نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -علیرضا جلالی

    رهایی از بدهی‌ها، بازگشت امید و ساختن خانه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    اسفندماه سال ۱۳۹۸، در اوج مشکلات مالی و کاری، در حالی که مستأصل و درمانده شده بودم، توسط یکی از دوستانم با استاد عباس‌منش آشنا شدم. دوستم که شرایط سخت مرا می‌دید، یک فایل از صحبت‌های استاد برایم فرستاد و گفت: «این را گوش بده، اگر علاقه‌مند بودی در سایت abasmanesh.com عضو شو و بقیه فایل‌ها را ببین.»

    آن فایل درباره توحید عملی بود. گوش دادن به آن فایل، کم‌کم امید، توکل و آرامش را در وجودم دوباره زنده کرد. تا جایی که تمام کارم شده بود گوش دادن به فایل‌های دانلودی سایت و عمل کردن به آگاهی‌ها. به لطف هدایت خداوند و آموزه‌های استاد، مشکلات سنگینی که در اثر یک شراکت کاری برایم به‌وجود آمده بود را پشت سر گذاشتم. خداوند به‌قدری زیبا دستم را گرفت که هیچ‌کس باورش نمی‌شد بتوانم از آن‌همه مشکلات اداری و مالی که شریکم ایجاد کرده بود به این آسانی عبور کنم.

    با متعهدانه عمل کردن به آموزه‌های استاد توانستم تمام بدهی‌هایم را تسویه کنم و مسئله تعطیل شدن کسب‌وکارم را نیز حل کنم. تقریباً دو سال طول کشید تا از زیر بار بدهی‌ها بیرون بیایم، اما این بار با ایمان و آرامش پیش رفتم.

    وقتی برای اولین‌بار وارد سایت شدم، استاد عباس‌منش تازه دوره ۱۲ قدم را شروع کرده بودند، اما به‌خاطر شرایط مالی سخت، توان خرید قدم اول را نداشتم. بنابراین با فایل‌های دانلودی مسیرم را آغاز کردم. اما بعد که توانستم دوره را تهیه کنم و با یک سال کار کردن روی آگاهی‌های ۱۲ قدم پیش رفتم، زندگی‌ام از زمین تا آسمان تغییر کرد.

    از روزهایی که به‌خاطر بدهی‌ها حتی پول خرید نان نداشتم، امروز به جایی رسیده‌ام که در خانه‌ای که با دست خودم ساخته‌ام نشسته‌ام و این نوشته را درباره هدایت زیبای خداوند به سمت آموزه‌های استاد، با قلبی پر از شکر و آرامش می‌نویسم.

    خداوندا سپاسگزارم که مرا در این مسیر توحیدی و روشن قرار دادی و با آگاهی‌های ناب استاد عباس‌منش، زندگی‌ام را از ریشه متحول کردی.

  • -ماریا اکبری

    تحول شگفت‌انگیز در تمام ابعاد زندگی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    پارسال اواخر بهمن‌ماه، قدم اول دوره ۱۲ قدم را به‌عنوان عیدی برای خودم خریدم. می‌دانستم با عمل به این آگاهی‌ها اتفاقات خوبی در زندگیم رقم می‌خورد، اما هرگز تصور نمی‌کردم که این‌همه تغییرات ریز و درشت فوق‌العاده، تمام جنبه‌های زندگی‌ام را بهتر کند.

    استاد عباس‌منش، قبل از ورود به این دوره حتی نمی‌فهمیدم «روان‌تر چرخیدن چرخ زندگی» یعنی چه. نمی‌دانستم می‌شود تا این حد در زندگی آسان شد و برای آسانی‌ها آماده بود. اما حالا به لطف عمل به آگاهی‌ها و تمرینات این دوره، صدها مثال واقعی دارم از اینکه وقتی روی خودت کار می‌کنی، جهان چگونه کارها را به‌طور طبیعی و راحت برایت انجام می‌دهد.

    در شروع دوره، با وسواس و صداقت کامل چکاپ فرکانسی را طبق آموزش‌های شما از خودم گرفتم. تقریباً هر فصل دوباره به تمام سؤال‌ها پاسخ می‌دادم، جواب‌های جدیدم را با فصل قبل مقایسه می‌کردم و از این حجم تغییرات در زندگی‌ام ذوق‌زده می‌شدم. همین تغییرات، انگیزه و اشتیاقم را چند برابر می‌کرد تا مسیر ۱۲ قدم را ادامه بدهم. اما باورم نمی‌شد که در قدم‌های آخر، نتایجم تصاعدی می‌شود و بخش شیرین، عمیق و واقعی «قانون تکامل» را تجربه می‌کنم.

    اگر صادق باشم، واقعاً فقط ۳۰٪ از آگاهی‌های این دوره را اجرا کردم، اما با همین مقدار، این‌همه نتیجه گرفتم. واقعاً اگر ۱۰۰٪ خودم را بگذارم چه نتایجی می‌گیرم؟ نتایجی که همین الآن هم در بسیاری از جنبه‌ها بسیار بالاتر از حد رؤیایم بوده‌اند.

    قبل از دوره ۱۲ قدم از لحاظ مالی هیچ خانه یا ملکی نداشتم، اما اولین سند خانه عمرم—یک خانه چند میلیاردی—در همین دوره به نامم زده شد. پس‌اندازم نسبت به شروع قدم اول، سه برابر شده و حالا صاحب ماشین هستم. قدرت خریدم افزایش یافته و حتی توانستم شخصاً یک خانه تفریحی در گیلان با امکانات کامل برای روزهای تعطیلم اجاره کنم. در این دوازده ماه، علاوه بر سفرهای زیاد و باکیفیت، شهریه دانشگاه را به‌راحتی پرداخت کردم و هر قدم از دوره ۱۲ قدم را بدون فشار مالی خریدم. صدها دستاورد مالی دیگر هم داشته‌ام.

    قبل از آشنایی با آگاهی‌های استاد عباس‌منش، فقط دیپلم داشتم. حالا کارشناسی مدیریت دارم و دو مدرک بین‌المللی از معتبرترین دانشگاه ایران، دانشگاه تهران. شغلی دارم که عاشقش هستم و مدرس دانشگاه شده‌ام.

    اگر نمره رابطه‌ام با خدا را قبل از دوره ۵۰ بدانم، امروز به لطف آموزش‌های این دوره و مخصوصاً تمرین ستاره قطبی، رابطه‌ام با خدا به معنای واقعی کلمه به ۱۰۰٬۰۰۰ رسیده و غیرقابل‌توصیف است. با خودم در صلح هستم، اعتمادم به توانایی‌هایم چندین برابر شده، خودم را لایق‌تر می‌بینم و همین احساس لیاقت باعث شده الهامات الهی را دریافت کنم، شجاعت عمل به آن‌ها را داشته باشم و نتایج عالی بگیرم.

    در روابط شخصی، به سطح زیبایی از استقلال عاطفی و عدم وابستگی رسیده‌ام. چون با خودم در آرامشم، روابط بیرونی‌ام نیز عالی شده‌اند. آدم‌ها و روابط مسموم، خودبه‌خود و بدون کوچک‌ترین تنش از زندگی‌ام حذف شدند. قدرت عوامل بیرونی در ذهنم بسیار کمتر شده و در حوزه سلامتی نیز، به لطف اجرای سبک زندگی دوره قانون سلامتی، اکنون اندامی کاملاً متناسب، بدنی سالم، پوستی صاف و موهایی زیبا دارم.

    یک سال بود یکی از دوستانم را ندیده بودم. وقتی از من پرسید این یک سال چه کرده‌ام و من نتایجم را گفتم، با تعجب گفت: «تو در یک سال نتایجی را گرفتید که خیلی‌ها در ۳۰ سال هم نمی‌گیرند؛ هم مالی، هم اعتمادبه‌نفس، هم تناسب اندام، هم شغل و…»

    استاد عزیز، می‌دانم دلیل این حجم از نتایج، تغییر باورهای من است؛ باورهایی که حاصل عمل به آگاهی‌ها و تکرار بی‌وقفه تمرینات این دوره بوده‌اند. یک روز هم تمرین ستاره قطبی را جا نینداختم. در تمام این یک سال، روزی نبوده که بدون آموزش سپری شود. تحت هر شرایطی، حداقل یک جلسه از این آگاهی‌ها را با تمرکز کامل گوش داده‌ام، چون یقین دارم این آگاهی‌ها کانون توجه مرا به سمت خواسته‌هایم هدایت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند ناخواسته‌ها وارد زندگی‌ام شوند.

    مدام به خودم یادآوری می‌کنم:
    «ماریا، چون داری روی خودت کار می‌کنی، هر اتفاقی رخ بدهد به نفع توست. فقط ادامه بده.»
    و صدها مثال درباره این حقیقت دارم.

    استاد عزیز عباس‌منش، باور دارم که مسیر آموزه‌های شما، تنها مسیر رساندن من به سعادت دنیا و آخرت است. برای همین با عشق، با اشتیاق و با تعهد، برای درک بهتر این قوانین وقت می‌گذارم.
    خدایا شکرت که مرا به سمت این آگاهی‌های توحیدی هدایت کردی.

  • -سیده مینا سیدپور

    تحول عمیق در سلامت، ثروت، روابط و معنویت با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من ۴۰ سال سن دارم و نزدیک سه سال است که با آموزش‌های استاد عباس‌منش همراه هستم. می‌خواهم از نتایج و تغییراتی بنویسم که فقط در یک سال و با عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم به دست آورده‌ام.

    قبل از آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش، زندگی‌ام در وضعیت کاملاً نامناسبی بود. از همسرم جدا شده بودم و پکیج زندگی‌ام شامل اعصاب داغون، مصرف مداوم قرص و دارو، قطع ارتباط با خانواده و اقوام، دوری از جامعه، بی‌پولی، نبود حمایت عاطفی و مالی، احساس خودسرزنشی شدید، احساس گناه، ترس‌های بی‌پایان و ناامیدی ۱۰۰٪ از خداوند بود. تا جایی که واقعاً به خودکشی فکر می‌کردم.

    به لطف خداوند، با استاد عباس‌منش آشنا شدم و با پیگیری آموزش‌های ایشان، زندگی‌ام کم‌کم از آن وضعیت آشفته فاصله گرفت و به سمت تعادل رفت. سپس با ورود به دوره ۱۲ قدم، کمتر از یک سال طول کشید تا شرایط زندگی‌ام در تمام ابعاد عالی و غیرقابل‌باور شود. آن‌قدر از این دوره نتیجه گرفتم که آنچه در این متن می‌نویسم، فقط بخش کوچکی از تغییرات من است:

    در حوزه سلامتی، از فردی که مدام درگیر دارو، مسکن، درد، بیماری، آزمایش و سونوگرافی و مراجعه‌های متعدد به پزشک بودم، امروز به لطف خداوند فردی هستم با بدن سالم، انرژی بالا و تناسب اندام بسیار خوب.

    هر وقت از آگاهی‌های سایت و کار کردن روی خودم دور می‌شدم یا تمرین ستاره قطبی را انجام نمی‌دادم، سردرد و انرژی منفی برمی‌گشت. اما حالا دلیلش را می‌دانم و آگاهانه مراقب کانون توجه خودم هستم تا در مسیر بمانم.

    در حوزه مالی، درآمدم حدود ۵۰ برابر شده است؛ از یک میلیون تومان در ماه، رسیده‌ام به ۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان در ماه.
    خانه ۶۲ متری ۹۰۰ میلیونی من در رشت، تبدیل شده به خانه ۹۱ متری دو میلیارد تومانی.
    از بیکاری و خیره شدن به دیوار و فکر کردن به تمام چیزهایی که از دست داده بودم، به جایی رسیدم که کسب‌وکار شخصی و موردعلاقه‌ام را دارم. آزادی زمانی دارم و ساعت کارم دست خودم است.

    در رابطه با خودم، به صلح درونی رسیده‌ام؛ آن‌هم منی که قبلاً از درون ویران بودم و حتی نمی‌توانستم با خودم مهربان باشم.
    در روابط اجتماعی، بعد از سال‌ها، دوباره ارتباط خانوادگی و اجتماعی سالم و آرام دارم و با جهان اطرافم در صلح هستم.

    در معنویت و ارتباط با خداوند، از آدمی که کارش گریه، آه، ناله، نفرین و گله‌مندی بود، تبدیل شدم به انسانی که یاد خدا اشک شوقش را جاری می‌کند. وقتی با خدا حرف می‌زنم و به این نیروی هدایتگر فکر می‌کنم، قلبم باز می‌شود و چهره‌ام نورانی می‌شود؛ طوری که دیگران نیز این تغییر و حس زیبای درونی‌ام را متوجه می‌شوند.

    استاد عزیز، این‌ها بخشی از نتایج من است که برای خودم هم یادآوری باشد که ناسپاس نشوم. این تغییرات مربوط به همان دختری است که می‌گفت «من دیگر نمی‌توانم، بلد نیستم این زندگی لعنتی را درست کنم» و واقعاً به خودکشی فکر می‌کرد. اما خداوند با وجود آن‌همه جهل و شرک، من را هدایت کرد تا دوباره زندگی‌ام را بسازم و روی پا بایستم.

    تغییر زندگی من از تغییر باورها شروع شد؛ باورهایی که آموزه‌های شما، به‌ویژه در دوره ۱۲ قدم به من یاد داد و اجرای آن آگاهی‌ها باعث شد شخصیت من تغییر کند. نتیجه این تغییر شخصیت، آوردن خیر دنیا و آخرت برای من بود. هر دقیقه از هر جلسه این دوره، پر است از آگاهی‌های زندگی‌ساز و باورهای قدرتمندکننده و سازنده‌ای که می‌شود درباره هر دقیقه‌اش چندین صفحه نوشت.

    من فکر می‌کنم فقط به اندازه یک سر سوزن به آگاهی‌های این دوره عمل کرده‌ام و با همین مقدار، این‌همه تغییر در زندگی‌ام رخ داده. استاد، من فقط به حرف‌های شما، آگاهی‌های شما، مسیر شما و ایمان شما ایمان آوردم. وقتی دیدم خداوند دستم را گرفته، آگاهانه تصمیم گرفتم دست خداوند را رها نکنم و در مسیر این آگاهی‌ها باقی بمانم. چون فهمیدم خداوند همیشه با من بوده، این من بودم که دست هدایتگر او را پس می‌زدم.

  • -علیرضا بهادری

    رشد مالی چشمگیر، بهبود روابط و آرامش درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در چکاپ فرکانسی قدم دوازدهم به تمام سؤال‌ها پاسخ دادم و جواب‌هایم را با شروع قدم اول مقایسه کردم. حالا می‌خواهم توضیح بدهم که انجام کدام تمرین‌ها و چگونه عمل کردن به آن‌ها باعث شد این نتایج بزرگ در زندگی‌ام شکل بگیرد. مهم‌ترین خواسته من رشد مالی بود. قبل از ورود به دوره ۱۲ قدم، فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را گوش دادم، نت‌برداری کردم و به خودم تعهد دادم که درآمدم را سه برابر کنم. در طول اجرای آموزه‌ها نجواهای ذهنی زیادی داشتم که می‌گفت: «تو چند سال است داری کار می‌کنی، حتی هزار تومان هم به حقوقت اضافه نکرده‌اند؛ چطور می‌خواهی حقوقت را سه برابر کنی؟» اما همین آموزه‌ها به من یاد می‌داد چطور به خدای یکتا ایمان داشته باشم و ادامه بدهم.

    بعد از بیست روز از کارم اخراج شدم. آن زمان در یک مغازه پروتئینی در شهرستان کار می‌کردم. وقتی این اتفاق افتاد، مدام حرف‌های استاد عباس‌منش را به خودم یادآوری می‌کردم که می‌گفتند: «وقتی در مسیر درست حرکت می‌کنی، هر اتفاقی که می‌افتد به صلاح توست و می‌خواهد تو را به خواسته‌هایت برساند.» من این حرف‌ها را باور کرده بودم و همین یادآوری ایمانم را بیشتر می‌کرد. در نتیجه بدون هیچ ترسی فقط بر این تمرکز کردم که این اتفاق به من فرصت بیشتری داده تا روی خودم کار کنم. بعد از مدتی هدایت شدم که از آن شهر به مشهد مهاجرت کنم و به شکل کاملاً هدایتی و معجزه‌آسا که قبلاً داستانش را گفته‌ام، صاحب یک مغازه شدم. کل سرمایه‌ام پنجاه میلیون بود و با توکل به خدا شروع کردم و بعد وارد دوره ۱۲ قدم شدم. دوره ۱۲ قدم تکمیل‌کننده مسیر پیشرفت من شد.

    با تمرین «ستاره قطبی» شروع کردم. طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش، از خواسته‌های کوچک شروع کردم تا آرام‌آرام ظرف وجودی‌ام بزرگ شود و نتایج نیز بیشتر و بیشتر ظاهر شوند. هر روز درخواست می‌کردم، اجابت می‌دیدم، سپاسگزاری می‌کردم و این چرخه را ادامه می‌دادم. با هر بار نتیجه گرفتن، اعتمادبه‌نفسم، انگیزه‌ام و میل شدیدم به کار کردن روی خودم بیشتر می‌شد. هدف من در ابتدا بهبود مالی بود، اما کم‌کم دیدم که در تمام جنبه‌های زندگی‌ام رشد کرده‌ام؛ انگار همه‌چیز به هم متصل بود و با رشد درونی من، زندگی بیرونی‌ام هم تغییر می‌کرد.

    جلسات «باورساز» را بارها تکرار می‌کردم، مخصوصاً بخش‌هایی که نحوه ساخت باورهای قدرتمندکننده را توضیح می‌داد. آن‌قدر تکرار کرده بودم که این باورها تبدیل به بخشی از وجودم شده بودند. مدام دوره را گوش می‌دادم و نکته‌برداری می‌کردم. اتاق خواب، مغازه و حتی سرویس‌های منزل پر از برگه‌هایی بود که رویشان نوشته بودم: «چگونه می‌توانم از این بهتر و بهتر شوم؟» چون خودم را می‌شناختم و می‌دانستم اگر هر روز این آگاهی‌ها را به خودم یادآوری نکنم، فراموش می‌کنم و به روش قبلی برمی‌گردم. این تکرار و یادآوری مداوم باعث شد نگرانی‌ها و ناراحتی‌هایم کمتر شود و ایمان و توکل واقعی‌ام بیشتر و عمیق‌تر شود. همین تغییر درونی باعث شد ارتباط‌های عالی با مشتری‌هایم شکل بگیرد.

    در تمام مدت اجرای دوره، تلاش کردم باورهای محدودکننده قبلی را کنار بگذارم و با تمرین‌ها باورهای قدرتمندکننده بسازم. کم‌کم باور به فراوانی در ذهنم شکل گرفت و این باور که «من خالق زندگی خودم هستم» در وجودم ریشه دواند. این باور باعث شد به دنبال آرزوهایم بروم، چون فهمیدم هیچ محدودیتی وجود ندارد و آزاد هستم هر تغییری را در زندگی‌ام ایجاد کنم. هر چقدر درونم تغییر می‌کرد، نتایج بیرونی‌ام هم بیشتر می‌شد.

    نتایج مالی و غیرمالی من بعد از ۱۲ قدم:

    در شروع قدم اول، پس‌اندازم صفر بود؛ اکنون ۲۵۰ میلیون تومان پول نقد دارم.

    در شروع قدم اول، ۹۰ میلیون تومان بدهکار بودم؛ اکنون هیچ بدهی ندارم.

    سرمایه کاری من در شروع حدود ۵۰ میلیون تومان اجناس مغازه بود؛ اکنون سرمایه مغازه‌ام پنج برابر شده است.

    توانایی خریدم در شروع بسیار کم بود؛ اکنون پنجاه برابر شده است.

    سود خالص ماهیانه‌ام در شروع پنج میلیون تومان بود؛ اکنون بیش از ۱۴ برابر رشد کرده است.

    در روابط، رابطه‌ام با همسرم در شروع در مرحله خطر بود و احترام از بین رفته بود؛ اکنون عشق و صمیمیت عمیقی بین ما وجود دارد، اما بدون وابستگی ناسالم.

    در روابط اجتماعی، قبلاً منزوی بودم و با همه درگیر می‌شدم؛ اما اکنون دوستان هم‌مدار و هم‌فرکانس زیادی دارم و اوقات بسیار خوبی با هم می‌گذرانیم.

    در شروع، روزم با بدترین حال احساسی شروع می‌شد و با احساس بدتر تمام می‌شد؛ اما اکنون صبحم با لبخند و شادی شروع می‌شود، طی روز فقط اتفاقات خوب می‌بینم و شب با احساس سپاسگزاری به خواب می‌روم.

    استاد عزیز عباس‌منش، این زندگی رویایی را حتی در خواب هم نمی‌دیدم، اما حالا دارم واقعی زندگی‌اش می‌کنم. عمل به آموزه‌های شما من را توحدی و یکتاپرست واقعی کرده و همین باعث شده نعمت و خوشبختی به زندگی‌ام سرازیر شود. یاد گرفته‌ام که راحت خودم را به جریان هدایت بسپارم، با آرامش توکل کنم و احساس می‌کنم خداوند تمام مسیرها را برایم هموار کرده تا فقط شاد باشم و از زندگی لذت ببرم.

  • -علیرضا بهادری

    رشد ۱۵ برابری درآمد، آرامش عمیق، و ساختن زندگی جدید با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    تابستان ۹۹ جسته‌وگریخته با فایل‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم. هر از گاهی از طریق شبکه‌های اجتماعی ایشان را دنبال می‌کردم؛ کمی حال دلم بهتر می‌شد، اما دوباره رها می‌کردم و به روال قبلی زندگیم برمی‌گشتم.
    حدود ۹ ماه طول کشید تا بفهمم گمشده‌ای که دنبالش هستم، سایت استاد عباس‌منش است. اما همین گوش دادن‌های پراکنده و شکرگزاری‌های روزانه، مثل دانه‌ای بود که در خاک کاشته بودم. هنوز جوانه نزده بود، اما حال دلم بهتر شده بود و امید به آینده در من زنده شده بود.

    این روند ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۴۰۰ با یک تضاد عاطفی شدید روبه‌رو شدم؛ تضادی که مرا از نظر روحی در وضعیت بسیار بدی قرار داد. دنبال هر چیزی و هر کسی می‌گشتم تا از درد رها شوم، اما هیچ‌چیز تسکین‌دهنده نبود.
    تا اینکه یک روز هدایت شدم به فایل «توحید عملی ۶» و همان لحظه جرقه اصلی تغییراتم زده شد.

    صبح تا شب حتی در محل کار فایل‌های استاد را گوش می‌دادم و باور می‌ساختم.
    با فایل‌های «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» کار کردم و بعد وارد دوره ۱۲ قدم شدم.

    طی فقط ۴ ماه هدایت شدم به مهاجرت و یک شغل جدید که به آن علاقه داشتم، و درآمدم از ۵ میلیون به ۱۵ میلیون تومان رسید.

    با جدی کار کردن روی آموزش‌های ۱۲ قدم، سرعت اتفاقات خوب بیشتر و بیشتر شد.
    استاد، من به آموزش‌های شما ایمان آوردم و هر آنچه گفتید را مثل وحی منزل اجرا کردم. به همان اندازه که عمل کردم، زندگی‌ام تغییر کرد.
    الان که دارم این تجربه را می‌نویسم، درآمدم به ۷۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.

    من متعهد شدم که هر روز تمرین کنم، هر روز قوانین را تکرار کنم و زندگی‌ام را روی ریل درستی بگذارم.
    در طول مسیر، به هدایت‌ها و ایده‌ها گوش کردم و عمل کردم؛ کاری به هیچ‌کس نداشتم و فقط روی خودم تمرکز کردم.
    نتیجه‌اش رشدهای پی‌درپی بود و وقتی به قدم دوازدهم رسیدم، چرخ زندگی‌ام آن‌قدر روغن‌کاری شده بود که گاهی فراموش می‌کردم قبلاً چطور زندگی می‌کردم.

    تمرین ستاره قطبی دوره ۱۲ قدم برای من شاه‌کلید این دوره است.

    الان مغازه‌ای شیک و زیبا در بهترین نقطه محل زندگی‌ام دارم و هر لحظه خداوند را شکر می‌کنم.

    هر روز با گوش‌کردن به آموزش‌ها، قانون را یادآوری می‌کنم و نتایج فوق‌العاده‌ای که در زندگی‌ام ظاهر شده را می‌بینم.
    روابطم با دیگران مخصوصاً همسرم عالی شده و نسبت به دو سال پیش، زندگی‌ام قابل مقایسه نیست.
    در این دو سال، درآمدم ۱۵ برابر شده و همچنان در حال افزایش است.
    سلامتی‌ام در تمام ابعاد بهتر شده و از هر جهت نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام.

    استاد عزیزم، دوره ۱۲ قدم برای من حدود ۱۰ ماه طول کشید و قصد دارم جزئیات «چکاپ فرکانسی» این ده ماه را برایتان کامنت کنم تا ببینید دانشجوی شما چگونه روی خودش کار کرده و چه نتایجی خلق کرده است.

  • -رضا

    تحول شخصیتی، جهش مالی ۱۰ برابری و شروع یک زندگی سرشار از عشق با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و دوره روانشناسی ثروت ۱

    هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتوانم در مدت فقط یک سال، چنین رشد و تغییرات بزرگی را تجربه کنم. وقتی چکاپ فرکانسی قدم اول را با قدم دوازدهم مقایسه کردم، تازه فهمیدم که در شروع ۱۲ قدم، من هیچ درکی از خودم و زندگی نداشتم. چکاپی که در جلسه اول نوشتم، اصلاً وضعیت شروع من نبود؛ بیشتر شبیه آرزوهای من بود. چون به‌جز مسائل کاملاً قابل اندازه‌گیری مثل پول و سلامتی، در بقیه حوزه‌ها واقعاً زیر صفر بودم و فقط طبق ذهنیاتم عدد و جمله نوشته بودم.

    بعد از یک سال کار کردن با این آگاهی‌ها حالا می‌فهمم عزت نفس یعنی چه؛
    الان درک می‌کنم معنویت و ارتباط با خدا یعنی چه؛
    می‌فهمم احساس لیاقت و احساس گناه چیه؛
    می‌فهمم که یک مشرک واقعی بودم؛
    می‌فهمم که بدون ذره‌ای عمل، فقط یک انسان متوهم بودم؛
    می‌فهمم چه روابط داغان و دردناکی داشتم و چطور دیگران به‌جای دوست داشتن، فقط تحملم می‌کردند چون از رفتارم می‌ترسیدند.
    الان می‌فهمم چقدر آن زمان در و دیوار بودم…
    و حالا تازه عشق را می‌فهمم، خدا را می‌شناسم و دوستش دارم؛ تازه می‌فهمم خالق زندگی خودت بودن یعنی چه.

    استاد عباس‌منش، یک سال قبل وقتی می‌خواستم این دوره را شروع کنم، حتی برای خرید مایحتاج ساده زندگی مشکل داشتم. درآمد سه میلیون تومان آرزوی من بود تا فقط بتوانم زنده بمانم. اما با کار کردن روی آموزش‌های این یک سال، درآمد من ۱۰ برابر بیشتر از درآمدی شد که در شروع دوره آرزویش را داشتم.

    در طول این یک سال ۴۰۰ میلیون تومان پول ساختم. توانستم خلاهای زندگی خودم و خانواده‌ام را پر کنم. سفرهای عالی رفتیم، خریدهای بی‌نظیری داشتیم و خیلی چیزهایی که فقط آرزو بود را تجربه کردیم.

    الان با درآمد عالی، در کنار همسر و دخترم یک زندگی شاد، آرام و پر از عشق دارم. از فردا می‌خواهم دوباره برای قدم اول چکاپ جدید بنویسم و با ذهنیت و باورهای تازه، دوباره دوره را شروع کنم. ضمن اینکه دوره روانشناسی ثروت ۱ را هم خریدم و قصد دارم آن را در کنار دوره ۱۲ قدم کار کنم.

    این نتایج به من ثابت کرد که همه‌چیز به خودم بستگی دارد و من خالق زندگی‌ام هستم. اگر حرکت کنم، هدایت خدا من را دقیقاً به جایی می‌رساند که می‌خواهم.

    استاد عباس‌منش، با آموزش‌هایتان کاری کردید که تمام اطرافیانم از تغییر رفتار و شخصیت من متعجب‌اند. خیلی‌ها از همسرم می‌پرسند: «رضا چطور این‌قدر عوض شده؟» خصوصاً مادرم.
    با جرات می‌گویم ویژگی‌هایی مثل عصبانیت و عجول بودن را کاملاً کنار گذاشته‌ام و شخصیت جدیدم کاملاً قابل لمس است. رفتار مردم با من تغییر کرده و مهربانی بیشتری از آن‌ها می‌بینم.

    خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که در سخت‌ترین شرایط من را به سایت و آموزش‌های شما هدایت کرد تا معنی زندگی را بفهمم و زندگی را زندگی کنم.

  • -منیر

    رشد چندبرابری درآمد، رهایی از بدهی، بهبود کامل سلامت و تجربه بارداری آرام با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    این بار دوم است که روی آموزش‌ها و تمرینات دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم و اکنون برای بار دوم به قدم ۶ رسیده‌ام. وقتی چکاپ فرکانسی‌ای را که در شروع دوره نوشته بودم نگاه می‌کنم، هر روز پیشرفت، تغییر و رشد خودم را می‌بینم.

    از آن روز تا امروز، درآمدم ۶ برابر شده.
    پس‌اندازم حدود ۳۰ برابر شده و قدرت خریدم به‌طور چشمگیری بالا رفته.
    وام مسکنی را که گرفته بودم، یک‌جا تسویه کردم و امروز هیچ بدهی‌ای ندارم.

    بدنم سلامت شده است. قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، مشکلی برایم پیش آمد و تمام مهره‌های کمرم دچار دیسک شدند. زمانی که این دوره را تهیه کردم، نیت من مادر شدن بود. با تکیه بر آموزش‌های دوره ۱۲ قدم بر آن درد غلبه کردم، ۹ ماه بارداری را با آرامش کامل طی کردم و فرزندم سالم به دنیا آمد.
    خداوند این بچه را درست بعد از پایان قدم اول به من هدیه داد.

    در تمام دوران بارداری شکرگزاری می‌کردم و فایل‌های شما را گوش می‌دادم. الان فرزندم یک سال و هشت ماهه است و وقتی برایش فایل‌های زندگی در بهشت را می‌گذارم، شوق و ذوقش دیدنی است؛ انگار با شما یک ارتباط روحی روشن دارد. وقتی فایل‌های صوتی شما پخش می‌شود، آرام می‌گیرد و به خواب می‌رود.

    واقعاً هر لحظه زندگی‌ام تبدیل به تغییر و پیشرفت شده است.
    از نظر اعتمادبه‌نفس، آموزش‌های شما مرا ۱۸۰ درجه تغییر داده‌اند.
    زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها رو به بهتر شدن است.

    از آموزش‌های اصل، ناب و بی‌حاشیه‌تان سپاسگزارم.

  • -میثم محمدی

    جهش خارق‌العاده درآمد، آرامش، و رفاه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و ادامه مسیر با دوره کشف قوانین زندگی

    حدود یک سال و نیم پیش، روزی را به‌خاطر دارم که می‌خواستم اولین قدم از دوره ۱۲ قدم را بخرم. چیزی در قلبم می‌گفت: «این دوره را بخر؛ زندگی‌ات را تغییر بده.» در حالی که فقط دو میلیون تومان در حسابم داشتم و از نگرانی این‌که «اگر جواب ندهد چه؟» قلبم می‌لرزید.

    دوره را خریدم و روز و شبم را گذاشتم روی عمل‌کردن به آموزش‌های آن. جالب است که این دوره را دقیقاً زمانی خریدم که همه از کمبود مشتری شکایت می‌کردند. اما من در همان ماه اول — تقریباً بعد از دو هفته کار‌کردن روی دوره — سرم آن‌قدر شلوغ شد که خودم هم باور نمی‌کردم. مشتری‌ها به شکل باورنکردنی زیاد شدند؛ تا جایی که چند بار از خودم پرسیدم:
    «خدایا، من همان کار قبلی را انجام می‌دهم؛ چه شد که این‌همه تغییر و برکت وارد کسب‌وکارم شد؟!»

    فقط می‌دانستم که باید روی خودم کار کنم. یک الهام آمد و من انجامش دادم. از همان‌جا برکت‌ها یکی پس از دیگری وارد زندگی‌ام شدند و هر روز نتایج بهتر و بیشتر شد.

    درآمدم چند برابر شد.
    روابطم عالی شد.
    هر هفته برای همسرم طلا می‌خریدم.
    تمام وسایل خانه را نو کردم.
    هر روز برای دخترم و همسرم پول پس‌انداز می‌کنم.
    ماشین خریدم.
    برای تولد آن‌ها بهترین هدیه‌ها را خریدم.

    صادقانه بگویم، شاید نتوانم حسّم را کامل بیان کنم. آن‌قدر زندگی‌ام تغییر کرده و آن‌قدر نتیجه گرفته‌ام که اگر بخواهم همه را بنویسم، شاید صد صفحه هم کم باشد. از خرید گوشی آیفون برای همسرم و دخترم گرفته تا بهترین تفریحات، بهترین رستوران‌ها و بهترین روزهای زندگی‌ام.

    برای بیزینسم کلی سرمایه‌گذاری کردم. دستگاه‌های جدید خریدم؛ ایده‌های عالی بسته‌بندی گرفتم و اجرا کردم و دوباره مشتری‌ها چند برابر شدند.

    قبل از آشنایی با دوره ۱۲ قدم بدهکار بودم و عادت‌های اشتباه مالی داشتم، اما الان هیچ بدهی‌ای ندارم. زندگی‌ام پر از زیبایی، لذت و حس خوب است. حتی یک ماشین نزدیک به یک میلیارد تومان را نقدی خریدم.

    اگر یک سال پیش — قبل از کارکردن با ۱۲ قدم — خدا خودش هم به من می‌گفت این اتفاقات در زندگی‌ات می‌افتد، باور نمی‌کردم. اما امروز، همه‌چیز تغییر کرده است.
    همه داشته‌هایم را مدیون خدای خودم و بعد مدیون استاد عباس‌منش هستم که مسیر درست زندگی‌کردن را نشانم داد.

    امروز که ماشینم را خریدم، با خودم گفتم کم‌لطفی است که نیایم و نتیجه‌ام را ننویسم، چون می‌دانم خواندن این تجربه‌ها برای خیلی‌ها قوت قلب است.
    الان در حال آموزش‌دیدن با دوره کشف قوانین زندگی هستم و هر روز زندگی‌ام بهتر و بهتر می‌شود.

  • -لیدا رضایی
    معجزه مادر شدن با عمل به آموزش ها

    استاد عباس‌منش، فایل‌های هدیه شما طلای ناب است. من چهار ماه فقط همین فایل‌ها را گوش می‌دادم و آن‌قدر نتیجه گرفتم که تصمیم گرفتم دوره‌های آموزشی شما را بخرم.

    اولین نتیجه جدی من از روزی شروع شد که تصمیم گرفتم بچه‌دار شوم. وقتی آزمایش دادم، چندین دکتر متخصص گفتند: «شما تخمک‌گذاری نمی‌کنید و به این راحتی‌ها نمی‌توانید باردار شوید.» یعنی در سن ۳۶ سالگی آب پاکی را روی دستانم ریختند و گفتند راه درمانی طولانی و سختی پیش رو دارید. اما من از شما یاد گرفته بودم که این حرف‌ها را نپذیرم و اجازه ندهم باورم را بسازند.

    در مسیر برگشت از مطب تا خانه فقط با خدا حرف می‌زدم و می‌گفتم: «خدایا من را به این دکترها واگذار نکن. خودم را به تو می‌سپارم. قدرت فقط دست توست، نه هیچ‌کس دیگر.» و سعی کردم هرچه از شما یاد گرفته بودم را اصل قرار بدهم.

    بعد دوره ۱۲ قدم را خریدم. باید بگویم این دوره اسمش «دوره» نیست؛ خودِ زندگی است. کاش به‌جای اینکه ۹ سال دانشگاه بروم، ۹ سال پیش با استاد عباس‌منش آشنا می‌شدم و این دوره را می‌خریدم. تمام مدرک‌هایی که دارم، به‌اندازه نیمی از آموزش‌های این دوره برای من ارزش ایجاد نکرده‌اند، چون این دوره اصول واقعی و درست زندگی را به من نشان داد.

    به خدا قسم، یک قرص هم نخوردم، یک دقیقه هم دکتر نرفتم و فقط سه ماه بعد از آن ماجرا، به‌طور کاملاً طبیعی باردار شدم؛ آن‌قدر راحت که خودم شوکه شدم! فقط دو روز بعد از خرید دوره ۱۲ قدم متوجه شدم باردارم… و این، بزرگ‌ترین نتیجه‌ای بود که در زندگی‌ام گرفتم.

    استاد عباس‌منش، از شما ممنونم که باارزش‌ترین و باکیفیت‌ترین دوره‌های آموزشی را تولید کردید. نتایج استفاده از آموزش‌های شما آن‌قدر زیاد است که واقعاً نمی‌توانم همه را بگویم.

    رابطه‌ام با همسرم حالا به‌قدری عالی و عاشقانه است که شاید از هر هزار زوج، یکی چنین رابطه‌ای داشته باشد. در کارم، خدا را شکر، زحمت کارم کمتر شده و درآمدم بیشتر شده. قبلاً تلاش می‌کردم همه را راضی نگه دارم، اما الان اعتمادبه‌نفسم آن‌قدر قوی شده که برای راضی کردن دیگران تلاش نمی‌کنم؛ و در عوض، آدم‌های باکیفیت‌تری وارد زندگی‌ام شده‌اند.


The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 92 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3166 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: