نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رهایی از بدهی، چندبرابر شدن درآمد و تقویت ذهن با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
قبلاً وقتی نتایج همدورهایهایم را در دوره ۱۲ قدم با عشق میخواندم، همیشه قوت قلب میگرفتم و با خودم میگفتم: «برای من هم این نتایج رخ میدهد». امروز خوشحالم که حالا نوبت من است که نتایجم را بنویسم.
چهار ماه پیش وارد دوره ۱۲ قدم شدم، فقط با این نیت که حالم خوب شود و ورودی مالی بهتری داشته باشم. هر طور که بود، روز و شبم را گذاشتم پای عمل به آموزشهای این دوره؛ و در این مدت کوتاه، اتفاقات فوقالعادهای در زندگیام رخ داده است.
در ابتدای دوره ۱۳۰ میلیون تومان قرض داشتم؛ اما الان تقریباً تمام این بدهی تسویه شده و فقط ۹ میلیون تومان باقی مانده که همین ماه آن را هم تمام میکنم.
در ابتدای دوره ماشین نداشتم؛ اما حالا ماشیندار شدهام و با فروش ماشین، یک خانه عالی به مبلغ ۹۵۰ میلیون تومان خریدم.
درآمدم در طی این چهار ماه پنج برابر شده است.
ذهنم قویتر، آرامتر و مثبتنگرتر شده و امروز میتوانم جهان را زیباتر، روشنتر و مهربانتر ببینم.
این فقط بخش کوچکی از نتایج من است و میدانم این مسیر، تازه شروع اتفاقات زیباتر است.
دستیابی به نتایج غیرممکن و معجزهآسا با عمل مستمر به تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم
الان حدود ۹ ماه است که دارم روی دوره ۱۲ قدم کار میکنم و هر روز بهطور منظم تمرین ستاره قطبی را انجام میدهم. نتایجی که از این آگاهیها و این تمرین گرفتهام، واقعاً باور نکردنی است. خداوند در این مدت کارهایی برای ما انجام داده که از نظر همه اطرافیانم «غیرممکن» بوده است.
من و همسرم هر دو فرهنگی هستیم. همسرم توانست بدون سابقه کاری کافی و در همان سال اول، انتقالی بیناستانی بگیرد؛ در حالی که تمام افراد اداره میگفتند انتقالی زیر پنج سال سابقه یا پیش از پایان تعهد، کاملاً غیرممکن است. اما با تمرین ستاره قطبی و توکل، همان غیرممکن به سادهترین شکل ممکن شد.
ما نه ماشین داشتیم و نه پولی برای خرید آن. در تمرین ستاره قطبی فقط از خداوند یک وسیله برای رفتوآمد میخواستم و بعد بهطور کاملاً معجزهآسا، توانستیم ماشیندار شویم؛ چیزی که در ظاهر هیچ راهی برایش نبود.
امروز از ته دل به این باور رسیدهام که میتوانم زندگیام را خودم بسازم و در این مسیر، خدای بزرگ همیشه کنارم هست. هرچه را با ایمان و سپاسگزاری بخواهم، خداوند در بهترین زمان و به سادهترین شکل به من میبخشد.
معجزه بارداری، بهبود کامل سلامت و درمان مشکلات جسمی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
سلام به استاد عزیزم. هرچقدر از شگفتیهای دوره قانون سلامتی بگویم، واقعاً کم است. من همسر حامد هستم و ما هر دو به شیوه این دوره زندگی میکنیم و نتایج فوقالعادهای گرفتهایم.
قبل از ورود به این دوره، برای بچهدار شدن بارها و بارها به پزشک مراجعه کردیم و در نهایت به ما گفتند که اسپرم همسرم صفر است و تنها راه، انجام کاشت (IVF) است. این حرف برایمان بسیار سنگین بود، اما امیدمان را از دست ندادیم.
ما دوره قانون سلامتی را خریدیم و بلافاصله سبک زندگیمان را مطابق این دوره تغییر دادیم. حالا حدود چهار ماه است که طبق شیوه این دوره زندگی میکنیم و در همین مدت کوتاه، نتایج معجزهآسایی وارد زندگیمان شده است:
کمر درد من کامل خوب شده؛
دیابت همسرم به طور کامل درمان شده؛
مشکل اسپرم همسرم کامل برطرف شده؛
نامنظمی قاعدگی من نیز کامل تنظیم شده؛
انرژیام چند برابر شده و حال روحی و جسمیام بسیار سرحال و شاداب است.و اما شگفتانگیزترین نتیجه…
الان سه روز است که فهمیدهام باردار هستم.
معجزهای که هنوز هم باور کردنش برایمان سخت است و هر لحظه خدا را شکر میکنیم.این یک هدایت الهی بود؛ هدایت به مسیری که خدا از طریق استاد عباسمنش در زندگی ما قرار داد. ما شاهد بودیم که چطور فقط با عمل به قوانین ساده و الهی این دوره، چنین معجزهای وارد زندگیمان شد.
تجربه کاهش وزن عمیق، درمان بیماریها و تولد دوبارهی جسم و روح با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من شیرین هستم، همسر محمدمهدی، و میخواهم از نتایج بینظیر و معجزهآوری بگویم که از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی گرفتهام. من ۲۳ سالهام و از زمانی که این سبک را شروع کردم، تمام زندگیام به سمت برکت، نعمت و اتفاقات شگفتآور حرکت کرده است.
پیش از ورود به دوره، وزن من ۹۰ کیلوگرم بود. سالها با کار زیاد (دو شیفت کار) توانسته بودم وزنم را روی ۷۰ کیلو ثابت نگه دارم، اما بعد از تغییر شغل و شروع کار فریلنسری، هم وزنم و هم سلامتیام روزبهروز بدتر میشد. یک روز به خودم آمدم و دیدم طی دو سال، هیچکدام از لباسهایم اندازهام نیست. سایز شلوارم به ۴۸ رسیده بود و باورم نمیشد که اینقدر چاق و بیفرم شدهام.
در ابتدا تصور میکردم مشکلم فقط تناسب اندام است و از نظر سلامتی مشکلی ندارم. اما با شنیدن توضیحات استاد عباسمنش در دوره قانون سلامتی فهمیدم علائمی که سالها فکر میکردم طبیعیاند، نشانه بیماریهایی بودند که در بدنم شکل گرفته بود. مثل:
ورم شدید انگشتها پس از بیدار شدن از خواب؛
یکبار انگشتر در نمیآمد و مجبور شدیم آتشنشانی ببریم؛
بدندرد و ضعف شدید عضلات پا و کمر؛
خوابآلودگی و خستگی دائمی؛
بیدارشدن سخت و با بیحوصلگی؛
آکنههای چرکی، ملتهب و دردناک از ۱۱ سالگی تا امروز؛
عرق سرد شبانه و لرزهای عجیب؛
ریزش انرژی و ناتوانی در انجام کارها؛اما بعد از شروع زندگی به شیوه دوره، در همان هفته اول ۱۰ کیلو وزن کم کردم. حالا، یک سال پس از شروع دوره قانون سلامتی، وزن من با قد ۱۷۲ شده ۵۴ کیلوگرم و بدنم بهترین حالت عمرم را دارد.
اتفاقاتی که برای سلامتیام افتاده، واقعاً معجزه است:
من دیگر هیچوقت خسته نمیشوم؛
کنترل احساساتم عالی شده و اصلاً مودی نیستم؛
خوابم سبک، راحت و با انرژی است؛
هر شب حدود ۱۱ میخوابم و بین ۴ تا ۶ صبح با انرژی فوقالعاده بیدار میشوم؛
دیگر خبری از خوابهای سنگین و بیدار شدن با خستگی نیست؛
تمرکزم آنقدر بالا رفته که خودم هم باورم نمیشود؛
خانهام همیشه تمیز است و کارهای خانه وقت بسیار کمی میگیرند؛
قبلاً انرژی پیادهروی تا سوپری را هم نداشتم، اما حالا با همسرم راحت روزی ۲۵ کیلومتر پیادهروی میکنیم؛
دیگر هیچ ریزش مویی ندارم؛
صورتم صاف و شفاف شده، هیچ جوشی نمیزند؛
بدنم هیچ بوی بدی نمیدهد؛و یکی از عجیبترین نتایج:
قبل از دوره، هر بار که موهای بدنم را شیو میکردم، بدنم پر از دانههای دردناک، التهاب و خونابه میشد. اما الان نه التهاب دارم، نه دانه میزند، نه پوست میسوزد. پوستم سالم و رطوبتدار است و دیر به دیر مو درمیآورد.از بزرگترین معجزاتم، درمان کامل دردهای شدید پریودی است. من از اولین روز تا روز پنجم قاعدگی دردهای وحشتناک داشتم. هیچ دارویی جواب نمیداد جز ۳ عدد مسکن قوی کدیمکس در روز. حتی چندبار کارم به سرم و بیمارستان کشیده بود. همه میگفتند عادی است! اما بعد از زندگی به سبک دوره قانون سلامتی فهمیدم اینها طبیعی نیست و از سبک تغذیه غلط میآید. امروز در دوران قاعدگی نه تنها هیچ دردی ندارم، بلکه انرژیام حتی بیشتر هم میشود.
اما بزرگترین معجزه:
وقتی برای شروع دوره آزمایش دادم، متوجه شدم تازه دیابت نوع ۲ گرفتهام. دکتر برایم انسولین تجویز کرد و گفت فوراً باید تزریق کنم. من گریه میکردم، هم برای اینکه چرا دیابت گرفتم، و هم برای اینکه خدا چقدر دوستم داشته که قبل از پیشرفت بیماری، دوره قانون سلامتی را سر راهم قرار داده.
سه ماه بعد، در چکاپ جدید، دیابت نوع ۲ کاملاً درمان شده بود.دوره قانون سلامتی لطف بزرگ خداست. راهی است که ما را از بیماری، استرس، اضافهوزن و بیانرژی بودن بیرون میکشد و دوباره سلامت کامل را به ما برمیگرداند. من از صمیم قلب خدا را شکر میکنم که ما را به این مسیر هدایت کرد و آرزو میکنم همهٔ آدمها طعم این سلامتی و سبک زندگی عالی را بچشند.
تجربه لاغری پایدار، عضلهسازی و سلامت کامل با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من حدود دو سال است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و این دوره تأثیرات شگفتانگیزی روی سلامتی من گذاشته است. وقتی وارد این دوره شدم، فردی چاق بودم. اما با زندگی به شیوه این دوره، کمکم و بدون ذرهای گرسنگی لاغر و خوشاندام شدم. در سه ماه اول، ۱۸ کیلوگرم وزن کم کردم و بهتدریج به وزن نرمال رسیدم و بعد وزنم ثابت ماند، چون با تعهد کامل طبق قانون سلامتی عمل میکردم.
تمرینات عضلهسازی این دوره را هم انجام دادم و امروز عضلههایم کاملاً مشخص و بدنم خوشفرم و زیبا شده است. یکی از نتایج جالب برایم این بود که سالها بالای ابروهایم همیشه خالی بود، اما حالا کاملاً پر شده و چهرهام جوانتر و سالمتر به نظر میرسد.
این مسیر به من ثابت کرد که اگر با ایمان و تعهد به آموزههای دوره قانون سلامتی عمل کنم، نتایج کمکم میآیند و ثابت و ماندگار میشوند. اکنون که باردار هستم، چکاپ بارداری را انجام دادم و وقتی دکتر زنان نتایج آزمایشهای من را دید، با تعجب میپرسید چطور ممکن است بدنم تا این حد سالم باشد و همهٔ شاخصها در بهترین حالت ممکن باشند.
خدای مهربان را شکر میکنم که چندین سال پیش من را به این مسیر هدایت کرد. من از تمام دورهها و آموزشهای استاد عباسمنش نتایج عالی گرفتهام و هر روز بیشتر از قبل تجربه میکنم که این مسیر، مسیر درست زندگی است.
حدود ۵ ماه قبل از خرید دوره قانون سلامتی، من متوجه شدم دچار کم کاری تیرویید شدم و بعد از انجام تست های آزمایشگاهی و سونوگرافی متوجه گواتر در سمت راست تیروییدم شدم و تمام پزشکان پیشنهاد جراحی دادند.
علاوه بر این، حدود ۱۸ کیلو اضافه وزن داشتم و زانو درد داشتم. الان ۲ ماه هست که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می کنم و متعهدانه به دوره عمل می کنم. بعد از 2 ماه مجدداً آزمایش دادم تا نتایجم را ببینم. نتایج آزمایش های من به شرح زیر است:
یکی از تستهای کبدی من قبل از شروع دوره قانون سلامتی ۳۰۹( حد مرز) بود که به ۱۸۴ کاهش پیدا کرده؛
تری گلیسرید من قبل از شروع دوره قانون سلامتی ۱۷۹ بود که به ۱۰۵ کاهش پیدا کرده؛
کلسترول خون من قبل از دوره قانون سلامتی ۲۱۶ بود که به ۱۹۷ کاهش پیدا کرده؛
التهاب بدنم در آزمایش بسیار کم شده؛
و تست تیرویید از وضعیت مرزی قبل از شروع دوره، به حالت نرمال رسیده و سلامت شدم. سپاسگزارم به خاطر دوره قانون سلامتی
تحول مالی، احساسی و سبک زندگی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و نتایج شگفتانگیز همراه با دوره قانون سلامتی
من معمولاً در جلسه اول هر قدم، بخشی از نتایجم را مینویسم. چند روز پیش در محل کارم، هنگام مرتب کردن کمد لباسهایم، یک تکه کاغذ پیدا کردم که با دستخط و امضای خودم روی آن چند جمله نوشته بودم. وقتی کاغذ را خواندم، مو به تنم سیخ شد. متن همان کاغذ را اینجا مینویسم:
«خدایا الان ساعت ۴ بعدازظهر است و من در محل کار، در اتاق استراحت نشستهام و ذهنم مشغول است. فقط ۹۰ هزار تومان در حسابم دارم. چند روز دیگر عروسی خواهرم است و بعد از آن تولد همسرم. همیشه دوست داشتم برای عزیزانم کادوهای خوب بخرم چون این کار حالم را خیلی خوب میکند.
الان ماندهام چه کنم؟! تازه به خودم تعهد دادهام که پول قرض نگیرم و همهٔ قرضها و قسطها را صاف کنم. الآن به ۵ میلیون تومان پول نیاز دارم.»
احمد – مهر ۱۴۰۱وقتی این نوشته را دوباره خواندم، یادم آمد زمانی که آن را مینوشتم بهتازگی فایل «سه برابر کردن درآمد» را دیده بودم و تعهدم را نوشته بودم که قرض نگیرم، قرضها را صاف کنم و درآمدم را سه برابر کنم. در همان روزها داشتن ۵ میلیون تومان برایم آرزویی دور و دستنیافتنی بود.
بعد از آن وارد عمل شدم. آگاهیها و تمرینات دوره ۱۲ قدم را شروع کردم و حالا که تازه قدم ۵ را شروع کردهام، زندگیام کاملاً زیرورو شده است. وقتی شرایط امروز را با آن نوشته روی کاغذ مقایسه کردم، اشکم سرازیر شد. همانطور که دوستان دوره میگویند: «برای اینکه بفهمی چقدر تغییر کردهای، اصلاً لازم نیست تا قدم ۱۲ صبر کنی؛ همان چند قدم اول هم نشانت میدهد که زندگیات دیگر هیچ شباهتی به گذشته ندارد.»
الان بهمن ۱۴۰۲ است و گوشهای کوچک از نتایج امروز را اینجا مینویسم:
امسال برای تولد همسرم یک سفر عالی با هواپیما به کیش هدیه دادم. چهار شب فوقالعاده را در یک هتل عالی در کیش گذراندیم. این در حالی است که فقط یک سال پیش، تمام پساندازم ۹۰ هزار تومان بود.
پرواز با هواپیما برای من یک آرزو بود؛ از کودکی عاشق هواپیما بودم. هنوز هم هر بار هواپیما از آسمان رد میشود، میایستم و نگاه میکنم؛ حتی اگر در یک ساعت صد هواپیما هم رد شود.دوره قانون سلامتی را از سایت تهیه کردم و تا امروز ۱۵ کیلو وزن کم کردهام، ۴ سایز کم کردهام و بدنم سالم و پُرانرژی است.
هیچ وام و بدهیای ندارم. تمام قسطها و بدهیهای بانکیام را زودتر از موعد تسویه کردم. حتی کارمندان بانک میگفتند: «تو حالت خوب نیست؟ همه دنبال وام گرفتن هستند و تو داری زودتر تسویه میکنی؟!»
روابط عاطفیام با همسرم بهطرز باورنکردنی عاشقانه شده؛ در حالی که قبلاً هفتهای یکبار دعوا و ناراحتی داشتیم، الان چندین ماه است که فقط داریم از زندگی لذت میبریم.
زندگیام هر روز پُربرکتتر میشود. مسیرم روان شده و احساس میکنم کمکم دارم روی دوش خدا سوار میشوم. هر جا میروم کارم انجام میشود. در تهران شلوغ همیشه نزدیکترین جای پارک برایم فراهم میشود.
بدون تبلیغ، مشتریها سراغم میآیند و مردم به شکلهای مختلف برایم مشتری میفرستند. نگرانی و غم ندارم. از کسی ترس ندارم. هیچ انتظاری از کسی ندارم.دیروز مادرم، که مسیر متفاوتی دارد، با من تماس گرفت. حرفهای همیشگیاش را گفت و من فقط سکوت کردم. آخر مکالمه فقط یک جمله گفت: «احمد، خیلی عوض شدی… دیگه اون آدم سابق نیستی!»
همانجا یک نفس عمیق کشیدم و از ته دل گفتم: «خدایا شکرت… هم حالم خوبه هم احساسم.»اگر بخواهم تکتک نتایجم را بنویسم، باید تا فردا ادامه بدهم. فعلاً همینقدر مینویسم.
بینهایت سپاسگزار خدای مهربان هستم که من را به این مسیر توحیدی و الهی هدایت کرد، و بینهایت سپاسگزار استاد عباسمنش هستم که این مسیر زیبا را به ما آموزش میدهند.ازگشت به مسیر، جهش مالی و برآورده شدن خواستهها با عمل دوباره به آموزههای دوره ۱۲ قدم
مدت یک سالی میشود که قدم اول دوره ۱۲ قدم را با همسرم تهیه کردیم. دو ماه اول با جدیت و تعهد کامل جلسات دوره را گوش میدادیم و به آموزهها عمل میکردیم و همان زمان نتایج فوقالعادهای وارد زندگیمان شد؛ نتایجی مثل روابط زیباتر، احساس آرامش عمیقتر، پیشنهاد شغلی عالی با درآمد بسیار بهتر و… تا جایی که درآمد ماهانه من چهار برابر شد.
اما بعد از مدتی، جدیتم برای ادامه آموزشها کم شد، روی خودم کار نمیکردم و به همان نسبت، نتایج هم کمتر شد. فروش روزانهام کم و کمتر شد تا جایی که تقریباً به صفر رسید.
تا اینکه یک روز فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را نگاه کردم و دوباره تعهد، انگیزه و دلیل موفقیتهای قبلیام را به یاد آوردم. همانجا تصمیم جدی گرفتم که دوباره شروع کنم. الان کمتر از دو ماه است که با جدیت بالا آموزههای دوره ۱۲ قدم را اجرا میکنم و به قول استاد، برای کار کردن روی خودم «جهاد اکبر» راه انداختهام. صبح و شب تمرین ستاره قطبی را انجام میدهم، با آگاهیهای دوره باورهای قدرتمندکننده میسازم و تمرکز کامل گذاشتهام روی رشد کسبوکارم.
و اینها بخشی از نتایجی است که فقط در همین دو ماه تجربه کردهام:
همسرم بعد از حدود یک سال صبر، باردار شده است.
فروشی که تقریباً صفر شده بود، دوباره به اوج برگشته؛ فقط در دیماه ۱۹۵ کارتن فروش داشتم.
مشتریهایم یکییکی بازگشتهاند و دوباره از من خرید میکنند.
یک عزیز بدون اینکه از او بخواهم، برای گسترش کسبوکارم کاری انجام داد که کمک بسیار بزرگی برایم بود.
و مهمترین نتیجهام در این مدت کوتاه، خرید ماشین مورد علاقهام است. این ماشین هدف اول امسال من بود و بعد از افتها و مشکلات، کاملاً از آن ناامید شده بودم؛ اما خداوند دوباره به من ثابت کرد که اگر به هدایت و حمایتش ایمان بیاورم و مسیر درست را ادامه بدهم، همه چیز سر زمان درست به من میرسد.
من از عمل به آگاهیهای قدم اول به اندازه کافی نتیجه گرفتهام و حالا نوبت قدم بعدی است. با اشتیاق کامل وارد قدم دومِ دوره ۱۲ قدم میشوم و مطمئنم نتایج شگفتانگیز زیادی در راه است.
از استقلال مالی تا تناسب اندام فوقالعاده؛ تجربهای شگفتانگیز با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، من از فایلهای دانلودی شما نتایج بزرگی گرفتم؛ حدود ۵۰۰ میلیون تومان ورودی مالی داشتم. بعد از آن که دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و شروع کردم به عملکردن به آموزههای این دوره، ۷۰ برابر مبلغ پرداختیام ورودی مالی جذب کردم. به خاطر همین عملکردنها، امروز در خانه خودم زندگی میکنم و مستقل هستم. همچنین ماشین مورد علاقهام را خریدهام؛ ماشینی که یک سال پیش مشخصاتش را نوشتم و حالا زیر پای من است. در این دو سال، هر خواستهای که داشتم خلق شده است.
اما باید بگویم که دوره قانون سلامتی بهترین دورهای است که تا امروز از شما دیدهام. امروز روز ۱۱۲ام زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی است و من دارم از سبک زندگیام لذت میبرم. آرامش تمام وجودم را گرفته، هر روز سالمتر و پرانرژیتر میشوم و انگار افتخاری در عمق وجودم شکل گرفته. آنقدر به این سبک زندگی راضیام که اگر لازم بود تا قله قاف پیاده بروم تا به این شرایط برسم، بدون تردید میرفتم.
چون قرار است تا آخر عمرم این شیوه را ادامه دهم، برای اینکه منطق این دوره را بهتر درک و عادتها را عمیقتر نهادینه کنم، دوباره از اول دارم جلسات را مرور میکنم. مدل رشد من اینطور است: وقتی بفهمم یک مسیر درست است، با وسواس و دقت تمام تا آخرش میروم. برای همین در مدت کوتاه حضورم در سایت، نتایج بزرگ و سریع گرفتم. اگر درک کنم عادتی اشتباه است، راحت کنار میگذارم و عادت درست را جایگزین میکنم.
یکی از نتایج دوره قانون سلامتی برای من این بود که شدیداً عملگرا شدم؛ هم در اجرای ایدهها و هم در عمل به تمرینات سایر دورهها. منی که همیشه کارهایم دقیقه نودی بود، حالا مدتهاست که در تمرین جلسه اول دوره عزت نفس (انجام کارهای به تعویقافتاده)، کاملاً بهروز هستم و حتی جلوتر هم حرکت میکنم. هر ایدهای که میگیرم همان روز شروع میکنم و همین باعث شده نتایج شگفتانگیزی بگیرم. مثلاً ماه قبل کتابی در حوزه کاری خودم خواندم؛ یک ایده از آن گرفتم و بلافاصله فردای همان روز شروع به اجرای آن کردم و بعد از ۲۰ روز یک ورودی مالی عالی ایجاد شد.
اما بزرگترین نتیجهام، تناسب اندام و سلامت فوقالعاده است. آنقدر اندامم عالی شده که هر بار در آینه خودم را نگاه میکنم از خوشحالی لبخند میزنم. بدنم دقیقاً همان شده که همیشه آرزویش را داشتم: سرشانههای پهن، کمر باریک و فرم ایدهآل. در کمتر از چهار ماه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:
وزنم از ۱۱۴ کیلو به ۸۹ کیلو رسیده
دور کمرم از ۱۰۵ سانتیمتر به ۸۸ سانتیمتر رسیده
دور پهلوهایم از ۱۲۴ سانتیمتر به ۱۰۹ سانتیمتر رسیدهوقتی این نتایج را میبینم، با خودم میگویم: اگر فقط در چهار ماه این نتایج را گرفتم، اگر دو سال ادامه دهم چه بدنی خواهم داشت؟ اگر ۱۰ سال و ۵۰ سال ادامه دهم چه سلامتیای خواهم داشت؟
استاد عزیزم، بینهایت سپاسگزارم بابت آموزههای گرانبهای دوره قانون سلامتی و مهمتر از همه اینکه این مطالب علمی و ارزشمند را به سادهترین، قابلاجراترین و مؤثرترین شکل ممکن توضیح دادهاید.
تجربه جهش مالی و ورود مشتریان باکیفیت با عمل به آموزههای دوره قانون آفرینش
استاد عزیزم، از شما به خاطر دوره قانون آفرینش و این حجم از آگاهی ارزشمند، از صمیم قلب سپاسگزارم. از وقتی با کمک آگاهیهای این دوره روی ساختن باور «لیاقت داشتن درباره ثروت» تمرکز کردهام، تغییرات عمیق و جدی در کسبوکارم رخ داده است.
درآمدم بهطور چشمگیری بیشتر شده و افراد باکیفیتتر وارد دفتر کار من میشوند؛ افرادی که هم مودبتر هستند، هم وضعیت مالی بسیار بهتری دارند، هم ارزش وقت و خدمات من را میدانند و برایش احترام قائلاند و حاضرند بهای واقعی کارم را پرداخت کنند.
این نتایج را شکرگزارم و میدانم که ریشه همه آنها، عمل کردن به آگاهیهای این دوره عالی است.



به نام خداوند وهاب و ثروتمندم
استاد عزیزم سلام
استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره
اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته
یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم
استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت
استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن
خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده
سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم
الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو
با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو
تو هم بنویس و لذت ببر و
و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم
من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم
شایدم بیشتر
اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغیهای زندگیم بدست آورده بودم
که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم
موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر
و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود
و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم
من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش میدادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم
تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش
و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداشها و نتایج از راه رسیدن
و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم
و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و
زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن
و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون
و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر
چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده
ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست
تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام
از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم
از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم
از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل
شدم
دیدگاهم مثبت و توحیدی شده
خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم
خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم
کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم
هر روز برای خودم هدف دارم
ورزش میکنم
کنترل ذهنم عالی شده
کنترل کانون توجه ام عالی شده
بنده شکرگزار خداوند شدم
و خودم درآمد دارم
و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم
عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته
ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند میدانم
و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم
و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم
ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم
و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم
استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن
که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم
خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید
خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین
خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان
استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین
چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم
خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید
خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم
سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قویتر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.
منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.
یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.
یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم
تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!
منگفتم میترسم اجارمو در نیارم.
با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.
خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار
و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…
یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.
یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .
الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه
اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم
که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه
از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن
وخدا راشکر میکتم
وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی
دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟
آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟
من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز
سلام خانم اکبری عزیز
سمیه هستم
اگه سنتون بالای چهل باشه احتمالا در معرض یایسگی زود رس هستید
چون برای منم اینجوری بود
من دوره سلاگتی را تهیه ن. زدم ولی یه تجربه هایی دارم که بهبود پیدا کنه اگه تمایل داشتید راهنماییتون میکنم
امیدوارم هر چه زودتر حالتون عالی باشه
سلام دوست عزیز .من 37 سالمه اما دکتر همون احتمال راداده ازتجرییاتتون اگر بگید ممنون میشم
بله عزیز بدون شک تایم و مقدار خونریزی رو افزایش میده چون من هم خودم این مشکل رو داشتم وبا قانون سلامتی این مسئله رفع شد
ممنون لیلا جان فقط
یسوال .یعنی شما مثل من بودی یعنی پریود میشدی بوقت اما مثلا بجای 5 روز خونریزی حالا شده 3 روز خونریزی وحجم خونریزی کم شده ؟؟
یعنی با قانون سلامتی الان حجم خونریزی شما خوب شد ؟
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
سلام زهرا جان
سمیه هستم
متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم
ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد
و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد
را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه
انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم
هر روز دعاگوتون هستم
نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد
اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.