نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
افزایش ۱۰۰ برابری درآمد و تحول عمیق ذهنی با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳
امروز به جلسهی آخر دوره روانشناسی ثروت ۱ رسیدم و میخواهم مختصری از نتایج و تغییراتی را بنویسم که بهخاطر کار کردن روی آگاهیهای این دوره، در زندگی من رخ داده است.
چهار سال پیش، زمانی که میخواستم این دوره را بخرم، هزینهاش برایم مبلغ بسیار زیادی بود. خیلی تحقیق کردم، کامنتها و نتایج دانشجویان را خواندم و دیدم چقدر از این دوره نتیجه گرفتهاند. در نهایت توکل کردم به خدا و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم.
در این چهار سال، آنقدر روی آگاهیهای این دوره کار کردم که میتوانم بگویم با هر جلسهاش عشق کردم. این آگاهیها یک دگرگونی عظیم در ذهن و روح من ایجاد کردند و بهطور کامل من را به انسان دیگری تبدیل کردند.
تغییرات مالیام تقریباً از همان روزهای اول شروع شد؛ حتی وقتی فقط جلسات را میشنیدم، درآمدم بالا آمد و بعد از آن، مدام بیشتر و بیشتر شد.
حالا، بعد از چهار سال، من از نظر مالی هیچ شباهتی به نقطه شروع ندارم. در این مدت چندین دوره دیگر از جمله دوره روانشناسی ثروت ۳ را هم خریدم و آنقدر فایلها را گوش دادهام که تقریباً تمامشان را حفظ هستم.
درآمدم که در شروع کار با دوره، ۱۵ میلیون تومان بود، امروز به بیش از یک میلیارد تومان در ماه رسیده؛ یعنی حدود ۱۰۰ برابر افزایش. آن هم در حالی که کارم نهتنها سختتر نشده، بلکه آسانتر، لذتبخشتر و روانتر شده است.
این دوره به من ثابت کرد که همهچیز از باور شروع میشود. وقتی باور قدرتمندکنندهای در ذهنت ایجاد میکنی، جهان با سرعتی فراتر از انتظار پاسخ میدهد. امروز به این یقین رسیدهام که باید هر روز و همیشه روی باورهایم کار کنم.
خدایا شکرت که از طریق بزرگمردی چون استاد عباسمنش، من را با قوانین بینظیرت آشنا کردی و این همه نعمت، برکت و آرامش را وارد زندگیام کردی.
تحول مالی، شغلی، روحی و مهاجرتی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره روانشناسی ثروت ۳ (راهاندازی و بهسودرسانی کسبوکار)، دوره کشف قوانین زندگی، و زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، به خودم قول داده بودم وقتی نتایجم به ثبات رسید، برایتان از نحوه آشناییام با شما و تحولاتی که بهخاطر عمل به آموزههای شما در زندگیم رقم خورده بنویسم. من ۴۶ سالم است و در جنوب تهران، در یک خانواده ششنفری به دنیا آمدم. پدرم کارگر ایرانخودرو بود و مادرم خانهدار. متأسفانه در ۱۵سالگی، دو برادرم را از دست دادم و خانهمان پر شد از غم و اندوه یک مادر داغدیده و سختگیریهای یک پدر مذهبی و انقلابی. در چنین فضایی بزرگ شدم؛ فضایی پر از محدودیت، ترس، کمبود و قطع ارتباط با اطرافیان.
سالها با این باورها زندگی کردم؛ همیشه بهدنبال تأیید دیگران بودم، همیشه میخواستم دیده شوم، همیشه در تلاش بودم «بهترین» باشم تا احساس ارزش کنم. با تحمیل خانواده ازدواج کردم و وارد دنیای کار شدم. کمکم با همسرم بهسمت کارهای تصویربرداری رفتیم و بعد یکی از بهترین تالارهای تهران را راه انداختیم. درآمد خوب بود اما فشار کار، استرس و انرژیهای منفی، کمکم شادی و آرامش را از زندگیمان گرفت. حتی فکر کردیم با نوسازی تالار اوضاع بهتر میشود؛ اما تمام پساندازمان از بین رفت و شرایط بدتر شد.
تصور میکردیم مشکل از اقتصاد کشور است؛ فکر میکردیم «هیچکس عروسی نمیگیرد» و ما چارهای نداریم جز مهاجرت. تالار را اجاره دادیم و به کشور دیگری رفتیم؛ اما شرایط آنقدر بد شد که مجبور شدیم برگردیم. پاندمی هم که رسید، همهجا تعطیل شد. از نظر مالی و روحی در نقطه صفر بودیم؛ نه درآمدی، نه امیدی، نه انگیزهای. شبها از شدت فشار تا صبح گریه میکردم.
در همین نقطه بود که اتفاق اصلی زندگیام افتاد: آشنایی با آموزههای استاد عباسمنش در ۴۰سالگی.
واقعاً زندگیام را به دو بخش تقسیم میکنم: قبل از این آشنایی و بعد از آن.اولین صدای شما را از موبایل همسرم شنیدم. راستش آن زمان هیچ درکی از حرفهایتان نداشتم. فقط میشنیدم. اما کمکم وارد گروههای تلگرامی شدم، بعد هدایت شدم به سایت abasmanesh.com و تصمیم گرفتم دورهها را بخرم.
اولین دورهای که خریدم، دوره ۱۲ قدم بود؛ دورهای که با منطق قرآنی و توضیحات توحیدی استاد، دقیقاً مناسب روحیه و باورهای مذهبی من بود و آرامآرام الگوهای غلط ذهنم را اصلاح کرد. همانطور که استاد گفته بود، بهمحض اقدام، نشانهها یکییکی رسیدند. بعد وارد روانشناسی ثروت ۱ شدم و در ادامه روانشناسی ثروت ۳.
سالهای پاندمی و قرنطینه که برای همه تعطیلی و سقوط بود برای من تبدیل شد به پربرکتترین و پولسازترین سالهای زندگیام.
از درآمد صفر و فشار شدید، در سال ۱۴۰۰ به درآمد بالای یک میلیارد تومان رسیدم؛ آن هم بهراحتی. ایدههای عالی برای خرید و فروش زمین آمد؛ کارهایی که قبلاً حتی نزدیکش هم نمیرفتم، اما همهچیز با هدایت خدا و آرامش انجام شد.تالاری که قبلاً ضررده شده بود، با شخصیت جدیدی که از دورههای ۱۲ قدم، روانشناسی ثروت ۱، روانشناسی ثروت ۳ و کشف قوانین زندگی ساخته بودم، دوباره جان گرفت و این بار با سودهای بالای ۷۰٪.
مشتریها بدون هیچ تبلیغی سرازیر شدند، قیمتها را خودم انتخاب میکردم و شرایط به شکلی پیش رفت که گویی یک نیروی نامرئی در حال هدایت همهچیز بود.من و همسرم هر روز روی خودمان کار میکردیم؛ ساعتها درباره آموزههای شما حرف میزدیم. اطرافیان مدام میپرسیدند: «چیکار میکنید که اینهمه اوضاعتون خوب شده؟»
و ما همه را به سایت شما معرفی کردیم. الان گروه بزرگی از اطرافیان ما با شما آشنا شدهاند.استاد، با آموزههای شما بود که من معنای واقعی خدا را فهمیدم. سالها فقط نوحه و دعا و عزاداری میرفتم، اما چیزی نمیفهمیدم. آن زمان به آدمهایی اعتماد میکردم که میکروفن دستشان بود. اما امروز ارتباطم مستقیم با خداست. امروز آرامش، رضایت، عشق و حس همراهی خدا را در تمام لحظات زندگیام دارم.
و بعد… مرحله بعدی تکامل ما شروع شد: مهاجرت به اروپا.
وقتی به دیگران گفتیم میخواهیم برویم، همه میپرسیدند:
شما که همهچیز دارید، چرا میخواهید بروید؟
خانه داری، ماشین داری، ویلا داری، درآمد عالی داری… دنبال چی هستی؟
اما هیچکس نمیدانست ما دنبال رشد، آزادی و کیفیت زندگی بالاتر هستیم.دو سال صبورانه مسیر مهاجرت را پیش بردیم و حالا اقامت اسپانیا را گرفتیم.
در کمتر از یک هفته، بهطرز معجزهآسایی خانهای بزرگ و کامل در مادرید اجاره کردیم—کاری که خیلیها ماهها برایش تلاش میکنند. امروز در مسیر دریافت کارت اقامت یکساله هستیم، پسانداز داریم، و حداقل یک سال بدون کار هم میتوانیم با خیال راحت زندگی کنیم.زندگیام از هر نظر رشد کرده؛ آنقدر زیاد که اگر بخواهم تمامش را بنویسم، ساعتها طول میکشد.
وقتی امروز به چکآپهای فرکانسی قدیمی نگاه میکنم، هیچ شباهتی به آن آدم و آن زندگی ندارم. رابطهام با همسرم عالی شده؛ به یاد نمیآورم آخرینبار کی با هم بحث کرده بودیم. نزدیک دو سال است که با زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی پیش میرویم و نتایج شگفتانگیزی گرفتهایم. تجربهام از رابطه با خدا، مردمیترین و عاشقانهترین حالت ممکن شده.الان هر روز سپاسگزاری مینویسیم، تمرین ستاره قطبی را انجام میدهیم و احساس میکنم خدا یک نورافکن مخصوص روی ما گذاشته و در همه حال مراقب ماست.
امروز، از هر نظر در زندگیام خوشحال و راضی هستم و از خدا هدایت میخواهم تا بتوانم تا آخر عمرم روی این آموزهها کار کنم. این مسیر، زیباترین مسیر زندگی من بوده و خواهد بود.
تحول مالی، معنوی و شخصی با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳
من ۵ سال است که عضو سایت استاد عباسمنش هستم و در این مدت، بهخاطر پذیرفتن جزءبهجزء آموزههای ایشان و عمل کردن به آنها، زندگیام تحولی عمیق و شگفتانگیز تجربه کرده است. نقطه آغاز این تغییرات روزی بود که با قاطعیت به خودم قول دادم تمام حرفهای استاد عباسمنش را مثل وحی منزل بپذیرم و دقیق اجرا کنم. اولش سخت بود، اما فهم این حقیقت که تضادهای امروزم، خواستههای فردایم را میسازند، کمک کرد رها نکنم و ادامه بدهم.
اولینبار که صحبتهای استاد را شنیدم، احساس کردم انگار کسی دارد از درون من حرف میزند. سالها تشنه چنین آگاهیهایی بودم. دوست دارم تا جایی که یادم میآید بخشی از نتایج مادی و معنویام را که بهخاطر عمل به آموزهها و محصولات استاد گرفتهام، با شما به اشتراک بگذارم.
در جنبه مالی، با کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۳ و دوره روانشناسی ثروت ۱ درآمدم ۱۰۰ برابر افزایش یافته است. فراوانی از هر جهت وارد زندگیام شده و هر روزم معجزه است. رسالت زندگیام را پیدا کردهام و مشغول کاری هستم که عاشقانه دوستش دارم.
در جنبه اعتمادبهنفس و شخصیت، عزت نفس من هزار برابر رشد کرده است. دیگر در روابط احساسی احساس قربانی بودن ندارم. بر ذهنم تسلط پیدا کردهام و تقریباً در هر شرایطی میتوانم ذهنم را مدیریت کنم. خانواده و اقوام با احترام زیادی با من رفتار میکنند و من را الگو میدانند. اولین کتابم را نوشتم و در نمایشگاه بینالمللی کتاب ارائه شد و الان کتاب بعدیام را مینویسم.
در رابطه با خداوند، توکل کردن واقعی را یاد گرفتم؛ خدایی که برایم همهچیز شده است. بهقدری به این ایمان رسیدهام که توانستم فقط با ۵ میلیون تومان به شهری مهاجرت کنم که حتی نامش را هم نشنیده بودم. اما در همان نقطه شروع، خداوند حمایتم کرد و به شکل معجزهآسا توانستم یک آپارتمان شیک اجاره کنم؛ چیزی که هر کس میشنید تعجب میکرد که چطور ممکن است.
در حوزه سلامتی، با ادامه آموزشها توانستم بعد از ۱۵ سال مصرف قرص افسردگی را کامل کنار بگذارم. آلرژی دهسالهای که چهار فصل سال درگیرش بودم، کاملاً از بین رفت. یاد گرفتم چطور در چالشها ذهنم را مدیریت کنم و چطور مسائل زندگیام را حل کنم.
از آموزههای استاد یاد گرفتم که اولویت زندگی من، خودم هستم؛ اینکه هیچکس جز خودم نمیتواند واقعیت زندگیام را تغییر دهد. یاد گرفتم که منشأ تمام ثروتها خودِ خداوند است و هیچ قدرتی نمیتواند او را از من جدا کند. فهمیدم خداوند از رگ گردن به من نزدیکتر است و اگر به این نیرو تکیه کنم، برایم عشق میشود، ثروت میشود، خانه زیبا میشود، شهر عالی میشود، خانواده خوب میشود و هر آنچه بخواهم، میشود.
یاد گرفتم چطور خداوند را همانطور که دلم میخواهد در ذهن و درونم بسازم، ببینم و از هدایتهایش استفاده کنم. امروز با تمام وجودم باور دارم که مسیر آگاهیهای استاد عباسمنش، مسیر نور، رهایی و شکوفایی است؛ مسیری که مرا به بهترین نسخه زندگیام رسانده و همچنان در حال رساندن است.
شروع یک کسبوکار الهامشده و جهش درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۲ و دوره روانشناسی ثروت ۳
وقتی دوره روانشناسی ثروت ۳ را خریدم، هیچ ایدهای برای شروع کسبوکارم نداشتم. آنچه درباره آینده کاریام تصور میکردم، با چیزی که امروز در زندگیام رخ داده، زمین تا آسمان فرق داشت. همان زمان به خودم گفتم شش ماه دیگر برای دیگران کار میکنم و بعد کسبوکار خودم را شروع میکنم.
اما حقیقت این است که اتفاقات اصلی کسبوکارم از جلسه ۱ دوره روانشناسی ثروت ۲ و جلسه ۴ قدم دوم آن کلید خورد. در این دو جلسه، استاد عباسمنش منطقهای فوقالعادهای را توضیح میدهند که ثابت میکند درآمد بیشتر ربطی به ساعت کار بیشتر ندارد، بلکه به باورهای قدرتمندکننده وابسته است. با اینکه این جلسات را شنیده بودم، هنوز مثل قبل عمل میکردم و تغییری ایجاد نکرده بودم. چند باگ ذهنی پیدا کرده بودم اما هنوز هیچ ایدهای نداشتم.
در جلسه اول روانشناسی ثروت ۳ تعهد دادم که میخواهم درآمدم را بیشتر کنم و اهرم رنج و لذت را هم درست نوشتم. همین تعهد کار خودش را کرد. با اشتیاق آموزهها را شروع کردم، هرجا میفهمیدم، همانجا عمل میکردم و در چند روز اول آرامشی عمیق گرفته بودم.
در حال کارکردن روی تمرینها بودم که یک رویا، یک ایده الهامشده به ذهنم رسید. آنقدر واقعی و قابلاجرا بود که همان لحظه مطمئن شدم از طرف خداست. همان روز، با وجود نجواهای ذهن، به کارفرمایم گفتم که از فردا دیگر سر کار نمیآیم و رفتم سراغ اجرای ایده.
فردای آن روز، سراغ چند آشنا رفتم و ایدهام را مطرح کردم. انگار خدا دل آنها را نرم کرده بود. کار شروع شد، آن هم بدون هیچ سرمایهای. همهچیز طوری پیش رفت که احساس میکردم تمام جهان برای شروع کسبوکارم هماهنگ شده است. جهان تعهدی که در دفترم نوشته بودم را میدانست، برای همین درها یکییکی باز شد.
با اینکه برای شروع کار مقداری پول داشتم، ذهنم میگفت با این مبلغ نمیشود کاری راه انداخت. اما مسیر طوری پیش رفت که حتی آن پول هم هنوز در حسابم مانده و اصلاً به آن احتیاجی پیدا نشد.
کسبوکار من در حوزه کفش است. از روز شروع کار تا الان، اتفاقات جادویی و همزمانیهای پیدرپی من را شگفتزده کرده است. دستان خدا از هر سو کمکم میکند. دوستی را که سالها ندیده بودم، در خیابان دیدم. وقتی فهمید کسبوکارم را شروع کردهام، گفت کسی را میشناسد که دنبال همکاری با فردی مثل من است. با وجود مقاومت ذهنم، تسلیم شدم و به سراغ آن فرد رفتم و دیدم چقدر انسان درست و ارزشمندی است و چقدر به من کمک کرد.
در مدت کوتاهی، بدون تبلیغات و بدون آشنای خاص، کسبوکارم استارت خورد و فقط بعد از ۶ روز پولی ساختم که قبلاً برای ساختنش باید ماهها دوندگی میکردم.
استاد عباسمنش، دیروز در یک ساعت به اندازه یک هفته پول ساختم؛ چیزی که هیچوقت در گذشته تجربهاش نکرده بودم. بعد از این اتفاقات، رفتار ذهنم با من تغییر کرده. ذهنی که همیشه میترساند، انگار خاموش شده و هر روز ایدههای بهتر و الهامهای تازه به ذهنم میرسد.
قبل از این مسیر، هر صبح با عجله باید سر کار میرفتم و برای رفتن به باشگاه باید از هزار جهت زمان هماهنگ میکردم. اما حالا صبحها با جلسات روانشناسی ثروت ۳ روزم را شروع میکنم، با باور درست، ذهن تنظیمشده و بدون هیچ عجلهای. زمانهای آزاد روز برایم لذتبخش شده.
احساس میکنم سالها در حبس بودم. امروز بیش از پولی که میسازم، آزادیام را دوست دارم؛ اینکه میتوانم با زمان کمتر، پول بیشتری از قبل بسازم. من برای رشد شخصی و کسبوکارم انرژی گذاشتم، اما بیشتر از هر چیز، انرژی ایمان، باور و توکل بود که زندگیام را متحول کرد.
جهش مالی، سلامتی، روابط و موفقیت شغلی با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش
رضا عطارروشن هستم؛ یک انسان موفق و خودساخته… البته خودساخته به کمک آموزشهای استاد عباسمنش. روزی که با ایشان و آموزشهایشان آشنا شدم (بهمن ۹۳)، در یک اتاق در خانه پدرم زندگی میکردم. مغازهدار بودم و درآمد ماهیانهام حدود یکونیم میلیون تومان بود. سی میلیون تومان بدهکار افراد مختلف بودم و هر ماه باید بیش از دو میلیون تومان اقساط بانکی پرداخت میکردم، آن هم در حالی که همیشه دو سه قسط عقب افتاده داشتم.
زندگی سختی داشتم؛ برای خرید کوچکترین وسایل، باید بارها حسابوکتاب میکردم. دو فرزند داشتم و تامین هزینههای زندگی برایم دشوار بود. سیگار مصرف میکردم، ۴۰ کیلو اضافهوزن داشتم و رابطهام با همسرم بهشدت مخدوش بود.اما امروز که این متن را مینویسم (مهر ۹۸)، بعد از پنج سال عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش، در شرایطی کاملاً متفاوت زندگی میکنم.
آپارتمان ۷۸ متری وامدارم را به یک واحد ۱۳۵ متری شیک و مجلل در بهترین منطقه شهر تبدیل کردم و نکته مهم این است که این خانه جدید را با تمام وسایل و امکانات کامل تهیه کردم. تقریباً همه چیز را تعویض کردم و کلی وسیله جدید برای راحتی بیشتر به خانهام اضافه کردم.ماشین ۴۰۵ مدل ۸۳ که ظاهرش وضع صاحبش را فریاد میزد، تبدیل شد به یک ۲۰۶ سفید زیبا برای همسرم و یک اسپورتیج سفید اسپرت برای خودم. آن مغازه کوچک را کنار گذاشتم و کسبوکار مورد علاقهام را در زمینه تناسب اندام راهاندازی کردم که امروز کسبوکاری موفق است.
هیچ بدهیای ندارم و بیش از ۴۰۰ میلیون تومان پسانداز دارم. هیچ قسطی ندارم و برای خرید ملزومات زندگی، دیگر فکر نمیکنم؛ بهراحتی بهترینها را خریداری میکنم. درآمدم بسیار بیشتر از مخارجم است و به استقلال مالی واقعی رسیدهام.سیگار را کنار گذاشتم و از اضافه وزن خبری نیست. ۴۰ کیلو از وزنم را با قدرت ذهن کاهش دادم و امروز مدرس برتر لاغری با قدرت ذهن هستم. این روزها بهطور حرفهای در زمینه زیبایی اندام فعالیت میکنم.
رابطهام با همسرم و اطرافیانم کاملاً متحول شده و اهداف جدیدی دارم که همگی برایم قابل دستیابی هستند. هر روز با شوق برداشتن یک قدم جدید به سمت آنها بیدار میشوم.اینها تنها بخشی از تغییراتی است که طی چند سال آشنایی با استاد عباسمنش و عملکردن به آموزشهای ایشان در زندگیام رخ داده است.



با سلام خدمت استاد عزیزم و بچه های سایت
امروز حدودا یک سال و نیم که از شیوه زندگی ب شکل قانون سلامتی برای من میگذره و نتایج جالبی ب خصوص اخیرا گرفتم خواستم اینجا با شما به اشتراک بذارم که با قدرت بیشتر به قانون سلامتی و همه دوره ها عمل کنیم
من وقتی متوجه شدم کیست تخمدان از نوع سالید دارم که دارای ندول بود و فقط با عمل جراحی یا تخلیه تخمدان میشد از شرش راحت شد با هدایت خداوند بدون اینکه بخوام دوره سلامتی بخرم وارد دوره شدم دوماه از زندگی ب شیوه قانون سلامتی نگذشته بود که کیست برطرف شد این ی نوع کیستی بود که فقط حراحی میتونست حلش کنه به گفته پزشکها به لطف قانون سلامتی حل شد وزنم کم شد بدنم شروع به فرم گرفتن عضله سازی کرد درحال خاضر فرم عالی دارم که فقط باید حجم بگیره خیلی راحت فقط با هفته ای دوبار ورزش همین منم مثل خیلی ها ب مشکل ریزش مو ابرو مژه برخوردم تا مدتها از خداوند خاستم هدایتم کنه مسکل حل بشه میدونستم قانون ایرادی نداره و خداوند هدایتم کرد به کامنت یکی از بچه ها که راجب اینکه باید مکمل های گروه ب زینک و یتامین سی دی ایی همه جداگونه مصرف بشن هر روز حالا من چیکار کرده بودم فقط ی مولتی ویتامین خریده بودم هرازگاهی میخوردمالان حدودا دوماه و نیم موها ابروهام درست دارن میشن انرژی برگشته و مشکل از عدم مصرف مکمل ها بود خداوند هدایت کرد پوستم سفاف تر شده تیرگی های بدنم خیلی کم شده تیرگی دور چشم پف چشم که بازم هیچ محصولی گرون قیمتی روش تاثیر نداشت برای من با قانون سلامتی عالی شده درواقع قیافه من عوض شده واقعا خیلی زیباتر شدم واقعا اسم دوره بایذد قانون سلامتی و زیبایی باشهچشمای درشت ابروهای لیفت شده رو ب بالا مژه های تاب خورده ب بالا پوست شفاف صاف تر بدن همینطور خیلی صاف وتمیر شفاف هست موهای براق ارامش ذهن و بدن عرقی کاصلا بونمیده فرم بدن عالی فقط حجم گرفتنش مونده اون انفاق خاصی که میخام ازش حرف بزنم برمیگرده ب دو هفته پیش که من دندان عقل فک پایینم که روی عصب قرار گرفت جراحی کردم که همه گفتنعوارضی ممکن ایجاد کنه چون روی عصب هستش خلاصه من جراحی انجام دادم به خونه اومدم از فرداش دهان من ی بافت بسیار ضخیم بزرگی در دهانم ایجاد کرد شبیه پانسمان بود به رنگ کرم دورتادور حفره جراحی پوشاند من اومدم داخل گوگل راجب بافت سرچ کردم دیدم هرکسی دندان عقل حراحی کرده همش داره ناله میکنه از درهای شدید و گیر غذایی در حفره و عفونت بوی بد دهان تا یک ماه عجیب بود واسم من ن حفره ای دیده بودم نه گیر غذایی ن دردی که نتونم کنترلش کنم اومدن از هوش مصنوعی سوال کردم که داستان بافت چیه اونم بهم گفت کسایی که رژیم خیلی سالم دارن و سیستم ایمنی قوی این بافت در محل جراحی تشکیل میشه از حفره محافظت میکنه و تو هرگز حفره نخواهی دید فقط لثه سالم بعد تشکیلش میبینی اونجا بود که فهمیدم خدای من قانون سلامتی چقدر فوق العاده اس استاد گفته بودن حتی زخمی ایجاد بشه با زندگی ب این شیوه ب سرعت بسته میشه ومن واقعا زمانی که لثه در حال بسته شدن بود کشیدی دوتا لبه باهم حس میکردم بدون درد وواقعا تجربه متفاوت از جراحی دندان عقل داشتم ب جرات میگم هر سایتی بالا پایین کردم حتی یک نفر به تشکیل این بافت در دهان هیچ اشاره نکرده وهمه ناله و ناراحنی از مشکلاتشون با حفره دارن ب شخصه تجربه خیلی جالب بود که بدنم چقدر زیبا خودش بدون هیچ دارویی خودش ترمیم کرد واینا همش ب لطف قانون سلامتی بود تشکر کنم از استاد بابت دوره عالی و سپاسگزاری از خداوند برای هدایت من ب دوره بینظیر
سلام استاد عزیز ممنونم از اموزه های بی نظیر و ساده تون من پزشک عمومی هستم و با شما از طریق برادرعزیزم اقا مصطفی عرب خانی اشنا شدم واون روزها ایشون داشت قانون سلامتی را اجرا میکرد و با کنجکاوی فایل شماره 3 را دیدم و با تعجب به مطالب جدید ان توجه میکرد م و از فردای انروز عاشق تون شدم اکنون من انسولین را دوسال است کنار گذاشتم و بسیاری از بیمارانم رابه روش شما و با کمک اموزه های شما والطاف پروردگارم به سوی سلامتی هدایت کرده ام رونق این شاخه درمان در درمانگاهم حداقل بهره ایست که از اموزه های شما داشتم وبسیار خوشحالم اشنایی با شما نقطه عطف زندگی 50 ساله ام میباشد از شما و برادرم کمال تشکر را دارم من اغلب فایل های شما را تهیه کرده ام و در حال اموزش هستم
خیلی بهره برده ام از دیدگاه و نظرات الهامی تون دست مریزاد
مدام تصور میکنم یک روز شما را در فلوریدا ملاقات میکنم
به امید انروز دکتر عرب خانی
سلام به استاد عزیزم و به دوستان
میخوام براتون از نتیجهی عمل کردنم
به آگاهی تمامی دوره ها بگم ولی قبلش یه کم از شرایطی که قبل از آشنایی با شما داشتم براتون تعریف میکنم.شاید یکم طولانیباشه اما مطمئنم هستم بسیار نتایج کاربردی دارم.
من 46 سالمه و در جنوب تهران به دنیا اومدم.از اونجایی لطف خدا شامل حالم بوده زیاد تو گذشته نمیمونم حالا چه تلخ چه شیرین .خیلی چیزا از گذشته یادم نمیاد.
اما در کل یه خانواده 6 نفری بودیم دو تا برادر و دو تا خواهر .پدرم کارگر ایرانخودرو بود، مادرم هم خونهدار بود.
متأسفانه وقتی 15 سالم بود، برادرام فوت کرد.ما موندیم با یه مادری که همیشه ناراحت و غمگین بودو گریان چون برادرش هم شهید شده بود و یه پدری که خیلی مذهبی بود، بسیار انقلابی و جزو این گروهای انجمن اسلامی و غیره ،جنگ رو خیلی یادم نمیاد، ولی دوران سخت اقتصادی رو گذروندیم.یادمه از وقتی برادرم فوت کرد، بیشتر توی مرکز توجه والدین و فامیل بودم.
حالا تصور کن توی همچین خانوادهای ما با خواهرانم با چه سختی و محدودیت های بزرگ شدیم اونم توی جنوب شهری که خیلی مذهبی بود ،همهی این اتفاقا باعث شد من از همون اول خیلی روی کسی حساب نکنم چون خصوصیات اخلاقی پدرم باعث شده بود که خیلی با اقوام و دوستان و غیره تماس نداشته باشیم باورهای مالی هم که داغون ،البته خودمم یهجورایی همیشه دنبال توجه و دیده شدن بودم.همیشه میخواستم همه ازم تعریف کنن، تحویلم بگیرن.همیشه سعی میکردم بهترین و مهمترین باشم.این باعث شد یه جوری با خانواده واطرافیانم فاصله بگیرم .خلاصه و با راهنمایی یکی از دوستان پدرم از هنرستان فارغ التحصیل شدم .باورم نمیشد همون دفعه اول بدون کلاس کنکور اینها قبول شدم و وارد دانشگاه شدم .دو تا از خواهرای بزرگترم هم قبل از من دانشگاه رفته بودن.و هر دو دکترا دارن یکیشون مهاجرت کرده به یه کشور دیگه،اون یکی هم مدیر یه شرکت خیلی بزرگه.جفتشونم ازدواج کردن و بچهدارن، وسط های سالهای دانشگاه حس کردم بابام خیلی تحت فشاره.خب همزمان سه تا بچه دانشگاهی داشت، منم دانشگاه آزاد بودم.برای همین تصمیم گرفتم کار کنم. البته قبلش هم کارجورواجورزیادمیکردم.
سال 76 یه پیکان 75 خریدم. با کمک بابام، یه وام کوچیک و یکم قرض باهاش مسافرکشی میکردم و خرج دانشگاهمو درمیآوردم.خلاصه دانشگاه تموم شد. به اجبار پدرم رفتم خدمت سربازی آموزشی کرمانشاه و بعدش اومدم تهران.
چند ماه بعد ازشروع سربازی توسط یه آشنا در یه شرکت به صورت پاره وقت شروع به کار کردم، خیلی سخت بود. دقیقا تو زمان نوجوانی و جوانی همه دوستان دانشگاهی تفریح و گشت و گذار اما من سرکارصبح ها پادگان و حدود ساعت ١٢ با هر ترفندی بود از پادگان میزدم بیرون یه موتور خریده بودم وپیکانمو فروخته بودم.با اون موتور میرفتم اتوبان کرج یادمه زمستون پشت کامیونا میرفتم که یه ذره گرم بشم،خلاصه سربازی تموم شد.بازم به خاطر محدودیت های خانواده مجبور شدم ازدواج کنم.یه ازدواج کاملاً سنتی، با دختری از همون جنوب تهران،
که حاصل ازدواجم دوتا دختر هست.
یه چیز باحال بگم خرج عروسیمو با قرض و قوله و وام جورکردیم عروسی گرفتیم کادوهارو پدرم گرفت گفت من کلی کادو بردم برای عروسی ها اینا مال منه و دوباره ما خالی شدیم ولی غرورم اجازه نداد بگم به پدرم و ازش پول بخوام از همون موقع.البته اینم بگم، بابام شرایط مالی خوبی نداشت و من الانم ازش اصلا ناراحت نیستم،حق میدم بهش، چون واقعاً توی فشار بوده. تعصبات مذهبی تو وجودم قویبود میرفتم هیئت، دعا میکردم، شب و روز نماز میخوندم.دعای ندبه .زیارت عاشورا وغیره خلاصه چون همسرم کار عکاسی انجام میداد و دیر میاومد خونه،خیلی برام سخت بود.منم کمکم وارد همون کار شدم.ذرهذره توی اون کار جدید جلو رفتم، دیدم درآمدش بهتره از اون کار قبلیم، استعفا دادم رفتم تو شروع کار جدیداز اونجایی که وضع مالی خانوادهمون خوب نبود،و واقعاً سخت بود پول گرفتن از بابام،همیشه دلم میخواست خیلی پولدار و مرفه باشم بهترین بخش ازدواجم این بود که من و همسرم خیلی مسیر مشابهی داشتیم،اونم مثل من فکر میکرد،برای همین سریع پیشرفت کردیم.تو سه چهار سال چند شعبه بزرگ تو تهران راه انداختیم،و پول مثل سیل اومدسمتمون.ماشینهای لاکچری مسافرت های خارجی …،اما با کلی زحمت، خلاصه شرایط تغییر کرد.تا اینکه حس کردیم باید کارمونو عوض کنیم.باید ازین هم بهتر باشیم
گفتم بهترین بخش کار ما تالار هست آقا آرزو ها به واقعیت میپیونده خودمم نفهمیدم چی شد که یکی از بهترین تالار های تهران راه انداختیم بازم کلی پول درآوردیم. یادم میاد اولین تابستون بود که افتتاح کردیم،هیچ شبی خالی نداشتیم.همه این کارها رو بدون هیچ تجربهای شروع کردم.بازم همون دیدگاهی که همیشه میخواستم همهچی برام بهتر باشه، باعث شد وارد این کار بشم..
اما فشارکارم بسیار زیاد شد تا جایی که توی زندگی زناشوی مون کلی تاثیر گذاشت خیلی درگیری و داستان داشتیم ساعت کار زیاد و با استرس ،کمکم دیدیم پول دیگه خوشحالمون نمیکنه.وآرومآروم پول کمتر شد.گفتیم باید بازسازی کنیم.دوباره همه پولهامونو خرج کردیم.سالن رو از نو بازسازی کردیم.ولی دیگه جواب نداد.
گفتیم کشور ورشکستهست. دیگه نمیشه ادامه داد.اقتصاد خوابیده.کی دیگه عروسی میگیره؟اما کسی نبود بگه بابا تو افکارت تغییر کرده تو عوض شدی.هیچ چیزی اون بیرون تغییر نکرده.گفتیم باید از ایران بریم.ایران دیگه جواب نمیده.سالن رو اجاره دادیم و مهاجرت کردیم به کشور دوست و همسایه خیلی شرایط سخت شده بود هر روز دلار بالا پایین میرفت.هر روز یه قیمت جدید.یهذره اوضاع داشت بهترمی شدکه بعدش پاندمی شد . هیچی به هیچی دوباره همه جا تعطیل شد ومجبور شدیم برگردیم ایران.عروسیها کنسل شد.هیچ درآمدی نداشتیم.نه اجاره نه کارو با کلی ضرر و زیان، برگشتیم سر نقطه اول.و اینجا بود که یه اتفاق جالب افتاد.اگه بخوام زندگیمو به دو بخش تقسیم کنم،میگم زندگیِ من قبل از آشنایی با شما بعداز آشنایی اونم دقیقاً از سن 40 سالگی. من همیشه میگفتم من توی چهلسالگی دیگه کار نمیکنم و فقط استراحت باور کنین دقیقا همینطور شد ولی به اجبار شرایط پاندمی .از نظر مالی، اجتماعی و خانوادگی خیلی تحت فشار بودم.
همه میخواستم ببینن چرا ما برگشتیم کلی هم باید توضیح میدادیم دوران سختی بود.
شبها که تنها بودم، انقدر گریه میکردم که
دیگه حالم خراب میشد .با دوتا بچه با اون شرایط خوب قبلی الان داغون خلاصه اونجا ها بود که تصمیم گرفتم مشکل کار رو پیدا کنم و زندگیمو تغییر بدم استاد این مهاجرت شروع به تغییر اساسی بود یه کلاس درس گرون اما پر منفعت ،قبلاً هم چندتا شکست سنگین مالی خورده بود ولی میگفتم برای همه پیش میاد جون تر بودم و حلشون کرده بودم اما این بار فرق میکرد دیگه نمیخواستم الگوهای تکرار شونده داشته باشم نه تو خونه حال خوبی داشتم، نه تو کار.یادمه صدای شمارو بروز تو گوشی همسرم که اونم سعی داشت شرایط رو بهتر کنه شنیدم ولی هیچی درک نکردم اما اینم بگم همبازی هم خیلی مهمه همیشه خانمم آرامش داشت اونم کار میکرد و کمک خرج بود و کلی بهم آرامش میداد،اول با یه استاد دیگه آشنا شدیم که صحبتهای مذهبی داشت یه کم نزدیکتر شدم به این مسیر ولی از یه جایی به بعد دیگه دوستش نداشتم بعد با یه استاد دیگه آشنا شدم که خیلی روی درون کار میکرد،یه انقلاب واقعی تو وجودم اتفاق افتادآروم شدم حالم بهتر شد.کمکم اطرافیان و دوستامم شروع کردن به تغییر.تا اینکه توی این گروههای تلگرامی با شما آشنا شدم.اولش یکم سخت بود،ولی بگم، دیگه می فهمیدم چی میگین،هدایت شدم به سایت شما.اولین دورهای که خریدم، دوره 12 قدم بود. چون شما دوره های قرآنی هم داشتید بیشتر به من میچسبید.ولی استاد همونطور که خودت گفتین از لحظهای که برای تغییر اقدام میکنی جهان هستی نشونه هاشو میفرسته اینم بگم سالهای مریضی و کرونا،
شد سالای پولساز من.پولی که راحت میاومدباورم نمیشد تا حالا به این راحتی پول درنیاورده بودم از درآمد صفر و شرایط زیر صفر توی سال 1400، بالای یه میلیارد درآوردم،اونم توی چند ماه به راحتی دستهای خدا اومدن تو زندگیم.ایدههای خوب گرفتم، مثلاً خرید و فروش زمین
اصلاً قبلاً اینکارها رو نکرده بودم بودم اما اصلا مگه داریم به این راحتی خلاصه اون دوران تموم شد و کاسبی تالار راه افتاد
آقا ایندفعه همون کار قبلی که سود کمی داشت و حتی ضرر ،همون کار سود ٧٠درصدی میدادو سیل مشتری اومد سمتم.اصلا تبلیغ نداشتیم فقط یه کوچولو اصلا بگم میخندین قبلاً با تخفیف و اینا میخواستم با مشتری قرارداد ببندم بعدش من مشتریارو با توجه به پولاشون انتخاب میکردم.و هر روزروی خودمون کار میکردیم خودمون رو بسته بودیم به دوره ها ،شب وروز،باهمسرم هم که به نظرم خیلی توی این ضمیمه آگاه تر بودساعتها مینشستیم با هم راجع به قوانین حرف میزدیم.
تقریبا همه دوره ها رو خریدیم یهجوری شد که اطرافیان ازم میپرسیدم چیکار میکنین چی گوش میدم و الان یه گروه بسیار بزرگی با شما آشنا شدن استاد اون موقع بود که واقعاً معنای کلمه خدا رو فهمیدیم تو اون سالهایی که فقط عقاید مذهبی داشتم،
هیچی نمیفهمیدم.همیشه به آدمایی که میکروفن دستشون بود اعتماد میکردیم اما الان ارتباط مستقیم با خود خود خدا،
رسیدم به جایی که دوباره همه چی آروم شد.
از زندگی چیزایی میخواستم که اینجا نبود.
تصمیم گرفتیم دوباره مهاجرت کنیم اینبار به اروپاوقتی اطرافیان متوجه شدن همه میپرسیدن مشکل شما اینجا چیه که میخواین برین خونه داری ماشین داری ویلا داری درآمد خوب داری دیگه چی میخوای؟ولی اونا نمیدونستن ما چه افکاری تو ذهنمون هست و دنبال چی هستیم.پروژهمونو شروع کردیم،و با صبر، بعد دوسال تونستیم اقامت کشور زیبای اسپانیا رو بگیریم باور کنین راحت و آسون بودالبته زمان برد ولی صبر کردیم و گفتیم خدا یه برنامه بزرگ برامون داره و الان باید رو خودمون کار کنیم همیشه میگیم ما لیاقت سرزمین آزاد و پیشرفته با حقوق انسانی بالاتر رو داریم
الان که دارم براتون مینویسم،یه خونه توی مادرید اجاره کردم اونم با هدایت دستان خدا تو یک هفته دوستان تو اسپانیا میدونن به خاطر قوانین این کشوراجاره کردن خونه چقدر سخته،ولی ما راحت تونستیم یه خونه بزرگ با همه امکانات اجاره کنیم الان هم مسیر گرفتن کارت اقامت یکسالهمون رو طی میکنیم.پس انداز داریم جوری که فکر کنم حدود یکسال حداقل نیاز به کار کردن نداریم خیلی از جزئیات رو نگفتم خیلی زندگیم ابعاد دیگه ای داشت .گفتم دیگه طولانی میشه
من همیشه به خودم قول داده بودم،که وقتی به یه نتایج خوب رسیدم،یه روز میام مینویسم که به خداایمان داشته باش صبر کن توکل کن بعد بشین کنار ببین الله چیکار می کنه برات ،الان، شکر خدا، وقتی به چک آپ های فرکانسی قدیم نگاه میکنم، اصلاً شبیه الان نیست. ولی حالا، شکر خدا، از نظر مالی پشتوانه دارم و با خیال راحت زندگی میکنم.
رابطهام با همسرم خیلی بهتر شده طوری که آخرین بار که با هم جروبحث داشتیم یادم نمیاد حدود دو ساله به روش قانونی سلامتی زندگی میکنیم و نتایج خیلی مثبتی گرفتیم و رابطهم با خدا خیلی خوب و دلنشین شده.هرروز هم سپاسگذاریمون رو مینویسیم و تمرین ستاره قطبی هم انجام میدیم احساس میکنم خدا یه نورافکن خاص روسرمون انداخته و همیشه مراقبمونه از همه لحاظ توی زندگیم خوشحال و راضیام و تا جایی که بتونم از این دوره ها تا آخر عمرم به امید الله یکتا استفاده میکنم.الان هم داریم پیج یوتوب برای گردش گری و سفر رو راه اندازی میکنیم وبعدا میام و از نتایج جدیدمون مینویسم ممنونم که رنگ خدا رو بهمون نشون دادین براتون عمر طولانی و پر از شادی آرزو میکنم.
دوستتون دارم و ازتون ممنونم و خداروشاکرم که شما هستین
سلام محمد جان بسیار بسیار لذت بردم از هدایتهای که شدی و اینکه تعهد داشتی و ادامه دادی و باور داشتی که خدا بهت کمک میکنه امیدوارم که زندگیت همیشه سرشار از عشق و ثروت و نعمت و حضور پررنگ رب یکتا باشه میسپارمت به حضرت دوست که هرچه داریم از فضل و رحمت اوست .
یا حق
سلام آقا محمد عزیز
واقعا لذت بردم مثل یک فیلم سینمایی لذت بخش بود برام کامنت شما
خیلی خوبه که دوستان آنقدر با جزئیات میان و مینویسن و زمان میزارن
انشالله که هر روز اتفاقات مثبت و رشد رو در مسیر زندگی داشته باشید
به نام خدای زیبایم که رزق و روزیم در دستانه اوست
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم هر چی کامنتهای این دوره رو میخونم نتایج دوستان رو میخونم هر دفعه شگفت زده تر و ایمانم بالا و بالاتر میره
متشکرم سپاسگزارتون هستم که کاری کردین کامنتها و نتایجشون رو ثبت کنن و ماهم ببینیم و ایده بگیریم و با انگیزه این راه رو ادامه بدیم
از موقعی که کامنتها رو میخونم خیلی تغییراته دیگه پیدا کردم .آرامشی عجیب دارم یعنی از هفته پیش رو میگم
هفته به هفته رشدم بالا میره
ذهن و روحمو تقریبا هماهنگ کردم
خود بخود صبح زود بیدار میشم
کامنت میخونم و مینویسم تجسم میکنم
شکر گزار تر شدم
از نکات منفی دوری میکنم
کسی رو قضاوت نمیکنم
کارهام روان انجام میشه
در کل هر هفته بهتر از یه هفته قبل شدم
خودمو با خودم مقایسه میکنم
تمرین ستاره قطبی رو مینویسم
ذهنم منطقی تر شده
رابطه ام با همسرم عالی بود عالیتر شده
با همه با لبخند و مهربانی صحبت میکنم
و خودمو بیشتر دوست دارم و ارزش قائل میشم
روزها و اتفاقات و شرایط و درآمدم رو میبینم در پیش رویم که به بهترین شکل رقم میخورد
و همه به نفع من ست
اتفاقات خوب درآمد بالا و میلیونی
شرایط عالی و رسیدن به خواسته ها
خدایا من درآمد میلیونی میخوام
خدایا من لایق درآمد عالی هستم
الهی شکرت سپاسگزارتم برای هدایتها و ایده هایت
از همه عزیزان ممنونم دوستتون دارم
در پناه خداوند مهربان سالم و ثروتمند باشین
ب لطف خدا دوره هم جهت با جریان خداوند را تونستم خریداری کنم شگفت پولش جور شد معجزه وار وبارها وبارها گوش دادم وروی باورهام کار میکنم با استفاده از فایل های هدیه ودوره بسیار آرامش دارم وزندگیم با بقیه فرق داره آرامم و شبانه روز با هدفون صدای استاد را گوش میدم وانرژی میگیرم وامید وار پیش میرم ولی نتیجه دلخواهم نرسیدم نمی دونم مشکل کجای کارمه؟ سعی میکنم گاز وترمز را بشناسم عزت نفس واعتماد به نفسم خوبه فایل ها را چندین وچند بار گوش میدم با اراده وپشتکار ب راهم ادامه میدم وهمواره وهر لحظه از خدا میخام منو هدایت کنه ولی نتیجه دلخواهم نیست اماحال واحساسم عالیه ب لطف خدا چند ماهی میشه هیچ دارویی مصرف نکردم وآرام وشادم خیییلی تغییر کردم وخدا همواره منو هدایت میکنه بهتر وبیشتر در مسیر جذب خواسته هام استاد قانون جواب میده وبدون رژیم خاصی بدون ورزش فقط وفقط با باور وکنترل ذهن وروزانه نوشتن این جمله ضمیرم من ب وزن دلخواهم رسیدم البته با نوشتن عدد دلخواهم 6 کیلو وزن کم کردم استاد اینهمه سالیان سال تلاش کردم باشگاه رفتم انواع رژیم وقرص لاغری وهزینه و….جواب نداد ولی با استفاده از برنامه های شما وکنترل ذهن قانون جواب داد عالی عالی وخدا را هر لحظه هزاران بار شکر میکنم وسپاسگزارم فقط همش ب خودم میگم چرااااا چندین سال پیش ک اسم استاد ب گوشم خورد پیگیر نشدم واقدام نکردم اماواقعا حالم خوبه وآرامم البته که میخام شادتر باشم وصمیمیت بیشتری تو خوانوادم داشته باشم تنهایی هام زیاد شده ب طور طبیعی ولی ب حرفهای استاد ایمان دارم ک تکاملم را طی کنم واز لحاظ پول وثروت وروابط بهتر وبهتر باشم ب زودی زود میام از نتایج بهتر وبیشتر میگم خداوند ب شما استاد وگروه تون خیر وخوشی بده که جهانم با افکارم تغییر کرد بی نهایت ممنونم
سلام استاد نازنینم ممنونم بابت این نتایج عزیزان که زحمت می کشید می زارید یکی از لذتهای من خوندن نتایج دوستان بود چون کاهی قشنگ مسیر رسیدن روتوضیح میدن ادم ایده میگیره بارهام شده جایی گیر داشتم با خوندن نتایج باور پذیر شده که منم می تونم ب خواسته م برسم در پایان تشکر از دوستانی که نتایجشون رو می زارن این سایت یه گنجه برای کسانی که دنبال تغییر زندگی شون هستن خداوند بهتون طول عمر با عزت بده استاد یکی یه دونه ️️️
یادمه من چقدر راحت جذب شرکت نفت شدم با وجود رشته غیر مرتبط و چ راحت برام چارت باز کردن
فقط و فقط ب واسطه تمرکز مداوم روی خواسته م و نداشتن نجواهای منفی و دیدن اینکه وقتی ب این خواسته م برسم چ اتفاقی می افته و واقعا هم دیدن چطور خدا معجزه کرد و من رفتم سرکار اونجا کلی مخالف داشتم ک رشته م ب نفت نمیخوره اما رییس اونجا رو انگار خدا مامور کرده بود جلو همه وایسه تا من استخدام بشم و چون رییس امور اداری بود کسی جرات مخالفت نداشت بعد ک اون رفت خدا مستقیم منو داد دست معاون مدیرعامل و باعث شد چقدر حمایت بشم ففط و فقط چون من طبق دوره کشف قوانین باور کرده بودم میرم تو نفت و ماندگار میشم همه میگفتن عربی هم شد رشته اما من میگفتم مهم اینه معدل الف دانشگاهم رتبه عالی کنکورم نزاشتم نجواهای منفی دیگران سد راهم بشن و ب راحتی توسط سفارش ی غریبه من استخدام نفت شدم
بنام خدای رزاق
سلام به استاد عزیزم.و مریم خانم شایسته مهربونم
و سلامی به تمام هم مسیرهای فوقالعاده من در این سایت باشکوه و زیبا که خداوند این طلف و به ما کرده که وارد این سایت زیبا و مر از انرژی مثبت و اگاایی خداوند بشیم
من امرور اومدم تا از نتایج فوقالعاده ای حال حاظرم بنویسم براتون نتایجم از دوره 12 زیبا و شگفت انگیز 12 قدم هستش و قانون سلامتی بینظیر
من زمانی که دوره 12 قدم و شروع کردم تمام پولی و که داشتم دادم به قدم اول و خریدش کردم از سابت وقتی که چکاب فرکانسیموشتم حداقل 100 میلیون تومن مردم پیشم داشتن و خداروشکر از عمل به قدم اول و دوم این مبلغ صاف شد .هزینه عنل پدرمو هم خداوند رسوند و تمام مخارنشو تصفیه کردم . تمام بدهی هایی که داشتیم.و تصفیه کردم و باعشق و لذت توی وین مسیرتونستم دورا عزت نفس و هم تهیه بکنم و چند بخش هم از قانون افرینش که واقعا تاثیر زیادی داشت . و رینظیره اون دوره هم . الان که اومدمم توی دوره قانون سلامتی بینظیر حال دلم و کنتدل ذهنم و انرژی جسمی و ذهنبم نحوه عملکرد ذهن و جسمم رفتارم .درامدم و پول ساختنم . اعتماد بنفسم به شدت بالا رفتن
بچه اا ووقعا دوره قانون سلامتی و 12 قدم و عزت نفس و با هم میکس کردم و من بعد از انجام دو قدم از دوره 12 قدم سالن ارایشگاهی که دوست داشتم و افتتاح کردم . از هدف های سال 1404. دوره حرفه ای که باید میرفتم و. رفتم . دوره قانون سلامتی و خرید کردم . ماشین اصلاحب که دوست داشتم ک خریدم .و حتی الان پولایی که خونوادمم گرفته بودم در یک قدمیشونم که تصفیه کنم کلا 2 میلیکن تومن مونده .دوره ارایگشری حرفه ای که باید برمو هم ثبتنام کردم و بهیانشو پرداخت. کردم. اون لول از ارایشگری که باید پیدا میکردم و اوکی شد . اون سبک زندگی که دوس داشتم داشتا باشم اوکی شد اون تواسته دی که استقلال مالی بود که باید از ارایگشری بهش میرسیدم و رسیدم . و خداروشکر درامدم روز به روز داره بالاتر میشه در این حال با سلامتی ام .از خیلی چیزا رها شدم .اعتماد بنفسم بالا رفته حتی تمرین اگهی تبلیغاتی و بعد از گوش دادنش انجامش وادم و اومدم توی شهرستان خودمون که استان ایلام شهرستان دهلران هستش انجامش دادم وبا دوروز کلنجار رفتن با ذهنم ولی به راحتی انجامش دادم
خدارو بی نهایت بار شکرش عاشفتم استاد عزیزم و سپاس گذار خداوندم که هنچین استاد خوبی و سر راه من گذاشت . استاد راستی از وقتی دوره قانون سلامتی و تهیه کردم مفاهیم مربوط به دوره هارو خیلی راحت تر درک میکنم . و از بخش دانلود ها کلی چیز یاد گرفتم و دقیقا همونا توی زندگیم داره اتفاق میفته عاشقتونم به امید اینکه ببینمتون ازنزدیک و ازتون سپاس گذاری کنم .1404.03.08
سلام
ساعت 00.10 تاریخ 29 مه 2025
من هیچ وقت به دوره های استاد هدایت نمیشدم به جز یک بار اونم چند ماه پیش که به کتاب رویاهایی که رویا نیستن 5 اگه اشتباه نکنم هدایت شدم (از طریق نشانه امروز من)
همیشههه توی این دوسال با فایل های دانلودی فقط هدایت میشدم.
به خدا میگفتم حتما هنوز توی مدارش نیستم که یکبارم برام فایلی نیومده که هزینه داشته باشه ، چون من هیچ پولی از خودم نداشتم.
ولی الان و امروز به فایل 12 قدم ، قدم پنجم هدایت شدم خدایااا شکرت ، این یه نشونس ، یه نشونه واضح ، خداقراره برام این دوره رو بخره ، و پولش به راحتی قراره بیاد و من قطعا مدارم بالاتر رفته با تعهدی کار کردن روی خودم و حال و سپاسگذاری و خیلی خیلی تغییر های شخصیتی دیگه که اسان شدم براشون.
قطعا به زودی درامد خواهم داشت قطعا به زودی از کاری که برام لذت بخشه و تخصصشو دارم درامد کسب خواهم کرد توی همین یک ماه پیش رو.
خدایا ازت ممنونم
من واقعا دوست دارم که پول بسازم من واقعا دوست دارم ازادی مالی داشته باشم. همه جا ثروته همه دارن منم دارم ، تواناییش رو دارم ، لیاقتشو دارم ، من لایق ترین ادم دنیام من شاهکار خداوندم خداوند من رو با قدرت خلق کرده و همه چیز رو برام محیا کرده ، اون دنیا رو به پام میریزه.
خودم رو میبینم در حالی که به امریکا مهاجرت کردم ، در حالی با خوشحالی ، با خیال راحت ، با ثروت بی نهایت و برای ساختن ثروت بیشتر و زندگی با کیفیت تر به امریکا مهاجرت کردم ، خودم رو میبینم در حالی که با خانواده بهشتیم دارم یه زندگی با کیفیت سرشار از احساس خوب و عشق و رضایت کنار فوق العاده ترین ادما زندگی میکنم.
خودم رو میبینم در حالی که توی خونه بهشتی ویلایی زندگی میکنم ،
خودم رو میبینم در حالی که گاراژم پر از ماشینایی هست که دوست دارم.
خودم رو میبینم که رئیس بیزینس و استارتاپ موفق خودمم ، همه چیز خیلی ساده نرم و روون و عالی پیش میره امین.
خودم رو میبینم که ساعت ها و روز ها و هر لحظه مشغول کارمم مشغول ارتقا ، مشغول اجابت کردن یه هدف دیگه ، مشغول یاد گرفتن و لذت بردن و پیشرفت کردن.
خودم رو میبینم در حالی که با کشتی کروز به جزایر زیبایی هاوایی سفر میکنم Alloha(:
خودم رو میبینم در حالی که هر لحظه بیشتر عاشق خودم میشم از وجودم از زیباییم از توانمدیم از خلاقیتم و مهارتم و تمرکزم و تعهدم لذت میبرم و سپاسگزاری میکنم.
خودم رو میبینم که دارم رشد میکنم و روحم بزرگ میشه.
خودم رو میبینم که با همه ادم هایی ملاقات میکنم رابطه دوستانه و زیبایی دارم.
خودم رو میبینم در حالی که خدا همه کار هارو انجام میده و اسپانسرمه
خودم رو میبینم در حالی که راحت خرید میکنم ، از سایت ، از فروشگاه ها ، از امازون ، از تسلا ، از بنز ، از فروشگاه های لباس و سوپر مارکت ، از قصابی ها ، از املاکی ها خدایا واقعا سپاسگزارممم.
خودم رو دوست دارم زندگیم رو دوست دارم اقتدارم رو خدام رو جهان رو احساساتم رو صدام رو نگاهم رو توجه ام رو و همه چیز های خفن رو
خدایا تو انجام میدی همه کار هارو تو مدیر و مدبر و فرمانروایی هدایتم که که راحت و بی اصطکاک به خواسته هام برسم
خدایا تو من رو با قدرت خلق کردی همونطور با قدرت زندگی زیبام رو هم خلق کردی ، تو چقدر عظیمی ، تو همه چیزی تو قدرتمند ترین قدرتمندانی !
تو عظیمی تو رحیمی تو سزاوار ثنایی تو حکیمی تو رحمانی تو غفور و تو عزیزی تو جمالی
تو الله صمدی تو لم یلد و لم یولدی ، تو خور خوف نداری ، تو صاحب عرش عظیمی ، تو غنی و تو علیمی
خدایا خودت نگهدارم بلش ، من رو بالا ببر ، نامم رو ، روحم رو ، ایمان رو ، بالا ببر
خدایا من رو یک لحظه هگ به حال خودم رها نکن
خدایا تویی عشق تویی دوست تویی همه چیه من
I Love U
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم مبینا جانم
خدابا بابت این دوستان زیبا که با دیدن نتایجشون ذوق میکنم شکرت میگویم
خدایا نامشان رو بالا ببر
مبینا جان الان که کامنتتو خوندم اینقدر زیبا نوشته بودی که انگار تو کشتی کروز نشسته ای داری سفر میکنی
چه تصویر سازی ذهنیه قشنگی
میشه همه چیز شدنیه فقط باید به او وصل بشیم
هر روز توحیدی تر هر روز با عشق به خدا از خواب بیدار بشیم و قدم برداریم
هر روز با ایمان بیشتر زندگی کنیم من تحسینت میکنم
چه مناجات زیبایی دوبار خوندم کامنتتو لذت بردم و احساسه خوبی پیدا کردم
خداوند هر لحظه ما رو هدایت میکند فقط باید به ندای قلبمون گوش بدیم تا هدایتها رو بفهمیم
متشکرم دوست خوبم بهترینها نصیبت نتایج بزرگ بگیری
و دستتو به دسته خدا بده
خدایا برای این دوستان توحیدیم شکرت میگویم
باسلام خدمت استادبزرگواروفرزانه وهمه دوستان عزیز من هم دوره هم جهت با جریان خداوند را حدود دوماه پیش تهیه کردم دوستان من حدودا 56 سال سنم هست وعلی رغم اینکه از بچکی شخص مذهبی هستم وبا افراد توانمند زیادی هم صحبت شدم وکتابهای زیادی در حوزه دینی مطالعه کردم ولی هیچ وقت از ته دل دلایل مذهبی ها در خصوص فلسفه توحید ونبوت ومعاد هیچ وقت برام قانع کننده نبود وروزبه روز ایمان ضعیف وضعیف تر میشد تا اینکه خداوند من را به سمت خرید هم جهت با جریان خداوند استاد عباسمنش عزیز هدایت کرد وبا گوش کردن به الهامات قلبی استاد روزبه روز ایمانم در خصوص وحدانیت خداوند بیشتر وبیشتر می شود وحتی در حوزه مالی وکاری هم اتفاغات غیر منتظره وشگفت انگیزی در حال رخ دادن است این ها همه ایات خداوند برای برای برداشتن قدم های محکم واستوار است استاد عزیز بابت نفیس مسیحی هاییت ونغمه های دل نوازت در مراغبه هایت بی نهایت ممنون وسپاس گذارم
شکر خدای مهربان
واقعا هر قدر نتایج دوستان رو خوندم قدم به قدم به باور شدن و رسیدن نزدیکتر شدم و ایمان دارم بالاخره منم نتایجم بالامیاد و میام مینویسم سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته که اینطور مرتب نتایج دوستان رو گذاشتن داخل سایت و اگر امکان داره از نتایج دوره عزت نفس بیشتر بگذارید چون من فعلا تونستم این دوره را بخرم سپاس از خدا و استاد و تمام عزیزانی که از نتایجشون نوشتند به امید نتایج بیشتر و بیشتر همه ماها یا حق