نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
تحول عمیق در روابط و ساختن زندگی عاشقانه با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
تحول مالی، استقلال، رشد خانوادگی و جهش شغلی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش و دورههای سایت abasmanesh.com
داستان هدایت من به سمت آموزههای استاد عباسمنش از جایی شروع شد که یک روز دو نفر را دیدم که با شور و هیجان درباره فایلهای انگیزشی ایشان صحبت میکردند. کنجکاو شدم… چندبار فایلهای استاد را دیدم و تازه همان موقع فهمیدم استاد عباسمنش سایت دارد. همانجا وارد سایت شدم و عضو این دانشگاه بزرگ زندگی شدم.
آن روزها ترکتحصیل کرده بودم و تازه وارد بازار کار شده بودم. از شاگردی شروع کردم… با حقوق ماهی ۲۰۰ هزار تومان.
اما امروز که برگشتم و کامنتهای قدیمیام را خواندم، دیدم سال ۹۵ درآمدم رسیده بود به ماهی ۵ میلیون تومان. سال ۹۷ درآمدم به ۳۰ میلیون رسیده بود.
و حالا؟
حقیقتاً حساب کردن درآمد ماهانهام برایم سخت شده! چون هم در حوزه ساختوساز ملک فعال هستم و هم کسبوکار مستقل بیل مکانیکی دارم.
بهطور تقریبی، نسبت به سال ۹۷ درآمدم نزدیک ۱۰ برابر شده… و نسبت به روزی که با ماهی ۲۰۰ هزار تومان شروع کردم، حدود ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.و جالبتر اینکه میدانم اگر دقیقتر و کاملتر به تمام آگاهیهایی که از استاد یاد گرفتم عمل میکردم، باید الان مینوشتم «۱۵۰۰۰ برابر». این یعنی هنوز جای رشد بسیار بزرگی برای من وجود دارد و این مسیر ادامه دارد.
اینها بخشی از نتایج من در طی سالها عمل به آموزههای استاد عباسمنش است:
در بهمن ۱۴۰۲ پسر نازنینم آقا لیام به دنیا آمد و زندگی من، همسرم و دخترم نفس را پر از شادی و انرژی مثبت کرد.
در همان ماه، شراکت ۱۳ سالهام با برادرم را به پایان رساندم و کاملاً مستقل شدم.
یک بیل مکانیکی ۶ دانگ خریدم که کاملاً مال خودم است و از همان موقع تمام کارهایم مستقل شد.
تمام بدهیهایم را کامل تسویه کردم.
دستهچکهایم را پاره کردم و دیگر وارد هیچ ضمانتی نشدم.
۸ تا وام داشتم؛ همه را صاف کردم.
در آبان ۱۴۰۳ با حمایت بینظیر همسرم به کرج مهاجرت کردیم و حالا پنج ماه است از این تغییر فوقالعاده راضی و خوشحالیم.
در اسفند ۱۴۰۳ آپارتمان چهارطبقهای که در شاهرود داشتم را کامل ساختم و الان در مرحله سند زدن است.
کارم با بیل مکانیکی در کرج عالی شده و هر روز بهتر پیش میرود.
ماشین ساینا را تبدیل کردیم به یک دنا فوقالعاده.
دخترم نفس کلاس زبان میرود و در باشگاه فعال است.
در سال ۱۴۰۳ سفرهای زیادی رفتیم و تجربههای زیبایی ساختیم.اینها را نوشتم تا همیشه یادم بماند:
هر چقدر بیشتر به آموزهها عمل کردم، نعمت بیشتری وارد زندگیم شد.
و هر چقدر جدیتر ادامه دادم، معجزههای بزرگتری اتفاق افتاد.رهایی از مقایسه، بازسازی احساس ارزشمندی و جهش در روابط، درآمد و آرامش با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
استاد، آگاهیهای دوره احساس لیاقت، بهخصوص جلساتی که دربارهی مقایسه صحبت کردید، تحولات بزرگی در زندگی من ایجاد کرد. این جلسات ریشه بسیاری از احساسات بدم را به من نشان داد و اثراتی روی ذهن و قلبم گذاشت که واقعاً در کلمات نمیگنجد.
بار اول که جلسات مربوط به مقایسه را گوش کردم، تازه فهمیدم که تقریباً همیشه و دربارهی هر موضوعی خودم را با دیگران مقایسه میکنم. با اینکه زیبایی، توانایی و استعداد زیادی داشتم، این مقایسهها بدون هیچ معیار درستی باعث میشد خودم را کمتر از بقیه ببینم. حتی رابطه خودم را با رابطههای دیگران مقایسه میکردم و این باعث میشد حس کمبود، نارضایتی و بیارزشی کنم.
وقتی دوره احساس لیاقت منتشر شد، این جلسه آنقدر من را درگیر کرد که باقی دورهها را کنار گذاشتم و فقط روی این موضوع کار کردم. شروع کردم به عمیق شدن در ریشههای احساس ارزشمندی درونم، مخصوصاً بخش مقایسه.
استاد عزیز، دوره احساس لیاقت تأثیرگذارترین دورهای است که تا امروز روش کار کردهام. این دوره واقعاً همه جنبههای زندگی من را دگرگون کرده. از زمانی که شروع کردم، احساس رضایت عمیقی از زندگیم دارم و بارها به خدا گفتهام: «خدایا، من ازت راضیم.»
درست است که خواستههای بزرگتری دارم، اما از مسیر فعلی و از تکتک لحظات رشدم لذت میبرم. با برگشتن به این دوره، دوباره الهامات و هدایتهای خدا را با وضوح بیشتری حس میکنم و زندگی برایم آسانتر شده.
استاد، شما با این دوره من را به خدا نزدیکتر کردید. آموزشهایی به من دادید که نظیر ندارد. زندگیام را در همه جنبهها از این رو به آن رو کردید. امروز من هیچ شباهتی به سال قبل ندارم.
تا امروز کامنت نمیگذاشتم، اما از این به بعد، برای تمام جلسات این دوره کامنت میگذارم تا یادم بماند از کجا به کجا رسیدم و دلیل نتایجم چه بود.
مینویسم تا همه بدانند اینها افسانه نیست. واقعیت محض است. من این آموزهها را باور کردم و نتیجه را با چشم خودم دیدم.
من باور کردم و از دختری که با ۲۰ هزار تومان در کارت، در پارک گریه میکرد…
تبدیل شدم به فردی که در مدت کوتاهی چند صد میلیون تومان پول ساخت آن هم در سن ۲۴ سالگی.استاد عزیزم، شما قوانینی را به من یاد دادید که ارزششان از هر نتیجهای بیشتر است.
شما من را به خدایی رساندید که تمام عمر دنبالش میگشتم.
بینهایت سپاسگزار شما و خداوندی هستم که من را هدایت کرد.تحول مالی، عاطفی، شخصیتی و سلامتی با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت و دوره ۱۲ قدم
مدتی است که بهصورت جدی روی آموزههای دوره احساس لیاقت و دوره ۱۲ قدم کار میکنم. آنقدر این دو دوره تغییرات عمیق و پایدار در زندگی من ایجاد کردهاند که حتی بسیاری از نتایجم را فراموش کرده بودم. میخواهم بخشی از این نتایج را بنویسم؛ نتایجی که کیفیت زندگی من را در تمام جوانب، از اساس تغییر داده است. من حدود سه سال است که با آموزههای استاد عباسمنش کار میکنم.
قبل از آشنایی با این آموزهها، رابطه من و همسرم پر از تنش بود. بر سر کوچکترین موضوعات دعوا میکردیم. هر دو اصرار داشتیم که خودمان درست هستیم و دیگری باید تغییر کند. رابطه همسرم با خانواده من هم پر از اختلاف بود و اگر با این آموزهها آشنا نمیشدیم، مطمئنم رابطهمان به جدایی ختم میشد. اما با یادگیری کنترل ذهن، اعراض از نازیباییها و تمرکز بر نکات مثبت، زندگی ما دگرگون شد. امروز عشق میان من و همسرم را نمیتوان با کلام توصیف کرد. حالا حتی ماهی یکبار هم به اختلاف نمیخوریم و عاشقانه همدیگر را دوست داریم. اگر قبلاً کیفیت رابطهمان نمره ۱۰ بود، امروز به نمره ۱۰۰۰ رسیده است.
شغل من در زمینه آسانسور است. قبل از کار کردن با این دورهها، درآمد ماهانهام حدود پنج میلیون تومان بود و در بهترین حالت با تلاش سخت به هفت میلیون میرسید. چند سال پیش به یک تضاد مالی شدید خوردم. به خاطر تصمیمات هیجانی، داراییهایم را از دست دادم. ماشینم رفت، سرمایهام از بین رفت، بدهکار شدم، مشتری نداشتم و پیش همسرم و خانوادهاش شرمنده بودم. ترس و نگرانی از همه طرف ذهنم را محاصره کرده بود. اما وقتی خداوند من را با آموزههای استاد عباسمنش آشنا کرد، زندگی من بهتدریج شروع به تغییر کرد. یک شبه همهچیز درست نشد، اما هر روز نشانههای مثبت را میدیدم و میدانستم دلیلش عمل به همین آموزههاست.
یکی از بزرگترین نتایج من افزایش درآمد بوده است. با اینکه تلاش فیزیکیام کمتر شده، اما درآمدم ۱۰ برابر شده و گاهی ۲۰ برابر درآمد سابق را تجربه میکنم.
تا قبل از کار کردن روی این آموزهها، ۱۳ سال سیگار، قلیان و مشروبات الکلی مصرف میکردم؛ اما حالا نزدیک به دو سال است که حتی یک کام دود وارد بدنم نکردهام و هیچ چیز مخربی مصرف نکردهام. آرامش و کنترل هیجاناتم بهطرز چشمگیری بیشتر شده. اگرچه هنوز گاهی عصبی میشوم، اما خیلی کمتر، و وقتی ضعفم را میبینم، روی آن کار میکنم و از بینش میبرم.
پیش از این دورهها نه تنها هیچ دارایی نداشتم، بلکه ۲۰ میلیون تومان هم بدهی داشتم. اما امروز دارایی من بیش از دو میلیارد تومان است و با سرعت در حال افزایش. خرید بهترین لوازم خانه، که زمانی یک رؤیای دستنیافتنی بود، حالا بهراحتی انجام میشود؛ از بهترین تلویزیون و یخچال گرفته تا بهترین لوازم آشپزخانه.
اعتمادبهنفس من بهطور کامل متحول شده. قبلاً عاشق خودم نبودم، اما امروز خودم اولین اولویت زندگیام هستم. دیگر غصه هیچکس را بیدلیل نمیخورم، اما اگر بتوانم، کمک میکنم.
در زمینه کاری، کیفیت زندگیام به شکل چشمگیری تغییر کرده. الان با ۹ بیمارستان تهران قرارداد سرویس و نگهداری آسانسور دارم، و علاوه بر آن، کارهای آزاد مختلفی هم انجام میدهم. کسی که زمانی کارگر شرکتها بود، امروز ۹ نیروی استخدامی دارد و از کارگری به مدیریت، بازدید، طراحی و نظارت رسیده است.
باید بگویم بعد از کار کردن روی دوره احساس لیاقت، اوج جهش درآمدی من اتفاق افتاد. حتی نمیدانم این نتایج چطور و از کجا وارد زندگیام شد؛ فقط روی احساس لیاقتم کار کردم و همان کارهای سابق را در کسبوکارم انجام دادم. اما خداوند دستانی را فرستاد که باعث رشد من شد.
این نوشته را میگذارم تا فراموش نکنم کجا بودم و چطور امروز اینجا هستم؛ روزهایی را که کارت میکشیدم برای خرید چهار عدد تخممرغ و یک بسته نان و حسابم صفر میشد. روزهایی که لباس مناسب نداشتیم، غذای درست نمیتوانستیم بخریم، بدهی و استرس امانم را بریده بود. لحظاتی که شاگردم ماشین داشت اما من پیاده راه میرفتم و پول بنزین نداشتم. روزهایی که سرکار میرفتم و حتی یک مشتری هم نداشتم.
امروز اما زندگیام از زمین تا آسمان فرق کرده. ماشین خوب داریم، بدون ترس بهترین چیزها را میخریم، سفرهای باکیفیت میرویم، بهترین غذاها، بهترین تفریحات و بهترین امکانات را داریم. به لطف دوره قانون سلامتی، بدن سالم، اندام متناسب و سبک زندگی عالی داریم. بهترین باشگاهها را انتخاب کردهایم و هر تفریح و رستورانی بخواهیم، بدون نگرانی میرویم.
الان هم دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردهام و تازه شروع کردهام. خدا میداند با عمل به آگاهیهای این دوره چه نتایج بزرگتری در راه است.
استاد، از شما بینهایت سپاسگزارم. آموزههای شما زندگی من را از ریشه متحول کرده است.
بازگشت به مسیر، جهش مالی دوباره و حل آسان مسائل با عمل به آموزههای دوره شیوه حل مسائل زندگی و دوره احساس لیاقت
من خارج از کشور زندگی میکنم و با عمل به آگاهیهای استاد عباسمنش، تنها در مدت یک سال، از درآمد صفر به درآمد ۲۴٬۰۰۰ دلار رسیدم. اما بعد از سفرم به ایران، کار کردن روی خودم را رها کردم. دیگر ورودیهای ذهنم را کنترل نکردم و پر از احساسات منفی شدم؛ هر روز با خودم در جنگ بودم. نتیجهاش این شد که آن درآمد عالی، دوباره به صفر رسید. هیچ مشتریای نداشتم، با اینکه خدماتم عالی بود و مشابهش در بازار وجود نداشت.
تا اینکه به لطف هدایتهای عشق خداوندی که همیشه خیر مرا میخواهد، دوباره کار کردن با دورههای استاد را شروع کردم.
دوره شیوه حل مسائل زندگی من را نجات داد؛ ذهنم را آرام کرد، به من نشان داد چطور باید با مسائل برخورد کنم و چطور بدون تقلا از آنها عبور کنم.پازل پیشرفت من وقتی کامل شد که دوره احساس لیاقت را هم شروع کردم. تازه فهمیدم چقدر در حق خودم نامهربان بودم، چقدر خودم را کوچک میدیدم و چقدر اجازه داده بودم ذهنم من را از مسیرم دور کند.
اما حالا با ترکیب این دو دوره، انگار در بهشت زندگی میکنم. مسائل زندگیام یکییکی و بدون زور و فشار حل میشوند. آرامش دارم، وضوح دارم، و دوباره دیدم که وقتی در مدار درستی هستم، خداوند چگونه مشتریان و فرصتها را بدون تلاش اضافه به زندگیام برمیگرداند.
من عاشقانه سپاسگزارم از خداوند و از استاد عزیزم و از این آموزههای نجاتبخش.
نتایج چشمگیر من در ۶ ماه عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
با سلام به استاد عزیز. در این شش ماهی که در دوره احساس لیاقت هستم، خداروشکر نتایج فوقالعادهای گرفتهام که بخشی از آن را با شما به اشتراک میگذارم.
کنترل ذهن برایم آسانتر شده و دیگر عجله و بدو بدوهای قبل را ندارم. متوکلتر شدهام و خودم و زندگیام را در کمترین حد ممکن با دیگران مقایسه میکنم. آموزههای این دوره باعث شده بتوانم تعهدات سازندهای به خودم بدهم و آنها را اجرا کنم. آرامش بیشتری دارم، خودم را بیشتر دوست دارم و دیگر خودم را سرزنش نمیکنم. احساس میکنم مورد احترام همه هستم و خیلی راحت میتوانم به درخواستهای نامعقول دیگران «نه» بگویم.
در این مدت، توانستهام به تغییر، یادگیری و رشد مهارتهایم تن بدهم. در زمینه کنترل و مدیریت احساس گناه، تغییرات بسیار خوبی داشتهام و بهطور کلی چرخ زندگیام خیلی روانتر شده، خداروشکر.
درآمد ماهانهام شش برابر شده و توانستهام برای خودم و خانه وسایل خوبی بخرم. همچنین به لطف اصولی که در دوره احساس لیاقت یاد گرفتهام، در این شش ماه دوره قانون سلامتی را هم دقیقتر انجام میدهم و برای سلامت جسمم ارزش بیشتری قائل شدهام؛ همین باعث شده شبها با آرامش بیشتری بخوابم.
خداروشکر برای این مسیر زیبا و نتایج ارزشمندی که وارد زندگیام شده است.
رهایی از ترس، وابستگی، سرزنش و کمارزشی با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
وقتی تمرین جلسه ۱۸ از دوره احساس لیاقت را انجام دادم، فهمیدم چقدر در این دوره تغییر کردهام و نتیجه گرفتهام. همین باعث شد کمالگرایی و مقایسهکردن را کنار بگذارم و بخشی از دستاوردهایم را بنویسم.
قبل از شرکت در دوره احساس لیاقت، به شدت ترسو، وابسته، مشرک، خالی از عزتنفس و پر از تردید و نگرانی بودم. حس نالایق بودن در تمام رفتارهایم جاری بود و همین باعث شده بود که دیگران با من با بیاحترامی کامل رفتار کنند. مدام طرد میشدم و نیاز شدید به تأیید دیگران داشتم.
اما نتایج من بعد از عمل به آگاهیهای این دوره:
الان نسبت به قبل به خودم بسیار آسانگیرتر شدهام. وقتی اشتباهی از من سر میزند، خودم را خیلی کمتر سرزنش میکنم و دارم یاد میگیرم که اشتباهات خودم و دیگران را راحتتر ببخشم و از آن عبور کنم.
در برخورد با مسائل و چالشها، دیدگاه “الخیر فی ما وقع” در من شکل گرفته و همین نگرش، آرامش فوقالعادهای وارد زندگیم کرده است.
گفتگوهای ذهنیام واضحاً مثبتتر شدهاند؛ مدام در حال تحسین، شکرگزاری و یاد خدا هستم.
نسبت به انتقادات دیگران بیتفاوتتر شدهام. راحتتر احساساتم را بیان میکنم و دیگر مانند قبل، برای جلب تأیید دیگران ماسک نمیزنم یا احساساتم را پنهان نمیکنم.
یاد گرفتهام تواناییهایم را بشناسم و بنویسم و همین باعث شده احساس ارزشمندی درون من رشد کند.
قبل از دوره، بخش زیادی از روز را با اضطراب میگذراندم؛ اما حالا بیشتر روزها در آرامش و حال عالی هستم. تمرکزم روی فراوانیهای زندگیم است و واقعاً زندگیم پر از نعمت، فراوانی، عشق و آرامش شده—بدون اینکه بخواهم زور بزنم.
و اما تغییر معجزهآسای برخورد جهان با من…
بعد از کار کردن روی احساس ارزشمندی درونی مخصوصاً با تمرین جلسه ۱۶، رفتار اطرافیان با من کاملاً عوض شده. انگار جهان دارد از درون من الگوبرداری میکند. حالا میبینم آدمها همان احترامی که برای رئیسشان میگذارند، برای من هم قائل هستند؛ در حالی که قبلاً هر جا میرفتم فقط بیاحترامی میدیدم.
استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم که این مسیر ارزشمند را خلق کردید و کمک کردید نسخه بهتری از خودم شوم.
تجربه تولد فرزند پس از ۱۰ سال، بهبود سلامت، و جهش مالی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره احساس لیاقت
استاد عباسمنش عزیز، امروز حال من و همسرم به قدری خوب است که هر لحظه شکرگزار خدایی هستیم که ما را به نبی خودش، یعنی شما، هدایت کرد. دلیل این حال عجیب و باشکوه، این است که اکنون کنار فرزند ۸ روزهمان نشستهایم؛ فرزندی که خالق قدرتمندمان بعد از ۱۰ سال به ما عطا کرده و ما را در یک حال و هوای غیرقابلتوصیف قرار داده است.
من و همسرم سودا از سال ۹۷ بهصورت جدی شاگرد شما هستیم و به لطف عمل به آگاهیهای الهیای که شما آموزش میدهید، به هر خواستهای که از خدا داشتیم رسیدهایم. جایگاه، حال خوب، ثروت، سلامتی، روابط رویایی، رابطه عمیق با خداوند همه را مدیون شما هستیم.
میخواهم خلاصهای از معجزاتی را بگویم که «وحی منزل دانستن» آموزشهای شما از فرش، ما را به عرش رسانده است:
بعد از عمل به آگاهیهای نسخه قبلیِ دوره کشف قوانین زندگی، من و همسرم تصمیم گرفتیم روی خودمان سرمایهگذاری کنیم و به سمت علاقهمان برویم. آن زمان من آتشنشان بودم شغلی که همان را هم با آموزشهای شما خلق کرده بودم. از کاری که فقط ۱۰ روز در ماه کار میکردم استعفا دادم، و همراه همسرم شروع کردیم درس خواندن. به لطف خدا، سال ۹۸ هر دو با رتبه عالی وکیل شدیم. برای خیلیها عجیب بود که دو نفر در یک خانه، در یک سال و در یک شهر، با هم وکالت قبول شوند! ما این را فقط و فقط مدیون شما و خدایی هستیم که شما به ما شناساندید.
بعد از ورود به بازار وکالت، معجزه پشت معجزه رخ داد. پروندههایی به مسیرمان هدایت شد که حتی برای وکیلی با ۲۰ سال سابقه هم جای تعجب داشت. اما هنوز در بخش سلامتی و ثروت ضعفهایی داشتیم.
من حدود ده سال سیگار میکشیدم. وقتی دوره قانون سلامتی را ساختید، همسرم چون میدانست تنها الگوی من شمایید، آن را بهعنوان عیدی برایم خرید. با وزن ۹۵ کیلو زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم و بعد از ۵ ماه به ۷۴ کیلو رسیدم؛ در حالی که هم سالمتر و هم پرانرژیتر شده بودم. همسرم هم ۱۰ کیلو وزن کم کردند و ما این سبک زندگی را ادامه دادیم. و درست همان زمان، معجزه اصلی رخ داد: متوجه شدیم خداوند بهراحتی یک فرشته به ما عطا کرده است.
به خدا قسم، تمام پزشکان و سونوگرافیها از سلامت همسرم و جنین مبهوت بودند. و به لطف خدا، ۲۷ اسفند فرزندمان قدم به چشمهایمان گذاشت و پسرمان، کارن، اکنون سالم و آرام در کنارمان رشد میکند.
این هم از نتایج آزادی زمانی و مکانیای است که از آموزهها بهدست آوردیم؛ بدون هیچ نگرانی، داریم از لحظهلحظه بزرگ شدن او لذت میبریم.استاد، سال گذشته چند پرونده میلیاردی را به نتیجه رساندم، اما با وجود اینکه شب و روز روی باورهای ثروت کار میکردم، حقالوکالهام پرداخت نمیشد. تا اینکه دوره احساس لیاقت را خریدیم. با شروع این دوره، تازه ترمزهای وجودم را دیدم. بهصورت جدی تمرینها را اجرا کردم و نتیجه؟
در همین دو ماه گذشته، نیمی از تمام مطالباتم وصول شد. میلیاردها تومان ثروت وارد زندگیمان شده است.و استاد عزیز، به شما قول میدهم: وقتی پسرم بزرگتر شود، یک ویدئوی سهنفره از تمام جزئیات دستاوردهایمان برایتان میفرستیم؛ چون میدانیم دانستن این نتایج، برای شما که نبی خدا هستید و ما را هدایت کردید، شیرینترین هدیه است.
استاد عزیزم،
من و همسرم تا همیشه سپاسگزارتان هستیم که باعث شدید خودمان را بشناسیم و خالق قدرتمندمان را.تحول عمیق درونی، بازگشت شادی و رشد دوباره نتایج با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت و دیگر آموزشهای استاد عباسمنش
دوست داشتم تجربیات و اتفاقات درونی این چند سالی را که با آموزههای استاد عباسمنش کار کردهام با شما به اشتراک بگذارم. از نظر نتایج زندگی، در این سالها به بخش بزرگی از خواستههایم رسیدهام؛ آنقدر که خودم هم باورم نمیشد چنین حجم گستردهای از تغییر و خلق اتفاقهای خوب را در زندگیام تجربه کنم. در مسیر رشد مالی و کاری، به سطحی رسیدم که درآمد و جایگاه شغلیام تا صد برابر ارتقا پیدا کرد و این برای من یک «بیگبنگ» واقعی بود؛ جهشی که به لطف خداوند، بسیاری از آرزوهایم را محقق کرد.
اما با وجود این نتایج، همیشه یک سؤال در ذهنم بود:
«چرا با اینهمه دستاورد، حالم خوب نشد؟ چرا شادیام کم شد؟ چرا وقتی به درآمد و زندگی رؤیایی رسیدم، روحیهام افت کرد؟»تا اینکه به لطف خداوند هدایت شدم به حقیقتی که مدتها دنبال آن بودم:
«پسر، تو داری از کمبود احساس لیاقت ضربه میخوری. باید روی احساس لیاقتت کار کنی. تو خودت را فراموش کردهای…»در همین دوران، اتفاقاتی در زندگیام میافتاد که نشان میداد نتایجی که با سختی ساخته بودم در حال فروکش کردناند؛ انگار بدون احساس لیاقت، آنهمه موفقیت مالی و کاری برایم سنگین بود و من کمکم داشتم دوباره به «خودِ فقیر گذشته» برمیگشتم. و طبق قانون، وقتی برای نعمتهایت احساس لیاقت نداشته باشی، آن نعمتها از تو گرفته میشود.
اما دوباره به لطف خدا و هدایتش و با کمک آموزههای استاد عباسمنش، برگشتم به مسیر درست و شروع کردم روی باورهایم کار کردن. و درست در همین زمان بود که دوره بینظیر احساس لیاقت ارائه شد؛ دورهای که الان با هر جملهاش زندگی میکنم. هر لحظه که با آگاهیهای این دوره جلو میروم و خودم را بیشتر میشناسم، مسیرهای تازه، شهودهای عمیق و آگاهیهای جدیدی در قدمبهقدم این مسیر دریافت میکنم.
حالم کمکم خوب شد. وجودم آرام شد. و همزمان، نتایج و اتفاقهای خوب دوباره شروع به رشد کردند؛ اما این بار با جنس و کیفیتی کاملاً متفاوت، عمیقتر و ماندگارتر.
امروز میفهمم که تمام آن دستاوردها بدون احساس لیاقت، مثل ساختمانی روی خاک سست بودند؛ اما اکنون دارم از اساس خودم را میسازم. از شما سپاسگزارم استاد عزیز، که این آگاهیهای نجاتبخش را در اختیار ما میگذارید و مسیر زندگیمان را نورانی میکنید.
تحول عمیق باورها، آرامش، و جهش مالی با الهام از آگاهیهای دوره احساس لیاقت، دوره روانشناسی ثروت ۳، و دوره کشف قوانین زندگی
این کامنت را زمانی مینویسم که محو آگاهیهای جلسات ابتدایی دوره احساس لیاقت و دوره روانشناسی ثروت ۳ هستم و یک «جهاد اکبر» راه انداختهام تا تغییرات بزرگ و اساسی در تمام جنبههای زندگیام ایجاد کنم. در حالیکه مشغول مرتبسازی فایلهای لپتاپم بودم (کاری که ماهها عقب انداخته بودم)، یکباره بهصورت کاملاً هدایتی دیدم یک جلسه از دوره کشف قوانین زندگی واضح به من چشمک میزند؛ انگار صدا میزد: «بیا، بیا من را دوباره گوش کن!» و من هم شروع کردم. هر لحظه فرکانسها و باورهای من یکییکی اصلاح میشد.
تغییراتی که در این مدت تجربه کردهام واقعاً شگفتانگیز است. گاهی آنقدر از درک این قوانین ذوقزده میشوم که فقط دلم میخواهد خوشحال باشم. منی که آرزوی داشتن یکسری چیزها را داشتم، الان به لطف خداوند بسیاری از آنها را خیلی راحت تجربه کردهام. از وقتی فهمیدهام که فقط باید روی خودم کار کنم و فقط خودم را با خودِ قبلیام مقایسه کنم، بیشتر از قبل به خدا، به خودم و به مسیرم افتخار میکنم. احساس بهترم، اتفاقات بهتر را مدار به مدار برایم رقم میزند.
شاید واضحترین نتیجهای که از آموزههای استاد عباسمنش گرفتهام، آرامشی است که امروز دارم. در گذشته، در شرایط مشابه نیاز داشتم زمان زیادی بگذرد تا بتوانم خودم را پیدا کنم، اما الان ککم هم نمیگزد! استقبال میکنم از تغییرات زندگیام و میدانم هر اتفاق، مرا به خیر بزرگتری هدایت میکند.
وقتی خواستهای خیلی برایم بزرگ میشود، از خودم میپرسم: «آیا خواسته تو از خدا هم بزرگتر است؟» برای من شاید بزرگ باشد، اما برای خدا نیست. همان لحظه به خدا میگویم: «خدایا، خودت میبینی که ضعف بندگیت را اعتراف میکنم؛ پس خودت قویام کن، خودت ایمانی بده که از این خواسته بزرگتر شوم.»
الان خواستههای زیادی دارم اما حقیقتاً میتوانم بگویم نگرانیهایم نسبت به گذشتهام هزاران برابر کمتر شده است… آنقدر کم که میتوانم بگویم تقریباً نیست.
یکی از ترمزهایی که در اجرای دوره کشف قوانین زندگی در خودم پیدا کردم و ارتباط مستقیم با همین جلسه داشت، این بود که ذهن من در تصویرسازی و پذیرش چیزهایی که هنوز تجربه نکردهام، گاهی مقاومت زیادی نشان میدهد. کاری که برای برداشتن این ترمز میکنم این است که میسپارم به خدا. به خدا میگویم: «من نمیدانم، طبیعی است چون تجربهاش نکردهام؛ اما تو میدانی، تو میتوانی.» و خودم را از «چگونگی» رها میکنم… و بعد دقیقاً به همان چگونگی هدایت میشوم.
مثلاً وقتی میخواستم به درآمد ۱۰۰ میلیون تومان در ماه برسم، ذهنم در پذیرش این عدد مقاومت داشت؛ چون تا آن زمان چنین رقمی را تجربه نکرده بودم. اما من تجسم میکردم که این پول به حسابم واریز شده؛ باور میکردم و به آموزهها عمل میکردم. مدتی بعد وقتی پیامک واریز ۱۰۰ میلیون تومان به حسابم آمد، دقیقاً یاد همان تجسمها افتادم. و جالب اینکه واریز این رقم چند بار دیگر هم تکرار شد.
بهقدری این مسیر روی ذهن و باورهایم تاثیر گذاشت که حتی در نت گوشیام گفتوگوهایی «باورساز» نوشتم که خیلی به من کمک کرد. فهمیدم باور قدرتمندکننده یعنی چه: یعنی فکرهایی که میگوید چطورش را نمیدانم، اما میدانم که میشود و تنها راه رسیدن به خواستههایم حس خوب است. همین حس خوب است که مرا به سمت «چگونگی» هدایت میکند.
یادم هست اولینبار که میخواستم درآمدم را از صفر بسازم، چه افکار سخت و محدودکنندهای داشتم و چقدر کسب درآمد برایم دشوار و غیرممکن بود. اما امروز از زمین تا آسمان با آن روز فرق کردهام. کاملاً روند پیشرفتم را حس میکنم. واقعاً یاد گرفتهام که پول ساختن آسان است. الگویی بهتر از استاد عباسمنش ندارم؛ کسی که اول خودش به خواستههایش رسیده و بعد از بسیاری از آنها رها شده. بهنظر من این کاملترین نوع بندگی خداوند است.
وقتی به تغییراتی که با حرکت من بهسمت خواستههایم در جهان ایجاد میشود فکر میکنم، دقیقاً حس میکنم که هر قدم من به سمت خواستهها، من را به بعد الهی وجودم نزدیکتر میکند. وقتی به خواستههای بیشتری میرسم، مقابله با نجواهای ذهنی برایم سادهتر میشود؛ چون لیست داشتهها، سپاسگزاریها و منطقهایم پرتر و قویتر شده است.
برای همین برایم مهم است که دنیا را آنطور که خودم دوست دارم تجربه کنم؛ نه اینکه یک برگ در باد باشم. این نوع تفکر و زندگی، خدا را برایم واضحتر میکند، کمکم میکند تسلیمتر، آرامتر و شادتر باشم.
خدا را صد هزار مرتبه شکر برای این مسیر پر از خیر، برکت، آگاهی و سعادت.
و از استاد عزیز عباسمنش با تمام وجودم سپاسگزارم که در این مسیر روشن، راهنمای ما هستند.



به نام خداوند بخشنده نعمت های فراوان به من و هرکس که اورا باور کن
سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز بابت انتشار عمومی نتایج دوستان از محصولات پر برکت سایت
من میخوام دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کنم و هنوز کمی مقدار پول نیاز هست تا خرید رو کامل کنم
و تا به الان تمام این 28 لیست رو که مربوط به نتایج محصولات هست و دوره روانشناسی ثروت 1 که دوستان نتیجه گرفتن خوندم
تا باورم نسبت به کارایی دوره و اینکه این دوره میتونه بهم جواب خوب بده درصورتی که من حسابی دوره رو بخورم و تمرین پشت تمرین انجام بدم
و هرآنچه بازم نتیجه باشه دارم میخونم و حتی از فضای مجازی با کسانی آشنا میشم که دوره رو تهیه کردن و به آزادی مالی رسیدن
و الان تقریبا به این باور رسیدم که دوره میتونه بهم جواب بده
خداروشکر که خداوند منو به سمت استاد عباسمنش و همچنین دوره روانشناسی ثروت 1 هدایت کرد
از دوستان عزیز که دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کردن و نتیجه گرفتن ممنون میشم با من به اشتراک بزارن تا باورم قوی تر و فولادی تر بشه
سپاسگزارم از شما منتظر کامنت هاتون هستم
به نام خدای بخشنده مهربان
سلام
این قسمت که نتایج دوستان رو گذاشتید خیلی بخش خوبیه و من تازه دیدمش.خوندن نتایج دوستان دیگه به آدم انگیزه میده که بیشتر روی خودش کار کنه و به ذهنش ثابت کنه که این مسیر برای خواسته های بزرگتر هم جواب میده و نباید ناامید شد.
تو این مدت 4 ساله که عضو سایت هستم خیلی تغییرات مثبتی داشتم اما ذهن کمالگرام هیچ وقت اجازه ثبت کردنشون رو بهم نداده.به هر موفقیتی رسیدم گفته نه بذار به اون بالاتره برسی بعد بنویس،در صورتی که همون موفقیت به ظاهر کوچک برای ذهنم یه روز آرزو بوده…
الان تو مرحله ای گیر کردم که ذهنم میگه تو هیچ پیشرفت و کار خاصی نکردی و داره چوب میذاره لای چرخ مسیرم پس تصمیم گرفتم حالا که اینجارو پیدا کردم،از خودم ردپا بذارم:)
اگه بخوام از قبل شروع مسیر درباره خودم بگم،باید بگم که شرایطم خیلی داغون بود.از همه لحاظ.یه آدم افسرده بی هدف بی انرژی که تنها آرزوش مرگش بود.خیلی روزهای سیاهی بود و خیلی دوست ندارم برگردم عقب ولی از لحاظ عاطفی عزت نفس مالی سلامتی و همه چی زیر صفر بودم و انقدر جهان بهم فشار آورده بود که باید راه درست رو پیدا میکردم.رسیده بودم بجایی که دیگه نه خدارو و نه قرآن رو باور نداشتم و میگفتم همش چرته.واقعا نمیدونم اگه خدا هدایتم نمیکرد الان کجا بودم…
داستان آشنایی من با شما خیلی جالبه و البته یکم طولانی.قبلا تعریف کرده بودم که من از طریق یکی از شاگردهای شما که دوره قانون آفرینش رو تدریس میکرد باهاتون آشنا شدم و خلاصه از خوندن کتاب های مختلف و نشستن پای صحبت های اینو اون رسیدم به سایت.من توی یه خانواده سوپر مذهبی بزرگ شدم و اولش خیلی خیلی ذهنم مقاومت داشت.هرچی میگفتید من باور مخالفش توی ذهنم نقش بسته بود.انگار که میخواستم یه دیوار از جنس سیمان و بتن و آهن و فولاد رو بشکنم…اما حرف هاتون مثل آب روی آتش برای دل سوخته ام بود.اولش فقط برای اینکه حالم خوب بشه فایل هارو گوش میدادم اما کم کم شروع کردم به تغییرات کوچک توی زندگیم.از عادت های خیلی کوچک شروع کردم به تغییر کردن تا اینکه توی قدم اول گفتید نباید بیکار باشید و همیشه باید ورودی داشته باشید.اونجا این حرفتون توی گوشم زنگ خورد که باید از یکجایی کار رو شروع کنم.قبل از اون تاحالا جایی کار نکرده بودم و خیلی سختم بود برم سرکار ولی باهر سختی و ترسی که بود انجامش دادم.جایی که شروع کردم به کار کردن رو بااستفاده از قانون خلقش کرده بود.95 درصد چیزی بود که خودم خواسته بودم.وقتی اونجا کار کردم خیلی از ترس هام ریخت و فهمیدم ترس ها چقدر پوچن و اعتماد به نفسم رفت بالا و خیلی چیزا یاد گرفتم و ایمانم به قانون بیشتر شده بود تا اینکه انگار ازش پر شده بودم و چیزی برای یادگیری برام نداشت و اومدم بیرون.بعد گفتم خدایا حالا چیکار کنم که یهروز نشستم با خدا خلوت کردم و گفت برو دنبال علاقه ات و شروع کن به یادگیری.خلاصه با هر معجزه ای که بود من وسایل کارم رو خریدم و شروع کردم به دوره گذروندن منی که هیچ وقت احساس لیاقت اینو نداشتم که بخوام پول بدم و مهارتی رو یاد بگیرم حالا در مسیر علاقم بالای 10،15 تا دوره آموزشی تهیه کردم و هرروز در مسیر بهبود مهارت ها و توانایی هام دارم قدم برمیدارم.
الان از مسیر علاقم پول کمی میسازم و هنوز اونقدر که میرفتم جایی کار میکردم پول درنمیارم ولی میتونم بگم لذتی که خرج کردن پولی که با عشق کار کردم براش بیشتر از قبله برام و این یعنی خوشبختی.
از نتایج دیگه ام بخوام بگم انجام چندین و چند بار آگهی بازرگانی،تنهایی رستوران و کافه رفتن و تهران رو گشتن منی که تنهایی تا سرکوچه میترسیدم برم،منی که وقتی تازه وارد سایت شده بودم و قیمت محصولات شوکه ام کرده بود که یعنی میشه روزی منم یکی از این محصولات رو بخرم یعنی حتی آرزوم بود فقط یکی از دوره هاتون رو بخرم الان نصف دوره هارو دارم،بهبود وضعیت سلامتیم.4 ساله که دکتر نرفتم و اگه مریض شدم با دمنوش های گیاهی حالم رو خوب کردم و یه مسئله سلامتیم که براش همیشه قرص میخوردم دیگه قرص هارو گذاشتم کنار و با قدرت ذهنم بهبودش دادم.نمیتونم بگم به طور کامل درمان شده اما هیچ وقت فکر نمیکردم بتونم قرص نخورم براش…4 ساله هیچ قرص شیمیایی وارد بدن من نشده به لطف الله، منی که از 4 فصل سال 5 فصلش رو مریض بودم و همیشه یه پام پیش دکتر و قرص و دوا بود.از تپش قلب شدید و معده درد و کلیه درد و سردرد ها و دل درد های دائمی الان رسیدم به یه بدن سالم و قوی که داره خودشو بهبود میده حتی خوراک من هم تغییر کرده و دارم نزدیکش میکنم به قانون سلامتی:)
خیلی انگیزه و امیدم بیشتر شده و از یه آدم بی هدف و بی انگیزه و افسرده رسیدم به جایی که دفتر برنامه ریزی دارم و برای هفته ها و ماه ها و سال های پیش روم پلن میریزم تا در جهتشون حرکت کنم.
از لحاظ روابط عاطفی خیلی بیشتر با آدما در صلح قرار گرفتم و حرف و احساسم رو بروز میدم و ابراز علاقه و میکنم و ویژگی های مثبت آدم هارو بهشون میگم و تحسینشون میکنم.
یکم توی شنیدن و گوش دادن به هدایت هنوز مقاومت و ترس دارم ولی بهتر شده از قبل و روی این قسمت باید بیشتر کار کنم و احساس میکنم خیلی بهم کمک میکنه و سرعت رسیدن به خواسته هام رو افزایش میده.
در مورد ضعفهای شخصیتیم قبلا خیلی دنبال تایید دیگران بودم و نظر بقیه خیلی برام مهم بود.الان پوششی که خودم دوست دارم رو دارم و جالبه بعد من اعضای دیگه خانواده که اولش با پوشش من مقاومت داشتن شکل من لباس پوشیدن.آرایش رو حذف کردم از زندگیم و با خودم میگم این خود واقعی منه،اگه کسی خوشش نمیاد به سلامت.جا باز میشه برای آدم بهتر.بعد دوره احساس لیاقت میتونم بگم عشق به خودم از 1 رسیده به 100.عاشق خودم شدم و شده ساعت ها توی آینه به خودم نگاه میکنم و قربون صدقه خودم میرم.خودم رو یه دختر زیبا و جذاب میبینم.با خودم مهربون تر شدم.از تنهاییم لذت میبرم و میرقصم.رابطم با خدا خیلی خوب شده و احساس میکنم خدا عاشق منه و خیلی دوسم داره.شبا قبل خواب آینده ام رو بارها و بارها تجسم میکنم و بافکرش به خواب میرم.دوره احساس لیاقت واقعا منو کوبوند و از نو ساخت.بعد دوره این جسارت رو پیدا کردم که علاقم رو دنبال کنم…خیلی دوره خوبیه نمیدونم تاحالا چندبار جلساتش رو گوش دادم و دوباره رفتم از اول و هربار احساس میکنم مدارم رو میبره بالاتر
از هر دوره ای که تهیه کردم میتونم یه کتاب چاپ کنم.یعنی به اندازه دوره هاتون من دفتر دارم ازشون و واو به حرف هاتون رو نوشتم.اونم نه یه دفتر 50 برگ.دفتر های بزرگ 200 برگ به بالا.مخصوصا دوره 12 قدم که فکر 300 برگ نوشتم ازش.بنازم این دستان پرتوان رو.خخخخ
خیلی سپاسگزار تر شدم و نعمت های زندگیم رو بیشتر و بیشتر میبینم.تاحالا بالای ده،بیست تا دفتر شکرگزاری عوض کردم و هر نکته مثبتی که در طول روز برام اتفاق میفتاده رو با ذوق میام توی دفترم ثبتش میکنم.منی که یه روز همه شرایط زندگیم مثل خار بود توی چشمم و ناسپاس و ناامید بودم.الان هم نمیگم دیگه خیلی شاکرم هنوز بعضی وقتا نجواها زیاد میشن اگه کنترلشون نکنم ولی از قبل بهتر شدم.
در واقع نمیشه صفر و یکی نگاه کرد به تغییرات.همه جنبه ها بهبود داشتم اما توی بعضی ها کمتر توی بعضی ها بیشتر اما هیچ وقت به 100 نمیرسه آدم…
قبلا همش پای فیلم و سریال و اینستاگرام بودم الان همهشون حذف شدن و فقط فیلم های گلچین شده رو برای تفریح میبینم.قبلا از صحبت کردن با مرد ها یا پسرهای جوان خیلی خجالت میکشیدم الان خیلی بهتر شدم.قبلا خیلی از درخواست کردن میترسیدم و خجالت میکشیدم الان هروقت نیاز به کمک داشته باشم هنوز با کمی مقاومت اما درخواستم رو میگم.قبلا تنهایی اصلا نمیتونستم چیزی برای خودم بخرم و همیشه یکی باید کنارم میبود تا نظر میداد و اصلا قدرت تصمیم گیری و انتخاب نداشتم الان اکثر مواقع تنهایی خرید هامو انجام میدم.برای کوچک ترین تصمیماتم باید با بقیه مشورت میکردم الان اکثر کارهام رو تنهایی انجام میدم.قبلا خیلی آدم های چیپ تو زندگیم زیاد بودن الان کمتر شدن و به همون نسبت عشق و احترام بیشتری از افراد حتی غریبه ها دریافت میکنم.قبلا خیلی کمالگرا بودم وهیچ کاری رو شروع نمیکردم الان در مسیر علاقم بااینکه هنوز دانشم کمه اما شروع کردم به پولسازی و تولید محتوا.خیلی خرید های زیادی داشتم و ورودی های مالیم فقط صرف رشد و یادگیری و بهبود شده.قبلا اصلا جرعت اظهار نظر و تو جمع حرف زدن رو نداشتم الان خیلی محکم و بلند حرفم رو میزنم و کاری به تایید شدن یا نشدن توسط دیگران ندارم.هرجا وارد میشم بلند سلام میکنم و سعی میکنم محکم و صاف راه برم(از تمرینات دوره عزت نفس)قبلا اصلا نمیدونستم اعتماد به نفس و عزت نفس چی چی هست و زیر هزار بود نمره ام اما الان از 100 به خودم 70 میدم.وووو کلیییی نتایج ریز و درشت دیگه که اگه بخوام دونه دونه بنویسم تا صبح باید ادامه بدم و همه اینها نتیجه کار کردن روی خودم و رشد شخصیتم و دوره ها بوده.هیچ کدوم شانسی و اتفاقی نبوده و نیست و حالا با این فکت های واقعی و منطقی ذهنم رو آماده میکنم برای برداشتن قدم های بزرگتر در مسیر رشدم و واقعا خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که منو با این مسیر و شما استاد الهی آشنا کرد.میدونید من یه آدمیم که اگه بخوام یچیزی رو یاد بگیرم اون آدمه باید خیلی بارش باشه تا من به حرف هاش گوش بدم.خدا دقیق میدونست منو باید با کی مچ کنه.شما اولین استاد موفقیت من هستید.من این حرف هارو جاهای دیگه از زبون آدم های دیگه هم شنیدم اما صحبت های شما از یک ایمان و یقین خالص میاد.
واقعا ازتون سپاسگزارم که اومدید تو زندگی من استاد عزیزم.امیدوارم به زودی توی آمریکا از نزدیک شما و خانم شایسته نازنین رو ببینم و درآغوش بگیرمتون و از نتایج خفن ترم براتون به صورت حضوری بگم.مرسی که انقدر خوبید و انقدر سایت پویا و با عشقی دارید.در تمام زمینه ها یک الگویید برام.
هربار باید بیام این متن رو بخونم تا بدونم از کجا شروع کردم و انگیزه و ایمانم قوی تر بشه:)
قلب و عشق فراوان
سلام به همه دوستان من تازه به جمع شما اضافه شدم ودربخش نظرات دوره قانون سلامتی نتایج دانشجوها را میخواندم وخیلی برام خوشحال کننده بود ، نتایج از قانون سلامتی. راجب برطرف شدن بوی بد دهان ایا کسی هست که با استفاده از دوره قانون سلامتی درمان شده باشه ؟
من از بچگی تا الان این مشگل رادارم وهرکاری بگید کردم اما درمان نشده
سلام دوست عزیز
امیدوارم سلامت و پر روزی باشید
برای رفع بوی بد دهان استاد در دوره ی قانون سلامتی گفتن که کلم( هر کلمی ) رو با روغن زیتون و نمک آغشته کنید و میل کنید من در طول مدت استفاده از قانون سلامتی
و ماه رمضان این سالاد رو استفاده کردم و واقعا بوی بد دهانم برطرف شد
موفق باشید
ممنون عزیزم که راهنمائی کردید.یسوال
درمورد قانون سلامتی که وزن کم میشه.من 66 کیلو هستم میخام این دوره زا شرکت کنم اما نمیدونم وزن کم کردنش چطوریه .میترسم وزنم زیاد کم بشه وبرسه به مثلا 45کیلو
اخه نتایج رو میخوندم دیدم که یهو درعرض مدت کم مثل دوسه ماه حدود دوازده کیلو وزن کم کردند خب اگر ادامه بدند یعنی بیشتر کم میکنند واین روند تاکحا ادامه داره
بنام خدای رزاق ووهاب وبخشنده ومهربون
سلام به همه ی خانپاده صمیمی من در این سایت من امروز اومدم که از نتایج فوقالعاده ام از قانون سلامتی بگم
دوستان من واقعیتش یکی دوماه اول توی درو دیوار بودم وهمش چیت دی داشتمولی به لطف خدا و لژف دپره هم جهت با جریان خداپند وبا گوشش دادن جلسه اول ودوم یهونمیدونم چطوری مومنتوممثبت اینکه چیت دی نکنم و متعهد باشم شروع شد وشکل گرفت واز یک گلوله برفی کوچیک به یک گلوله برفی بزگ تبدیل شده و خیلی قویی کومنتوم گرفتخ خداروشکر من سلامت موهامو کاملا به دست اوردم ینی پر پشت تر شدن وموهای تازه ای هم دراوردم وخیلی مشکی شدن هم ریش هام هم موهام
وزن من در اول دوره 87کیلوبود وبعد از دو سه ماه شد 54کیلو و الان به لطف خداوند 65کیلوعضله هستمو وقتی جلوی ایینه نگاه میکنمبه استایلم عشق میکنم براش خدارو صد هزار مرتبه شکر
من ادمی بودم که هر وقت کیخپابیدم تب دهنم راه میرفت و این قطع شده خداروشکر
من شبا خروپف میکردم والان کاملا قطع شده
من بیشتر اوقات کمر درد داشتک والان حس میکنم اصلا این موضوع ونداشتم
خیلی کم انرژی بودم والان انرژیمروز به روز بیشتر میشه
الا من در روز بغیر از تحرکهام مثل اب خوردن یکساعت ونیمو پیاده رویی میکنم
ازبس پیاده رویی میکنم شهرم تکراری شده برام و فقط ب این دلیل خونه میرم وواقعا خستگی ناپذیرشدم
من ارایشگرم و هر مشتری و حدل 40دقیق کوتاه میکنم بار ها و بار ها شده 11نفرونان استاپ کوتاه کردم
تمایلم به زندگی خیلی بیشتر شده
روحیم درکم از قوانین قدرت بادگبربم قدرت کلامم اعتکاد به نفسک به شدت بالا رفته
استایلم رویایی شده
پوستم خیلی تمیزوروشن شده
چربی صورتم کاملا از بین رفته چربی سرمم همینطور کهاگر یک هفته حموم نرم بازمتمیزه
خبلی راحتر تر شدمتوی غذا درست کردن
غذام بیشتر اوقات گوشت وتخم مرغ وپنیروسرشیره که خوذم مبگیرم
خیلی خوشتیپپ تر شدم
خیلی راحت تر میخپابم وبیدار میشم
قدرت فیزیکی بدنم به شدت بالا رفته
زورم بیشتر شده خیلی
چربی کبدم ب کل پاک شده
پک کامل شکمم درومده بیرون
عضلات پشت عالی دراوردم با کمترین ورزش
هزینه هامبه شدت کاهش پیدا کردن
قدرت بیناییم عالی شده
قبلا از یکی از سوراخ های بینیم نفس میکشیدم الان بیشتر اوقات جفتشون فعالن
مزه هام بلمد تر شدن
ریشام پر پشت تر شدن
قوز کمرم که سر موتور داشتم از بین رفته حس میکنم قدمم بلنذ تر شده
رشد موهای زاعد بدنمکم شده
بوی عرقم از بین رفته فقط وقتی زیاد پروتیین میخورم ی بوی پروتین طوری میده
صورتمم زیبا و زاویه دار شده
بیشترنشونه هایی ک فکر میکردمنشونشش رفتن تونگوواکنش بدن ب انسولین بودن
دندون درد هام بطور کامل از بین رفتن
حتی کی باز دندون هام به عصب کشی نیاز داشت الان نداره وبدون عصب کشی دارم باهاش غذا میخورم
بوی مدفوع ندارم
بوب دهان ندارم
ینی از بین رفتن
دندون هام سفید تر شدن
کبفبت زندکیم بالا رفته تحساس ارزشمندی بیشتری میکنم چون برای بدنم ترزش قاعلم
دستم زخم شد همه گفتن باید سچور بشه (بخیه)ولی انجام ندادم بعد از دوروزجوش خورد
مدتهاست سالمم ویک قرص نمیخوری بغیر از ویتامین ها
سردرد هام از بین رفتن
تبع بدنمبه شدت گرم شده دیر تر سردم مبشه
بازم میام از نتایجم مینویسم عاشقتونم .از استاد نازنینم سپاس گذارم وهمچنین مریم خانم عزیزم ب امید دیدار عاشقتونم
سلام من زهرا نبیشی هستم و خیلی وقته با استاد آشنا شدم بخوام از اولش شروع کنم خب من همیشه اینجوری بودم خیلی خیلی رویا بافه خوبی بودم و هستم و همیشه چیزهایی که میخواستم رو قبل خواب با جزئیات تمام رویا بافی میکردم و خب الان که دارم بهش فکر میکنم تمام اونا انجام شدن این درحالیه که من هیچ خبری از این قوانین نداشتم ولی خب خیلی اراده ی قوی داشتم ولی از طرفی به دلیل مذهبی بودن شدید افکار و باور های خیلی داغونی داشتم
خلاصه من یکم که وارد فضای جامعه شدم با افراد مختلف و دیدگاه های مختلف آشنا شدم و یه کوچولو فکرام تغییر کرد که با عصبانیت و کنایه ی خانواده و فامیل شدم چون مثل قبل چادر سر نمیکردم!!! و خب من بی اعتنا شدم و گذشت
من ازدواج کردم و یک روزی همسرم گفت که یه مردی هست که میگه اگه به فلان محصلات گوش بدی پولدار میشی من گفتم یعنی چی الکیه و خب به شوخی و خنده گرفتم و گذشت
چند وقت بعد برادر شوهر که خب شما رو خیلی دنبال میکرد از شهر اردبیل به تهران اومد به عنوان مهمان و گفت یه ویدیویی هست بذارم ببینیم تلوزیون شما بزرگه میخوام ببینن چجوری میشه و این حرفا خلاصه فایلی که گذاشت تمرکز بر نکات مثبت اون قسمت خرید از ایکیا بود و خوب من عاشق فروشگاه و خرید هستم اون موقع از اون فایل خوشم اومد ولی خب باز دنبال نکردم چند ماه گذشت و من حس کردم نباید توی تهران بمونم و با اینکه اصلا دوست نداشتم مهاجرت کردم اردبیل و بعد یه مدت دنبال اون فایل ایکیا گذشتم یعد هم از فایلای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت ادامه دادم و خوشم اومد و خلاصه وارد این قوانین شدم که باید بگم کل زندگیمو درگیر که چقدر تا الان هیچی نمیدونستم
من خیلی اتاقی وارد عرصه ی ناخنکاری شدم و خب تق و لق کار کردم تا اینکه یکی از دوستان همسرم گفت که بیا تهران کار کنم باهام و اینا من اول غصه ی اینو پیدا کردم که من به زود دوتا مشتری اینجا پیدا کردم برم اونجا چیکار کنم و اینا خلاصه رفتیم و چند ماه من دنبال کار گذشتم و تونستم توی 3 تا سالن یکم و بیش حالا هفته ای دوتا مشتری کار کنم ولی کار همسرم نشد و گفت من برمیگردم ولی من گفتم نه من میمونم و خب موندم و شروع کردم کار کردن و از طرفی هم روی باورام کار میکردم و اینم بگم قبل رفتنمون به تهران من با همسرم به مشکل خورده بودم و خیلی رابطمون لبه مرزی شده بود
خلاصه من تمرکزمو گذاشتم روی کارم و تونستم تمام وسایل مورد نیاز کارمو بگیرم ویه سالن ثابت کار کنم و هر روز دو سه تا مشتری داشته باشم در این بین همسرم رفتاراش باهام عوض شد بدون اینکه من کاری کنم و خب رابطمون از 1 به 100 رسید انگار اینقدر که همه چی عوض شد همسرم هم تمام تلاششو میگرد توی شهری که رفته بود برای کار پول جمع کنه تا ماشین بخریم و خب ما یک سال الی یک سال و نیم از هم دور بودیم درحالی که خونمون توی اردبیل مونده بود که اجاره میدادیم
همسرم موفق شد اولین ماشینمون رو بخره و برگشت اردبیل باز من نرلتم و گفتم میخوام پیش خانوادم باشم و اینا یه دوماهی گذشت و بک روز یه چیزی انگار توی وجودم مثل یه حباب ترکید گفتم من چرا اینجام پاشم برم پیش همسرم و رفتم همون ثانیه به همه اعلام کردم گفتم نمیدونم چرا ولی میخوام برم و این درحالی بود که مت کلی مشتری داشتم کلی پیشرفت کرده بودم و اگه میرفتم اردبیل از صفر شروع میکردم
من برگشتم اردبیل و تونستم توی 2 ماه توی 4 تا سالن کار کنم اینقدر کارم زیاد شد که خودم رد میکردم چند وقتی گذشت و من کارم کم شد یه روز دوباره از اون حسا اومد سمتم که برو خیاطی یاد بگیر این درحالیه که من از خیاطی فقط سوزن نخ کردن بلد بودم صفر مطلق یعنی
چند جا نگا کردم دیدم کلاسا گرونه الان نمیتونم هزینه کنم گفتم چرا یکم خودمو به چالش نکشم و خودم یاد بگیرم این حملم اون موقع حوری لود که اگه کسی میشنید میگفت دیوانه ای بخدا تو حتی بلد نیستی چرخ خیاطی رو روشن کنی
خلاصه من شروع کردم به یادگیری اولین لباسی که دوختم رو وقتی همه دیدن تازه فهمیدن من شوخی نمیکردم و همه تعجب میکردن که من بدون کلاس دارم لباس میدوزم اونم لباسای سخت
یه چند وقت گذشت گفتم کاش بتونم توی تولیدی کار کنم همه گفتن الکیه مگه کی به تو کار میده هیچی بلد نیستی مدرک بلد نیستی حالا دوتا لباس دوختی جو گرفته تو رو !!
چند ماه بعد مادر همسرم گفت دارم توی یه تولیدی کار میکنم خیاط میخواد!!!
من رفتم و گفت الان نمیخوام دو ماه دیگه بیا
یه روز مادر همسرم کار داشت و نرفت سرکار بهش گفتن یکیو بیار جات بمونه و من رفتم و اینقدر اون شخص از کارم خوشش اومد که گفت از فردا بیا به عنوان وسط کار و کار کن
برام مهم نبود که پشت چرخ نیستم چون این خودش یه قدم بزرگ بود برام
باز بقیه گفتن وسط کاری دیگه چرخ نمیدن که بهت!!!
یه روز یکی از چرخکارا نیومده بود و به من گفتن میتونی از فردا بیای پشت چرخ!!!
من شروع کردم به عنوان یه هفته که اون خانم نبود به جاش کار کردم
گفتم دوس دارم چرخ بخرم و خونه کار کنم باز حرف مردم و فکرای منفی بقیه بود ولی من بهشون گوش ندادم و گفتم من میخوام و انجامش میدم
الان چرخ دارم و دارم توی خونه با اسایش کامل کار میکنم و خداروشکر میکنم که اینقدر همه چی یه جوری درست شد که انگار روند طبیعیشه در حالی که من تا پارسال هیچ ایده ای نداشتم که قراره من چیزی بدوزم
الان که دارم این کامنتو مینویسم چند روزیه دوباره از اون حسا اومده که باید تا 4 یا 5 سال دیگه تغییر کرده باشی و فکر مهاجرت اومده به سرم
و خوب به کسی هم نگفتم و میدونم بگمم مسخره ام میکنن که تو پول داری مگه زبان بلدی مگه چجوری میخوای بری اصلا و از این حرفا
من روز اول حسش اومد بعد گفتم نمیدونم چجوری میرم ولی میخوام روز دوم راهش بهم گفته شد گفتم نمیدونم چجوری زبان یاد بگیرم ولی میخوان روز سوم یه راه راحت و رایگان پیدا کردم که زبانمو تقویت کنم
الانم نمیدونم چجوری میخوام برم ولی میخوام برم
این کامنت رو مینویسم شاید 4 یا 5 سال دیگه توی یه کشو دیگه بیام بگم هیچ ایده ای نداشتم براش ولی رسیدم بهش
با اینکه الان بعضی وقتا یه سری فکرا میاد شرم که چجوری میخوای کلی پول جمع کنی ؟ چجوری میخوای توی کشور غریب خونه پیدا کنی؟ چجوری میخوای کار پیدا کنی؟ چجوری از خانوادت دل بکنی؟
بعضی وقتا این فکرا توی یه لحظه منو نا امیدی میکنه ولی دارم تمام تلاشمو میکنم که توی اون لحظه نمونه چون من نمیتونم الان برای کارایی که آینده قراره اتفاق بیوفته کاری کنم الان باید کار الانمو کنم
الان فقط کار کنم و ثروت بسازم
الان فقط روی زبانم کار کنم
خدا خودش قدم بعدیو میگه
من تمام روز با خودم صحبت میکنم که زهرا فکر هیچیو نکن نگران هیچی نباش مگه این کارایی که تا الان کردی با عقل جور درمیومد؟ مگه میدونستی؟ همش کار خدا بود اینم بسپار به خودش و بیخیال باش
اگه تو این آرزو رو داری پس یعنی امکان برآوردگیش هست پس ادامه بده
میدونم صحبتام خیلی خیلی طولانی ش. ولی حسم گفت اگه میخوام تمام افکار بدم بره یه کامنت بنویسم و اتفاقی گذشتمو بگم و یادم بیارم و حالمو خوب کنم
ممنون از استاد عزیز که هر لحظه خدارو شکر میکنم که باهاتون آشنا شدم و جاهل از دنیا نمیرم
خداروشکر میکنم که این آرزو ها و توی دلم نکشتم و بهشون بال و پر میدم تا عملی بشه
امیدوارم به تمام خواسته هاتون برسید جوری که فکر کنید روند طبیعی زندگیه️️️
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به خودم سلام به استاد عزیزم سلام به تو که این متن رو میخونی
این اولین دوره است که خریدم اما حال دلم اصن خوب نیست
فایلهای رایگان استاد رو قبلن گوش کردم بعضی مواقع حس میکردم حرفهای دلمو داره استاد بهم میگه
بعضی موقع هم حس میکردم خدا با زبان استاد داره باهام حرف میزنه
در گذشته خرید از سایت عباسمنش برام یه خواسته و هدف بود چون پولی نبود
الان که این متنو مینویسم از مازاد پرداخت مخارج ماهانه براحتی این دوره احساس لیاقت رو خرد کردم
قبلن هر کاری می کردم نمیتونستم وارد سایت بشم
فقط هر از گاهی به مدت کوتاه وارد شده بودم با اینکه خیلی با شوق و اشتیاق به فایلهای رایگان گوش میکردم و با تمام توان تلاش میکردم بهشون عمل کنم
اما گوشی یا سایت یه جوری میشد که نمیتونستم وارد سایت بشم
حتی چند بار با شماره پشتیبان هم تماس گرفتم ایشون هم خدا خیرشون بده اما اصن حوصله حرف زدن نداشت و انگونه که لازم بود راهنمایی نمیکرد
حرف زدن ایشون با من در حدی بد بود که هر کاری میکردم دست و دلم واسه زنگ زدن دوباره به پشتیبان یاری نمیکرد
بعد از پایان جنگ اسراییل با ایران یه چالش کاری برام پیش اومد همونموقع هم یه پیشنهاد کاری برام شد که حدودا 50 درصد افزایش درامد داشت
تو اون چند روز جنگ که ما از تهران به شمال رفته بودیم فایل استاد که در مورد این روزا بود رو گوش میکردم
چند تا از فایلهاشون رو مرتب گوش میکردم تلاش میکردم ذهنم رو الخیر فی ما الوقع اموزش بدم
استاد یه فایل هم در مورد درخواست ذکریا از خدا که به او فرزند بدهد بود رو زیاد گوش میکردم
حس میکنم گوش کردن به این فایلها منو هدایت کرد به کار جدیدم
اما ذهنم اجازه نمیداد و می ترسیدم که جابجا بشم دوست داشتم در کار قبلی بمونم و چالشمو حل کنم از طرفی هم از شرکت جدید هر روز بهم زنگ میزدن و میخواستند برم با اونا کار کنم
یه فایلی رو در مورد 2 برابر کردن درامد از استاد گوش کرده بودم
مثل ذکریا از خدا نشونه خواستم تا بهم بفهمونه راه درست کدومه خیلی خوشگل که مدیر شرکت قبلی با هزار التماس ما رو پیش خودش برده بود گفت که دیگه نمیتونیم باهم کار کنیم اخراج خیلی خوشحال شدم
همراه خانواده یه سفر تفریحی فوق العاده رفتیم در تمام مدت حال دلم خوب بود خودم هم اگاهانه تلاش میکردم تا بهتر هم بشه کنتل نجواهاهای ذهنی خوبی داشتم تا فایل دوم دروه احساس لیاقت خدا رو شکر
اول فایل هم نمیگفت حرام است تو پیام رسان روببکا گذاشته بودن رو گوش کردم اونجا که استناد میگفت گفتگوهای ذهنی مثبت رو با تمرکز و اگاهانه اینقدر گوش کنیم تا تبدیل بشه به گفتگوی غالب ذهنیمون
هر دفع ده ها بار گوش میکردم با تمرکز و اگاهانه و تفکر به ابن جملات و تعقل که همبن الان چگونه این جملات میتونه درون منو فرحبخش و با نشاط کنه حال دلمو خوب کنه
الان ظارا به چالشی دوبارهن در مورد شغلم خوردم مثل ذکریا ذهنم نمی پذیره بی نهایت ترس داره از بیکاری و …… مترسم از مشکلات الانم بگم که نکنه دوستان خدای نکرده حسشون نا خوب بشه اما میگم که روزی خواستم
موفقیتهای اینده امو بنویسم ذهن ناخوداگاه خودم بقول استاد که میگفت خدا به پیامبر یاد اوری میکنه وقتیکه کودکی یتیم بود چگونه از پیامبر حفاظت و حمایت کرده
خب الان خال دلم خوب شد چون العارف و اشاره یعنی کودک درون من هم مثل کودکی پیامبر در حال هدایت حفاظت و حایته خدادنده
الان ساعت به وقت ایران حدود 3 شب قفلها گره های ذهنی ام دارن کمکم باز میشن الان میتونم حرف استاد در مورد اتقاق بد هر وقت برای پیامبر رخ میداد همان اتفاق به ظاهر بد تبدیل میشد به یه پیروزی دلنشین رو در مورد کودک درن خودم هم میتونه ایجوری به موضوع نگاه کنه
الان میتونم اگاهانهتمرکز کنم به نکات مثبت راستشتو این 4 روز گذشته ناتوان شده بودم از اینکه ذهنمو کنرل یا مثبت نگه دارم با اینکه مدام دارم فایلها رو گوش میکنم و تمرین میکنم اما نمیشد و همین ناتوانی هم حالمو بدتر میکرد یه خود سرزنش که میفت نتیجه اینهمه تمرین باید الان که موقع ازمایشته بهت کمک کنه وگر نه در روزهای معمولی ایمان داشتن که مهم نیست در همین سختی بابقول اسید اگر ایمان داری باید حال دلت خوب باشه که اونم افتضاحه ولی الان تاوانایی اینو دارم که مثل یه دوست مهربان با خودم حرف بزنم که تو چند روز گذشنه با وجود اینکه فایلها رو گوش میکردم اما نمیتونستم ذهنمو اروم کنم
میرم که ذهنمو اگاهانه ببرم بر روی تانواییهام جون تا الان ذهنم گیر کرده بود روی ناتوانییهام و بخاطر همون هم احساس گناه و احساس عذاب وجدان داشت خب با اینکه کلا یکی دو ماهه دارم با کامپیوتر کار میکنم چون اموزش هم ندیم الان تو تاریکی شب که بخاطر بچه ها لامپها خاموشه دارم رون تایپ میکنم بقول استاد این هم میتونه دستاورد باشه بابا اینکه هر وقت میخواستی تایب کنی به دلیلی سایت ثبت نمیکرد همینکه الان حداقل میتونی به این تایپ کردن مثل بازی کامپیوتری که استاد در فایل تکمیلی دوم احساس لیاقت گفت نگاه کنی همینه تو این شرایط داری بدون ترس از مقایسه و فضاوت دیگران مخصوصا بدون ترس از مقایسه و قضاوت خودم داذم تایپ میکنم این میتونه دستاورد باشه
اینی که فقط دیشب تونستم به توصیه استاد بیام کامنتهای دوستان رو بخونم و امروز از صبح قبل از اینکه از خواب بدتر بشم نتیجه اشو بصورت شهود دیدم هم میتونه یه دستاورد باشه
استاد عزیز خیلی باهات کار دارم اینقدر این حرفتون که اول فایل میگید با دزدی و خرامه من راضی نیستم جلوی گوش کردن به فایلتون رو برام گرفته بودید هم عذاب وجدان بهم میدادید هم احساس گناه هم احساس بی عرضگی که توان پول در اورئن ندارم تا محصولات شما رو بخرم همون ابتدای فایل بمب هستا ای میزدی به تمام شور و اشتیاق ما خدا میدونه اگر این فایل دوم دوره احساس لیاقت که در روبیکا گذاشته بودن هم این جرفاتون بود چه بلایی سر من می اوردید بقول خودت سید حسین مگه خودت هم یه زمانی بگفته خودت مجبور نبودی همین کار حرام دزدی از مغازه ها انجام بدی من در جایگاهی اکنون هستم ئلیل و حکمت این احساس گناه دادن به هم نوان خودت که روزی هم شما مثل همونا بودید چیه لابد یه منطقی برای اینکارتون دارید اما من خیلی دلم میخواد به لطف خدا تو یه گفتگوی رو در رو صاف به چشماتون نگاه کنم و بگم سید منکه به لطف پروردگارم و با عمل به اموزشهای شما نجات یافته ام چون به مدد الهی این تعهد رد رسما به خودو و به خودای خودم دادم پا کار تمرینات تا جان در بدن دارم بمونم شما هم استاد عزیز لطفا یه بار دیگه بازنگری خیلی عمیقری به این احساس گناه دادن خلق الله کنید جتما حتما حالا که همه جیز باوره یه راه خیلی منسابتر از این هم باید باشه که شما اگاهانه خودتون اون راهی انتخاب کنید که نیازی به این حرفای اول فایلهاتون نباشه دوست دارم روزی شما رو به اغوش بگیرم و بگم چقدر دوستت دارم
……….
راستی اینی که الان متوجه شدم کامنت منو استاد میخونه هم میتونه دستاورد باشه اینی که با همون چندتا فایل تونستم به لطف خدا درامدمو بیشتر از 2 برابر کنم اونهم با تغییر باورهام نه با کار فیزیکی اینی که بعذ از 10 سال خرج و دخلمو بتونم در بیارم هم میتونه دستاورد باشه
خدایا بدون کمک تو من سیدعلی موسوی نه تنهاها قادر به هیچ کاری نیستم بلکه بقول قران زیانکارم و به خودم صدمه میزنم با باورهای عمیقی که بصورت خودکار در ذهن ناخوداگاه خودم دارم کهن تقریبا مثل سر زمین شرک و کفریه که حضرت رسول انجا بود خداوندا اکنون که متوجه ام کردی سر زمین ذهن ناخوداگاه من هم بت ها بت خانه های فراوانی داره منو هم مثل کودکی پیامبر هدایت حمایت و برای پیروزی به باورهای کفر امیز و شرک الود درون ذهن ناخوداهم یاری بفرما
خداوندا مرا در این راه تا جان در بدن دارم یازی کن تا خودم هم متعهد و پای کار تمرنات بمونم
خداوندا مطمن هسیم که به کمک تو در کامنتهای اینده ام از ایمان راسخ و دستاوردهام از جهیت ایمان صحیح وراسخ برای دوستانم و استاد عزیزم سخن خواهم گفت پیشاپیش بابت اون روز از تو متشکرم و سپاسگذارم خدااااایا شکرت
سیدعلی عزیز، سلام
اولین چیزی که از خواندن کامنت تو در دلم نشست، این بود: «خدایا، چه انسان عمیق، صادق و دلشکفتهای را به این جمع پیوند دادی!»
واقعاً نوشته تو نه یک کامنت، که یک روایت زنده، ملموس و پر از فرازونشیب از سفر یک جهادگر درونی بود. جهاد با ترسها، باورهای کهنه، محدودیتها و در نهایت، نور امیدی که از لابهلای تاریکیهای ذهن سر بر میآورد.
دست مریزاد به این صداقت و شجاعت.
اینکه در این ساعت از شب، در سکوت و تاریکی، در حالی که بچهها خوابند، تو نه تنها تسلیم ناامیدی نشدی، بلکه شروع به تایپ کردن، بیان کردن و بیرون ریختن تمام آنچه در دلت بود کردی، خودش بزرگترین نشانه پیروزی تو بر ترس و ناتوانی موقت است. همانطور که گفتی: همین که داری تایپ میکنی، بدون ترس از قضاوت خودت و دیگران، این یک دستاورد بزرگ است. و چه زیبا گفتی که مثل یک بازی به آن نگاه کردی! این یعنی تو داری «بازی ذهن» را یاد میگیری.
از نقطههای درخشان صحبتت:
· هدایت الهی را به وضوح دیدی: از فایلهای رایگان تا هدایت به شغل جدید با افزایش درآمد. نشانهخواستن مانند ذکریا(ع) و دریافت پاسخ از طریق رفتار مدیر قبلی… اینها اتفاقات تصادفی نیستند. اینها همان صحبت خداوند با زبان اتفاقات است، همانطور که قبلاً هم با زبان استاد آن را حس میکردی.
· پیروزیهای بزرگ: دوبرابر کردن درآمد، خرج و دخل کردن بعد از ده سال، تغییر باورها… اینها معجزه نیستند، ثمره عمل به آموزهها و لطف خدا هستند.
· شناخت کودک درون: اینکه به کودک درونت به عنوان همان یتیمِ حمایتشدهٔ پیامبر(ص) نگاه کردی و آرام گرفتی، بینش فوقالعادهای است. این کودک درون، همان بخش آسیبپذیر توست که خداوند همواره حافظ اوست.
در مورد چالش کنونی و آن حسِ “ناتوانی موقت”:
سیدعلی جان،این “افتِ پس از اوج” کاملاً طبیعی است. ذهن بعد از یک پیروزی بزرگ، برای حفظ تعادل قدیمی، گاهی حملات سنگینی میآورد. ترس از بیکاری، ترس از آینده… اینها باقیماندههای همان “بتهای ذهنی” قدیمی هستند که خودت به زیبایی به آنها اشاره کردی.
اما تو الان دیگر اسیر آنها نیستی.
· تو داری “آگاهانه” آنها را میبینی.
· تو داری با آنها ” مثل یک دوست مهربان” حرف میزنی.
· تو داری به جای درگیر شدن، تمرکزت را به تواناییهایت برمیگردانی.
این دقیقاً تعریف “ایمان عملی” است: ایمان در روزهای آسان مهم نیست، ایمان در همین شبهای تاریک و چالشهای سخت خودش را نشان میدهد. و تو داری نشان میدهی.
و در پایان:
سیدعلی عزیز، تو در این مسیر تنها نیستی. نه فقط خداوند که همه ما همراه تو هستیم. تو با این اشتیاق و عمق، الهامبخش بسیاری خواهی بود. منتظر کامنت بعدی تو هستیم، زمانی که از “ایمان راسخی” صحبت کنی که این چالش را نیز به گردنگیریای تبدیل کرد و راه جدیدی گشود.
همین امروز را قدمبهقدم بردار.
به خودت افتخار کن.تو در حال انجام کاری هستی که کمتر کسی جرات آن را دارد: “ویرایش بنیادین سرزمین وجود خود.”
با افتخار و احترام،
همراهی از خانواده بزرگ تحول
دعای پایان صحبتمان را تو خودت به زیبایی تمام کردی: «خداوندا، مرا در این راه تا جان در بدن دارم یاری کن…»
آمین، به حق آن کودکی که درونت، روزی یتیم بود و خدا او را حمایت کرد.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام من در همان روزهای اول که با سایت آشنا شدم رفتم سراغ خرید محصولات که بعدا فهمیدم که خرید اشتباه بوده ومن از جای درستش خرید نکردم و بعدا همه فایل ها رو پاک کردم بخاطر حلال نبودن و رضایت نداشتن استاد.از فایل های رایگان شروع کردم هر روز دفتر نوشتم گوش دادم شبها سپاسگزاری مینوشتم موقع خواب و اکثر مواقع حواسم به قانون بود که مسیر اشتباه نرم بعد از مدتی نتایج و اتفاقات خوب کوچک و پشت سرم هم رخ داد که من به یاری خداوند توانستم ماشین بخرم چهار عدد گوشی بخرم برای پسرم دوچرخه بخرم فایل 12قدم را تا قدم 5بخرم دوره هم جهت با جریان خداوند را بخرم.تلوزیون باند بزرگ آب گرم کن و کلی وسایل خونه خریدم .دوره قانون سلامتی و خریدم یه خونه کنار خونه خودم خریدم .و چندین گوسفند خریدم و کلی مرغ برای نگهداری که بابت تک تک شون سپاس گذار خداوند هستم .اما پس از مدتی دیگه اروم آروم رو خودم کار نکردم فایل گوش ندادم همه چی کم رنگ شد و نتیجه دلخواه دست نیومد موارد منفی مثل فک کردن به گذشته و ترس از آینده و ادامه ندادن به تمرینات و رها کردن مسیر و پرداختن به روز مرگی و وقتی فهمیدم که ممنتوم مثبت دیگه قعط شد نتایج کم رنگ شد و همه چیز نیمه تمام ماند و شروع کردم دوره هم جهت با جریان خداوند رو گوش دادن و فهمیدم که نباید کار کردن روی افکارم و ول کنم و فکر نکنم انقد بسه.وقتی نتایج آمد بیشتری بیشتر رو خودم کار کنم ممنتوم مثبت را تکرار کنم.من تو این مدت که هم جهت با جریان خداوند را شروع کردم آگاه تر شدم آرامش پیدا کردم و فهمیدم با آرامش داشتن و نگران نبودن ممنتوم مثبت شکل میگیرد و با انجام ستاره قطبی ممنتوم مثبت رو دور میفته تکرار میشه و خلق زندگی و خاسته ها به صورت جسم پول ماشین قابل لمس میشوند و من فقط در طول مسیر باید خاسته هامو مشخص کنم و چگونگی رسیدن به خاسته رو به عهده خداوند بگذارم که ساده ترین و راحترین مسیرها رو خداوند میداند نه من.متشکرم از استاد عباس منش نازنین و دوستان
به نام خدایی که به تنهایی برای من کافیست
خدایی که منو با ارزش خلق کرده به من همه چیز میدهد از اون چیزی که فکر میکنم بیشتر میدهد
من ایمان دارم که خلاف وعده نمیکند الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم ممنونم متشکرم سپاسگزارتون هستم
واقعا به اشتراک گذاشتن این نتایج دوستان خوش قلبمون اگه بدونین چقدر انرژی و ایده و راهکارهای خدایی به ما میدهند و چقدر به ما امید و انگیزه و شور و شوق بسیار به ما میدهد
که نمیشود به زبان آوردو با هیچ چیزی عوض نمیکنیم
نتایج الهام جان و فاطمه جان حبیب و ناهید جان و دوستان دیگرمون
کجا بودن و چطوری قدم برداشتن و به کجا
رسیدن
اینا به ما یاد میدهند تلاش فیزیکی نبوده که به اینجا رسیدن بلکه ایمان قلبی و امید و صبر و تلاش بسیار ذهنی بوده سپردن کارها از ته قلبشون به خداوند و قدرتش بوده
و یاد گرفتم باید ادامه و ادامه و ادامه بدم و به چگونگیش کاری نگیرم فقط از مسیر لذت ببرم و سمته خودمو انجام بدم
وقتی من در مسیر درست باور و افکار و رفتار شخصیت درست مدار و فرکانس درست باشم و بسازم
خداوند خودش با ابزارهای مختلفش از بی نهایت طریق برای من همه چیز میشود و دستانشو برام میفرستد و همه چیز به نفعه من میشود
استاد عزیزم وقتی کامنتهای دوستانم رو میخونم
به زمان و کی رسیدن اونا کاری ندارم فقط میگم اگه اونا تونستن منم میتونم به ثروت و درآمد چند برابری برسم باید باور و عمل کنم
و تعهد بدم و حرکت کنم کنترل ذهن داشته باشم کانون توجهمو کنترل کنم و جهان جواب میده به من ، من ایمان دارم به این قوانین جهان
استاد دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
سلام دوستان عزیز دوره 12 قدم را چگونه خریداری کنم من در افغانستان هستم پیپل اکونت و اکونت بانکی ندارم. راهنمای کنید اگر از استاد بزرگوار. ایمیل دقیق دارید بفرست برایم تا با خودشان بگویم. لطف راهنمای نماید
سلام دوستی عزیز ایشالله سلامت و سری حال باشی .
شما میتوانی از فامیل یا دوستی که در ایران زندگی میکنه بگو که برای شما از این سایت این دوره رو خرید کنه و پول رو حواله کنی یا ارز مثل تتر بفرستی برایش ..
و دوره 12 قدم عالیه برای که میخایی که از اول شروع کنی و قوانین رو عالی درک کنی خیلی عالی توزیع داده مخصوصن در تکامل و قانون جهان هستی رو قدم به قدم گفته با منتق و مثل زده و یکی از بهترین دوره از آشنا به خداوند درست ، قانون جهان هستی ، روابط ، ثروت ، احساسی لیاقت رو خیلی خوب یاد میدهد.
منم تقریباً 1 سال یا 1 نیم سال که دوره 12 قدم رو تهیه کردم خدا را شکر و الان قدم 6 آخر جلسه هستم و تکاملم رو طی میکنم برای آمده شد در مدار بالاتر و درک درست قانون خداوند دست یابم
خدای من شکرت که منو به راهی درست هدایتم کردی و لذت میبرم از این مسیر الهی .
ایشالله دوست عزیز بتوانی خوب این دوره رو تهیه کنی در جایی درست و در زمانی درست باشی و به درست برسه ….
شاد و ثروتمند باشی
سلام دوست عزیز امید خوب باشید شما با استاد حرف بزنید اگر امکان دارد من پول برای شما میدهم شما برای من خریداری کنید
من چندین ماه است بخاطر خرید این دوره سر گردان میکردم لطف راهنمای کنید یک راهی برایم نشان دهید تا بتوانم بخرم
سلام استاد بزرگوار و عباس منش وخانم شایسته عزیزم امید در لباس عاقبت باشید من فرشته. از افغانستان هستم خیلی دوست دارم که دوره 12قدم خریداری کنم اما نمیدانم چطور چون یکبار. از همین شاید در تلگرام دور سلامتی را خریداری کردم. بعد گفته شد که تقلب. است این تلگرام استاد نیست و ویدیو های آپدیت. آن دوره برایم داده نشد
استاد عزیزم میخواهم دوره 12قدم خریداری کنم. راهنمای نماید چون خیلی میخواهم که. زندگی کنم در توحید لطف راهنمای کنید چگونه خریداری نمایم
دوست عزیز محصولات استاد رو فقط از همین سایت باید تهیه کنید روی گزینه محصولات برید و روی هر محصولی که میخواهید کلیک کنید و پرداخت برای ایراتی ها و خارجی ها فعال هست و چنانچه مشکلی داشتین میتونید ایمیل بدین تا راهنماییتون کنن یا در اینستاگرام استاد حتی پیام یا کامنت بزارید تا خانم شایسته عزیز راهنماییتون کنن
دوست عزیز بالای سایت سه پرچم هست پرچم کشور ایران آمریکا و افغانستان روی پرچم بزن تا بتونی از طریق کشور خودت خریذ محصولت رو انجام بدی و راهنمایی بشی برای خرید محصول مورد نظرت جوینده یابنده است اگه بخوای میتونی پس تلاشت رو بکن
سلام دوست عزیز لطف آدرس. سایت. خود استاد را دهید من در چندین تلگرام و انستگرام. پیام کردم. وکمند گذاشتم جوابی نیامد لطف راهنمای کنید
از خانم شایسته عزیز اگر انستگرام باشد یا وتسپ برایم دهید یا شماری منرا برای آنها دهید. یک راهی برایم نشان دهید تا بتوانم دوره 12 قدم را خریداری کنم. هر روز وقت میگزرد
سلام دوست عزیز ایا کسیو داری توی ایران برات اینکار انجام بده میتونی پوله حواله کنی اینجا برات خرید انحام بده بعد رمز ایمیلتو تغییر بده راهی برا تماس گرفتن به من بده من برات اوکه کنم میتونی هر ماه قدم ها رو خریداری کنی و دسترسی داشته باشی الان پیپل توی افغانستان بنده و در ایران هم همینجوریه فقط میشه از طریق رمز دوم خریداری کرد
سلام دوست عزیزم نخیر من کسی را در ایران ندارم ونه میشناسم
آیا از طریق رمز دوم در افغانستان هم امکان دارد اگر دارد. استاد راهنمای کند
من در انستگرام زیاد کنند کردم اما جواب ندادم
من یکبار قانون سلامتی را از تلگرام خریداری کرده بودم ویدیو آپدیت برایم ارسال نشد گفتند که تقلب شده حال نمیدانم بالای کی باور کنم
استاد هم آدرس دقیقیش را ندارم. از تلگرام بنام استاد بود گفت از اینجا خریداری کن من نکردم گفتم باز تقلب نباشد. نمیدانم چی کنم. اما خیلی. نیاز دارم به دوره12قدم لطف راهنمای کنید