نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
تجربهٔ آرامش عمیق، هدایتهای دقیق و حل آسان مسائل با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
از وقتی وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم، آرامش عمیقی درونم ایجاد شده. ایمانم قویتر شده، باورم به خداوند عمیقتر شده و ترکیب این دوره با قانون آفرینش برایم فوقالعاده بوده است. یکی از مهمترین نتایجی که تنها از سه جلسه اول گرفتم، پیدا کردن ترمزهای مخفی ذهنیام بود.
قبل از این دوره بارها تجربه کرده بودم که تا «۹۰ درصد» به خواستهام میرسیدم، اما در لحظات آخر همهچیز از هم میپاشید. همیشه برایم سؤال بود که چرا درست زمانی که باید به نتیجه برسم، اتفاقی میافتد و همهچیز عقب میافتد. حالا فهمیدم علتش مومنتومهای منفی مخفی در ذهنم بود که نمیگذاشت خواستههایم به «۱۰۰ درصد» برسد.
در همین مدت کوتاه، نتایج زیبایی وارد زندگیم شده است.
این اتفاقها برایم جمعبندی مشخصی داشت.
وقتی مومنتوم مثبت میسازم و با جریان خداوند همجهت میشوم، همهچیز به سادهترین شکل ممکن اتفاق میافتد.
درک کردم چرا استاد اینقدر روی مومنتوم تأکید دارند و چطور این آگاهی میتواند نتایج نیمهکارهٔ زندگیام را به ۱۰۰ درصد برساند.خدایا شکرت که مرا در این مسیر زیبا هدایت کردی.
جهش مالی، آرامش عمیق و تجربه حضور خدا با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
استاد عزیز، میخواهم از نتایجی بگویم که با عمل به آگاهیهای دوره همجهت با جریان خداوند به دست آوردهام. با دانشی که در این مدت یاد گرفتم، مومنتوم مثبتی درباره خواستههایم ساختم و دارم با قدرت ادامه میدهم؛ معجزهها یکی پس از دیگری در حال رخ دادن هستند.
از وقتی وارد این دوره شدم، انگار در دنیای دیگری حرکت میکنم. شما میگفتید وقتی در بندرعباس بودید، حال دلتان لطیف و سبک شده بود… استاد، من الان دقیقاً همان احساس را تجربه میکنم. حالم فوقالعاده است و برای اولین بار، معنای واقعی آن حس ناب را میفهمم.
از نظر مالی و حرفهای، اتفاقات بینظیری افتاده است. مشتریهای عمده با من تماس میگیرند و خریدهای بزرگ انجام میدهند. واردکنندههای زیادی پیشنهاد همکاری دادهاند و پولهایی وارد حسابم شده که حتی فکرش را هم نمیکردم. این نتایج برای من نشانهای واضح از هماهنگ شدن با جریان الهی است.
یک نتیجه جالبتر اینکه همسرم امروز گفت: «از بس انرژیات خوب شده، من هم کلی انرژی مثبت گرفتهام.» همان لحظه یاد جمله زیبای شما افتادم که میگفتید: «فرکانس نیاز به گفتن ندارد؛ همه آن را دریافت میکنند.»
بزرگترین دریافتی که از این دوره داشتهام این است که هیچ چیز مهمتر از ادامه دادن این مسیر نیست. حس میکنم ادامه دادن این مسیر، همان معنای واقعی بندگی است؛ رها کردن کنترل، اعتماد کردن، و اجازه دادن به خدا برای هدایت کردن زندگیام.
همچنین فهمیدم چرا همیشه تأکید میکردید که کامنتهای دانشجویان را بخوانیم. من تمام نظرات این دوره را خواندهام و الان کاملاً درک میکنم که خواندن یا نخواندن کامنتها، تفاوت بزرگی در فهم این دوره ایجاد میکند. تجربه و درک دانشجویان دیگر، فهم من را چند برابر عمیقتر کرد.
استاد عزیز، از شما سپاسگزارم برای این آگاهیهای بینظیر و تحولآفرین دوره همجهت با جریان خداوند. زندگی من زیر و رو شده و معنای جدیدی پیدا کرده است.
درک قانون مومنتوم و پایانِ نتایج نیمهکاره با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
تا قبل از ورود به دوره همجهت با جریان خداوند یک سؤال همیشه ذهنم را درگیر میکرد:
چرا بعضی از نتایجی که میخواهم، نیمهکاره میماند؟برای جوابش کارهای زیادی میکردم. دوباره از اول دورهها را شروع میکردم، تمرین ستاره قطبی را از سر میگرفتم، ورودیها را کنترل میکردم، خودم را ایزوله میکردم… اما بعد از مدتی اشتیاقم کم میشد. با اینکه نتایج بزرگی را با آموزههای استاد عباسمنش خلق کرده بودم، هنوز خواستههایی بودند که محقق نشده بود یا بهتر و بیشترش را میخواستم. برایشان تلاش ذهنی و عملی میکردم اما باز نیمهکاره رها میشدند.
اینجا بود که سؤال اساسی دوباره برمیگشت:
چرا فرکانسهای من به نقطه ۱۰۰ نمیرسند؟ چه چیزی را به کار نمیگیرم؟تا اینکه دوره همجهت با جریان خداوند منتشر شد. تنها با ورود به جلسه اول و شنیدن توضیح استاد درباره قانون «مومنتوم»، فهمیدم گمشدهای که سالها دنبالش بودم همین بوده. این همان فرمول سادهای بود که همیشه جای خالیاش را در معادله خواستههای نیمهکارهام احساس میکردم.
وقتی استاد قانون مومنتوم را توضیح دادند، کاملاً حس کردم که این همان حلقه مفقودهای است که نمیدانستم وجود دارد. این همان چیزی است که فرکانس را به ۱۰۰ میرساند و نتیجه را ۱۰۰ درصد محقق میکند. با نشانهها و نتایجی که همان روزها وارد زندگیام شد، مطمئن شدم که مسیر درست را پیدا کردهام.
واقعاً خوشا به حال کسی که از همان ابتدا با قانون مومنتوم آشنا شود؛ چنین فردی از همان اول راحتترین، لذتبخشترین و سرراستترین مسیر خلق را پیدا میکند و درست همانطور که استاد عباسمنش میگویند، «از همان ابتدا روی شانههای خداوند مینشیند.»
هر بار که جلسات را تکرار میکنم—تا الان در جلسه پنجم هستم—درک دقیقتری پیدا میکنم از اینکه چطور تمرین کنم و چطور قانون خلق را به شکل درست اجرا کنم.
وقتی قانون مومنتوم را بفهمی، خیلی راحت میتوانی برای خودت تمرینهایی تعریف کنی که دقیقاً تو را در مسیر خواستهات قرار دهد و حتی با اطمینان ۱۰۰ درصد آیندهات را پیشبینی کنی. چون میدانی که قانون، قانون است؛ مثل ۲+۲=۴.یکی از ارزشمندترین بخشهای دوره همجهت با جریان خداوند ، مثالهای استاد عباسمنش است. تشبیههایی که ارائه شدهاند، قانون مومنتوم را از یک مفهوم ذهنی و متافیزیکی تبدیل میکنند به چیزی کاملاً ساده، قابل لمس و قابل اجرا. انگار استاد قانون را از آسمان برداشته و در زندگی روزمره ما گذاشته است.
بعد از مدتی تکرار جلسات و انجام تمرینها، به وضوح متوجه شدم که خلق خواستهها طبیعی است؛ ثروتمند بودن طبیعی است؛ رسیدن به هر چیزی که بسازم طبیعی است. اتفاقاتی که در این مدت برایم رخ داده که بخش زیادی از آنها مالی بوده به من ثابت کرد که وقتی مسیر درست باشد و قانون مومنتوم را درک و اجرا کنم، نتیجه حتماً ۱۰۰ درصد رخ میدهد.
حالا میدانم چطور در فرکانس خواستههایم بمانم و ادامه دهم تا نتیجه محقق شود.
استاد عزیز، بابت این آگاهیهای عمیق و ارزشمند دوره همجهت با جریان خداوند ، از شما بینهایت سپاسگزارم.
تحول مالی، استقلال، رشد خانوادگی و جهش شغلی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش و دورههای سایت abasmanesh.com
داستان هدایت من به سمت آموزههای استاد عباسمنش از جایی شروع شد که یک روز دو نفر را دیدم که با شور و هیجان درباره فایلهای انگیزشی ایشان صحبت میکردند. کنجکاو شدم… چندبار فایلهای استاد را دیدم و تازه همان موقع فهمیدم استاد عباسمنش سایت دارد. همانجا وارد سایت شدم و عضو این دانشگاه بزرگ زندگی شدم.
آن روزها ترکتحصیل کرده بودم و تازه وارد بازار کار شده بودم. از شاگردی شروع کردم… با حقوق ماهی ۲۰۰ هزار تومان.
اما امروز که برگشتم و کامنتهای قدیمیام را خواندم، دیدم سال ۹۵ درآمدم رسیده بود به ماهی ۵ میلیون تومان. سال ۹۷ درآمدم به ۳۰ میلیون رسیده بود.
و حالا؟
حقیقتاً حساب کردن درآمد ماهانهام برایم سخت شده! چون هم در حوزه ساختوساز ملک فعال هستم و هم کسبوکار مستقل بیل مکانیکی دارم.
بهطور تقریبی، نسبت به سال ۹۷ درآمدم نزدیک ۱۰ برابر شده… و نسبت به روزی که با ماهی ۲۰۰ هزار تومان شروع کردم، حدود ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.و جالبتر اینکه میدانم اگر دقیقتر و کاملتر به تمام آگاهیهایی که از استاد یاد گرفتم عمل میکردم، باید الان مینوشتم «۱۵۰۰۰ برابر». این یعنی هنوز جای رشد بسیار بزرگی برای من وجود دارد و این مسیر ادامه دارد.
اینها بخشی از نتایج من در طی سالها عمل به آموزههای استاد عباسمنش است:
در بهمن ۱۴۰۲ پسر نازنینم آقا لیام به دنیا آمد و زندگی من، همسرم و دخترم نفس را پر از شادی و انرژی مثبت کرد.
در همان ماه، شراکت ۱۳ سالهام با برادرم را به پایان رساندم و کاملاً مستقل شدم.
یک بیل مکانیکی ۶ دانگ خریدم که کاملاً مال خودم است و از همان موقع تمام کارهایم مستقل شد.
تمام بدهیهایم را کامل تسویه کردم.
دستهچکهایم را پاره کردم و دیگر وارد هیچ ضمانتی نشدم.
۸ تا وام داشتم؛ همه را صاف کردم.
در آبان ۱۴۰۳ با حمایت بینظیر همسرم به کرج مهاجرت کردیم و حالا پنج ماه است از این تغییر فوقالعاده راضی و خوشحالیم.
در اسفند ۱۴۰۳ آپارتمان چهارطبقهای که در شاهرود داشتم را کامل ساختم و الان در مرحله سند زدن است.
کارم با بیل مکانیکی در کرج عالی شده و هر روز بهتر پیش میرود.
ماشین ساینا را تبدیل کردیم به یک دنا فوقالعاده.
دخترم نفس کلاس زبان میرود و در باشگاه فعال است.
در سال ۱۴۰۳ سفرهای زیادی رفتیم و تجربههای زیبایی ساختیم.اینها را نوشتم تا همیشه یادم بماند:
هر چقدر بیشتر به آموزهها عمل کردم، نعمت بیشتری وارد زندگیم شد.
و هر چقدر جدیتر ادامه دادم، معجزههای بزرگتری اتفاق افتاد.تحول مالی، رهایی از بیماری، ساخت خانه و شروع دوباره کسبوکار با عمل به آموزههای قانون آفرینش، روانشناسی ثروت ۱، قانون سلامتی، و کشف قوانین زندگی
من کسبوکاری داشتم که هیچوقت نتوانسته بودم از آن درآمد بسازم. هرچه بیشتر تلاش میکردم، کمتر نتیجه میگرفتم. مردادماه سال ۹۴، با دو فرزند ۶ ساله و دو ماهه، چنان تضادهای سختی وارد زندگیام شد که تمام درها به رویم بسته شد و امیدم را کاملاً از دست دادم. سلامتیام بهشدت افت کرده بود؛ هفتهای یا در مطب دکتر قلب بودم یا اعصاب. روزی شش قرص میخوردم و از صبح تا شب بیحال در خانه افتاده بودم تا نه چیزهایی که درونم میگذشت را حس کنم و نه با خانوادهام درگیر شوم.
یک شب، از ته دل از خدا خواستم کمکم کند تا وضعیت مالیام درست شود، چون چند روز بود حتی توان خرید نان را هم نداشتم. همان شب الهامی به دلم افتاد که عبارت «موفقیت مالی» را در اینترنت جستجو کنم. اولین نتیجه، سایت abasmanesh.com بود و زیر آن نوشته شده بود: «فقط روی خدا حساب باز کن». همان لحظه وارد صفحه فایل «فقط روی خدا حساب باز کن» شدم و خواندن توضیحات آن فایل، شروع یک زندگی کاملاً جدید برای من بود.
مدتها بود به هر کسی التماس میکردم که به من کاری بدهد. اما این فایل، خداوند از زبان استاد عباسمنش به من گفت: «فقط روی من حساب باز کن، نه روی هیچ انسان دیگری.» در همان لحظه فهمیدم که جواب تمام آن سالها بیپناهی، همین یک جمله بوده است.
با تمرکز روی آموزههای سایت، در کمتر از سه ماه و فقط با فایلهای هدیه، توانستم سلامتیام را کامل به دست بیاورم و در یک شرکت بزرگ در تهران مشغول به کار شوم. به آرامشی رسیدم که هیچوقت در زندگیام تجربه نکرده بودم. همیشه به خدا میگویم:
«خدایا، سپاسگزارم که خودت دست من را از جهنم گرفتی و مرا به بهشت آوردی.»بعد از چند ماه، دوره قانون آفرینش و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و روی آموزههای این دو دوره با تمرکز کار کردم. این آموزهها به من قوت قلب و باور دادند که دوباره سراغ کسبوکار خودم بروم و این بار با ذهنی جدید و باورهای قدرتمندکننده شروع کنم.
این همان کسبوکاری بود که قبلاً داشتم و هیچ درآمدی از آن نمیساختم، اما وقتی باورهایم را تغییر دادم و روی آگاهیهای روانشناسی ثروت ۱ کار کردم، همان کسبوکار به درآمدهای عالی رسید. توانستم از همان کسبوکار ماشین صفر بخرم. بهترین خانه را در بهترین منطقه اجاره کردم. بعد خانه ویلایی خودم را ساختم و چندین زمین برای سرمایهگذاری خریدم. امروز در کسبوکارم اعتبار و شهرت نیک دارم.
الان در حال کار کردن روی آموزههای دوره کشف قوانین زندگی هستم. دارم ترمزهای ذهنیام را برمیدارم و در آستانه ورود به مدارهای بالاتر هستم؛ نتایج این بخش را هم بعداً مینویسم.
من با آموزههای روانشناسی ثروت ۱ خداوند رزّاق را شناختم؛ خدایی که از فضلش بیحساب میبخشد. به نظر من نام این دوره باید «دوره خداشناسی» باشد، چون مهمترین باوری که باعث جهش مالی من شد، باورهایی بود که این دوره درباره رابطه پول و معنویت به من یاد داد. این باورها ترمزهای اصلی ذهن من را در برابر ورود ثروت برداشت و درهای نعمت را به رویم باز کرد.
با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی توانستم ۱۵ کیلو وزن اضافهام را کم کنم. امروز در ۴۵ سالگی انرژی من از یک جوان ۲۰ ساله هم بیشتر است؛ بدنی سالم، ذهنی آرام و روحیهای سرشار از امید دارم.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، فقط یک جمله در ذهنم میآید:
«خدایا، شکرت که من را به این مسیر هدایت کردی.»تحول کامل مالی، شغلی و سبک زندگی با عمل به آموزههای
دوره ۱۲ قدم،
قانون سلامتی،
کشف قوانین زندگی،
و شیوه حل مسائل زندگیمن از سال ۹۸ با آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم. تا امروز دوره ۱۲ قدم، قانون سلامتی، کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسائل زندگی را خریدهام و همراه همسرم روی آموزههای این دورهها کار میکنیم.
امروز دوباره چکاپ فرکانسی ۱۲ قدم را انجام دادم و زندگی امروزمان را با سال ۹۸ زمان شروع این مسیر مقایسه کردم و دیدم که چقدر پیشرفت کردهایم؛ پیشرفتی که اگر ثبتش نکنم، واقعاً قدرش را نمیدانم.
در سال ۹۸، همسرم بدهی سنگین بانکی داشت. چکهای زیادی از من و خودش دست طلبکارها بود. مغازه پوشاکفروشیمان را جمع کرده بودیم و او شغلی نداشت؛ فقط گاهی با اسنپ کار میکرد. وضعیت مالی، روحی و امید ما اصلاً خوب نبود.
اما با کار کردن روی آگاهیها، الهامات یکییکی رسید.
همسرم ایدههای جدید گرفت و با هدایت الهی، مسیرش را در حوزه حقوق پیدا کرد. در مهر ۹۸ در رشته حقوق دانشگاه ثبتنام کرد و ۲۳ بهمن ۹۸ مؤسسه حقوقی خودش را تأسیس کرد.و جالب اینکه قبل از شروع این مرحله جدید، طبق آموزههای استاد که همیشه تأکید داشتند «تا بدهیهای خود را پرداخت نکنید، پیشرفتی رخ نمیدهد»، ما تمام بدهیها را تا آبان ۹۸ تسویه کردیم و حتی خانهمان را هم از رهن بانک آزاد کردیم.
امروز که پنج سال از کار کردن مستمر ما با این آگاهیها گذشته، همسرم فوقلیسانس حقوق دارد، در کارش بهطرز چشمگیری رشد کرده و مؤسسهاش حالا یکی از بهترین مؤسسات حقوقی اصفهان است؛ به لطف خدای بزرگ و آموزشهای استاد عباسمنش.
در این پنج سال، زندگی ما از پایه متحول شد:
ما یک باغ خریدیم.
دو ماشین صفر داریم.
پسانداز عالی و موجودی حساب بانکیمان بسیار خوب است.
با آرامش، عزت نفس و اعتماد به خداوند، از زندگیمان واقعاً لذت میبریم.خدایا سپاسگزارم که ما را با این مسیر آشنا کردی. حالا با تمام وجود باور دارم که هر لحظهای که به قانون عمل میکنیم، همان لحظه شرایط دلخواهمان را خلق میکنیم.
قدردانی از تحولات بزرگ زندگی و نتایج شگفتانگیز با عمل به آموزههای دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش، دوره احساس لیاقت، و دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد عزیزم، امیدوارم حال دلتان عالی باشد و قلبتان پر از نور خدا. مدتی بود که دلم میخواست از نتایجم برایتان بنویسم. همیشه با خودم میگفتم صبر کنم تا لیست خواستههای محققشدهام کامل شود، بعد همه را یکجا برایتان بفرستم. اما امروز قلبم گفت همین حالا بنویس؛ از چیزهایی که همین الان در دستانم است. وقتی بقیه تیک بخورند هم دوباره مینویسم.
این متن را از سرِ قدردانی برایتان مینویسم، چون احساس میکنم نوشتن نتایج، تنها راهی است که میتوانم بخش کوچکی از سپاس خودم را بابت آموزشهایی که زندگی من و خانوادهام را از این رو به آن رو کرده، ادا کنم. همینجا از خدای بسیار بخشنده میخواهم که سراسر زندگی شما را نور کند؛ چون شما با کلامتان نور امید، وعدههای خدا و حقیقت ایمان را وارد زندگی من کردید.
در یکسالونیم اخیر، با تمرکز بالا روی آموزشهای شما کار کردم. آموزشهای دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش و امسال هم دوره احساس لیاقت را تهیه و اجرا کردم. خداوند هم واقعاً برایم ترکاند. گاهی وقتی به نعمتهایی که خدا وارد زندگیام کرده فکر میکنم، دستهایم عرق میکند و قلبم تند میزند. اینها بخشی از دستاوردهای من است:
اولین دستاورد: شروع کار و چهار برابر شدن درآمد
من در شهر کبک کانادا زندگی و تحصیل میکنم. همیشه از خدا میخواستم که قبل از فارغالتحصیلی، کارم شروع شود و خودش کار را وارد زندگیام کند. حقوقم هم حداقل سه برابر حقوق دانشجوییام شود.
و خداوند دقیقاً همین را برایم انجام داد؛ بلکه خیلی بیشتر و بهتر از آنچه تصور میکردم.
اسکرینشات فیشهای درآمدم را برایتان ایمیل کردم. درآمدم از پارسال تا امسال چهار برابر بیشتر شده.دومین دستاورد: دفاع موفق از تز دکترا و فارغالتحصیلی
آگوست امسال از تز دکترام با موفقیت دفاع کردم. عکس مدرک دکترا را هم برایتان فرستادم، چون میدانم از دلم خبر دارید و میدانید چقدر برای این مسیر زحمت کشیدم. پشت این مدرک، داستانهای زیادی است که دیده نمیشود، اما مهمترین بخش آن هدایتهای خداوند بود؛ هدایتهایی که از طریق آموزشهای شما دریافتشان میکردم.سفر با آروی در کانادا
از وقتی سریال سفر به دور آمریکا را دیدم، آرزوی سفر با آروی در من شکل گرفت. امسال تابستان برای قدردانی از نعمتهایی که خدا وارد زندگیام کرد، همسر و پسرم را مهمان یک سفر ۱۰ روزه با آروی کردم. عکسش را برایتان ایمیل کردم. این سفر نتیجه همان تجسمها، همان تحسینها و همان احساسخوبهایی بود که از آموزشهای شما یاد گرفتم.سومین دستاورد: پرداخت تمام بدهیها
من ۱۶ هزار دلار بابت ماشین و وام دانشجویی بدهی داشتم. همه را تا جولای امسال تسویه کردم. الان هیچ بدهیای ندارم و این برای من یک آزادی بزرگ است.چهارمین دستاورد: دریافت سیتیزنشیپ کانادا
روز ۲۵ نوامبر یکی از قشنگترین روزهای زندگی من و همسرم بود؛ روزی که رسماً سیتیزن کانادا شدیم. عکس مراسم آنلاین را برایتان ایمیل کردم. پشت لبخند ما در آن عکس، سالها هدایت، امید، تلاش و ایمان به قولهای خداست که از طریق شما وارد مسیر زندگیام شد.الان پاسپورتی داریم که با آن میتوانیم آزادانه به سراسر دنیا سفر کنیم. این نتیجه عملکردن به آموزشهای دوره احساس لیاقت، دوره قانون آفرینش، دوره شیوه حل مسائل و دوره روانشناسی ثروت ۱ است.
استاد جان، میدانید یکی از زیباترین هدیههایی که به من دادید چیست؟ اینکه دنیا را دوباره برایم تعریف کردید. من را امیدوار کردید که میتوانم به خواستههایم برسم و امروز همه آنها محقق شدهاند.
این تغییرات فقط بر زندگی من نیست؛ روی اطرافیانم هم اثر گذاشته. همسرم اصلاً شما را نمیشناسد، فقط صدای فایلها را میشنود. هیچ توضیحی هم به او نمیدهم، چون گفته بودم تا خودش نپرسد توضیحی نمیدهم. اما دارم میبینم که فقط با دیدن رفتار و نتایج من، پابهپای من تغییر میکند. این همان چیزی است که میگویید: «۹۹ درصد آدمهای اطرافتان تغییر میکنند.»
وقتی با آروی سفر رفتیم، نمیدانید این تجربه چه خواستههایی را در دل دوستانمان ایجاد کرد. این عشق و نوری که شما منتشر میکنید، واقعاً در دنیا پخش شده. خدا بهخاطر خلقت شما قطعاً یکجور دیگر به خودش افتخار کرده.
استاد عزیزم، از شما بابت این آموزشها، این نور، این هدایت، این امید و این قوانین که مثل گنج هستند، بینهایت سپاسگزارم.
رهایی از مقایسه، بازسازی احساس ارزشمندی و جهش در روابط، درآمد و آرامش با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
استاد، آگاهیهای دوره احساس لیاقت، بهخصوص جلساتی که دربارهی مقایسه صحبت کردید، تحولات بزرگی در زندگی من ایجاد کرد. این جلسات ریشه بسیاری از احساسات بدم را به من نشان داد و اثراتی روی ذهن و قلبم گذاشت که واقعاً در کلمات نمیگنجد.
بار اول که جلسات مربوط به مقایسه را گوش کردم، تازه فهمیدم که تقریباً همیشه و دربارهی هر موضوعی خودم را با دیگران مقایسه میکنم. با اینکه زیبایی، توانایی و استعداد زیادی داشتم، این مقایسهها بدون هیچ معیار درستی باعث میشد خودم را کمتر از بقیه ببینم. حتی رابطه خودم را با رابطههای دیگران مقایسه میکردم و این باعث میشد حس کمبود، نارضایتی و بیارزشی کنم.
وقتی دوره احساس لیاقت منتشر شد، این جلسه آنقدر من را درگیر کرد که باقی دورهها را کنار گذاشتم و فقط روی این موضوع کار کردم. شروع کردم به عمیق شدن در ریشههای احساس ارزشمندی درونم، مخصوصاً بخش مقایسه.
استاد عزیز، دوره احساس لیاقت تأثیرگذارترین دورهای است که تا امروز روش کار کردهام. این دوره واقعاً همه جنبههای زندگی من را دگرگون کرده. از زمانی که شروع کردم، احساس رضایت عمیقی از زندگیم دارم و بارها به خدا گفتهام: «خدایا، من ازت راضیم.»
درست است که خواستههای بزرگتری دارم، اما از مسیر فعلی و از تکتک لحظات رشدم لذت میبرم. با برگشتن به این دوره، دوباره الهامات و هدایتهای خدا را با وضوح بیشتری حس میکنم و زندگی برایم آسانتر شده.
استاد، شما با این دوره من را به خدا نزدیکتر کردید. آموزشهایی به من دادید که نظیر ندارد. زندگیام را در همه جنبهها از این رو به آن رو کردید. امروز من هیچ شباهتی به سال قبل ندارم.
تا امروز کامنت نمیگذاشتم، اما از این به بعد، برای تمام جلسات این دوره کامنت میگذارم تا یادم بماند از کجا به کجا رسیدم و دلیل نتایجم چه بود.
مینویسم تا همه بدانند اینها افسانه نیست. واقعیت محض است. من این آموزهها را باور کردم و نتیجه را با چشم خودم دیدم.
من باور کردم و از دختری که با ۲۰ هزار تومان در کارت، در پارک گریه میکرد…
تبدیل شدم به فردی که در مدت کوتاهی چند صد میلیون تومان پول ساخت آن هم در سن ۲۴ سالگی.استاد عزیزم، شما قوانینی را به من یاد دادید که ارزششان از هر نتیجهای بیشتر است.
شما من را به خدایی رساندید که تمام عمر دنبالش میگشتم.
بینهایت سپاسگزار شما و خداوندی هستم که من را هدایت کرد.جریان نعمت، آرامش و هدایت از عمل به آموزههای دوره قانون آفرینش
دوره قانون آفرینش اولین دورهای بود که برای سرمایهگذاری روی خودم خریدم. وقتی وارد دوره شدم و قدمبهقدم با آگاهیهای خالص، ساده و زندگیساز آن پیش رفتم، مثل انسان تشنهای بودم که هر جمله از این دوره برایم حکم آب گوارا داشت. هر بار که جلسات را گوش میدادم، بیشتر عاشق خدا و این قوانین ثابت، روشن و درست میشدم.
استاد عزیزم، بهخاطر عمل کردن به آگاهیها و تمرینات دوره قانون آفرینش انگار درهای رحمت به زندگی من باز شد و نعمتها یکییکی، اما هماهنگ و بزرگ، بهسمت من سرازیر شدند. احساس خوب، آرامش ذهن و روان، روابط عاطفی عالی، سفرهای فوقالعاده، و گرفتن مجوز شغلی که خداوند آن را به سادهترین شکل برایم جور کرد و تمام درها را به روی من باز کرد تنها بخشی از نتایجی است که با این دوره تجربه کردم.
در این دوره، آیهای که درباره مهاجرت توضیح دادید، ایمان و باور من را برای مهاجرت قوی کرد. امروز در شهری بهتر و در شرایطی بهتر زندگی میکنم؛ درست همانطور که در دلم میخواستم.
استاد، در هر بخش از زندگیام که آموزههای دوره قانون آفرینش را مثل وحی منزل باور کردم و به آنها عمل کردم، نتیجهای عجیب، شیرین و عمیق گرفتم. هر جا بین منطق ذهنم و الهام قلبم جنگ بود و نتوانستم با قلبم و طبق این آگاهیها پیش بروم، یا نتیجهای نگرفتم یا دیر گرفتم؛ چون باید ابتدا در مدار درک این آگاهیها قرار میگرفتم تا نتیجهاش ظاهر شود.
با عمل به آگاهیهای این دوره، یک حقیقت روشن را با تمام وجودم فهمیدم: باورهای ما دقیقاً نتایج زندگی ما را میسازند.
استاد عزیزم، با اینکه دوره قانون آفرینش را سه سال پیش خریدم، هنوز هم دارم روی آگاهیهایش کار میکنم و مدام آنها را تکرار میکنم، چون میدانم این آگاهیها اصل هستند و ذهنم باید دائماً این اصول را بشنود تا براساس آنها برنامهریزی شود.
از صمیم قلب خوشحالم که مسیرم را با دوره قانون آفرینش شروع کردم. این دوره پایهی فهم من از قوانین زندگی شد و کمکم کرد مبانی را عمیق و درست درک کنم؛ مبانیای که حالا در تمام بخشهای زندگیام جریان یافتهاند.



به نام خداوند وهاب و ثروتمندم
استاد عزیزم سلام
استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره
اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته
یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم
استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت
استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن
خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده
سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم
الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو
با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو
تو هم بنویس و لذت ببر و
و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم
من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم
شایدم بیشتر
اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغیهای زندگیم بدست آورده بودم
که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم
موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر
و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود
و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم
من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش میدادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم
تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش
و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداشها و نتایج از راه رسیدن
و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم
و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و
زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن
و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون
و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر
چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده
ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست
تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام
از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم
از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم
از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل
شدم
دیدگاهم مثبت و توحیدی شده
خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم
خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم
کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم
هر روز برای خودم هدف دارم
ورزش میکنم
کنترل ذهنم عالی شده
کنترل کانون توجه ام عالی شده
بنده شکرگزار خداوند شدم
و خودم درآمد دارم
و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم
عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته
ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند میدانم
و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم
و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم
ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم
و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم
استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن
که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم
خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید
خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین
خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان
استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین
چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم
خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید
خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم
سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قویتر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.
منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.
یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.
یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم
تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!
منگفتم میترسم اجارمو در نیارم.
با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.
خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار
و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…
یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.
یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .
الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه
اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم
که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه
از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن
وخدا راشکر میکتم
وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی
دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟
آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟
من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز
سلام خانم اکبری عزیز
سمیه هستم
اگه سنتون بالای چهل باشه احتمالا در معرض یایسگی زود رس هستید
چون برای منم اینجوری بود
من دوره سلاگتی را تهیه ن. زدم ولی یه تجربه هایی دارم که بهبود پیدا کنه اگه تمایل داشتید راهنماییتون میکنم
امیدوارم هر چه زودتر حالتون عالی باشه
سلام دوست عزیز .من 37 سالمه اما دکتر همون احتمال راداده ازتجرییاتتون اگر بگید ممنون میشم
بله عزیز بدون شک تایم و مقدار خونریزی رو افزایش میده چون من هم خودم این مشکل رو داشتم وبا قانون سلامتی این مسئله رفع شد
ممنون لیلا جان فقط
یسوال .یعنی شما مثل من بودی یعنی پریود میشدی بوقت اما مثلا بجای 5 روز خونریزی حالا شده 3 روز خونریزی وحجم خونریزی کم شده ؟؟
یعنی با قانون سلامتی الان حجم خونریزی شما خوب شد ؟
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
سلام زهرا جان
سمیه هستم
متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم
ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد
و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد
را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه
انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم
هر روز دعاگوتون هستم
نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد
اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.