اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند …
سلام به استادعزیزم ومریم جانم ..
استادعزیزم واقعا خیلی خوشحالم که باشماهم فرکانس شدم وهربارتکارارکردم که این بهترین انتخابه استادعباسمنش بسیار بیان فوق العاده ای دارن انقدر نزدیک بادرک ما توضیح میدن یعنی خیلی باحس وافکارماهماهنگه قشنگ ذهن وافکارما روشخم میزنه وباهاش ترکیب میشه،چون این فرکانس شماست که تاثیرمیزاره به ما وشماهیچ وقت ادادرنیاوردید وهمه حرف هاتون عمل بوده و دوست ندارید مثلا تمام مدت زمان فایل حرفای قشنگ و آماده شده وخوشگل بزنید شما حرفایی میزنید که ازته دل تونه وجوری قانون وتوضیح میدید که ما متوجه بگیریم ونتیجه بگیریم . خدایاشکرت بابت وجوداستادم ..
این مثال تون که ازقرآن زدید ازفرشته های قوم لوط که برای عذاب آمده بودند وابراهیم اونجا میترسه رو خداروشکر چندروزپیش خودم توقرآن باترجمه خوندم اگر میگفتید که باید ذهنتون وکنترل کنید بعضیا تونستن وبعضیا نتونستن پس نتیجه نمیگیرند شاید من وخیلی هامیگفتیم آره پس کارسختیه غیرممکنیه خیلی باید ذهن قدرتمندی داشته باشی پس شایدکارمن نیست ولی شما قشنگ میای ریشه ای این موضوع وحل میکنی که آقا حتی پیامبرخداهم دربعضی اوقات نتونسته واشکال نداره پس ماسعی کنیم هرروزنسبت به قبل بهترباشیم واین موضوع تکاملیه ،دنیای مادی همینه ودرآخرت فقط مامیتونیم دنیای بی تضادوتجربه کنیم …
درموردتضاد :::واقعا شاید بعضی تضادها به ما درس هایی بدن که خوشی هانمیدن مثلا من وهمسرم قبلا بسیار روابط نامناسبی داشتیم(به خاطر این که واقعا سن مون کم بود ودرسن کم ازدواج کردیم وبیشتربه خاطر مواد ) این تضادبه من گفت که چقدر من دنبال یه رابطه ی عالی وخوب هستم که حتی همه درموردش حرف بزنن الان این ومیتونم بگم که باتغییرما بانتیجه گرفتن ازاون همه تضاد قسم میخورم الان زندگی روتجربه میکنیم که بسیار فوق العاده ترازقبله پرازعشق ،ثروت وپاکی هست وخیلی هاغبطه میخورن واسه زندگی ما .
امابه قول شمااستادچقدر باید آدم نامرد باشه که درشرایط خوب آدم ناسپاس باشه وشکرگذارنباشه ،خیلی چیزایی که قبلا برای ماآرزوبوده وقتی یه مدت میگذره ازبه دست آوردنش برامون عادی میشه وشکرگذارنیستیم همون ماشینی که یه روزآرزوداشتیم بخریمش والان داریم یا فقط یه خونه کوچیک مال خودمون باشه یا هرچیزدیگه ای ،چقدرخوبه شکرگذارشون باشیم،البته انسان همیشه به دنبال پیشرفته وخواسته هاش بزرگ ترمیشن ولی یادمون باشه شکر گذاری مارومی افزاید ونزدیک ترین فرکانس به خداونده ومارو به مدارنعمت ها میبره …
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته ی عزیزم و همه ی دوستان خوبم
به به بازهم یک فایل عالی دیگه که البته این چندمین باره که میبینمش و گفتم این دفعه بیام و کامنت بذارم
آخرین کامنتایی که گذاشتم تمام فکر و ذکرم کنکور اردیبهشت بوده و روزشماری میکردم که قراره یه اتفاق بزرگی رو تجربه کنم و تو نظراتم میگفتم 13روز مونده 8روز مونده و حالا که این دیدگاهمو میذارم کنکور اردیبهشت رو با حس و حال خوب به پایان رسوندم
دیروز یعنی 7 اردیبهشت اولین کنکورم رو دادم و جالبه که هیچ استرس و نگرانی نداشتم صبح زود بیدار شدم و بخاطر بوی بهار و حس طراوت و پاکی که درختا میدادن آسمون و ابرهای قشنگش و صدایی پرنده ها که همه ی این زیبایی ها رو دو چندان میکرد سپاسگزار خدا شدم و گفتم خدای من بریم که به سوالا جواب بدیم و وقتی دفترچه هارو پخش میکردن و مشغول جواب دادن بودم با خودم گفتم همش همین بود !اون کنکوری که برای خودم غول ساخته بودم و انقدر جدیش گرفته بودم اینه ؟ فکر میکردم قراره خیلی مضطرب باشم فکر میکردم یه چیزه عجیب و غریبه ولی نبود و مثل یک امتحان مدرسه بود برام
خدایاشکرت که سعی کردم احساسمو خوب نگه دارم خدایا شکرت که از کنکور دیروزم راضی ام
حالا نوبته اینکه این دوماه باقی مونده هم مدام این صحبت های گرانبهای استاد رو تکرار کنم و حواسم باشه که حسم رو خوب نگه دارم و دستمو تو آتیش نبرم حتی اگه مثل امروز دیر از خواب پاشم و بگم وای وقتمو از دست دادم به برنامم نمیرسم و حس منفی رو ارسال کنم !!باید به خودم بگم فرقی نمیکنه که چه دلیلی دارم برای اینکه حسم بده قانون اینکه احساس بد =اتفاق بد و البته که همیشه احساسمون صددرصد خوب نیست و ما تلاش می کنیم آگاهانه زمان بیشتری رو در احساس خوب باشیم تا طبق قانون بی تغییر خداوند اتفاق خوب بیفته و از نعمت های بی نظیر خدا استفاده کنیم و لذت ببریم
فردا صبح که از خواب بیدار شدم اولین حرفی که بزنم این باشه که امروز چطور سپاسگزار خداوند باشم ؟ یکیش اینکه من زنده هستم و صبح امروز رو میبینم و هزاران دلیل دیگه برای شکرگزار خدا بودن
من هروقت حالم بده شروع میکنم به شکرگزاری و میبینم که سرحال شدم حس خوبی دارم و آرامم
بهترین روشی که باعث میشه احساس منفیت به مثبت تبدیل بشه سپاسگزار بودنه یا حداقل برای من که اینطوره
خدایا شکرت که برای بارها و بارها به من تذکر میدی که همیشه حواسم باشه که ما با افکارمون کانون توجهمون باورهامون زندگیمون رو میسازیم
به نظرم اگر یک نفر همین یک درس از آموزه های شما را برداره و عمل کنه برای یک عمر زندگی در بهشت کافیه که در هر لحظه حال خودت را به طریقی بهتر کن حالا با هر متدی که خودت می دونی
استاد من خیلی بهتر شدم و البته که خیلی خیلی هم جا برای بهتر شدن دارم تو این موضوع که بتونم در شرایط ناخواسته حالم را بهتر کنم با تغییر کانون توجه و با تغییر زاویه دید و با هر کلام و رفتاری که به من کمک کنه احساسم بهتر بشه
چند وقت پیش من درخواستی داشتم که به چند تا از استادام پیام دادم خیلی جالب بود که اینها با هم ارتباطی ندارند ولی هیچ کدوم درخواست مرا پاسخ ندادند من متوجه این رفتار اونها نشدم چون هیچ موردی بین من و اونها نبود که بخواد اینگونه بشه و برای من جای تعجب داشت ولی حالم خوب بود که البته اگر همچین اتفاقی قبلا برای من می افتاد من خورد میشدم و تا ماه ها ذهن و روحم درگیر بود و الان متوجه شدم که من تغییر کردم و توانستم به راحتی ذهنم را کنترل کنم و موضوع را به خودم وصل نکنم و اجازه بدم جهان اونطور که درسته عمل کنه – گاهی ذهنم میرفت که شرایط را تحلیل کنه که گمان هایی بزنم و اینا ولی اجازه ندادم و گفتم تو نمی دونی در ذهن آنها چی میگذره پس بهتره که همه چی را به نفع خودت معنا کنی شاید قراره آدم های زندگیت عوض بشوند و شاید دیگر در مدار هم نیستید و خلاصه من سعی کردم ذهنم را آرام نگه دارم و به کسی و رابطه ای نچسبم که اگر من قدیم بود چقدر به هم میریختم خدا رو شکر که من رشد کردم و مسائل را راحت تر می گذرونم و توانستم توی اون ماجرا ذهنم را کنترل کنم
استاد خیلی زندگی با این دیدگاه راحت تر میشه البته که به قول شما اصلا کار راحتی نیست نیاز به تمرین و استمرار داره و البته تکامل
ولی همه زندگی همینه نگاه کردن از زاویه درست به زندگی
استاد من هم خیلی از ورودی هایم را بسته ام چند سالی هست خبری از دیدن تلویزیون و فیلم و سریال و اخبار نیست هیچ گروه و کانالی هم دنبال نمی کنم و کاملا متمرکز شدم روی خودم و جهان هم به من کمک کرده و خیلی از آدم ها و رفت و آمدهای الکی و بیخود از اطرافم حذف شده و من می تونم وقت داشته باشم روی خودم کار کنم
خدا رو شکر الان هم زمان دارم و هم تمرکز و آرامش که کاملا روی خودم و باورهام کار کنم و به لطف خداوند حس می کنم که مدارم دائم تغییر می کنه
خیلی ممنون از پاسخ شما و داستان جالبی که برای من هم پیام داشت برای مسئله ای که چند لحظه پیش در حال فکر کردن بودم واقعا همه جهان دستان خداوند هستند برای برآوردن خواسته های ما اگر ما نچسبیم به کسی یا رابطه ای یا دستی
خواستم در مورد این موضوع بگم که چرا یاد گرفتم “همه چی را به نفع خودم معنا کنم”
من هر وقت اتفاقی می افتاد سریع یک نکته ای در می آوردم و خودم را سرزنش میکردم و کلی شاید و باید و اینا به خودم میگفتم و حال خودم را بد میکردم
چند دفعه اتفاقاتی افتاد بعد دیدم اصلا تمام اون پیش فرض های من و تمام اون سرزنش هایی که خودم را میکردم ربطی به علت اصلی موضوع نداشت و دیدم من بیخودی حال خودم را بد کردم
از اون به بعد تصمیم گرفتم دیگه هیچ مسئله ای را بر علیه خودم معنا نکنم بلکه برای اینکه حالم خوب باشه به نفع خودم معنا کنم و بگم هرچی شده قراره برای من خوب پیش بره همه چی … این خیلی به من حس خوبی میده و آرام می مانم و طبق قانون هم وقتی من حالم خوب باشه اتفاقات خوب میفته و آخرش خوب میشه و این خواست خداوند از ماست که حالمون خوب باشه و الباقی را خدا انجام میده
بله او وکیل است همه جا آشنا داره او قوانین را به نفع ما تغییر میده او قلبها را برای ما نرم میکنه او موانع را در هم میشکنه او معجزه میکنه
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته
ودوستان هم فرکانسی ام توی این سایت توحیدی
خدا را هزاران بارشکر که تونستم وارد سایت شوم. این بهترین اتفاق خوبه امروزه من هستش….
الآن بیست روزی هست که نتونستم وارد سایت شوم منی که تنها ارتباطم با دنیا و دلخوشی ام همین سایت هستش هر ساعت شاید ده بار تلاش کردم ولی نشد که نشد دلم خیلی تنگ شده بود برای استاد وبرای بچه ها…
ولی. توی این مدت همش روی خودم کار می کردم حتی یک لحظه هم نگذاشتم مومنتوم منفی شکل بگیره وبا گوش کردن به فایلها همیشه حالم خوب بود وحتی یک بار هم وسوسه نشدم خبرها را دنبال کنم وبا خودم بودم…..
با این که بازار تهران تعطیل بود من مثل همیشه سر وقت رفتم بازار و همه جا پر از مامور پلیس بود ومن مثل همیشه پول ساختم و بااینکه خیلی ها شعار میدادند… ولی من بی توجه به اتفاقها. کار خودم را میکردم..حتی بعضی از این مأمور ها به من کمک میکردند تا پارچهها را ببرم بیرون از بازار وحتی بعضی ها برام اسنپ گرفتن بدون اینکه من درخواستی داشته باشم…و بدون هیچ مشکلی خدا برایم روزی رساند.خدا را هزاران بارشکر….ومن هرروز به همین شرایط کار کردم فارغ از هیاهو ودرگیری..
ویاد حرف های استاد افتادم که توی دوازده قدم میگفت تواگه با خودت در صلح باشی حتی آن خرس گرگ ومارهم باتو کاری نداره ومن اینو به عینه تجربه کردم درحالی که همه از قطعی انترنت و کسادی بازار گله مندبودن به مأمور ها فحش و شعار میدادند…. همان مأمور ها به من کمک میکردند که به کارهام برسم بدون هیچ مشکلی
خدا را هزاران بارشکر….
تنها دلتنگی ام سایت بود که الان وارد شدم
خواستم از این طریق به استاد عزیزم وهمه دوستان خوبم عرض ادبی کرده باشم….
چقدر خوشحالم که توی این مسیر دوستان خوب و مهربانی مثل حدیث جان دارم که با کامنت گذاشتن براشون چقدر انگیزه و روحیه خوب میدن که مسیر را با قدرت بیشتری دامه بدم ..ازتون ممنونم
خدا را هزاران بارشکر که من دستی از دستان خداوند شدم که هدایت بشید به دوره معجزه آسا ی دوازده قدم این دوره یکی از بی نظیرترین دوره های استاد هستش..که اگه باتعهد گوش کنی و عمل کنی نتیجه ها واقعاً بزرگ هستش… انشالله که شما هم نتیجه بگیرید و بیاید از موفقیت هاتون بنویسید و انگیزه بدید برای بچههای سایت..
درسته حدیث جان ماها که از بدنه جامعه جدا شدیم فقط روی خودمان کار میکنیم ..تنها دلخوشیمون همین سایت هستش بخاطر همین بیشترین اوقات را توی همین سایت هستیم.. بنابراین همین که سایت که روبه راه هستش حالمون خوبه..
وخیلی خوشحالم که سرخوش شاد هستید…
من هم برای شما آرزو میکنم… خواهر خوبم هم در مدار آسانی شادی سلامتی وثروت باشید انشالله
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان عزیزم در این مسیر الهی…..
دوست دارم تجربه ی خودم از کنترل کردن ذهنم و قرار گرفتن در مدار نعمت ها تو همین چند روزه ی اخیر رو باهاتون به اشتراک بزارم تا اول درسی باشه برای خودم و بعد دوستانم…..
امروز 3 بهمن سال 1404 هستش که به خاطر یه سری مسایل توی کشور و اعتراضات و ……
حدود دو هفته ای به طور کامل اینترنت ها قطع شد و شرایط یکم سخت شد….
برگردیم به یه چند سال قبل
من خودم یه کارگر ساده ی ساختمون بودم که به لطف خداوند مهربان هدایت شدم به این سایت الهی و استاد عزیزم و خداوند منو در واقع به این مسیر زیبا هدایت کرد……
آروم آروم رشد کردم و هر چقدر که باور هام توی حوزه های ثروت و سلامتی و روابط و خداوند بهتر میشد نتایج هم به همون اندازه بهتر میشد…..
به لطف خداوند مهربان من هدایت شدم به مسیر علاقه ی خودم یعنی تولید محتوا و هدف ها و انگیزه هام بیشتر و بیشتر شد و هدایت شدم به شغل پاره وقت توی یه لباس فروشی فوق العاده تا اینطوری بتونم مسیر علاقه ی حودم رو هم به نتیجه برسونم و همین طور پیشرفت کنم…..
هر روزی که روی خودم کار میکردم خب نتایج هم به همون اندازه بهتر و بهتر میشد….
درآمد من از همون شغل پاره وقت حدود 50 درصد بیشتر شد….
توی تولید محتوا های خودم که تمرکز اصلیم روی این مسیر علاقم بود به لطف پروردگارم خیلی رشد کردم کلی درس گرفتم و کلی پیشرفت و کلی تکامل و اتفاقات قشنگ…..
دقیقا دو هفته ی پیش بود که شرایط کشور بهم ریخت و اینترنتا قطع شد و نجوا های شیطان میومد توی سرم که دیگه تموم شد دیگه اینترنتا وصل نمیشه و…..
واقعا دو روز اول هعی احساسم بد میشد و دوباره خودم با گوش کردن فایل هایی که از شما داشتم احساسم رو بهتر میکردم و قانون رو به یادم می آوردم…..
بعد از دو روز اول به یه احساس عجز عجیبی رسیدم….
یادمه توی شکرگزاری اول صبحم نوشتم خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست و من به هر خیری که از جانب تو به من برسد فقیرم……
همینطور مینوشتم و احساس بهتر و بهتر و بهتری رو داشتم….
یواش یواش توی روز های بعد به شکل معجزه آسایی ایده هایی به من الهام شد که درواقع میتونستم برای فعلا به صورت آفلاین یه سری پروژه هارو برای تولید محتوا ازشون آماده کنم……..
هدایت شدم به یه آهنگ بسیار شاد و فوق العاده که هر روز گوشش میکردم و تجسم میکردم خواسته هامو…..
به شکل عجیبی هر روزی که میگذشت احساس نزدیکی بیشتر و بیشتری رو به خدا داشتم…..
خودم رو بسته بودم به آگاهی هایی که از شما داشتم….
خودم رو بسته بودم به نوشتن…..
توی روز های هفتم و هشتم به طرز شگفت انگیزی یکی از آشناهامون به من زنگ زد و کاری رو که در زمینه ی پاسپورت و مدارک شناسایی باید میرفتم تهران براش رو برام انجام داد…..
رابطه ی من به شکل شگفت انگیزی با خداوند خودم نزدیک تر شد…..
الان بیشتر میخندم و شادم و احساس فوق العاده ای دارم
توی همین شرایط بود که خداوند الهام کرد بهم که روزی 10 تا نعمتی که ازش سپاس گذارم رو بنویسم……
نشانه هایی میومد از خواسته هایی که داشتم و هر روز میدیدمشون….
به طرز شگفت انگیزی مادر عزیزم غذا های خوشمزه تر و جالب تری رو درست میکرد….
توی مدت این دو هفته ایده های بسیار بسیار بی نظیری رو خداوند بهم الهام کرد و با خودم میگفتم اگه خدا اینو بهم گفته پس راه انجام دادنش رو هم بهم میگه……
کلی درس جدید یاد گرفتم
خدای خودم رو بهتر و بهتر شناختم…..
یاد گرفتم که چطور متواضع تر باشم…..
امروز که اینترت های وصل شده دوباره واقعا احساس بی نظیری دارم و اگه قبلا خدا رو مثلا 100 احساس میکردم امروز چیزی نزدیکی 1000 رسیده…..
خدایا شکرت که این دو هفته ی اخیر تو منو اندازه ی یک سال کار کردن روی خودم بزرگتر کردی…..
الهی صد هزار مرتبه شکرت….
ممنونم از همه ی دوستان عزیزم که نتایجشون رو مینویسن…..
و بیتردید خداوندگارت به زودی عطایت کند که خشنود شوی.
خدا رو شکر میکنم که بعد از چندین روز عدم دسترسی به سایت، امروز بهصورت کاملاً هدایتشده وارد سایت شدم. نمیدونم این کامنت ارسال میشه یا نه، اما همین که دوباره این فضای ارزشمند رو میبینم، برام بسیار خوشحالکننده است.
الان بیشتر از همیشه قدر این گوهر ناب را میدونم.
تضادهایی که پیش میاد، برای کسانی که ورودیهای ذهنی خودشون رو کنترل میکنند، سراسر خیر و برکت میشه. من یکی دو روز قبل از این اتفاقات، تعهدی به خودم داده بودم که روی باورهام تمرکز کنم و همین شرایط، تبدیل شد به نعمتی بزرگ در زندگی من. شبکههای اجتماعی از دسترس خارج شد و دیگه حواسم به یوتیوب پرت نمیشد. همزمان مدارس هم تعطیل شد و من عملاً صد درصد روی کارکردن باورهام متمرکز شدم. به توصیه استاد، شبکههای تلویزیونی را هم قطع کردم و تمام تمرکزم رو روی کار کردن روی ذهن و باورها گذاشتم.
از اونجایی که تمام فایلهای رایگان سایت و سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت، چه صوتی چه تصویری رو دانلود کرده بودم، به جای سریالهای تلویزیونی، دوباره «سفر به دور آمریکا» را شروع کردم به تماشا که ایندفعه به خاطر تغییر مدار چیزهایی رو میدیدم و میشنیدم که قبلا این سریال رو دیده بودم ولی انگار این مطالب وجود نداشته
در طول روز هم فایلهای رایگان یا دورههایی که دارم رو گوش میدم و نکتهبرداری میکنم.
وقتی من شروع به انجام این کار کردم، همسرم هم دفتری برای خودش تهیه کرد و گامبهگام خانهتکانی ذهن رو شروع کرد.
هرچقدر بیشتر کار میکردم، احساس بهتری پیدا میکردم و انگار پیچ و مهرههای ذهنم آرامآرام باز میشد. تعجب میکردم که چطور با اینکه مدتها عضو سایت بودم و چند دوره هم داشتم، متوجه این باورها و ترمزها نشده بودم.دلیلش هم مشخص بود: مثل هزاران نفر دیگه ، فقط عضو سایت بودم؛ نه تمرکز داشتم و نه کنترل ورودیهای ذهنی.
اما حالا هرچه بیشتر کار میکردم، اتفاقات خوبی رخ میداد. هزینههای این ماهمان کاهش پیدا کرد و اتفاقاتی افتاد که قبلاً در مدار دریافتش نبودم. هرچه ادامه میدادم، این گلوله برفی بزرگتر میشد. حتی افرادی که قبلاً همیشه از نبود پول و ثروت صحبت میکردند، حالا از موقعیتهایی حرف میزدند که چقدر راحت میشه ثروت ساخت و کلی الگو هم مثال میزدن که منم برای خودم یادداشت میکردم ،این تغییرات قبلاً نبود و از زمانی شروع شد که من به خودم تعهد دادم و همزمانیهایی رخ داد که در این مسیر کمکم کرد.
حتی ارتباط مستقیم بین تغییر باورها و تغییر شرایط بیرونی رو زمانی دیدم که دو سه روز از نوشتن و کار کردن روی باورها فاصله گرفتم. همون موقع، صحبتهای دیگران درباره ثروت و نعمت کمرنگ شد و دوباره بحثها رفت سمت اخبار و اتفاقات. همون جا زنگ خطر در ذهنم به صدا درومد که این گلوله برفی داره کوچک میشه و مومنتوم در حال از بین رفتنه. دوباره نوشتن، گوش دادن و صحبت با خودم رو شروع کردم.
به خودم میگم مهم نیست شرایط بیرونی چطوری باشه ؛ اگر من روی خودم کار کنم، به سمتی هدایت میشم که فارغ از شرایط جامعه، به خواستهام میرسم. مهم اینه که به اتفاقات بیرونی توجه نکنم. من روی خودم کار میکنم و خداوند از بهترین مسیر منو به خواستهام میرسونه ، حتی اگر ظاهر مسیر سخت باشه تا زمانی که احساس من خوبه من در مسیر درستم.
یک اتفاق ثابت برای همه رخ داد، اما برای من آغاز خیر و برکت بود. و به قول استاد جهان تو این جور موقعیت ها غربال میکنه آدم هارو
مهمه که این رو بارها به خودم یادآوری کنم: اگر از مسیر برگردم، نتایج هم کمکم از بین میرود.
انشالله که خداوند هدایتم کنه و این مومنتوم رو نذارم قطع بشه و شش ماهه دیگه بیام و از نتایجی بگم که
یکی از خواسته هایی که یکسال بود مداوم درخواست ش میکردم و بهش نمیرسیدم یهو برآورده شد
یکی دیگه از خواسته های این مدلی م هم برآورده شد
دوست های جدید پیدا کردم
بعد من از بیکاری متنفرم
و اکثر اوقات حوصلم سرمیره
ولی این هفته
اصلااااا حوصلم سر نرفت
هردفعه یه اتفاقی میوفتاذ که خیلی خفن بود و زندگیم هی میرفت روی بالاترین مود ممکن
اصلا حس میکنم دروازه های بهشت برام باز شده
هی با خودم میگم اینا قبلا کجا بودن
همه یهو شروع کردن مهارت های منو دیدن و هی تحسین میشم از همه طرف
یجورایی سلبریتی شدم تو مدرسه مون از بس بابت یکی از مهارت های موسیقیم تحسین شدم
اصن خودم تعجب میکنم
مهارت هایی که بنظر من عادیه بنظر بقیه اونقدر تعجب اوره که اصن خودمم نمیتونم باور کنم مردم اینقدر خوششون میاد از نوازندگی من:)))))
وای استاد من با. این فایل زندگیم دگرگون شد
این هفته خفن ترین اتفاقات زندگیم افتاد
همش هروقت حالم بد میشد جملات شما یادم میوفتاد
که احساس بد مثل اتیشه
مهم نیست به چه دلیلی دستتو میکنی تو آتیش
اصن بگو فلانی مجبورم کرد
دستت میسوزه
هی یادم میومد
به زور احساسم و خوب میکردم
بعد هی بوم بوم بوم انفاق میوفتاذ
یه دوستی پیدا کردم که نه تنها خودش خفنه بلکه منم خفن میبینه و بابت همه مهارت هام تحسینم میکنه
با یکی از دوست های سابقم هم صمیمی شدم یهویی فهمیدم چه آدم خفنیه و اونم اتفاقا فکر میکنه من خیلی خفنم و مهارت های که بنظر من عادی میاد بنظر اون خیلیییی خفنه
انگار یهویی مردم متوجه شدن من وجود دارم و این همه مدت این همه ویژگی های مثبت من داشته خاک میخورده اون زیر میرا:)))))
یهویی رابطه م با همه خوب شده
تازه این هفته اصصصصلا یه لحظه بیکار نبودم هرروز یه اتفاق خفن میوفتاد و کلی تجربه خفن اتفاق افتاد برام هی دوپامین وجودم میرفت بالا
ذوقی رو تجربه کردم که خیلی وقت بود ارژوشو داشتم
استاد ازتون ممنونم
من تو این یه هفته فقططططط و فقط به این فایل عمل کردم و تلاش کردم حسم خوب نگهدارم
و کلی اتفاق خوب بوم بوم بوم پشت سرهم اتفاق افتاده و جالبه هی داره بهتر میشه
من دو روز پیش تصمیم تازه ای گرفته بودم برای یک خلوت چند روزه،خیلی بهش نیاز دارم.خلوت خودم و خدا.
وقتی شب به صورت اتفاقی لایو شما رو دیدم داشتم خیلی هیجان زده شدم.
من عاشقتونم که انقدر حرفهاتون به قلب آدم میشینه.چقدر حالم خوب شد.
چون شب قبلش در مورد الهام خواب دیده بودم و تصمیمم هم در مورد کارکردن بیشتر رو خودم بود.
دیدم شما در مورد هر دو موضوع حرف زدین.
نمیدونید چقدرررر حرفهاتون بهم آرامش داد و مهر تایید زد روی تصمیمم.
وقتی در مورد پیامبر حرف زدین که میرفت چهل روز و آماده میشد یجورایی برای دریافت الهامات،خیالم راحت شد .
چون تصمیم داشتم بدون هیچ دغدغه ای که چیکار کنم و وای عقب نمونم و چه ایده ای رو عملی کنم و … فارغ از هر فکری فقط یک مدت با خدا خلوت کنم و حالم و خوب نگه دارم.بدون هیچ گونه نگرانی.
ولی فکر میکردم اشتباهه،وقتی مثال پیامبر و زدین.آروم شدم و گفتم چرا انقدر به خودم سخت میگیرم.
بهتره تصمیممو عملی کنم و حالمو خوب نگه دارم قطعا بعدش اتفاقات خوبی میوفته و یک مدت فقط لذت ببرم و کارهایی که باید انجام بدم و هم انجام میدم.
قبلا یکبار این تجربه رو داشتم.یک ماه بدون هیچ نگرانی فقط لذت بردم و نزاشتم حالم بد بشه که پشتش اتفاقات خوبی افتاد.
خلاصه که همیشه حرفهای شما من و مصصم میکنه و مجبور به حرکت.
در مورد الهامم دیشبش خواب دیده بودم که به یکی از دوستانم گفتم توی خواب که فلان کار و انجام ندیم،اون قبول نکرد و بعدش اتفاق ناخوشایندی افتاد.
توی خواب بهش گفتم منکه گفتم بهت،من جنس این حسمو دیگه میشناسم. تو خواب داشتم حس الهام و برای خودم ملموس میکردم.
شما هم توی لایو در مورد الهام صحبت کردین.
خیلییییی لایو تون عالی بود.اینکه همه چیز و با توجه به واقعیت های زندگی اموزش میدین،نه از دیدگاه معنوی یا مذهبی،خیلییییی خوبه.
شما تنها کسی هستین که ادم دلش میخواد همیشه حرف بزنید.
گاهی اگر فرصت نکنم زندگی در بهشت و ببینم،اگر عکس فایل چیزی باشه که نشون بده شما دارید صحبت میکنید حتما فایل و دانلود میکنم.چون میدونم انتخاب نوع عکس های فایل هم توسط خانم شایسته،بی دلیل نیست.
میزنم جلو تا صحبت های شما رو تو تایمی که دارم بشنوم و مابقی فایل و بعد ببینم.
حرف حساب یعنی شما.کلمه به کلمه صحبت های شما ارزشمنده.
الهی همیشه سلامت باشید.خوشحال شدم دیدم رفتین تمپا،چون گفتین قراره یک محصول جدید تهیه کنید.و منتظر محصول جدید شما هستم به شدت.
به نام خداوند بخشنده و مهربان و روزی رسان و بی حد و مرزم خدایی که از بی نهایت طریق به من روزی فراوان میدهد خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد بی نهایت عشق و دوست داشتنیم استادی که خودش عمل میکنه بعد میاد به ما اون هدایتشو میگه چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
و سلام به مریم عزیزم که این مقاله ها رو مینویسد و به اشتراک میذاره با ما
تا هر کسی در مدارش هست استفاده کنه و لذت ببره از همنشینی با خداوند
سلام به دوستان زیبایم که میان با عشق فراوان از تجربیات از نتایج از همه چیز خالصانه مینویسن تا ما هم درس بگیرم و راه بهتر و آسان تر و راحت تر برای خوشبخت بودن و ثروتمند بودن پیدا کنیم
متشکرم سپاسگزارتون هستم
و اما این فایل و تجربه امروز من
از دیروز فکر کنم بیشتر مردم خبر دار شدن که روغن رو گرون کردن
یکی از دوستان زنگ زد به همسرم خبر داد چون ما اصلا اخبار و فضاهای مجازی نگاه نمیکنیم و خبری هم نداشتیم از این اوضاع و گفت برین سه 4 تا بگیرین گرون تر میشه و اصلا شاید پیدا نشه
دیشب همسرم گفت میگرفتی از خیابون
منم گفتم من خدایی دارم که همه رو برام قشنگ جور میکنه از چی بترسیم چرا حرص و طمع داشته باشیم ما که الان داریم شکر خداوند و خریدها رو انجام دادیم سر ماه
دوباره گفت اگه میتونی صبح برو فروشگاه اگه بود بگیر
منم رفتم چنان این فروشگاه شلوغ بود که تعجب کردم چه صفی نگم براتون
فقط 10 تا روغن مونده بود تا اومدم 3 تا برداشتم و بیام تو اون صفه طولانی بیاستم
به ندای قلبم گوش کردم که گفت چرا حرص و طمع مگه خدا تا به الان برات درست نکرده
مگه تو ایمان و اعتماد نداری بهش
دیدم آره کارم اشتباهه احساسه بد پیدا کردم
و از خودم ناراحت شدم و سریع نجوای ذهن رو متوقف کردن و خرید نکردم و از فروشگاه بیرون زدم
و تا خونه کلی با خدا صحبت کردم و شکرگزاری کردم که باز هم منو هدایت کرد و فهموند که راهم اشتباهه و گفت آروم باش من هستم
خدایا شکرت سپاسگزارتم برای هدایت و نشانه خوبه امروزم و داشتن احساسه خوب و موندن در اون احساس
تنها راهکار موندن در احساسه خوب در شرایط نا دلخواه فقط سپاسگزاریست
سپاسگزار بودن از داشتن نعمت ها و موهبات و اتفاقات خوبه زندگی و کسب و کارمون
شکر نعمت: نعمتت افزون کند
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین خدایا شکرت
به نام اوکه قوانین ثابتش همیشه وهمه جا برقرار است وهمین باعث زیبایی زندگی میشود
سلام استاد جانم
نور چشمانم
استاد چقدر این قانون احساس خوب اتفاقات خوب ساده و کاربردی است.
باید همیشه یکقطب نما داشته باشی تا احساست را روی احساس خوب تنظیم کنی.
و به نظرم کافی است تا هر قدر که میتوانی و از پسش بر میای این کار را شروع کنی.
باید کمالگرایی را کنار گذاشت و هر قدر بلدی و توانت میرسد این قانون را اجرا کنی.
مثل یک شاگرد کلاس اول که اول با اعداد آشنا میشود و بعد میرود سراغ جمع و تفریق های ساده
و بعد یواش یواش پیشرفته تر
تا کمکم استاد شوی
استاد جانم برای من هم به همین شکل بود و خیلی آهسته آهسته بهتر شدم.
هنوز در حال یادگیری ام، در حال تمرین این قانونم، گاهی حس میکنم از دستم در رفته ولی فورا خودم را میبخشم و میگویم اشکال ندارد این موقعیت برایت جدید بود از دفعات بعدی بهتر خواهی شد و واقعا این تعهد و شفقت نسبت به خودم باعث شده که بی اغراق در بیشتر مواقع آرام، در صلح و سرشار از اتفاقات خوب ومعجزه باشم.
استاد جانم ممنونم برای این فایل های فرکانسی و اصیل
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند …
سلام به استادعزیزم ومریم جانم ..
استادعزیزم واقعا خیلی خوشحالم که باشماهم فرکانس شدم وهربارتکارارکردم که این بهترین انتخابه استادعباسمنش بسیار بیان فوق العاده ای دارن انقدر نزدیک بادرک ما توضیح میدن یعنی خیلی باحس وافکارماهماهنگه قشنگ ذهن وافکارما روشخم میزنه وباهاش ترکیب میشه،چون این فرکانس شماست که تاثیرمیزاره به ما وشماهیچ وقت ادادرنیاوردید وهمه حرف هاتون عمل بوده و دوست ندارید مثلا تمام مدت زمان فایل حرفای قشنگ و آماده شده وخوشگل بزنید شما حرفایی میزنید که ازته دل تونه وجوری قانون وتوضیح میدید که ما متوجه بگیریم ونتیجه بگیریم . خدایاشکرت بابت وجوداستادم ..
این مثال تون که ازقرآن زدید ازفرشته های قوم لوط که برای عذاب آمده بودند وابراهیم اونجا میترسه رو خداروشکر چندروزپیش خودم توقرآن باترجمه خوندم اگر میگفتید که باید ذهنتون وکنترل کنید بعضیا تونستن وبعضیا نتونستن پس نتیجه نمیگیرند شاید من وخیلی هامیگفتیم آره پس کارسختیه غیرممکنیه خیلی باید ذهن قدرتمندی داشته باشی پس شایدکارمن نیست ولی شما قشنگ میای ریشه ای این موضوع وحل میکنی که آقا حتی پیامبرخداهم دربعضی اوقات نتونسته واشکال نداره پس ماسعی کنیم هرروزنسبت به قبل بهترباشیم واین موضوع تکاملیه ،دنیای مادی همینه ودرآخرت فقط مامیتونیم دنیای بی تضادوتجربه کنیم …
درموردتضاد :::واقعا شاید بعضی تضادها به ما درس هایی بدن که خوشی هانمیدن مثلا من وهمسرم قبلا بسیار روابط نامناسبی داشتیم(به خاطر این که واقعا سن مون کم بود ودرسن کم ازدواج کردیم وبیشتربه خاطر مواد ) این تضادبه من گفت که چقدر من دنبال یه رابطه ی عالی وخوب هستم که حتی همه درموردش حرف بزنن الان این ومیتونم بگم که باتغییرما بانتیجه گرفتن ازاون همه تضاد قسم میخورم الان زندگی روتجربه میکنیم که بسیار فوق العاده ترازقبله پرازعشق ،ثروت وپاکی هست وخیلی هاغبطه میخورن واسه زندگی ما .
امابه قول شمااستادچقدر باید آدم نامرد باشه که درشرایط خوب آدم ناسپاس باشه وشکرگذارنباشه ،خیلی چیزایی که قبلا برای ماآرزوبوده وقتی یه مدت میگذره ازبه دست آوردنش برامون عادی میشه وشکرگذارنیستیم همون ماشینی که یه روزآرزوداشتیم بخریمش والان داریم یا فقط یه خونه کوچیک مال خودمون باشه یا هرچیزدیگه ای ،چقدرخوبه شکرگذارشون باشیم،البته انسان همیشه به دنبال پیشرفته وخواسته هاش بزرگ ترمیشن ولی یادمون باشه شکر گذاری مارومی افزاید ونزدیک ترین فرکانس به خداونده ومارو به مدارنعمت ها میبره …
دوباره شروع کردم هرصبح نوشتن شکرگذاری هام وشب هاهم باشکرگذاری میخابم …
الهی شکرت ..
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته ی عزیزم و همه ی دوستان خوبم
به به بازهم یک فایل عالی دیگه که البته این چندمین باره که میبینمش و گفتم این دفعه بیام و کامنت بذارم
آخرین کامنتایی که گذاشتم تمام فکر و ذکرم کنکور اردیبهشت بوده و روزشماری میکردم که قراره یه اتفاق بزرگی رو تجربه کنم و تو نظراتم میگفتم 13روز مونده 8روز مونده و حالا که این دیدگاهمو میذارم کنکور اردیبهشت رو با حس و حال خوب به پایان رسوندم
دیروز یعنی 7 اردیبهشت اولین کنکورم رو دادم و جالبه که هیچ استرس و نگرانی نداشتم صبح زود بیدار شدم و بخاطر بوی بهار و حس طراوت و پاکی که درختا میدادن آسمون و ابرهای قشنگش و صدایی پرنده ها که همه ی این زیبایی ها رو دو چندان میکرد سپاسگزار خدا شدم و گفتم خدای من بریم که به سوالا جواب بدیم و وقتی دفترچه هارو پخش میکردن و مشغول جواب دادن بودم با خودم گفتم همش همین بود !اون کنکوری که برای خودم غول ساخته بودم و انقدر جدیش گرفته بودم اینه ؟ فکر میکردم قراره خیلی مضطرب باشم فکر میکردم یه چیزه عجیب و غریبه ولی نبود و مثل یک امتحان مدرسه بود برام
خدایاشکرت که سعی کردم احساسمو خوب نگه دارم خدایا شکرت که از کنکور دیروزم راضی ام
حالا نوبته اینکه این دوماه باقی مونده هم مدام این صحبت های گرانبهای استاد رو تکرار کنم و حواسم باشه که حسم رو خوب نگه دارم و دستمو تو آتیش نبرم حتی اگه مثل امروز دیر از خواب پاشم و بگم وای وقتمو از دست دادم به برنامم نمیرسم و حس منفی رو ارسال کنم !!باید به خودم بگم فرقی نمیکنه که چه دلیلی دارم برای اینکه حسم بده قانون اینکه احساس بد =اتفاق بد و البته که همیشه احساسمون صددرصد خوب نیست و ما تلاش می کنیم آگاهانه زمان بیشتری رو در احساس خوب باشیم تا طبق قانون بی تغییر خداوند اتفاق خوب بیفته و از نعمت های بی نظیر خدا استفاده کنیم و لذت ببریم
فردا صبح که از خواب بیدار شدم اولین حرفی که بزنم این باشه که امروز چطور سپاسگزار خداوند باشم ؟ یکیش اینکه من زنده هستم و صبح امروز رو میبینم و هزاران دلیل دیگه برای شکرگزار خدا بودن
من هروقت حالم بده شروع میکنم به شکرگزاری و میبینم که سرحال شدم حس خوبی دارم و آرامم
بهترین روشی که باعث میشه احساس منفیت به مثبت تبدیل بشه سپاسگزار بودنه یا حداقل برای من که اینطوره
خدایا شکرت که برای بارها و بارها به من تذکر میدی که همیشه حواسم باشه که ما با افکارمون کانون توجهمون باورهامون زندگیمون رو میسازیم
پس سعی کنیم همیشه به خودمون بگیم
احساس خوب =اتفاق خوب
عاشقتونم خدانگه دار
سلام استاد عزیزم
به نظرم اگر یک نفر همین یک درس از آموزه های شما را برداره و عمل کنه برای یک عمر زندگی در بهشت کافیه که در هر لحظه حال خودت را به طریقی بهتر کن حالا با هر متدی که خودت می دونی
استاد من خیلی بهتر شدم و البته که خیلی خیلی هم جا برای بهتر شدن دارم تو این موضوع که بتونم در شرایط ناخواسته حالم را بهتر کنم با تغییر کانون توجه و با تغییر زاویه دید و با هر کلام و رفتاری که به من کمک کنه احساسم بهتر بشه
چند وقت پیش من درخواستی داشتم که به چند تا از استادام پیام دادم خیلی جالب بود که اینها با هم ارتباطی ندارند ولی هیچ کدوم درخواست مرا پاسخ ندادند من متوجه این رفتار اونها نشدم چون هیچ موردی بین من و اونها نبود که بخواد اینگونه بشه و برای من جای تعجب داشت ولی حالم خوب بود که البته اگر همچین اتفاقی قبلا برای من می افتاد من خورد میشدم و تا ماه ها ذهن و روحم درگیر بود و الان متوجه شدم که من تغییر کردم و توانستم به راحتی ذهنم را کنترل کنم و موضوع را به خودم وصل نکنم و اجازه بدم جهان اونطور که درسته عمل کنه – گاهی ذهنم میرفت که شرایط را تحلیل کنه که گمان هایی بزنم و اینا ولی اجازه ندادم و گفتم تو نمی دونی در ذهن آنها چی میگذره پس بهتره که همه چی را به نفع خودت معنا کنی شاید قراره آدم های زندگیت عوض بشوند و شاید دیگر در مدار هم نیستید و خلاصه من سعی کردم ذهنم را آرام نگه دارم و به کسی و رابطه ای نچسبم که اگر من قدیم بود چقدر به هم میریختم خدا رو شکر که من رشد کردم و مسائل را راحت تر می گذرونم و توانستم توی اون ماجرا ذهنم را کنترل کنم
استاد خیلی زندگی با این دیدگاه راحت تر میشه البته که به قول شما اصلا کار راحتی نیست نیاز به تمرین و استمرار داره و البته تکامل
ولی همه زندگی همینه نگاه کردن از زاویه درست به زندگی
استاد من هم خیلی از ورودی هایم را بسته ام چند سالی هست خبری از دیدن تلویزیون و فیلم و سریال و اخبار نیست هیچ گروه و کانالی هم دنبال نمی کنم و کاملا متمرکز شدم روی خودم و جهان هم به من کمک کرده و خیلی از آدم ها و رفت و آمدهای الکی و بیخود از اطرافم حذف شده و من می تونم وقت داشته باشم روی خودم کار کنم
خدا رو شکر الان هم زمان دارم و هم تمرکز و آرامش که کاملا روی خودم و باورهام کار کنم و به لطف خداوند حس می کنم که مدارم دائم تغییر می کنه
سلام مرضیه عزیز
خدا رو شکر برای این فضای سالم و آموزنده
برای دوستانی که نوشتههاشون چراغی در ذهنم روشن میکنه
اونجای کامنتت که نوشتی…
بهتره که همه چی رو به نفع خودت معنا کنی
برام خیلی دیدگاه خوبی بود که در شرایط سخت و تضاد بتونم از زاویهای داستان و معنی کنم که به نفع خودم باشه
شاید قراره از جای بهتر و آسونتری دریافتش کنم
من همیشه تخم اردک اسراییلی میخورم که همیشه از زنداییم میگیرم. چند روز پیش زنگ زدم و گفت فعلا اردکا تخم نذاشتن هر موقع بود میارم برات.
منم گفتم باشه و فراموش کردم. یعنی چون مطمئن بودم میاره دیگه اصلا بهش فکر نکردم،
فردای اون روز مادرم اینا رفتن انزلی، تو راه برگشت تو یکی از محلها میرن به اقوام پدریشون سر بزنن که میبینن رو ایوون تخم اردک هست.
میپرسن تخم چیه؟
میگن تخم اردک اسراییلی
مادرمم همه رو میگیره و برام میاره
شب که اومدم خونه تا چشمم به تخم اردکا خورد گفتم زندایی آورده؟
گفت نه و جریان و تعریف کرد برام.
دیدم خدا چقدر خوب و ساده و طبیعی خواسته منو رسوند به من.
بعد ی حسی درونم گفت دلیل اینکه انقدر زود و راحت رسیدی به خواستهت این بود که رهاش کردی.
اجازه دادی وکیلت همه کارا رو انجام بده.
وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا
و کیلت الله باشه که الله برای توکل کردن کفایت میکنه.
واقعا هم برای وکالت کافیه
همه جا آشنا داره
اصلا همه کارمندای خداوندن
همه ماموران خداوندن
در پناه الله باشی مرضیه جان
سلام و درود نوید عزیز
خیلی ممنون از پاسخ شما و داستان جالبی که برای من هم پیام داشت برای مسئله ای که چند لحظه پیش در حال فکر کردن بودم واقعا همه جهان دستان خداوند هستند برای برآوردن خواسته های ما اگر ما نچسبیم به کسی یا رابطه ای یا دستی
خواستم در مورد این موضوع بگم که چرا یاد گرفتم “همه چی را به نفع خودم معنا کنم”
من هر وقت اتفاقی می افتاد سریع یک نکته ای در می آوردم و خودم را سرزنش میکردم و کلی شاید و باید و اینا به خودم میگفتم و حال خودم را بد میکردم
چند دفعه اتفاقاتی افتاد بعد دیدم اصلا تمام اون پیش فرض های من و تمام اون سرزنش هایی که خودم را میکردم ربطی به علت اصلی موضوع نداشت و دیدم من بیخودی حال خودم را بد کردم
از اون به بعد تصمیم گرفتم دیگه هیچ مسئله ای را بر علیه خودم معنا نکنم بلکه برای اینکه حالم خوب باشه به نفع خودم معنا کنم و بگم هرچی شده قراره برای من خوب پیش بره همه چی … این خیلی به من حس خوبی میده و آرام می مانم و طبق قانون هم وقتی من حالم خوب باشه اتفاقات خوب میفته و آخرش خوب میشه و این خواست خداوند از ماست که حالمون خوب باشه و الباقی را خدا انجام میده
بله او وکیل است همه جا آشنا داره او قوانین را به نفع ما تغییر میده او قلبها را برای ما نرم میکنه او موانع را در هم میشکنه او معجزه میکنه
کافی است به او ایمان داشته باشیم
موفق باشید دوست عزیز
در پناه حق
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته
ودوستان هم فرکانسی ام توی این سایت توحیدی
خدا را هزاران بارشکر که تونستم وارد سایت شوم. این بهترین اتفاق خوبه امروزه من هستش….
الآن بیست روزی هست که نتونستم وارد سایت شوم منی که تنها ارتباطم با دنیا و دلخوشی ام همین سایت هستش هر ساعت شاید ده بار تلاش کردم ولی نشد که نشد دلم خیلی تنگ شده بود برای استاد وبرای بچه ها…
ولی. توی این مدت همش روی خودم کار می کردم حتی یک لحظه هم نگذاشتم مومنتوم منفی شکل بگیره وبا گوش کردن به فایلها همیشه حالم خوب بود وحتی یک بار هم وسوسه نشدم خبرها را دنبال کنم وبا خودم بودم…..
با این که بازار تهران تعطیل بود من مثل همیشه سر وقت رفتم بازار و همه جا پر از مامور پلیس بود ومن مثل همیشه پول ساختم و بااینکه خیلی ها شعار میدادند… ولی من بی توجه به اتفاقها. کار خودم را میکردم..حتی بعضی از این مأمور ها به من کمک میکردند تا پارچهها را ببرم بیرون از بازار وحتی بعضی ها برام اسنپ گرفتن بدون اینکه من درخواستی داشته باشم…و بدون هیچ مشکلی خدا برایم روزی رساند.خدا را هزاران بارشکر….ومن هرروز به همین شرایط کار کردم فارغ از هیاهو ودرگیری..
ویاد حرف های استاد افتادم که توی دوازده قدم میگفت تواگه با خودت در صلح باشی حتی آن خرس گرگ ومارهم باتو کاری نداره ومن اینو به عینه تجربه کردم درحالی که همه از قطعی انترنت و کسادی بازار گله مندبودن به مأمور ها فحش و شعار میدادند…. همان مأمور ها به من کمک میکردند که به کارهام برسم بدون هیچ مشکلی
خدا را هزاران بارشکر….
تنها دلتنگی ام سایت بود که الان وارد شدم
خواستم از این طریق به استاد عزیزم وهمه دوستان خوبم عرض ادبی کرده باشم….
در پناه خداوند ثروتمند سلامت باشید
حق یارتان
سلام دوست عزیز
وهم دوره عزیز در12قدم
من خیلی وقته ب صوت های 12قدم گوش نکردم.
باکامنت شما که دستی ازدستان خداوندبودبرای من هدایت شدم دوباره ازاول گوش کنم.
دقیقا من مثل شما ازاینکه سایت بازشد وکامنت شماخوندنم سرخوش شادم.
انشاالله همیشه درمداراسانی وثروت باشی.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به حدیث عزیز
وهم فرکانسی توحیدی ام
چقدر خوشحالم که توی این مسیر دوستان خوب و مهربانی مثل حدیث جان دارم که با کامنت گذاشتن براشون چقدر انگیزه و روحیه خوب میدن که مسیر را با قدرت بیشتری دامه بدم ..ازتون ممنونم
خدا را هزاران بارشکر که من دستی از دستان خداوند شدم که هدایت بشید به دوره معجزه آسا ی دوازده قدم این دوره یکی از بی نظیرترین دوره های استاد هستش..که اگه باتعهد گوش کنی و عمل کنی نتیجه ها واقعاً بزرگ هستش… انشالله که شما هم نتیجه بگیرید و بیاید از موفقیت هاتون بنویسید و انگیزه بدید برای بچههای سایت..
درسته حدیث جان ماها که از بدنه جامعه جدا شدیم فقط روی خودمان کار میکنیم ..تنها دلخوشیمون همین سایت هستش بخاطر همین بیشترین اوقات را توی همین سایت هستیم.. بنابراین همین که سایت که روبه راه هستش حالمون خوبه..
وخیلی خوشحالم که سرخوش شاد هستید…
من هم برای شما آرزو میکنم… خواهر خوبم هم در مدار آسانی شادی سلامتی وثروت باشید انشالله
در پناه خداوند وهاب ورزاق باشید
به نام ایزد یکتا که هر چه دارم از آن اوست………
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان عزیزم در این مسیر الهی…..
دوست دارم تجربه ی خودم از کنترل کردن ذهنم و قرار گرفتن در مدار نعمت ها تو همین چند روزه ی اخیر رو باهاتون به اشتراک بزارم تا اول درسی باشه برای خودم و بعد دوستانم…..
امروز 3 بهمن سال 1404 هستش که به خاطر یه سری مسایل توی کشور و اعتراضات و ……
حدود دو هفته ای به طور کامل اینترنت ها قطع شد و شرایط یکم سخت شد….
برگردیم به یه چند سال قبل
من خودم یه کارگر ساده ی ساختمون بودم که به لطف خداوند مهربان هدایت شدم به این سایت الهی و استاد عزیزم و خداوند منو در واقع به این مسیر زیبا هدایت کرد……
آروم آروم رشد کردم و هر چقدر که باور هام توی حوزه های ثروت و سلامتی و روابط و خداوند بهتر میشد نتایج هم به همون اندازه بهتر میشد…..
به لطف خداوند مهربان من هدایت شدم به مسیر علاقه ی خودم یعنی تولید محتوا و هدف ها و انگیزه هام بیشتر و بیشتر شد و هدایت شدم به شغل پاره وقت توی یه لباس فروشی فوق العاده تا اینطوری بتونم مسیر علاقه ی حودم رو هم به نتیجه برسونم و همین طور پیشرفت کنم…..
هر روزی که روی خودم کار میکردم خب نتایج هم به همون اندازه بهتر و بهتر میشد….
درآمد من از همون شغل پاره وقت حدود 50 درصد بیشتر شد….
توی تولید محتوا های خودم که تمرکز اصلیم روی این مسیر علاقم بود به لطف پروردگارم خیلی رشد کردم کلی درس گرفتم و کلی پیشرفت و کلی تکامل و اتفاقات قشنگ…..
دقیقا دو هفته ی پیش بود که شرایط کشور بهم ریخت و اینترنتا قطع شد و نجوا های شیطان میومد توی سرم که دیگه تموم شد دیگه اینترنتا وصل نمیشه و…..
واقعا دو روز اول هعی احساسم بد میشد و دوباره خودم با گوش کردن فایل هایی که از شما داشتم احساسم رو بهتر میکردم و قانون رو به یادم می آوردم…..
بعد از دو روز اول به یه احساس عجز عجیبی رسیدم….
یادمه توی شکرگزاری اول صبحم نوشتم خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست و من به هر خیری که از جانب تو به من برسد فقیرم……
همینطور مینوشتم و احساس بهتر و بهتر و بهتری رو داشتم….
یواش یواش توی روز های بعد به شکل معجزه آسایی ایده هایی به من الهام شد که درواقع میتونستم برای فعلا به صورت آفلاین یه سری پروژه هارو برای تولید محتوا ازشون آماده کنم……..
هدایت شدم به یه آهنگ بسیار شاد و فوق العاده که هر روز گوشش میکردم و تجسم میکردم خواسته هامو…..
به شکل عجیبی هر روزی که میگذشت احساس نزدیکی بیشتر و بیشتری رو به خدا داشتم…..
خودم رو بسته بودم به آگاهی هایی که از شما داشتم….
خودم رو بسته بودم به نوشتن…..
توی روز های هفتم و هشتم به طرز شگفت انگیزی یکی از آشناهامون به من زنگ زد و کاری رو که در زمینه ی پاسپورت و مدارک شناسایی باید میرفتم تهران براش رو برام انجام داد…..
رابطه ی من به شکل شگفت انگیزی با خداوند خودم نزدیک تر شد…..
الان بیشتر میخندم و شادم و احساس فوق العاده ای دارم
توی همین شرایط بود که خداوند الهام کرد بهم که روزی 10 تا نعمتی که ازش سپاس گذارم رو بنویسم……
نشانه هایی میومد از خواسته هایی که داشتم و هر روز میدیدمشون….
به طرز شگفت انگیزی مادر عزیزم غذا های خوشمزه تر و جالب تری رو درست میکرد….
توی مدت این دو هفته ایده های بسیار بسیار بی نظیری رو خداوند بهم الهام کرد و با خودم میگفتم اگه خدا اینو بهم گفته پس راه انجام دادنش رو هم بهم میگه……
کلی درس جدید یاد گرفتم
خدای خودم رو بهتر و بهتر شناختم…..
یاد گرفتم که چطور متواضع تر باشم…..
امروز که اینترت های وصل شده دوباره واقعا احساس بی نظیری دارم و اگه قبلا خدا رو مثلا 100 احساس میکردم امروز چیزی نزدیکی 1000 رسیده…..
خدایا شکرت که این دو هفته ی اخیر تو منو اندازه ی یک سال کار کردن روی خودم بزرگتر کردی…..
الهی صد هزار مرتبه شکرت….
ممنونم از همه ی دوستان عزیزم که نتایجشون رو مینویسن…..
یا حق
به نام خداوند
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى
و بیتردید خداوندگارت به زودی عطایت کند که خشنود شوی.
خدا رو شکر میکنم که بعد از چندین روز عدم دسترسی به سایت، امروز بهصورت کاملاً هدایتشده وارد سایت شدم. نمیدونم این کامنت ارسال میشه یا نه، اما همین که دوباره این فضای ارزشمند رو میبینم، برام بسیار خوشحالکننده است.
الان بیشتر از همیشه قدر این گوهر ناب را میدونم.
تضادهایی که پیش میاد، برای کسانی که ورودیهای ذهنی خودشون رو کنترل میکنند، سراسر خیر و برکت میشه. من یکی دو روز قبل از این اتفاقات، تعهدی به خودم داده بودم که روی باورهام تمرکز کنم و همین شرایط، تبدیل شد به نعمتی بزرگ در زندگی من. شبکههای اجتماعی از دسترس خارج شد و دیگه حواسم به یوتیوب پرت نمیشد. همزمان مدارس هم تعطیل شد و من عملاً صد درصد روی کارکردن باورهام متمرکز شدم. به توصیه استاد، شبکههای تلویزیونی را هم قطع کردم و تمام تمرکزم رو روی کار کردن روی ذهن و باورها گذاشتم.
از اونجایی که تمام فایلهای رایگان سایت و سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت، چه صوتی چه تصویری رو دانلود کرده بودم، به جای سریالهای تلویزیونی، دوباره «سفر به دور آمریکا» را شروع کردم به تماشا که ایندفعه به خاطر تغییر مدار چیزهایی رو میدیدم و میشنیدم که قبلا این سریال رو دیده بودم ولی انگار این مطالب وجود نداشته
در طول روز هم فایلهای رایگان یا دورههایی که دارم رو گوش میدم و نکتهبرداری میکنم.
وقتی من شروع به انجام این کار کردم، همسرم هم دفتری برای خودش تهیه کرد و گامبهگام خانهتکانی ذهن رو شروع کرد.
هرچقدر بیشتر کار میکردم، احساس بهتری پیدا میکردم و انگار پیچ و مهرههای ذهنم آرامآرام باز میشد. تعجب میکردم که چطور با اینکه مدتها عضو سایت بودم و چند دوره هم داشتم، متوجه این باورها و ترمزها نشده بودم.دلیلش هم مشخص بود: مثل هزاران نفر دیگه ، فقط عضو سایت بودم؛ نه تمرکز داشتم و نه کنترل ورودیهای ذهنی.
اما حالا هرچه بیشتر کار میکردم، اتفاقات خوبی رخ میداد. هزینههای این ماهمان کاهش پیدا کرد و اتفاقاتی افتاد که قبلاً در مدار دریافتش نبودم. هرچه ادامه میدادم، این گلوله برفی بزرگتر میشد. حتی افرادی که قبلاً همیشه از نبود پول و ثروت صحبت میکردند، حالا از موقعیتهایی حرف میزدند که چقدر راحت میشه ثروت ساخت و کلی الگو هم مثال میزدن که منم برای خودم یادداشت میکردم ،این تغییرات قبلاً نبود و از زمانی شروع شد که من به خودم تعهد دادم و همزمانیهایی رخ داد که در این مسیر کمکم کرد.
حتی ارتباط مستقیم بین تغییر باورها و تغییر شرایط بیرونی رو زمانی دیدم که دو سه روز از نوشتن و کار کردن روی باورها فاصله گرفتم. همون موقع، صحبتهای دیگران درباره ثروت و نعمت کمرنگ شد و دوباره بحثها رفت سمت اخبار و اتفاقات. همون جا زنگ خطر در ذهنم به صدا درومد که این گلوله برفی داره کوچک میشه و مومنتوم در حال از بین رفتنه. دوباره نوشتن، گوش دادن و صحبت با خودم رو شروع کردم.
به خودم میگم مهم نیست شرایط بیرونی چطوری باشه ؛ اگر من روی خودم کار کنم، به سمتی هدایت میشم که فارغ از شرایط جامعه، به خواستهام میرسم. مهم اینه که به اتفاقات بیرونی توجه نکنم. من روی خودم کار میکنم و خداوند از بهترین مسیر منو به خواستهام میرسونه ، حتی اگر ظاهر مسیر سخت باشه تا زمانی که احساس من خوبه من در مسیر درستم.
یک اتفاق ثابت برای همه رخ داد، اما برای من آغاز خیر و برکت بود. و به قول استاد جهان تو این جور موقعیت ها غربال میکنه آدم هارو
مهمه که این رو بارها به خودم یادآوری کنم: اگر از مسیر برگردم، نتایج هم کمکم از بین میرود.
انشالله که خداوند هدایتم کنه و این مومنتوم رو نذارم قطع بشه و شش ماهه دیگه بیام و از نتایجی بگم که
نقطه عطفش با شروع این اتفاقات بود.
سلامممم استاد
من تو یه هفته با این فایل زندگیم عوض شد
چون فایل جدیدی نمیومد من هردفعه همینو گوش میدادم
و حدس بزنین چیشد
یکی از خواسته هایی که یکسال بود مداوم درخواست ش میکردم و بهش نمیرسیدم یهو برآورده شد
یکی دیگه از خواسته های این مدلی م هم برآورده شد
دوست های جدید پیدا کردم
بعد من از بیکاری متنفرم
و اکثر اوقات حوصلم سرمیره
ولی این هفته
اصلااااا حوصلم سر نرفت
هردفعه یه اتفاقی میوفتاذ که خیلی خفن بود و زندگیم هی میرفت روی بالاترین مود ممکن
اصلا حس میکنم دروازه های بهشت برام باز شده
هی با خودم میگم اینا قبلا کجا بودن
همه یهو شروع کردن مهارت های منو دیدن و هی تحسین میشم از همه طرف
یجورایی سلبریتی شدم تو مدرسه مون از بس بابت یکی از مهارت های موسیقیم تحسین شدم
اصن خودم تعجب میکنم
مهارت هایی که بنظر من عادیه بنظر بقیه اونقدر تعجب اوره که اصن خودمم نمیتونم باور کنم مردم اینقدر خوششون میاد از نوازندگی من:)))))
وای استاد من با. این فایل زندگیم دگرگون شد
این هفته خفن ترین اتفاقات زندگیم افتاد
همش هروقت حالم بد میشد جملات شما یادم میوفتاد
که احساس بد مثل اتیشه
مهم نیست به چه دلیلی دستتو میکنی تو آتیش
اصن بگو فلانی مجبورم کرد
دستت میسوزه
هی یادم میومد
به زور احساسم و خوب میکردم
بعد هی بوم بوم بوم انفاق میوفتاذ
یه دوستی پیدا کردم که نه تنها خودش خفنه بلکه منم خفن میبینه و بابت همه مهارت هام تحسینم میکنه
با یکی از دوست های سابقم هم صمیمی شدم یهویی فهمیدم چه آدم خفنیه و اونم اتفاقا فکر میکنه من خیلی خفنم و مهارت های که بنظر من عادی میاد بنظر اون خیلیییی خفنه
انگار یهویی مردم متوجه شدن من وجود دارم و این همه مدت این همه ویژگی های مثبت من داشته خاک میخورده اون زیر میرا:)))))
یهویی رابطه م با همه خوب شده
تازه این هفته اصصصصلا یه لحظه بیکار نبودم هرروز یه اتفاق خفن میوفتاد و کلی تجربه خفن اتفاق افتاد برام هی دوپامین وجودم میرفت بالا
ذوقی رو تجربه کردم که خیلی وقت بود ارژوشو داشتم
استاد ازتون ممنونم
من تو این یه هفته فقططططط و فقط به این فایل عمل کردم و تلاش کردم حسم خوب نگهدارم
و کلی اتفاق خوب بوم بوم بوم پشت سرهم اتفاق افتاده و جالبه هی داره بهتر میشه
دمتون گرم استاد
مرسی
عاشقتونم
سلام استاد عزیزم
دلم تنگ شده بود برای کامنت نوشتن.
من دو روز پیش تصمیم تازه ای گرفته بودم برای یک خلوت چند روزه،خیلی بهش نیاز دارم.خلوت خودم و خدا.
وقتی شب به صورت اتفاقی لایو شما رو دیدم داشتم خیلی هیجان زده شدم.
من عاشقتونم که انقدر حرفهاتون به قلب آدم میشینه.چقدر حالم خوب شد.
چون شب قبلش در مورد الهام خواب دیده بودم و تصمیمم هم در مورد کارکردن بیشتر رو خودم بود.
دیدم شما در مورد هر دو موضوع حرف زدین.
نمیدونید چقدرررر حرفهاتون بهم آرامش داد و مهر تایید زد روی تصمیمم.
وقتی در مورد پیامبر حرف زدین که میرفت چهل روز و آماده میشد یجورایی برای دریافت الهامات،خیالم راحت شد .
چون تصمیم داشتم بدون هیچ دغدغه ای که چیکار کنم و وای عقب نمونم و چه ایده ای رو عملی کنم و … فارغ از هر فکری فقط یک مدت با خدا خلوت کنم و حالم و خوب نگه دارم.بدون هیچ گونه نگرانی.
ولی فکر میکردم اشتباهه،وقتی مثال پیامبر و زدین.آروم شدم و گفتم چرا انقدر به خودم سخت میگیرم.
بهتره تصمیممو عملی کنم و حالمو خوب نگه دارم قطعا بعدش اتفاقات خوبی میوفته و یک مدت فقط لذت ببرم و کارهایی که باید انجام بدم و هم انجام میدم.
قبلا یکبار این تجربه رو داشتم.یک ماه بدون هیچ نگرانی فقط لذت بردم و نزاشتم حالم بد بشه که پشتش اتفاقات خوبی افتاد.
خلاصه که همیشه حرفهای شما من و مصصم میکنه و مجبور به حرکت.
در مورد الهامم دیشبش خواب دیده بودم که به یکی از دوستانم گفتم توی خواب که فلان کار و انجام ندیم،اون قبول نکرد و بعدش اتفاق ناخوشایندی افتاد.
توی خواب بهش گفتم منکه گفتم بهت،من جنس این حسمو دیگه میشناسم. تو خواب داشتم حس الهام و برای خودم ملموس میکردم.
شما هم توی لایو در مورد الهام صحبت کردین.
خیلییییی لایو تون عالی بود.اینکه همه چیز و با توجه به واقعیت های زندگی اموزش میدین،نه از دیدگاه معنوی یا مذهبی،خیلییییی خوبه.
شما تنها کسی هستین که ادم دلش میخواد همیشه حرف بزنید.
گاهی اگر فرصت نکنم زندگی در بهشت و ببینم،اگر عکس فایل چیزی باشه که نشون بده شما دارید صحبت میکنید حتما فایل و دانلود میکنم.چون میدونم انتخاب نوع عکس های فایل هم توسط خانم شایسته،بی دلیل نیست.
میزنم جلو تا صحبت های شما رو تو تایمی که دارم بشنوم و مابقی فایل و بعد ببینم.
حرف حساب یعنی شما.کلمه به کلمه صحبت های شما ارزشمنده.
الهی همیشه سلامت باشید.خوشحال شدم دیدم رفتین تمپا،چون گفتین قراره یک محصول جدید تهیه کنید.و منتظر محصول جدید شما هستم به شدت.
دوستتون دارم استاد جون.💜
به نام خداوند بخشنده و مهربان و روزی رسان و بی حد و مرزم خدایی که از بی نهایت طریق به من روزی فراوان میدهد خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد بی نهایت عشق و دوست داشتنیم استادی که خودش عمل میکنه بعد میاد به ما اون هدایتشو میگه چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
و سلام به مریم عزیزم که این مقاله ها رو مینویسد و به اشتراک میذاره با ما
تا هر کسی در مدارش هست استفاده کنه و لذت ببره از همنشینی با خداوند
سلام به دوستان زیبایم که میان با عشق فراوان از تجربیات از نتایج از همه چیز خالصانه مینویسن تا ما هم درس بگیرم و راه بهتر و آسان تر و راحت تر برای خوشبخت بودن و ثروتمند بودن پیدا کنیم
متشکرم سپاسگزارتون هستم
و اما این فایل و تجربه امروز من
از دیروز فکر کنم بیشتر مردم خبر دار شدن که روغن رو گرون کردن
یکی از دوستان زنگ زد به همسرم خبر داد چون ما اصلا اخبار و فضاهای مجازی نگاه نمیکنیم و خبری هم نداشتیم از این اوضاع و گفت برین سه 4 تا بگیرین گرون تر میشه و اصلا شاید پیدا نشه
دیشب همسرم گفت میگرفتی از خیابون
منم گفتم من خدایی دارم که همه رو برام قشنگ جور میکنه از چی بترسیم چرا حرص و طمع داشته باشیم ما که الان داریم شکر خداوند و خریدها رو انجام دادیم سر ماه
دوباره گفت اگه میتونی صبح برو فروشگاه اگه بود بگیر
منم رفتم چنان این فروشگاه شلوغ بود که تعجب کردم چه صفی نگم براتون
فقط 10 تا روغن مونده بود تا اومدم 3 تا برداشتم و بیام تو اون صفه طولانی بیاستم
به ندای قلبم گوش کردم که گفت چرا حرص و طمع مگه خدا تا به الان برات درست نکرده
مگه تو ایمان و اعتماد نداری بهش
دیدم آره کارم اشتباهه احساسه بد پیدا کردم
و از خودم ناراحت شدم و سریع نجوای ذهن رو متوقف کردن و خرید نکردم و از فروشگاه بیرون زدم
و تا خونه کلی با خدا صحبت کردم و شکرگزاری کردم که باز هم منو هدایت کرد و فهموند که راهم اشتباهه و گفت آروم باش من هستم
خدایا شکرت سپاسگزارتم برای هدایت و نشانه خوبه امروزم و داشتن احساسه خوب و موندن در اون احساس
تنها راهکار موندن در احساسه خوب در شرایط نا دلخواه فقط سپاسگزاریست
سپاسگزار بودن از داشتن نعمت ها و موهبات و اتفاقات خوبه زندگی و کسب و کارمون
شکر نعمت: نعمتت افزون کند
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین خدایا شکرت
به نام یگانه ی هستی بخش
به نام اوکه قوانین ثابتش همیشه وهمه جا برقرار است وهمین باعث زیبایی زندگی میشود
سلام استاد جانم
نور چشمانم
استاد چقدر این قانون احساس خوب اتفاقات خوب ساده و کاربردی است.
باید همیشه یکقطب نما داشته باشی تا احساست را روی احساس خوب تنظیم کنی.
و به نظرم کافی است تا هر قدر که میتوانی و از پسش بر میای این کار را شروع کنی.
باید کمالگرایی را کنار گذاشت و هر قدر بلدی و توانت میرسد این قانون را اجرا کنی.
مثل یک شاگرد کلاس اول که اول با اعداد آشنا میشود و بعد میرود سراغ جمع و تفریق های ساده
و بعد یواش یواش پیشرفته تر
تا کمکم استاد شوی
استاد جانم برای من هم به همین شکل بود و خیلی آهسته آهسته بهتر شدم.
هنوز در حال یادگیری ام، در حال تمرین این قانونم، گاهی حس میکنم از دستم در رفته ولی فورا خودم را میبخشم و میگویم اشکال ندارد این موقعیت برایت جدید بود از دفعات بعدی بهتر خواهی شد و واقعا این تعهد و شفقت نسبت به خودم باعث شده که بی اغراق در بیشتر مواقع آرام، در صلح و سرشار از اتفاقات خوب ومعجزه باشم.
استاد جانم ممنونم برای این فایل های فرکانسی و اصیل
به امید دیدار شما