نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
افزایش ۱۰۰ برابری درآمد و تحول عمیق ذهنی با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳
امروز به جلسهی آخر دوره روانشناسی ثروت ۱ رسیدم و میخواهم مختصری از نتایج و تغییراتی را بنویسم که بهخاطر کار کردن روی آگاهیهای این دوره، در زندگی من رخ داده است.
چهار سال پیش، زمانی که میخواستم این دوره را بخرم، هزینهاش برایم مبلغ بسیار زیادی بود. خیلی تحقیق کردم، کامنتها و نتایج دانشجویان را خواندم و دیدم چقدر از این دوره نتیجه گرفتهاند. در نهایت توکل کردم به خدا و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم.
در این چهار سال، آنقدر روی آگاهیهای این دوره کار کردم که میتوانم بگویم با هر جلسهاش عشق کردم. این آگاهیها یک دگرگونی عظیم در ذهن و روح من ایجاد کردند و بهطور کامل من را به انسان دیگری تبدیل کردند.
تغییرات مالیام تقریباً از همان روزهای اول شروع شد؛ حتی وقتی فقط جلسات را میشنیدم، درآمدم بالا آمد و بعد از آن، مدام بیشتر و بیشتر شد.
حالا، بعد از چهار سال، من از نظر مالی هیچ شباهتی به نقطه شروع ندارم. در این مدت چندین دوره دیگر از جمله دوره روانشناسی ثروت ۳ را هم خریدم و آنقدر فایلها را گوش دادهام که تقریباً تمامشان را حفظ هستم.
درآمدم که در شروع کار با دوره، ۱۵ میلیون تومان بود، امروز به بیش از یک میلیارد تومان در ماه رسیده؛ یعنی حدود ۱۰۰ برابر افزایش. آن هم در حالی که کارم نهتنها سختتر نشده، بلکه آسانتر، لذتبخشتر و روانتر شده است.
این دوره به من ثابت کرد که همهچیز از باور شروع میشود. وقتی باور قدرتمندکنندهای در ذهنت ایجاد میکنی، جهان با سرعتی فراتر از انتظار پاسخ میدهد. امروز به این یقین رسیدهام که باید هر روز و همیشه روی باورهایم کار کنم.
خدایا شکرت که از طریق بزرگمردی چون استاد عباسمنش، من را با قوانین بینظیرت آشنا کردی و این همه نعمت، برکت و آرامش را وارد زندگیام کردی.
تحول مالی، شغلی، روحی و مهاجرتی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره روانشناسی ثروت ۳ (راهاندازی و بهسودرسانی کسبوکار)، دوره کشف قوانین زندگی، و زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، به خودم قول داده بودم وقتی نتایجم به ثبات رسید، برایتان از نحوه آشناییام با شما و تحولاتی که بهخاطر عمل به آموزههای شما در زندگیم رقم خورده بنویسم. من ۴۶ سالم است و در جنوب تهران، در یک خانواده ششنفری به دنیا آمدم. پدرم کارگر ایرانخودرو بود و مادرم خانهدار. متأسفانه در ۱۵سالگی، دو برادرم را از دست دادم و خانهمان پر شد از غم و اندوه یک مادر داغدیده و سختگیریهای یک پدر مذهبی و انقلابی. در چنین فضایی بزرگ شدم؛ فضایی پر از محدودیت، ترس، کمبود و قطع ارتباط با اطرافیان.
سالها با این باورها زندگی کردم؛ همیشه بهدنبال تأیید دیگران بودم، همیشه میخواستم دیده شوم، همیشه در تلاش بودم «بهترین» باشم تا احساس ارزش کنم. با تحمیل خانواده ازدواج کردم و وارد دنیای کار شدم. کمکم با همسرم بهسمت کارهای تصویربرداری رفتیم و بعد یکی از بهترین تالارهای تهران را راه انداختیم. درآمد خوب بود اما فشار کار، استرس و انرژیهای منفی، کمکم شادی و آرامش را از زندگیمان گرفت. حتی فکر کردیم با نوسازی تالار اوضاع بهتر میشود؛ اما تمام پساندازمان از بین رفت و شرایط بدتر شد.
تصور میکردیم مشکل از اقتصاد کشور است؛ فکر میکردیم «هیچکس عروسی نمیگیرد» و ما چارهای نداریم جز مهاجرت. تالار را اجاره دادیم و به کشور دیگری رفتیم؛ اما شرایط آنقدر بد شد که مجبور شدیم برگردیم. پاندمی هم که رسید، همهجا تعطیل شد. از نظر مالی و روحی در نقطه صفر بودیم؛ نه درآمدی، نه امیدی، نه انگیزهای. شبها از شدت فشار تا صبح گریه میکردم.
در همین نقطه بود که اتفاق اصلی زندگیام افتاد: آشنایی با آموزههای استاد عباسمنش در ۴۰سالگی.
واقعاً زندگیام را به دو بخش تقسیم میکنم: قبل از این آشنایی و بعد از آن.اولین صدای شما را از موبایل همسرم شنیدم. راستش آن زمان هیچ درکی از حرفهایتان نداشتم. فقط میشنیدم. اما کمکم وارد گروههای تلگرامی شدم، بعد هدایت شدم به سایت abasmanesh.com و تصمیم گرفتم دورهها را بخرم.
اولین دورهای که خریدم، دوره ۱۲ قدم بود؛ دورهای که با منطق قرآنی و توضیحات توحیدی استاد، دقیقاً مناسب روحیه و باورهای مذهبی من بود و آرامآرام الگوهای غلط ذهنم را اصلاح کرد. همانطور که استاد گفته بود، بهمحض اقدام، نشانهها یکییکی رسیدند. بعد وارد روانشناسی ثروت ۱ شدم و در ادامه روانشناسی ثروت ۳.
سالهای پاندمی و قرنطینه که برای همه تعطیلی و سقوط بود برای من تبدیل شد به پربرکتترین و پولسازترین سالهای زندگیام.
از درآمد صفر و فشار شدید، در سال ۱۴۰۰ به درآمد بالای یک میلیارد تومان رسیدم؛ آن هم بهراحتی. ایدههای عالی برای خرید و فروش زمین آمد؛ کارهایی که قبلاً حتی نزدیکش هم نمیرفتم، اما همهچیز با هدایت خدا و آرامش انجام شد.تالاری که قبلاً ضررده شده بود، با شخصیت جدیدی که از دورههای ۱۲ قدم، روانشناسی ثروت ۱، روانشناسی ثروت ۳ و کشف قوانین زندگی ساخته بودم، دوباره جان گرفت و این بار با سودهای بالای ۷۰٪.
مشتریها بدون هیچ تبلیغی سرازیر شدند، قیمتها را خودم انتخاب میکردم و شرایط به شکلی پیش رفت که گویی یک نیروی نامرئی در حال هدایت همهچیز بود.من و همسرم هر روز روی خودمان کار میکردیم؛ ساعتها درباره آموزههای شما حرف میزدیم. اطرافیان مدام میپرسیدند: «چیکار میکنید که اینهمه اوضاعتون خوب شده؟»
و ما همه را به سایت شما معرفی کردیم. الان گروه بزرگی از اطرافیان ما با شما آشنا شدهاند.استاد، با آموزههای شما بود که من معنای واقعی خدا را فهمیدم. سالها فقط نوحه و دعا و عزاداری میرفتم، اما چیزی نمیفهمیدم. آن زمان به آدمهایی اعتماد میکردم که میکروفن دستشان بود. اما امروز ارتباطم مستقیم با خداست. امروز آرامش، رضایت، عشق و حس همراهی خدا را در تمام لحظات زندگیام دارم.
و بعد… مرحله بعدی تکامل ما شروع شد: مهاجرت به اروپا.
وقتی به دیگران گفتیم میخواهیم برویم، همه میپرسیدند:
شما که همهچیز دارید، چرا میخواهید بروید؟
خانه داری، ماشین داری، ویلا داری، درآمد عالی داری… دنبال چی هستی؟
اما هیچکس نمیدانست ما دنبال رشد، آزادی و کیفیت زندگی بالاتر هستیم.دو سال صبورانه مسیر مهاجرت را پیش بردیم و حالا اقامت اسپانیا را گرفتیم.
در کمتر از یک هفته، بهطرز معجزهآسایی خانهای بزرگ و کامل در مادرید اجاره کردیم—کاری که خیلیها ماهها برایش تلاش میکنند. امروز در مسیر دریافت کارت اقامت یکساله هستیم، پسانداز داریم، و حداقل یک سال بدون کار هم میتوانیم با خیال راحت زندگی کنیم.زندگیام از هر نظر رشد کرده؛ آنقدر زیاد که اگر بخواهم تمامش را بنویسم، ساعتها طول میکشد.
وقتی امروز به چکآپهای فرکانسی قدیمی نگاه میکنم، هیچ شباهتی به آن آدم و آن زندگی ندارم. رابطهام با همسرم عالی شده؛ به یاد نمیآورم آخرینبار کی با هم بحث کرده بودیم. نزدیک دو سال است که با زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی پیش میرویم و نتایج شگفتانگیزی گرفتهایم. تجربهام از رابطه با خدا، مردمیترین و عاشقانهترین حالت ممکن شده.الان هر روز سپاسگزاری مینویسیم، تمرین ستاره قطبی را انجام میدهیم و احساس میکنم خدا یک نورافکن مخصوص روی ما گذاشته و در همه حال مراقب ماست.
امروز، از هر نظر در زندگیام خوشحال و راضی هستم و از خدا هدایت میخواهم تا بتوانم تا آخر عمرم روی این آموزهها کار کنم. این مسیر، زیباترین مسیر زندگی من بوده و خواهد بود.
تحول مالی، معنوی و شخصی با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳
من ۵ سال است که عضو سایت استاد عباسمنش هستم و در این مدت، بهخاطر پذیرفتن جزءبهجزء آموزههای ایشان و عمل کردن به آنها، زندگیام تحولی عمیق و شگفتانگیز تجربه کرده است. نقطه آغاز این تغییرات روزی بود که با قاطعیت به خودم قول دادم تمام حرفهای استاد عباسمنش را مثل وحی منزل بپذیرم و دقیق اجرا کنم. اولش سخت بود، اما فهم این حقیقت که تضادهای امروزم، خواستههای فردایم را میسازند، کمک کرد رها نکنم و ادامه بدهم.
اولینبار که صحبتهای استاد را شنیدم، احساس کردم انگار کسی دارد از درون من حرف میزند. سالها تشنه چنین آگاهیهایی بودم. دوست دارم تا جایی که یادم میآید بخشی از نتایج مادی و معنویام را که بهخاطر عمل به آموزهها و محصولات استاد گرفتهام، با شما به اشتراک بگذارم.
در جنبه مالی، با کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۳ و دوره روانشناسی ثروت ۱ درآمدم ۱۰۰ برابر افزایش یافته است. فراوانی از هر جهت وارد زندگیام شده و هر روزم معجزه است. رسالت زندگیام را پیدا کردهام و مشغول کاری هستم که عاشقانه دوستش دارم.
در جنبه اعتمادبهنفس و شخصیت، عزت نفس من هزار برابر رشد کرده است. دیگر در روابط احساسی احساس قربانی بودن ندارم. بر ذهنم تسلط پیدا کردهام و تقریباً در هر شرایطی میتوانم ذهنم را مدیریت کنم. خانواده و اقوام با احترام زیادی با من رفتار میکنند و من را الگو میدانند. اولین کتابم را نوشتم و در نمایشگاه بینالمللی کتاب ارائه شد و الان کتاب بعدیام را مینویسم.
در رابطه با خداوند، توکل کردن واقعی را یاد گرفتم؛ خدایی که برایم همهچیز شده است. بهقدری به این ایمان رسیدهام که توانستم فقط با ۵ میلیون تومان به شهری مهاجرت کنم که حتی نامش را هم نشنیده بودم. اما در همان نقطه شروع، خداوند حمایتم کرد و به شکل معجزهآسا توانستم یک آپارتمان شیک اجاره کنم؛ چیزی که هر کس میشنید تعجب میکرد که چطور ممکن است.
در حوزه سلامتی، با ادامه آموزشها توانستم بعد از ۱۵ سال مصرف قرص افسردگی را کامل کنار بگذارم. آلرژی دهسالهای که چهار فصل سال درگیرش بودم، کاملاً از بین رفت. یاد گرفتم چطور در چالشها ذهنم را مدیریت کنم و چطور مسائل زندگیام را حل کنم.
از آموزههای استاد یاد گرفتم که اولویت زندگی من، خودم هستم؛ اینکه هیچکس جز خودم نمیتواند واقعیت زندگیام را تغییر دهد. یاد گرفتم که منشأ تمام ثروتها خودِ خداوند است و هیچ قدرتی نمیتواند او را از من جدا کند. فهمیدم خداوند از رگ گردن به من نزدیکتر است و اگر به این نیرو تکیه کنم، برایم عشق میشود، ثروت میشود، خانه زیبا میشود، شهر عالی میشود، خانواده خوب میشود و هر آنچه بخواهم، میشود.
یاد گرفتم چطور خداوند را همانطور که دلم میخواهد در ذهن و درونم بسازم، ببینم و از هدایتهایش استفاده کنم. امروز با تمام وجودم باور دارم که مسیر آگاهیهای استاد عباسمنش، مسیر نور، رهایی و شکوفایی است؛ مسیری که مرا به بهترین نسخه زندگیام رسانده و همچنان در حال رساندن است.
شروع یک کسبوکار الهامشده و جهش درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۲ و دوره روانشناسی ثروت ۳
وقتی دوره روانشناسی ثروت ۳ را خریدم، هیچ ایدهای برای شروع کسبوکارم نداشتم. آنچه درباره آینده کاریام تصور میکردم، با چیزی که امروز در زندگیام رخ داده، زمین تا آسمان فرق داشت. همان زمان به خودم گفتم شش ماه دیگر برای دیگران کار میکنم و بعد کسبوکار خودم را شروع میکنم.
اما حقیقت این است که اتفاقات اصلی کسبوکارم از جلسه ۱ دوره روانشناسی ثروت ۲ و جلسه ۴ قدم دوم آن کلید خورد. در این دو جلسه، استاد عباسمنش منطقهای فوقالعادهای را توضیح میدهند که ثابت میکند درآمد بیشتر ربطی به ساعت کار بیشتر ندارد، بلکه به باورهای قدرتمندکننده وابسته است. با اینکه این جلسات را شنیده بودم، هنوز مثل قبل عمل میکردم و تغییری ایجاد نکرده بودم. چند باگ ذهنی پیدا کرده بودم اما هنوز هیچ ایدهای نداشتم.
در جلسه اول روانشناسی ثروت ۳ تعهد دادم که میخواهم درآمدم را بیشتر کنم و اهرم رنج و لذت را هم درست نوشتم. همین تعهد کار خودش را کرد. با اشتیاق آموزهها را شروع کردم، هرجا میفهمیدم، همانجا عمل میکردم و در چند روز اول آرامشی عمیق گرفته بودم.
در حال کارکردن روی تمرینها بودم که یک رویا، یک ایده الهامشده به ذهنم رسید. آنقدر واقعی و قابلاجرا بود که همان لحظه مطمئن شدم از طرف خداست. همان روز، با وجود نجواهای ذهن، به کارفرمایم گفتم که از فردا دیگر سر کار نمیآیم و رفتم سراغ اجرای ایده.
فردای آن روز، سراغ چند آشنا رفتم و ایدهام را مطرح کردم. انگار خدا دل آنها را نرم کرده بود. کار شروع شد، آن هم بدون هیچ سرمایهای. همهچیز طوری پیش رفت که احساس میکردم تمام جهان برای شروع کسبوکارم هماهنگ شده است. جهان تعهدی که در دفترم نوشته بودم را میدانست، برای همین درها یکییکی باز شد.
با اینکه برای شروع کار مقداری پول داشتم، ذهنم میگفت با این مبلغ نمیشود کاری راه انداخت. اما مسیر طوری پیش رفت که حتی آن پول هم هنوز در حسابم مانده و اصلاً به آن احتیاجی پیدا نشد.
کسبوکار من در حوزه کفش است. از روز شروع کار تا الان، اتفاقات جادویی و همزمانیهای پیدرپی من را شگفتزده کرده است. دستان خدا از هر سو کمکم میکند. دوستی را که سالها ندیده بودم، در خیابان دیدم. وقتی فهمید کسبوکارم را شروع کردهام، گفت کسی را میشناسد که دنبال همکاری با فردی مثل من است. با وجود مقاومت ذهنم، تسلیم شدم و به سراغ آن فرد رفتم و دیدم چقدر انسان درست و ارزشمندی است و چقدر به من کمک کرد.
در مدت کوتاهی، بدون تبلیغات و بدون آشنای خاص، کسبوکارم استارت خورد و فقط بعد از ۶ روز پولی ساختم که قبلاً برای ساختنش باید ماهها دوندگی میکردم.
استاد عباسمنش، دیروز در یک ساعت به اندازه یک هفته پول ساختم؛ چیزی که هیچوقت در گذشته تجربهاش نکرده بودم. بعد از این اتفاقات، رفتار ذهنم با من تغییر کرده. ذهنی که همیشه میترساند، انگار خاموش شده و هر روز ایدههای بهتر و الهامهای تازه به ذهنم میرسد.
قبل از این مسیر، هر صبح با عجله باید سر کار میرفتم و برای رفتن به باشگاه باید از هزار جهت زمان هماهنگ میکردم. اما حالا صبحها با جلسات روانشناسی ثروت ۳ روزم را شروع میکنم، با باور درست، ذهن تنظیمشده و بدون هیچ عجلهای. زمانهای آزاد روز برایم لذتبخش شده.
احساس میکنم سالها در حبس بودم. امروز بیش از پولی که میسازم، آزادیام را دوست دارم؛ اینکه میتوانم با زمان کمتر، پول بیشتری از قبل بسازم. من برای رشد شخصی و کسبوکارم انرژی گذاشتم، اما بیشتر از هر چیز، انرژی ایمان، باور و توکل بود که زندگیام را متحول کرد.
جهش مالی، سلامتی، روابط و موفقیت شغلی با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش
رضا عطارروشن هستم؛ یک انسان موفق و خودساخته… البته خودساخته به کمک آموزشهای استاد عباسمنش. روزی که با ایشان و آموزشهایشان آشنا شدم (بهمن ۹۳)، در یک اتاق در خانه پدرم زندگی میکردم. مغازهدار بودم و درآمد ماهیانهام حدود یکونیم میلیون تومان بود. سی میلیون تومان بدهکار افراد مختلف بودم و هر ماه باید بیش از دو میلیون تومان اقساط بانکی پرداخت میکردم، آن هم در حالی که همیشه دو سه قسط عقب افتاده داشتم.
زندگی سختی داشتم؛ برای خرید کوچکترین وسایل، باید بارها حسابوکتاب میکردم. دو فرزند داشتم و تامین هزینههای زندگی برایم دشوار بود. سیگار مصرف میکردم، ۴۰ کیلو اضافهوزن داشتم و رابطهام با همسرم بهشدت مخدوش بود.اما امروز که این متن را مینویسم (مهر ۹۸)، بعد از پنج سال عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش، در شرایطی کاملاً متفاوت زندگی میکنم.
آپارتمان ۷۸ متری وامدارم را به یک واحد ۱۳۵ متری شیک و مجلل در بهترین منطقه شهر تبدیل کردم و نکته مهم این است که این خانه جدید را با تمام وسایل و امکانات کامل تهیه کردم. تقریباً همه چیز را تعویض کردم و کلی وسیله جدید برای راحتی بیشتر به خانهام اضافه کردم.ماشین ۴۰۵ مدل ۸۳ که ظاهرش وضع صاحبش را فریاد میزد، تبدیل شد به یک ۲۰۶ سفید زیبا برای همسرم و یک اسپورتیج سفید اسپرت برای خودم. آن مغازه کوچک را کنار گذاشتم و کسبوکار مورد علاقهام را در زمینه تناسب اندام راهاندازی کردم که امروز کسبوکاری موفق است.
هیچ بدهیای ندارم و بیش از ۴۰۰ میلیون تومان پسانداز دارم. هیچ قسطی ندارم و برای خرید ملزومات زندگی، دیگر فکر نمیکنم؛ بهراحتی بهترینها را خریداری میکنم. درآمدم بسیار بیشتر از مخارجم است و به استقلال مالی واقعی رسیدهام.سیگار را کنار گذاشتم و از اضافه وزن خبری نیست. ۴۰ کیلو از وزنم را با قدرت ذهن کاهش دادم و امروز مدرس برتر لاغری با قدرت ذهن هستم. این روزها بهطور حرفهای در زمینه زیبایی اندام فعالیت میکنم.
رابطهام با همسرم و اطرافیانم کاملاً متحول شده و اهداف جدیدی دارم که همگی برایم قابل دستیابی هستند. هر روز با شوق برداشتن یک قدم جدید به سمت آنها بیدار میشوم.اینها تنها بخشی از تغییراتی است که طی چند سال آشنایی با استاد عباسمنش و عملکردن به آموزشهای ایشان در زندگیام رخ داده است.



به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی
منم اومدم از نتایج این چند روزم بگم ک البته در لحظه رخ میده از من یا اتفاقات
من مدت کمی هست ک دارم جدی کار میکنم خیلی کم کمتر از سه هفته
ولی خب بگم از تغییرات ذهنیم
من امروز داشتم ب فایل استاد درمورد قضاوت گوش میدادم
و خیلی روم تاثیر داشت ی خصلت خداروشکر خوبی ک دارم برای شنیدن این حرفا ذهنم اصلا مقاومت نداره اصلا
یعنی یکی از بیرون ببینه ممکنه بگه توام رو هوا هرچیو قبول نکن
ولی واقعا اینطور نیست
خب برگردیم ب تعریفات من
من دو سه روزه شروع کردم و خصلت های مثبت خانوادم مینویسم
نمیخوام بگم اونا تغییر کردن
تغییر در من داره رخ میده
اینکه وقتی پدرم ی طوری باهام صحبت میکنه که آدم واقعا ناراحت میشه
قبلا دقیقه ها گریه میکردم و حس اینکه چقد بدبختم چقد احمقم این همه محبت کن بعد این بهم دست میداد
امشب دوباره اون رفتار داشت
ناراحت شدم (بالاخره انسانیم و احساس داریم طبیعیه)ولی ی فرق داشت
ب پنج ثانیه نکشید ک چشمم اشکی شد سریع ب خودم اومدم ک سارا
این مسئله رو بزرگ نکن نزار حالتو بگیره
شیطان هر فرصتی گیرش بیاد میخواد بکشت پایین خودتو کنترل کن
و بعدش اومدم گفتم که
سارا بیا قضاوتش نکنیم ب قول استاد
من چ میدونم پدرم در چ شرایط روحیه ایه الان ،وضعیت سلامتیش افتضاح ، ذهنش درگیر ،کارش اون ، بچگیش پر از سختی
از کجا معلوم جاش بودی برخورد بهتری داشتی
سعی کن بگذری چون این شرایط گذراست
ولی ب خودم گفتم ک اگر موقعی از حرفی شرایطی ناراحت شدی یا کلا حس کردی ب گریه نیاز داری یکم گریه کن اینو بدون ک انسانی و اتفاقا ی موقع هایی گریه خوبه سبک میشی
این نشه ک اگر عصبی شدی ناراحت شدی و.. بخوای خودتو قضاوت کنی نه
خودتو بپذیر دیگران هم بپذیر
و بدون تکاملی ویژگی ها مثبتت و ری اکشنت نسبت ب برخورد های ناخواسته بهتر میشه و اون برخورد ها اگر در مسیر باشی کم و یا حتی حذف میشه
و من خیلی ذهنم درگیره سوال های فرا آگاهی میشه سوال های مربوط ب روح و ..
و من میگم سارا ببین ن که سوالات بد باشه ولی جواب قانع کننده ای توی دنیای ماده نمیشه بهش داد نمیشه خیلی چیزا رو با زبان و فهم انسانی درک کرد
اینجا ی مدرسس ی زمین بازی هرچی لازم بوده برای رشد داده شده
دنبال حاشیه نرو چیزی پیدا کن ک کمکت کنه
بدرد این زمین بخوره
بشه باهاش کاری کرد
و مطمنم برای همه پیش میاد خیلی از سوالا
ولی چون جواب قابل درکی نیست آدم بیخیالش بشه بهتره بزارع خدا در فهم انسانیت بهش متوجه کنه چی ب چیه ک بدرد بخور باشه
چون ممکنه از مسیر خارج شویم سراغ جواب بریم بهش نرسیم نتیجه عکس بگیریم و گمراه بشیم
و میدونم ک خداوند آینه خودشو هدایت میکنه
الهی شکرت
یا اینکه امروز تنها بودم شیطان داشت نجوا میگفت و من رفتم دفتر شکر گزاری آوردم م ذهنمو پرت کنم
و با خودم صحبت میکردم سعی میکردم جهان رو برای خودم ساده توضیح جوری م بتونم یکم بفهممش
میگفتم سارا فقط اینو بدون تو خیلی گرونی خیلی با ارزشی
فکر کن تنها موجود عالم تنها چیزی که وجود داره ما فقط جلوه اونیم آینه اونیم
اومده ب تو قدرتی از خودش داده که ب هیچکس نداده
همه برای تو سجده کردن میدونی یعنی چی
میدونی چقدر مهمی چقدر عظمت داری
نگاه نکن اومدی تو جسم محدود شدی تو خود جهانی و واقعا اشکم در میومد هم درکش سخت بود و حس خوبی میداد
به نام خدا
سلام ب همه دوستان گلم
انقد ذوقم زیاده ک دوس دارم هر لحظشو بیام بنویسم ک این ذوق هی بیشتر بشه
بخدا وقتی ب رویاهام
ب نتایج نگاه میکنم بدنم مور مور میشه انگار ی سوزن انرژی زا زدن بهم
اینکه چ چیزی در انتظار منه در هر لحظه
اینکه منم مثل هر کسی توانایی رسیدن و خلق دارم
امشب داشتم شام درست میکردم برا خودمو پدرم و داداشم
رفتم پای پنجره و دیدم چندین ماشین میلیاردی تو کوچه هستن تو کوچه ای ک تقریبا سطح پایینه نسبت ب کل این منطقه
و همرو دیدم و ب خودم گفتم ببین سارا حتی تو همین محل هم کلی آدم هست ک زندگیش خیلی خوبه
ی ماشین اومده بود نمیدونم اسمشو فکر کنم شاهین بود
و چشممو گرفت گفتم این چیه چ جدیده چ خفنه چقدر ذوق کردم و تحسین
چ موتور های خفنی هست
و تاریک بود هوا
گفتم ای کاش ی نوری چیزی بیاد من ببینم اینو واضح تر
و خداشاهده نشانه و هدایت از این واضح تر ندیدم
تا قبل از این درخواست چیری نبود
تا گفتم
چند ثانیه بعد ی ماشین اومده و این در ذهنم در لحظه اومد ک چراغ ماشین الان میزنه بهش ببینش
یعنی این ایده جدید بود در اون لحظه اصلا ب ذهنم نمیرسید و قشنگ دیدمش و چراغ هایی داشت ببین خیلی خفن بود سیستم داخلش اصلا اوف
بعد ما اومدیم شام خوردیم داداشم نخورد و پدرم گفت براش ی چیز دیگه درست کن و تو خونه ای ک این داداش عملا کارای خودشو انجام نمیده انجام دادن یه سری کار براش یه ذره آدم بدش میاد زورش میگیره ک ب من چ
داشت حرصم میگرفت و داشت احساسم بد میشد ک ب خودم گفتم سارا این شرایط رو بیخیال نزار این احساسات حالتو بد کنه خودتو کنترل کن ترمزتو بکش لطفاً بخاطر ی غذا حالتو بد نکن عیب نداره
و خوشحالم که هر لحظه دارم هدایت میشم
به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی شما خانواده حقیقی و روحی من
من اوایل حوصله خواندن کامنت نداشتم چون بلند بودن
ولی مدتیه ک شروع کردم و ببیییین یعنی نصفه مسیر تو همین خوندن کامنت هاست
وقتی میبینی برای بقیه جواب داده ناخودآگاه ایمانت قوی تر میشه
یعنی خوندن و نوشتن کامنت شده کار مورد علاقه من نه یکی دوتا چند تا مینویسم و میخونم و واقعا لذت میبرم
چقد لذت میبرم از نتیجه های بچه ها یعنی انقد ذوق میکنم انقد شوق دارم انقد عشق میکنم ک قشنگ خودمو جاشون حس میکنم فرقی نمیبینم واقعا
چندین روزه ک من جدی شروع کردم و هر روز حالم بهتر میشه (فایل های هدیه)
قبلا خیلی بد خوابم میبرد افکار ترسناک و منفی میومد الان خوابم بهتر شده کیفیتش بیشتر شده
تعهدم نسبت ب کارام مخصوصا مهم تر ها بیشتر شده
مخصوصا از وقتی شروع ب درمان لکنت کردم این روند بهم یاد داد ک تکامل طی کنم و جا نزنم
و از حال امروزم بگم اصلا سرشار از شوقم
سرشار از حال خوبم
سرشار از انرژیم
سرشار از آرزو ام
مثلا هواپیما ک میاد رد میشه من خودمو تصور میکنم ک دارم با هواپیما سفر یا هجرت میکنم و درونم شوق میکنه و مو ب تنم سیخ میشه
یعنی قشنگ حس میکنم ک خود درونی من خود حقیقی من داره میرقصه تو این مسیر
و گفتم سارا تو همین الآنم در حال هجرتی هجرت ب یه سارای جدید نسخه پیتو ب نسخه ویتو
ی نسخه قوی قدرتمند نماینده خداوند
آینه خداوند ک باید نشان از شادی باشه
تو همین الآنم در حال هجرتی اینکه تمرکزت خیلی زیاد تر از قبل اومده روی خودت و حتی روابطی ک زیاد بود تلفنی یا حضوری هم بخاطر مسیرت هم فرکانست کمتر شده و تو عملا وقتت قشنگ باز شده برای خودت
دیگه مثل قبل نیستی اگر عزیزانتو روز ها ماه ها سالها نبینی و ارتباط بسیار کمی داشته باشی حالت خوبه و تمرکزت روی خودته ک این نتیجه تکاملیه ک از بچگی داشتی از اتفاقات ب ظاهر تلخ از اون وابستگی های شدید ک بسختی تونستی در خودت حلشون کنی
تو همین الآنم در حال هجرتی داری خودتو درمان میکنی (لکنت)و این ی قدم بسیار بزرگ در عمل ب کار ها و نتایج برات ب ارمغان میاره
تو همین الان هم در حال هجرتی ک خودت نشستی با خودت تفکر میکنی و یه سری باور های غلط وابستگی احساس دلسوزی و حرفهای مسخره ک (عجب آدم بی احساسی هستیا میخوای بری ،یا چقد بی معرفت شدی قبلا خیلی ارتباط داشتیم ) رو در خودم میشکنم و خودمو تربیت میکنم ک فقط مسئول حال خودم باشم و برام مهم نباشه حتی مادرم پدرم چی میگن در این خصوص
من بهشون حتی اگر خیلی دور بشم عشق میدم
تا جایی ک بتونم ارتباط دارم کمکی از دستم بر بیاد ب خانوادم میکنم
ولی خودمو اهدافم فدای هیچ چیزی نمیکنم
یا مثلا من قبلا هرقدم هر کار هر فکر ک داشتم رو سریع باید برای عمم تعریف میکردم و اگر نمیگفتم این حس ب وجود میومد ک این رسم رفاقت نیستا باید همه چیو بگی شما باید همیشه بهم همه چیو بگید
ولی الان خیلی کم شده من مسیرمو خیلی از کارامو نمیگم
یعنی انقد سرگرم کارام شدم ک رابطهه خیلی کم شده و منی ک قبلا میگفتم چرا انقد کم شده و نگران میشدم ک ای وای نکنه فرکانسمون جدا بشه رابطمون کم بشه یا نکنه صفر بشه
الان اصلا این نیستم میدونی برای خودمم تعجب اوره من واقعا تغییر کردم ب خودم میگم اون عمه اون دوست همیشه برای من عزیزه ولی فرق الآنم با قبلا اینه اگر ده سالم هیچ گونه ارتباطی بینمون نباشه فکر نکنم من بگم دلم تنگ شده یا برام مهم باشه ک بهم بگن بی معرفت ولی بعد چند سالم ببینمش بازم گرم و صمیمی هستم
دارم روی خودم کار کنم ک عمق رابطه رو ربط ندم ک چقدر حرف میزنیم یا چقدر ارتباط هست
بلکه چقدر کیفیت هست
من حاضرم عزیزانم رو چند سال یبار ببینم هرکی میخواد باشه ولی همون یبار کیفیت ازش بباره عشق بباره خوشحالی بباره
از طرف من ها من کاری با اونا ندارم دلتنگن گلایه دارن شاکی هستن
دید من با اونا فرق داره
ولی خب مطمنا وقتی فرکانسم تغییر کنه هربار فاصلم و ارتباطم کم و کمتر میشه و من هیچگونه ناراحتی ندارم حس خاصی ندارم
و برعکس خوشحالم که آخ جون رشد ،پیشرفت ،هجرت وای خدا
این روزا ک از خواب پا میشم میگم آخ جون بریم فایل گوش بدیم تمرین کنیم ورزش کنیم
بنام خداوندبخشنده روزی رسان..سلام به دوستان گلم..من دوماهی هست که دوره دوازده قدم..قدم اول ودوم روخریدم ودارم روی خودم کار میکنم وسپاس گزارخدای هستم که نموتوی این مسیر اورد..حال دلم انقدرخوب شده که همیشه لبخند روی لبامه..حتی وقتی خواب هستم..ارامشی دروجودم موج میزنه که بی نطیره خدایاشکرت انقد اروم شدم وخودم روکنترل میکنم وقتی ناخاسته ای برمیخورم که خودم از خوشحالی به وجد میام..ممنون از استاد عزیزم ومریم جان
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان همراه
حس سپاسگزاری عمیقی اومده سراغم چند روزی هست که آرامش رو دارم تجربه می کنم و کمتر رو مومنتوم منفی قرار می گیرم و اتفاقات جالب و صحنه های خوب رو دارم می بینم
اوایلش زور میزدم زیباییها رو ببینم ولی الان که 13 جلسه از دوره میره همه ی زیبایی ها ی دور و برم خود به خود میاد جلوی چشمم
بابت همه زیبایی ها سپاسگزارم
گل محمدی کاشته بودم که الان غنچه داده چقدر لذت بخشه بذر کوچک به یه همچین شکلی تبدیل شده
بابت جنین درون شکم همسرم سپاس که یادم میاره خدا داخل اون فضای به ظاهر کوچک و تنگ چقدر حواسش هست و بدون اینکه پسرم بفهمه و از خدا بخواد . خداوند همه ی نیازهاش رو برطرف میکنه
چشم و گوش و هر چیزی که نیازش هست رو براش اماده میکنه تا بتونه تو این دنیا لذت ببره
بابت عطر گل یاس که هر جای محل میرم بوش پیچیده چون بسیار فراوانه
بابت درآمد مالیم سپاس که مقدارش مهم نیست برکتش مهم شده برام
بابت خانواده ام سپاس که آرامش داره برمیگرده درون خانواده
بابت خدای قشنگم سپاس که باران و نعمت های فراوانش رو داره توی این فصل میریزه رو سرمون
بابت هوای خنک سپاس
بابت اعتباری که خداوند هدیه داده بهم سپاسگزارم
بابت همه ی دارایی های مالی که تا دیروز نمی دیدم و چشمم داره یواش یواش میبینه سپاسگزارم
بابت تن سالمی که دارم و احتیاج به هیچ نوع دارو و دکتری نیست سپاسگزارم
بابت خون سالمی که دارم و میتونم اهدا کنم سپاسگزارم
بابت این برنامه ی عالی و این دوره ی زیبا سپاسگزارم
عاشقتونم
خدایا شکرت به خاطر این همه نتیجه خوب که دوستان توحیدیم گرفتن با قلب پاکی خداوند بهم داده تحسین میکنم این دوستان توحیدیم رو واز خداوند در خواست میکنم مرا در مسیر هدایت کنه تا هم مدار با خوسته هایم بشوم ومثل دوستان نتایج مالی وارمش ذهنی برسم خدایا شکرت به خاطر این حد از اگاهی درونی خداوند بهم داده خدایا شکرت به خاطر اینکه در دانشگاه توحیدی هستم ومطعنم وشک ندارم وایمان دارم خدادوند هماهنگم میکنه جریان خیر خودش چون درون خودم اگاه شدم وتنها ایراد کارم پیدا کردم وهمیشه فکر می کردم خدایا چرا من که اینقدر ادم خوبی هستم واین خوبی میکنم ولی همیشه بد بیاری میارم همیشه باهام بد رفتار میشه وهمیشه احساحس بدبختی میکنم ویک روز خوش رو به چشم ندیدم غافل از اون مدت کوتاهی خداوند وجود مرا سرشار نورانیت خودش،کردن ومرا هم جریان کرده بود با خودش،احساحس شادی واحساحسی در من ایجاد کرده بود که عین خود خداوند احساحس بی نیازی میکردم از هرچه کمبود شده بود روحم لطیف که از لطافت روح اساحس خوشبینی وخوشبیختی می کردم ولی باریک تضاد برخوردم از لحاظ فرکانس درمدار از ترس وحشت قرار گرفتم که لفطف خداوند یکتا این تضاد هم داره بهم کمک میکنه به لطف قران واگاهی استاد یک ادمی بودم که فکر می کردم هیج توانایی ندارم یک ادم بودم پر شرک وترس که الان که دارم باشما صحبت میکنم ادمی که از ترس از خونه نمی توانم شب بزنم بیرون به لطف خداوند شب های در جاهای گذروندم که زمانی تو روز هم فکرش نمی کردم برم والان لطف خداوندواگاهی از او هروقت که بخواهم می توانم شب ها رو در بدترین جاها بگذرونم به لطف خداوند یکتا بوده از لحاظ مالی کانملا بدهکار بودم که لطف خداوند توی دوماده دارمد چند برابری شده الان نزدیک صد ملیون پس نداز ودرآمدی سی ملیون تومنی دارم که خداوند کمک میکنه که توی بقیقه مسائل زندگی خداونددگداره کمک میکنه تا ارمش ذهنی رووتجربه کنم که یک عمر هست اروز داشتم وخداوند وعدش حق است این معنی حق اون چیزی به جای حق به خوردنده بودن حق رو خداونددرناخداگاه ذهنم نظر میکنه که نظر او ارام بخش روح روان من است
سلام استاد خوبم.سلام مریم جانان.خیلی خیلی دوستون داریم من و همسرم.من سحر با اکانت همسرم براتون می نویسم.استاد من و همسرم و دخترم هرشب با عشق می شینیم و سفربه دور امریکا رو نگاه می کنیم و لذت می بریم.راستش خونواده ی ما سه نفره نیست،پنج نفره س،چون همه ش با شما دو تا زندگی می کنیم و عاشق این سبک زندگی هستیم. می خوام از نتایجم بعد از آشنایی با شما بگم استاد.استاد من قبل از اینکه با شما و دوره های ارزشمندتون آشنا بشم،آدم بسیار ضعیفی بودم.من افسردگی داشتم و به مدت دو سال قرص افسردگی مصرف می کردم.و البته همیشه ی خدا سردرد کلافه م کرده بود.یک آدم نق نقو و اهل گله و شکایت و منفی گرا.من خیلی آدم کینه ای ای بودم و به قول معروف کینه شتری داشتم. همیشه جنبه های بد افراد رو می دیدم و بسیار مغرور.روابط من همممیشه دچار مشکل بود با خخخیلی از اطرافیانم.خیلی زیاد حرص می خوردم و در برابر کوچکترین رفتار ناراحت کننده ی دیگران به شدت واکنش نشون می دادم چه در درون و چه در بیرون.من خیلی منزوی بودم و یک آدم بی هدف،که تا لنگ ظهر می خوابیدم و بعد هم با حال بد و کوفتی از خواب بیدار می شدم،خلاصه بگم که درونم جهنم به تمام معنا بود.طوری که بعد از ازدواجم کارم با همسرم و خانواده ی همسرم به دعوا و جاهای باریک و بدی کشیده شد و طوری وضعیت به شدت بد داشت پیش می رفت که همسرم از دستم کلافه بود و خانواده ی همسرم یکی یکی داشتن ازم بدشون میومد.اما بعد از هدایت به مسیر پر نور شما، کلا به یک آدم دیگه ای تبدیل شدم و همه می گفتن که چقدر تغییر کردی. دیگه از هیچ کس متنفر نبودم و تمام افرادی که باعث رنجش من شده بودند رو با تمام وجودم بخشیدم و براشون طلب بخشش کردم، و دقیقا بعد از این کار به طرز عجیبی سبک شدم، و همون اطرافیانم که داشتن بهم پشت می کردن،به سمتم اومدن و روابطم با همسرم و خانواده ی همسرم به طرز چشمگیری عالی شد. چند ساله که دیگه قرص افسردگی نمی خورم و بی نیاز شدم به قرص. و اصلا سردرد سراغم نیومد. همه ی فامیل همسرم خیلی به من احترام می گذارن و دوستم دارن. همسرم عاشقم شده و بدون اینکه من بخوام اونو تغییر بدم،تمام رفتارهاش برای من و در حق من همونیه که می خوام باشه. رابطه مون عالی شده و الان سه ساله که از زندگیمون،خوشبخی و آرامشی که داریم لذت می بریم و خدا رو سپاسگزاریم. افراد سمی که قبلا همه ش سعی در حرص دادن به من و اذیت کردن من داشتن،به طور کلی از زندگیم به رررااااحتی و بدون هیچ ناراحتی حذف شدن و قدرتشون رو در مقابل من از دست دادن و یه جورایی میشه گفت خلع سلاح شدن. دقیقا بعد از شستن قلبم با وایتکس و پاک کردن و شستن اون همه زنگار،هدفم و رسالتم به راحتی و بدون هیچ دست و پا زدنی به من الهام شد و در جهتش گام برداشتم و هر روز دارم آموزش می بینم. اولین کتابی که ترجمه کردم بعد از دوسال و فهمیدن راه و چاه و استقامت در مسیر( چون راه رو بلد نبودم و بارها راه رو اشتباه رفتم اما با الهامات و هدایت های شیرین خداوند مسیر رو بلاخره پیدا کردم و هر روز دارم بیشتر خودم رو رشد می دم تا کار رو بهتر و بهتر بلد بشم)و همسرم هم به لطف خدا کار کردن برای مردم رو رها کرد و کسب و کار خودش رو استارت زد.
ما به جای اخبار و سریال ،سریال سفر به دور امریکا رو نگاه می کنیم و دور همی هامونو به حدددداقل رسوندیم. ماهواره رو فروختیم و دو ساله که تلویزیون نگاه نمی کنیم.بیمه هامونو قطع کردیم.و افراد سمی هم خودبه خود حذف شدن از زندگیمون. و زندگی مون گل و گلستان و پر از هدف و جوشش و خلق شده،برای کسب و کارمون هنوز اول راهیم ،البته قدم اول که سخت ترین قدم هست رو برداشتیم اما هنوز مونده که بیام و بقیه ی نتایج رو براتون بگم. هرچند از پارسال که ثروت یک رو تهیه کردیم از بی ماشینی به یک ماشین سمند عالی و تمیز رسیدیم و به راحتی صاحب این ماشین خوب شدیم. همسرم از کارگری به صاحبکار تبدیل شده. و خودم هم که گفتم در ابتدای شروع کارم هستم. و این روند رشد همچنان ادامه داره.خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که در مسیر هدایت و آگاهی قرار گرفتیم و خداوند ما رو لایق آشنایی با این مسیر و آشنایی با شما و آگاهی های ناب شما قرار داد.من و همسرم در حال استفاده از فایل های توحید عملی،ثروت یک و هم جهت با جریان خداوند هستیم.سپاسگزارم
سلام استاد عزیزم و مریم جان
امروز من خوشحال ترینم
استاد نظر و نتیجه منو توی کانال تلگرامشون گذاشتن
الهی شکر که دیدنش حالمو خوب کرد
برام انگیزه شد که بیشتر بنویسم
خیلی خوشحالم که استاد متن منو خوندن
چقدر حالم خوبه و چقدر دارم یاد میگیرم هدایت الهی رو ببینم
الان دارن روی دوره آفرینش هم کار میکنم و امروزواقعا جلسه سطوح بخش چهارم چقدررررر جذاب بود
در مورد باور به هرچیزی که با هم نتیجه میشه
داستان مرتاز های هندی یا علی ولی الله های
خیلی منو شگفت زده کرد
خیلی خوشحالم
خیلی ارمم
حالمخوبه
ممنونم ازتون
لازم از نتایجممیگم
به نام خدایی که مهربان ست و از در فضل و مهربانیش به من میمیبخشد و راه رو برایم هموار کرده ست
سلام به استاد عزیزم من ممنون شما هستم هیچ جوری نمیشه تشکر کرد برای این پروژه بزرگ و زندگی ساز دوره هم جهت با جریان خداوند
منم دوست دارم بیام و دستاوردها و نتایج کوچیک مو بنویسم برای خودم ردپا بذارم خودمو تحسین کنم و شکرگزاری کنم از خدای بزرگ و از دستانه زیبایش که استاد و مریم جانم هستن
دستانه زیبایش دوستان خوبم هستن
از زمانی که کامنتها رو میخونم و تلاشمو بیشتر کردم و به اون چیزی که میخونم دارم عمل میکنم
و حالا نتایج و دستاوردهایم
توجه بر نکات مثبت بیشتر
موندن در احساسه خوبه بیشتر
از کسی به هیچ عنوان حرف نزدن چه در زندگی و چه در محل کار
کار کردن فقط و فقط روی خودم
از خوبیها و اهدافم صحبت کردن
همونطور که دارم کار میکنم در مسیرها و جاهایی قرار میگیرم که خداوند خود بخود سر راهم انسانهای خوب و مهربان رو قرار میده
هر روز آرامشم بیشتر میشه
دیدگاهم به هر چیزی و کسی بیشتر به طرفه مثبته
هر روز حضور خدا رو بهتر حس میکنم
بیشتر به ندای قلبم گوش میدم
همه با من رفتار مودبانه دارن
با عشق غذا درست میکنم و کارهای منزل رو انجام میدم
مشتریهای مهربان و زیاد برام میان از جاهایی که من نمیشناسمشون
استاد عزیزم هر بار که کامتتها و نتایج دوستان رو میخونم یعنی در روز 20 بار میشه هر بار باورم قوی تر میشه
طوری شده که اصلا دوست ندارم از سایت بیرون بیام
ایمانم محکم تر میشه قدمهامو بهتر برمیدارم
عمل کردنم بهتر میشه
باید هر روز با تعهد و مصمم تر بری جلو برای رسیدن به خواسته ها و اهدافت به سمته خوبیها و توجه بر نکات مثبت و توانایی بیشتر در کنترل کردن ذهنت در هر دقیقه
خدایا من لایق خوبیها و زیبایی هستم
خدایا برای تمام داشته هایم شکرت میگویم سپاسگزارتم
همه عزیزان رو به خداوند مهربانم میسپارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد و مریم جان عزیزم
با خواندن این نتایج هربار ایمان من به مسیر بیشتر میشه هربار انگیزم برای جدی تر کار کردن بیشتر میشه
از موقعی که شروع کردم و میرم بیرون انقد چیزای زیبا میبینم ک تا حالا حتی چشمم بهشون نخورده
دیروز عصر بود یهو چشمم خورد به آسمون از پشت پنجره که ای وای (کرج) چقد این صحنه زیبا بود شبیه آسمون پرادایس شده بود
آسمون آبی ابر ها پراکنده ماه داشت نور میگرفت و پر رنگ میشد و نور نارنجی غروب خورشید نشسته بود روشون و روی دیوار
به قدری این صحنه زیبا بود که من اصلا گفتم خدای من چقدر زیباست چقدر قشنگه
از موقعی که شروع کردم با ترس هام پله پله دارم روبه رو میشم سفر رفتن تنهایی کلی غر شنیدم ولی گفتم خداوند حافظ منه شما هرچی دوست دارید بگید
بیرون ک میرم دقیقا چیزایی رو میبینم ک یا تخیل کردم یا توی درین بردمه یا تو زندگی در بهشت دیدم شبیه اوناست
خیلی انگیزم بیشتر شده
من به خودم قول دادم که ایندفعه باید خیلی خیلی جدی بمونم پای اهدافم پای مسیرام
چون دوست دارم متفاوت از خانوادم زندگی کنم
خانواده من جدا شدن منو داداشمو پدرم باهمیم
قبلا سر دلسوزی اینکه اگر من برم پس پدرم چی و.. میخواستم از آرزو هام بزنم ولی ته دلم اجازه نمیداد ارزوعع ته دلم میموند
ولی الان دیگه اونطور نیستم و اتفاقا هر تضادی که توی خونه پیش میاد هر محدود کردن هر گیر دادن ب من انگیزه میده ک بیشتر مصمم بشم برای هدف قلبیم
و به خودم میگم که سارا اصلا به تو مربوط نیست که اگر توی بری بقیه قراره چیکار کنن
جدا از هر نوع نسبت خانوادگی و.. تو آزادی و اگر سر دلسوزی بخوای بگذری خودش شرکه
و اینکه تو به خودت به جای خدا قدرت دادی
انگار اگر تو نباشی پدرت نمیتونه ب زندگیش برسه
خلاصه گفتم دیگه اینش به من مربوط نیست من اومدم ک برم همه جا رو ببینم و خداروشکر اصلا آدم تعصبیم نیستم ک بگم نه کشورمه یا ن شهرمه
عاشق اینم که رشد کنم بگردم با آدم های متفاوت آشنا بشم چیزای مختلف رو امتحان کنم
و همین کارم میکنم من به تمامی اهدافم با هدایت پروردگار میرسم و هیچکس حتی ب اندازه یه ارزن قدرت اینو نداره ک جلومو بگیره چ با گیر دادن چ با ناراحت شدن
هرکسی مسئول زندگی خودشه ️
سلام به سارای عزیزم
دمت گرررررم دختر ک توی این مدت کوتاهی ک اومدی انقدرررر خوب داری روی خودت کار میکنی و انقد قشنگ مسائل و درک کردی و داری با قانون خداوند هم مسیر میشی
دمت گرررم برای تک تک جمله هااات
چه جمله ی قشنگی نوشتی اگه من بخاطر دلسوزی بمونم این خودش شرکه
چقدر خوب داری درک میکنی عزیزدلم
دقیقا درست گفتی هرکسی مسئول زندگیه خودشه
خوشحالم ک کامنت قشنگت رو خوندم و بهت تبریک میگم ک انقدر خوب و پرقدرت و با اراده داری جلو میری
خداقوت سارای قشنگم موفق ترین باشیییییی منتظر نتیجه های پربارتر و مستقل شدنت هستممممم
عاشقتونمممم
به نام خدا
سلام به شما مهسای عزیزو قشنگم
نمیدونید چقدر وقتی بچه ها میخونن نظراتمو و بعضیاشون پاسخ میدن انقد ذوق میکنم سارای درونم ذوق میکنه
و چقدر لذت بردم از نظر شما ک انقد با دقت خوندید خوشگلم
و بله من ب قول استاد وقتش الان بوده
چون قبلا هم من گوش میدادم از این چیزا ولی توی رفتار نه
ولی الان دارم کم کم توی رفتارم نشون میدم قوانین هر روز یادآوری میکنم مخصوصا تکامل ک پاشنه آشیل شدید منه
و اینو بگم خیلی دوست داشتنی هستی و شیرین و زیبا
من تا حالا به نظراتتون برخورد نکردم
و منم میدونم ک شما به دستاورد های بسیار خوبی میرسی و میای برامون میگی
دوست دارم مهسا خانواده روحی من(: