نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -محمدمهدی

    ان‌شاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزش‌های ارزشمند استاد عباس‌منش در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و هم‌جهت با جریان بی‌نهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.

    می‌خواهم از دیدگاهی کلی‌تر به زندگی‌ام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزش‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم، زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها روان‌تر، آرام‌تر و زیباتر شده است.
    چه زمانی که از فایل‌های رایگان ایشان استفاده می‌کردم و چه اکنون که در این دوره فوق‌العاده شرکت کرده‌ام، به وضوح می‌بینم که چرخ زندگی‌ام نرم‌تر می‌چرخد و شرایط زندگی‌ام در جنبه‌های مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.

    احساس می‌کنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام می‌شوند.
    گاهی در موقعیتی قرار می‌گیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان می‌بینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
    این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نظیر آموختم.
    حالا خیلی راحت‌تر با مسائل کنار می‌آیم، برای هر مشکلی راه‌حلی پیدا می‌کنم و حتی احساس می‌کنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمی‌آیند.

    انسان‌های درست و موقعیت‌های مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر می‌شوند.
    باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفت‌انگیز بر زندگی‌ام گذاشته است.
    بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کرده‌ام و هر بار شاهد نتایج خارق‌العاده و معجزه‌آسایی بوده‌ام.
    این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.

    به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگی‌اش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
    چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را می‌کنی و سپس با ایمان کامل می‌گویی: خداوندا، تو می‌دانی و من نمی‌دانم، حلش کن.
    نتیجه همیشه به نفع من رقم می‌خورد، چون یاد گرفته‌ام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.

    مثال‌های زیادی از این تغییرات دارم که پیش‌تر در جلسات نیز درباره‌شان صحبت کرده‌ام.
    اما به طور کلی باید بگویم زندگی‌ام در همه زمینه‌ها متحول شده است.
    شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیده‌ام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمی‌کردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزش‌های نجات‌بخش استاد عباس‌منش هستم.

  • فاطمه

    رهایی از بحران‌های خانوادگی، آرام‌سازی ذهن، ساخت رابطه‌ای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباس‌منش آشنا شده بودم. آن زمان زندگی‌ام در یکی از سخت‌ترین دوره‌های خودش بود.
    مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر شش‌ساله‌ام علاقه‌ای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش می‌شدم پرخاشگری شدیدی می‌کرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی می‌کردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفی‌نگر بودم و داروی آرام‌بخش مصرف می‌کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالی‌ام صفر بود.
    هر روز درگیری و دعوا داشتم، شب‌ها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرک‌های اشتهاآور استفاده می‌کردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافه‌وزن داشتم و از آدم‌های غریبه می‌ترسیدم؛ نمی‌گذاشتم هیچ‌کس به من نزدیک شود.

    با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرین‌ها، آرام‌آرام تغییرات زندگی‌ام شروع شد و هر قدم تحول تازه‌ای رقم زد.

    افراد نامناسب یکی‌یکی از زندگی‌ام حذف شدند. رابطه‌ام با همسرم چنان بهتر شد که خانواده‌ام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمی‌داد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدم‌به‌قدم کنارم می‌ایستد.

    دخترم کم‌کم آرام شد. حالا کنار من می‌ماند و رابطه‌مان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سال‌ها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس می‌کردم دست خدا در همه‌جا همراه من است.

    تمام هزینه‌های زندگی، تفریح، بارداری و مهارت‌هایی که برای پیشرفت لازم داشتم، به‌طرز معجزه‌آسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسب‌وکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرام‌بخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدم‌های جدید ارتباط‌های سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطه‌ام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.

    ورودی مالی‌ام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آن‌قدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزه‌ها را به‌کار می‌گیرم، زندگی‌ام دگرگون می‌شود.

    خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهی‌های نجات‌بخش.

  • -خدیجه اعتمادی

    بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، می‌خواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که می‌نویسم، لبخند شما را از دیدن آن‌ها در ذهنم تصور می‌کنم.

    من دقیقاً یک‌ونیم سال پیش زندگی به شیوه‌ی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایش‌های قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایش‌های بعد از یک‌ونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه‌ است.

    آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
    قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیست‌وپنج — HOMA-IR در محدوده‌ی پیش‌دیابت — FOB مثبت — تیروئید کم‌کار — و چندین شاخص نگران‌کننده دیگر.

    شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
    وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معده‌ی شدید، سردردهای ضربه‌ای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونت‌های مداوم زنانه، غده‌ی چرکی زیر بغل، تیرگی و لک‌های پوستی، ریزش مو، ناخن‌های ضعیف، پف چشم‌ها، سنگینی دست‌وپا، پریودهای نامنظم، کم‌کاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آن‌ها سال‌ها درگیر بودم.

    اما آزمایش بعد از یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
    قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاه‌وشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگران‌کننده برطرف شده.

    شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
    دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانه‌ها متناسب‌تر و عضلانی‌تر شده.

    اما مهم‌تر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوه‌ی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجده‌ساله شده‌ام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.

    یکی از پررنگ‌ترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع به‌طور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبت‌نام کردم و الان یک‌ونیم سال است در کنار کار و بچه‌داری، زبان می‌خوانم و نه‌تنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظه‌ام هم بسیار قوی شده.

    خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبح‌ها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار می‌شوم.
    ظاهرم آن‌قدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف می‌کنند، اما تحول درونی را فقط خودم می‌دانم که چقدر عمیق بوده.

    دیگر هیچ اثری از دانه‌های چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
    هیچ درد معده‌ای ندارم.
    تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
    پریودها کاملاً منظم شده.
    کم‌کاری تیروئید به‌طور کامل برطرف شده.
    چهره‌ام شفاف شده و لک‌ها از بین رفته.
    ریزش مو ندارم و ناخن‌هایم محکم و سالم شده‌اند.
    بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.

    یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمی‌توانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
    به اصرار همسرم سه تا از قرص‌ها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوه‌ی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرص‌ها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همان‌طور ماند… و بعد هم آن‌ها را دور انداختم.

    در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
    اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دوره‌ها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوه‌ی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.

    وقتی بعد از یک‌ونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله می‌گفت:
    «چطور ممکنه…؟»

    استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نه‌تنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.

  • -مصطفی شاه محمدی

    تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواسته‌ها با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دوره‌ای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانه‌ها از همه‌طرف به سمتم می‌آمد؛ آن‌قدر قوی و واضح که چاره‌ای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.

    وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهی‌های آن کار کردم. روحم لطیف‌تر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس می‌کردم انسان دیگری شده‌ام. روی هوا پرواز می‌کردم و خواسته‌هایم را یکی‌یکی خلق می‌کردم. هر نتیجه‌ای که دریافت می‌کردم، ایمانم عمیق‌تر می‌شد و باورم به قوانین محکم‌تر.

    اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایل‌های هدیه استفاده می‌کردم، توان خرید دوره‌ها را نداشتم. وقتی می‌دیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کرده‌اند، باورم نمی‌شد و با خودم می‌گفتم: «چطور توانسته‌اند این همه دوره بخرند؟»

    اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانی‌ها شدم؛ مدار خوبی‌ها، مدار نشانه‌ها، مدار وفور.

    استاد همیشه می‌گفتند:
    «وقتی وارد دوره‌ای می‌شوید و با تعهد شروع به اجرا می‌کنید، اتفاقات و نشانه‌ها از راه می‌رسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
    و همین‌طور هم شد.

    به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پول‌ها از راه رسید.
    نشانه‌های تغییر شرایط به‌وضوح دیده می‌شد.
    حقوقم سه برابر شد.
    آدم‌هایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبه‌خود کنار رفتند.
    ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
    و خودم وارد مسیری شدم روشن‌تر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.

    یکی از بزرگ‌ترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترس‌ها یکی‌یکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترس‌هایم شدم و دیدم آنچه سال‌ها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگی‌ام هستم.

    هرچه بیشتر روی خودم کار می‌کردم، نتایج قدرتمندتر و شفاف‌تر می‌شد.

    وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانه‌ها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.

    به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدت‌ها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمی‌شد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.

    در ادامه، وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانه‌ها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسی‌بلند بی‌نظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربه‌ای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.

    و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…

  • -ابوالفضل خازنه

    رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    چطور می‌توانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. می‌خواهم با عشق اعتراف کنم که:
    «بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش تغییر کردم.»
    می‌خواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.

    استاد عزیز، آموزه‌های توحیدی شما، به‌خصوص در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا هم‌سو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست این‌گونه من را به خدا نزدیک کند.

    من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.

    از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
    قرص‌های کدئین را که خشاب‌خشاب می‌خوردم، برای همیشه ترک کردم.
    مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
    بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، به‌طور کامل ترک کردم.
    سال‌ها هر چند وقت یک‌بار مریض می‌شدم، اما حالا یادم نمی‌آید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.

    منِ کسی که حتی یک‌بار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
    منِ آدم فوق‌العاده واکنش‌گرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا می‌شود، سرم را می‌اندازم پایین، دخالت نمی‌کنم و آرام رد می‌شوم.
    منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را می‌آوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.

    من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژی‌ام چند برابر شده و از آن کسالت‌های همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.

    روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوق‌العاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزه‌های دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم.

    استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح می‌بینم که آن آموزه‌ها رابطه‌ام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگی‌ام مشاهده می‌کنم.

    خدا را شکر می‌کنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگی‌ام.
    خدا را شکر می‌کنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزه‌های پربرکت استاد عباس‌منش هدایت کرد.
    خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.

  • -سعیده شهریاری

    تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم و دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمی‌توانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزش‌ها عمل کرده‌ام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگی‌ام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم هیچ شباهتی به سعیده‌ی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.

    آموزه‌های استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعی‌ترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمی‌دهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد می‌دهد. به همین دلیل این دوره می‌تواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و هم‌جهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمی‌کند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن می‌سازد.

    استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدی‌ترین قدم این دوره است می‌فرمایند:
    «دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشت‌وگذار کنید، آخرش به همین نقطه می‌رسید که همه چیز توحید بود.»

    شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچ‌جا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزه‌های الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دوره‌ای شد که امروز به نام دوره هم‌جهت با جریان خداوند می‌شناسیم؛ دوره‌ای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا می‌داند عمل به آن چه انسان‌های موفق، توحیدی و نورانی‌ای تحویل جامعه می‌دهد.

    نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزه‌ها گرفتم آن‌قدر شگفت‌انگیز و معجزه‌آساست که هیچ‌کس با عقل انسانی نمی‌تواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط می‌تواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد می‌دهد.

    در این مسیر:

    از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
    از افسردگی و پوچی رسیده‌ام به احساس عمیق خوشبختی بی‌قید و شرط.
    عزت‌نفس له‌شده‌ام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
    روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفت‌انگیز، محترمانه و هماهنگ.
    بی‌پولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
    جسم بیمار و نیمه‌جانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.

    و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمی‌خواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.

    استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزش‌های الهی‌تان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمی‌گنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظه‌ای لبخند روی صورتتان بیاورم.

  • -رضا حقیقی

    آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایت‌های شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائه‌ی دوره‌ی فوق‌العاده‌ی هم‌جهت با جریان خداوند؛ دوره‌ای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.

    شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه می‌دم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر می‌تونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
    و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کرده‌ام.

    حدود شش ماه است که وارد این دوره شده‌ام. آن‌قدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویه‌های مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهی‌های تک‌تک جلساتش را «شخم زده‌ام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزه‌های این دوره زمان نگذارم.

    البته می‌دانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سال‌هاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی می‌کنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.

    به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگی‌ام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:

    درآمدم عالی شده و هر ماه جریان‌های مالی جدید وارد زندگی‌ام می‌شود.
    سلامتی‌ام فوق‌العاده شده؛ یوگا را شروع کرده‌ام و با نظم کامل ورزش می‌کنم.
    احساس می‌کنم خداوند مستقیم حواسش به برنامه‌ریزی من هست؛ نمی‌گذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام می‌دهم.
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام می‌دهم که قبلاً از پسشان برنمی‌آمدم.
    توانمندتر شده‌ام، قوی‌تر شده‌ام و باورم نمی‌شود این همه کار را به‌تنهایی و بدون خستگی به اتمام می‌رسانم.
    روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیق‌تر و پر از احترام است.

    استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بی‌دردسر پیش می‌رود. هر روز بیشتر مطمئن می‌شوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» می‌شود.

  • -Vida

    جهش انگیزه، بازگشت انرژی و سه‌برابر شدن درآمد با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    من حدود دو ماه پیش دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردم و با تعهد جدی، همراه با همسرم، شروع کردیم به کار کردن روی آگاهی‌های این دوره. قبل از شروع این دوره، حدود یک سال بود که هم درآمدم کمتر شده بود و هم انگیزه‌ام. به‌خصوص در ماه‌های آخر که به‌خاطر بارداری و زایمان، از هدف اصلی‌ام خیلی دور شده بودم و نمی‌دانستم چطور باید دوباره به مسیر برگردم.

    از روزی که این دوره را شروع کردم، حسم هر روز بهتر و بهتر شد. در این مدت که دارم روی آگاهی‌های این دوره کار می‌کنم و ذهنم آرام‌آرام از باورهای محدودکننده پاک می‌شود، متوجه شدم اولین تغییری که کاملاً تکاملی و درونی در من اتفاق افتاد، بازگشت انگیزه، اشتیاق و ذوقم برای کار بود. قبل از این دوره مدام از خدا می‌پرسیدم: «خدایا چکار کنم که شوق کار کردن دوباره برگرده؟»

    این دوره به من یاد داد که چطور گوش‌به‌زنگ نشانه‌ها باشم، الهامات را دریافت کنم و درست همان‌طور که استاد در دوره تأکید می‌کنند، در راستای ایده‌های الهامی اقدام عملی انجام بدهم.

    الان که حدود ۴۰ روز از شروع کار با این دوره گذشته، درآمدم تقریباً سه برابر شده و فروشم فوق‌العاده رشد کرده است.

    وقتی شخصیت امروز خودم را با دو ماه پیش مقایسه می‌کنم، می‌بینم قبلاً محال بود با این جدیت و سرعت به سمت الهاماتم حرکت کنم. اما آموزه‌های این دوره، من را به‌شدت عملگرا، پرانرژی و پای کار کرده است.

    امروز از کاری که انجام می‌دهم عمیقاً لذت می‌برم و همین لذت، خودش نعمت‌ها و فرصت‌ها را وارد زندگی‌ام می‌کند.
    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های بی‌نظیر و تحول‌آفرین این دوره بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -مرجان

    تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم و امروز که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.

    وقتی به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمی‌داد آموزش‌های استاد قبلی‌ام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر می‌دانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبی‌تر می‌کرد، اما با نقاب سکوت زندگی می‌کردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو می‌کردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواسته‌هایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری می‌فهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.

    در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دوره‌ها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره هم‌جهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.

    نمی‌توانم توصیف کنم که آگاهی‌های این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاری‌های روزانه‌اش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت می‌کند. عشقی که به‌خاطر همراهی با آگاهی‌های این دوره، هر روز زیباتر و عمیق‌تر شد.

    این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
    من باور کردم که خالق شرایط زندگی‌ام هستم.
    باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
    و تیر خلاصِ رهایی از بند شرک‌ها و ترمزهای قدیمی را آگاهی‌های جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایت‌های ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.

    خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
    بهترین تولد ۴۴ سال زندگی‌ام را برایم ساخت.
    بهترین طلاها را برایم خرید.
    پس‌فردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
    آن‌قدر همزمانی و نعمت وارد زندگی‌ام کرده که حیران مانده‌ام.
    آن‌قدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاری‌ام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.

    این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت می‌برم که حد ندارد.
    این خدا چنان عشق را وارد زندگی‌ام کرده که همسرم مثل پروانه دورم می‌چرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
    در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتری‌ها و بهترین خریدها نصیبم شده است.

    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های الهی و بی‌نظیر دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نهایت سپاسگزارم. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید.

  • -حمید صمدنژاد

    تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم

    امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام می‌دادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤال‌ها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر می‌کردم، آخرش هم با شک و تردید جواب می‌دادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست می‌فهمم یا نه.

    اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزه‌های استاد عباس‌منش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جواب‌ها از باورهای قدرتمندکننده‌ای می‌آمد که در این سال‌ها درباره ثروت در ذهنم ساخته‌ام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.

    من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت می‌گذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه می‌کنم فقط می‌توانم بگویم:
    خدایا صد هزار مرتبه شکر.

    این‌ها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزه‌های استاد عباس‌منش به دست آورده‌ام:

    من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسب‌وکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
    از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
    از یک فرد بی‌هویت و بی‌اعتمادبه‌نفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناخته‌شده در محیط کاری‌ام در سطح کشور.
    آموزه‌های استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
    از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
    از بی‌ماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.

    و ده‌ها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعت‌ها وقت بگذارم.

    این‌ها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه این‌ها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزه‌های استاد عباس‌منش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.

    امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار می‌کنم.

1 2 3 24

1 comment(s) need to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2496 روز

    با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم

    من می‌خواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بی‌نهایت نتیجه‌اش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری می‌تونم خانواده‌ام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبح‌ها وقتی بیدار میشم با خداوند پیاده‌روی سپاسگزاری را انجام میدم خانواده‌امو می‌بینم مادرمو می‌بینم که داره شیرینی‌های سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروس‌هامون می‌ریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجه‌اش این شد که خواهرم که سالیان سال می‌شد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمی‌کرد خونه پدر رفت و آمد می‌کنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بی‌نهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم می‌خواستم به دست بیارم می‌نوشتم. سه ساعت زمان می‌برد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش می‌کردم همزمان تصویرسازی می‌کردم اون تصویر جلو ذهن من بود و می‌نوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی می‌کنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من می‌خوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری می‌بارد و من اصلاً مبهوت می‌شم و نمی‌تونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی می‌خوام با هر کسی می‌خوام صحبت کنم هر کاری می‌خوام انجام بدم و خواسته‌هام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو می‌نویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم می‌بینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه می‌خوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی می‌شناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمی‌کردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو می‌شناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم

    و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمی‌دونم ولی یعنی چی که نمی‌دونم فردا دارم کجا میرم گفتم.

    توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالی‌تر و تمیز و بی‌نظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغ‌های بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوق‌العاده‌ای رو دریافت کردین شماره واتساپ من

    96871542824+

    استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سهام بوخدری گفته:
      مدت عضویت: 565 روز

      سلام من کامنت شما روخوندم لذت بردم ازنتایجی که گرفتین میخواستم بپرسم منظورتون از کدینگ ذهنی چی هست وبطور برای درآمد دلخواهم کد بنویسم لطفا با جزئیات راهنماییم کنید من خانه دارهستم هیچ درآمدی ندارم من فایل‌ها گوش میدم ولی هنوز باورهام مشکل داره هنوز اول راهم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      صفورا و نگار گفته:
      مدت عضویت: 1433 روز

      الله و اکبر چقدر شمااا فوق العاده ایمانتون رو برای من ب تصویر اوردین واقعا از ته قلبم شمارو تحسین میکنم اون جایی ک گفتین چمدون رو برداشتین و رفتین سر خیابون و دوستتون ..الله و اکبر خداونددددا چقدر خوشحالم ک این کامنت زیبا هدایت شدم امیدوارم من هم روزی مثل شما ایمانی فولادین بسازم بسیار از شما سپاسگزارم و ازاستاد عزیزم سپاسگزارم بابت این اگاهی های ناب خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    Sada Zaref گفته:
    مدت عضویت: 1380 روز

    سلام دوستان عزیز دوره 12 قدم را چگونه خریداری کنم من در افغانستان هستم پیپل اکونت و اکونت بانکی ندارم. راهنمای کنید اگر از استاد بزرگوار. ایمیل دقیق دارید بفرست برایم تا با خودشان بگویم. لطف راهنمای نماید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      اسماعیل نیکزاد گفته:
      مدت عضویت: 1112 روز

      سلام دوستی عزیز ایشالله سلامت و سری حال باشی .

      شما میتوانی از فامیل یا دوستی که در ایران زندگی می‌کنه بگو که برای شما از این سایت این دوره رو خرید کنه و پول رو حواله کنی یا ارز مثل تتر بفرستی برایش ..

      و دوره 12 قدم عالیه برای که میخایی که از اول شروع کنی و قوانین رو عالی درک کنی خیلی عالی توزیع داده مخصوصن در تکامل و قانون جهان هستی رو قدم به قدم گفته با منتق و مثل زده و یکی از بهترین دوره از آشنا به خداوند درست ، قانون جهان هستی ، روابط ، ثروت ، احساسی لیاقت رو خیلی خوب یاد می‌دهد.

      منم تقریباً 1 سال یا 1 نیم سال که دوره 12 قدم رو تهیه کردم خدا را شکر و الان قدم 6 آخر جلسه هستم و تکاملم رو طی میکنم برای آمده شد در مدار بالاتر و درک درست قانون خداوند دست یابم

      خدای من شکرت که منو به راهی درست هدایتم کردی و لذت میبرم از این مسیر الهی .

      ایشالله دوست عزیز بتوانی خوب این دوره رو تهیه کنی در جایی درست و در زمانی درست باشی و به درست برسه ….

      شاد و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        Sada Zaref گفته:
        مدت عضویت: 1380 روز

        سلام دوست عزیز امید خوب باشید شما با استاد حرف بزنید اگر امکان دارد من پول برای شما میدهم شما برای من خریداری کنید

        من چندین ماه است بخاطر خرید این دوره سر گردان میکردم لطف راهنمای کنید یک راهی برایم نشان دهید تا بتوانم بخرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 252 روز

    من دوره ی روانشناسی ثروت رو حدود چهار سال قبل با اکانت دیگری تهیه کرده بودم متاسفانه گوشیم رو دزد زد و کل اکانتم و راه دسترسی به ایمیل رو از دست دادم اما خوشبختانه در یک دفتر تمارین رو نوشته بودم حدود یک هفته قبل دوباره انگار یک نیرویی منو برد به دیدن اون دفتر و یادآوری تمرینات …استاد فرموده که مثال هایی رو پیدا کنید که شرایط مشابه و یا بدتر از شما داشتم و موفق شدن راستش داشتم به موضوع رانندگی فکر میکردم به اینکه بعد از سانحه ی تصادف وحشتناکی در 19 سالگی هنوز دوباره نتونستم بدون ترس پشت فرمون بشینم انگار پشت فرمون از ترس می‌خوام زهر ترک بشم الان 33 سالمه و هنوز دوباره رانندگی نکردم راستش داشتم به خانم های کم سواد و بیسوادی که مدام میبینم فکر میکنم که با وجود ترس های زیادی که دارن مثل یک مرد دارن رانندگی میکنن ….این کامنت من یادگار بمونه می‌خوام تند تند براتون بنویسم ببینیم به لطف خداوند و ادامه ی تمارین تا چه حد تا پایان امسال پیشرفت خواهم کرد خوشحال میشم اگر کسی راننده ی خوبی هست و نترسه بهم کمک کنه ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      الهام اقایی گفته:
      مدت عضویت: 437 روز

      سلام دوست عزیزم پریسا جان ؛خیلی خوشحالم دوستان به این نازنینی دارم،پریسا جان من کسی بودم که از جلو ماشین میترسیدم واینقدر بود که وقتی باخانواده بیرون میرفتم اصلا دوست نداشتم جلو ماشین بشینم؛ما ماشین داشتیم یک پیکان؛اما قبلا با مادرشوهرم زندگی میکردم ؛وقتی به لطف خدا به صورت معجزه خانه دار شدیم ؛واز خونه مادر دور شدیم رفت وآمد برام سخت بود یاباید بالانس میرفتم یا داداشم یا بابام میودن میبردن ومیوردنم؛بعد خیلی دیگه سخت شده بود برام؛بعد تصمیم گرفتم برم رانندگی یاد بگیرم به همسر جانم گفتم واونم قبول کرد چون خودش راننده بیابان بود ازخداش بود چون کارهای اونم راحتر میشد؛وبااین همه ترسی که داشتم رفتم وخیلی علاقه ام روز به روز زیادتر میشد،تااینکه یه پراید خریدیم ودیگه نشستم وتا به امروز وخیلی علاقه ی زیادی پیدا کردم به رانندگی ؛خداراشکر هم ترسم ازبین رفت هم اینکه روز به روز دارم تلاش می‌کنم که بهتر شوم؛وتصمیم گرفتم که برم پایه دو هم بگیرم چون یکی ازخواسته هام این است پشت ماشین سنگین هم بشینم؛دوست عزیزباتوکل به خدا دوباره شروع کن واز اینکه هرجا خودت میتونی بری لذت ببری؛ خداراشکر برای وجودم تواین سایت ودوستان نازنینی که مثل شماها دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهین گفته:
      مدت عضویت: 2136 روز

      سلام

      طبق تجربه من بهترین راه برای رها کردن احساسات به اصطلاح منفی اینه که در حالت مدیتیشن اجازه بدی اون حس توی بدن جریان پیدا کنه. یعنی هرچی مقاومت کنی که نترسی بیشتر میترسی وقتی که خاطره بدی از قدیم توی ذهنت باشه.

      پس توی مدیتشن بشین وقتی کاملا بدنت اروم شد اون خاطره 19 سالگی رو به یاد بیار بذار هر حسی که داشتی توی بدنت تجربه کنی. بعدش تموم میشه و می بینی که دیگه از رانندگی نمیترسی.

      من خودمم همین مشکل داشتم. چون پدرم بهم یاد داده بود و خیلی استرس بهم وارد کرده بود توی سن 18-19 سالگی، من به شدت واهمه داشتم از پشت فرمون نشستن.

      ولی توی ذهنم برگشتم به اون دوران و مقاومت نکردم گذاشتم حس های بدی که اون زمان بهم میخواسته وارد بشه اما من مقاومت کردم حس بشن تو بدنم.

      مثل حس میکردم من توی یادگیری رانندگی خنگم نمیتونم یادش بگیرم. ولی می دیدم توی حرفه خودم که بسیار هم پیچیده و سخته خیلی خوب یاد میگیرم که.

      پس فمیدم همین حس خنگ بودن که حاصل برداشتم از استرس و ترسی بود که پدرم موقع اموزش بهم وارد کرده بود، نمیذاره بخوام دوباره تلاش کنم. تا این حس رو فمیدم و رها شد ترسم ریخت. و شبش همسرم بدون اینکه بدونه چی تو ذهن من بوده اون روز، گفت میخوای بشینی پشت فرمون و امتحان کنی.

      بدون ترس و خجالت گفتم هیچی یادم نیست باید از اول همه چی رو بهم بگی.

      با اعتماد به نفس نشستم پشت فرمون و توضیحات همسرم اجرا کردم. یه چند بار که انجام دادم کامل یادش گرفتم. همسرم گفت وا چقد زود یاد گرفتی انتظارش نداشتم.

      میخوام بگم وقتی با حس درست و در ارامش انجام بشه خیلی نیتجه متفاوته

      موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مریم شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 340 روز

    سلام تجربه دوستان عزیز رو که خوندم واقعا امیدوار شدم که به خاطر یک عالم بیماری که دارم قانون سلامتی رو شروع کنم اما نمیدونم چیشد که نظرات بقیه رو هم بیرون سایت خوندم و بعضی دوستان اصلا نظرات خوبی نداشتند و خیلی منفی حرف زده بودند درباره استاد و اموزشهاشون حالا من دو دل شدم ایا واقعا نظرات اونها که بیرونه سایت استاد هستند درسته یا شما دوستان عزیزم داخل سایت راهنمایی کنین ممنون میشم چون خیلی مریضم و اگه واقعا قانون سلامتی که این همه دوستان تعریف کردند درست باشه منم بتونم شروع کنم و سلامت بشم بازم ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      معصومه صفائی گفته:
      مدت عضویت: 1110 روز

      سلام عزیزم

      بستگی داره هدفت از خرید دوره چی باشه من برای لاغر کردن و تناسب اندام این دوره رو خریدم ولی به لطف خدا از نظر دردهای مفصلی .خستگی و بی‌حالی مداوم .بوی عرق .نفخ معده .سردرد و….خیلی بهتر و عالی شدم .من هرروز حالت خواب آلودگی و بی انرژی بودن داشتم ولی با انجام این رژیم بدنم سبک و سرحال شد و وقتم دیگه همش تو آشپزخونه و پای گاز و وعده های متعدد نبود .رنگ پوستم شفاف تر شده و سیستم بدنم خیلی بهتر کار میکنه ببین اگه دوره رو به صورت تکاملی انجام بدی خیلی راحته اما اگه یکدفعه شروع کنی اذیت میشی ولی به نظر من دوره ی عالیه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      زهره صفری گفته:
      مدت عضویت: 616 روز

      سلام دوست عزیزم من دوره رو همسرم خریده منم در کنارش با همدیگه این دوره رو پیش رفتیم همه اطرافیان میگفتن چیه خودتون رو اینقدر لاغر کردین ولی من و همسرم توجه نمی‌کردیم من مشکل دستگاه گوارش داشتم اصلا نمی‌تونستم فلفل سبز تند و حتی شیرین بخورم الان به لطف خداوند مهربانم و دوره بینظیر استاد عزیزم این مسأله حل شده تقریبا پیاده روی هر روز تو برنامه کارهام دارم پیش میرم خداروشکر سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت دوره بینظیر که در اختیارمان قرار دادین

      سپاسگزارم از خدای وهابم که من وهمسر عزیزم رو به این مسیر الهی هدایت کردی

      خداوند یار یاور هدایتگر همگیمون باشه دوستتون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 504 روز

      سلام. دوست عزیزم دوره بسیار عالی هست به شرط اینکه بشکلی که گفته میشه عمل کنی از لحاظ سلامتی و تناسب اندام بی نظیره بدون دارو همه مریضات درمان میشه این دوره بسیار بر پایه علم طراحی شده منکه هر دکتری توی تلوزیون صحبت میکنه ته حرفاش همینه که استاد توی دوره گفتن البته من گوش نمیدم مامانم خیلی گوش میکنه منم می‌شنوم گاهی اوقات نترس حرکت کن حتما از خدا خواستی وخدا هدایت کرده به لطف الله بهترین نتیجه هارو میگیری فراتر از حد تصورت دوست خوبم در پناه حق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    سلام

    وقتتون بخیر

    از دوستانی که تجربه استفاده از دوره قانون سلامتی رو داشتند و وگان یا وجترین بودند خواهش میکنم اگر این مسیر رو طی کردید برای من از نتایجتون بنویسید و بگید میشه با اصول وگنیسم تطبیقش داد و استفاده ش کرد؟

    بخرمش؟

    ممنون

    .

    من مدت‌هاست احتیاج دارم که این محصول رو خریداری کنم و بهش عمل کنم اما متوجه شدم که احتمالا برای کسی که وگان هست یا غیرممکنه یا سخت

    و یکی از موضوعات اصلی هم راجع به جایگزین کردن پروتئین حیوانی و غیرحیوانی هست که بنظرم میرسه مدیریتش مثل بقیه موارد آسون نیست

    .

    .

    لطفاً لطفاً لطفاً اگر قرار هست بیایید و بنویسید که از وگان بودن دست بکش و باهاش مثل مذهب و دین برخورد نکن و اینا… این کارو نکنید و سعی نکنید نظر من رو تغییر بدید.

    گوشم پره ازین حرفها.

    .

    من چندسال وگان بودن رو تجربه کردم و با کشته شدن و آزار حیوانات واقعا مشکل دارم و موافق نیستم که یک انسان امروزی بخواد برای تهیه غذای خودش از بدن و جان یه موجود زنده ای که گاهی احساسات شبیه به انسان داره بهره ببره

    البته که گیاه هم جون و احساس داره

    ولی احتمالاً مثل یک گاو از دیدن اینکه بچه ش رو جلوش سر ببری حالش بد نمیشه

    یا برای مثال گیاهی که میوه ش رو میندازه روی زمین بعد از رسیدن اون میوه… این رو نمیشه با یک حیوان مقایسه ش کرد

    و هزاران موضوع دیگه که اگر نخواین مغلطه کنید و برای گوشتخواری دلیل و توجیه های سطحی و غیر منطقی بیارید میشه دربارشون هزار ساعت صحبت کرد.

    .

    یه فیلمی هست به نام پی_کِی اونو حتماً ببینید جالبه

    لحظه های آخرش که این آدم فضایی میره به مردمش از زمینی ها میگه

    میگه دوستان اگر رفتید روی زمین و یه نفر گفت من عاشق جوجه یا عاشق ماهی هستم

    بدونید واقعا منظورش این نیست

    و اونها منظورشون اینه که من عاشق اینم که ماهی یا جوجه ی مُرده رو کباب کنم و بخورم!

    .

    و من همیشه وقتی میبینم که افرادی مرغ و خروس و گوسفند دارند و به اونها عشق میوَرزند و در نهایت میکُشنشون و این درحالیه که اون حیوان بهشون اعتماد کرده بوده… بینهایت حالم بد میشه

    و واقعا فکر کنیم به اینکه گربه و سگ چه فرقی با گاو و گوسفند و مرغ و خروس دارن که بین اونها فرق میذاریم و فقط به سگ و گربه ها انقدر عشق بی قید و شرط میدیم اما به مرغ و خروس به شرط اینکه به ما تخم مرغ و گوشت بدن عشق میوَرزیم؟ و جان و حق زندگی رو از بعضی هاشون میگیریم و برای استفاده از شیرشون اذیتشون میکنیم مثل دوشیدن گاوها

    .

    … من نمیتونم راحت بپذیرم از وگان بودن دست بکشم حتی برای سلامتی خودم و این تضاد گاهی آزارم هم میده

    اما باید این مسئله رو حلش کنم

    همونطور که خیلی از وگان ها خلش کردن

    .

    و اعتراف هم میکنم که اگر تمام محصولات وگان دردسترسِت نباشه و اصولی پیش نری واقعا بدنت کم میاره

    منم گاهی کم آوردم

    ولی…. تمایلم اینه بدون آزار حیوانات خودم هم سلامت تر باشم

    یعنی میشه؟ با دوره استاد عباسمنش؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مانلیا گفته:
      مدت عضویت: 1878 روز

      سلام اران جانم … سلام منه شیش سال پیشم :))) سلام قربونت برم که هر کلمه ات منو به یاد نگار پنج سال وجترین وگن انداخت :) سلام گذشته ی من :)))

      از خدا میخوام کمکم کنه بهترین کلام بر من حاری بشه که بهت کمک کنه :)))

      عشقم بدون من اینده ی توعم

      اون فیلم پیکه رو بارها موقع گیاهخواریم دیده ام … حرفات دقیقا کلمات خودم بود اون احساس گناه اون ترحم دلسوزی کردن اشفته بودنت همه چیزت خوده من بود :))) من از 15 تا 20 سالگیم وجترین و وگن بودم :)))) الان 21 سالمه و یک ساله تو دوره ی سلامتی ام به لطف خدا

      از همون پونزده سالگی هم با استاد دارم کار میکنم تاحالا…

      راستش اگه فقط یک نفر باشه که بتونه تک تک کلماتی که گفتی رو درک کنه تو این سایت اون منم و خیلی خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت … دقیقا نگاری که پنج سال بود رو تو توصیف کردی … شاید من بدتر و سخت تر از تو هم بودم من تو اون پنج سال هیچ وقت لب به خورشتی که توش گوشت باشه نزدم چه برسه خوده گوشت :)))

      ببین ارام جان عزیزم

      دوست ندارم بهت بگم چه راهی برو چیکار بکن چیکار نکن

      من فکر میکنم ما باید تجربه کنیم

      من خودم به شخصه عاشق اون دوران پنج سال گیاهخواریم هستم

      همون موقع عاشقش بودم و لذت بردم ازش و حتی نتیجه اش باعث شد ایمانم به دوره سلامتی بیشتر بشه که خیلیا این ایمان من رو نداشتن به خاطر شاید اون تجربه ی من …

      تو خیلی خوده گذشته ی منی

      جالب بود برام که فهمیدی که وگنیسم خیلی اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه و مضر هست اگه اینجور نباشه …

      حالا من میخوام بهت بگم حتی اگه تموم اصولش هم رعایت کنی بازم جواب نمیده :)))

      در مورد ژن گفتی باید بگم من خودم فکر میکردم چون پنج سال گیاهخوار بودم بدنم عادت کرده به گیاهخواری یا مثلا هندی ها نسل در نسل گیاهخوارن بدنشون بهش عادت کرده … ولی اینحور نیست عزیزکم :)))

      ژن ما سه میلیون ساله ساخته شده

      دو هزار سال هم پوچه هیچی نیست در برابرش و تغییر نمیکنه حتی یک ذره …

      من خیلی حرفا دارم میتونم برات بزنم ولی نمیدونم درسته یا نه

      از طرفی میگم بذار این راهو بره تا اروم اروم هدایت بشه و تحمیل کردن واقعا سخته من خودم یک سال بعد از دوره ی سلامتی رو گیاهخواری موندم و گفتم استاد رو قبول دارم به جز این مورد … یک سال طول کشید تا مقاوتم ریخته بشه و بعد یک سال هم میدونم باور میکنی … با گریه گیاهخواری رو ترک کردم … شبی که حالم بد بود بیمارستان زیر سرم بودم و ارزوم بود ورزش کنم اما جون تو تنم نبود زدم زیر گریه … چون میدونستم هیچ راهی به جز ترک گیاهخواری ندارم و اینقدر گیاهخواری برام عزیز بود حتی فکر ترک کردنش بارها منو به گریه انداخت …

      من از بچگی تقریبا به گیاهخواری علاقه داشتم و برا همین سخت بود … اما میدونی در زمان و مکان مناسب اتفاقا میوفتن نباید عجله کرد … اروم باش دختر اینقدر دنبال چیزی نباش دنبال اثبات کردن نباش نه به من نه به خودت … من رها بودم و خداوند وقتی اماده بودم یکی از بچه های دوره سلامتی رو که قبلا گیاهخوار بود بهم هدایت کرد و با هم دوست شدیمو همو دیدیم و اون کلییییی روم تاثیر گذاشت… تا وارد این دوره بشم …

      من کسی بودم که میگفتم حاضرم بمیرم ولی گوشت نخورم …

      ولی میدونی یه چیزه دیگه ای راجبم بود که نمیدونستم …

      من حیوونارو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم …

      اما هیچ چیزی رو تو این دنیا بیشتر از اهدافم دوست ندارم حتی خانواده ام … به موقعش خانواده ام هم برای رسیدن به اهدافم ترک میکنم …

      برای من مهم ترین موضوع زندگیم اهدافم بودن و هنوزم هستن

      و وقتی گیاهخواری مانعی در برابر اهدافم دیدم دیگه تموم شد …

      دیگه همه چیز فاتحه اش خونده شده بود …

      من تو اون پنج سال نمیدونستم گیاهخواری مانع اهدافم هست و اصلا ورزش هم نمیکردم تحرکی نداشتم که بفهمم کم اوردم …

      ولی وقتی رفتم دنبال عشق و علاقه ام ورزش و رقص و دیدم گیاهخواری مانع من هست فاتحه اش رو خوندم با اینکه عاشقش بودم …

      خیلی حرفا دارم میتونم بزنم من قبل دوره سلامتی اومدم باورای گیاهخواریم رو نوشتم و منطقی حلشون کردم هیچ وقت به زور خودمو اجبار نکردم … اروم اروم خیلی اروم میگم یک سال رو خودم اروم کار کردم تا رفتم سمتش …

      ازت میخوام تو هم خودتو اجبار نکنی خیلی اروم پیش برو حتی شده یه سال دو سال طول بکشه اما ادامع بده … برو دنبال سوالاتت … چرا گیاهخواری درسته ؟؟ فرق گوشت سگ و گاو چیه ؟؟ اگه خدا ناراحت میشه از کشتن حیوونا چرا بدنمون رو طی تکامل نیازمند به گوشت بار اورده ؟؟ نگاه خداوند به مرگ و زندگی چیه ایا خداوند به مرگ و زندگی احساسی نگاه میکنه مثل ما ؟؟؟ ایا خداوند ناراحت میشه که یه شیر اهو رو بخوره و اون شیر رو لعنت میکنه ؟؟ یا اون شیر و تکاملش خوده خداوند و همون انرژیه ؟؟

      ایا خداوند از گوشت خوردن من ناراحت میشه ؟؟ پس چرا منو گیاهخوار نیافرید ؟؟

      نتایج بچه ها چی میگه ؟؟ چرا بچه ها بدون دارو خوب شدن درحالیکه مردم دارن تو بیمارستان ها میمیرن ؟؟ چرا ما سگ نمیخوریم چرا گاو میخوریم ؟؟ چرا انسانها گوشت حیوانات گیاهخوار خوردن نه گوشت حیوانات همه چیز خوار یا گوشتخوار ؟؟ نتیجه ی من از گیاهخواری تا به الان چی بوده ؟؟؟ نتیجه ی ادامه اش چبه برام ؟؟

      به همه ی سوالها فکر کن بسین اصلا ساعتها فکر کن

      اگه وگن رو دوست داری ادامه اش بده با عشق و لذت ببر افتخار کن بهش ولی کنارش اروم اروم خودتو به چالش بکش با سوال کردنها

      اشفتگی رو از خودت بیرون کن نترس عقب نمیوفتی میتونی تا دو سال دیگه گیاهخواری رو ادامه بدی هیچ اشکال و عیبی درش نیست :)))

      ما مشکلمون اینه که فکر میکنیم از قافله عقب میوفتیم درحالیکه اصل اینه که لذت ببریم

      اگه از گیاهخواری هنوز لذت میبری انجامش بده منم پنج سال زندگیم لذت بردم

      اما اگه میبینی لذت ها داره کمتر میشه و رنج ها بزرگتر جوریکه نمیتونی انکار کنی اون موقع اس که باید خودتو با سوالها به چالش بکشونی :))))

      دوستت دارم گذشته ی من فعلا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
      • -
        آرام گیان گفته:
        مدت عضویت: 1335 روز

        سلام عزیزم

        ممنون که حوصله و وقت گذاشتی و از دلت نوشتی

        چقدر خوب نوشتی

        چقدر کامل و عالی نوشتی

        مشخصه خیییییلی خوب و شفاف با خودت همه چی رو حل و فصل کردی

        آفرین بهت دمت گرم. تحسینت میکنم

        .

        حرفات رو من تأثیر گذاشت

        بهشون فکر میکنم و باید چندبار دیگه هم بخونمشون

        .

        بله منم الان کم میارم

        ورزش دیگه نتونستم بکنم

        کارم هم سنگینه ولی جون ندارم

        اما همون مسئله اخلاقیش اذیتم میکنه و اینکه آهِ هر حیوونی موقع مرگش و موقع کشته شدنش منو بگیره

        دوست ندارم کارما و انرژیش بیاد تو زندگیم

        همش خوابشونو میبینم

        اوایل هروقت گوشت و لبنیات میخوردم خواب میدیدم دستم به خون آغشته ست و پاک نمیشه هرچی میشورم

        خواب میدیدم گاوها برای کشته شدن گوساله هاشون گریه میکنن

        یا هزارتا ازین موارد

        .

        .

        اون تیکه که گفتی آیا فکر میکنی خدا به مرگ احساسی نگاه میکنه یا نه؟ ،

        گلِ کلامت بود

        اون تیکه منو میخکوب کرد

        به قول خیام

        این کوزه گر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش!

        این همون نقطه‌ایه که خداناباورها هرموقع جنگ و خونریزی میشه تو دنیا

        میگن عدالت مرده! خدا مُرده!

        اگه خدا وجود داره چرا میذاره این همه آدم بیگناه کشته بشن…

        … آره

        تو با اینکه از من کوچیکتری

        ولی پخته تری

        حداقل تو این موردی که داریم باهم حرف میزنیم

        بوس بهت گیان

        (گیان= جان / گیانم = جانم)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          مانلیا گفته:
          مدت عضویت: 1878 روز

          ارام گیان عزیز

          بهت پیشنهاد میکنم بیشتر امرکزت رو بذاری روی شناخت خدا

          کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم بهترین منبع برای شناخت خداوند هست

          خداوندی که سیستمه

          نه یک انسان

          ما باید این سیستم رو بشناسیم

          بازم میگم اصلا عجله ای نداشته باش منوتو هسچ فرقی نداریم هیچ اهمیتی نداره من از تو کوچکیترم یا بزرگتر در چشم کائنات منو تو روحیم و به یک اندازه فرصت داریم … کسی به خاطر سن کمش فرصت از تو بیشتر نداره …

          وقتی به خداوند نکاه سیستمی داشته باشی یه دنیای جدید برات باز میشه

          یه دنیایی که سلامتی بدنت یک ذره نعمتاش هست تو به خیلی چیزای بزرگتر میرسی

          و اینه که مهمه نه اینکه تو گیاهخواری یا گوشتخوار و بخوای با خودت بحث و جدل کنی خودت رو پریشون و نگران کنی

          اصن از خودت بپرس

          چرا گیاهخوار شدی ؟

          برای تجربه ی ارامش بیشتر

          چون این بهت ارامش میده

          حالا چی شده همین باعث شده چنین کابوس هایی ببینی و زندگیت برات جهنم بشه ؟؟

          ایا راه درست راهی نیست که به من ارامش میده و حسمو خوب میکنه ؟؟ پس اگه حسم بده مسیرم اشتباهه … اگه توجهت روی منفی هاست راه اشتباس … حس بد اتفاقات بد بی هیچ چون و چرایی… و تو ارزشمندی هیچ چیز و هیچ کس نباید توی ارزشمند رو ناراحت کنه … اینم یادت باشه ..

          و دقیقا درسته ادما میگن وای جنگ شده ادمای بی گناه مردن پس خدا نیست … یا خدا ظالمه بی عدالته … اما اونا نمیدونن خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند انرژیه ، خداوند خاکه ، باده ، اتشه ، زمینه ، منه ، توعه ، دریاست ، همه چیززززههههه …

          خداوند همون شیربه که اهو رو شکار میکنه ، خداوند همون اهوییه که شکار و خورده میشه ، خداوند دندون اون شیره ، هداوند خون اون اهوعه … همه چیز این سیستمه … تمام طبیعت برنامه ریزیه دقیق خودشه …

          اون نگاه دلسوزی نداره …

          اون میگه اگه احساست بده من اتفاقات بدی وارد زندگیت میکنم واسم مهم نیست چه قدر گریه کنی …

          خداوند اینه اس … اون همون چیزیو نشون میده که هستی و انجام میدی بدون هیچ دلسوزی …

          خداوند خود کائناته که فرکانس مارو میگیره ، خداوند خود تکامله ، خداوند خود طبیعته خوده زندگیه خود مرگه همههه چیزه …

          سعی من توی بخش توحیدی خیلی کار کنی روی فایلای توحیدی سایت …

          یه فایلی هست استاد میگه به کبوتر ها غذا ندهیم یعنی به گداها کمک نکنیم …

          این نگاه و دیدگاه خداونده

          اما نکاه انسان اینه که نه گناه داره بدبخت یه نون خشکه ای بهش بدیم نمیره … اما نگاه خداوند چیه اینه مه این ادم باید بمیره یا ثروتمند بشه چون این جهان من لایق بهتریناست من این انسان رو خالق افریدم اکر قرار نیست ثروتمند باشه و به رشد جهانم کمک کنه باید بمیره …

          همین هم برای خیوانات صدق میکنه … خدا خوده همون حیوانات هست و اونارو افریده تا جهان رشد و پیشرفت کنه هم با تولدشون هم زندگیشون هم مرگشون …. و این سه هیچ تفاوتی در نظر خداوند ندارن … چون خداوند یک سیستمه نه یک انسان اون همه چیز رو برای رشد و گسترش افرید نه هیچ چیزه دیگه ای … حتی مارو… زمین و زمان و جهان رو مسخر ما کرد که عزتمند زندگی کنیم و رشد بدیم جهانو …

          توی کامنتی که برام نوشتی قشنگ احساس کردم اروم تر شدی و اون حس خودسرزنشی گناه و پریشونی اشفتگی ازت کم شده و در صلح بیشتری قرار گرفتی … دوست داشتم بازم کمک کنم این حس ارامشت بیشتر بشه چون یه ادم ارام تر جهانی زیباتر برای منه … یک فرد سالم تر جهان و زندگی بهتری برای منه … تو رشد کنی من رشد میکنم … با عشق و لذت و ارامش این مسیر زیبای زندگی رو طی کن چون تو اشرف مخلوقاتی خدا همه همه همه هرررررر چیزی که تو این دنیاست رو برای تو افریده ؛))))))

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        آرام گیان گفته:
        مدت عضویت: 1335 روز

        نگار جان عزیزم

        دوست خوبم

        به حرفهایت دوباره فکر کردم

        و آنجا که گفتی اصلا برای خدا مهم نیست کشته شدن یا نشدن موجودات،

        کمی در علت وگان شدنم شک کردم

        تا اینکه یادم آمد چه قول و قرار و چه توجیهِ موجّهی برای خودم داشتم و دارم

        اول برای خودم و بعد برای تو هم مینویسمشان:

        _بارها برایم پیش آمده، مردی که میخواسته به همسرش خیانت کند، از من درخواست رابطه کرده و وقتی من نپذیرفتم، در نتیجه به سراغ فرد دیگری رفته و در هرصورت خیانت ورزیده، چون تصمیم و قصدش این بوده و مسلماً امتناع من جلوی کار زشتش را نگرفته؛

        اما حداقل من خوشحالم که آن نفر سوم و درواقع شریک جُرمش برای خیانت به همسرش، من نبودم.

        _گاهی برایم پیش آمده که به من یک پیشنهاد کاریِ غیر اخلاقی شده که پول خوبی هم داشته اما من ردش کرده‌ام

        و این رد کردنِ من مسلماً جلوی خطاکاری آن فرد را نگرفته و قطعاً فرد دیگری به جای من آن را به انجام رسانده و پولش را گرفته است؛

        اما حداقل خیالم راحت است که من در آن کارِ خطا، دستی نداشته ام.

        _در بسیاری از کشورها امکان کُشتن دیگری و تجاوز کردن به دیگران بسیار وجود دارد و خیلی ها هم از این فرصت سوء استفاده میکنند و اگر من آنجا باشم و خویشتن داری کنم، تجاوز و قتل نکردنِ من، مسلماً باعث جلوگیری از انجام جُرم در آن منطقه نمی‌شود؛

        اما حداقل وژدانم راحت است که در جُرمهای انجام گرفته، من دستی نداشته‌ام.

        _آدمهای زیادی در سراسر دنیا حیوانات را برای تهیه غذا می آزارند یا می کُشند و مثل روز روشن است که وگان بودن من آنقدرها هم که من فکر میکنم، ناجیِ جانِ موجودات نیست؛ و جلوی کشته شدن آنها را حداقل به زودی نخواهد گرفت،

        اما میدانم که هربار مراقب خوراکم هستم، حداقل در ظرف غذای من، حیوانی نیست و همین قلب و دلم را آرام میکند

        آیا همین کافی نیست؟

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمدرضا گفته:
      مدت عضویت: 2087 روز

      سلام ب شما دوست عزیز

      من تو حوضه ثروت مشکل دارم میرم دوره روانشناسی ثروت و تهیه میکنم و بی چون و چرا ب اموزش های استاد عمل میکنم و نتیجه میگیرم

      من تو حوضه روابط مشکل دارم میرم دوره عشق و مودت و تهیه میکنم و عمل میکنم بی چون چرا و نتیجه میگیرم

      من تو حوضع عزت نفس مشکل دارم میرم دوره عزت نفس و تهیه میکنم اموزش6اشو بی چون و چرا انجام میدم و نتیجه میگیرم

      و همینطور بقیه دوره ها…

      شما اگه از نظر سلامتی مشکلی نداری چرا اصلا میخوای دوره قانون سلامتی رو بخری؟؟؟

      اگر میخوای مشکلی رو از نظر سلامتی حل کنی باید دوره رو بخری و هرچی ک استاد میگن و انجام بدین بی چون و چرا.

      چون این جا بحث قانونه

      و همونطور هم ک خودتون میدونید قانونو نمیشه شخصی سازی کرد

      با تشکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        آرام گیان گفته:
        مدت عضویت: 1335 روز

        حرفتون رو قبول ندارم

        چون من مثل دیگران استاد و حرفهاشون رو مقدس نمیدونم که فکر کنم عین یک آیه نازل شده باشه و بدون چون و چرا باید بپذیرم!

        من با تمام احترامی که براشون قائلم و خییییلی هم در این سالها ازشون چیزی آموختم و عمیقاً قدردانم

        ولی در بعضی موارد اصلا عقایدم باهاشون همسو نیست و اینطوری نیست که صد در صد قبول کنم

        گاهی شک میکنم به برخی گفته ها و این بد نیست

        .

        اتفاقا خیلی از رهبران مذاهب هم دوست دارن شما بی چون و چرا و بدون شک حرفشونو بپذیری و حتی نقدشون نکنی

        ولی هر آدمی ممکنه اشتباه بکنه.

        گرچه معتقدم قضیه نسبی هست و اشتباه یک مفهوم انتزاعیه

        یعنی مثلا اگر من انتخاب کردم که استایل زندگیم به شکل وگانیست ها باشه، پس هرگونه گوشت‌خواری به هر منظوری در راه و روش و منش من میتونه اشتباه باشه

        اما از دیدگاه شما و ایشون میتونه درست باشه

        پس جنگ و بحثی نمیکنیم باهم

        مگر دلیل و منطق خوبی داشته باشیم که بخوایم آگاه کنیم همو، اون هم با آرامش و متین

        .

        استاد عباسمنش بی نظیر و عالیه

        ولی من هنوز نتونستم با خوردن گوشت موافق باشم

        چون وقتی من وگان شدم فقط و فقط بخاطر حمایت از حیوانات بود نه بخاطر سلامتی خودم

        اونهایی که فقط بخاطر سلامتی خودشون و بعنوان یک رژیم غذایی رفتن سراغ وگانیسم، خب معلومه وقتی خسته شدن هزار و یک منطق و دلیل میارن که ثابت کنن گوشتخواری درسته تا برگردن به سیستم قبلی!

        .

        من کاملا قبول دارم و معتقدم که بدن ما عادت داره به گوشتخواری چون قرنها و سالها اینطور بوده، و بدن و ذهنمون که معتاد گوشتخواریه و معتاد به استفاده از فرآورده های حیوانیه، مسلماً اعتراض میکنه به سیستم گیاهخواری و وگانیسم (که باهم فرق دارن)

        ولی قصه اینجاست که الان دیگه انسان متمدن امروزی با انسان قدیم فرق کرده و ما میتونیم بدون کشتن و آزار حیوانات برای خودمون غذا تهیه کنیم. دلیلی نداره دیگه مثل قبلاً زندگی یه موجود رو بگیریم بخاطر تهیه غذای خودمون.

        و البته که باید چند نسل هممون وگان و وجترین باشیم تا بدنمون بپذیره و یاد بگیره چطور با این استایل پیش بره.

        من هم بهم گاهی فشار اومده و مثلا یک بار بعد از 4سال یه هو دیدم باید گوشت بخورم و رفتم ماهیچه گوسفند خوردم. ولی باز برگشتم به سیستم قبلی. هنوزم اگر ببینم دارم مریض میشم میرم چند روز تخم مرغ میخورم تا قوت بگیرم….

        سیستم وگانیسم اگه درست و اصولی انجام نشه آسیب میرسونه و ضعف بدنی میاره / منکرش نیستم

        اما مثلا شاید اگه استاد بگن باید پروتئین بخوری احتمالاً من برم سراغ پروتئین گیاهی یا نهایتاً تخم مرغ

        نه گوشت

        .

        درمورد این که گفتی اگه مشکلی نیست چرا میخوای بیای دوره رو بگیری هم بگم که اتفاقا احساس نیاز کردم و میخوام بگیرم انشالله

        .

        .

        یه جمله ای هست که میگه:

        اگه دیوار کشتارگاهها شیشه ای بود بعید میدونم کسی دیگه دلش میتواست گوشت بخوره

        .

        و اینکه

        واقعا گاو و گوسفند و مرغ… چه فرقی با سگ و گربه دارن؟

        چرا باید اون سگ و گربه توی ناز و نعمت و دست و بال آدما انقدر عزیز، زندگی کنن اما گاو و گوسفند و مرغ رو بعد از اینکه ازسون نگه داری میکنیم میکُشیم و میخوریمشون؟

        .

        یه فیلمی هست به نام پی_کِی، آخرش که آدم فضاییه برمیگرده به سیارشون

        میگه آهای مردم

        اگه رفتین رو زمین و اونجا یکی گفت من عاشق جوجه یا ماهی هستم باور نکنید

        چون آدمای روی زمین منظورشون اینه که دوست دارن مُرده ی اونا رو کباب کنن و بخورن!

        .

        .

        دوست عزیزم!

        ما آدمای الانیم

        باید یک فرقی با آدمای قدیم داشته باشیم؟

        .

        یه تعریفی هست از تمدن که میگه

        آدمای قدیم به هم سنگ پرت میکردن، آدمای الان به هم کلمه پرت میکنن

        و این یعنی تمدن

        .

        من همیشه پرسشم اینه که آیا معنا و درک و شعور منِ امروز نباید با آدمای غار نشین فرق کنه؟

        .

        چرا ارجاع میدیم همه چی رو به قدیمی؟

        اینکه مدت طولانی گوشتخوار بوده انسان، دلیلی بر درست بودنش نیست

        فقط اینکه بدنمون عادت کرده به اون سیستم

        و حالا که میخوایم تغییر عادت بدیم

        سختشه!

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          محمدرضا گفته:
          مدت عضویت: 2087 روز

          سلام مجدد بشما دوست عزیز

          چندین سال پیش خیلی دوست داشتم ک دیگران و قانع کنم یعنی ب هر دری میزدم که بگم حرف من درسته ولی الان اینجوری فکر میکنم که باید هرکسی رو همونجور که هست بپذیرم من ب نظر شما احترام میزارم.

          حرف من خوردن یا نخوردن گوشت یا گیاه نیست

          من فقط میگم یک نفر یک مسیری رو رفته و نتیجه ام گرفته از اون مسیر(قانون سلامتی)حالا اومده گفتی که اقا هر کسی که این نتایج و میخواد باید یکسری کارهارو انجام بده و یکسری کارارو انجام نده ب همین سادگی.حالا شما یا انجام میدید نتیجه دلخواهتونو میگیرید یا انجام نمیدید و …

          درپایان حرفتون و تایید میکنم ک گفتین ادمهای قدیم با ادم های الان باید ی فرقی داشته باشن

          ادمهای قدیم خیلی متعصب تر بودن ولی ادمهای الان با دید باز تر ب مسائل نگاه میکنن

          امیدوارم هرجا هستین موفق و پیروز باشین

          باتشکر

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 430 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی

    منم اومدم از نتایج این چند روزم بگم ک البته در لحظه رخ میده از من یا اتفاقات

    من مدت کمی هست ک دارم جدی کار میکنم خیلی کم کمتر از سه هفته

    ولی خب بگم از تغییرات ذهنیم

    من امروز داشتم ب فایل استاد درمورد قضاوت گوش میدادم

    و خیلی روم تاثیر داشت ی خصلت خداروشکر خوبی ک دارم برای شنیدن این حرفا ذهنم اصلا مقاومت نداره اصلا

    یعنی یکی از بیرون ببینه ممکنه بگه توام رو هوا هرچیو قبول نکن

    ولی واقعا اینطور نیست

    خب برگردیم ب تعریفات من

    من دو سه روزه شروع کردم و خصلت های مثبت خانوادم می‌نویسم

    نمیخوام بگم اونا تغییر کردن

    تغییر در من داره رخ میده

    اینکه وقتی پدرم ی طوری باهام صحبت می‌کنه که آدم واقعا ناراحت میشه

    قبلا دقیقه ها گریه میکردم و حس اینکه چقد بدبختم چقد احمقم این همه محبت کن بعد این بهم دست میداد

    امشب دوباره اون رفتار داشت

    ناراحت شدم (بالاخره انسانیم و احساس داریم طبیعیه)ولی ی فرق داشت

    ب پنج ثانیه نکشید ک چشمم اشکی شد سریع ب خودم اومدم ک سارا

    این مسئله رو بزرگ نکن نزار حالتو بگیره

    شیطان هر فرصتی گیرش بیاد میخواد بکشت پایین خودتو کنترل کن

    و بعدش اومدم گفتم که

    سارا بیا قضاوتش نکنیم ب قول استاد

    من چ می‌دونم پدرم در چ شرایط روحیه ایه الان ،وضعیت سلامتیش افتضاح ، ذهنش درگیر ،کارش اون ، بچگیش پر از سختی

    از کجا معلوم جاش بودی برخورد بهتری داشتی

    سعی کن بگذری چون این شرایط گذراست

    ولی ب خودم گفتم ک اگر موقعی از حرفی شرایطی ناراحت شدی یا کلا حس کردی ب گریه نیاز داری یکم گریه کن اینو بدون ک انسانی و اتفاقا ی موقع هایی گریه خوبه سبک میشی

    این نشه ک اگر عصبی شدی ناراحت شدی و.. بخوای خودتو قضاوت کنی نه

    خودتو بپذیر دیگران هم بپذیر

    و بدون تکاملی ویژگی ها مثبتت و ری اکشنت نسبت ب برخورد های ناخواسته بهتر میشه و اون برخورد ها اگر در مسیر باشی کم و یا حتی حذف میشه

    و من خیلی ذهنم درگیره سوال های فرا آگاهی میشه سوال های مربوط ب روح و ..

    و من میگم سارا ببین ن که سوالات بد باشه ولی جواب قانع کننده ای توی دنیای ماده نمیشه بهش داد نمیشه خیلی چیزا رو با زبان و فهم انسانی درک کرد

    اینجا ی مدرسس ی زمین بازی هرچی لازم بوده برای رشد داده شده

    دنبال حاشیه نرو چیزی پیدا کن ک کمکت کنه

    بدرد این زمین بخوره

    بشه باهاش کاری کرد

    و مطمنم برای همه پیش میاد خیلی از سوالا

    ولی چون جواب قابل درکی نیست آدم بیخیالش بشه بهتره بزارع خدا در فهم انسانیت بهش متوجه کنه چی ب چیه ک بدرد بخور باشه

    چون ممکنه از مسیر خارج شویم سراغ جواب بریم بهش نرسیم نتیجه عکس بگیریم و گمراه بشیم

    و می‌دونم ک خداوند آینه خودشو هدایت می‌کنه

    الهی شکرت

    یا اینکه امروز تنها بودم شیطان داشت نجوا می‌گفت و من رفتم دفتر شکر گزاری آوردم م ذهنمو پرت کنم

    و با خودم صحبت میکردم سعی میکردم جهان رو برای خودم ساده توضیح جوری م بتونم یکم بفهممش

    میگفتم سارا فقط اینو بدون تو خیلی گرونی خیلی با ارزشی

    فکر کن تنها موجود عالم تنها چیزی که وجود داره ما فقط جلوه اونیم آینه اونیم

    اومده ب تو قدرتی از خودش داده که ب هیچکس نداده

    همه برای تو سجده کردن می‌دونی یعنی چی

    می‌دونی چقدر مهمی چقدر عظمت داری

    نگاه نکن اومدی تو جسم محدود شدی تو خود جهانی و واقعا اشکم در میومد هم درکش سخت بود و حس خوبی میداد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 252 روز

    سلام و عرض ادب به همگی

    انگار دیگه هر شب من هدایت میشم به نوشتن هر آنچه که داره برای بعد از دوره ی احساس لیاقت و روانشناسی ثروت رخ میده …راستش همه چیز عالی به نظر می‌رسید از شروع دوره خیلی اتفاقات عالی رخ داد ولو که خیلی کوچیک بود اما یه اتفاقی که دیروز افتاد این بود که خیلی خیلی مشتاقم استاد اگر خودشون قابل بدونن یا هرکس دیگه ای بتونه کمکم کنه اینجا …راستش دیروز یکی بدجوری ناراحتم کرد بدترین حرف هارو بهم زد اما حرفش مهم نیس ناراحتی من از این هست که من نون بگیر این آدم هستم و دستم وحشتناک در حال حاضر زیر سنگ هستم و قدرت مالی و اقتصادی جدا شدن از سیستم این آدم رو ندارم …دارم روی احساس بیافتم کار میکنم می‌دونم که تمام این مصیبتی که گریبانم رو گرفته از حس بی ارزشی درونی خودم هست که از دوره ی نوجوانی دارم با خودم حمل میکنم با اینکه از بیرون فرد با اعتماد به نفسی به نظر میاد اما عزت نفس بسیار پایینی دارم …پله پله دارم میرم جلو می‌دونم هر قدمی که برای جدا شدن از چنگال این فرد بردارم مستقیما به علت نفس و احساس ارزشمندی من مربوطه …ایشالا به زودی میام می‌نویسم که چه طوری با بالا بردن حس ارزشمندیم از شرش خلاص شدم …لطفا اگر میتونید کمکم کنید بنویسید با جان و دل میخونم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    داود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 397 روز

    به نام خدا

    سلام

    امروز برای اولین بار بعداز نزدیک یک سال اومدم واین خوشامد گویی واشنایی با دوره ها رو خوندم وکلی مطلب وچیز یاد گرفتم استاد عزیز ممنونم ازت وسپاز گذارتم بابت زحمات بی دریغ برای ما وخدایا شکرت که امروز هدایت شدم به این قسمت سایت که از مطب یکه از دوستان یاد بگیرم که با هر مشکلی که برام پیش میاد برخورد خوبی بکنم ودنبال راه حل مناسب براش بگردم ومنتظر الهامات وراهکارهای الهامی خداوند باشم واین باور را هم در خودم تقویت کنم که هر مشکلی که پیش می‌آید با حس خوب دنبال حل اون باشم تا راهکار های خوبی به ذهنم برسد از جانب پروردگار

    واون مشکل منو یه پله قویترمی کند

    با تشکر از استاد عزیز واون دوستی که با دیدگاهش ذهنم بازتر نسبت به مسائل پیش رو کرد

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2698 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مدتی هست که خریدن بخش اول دوره قانون آفرینش به عنوان خواسته‌ای در قلبم شکل گرفته. می‌دونم که به زودی این خواسته محقق میشه. برای اینکه بیشتر در مدار رسیدن به این خواسته قرار بگیرم تصمیم گرفتم بیشتر در فضای این بخش از دوره باشم.

    به همین منظور فایل‌های معرفی دوره قانون آفرینش رو شروع کردم و مشغول مطالعه اونها هستم.

    خواستم بیشتر ببینم و بیشتر در جریان قرار بگیرم که به این صفحه هدایت شدم. با خوندن نتایج دوستان مشتاق شدم تا هر چه سریعتر به این دوره برسم و از آگاهی‌های ناب‌ش استفاده کنم.

    قطعا من هم روزی از نتایجم برای عزیزانم در این سایت خواهم نوشت.

    خواستم رد پایی گذاشته باشم از این حال و هوایی که دارم.

    در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: