نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -فروز فرهنگ

    من فروز فرهنگ هستم، ساکن آمریکا. چند سال پیش، دقیقاً شب کریسمس، با چشم‌های اشک‌آلود پشت فرمان نشستم و بی‌هدف شروع به رانندگی کردم. سر از خیابانی بسیار زیبا و مرتفع درآوردم؛ جایی که تمام چراغ‌های شهر پیدا بود و خانه‌های فوق‌العاده‌ای آنجا قرار داشت. همان‌جا اولین بار این سؤال در ذهنم شکل گرفت که «فرق من با آدم‌هایی که صاحب این خانه‌ها هستند چیست؟» شاید بیشتر از ده بار با عصبانیت از خدا پرسیدم، اما آن شب هیچ پاسخی نشنیدم.

    بعد از آن، شروع کردم در یوتیوب دنبال موفقیت گشتن و یک فایل از استاد عباس‌منش دیدم. حرف‌های استاد جنسش متفاوت بود؛ انگار عمیقاً با روحم حرف می‌زد. دلم می‌خواست بیشتر بشنوم اما آدرس سایت را پیدا نکردم. حتی به چند نفر که به ایران می‌رفتند سپردم اگر کتاب یا CD از استاد عباس‌منش پیدا کردند، برایم بیاورند، اما هیچ اتفاقی نیفتاد.

    سال‌ها گذشت تا اینکه دوباره شب کریسمس، با دلی گرفته از زمین و زمان، پشت فرمان نشستم و باز هم به همان خیابان زیبا رسیدم. این بار آرام، بدون عصبانیت، با خدا حرف زدم. گفتم:
    «خدایا، دوباره رسیدم به همان نقطه. باز هم همان سؤال را می‌پرسم، اما این دفعه تا جواب ندی نمی‌روم. فرق من با این آدم‌هایی که صاحب این خانه‌ها هستند چیه؟ ایراد کار من کجاست؟ باهام حرف بزن، یک نشانه بده، واضح بهم بگو راه من چیه.»

    به محض تمام شدن جمله‌ام، نگاهم افتاد به سه خانه جلوتر؛ تابلوی بزرگی جلوی خانه بود که با حروف درشت روی آن نوشته شده بود: BELIEVE.
    این را نشانه‌ای از طرف خدا دیدم. وقتی به خانه رسیدم، در یوتیوب نوشتم: «چگونه باورهای خود را تقویت کنیم؟» و جالب اینکه اولین فایل پیشنهادی، یک فایل فارسی از استاد عباس‌منش بود. انتهای ویدئو آدرس سایت هم بود. از تعجب دهانم باز مانده بود؛ بعد از سال‌ها جستجو، این‌بار مسیر به ساده‌ترین شکل ممکن باز شد.

    از زمانی که عضو سایت شدم و به آموزش‌های استاد عباس‌منش عمل می‌کنم، آن‌قدر تغییر کرده‌ام که گاهی باورم نمی‌شود زندگی می‌تواند این‌طور دگرگون شود.

    بعد از شش سال دیگر قرص ضدافسردگی نمی‌خورم. آزاد شدم.
    دیگر نیاز به قرص خواب ندارم. راحت می‌خوابم و از زندگی‌ام نهایت لذت را می‌برم.

    من پانزده سال هر یکشنبه به کلیسا می‌رفتم و سعی می‌کردم طبق کلام آسمانی زندگی کنم. وقتی وارد سایت شدم، به‌خاطر تفاوت اعتقادی کمی دودل بودم. اما خدای درونم به من گفت:
    «چه اهمیتی دارد مسیحی باشی یا مسلمان؟ ما همه یکی هستیم.»

    امروز آموزش‌های استاد عباس‌منش کمک کرده‌اند اصول تورات و انجیل را بفهمم؛ اصولی که سال‌ها می‌خواندم اما عمق‌شان را درک نمی‌کردم.

  • -لیدا رضایی
    معجزه مادر شدن با عمل به آموزش ها

    استاد عباس‌منش، فایل‌های هدیه شما طلای ناب است. من چهار ماه فقط همین فایل‌ها را گوش می‌دادم و آن‌قدر نتیجه گرفتم که تصمیم گرفتم دوره‌های آموزشی شما را بخرم.

    اولین نتیجه جدی من از روزی شروع شد که تصمیم گرفتم بچه‌دار شوم. وقتی آزمایش دادم، چندین دکتر متخصص گفتند: «شما تخمک‌گذاری نمی‌کنید و به این راحتی‌ها نمی‌توانید باردار شوید.» یعنی در سن ۳۶ سالگی آب پاکی را روی دستانم ریختند و گفتند راه درمانی طولانی و سختی پیش رو دارید. اما من از شما یاد گرفته بودم که این حرف‌ها را نپذیرم و اجازه ندهم باورم را بسازند.

    در مسیر برگشت از مطب تا خانه فقط با خدا حرف می‌زدم و می‌گفتم: «خدایا من را به این دکترها واگذار نکن. خودم را به تو می‌سپارم. قدرت فقط دست توست، نه هیچ‌کس دیگر.» و سعی کردم هرچه از شما یاد گرفته بودم را اصل قرار بدهم.

    بعد دوره ۱۲ قدم را خریدم. باید بگویم این دوره اسمش «دوره» نیست؛ خودِ زندگی است. کاش به‌جای اینکه ۹ سال دانشگاه بروم، ۹ سال پیش با استاد عباس‌منش آشنا می‌شدم و این دوره را می‌خریدم. تمام مدرک‌هایی که دارم، به‌اندازه نیمی از آموزش‌های این دوره برای من ارزش ایجاد نکرده‌اند، چون این دوره اصول واقعی و درست زندگی را به من نشان داد.

    به خدا قسم، یک قرص هم نخوردم، یک دقیقه هم دکتر نرفتم و فقط سه ماه بعد از آن ماجرا، به‌طور کاملاً طبیعی باردار شدم؛ آن‌قدر راحت که خودم شوکه شدم! فقط دو روز بعد از خرید دوره ۱۲ قدم متوجه شدم باردارم… و این، بزرگ‌ترین نتیجه‌ای بود که در زندگی‌ام گرفتم.

    استاد عباس‌منش، از شما ممنونم که باارزش‌ترین و باکیفیت‌ترین دوره‌های آموزشی را تولید کردید. نتایج استفاده از آموزش‌های شما آن‌قدر زیاد است که واقعاً نمی‌توانم همه را بگویم.

    رابطه‌ام با همسرم حالا به‌قدری عالی و عاشقانه است که شاید از هر هزار زوج، یکی چنین رابطه‌ای داشته باشد. در کارم، خدا را شکر، زحمت کارم کمتر شده و درآمدم بیشتر شده. قبلاً تلاش می‌کردم همه را راضی نگه دارم، اما الان اعتمادبه‌نفسم آن‌قدر قوی شده که برای راضی کردن دیگران تلاش نمی‌کنم؛ و در عوض، آدم‌های باکیفیت‌تری وارد زندگی‌ام شده‌اند.

  • -رحمان
    تغییرات شخصیتی من و نتایج این تغییرات

    من رحمان هستم و در حال استفاده از آموزش‌های استاد عباس‌منش در دوره ۱۲ قدم هستم. در یکی از جلسات، استاد عباس‌منش درباره مفهوم هجرت صحبت می‌کردند و من با اطمینان می‌گویم که با عمل به این آموزش‌ها، من واقعاً هجرت کردم. من از یک رحمانِ معتاد که روزی سه بار مواد مخدر مصرف می‌کرد و دو پاکت سیگار می‌کشید، به انسانی هجرت کردم که اکنون حتی بوی سیگار حالش را بد می‌کند.

    من از آن رحمانی که به خاطر اثرات مواد مخدر تا ظهر خواب بود، وقتی بیدار می‌شد تا دو ساعت گیج بود و کسی حق نداشت به او اعتراضی کند چون عصبی می‌شد، فاصله گرفتم و به فردی جدید تبدیل شدم. اکنون من رحمانی هستم که قبل از همه از خواب بیدار می‌شود، همه چیز را مهیا می‌کند، نان سنگک داغ می‌خرد، انسولین مادرش را می‌زند و اولین نفر در محله است که مغازه‌اش را باز می‌کند.

    هجرت من یک تحول همه‌جانبه بود. من از یک آدم بدبین و شکاک، به انسانی تبدیل شدم که زیبایی‌های اطرافیانش را می‌بیند. از رحمانی که هیچ هدفی برای ثروتمند شدن نداشت، به کسی رسیدم که اکنون ثروتمند شدن برایش تبدیل به یک وظیفه شده است.

    من از فردی که بدون مواد مخدر و دوستان معتادش لذت نمی‌برد، به رحمانی هجرت کردم که می‌تواند روزها و ماه‌ها به تنهایی مسافرت برود و از بودن با خودش لذت ببرد. من از کسی که همواره دنبال پارتی و آشنا برای پیشبرد کارهایش بود، به انسانی تبدیل شدم که سعی می‌کند فقط و فقط روی خداوند حساب باز کند.

    با کمک آموزش‌های استاد عباس‌منش در دوره ۱۲ قدم، من از رحمانی که حتی توان پرداخت قسط‌هایش را نداشت، به رحمانی هجرت کردم که درآمدش ۳۰ برابر شده و این درآمد روزبه‌روز در حال افزایش است.

  • -افرا عبدالهیان

    قبل از آشنایی با استاد عباس‌منش، روزهای بسیار سختی را می‌گذراندم. فشار بدهی‌های مالی و چک‌های برگشتی از یک سو و درگذشت همسرِ خواهر عزیزم از سوی دیگر، مرا به جایی رسانده بود که هر لحظه به‌طور جدی به مرگ فکر می‌کردم و تقریباً خودم را برای پایان دادن به زندگی‌ام آماده کرده بودم. حتی سم قوی و کشنده‌ای تهیه کرده و زیر بالشم گذاشته بودم.

    در یک مهمانی خانوادگی، دخترخاله‌ام متوجه آشفتگی من شد و وقتی سفره دلم را باز کردم و از بدبختی‌هایم گفتم، حرفم را قطع کرد و پیشنهادی داد که مسیر زندگی‌ام را تغییر داد. او گفت: می‌خواهی جایی را به تو معرفی کنم که دنیایت را عوض کنی؟ او استاد عباس‌منش را به من معرفی کرد و گفت که با کمک آموزش‌های ایشان توانسته ۴۰۰ میلیون تومان بدهی سنگین را در عرض یک سال و نیم پرداخت کند و از شر آن خلاص شود.

    مشتاق شدم تا استاد عباس‌منش را بشناسم. همان شب فایل‌های هدیه سایت را گوش دادم و چنان غرق آن‌ها شدم که گویی از همه‌چیز بریده بودم. در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ در سایت ثبت‌نام کردم و این روز را تاریخ تولد الهی خودم می‌دانم. امروز به لطف خداوند و عمل به آموزش‌های استاد عباس‌منش، تمام بدهی‌هایم پرداخت شده است. من به استقلال مالی رسیده‌ام، ماشین مورد علاقه‌ام را خریده‌ام، زندگی مستقل و خوبی دارم، طلا پس‌انداز کرده‌ام و تمام لوازم زندگی‌ام را نو و مرتب کرده‌ام.

    من از کارمندی بیرون آمدم و اکنون کسب‌وکار موفق خودم را دارم. درآمد من تنها با استفاده از آموزش‌های رایگان استاد عباس‌منش به ۱۲ برابر رسید و اکنون دوره روانشناسی ثروت ۱ را نیز تهیه کرده و روی آن کار می‌کنم. در طی این چند سال، سلامتی‌ام عالی بوده و شاید فقط دو بار از دارو استفاده کرده‌ام و هرگز نیاز به دکتر رفتن پیدا نکردم.

    از نظر روحی، منی که هر روز با همکار، مشتری و حتی خانواده عزیزم درگیر بودم، آن‌قدر تغییر کرده‌ام که آرامش عمیقی در وجودم جاری شده و حتی یادم نیست آخرین باری که عصبانی شدم چه زمانی بوده است.

    اکنون استقلال مالی‌ای را تجربه می‌کنم که هر چیزی را لازم دارم، به‌راحتی و بدون نگرانی از قسط و بدهی می‌خرم و دیگر نیازی نیست اول حساب‌وکتاب کنم. من در نهایت رفاه زندگی می‌کنم، به ورزش سوارکاری می‌پردازم و از تک‌تک لحظات زندگی‌ام لذت می‌برم.

  • -وهاب زارعی

    من ۵۷ ساله هستم و قبل از آشنایی با آموزش‌های استاد عباس‌منش، وضعیت سلامتی‌ام بسیار وخیم بود. کلسترول خونم بالای ۶۰۰ بود، ۸۵ کیلوگرم وزن داشتم و قند خون ناشتای من تا ۱۸۰ بالا می‌رفت. دیابت نوع ۲ داشتم و مجبور بودم برای کنترل آن روزی ۳ عدد قرص متفورمین و برای کنترل کلسترول نیز روزی ۳ قرص مصرف کنم. علاوه بر این‌ها، دچار کم‌کاری تیروئید، مشکلات بینایی و پادرد بودم. همواره احساس خواب‌آلودگی داشتم و انرژی جسمانی‌ام بسیار پایین بود.

    شرایط جسمانی من به قدری دشوار بود که به خاطر مشکل سیاتیک، حتی ۱۰ دقیقه هم نمی‌توانستم پیاده‌روی کنم. زانودرد و کمردرد به شدت آزارم می‌داد و گرفتگی عضلات شدیدی داشتم. شب‌ها نیز آسایش نداشتم؛ عرق‌کردن‌های شبانه و خروپف شدید در خواب، هم خودم و هم اطرافیانم را به شدت اذیت می‌کرد. در چنین شرایطی، پسرم دوره قانون سلامتی استاد عباس‌منش را به عنوان هدیه تولد برایم خرید و خدا را شکر می‌کنم که بهترین هدیه عمرم را دریافت کردم.

    اکنون که کمتر از دو ماه از عمل به آموزش‌های استاد عباس‌منش در دوره قانون سلامتی می‌گذرد، وضعیت سلامتی من کاملاً دگرگون شده است. وزنم به ۷۸ کیلوگرم رسیده و قند خون بعد از غذای من به ۱۱۰ کاهش یافته که اصلاً برایم باورکردنی نیست. خروپف شبانه‌ام کاملاً برطرف شده، شب‌ها به آرامی می‌خوابم و دیگر خبری از تعریق شبانه نیست. گزگز و سوزش دست و پایم بهبود یافته، زانودرد و کمردردم کاملاً خوب شده، سیاتیکم رو به بهبودی است و گرفتگی عضلاتم بسیار کمتر شده است.

    نتایج من شگفت‌انگیز است؛ الان می‌توانم به راحتی روزی یک‌بار پیاده‌روی کنم و یک روز در میان یوگا کار می‌کنم. فعالیت‌هایی را انجام می‌دهم که به مدت چندین سال نتوانسته بودم انجام دهم، اما الان همه حرکات ورزش یوگا را عالی اجرا می‌کنم و مورد تشویق کلاس قرار می‌گیرم.

  • -مریم

    از لحظه‌ای که قدم اول دوره ۱۲ قدم را شروع کردم، اتفاقات فوق‌العاده و معجزات وارد زندگی‌ام شده و این روند تا همین امروز ادامه دارد. استاد عباس‌منش عزیز، قلب من آن‌قدر آرام و حالم آن‌قدر خوب است که دلم می‌خواهد روی تک‌تک ثانیه‌های حرف‌های شما در این دوره تمام تمرکزم را بگذارم و واقعاً هیچ عجله‌ای برای تمام کردن جلسات ندارم.

    پیش از آشنایی با دوره ۱۲ قدم، با وجود سن کم، همیشه دچار کمردرد، گردن‌درد و قلب‌درد بودم. اما از لحاظ سلامتی به لطف پروردگارم، پس از شروع این دوره حتی یک بار هم بیمار نشده‌ام و سلامتی کامل را تجربه می‌کنم.

    روابطم فوق‌العاده شده است و افراد منفی به شکل معجزه‌آسایی از زندگی‌ام خارج شدند. دوستان و خانواده‌ام محبت‌شان را بسیار بیشتر به من نشان می‌دهند و اکنون اطرافم را آدم‌هایی پر کرده‌اند که خوشحال‌تر، آرام‌تر و هدفمند هستند؛ کسانی که به اهداف‌شان رسیده‌اند و من از آن‌ها انگیزه زیادی می‌گیرم.

    از لحاظ موفقیت مالی، نتایج برایم خیره‌کننده بوده است. حقوقم بیشتر از دو برابر شده و پولی که مدت‌ها خواهان آن بودم، به شکل معجزه‌آسایی به دستم رسید. همچنین ایده‌های جدیدی در زمینه کاری به من الهام شده که به لطف الله در حال انجام آن‌ها هستم.

    از نظر خوشحالی درونی، تفاوت از زمین تا آسمان است. من که پیش از این همیشه غر می‌زدم، ناراحت بودم و گریه می‌کردم، الان بسیار بیشتر می‌خندم، حالم عالی است و خداوند می‌داند که وقتی به نعمت‌هایم فکر می‌کنم، از شدت خوشحالی اشک شوق می‌ریزم.

    من به دوستان دو کار را پیشنهاد می‌دهم که برای خودم نتیجه فوق‌العاده‌ای داشت. اول اینکه استاد عباس‌منش همیشه تأکید می‌کنند ورودی مناسب بسیار مهم است؛ من خودم هر زمان که فرصتی دارم، فقط و فقط فایل‌های هدیه شما را گوش می‌دهم و به این شکل ورودی‌های مناسبی به ذهنم می‌دهم.

    نکته دوم این است که از ابتدای دوره ۱۲ قدم، تمام اتفاقات خوبی را که برایم رخ داده می‌نویسم و تا الان ۸۰ معجزه را ثبت کرده‌ام؛ از زمانی که مغازه‌دار پول کمتری از من گرفت تا وقتی که چند ده میلیون وارد حسابم شد. این لیست باعث شده هر وقت ذهنم می‌خواهد من را از مسیر آموزش‌ها دور کند، با همان منطقی که استاد عباس‌منش در جلسه اول گفتند، به خودم می‌گویم: من ۸۰ معجزه وارد زندگی‌ام شده است، چطور می‌گویی این مسیر جواب نمی‌دهد؟

  • -نازنین سلامات

    من اکنون در پایان قدم دوم و شروع قدم سوم از دوره ۱۲ قدم هستم. می‌خواستم نتایج ارزشمندی را که پس از گذراندن این دو قدم کسب کرده‌ام بازگو کنم تا هم خودم به این روند آگاه باشم و هم این آگاهی را با دیگران به اشتراک بگذارم.

    یکی از مهم‌ترین دستاوردهای من، شاغل شدن در شغلی است که هم مورد علاقه من است و هم کاملاً مرتبط با رشته تحصیلی و مهارت‌هایم می‌باشد. همچنین خدا را شاکرم که ورودی مالی من و همسرم تقریباً تا ۳ برابر افزایش یافته و حتی موفق به داشتن پس‌انداز ارزی شده‌ایم.

    در این مدت آسانی‌ها به وضوح در زندگی‌ام رخ داده‌اند و چرخ زندگی‌ام بسیار روان و لذت‌بخش شده است. رابطه عاطفی‌ام بسیار عاشقانه‌تر و صمیمانه‌تر شده و علاوه بر دریافت هدیه‌های گوناگون، شرایط مکانی من نیز به گونه‌ای رقم خورد که بسیار به دانشگاه نزدیک شده‌ام، در صورتی که قبلاً باید به شهرستان می‌رفتم.

  • -ژاله نقوی علائی

    نتایج من تنها از قدم اول دوره ۱۲ قدم آن‌چنان شگفت‌انگیز است که احساس می‌کنم گویی تمام مسیر را طی کرده‌ام. اگرچه مدتی روی قدم‌های اولیه کار می‌کردم، اما امسال تصمیم گرفتم با تمرکزی بالا و جدی، آموزه‌های استاد عباس‌منش را اجرا کنم و تغییرات بنیادینی در زندگی‌ام رخ داد.

    وضعیت مالی من از نیاز شدید به پول خریدهای روزمره سوپرمارکتی، اکنون به درآمد ماهیانه حدود ۷۰ میلیون تومان رسیده است. از کار کردن در مغازه ۱۷ متری و قدیمی پدرم، به یک واحد ۲۲۰ متری فوق‌العاده شیک در طبقه ششم یک برج اداری نقل‌مکان کرده‌ام و اکنون به ۴ نفر پرسنل حقوق می‌دهم. همچنین از وضعیت بدون خودرو، اکنون صاحب یک ماشین ۲۰۶ هستم.

    در بخش روابط، از یک رابطه بیمارگونه به رابطه‌ای در آرامش کامل رسیدم و کینه‌های قدیمی نسبت به خواهرم جای خود را به یک رابطه صمیمانه و عالی داده است. پسرم نیز که قبلاً خانه‌نشین بود و جایی نمی‌رفت، اکنون استودیو موسیقی شخصی‌اش را راه‌اندازی کرده و کاملاً مستقل شده است.

    با کمک آموزه‌های استاد عباس‌منش و دوره قانون سلامتی، از وزن ۷۸ کیلو و درگیری شدید با قند، چربی و ضعف جسمانی، به وزن ۶۹ کیلو، سلامتی کامل و انرژی بسیار بالا رسیدم. رابطه من با خداوند که قبلاً معمولی و دور بود، اکنون به عاشقانه‌ترین و عالی‌ترین ارتباط زندگی‌ام تبدیل شده است، به طوری که توانستم با لذت تمام روزه بگیرم.

    وقتی با برداشتن تنها یک قدم چنین تغییرات عظیمی رخ داده است، بی‌صبرانه منتظر نتایج پایان دوره هستم. خدایا شکرت که مرا در مدار این آگاهی‌های ناب و خالصانه استاد عباس‌منش قرار دادی.

  • -کار آفرین جوان

    من حدود دو میلیون بار در سایت درباره نتایج تمرینات دوره ۱۲ قدم خوانده بودم، اما هیچ‌کدام را نه باور کرده بودم و نه انجام داده بودم، چون ذهنم کاملاً منطقی و تحلیل‌گر است. بالاخره با خودم گفتم فقط ۱۰ روز این تمرین را انجام می‌دهم و بعد نتیجه‌اش را در سایت می‌نویسم. حالا که این نوشته را می‌گذارم، دقیقاً ۱۰ روز گذشته است.

    هر روز بین سه تا پنج خواسته می‌نوشتم و همه چیزهایی را که استاد عباس‌منش درباره این تمرین توضیح داده بودند، تا حد امکان اجرا می‌کردم. در روزهایی که هم بخش صبح‌گاهی و هم بخش شبانگاهی را درست انجام می‌دادم و حس خوبی داشتم، تقریباً تمام خواسته‌هایی که نوشته بودم محقق می‌شد. در بدترین حالت فقط یکی از آنها تیک نمی‌خورد.

    این را برای یادآوری به خودم و ذهن منطقی‌ام می‌نویسم که اگر بعدها این تمرین را انجام دادم و نتیجه نگرفتم، تنها دلیلش این است که تمرین را درست و کامل انجام نداده‌ام. پس باید فایل توضیحات تمرین «ستاره قطبی» را دوباره گوش کنم و از اول شروع کنم.

    یکی از نتایجی که برایم شگفت‌انگیز بود مربوط به پولی بود که از یک نفر طلب داشتم. او با لجبازی می‌گفت پول را نمی‌دهد. از آنجا که از استاد عباس‌منش یاد گرفته بودم با جنگ و فشار نتیجه فقط بدتر می‌شود، تمرکزم را از او برداشتم و این خواسته را داخل تمرین ستاره قطبی نوشتم. تجسم کردم که او پول را واریز کرده و خودم را در حال دیدن پیامک واریز می‌دیدم.

    ساعت ۸ صبح این تجسم را انجام دادم. بیرون رفتم و ساعت ۱۲ به خانه برگشتم. موقع ناهار پول دقیقاً همان‌طور که تجسم کرده بودم واریز شد. آن لحظه می‌خواستم پرواز کنم! نه به خاطر پول… بلکه به خاطر اینکه قوانین جهان این‌قدر شفاف و دقیق کار می‌کنند.

    وقتی امروز دفتر مخصوص تمرین ستاره قطبی را مرور کردم، دیدم چقدر خواسته‌هایم در این ده روز برآورده شده‌اند؛ از ناهار مورد علاقه‌ام گرفته تا رشد درآمد کسب‌وکارم. حتی بعضی‌ها را یادم رفته بود.

    من همیشه آرزو داشتم سازوکار این جهان را یاد بگیرم و بفهمم چطور می‌شود با آن هم‌جهت شد. حالا این تمرین دارد خیلی واضح این سازوکار را به من نشان می‌دهد. باور دارم همین تمرین می‌تواند زندگی را در تمام جنبه‌ها تغییر بدهد.

  • -سعید طاهریان

    من دو ماه است که دوره ۱۲ قدم را شروع کرده‌ام و الان در قدم سوم هستم. در همین دو ماه اتفاقات فوق‌العاده‌ای برایم افتاده که قبلاً بعضی از آنها را نوشته بودم، اما خبری که امروز به من دادند واقعاً یک معجزه است.

    نزدیک به سه سال بود که هر روز در تمرین فانوس دریایی می‌نوشتم و از خداوند فرزندان صالح، سالم و یکتا‌پرست می‌خواستم، اما واقعیت این است که فقط می‌نوشتم. اصولی را که استاد عباس‌منش درباره انجام این تمرین‌ها توضیح داده بودند اجرا نمی‌کردم.

    از وقتی نتایج آقای رضا عطار روشن در سایت قرار گرفت، با دیدن و شنیدن صحبت‌های ایشان انگیزه عمیقی گرفتم. من هم تجسم خواسته‌هایم را شروع کردم و بعد به این دوره‌های زیبا و تأثیرگذار و تمرین ستاره قطبی هدایت شدم.

    مدتی است که در تمرین ستاره قطبی از خداوند خواسته‌ام فرزندی به من عطا کند. هر روز، هم در مغازه و هم در خانه، طبق آنچه از آموزش‌های استاد عباس‌منش یاد گرفته‌ام، سعی می‌کردم این تمرین را درست و کامل انجام بدهم. لحظه پایانی را تجسم می‌کردم؛ لحظه‌ای که خداوند فرزندی به من داده و او را در آغوش گرفته‌ام. حتی بوی نوزادی را حس می‌کردم… آن‌قدر واقعی و زنده که اشک شوق از چشمانم سرازیر می‌شد.

    دیروز وقتی از مغازه به خانه رفتم، همسرم در را که باز کرد، لبخند زد و به من تبریک گفت: «همسر عزیزم، تو پدر شدی.»

    نمی‌دانستم از خوشحالی چه کار کنم. به اتاقم رفتم و با خداوند صحبت کردم و از ته دل لذت بردم. همین حالا که دارم این نوشته را می‌نویسم، اشک از چشمانم جاری است و حالم فوق‌العاده است.

    این را هم بگویم که هیچ هزینه درمان و پزشک انجام ندادیم. فقط تمرین ستاره قطبی… فقط یک تجسم خالصانه… و همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند: چنان تغییری در شما رخ می‌دهد که هرچه بگویم کم گفته‌ام.

1 21 22 23 24

1 comment(s) need to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 236 روز

    از دوستان عزیزم تقاضا دارم من رو کمک کنند

    از اطرافیان مدام میپرسم آیا کسی رو میشناسن که در جوانی به ثروت رسیده باشه اونم با داشتن خانواده ی فقیر …همه بازیگران رو مثال میزنن اما این برای منم قابل قبول نیست وقتی میبینم هزاران بازیگر تئاتر و …با سال ها دوندگی نتونستن ثروتمند بشن اما یکی مثلا شانسش زده و اصغر فرهادی اون رو برای یک پروژه پسندیده راستش مورد ملموسی پیدا نمیکنم شایدم ذهن و باورهای من خیلی بسته ست هنوز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    محمدامین میرآخورلی گفته:
    مدت عضویت: 1146 روز

    محد صادق عزیز نمیدونم ولی امیدوارم با کمک خدا این کامنت رو بخونی تا بتونی جوابمو بدی

    ولی اول از همه نمیدونم چند سالت حدودا اما فکرمیکنم هم سن سالیم اولا تبریک برای نتایجی که گرفتی ولی تبریک ویژه برای نتیجه معافیت از سربازی که دقیقا خواسته ای که من دارم بهت تبریک میگم واقعا ذوق کردم و خوشحال شدم اشک تو چشمام جمع شد که توی دوره حال یکی با این قانون توی سن من دقیقا هدفی که شدیدا میخوامش رو بهش رسیده اما دوست دارم کمکم کنی و بهم بگی چه باور های نسبت به سربازی داشتی که مخرب بود و بعد این که چه حسی داشتی که منفی بود و اذیت میکرد تو رو و بعدش در مقابل چه باور هاییی و چه راه هایی رو ساختی تا تونستی برسی به این هدف که رویای منه ممنون میشم ازت مفصل بهم توضیح بدی تا منم بتونم الگو بگیرم ازت و امثال مثل من که قطعا زیاد هستن توی همین جا تا ما هم بتونیم به این هدف برسیم خیلی دوست دارم بفهمم راهی که رفتی باور هایی مثبتی که ساختی و باور های مخربی که نسبت به سربازی و بحث معافیت داشتی منتظر کامنتت اینجا هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مسعودذاکری گفته:
    مدت عضویت: 2112 روز

    سلام خدمت استاد عزیز،

    یه سوالی برام پیش اومده در مورد بحث هدایت. شما در آخر جلسه گفتید که یه سری موارد رو آماده کرده بودید که این جلسه در موردشون صحبت کنید و یه مباحث دیگه ای بهتون الهام شد و در مورد اون مباحثی که بهتون الهام شد صحبت کردید. من یه مدت بود که سعی میکردم به این شیوه زندگی کنم و بعد از یه مدت احساس اینکه کنترل زندگی دست من هست رو از دست دادم. تو بحث کارم باید یه سری تصمیمات مهم رو میگرفتم، اینکه تو این‌کارم بمونم و یا اینکه کارم رو عوض کنم، و اینکه تو کار چه برنامه ای رو ببرم جلو و چه پلانی رو اجرایی کنم، و خیلی وقتا میگفتم اجازه میدم هدایت بشم و ببینم چه مسیری سرراهم قرار میگیره و چه اتفاقی میفته و منتظر میشم هدایت بشم. بعد یه مدت احساس کردم انگار مسئولیت کارهام و تصمیماتم رو دارم میندازم گردن خداوند و اون کنترل صد درصدی که قبلا داشتم و میگفتم میخوام این کار و اینکارو انجام بدم ندارم. سوالم اینه که بعضی وقتا یه سری تصمیمات مهم باید بگیریم و تصمیماتی هستند که یه کم به زمان نیاز داره، و میگی اجازه میدم هدایت بشم و ببینم چجوری پیش میاد و چجوری هدایت میشم، و بعد یه مدت میبینی که انگار داری کنترل نداری و مطمئن نیستی تو‌مسیر که کجا میخوای بری و چیکار میخوای بکنی. ممنون میشم یه توضیحی بدید در این مورد و مثال بزنید که این بحث‌هدایت در این موارد به چه صورت هست.

    ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رها منصوري گفته:
      مدت عضویت: 3369 روز

      سلام دوست عزیز

      این حس ک کنترل زندگی باید دست ما باشه اگه دقت کنید سرچشمه این فکر رو پیدا کنید بسیار کمک کنندس بهتون از حس کنترل گری میاد ک در هممون کم و بیش هست اما شما داری درست پیش میری هدایت خداوند کامل تر و آسون تر و عالی تر از عقل و تصمیم ما هست چرا که ما ذهن محدود داریم اما خداوند مانند خلبانی هست ک از بالا به تمام اتفاقات افراد شرایط و راههای ک شما رو ب خواستت برسونه احاطه داره و راحت ترین و همچنین مناسب ترین راه رو برای شما الهام میکنه و تمام جهات رو در نظر میگیره پس مدام تا این فکر اومد ک کنترل از دستتون رفته بگین چ بهتر چ عالی تر ک کنترل کشتی زندگیم کارم روابطم دست صاحب هستی دانای مطلق قادر مطلق باشه چ سعادتی از این بالاتر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      ابوالفضل محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2201 روز

      سلام دقیقا این مسئله من هم هست. اگه از دوستان کسی می‌تونه راهنمایی کنه.

      اون چیزی که فک میکنم درسته در جواب پاسخ شما می‌نویسم. حالا باز دوستان اگه اطلاع کاملتری دارن تکمیل کنند.

      کلا در زندگی دو نوع تصمیم داریم.

      تصمیمات مهم و سرنوشت ساز ، تصمیماتی غیر مهم و آنی

      برای تصمیمات مهم نیازه چند روزی فکر کنیم و ببینیم آیا این تصمیم در راستای خواسته ها هست یا خیر.

      اگر در راستای خواسته ها بود بعد چند روز اونو عملیاتی کنیم.

      اما یه سری تصمیمات بدون فکر و سریع باید انجام بشه.

      مثل خریدهای خونه، انجام کارهای روزانه، اینا دیگه نیازی به فکر زیاد نداره و سریعا باید انجام بشه

      سپاسگزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    حمیده امیری گفته:
    مدت عضویت: 986 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خدای عشق

    بنام خدایی که استاد عشق رو آفرید استادی که به همه ی بچه هاش درس عشق و شادی و حس و حال خوب رو میده

    استاد عزیزم من از دو روز هست که متعهدانه خواستم دوره ی 12 قدم قدم اول رو شروع کنم و هر روز میخواهم متعهد بشم که حالم را خوب کنم و حسم فقط بر روی خواسته هام باشه

    و چقد لذت بردم از کامنت های دوستان عزیزم که اینقد با سخاوت و عشق به دانشجوهای نو پا همه ی دستاورد هایشان را با همه وجود گفته بودند

    و بخدا به حدی حالم خوب شد که چقد انسان های خوبی مثل دانشجوهای استاد دراین سایت هستند که خبر از مدار های بالا و حس و حال خلق دورنی و مکان های زیباتر و بالاتر را می‌دهند

    بخدا بحدی حالم خوبه که فقط میخواهم همه ی این دوستان رو به آغوش بکشم و از صمیم قلبم بهشان عشق بورزم که با همه ی وجود شان مارا نوید از جایگاه های بالاتر می‌دهند

    خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت بخاطر استادی به این بزرگواری و همینطور شاگردانی به این وسعت قلب

    خدایا هزاران هزار بار شکرت که به من توفیق خواندن این همه نتایج از دوستان عزیزم رو دادی تا که برای ذهن و قلبم منطقی بشه که آره می‌شود به هر خواسته ای رسید و به گفته ی دوست مان افکار منفی همش بازی ذهن هست و همه ی این افکار میتونند براحتی با نوشتن و پیدا کردن ضد افکار منفی که همان خواسته های مان هست براحتی خود را از مدار ناخواسته ها دور کنیم

    و انشالله که خداوند مرا توفیق بدهد که متعهدانه حس و حال هر روزم رو کنترل کنم و همیشه به جهت خواسته هایم سوق بدهم تا که نتایج پایدار شود. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    کوروش کبیر گفته:
    مدت عضویت: 1070 روز

    سلام. من دوره قانون سلامتی رو نخریدم ولی یکی از نزدیکان من خرید و شش ماه انجام داد و میشه گفت یک دوره مزخرف بود که نتایج خوب که نداشت هیچ زندگیش هم داره از هم می پاشه و در نتایج آزمایش بعد انجام دوره چند مورد منفی هم که در قبل دوره نداشت بهش اضافه شد موهاش ریزش پیدا کرد اندامش بشدت لاغر شد . از همه خواهشمندم قبل از اینکه بخواهند دوره ای از این طور سایت ها بخرن کمی فکر کنند مگر کسانی که این دوره ها رو می فروشند چقدر تحصیل کرده این دوره ها هستند یا تخصص این دوره ها رو دارند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رها ازادی گفته:
      مدت عضویت: 1348 روز

      سلام دوست عزیز

      امیدوارم هر کجا ک هستد سلامت باشید

      من ک ب شخصه زندگیم ب دومرحله تقسیم میشه قبل اشنایی با استاد وبعد اشنایی با استاد

      من 35سال در گمراهی زندگی میکردم اصلا نمیشه اسمشو گذاشت زندگی زجر بود زجر بود وزجر

      ولی سه ساله ک هر چی بیشتر غرق میشم تو سایت استاد واموزهاش

      زندگیم شده حال خوب ولذت وشادی وپیشرفت

      اصلا زندگیم با قبل اشنایی با استاد هیچ ربطی ب هم ندارن

      پس نتایج فرق داره، همه مثل هم نتیجه ک نمیگیرن

      مثل قران ک خداوند خودش فرموده همین قران یه عده ای رو راهنمایی میکنه ورستگار میشوند وهمین قران یه عده ای رو گمراه میکنه

      بستگی ب هر فرد دا ه با چ نیتی ب سراغ قران برن وبا چ نیتی ب سراغ اموزهای استاد برن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: