نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -هاجر نخکو

    تحول کامل مالی، شغلی و سبک زندگی با عمل به آموزه‌های
    دوره ۱۲ قدم،
    قانون سلامتی،
    کشف قوانین زندگی،
    و شیوه حل مسائل زندگی

    من از سال ۹۸ با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم. تا امروز دوره ۱۲ قدم، قانون سلامتی، کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسائل زندگی را خریده‌ام و همراه همسرم روی آموزه‌های این دوره‌ها کار می‌کنیم.

    امروز دوباره چکاپ فرکانسی ۱۲ قدم را انجام دادم و زندگی امروزمان را با سال ۹۸ زمان شروع این مسیر مقایسه کردم و دیدم که چقدر پیشرفت کرده‌ایم؛ پیشرفتی که اگر ثبتش نکنم، واقعاً قدرش را نمی‌دانم.

    در سال ۹۸، همسرم بدهی سنگین بانکی داشت. چک‌های زیادی از من و خودش دست طلبکارها بود. مغازه پوشاک‌فروشی‌مان را جمع کرده بودیم و او شغلی نداشت؛ فقط گاهی با اسنپ کار می‌کرد. وضعیت مالی، روحی و امید ما اصلاً خوب نبود.

    اما با کار کردن روی آگاهی‌ها، الهامات یکی‌یکی رسید.
    همسرم ایده‌های جدید گرفت و با هدایت الهی، مسیرش را در حوزه حقوق پیدا کرد. در مهر ۹۸ در رشته حقوق دانشگاه ثبت‌نام کرد و ۲۳ بهمن ۹۸ مؤسسه حقوقی خودش را تأسیس کرد.

    و جالب اینکه قبل از شروع این مرحله جدید، طبق آموزه‌های استاد که همیشه تأکید داشتند «تا بدهی‌های خود را پرداخت نکنید، پیشرفتی رخ نمی‌دهد»، ما تمام بدهی‌ها را تا آبان ۹۸ تسویه کردیم و حتی خانه‌مان را هم از رهن بانک آزاد کردیم.

    امروز که پنج سال از کار کردن مستمر ما با این آگاهی‌ها گذشته، همسرم فوق‌لیسانس حقوق دارد، در کارش به‌طرز چشمگیری رشد کرده و مؤسسه‌اش حالا یکی از بهترین مؤسسات حقوقی اصفهان است؛ به لطف خدای بزرگ و آموزش‌های استاد عباس‌منش.

    در این پنج سال، زندگی ما از پایه متحول شد:
    ما یک باغ خریدیم.
    دو ماشین صفر داریم.
    پس‌انداز عالی و موجودی حساب بانکی‌مان بسیار خوب است.
    با آرامش، عزت نفس و اعتماد به خداوند، از زندگی‌مان واقعاً لذت می‌بریم.

    خدایا سپاسگزارم که ما را با این مسیر آشنا کردی. حالا با تمام وجود باور دارم که هر لحظه‌ای که به قانون عمل می‌کنیم، همان لحظه شرایط دلخواهمان را خلق می‌کنیم.

  • -بنیامین ترکمان

    رشد ارزشمندی درونی، ثبات شغلی و روابط عاطفی سالم با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    یکی از مهم‌ترین نتایج من از کار کردن با دوره ۱۲ قدم، احساس ارزشمندی و عزت‌نفسی است که در وجودم ساخته شده؛ نتیجه‌ای که به‌جرئت می‌گویم با هیچ دستاورد دیگری قابل مقایسه نیست.

    قبل از کار کردن با این آگاهی‌ها، در روابط کاری، دوستی و حتی عاطفی برای خودم ارزش قائل نمی‌شدم و همین مسئله «پاشنه آشیل» زندگی من بود. همیشه کمتر از یک سال در یک کار دوام می‌آوردم؛ یا با صاحب‌کار بحث می‌کردم یا اخراج می‌شدم. اما بعد از کار کردن روی بهبود شخصیت به کمک این آگاهی‌ها، توانستم سه سال در یک شغل بمانم و در نهایت هم با آرامش و به اختیار خودم از آن کار بیرون آمدم و شغل موردعلاقه‌ام را شروع کردم. آن هم با سرمایه‌ای حدود ۱۰ میلیون تومان. امروز بعد از فقط یک سال، سرمایه‌ام حداقل ۲۰ برابر شده و از نظر خودم این رشد یک معجزه واقعی است.

    در روابط عاطفی هم قبل از آشنایی با آگاهی‌های ۱۲ قدم، رابطه‌هایم بیشتر از دو ماه دوام نمی‌آورد؛ چون وابسته بودم. من طرف مقابل را همیشه بیشتر از خودم دوست داشتم، برای خودم ارزش قائل نبودم. مثلاً اول او باید غذا می‌خورد، سفر بدون او برایم زهرمار بود، اگر یک روز نبود انگار دنیا برایم تمام می‌شد. اما وقتی روی خودم کار کردم، به لطف خدا همه‌چیز تغییر کرد. امروز توانستم برای خودم ارزش قائل شوم، با خودم در صلح باشم، خودم را مهم بدانم، خودم را در اولویت قرار بدهم و وابسته نباشم. نتیجه؟
    روابط عاطفی‌ام ادامه‌دار، بالغ، محترمانه و لذت‌بخش شده‌اند.

    البته همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند: «پاشنه آشیل با یک‌مدت کار کردن کاملاً از بین نمی‌رود.» برای همین من هم می‌دانم که لازم است به طور منظم روی این موضوع کار کنم تا این تغییرات در شخصیت من تثبیت شوند.

    این احساس ارزشمندی عمیق که امروز در وجودم دارم، برای من بزرگ‌ترین معجزه مسیر دوره ۱۲ قدم است.

  • -moghadam

    بازسازی کامل زندگی در حوزه مالی، سلامتی، روابط و عزت‌نفس با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره قانون سلامتی، و دوره عزت نفس

    ورود من به «دانشگاه خودشناسی abasmanesh.com» در سال ۹۸ و با خرید دوره ۱۲ قدم آغاز شد. در شروع دوره، چکاپ فرکانسی‌ام را نوشتم و در طی کار کردن روی خودم با آگاهی‌های این دوره، آرام‌آرام تبدیل به یک انسان جدید با شرایط کاملاً جدید شدم؛ و امروز به این رشد و تغییرات به خودم می‌بالم.

    فایل‌های «سفر به دور آمریکا» و «زندگی در بهشت» دریچه‌ای تازه به رویم باز کردند و به من یاد دادند که می‌شود جور دیگری دید، جور دیگری باور داشت و جور دیگری زندگی کرد. یاد گرفتم می‌شود در تمام لحظات با خودت مهربان باشی و شرایط دلخواهت را خلق کنی. جمله استاد عباس‌منش که می‌گویند «همیشه با مدرک و نتیجه حرف بزنید»، تبدیل شد به محور زندگی من. حالا می‌خواهم بخشی از مدارک و نتایجم را از عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم در طی سه سال اخیر بگویم:

    در حوزه مالی
    قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، تنها سرمایه من مقدار کمی طلا بود. اما در این مدت، ورودی مالی چشمگیری داشتم و الان صاحب ملک و ماشین هستم. این رشد مالی محصول مستقیم تغییر باورهایم و عمل به آموزه‌های این دوره بوده است.

    در حوزه سلامتی
    وضعیت سلامتی من با ورود به دوره قانون سلامتی شگفت‌انگیز شده است. هیچ قرص یا دارویی مصرف نمی‌کنم و طی حدود دو سال، حتی یک سرماخوردگی کوچک هم نداشته‌ام. بدنم سبک، قوی و پرانرژی است.

    در حوزه روابط
    امروز در روابط، قابل‌قیاس با گذشته نیستم. منِ همیشه منتقد و توقع‌دار، تبدیل به فردی شده‌ام که به عقاید همه احترام می‌گذارد، با همه دوست است و حضور دیگران را در جهان می‌پذیرد. این تغییر، ثمره مستقیم کار کردن روی خودم با آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم بوده است.

    در ارتباط با خداوند
    سال ۹۸ وارد سایت شدم چون دنبال شناخت خدا بودم؛ فردی ضعیف با باورهای پوسیده. اما آرام‌آرام، خدای درونم تبدیل شد به همراه، همدم و راهنمای دائمی من. هنوز هم این مسیر جای رشد دارد، اما آرامش عمیق درونم نشان می‌دهد که چقدر جلو آمده‌ام و چقدر این مسیر الهی درست بوده است.

    در حوزه عزت‌نفس
    با کار کردن روی دوره عزت نفس تغییر عظیمی در من اتفاق افتاد. تجربه یک سال زندگی در ملبورن استرالیا، برای من تبدیل شد به نقطه عطف. با اینکه زبان را به‌درستی بلد نبودم، اما دوستان زیادی پیدا کردم، گواهینامه استرالیا را گرفتم، کارهای داوطلبانه انجام دادم و مسیرهای تازه‌ای از اعتمادبه‌نفس را در خودم فعال کردم. این حضور در محیط‌های جدید، کلاس‌ها، مهمانی‌ها و تعامل با افراد غریبه، نشانه واقعی رشد من بود و استارت همه این‌ها در دوره عزت نفس زده شد.

    سفر به ملبورن باعث شد قسمت بزرگی از سد کمبود عزت‌نفس در من فرو بریزد و در کنترل ذهنم توانمندتر شوم. باوری در من تقویت شد که هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع رشدم شود. این باور که همیشه همراه من بوده و با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، هر روز قوی‌تر می‌شود.

    امروز، وقتی به مسیر سه‌ساله‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم زندگی‌ام در تمام ابعاد مالی، سلامتی، روابط، عزت‌نفس و ارتباط با خدا به‌طور کامل بازسازی شده است. همه این‌ها به لطف عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و ادامه‌دادن مسیر رشد بوده است.

  • -ژاله نقوی علائی

    رهایی از بدهی، بهبود خانواده، رشد مالی و آرامش درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در ابتدای آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش، تازه از همسرم جدا شده بودم. از هر طرف با بدهی‌های ریز و درشت و طلبکارها احاطه شده بودم. بچه‌هایم از لحاظ روحی شرایط بسیار بدی داشتند. خودم چاق و مریض بودم و عملاً هیچ‌چیز نداشتم. اما امروز که سه سال از آن روزها گذشته و این مدت را با کار کردن روی آموزه‌های استاد و ورود به دوره ۱۲ قدم گذرانده‌ام، زندگی‌ام چیزی شبیه یک معجزه است. بخشی از نتایج و تغییراتم را می‌نویسم:

    ۹۰ درصد بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام؛
    سلامت، زیبا و خوش‌هیکل شده‌ام؛
    بچه‌هایم وضعیت روحی فوق‌العاده‌ای دارند؛
    رابطه‌ام با همسر سابقم کاملاً محترمانه و آرام است؛
    یک شرکت موفق و با اعتبار دارم؛
    یک پارتنر فوق‌العاده از همه‌نظر کنارم هست؛
    یک دفتر کار در بهترین نقطه شهر با بهترین دیزاین دارم؛
    اخیراً مدیر فروش بزرگ‌ترین پروژه ساخت‌وساز شهر شده‌ام؛
    با تمام اعضای خانواده‌ام که سال‌ها با من قهر بودند رابطه‌ای عالی دارم؛
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده و پرسنل عالی همراه من هستند؛
    رابطه‌ام با خدا بسیار عمیق‌تر و معنوی‌تر شده و آگاهی‌ام نسبت به گذشته به‌شدت افزایش یافته؛
    با طبیعت و کائنات ارتباطی بی‌نظیر پیدا کرده‌ام؛
    کنترل ذهنم فوق‌العاده شده؛ قبلاً اصلاً کنترل ذهن نداشتم، اما حالا در ۸۰٪ مواقع ذهنم را هدایت می‌کنم؛
    و چون فرکانسم تغییر کرده، تقریباً تمام دوستان قبلی‌ام خودبه‌خود از زندگی‌ام حذف شده‌اند و من از این بابت کاملاً خوشحالم، چون حالا در مدار بسیار بهتری هستم.

    استاد عزیز عباس‌منش، برای همه آنچه تا کنون از شما آموخته‌ام و برای هر آنچه در ادامه مسیر خواهم آموخت، از صمیم قلب سپاسگزارم.

  • -امیر کاظمی منش

    تحول مالی، سلامتی، ایمان و بازگشت به مسیر درست با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    بنده چند سال است که عضو سایت abasmanesh.com هستم. البته مدت‌ها قبل از عضویت رسمی، با استاد عباس‌منش آشنا بودم و تا کمتر از ده ماه پیش تقریباً تمام فایل‌های شما را—حتی محصولاتی که غیرقانونی به دستم رسیده بود—دیده و شنیده بودم. صادقانه می‌گویم هیچ صحبت یا فایلی نبود که استاد عباس‌منش تولید کرده باشند و من نشنیده باشم. اما با وجود این حجم از گوش دادن، مطلقاً هیچ نتیجه‌ای نداشتم.

    سال ۹۵ یک شکست بزرگ کاری زندگی‌ام را زیر و رو کرد. تمام نتیجه هفت سال کارم از بین رفت. به‌شدت افسرده شدم، قند و چربی و فاکتورهای پزشکی‌ام به‌هم ریخت و روزانه حدود ۱۵۰ قرص مصرف می‌کردم. در دوران پاندمی با وجود احتیاط شدید، بیمار شدم، ریه‌ام درگیر شد، کار به بستری شدن و تزریق‌های سنگین رسید و مدتی به نبود خودم فکر می‌کردم.
    در کارم خرید و فروش ملک در تهران در رکود کامل گیر افتاده بودم. سالی یکی دو معامله با زور انجام می‌دادم و هیچ پیشرفتی نداشتم. می‌دیدم اطرافیان با سرعت رشد می‌کنند و من انگار با زنجیر بسته شده‌ام. این وضعیت باعث سقوط عزت نفس و رفتارهای ناشی از آن شده بود که گفتنش مایه شرمساری است.

    اوایل فروردین، همسرم برای اولین بار درباره استاد عباس‌منش از من پرسید. چند فایل به او دادم و گفت: «عجب استادی!». با خوش‌خدمتی برایش یک جلسه از دوره ۱۲ قدم را فرستادم. چند دقیقه نگذشته بود که با ناراحتی برگشت و گفت:
    «این فایل را از کجا دزدیده‌ای؟ مگر نمی‌بینی استاد می‌گوید راضی نیست؟ چطور محصول خریدنی را بدون پرداخت بها گوش می‌کنی؟»

    همان لحظه به‌قدری لرزیدم و از خواب غفلت بیدار شدم که از خودم منزجر شدم. چطور بارها کلام استاد را شنیده بودم اما هیچ اثری نکرده بود، اما همسرم در همان چند دقیقه واکنشی این‌چنین پاک و درست داشت؟
    دو سه ماه حتی دستم نمی‌رفت فایل‌های استاد را پخش کنم. از تصویر ایشان هم خجالت می‌کشیدم.

    اما همه آن وضعیت‌های بد ادامه داشت… تا ۱ تیر ۱۴۰۲.

    در آن روز، انگار یک طوفان روحی در من بیدار شد. تصمیم گرفتم این‌بار از مسیر درست شروع کنم.
    در فایل‌های شما شنیده بودم:
    «اگر می‌خواهی شروع کنی، از همین الآن شروع کن. فردا و شنبه و سرماه دیر است. همین امکانات فعلی کافی است.»

    و شنیده بودم:
    «در کاری که می‌خواهی شروع کنی، اول مدتی برای دیگران کارآموز یا کارگر باش تا با هزینه آنان یاد بگیری.»

    دوستی داشتم که کار اجرایی ساختمان داشت. هنوز تصمیم نگرفته بودم تماس بگیرم که همان لحظه خودش تماس گرفت! گفت بیا ببینمت. رفتم و گفتم می‌خواهم طبق توصیه استاد، کارآموز سر پروژه‌ات باشم. با روی باز پذیرفت.
    این اولین معجزه بود؛ نه بعد از سال‌ها گوش دادن فایل‌های غیرقانونی، بلکه بعد از پشیمانی واقعی و شروع از مسیر درست.

    از همان روز با فایل‌های هدیه سایت شروع کردم. تصمیم گرفتم کلام به کلام اجرا کنم.
    درونم دگرگون شد؛
    با وجود اینکه ظاهراً اتفاق خاصی نمی‌افتاد، اما اعتمادبه‌نفس، آرامش، ایمان و انرژی بازگشت.
    شرایط ظاهری سخت بود؛ منِ سازنده سابق، حالا کارآموز رایگان بودم. اما به یاد شروع استاد در بندرعباس افتادم… و آرام می‌شدم.

    ماه‌ها گذشت و نتایج عجیب یکی‌یکی ظاهر شد:

    ایمانم بازگشت.
    خدا در زندگی‌ام زنده شد.
    امیدم بازگشت.
    روحیه‌ام احیا شد.
    هدایت الهی در زندگی‌ام جاری شد.

    و معجزه‌های واقعی:

    مشکل دیسک گردنم کاملاً درمان شد.
    وزنم با رژیم و ورزش بیش از ۱۵ کیلو کم شد.
    فاکتورهای پزشکی‌ام ۹۰٪ نرمال شد.
    مصرف ۶۰ قرص اعصاب در ماه را در ۱۰ روز ترک کردم.
    افسردگی‌ام برای همیشه از بین رفت.
    یک شب فقط با ذکر «یامن اسمه دوا و ذکره شفا» در لحظه از تب و سرماخوردگی شدید شفا گرفتم.
    چند اتفاق بزرگ مالی، اداری و حتی دریافت یک ویزای مهم رخ داد.
    کارها به طرز باورنکردنی روان شد.

    اما نقطه اوج:
    ده‌ها فایل ملکی بررسی می‌کردم تا اینکه ۱۰ دی یک آپارتمان گران‌قیمت‌ام با پول نقد فروش رفت و همان شب بهترین ملک کلنگی ممکن را قولنامه کردم—ملکی با سودآوری چند برابر املاک مشابه.
    برای پرداخت باقی وجه، هیچ مشتری نبود. فشار زیاد بود اما به خدا سپردم.

    ۲۰ اسفند شب با خدا صحبت کردم که: «نمی‌خواهم شروع کارم به ضرر کسی باشد… اگر تا اینجا رساندی، ادامه‌اش را هم تو درست کن.»

    صبح فردا مشتری دست‌به‌نقد برای ملک دوم آمد.
    شرایط سختی گذاشتم که مطمئن شوم برکت الهی است:
    ۶۰٪ نقد روی قرارداد، ۱۰ روزه دفترخانه، بدون تخفیف، بدون تحویل کلید.
    همه را قبول کرد.
    روز بعد چک را گرفتم.
    ۲۷ اسفند کل مبلغ نقد شد.
    ۲۸ اسفند سند ملک جدید آماده شد و نقداً پرداخت کردم.
    اتفاقی که در ۳۰ سال فعالیت ملکی، نه دیده بودم و نه شنیده بودم.
    اکنون دوره ۱۲ قدم را از ابتدا و به‌صورت رسمی و درست شروع کرده‌ام و قدم اول هستم.

    اگر این نوشته هدایت یک نفر شود، من وظیفه‌ام را نزد پروردگار و استاد عزیزم انجام داده‌ام.

  • -مریم عبدلی

    رشد مالی، آرامش عمیق و شکوفایی فردی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من اواخر سال ۱۴۰۰ وارد سایت شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم. در شروع مسیر، کل پس‌انداز زندگی من فقط دو میلیون تومان بود، اما تصمیم گرفتم قدم اول دوره ۱۲ قدم را بخرم. کار کردن با آموزش‌های این دوره، همان سال اول تغییرات زیادی در زندگی‌ام ایجاد کرد. هزینه‌های غیرمترقبه و هزینه‌های دارو و درمانم به‌طور چشمگیری کم شد و علاوه بر اینکه خیلی راحت توانستم تمام قدم‌های دوره ۱۲ قدم را خریداری کنم، موفق شدم دو دوره ارزشمند دیگر را نیز تهیه کنم.

    در همین سال ماشین صفر خریدم، از لحاظ روحی آرامش بسیار بیشتری داشتم و بخش بزرگی از روزهایم با شادمانی و احساس خوب سپری می‌شد. اواخر سال ۱۴۰۱ که با دوستم صحبت می‌کردم به او گفتم: «سال ۱۴۰۱ بهترین سالی بوده که تا حالا تجربه کرده‌ام.» چون در آن سال فهمیدم اگر باورهای قدرتمندکننده بسازم، از هدایت‌های همیشگی خداوند استفاده کنم، ذهنم را مدیریت کنم و از داشته‌هایم لذت ببرم، تمام خواسته‌هایم خودبه‌خود وارد زندگی‌ام می‌شود. همین درک، آرامش عمیقی به من داده بود.

    اما امروز که سال ۱۴۰۲ هم به پایان رسیده، با جرأت می‌گویم سال ۱۴۰۲ از هر نظر مالی، سلامتی، روابط، حال خوب، امید به آینده و… به‌مراتب بهتر از سال قبل بوده است.

    در سال ۱۴۰۲ به لطف خداوند، کارگاه هنری خودم را در یکی از اتاق‌های خانه‌ام راه‌اندازی کردم؛ در زمینه کسب‌وکار شخصی‌ام آموزش دیدم و در کنار کار کارمندی‌، کار هنری خودم را نیز استارت زدم. کاملاً سالم هستم، وزن ایده‌آل خودم را دارم و مهم‌تر از همه، حال خوب، شادی و امید به آینده‌ام به حدی زیاد شده که اصلاً قابل مقایسه با سال قبل نیست.

    امروز با افتخار می‌گویم این مسیر، زیباترین هدایت زندگی من بوده و هر قدمی که با آگاهی‌های استاد عباس‌منش برداشتم، به لطف خداوند، مرا به نسخه‌ای بهتر از خودم تبدیل کرده است.

  • -احمد فرهنگیان

    نتایج درخشان هفت‌ماهه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    تعهد داده بودم که به مدت هفت ماه فقط روی دوره ارزشمند ۱۲ قدم تمرکز کنم و اولین روز سال ۱۴۰۳ بیایم و از تغییرات و نتایج این مدت بنویسم. من از اول مرداد ۱۴۰۲ قدم اول را شروع کردم و تا پایان سال ۱۴۰۲ تا پایان قدم ششم را کار کردم و به امید خدا قرار است در ایام عید، قدم هفتم را آغاز کنم.

    اما حالا وقت آن رسیده درباره تغییرات شگرفی بنویسم که در طی این هفت ماه، در اثر عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم در زندگی‌ام اتفاق افتاده است:

    من هدف گذاشته بودم که درآمد سالانه‌ام به یک میلیارد تومان برسد و امروز وقتی جمع‌بندی کردم دیدم درآمد سالانه من به یک میلیارد و سیصد میلیون تومان رسیده و حتی از هدفم هم فراتر رفته‌ام.

    اول مرداد یعنی هفت ماه پیش وقتی دوره ۱۲ قدم را شروع کردم، فقط ده میلیون تومان پول داشتم و کلی بدهکار بودم. اما حالا بعد از هفت ماه، تمام بدهی‌هایم صفر شده و پنجاه میلیون تومان پس‌انداز دارم.

    در این مدت، کسب‌وکار خودم را راه انداختم و از آن لذت می‌برم؛ کاری که همیشه آرزویش را داشتم.

    تا قبل از شروع ۱۲ قدم، سفر رفتن و سوار شدن به هواپیما برایم یک آرزوی دور بود؛ اما در همین هفت ماه، یک سفر رویایی با هواپیما به جزیره کیش رفتم و در هتل چهارستاره اقامت داشتم.

    هفت ماه پیش اضافه‌وزن داشتم اما الان در وزن و اندام ایده‌آلم هستم؛ چون دوره ارزشمند قانون سلامتی را نقداً از سایت خریدم و دقیقاً طبق آن زندگی می‌کنم.

    هفت ماه پیش، ماهی دو بار مریض می‌شدم اما حالا هفت ماه است که کاملاً سالم هستم.

    هفت ماه پیش، هفته‌ای دوبار با همسرم دعوا می‌کردیم؛ اما حالا عشق، آرامش و صمیمیت زیبا، پایه اصلی رابطه‌مان شده.

    هفت ماه پیش با خدا دعوا داشتم و مدام می‌گفتم چرا بلا سرم می‌آوری؛ اما حالا زندگی‌ام آن‌قدر روان و پرنعمت شده که احساس می‌کنم روی دوش خدا نشسته‌ام. کافی‌ست چیزی را بخواهم؛ غیرممکن است که به من نرسد.

    نتایجم واقعاً زیاد، روشن و درخشان است. اما چون تعهد داده بودم، خواستم قسمتی کوچک از این برکت‌ها را اینجا بنویسم.
    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا.

  • -مهدی و مینا

    دستیابی به نتایج غیرممکن و معجزه‌آسا با عمل مستمر به تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم

    الان حدود ۹ ماه است که دارم روی دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم و هر روز به‌طور منظم تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دهم. نتایجی که از این آگاهی‌ها و این تمرین گرفته‌ام، واقعاً باور نکردنی است. خداوند در این مدت کارهایی برای ما انجام داده که از نظر همه اطرافیانم «غیرممکن» بوده است.

    من و همسرم هر دو فرهنگی هستیم. همسرم توانست بدون سابقه کاری کافی و در همان سال اول، انتقالی بین‌استانی بگیرد؛ در حالی که تمام افراد اداره می‌گفتند انتقالی زیر پنج سال سابقه یا پیش از پایان تعهد، کاملاً غیرممکن است. اما با تمرین ستاره قطبی و توکل، همان غیرممکن به ساده‌ترین شکل ممکن شد.

    ما نه ماشین داشتیم و نه پولی برای خرید آن. در تمرین ستاره قطبی فقط از خداوند یک وسیله برای رفت‌وآمد می‌خواستم و بعد به‌طور کاملاً معجزه‌آسا، توانستیم ماشین‌دار شویم؛ چیزی که در ظاهر هیچ راهی برایش نبود.

    امروز از ته دل به این باور رسیده‌ام که می‌توانم زندگی‌ام را خودم بسازم و در این مسیر، خدای بزرگ همیشه کنارم هست. هرچه را با ایمان و سپاسگزاری بخواهم، خداوند در بهترین زمان و به ساده‌ترین شکل به من می‌بخشد.

  • -حسین و سکینه

    ازگشت به مسیر، جهش مالی و برآورده شدن خواسته‌ها با عمل دوباره به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    مدت یک سالی می‌شود که قدم اول دوره ۱۲ قدم را با همسرم تهیه کردیم. دو ماه اول با جدیت و تعهد کامل جلسات دوره را گوش می‌دادیم و به آموزه‌ها عمل می‌کردیم و همان زمان نتایج فوق‌العاده‌ای وارد زندگی‌مان شد؛ نتایجی مثل روابط زیباتر، احساس آرامش عمیق‌تر، پیشنهاد شغلی عالی با درآمد بسیار بهتر و… تا جایی که درآمد ماهانه من چهار برابر شد.

    اما بعد از مدتی، جدیتم برای ادامه آموزش‌ها کم شد، روی خودم کار نمی‌کردم و به همان نسبت، نتایج هم کمتر شد. فروش روزانه‌ام کم و کمتر شد تا جایی که تقریباً به صفر رسید.

    تا اینکه یک روز فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را نگاه کردم و دوباره تعهد، انگیزه و دلیل موفقیت‌های قبلی‌ام را به یاد آوردم. همان‌جا تصمیم جدی گرفتم که دوباره شروع کنم. الان کمتر از دو ماه است که با جدیت بالا آموزه‌های دوره ۱۲ قدم را اجرا می‌کنم و به قول استاد، برای کار کردن روی خودم «جهاد اکبر» راه انداخته‌ام. صبح و شب تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دهم، با آگاهی‌های دوره باورهای قدرتمندکننده می‌سازم و تمرکز کامل گذاشته‌ام روی رشد کسب‌وکارم.

    و این‌ها بخشی از نتایجی است که فقط در همین دو ماه تجربه کرده‌ام:

    همسرم بعد از حدود یک سال صبر، باردار شده است.

    فروشی که تقریباً صفر شده بود، دوباره به اوج برگشته؛ فقط در دی‌ماه ۱۹۵ کارتن فروش داشتم.

    مشتری‌هایم یکی‌یکی بازگشته‌اند و دوباره از من خرید می‌کنند.

    یک عزیز بدون اینکه از او بخواهم، برای گسترش کسب‌وکارم کاری انجام داد که کمک بسیار بزرگی برایم بود.

    و مهم‌ترین نتیجه‌ام در این مدت کوتاه، خرید ماشین مورد علاقه‌ام است. این ماشین هدف اول امسال من بود و بعد از افت‌ها و مشکلات، کاملاً از آن ناامید شده بودم؛ اما خداوند دوباره به من ثابت کرد که اگر به هدایت و حمایتش ایمان بیاورم و مسیر درست را ادامه بدهم، همه چیز سر زمان درست به من می‌رسد.

    من از عمل به آگاهی‌های قدم اول به اندازه کافی نتیجه گرفته‌ام و حالا نوبت قدم بعدی است. با اشتیاق کامل وارد قدم دومِ دوره ۱۲ قدم می‌شوم و مطمئنم نتایج شگفت‌انگیز زیادی در راه است.

  • -زهرا

    تحول زندگی من با قدم اول دوره ۱۲ قدم

    روزی که خداوند مرا به سمت فایل «توحید عملی، قسمت ۶» هدایت کرد، حتی تصور نمی‌کردم این اتفاق آغاز یک تحول بزرگ در زندگی‌ام باشد. کمتر از یک سال بعد توانستم همه کارهای نیمه‌تمامی را که به‌سبب ترس رها کرده بودم و کارهایی را که هرگز به خاطر ترس شروع نکرده بودم، آغاز کنم و مهم‌تر از همه، هرگز فکر نمی‌کردم که از مسیری که اکنون از آن درآمد دارم، با این میزان آزادی زمانی و مکانی بهره‌مند شوم.

    پیش از آن سه سال عضو سایت بودم ولی صرفاً از محتوای عقل کل لذت می‌بردم و گاهی پرسش و پاسخ‌ها را می‌خواندم. سپس درگیر اتفاقات سیاسی و عضویت در گروه‌های فمینیستی شدم و کانون توجه‌ام به نکات منفی و مقاومت نسبت به هر چیزی مرتبط با دین کشیده شد. در همان زمان به‌دلیل حجم کارهای پژوهشی نمی‌توانستم روی کاری تمرکز کنم و درآمدی داشته باشم؛ در حالی که استقلال مالی برایم مهم بود. بنابراین شروع کردم به کار کردن روی عزت‌نفس و چند ماه بعد دوباره همان فایل «توحید عملی» را دیدم. با وجود جهت‌گیری‌های منفی‌ نسبت به استاد عباس‌منش، حس کردم تمام آگاهی‌ایی که مدت‌ها گم کرده بودم، در آن فایل وجود دارد. ناگهان خودم را دیدم که گریه می‌کنم و احساس می‌کردم چیزی را که سال‌ها گمش کرده بودم پیدا کرده‌ام. من خدایی را پیدا کرده بودم که با وجود مذهبی بودن خانواده‌ام، هرگز این‌گونه درباره‌اش نشنیده بودم.

    اکنون حدود یک سال از آن زمان می‌گذرد. از آن گروه‌های فمینیستی خارج شده‌ام و جهان ناخودآگاه ارتباطم را با دوستان قبلی قطع کرد. روزهای خاکستری‌ام رنگ گرفتند؛ توانستم مزه لذت و شادی را بچشم، از ته دل بخندم و از لحظه‌ها و اتفاق‌های کوچیک خوشحال شوم. برای اهدافی که سال‌ها به تعویق انداخته بودم قدم برداشتم و فایل‌های هدیه سایت را مدام گوش می‌دادم. کار مورد علاقه‌ام را آغاز کردم و قدم‌ها را یکی پس از دیگری برداشتم. حدود هشت ماه در مسیر اهدافم کار می‌کردم بدون اینکه درآمدی داشته باشم، اما به آنچه خدایم به من گفته بود عمل می‌کردم و ادامه می‌دادم. از همان روزی که کار بر روی باورهای مالی‌ام را شروع کردم، درآمدم نیز آغاز شد.

    دوره ۱۲ قدم اولین محصولی است که خریداری کردم و خیلی خوشحالم که با اولین درآمد خودم توانستم آن را تهیه کنم. اکنون از مسیری درآمد دارم که نه رشته‌اش را خوانده‌ام و نه مدرکش را دارم؛ تنها از خدا هدایت خواستم و دیدم مهارتی که سال‌ها پیش آموخته بودم اکنون می‌تواند منبع درآمدم باشد. در کمتر از یک ماه اخیر ۲۱ میلیون درآمد داشته‌ام و برای شروع کار از این نتیجه بسیار راضی‌ام؛ در حالی که تازه دوره ۱۲ قدم را آغاز کرده‌ام.

1 2 3

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 92 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3166 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: