درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بهار بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 1980 روز

    سلام استاد عزیزم

    ممنونم ازتون بابت تمام لحظاتی که برای ما وقت گذاشتید و سپاس از خدای یگانه برای این هدایت بی نظیر که هم به قلب شما جاری می‌کنه و هم دست را من رو میگیره و میاره پیش بهترین استاد دنیا.

    استاد من این لایو را دیدم. علاوه بر اینکه یه دنیا اطلاعاتم افزایش یافت، کلی نقاط مبهم ذهنم برطرف شد، و مدارم بالا رفت، در تمام مدت هم داشتم خدا را شکر میکردم که منو به سمت شما هدایت کرد.

    با تمام احترامی که برای استاد عرشیانفر، جسارتشون، خنده های پر از انرژی شون و کلامشان قایلم، ولی در اون لایو میگفتم خدایا سپاس که منو به گوشه ی امن خودت راهنمایی کردی، منو به سمت استادی دعوت کردی که تمام کلامش منطقی است. استادی که شجاع هست و معنای تکامل و هدایت را اینقدر خوب درک و تجربه کرده.

    استاد تحسینتون میکنم برای اراده و تعهدتون برای بهتر شدن، برای راضی نشدن به کمترین، استاد تحسینتون میکنم برای اعتماد به نفس و عزت نفس بی نظیرتون اینکه در پس این چهره که ما کمیک ترین لحظات را دیدیم اما شخصیت بسیار جدی و کاربلد نشسته شخصی که اینقدر قشنگ به قوانین دنیا تسلط داره، نه اینکه آشنا باشه، اعتقاد داشته باشد، اینقدر قشنگ تسللللللط داره، استاد عزیزم تحسین میکنم شما را که دوستان درجه یکی دارید که هر کدوم در نوع خودشون دنیای تجربه و آگاهی هستند.

    تحسین میکنم شما را که اینقدر قشنگ یک مناظره را هدایت میکنید، تحسین میکنم شما را که وقتی بحث داره به بیراه میره، شما دوباره بحث را به خط میکشونید.

    تحسین میکنم شما را برای اینکه احساساتتون اینقدر قشنگ در کنترل شماس.

    احسنت به شما و این زاویه ی ۳۶۰ درجه ای دید فیزیکی و معنوی شما.

    احسنت به شما برای خلق این ثروت که زیبا ترین دریافت من از این ثروت این بود که وجود این ثروت به استاد اجازه داد دنیا را سفر کنه، راه مهاجرتش هموار بشه، هر جا دوست داشته خونه بخره، وسیله ی نقلیه راحت، و بعد آخرین تکنولوژی جهان را استاد و ثروتمندان بخرن تا این تکنولوژی راه گسترش داشته باشد تو تمام دنیا

    استاد به خودم افتخار کردم و به خدای خودم که منو به سمت شما هدایت کرد که فقط خودم میدونم تو چه دو راهی شما را انتخاب کردم اونم تو زمانی که به اندازه ی الان نمی‌شناختم شما را.

    اگر الان صد پله شما را میشناسم، اون موقع، بین دو راهی انتخابم اگر بگم یک پله میشناختم شما را اغراق کردم.

    استاد عزیزم باز هم سپاس.

    جانید و جانان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  2. -
    کیوان گفته:
    مدت عضویت: 1237 روز

    بنام خداوند صبار شکور

    سلام استاد خوووووبم حدیث هستم امیدارم حالتون عالی باشه خداروشکر بخاطر این فایل زیبا و باز هم مبحث زیبای شکرگذاری که هرچی راجع بهش بشنوم کمه و چقدرررر زندگی منو دستخوش تغییر کرده هرجا سپاسگذار بودم با حال خوب و واقعی و ازته دل شکر خداوند رو بجا اوردم خداوند رحمان و رحیم از فضل خودش بارها و بارها نعمتاشو سرازیر کرده توی زندگیم…

    استاد جان اخیرا کنترل ذهنم خیلی بهتر شده و اجازه نمیدم که حالم بد بشه و درگیر ممنتوم منفی بشم چند روز پیش اول صبح حالم خوب نبود شاید بخاطر بی‌خوابی و کلا اینکه من از زمانی که یادمه اول صبا اعصاب نداشتم که به لطف خدا و آموزش های شما و ستاره قطبی دارم کنترلش میکنم و البته که روزمو می‌سازم و حالمو اول صب خوب میکنم خلاصه که حالم خوب نبود و هی به خودم گفتم که منطقی نیس و من بی دلیل اعصابم خورده و به خودم گفتم که باید حالمو عوض کنم و یه آهنگ شاد گذاشتم و با دوقلوها کلی رقصیدیم و بازی کردم و خلاصه قشنگ فهمیدم که تونستم خودم حالمو عوض کنم و برگردونم رو موج مثبت اونم بدون دخالت آدم دیگه ای و اینکه مثلا اتفاق خاصی برام بیفته..و خداشاهده چه اتفاقات خوبی که برام تا شب افتاد و حس میکنم که حالم و اتفاقات زندگیم دسته خودمه منتها باید حس های بد رو کنترل کنم و حس خوب جایگزینش کنم…یعنی همین که اهنگ شاد بزارم و حتی مصنوعی بخندم و شاد باشم و برقصم این برام تجربه شده که حالم عوض شده و دقیقا برعکس شده و بعدشم موجی از اتفاقات و احساسات خوب برام پیش اومده…

    و به این درک رسیدم که هرجا غمگین هستم دقیقا باید برعکسش عمل کنم و راهی پیدا کنم برای شاد بودن چون بقول قرآن نجواها از طرف شیطانه برای غمگین کردن ،گمراه کردن و دور کردنمون از ذات الهیمون…و مثال حضرت یعقوب واقعا عالیه..چند وقت پیش که فیلم حضرت یوسف رو نگاه میکردم دقیقا حرفای شما توی ذهنم اومد که اگه نتونی ذهنتو کنترل کنی و توی غم بمونی فرق نمیکنه حتی اگه پیامبرم باشی درگیر ناخواسته ها و اتفاقات بد میشی..حضرت یعقوب نتونست ذهنشو کنترل کنه و سالها توی کلبه احزان و نابینا بود و از حضرت یوسف دور بود پس این یه قانون الهی هست که شامل همه میشه و برد با کسی هست که توی شرایط سخت بتونه تقوا پیشه کنه و ذهنشو کنترل کنه و مسلما خداوند با شجاعان است و پاداش ها در راه است…کل این زندگی یه بازیه که اگر قوانینشوبفهمیم خیلی راحت میتونیم به خواسته هامون برسیم.و چقد آیه های قرآن عالی بهمون کلید میدن که نترسین و غمگین نباشین …

    استاد خوبم ممنتوم مثبتی که بعد از دوره هم جهت برام درست شد باپروژه تغییر حفظ شد با دوره لیاقت داره رشد میکنه و تنومند میشه و با پروژه درک عمیق تر قوانین داره شاخ و برگ درمیاره … و نشانش هم در وهله اول حال خوبم سبکبالی من و راضی بودن از خودم و شرایطم هست و صد البته که روزانه دارم هرچی که لازم دارم رو میخرم و نگران هزینه ها نیستم خداروشکر.

    البته استاد این مدت زمان هایی هم پیش اومده که حالم خوب نبوده ولی خوبیش اینه که طولانی نشده و سریع برگشتم به حال خوبم…معمولا یه فایل گوش دادم چندتا کامنت خوب خوندم یا اینکه نشانه ام زدم و قشنگ باهام حرف زده و حالم خوب شده چند روز پیش باز آلارم میداد ذهنم و می‌خواست از مسیر خارج بشه که نشانه ام زدم و معرفی دوره هم جهت اومد همون فایل که از نتایج من و بقیه فایل نوشتاری گذاشته بودید و وقتی نتایجمو خوندم شگفت زده شدم و به خودم نهیب زدم که مواظب قضیه ممنتوم باش تویی که اول دوره این همه احساست خوب بود ک کلی اتفاقات عالی مالی و غیر مالی برات افتاد پس همون مسیر رو برو و حواست به کنترل ذهنت باشه…

    و البته باز یه بارم که کنترِل ذهن سخت بود رفتم تنگ سپاسگذاری رو خالی کردم و تک تکشون رو خوندم و حالم عوض شد…خدایا شکرت که توی این مسیرعالی و درک این آگاهی ها هستم خدایا شکرت بابت استاد خوبم…

    استاد بعضی مواقع انقدر حالم خوبه آنقدر لطیف میشم و بقول شما قلبم مثل یک گل شکفته میشه که احساس میکنم هیچی نمیخوام جز همین حس خوب رو…به همسرم میگم مگه آدم چی میخواد از زندگی جز یه قلب اروم جز اینکه شب با خیال راحت و لبخند بر لب سرتو بزاری رو بالش و تمام اتفاقات خوب اون روز رو مرور کنی و هی بازم یادت بیاد و اشکات جاری بشه که خدایا چقد تو خوبی آخه من چی میخوام جز تو …تو که باشی تو قلبم من همه چیز دارم…و دوس دارم همیشه این احساس باشه و اگه نباشه سرگردون میشم ولی بقول شما این خاصیت دنیای مادی هست…

    استاد مثال اینکه اگه ذهنم رو کنترل نکنم انگار دستمو کردم تو اتیش که خیلی کار ناعاقلانه ای هست خییییلی مثال خوبیه…اینم چندبار به خودم یا آوری کردم و جواب داده کلا استاد خیلی به ریسمان الهی دارم چنگ میزنم که وارد احساس بد نشم چون بشدت دوس دارم در احساس خوب و نزدیکی با خدا باشم استاد چندسالی هست که بعد از آشنایی با شما همیشه زمستونا بوی بهارو احساس میکنم وسط سرما و برف و بارون جوونه های بهار تو قلبم سرباز میکنن مدتیه هسته نارنج رو کاشتم برا سبزه عیدو جوانه زدن آهنگ عید اومده بهاره رو دانلود کردم و روزی شونصد بار با بچه ها گوش میدیم و میرقصیم….من این حال خوبو با هیچی عوض نمیکنم…

    استاد به لطف آموزش های شما من بیشتر ناظر بر افکارم شدم و سرند میکنم افکارمو با توجه به احساسم

    بارها شده که ظاهرا شرایط سخت شده به خودم گفتم الان وقته اینه که ذهنمو کنترل کنم و بیخیال بشم و ببینم چی دارم که هنوزم میشه بابتش سپاسگذار بود و لیست من مگه تمومی داره بخدا…‌خدایا آخه چطور میشه شکرت رو بجا آورد…دقیقه با خدا باش پادشاهی کن یعنی همین کنترل ذهن در شرایط سخت…اینکه ایمان داشته باشیم که هرچی پیش میاد خیره و نگران نباشیم و به خداوند اعتماد کنیم و ببینیم چه درسی از این قضیه قراره یاد بگیریم..

    خدا جونم چه دارد آنکه تو را ندارد….

    استاد خوبم هزاران بار ممنونم ازتون…خدا شمارو برامون حفظ کنه…

    درپناه خدا باشید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 54 رای:
  3. -
    سیدمصطفی میردهقان گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    سپاسگزارم از خداوند واستادعزیزسیدحسین عباس منش وآقای عرشیانفر

    همین دیشب بود که من رفتم توگروهی که دوستان درش حضور دارن ومتوجه شدم که لایو بوده وچند نفری درخواست کرده بودن اگه کسی ضبط کرده بگزاره توگروه

    یکی نوشته بودضبط نشده

    یکی نوشته بود توچندتا پیج رفتم اونجا هم ضبط نشده

    یکی نوشته بود حیف از دست دادیم

    من هم دوست داشتم میشنیدم و استفاده میکردم ازآگاهی ها وبه طور ناخود آگاه که این برام نشونه هست که یه موقع تلاش میکردم ذهنم روکنترل کنم ولی الان به قول شما استاد بدیهی شده وداره میشه جزء زندگی من شخصیت من

    باورکنید کمتراز چند دقیقه بهش فکر کردم

    وخدایاشکرت سپاسگزارتم که این قدرسریع جواب میدی

    وصبح ساعت 6که اومدم توسایت ودانلود کردم دیدم خودش هست

    الله اکبر

    قبلا مقداری از این صبحتها روگوش داده بود توصحبتهای قبلی که استاد داشتیدولی امروز خیلی بیشتر ارتباط برقرارکردم وچقدر برام لذت بخش بود وقتی مثال میزنید

    ازیعقوب ،یوسف،ادیسون،ایلان وقتی از ادسون میگید چقدرلذت بخشه که تومدرسه فقط گفتن اینو اختراع کرد درصورتی که میشه ازاین مردخیلی چیزهای بیشتر یادگرفت

    وقتی میگید ما انسانیم وازآهن نیستیم این یعنی ممکنه آدم ی جاهایی نتونه کنترل کنه ولی این نیست که آدم خودش روسرزنش کنه وبگه خوب که چی توچندساله داری روخودت کار میکنه دیدی نتونستی اینجا ذهنتو کنترل کنی شاید نتونستی ولی تونستی بهتر ازقبل باشی تونستی درسشو بگیری ومیخکوب نشی وحرکت کنی

    واین کنترل ذهن ونگه داشتن احساس خوب نیاز به ادامه دادن دارن

    چقدربازاین مثال آتش به دلم نشست وبا گوشت وپوستم درکش کردم وقتی گفتیداگه دست بکنی تو آتیش دستت میسونه حالا میخوای 1000تا دلیل داشته باش✋🔥

    حالامیخوای 1590دلیل داشته باش واسه این که ازمطالب که شنیدی ویادگرفتی ننویسی تا رد پاجانگذاری

    احساس خوب مساویست بااتفاقات خوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
  4. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1813 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی

    الان ساعت 21:25 پنج شنبه شب 18 دیماه است که دارم این کامنت رو می نویسم ولی اینترنت قطع شده و نمی دونم کی برقرار میشه که بتونم ارسالش کنم ولی دوست دارم اتفاقاتی که طی هفته گذشته برام رخ داد رو تعریف کنم

    هفته ای که برای خیلی ها پر التهاب بود و من در مدار نعمتهای بی نظیر ی بودم

    استاد جان من از آبان ماه قرار بود خانواده ی برادر شوهرم که پسرشون داماد شده بود رو دعوت کنم خونمون به صرف شام و هدیه ی عروسی هم بهشون تقدیم کنم همزمان دوستانم بعد یه مدت طولانی پیام دادن که دوست داشتن دورهمی بیان خونمون و از اونجایی که من در شرف راه اندازی کسب و کارم بودم و پولم هم محدود بود خیلی ذهنم درگیر هزینه ها میشد

    وقتی دوستانم گفتن می خوایم بیایم خونتون من با روی باز پذیرفتم ولی یه لحظه رفتم تو فکر گفتم خدایا مگر تو نمیدونی که من برای کسب و کارم دارم پول پس انداز می کنم و حتی برای خودم هم در حد خرید لباس هزینه نمی کنم چی شد و من چه فرکانسی فرستادم که دوستان تو این شرایط می خوان بیان خونمون

    ولی به خودم آرامش دادم و گفتم حتما خیری توش هست خداوند از برنامه ی من خبر داره هیچ وقت به ضرر من کاری نمیکنه

    گذشت و گذشت تا اینکه نزدیک تاریخی که دوستان تو آذرماه برای دورهمی انتخاب کرده بودن شد و در گروه واتساپ باخبر شدیم برادر شوهر یکی از دوستانم به رحمت خدا رفت و خدا شاهده که خداوند شب قبلش این خبر رو تو گوشم گفت که یکی فوت میکنه و دورهمی فعلا کنسله یه لحظه ترسیدم و گفتم واااای خدا نکنه و دوباره همون صدا گفت مگه تقصیر توئه

    و ده روز بعدش دختر دایی یکی دیگه از دوستان فوت کرد و دیگه همه از فکر دورهمی درآمدن و من در این فاصله پول لازم برای دستگاهم رو خدای عزیز و وهابم برام جور کرد دستگاه رو خریدم مغازه اجاره کردم محصول تولید کردم و تعدادی هم فروختم و هنوز مهمونی هایی که هزینه شون دغدغه ام بود رو نگرفته بودم

    و دیماه شروع شد و با آرامش به دوستانم پیام دادم برای دورهمی و به خانواده ی برادر شوهرم هم زنگ زدم و برای شام دعوتشون کردم

    البته باز هم کنترل هزینه ها برام مهم بود

    یعنی هم دوست داشتم به زیبایی و شایستگی مهمونی ها رو برگزار کنم هم الکی ولخرجی نکنم

    تاریخ هایی که ما انتخاب می کردیم برای اونا ناجور بود چون آقا داماد پزشکه و هر موقعی نمیتونست دعوت ما رو قبول کنه و من به همسرم گفتم بهشون بگو اونا خودشون تاریخی که می تونن به ما بگن این بهتره و اونا روز جمعه 12 دی رو انتخاب کردن و به دوستانم هم گفتم شما خودتون یه تاریخ تعیین کنین و اونا 14 دی رو انتخاب کردن

    و من با آرامش کارهام رو انجام دادم و کاملا آماده مهمونی ها بودم

    و تو ستاره قطبی از خدا می خواستم که خودش میزبان مهمونام باشه

    خودش هزینه هام رو مدیریت کنه

    خودش غذاهام رو بپزه

    خودش به غذاهام و خوراکی هام عطر و بوی دل انگیز بده و برکت بده

    ازش مشورت گرفتم که برای شام چه غذاهایی درست کنم

    ازش خواستم مهمونام به سلامتی بیان خونم و به سلامتی و خاطره خوش از خونم برن

    ازش خواستم هر چی خوردند و نوشیدند نوش جونشون باشه و حالشون خوب باشه

    خدا شاهده من از همون گوشت و برنج و خوراکی هایی که هر ماه برا خودمون می خریم شام رو تهیه کردم

    قورمه سبزی جوجه کباب و کپه عربی با سالاد شیرازی و سالاد مکزیکی و دلستر و ژله براشون درست کردم و با یه روشی ته دیگ برنج درست می کنم که همه عاشقش میشن اونا هم خیلی لذت بردن

    انرژی مثبت میز شامی که چیده بودم و لذت فراوانی که وجود همه مون رو در برگرفته بود رو نمی تونم توصیف کنم

    برادر شوهر و خانمش و عروس و دوماد مرتب تشکر میکردن تحسین می کردن و نشون می دادن که چقدر دارن لذت میبرن ما هم واقعا لذت بردیم

    مطمئنم که همه ی کارها رو خدا انجام داده بود حتی بعد رفتن مهمونا همسرم می گفت این چایی چقدر خوشمزه بود چکار کرده بودی گفتم والا هیچی فقط از خدا خواستم چایی رو هم خودش درست کنه همسرم گفت منم از این تکنیک استفاده کردم دیدی همه چقدر از جوجه کباب خوششون اومد گفتم خدایا خودت جوجه ها رو کباب کن اونجوری که مهمونا می پسندن درستش کن

    همسرم هم داره راه میفته خخخخ

    و آخر مهمونی هم هدیه ی عروس و دوماد هم که پول نقد بود با احترام تقدیم کردیم

    و روز بعد یعنی شنبه من بیشتر استراحت کردم و خونه رو مرتب کردم و ظرفای شسته شده رو سرجاش گذاشتم و دیدم من برای دوستام که فرداش میان خونمون نیازی به خرید ندارم اونقدر میوه و شیرینی و تنقلات از شب قبل مونده چون آقا داماد هم یه جعبه بزرگ شیرینی برامون هدیه آوردن و من یه لحظه به خودم اومدم گفتم خدایا شکرت که تو چقدر زمان بندی ات بی نظیره تو چقدر برنامه ی این مهمونی ها رو بهم زدی از آبان تا دیماه تا زمانی که هر دو مهمونی به فاصله نزدیک به هم برگزار بشه و این جوری هزینه ها رو برام مدیریت کردی و هیچ خللی در راه اندازی کسب و کارم ایجاد نشد

    و خیلی خدای عزیزم رو شکر کردم

    و روز بعد یعنی یکشنبه که دوستان اومدن خیلی قشنگ ازشون پذیرایی کردم و خیلی به همه خوش گذشت

    و همه اش می گفتن چقدر خونت قشنگه چقدر پر انرژیه چقدر خودت پر انرژی هستی چند بار حتی موقع رفتن هم تکرار میکردن و من تو دلم گفتم باید هم خونم پرانرژی باشه خونه ای که از صبح تا آخر شب صدای استاد عباسمنش توش پخش میشه معلومه که پر انرژیه

    خدایا شکرت برای استاد عزیزم

    یکی از دوستان نوه اش که چهار ماهه اس به همراه دخترش اومده بودن و این بچه کاملا آرام بود تو خونمون و من عمدا بغلش کردم گفتم ببینم تو بغلم آرومه یا نه و واقعا آروم بود و قشنگ نگام میکرد و خدا رو شکر کردم برای فرکانسی که داشتم

    و دوستانم آماده رفتن بودن که دیدم همه شون پاکت های پول از کیفشون درآوردن و روی میز گذاشتن و گفتن مینو جان این هدیه از طرف ما قابلت نداره

    خیلی غافلگیر شدم گفتم دوستان این چکاریه انتظار نداشتم یه دورهمی بود نیازی به این کار نبود

    آخه قبلا که دورهمی هاشون می رفتم پول نقد هدیه می بردم ولی مناسبتی داشت یا دوستام خونه خریده بودن یا نوه براشون دنیا اومده بود یا از بچه هاشون ازدواج کرده بود ولی هیچ کدوم از این اتفاقای قشنگ جدیدا برای من نیفتاده بود

    به هر حال ازشون تشکر کردم و دوستام خداحافظی کردن و رفتن

    و وقتی پول هدیه شون رو از تو پاکت درآوردم و شمردم دیدم خدایا شکرت که به اندازه ی اجاره ی ماهانه مغازم پول بود و این ماه یعنی 20 دی اولین ماهیه که باید اجاره رو پرداخت کنم

    هدیه شون 6 برابر پولی بود که من براشون هزینه کرده بودم

    و خیلی خدا رو شکر کردم

    بعد چند دقیقه گوشیم زنگ خورد آقای پستچی بود که بخشی از مواد اولیه ام که سفارش داده بودم رو می خواست برام بیاره بهش گفتم من الان مغازه نیستم میشه آدرس خونه رو بدم برام بیاری خونه ، آدرس رو که گفتم گفت نه اونجا دوره گفتم یه آدرس دیگه بهت میدم و آدرس مغازه ی همسرم رو دادم

    استاد جان مطمئنم باور می کنید که آقای پستچی دقیقا جلوی مغازه همسرم بود وقتی گفت همونجا هستم فکر کردم اشتباهی شنیدم و آدرس رو تکرار کردم گفت آره همونجام گفتم خب بده فلان مغازه و آقای … همسرمه

    و استاد اونقدر از این همزمانی و هم مکانی خوشحال شدم که نگو

    یعنی این چند روز حضور خدا رو تو زندگی ام به شدت احساس می کردم

    و این جوری مهمونی هام به خوبی و خوشی و با حداقل هزینه برگزار شد و آنقدر غذاهام و میوه و شیرینی و تنقلات فراوان به نظر می رسیدن انگار میلیونها تومن پول خرج کرده بودم و مبلغ خیلی خوبی هم پول هدیه گرفتم و بسته پستی ام که اصلا تو فکرش نبودم به زیبایی به دستم رسید

    چند روز گذشت و صبح روز چهارشنبه یعنی دیروز در حال نوشتن کدنویسی و سپاسگزاری بودم که یه پیامی از یکی از دوستام که بلژیک زندگی میکنه تو واتساپ دریافت کردم

    عین پیامش رو می نویسم :

    مینو جان دیشب خوابت رو دیدم

    انگار مهمون داشتی خونت خیلی قشنگ بود توی یه باغ پر از گل بود پسرم هم خونتون بود و خیلی بهش خوش می گذشت وقتی اومدم دنبال پسرم می گفت نمیام من پیش خاله مینو می مونم اینجا خیلی خوش میگذره و بعد همسرت از بیرون اومد خونه و یه عالمه خرید کرده بود همه چی خریده بود خیلی همه تون شاد بودین

    واااای خدای عزیزم همین الان هم که دارم این متن رو می نویسم شور و شوق وجودم رو فرا گرفته خدایا بی نهایت شکرت

    و در حال و هوای این پیام قشنگ بودم که گوشیم زنگ خورد باز هم آقای پستچی بود دم در خونمون بود و گفت یه بسته داری رفتم بسته رو گرفتم و داشتم فکر می کردم که این بسته رو کی فرستاده آدرس فرستنده مربوط به یه شرکت بود و دقیقه ای نگذشت که دخترم زنگ زد و گفت مامان هدیه از طرف منه به مناسبت روز مادر که پیشت نبودم

    دخترم پیامک پست رو دریافت کرده بود که مرسوله به آدرس گیرنده تحویل داده شد و بهم زنگ زد

    چقدر من پشت سرهم داشتم خوشحال می شدم چقدر خداوند منو دوست داره خدایا بی نهایت شکرت

    کلی قربون صدقه دخترم رفتم و خدا رو شکر کردم و برای دخترم دعا کردم و دخترم با عشق به دعاهام گوش میداد و لذت میبرد :

    خدایا همواره حافظ جان و مال و زیبایی و آبروی دخترم باش

    خدایا به درآمدش و به پول هاش برکت فراوان عطا کن

    خدایا هر مبلغی که برای خرید این هدیه داده ده برابرش رو به نیکویی تمام بهش برگردان

    خدایا همواره آسانش کن برای آسانی ها

    خدایا همواره در زمان مناسب و در مکان مناسب و در شرایط مناسب و کنار انسانهای مناسب قرارش بده

    خدایا تمام جهانت را در خدمتش قرار بده تا به آسانی و با عزت به خواسته هایش برسه

    خدایا دخترم را دوست بدار فراوان

    و کامنتم رو با پیام قشنگی که دخترم به شرکت داده بود روی یه کارت با خط خوش بنویسن و داخل جعبه هدیه قرار بدن رو به پایان می رسانم :

    همیشه در کنار من بودی مادر

    چه احساس قشنگی دارم از داشتنت

    چقدر دوستت دارم

    23 سال گذشت از آغاز این داستان و هیچکس اندازه ی تو توی این دنیای عجیب حواسش به من نبود

    این هدیه نشونه ایه برای تشکرم از تو ، برای عشقی که بهت دارم ، برای امیدم به آیند ه بهتری که مطمئنم نشونت میدم

    از طرف دخترت صدف

    استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان مهربانم سپاسگزارتون هستم

    خدایا شکرت شکری بی انتها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
    • -
      محبوبه نژاد مقدم گفته:
      مدت عضویت: 1571 روز

      سلام دوست عزیز

      نمیدونید چقدر لذت بردم از کامنت زیبای شما

      و‌این کامنت خیلی حالم‌و‌خوب کرد

      اینقدر قشنگ‌ وقایع و‌توضیح دادید که انگار من هم کنارتون بودم و لذت می بردم از این همه هماهنگی خداگونه

      ضمنا وقتی داشتید برای دخترتون دعا می کردید من هم از ته دلم امین می گفتم

      انگار دختر خودمه

      ارزو دارم همیشه موفق عالی و زندگی تون پر از نکاه خدا باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1813 روز

        سلام به محبوبه عزیزم

        امیدوارم حال دلت عالی باشه

        سپاسگزارم برای توجه و عنایتی که به کامنت من داشتی

        سپاسگزارم برای دعای خیرت

        عزیزم

        از خداوند می خواهم از فضل بی انتهای خودش به شما و همه ی عزیزانت سلامتی و ثروت بی انتها ببخشد

        خدا نگهدارت باشد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      فهیمه پژوهنده گفته:
      مدت عضویت: 2469 روز

      سلام به شما مینو عزیز

      سلام به شما دوست ارزشمندم

      چقدر واقعا خوشحالم که هدایت شدم و دلم خواست بعد کلی کامنت نوشتن و خوندن در قسمت پنجم(خروج از مدار ناخواسته ها)_یک فلش بک بزنم و قسمت چهارم(ورود به مدار نعمت ها) سر بزنم. خیلی خوشحالم که این کامنت پر از عشق و این داستان قشنگی که نوشتین این ردپای قشنگی که الگوی انسان هم جهت شده با جریان خداوند که غرق نعمت و آسانی و ثروت میشه رو بخونم.

      و جالبه که داستان شما هم مربوط میشه به اواخر پاییز و وقوع همزمانی هاش که 12 دیماه و 14 دیماه و بعد شما این کامنت رو 18دیماه نوشتید و روی سایت 6 دیماه به اشتراک گذاشتین و من امشب خوندم.

      خدایا شکرت….

      میخوام احساسم رو بگم که هنوز وسط های کامنت تون بود سرشار از یک حس خوشایند و لبریز از تحسین و سپاسگزاری شدم و چند خط وسط من اصلا بغض کردم و دیدم داره توی چشمام اشک جمع میشه.اصلا احساسم پله پله اومده بالا و بالاتر و من اینو توی این چند دقیقه دیدم. منی که رگباری امروز از عصر تا الان پای این خونه الهی مون هستم. اینجایی که من بهش میگم بهترین جای دنیا و چقدر این جای دنیا قشنگه، چقدر آدم های این دنیای من در اینجا قشنگن، چقدر من خوشبختم واقعا برای داشتن همچین اعضای خانواده ایی، برای همچین سایتی و برای داشتن همچین استادی و…واقعا بقول اون دوست عزیز که کامنت شون رو خوندم ثروت آرامش که چه عرض کنم ثروت احساس خوشبختی و شور و شعفم، ثروت احساس غنی بودن در تمام جنبه های زندگی ام رو دارم ثروت داشتن خدایی که قلب منو به وجد میاره و حضورش در تک تکک سلول هام اشک عشق میشه….

      آخه این همزمانی ها و فوت ها و این اتفاقات و مهمانی و رزق های بی حساب و خواب دوست تون و اون پستچی و پیام دختر قشنگ و قدرشناس تون و… خیلی برام درس داشت خیلی….و من هربار بیشتر میفهمم چقدر باید هربار بیشتر سپاسگزار باشم و چقدر هربار باید در همه شرایط به خدا اعتماد کنم و از به جریان انداختن عشق درونم دریغ نکنم و بزارم جاری بشه، مثل تمام این لحظات…اینجوری من جاری میشم و اجازه میدم خدا در من جریان پیدا کنه و باز هم همزمانی ها و الگوهای نابی چون شما با من همزمان تر بشه.واقعا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم برای این ردپای پررنگ و پرعشقی که ثبت کردین.باید برم بازم کامنت تون رو بخونم….

      من ردپای حضور خدا رو در داستان تون نه با ذهنم که با روح و قلبم حس کردم و در آخر ذهنم آچمز شد…اصلا انگار خدا به من از کلام شما از متن دختر شما برای من گفت: این هدیه نشونه ایه برای تشکرم از تو ، برای عشقی که بهت دارم ، برای امیدم به آیند ه بهتری که مطمئنم نشونت میدم

      هدیه خدا همون اشک پاک شدن روحم بود، بازشدن قلبم بود…واقعا ازتون سپاسگزارم مینو جان برای تمام وجودتون…

      براتون از صمیم قلبم بهبودهای دائمی درونی و بیرونی رو از الله یکتا خواهانم

      ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1813 روز

        سلام دوست عزیزم فهیمه جان

        امیدوارم حال دلت عالی باشه

        و همواره در مسیر پرنعمت الهی و سوار بردوشش باشی و سوت زنان از مسیر زندگی ات لذت ببری

        خدا شاهده با خوندن پیام شما و دیگر دوستان تمام صورتم غرق در اشک شوق شد

        عذرخواهی می کنم که دیر پاسخ دادم نتم ضعیف بود و سایت بالا نمیومد و الان در سحرگاه بیدار بودم و چک کردم دیدم وضع نت بهتره با وجود اینکه خوابم میومد ولی گفتم نه طول روز نت ضعیفه الان باید پاسخ دوستان رو ارسال کنم

        داشتم فکر می کردم در پاسخ به پیام سراسر محبت آمیز شما چه بگویم که شایسته باشه و خداوند چشمانم را به سمت بالای نوشته برد و گفت براش دعا کن

        که همواره در مدار نعمتهای پی در پی باشه و از مدار ناخواسته ها خارج بشه

        دوستت دارم دوست قدیمی و عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      عاطفه گفته:
      مدت عضویت: 1041 روز

      خداروشکر برای این همه احساس قشنگ

      خداروشکر که در مدار خوندن این همه اتفاقات قشنگ زندگی تون بودم

      چقدر زیبا نوشتی دوست من

      دعا میکنم همیشه زندگی تون همینطور روی روال باشه

      و روز به روز خدا به کسب و کارتون برکت بده

      در پناه الله باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1813 روز

        سلام به عاطفه ی عزیزم

        امیدوارم حال دلت عالی باشه

        سپاسگزارم بابت پیام پر مهرت

        و خدا رو شکر می کنم برای وجود ارزشمندت

        منم دعا می کنم که همواره در مسیر پر از نعمت و پر از سلامتی و پر از آرامش باشید

        در پناه امن خداوند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      میثم شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 2077 روز

      سلام مینو خانم

      کامنتون رو خوندم و بارها اشک شوق ریختم بابت این همه زیبایی و دیدنشون و به اشتراک گذاشتنشون

      خداوند به شما و خانواده محترمتون سلامتی،ثروت و آرامش بده الهی

      منم از صمیم قلبم ازتون سپاسگزارم که با خوندن دل نوشته زیبا تون حذ کردم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1813 روز

        سلام به آقا میثم عزیز

        امیدوارم حال دل تون عالی باشه

        از اینکه وقت گذاشتید و کامنت مرا موردعنایت خود قرار دادید سپاسگزارم

        منم به محض خوندن پیام شما

        بغض کردم و براتون آرزوی سلامتی و اجابت خواسته هاتون کردم

        در پناه رب العالمین سلامت و ثروتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3204 روز

      سلام مینو جان

      واقعا معلوم بود از ته دل نوشتی

      چه قدر ایده گرفتم از تمرین ستاره قطبی

      چه قدر عالی کارخا را به خدا سپردی

      چه قدر خدا عالی جواب توکلت را داد

      ممنون که به اشتراک گذاشتید

      من انقدر خوشم اومد بعصی متنها رایادداشت کردم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1813 روز

        سلام سمیرای عزیزم

        امیدوارم حال دلت عالی باشه

        از توجه و پاسخ پر مهرت سپاسگزارم

        خدا رو شکر برای وجود نازنینت

        که با پاسخت و نقطه آبی که برایم فرستادی دلم را شاد کردی

        سپردن کارها به خدا و توکل کردن و اعتماد داشتن را به صورت تکاملی یاد گرفتم و واقعا خداوند عزیز و عظیم به زیبایی جواب میدهد وقتی در این زمینه کار می کردم اشتباهات زیادی داشتم ولی بازخوردها رو می گرفتم و درباره شون فکر می کردم و تقریبا تا حدودی یادگرفته ام که عجله نکنم و نترسم

        نوشتن و تأمل کردن خیلی بهم کمک کرده

        خدا رو شکر می کنم برای وجود دوستانی مثل سمیرای عزیزم که خیلی ازشون یاد گرفتم

        دوست عزیزم

        از خداوند می خواهم که همواره همجهت با جریان خداوند باشی

        و با سرعت به سمت رویاهایت خرکت کنی

        در پناه امن خداوند باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    هدا حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1088 روز

    بنام الله هدایتگر

    با سلام و درود به پیام آور زمانم و استاد عرشیانفر عزیز و تمام هم فرکانسی های من

    (نشانه من)

    امروز به یک تضاد خوردم که الحمدلله با توجه به آگاهی های که از استاد یاد گرفتم و تونستم درک کنم که خواسته قلبی من چیه در وحله اول هیچ واکنشی نشون ندادم چون میدونستم افراد موقعیت ها و شرایط اون لحظه رو من بوجود آوردم سعی کردم توجه نکنم آروم بشم و هیچ چیزی نگم بعدش رفتم ورزش کردم ده دیقه اول کلی نجوا اومد ولکن ورزش نکن برو خونه برو اینور یه کار دیگه کن ولی بخودم گفتم دختر تو خود مربی هستی اگر نتونی خودت تمریناتی که به شاگردات میدی انجام ندی دیگه این چه نوع مربی شدنه، مقاومت کردم و یک ساعت ربع ورزش کردم اون لحظه به هیچی جز تمرینم فک نکردم بعدش که تمرینم تموم شد رفتم خونه تو مسیر هم بهتر شدم هوا عالی ولی خودم آگاه بودم که اون تضاده هنو آزارم میده هرچقدر تلاش کردم که بهش فک نکنم نشد و واکنش من سکوت مطلق بود و چیزی نگفتن حتی دلیل منطقی نیوردم که عاقا جان به این دلیل به این دلیل تو این رفتار ناجالب رو دیدی و اگر خودتم جا اون فرد بودی به احتمال خیلی زیاد همچین برخوردی داشتی ولی نه موندم تو اون حالت برگشتم خونه با یک سری اتفاقات ناجالب مسخره ای رو به رو شدم و کاملا آگاه بودم که تمرکزم موند رو تضاده و ادامه داشت تا زمانی که میخواستم بخوابم شب سرم گذاشتم بالشت هزار فکر خیال بعد تصمیم گرفتم بیام و من را به نشانه ام هدایت کن بزنم و الله اکبر دقیقا این فایل برای من بود بعداز شنیدن فایل اول تونستم کمی آرامش خودم حفظ کنم و با اوردن دلایل منطقی ذهنم کنترل کنم و بعدش یافتم که من چی میخوام من دوست دارم در جای باشم و برم که احترام و ادب اون مکان و افراد در اونجا حاکم بشه من لیاقت دریافت احترام رو دارم و این تضاد در زمان مناسبی سراغم اومد زمانی که من شروع کردم روی احساس لیاقتم کار کردن و نتایج عالی گرفتم و این تضاد یعنی هدا جان تو در جایگاه هستی که با افراد محترم تر مودب تر ارتباط داشته باشی الان که بقول دوستم اون مه و غباری که مغزم رو فرا گرفته برداشته شد و من تونستم که ببینم خواسته ام رو و بتونم ارسالش کنم به جهان و بی شک خدا بهترین موقعیت ها رو برام میفرسته با تک تک وجودم ایمان دارم که قرار اتفاقات بینظیری برام رخ بده و من باید بند کفشم سفت تر کنم بیشتر کار کنم و نتایج قرار زندگیم رو زیر رو کنه.

    و همانطور که استاد فرمودند با تضاد ها میفهمیم یه جاهای ایراد داره باید اصلاحش کنیم من خودم متوجه شدم یه جاهای هنوز خیلی کار دارم خیلیییی بهتر از قبل شدم بخودم افتخار میکنم که تااین مرحله پیش رفتم و خوب شد که این تضاده اومد بفهمم که باید بیشتر کار کنم رو عزت نفسم رو اعتماد بنفسم و خداروشکر که این موضوع زیاد درگیرم نکرد اگر هدا سابق بودم اول اینکه در اون موقعیت ساکت نمیشدم و کلی بحث و جدل راه مینداختم ، نتیجه بحث جدل هم که معروفه احساسات بدتر و اتفاقات بدتر و کش مکش های درونی من که تا چند روز رو مخم راه میرفت ولی الان تونستم در اون موقعیت ساکت باشم این بهترین پیشرفتم بوده چون بشدت آدم واکنش گرای هستم و تو چند ساعت تونستم حال خودم خوب کنم و به محض اینکه حالم خوب شد باورتون نمیشه اتفاقات خوب رخ داد شرایط نا جالب که تا همین دیروز بود زود اوکی و عالی شد همه اطرافیانم خوش اخلاق مهربون بودن و سالم تر و شاد تر از دیروز و این معجزه احساس خوب=اتفاقات خوب

    سپاس گذار الله هستم برای هدایت های که برام میفرسته و سپاس گذار استاد های عزیزم برای این گفت گوی عالی و بینظیر .

    در پناه الله مهربان شاد پر انرژی و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 71 رای:
  6. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1470 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    استاد عزیزو و بزرگوار و توحیدی و دوستان جان

    سلام

    خدا قوت

    بقول استاد بزرگوارم بزرگترین سپاسگزاری من بخاطر وجود قوانین ثابت و بدون تغییر جهان هستی باید باشه و اینکه خداوند بخشنده مهربان منو هدایت کرد به شناخت ، درک و فهم و عمل به این قوانین بدون تغییر که من با عمل به این قوانین خالق زندگی خودم میشوم و میتوانم که زندگی خودم رو به شکلی که دوست دارم باشه بسازم.

    و سپاسگزار استاد عزیز و نازنینم هستم که این راه و این مسیر رو با بهترین متود و روش و آسان و ساده و روشن و شفاف به من آموزش داده و میدهد و با آموزشها و اطلاعاتی که در اختیار من میگذارند مسیر منو هر لحظه هموار تر و زیباتر و لذتبخش تر کرده و میکنند که من از مسیر رسیدن به خواسته هام با حال و احساس خوب لذت ببرم و با عشق به خواسته هام برسم .

    و وجود این قوانین ثابت و بدون تغییر جهان هستی نشانه بزرگی ، عظمت و سخاوتمندی خداوند بخشنده مهربان است که هدف او از خلق من و این جهان هستی و خلق زمین و آسمانها و هر آنچه که در آنهاست برای تجربه من از لذت و خوشبتی و تجربه جهان هستی با حال و احساس خوب و با لذت است .

    من هر لحظه شکر گزار و سپاسگزار خداوند بخشنده

    مهربان هستم که بزرگترین قانون جهان هستی حال خوب و احساس خوب است .

    الهی صد هزار مرتبه شکرت ، خدایا سپاسگزارم

    در کامنت قبلی که در قسمت 3 درک بهتر قوانین خداوند، مسیله ای که پنج شنبه برای پربا دختر گلم اتفاق افتاد رو نوشتم و دکتر جبلی اونشب تاکید کردن که بعدا در اولین فرصت پزشک متخصص حتما پریا رو ویزیت کنند و حتی خودشون هم برنامه نوبت دهی رو ترتیب دادند .

    دیروز که همسرم پریا رو برده بود پبش متخصص ، با تعجب گفته بود این دکتر کی بوده که اینقدر دقیق مورد رو بررسی کرده ، تشخیص داده و دارو های بسیار عالی و مناسب برای تمام مراحل تشخیص تا درمان نهایی نوشته و داده و جالبه که تاکید داشته که حتما متخصص هم ببینه .

    و چقدر این متخصص بزرگوار دکتر جبلی و خانم دکتری که سنوگرافی کامل رو نوشته بوده رو تحسین کردند .

    و من با مرور این اتفاقهای خوب اون شب رابطه این اتفاقات خوب رو با ارسال فرکانسهای خودم و خانوادم فهمیدم و درک کردم که من فقط و فقط باید روی خودم کار کنم و احساسم رو در تمام لحظه ها خوب نگهدارم و در تمام لحظه ها در حال ارسال فرکانس خواستهام به جهان هستی باشم .

    با این ایمان و باور که قوانین جهان هستی ثابت و بدون تغییر است و من باید به بزرگترین قانون جهان هستی که حال و احساس خوب مساوی اتفاقات خوب به بهترین شکل و با عشق عمل کنم

    بیرون زتو نیست هر آنچه در عالم هست

    ازخود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

    و بقول استاد که در قدم دوم دوازده قدم میگه من رابطه فرکانسهام و واریزی پول بحسابهارو کاملا میدونم و متوجه مبشم یعنی چی .

    زندگی ما با ارسال فرکانس مناسب در همه جنبه های تغییر میکند و ما اگه با احساس خوب در هر لحظه در حال ارسال فرکانس مناسب به جهان هستی باشیم زندگی ما در تمام جنبه ها به شکلی که دوست داریم باشه تغییر میکند .

    اساسی‌ترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛

    رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛

    اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداش‌ها راضی کننده است؛

    ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛

    راهکار ورود به مدار نعمت‌ها و بیشتر ماندن در این مدار؛

    راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛

    احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛

    خیلی خوشحال و سپاسگزارم که آگاهی های کامل این پروژه مربوط به دوره دوازده قدم است و این همزمانی که من همزمان با شروع این پروژه عالی ، شروع کردم و از اول دارم روی آگاهی های دوره دوازده قدم بصورت لیز و فوکس کار میکنم و دوست دارم و میخوام که مطالب این دوره مقدس توی مغزم حک بشه و من با قدرت و ایمان بهتر و بیشتر برای خلق زندگی دلخواهم و هم جهت تر شدن با جریان خداوند از این مطالب و الهامات الهی استفاده و بهره برداری کنم .

    خدایا عاشقتم که عاشقمی

    خدایا شکرت که امروز کلی از شکر گزاریهام رو با عشق با لذت و با احساس خیلی خوب نوشتم و در تنگ بلورم انداختم ، الهی صد هزار مرتبه شکرت

    خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است

    خدایا من تسلیمم

    خدایا من آماده هستم

    خدایا من قلبمو باز میکنم

    خدایا من اجازه میدهم

    خدایا تنها تورا میپرستم وتنها از تو کمک و یاری میجویم

    خدایا منو هدایت کن به راه راست

    به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
  7. -
    افلاطون نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1589 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش، خانم شایسته و همه دوستان عزیزم

    بینهایت سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده.

    چقدر دوست اشتم این فایلو: قبل گوش دادن به این فایل بود که شکر گذاری خودمو انجام دادم و نشستم از خداوند بابت نعمت هایی که بهم داده تشکر کردم و بعد تو شروع کردم به نوشتن در دفتر ستاره قطبی: خدا جونم سلام امروز یک روزه جدیده که من میخوام آگاهانه فرکانس هامو تنظیم کنم:

    1- خداجونم امروز میخوام هر لحظه، هر حال و هر ثانیه هدایتم کنی: خدایا من محتاج توام، من محتاج هدایت توام، من نیاز دارم هر لحظه و هر ثانیه هدایتم کنی: حتی برای کوچک ترین تصمیماتم( و خدا میدونه از وقتی من اینطوری از خدا هدایت خواستم: چه هدایت هایی دریافت کردم، از همین ستاره قطبی: اصلا بهترین درخواست ها به ذهنم میاد که بنویسم که تا حالا نمی اومد)

    2-خدا جونم امروز میخوام در هر ثانیه و هر حال غرق در آرامش باشم: آرامشی از جنس خودت، آرامشی که تموم وجودمو فرا بگیره و قلبم باز بشه و احساس شورو شعف داشته باشم: تو تمام لحظات حتی هنگام خواب این آرامشو میخوام.

    3- خدا جونم امروز میخوام حالمو احساسم خوب باشه در تمام ساعت شبانه روز تو بهترین احساس ممکن باشم: امروز میخوام از تک تک لحظات زندگیم لذت ببرم.

    جالبه برام امروز اینارو از خدا خواستم و بعدش اومدم این فایلو باز کردم و دیدم استاد دقیقا داره راجب اینا صحبت میکنه: الان تموم وجودم داغ شده: تپش قلبم رفته بالا و اصن یه احساس آرامش عجیب و غریبی تموم وجودمو فرا گرفته.

    استاد من همون آدمی ام که سعی کردم همیشه عمل کنم: به همین دلیل کلی نتایج شگفت انگیز گرفتم: من تو این قضیه خیلی خوب عمل کردم: من در پی دو تضادی که برام به وجود اومد من تونستم خودمو در بهترین حالت و شرایط ممکن قرار بدم و بقول شما نشستم فکر کردم و گفتم من درس گرفتم: 100 میلیون رفته؟ ایراد نداره: درسمو خوب پاس میکن: میلیارد بر میگردونم، جلوی رفتن میلیارد رو میگیرم با همین درسی که یاد گرفتم: دقیقا تموم اون چیزایی که میگفتین من با اون تضاد در خودم به وجودآوردم: احساسمو خوب نگه داشتم، حالمو خوب نگه داشتم: مثل یک محافظ از احساس خوبم از حال خوبم محافظت کردم و جلوی ورود متجاوز( نجوا) رو بهترین شکل ممکن گرفتم.

    استاد خیلی خوشحالم اینجا حضور دارم: خیلی خوشحالم در مدار شنیدن و عمل کردن به این آگاهی هستم: من یک درصد هم شباهت ندارم به اون آدم قبل ورود به سایتم: خدایا هزار بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 74 رای:
  8. -
    هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 177 روز

    به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام به استاد گرامی و مریم عزیز و اهالی محترم سایت

    استاد از زمانی که خداوند من رو با فایل های رایگان شما هدایتم کرد خیلی سعی کردم احساسم رو خوب نگه دارم

    اوایل خیلی سخت بود و در مواجه با شرایط سخت مثل گذشته و باور هایی که از بچگی با من همراه بود برخورد میکردم

    ولی الان که حدود نه ماه از آشنایی من با شما و قوانین میگذره به شکر خدا خیلی خیلی کنترلم بیشتر شده

    و دقت کردم دیدم در زمان هایی هر چه زودتر تونستم با حرفایی که به خودم میگم خودم رو آرام کنم خیلی راحت تر بوده تا دقایق و ساعت های بیشتری طول کشیده

    یعنی اگه تو یه شرایط سخت اگر یکی دو دقیقه اول حالم رو تغییر دادم خیلی بیشتر تونستم تو حال خوب ماندگار بشم ولی زمانی که اجازه دادم حال بدم دو سه ساعت طول بکشه باز هم این حال بد در طول یکی دو روز مدام به سراغم اومده و من رو به خودش مشغول کرده و از انرژیم کم کرده

    به خاطر همین خیلی خودم رو هوشیار نگه میدارم که در زمان جرقه زدن نجوا هارو خفه کنم و نگذارم کار به جایی بکشه که شعله ور شده و وجودم رو فرا بگیره چون خفه کردن نجوا خیلی راحت تر از خاموش کردن انبوه شعله ور ه

    ولی نمیدونم چرا جدیدا فراموش کار شدم تمام ذهنم پیش قوانین و آیات و فایل ها و کارهایی هست که انجام میدم ولی همسرم میگه خیلی داری فراموشکارمیشی

    کمتر فایل گوش کن کمتر روی این ها تمرکز کن

    ولی من خیلی لذت میبرم و زمانی که تو سایت هستم نمیدونم ساعت ها چطور سپری میشه حتی زمان هایی که مشغول آشپزی و شستشو هستم هنس فری میزنم و فایل ها رو گوش میکنم نمیدونم استاد به نظرتون باید کمتر تمرکز کنم به درس هایی که از شنیدنشون روحم جلا پیدا میکنه یا اصلا اینا ربطی به حافظه نداره ؟؟؟

    همسرم میگه اگه داری روی خودت کار میکنی تازه باید روز به روز حافظه ات قوی بشه ولی میگه تو اصلا انقدر حواست نیست که حتی نمیشنوی که من چی میگم چه برسه به این که یادت بمونه

    استاد ازتون میخوام من رو راهنمایی کنید

    من واقعا دلم میخواد برای خدای خودم بنده خوبی باشم دلم میخواد خودم بهترین خودم باشم ولی این خودی که نه ماه پیش بود با این خودی که نه ماه با فایل ها صبحش رو شب کرده

    و هر شب حتی تو خواب هم داره با خدای خودش حرف میزنه و حتی توی خواب هم داره قوانین رو رعایت میکنه و حتی تو خواب هم سعی میکنه احساسش رو خوب نگه داره رو خیلی دوسش دارم

    ولی دلم میخواد هم حواسم پیش قوانین باشه هم پیش چیز هایی که نباید فراموش کنم دلم میخواد از همه نظر رشد کنم

    من سعی میکنم تا جایی که بتونم از درس هایی که یاد گرفتم در همه جای زندگی استفاده کنم مثلا قبل از اینکه ایده نویسندگی رو خدای مهربون به من الهام کنه به من ایده ی دوختن رو الهام کرده بود

    یک روز تصمیم گرفتم خودم مقداری درامد داشته باشم که بتونم داخل منزل انجام بدم با اینکه بچه ندارم ولی اینکه داخل منزل باشم و برای خودم درآمد زایی کنم رو خیلی دوست داشتم

    که خداوند هدایتم کرد که کش مو بدوزم با پولی که خودم داشتم پارچه های زیبایی رو تهیه کردم نخ و کش یک سانتی هم خریدم و با آموزشی که از گوگل دیدم شروع کردم به دوختن و خیلی هم کش های زیبایی رو دوختم و بسته بندی کردم

    و با اینکه مغازه ها میگفتن فروش کنه ولی به لطف الله

    من خیلی فروش خوبی داشتم در همین روز ها بود که با استاد آشنا شدم و در کامنت های قبلی گفتم که به طور اتفاقی دوره قانون آفرینش رو داخل روبیکا گوش کردم و بدون اینکه اطلاعی داشته باشم که این دوره ها فروشی هستن و استاد هیچ رضایتی از استفاده بدون پرداخت هزینه ندارند از آنها با گوش جان دل سپرده بودم ولی زمانی فهمیدم این دوره فروشی میباشند که دیگه کار از کار گذشته بود وباز هم از استاد حلالیت میخوام

    من هم کش میدوختم و هم فایل گوش میدادم هم ایده نویسندگی به من الهام شد و رفتن به سمت علاقه اصلی و استعدادم و به یاری الله بی همتا موفق شدم استارت نوشتن کتاب رو بزنم و هر روز هم روی نوشته هام کار میکردم و کش مو میدوختم هم زمان خیاطی فایل گوش میکردم

    مدتی گذشت و این موضوع همزمان پیش رفت تا به زمانی رسید که جنگ شروع شد و اسرائیل حملاتش رو آغاز کرد

    ولی من هیچ اعتنایی به این درگیری ها نداشتم و زمانی که مردم کوله بار بسته بودند و عده ای به شمال عده ای به شهرستان ها و عده ای به مشهد میرفتن

    من به همسرم گفتم از خونه خودم تکون نمیخورم هر کس هر جایی دلش میخواد بره چند تا از اقوام نزدیک پشت سرم حرف میزدن

    با این که من میشنیدم اصلا برایم اهمیتی نداشت و کار خودم رو میکردم در شبهایی که اونا از استرس خواب نداشتن و ساک جمع کرده بودن که فرار کنند من با خیال راحت میخوابیدم

    و صبح ازشون میشنیدم که آره دیشب ساعت سه صدای انفجار اومد ساعت چهار مردم رفتن فلان جا خلاصه یک عالمه هم با طعنه و کنایه با من حرف میزدن

    که خیلی بی خیالی که با خیال راحت میخوابی و کارات رو انجام میدی و هیچ چیز برات مهم نیست

    ولی من باز هم اصول خودم رو داشتم و با بی اعتنایی به حرفاشون راه خودم رو میرفتم تا اینکه تو یه فایل استاد گفتن که برای رسیدن به هدف باید تمرکز صد صدر صدی بزارید

    من هم دوختن کش مو ها رو متوقف کنم و تمرکزم رو بزارم برای نویسندگی و به لطف خدای عزیز واقعا خیلی هم موفقیت آمیز بود و یک عالمه هدایت دریافت کردم و هم خودم و هم نوشته هام رشد کردیم

    و من تمام هزینه های تایپ و طرح جلد و گرفتن مجوز رو خودم با فروش همون کش موها که در زمانجنگ دوخته بودم و درآمد هایی که باز هم حاصل دست رنج خودم بود پرداخت کردم با اینکه همسرم پول های چاپخونه رو پرداخت کرده بود

    ولی من پول نقدی که مشتری ها بهم داده بودند رو به همسرم دادم تا به کائنات اعلام کنم که من لیاقت و توان پول ساختن رو دارم

    و با پول هایی که به یاری خدا جونم ساخته بودم هزینه های اولیه چاپ کتابم رو پرداخت کردم و وقتی پول ها رو با همسرم تصویه کردم

    به طور معجزه آسایی نزدیک سه میلیون و خورده ای باز هم پول به کارتم واریز شد که برای فعالیت های قرآنی که انجام داده بودم مربوط میشد

    و بازهم برای کتابم پنج میلیون و خورده ای لازم دارم و ایمان دارم تا دریافت مجوز وفیپا سه میلیون و خوردای هم میتوانم به مبلغ مورد نیازم برسان و به خودم نشون دادم که در زمانی که مردم داشتن از جنگ و فرار و استرس حرف میزدن من که نمینشستم گوش کنم ببینم اونا چی میگن

    من که به دلم استرس و حال بد رو راه نمیدم خدای مهربان راه رو برام باز کرد

    تا در زمانی که مغازه هامیگفتن فروش کمه خدا به من یاری رسوند که محصولاتم رو فروختم و هزینه چاپ کتابم رو ساختم و حتی از همسرم هم انتظار پرداختن یک ریال هم نداشتم چه برسه به قرض و وام و این موارد

    بابت همه این روز ها خدا رو شکر میکنم بابت همه اتفاقات و روز های نوشتن و رهایی برای روز های کش مو دوختنم و فروششون و پول ساختنم برای درس هایی که با دل و جون یاد گرفتم و

    سپاس فراوان از نگاه مهربانتان

    راستی استاد چه راهی هست که برای تقویت حافظه ام به کار بگیرم ؟

    و حواس و تمرکزم هم بر روی فرکانس هام باشه هم بر روی محیط پیرامون و اطرافیانم ؟

    از خدای مهربان در خواست میکنم تا همواره ببینم و بشنوم و بفهمم و بگویم و به یاد بیارم هر آن چیز را که به من کمک میکند در راه راست ثابت قدم بمانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 83 رای:
    • -
      م توسلیان گفته:
      مدت عضویت: 1504 روز

      سلام دوست عزیزم

      امیدوارم در پناه الله مهربان همیشه شاد و موفق باشید

      کامنتتون رو خوندیم و حس و حالتون رو درک کردم و به احساس عالی رسیدم مخصوصا آنجایی که اشاره کردید؛ خفه کردن نجوا خیلی راحت تر از خاموش کردن انبوه شعله ور ه؛

      به فکر فرو رفتم و دیدم بله واقعا درسته وقتی در ابتدای حال بدیمون بتونم خیلی هوشیار باشیم و با تلاش این حال بد رو خوب کنیم قطعا گذر کردن ازون اتفاق و حال بد، برامون خیلی بهتر و راحتتر خواهد شد تا زمانیکه اجازه بدیم افکار منفی ناشی ازون حال بد ساعتها در ذهنمون رفت و آمد کنه.

      دوست عزیزم از بابت انتشار این آگاهی ازتون بسیار سپاسگزارم .

      یک نکته دیگر در مورد حواس پرتی از استاد شنیدم که اینجا می‌نویسم و انشالله برای شما مفید باشه،استاد عزیز یکجا نمیدوم دقیقا کدوم فایلشون هست، اشاره کردن که تمرکز روی یک موضوع خاص باعث میشه ذهن ما درگیر همون موضوع باشه و مسائل دیگه براش اهمیت نداشته باشه و انرژی صرفشون نکنه و همین باعث میشه نسبت به مسائل دیگه به قول شما فراموشکار بشیم ،و این کاملا طبیعیه،و مثال زدن که انیشتین اونقدر روی موضوع کاری خودش غرق بود و تمرکز داشت که یک روز همسرش رو تو محله شون میبینه و به اون میگه خانم چهره شما برای من آشناست ،میشه بگین شمارو کجا دیدمیعنی حواس‌پرتی تا این حد

      شاد و پیروز باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهری ویسی گفته:
      مدت عضویت: 435 روز

      سلام دوست هم فرکانس

      ایده نوشتن یک کتاب به منم الهام شده

      دوست دارم ازکتاب خودکه چه موضوعی داردومراحلی که طی کردیدوهزینه چاپ کتاب خودبرام توضیح بدهیدواینکه انتشاراون کتاب چگونه خواهدبودوچه نوع قراردادی باناشرامضاءکردید

      باتشکرازشما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        هدایت شده گفته:
        مدت عضویت: 177 روز

        سلام عزیزم امیدوارم هنوز هم دوست داشته باشی که رویای قشنگت رو به واقعیت تبدیل کنی اگه به این موضوع فکر کردی مطمئن باش که استعداد و لیاقت این کار با ارزش رو داری و با دیدن متن من باز هم به این امر دعوت شده ای

        ببین دوست بامحبتم وظیفه تو فقط برداشتن قدم اوله وظیفه تو فقط گرفتن قلم و دل سپردن به واژگانیه که به ذهنت خطور

        میکنه و توی قلبت شور و هیجان ایجاد میکنه این مسیر از نظر من سراسر هدایته سراسر عشقه سراسر توحید و توکله به قول استاد عزیزمون که میگه مثل ابراهیم باش تو چاقو رو بردار بعد خدا بهت میگه چیکار کنی اصلا نگران نباش من هم در ابتدای کارهیچ گونه اطلاعی راجعه به حرفه شریف نویسندگی نداشتم ولی فقط قدم اول رو برداشتم و شروع کردم راجعه به موضوع موردعلاقه ام (شکر گزاری)متنم رو نوشتم جلو رفتم جلو رفتم تا اینکه چیز هایی رو که باید بنویسم به من الهام میشد من فقط یه ایده کلی داشتم ولی جزییات قدم به قدم گفته میشه حتی یک لحظه چیزی رو میخواستم بنویسم که یکباره خودکارم ننوشت و متوجه شدم باز هم هدایت الله مهربانه ومتنم رو به شیوه ی دیگری نوشتم و بعد از باز خوانی متوجه شدم بهترین حالت ممکن نوشته شده بعد هم به تایپیست و دیگر مراحل که شامل صفحه آرایی ویراستاری طراحی جلد گرفتن شابک و فیپا و مجوز ارشاد هدایت شدم ولی شما فقط باید شروع کنی و بعدمراحل قدم به قدم جلو پای شما قرار میگیره من هم هیچ اطلاع و تصوری از مراحل نداشتم که تمام مسیر فقط لطف و رحمت بود تا به امروز که در هر لحظه این عنایت ها در حاله بیشتر شدنه و من فقط ناظر و شاکرم

        راجعه به هزینه ها هم اگر نگران نباشی از جایی که فکرش رو نمیکنی خدای مهربون براتون ایجاد میکنه هزینه های منطقه های مختلف متفاوته ولی مثلا تهران و کرج قیمت های متفاوت از هم دارند العان اصلا به هیچ عنوان ذهنت رو درگیر هزینه و مراحل نکن فقط شروع کن فقط قدم اول رو بردار فقط بنویس با توکل بدون ترس بدون نگرانی

        امید وارم شاد و سلامت و ثروتمند باشید

        تشکر از توجه شما

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          مهری ویسی گفته:
          مدت عضویت: 435 روز

          سلام دوست عزیزوهم فرکانسم

          ازتوضیحاتی که به من دادی بسیارسپاسگزارم

          امیدوارم هروزبهترازقبل عمل کنی ودرتمام زمینه های مدنظرت پیشرفت کنی

          من بعدازاشنایی بااستادعباسمنش وپی بردن به اشتباهات خودم برای رسیدن به خواسته واصلاح اونهاهدایت هارادریافت کردم

          من قبلافکربعضی افرادرامی خواندم وحس ششم قوی داشتم واماهمیشه ناخوداگاه اتفاق می افتدواصلاتحت کنترل من نبودکه درموردهرکسی بخواهم انجام شودتکامل اونودراین زمینه طی کرده بودم وقتی دراول بهمن 1400نشانه های عجیبی دریافت کردم که برایم جای سوال بودکه خدایا علتش چیست الهامی که دریافت کردم این بودکه ازجانب کسی هست که دراین مدت برایش ارتعاش فرستادی تعجب کردم که من کسی راتازگیهاندیده ام وشک وجودم رافراگرفت که الهام ازجانب خداوندبودیانه که بازالهام دیگه امدکه بااون حرف بزن ببین چه اتفاقی می افتدومن این کارراکردم واین ارتباط تاالان بنابه دلایلی ادامه داردودرسال 1402خوابی دیدم که پرونده ای به من سپرده شدکه بایدکارهای اونوانجام می دادم ونام خانوادگی شخصی که دراین مسیربه من کمک می کنداول هیچ چیزازاین خواب نفهمیدم ولی بعدازمدتی طولانی الهامی دریافت کردم که اون پرونده نوشتن کتاب است که کاملامرتبط است باشخصی که بااون تله پاتی دارم وتازمانی که هویت این شخص برمن اشکارنشودویک سری اتفاقات نیفتدعملاهیچ قدمی نمی تونم بردارم

          مهم نیست چقدرزمان ببردتاهمه چیزبرمن اشکارشودمن این کتاب راخواهم نوشت

          اسم کتاب من مربوط به یک ایه ازقران هست که همیشه درته ذهنم بودازچنددهه قبل ودرمسیرتله پاتیهابه من گفته شد

          می دانم داستانم ازبس عجیب هست که حتی اگه کتابی نوشته شودواون شخص که بااون تله پاتی دارم واتفاقاتی که بینمان افتاده است رابیان کندوومهرتاییدبه این حرفهاباشدبازخیلی هافکرمی کنندتمام اینهاتوهم هست اصلامهم نیست به قول استادکسی که درمدارباشدایمان دارم کتاب من خیلی کمکش می کند

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 2381 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و درود فراوان خدمت استاد عباسمنش عزیز بانو شایسته گرامی و همه دوستان خوبم

    امیدوارم حال دلتون عالی عالی باشه

    استاد ارزشمندم از شما بابت این فایل های عالی که با عشق برامون آماده می‌کنید سپاسگزارم

    چه قدر به صحبت‌های اول فایل نیاز داشتم.

    اینکه گفتید از کسی ناراحتی به دل ندارم، کینه‌ای به دل ندارم، غم و اندوهی ندارم و با خودم و دیگران در صلح و آرامشم.

    موضوع سپاسگزاری، داشتن احساس خوب و دیدن زیبایی ها در هر شرایطی مواردی هست که همیشه باید روی اونا کار کنم

    پاشنه آشیلی که همیشه نیاز به کار کردن داره.

    این فایل شما من رو یاد صحبت های زیباتون در فایل باورهای توحیدی و ثروت ساز حضرت علی(ع)انداخت که چه قدر حضرت علی خداوند رو بخشنده، غفور و وهاب توضیح دادند.

    چه قدر توبه پذیر و مهربان نشون دادند.

    اگه درست گفته باشم توبه یعنی بازگشت از گناه و اشتباه. درست مثل کشتی که تو دریا مسیر خودش رو دائما به سمت مقصد تصحیح می‌کنه.

    من هم خیلی نیاز دارم روی خودم کار کنم و شخصیتی توحیدی، سپاسگزار و متواضع از خودم بسازم.

    شخصیتی که به زیبایی‌ها و نکات مثبت زندگیش تمرکز داره، همیشه وجه مثبت شرایط و اتفاقات رو تشخیص میده و به اونا توجه و تمرکز داره

    و نعمت‌ها، داشته‌ها، انسان‌های خوب اطرافش و رحمت‌های زیبای خداوند که بی‌منت وارد زندگیش کرده رو میبینه و سپاسگزاره.

    تو همه زمینه‌ها خودش رو رشد میده قوی میکنه و به کمال و زیبایی خودش نزدیکتر میشه.

    استاد ارزشمندم شما الگوی بسیار خوبی در همه این موارد برای من هستید و سپاسگزار خداوندم که در این مقطع زندگی در کنار شما و همراه شما هستم.

    استاد عزیزم بینهایت ازتون سپاسگزارم بابت وجود زیبا و پر از مهر و محبتتون

    خداوند سلامتی، طول عمر با عزت و رزق و روزی پر برکت بهتون عطا کنه

    عاشقتونم

    استاد شایسته گرامی و دوستان خوبم سپاسگزارم ازتون

    در پناه الله مهربان سربلند و سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 84 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1215 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیز و توحیدیم آقا محمد عزیز

      سپاسگزارم سپاسگزارم از خداوند که دوستانی مهربان همچون شما ها رو دارم و شما دستانه خداوند برای من هستین شکرت سپاسگزارتم

      نوشته زیباتون رو خوندم که سراسر عشقه به خداوند و سپاسگزاری بود

      واقعا همینطوره باید اینقدر روی خودمون کار کنیم تا شخصیت سپاسگزار بشویم

      سپاسگزاری از خداوند بابت تمام‌نعمات و زیبایی‌های زندگی‌مان باعث می‌شود وفور نعمت و ثروت به زندگی بیشتر بشود

      هر روز باید برای همه چیز

      نعمت‌های ریز و درشت سپاسگزار خداوند و لطف قدرتش بشویم و اینقدر تکرار کنیم تا عادت ذهنمان بشود

      و تبدیل به شخصیت سپاسگزار شویم

      آقا محمد عزیز کامنتتون بسیار زیبا و عالی بود

      و از خداوند میخواهم شما رو غرق در نعمت و سلامتی و خوشبختی و ثروت کند

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2058 روز

    به نامِ خدای آرامش، رزقِ بی‌گمان و تدبیرِ پنهان

    سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیز و گرانقدرم

    و سلام به همه‌ی دوستانی که با دل و جان این مطالب رو دنبال می‌کنن.

    به‌جرئت می‌تونم بگم اساسی‌ترین، دقیق‌ترین و تغییرناپذیرترین قانون خداوند اینه:

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    قانونی که نه با شعار عوض می‌شه،

    نه با شرایط بیرونی نقض می‌شه،

    نه با شلوغی دنیا از کار می‌افته.

    قرآن خیلی شفاف و بدون ابهام می‌گه:

    «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»

    یعنی تا وقتی درون ما، احساس ما، نگاه ما و ذهن ما عوض نشه،

    هیچ‌چیز بیرون از ما تغییر واقعی نمی‌کنه.

    این دقیقاً همون رابطه‌ی مستقیم بین احساس خوب، خوش‌شانسی، رزق و گشایشه.

    خوش‌شانسی از آسمون نمی‌افته،

    از دلِ آرام میاد.

    این حدود ده روز که شرایط ایران دوباره به‌شدت به‌هم ریخت،

    حتی شهر ما که معمولاً هیچ‌وقت اعتراضی نداشت،

    به‌طرز عجیبی پر از تجمع، تنش و اتفاقات ترسناک شد.

    من جایی زندگی می‌کنم که کاملاً به خیابون اصلی نزدیکه

    و همه‌چیز با چشم دیده می‌شد.

    اما با آگاهی کامل تصمیم گرفتم اعراض کنم.

    نه از روی بی‌خبری،

    بلکه از روی فهم قانون.

    با اینکه همسرم اعتقاد داشت ما هم باید همرنگ جماعت بشیم

    و اگر اعتراض نکنیم یعنی کوتاهی کردیم،

    من به حرفش گوش ندادم.

    چون با چشم خودم می‌دیدم

    اون‌هایی که از ترس گرونی، ناامنی و آینده،

    وارد این فضاها شدن،

    چقدر درگیر تنش، دعوا، خسارت و اضطراب شدن.

    در حالی که من نه‌تنها شکایت نکردم،

    نه غر زدم،

    نه نفرین کردم،

    بلکه این مدت به‌شکل عجیبی شاهد رزق و روزی خدا از راه‌های غیرقابل‌پیش‌بینی بودم.

    قرآن دقیقاً همین رو وعده داده:

    «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا

    وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»

    یعنی وقتی آدم دلش رو از ترس خالی می‌کنه،

    خدا راه خروج می‌سازه؛

    و از جایی که حتی فکرش رو هم نمی‌کنی، رزق می‌رسونه.

    خیلی‌ها فکر می‌کنن رزق فقط پول و خوراکه،

    اما به‌نظر من یکی از بزرگ‌ترین رزق‌ها اینه که

    تو این شرایط،

    دلت قرص باشه،

    با آرامش بخوابی،

    و دچار فروپاشی ذهنی نشی.

    من خدا رو بی‌نهایت شکر می‌کنم که هر شبی که صدای تیر و تنش می‌اومد،

    دلم از ترس یا ناامیدی نلرزید.

    حتی صادقانه بگم،

    دلم محکم‌تر هم می‌شد.

    چون حس می‌کردم دارم تو مسیری راه می‌رم

    که توش ایمان به غیب، توکل و رزقِ غیرالحساب جاریه.

    «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»

    کسی که به خدا تکیه کنه، خدا براش کافیه.

    امروز هم خدا رو شکر می‌کنم که روزی پربرکت داشتم.

    و شکر می‌کنم که اون روزها،

    وقتی نتیجه‌ی جنگ، درگیری و اعتراض رو با خودم مرور می‌کردم،

    می‌دیدم دقیقاً همون نتایج داره برای همون آدم‌ها اتفاق می‌افته.

    و اینجا بود که با تمام وجود فهمیدم:

    قانون خدا دقیق، ثابت و بی‌تعارفه.

    مهم نیست چقدر دلیل داریم که بگیم شرایط سخته؛

    اگه ذهنمون رو کنترل نکنیم،

    اگه هی دیگران رو مقصر بدونیم،

    اگه از ترس، ایمان‌مون رو بفروشیم،

    شرایط هر بار سخت‌تر می‌شه.

    من به این باورِ یقینی رسیدم که:

    در هر شرایطی—even اگه در ظاهر سخت و ناجالب باشه—

    اوضاع در نهایت به نفع منه

    و من هیچ‌وقت دل به دل جامعه‌ی ناشکر نمی‌دم.

    چون همون‌طور که شما استاد عزیز گفتید،

    در نود و پنج درصد مواقع واقعاً اوضاع ایران خوب بوده

    و در نود و پنج درصد مواقع مردم ناشکر بودن.

    و امروز با چشم خودم می‌بینم

    آدم‌های زیادی که دائم ناله می‌کنن،

    در همین شرایط،

    درآمدهای ده‌ها میلیاردی از راه کاملاً حلال دارن.

    این یعنی:

    قانون خدا سر جاشه،

    رزق سر جاشه،

    و تنها چیزی که مسیر رو عوض می‌کنه احساس ماست.

    احساس خوب، نتیجه‌ی کنترل ذهنه

    و کنترل ذهن،

    راه ورود به مدار نعمت‌ها

    و موندنِ آگاهانه توی این مداره

    خدا رو شکر برای فهم این قانون

    و خدا رو شکر برای آرامشی که هیچ‌چیزی نمی‌تونه از آدم بگیره

    الهی صدهزاران مرتبه شکر برای این مسیر زیبا…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 88 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1215 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم صفا جانم

      ممنونم از آگاهی و سپاسگزاری

      قشنگت که انصافا عالی بود

      کیف کردم

      در این اوضاع شلوغ ایران این آگاهی‌ها و شناخت قوانین و خداوند خیلی به من هم کمک کرده و تونستم کنترل ذهن کنم

      و خوشحالم که از افراد جامعه متفاوت تر هستم

      دوست خوبم تو جمله های قشنگ باز یکیشون خیلی قشنگ تر بود

      اینکه گفتین رزق و روزی تنها پول نیست همان آرامش و داشتن احساسه خوب ست که از سمته خداوند بهت داده می‌شود چون در مسیر درست هستی

      ممنونم ممنونم‌

      خدایا شکرت برای این دوستان نازنینم

      در پناه خداوند مهربان باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نیلای گفته:
      مدت عضویت: 1104 روز

      سلام. حرف های شما کاملا درست هست و متین است. اما بیایید خدا را شکر کنیم برای همین مردم. با سواد یا بی سواد… آگاه یا نا آگاه…. همه زیبا هستند. همه محصول آفرینش خدای یکتا هستند و براشون آرزو کنیم به هر طریقی که ذهنشون پذیرای اون هست آرامش و شادی را تجربه کنند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: