نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -ملکه قربانی

    تحول عمیق در روابط و ساختن زندگی عاشقانه با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    استاد عزیزم، از شما بابت آموزه‌های فوق‌العاده‌ی دوره احساس لیاقت بی‌نهایت سپاسگزارم. مدت‌هاست که روی جلسات این دوره کار می‌کنم و خداروشکر نتایج فوق‌العاده‌ای از آن گرفته‌ام. اما بدون شک عالی‌ترین نتیجه‌ام رابطه‌ی عاطفی عاشقانه و بی‌نظیری است که جذب کردم؛ رابطه‌ای که مثلش را هیچ‌وقت در زندگی اطرافیانم ندیده بودم و خدا را شکر هر روز زیباتر و صمیمانه‌تر می‌شود، چون هر روز روی آموزه‌های این دوره کار می‌کنم و درونم را می‌سازم.

    من و همسرم تصمیم گرفتیم بدون انجام هیچ هزینه‌ی اضافه‌ای، مستقیماً زندگی مشترک‌مان را شروع کنیم. با اینکه فرش، تلویزیون، مبل، تخت‌خواب و هیچ وسیله‌ای نداشتیم، با توکل و آرامش وارد خانه شدیم. خیلی زود و به شکلی کاملاً راحت و معجزه‌آسا، در بهترین نقطه‌ی شهر صاحب خانه شدیم.

    همسرم به خاطر من به شهر محل زندگی من مهاجرت کرد؛ چالشی که واقعاً بزرگ بود، اما با عشق انجامش داد. او مردی بسیار متعهد است، برای بهتر شدن زندگی مشترک‌مان تلاش می‌کند، به من و خانواده‌ام احترام عمیق می‌گذارد، خوش‌اخلاق، خوش‌سفر و همراه است. بودن کنار چنین مردی باعث شده به درونم نزدیک‌تر شوم، با خودم و با خدایم صلح بیشتری داشته باشم و احساس آزادی و آرامشی را تجربه کنم که حتی در دوران مجردی هم نداشتم.

    این نتیجه‌ای که از کار کردن روی احساس لیاقت در روابط به دست آوردم، ایمانم را به قانون و ساختن احساس ارزشمندی درونی آن‌قدر عمیق کرد که امروز تصمیم گرفتم دوباره از اول، این دوره را برای بهبود اوضاع مالی‌ام شروع کنم؛ این بار با تمرکز بر باورهای ثروت‌ساز و ساختن احساس لیاقت داشتن ثروت.

    همان‌طور که با کار کردن روی احساس لیاقتم توانستم روابط عاطفی‌ام را به زیباترین شکل تغییر دهم و زندگی عاشقانه‌ای خلق کنم، کاملاً مطمئنم که به همان راحتی هم ثروت می‌تواند وارد زندگی‌ام شود.

  • -فرهاد و عسل

    تحول مالی، استقلال، رشد خانوادگی و جهش شغلی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و دوره‌های سایت abasmanesh.com

    داستان هدایت من به سمت آموزه‌های استاد عباس‌منش از جایی شروع شد که یک روز دو نفر را دیدم که با شور و هیجان درباره فایل‌های انگیزشی ایشان صحبت می‌کردند. کنجکاو شدم… چندبار فایل‌های استاد را دیدم و تازه همان موقع فهمیدم استاد عباس‌منش سایت دارد. همان‌جا وارد سایت شدم و عضو این دانشگاه بزرگ زندگی شدم.

    آن روزها ترک‌تحصیل کرده بودم و تازه وارد بازار کار شده بودم. از شاگردی شروع کردم… با حقوق ماهی ۲۰۰ هزار تومان.

    اما امروز که برگشتم و کامنت‌های قدیمی‌ام را خواندم، دیدم سال ۹۵ درآمدم رسیده بود به ماهی ۵ میلیون تومان. سال ۹۷ درآمدم به ۳۰ میلیون رسیده بود.

    و حالا؟
    حقیقتاً حساب کردن درآمد ماهانه‌ام برایم سخت شده! چون هم در حوزه ساخت‌وساز ملک فعال هستم و هم کسب‌وکار مستقل بیل مکانیکی دارم.
    به‌طور تقریبی، نسبت به سال ۹۷ درآمدم نزدیک ۱۰ برابر شده… و نسبت به روزی که با ماهی ۲۰۰ هزار تومان شروع کردم، حدود ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.

    و جالب‌تر این‌که می‌دانم اگر دقیق‌تر و کامل‌تر به تمام آگاهی‌هایی که از استاد یاد گرفتم عمل می‌کردم، باید الان می‌نوشتم «۱۵۰۰۰ برابر». این یعنی هنوز جای رشد بسیار بزرگی برای من وجود دارد و این مسیر ادامه دارد.

    این‌ها بخشی از نتایج من در طی سال‌ها عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش است:

    در بهمن ۱۴۰۲ پسر نازنینم آقا لیام به دنیا آمد و زندگی من، همسرم و دخترم نفس را پر از شادی و انرژی مثبت کرد.
    در همان ماه، شراکت ۱۳ ساله‌ام با برادرم را به پایان رساندم و کاملاً مستقل شدم.
    یک بیل مکانیکی ۶ دانگ خریدم که کاملاً مال خودم است و از همان موقع تمام کارهایم مستقل شد.
    تمام بدهی‌هایم را کامل تسویه کردم.
    دسته‌چک‌هایم را پاره کردم و دیگر وارد هیچ ضمانتی نشدم.
    ۸ تا وام داشتم؛ همه را صاف کردم.
    در آبان ۱۴۰۳ با حمایت بی‌نظیر همسرم به کرج مهاجرت کردیم و حالا پنج ماه است از این تغییر فوق‌العاده راضی و خوشحالیم.
    در اسفند ۱۴۰۳ آپارتمان چهارطبقه‌ای که در شاهرود داشتم را کامل ساختم و الان در مرحله سند زدن است.
    کارم با بیل مکانیکی در کرج عالی شده و هر روز بهتر پیش می‌رود.
    ماشین ساینا را تبدیل کردیم به یک دنا فوق‌العاده.
    دخترم نفس کلاس زبان می‌رود و در باشگاه فعال است.
    در سال ۱۴۰۳ سفرهای زیادی رفتیم و تجربه‌های زیبایی ساختیم.

    این‌ها را نوشتم تا همیشه یادم بماند:

    هر چقدر بیشتر به آموزه‌ها عمل کردم، نعمت بیشتری وارد زندگیم شد.
    و هر چقدر جدی‌تر ادامه دادم، معجزه‌های بزرگ‌تری اتفاق افتاد.

  • -آتوسا رضائی‌پور

    رهایی از مقایسه، بازسازی احساس ارزشمندی و جهش در روابط، درآمد و آرامش با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    استاد، آگاهی‌های دوره احساس لیاقت، به‌خصوص جلساتی که درباره‌ی مقایسه صحبت کردید، تحولات بزرگی در زندگی من ایجاد کرد. این جلسات ریشه بسیاری از احساسات بدم را به من نشان داد و اثراتی روی ذهن و قلبم گذاشت که واقعاً در کلمات نمی‌گنجد.

    بار اول که جلسات مربوط به مقایسه را گوش کردم، تازه فهمیدم که تقریباً همیشه و درباره‌ی هر موضوعی خودم را با دیگران مقایسه می‌کنم. با اینکه زیبایی، توانایی و استعداد زیادی داشتم، این مقایسه‌ها بدون هیچ معیار درستی باعث می‌شد خودم را کمتر از بقیه ببینم. حتی رابطه خودم را با رابطه‌های دیگران مقایسه می‌کردم و این باعث می‌شد حس کمبود، نارضایتی و بی‌ارزشی کنم.

    وقتی دوره احساس لیاقت منتشر شد، این جلسه آن‌قدر من را درگیر کرد که باقی دوره‌ها را کنار گذاشتم و فقط روی این موضوع کار کردم. شروع کردم به عمیق شدن در ریشه‌های احساس ارزشمندی درونم، مخصوصاً بخش مقایسه.

    استاد عزیز، دوره احساس لیاقت تأثیرگذارترین دوره‌ای است که تا امروز روش کار کرده‌ام. این دوره واقعاً همه جنبه‌های زندگی من را دگرگون کرده. از زمانی که شروع کردم، احساس رضایت عمیقی از زندگیم دارم و بارها به خدا گفته‌ام: «خدایا، من ازت راضیم.»

    درست است که خواسته‌های بزرگ‌تری دارم، اما از مسیر فعلی و از تک‌تک لحظات رشدم لذت می‌برم. با برگشتن به این دوره، دوباره الهامات و هدایت‌های خدا را با وضوح بیشتری حس می‌کنم و زندگی برایم آسان‌تر شده.

    استاد، شما با این دوره من را به خدا نزدیک‌تر کردید. آموزش‌هایی به من دادید که نظیر ندارد. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید. امروز من هیچ شباهتی به سال قبل ندارم.

    تا امروز کامنت نمی‌گذاشتم، اما از این به بعد، برای تمام جلسات این دوره کامنت می‌گذارم تا یادم بماند از کجا به کجا رسیدم و دلیل نتایجم چه بود.

    می‌نویسم تا همه بدانند این‌ها افسانه نیست. واقعیت محض است. من این آموزه‌ها را باور کردم و نتیجه را با چشم خودم دیدم.
    من باور کردم و از دختری که با ۲۰ هزار تومان در کارت، در پارک گریه می‌کرد…
    تبدیل شدم به فردی که در مدت کوتاهی چند صد میلیون تومان پول ساخت آن هم در سن ۲۴ سالگی.

    استاد عزیزم، شما قوانینی را به من یاد دادید که ارزششان از هر نتیجه‌ای بیشتر است.
    شما من را به خدایی رساندید که تمام عمر دنبالش می‌گشتم.
    بی‌نهایت سپاسگزار شما و خداوندی هستم که من را هدایت کرد.

  • -Ali ariya

    تحول مالی، عاطفی، شخصیتی و سلامتی با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت و دوره ۱۲ قدم

    مدتی است که به‌صورت جدی روی آموزه‌های دوره احساس لیاقت و دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم. آن‌قدر این دو دوره تغییرات عمیق و پایدار در زندگی من ایجاد کرده‌اند که حتی بسیاری از نتایجم را فراموش کرده بودم. می‌خواهم بخشی از این نتایج را بنویسم؛ نتایجی که کیفیت زندگی من را در تمام جوانب، از اساس تغییر داده است. من حدود سه سال است که با آموزه‌های استاد عباس‌منش کار می‌کنم.

    قبل از آشنایی با این آموزه‌ها، رابطه من و همسرم پر از تنش بود. بر سر کوچک‌ترین موضوعات دعوا می‌کردیم. هر دو اصرار داشتیم که خودمان درست هستیم و دیگری باید تغییر کند. رابطه همسرم با خانواده من هم پر از اختلاف بود و اگر با این آموزه‌ها آشنا نمی‌شدیم، مطمئنم رابطه‌مان به جدایی ختم می‌شد. اما با یادگیری کنترل ذهن، اعراض از نازیبایی‌ها و تمرکز بر نکات مثبت، زندگی ما دگرگون شد. امروز عشق میان من و همسرم را نمی‌توان با کلام توصیف کرد. حالا حتی ماهی یک‌بار هم به اختلاف نمی‌خوریم و عاشقانه همدیگر را دوست داریم. اگر قبلاً کیفیت رابطه‌مان نمره ۱۰ بود، امروز به نمره ۱۰۰۰ رسیده است.

    شغل من در زمینه آسانسور است. قبل از کار کردن با این دوره‌ها، درآمد ماهانه‌ام حدود پنج میلیون تومان بود و در بهترین حالت با تلاش سخت به هفت میلیون می‌رسید. چند سال پیش به یک تضاد مالی شدید خوردم. به خاطر تصمیمات هیجانی، دارایی‌هایم را از دست دادم. ماشینم رفت، سرمایه‌ام از بین رفت، بدهکار شدم، مشتری نداشتم و پیش همسرم و خانواده‌اش شرمنده بودم. ترس و نگرانی از همه طرف ذهنم را محاصره کرده بود. اما وقتی خداوند من را با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا کرد، زندگی من به‌تدریج شروع به تغییر کرد. یک شبه همه‌چیز درست نشد، اما هر روز نشانه‌های مثبت را می‌دیدم و می‌دانستم دلیلش عمل به همین آموزه‌هاست.

    یکی از بزرگ‌ترین نتایج من افزایش درآمد بوده است. با اینکه تلاش فیزیکی‌ام کمتر شده، اما درآمدم ۱۰ برابر شده و گاهی ۲۰ برابر درآمد سابق را تجربه می‌کنم.

    تا قبل از کار کردن روی این آموزه‌ها، ۱۳ سال سیگار، قلیان و مشروبات الکلی مصرف می‌کردم؛ اما حالا نزدیک به دو سال است که حتی یک کام دود وارد بدنم نکرده‌ام و هیچ چیز مخربی مصرف نکرده‌ام. آرامش و کنترل هیجاناتم به‌طرز چشمگیری بیشتر شده. اگرچه هنوز گاهی عصبی می‌شوم، اما خیلی کمتر، و وقتی ضعفم را می‌بینم، روی آن کار می‌کنم و از بینش می‌برم.

    پیش از این دوره‌ها نه تنها هیچ دارایی نداشتم، بلکه ۲۰ میلیون تومان هم بدهی داشتم. اما امروز دارایی من بیش از دو میلیارد تومان است و با سرعت در حال افزایش. خرید بهترین لوازم خانه، که زمانی یک رؤیای دست‌نیافتنی بود، حالا به‌راحتی انجام می‌شود؛ از بهترین تلویزیون و یخچال گرفته تا بهترین لوازم آشپزخانه.

    اعتمادبه‌نفس من به‌طور کامل متحول شده. قبلاً عاشق خودم نبودم، اما امروز خودم اولین اولویت زندگی‌ام هستم. دیگر غصه هیچ‌کس را بی‌دلیل نمی‌خورم، اما اگر بتوانم، کمک می‌کنم.

    در زمینه کاری، کیفیت زندگی‌ام به شکل چشمگیری تغییر کرده. الان با ۹ بیمارستان تهران قرارداد سرویس و نگهداری آسانسور دارم، و علاوه بر آن، کارهای آزاد مختلفی هم انجام می‌دهم. کسی که زمانی کارگر شرکت‌ها بود، امروز ۹ نیروی استخدامی دارد و از کارگری به مدیریت، بازدید، طراحی و نظارت رسیده است.

    باید بگویم بعد از کار کردن روی دوره احساس لیاقت، اوج جهش درآمدی من اتفاق افتاد. حتی نمی‌دانم این نتایج چطور و از کجا وارد زندگی‌ام شد؛ فقط روی احساس لیاقتم کار کردم و همان کارهای سابق را در کسب‌وکارم انجام دادم. اما خداوند دستانی را فرستاد که باعث رشد من شد.

    این نوشته را می‌گذارم تا فراموش نکنم کجا بودم و چطور امروز اینجا هستم؛ روزهایی را که کارت می‌کشیدم برای خرید چهار عدد تخم‌مرغ و یک بسته نان و حسابم صفر می‌شد. روزهایی که لباس مناسب نداشتیم، غذای درست نمی‌توانستیم بخریم، بدهی و استرس امانم را بریده بود. لحظاتی که شاگردم ماشین داشت اما من پیاده راه می‌رفتم و پول بنزین نداشتم. روزهایی که سرکار می‌رفتم و حتی یک مشتری هم نداشتم.

    امروز اما زندگی‌ام از زمین تا آسمان فرق کرده. ماشین خوب داریم، بدون ترس بهترین چیزها را می‌خریم، سفرهای باکیفیت می‌رویم، بهترین غذاها، بهترین تفریحات و بهترین امکانات را داریم. به لطف دوره قانون سلامتی، بدن سالم، اندام متناسب و سبک زندگی عالی داریم. بهترین باشگاه‌ها را انتخاب کرده‌ایم و هر تفریح و رستورانی بخواهیم، بدون نگرانی می‌رویم.

    الان هم دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کرده‌ام و تازه شروع کرده‌ام. خدا می‌داند با عمل به آگاهی‌های این دوره چه نتایج بزرگ‌تری در راه است.

    استاد، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم. آموزه‌های شما زندگی من را از ریشه متحول کرده است.

  • -زهرا خضری

    بازگشت به مسیر، جهش مالی دوباره و حل آسان مسائل با عمل به آموزه‌های دوره شیوه حل مسائل زندگی و دوره احساس لیاقت

    من خارج از کشور زندگی می‌کنم و با عمل به آگاهی‌های استاد عباس‌منش، تنها در مدت یک سال، از درآمد صفر به درآمد ۲۴٬۰۰۰ دلار رسیدم. اما بعد از سفرم به ایران، کار کردن روی خودم را رها کردم. دیگر ورودی‌های ذهنم را کنترل نکردم و پر از احساسات منفی شدم؛ هر روز با خودم در جنگ بودم. نتیجه‌اش این شد که آن درآمد عالی، دوباره به صفر رسید. هیچ مشتری‌ای نداشتم، با اینکه خدماتم عالی بود و مشابهش در بازار وجود نداشت.

    تا اینکه به لطف هدایت‌های عشق خداوندی که همیشه خیر مرا می‌خواهد، دوباره کار کردن با دوره‌های استاد را شروع کردم.
    دوره شیوه حل مسائل زندگی من را نجات داد؛ ذهنم را آرام کرد، به من نشان داد چطور باید با مسائل برخورد کنم و چطور بدون تقلا از آن‌ها عبور کنم.

    پازل پیشرفت من وقتی کامل شد که دوره احساس لیاقت را هم شروع کردم. تازه فهمیدم چقدر در حق خودم نامهربان بودم، چقدر خودم را کوچک می‌دیدم و چقدر اجازه داده بودم ذهنم من را از مسیرم دور کند.

    اما حالا با ترکیب این دو دوره، انگار در بهشت زندگی می‌کنم. مسائل زندگی‌ام یکی‌یکی و بدون زور و فشار حل می‌شوند. آرامش دارم، وضوح دارم، و دوباره دیدم که وقتی در مدار درستی هستم، خداوند چگونه مشتریان و فرصت‌ها را بدون تلاش اضافه به زندگی‌ام برمی‌گرداند.

    من عاشقانه سپاسگزارم از خداوند و از استاد عزیزم و از این آموزه‌های نجات‌بخش.

  • -خانواده ی رضایی

    نتایج چشمگیر من در ۶ ماه عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    با سلام به استاد عزیز. در این شش ماهی که در دوره احساس لیاقت هستم، خداروشکر نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام که بخشی از آن را با شما به اشتراک می‌گذارم.

    کنترل ذهن برایم آسان‌تر شده و دیگر عجله و بدو بدوهای قبل را ندارم. متوکل‌تر شده‌ام و خودم و زندگی‌ام را در کمترین حد ممکن با دیگران مقایسه می‌کنم. آموزه‌های این دوره باعث شده بتوانم تعهدات سازنده‌ای به خودم بدهم و آن‌ها را اجرا کنم. آرامش بیشتری دارم، خودم را بیشتر دوست دارم و دیگر خودم را سرزنش نمی‌کنم. احساس می‌کنم مورد احترام همه هستم و خیلی راحت می‌توانم به درخواست‌های نامعقول دیگران «نه» بگویم.

    در این مدت، توانسته‌ام به تغییر، یادگیری و رشد مهارت‌هایم تن بدهم. در زمینه کنترل و مدیریت احساس گناه، تغییرات بسیار خوبی داشته‌ام و به‌طور کلی چرخ زندگی‌ام خیلی روان‌تر شده، خداروشکر.

    درآمد ماهانه‌ام شش برابر شده و توانسته‌ام برای خودم و خانه وسایل خوبی بخرم. همچنین به لطف اصولی که در دوره احساس لیاقت یاد گرفته‌ام، در این شش ماه دوره قانون سلامتی را هم دقیق‌تر انجام می‌دهم و برای سلامت جسمم ارزش بیشتری قائل شده‌ام؛ همین باعث شده شب‌ها با آرامش بیشتری بخوابم.

    خداروشکر برای این مسیر زیبا و نتایج ارزشمندی که وارد زندگی‌ام شده است.

  • -زهرا و محمد

    رهایی از ترس، وابستگی، سرزنش و کم‌ارزشی با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    وقتی تمرین جلسه ۱۸ از دوره احساس لیاقت را انجام دادم، فهمیدم چقدر در این دوره تغییر کرده‌ام و نتیجه گرفته‌ام. همین باعث شد کمال‌گرایی و مقایسه‌کردن را کنار بگذارم و بخشی از دستاوردهایم را بنویسم.

    قبل از شرکت در دوره احساس لیاقت، به شدت ترسو، وابسته، مشرک، خالی از عزت‌نفس و پر از تردید و نگرانی بودم. حس نالایق بودن در تمام رفتارهایم جاری بود و همین باعث شده بود که دیگران با من با بی‌احترامی کامل رفتار کنند. مدام طرد می‌شدم و نیاز شدید به تأیید دیگران داشتم.

    اما نتایج من بعد از عمل به آگاهی‌های این دوره:

    الان نسبت به قبل به خودم بسیار آسان‌گیرتر شده‌ام. وقتی اشتباهی از من سر می‌زند، خودم را خیلی کمتر سرزنش می‌کنم و دارم یاد می‌گیرم که اشتباهات خودم و دیگران را راحت‌تر ببخشم و از آن عبور کنم.

    در برخورد با مسائل و چالش‌ها، دیدگاه “الخیر فی ما وقع” در من شکل گرفته و همین نگرش، آرامش فوق‌العاده‌ای وارد زندگیم کرده است.

    گفتگوهای ذهنی‌ام واضحاً مثبت‌تر شده‌اند؛ مدام در حال تحسین، شکرگزاری و یاد خدا هستم.

    نسبت به انتقادات دیگران بی‌تفاوت‌تر شده‌ام. راحت‌تر احساساتم را بیان می‌کنم و دیگر مانند قبل، برای جلب تأیید دیگران ماسک نمی‌زنم یا احساساتم را پنهان نمی‌کنم.

    یاد گرفته‌ام توانایی‌هایم را بشناسم و بنویسم و همین باعث شده احساس ارزشمندی درون من رشد کند.

    قبل از دوره، بخش زیادی از روز را با اضطراب می‌گذراندم؛ اما حالا بیشتر روزها در آرامش و حال عالی هستم. تمرکزم روی فراوانی‌های زندگیم است و واقعاً زندگیم پر از نعمت، فراوانی، عشق و آرامش شده—بدون اینکه بخواهم زور بزنم.

    و اما تغییر معجزه‌آسای برخورد جهان با من…

    بعد از کار کردن روی احساس ارزشمندی درونی مخصوصاً با تمرین جلسه ۱۶، رفتار اطرافیان با من کاملاً عوض شده. انگار جهان دارد از درون من الگوبرداری می‌کند. حالا می‌بینم آدم‌ها همان احترامی که برای رئیس‌شان می‌گذارند، برای من هم قائل هستند؛ در حالی که قبلاً هر جا می‌رفتم فقط بی‌احترامی می‌دیدم.

    استاد عزیز عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم که این مسیر ارزشمند را خلق کردید و کمک کردید نسخه بهتری از خودم شوم.

  • -علی شهبازخانی

    تجربه تولد فرزند پس از ۱۰ سال، بهبود سلامت، و جهش مالی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره احساس لیاقت

    استاد عباس‌منش عزیز، امروز حال من و همسرم به قدری خوب است که هر لحظه شکرگزار خدایی هستیم که ما را به نبی خودش، یعنی شما، هدایت کرد. دلیل این حال عجیب و باشکوه، این است که اکنون کنار فرزند ۸ روزه‌مان نشسته‌ایم؛ فرزندی که خالق قدرتمندمان بعد از ۱۰ سال به ما عطا کرده و ما را در یک حال و هوای غیرقابل‌توصیف قرار داده است.

    من و همسرم سودا از سال ۹۷ به‌صورت جدی شاگرد شما هستیم و به لطف عمل به آگاهی‌های الهی‌ای که شما آموزش می‌دهید، به هر خواسته‌ای که از خدا داشتیم رسیده‌ایم. جایگاه، حال خوب، ثروت، سلامتی، روابط رویایی، رابطه عمیق با خداوند همه را مدیون شما هستیم.

    می‌خواهم خلاصه‌ای از معجزاتی را بگویم که «وحی منزل دانستن» آموزش‌های شما از فرش، ما را به عرش رسانده است:

    بعد از عمل به آگاهی‌های نسخه قبلیِ دوره کشف قوانین زندگی، من و همسرم تصمیم گرفتیم روی خودمان سرمایه‌گذاری کنیم و به سمت علاقه‌مان برویم. آن زمان من آتش‌نشان بودم شغلی که همان را هم با آموزش‌های شما خلق کرده بودم. از کاری که فقط ۱۰ روز در ماه کار می‌کردم استعفا دادم، و همراه همسرم شروع کردیم درس خواندن. به لطف خدا، سال ۹۸ هر دو با رتبه عالی وکیل شدیم. برای خیلی‌ها عجیب بود که دو نفر در یک خانه، در یک سال و در یک شهر، با هم وکالت قبول شوند! ما این را فقط و فقط مدیون شما و خدایی هستیم که شما به ما شناساندید.

    بعد از ورود به بازار وکالت، معجزه پشت معجزه رخ داد. پرونده‌هایی به مسیرمان هدایت شد که حتی برای وکیلی با ۲۰ سال سابقه هم جای تعجب داشت. اما هنوز در بخش سلامتی و ثروت ضعف‌هایی داشتیم.

    من حدود ده سال سیگار می‌کشیدم. وقتی دوره قانون سلامتی را ساختید، همسرم چون می‌دانست تنها الگوی من شمایید، آن را به‌عنوان عیدی برایم خرید. با وزن ۹۵ کیلو زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم و بعد از ۵ ماه به ۷۴ کیلو رسیدم؛ در حالی که هم سالم‌تر و هم پرانرژی‌تر شده بودم. همسرم هم ۱۰ کیلو وزن کم کردند و ما این سبک زندگی را ادامه دادیم. و درست همان زمان، معجزه اصلی رخ داد: متوجه شدیم خداوند به‌راحتی یک فرشته به ما عطا کرده است.

    به خدا قسم، تمام پزشکان و سونوگرافی‌ها از سلامت همسرم و جنین مبهوت بودند. و به لطف خدا، ۲۷ اسفند فرزندمان قدم به چشم‌هایمان گذاشت و پسرمان، کارن، اکنون سالم و آرام در کنارمان رشد می‌کند.
    این هم از نتایج آزادی زمانی و مکانی‌ای است که از آموزه‌ها به‌دست آوردیم؛ بدون هیچ نگرانی، داریم از لحظه‌لحظه بزرگ شدن او لذت می‌بریم.

    استاد، سال گذشته چند پرونده میلیاردی را به نتیجه رساندم، اما با وجود اینکه شب و روز روی باورهای ثروت کار می‌کردم، حق‌الوکاله‌ام پرداخت نمی‌شد. تا اینکه دوره احساس لیاقت را خریدیم. با شروع این دوره، تازه ترمزهای وجودم را دیدم. به‌صورت جدی تمرین‌ها را اجرا کردم و نتیجه؟
    در همین دو ماه گذشته، نیمی از تمام مطالباتم وصول شد. میلیاردها تومان ثروت وارد زندگی‌مان شده است.

    و استاد عزیز، به شما قول می‌دهم: وقتی پسرم بزرگ‌تر شود، یک ویدئوی سه‌نفره از تمام جزئیات دستاوردهایمان برایتان می‌فرستیم؛ چون می‌دانیم دانستن این نتایج، برای شما که نبی خدا هستید و ما را هدایت کردید، شیرین‌ترین هدیه است.

    استاد عزیزم،
    من و همسرم تا همیشه سپاسگزارتان هستیم که باعث شدید خودمان را بشناسیم و خالق قدرتمندمان را.

  • -عباسی

    تحول عمیق درونی، بازگشت شادی و رشد دوباره نتایج با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت و دیگر آموزش‌های استاد عباس‌منش

    دوست داشتم تجربیات و اتفاقات درونی این چند سالی را که با آموزه‌های استاد عباس‌منش کار کرده‌ام با شما به اشتراک بگذارم. از نظر نتایج زندگی، در این سال‌ها به بخش بزرگی از خواسته‌هایم رسیده‌ام؛ آن‌قدر که خودم هم باورم نمی‌شد چنین حجم گسترده‌ای از تغییر و خلق اتفاق‌های خوب را در زندگی‌ام تجربه کنم. در مسیر رشد مالی و کاری، به سطحی رسیدم که درآمد و جایگاه شغلی‌ام تا صد برابر ارتقا پیدا کرد و این برای من یک «بیگ‌بنگ» واقعی بود؛ جهشی که به لطف خداوند، بسیاری از آرزوهایم را محقق کرد.

    اما با وجود این نتایج، همیشه یک سؤال در ذهنم بود:
    «چرا با این‌همه دستاورد، حالم خوب نشد؟ چرا شادی‌ام کم شد؟ چرا وقتی به درآمد و زندگی رؤیایی رسیدم، روحیه‌ام افت کرد؟»

    تا اینکه به لطف خداوند هدایت شدم به حقیقتی که مدت‌ها دنبال آن بودم:
    «پسر، تو داری از کمبود احساس لیاقت ضربه می‌خوری. باید روی احساس لیاقتت کار کنی. تو خودت را فراموش کرده‌ای…»

    در همین دوران، اتفاقاتی در زندگی‌ام می‌افتاد که نشان می‌داد نتایجی که با سختی ساخته بودم در حال فروکش کردن‌اند؛ انگار بدون احساس لیاقت، آن‌همه موفقیت مالی و کاری برایم سنگین بود و من کم‌کم داشتم دوباره به «خودِ فقیر گذشته» برمی‌گشتم. و طبق قانون، وقتی برای نعمت‌هایت احساس لیاقت نداشته باشی، آن نعمت‌ها از تو گرفته می‌شود.

    اما دوباره به لطف خدا و هدایتش و با کمک آموزه‌های استاد عباس‌منش، برگشتم به مسیر درست و شروع کردم روی باورهایم کار کردن. و درست در همین زمان بود که دوره بی‌نظیر احساس لیاقت ارائه شد؛ دوره‌ای که الان با هر جمله‌اش زندگی می‌کنم. هر لحظه که با آگاهی‌های این دوره جلو می‌روم و خودم را بیشتر می‌شناسم، مسیرهای تازه، شهودهای عمیق و آگاهی‌های جدیدی در قدم‌به‌قدم این مسیر دریافت می‌کنم.

    حالم کم‌کم خوب شد. وجودم آرام شد. و هم‌زمان، نتایج و اتفاق‌های خوب دوباره شروع به رشد کردند؛ اما این بار با جنس و کیفیتی کاملاً متفاوت، عمیق‌تر و ماندگارتر.

    امروز می‌فهمم که تمام آن دستاوردها بدون احساس لیاقت، مثل ساختمانی روی خاک سست بودند؛ اما اکنون دارم از اساس خودم را می‌سازم. از شما سپاسگزارم استاد عزیز، که این آگاهی‌های نجات‌بخش را در اختیار ما می‌گذارید و مسیر زندگی‌مان را نورانی می‌کنید.

  • -Ehsan Moqadam

    تحول عمیق باورها، آرامش، و جهش مالی با الهام از آگاهی‌های دوره احساس لیاقت، دوره روانشناسی ثروت ۳، و دوره کشف قوانین زندگی

    این کامنت را زمانی می‌نویسم که محو آگاهی‌های جلسات ابتدایی دوره احساس لیاقت و دوره روانشناسی ثروت ۳ هستم و یک «جهاد اکبر» راه انداخته‌ام تا تغییرات بزرگ و اساسی در تمام جنبه‌های زندگی‌ام ایجاد کنم. در حالی‌که مشغول مرتب‌سازی فایل‌های لپ‌تاپم بودم (کاری که ماه‌ها عقب انداخته بودم)، یک‌باره به‌صورت کاملاً هدایتی دیدم یک جلسه از دوره کشف قوانین زندگی واضح به من چشمک می‌زند؛ انگار صدا می‌زد: «بیا، بیا من را دوباره گوش کن!» و من هم شروع کردم. هر لحظه فرکانس‌ها و باورهای من یکی‌یکی اصلاح می‌شد.

    تغییراتی که در این مدت تجربه کرده‌ام واقعاً شگفت‌انگیز است. گاهی آن‌قدر از درک این قوانین ذوق‌زده می‌شوم که فقط دلم می‌خواهد خوشحال باشم. منی که آرزوی داشتن یک‌سری چیزها را داشتم، الان به لطف خداوند بسیاری از آن‌ها را خیلی راحت تجربه کرده‌ام. از وقتی فهمیده‌ام که فقط باید روی خودم کار کنم و فقط خودم را با خودِ قبلی‌ام مقایسه کنم، بیشتر از قبل به خدا، به خودم و به مسیرم افتخار می‌کنم. احساس بهترم، اتفاقات بهتر را مدار به مدار برایم رقم می‌زند.

    شاید واضح‌ترین نتیجه‌ای که از آموزه‌های استاد عباس‌منش گرفته‌ام، آرامشی است که امروز دارم. در گذشته، در شرایط مشابه نیاز داشتم زمان زیادی بگذرد تا بتوانم خودم را پیدا کنم، اما الان ککم هم نمی‌گزد! استقبال می‌کنم از تغییرات زندگی‌ام و می‌دانم هر اتفاق، مرا به خیر بزرگ‌تری هدایت می‌کند.

    وقتی خواسته‌ای خیلی برایم بزرگ می‌شود، از خودم می‌پرسم: «آیا خواسته تو از خدا هم بزرگ‌تر است؟» برای من شاید بزرگ باشد، اما برای خدا نیست. همان لحظه به خدا می‌گویم: «خدایا، خودت می‌بینی که ضعف بندگیت را اعتراف می‌کنم؛ پس خودت قوی‌ام کن، خودت ایمانی بده که از این خواسته بزرگ‌تر شوم.»

    الان خواسته‌های زیادی دارم اما حقیقتاً می‌توانم بگویم نگرانی‌هایم نسبت به گذشته‌ام هزاران برابر کمتر شده است… آن‌قدر کم که می‌توانم بگویم تقریباً نیست.

    یکی از ترمزهایی که در اجرای دوره کشف قوانین زندگی در خودم پیدا کردم و ارتباط مستقیم با همین جلسه داشت، این بود که ذهن من در تصویرسازی و پذیرش چیزهایی که هنوز تجربه نکرده‌ام، گاهی مقاومت زیادی نشان می‌دهد. کاری که برای برداشتن این ترمز می‌کنم این است که می‌سپارم به خدا. به خدا می‌گویم: «من نمی‌دانم، طبیعی است چون تجربه‌اش نکرده‌ام؛ اما تو می‌دانی، تو می‌توانی.» و خودم را از «چگونگی» رها می‌کنم… و بعد دقیقاً به همان چگونگی هدایت می‌شوم.

    مثلاً وقتی می‌خواستم به درآمد ۱۰۰ میلیون تومان در ماه برسم، ذهنم در پذیرش این عدد مقاومت داشت؛ چون تا آن زمان چنین رقمی را تجربه نکرده بودم. اما من تجسم می‌کردم که این پول به حسابم واریز شده؛ باور می‌کردم و به آموزه‌ها عمل می‌کردم. مدتی بعد وقتی پیامک واریز ۱۰۰ میلیون تومان به حسابم آمد، دقیقاً یاد همان تجسم‌ها افتادم. و جالب اینکه واریز این رقم چند بار دیگر هم تکرار شد.

    به‌قدری این مسیر روی ذهن و باورهایم تاثیر گذاشت که حتی در نت گوشی‌ام گفت‌وگوهایی «باورساز» نوشتم که خیلی به من کمک کرد. فهمیدم باور قدرتمندکننده یعنی چه: یعنی فکرهایی که می‌گوید چطورش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که می‌شود و تنها راه رسیدن به خواسته‌هایم حس خوب است. همین حس خوب است که مرا به سمت «چگونگی» هدایت می‌کند.

    یادم هست اولین‌بار که می‌خواستم درآمدم را از صفر بسازم، چه افکار سخت و محدودکننده‌ای داشتم و چقدر کسب درآمد برایم دشوار و غیرممکن بود. اما امروز از زمین تا آسمان با آن روز فرق کرده‌ام. کاملاً روند پیشرفتم را حس می‌کنم. واقعاً یاد گرفته‌ام که پول ساختن آسان است. الگویی بهتر از استاد عباس‌منش ندارم؛ کسی که اول خودش به خواسته‌هایش رسیده و بعد از بسیاری از آن‌ها رها شده. به‌نظر من این کامل‌ترین نوع بندگی خداوند است.

    وقتی به تغییراتی که با حرکت من به‌سمت خواسته‌هایم در جهان ایجاد می‌شود فکر می‌کنم، دقیقاً حس می‌کنم که هر قدم من به سمت خواسته‌ها، من را به بعد الهی وجودم نزدیک‌تر می‌کند. وقتی به خواسته‌های بیشتری می‌رسم، مقابله با نجواهای ذهنی برایم ساده‌تر می‌شود؛ چون لیست داشته‌ها، سپاسگزاری‌ها و منطق‌هایم پرتر و قوی‌تر شده است.

    برای همین برایم مهم است که دنیا را آن‌طور که خودم دوست دارم تجربه کنم؛ نه اینکه یک برگ در باد باشم. این نوع تفکر و زندگی، خدا را برایم واضح‌تر می‌کند، کمکم می‌کند تسلیم‌تر، آرام‌تر و شادتر باشم.

    خدا را صد هزار مرتبه شکر برای این مسیر پر از خیر، برکت، آگاهی و سعادت.
    و از استاد عزیز عباس‌منش با تمام وجودم سپاسگزارم که در این مسیر روشن، راهنمای ما هستند.

     

1 2 3

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 92 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3166 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: