نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یکونیم سال زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، میخواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که مینویسم، لبخند شما را از دیدن آنها در ذهنم تصور میکنم.
من دقیقاً یکونیم سال پیش زندگی به شیوهی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایشهای قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایشهای بعد از یکونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه است.
آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیستوپنج — HOMA-IR در محدودهی پیشدیابت — FOB مثبت — تیروئید کمکار — و چندین شاخص نگرانکننده دیگر.شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معدهی شدید، سردردهای ضربهای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونتهای مداوم زنانه، غدهی چرکی زیر بغل، تیرگی و لکهای پوستی، ریزش مو، ناخنهای ضعیف، پف چشمها، سنگینی دستوپا، پریودهای نامنظم، کمکاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آنها سالها درگیر بودم.اما آزمایش بعد از یکونیم سال زندگی به شیوهی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاهوشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگرانکننده برطرف شده.شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانهها متناسبتر و عضلانیتر شده.اما مهمتر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوهی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجدهساله شدهام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.
یکی از پررنگترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع بهطور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبتنام کردم و الان یکونیم سال است در کنار کار و بچهداری، زبان میخوانم و نهتنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظهام هم بسیار قوی شده.
خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبحها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار میشوم.
ظاهرم آنقدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف میکنند، اما تحول درونی را فقط خودم میدانم که چقدر عمیق بوده.دیگر هیچ اثری از دانههای چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
هیچ درد معدهای ندارم.
تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
پریودها کاملاً منظم شده.
کمکاری تیروئید بهطور کامل برطرف شده.
چهرهام شفاف شده و لکها از بین رفته.
ریزش مو ندارم و ناخنهایم محکم و سالم شدهاند.
بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمیتوانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
به اصرار همسرم سه تا از قرصها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوهی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرصها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همانطور ماند… و بعد هم آنها را دور انداختم.در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دورهها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوهی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.وقتی بعد از یکونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله میگفت:
«چطور ممکنه…؟»استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نهتنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.
نتایج شگفتانگیز من از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی در کمتر از سه ماه
میخواستم از نتایجی بنویسم که تا امروز از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی گرفتم. هنوز سه ماه هم نشده که طبق این دوره زندگی میکنم، اما نتایجم آنقدر زیاد و عمیق بوده که خودم هم باورم نمیشود.
قبل از شروع این سبک زندگی، بعد از خوردن ناهار به شدت خوابم میگرفت، اما الان این مشکل کاملاً از بین رفته. همیشه بعد از خواب ظهر بدنی سنگین و دردناک داشتم، طوری که همسرم باید من را ماساژ میداد تا بتوانم از جایم بلند شوم، اما این مسئله هم کاملاً رفع شده. حس خوابآلودگی دائمی داشتم و در طول شبانهروز مدام خمیازه میکشیدم، اما الان کاملاً برطرف شده و بدنم سرحالتر از همیشه است.
تمرکز بسیار پایینی داشتم و بیشتر از نیم ساعت نمیتوانستم مطالعه کنم، اما الان راحت دو ساعت بدون حواسپرتی مطالعه میکنم. همیشه آبریزش بینی و علائم شبیه سرماخوردگی داشتم، خصوصاً در زمستان، اما الان حتی در اوج سرمای زنجان هم کاملاً سالمم. قبلاً خیلی سرمایی بودم، اما الان در برابر سرمای شدید هیچ مشکلی ندارم و این واقعاً برایم شگفتانگیز است.
چربیهای دور شکمم کاملاً از بین رفته و وزنم از ۷۸ کیلو به حدود ۶۷–۶۸ کیلو رسیده. قبل از دوره، یک ساعت پیادهروی سر کار باعث پا درد میشد، اما الان تا پایان تایم کاری و حتی تا زمانی که به خانه میرسم هیچ مشکلی ندارم.
از نظر اعصاب هم تغییرات زیادی داشتم. خیلی زود عصبی میشدم و مدام با همسرم بحثم میشد، اما الان ۹۸٪ بهتر شدم و آرامش بیشتری دارم. تنبلی و عقبانداختن کارهایم هم تا حد زیادی برطرف شده و میتوانم بگویم ۵۰ تا ۶۰ درصد پیشرفت کردهام.
قبلاً خیلی زیاد میخوابیدم، اما الان خوابم کمتر شده و کیفیتش بسیار بالاتر رفته و بعد از بیداری اصلاً حس خوابآلودگی ندارم. اعتمادبهنفسم تقریباً ۵۰ درصد بیشتر شده. پوست سرم قبلاً خیلی چرب بود و اذیتم میکرد، اما الان کاملاً نرمال شده. کمحوصله بودم اما حالا روحیهام خیلی بهتر شده است.
مشکل تکرر ادرار داشتم و وقتی بیرون میرفتیم، در یک ساعت چندین بار مجبور بودم دستشویی بروم. هضم صبحانه هم برایم سخت بود و دائماً مشکل گوارشی داشتم. اما حالا با حذف صبحانه و رعایت اصول دوره، تمام این مسائل کاملاً برطرف شده.
قبلاً نهایتاً ۸ ساعت میتوانستم کار کنم، آن هم با زور. اما الان راحت ۱۶ ساعت کار میکنم و اگر همسرم ناراحت نشود، حتی ۲۴ ساعت هم توان و انرژی کار کردن دارم؛ چیزی که قبلاً حتی تصورش را هم نمیکردم.
و اما یکی از بهترین نتایجی که گرفتم این است که قبل از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی، دچار کمر درد، درد کشاله ران و سوزش کف پا بودم. اما در کمتر از سه ماه، همهی این مشکلات به شکل کامل و عجیب از بین رفت.
استاد عزیز، بابت دوره قانون سلامتی بینهایت سپاسگزارم. این دوره زندگی من را از نظر جسمی، روحی و انرژی کاملاً متحول کرده است.
کاهش ۳۰ کیلو در ۳ ماه، بازیابی سلامتی کامل، بازگشت اعتمادبهنفس و تولد دوباره با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، تا امروز زندگی من با آموزههای دوره کشف قوانین زندگی و دوره عزت نفس تغییرات زیادی کرده بود؛ اما بزرگترین تشکر من از شما برای تولید دوره قانون سلامتی است. سه ماه است که به شیوه این دوره زندگی میکنم و این دوره، تمام ابعاد زندگی مرا دگرگون کرده است.
من با وزن ۱۲۱ کیلو، قد ۱۷۴ سانتیمتر و وضعیت جسمانی بسیار نامناسب وارد دوره شدم. در این مدت ۳۰ کیلو وزن کم کردم؛ آن هم نه با سختی، بلکه با راحتیای شبیه رویا. اکنون نزدیک ۹۴ کیلو هستم.
قبل از اجرای این سبک زندگی، صورتم چنان چاق شده بود که خودم را نمیشناختم. پشت پلکم افتاده بود، صورتم پر از جوش شده بود و موهای زائد زیادی روی صورتم رشد میکرد. درست قبل از ورود به دوره، حس میکردم بدنم زیر این وزن بالا در حال له شدن است. کسی نمیفهمد ۲۵ سالگی، ۵۰ کیلو اضافه وزن داشتن یعنی چه!
برای من فقط مسئله زیبایی نبود. چون دنسر هستم، این افزایش وزن باعث شده بود دیگر نتوانم تمرین کنم و مفاصلم داشت از بین میرفت. حتی یک الهام قوی گرفتم که اگر با این وضعیت تمرین کنی، باید برای همیشه با رقص خداحافظی کنی. و من از تمرین دست کشیدم؛ اما این موضوع اعتمادبهنفسم را نابود کرده بود.
اما از زمانی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم، اتفاقی افتاد که واقعاً زندگیام را نجات داد.
من به راحتیِ راه رفتن در یک جاده جنگلی، وزن کم کردم و هر روز به هدفم نزدیکتر شدم.
امروز:
ستون فقراتم صاف شده و قدم بلندتر شده.
صورتم جوانتر و زیباتر شده.
افتادگی پشت پلکم از بین رفته، پوستم روشن و شاداب شده.
انرژیای در وجودم آزاد شده که عزت نفسم را از ریشه ترمیم کرده است.
با اینکه هنوز ۲۰ کیلو دیگر باید کم کنم، احساس سبکی عجیبی دارم.
دوباره رقص را شروع کردهام و قدرت جسمانیام قابل مقایسه با قبل نیست.
بدنم ورزشکاری شده و عضلاتم در حال شکلگیری و زیباتر شدن هستند.من از کودکی ورزشکار بودم. ۱۸ سالگی ۹۴ کیلو بودم و همه میگفتند خوشهیکل هستم. اما حالا که دوباره به همان وزن رسیدهام، هیکلم چندین برابر متناسبتر و ورزشیتر از آن دوران است. این نتیجه سه ماه زندگی به شیوه دوره است.
اما مهمترین نتایج من نه ظاهری، بلکه نتایج عمیق سلامتی بوده:
بدندردهای همیشگیام از بین رفته.
پادرد و کمردرد شدید کاملاً کم شده.
شبها خواب باکیفیت دارم.
انرژیام چند برابر شده.
گشنگیهای عصبی، ضعفها و بیحالیها تقریباً محو شده.
گردندرد و دردهای مفصلی مدام دارد کمتر میشود.
اگر ساعتها پیادهروی کنم، بدنم حتی یک «آخ» هم نمیگوید.چند روز پیش فقط ۴ ساعت خوابیده بودم، ۵ ساعت پیادهروی کردم، در روزهای اول عادت ماهانه هم بودم، اما با یک قهوه، پر از انرژی بودم و اصلاً احساس خستگی نداشتم.
انرژیای که قبلاً صرف خواب، غذا، ظرفشستن، و خوردنهای بیوقفه میشد، حالا صرف اهداف زندگیام میشود.
زندگی به شیوه این دوره واقعاً راحتتر از چیزی است که تصور میکردم. من نتیجه گرفتهام که:
اگر انسان یک قدم برای سلامتیاش بردارد، خداوند صد قدم به سمت او برمیدارد.
امروز هر روز بابت سلامتی و سبک زندگیام هزار بار شکر میکنم.
پیادهرویهایم معجزهاند؛ اگر بخواهم فقط درباره معجزات پیادهرویها بنویسم، باید یک کتاب بنویسم.زندگی به شیوه این دوره به من فهماند که دوره قانون سلامتی، قانون تمام خواستههاست. چون وقتی جسم، سبک و پرانرژی باشد، ذهن و قلب هم باز میشوند و قانون دریافت خواستهها راحتتر عمل میکند.
حس میکنم مسیر رسیدن به خواستههایم دقیقاً از همینجا شروع شده:
از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی.این دوره ایمان و اعتمادی را در وجود من زنده کرده که وصفنشدنی است. وقتی من توانستم در ۳ ماه ۳۰ کیلو وزن کم کنم منی که سالها برای کم کردن فقط ۱۰ کیلو عذاب میکشیدم حالا با تمام وجود باور دارم هیچ هدفی در جهان نیست که نتوانم به آن برسم.
خدایا شکرت که مرا هدایت کردی به این شیوه زیبا.
بهبود کامل کبد، تناسب اندام، انرژی فراوان و جوانی دوباره با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
من و همسرم از ابتدای تولید دوره قانون سلامتی این دوره را خریدیم و حالا سه سال است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی میکنیم.
قبل از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، وضعیت سلامت من اصلاً خوب نبود. شکمم بعد از سه زایمان بسیار بزرگ شده بود. فشار خون پایین داشتم و مدام مجبور بودم نمک بخورم. همیشه خوابآلود، بیحال و تنبل بودم تا جایی که توان انجام بسیاری از کارها را نداشتم. تاندون پایم مرتب دچار پارگی میشد. پوستم زرد و بیجان شده بود. زیر چشمهایم گود شده بود. آزمایشهایم همیشه کمخونی را نشان میداد. قندم به مرز خطر رسیده بود و با خوردن هر شیرینی دچار حال بد میشدم؛ چیزی که بعداً فهمیدم نوسان انسولین بوده است.
رژیمهای مختلف را امتحان کردم. سالها تحت درمان طب سنتی بودم و انواع ویتامینها را مصرف میکردم. اما یا هیچ بهبودی نبود یا کاملاً موقتی بود و بدنم دوباره به همان حالت بد برمیگشت. واقعیت این است که هیچکدام از آن رژیمها قابل ادامه دادن نبودند؛ یا بسیار سخت بودند یا بهشدت ضعیفم میکردند و به بدنم آسیب میزدند.
اما وضعیت سلامتی همسرم از من هم جدیتر بود. او کبد چرب گرید ۳ داشت، فیبروز کبدی که ۹۰٪ کبد را درگیر کرده بود، غلظت خون بالا، فشار خون بالا و پر شدن کیسه صفرا؛ تا حدی که پزشک پیشنهاد داده بود صفرا باید جراحی و برداشته شود. شکم بزرگ داشت و عضلاتش تحلیل میرفت و ذهنش کاملاً آشفته بود.
البته او قبل از ورود به سبک زندگی دوره قانون سلامتی، روی آموزشهای دیگر استاد عباسمنش کار کرده بود و همان آگاهیها باعث شده بود آرامش، ایمان و نتایج خوبی بگیرد. همین نتایج اولیه باعث شد با ایمان کامل دوره قانون سلامتی را بخریم.
اما امروز… بعد از سه سال زندگی دقیق طبق این دوره، نتیجه چیزی فراتر از یک معجزه است.
من و همسرم هر دو بدنهایی کاملاً سالم، قوی و جوان داریم.
دیگر نه من افت فشار دارم، نه او فشار خون بالا.
نه من کمخونی دارم، نه او غلظت خون.
کبد همسرم کاملاً سالم شده و حالا هیچ چربی در کبدش دیده نمیشود.
از همه مهمتر، فیبروز کبد او ۱۰۰٪ درمان شده.
پزشکش با تعجب پرسیده بود:
«داری چیکار میکنی که تونستی فیبروز کبد رو درمان کنی؟!»مشکل کیسه صفرا و تمام دردهای قبلیاش از بین رفتهاند. عضلاتش هر روز قویتر و خوشفرمتر میشود.
من هم دیگر هیچوقت نوسان انسولین را تجربه نمیکنم. پوستم شفاف شده، موهایم سالم و زیبا شده، کمخونیام کاملاً از بین رفته در حالی که سالها پزشکان میگفتند چون تالاسمی مینور دارم، این کمخونی طبیعی است و درمان ندارد! عضلاتم بسیار قوی و درعینحال زیبا و خوشفرم شدهاند.
هر دو نفرمان بهشدت پرانرژی شدهایم. انگار روزها برایمان بلندتر و پربرکتتر شدهاند. همه کارهایمان با آرامش و نظم انجام میشود.
در این سه سال تمام مشکلات سلامتی ما کاملاً حل شدهاند. تازه حالا میفهمیم بسیاری از حالتهایی که فکر میکردیم «طبیعی» هستند، درواقع بیماریاند. و اینکه پیری با افزایش سن طبیعی نیست. چون ما امروز نهتنها پیر نشدیم، بلکه هر روز جوانتر شدهایم چه از نظر ظاهری و چه از نظر عملکرد اندامهای داخلی.
البته این تجربه در یک ماه و دو ماه به دست نمیآید. بدن باید زمان بگیرد، پاکسازی کند و طبق قانون تکامل رشد کند. ما سالها دوره را ادامه دادیم؛ بارها جلسات را تکرار کردیم، تمرینها را دقیق اجرا کردیم از جلسات پیادهروی تا عضلهسازی، تا رژیم لیکگات و… . اوایل هم ما مثل خیلیها بهشدت لاغر شدیم، اما به حرف دیگران توجه نکردیم. ادامه دادیم و بدن خودش وزن را تنظیم کرد.
اگر آن موقعها به حرف اطرافیان که میگفتند صورتت زیادی لاغر شده گوش میدادیم، اگر به حرف پزشکانی که این شیوه را رد میکردند اهمیت میدادیم، اگر مسیر را رها میکردیم…
امروز نه این سلامتی را داشتیم، نه این زیبایی را و نه این جوانی را.میخواهم بگویم:
اگر زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را دقیقاً طبق آنچه استاد میگویند ادامه بدهید، در نهایت به زیباترین نتایج ممکن میرسید.
درست است که از همان ابتدا نتایج میآید، اما نتایج واقعی و عمیق تازه از سال سوم به بعد ظاهر میشوند.استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم که این دورهٔ معجزهساز را تولید کردید.
تحول چشمگیر در سلامتی، انرژی و زیبایی با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
الان هشت ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و واقعاً نتایج فوقالعادهای گرفتهام؛ نهفقط در سلامتی، بلکه در تمام جنبههای زندگیم. هر روز بیشتر میفهمم که سیستم جهان و بدن چقدر دقیق و منظم کار میکنند. خدایا شکرت برای این نظم بینقص.
بخشی از نتایجم از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:
قبل از این دوره، روی دستهایم پر از لکههای قهوهای بود که میگفتند ارثی است و هیچوقت از بین نمیرود؛ اما الان این لکها تقریباً محو شدهاند.
انرژیام فوقالعاده شده. فقط پنج ساعت در شب میخوابم اما بدون ساعت از خواب بیدار میشوم و با اینکه روزم پر از فعالیت است—کار مغازه، کارهای شخصی، کار کردن روی دورهها، کلاس زبان، ورزش و عضلهسازی—نهتنها کم نمیآورم، بلکه با لذت روز را میگذرانم و شب با آرامش میخوابم.
قبل از ورود به دوره قانون سلامتی مشکل کیست تخمدان داشتم که باعث رویش موهای زائد زیر چانه میشد و خیلی اذیتم میکرد؛ اما الان فقط چند تار ریز باقی مانده. زانودرد و کمردردی که سالها داشتم کاملاً برطرف شده. پریودهای نامنظم، دلدرد، پادرد و بیحالیها هم بهطور چشمگیری بهتر شدهاند.
قبلاً برای پوست صورت و دستهایم از تهران کرمهای گران میگرفتم اما اثرشان موقتی بود. حالا پوست صورتم و دستهایم کاملاً طبیعی، نرم و شفاف شدهاند و هیچ کرمی استفاده نمیکنم.
وزنم از ۶۷ کیلو به ۵۰ کیلو رسید و بعد از دو ماه عضلهسازی، بدنم کمکم فرم گرفت. امروز ۵۶ کیلو هستم و اندامم فوقالعاده زیباتر شده؛ عضلههای بدنم کاملاً مشخص هستند.
پف پشت چشمم کاملاً از بین رفته، چشمهایم بازتر شدهاند و چربی سفید کوچکی که داخل چشمم بود تقریباً ناپدید شده. قبلاً اگر دیر میخوابیدم چشمهایم میسوخت و قرمز میشد، اما حالا حتی با خواب کم هم کاملاً راحت هستم.
هر ساعتی بخوابم، صبح ساعت شش با انرژی بالا بیدار میشوم و میروم سر کار.
کف پاهایم همیشه خشک و ترکخورده بود اما الان کاملاً برطرف شده.
قبل از این دوره سردردهای شدیدی داشتم که امانم را میبرید، اما زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی این مشکل را بهطور کامل حل کرد. الان میدانم ریشهاش مشکل گوارشم بود.
دندانهایم قبلاً به سردی و گرمی حساس بود اما حالا اصلاً اذیت نمیشوم. گوشدرد و التهاب لوزهها که همیشه همراه من بود، کاملاً برطرف شده. شوره سر و چربی موهایم کاملاً تنظیم شده. خطوط ریز و چروک صورتم محو شدهاند.
قبل از این شیوه زندگی، زبانم همیشه یک لایه سفید داشت و میگفتند مشکل گوارشی دارم، اما الان میدانم که همه اینها از مصرف نشاسته بوده و با این سبک زندگی کاملاً برطرف شده.
دیگر نیاز نیست مدام مسواک بزنم. بوی عرقم کاملاً از بین رفته؛ قبلاً مدام درگیر خرید عطر و اسپری و مام بودم. بدنم نرم و تمیز است. بوی بد دهان صبحگاهی که همیشه اذیتم میکرد، کاملاً ناپدید شده.
حافظهام خیلی قویتر شده. در کلاس زبان بهتر یاد میگیرم و وقتی فایلهای دورهها را گوش میکنم، خیلی بهتر متوجه میشوم.
کار کردن روی دورههای دیگر هم برایم لذتبخشتر شده. قبلاً خیلی زود عصبی میشدم اما الان چقدر آرامتر شدهام.
و اینها تنها بخشی از نتایجی است که خدا را صد هزار بار شکر، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی به دست آوردهام.
درمان مشکلات مزمن، جوانسازی پوست، تناسباندام پایدار و سلامتی کامل با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
از خرداد ۱۴۰۱ که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را با وزن ۶۰ کیلو شروع کردم، تا پایان همان سال به وزن ثابت ۴۵ کیلو رسیدم. اما مهمتر از کاهش وزن، دو مشکل اساسی در سلامتیام داشتم که با این روش کاملاً برطرف شدند.
قبل از ورود به دوره قانون سلامتی، پریودهای من بهشدت دردناک، طولانی و غیرقابلتحمل شده بود. سردردهای شدید و مداومی داشتم که برخلاف گذشته، دو یا حتی سه بار در ماه تکرار میشد و هر بار چند روز مرا از کار میانداخت. اما بعد از شروع زندگی به شیوه قانون سلامتی و پایبندی جدی به آن، تمام سردردها از بین رفت. وقتی اولین پریودم را بعد از شروع دوره تجربه کردم، از شدت تعجب شوکه شده بودم؛ یک پریود کاملاً طبیعی، بدون درد، بدون کلافگی، بدون تنش عصبی و بدون هیچ نشانهای از بههمریختگی هورمونی.
یکی از اهداف بزرگم داشتن شکم کاملاً تخت بود؛ آرزویی که سالها داشتم. اما در کمتر از دو تا سه ماه از شروع این شیوه، شکم من کاملاً تخت شد و فرم بدنم بهطرز محسوسی تغییر کرد.
سالها یک غدهی چربی دردناک زیر بغلم داشتم که بعد از تزریق واکسن کزاز در پانزدهسالگی ایجاد شده بود. حتی با جراحی هم برطرف نشده بود و همیشه اذیتم میکرد. اما بعد از شروع این روش، متوجه شدم روزبهروز کوچکتر میشود و در نهایت بعد از دو سه ماه، کاملاً ناپدید شد.
خشکی شدید پوست بدن و صورتم که سالها آزارم میداد، کاملاً درمان شد. تا قبل از این، مجبور بودم هر روز از کرم آبرسان، لوسیون و وازلین استفاده کنم. اما الان پوست بدنم بدون هیچ محصول اضافی، کاملاً لطیف و مرطوب است.
یکی دیگر از نتایج فوقالعاده این بود که جوشهای زیاد روی باسنم خیلی سریع از بین رفت.
نتیجه جالبتر این بود که عرق بدنم دیگر هیچ بوی بدی نمیدهد؛ حتی در گرمترین روزهای تابستان. هرچقدر هم عرق میکردم، لباسهایم کوچکترین بویی نمیگرفتند.
خط اخم عمیقی که سالها روی پیشانیام بود، کاملاً محو شد. جالب اینکه خودم متوجه نشده بودم؛ دوستم که او هم در همین مسیر بود، به من گفت و وقتی در آینه نگاه کردم دیدم کاملاً درست میگوید پوستم کشیدهتر و شفافتر شده بود.
خیلیها بهم گفتند چقدر جوانتر شدهام. چهرهام از قبل هم جوان بود، اما این تغییرات باعث شده بود صورتم چندین سال جوانتر دیده شود.
قبل از زندگی به شیوه قانون سلامتی، حساسیت فصلی شدیدی داشتم؛ به بادام، گرده گل، گردوغبار و حتی هوای اول صبح. هر روز صبح باید ۳۰ تا ۴۰ بار عطسه میکردم. اما بعد از تغییر شیوهی زندگی، همه این حساسیتها کاملاً درمان شد.
موهای سفیدم بهطرز محسوسی کم شد یا شاید تغییر رنگ داد، اما هرچه بود بهوضوح کمتر شده بود. این تغییر در همسرم هم کاملاً مشخص شد؛ خیلیها به او میگفتند انگار ۱۰ تا ۱۵ سال جوانتر شده. کشیدگی پوست، رنگ پوست و حتی چربی پوست و موی سرش کاملاً تنظیم شد.
بزرگترین تغییر برای همسرم، درمان قطعی سوختگی و عرقسوزی کشاله ران بود. سالها هر بهار و تابستان از این مشکل رنج میبرد و هیچ درمانی مؤثر نبود. اما الان دو سال و نیم است که با زندگی به شیوه قانون سلامتی، کاملاً از این مشکل رها شده.
با این حجم از نتایج، واقعاً ارزشش را دارد که به زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی ۱۰۰٪ وفادار باقی بمانم. من هر روز این نتایج را مرور میکنم تا فراموش نکنم که این تغییرات چقدر ارزشمند هستند و چقدر ادامه دادن این مسیر میارزد.
کاهش ۲۲ کیلو وزن و بهبود ۸۰ درصدی بیماری اماس با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
تقریباً ۸ ماه از روزی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم میگذرد. تصمیم گرفتم در هر جلسه از دوره، بخشی از تجربهها و نتایجم را بنویسم؛ هم برای اینکه دینم را به استاد عباسمنش ادا کنم و هم اینکه نتیجههای من، برای دوستان همفرکانسی انگیزهای باشد تا باور کنند که سلامتی دوباره کاملاً ممکن است حتی اگر پزشکان بگویند فلان بیماری درمانناپذیر است. دوست دارم با اشتراک نتایجم، این باور قدرتمندکننده را گسترش دهم که: همه ما باید سلامت باشیم، این نعمت حق همه است؛ فقط باید در مدارش قرار بگیری.
قبل از شروع دوره قانون سلامتی، طبق نتایج آزمایشها و امآرآی، درگیر بیماری مولتیپل اسکلروز (اماس) بودم و حملات و نشانههایش را تجربه میکردم. اما همان زمان که بیماری برایم مشخص شد، این دوره را خریدم و زندگی به شیوه قانون سلامتی را آغاز کردم.
طی این ۸ ماه، نتایج بزرگی گرفتم که دو مورد از مهمترین آنها را مینویسم:
نزدیک ۲۲ کیلو وزن کم کردم؛
و بیماری اماس حدود ۸۰ درصد بهبود یافته و روند درمانم کاملاً رو به جلو است—تا حدی که نشانههای بیماری بسیار کم شده و امروز بهراحتی زندگی میکنم.خدایا شکرت برای هدایت من به سمت دوره قانون سلامتی و آگاهیهای شفابخش و نجاتبخش این دوره.
- درمان بیماری ام اس
سلامتی کامل، رهایی از اماِس، تناسب اندام پایدار و عزتنفس بالا با زندگی به شیوهٔ دوره قانون سلامتی
من حدود دو سال است که به شیوهٔ دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و میخواهم همهچیز را از ابتدا توضیح دهم.
اوایل تیرماه ۱۴۰۱ این دوره را خریدم و با قدرت و تعهد فراوان شروع کردم. طبق دستور استاد عباسمنش در جلسه اول، آزمایشهای اولیه را انجام دادم و شرایط من در شروع دوره اینگونه بود:
وزن ۱۰۳ کیلوگرم؛ سلامتی: داغون؛ رابطه زناشویی: داغون؛ وابستگی شدید به خانواده و مادرم…
حالا که این حرفها را مینویسم و شرایط آن زمان را به یاد میآورم، بینهایت شکرگزار خداوند میشوم. واقعاً باورم نمیشود از کجا به کجا رسیدم.قبل از دوره قانون سلامتی مبتلا به بیماری اماِس (MS) بودم. مدارک و MRI و داروهای فراوان داشتم. اما همیشه در وجودم یک حس محکم بود؛ انگار میدانستم خداوند دوباره سلامتی را به من میدهد. بارها تجسم میکردم که سلامت شدهام و از شدت حس آن لحظهها اشک شوق میریختم؛ و الان میفهمم که همان ایمان قلبی چقدر زیبا مرا هدایت کرد.
قبل از دوره مدام رژیم بودم و همسرم دائماً باید برایم غذاهای خاص درست میکرد. انگیزهای برای زندگی نداشتم. اما وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم، انگار یک نیروی تازه به زندگیام دمیده شد.
در سه ماه اول وزنم از ۱۰۳ به ۹۲ کیلو رسید و حتی تا ۸۷ کیلو کاهش یافت. بعد از مدتی اجرای دوره، داروهای اماِسم را کنار گذاشتم و فقط به آموزههای قانون سلامتی عمل کردم. خیلیها میگفتند باید با پزشک مشورت کنم، اما صدای خداوند بلندتر بود که میگفت: «به تعهدت عمل کن.» از همان روز اول، حرفهای استاد برایم وحی منزل بود، و همین تعهد، باعث شد همهچیز به بهترین شکل پیش برود. حتی با وجود کاهش وزن زیاد، پوستم اصلاً شل نشد.
امروز، بعد از دو سال زندگی به شیوهٔ این دوره، نتایج من اینهاست:
وزنم کاملاً نرمال و ثابت شده؛
هر روز باشگاه میروم و بدنسازی میکنم؛
پوستم شفاف، نرم و درخشان شده؛
اندامی بسیار خوشفرم دارم و صورتم استخوانی و زیبا شده؛
عزتنفسم بهطرز چشمگیری بالا رفته؛
سایز لباسهایم کاملاً تغییر کرده؛
خانوادهام ژنتیک را مقصر چاقی میدانستند، اما من فهمیدم بدن طبق قانون عمل میکند نه ژنتیک؛
و مهمتر از همه… بیماری اماِس در بدنم درمان شده است.دیگر هیچکدام از علائم اماِس را ندارم:
نه ریزش مو؛
نه خلط پشت گلو؛
نه ضعف بینایی؛
نه لکنت زبان؛
نه بیحسی عصبی؛
نه لرزش دستوپا؛همهچیز صددرصد درمان شده. شکرت خدا.
الان دقیقاً یک سال است که هیچ علامتی از اماِس در من وجود ندارد و دو سال است که کاملاً به سبک دوره زندگی میکنم. با این سبک زندگی، بعد از ده سال از شر رژیمهای سخت، وسواس غذایی و محدودیتها خلاص شدم و نهتنها لاغر شدم، بلکه سلامتی کامل را به دست آوردم.
در مورد تغذیه هم کاملاً متعهدانه طبق دوره پیش میروم، مخصوصاً توضیحات مربوط به رژیم لیکیگات که از جلسه ۱۰ به بعد دوره آمده است. اثر آن روی بدنم فوقالعاده بوده.
استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم؛
سلامتی، زیبایی، آرامش، عزتنفس و آزادی از بیماری همه و همه بهبرکت این دوره و عمل کردن به آن وارد زندگی من شد. درمان دیابت، کاهش وزن و جوانسازی کامل سبک زندگی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من شهناز هستم، مادر وهاب زارعی. در کامنتهای قبلیام نوشته بودم که با چه وضعیت سلامتی نامناسبی وارد دوره قانون سلامتی شدم. امروز دقیقاً شش ماه است که به شیوه این دوره زندگی میکنم. در سن ۶۰ سالگی تصمیم گرفتم سبک زندگیام را تغییر بدهم و به زندگی به شیوه این دوره روی بیاورم.
وزن من از ۹۰ کیلوگرم به ۷۳ کیلوگرم رسیده است.
در این مدت، دیابت نوع ۲ من درمان شده و چربی خون بالا به سطح نرمال برگشته است.روزی که وارد دوره قانون سلامتی شدم، برای کنترل قند خون، چربی خون، تیروئید و کلیه سنگساز، داروهای زیادی مصرف میکردم؛ اما امروز، بعد از شش ماه زندگی به این شیوه، هیچ دارویی مصرف نمیکنم.
زمانی ورود به دوره، به خاطر مشکلات سیاتیک و… بیش از هزار قدم در روز نمیتوانستم راه بروم؛ اما الان، بعد از شش ماه، در کمترین حالت، حداقل ۷۰۰۰ قدم راه میروم. علاوه بر آن، پیاده به کلاس یوگا میروم، در کلاس یوگا روزی حداقل ۵۰۰ کالری میسوزانم و اکثر شبها تا زمان خواب، عدد حدود ۱۰۰۰ کالری روی ساعتم ثبت میشود.
تمام کارهای منزل را خودم انجام میدهم و در آستانه ۶۰ سالگی، از لایفاستایل سالم و سرشار از انرژیام واقعاً راضی هستم. البته هنوز اضافهوزن دارم، اما از عملکردم در این شش ماه بسیار راضیام و مطمئنم خیلی زود به وزن و سلامتی ایدهآلم میرسم.
خدا را شکر، زانو دردم بسیار بهتر شده و منتظرم در شش ماه دوم با خبرهای بهتر و بزرگتری درباره سلامتیام بازگردم.
این نتایج را نوشتم برای دوستانی که میگویند «سنم گذشته، نمیتوانم سبک زندگیام را عوض کنم»؛
تا بگویم: اگر من در آستانه ۶۰ سالگی توانستم، شما هم قطعاً میتوانید.رفع مشکلات جسمانی، تناسب اندام و جهش در کسبوکار با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی و دوره روانشناسی ثروت ۳
من دوره قانون سلامتی را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه این دوره را آغاز کردم. نتیجه عمل به آموزشهای این دوره، برای من مجموعهای از بهبودهای جسمی، انرژی بیشتر و اعتمادبهنفس بالاتر بود.
قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، صبحها دچار قرمزی و آبریزش چشم میشدم، اما این مشکل به طور کامل حل شد. همچنین چربی و گرگرفتگی پا که مدتی آزارم میداد، با عمل به آموزههای همین دوره برطرف شد. مهمتر از همه، اگر قبل از ساعت ۱۰ صبح صبحانه نمیخوردم، دچار سردردهای شدید و پایدار تا آخر شب میشدم، اما امروز این مشکل نیز کاملاً از بین رفته است.
وزنم از ۹۵ کیلو به ۸۰ کیلو رسیده؛ بوی عرق بدنم از بین رفته؛ سرحالتر، شادابتر و پرانرژیتر شدهام. این سطح از سلامتی، نشاط و تناسب اندام، اعتمادبهنفس من را چند برابر کرده است. واقعاً فکر نمیکردم روزی بتوانم وزنم را کم کنم، اما عمل به این دوره، من را به اندام و سلامتی دلخواهم رساند.
بعد از این نتایج بزرگ، وارد دوره روانشناسی ثروت ۳ شدم. با عمل به آگاهیهای این دوره، تحول بزرگی در کسبوکارم ایجاد شد؛ از یک خردهفروش ساده، به یک تولیدکننده تبدیل شدم. این جهشی است که حتی تصورش را هم نمیکردم.
من قبل از رسیدن به تمام این نتایج، به حرفهای استاد عباسمنش ایمان آوردم و عمل کردم. امروز با تمام وجود میگویم آموزشهای ایشان مثل چراغی در تاریکی مسیر مرا روشن کردند.



به نام خداوند وهاب و ثروتمندم
استاد عزیزم سلام
استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره
اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته
یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم
استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت
استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن
خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده
سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم
الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو
با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو
تو هم بنویس و لذت ببر و
و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم
من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم
شایدم بیشتر
اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغیهای زندگیم بدست آورده بودم
که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم
موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر
و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود
و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم
من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش میدادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم
تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش
و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداشها و نتایج از راه رسیدن
و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم
و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و
زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن
و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون
و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر
چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده
ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست
تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام
از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم
از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم
از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل
شدم
دیدگاهم مثبت و توحیدی شده
خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم
خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم
کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم
هر روز برای خودم هدف دارم
ورزش میکنم
کنترل ذهنم عالی شده
کنترل کانون توجه ام عالی شده
بنده شکرگزار خداوند شدم
و خودم درآمد دارم
و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم
عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته
ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند میدانم
و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم
و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم
ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم
و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم
استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن
که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم
خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید
خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین
خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان
استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین
چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم
خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید
خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم
سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قویتر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.
منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.
یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.
یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم
تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!
منگفتم میترسم اجارمو در نیارم.
با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.
خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار
و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…
یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.
یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .
الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه
اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم
که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه
از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن
وخدا راشکر میکتم
وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی
دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟
آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟
من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز
سلام خانم اکبری عزیز
سمیه هستم
اگه سنتون بالای چهل باشه احتمالا در معرض یایسگی زود رس هستید
چون برای منم اینجوری بود
من دوره سلاگتی را تهیه ن. زدم ولی یه تجربه هایی دارم که بهبود پیدا کنه اگه تمایل داشتید راهنماییتون میکنم
امیدوارم هر چه زودتر حالتون عالی باشه
سلام دوست عزیز .من 37 سالمه اما دکتر همون احتمال راداده ازتجرییاتتون اگر بگید ممنون میشم
بله عزیز بدون شک تایم و مقدار خونریزی رو افزایش میده چون من هم خودم این مشکل رو داشتم وبا قانون سلامتی این مسئله رفع شد
ممنون لیلا جان فقط
یسوال .یعنی شما مثل من بودی یعنی پریود میشدی بوقت اما مثلا بجای 5 روز خونریزی حالا شده 3 روز خونریزی وحجم خونریزی کم شده ؟؟
یعنی با قانون سلامتی الان حجم خونریزی شما خوب شد ؟
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
سلام زهرا جان
سمیه هستم
متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم
ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد
و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد
را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه
انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم
هر روز دعاگوتون هستم
نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد
اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.