نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -محمدمهدی

    ان‌شاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزش‌های ارزشمند استاد عباس‌منش در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و هم‌جهت با جریان بی‌نهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.

    می‌خواهم از دیدگاهی کلی‌تر به زندگی‌ام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزش‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم، زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها روان‌تر، آرام‌تر و زیباتر شده است.
    چه زمانی که از فایل‌های رایگان ایشان استفاده می‌کردم و چه اکنون که در این دوره فوق‌العاده شرکت کرده‌ام، به وضوح می‌بینم که چرخ زندگی‌ام نرم‌تر می‌چرخد و شرایط زندگی‌ام در جنبه‌های مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.

    احساس می‌کنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام می‌شوند.
    گاهی در موقعیتی قرار می‌گیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان می‌بینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
    این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نظیر آموختم.
    حالا خیلی راحت‌تر با مسائل کنار می‌آیم، برای هر مشکلی راه‌حلی پیدا می‌کنم و حتی احساس می‌کنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمی‌آیند.

    انسان‌های درست و موقعیت‌های مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر می‌شوند.
    باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفت‌انگیز بر زندگی‌ام گذاشته است.
    بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کرده‌ام و هر بار شاهد نتایج خارق‌العاده و معجزه‌آسایی بوده‌ام.
    این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.

    به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگی‌اش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
    چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را می‌کنی و سپس با ایمان کامل می‌گویی: خداوندا، تو می‌دانی و من نمی‌دانم، حلش کن.
    نتیجه همیشه به نفع من رقم می‌خورد، چون یاد گرفته‌ام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.

    مثال‌های زیادی از این تغییرات دارم که پیش‌تر در جلسات نیز درباره‌شان صحبت کرده‌ام.
    اما به طور کلی باید بگویم زندگی‌ام در همه زمینه‌ها متحول شده است.
    شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیده‌ام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمی‌کردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزش‌های نجات‌بخش استاد عباس‌منش هستم.

  • فاطمه

    رهایی از بحران‌های خانوادگی، آرام‌سازی ذهن، ساخت رابطه‌ای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباس‌منش آشنا شده بودم. آن زمان زندگی‌ام در یکی از سخت‌ترین دوره‌های خودش بود.
    مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر شش‌ساله‌ام علاقه‌ای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش می‌شدم پرخاشگری شدیدی می‌کرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی می‌کردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفی‌نگر بودم و داروی آرام‌بخش مصرف می‌کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالی‌ام صفر بود.
    هر روز درگیری و دعوا داشتم، شب‌ها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرک‌های اشتهاآور استفاده می‌کردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافه‌وزن داشتم و از آدم‌های غریبه می‌ترسیدم؛ نمی‌گذاشتم هیچ‌کس به من نزدیک شود.

    با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرین‌ها، آرام‌آرام تغییرات زندگی‌ام شروع شد و هر قدم تحول تازه‌ای رقم زد.

    افراد نامناسب یکی‌یکی از زندگی‌ام حذف شدند. رابطه‌ام با همسرم چنان بهتر شد که خانواده‌ام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمی‌داد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدم‌به‌قدم کنارم می‌ایستد.

    دخترم کم‌کم آرام شد. حالا کنار من می‌ماند و رابطه‌مان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سال‌ها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس می‌کردم دست خدا در همه‌جا همراه من است.

    تمام هزینه‌های زندگی، تفریح، بارداری و مهارت‌هایی که برای پیشرفت لازم داشتم، به‌طرز معجزه‌آسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسب‌وکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرام‌بخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدم‌های جدید ارتباط‌های سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.

    ورودی مالی‌ام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آن‌قدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزه‌ها را به‌کار می‌گیرم، زندگی‌ام دگرگون می‌شود.

    خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهی‌های نجات‌بخش.

  • -خدیجه اعتمادی

    بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، می‌خواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که می‌نویسم، لبخند شما را از دیدن آن‌ها در ذهنم تصور می‌کنم.

    من دقیقاً یک‌ونیم سال پیش زندگی به شیوه‌ی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایش‌های قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایش‌های بعد از یک‌ونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه‌ است.

    آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
    قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیست‌وپنج — HOMA-IR در محدوده‌ی پیش‌دیابت — FOB مثبت — تیروئید کم‌کار — و چندین شاخص نگران‌کننده دیگر.

    شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
    وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معده‌ی شدید، سردردهای ضربه‌ای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونت‌های مداوم زنانه، غده‌ی چرکی زیر بغل، تیرگی و لک‌های پوستی، ریزش مو، ناخن‌های ضعیف، پف چشم‌ها، سنگینی دست‌وپا، پریودهای نامنظم، کم‌کاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آن‌ها سال‌ها درگیر بودم.

    اما آزمایش بعد از یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
    قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاه‌وشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگران‌کننده برطرف شده.

    شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
    دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانه‌ها متناسب‌تر و عضلانی‌تر شده.

    اما مهم‌تر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوه‌ی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجده‌ساله شده‌ام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.

    یکی از پررنگ‌ترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع به‌طور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبت‌نام کردم و الان یک‌ونیم سال است در کنار کار و بچه‌داری، زبان می‌خوانم و نه‌تنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظه‌ام هم بسیار قوی شده.

    خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبح‌ها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار می‌شوم.
    ظاهرم آن‌قدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف می‌کنند، اما تحول درونی را فقط خودم می‌دانم که چقدر عمیق بوده.

    دیگر هیچ اثری از دانه‌های چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
    هیچ درد معده‌ای ندارم.
    تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
    پریودها کاملاً منظم شده.
    کم‌کاری تیروئید به‌طور کامل برطرف شده.
    چهره‌ام شفاف شده و لک‌ها از بین رفته.
    ریزش مو ندارم و ناخن‌هایم محکم و سالم شده‌اند.
    بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.

    یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمی‌توانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
    به اصرار همسرم سه تا از قرص‌ها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوه‌ی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرص‌ها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همان‌طور ماند… و بعد هم آن‌ها را دور انداختم.

    در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
    اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دوره‌ها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوه‌ی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.

    وقتی بعد از یک‌ونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله می‌گفت:
    «چطور ممکنه…؟»

    استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نه‌تنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.

  • -مصطفی شاه محمدی

    تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواسته‌ها با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دوره‌ای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانه‌ها از همه‌طرف به سمتم می‌آمد؛ آن‌قدر قوی و واضح که چاره‌ای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.

    وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهی‌های آن کار کردم. روحم لطیف‌تر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس می‌کردم انسان دیگری شده‌ام. روی هوا پرواز می‌کردم و خواسته‌هایم را یکی‌یکی خلق می‌کردم. هر نتیجه‌ای که دریافت می‌کردم، ایمانم عمیق‌تر می‌شد و باورم به قوانین محکم‌تر.

    اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایل‌های هدیه استفاده می‌کردم، توان خرید دوره‌ها را نداشتم. وقتی می‌دیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کرده‌اند، باورم نمی‌شد و با خودم می‌گفتم: «چطور توانسته‌اند این همه دوره بخرند؟»

    اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانی‌ها شدم؛ مدار خوبی‌ها، مدار نشانه‌ها، مدار وفور.

    استاد همیشه می‌گفتند:
    «وقتی وارد دوره‌ای می‌شوید و با تعهد شروع به اجرا می‌کنید، اتفاقات و نشانه‌ها از راه می‌رسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
    و همین‌طور هم شد.

    به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پول‌ها از راه رسید.
    نشانه‌های تغییر شرایط به‌وضوح دیده می‌شد.
    حقوقم سه برابر شد.
    آدم‌هایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبه‌خود کنار رفتند.
    ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
    و خودم وارد مسیری شدم روشن‌تر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.

    یکی از بزرگ‌ترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترس‌ها یکی‌یکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترس‌هایم شدم و دیدم آنچه سال‌ها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگی‌ام هستم.

    هرچه بیشتر روی خودم کار می‌کردم، نتایج قدرتمندتر و شفاف‌تر می‌شد.

    وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانه‌ها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.

    به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدت‌ها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمی‌شد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.

    در ادامه، وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانه‌ها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسی‌بلند بی‌نظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربه‌ای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.

    و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…

  • -ابوالفضل خازنه

    رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    چطور می‌توانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. می‌خواهم با عشق اعتراف کنم که:
    «بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش تغییر کردم.»
    می‌خواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.

    استاد عزیز، آموزه‌های توحیدی شما، به‌خصوص در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا هم‌سو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست این‌گونه من را به خدا نزدیک کند.

    من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.

    از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
    قرص‌های کدئین را که خشاب‌خشاب می‌خوردم، برای همیشه ترک کردم.
    مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
    بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، به‌طور کامل ترک کردم.
    سال‌ها هر چند وقت یک‌بار مریض می‌شدم، اما حالا یادم نمی‌آید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.

    منِ کسی که حتی یک‌بار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
    منِ آدم فوق‌العاده واکنش‌گرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا می‌شود، سرم را می‌اندازم پایین، دخالت نمی‌کنم و آرام رد می‌شوم.
    منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را می‌آوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.

    من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژی‌ام چند برابر شده و از آن کسالت‌های همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.

    روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوق‌العاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزه‌های دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم.

    استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح می‌بینم که آن آموزه‌ها رابطه‌ام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگی‌ام مشاهده می‌کنم.

    خدا را شکر می‌کنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگی‌ام.
    خدا را شکر می‌کنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزه‌های پربرکت استاد عباس‌منش هدایت کرد.
    خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.

  • -سعیده شهریاری

    تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمی‌توانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزش‌ها عمل کرده‌ام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگی‌ام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم هیچ شباهتی به سعیده‌ی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.

    آموزه‌های استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعی‌ترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمی‌دهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد می‌دهد. به همین دلیل این دوره می‌تواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و هم‌جهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمی‌کند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن می‌سازد.

    استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدی‌ترین قدم این دوره است می‌فرمایند:
    «دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشت‌وگذار کنید، آخرش به همین نقطه می‌رسید که همه چیز توحید بود.»

    شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچ‌جا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزه‌های الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دوره‌ای شد که امروز به نام دوره هم‌جهت با جریان خداوند می‌شناسیم؛ دوره‌ای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا می‌داند عمل به آن چه انسان‌های موفق، توحیدی و نورانی‌ای تحویل جامعه می‌دهد.

    نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزه‌ها گرفتم آن‌قدر شگفت‌انگیز و معجزه‌آساست که هیچ‌کس با عقل انسانی نمی‌تواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط می‌تواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد می‌دهد.

    در این مسیر:

    از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
    از افسردگی و پوچی رسیده‌ام به احساس عمیق خوشبختی بی‌قید و شرط.
    عزت‌نفس له‌شده‌ام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
    روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفت‌انگیز، محترمانه و هماهنگ.
    بی‌پولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
    جسم بیمار و نیمه‌جانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.

    و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمی‌خواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.

    استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزش‌های الهی‌تان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمی‌گنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظه‌ای لبخند روی صورتتان بیاورم.

  • -رضا حقیقی

    آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایت‌های شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائه‌ی دوره‌ی فوق‌العاده‌ی هم‌جهت با جریان خداوند؛ دوره‌ای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.

    شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه می‌دم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر می‌تونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
    و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کرده‌ام.

    حدود شش ماه است که وارد این دوره شده‌ام. آن‌قدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویه‌های مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهی‌های تک‌تک جلساتش را «شخم زده‌ام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزه‌های این دوره زمان نگذارم.

    البته می‌دانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سال‌هاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی می‌کنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.

    به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگی‌ام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:

    درآمدم عالی شده و هر ماه جریان‌های مالی جدید وارد زندگی‌ام می‌شود.
    سلامتی‌ام فوق‌العاده شده؛ یوگا را شروع کرده‌ام و با نظم کامل ورزش می‌کنم.
    احساس می‌کنم خداوند مستقیم حواسش به برنامه‌ریزی من هست؛ نمی‌گذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام می‌دهم.
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام می‌دهم که قبلاً از پسشان برنمی‌آمدم.
    توانمندتر شده‌ام، قوی‌تر شده‌ام و باورم نمی‌شود این همه کار را به‌تنهایی و بدون خستگی به اتمام می‌رسانم.
    روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیق‌تر و پر از احترام است.

    استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بی‌دردسر پیش می‌رود. هر روز بیشتر مطمئن می‌شوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» می‌شود.

  • -Vida

    جهش انگیزه، بازگشت انرژی و سه‌برابر شدن درآمد با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    من حدود دو ماه پیش دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردم و با تعهد جدی، همراه با همسرم، شروع کردیم به کار کردن روی آگاهی‌های این دوره. قبل از شروع این دوره، حدود یک سال بود که هم درآمدم کمتر شده بود و هم انگیزه‌ام. به‌خصوص در ماه‌های آخر که به‌خاطر بارداری و زایمان، از هدف اصلی‌ام خیلی دور شده بودم و نمی‌دانستم چطور باید دوباره به مسیر برگردم.

    از روزی که این دوره را شروع کردم، حسم هر روز بهتر و بهتر شد. در این مدت که دارم روی آگاهی‌های این دوره کار می‌کنم و ذهنم آرام‌آرام از باورهای محدودکننده پاک می‌شود، متوجه شدم اولین تغییری که کاملاً تکاملی و درونی در من اتفاق افتاد، بازگشت انگیزه، اشتیاق و ذوقم برای کار بود. قبل از این دوره مدام از خدا می‌پرسیدم: «خدایا چکار کنم که شوق کار کردن دوباره برگرده؟»

    این دوره به من یاد داد که چطور گوش‌به‌زنگ نشانه‌ها باشم، الهامات را دریافت کنم و درست همان‌طور که استاد در دوره تأکید می‌کنند، در راستای ایده‌های الهامی اقدام عملی انجام بدهم.

    الان که حدود ۴۰ روز از شروع کار با این دوره گذشته، درآمدم تقریباً سه برابر شده و فروشم فوق‌العاده رشد کرده است.

    وقتی شخصیت امروز خودم را با دو ماه پیش مقایسه می‌کنم، می‌بینم قبلاً محال بود با این جدیت و سرعت به سمت الهاماتم حرکت کنم. اما آموزه‌های این دوره، من را به‌شدت عملگرا، پرانرژی و پای کار کرده است.

    امروز از کاری که انجام می‌دهم عمیقاً لذت می‌برم و همین لذت، خودش نعمت‌ها و فرصت‌ها را وارد زندگی‌ام می‌کند.
    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های بی‌نظیر و تحول‌آفرین این دوره بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -مرجان

    تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم و امروز که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.

    وقتی به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمی‌داد آموزش‌های استاد قبلی‌ام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر می‌دانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبی‌تر می‌کرد، اما با نقاب سکوت زندگی می‌کردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو می‌کردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواسته‌هایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری می‌فهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.

    در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دوره‌ها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره هم‌جهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.

    نمی‌توانم توصیف کنم که آگاهی‌های این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاری‌های روزانه‌اش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت می‌کند. عشقی که به‌خاطر همراهی با آگاهی‌های این دوره، هر روز زیباتر و عمیق‌تر شد.

    این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
    من باور کردم که خالق شرایط زندگی‌ام هستم.
    باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
    و تیر خلاصِ رهایی از بند شرک‌ها و ترمزهای قدیمی را آگاهی‌های جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایت‌های ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.

    خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
    بهترین تولد ۴۴ سال زندگی‌ام را برایم ساخت.
    بهترین طلاها را برایم خرید.
    پس‌فردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
    آن‌قدر همزمانی و نعمت وارد زندگی‌ام کرده که حیران مانده‌ام.
    آن‌قدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاری‌ام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.

    این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت می‌برم که حد ندارد.
    این خدا چنان عشق را وارد زندگی‌ام کرده که همسرم مثل پروانه دورم می‌چرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
    در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتری‌ها و بهترین خریدها نصیبم شده است.

    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های الهی و بی‌نظیر دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نهایت سپاسگزارم. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید.

  • -حمید صمدنژاد

    تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم

    امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام می‌دادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤال‌ها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر می‌کردم، آخرش هم با شک و تردید جواب می‌دادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست می‌فهمم یا نه.

    اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزه‌های استاد عباس‌منش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جواب‌ها از باورهای قدرتمندکننده‌ای می‌آمد که در این سال‌ها درباره ثروت در ذهنم ساخته‌ام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.

    من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت می‌گذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه می‌کنم فقط می‌توانم بگویم:
    خدایا صد هزار مرتبه شکر.

    این‌ها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزه‌های استاد عباس‌منش به دست آورده‌ام:

    من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسب‌وکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
    از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
    از یک فرد بی‌هویت و بی‌اعتمادبه‌نفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناخته‌شده در محیط کاری‌ام در سطح کشور.
    آموزه‌های استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
    از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
    از بی‌ماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.

    و ده‌ها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعت‌ها وقت بگذارم.

    این‌ها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه این‌ها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزه‌های استاد عباس‌منش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.

    امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار می‌کنم.

1 2 3 24

1 comment(s) need to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 113 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1355 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا لهراسبی گفته:
    مدت عضویت: 601 روز

    بنام خداوندبخشنده روزی رسان..سلام به دوستان گلم..من دوماهی هست که دوره دوازده قدم..قدم اول ودوم روخریدم ودارم روی خودم کار میکنم وسپاس گزارخدای هستم که نموتوی این مسیر اورد..حال دلم انقدرخوب شده که همیشه لبخند روی لبامه..حتی وقتی خواب هستم..ارامشی دروجودم موج میزنه که بی نطیره خدایاشکرت انقد اروم شدم وخودم روکنترل میکنم وقتی ناخاسته ای برمیخورم که خودم از خوشحالی به وجد میام..ممنون از استاد عزیزم ومریم جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2501 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    Sada Zaref گفته:
    مدت عضویت: 1385 روز

    سلام استاد بزرگوار و عباس منش وخانم شایسته عزیزم امید در لباس عاقبت باشید من فرشته. از افغانستان هستم خیلی دوست دارم که دوره 12قدم خریداری کنم اما نمیدانم چطور چون یکبار. از همین شاید در تلگرام دور سلامتی را خریداری کردم. بعد گفته شد که تقلب. است این تلگرام استاد نیست و ویدیو های آپدیت. آن دوره برایم داده نشد

    استاد عزیزم میخواهم دوره 12قدم خریداری کنم. راهنمای نماید چون خیلی میخواهم که. زندگی کنم در توحید لطف راهنمای کنید چگونه خریداری نمایم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      رها منصوري گفته:
      مدت عضویت: 3390 روز

      دوست عزیز بالای سایت سه پرچم هست پرچم کشور ایران آمریکا و افغانستان روی پرچم بزن تا بتونی از طریق کشور خودت خریذ محصولت رو انجام بدی و راهنمایی بشی برای خرید محصول مورد نظرت جوینده یابنده است اگه بخوای میتونی پس تلاشت رو بکن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        Sada Zaref گفته:
        مدت عضویت: 1385 روز

        سلام دوست عزیز لطف آدرس. سایت. خود استاد را دهید من در چندین تلگرام و انستگرام. پیام کردم. وکمند گذاشتم جوابی نیامد لطف راهنمای کنید

        از خانم شایسته عزیز اگر انستگرام باشد یا وتسپ برایم دهید یا شماری منرا برای آنها دهید. یک راهی برایم نشان دهید تا بتوانم دوره 12 قدم را خریداری کنم. هر روز وقت میگزرد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          سمیر گفته:
          مدت عضویت: 2119 روز

          سلام دوست عزیز ایا کسیو داری توی ایران برات اینکار انجام بده میتونی پوله حواله کنی اینجا برات خرید انحام بده بعد رمز ایمیلتو تغییر بده راهی برا تماس گرفتن به من بده من برات اوکه کنم میتونی هر ماه قدم ها رو خریداری کنی و دسترسی داشته باشی الان پیپل توی افغانستان بنده و در ایران هم همینجوریه فقط میشه از طریق رمز دوم خریداری کرد

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            Sada Zaref گفته:
            مدت عضویت: 1385 روز

            سلام دوست عزیزم نخیر من کسی را در ایران ندارم ونه میشناسم

            آیا از طریق رمز دوم در افغانستان هم امکان دارد اگر دارد. استاد راهنمای کند

            من در انستگرام زیاد کنند کردم اما جواب ندادم

            من یکبار قانون سلامتی را از تلگرام خریداری کرده بودم ویدیو آپدیت برایم ارسال نشد گفتند که تقلب شده حال نمیدانم بالای کی باور کنم

            استاد هم آدرس دقیقیش را ندارم. از تلگرام بنام استاد بود گفت از اینجا خریداری کن من نکردم گفتم باز تقلب نباشد. نمیدانم چی کنم. اما خیلی. نیاز دارم به دوره12قدم لطف راهنمای کنید

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      رها منصوري گفته:
      مدت عضویت: 3390 روز

      دوست عزیز محصولات استاد رو فقط از همین سایت باید تهیه کنید روی گزینه محصولات برید و روی هر محصولی که میخواهید کلیک کنید و پرداخت برای ایراتی ها و خارجی ها فعال هست و چنانچه مشکلی داشتین میتونید ایمیل بدین تا راهنماییتون کنن یا در اینستاگرام استاد حتی پیام یا کامنت بزارید تا خانم شایسته عزیز راهنماییتون کنن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    آزاده عادلی گفته:
    مدت عضویت: 661 روز

    با سلام وقت همگی بخیر امیدوارم حال دل تک تکتون عالی باشه

    من یه سوال داشتم؟!

    بارها استاد عباس منش عزیز گفتن و اینو همه میدونیم که باید برای خودمون ارزش قائل بشیم بهترین وسایل رو استفاده کنیم و بهترین مواد غذایی رو بخوریم و خودمون رو دوست داشته باشیم تا جهان هم ما رو دوست داشته باشیم تا بهترین وسایل و نعمت‌ها رو خداوند بهمون بده اما من گاهی افرادی رو در اطرافم دیدم که اموال زیادی رو دارند و از نظر مالی ثروتمند هستند برای نمونه یکی از اقوام که در روستا زندگی میکنند ارث پدری که بهش رسید رو با زحمت و تلاش خودش چند برابر کرده و چند تا خونه در شهر ها داره و باغ ها و زمین های زیادی رو داره اما هیچ وقت من این آقا رو ندیدم که حتی موقعه تعطیلات عید هم خوشگذرانی داشته باشه جلو آفتاب داره رو زمین کار میکنه مسافرت نمیره و از نعمت‌هایی که خداوند به او داده با لذت و خوشی استفاده نمیکنه حتی الان هم که پیر شده بازم دائماً در حال کار کردنه و تو روستا مونده و اون خونه های واقع در شهرش رو داده مستاجر خودش تو خونه قدیمی زندگی میکنه و مدام به داشته هاش و زمین و خونه هاش هم اضافه میشه در حالی که خودش استفاده نمیکنه هیچ لذتی ازشون نمیبره….

    یا نمونه دیگه پسر عمه ام جوونه و مجرد همیشه در حال کار کردن تونسته مغازه خریده شغلش مکانیکه و هم قطعات ماشین میفروشه در این سن جوانی تونسته خونه بخره و مغازه خریده یه ماشین شاسی بلند مدل بالا اسپورتیج رو پارسال خرید و امسال با اون شخصی که خودش انتخاب کرد و دوست داشت ازدواج کرد اون الان تقریبا همه چی داره اصلا خسیس نیس اما از داشته‌هاش به خوبی استفاده نمی‌کنه لذتشو نمیبره گوشی آیفونش خونس گوشی ساده دست میگیره از ماشینش استفاده نمیکنه می ترسه خراب بشه همیشه تو پارکینگه یه موتور خریده و با موتور خودش و زنش اینور اونور میرن حتی مسیرهای طولانی رو هم با موتور میرن اون دفعه با موتور یه مسیر طولانی رفتن خرید که تصادف کردن پا زنش شکسته خودشم چند جا اسیب دیده میگه میخوام موتور بفروشم پرایدی چیزی بگیرم باز قانع نشده ماشین شاسیشو سوار شع…. میدونین چی برای من سواله اینکه چرا همچین آدم‌هایی که از داشته‌هاشون از اموالشون برای خودشون استفاده نمی‌کنند و لذتی ازشون نمیبرن باز هم هر چیزی از نوع بهترش رو به دست میارن و خداوند مدام به اون‌ها نعمت بیشتری میده اموالشون هی بیشتر و بیشتر میشه؟؟؟

    من همیشه از وسائلم استفاده میکنم برنمیدارم اتفاقا چیزی که نو و تازه هست بیشتر استفاده میکنم… مگه اینطور نیس که باید برای خودمون ارزش قائل بشیم اما چرا بعضی از افراد هستن که من دیدم حتی نون تازه میخرن و برمیدارن و بازم نون بیات دیروز رو میخورن خونه دارن میرن مستاجری، ماشین دارن اما موتور سوار میشن یا مسافرت رفتنی اتوبوس سوار میشن برای خودشون ارزشی قائل نیستن نگران مالشونن خراب نشه چرا این افراد روز به روز از نظر مالی پیشرفت میکنن و هر چی هم میخوان بدست میارن خوش شانس هم هستن( هر چند من به شانس اعتقاد ندارم ولی منظورم اینه هر چی بخوان میشه ) چرااا؟؟ باهاشون حرف میزنی کاملا متوجه میشی ذهنشون فقیره همش از فقر و قحطی حرف میزنن که زمونه بده و دولت فلان میشه همه چی گرون شده و ما کارگریم و نداریمو از این حرفاا ولی به زندگیشون نگا میکنی همه چی دارن از نوع خوبشم گوشی، ماشین، لباس همه چی از مدل بالاشم دارن اما میترسن استفاده نمیکنن پس چرا مالشون بیشتر میشه ؟؟!

    اگه کسی میدونه به من جواب بده موندم که چراا اینطوریه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم شجاعی گفته:
      مدت عضویت: 345 روز

      عزیزم سلام منم قبلا مثل شما فکر میکردم ولی کم کم با صحبتهایی که با بقیه داشتم که چرا پول داری بهترین مسافرت ها رو نمی رین دیدم که اون شخص میگه سفر رو دوست ندارم تو خونم بیشتر بهم خوش میگذره یا به نفر دیگه می گفتم چرا وسایل شیکتر نمی خری می گفت من اینجوری دوست دارم و لذت میبرم و … الانم که خودم در اوج ثروت یک گوشی ساده دارم و هیچ علاقه ای به داشتن گوشی گرون قیمت ندارم و تعجبم میکنم که چرا بعضیها پول به گوشی میدند

      .خلاصه عزیزم هر کسی یک مدل زندگی رو دوست داره و ما نباید کسی رو قضاوت کنیم موفق باشی دوست عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 435 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی شما خانواده حقیقی و روحی من

    من اوایل حوصله خواندن کامنت نداشتم چون بلند بودن

    ولی مدتیه ک شروع کردم و ببیییین یعنی نصفه مسیر تو همین خوندن کامنت هاست

    وقتی میبینی برای بقیه جواب داده ناخودآگاه ایمانت قوی تر میشه

    یعنی خوندن و نوشتن کامنت شده کار مورد علاقه من نه یکی دوتا چند تا می‌نویسم و میخونم و واقعا لذت میبرم

    چقد لذت میبرم از نتیجه های بچه ها یعنی انقد ذوق میکنم انقد شوق دارم انقد عشق میکنم ک قشنگ خودمو جاشون حس میکنم فرقی نمی‌بینم واقعا

    چندین روزه ک من جدی شروع کردم و هر روز حالم بهتر میشه (فایل های هدیه)

    قبلا خیلی بد خوابم میبرد افکار ترسناک و منفی میومد الان خوابم بهتر شده کیفیتش بیشتر شده

    تعهدم نسبت ب کارام مخصوصا مهم تر ها بیشتر شده

    مخصوصا از وقتی شروع ب درمان لکنت کردم این روند بهم یاد داد ک تکامل طی کنم و جا نزنم

    و از حال امروزم بگم اصلا سرشار از شوقم

    سرشار از حال خوبم

    سرشار از انرژیم

    سرشار از آرزو ام

    مثلا هواپیما ک میاد رد میشه من خودمو تصور میکنم ک دارم با هواپیما سفر یا هجرت میکنم و درونم شوق می‌کنه و مو ب تنم سیخ میشه

    یعنی قشنگ حس میکنم ک خود درونی من خود حقیقی من داره می‌رقصه تو این مسیر

    و گفتم سارا تو همین الآنم در حال هجرتی هجرت ب یه سارای جدید نسخه پیتو ب نسخه ویتو

    ی نسخه قوی قدرتمند نماینده خداوند

    آینه خداوند ک باید نشان از شادی باشه

    تو همین الآنم در حال هجرتی اینکه تمرکزت خیلی زیاد تر از قبل اومده روی خودت و حتی روابطی ک زیاد بود تلفنی یا حضوری هم بخاطر مسیرت هم فرکانست کمتر شده و تو عملا وقتت قشنگ باز شده برای خودت

    دیگه مثل قبل نیستی اگر عزیزانتو روز ها ماه ها سالها نبینی و ارتباط بسیار کمی داشته باشی حالت خوبه و تمرکزت روی خودته ک این نتیجه تکاملیه ک از بچگی داشتی از اتفاقات ب ظاهر تلخ از اون وابستگی های شدید ک بسختی تونستی در خودت حلشون کنی

    تو همین الآنم در حال هجرتی داری خودتو درمان میکنی (لکنت)و این ی قدم بسیار بزرگ در عمل ب کار ها و نتایج برات ب ارمغان میاره

    تو همین الان هم در حال هجرتی ک خودت نشستی با خودت تفکر میکنی و یه سری باور های غلط وابستگی احساس دلسوزی و حرفهای مسخره ک (عجب آدم بی احساسی هستیا میخوای بری ،یا چقد بی معرفت شدی قبلا خیلی ارتباط داشتیم ) رو در خودم می‌شکنم و خودمو تربیت میکنم ک فقط مسئول حال خودم باشم و برام مهم نباشه حتی مادرم پدرم چی میگن در این خصوص

    من بهشون حتی اگر خیلی دور بشم عشق میدم

    تا جایی ک بتونم ارتباط دارم کمکی از دستم بر بیاد ب خانوادم میکنم

    ولی خودمو اهدافم فدای هیچ چیزی نمیکنم

    یا مثلا من قبلا هرقدم هر کار هر فکر ک داشتم رو سریع باید برای عمم تعریف می‌کردم و اگر نمی‌گفتم این حس ب وجود میومد ک این رسم رفاقت نیستا باید همه چیو بگی شما باید همیشه بهم همه چیو بگید

    ولی الان خیلی کم شده من مسیرمو خیلی از کارامو نمی‌گم

    یعنی انقد سرگرم کارام شدم ک رابطهه خیلی کم شده و منی ک قبلا میگفتم چرا انقد کم شده و نگران میشدم ک ای وای نکنه فرکانسمون جدا بشه رابطمون کم بشه یا نکنه صفر بشه

    الان اصلا این نیستم می‌دونی برای خودمم تعجب اوره من واقعا تغییر کردم ب خودم میگم اون عمه اون دوست همیشه برای من عزیزه ولی فرق الآنم با قبلا اینه اگر ده سالم هیچ گونه ارتباطی بینمون نباشه فکر نکنم من بگم دلم تنگ شده یا برام مهم باشه ک بهم بگن بی معرفت ولی بعد چند سالم ببینمش بازم گرم و صمیمی هستم

    دارم روی خودم کار کنم ک عمق رابطه رو ربط ندم ک چقدر حرف می‌زنیم یا چقدر ارتباط هست

    بلکه چقدر کیفیت هست

    من حاضرم عزیزانم رو چند سال یبار ببینم هرکی میخواد باشه ولی همون یبار کیفیت ازش بباره عشق بباره خوشحالی بباره

    از طرف من ها من کاری با اونا ندارم دلتنگن گلایه دارن شاکی هستن

    دید من با اونا فرق داره

    ولی خب مطمنا وقتی فرکانسم تغییر کنه هربار فاصلم و ارتباطم کم و کمتر میشه و من هیچگونه ناراحتی ندارم حس خاصی ندارم

    و برعکس خوشحالم که آخ جون رشد ،پیشرفت ،هجرت وای خدا

    این روزا ک از خواب پا میشم میگم آخ جون بریم فایل گوش بدیم تمرین کنیم ورزش کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 435 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی دوستانم

    واقعا این مطلب درستیه که وقتی شروع میکنی از اول خدارو شناختن خیلی سوالات ایجاد میشه

    آدم گیج میشه

    و مطمنن ذهن هممون این موضوع رو داره

    مطرح میکنم چ سوالاتی میاد شاید برای شمام باشه

    یکی از سوالات که هم استاد گفت هم خدا میگه تشابهات هست

    من ذهنم زیاد درگیر تشابهات میشه

    من خودم به اندازه ای نیاز بوده متوجه شدم چرا اومدم چرا که در آینده با درک و تجربه بهتر میفهمم

    اینکه ما کی هستیم

    خودمون انتخاب کردیم

    بخاطر استفاده از قدرت خلق اومدیم توی این آواتار جسم

    چون توی دنیای غیر مادی نمیشه چیزی حلق کرد (یعنی ما نمی‌توانیم)

    و روی زمین حتما باید جسم باشه

    من می‌دونم و ذهن استدلال گر من ک دهن ادمو سرویس میکنه همش می‌پرسه چرا؟

    خب ک چی؟

    خب تهش ک دوباره برمیگردیم

    بعد چی میشه ؟

    قبلش چیشد

    بشدت ذهن کنجکاوی دارم که بخواد همه چیو بفهمه

    ولی من بطور آگاهانه می‌دونم ک بعضی مسائل رو من خودمم بکشم نمیتونم درکشون کنم از دایره درک این ذهن انسانی خارجه

    اصلا بفهمه هم کمکی بهش نمیکنه

    و جالب اینه هربار ک میاد انگار هی مسئله ساده تر میشه برام انگار این چیزایی ک می‌دونم توی درونم خیلی ساده تر میشه راحت تر میشه درکم بهتر میشه و ب سکوت ذهنم کمک می‌کنه

    (چ بسا شیطان دنبال اینه مارو ناامید کنه و مارو ب بی راهی ببره)

    مثلا دیشب ب این درک رسیدم که

    سارا اول ک هیچ چیزی وجود نداشته فقط خدا بوده

    (همون یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود)

    و خدا اومده از وجود خودش یه سری موجود خلق کرده

    حالا ما هم یکی از اونا بودیم منتها ی تفاوت داشتیم

    اینکه قدرت خلق به ما داد

    یعنی قدرتی ک خودش داشت رو داد ب ما

    طبق چیزی ک ما خواستیم و این قدرت

    ی فرصت فراهم کرد تا ما بیایم روی زمین البته با انتخاب خودمون

    یجورایی انگار من اینجوری درک کردم که

    ما اومدیم تا ب زمین پرو بال بدیم

    (میگم زمین چون تو زمین هستیم و سیارات دیگه کسی نمیدونه چ موجوداتی هست )

    و خودشم گفته من هواتونو دارم و بهتون طرز استفاده از این قدرت رو یاد میدم

    مثل اینکه یکی به من ی ماشین بده بعد طرز استفاده ازشو یادم بده دقیقا همینه

    تا بیایم با اومدن تو جسم مورد نظر و ضعف هایی ک داره و اتفاقات و علاقه هامون هم خودمون اون حس رو تجربه کنیم هم ق گسترش جهان کمک کنیم

    ولی من سعی میکنم ک زیاد واردش نشم و اجازه ندم ذهن استدلال گرم هی بخواد بره

    چون می‌دونم از یه حدی بیشتر نمیتونه بفهمه و منو می‌بره تو باقالیا

    اگر چیزی لازم باشه بفهمم خداوند خودش بهم میگه

    و دارم تمرکز بر اصل میزارم ب طور آگاهانه تا کم کم کانون توجهم درست بشه

    و سعی میکنم حس بدی ب خودم ندم ک چرا ذهنم همش دنبال این چیزاست بالاخره هم کنجکاویه هم بخاطر ورودی هاست

    ایمان دارم ک خداوند هرآنچه ب دردم بخوره بهم میگه اگر من ذهن سرکش رو ب دست بگیرم

    شمام اگر تجربه ای دارید بهم بگید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 257 روز

    عرض ادب و احترام

    چون کلا زیاد اهل کش دادن حرف نیستم خلاصه و مفید بگم خدمتتون … بعد از دوره ی احساس لیاقت حس کردم باید یه تغییر ملموسی ولو به صورت یه اتفاق کوچک ببینم چون تازه دوره رو شروع کردم ..البته دوره رو چندین سال قبل خریداری کرده بودم و پیگیری نکرده بودم ولی این بار مصمم زیر به ریز دنبالش رو گرفتم .یادمه همیشه توی ازدواج قبلیم یک زن بی عزت نفس بودم که فک میکردم اگر وقتی با مرد میرم خرید نباید درخواست خرید داشته باشم یا خودمو مستحقق خرید های زیاد از طرف همسرم نمی‌دیدم …باورتون نمیشه یه دونه ای شرت برمیداشتم اونم با ترس و لرز که مبادا اون ملعون یه وقت بهش برنخوره که به تی شرت برای زنش خریده ..تازه اون تی شرت قراضه رو هم خودش باید انتخاب میکرد ..وای که چه قدر بیان این خاطرات از دوران بی ارزشی و بی عزت نفسی من برام سخته اما معجزه ی سایت و این دوره همینه که من در برابر همه دارم اینو می‌نویسم . حالا بعد از گذشتن از. اون ازدواج جدیدا با آقایی که دیت رفتم بدون اینکه کوچکترین حرفی بزنم خودش از اول تا آخر هرچی که فقط چشمم دنبال میکرد سریع حساب میکرد و هرچی خواستم خریدم بدون اینکه من کلمه ای درخواست کرده باشم …کلم خشک به خودم و احساس ارزشمندیم به عنوان یک زن عوض شده . حس میکنم این ها نشونه های کوچکی هستن و قراره آروم آروم چیزهای بزرگترین ببینم که قطعا مو به مو میام اینجا می‌نویسم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1198 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    خدایا من هر چه دارم همه از آن توست تو به من دادی من در برابر قدرتت تسلبمم پس برام درست کن با فدرتت

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم ممنونم از شما دو تا عشق دو تا از دستانه بی نظیر خداوند

    خوندن این کامتتها خوندن این نتایج خوندن این نوشته های گرانبها همه از ایمان به خداوند و توکل به او و تسلیم بودن در برابر قدرت خداوند حرف میزنن

    خداوندی که به تنهایی برای همه کافیست اگر ایمان و توکل و اعتماد بهش کنیم به قدرتش ایمان بیاریم

    خدایا من به قدرتت باور دارم و ایمان و اعتماد بهت دارم و همه کارهامو به تو می‌سپارم با قدرتت برام درست کن که هر روز بتونم حضورتو پر رنگ تر حس کنم

    کامنته مرجان عزیز رو میخوندم که عشق تمام بردم از کجا به کجا رسیده بود

    از مرجان پر کینه و نفرت تبدیل شده بود به مرجان پر از عشق به خداوند آرام و متین

    من تحسینت میکنم مرجان عزیزم میبوسمت

    که تونستی قشنگ ایمانتو به خدا نشان بدهی روی خودت کار کردی و با قوانین همراه شدی و پذیرفتی که خودت مسول تمام اتفاقات و شرایط زندگیت هستی

    و بعد از پذیرفتن و تغییر کردن جهان به خدمت تو در آمد احسنت مرحبا

    استاد عزیزم من ممنونم از شما دو عزیز که با به اشتراک گذاشتن ابن کامتتها و دیدن و خوندن اینها به باور سازی و ایمان و توکل ما به خداوند بیشتر کمک می‌شود و بهتر و با امید زیادتر قدم برمی‌داریم

    برای یه زندگی ایده آل و رسیدن و هماهنگ شدن با خواسته ها

    برای من که خیلی کمک کننده ست

    در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1800 روز

    سلام وقتتون بخیر

    امروز آمدم به سایت سر بزنم دیدم عضویت تو سایت ندارم بعضی وقتها میشه

    دوباره ایمیل وارد کردم و وارد سایت شدم

    وقتی وارد شدم پیام خوش آمدگویی سایت بالا آمد

    یه حسی گفت رد نشو بخون این نشونه هست

    دیدم اعهه متنش با دفعه های قبل فرق کرده

    فهمیدم که باز تیم استاد بروزرسانی انجام داده

    چه بروزرسانی

    سپاسگزارم

    همینطور که قدم های مه باید برمی‌داشتم میخوندم دیدم راجع به این صفحه هم توضیح دادند گفتند هر روز تایم بزارید و نتایج بخونید

    گفتم این خودشه برم ببینم چیه

    آمدم و کلی نتایج دوستان رو دیدم

    چقدر انگیزه گرفتم

    سپاسگزارم برای این قسمت از سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: