدر 100 رکعت نماز مستحبی رو می خوندم و…. ولی به یه جایی رسیدم که از خود خدا صراط مستقیم رو طلب کردم وچقدر زیبا یکساله پیش به طرز معجزه آسایی با این سایت زیبا آشنا شدم. خداوند رو شاکرم که هرلحظه حال دلم بهتر وبهتر می شه. از متن کامنت شما دریافتم شما هم همه ی مسیرها رو برای رسیدن به خدا طی کردید. اشعار مولانا، حافظ، صحبت های الهی قمشه ای. با این حال خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر، که ناب ترین مسیر وبهترین استاد روزی ما شد. مسیر ما مسیر عشق و دیوانگیست که هرروز سیراب تر میشیم. تحسین می کنم این قلب آماده دریافت شما واین دستان توانای شما رو که اینقدر زیبا آگاهی ها رو به دیگران منتقل می کنه. 😍😍
سلام و درود بر آزاده عزیز
آزاده جان همون حرکت کردن
همون خوندن نماز های مستحبی
خوندن دعاهای مختلف
اینو برای خودم میگم
که این راه ها رو رفتم و درست متوجه شدید
الان میفهمم که برای من لازم بوده
برای تکاملم
برای پیدا کردن راه
و مثل شما تو این یک ساله
تازه احساس میکنم که اومدم تو جاده اصلی
و اول جاده ام
و میخوام از خدا مدد بگیرم که بتونم با لذت این مسیر الهی رو طی کنم
دکتر الهی قمشه ای عزیز دل
اولین کسی بودن که تو ذل اون همه تردیدها و سرگشتگی ها
من رو هدایت کردن با حرفاشون
و بعد علامه جعفری
و بعد دکتر دینانی
و بعد مولانا
و کلی کتاب و سخنرانی و …..
و حالا استاد
که هر چی شاگردی این استاد رو میکنم
سیر نمیشم و هر روز از روز قبل مشتاق تر میشم
و همه اون کارهایی که من و شما و همه بچه ها قبلن انجام دادیم
نه تنها در نظرم بیهوده نبوده و نیست
بلکه اتفاقا همون حرکت کردن و طلب کردن باعث شده که اینجا باشیم
چون اونا ادا نبود
اون لحظه فکر میکردیم اینطوری میتونیم به خدا نزدیک تر شیم
و بعد به سبب همون حرکت
کم کم هدایت شدیم به این باغ الهی
به قول حضرت مولانا
یار دوست دارد این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی ….
امیدوارم این مسیر زیبا رو به آسانی و لذت
منزل به منزل
کوی به کوی
طی کنید و لذتش رو ببرید
امین عزیزم
چقدر زیبا نوشتی حرفها و آگاهی هایی که بر قلبم نشست و همون حرفهایی که در درون من به جوش اومده بود و از زبان تو جاری شد .چقدر لذت بردم از ترکیب جملاتت شعرهایت آیه های قران و همه وهمه حرفهای دلم بود
چقدر از بچگی دنبال خدا گشتیم و با عباس منش پیداش کردیم .چقدر زندگیمون عوض شده با استاد.چقدر عاشق تر شدیم و لطیف تر و قلبمون باز شده برای دریافت الهامات خداوند.
چقدر هدایتهایی که شدیم و اصلا مسیر زندگیمون عوض شده. چقدر جنس تصمیماتمون تغییر کرده از وقتی با استاد آشنا شدیم.چقدر آرومتر و متوکل تر و خیالمون راحتتر
ممنونم امین جان بابت کامنت عالی ات
سلام بر کاتارینای عزیز
سپاسگزارم از لطف و محبت شما
قطعا همه ما که تو این باغ الهی و دور خورشیدی مثل استاد عزیزمون جمع شدیم
هممون یک احساس مشترک داریم
و اون پیدا کردن الله درونمون هست
شاید شکل ها و شیوه هاش فرق کنه
شاید اصلا ظاهرش این بوده باشه که برای یه رابطه خاص و یک خونه خاص و ….
اومدیم تو این مسیر
ولی از اونجا که استاد نازنینمون
استاد قانون توحید هست
قطعا ریشه این کشش ما به این باغ الهی
همین داستان توحید و شناخت خداوند بوده
و چقدر زیبا گفتید
که چقدرررررررر آروم تر شدیم
ان شالله که آروووووووووم تر هم بشیم
و بتونیم مدارها رو یکی یکی طی کنیم
به امید الله یکتا
بهترین ها رو براتون آرزومندم
درود فراوان امین عزیزم
چه کردی بااین کامنت زیبات؟
خداوند چطور اینقدر دقیق منو هدایت کرده به چیزی ک بهش نیاز داشتم
اخه ببین منی ک الان دقیقا مث مولانا از سردیوانگی و شادی درحال رقص و اوازم رو هدایت کرده دقیقا به کامنت بینظیر شما
من زیاد شعر نمیخونم علاقه دارم اما اینکه یسری شعرا رو شاید درک نمیکنم تابه حال اجازه نداده که برم سراغ شعر
وقتی شعرایی ک نوشتی رو خوندم تعجب کردم
اخه من همیشه از بقیه افراد فقد شعرا و بیت هایی رو شنیده بودم ک ربط داشت به عشق و عاشقی و ازین چیزا
این شعرهایی ک گفتی حالمو خیلی خوب کرد
سپاسگزارم ازتون امین عزیزم مهربون ترین انسان و ارزشمندترین
به نام الله یکتا
سلام بر امین ارزشمند
همیشه خوندن کامنتهای شما یه مدل آگاهی خاص و یه درک عمیق تری از هر فایل بهم میده
بابد بارها شما رو تحسین کنم
باید یپاسگذاری کنم ازتون که با احساس درونی مینویسید و بر دل مینشیند آنچه از دل بر آید
واقعا هر کدوممون خدا رو با این سایت و آگاهی هاش شناختیم و این جریان شناخت تا ابد ادامه داره
ممنونم و سپاسگذار و برای عممون از رب بی انتها سلامتی شادی آراش ثروت های بی انتها و خوشبختی دائمی رو آرزو دارم✌️✌️🌺🌺🌺💜
سلام به خدای خوب ومهربان خدای خالق و توانا خدای عشق وخدا زیبایی
آرش عزیزم دوست خوبم اول از همه به شما افتخار میکنم برای درکی که از خدا و قانون خدا پیدا کردی بعدش بخودم افتخار میکنم که لایق خوندن این دلنوشتهات بودم بهترینها رو برات آرزو میکنم از خدای منان 🤲🤲😘😘🌹🌹
ممنون امین جان برای این شعرهای زیبایت.همیشه برایمان شعربنویس.خدایاشکرت برای این سایت ممنونتم استاد عزیزمون
چقدر خوب و زیبا احساس همه ی ما و نه تنها خودت را انتقال دادی و بیان کردی.همه ش حرفا های دل همه ی ماست .همیشه الهاماتت رابنویس.خدایااینجاکجاست.خدایاشکرت برای این بزم.سپاس برای تجربه بهشت دراین دنیا
سلاو درود
بر شما و این نام زیبایی که انتخاب کردید
خدایا شکرتتتتتتتتتت
یعنی نگاه کردنش هم به آدم حس خوب میده
ممنونم برای لطف شما
اعتبار زیبایی این اشعار میرسه به بندگان خوب خدا
سعدی
حافظ
عطار
مولانا
و ….
که هر کدام تو زمان خودشون
پیامبر توحید و شادی بودن برای مردمان هم عصرشون
مثل کاری که استاد عزیزمون تو این زمان دارن انجام میدن
امیدوارم از جنس نامی که انتخاب کردید بشید
و غرق در شکر گزاری باشید
که همین شکرگزاری
فقط خود الله میدونه چه برکاتی درونش نهفتست ..
شاد و سلامت و ثروتمند و غرق در شکر گزاری باشید ان شالله
سلام امین عزیز.
خوشا به حالت.خوشا به حالت وصد خوشا به حالت .
چقدر زیبا نوشتی .
واقعیتش من حسودیم میشه به حالت واین حسی که داری.
ولی با تمام وجود آرزو میکنم هرروز به این حال خوبت اضافه بشه.وسرشار ولبریز از عشق الله بشی دوست من.
واقعا سپاسگزار خداوند هستم .که توی این مسیر هستم وگوهر هایی مثل شماهارا دارم .
خداوندا سپاسگذارم