نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -احسان و حدیثه

    رهایی از کم‌برکتی، جهش مالی و ساخت زندگی رؤیایی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    من تا مقطع ابتدایی درس خوانده‌ام. شغل اولم آرماتوربندی بود و تا چهار سال پیش، هرچقدر کار می‌کردم هیچ برکتی در درآمدم نبود؛ دقیقاً مثل چیزی که استاد عباس‌منش در «تئوری ظرف آب» در دوره روانشناسی ثروت ۱ توضیح می‌دهند: ظرف من سوراخ بود. اطرافیانم به شکل عجیبی روی احساساتم تأثیر می‌گذاشتند و به‌راحتی پول‌های من را از دستم در می‌آوردند.

    بعد از چند سال آشنایی با استاد عباس‌منش، ازدواج کردم و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و با تمام وجود روی آن کار کردم. همان‌جا فهمیدم چرا درآمدم زیاد نمی‌شد و چرا زحمتم نتیجه نمی‌داد. شروع کردم به کار کردن روی باورهایم و اجرای ایده‌هایی که سال‌ها فقط در ذهنم مانده بودند.

    یکی از بهترین ایده‌هایم طراحی و اجرای پله گردهای بتونی بی‌صدا بود. به‌محض اینکه آگهی کارم را در دیوار گذاشتم، فردای همان روز مشتری پیدا شد. چوب کرایه کردم، کار را اجرا کردم و همان اولین پروژه باعث شد در ۱۰ روز به اندازه یک ماه و نیم درآمد کسب کنم. بعد از آن، هر بار پول بیشتری ساختم. جالب اینجاست که کسانی که هم‌حوزه من بودند، با اینکه دستمزد کمتری می‌گرفتند، پولشان را خیلی دیر و با دردسر دریافت می‌کردند؛ اما مشتری‌های من پیش‌پیش دستمزد را واریز می‌کردند. این برای خودم هم مثل یک معجزه بود.

    الان سه سال است که لباس‌فروشی دارم و درآمد بسیار خوبی کسب می‌کنم. زندگی‌ام پر از آرامش است. همسر زیبا و مهربان و یک دختر ۹ ماهه دارم. امروز صاحب سه واحد خانه هستم و همین چهار روز پیش در خانه ۸۸ متری خودم که رو به طبیعت است، ساکن شدم. دو واحد دیگر را هم برای اجاره و کسب درآمد پایدار آماده کرده‌ام.

    حالا هدف گذاشته‌ام که با کار کردن عمیق‌تر روی آموزه‌ها و اصلاح باورهای محدودکننده‌ام، درآمدم را دو برابر کنم. باور دارم با ادامه دادن این مسیر، نتایج بزرگ‌تری هم در راه است.

  • -ندا

    تحول مالی، معنوی و شخصی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳

    من ۵ سال است که عضو سایت استاد عباس‌منش هستم و در این مدت، به‌خاطر پذیرفتن جزءبه‌جزء آموزه‌های ایشان و عمل کردن به آن‌ها، زندگی‌ام تحولی عمیق و شگفت‌انگیز تجربه کرده است. نقطه آغاز این تغییرات روزی بود که با قاطعیت به خودم قول دادم تمام حرف‌های استاد عباس‌منش را مثل وحی منزل بپذیرم و دقیق اجرا کنم. اولش سخت بود، اما فهم این حقیقت که تضادهای امروزم، خواسته‌های فردایم را می‌سازند، کمک کرد رها نکنم و ادامه بدهم.

    اولین‌بار که صحبت‌های استاد را شنیدم، احساس کردم انگار کسی دارد از درون من حرف می‌زند. سال‌ها تشنه چنین آگاهی‌هایی بودم. دوست دارم تا جایی که یادم می‌آید بخشی از نتایج مادی و معنوی‌ام را که به‌خاطر عمل به آموزه‌ها و محصولات استاد گرفته‌ام، با شما به اشتراک بگذارم.

    در جنبه مالی، با کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۳ و دوره روانشناسی ثروت ۱ درآمدم ۱۰۰ برابر افزایش یافته است. فراوانی از هر جهت وارد زندگی‌ام شده و هر روزم معجزه است. رسالت زندگی‌ام را پیدا کرده‌ام و مشغول کاری هستم که عاشقانه دوستش دارم.

    در جنبه اعتمادبه‌نفس و شخصیت، عزت نفس من هزار برابر رشد کرده است. دیگر در روابط احساسی احساس قربانی بودن ندارم. بر ذهنم تسلط پیدا کرده‌ام و تقریباً در هر شرایطی می‌توانم ذهنم را مدیریت کنم. خانواده و اقوام با احترام زیادی با من رفتار می‌کنند و من را الگو می‌دانند. اولین کتابم را نوشتم و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب ارائه شد و الان کتاب بعدی‌ام را می‌نویسم.

    در رابطه با خداوند، توکل کردن واقعی را یاد گرفتم؛ خدایی که برایم همه‌چیز شده است. به‌قدری به این ایمان رسیده‌ام که توانستم فقط با ۵ میلیون تومان به شهری مهاجرت کنم که حتی نامش را هم نشنیده بودم. اما در همان نقطه شروع، خداوند حمایتم کرد و به شکل معجزه‌آسا توانستم یک آپارتمان شیک اجاره کنم؛ چیزی که هر کس می‌شنید تعجب می‌کرد که چطور ممکن است.

    در حوزه سلامتی، با ادامه آموزش‌ها توانستم بعد از ۱۵ سال مصرف قرص افسردگی را کامل کنار بگذارم. آلرژی ده‌ساله‌ای که چهار فصل سال درگیرش بودم، کاملاً از بین رفت. یاد گرفتم چطور در چالش‌ها ذهنم را مدیریت کنم و چطور مسائل زندگی‌ام را حل کنم.

    از آموزه‌های استاد یاد گرفتم که اولویت زندگی من، خودم هستم؛ اینکه هیچ‌کس جز خودم نمی‌تواند واقعیت زندگی‌ام را تغییر دهد. یاد گرفتم که منشأ تمام ثروت‌ها خودِ خداوند است و هیچ قدرتی نمی‌تواند او را از من جدا کند. فهمیدم خداوند از رگ گردن به من نزدیک‌تر است و اگر به این نیرو تکیه کنم، برایم عشق می‌شود، ثروت می‌شود، خانه زیبا می‌شود، شهر عالی می‌شود، خانواده خوب می‌شود و هر آنچه بخواهم، می‌شود.

    یاد گرفتم چطور خداوند را همان‌طور که دلم می‌خواهد در ذهن و درونم بسازم، ببینم و از هدایت‌هایش استفاده کنم. امروز با تمام وجودم باور دارم که مسیر آگاهی‌های استاد عباس‌منش، مسیر نور، رهایی و شکوفایی است؛ مسیری که مرا به بهترین نسخه زندگی‌ام رسانده و همچنان در حال رساندن است.

  • -زهرا و محمد

    رهایی از ترس، وابستگی، سرزنش و کم‌ارزشی با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    وقتی تمرین جلسه ۱۸ از دوره احساس لیاقت را انجام دادم، فهمیدم چقدر در این دوره تغییر کرده‌ام و نتیجه گرفته‌ام. همین باعث شد کمال‌گرایی و مقایسه‌کردن را کنار بگذارم و بخشی از دستاوردهایم را بنویسم.

    قبل از شرکت در دوره احساس لیاقت، به شدت ترسو، وابسته، مشرک، خالی از عزت‌نفس و پر از تردید و نگرانی بودم. حس نالایق بودن در تمام رفتارهایم جاری بود و همین باعث شده بود که دیگران با من با بی‌احترامی کامل رفتار کنند. مدام طرد می‌شدم و نیاز شدید به تأیید دیگران داشتم.

    اما نتایج من بعد از عمل به آگاهی‌های این دوره:

    الان نسبت به قبل به خودم بسیار آسان‌گیرتر شده‌ام. وقتی اشتباهی از من سر می‌زند، خودم را خیلی کمتر سرزنش می‌کنم و دارم یاد می‌گیرم که اشتباهات خودم و دیگران را راحت‌تر ببخشم و از آن عبور کنم.

    در برخورد با مسائل و چالش‌ها، دیدگاه “الخیر فی ما وقع” در من شکل گرفته و همین نگرش، آرامش فوق‌العاده‌ای وارد زندگیم کرده است.

    گفتگوهای ذهنی‌ام واضحاً مثبت‌تر شده‌اند؛ مدام در حال تحسین، شکرگزاری و یاد خدا هستم.

    نسبت به انتقادات دیگران بی‌تفاوت‌تر شده‌ام. راحت‌تر احساساتم را بیان می‌کنم و دیگر مانند قبل، برای جلب تأیید دیگران ماسک نمی‌زنم یا احساساتم را پنهان نمی‌کنم.

    یاد گرفته‌ام توانایی‌هایم را بشناسم و بنویسم و همین باعث شده احساس ارزشمندی درون من رشد کند.

    قبل از دوره، بخش زیادی از روز را با اضطراب می‌گذراندم؛ اما حالا بیشتر روزها در آرامش و حال عالی هستم. تمرکزم روی فراوانی‌های زندگیم است و واقعاً زندگیم پر از نعمت، فراوانی، عشق و آرامش شده—بدون اینکه بخواهم زور بزنم.

    و اما تغییر معجزه‌آسای برخورد جهان با من…

    بعد از کار کردن روی احساس ارزشمندی درونی مخصوصاً با تمرین جلسه ۱۶، رفتار اطرافیان با من کاملاً عوض شده. انگار جهان دارد از درون من الگوبرداری می‌کند. حالا می‌بینم آدم‌ها همان احترامی که برای رئیس‌شان می‌گذارند، برای من هم قائل هستند؛ در حالی که قبلاً هر جا می‌رفتم فقط بی‌احترامی می‌دیدم.

    استاد عزیز عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم که این مسیر ارزشمند را خلق کردید و کمک کردید نسخه بهتری از خودم شوم.

  • -فاطمه بهلولی

    کاهش ۳۰ کیلو وزن، بهبود کامل سلامتی و جهش مالی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی و دوره روانشناسی ثروت ۱

    من همیشه در زندگیم دنبال بهتر شدن بودم؛ دنبال راهی که بتوانم پیشرفت کنم. برای همین هرجا صحبت از موفقیت بود، سعی می‌کردم ببینم چه چیزی گفته می‌شود. تا اینکه هدایت شدم به آموزش‌های استاد عباس‌منش.

    بعد از دیدن چند فایل، تصمیم گرفتم دوره قانون سلامتی را تهیه کنم و زندگی به شیوه این دوره را شروع کنم. نتیجه فوق‌العاده بود؛ در مدت شش ماه توانستم ۳۰ کیلو وزن کم کنم و سلامتی‌ام را به‌طور کامل به دست بیاورم. بعد از این موفقیت بزرگ، دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و اکنون در حال عمل به آموزه‌ها و تمرینات آن هستم. کاملاً واضح می‌بینم که هرقدر بیشتر روی آگاهی‌ها و تمرینات این دوره تمرکز می‌کنم، نتایجم بیشتر و بیشتر می‌شود. نتیجه مستقیم عمل به آموزه‌های این دوره، فراوانی و ثروت است که آرام‌آرام و کاملاً طبیعی وارد زندگی‌ام می‌شود؛ همان‌طور که استاد می‌گویند.

    دوست داشتم بخشی از دستاوردهایم در طی یک سال و نیم اخیرِ کار با آموزه‌های استاد عباس‌منش را به‌طور خلاصه بنویسم:

    اول اینکه: با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی توانستم ۳۰ کیلو وزن کم کنم و اکنون در خانواده و فامیل از نظر اراده، نظم و تناسب اندام یک الگو شده‌ام. همه از من می‌پرسند چطور به این نتایج رسیدی؟!

    دوم از نظر مالی: منی که تا قبل از آشنایی با آگاهی‌های استاد هیچ درآمدی نداشتم و همیشه لنگ پول بودم، اکنون به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره شرکت همسرم انتخاب شده‌ام. علاوه بر اینکه ماهانه  حقوق ثابت می‌گیرم، ماهی چند صد میلیون تومان نیز از طرف شرکت به حسابم واریز می‌شود. به‌راحتی برای خودم، بچه‌ها و خانه خرید می‌کنم؛

    خانه‌مان پر از فراوانی و نعمت شده است و هرچه اراده کنم داریم. هر وقت بخواهم همسرم غذا از بیرون می‌خرد، راحت خرید می‌کنیم و به رستوران‌های عالی می‌رویم. این را در نظر بگیرید که این نتایج را کسی گرفته که قبل از آشنایی با آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ حتی برای ۱۰۰ هزار تومان باید به همسرش زنگ می‌زد تا پول واریز کند و شاید سالی یک‌بار هم نمی‌توانست بیرون غذا بخورد.

    اما همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند: وقتی روی باورهایت کار می‌کنی، دیگر به چگونگی‌اش کار نداشته باش؛ چون خداوند از هزاران طریق نعمت‌ها را وارد زندگی‌ات می‌کند.

    من اول از خدا سپاسگزارم به‌خاطر این قوانین دقیق و الهی که به انسان اجازه می‌دهد زندگی دلخواهش را خلق کند و بعد از استاد عزیزم. استاد، شاید خودتان ندانید که آموزه‌های شما با زندگی انسان‌ها چه کرده است. خدا می‌داند چقدر زندگی‌ها را نجات داده‌اید، چقدر انسان‌ها را از لبه پرتگاه کنار کشیده‌اید و به مسیر خوشبختی هدایت کرده‌اید.

    در پایان، می‌خواهم به دوستانم بگویم:
    اگر می‌خواهید پیشرفت کنید، بهای دوره‌ها را خودتان پرداخت کنید. وقتی پول می‌دهید، آن آموزش‌ها را «وحی منزل» می‌دانید و به آن‌ها عمل می‌کنید و چون عمل می‌کنید، نتایج قطعاً ظاهر می‌شود.

  • -امیر کاظمی منش

    تحول مالی، سلامتی، ایمان و بازگشت به مسیر درست با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    بنده چند سال است که عضو سایت abasmanesh.com هستم. البته مدت‌ها قبل از عضویت رسمی، با استاد عباس‌منش آشنا بودم و تا کمتر از ده ماه پیش تقریباً تمام فایل‌های شما را—حتی محصولاتی که غیرقانونی به دستم رسیده بود—دیده و شنیده بودم. صادقانه می‌گویم هیچ صحبت یا فایلی نبود که استاد عباس‌منش تولید کرده باشند و من نشنیده باشم. اما با وجود این حجم از گوش دادن، مطلقاً هیچ نتیجه‌ای نداشتم.

    سال ۹۵ یک شکست بزرگ کاری زندگی‌ام را زیر و رو کرد. تمام نتیجه هفت سال کارم از بین رفت. به‌شدت افسرده شدم، قند و چربی و فاکتورهای پزشکی‌ام به‌هم ریخت و روزانه حدود ۱۵۰ قرص مصرف می‌کردم. در دوران پاندمی با وجود احتیاط شدید، بیمار شدم، ریه‌ام درگیر شد، کار به بستری شدن و تزریق‌های سنگین رسید و مدتی به نبود خودم فکر می‌کردم.
    در کارم خرید و فروش ملک در تهران در رکود کامل گیر افتاده بودم. سالی یکی دو معامله با زور انجام می‌دادم و هیچ پیشرفتی نداشتم. می‌دیدم اطرافیان با سرعت رشد می‌کنند و من انگار با زنجیر بسته شده‌ام. این وضعیت باعث سقوط عزت نفس و رفتارهای ناشی از آن شده بود که گفتنش مایه شرمساری است.

    اوایل فروردین، همسرم برای اولین بار درباره استاد عباس‌منش از من پرسید. چند فایل به او دادم و گفت: «عجب استادی!». با خوش‌خدمتی برایش یک جلسه از دوره ۱۲ قدم را فرستادم. چند دقیقه نگذشته بود که با ناراحتی برگشت و گفت:
    «این فایل را از کجا دزدیده‌ای؟ مگر نمی‌بینی استاد می‌گوید راضی نیست؟ چطور محصول خریدنی را بدون پرداخت بها گوش می‌کنی؟»

    همان لحظه به‌قدری لرزیدم و از خواب غفلت بیدار شدم که از خودم منزجر شدم. چطور بارها کلام استاد را شنیده بودم اما هیچ اثری نکرده بود، اما همسرم در همان چند دقیقه واکنشی این‌چنین پاک و درست داشت؟
    دو سه ماه حتی دستم نمی‌رفت فایل‌های استاد را پخش کنم. از تصویر ایشان هم خجالت می‌کشیدم.

    اما همه آن وضعیت‌های بد ادامه داشت… تا ۱ تیر ۱۴۰۲.

    در آن روز، انگار یک طوفان روحی در من بیدار شد. تصمیم گرفتم این‌بار از مسیر درست شروع کنم.
    در فایل‌های شما شنیده بودم:
    «اگر می‌خواهی شروع کنی، از همین الآن شروع کن. فردا و شنبه و سرماه دیر است. همین امکانات فعلی کافی است.»

    و شنیده بودم:
    «در کاری که می‌خواهی شروع کنی، اول مدتی برای دیگران کارآموز یا کارگر باش تا با هزینه آنان یاد بگیری.»

    دوستی داشتم که کار اجرایی ساختمان داشت. هنوز تصمیم نگرفته بودم تماس بگیرم که همان لحظه خودش تماس گرفت! گفت بیا ببینمت. رفتم و گفتم می‌خواهم طبق توصیه استاد، کارآموز سر پروژه‌ات باشم. با روی باز پذیرفت.
    این اولین معجزه بود؛ نه بعد از سال‌ها گوش دادن فایل‌های غیرقانونی، بلکه بعد از پشیمانی واقعی و شروع از مسیر درست.

    از همان روز با فایل‌های هدیه سایت شروع کردم. تصمیم گرفتم کلام به کلام اجرا کنم.
    درونم دگرگون شد؛
    با وجود اینکه ظاهراً اتفاق خاصی نمی‌افتاد، اما اعتمادبه‌نفس، آرامش، ایمان و انرژی بازگشت.
    شرایط ظاهری سخت بود؛ منِ سازنده سابق، حالا کارآموز رایگان بودم. اما به یاد شروع استاد در بندرعباس افتادم… و آرام می‌شدم.

    ماه‌ها گذشت و نتایج عجیب یکی‌یکی ظاهر شد:

    ایمانم بازگشت.
    خدا در زندگی‌ام زنده شد.
    امیدم بازگشت.
    روحیه‌ام احیا شد.
    هدایت الهی در زندگی‌ام جاری شد.

    و معجزه‌های واقعی:

    مشکل دیسک گردنم کاملاً درمان شد.
    وزنم با رژیم و ورزش بیش از ۱۵ کیلو کم شد.
    فاکتورهای پزشکی‌ام ۹۰٪ نرمال شد.
    مصرف ۶۰ قرص اعصاب در ماه را در ۱۰ روز ترک کردم.
    افسردگی‌ام برای همیشه از بین رفت.
    یک شب فقط با ذکر «یامن اسمه دوا و ذکره شفا» در لحظه از تب و سرماخوردگی شدید شفا گرفتم.
    چند اتفاق بزرگ مالی، اداری و حتی دریافت یک ویزای مهم رخ داد.
    کارها به طرز باورنکردنی روان شد.

    اما نقطه اوج:
    ده‌ها فایل ملکی بررسی می‌کردم تا اینکه ۱۰ دی یک آپارتمان گران‌قیمت‌ام با پول نقد فروش رفت و همان شب بهترین ملک کلنگی ممکن را قولنامه کردم—ملکی با سودآوری چند برابر املاک مشابه.
    برای پرداخت باقی وجه، هیچ مشتری نبود. فشار زیاد بود اما به خدا سپردم.

    ۲۰ اسفند شب با خدا صحبت کردم که: «نمی‌خواهم شروع کارم به ضرر کسی باشد… اگر تا اینجا رساندی، ادامه‌اش را هم تو درست کن.»

    صبح فردا مشتری دست‌به‌نقد برای ملک دوم آمد.
    شرایط سختی گذاشتم که مطمئن شوم برکت الهی است:
    ۶۰٪ نقد روی قرارداد، ۱۰ روزه دفترخانه، بدون تخفیف، بدون تحویل کلید.
    همه را قبول کرد.
    روز بعد چک را گرفتم.
    ۲۷ اسفند کل مبلغ نقد شد.
    ۲۸ اسفند سند ملک جدید آماده شد و نقداً پرداخت کردم.
    اتفاقی که در ۳۰ سال فعالیت ملکی، نه دیده بودم و نه شنیده بودم.
    اکنون دوره ۱۲ قدم را از ابتدا و به‌صورت رسمی و درست شروع کرده‌ام و قدم اول هستم.

    اگر این نوشته هدایت یک نفر شود، من وظیفه‌ام را نزد پروردگار و استاد عزیزم انجام داده‌ام.

  • -علی زمانی

    رفع مشکلات جسمانی، تناسب اندام و جهش در کسب‌وکار با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی و دوره روانشناسی ثروت ۳

    من دوره قانون سلامتی را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه این دوره را آغاز کردم. نتیجه عمل به آموزش‌های این دوره، برای من مجموعه‌ای از بهبودهای جسمی، انرژی بیشتر و اعتمادبه‌نفس بالاتر بود.

    قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، صبح‌ها دچار قرمزی و آبریزش چشم می‌شدم، اما این مشکل به طور کامل حل شد. همچنین چربی و گرگرفتگی پا که مدتی آزارم می‌داد، با عمل به آموزه‌های همین دوره برطرف شد. مهم‌تر از همه، اگر قبل از ساعت ۱۰ صبح صبحانه نمی‌خوردم، دچار سردردهای شدید و پایدار تا آخر شب می‌شدم، اما امروز این مشکل نیز کاملاً از بین رفته است.

    وزنم از ۹۵ کیلو به ۸۰ کیلو رسیده؛ بوی عرق بدنم از بین رفته؛ سرحال‌تر، شاداب‌تر و پرانرژی‌تر شده‌ام. این سطح از سلامتی، نشاط و تناسب اندام، اعتمادبه‌نفس من را چند برابر کرده است. واقعاً فکر نمی‌کردم روزی بتوانم وزنم را کم کنم، اما عمل به این دوره، من را به اندام و سلامتی دلخواهم رساند.

    بعد از این نتایج بزرگ، وارد دوره روانشناسی ثروت ۳ شدم. با عمل به آگاهی‌های این دوره، تحول بزرگی در کسب‌وکارم ایجاد شد؛ از یک خرده‌فروش ساده، به یک تولیدکننده تبدیل شدم. این جهشی است که حتی تصورش را هم نمی‌کردم.

    من قبل از رسیدن به تمام این نتایج، به حرف‌های استاد عباس‌منش ایمان آوردم و عمل کردم. امروز با تمام وجود می‌گویم آموزش‌های ایشان مثل چراغی در تاریکی مسیر مرا روشن کردند.

  • -ملیحه بانو

    حل مشکلات مالی و ارتباطی، آرامش درونی و شروع زندگی تازه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در سن ۱۹ سالگی با استاد عباس‌منش آشنا شدم اما آن زمان مطالب سایت را پیگیری نکردم و از مسیر دور شدم. طی این چند سال، تجربه‌های ناخوشایند زیادی داشتم. ازدواج کردم و با تضادهای شدید مالی و ارتباطی روبه‌رو شدم؛ تضادهایی که به هیچ شکلی توان حل آن‌ها را نداشتم و کم‌کم به نقطه اضطرار رسیدم. درگیری‌های خانوادگی آزارم می‌داد و امیدم از همه‌جا قطع شده بود. چندین ماه فقط گریه می‌کردم و از خدا کمک می‌خواستم.

    تا اینکه یک روز، بعد از هشت سال، دوباره یادم افتاد که به سایت استاد عباس‌منش مراجعه کنم. وارد سایت شدم و اولین قدم را از قسمت «نشانه امروز من» شروع کردم. خیلی جالب بود که هر بار روی این دکمه کلیک می‌کردم، فایلی باز می‌شد که دقیقاً جواب سؤال من را می‌داد؛ انگار خداوند مستقیم با من صحبت می‌کرد.

    خرداد ماه ۱۴۰۲ به‌طور کاملاً هدایتی به دوره ۱۲ قدم وارد شدم و الان در قدم یازدهم هستم. خداروشکر، به‌خاطر عمل کردن به آموزه‌های این دوره:

    آدم‌های سمی و انرژی‌های مخرب از زندگی من حذف شدند.
    مشکلات مالی و ارتباطی‌ام به‌طور جادویی حل شدند.
    افراد فوق‌العاده و هم‌فرکانس وارد زندگی‌ام شدند.
    نفرت و سنگینی از قلبم پاک شد.
    رابطه‌ای سرشار از صلح، احترام و عشق با همسرم تجربه می‌کنم.

    در حالی که قبل از این، تقریباً هر روز زندگی من و همسرم با دعوا تمام می‌شد، حالا خانه‌مان پر از آرامش است و عشق میان ما جریان دارد.

    از هنرم چیزی که هرگز فکر نمی‌کردم بتوانم از آن پولی به دست بیاورم الان به درآمد رسیده‌ام و در مسیر رشد هستم. و جالب‌تر اینکه این را فقط آغاز مسیر پیشرفت خودم می‌بینم.

    خدا را شکر می‌کنم که دوباره من را به مسیر نور و آگاهی هدایت کرد و با آموزه‌های استاد عباس‌منش، زندگی‌ام از یک نقطه بحرانی به جایی رسید که امروز، با آرامش، عشق، رشد و امید زندگی می‌کنم.

  • -علی برزگر

    رهایی از اعتیاد، صفر شدن بدهی‌ها و آزادی درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم و آغاز مسیر با دوره احساس لیاقت

    من توانستم دوره ۱۲ قدم را به‌طور کامل تمام کنم و به‌تازگی دوره احساس لیاقت را شروع کرده‌ام. پاداش خداوند به من در طی کار کردن روی آگاهی‌های این دوره‌ها، آن‌قدر زیبا و عمیق بوده که هنوز هم وقتی به آن‌ها فکر می‌کنم اشک شوق در چشمانم جمع می‌شود.

    بعد از ۱۳ سال سیگار کشیدن، حالا نزدیک به یک سال و نیم است که سیگار را ترک کرده‌ام؛ کاملاً طبیعی، بدون سختی و به لطف آرامشی که از مسیر آگاهی به دست آوردم. بعد از سال‌ها بدهی داشتن و شرمندگی، خداوند کمکم کرد تا تمام بدهی‌هایم را پرداخت کنم و امروز با صفر بدهی و قلبی سبک زندگی کنم. و مهم‌تر از همه، بعد از ۲۰ سال قهر بودن با پدربزرگ و عمویم به‌خاطر یک موضوع قدیمی، توانستم آشتی کنم؛ و این آشتی، برای من مثل آزاد شدن از یک زندان قدیمی بود. احساس می‌کنم روحم نفس تازه کشیده است.

    دوست دارم به همه‌ی دوستانی که در سایت استاد عباس‌منش هستند بگویم:
    اگر امروز در این سایت الهی و توحیدی حضور دارید، بدانید یک روز کاری کردید که خداوند کیف کرد و شما را به این مسیر هدایت کرد. قدر خودتان را بدانید. قدر این سایت و این آگاهی‌ها را بدانید. خیلی‌ها آرزوی داشتن چنین زندگی سالم، الهی و آرامی را دارند.

    و دعای آخرم را از قرآن تقدیم می‌کنم:
    رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
    بارالها، مرا حکمت ببخش و به بندگان صالح خود ملحق ساز.

  • -علیرضا جلالی

    رهایی از بدهی‌ها، بازگشت امید و ساختن خانه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    اسفندماه سال ۱۳۹۸، در اوج مشکلات مالی و کاری، در حالی که مستأصل و درمانده شده بودم، توسط یکی از دوستانم با استاد عباس‌منش آشنا شدم. دوستم که شرایط سخت مرا می‌دید، یک فایل از صحبت‌های استاد برایم فرستاد و گفت: «این را گوش بده، اگر علاقه‌مند بودی در سایت abasmanesh.com عضو شو و بقیه فایل‌ها را ببین.»

    آن فایل درباره توحید عملی بود. گوش دادن به آن فایل، کم‌کم امید، توکل و آرامش را در وجودم دوباره زنده کرد. تا جایی که تمام کارم شده بود گوش دادن به فایل‌های دانلودی سایت و عمل کردن به آگاهی‌ها. به لطف هدایت خداوند و آموزه‌های استاد، مشکلات سنگینی که در اثر یک شراکت کاری برایم به‌وجود آمده بود را پشت سر گذاشتم. خداوند به‌قدری زیبا دستم را گرفت که هیچ‌کس باورش نمی‌شد بتوانم از آن‌همه مشکلات اداری و مالی که شریکم ایجاد کرده بود به این آسانی عبور کنم.

    با متعهدانه عمل کردن به آموزه‌های استاد توانستم تمام بدهی‌هایم را تسویه کنم و مسئله تعطیل شدن کسب‌وکارم را نیز حل کنم. تقریباً دو سال طول کشید تا از زیر بار بدهی‌ها بیرون بیایم، اما این بار با ایمان و آرامش پیش رفتم.

    وقتی برای اولین‌بار وارد سایت شدم، استاد عباس‌منش تازه دوره ۱۲ قدم را شروع کرده بودند، اما به‌خاطر شرایط مالی سخت، توان خرید قدم اول را نداشتم. بنابراین با فایل‌های دانلودی مسیرم را آغاز کردم. اما بعد که توانستم دوره را تهیه کنم و با یک سال کار کردن روی آگاهی‌های ۱۲ قدم پیش رفتم، زندگی‌ام از زمین تا آسمان تغییر کرد.

    از روزهایی که به‌خاطر بدهی‌ها حتی پول خرید نان نداشتم، امروز به جایی رسیده‌ام که در خانه‌ای که با دست خودم ساخته‌ام نشسته‌ام و این نوشته را درباره هدایت زیبای خداوند به سمت آموزه‌های استاد، با قلبی پر از شکر و آرامش می‌نویسم.

    خداوندا سپاسگزارم که مرا در این مسیر توحیدی و روشن قرار دادی و با آگاهی‌های ناب استاد عباس‌منش، زندگی‌ام را از ریشه متحول کردی.

  • -مریم عبدلی

    رشد مالی، آرامش عمیق و شکوفایی فردی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من اواخر سال ۱۴۰۰ وارد سایت شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم. در شروع مسیر، کل پس‌انداز زندگی من فقط دو میلیون تومان بود، اما تصمیم گرفتم قدم اول دوره ۱۲ قدم را بخرم. کار کردن با آموزش‌های این دوره، همان سال اول تغییرات زیادی در زندگی‌ام ایجاد کرد. هزینه‌های غیرمترقبه و هزینه‌های دارو و درمانم به‌طور چشمگیری کم شد و علاوه بر اینکه خیلی راحت توانستم تمام قدم‌های دوره ۱۲ قدم را خریداری کنم، موفق شدم دو دوره ارزشمند دیگر را نیز تهیه کنم.

    در همین سال ماشین صفر خریدم، از لحاظ روحی آرامش بسیار بیشتری داشتم و بخش بزرگی از روزهایم با شادمانی و احساس خوب سپری می‌شد. اواخر سال ۱۴۰۱ که با دوستم صحبت می‌کردم به او گفتم: «سال ۱۴۰۱ بهترین سالی بوده که تا حالا تجربه کرده‌ام.» چون در آن سال فهمیدم اگر باورهای قدرتمندکننده بسازم، از هدایت‌های همیشگی خداوند استفاده کنم، ذهنم را مدیریت کنم و از داشته‌هایم لذت ببرم، تمام خواسته‌هایم خودبه‌خود وارد زندگی‌ام می‌شود. همین درک، آرامش عمیقی به من داده بود.

    اما امروز که سال ۱۴۰۲ هم به پایان رسیده، با جرأت می‌گویم سال ۱۴۰۲ از هر نظر مالی، سلامتی، روابط، حال خوب، امید به آینده و… به‌مراتب بهتر از سال قبل بوده است.

    در سال ۱۴۰۲ به لطف خداوند، کارگاه هنری خودم را در یکی از اتاق‌های خانه‌ام راه‌اندازی کردم؛ در زمینه کسب‌وکار شخصی‌ام آموزش دیدم و در کنار کار کارمندی‌، کار هنری خودم را نیز استارت زدم. کاملاً سالم هستم، وزن ایده‌آل خودم را دارم و مهم‌تر از همه، حال خوب، شادی و امید به آینده‌ام به حدی زیاد شده که اصلاً قابل مقایسه با سال قبل نیست.

    امروز با افتخار می‌گویم این مسیر، زیباترین هدایت زندگی من بوده و هر قدمی که با آگاهی‌های استاد عباس‌منش برداشتم، به لطف خداوند، مرا به نسخه‌ای بهتر از خودم تبدیل کرده است.

1 5 6 7 8 9 24

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 92 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3166 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: