نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -سید حسن

    رشد مالی ۲۴ برابری، آرامش عمیق خانوادگی و جهش شخصیتی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    استاد عزیز عباس‌منش، روزهای اولی که وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دادم، درآمد ماهانه‌ام حدود ۱۲ میلیون تومان بود. از همان روزها شروع کردم به گوش دادن و عمل کردن به آگاهی‌های این دوره؛ آگاهی‌هایی که به من کمک کردند خدا را واقعی‌تر، نزدیک‌تر و زنده‌تر باور کنم.

    تمرین ستاره قطبی چنان آرامشی در زندگی من ایجاد کرده که واقعاً قابل وصف نیست. از طرف همسرم و دو فرزندم چنان عشق و محبتی دریافت می‌کنم که حتی یادآوری‌اش اشک به چشمانم می‌آورد. عشقی که خداوند بین ما چهار نفر جریان داده، چیزی است که گفتنش ممکن نیست. امروز بچه یک‌ساله‌ام با سرعت من را می‌بوسید و من فقط شگفت‌زده از این حجم محبت خدا بودم. از رابطه زیبایی که بین تمام اعضای خانواده‌ام ایجاد شده، هر روز لذت می‌برم و شب‌ها آن‌قدر با خیال راحت می‌خوابم که حد و اندازه ندارد. کارهایم به آسانی و از طریق بی‌نهایت دستان خداوند انجام می‌شود و این برایم یک معجزه‌ی روزانه است.

    در طی قدم‌های این دوره، از کارگری رسیدم به کارفرمایی و رئیس یک شرکت موفق. در قدم هفتم، درآمدم بیش از ۱۵ برابر افزایش پیدا کرد و به ۱۹۰ میلیون تومان رسید. و حالا که در قدم دهم هستم، درآمدم نسبت به شروع دوره ۲۴ برابر شده است؛ فقط به خاطر مداومت در آموزه‌ها و مخصوصاً تمرین ستاره قطبی.

    الان خدا را درونم حس می‌کنم. خدا را یار و همراه خودم می‌بینم. خدا را عشق، ثروت و صاحب حقیقی زندگی‌ام می‌دانم. رسیدن به این احساس برایم یک فرایند تکاملی بود؛ قدم‌به‌قدم، با عمل به آگاهی‌ها.

    در طول مسیر دیدم که واقعاً نتایج صعودی می‌شوند؛ همان جمله‌ای که استاد در قدم دوم فرمودند:
    «وقتی عمل به آگاهی‌ها را شروع می‌کنید، ابتدا نتایج کوچک می‌آید، اما رشد می‌کند، بهتر می‌شود، و اگر ادامه دهید، هر خواسته‌ای را می‌توانید به دست بیاورید.»

    من تلاش کردم طبق قانون اول باور کنم که می‌توانم درآمد دلخواهم را بسازم. وقتی توانستم افزایش درآمد ۱۵ برابری را تجربه کنم، برایم کاملاً منطقی شد که می‌توانم این رقم را بیشتر کنم.

    عبارت‌های تأکیدی باورساز در قدم نهم این دوره و همچنین خواندن نتایج و کامنت‌های دوستان، نقش بزرگی در ساختن باورهای جدید من داشتند. امروز ایمان دارم که این تازه اول مسیر است و نتایجم کم‌کم بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شوند.

    خدایا هزار بار شکر برای این اتفاقات عالی که برای من رقم می‌زنی.

  • -زهرا خضری

    بازگشت به مسیر، جهش مالی دوباره و حل آسان مسائل با عمل به آموزه‌های دوره شیوه حل مسائل زندگی و دوره احساس لیاقت

    من خارج از کشور زندگی می‌کنم و با عمل به آگاهی‌های استاد عباس‌منش، تنها در مدت یک سال، از درآمد صفر به درآمد ۲۴٬۰۰۰ دلار رسیدم. اما بعد از سفرم به ایران، کار کردن روی خودم را رها کردم. دیگر ورودی‌های ذهنم را کنترل نکردم و پر از احساسات منفی شدم؛ هر روز با خودم در جنگ بودم. نتیجه‌اش این شد که آن درآمد عالی، دوباره به صفر رسید. هیچ مشتری‌ای نداشتم، با اینکه خدماتم عالی بود و مشابهش در بازار وجود نداشت.

    تا اینکه به لطف هدایت‌های عشق خداوندی که همیشه خیر مرا می‌خواهد، دوباره کار کردن با دوره‌های استاد را شروع کردم.
    دوره شیوه حل مسائل زندگی من را نجات داد؛ ذهنم را آرام کرد، به من نشان داد چطور باید با مسائل برخورد کنم و چطور بدون تقلا از آن‌ها عبور کنم.

    پازل پیشرفت من وقتی کامل شد که دوره احساس لیاقت را هم شروع کردم. تازه فهمیدم چقدر در حق خودم نامهربان بودم، چقدر خودم را کوچک می‌دیدم و چقدر اجازه داده بودم ذهنم من را از مسیرم دور کند.

    اما حالا با ترکیب این دو دوره، انگار در بهشت زندگی می‌کنم. مسائل زندگی‌ام یکی‌یکی و بدون زور و فشار حل می‌شوند. آرامش دارم، وضوح دارم، و دوباره دیدم که وقتی در مدار درستی هستم، خداوند چگونه مشتریان و فرصت‌ها را بدون تلاش اضافه به زندگی‌ام برمی‌گرداند.

    من عاشقانه سپاسگزارم از خداوند و از استاد عزیزم و از این آموزه‌های نجات‌بخش.

  • -ژاله نقوی علائی

    رهایی از بدهی، بهبود خانواده، رشد مالی و آرامش درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در ابتدای آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش، تازه از همسرم جدا شده بودم. از هر طرف با بدهی‌های ریز و درشت و طلبکارها احاطه شده بودم. بچه‌هایم از لحاظ روحی شرایط بسیار بدی داشتند. خودم چاق و مریض بودم و عملاً هیچ‌چیز نداشتم. اما امروز که سه سال از آن روزها گذشته و این مدت را با کار کردن روی آموزه‌های استاد و ورود به دوره ۱۲ قدم گذرانده‌ام، زندگی‌ام چیزی شبیه یک معجزه است. بخشی از نتایج و تغییراتم را می‌نویسم:

    ۹۰ درصد بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام؛
    سلامت، زیبا و خوش‌هیکل شده‌ام؛
    بچه‌هایم وضعیت روحی فوق‌العاده‌ای دارند؛
    رابطه‌ام با همسر سابقم کاملاً محترمانه و آرام است؛
    یک شرکت موفق و با اعتبار دارم؛
    یک پارتنر فوق‌العاده از همه‌نظر کنارم هست؛
    یک دفتر کار در بهترین نقطه شهر با بهترین دیزاین دارم؛
    اخیراً مدیر فروش بزرگ‌ترین پروژه ساخت‌وساز شهر شده‌ام؛
    با تمام اعضای خانواده‌ام که سال‌ها با من قهر بودند رابطه‌ای عالی دارم؛
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده و پرسنل عالی همراه من هستند؛
    رابطه‌ام با خدا بسیار عمیق‌تر و معنوی‌تر شده و آگاهی‌ام نسبت به گذشته به‌شدت افزایش یافته؛
    با طبیعت و کائنات ارتباطی بی‌نظیر پیدا کرده‌ام؛
    کنترل ذهنم فوق‌العاده شده؛ قبلاً اصلاً کنترل ذهن نداشتم، اما حالا در ۸۰٪ مواقع ذهنم را هدایت می‌کنم؛
    و چون فرکانسم تغییر کرده، تقریباً تمام دوستان قبلی‌ام خودبه‌خود از زندگی‌ام حذف شده‌اند و من از این بابت کاملاً خوشحالم، چون حالا در مدار بسیار بهتری هستم.

    استاد عزیز عباس‌منش، برای همه آنچه تا کنون از شما آموخته‌ام و برای هر آنچه در ادامه مسیر خواهم آموخت، از صمیم قلب سپاسگزارم.

  • -افلاطون نوروزی

    تحول مالی، سلامتی کامل، رشد شخصیتی و رابطه عاطفی ایده‌آل با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره قانون سلامتی، و دوره عزت نفس

    امروز ۹۱۶ روز است که عضو سایت abasmanesh.com هستم و از آموزه‌های استاد عباس‌منش استفاده می‌کنم. می‌خواهم بخشی از نتایج و دستاوردهایم را در این مدت بنویسم؛ نتایجی که زندگی من را در همه ابعاد متحول کرده است.

    من حدود ۱۰۰۰ روز پیش با ۲۵۰ میلیون تومان بدهی وارد سایت شدم و شروع به عمل کردن به آموزه‌ها کردم. این‌ها بخشی از دستاوردهای من از کار کردن با دوره روانشناسی ثروت ۱ است:

    من حدود ۸۰ برابر مبلغ هزینه ددوره روانشناسی ثروت ۱  ورودی مالی داشتم. تغییرات من به این شکل بود:

    بدهی‌ام را به لطف خدا پرداخت کردم و ورودی‌ها کم‌کم مثبت شد. بزرگ‌ترین خواسته‌ام مستقل شدن بود. به لطف خدا به یک شهر دیگر مهاجرت کردم و دقیقاً همان خانه با همان جزئیات و خواسته‌هایم را خداوند برایم فراهم کرد و پولش را هم خودش جور کرد. خانه‌ای در ثروتمندترین محله شهرمان با منظره یک دشت ۲۰ هکتاری و ویلاهای چندمیلیاردی. هر روز پیاده‌روی می‌روم و از نعمتی که اطرافم هست لذت می‌برم. انتهای محله، یک جنگل فوق‌العاده وجود دارد که هر روز به آنجا سر می‌زنم.

    در این مدت چنان رشد شخصیتی داشتم که خودم هم باورم نمی‌شود. مستقل شدن باعث شد کل کارهایم را خودم انجام بدهم؛ از آشپزی گرفته تا مرتب‌کردن خانه. قبل از این حتی بلد نبودم یک تخم‌مرغ درست کنم.

    خواسته بعدی‌ام خرید ماشین دلخواهم بود؛ ماشینی که دقیقاً با همان جزئیاتی که نوشته بودم برایم خلق شد: جک S5. خدا می‌داند چه معجزاتی رقم خورد تا این خواسته‌ام تیک بخورد.

    خواسته بعدی‌ام پروژه پارادایس بود؛ یک پروژه کاری بزرگ که با تمام جزئیات جذبش کردم. با ساخت یک ویلای فوق‌العاده، به اندازه تمام پروژه‌های قبلی‌ام سود کردم. شخصی که برایش ویلا ساختم، دو دکتری داشت و فردی با جایگاه اجتماعی بسیار بالا بود. ویلایی سوپر لاکچری ۵۰۰ متری، کاملاً هوشمند، با سقف اینتل‌دک و ارتفاع ۴.۵ متر ساختم که امروز در آن منطقه زبانزد است.

    در این مدت بهترین سفرها، بهترین رستوران‌ها، بهترین تفریح‌ها و بهترین لباس‌ها را تجربه کردم. هدیه تولد امسالم به خودم، بلیط هواپیمای تفریحی بود!

    نتایجم از کار کردن با دوره قانون سلامتی

    بیش از ۱۰ سال آرزوی تناسب اندام داشتم. این دوره را خریدم و از ۱۱۴ کیلو به ۷۸ کیلو رسیدم. الان:

    بدنی کاملاً متناسب دارم
    هر روز پیاده‌روی
    هر روز عضله‌سازی
    بهترین و باکیفیت‌ترین غذاها
    انرژی بسیار بالا
    پوست صاف
    قدرت جسمی عالی

    قانون تکامل را در این دوره به زیباترین شکل درک کردم. حالا از مرحله تناسب اندام عبور کرده‌ام و در حال کار روی زیبایی اندام هستم؛ اندامی عضلانی و جذاب که خودم با سبک زندگی این دوره ساختم.

    نتایجم از کار کردن با دوره عزت نفس

    این دوره من را تبدیل کرد به:

    کوه عزت نفس
    فردی که زمین زیر پایش می‌لرزد
    فردی که می‌تواند هر کاری را انجام بدهد

    من قبلاً توانایی ارتباط با ثروتمندان را نداشتم. اما امروز با آدم‌هایی مذاکره می‌کنم که ارزش ملک‌شان ۷۰ میلیارد تومان است.
    به‌راحتی وارد دل ترس‌هایم می‌شوم. مهارتی را لازم داشته باشم، با باور «اگر یک نفر توانسته، من هم می‌توانم»، کسبش می‌کنم.
    این دوره ظرف وجودی‌ام را چندین برابر کرده و من را تبدیل کرده به فردی ضدضربه.

    نتایج روابط عاطفی

    امروز در بهترین رابطه عاطفی زندگی‌ام هستم. با فردی که عاشقانه هم را دوست داریم؛ بدون وابستگی، با احترام به علایق و تفاوت‌ها، با لذت بردن از بودن کنار هم. رفتار او طوری است که انگار تمام دوره‌های استاد عباس‌منش را بارها و بارها گوش داده. واقعاً مصداق قانون «کبوتر با کبوتر» را دارم تجربه می‌کنم.

    بزرگ‌ترین دستاورد من

    رابطه فوق‌العاده‌ام با خدا.

    هر روز سپاسگزارتر
    هر روز عاشق‌تر
    هر روز توحیدی‌تر
    هر روز سرشار از شوق و شعف

    هر روز احساس می‌کنم خوشبخت‌ترین آدم روی زمینم، چون خدا همیشه کنارم است، من را هدایت می‌کند و بهترین اتفاقات و معجزات را برایم رقم می‌زند.
    چه اسپانسری… و چه دستی… که دستم را در دست چنین قدرت بی‌نهایتی گذاشته است.

    خدایا شکرت برای هدایت من به سوی این آگاهی‌ها.

  • -سید حسن

    رهایی از شکست مالی، شروع دوباره و ساخت یک شرکت موفق با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش (به‌ویژه آگاهی‌های دوره روانشناسی ثروت ۱)

    یه زمانی من شکست مالی سختی خورده بودم و از همه‌جا ناامید بودم. اما در وجودم یک قدرت و انگیزه عمیق بود؛ یک صدای درونی که می‌گفت: «تو هنر و مهارت داری، می‌تونی دوباره بسازی.» همین صدا باعث شد شروع کنم به کار کردن روی خودم. برای خودم اهرم‌های رنج و لذت نوشتم و انگیزه ساختم. همین انگیزه برایم عشق به کار به‌وجود آورد.

    با اینکه همه مرا می‌شناختند و قبلاً شرکت داربستی داشتم، اما به خودم گفتم: «کار که عار نیست.» تصمیم گرفتم با شرایطی که داشتم، از کارگری شرکت‌های داربستی شروع کنم. نه برای اینکه کارگر بمانم؛ بلکه برای اینکه این قدم اول باشد تا ایده‌ها و مسیرهای جدید برای راه‌اندازی شرکت خودم باز شود. همین نگرش، انگیزه بزرگی در من ایجاد کرد.

    با کارگری ماهی ۱۰ میلیون شروع کردم. حرف مردم برایم مهم نبود؛ مهم فقط مسیرم بود. قدم‌به‌قدم قانون تکامل را طی کردم. در مسیر، هزاران انگیزه و ایده تازه در ذهنم شکل می‌گرفت و خداوند هر روز مسیر تحقق خواسته‌هایم را واضح‌تر و روشن‌تر می‌کرد.

    و امروز—با لطف خدا و عمل به آگاهی‌ها—یک شرکت موفق دارم. درآمد من در ماه گذشته ۲۱۰ میلیون تومان بود. یعنی درآمدم بیش از ۲۰ برابر افزایش پیدا کرده.

    این مسیر برای من ثابت کرد که وقتی روی خودت کار می‌کنی، خداوند در برابر هر قدم، ده‌ها درِ جدید باز می‌کند.

  • -وهاب زارعی

    کاهش ۲۲ کیلو وزن و بهبود ۸۰ درصدی بیماری ام‌اس با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    تقریباً ۸ ماه از روزی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم می‌گذرد. تصمیم گرفتم در هر جلسه از دوره، بخشی از تجربه‌ها و نتایجم را بنویسم؛ هم برای اینکه دینم را به استاد عباس‌منش ادا کنم و هم اینکه نتیجه‌های من، برای دوستان هم‌فرکانسی انگیزه‌ای باشد تا باور کنند که سلامتی دوباره کاملاً ممکن است حتی اگر پزشکان بگویند فلان بیماری درمان‌ناپذیر است. دوست دارم با اشتراک نتایجم، این باور قدرتمندکننده را گسترش دهم که: همه ما باید سلامت باشیم، این نعمت حق همه است؛ فقط باید در مدارش قرار بگیری.

    قبل از شروع دوره قانون سلامتی، طبق نتایج آزمایش‌ها و ام‌آر‌آی، درگیر بیماری مولتیپل اسکلروز (ام‌اس) بودم و حملات و نشانه‌هایش را تجربه می‌کردم. اما همان زمان که بیماری برایم مشخص شد، این دوره را خریدم و زندگی به شیوه قانون سلامتی را آغاز کردم.

    طی این ۸ ماه، نتایج بزرگی گرفتم که دو مورد از مهم‌ترین آن‌ها را می‌نویسم:

    نزدیک ۲۲ کیلو وزن کم کردم؛
    و بیماری ام‌اس حدود ۸۰ درصد بهبود یافته و روند درمانم کاملاً رو به جلو است—تا حدی که نشانه‌های بیماری بسیار کم شده و امروز به‌راحتی زندگی می‌کنم.

    خدایا شکرت برای هدایت من به سمت دوره قانون سلامتی و آگاهی‌های شفابخش و نجات‌بخش این دوره.

  • -خانواده ی رضایی

    نتایج چشمگیر من در ۶ ماه عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    با سلام به استاد عزیز. در این شش ماهی که در دوره احساس لیاقت هستم، خداروشکر نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام که بخشی از آن را با شما به اشتراک می‌گذارم.

    کنترل ذهن برایم آسان‌تر شده و دیگر عجله و بدو بدوهای قبل را ندارم. متوکل‌تر شده‌ام و خودم و زندگی‌ام را در کمترین حد ممکن با دیگران مقایسه می‌کنم. آموزه‌های این دوره باعث شده بتوانم تعهدات سازنده‌ای به خودم بدهم و آن‌ها را اجرا کنم. آرامش بیشتری دارم، خودم را بیشتر دوست دارم و دیگر خودم را سرزنش نمی‌کنم. احساس می‌کنم مورد احترام همه هستم و خیلی راحت می‌توانم به درخواست‌های نامعقول دیگران «نه» بگویم.

    در این مدت، توانسته‌ام به تغییر، یادگیری و رشد مهارت‌هایم تن بدهم. در زمینه کنترل و مدیریت احساس گناه، تغییرات بسیار خوبی داشته‌ام و به‌طور کلی چرخ زندگی‌ام خیلی روان‌تر شده، خداروشکر.

    درآمد ماهانه‌ام شش برابر شده و توانسته‌ام برای خودم و خانه وسایل خوبی بخرم. همچنین به لطف اصولی که در دوره احساس لیاقت یاد گرفته‌ام، در این شش ماه دوره قانون سلامتی را هم دقیق‌تر انجام می‌دهم و برای سلامت جسمم ارزش بیشتری قائل شده‌ام؛ همین باعث شده شب‌ها با آرامش بیشتری بخوابم.

    خداروشکر برای این مسیر زیبا و نتایج ارزشمندی که وارد زندگی‌ام شده است.

  • -امین زندی
    درمان بیماری ام اس

    سلامتی کامل، رهایی از ام‌اِس، تناسب اندام پایدار و عزت‌نفس بالا با زندگی به شیوهٔ دوره قانون سلامتی

    من حدود دو سال است که به شیوهٔ دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و می‌خواهم همه‌چیز را از ابتدا توضیح دهم.

    اوایل تیرماه ۱۴۰۱ این دوره را خریدم و با قدرت و تعهد فراوان شروع کردم. طبق دستور استاد عباس‌منش در جلسه اول، آزمایش‌های اولیه را انجام دادم و شرایط من در شروع دوره این‌گونه بود:
    وزن ۱۰۳ کیلوگرم؛ سلامتی: داغون؛ رابطه زناشویی: داغون؛ وابستگی شدید به خانواده و مادرم…
    حالا که این حرف‌ها را می‌نویسم و شرایط آن زمان را به یاد می‌آورم، بی‌نهایت شکرگزار خداوند می‌شوم. واقعاً باورم نمی‌شود از کجا به کجا رسیدم.

    قبل از دوره قانون سلامتی مبتلا به بیماری ام‌اِس (MS) بودم. مدارک و MRI و داروهای فراوان داشتم. اما همیشه در وجودم یک حس محکم بود؛ انگار می‌دانستم خداوند دوباره سلامتی را به من می‌دهد. بارها تجسم می‌کردم که سلامت شده‌ام و از شدت حس آن لحظه‌ها اشک شوق می‌ریختم؛ و الان می‌فهمم که همان ایمان قلبی چقدر زیبا مرا هدایت کرد.

    قبل از دوره مدام رژیم بودم و همسرم دائماً باید برایم غذاهای خاص درست می‌کرد. انگیزه‌ای برای زندگی نداشتم. اما وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم، انگار یک نیروی تازه به زندگی‌ام دمیده شد.

    در سه ماه اول وزنم از ۱۰۳ به ۹۲ کیلو رسید و حتی تا ۸۷ کیلو کاهش یافت. بعد از مدتی اجرای دوره، داروهای ام‌اِسم را کنار گذاشتم و فقط به آموزه‌های قانون سلامتی عمل کردم. خیلی‌ها می‌گفتند باید با پزشک مشورت کنم، اما صدای خداوند بلندتر بود که می‌گفت: «به تعهدت عمل کن.» از همان روز اول، حرف‌های استاد برایم وحی منزل بود، و همین تعهد، باعث شد همه‌چیز به بهترین شکل پیش برود. حتی با وجود کاهش وزن زیاد، پوستم اصلاً شل نشد.

    امروز، بعد از دو سال زندگی به شیوهٔ این دوره، نتایج من این‌هاست:

    وزنم کاملاً نرمال و ثابت شده؛
    هر روز باشگاه می‌روم و بدنسازی می‌کنم؛
    پوستم شفاف، نرم و درخشان شده؛
    اندامی بسیار خوش‌فرم دارم و صورتم استخوانی و زیبا شده؛
    عزت‌نفسم به‌طرز چشمگیری بالا رفته؛
    سایز لباس‌هایم کاملاً تغییر کرده؛
    خانواده‌ام ژنتیک را مقصر چاقی می‌دانستند، اما من فهمیدم بدن طبق قانون عمل می‌کند نه ژنتیک؛
    و مهم‌تر از همه… بیماری ام‌اِس در بدنم درمان شده است.

    دیگر هیچ‌کدام از علائم ام‌اِس را ندارم:
    نه ریزش مو؛
    نه خلط پشت گلو؛
    نه ضعف بینایی؛
    نه لکنت زبان؛
    نه بی‌حسی عصبی؛
    نه لرزش دست‌وپا؛

    همه‌چیز صددرصد درمان شده. شکرت خدا.

    الان دقیقاً یک سال است که هیچ علامتی از ام‌اِس در من وجود ندارد و دو سال است که کاملاً به سبک دوره زندگی می‌کنم. با این سبک زندگی، بعد از ده سال از شر رژیم‌های سخت، وسواس غذایی و محدودیت‌ها خلاص شدم و نه‌تنها لاغر شدم، بلکه سلامتی کامل را به دست آوردم.

    در مورد تغذیه هم کاملاً متعهدانه طبق دوره پیش می‌روم، مخصوصاً توضیحات مربوط به رژیم لیکی‌گات که از جلسه ۱۰ به بعد دوره آمده است. اثر آن روی بدنم فوق‌العاده بوده.

    استاد عزیز عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم؛
    سلامتی، زیبایی، آرامش، عزت‌نفس و آزادی از بیماری همه و همه به‌برکت این دوره و عمل کردن به آن وارد زندگی من شد.

  • -وهاب زارعی

    درمان دیابت، کاهش وزن و جوان‌سازی کامل سبک زندگی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من شهناز هستم، مادر وهاب زارعی. در کامنت‌های قبلی‌ام نوشته بودم که با چه وضعیت سلامتی نامناسبی وارد دوره قانون سلامتی شدم. امروز دقیقاً شش ماه است که به شیوه این دوره زندگی می‌کنم. در سن ۶۰ سالگی تصمیم گرفتم سبک زندگی‌ام را تغییر بدهم و به زندگی به شیوه این دوره روی بیاورم.

    وزن من از ۹۰ کیلوگرم به ۷۳ کیلوگرم رسیده است.
    در این مدت، دیابت نوع ۲ من درمان شده و چربی خون بالا به سطح نرمال برگشته است.

    روزی که وارد دوره قانون سلامتی شدم، برای کنترل قند خون، چربی خون، تیروئید و کلیه سنگ‌ساز، داروهای زیادی مصرف می‌کردم؛ اما امروز، بعد از شش ماه زندگی به این شیوه، هیچ دارویی مصرف نمی‌کنم.

    زمانی ورود به دوره، به خاطر مشکلات سیاتیک و… بیش از هزار قدم در روز نمی‌توانستم راه بروم؛ اما الان، بعد از شش ماه، در کمترین حالت، حداقل ۷۰۰۰ قدم راه می‌روم. علاوه بر آن، پیاده به کلاس یوگا می‌روم، در کلاس یوگا روزی حداقل ۵۰۰ کالری می‌سوزانم و اکثر شب‌ها تا زمان خواب، عدد حدود ۱۰۰۰ کالری روی ساعتم ثبت می‌شود.

    تمام کارهای منزل را خودم انجام می‌دهم و در آستانه ۶۰ سالگی، از لایف‌استایل سالم و سرشار از انرژی‌ام واقعاً راضی هستم. البته هنوز اضافه‌وزن دارم، اما از عملکردم در این شش ماه بسیار راضی‌ام و مطمئنم خیلی زود به وزن و سلامتی ایده‌آلم می‌رسم.

    خدا را شکر، زانو دردم بسیار بهتر شده و منتظرم در شش ماه دوم با خبرهای بهتر و بزرگ‌تری درباره سلامتی‌ام بازگردم.

    این نتایج را نوشتم برای دوستانی که می‌گویند «سنم گذشته، نمی‌توانم سبک زندگی‌ام را عوض کنم»؛
    تا بگویم: اگر من در آستانه ۶۰ سالگی توانستم، شما هم قطعاً می‌توانید.

  • -مریم حقیقت

    رشد مالی خیره‌کننده، بهبود روابط و گسترش کسب‌وکار بین‌المللی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد جان، من از سال ۹۹ کار کردن روی آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ را شروع کردم و از همان زمان، معجزه پشت معجزه وارد زندگیم شد.

    وقتی این دوره را خریدم، فقط یک آموزشگاه کوچک و قدیمی داشتم که نهایتاً ماهی ۳۰ میلیون تومان درآمد داشت. رابطه عاطفی خوبی نداشتم؛ رابطه‌ام با خانواده‌ام پر از تنش بود و حتی با پسرهای خودم هم ارتباط خوبی نداشتم.

    اما حالا سال ۱۴۰۳ است و چهار سال است که با ایمان و تعهد با آگاهی‌های این دوره روی خودم کار می‌کنم، و نتایج زندگی‌سازم این‌هاست:

    الان برای آموزشگاهم یک دانشگاه اجاره کرده‌ام و ماهی حدود ۳۰۰ میلیون تومان درآمد از آن دارم.
    علاوه بر این، یک مدرسه ابتدایی راه‌اندازی کرده‌ام که حداقل ۲۰۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارد.
    در مجموع، طی این چهار سال، درآمدم ۱۷ برابر رشد کرده است.

    با یک معجزه الهی، حدود سه سال است که پرونده مهاجرتم به آمریکا استارت خورده و می‌دانم همه این‌ها کار خدا بوده و من فقط سپاسگزار بوده‌ام. و سال آینده، ان‌شاءالله با گرین‌کارت وارد آمریکا می‌شوم.

    در روابط، الآن یک رابطه عاشقانه بی‌نظیر دارم که باورش برایم سخت است. رابطه‌ام با خانواده‌ام و با پسرهایم کاملاً متحول و فوق‌العاده شده است.

    در کشور عمان نیز کار آموزشی خودم را استارت زده‌ام که حدود چهار ماه دیگر به درآمد می‌رسد و قصد دارم آن را به‌طور جدی گسترش بدهم. اکنون همراه پسر بزرگم در عمان، در خانه‌ای که اجاره کرده‌ایم، با یک ماشین آمریکایی لوکس زندگی می‌کنیم و در حال راه‌اندازی و توسعه بخش جدیدی از کسب‌وکار آموزشی هستیم.

    استاد عزیز، شما بهتر می‌دانید که راه‌اندازی یک کسب‌وکار آن هم در یک کشور بیگانه، با اختلاف زیاد ارزش پول و چالش‌های فرهنگی، کار ساده‌ای نیست؛ اما من با دست در دست خدای بزرگم، در حال عبور از این مرحله هستم.

    امروز دوباره دوره روانشناسی ثروت ۱ را از ابتدا شروع کرده‌ام تا دوباره به این آگاهی‌های زندگی‌ساز گوش کنم و باورهای قدرتمندکننده بیشتری بسازم.

1 4 5 6 7 8 24

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 92 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3166 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: