درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 1 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1480 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان عالی خودم

    مصاحبه با دوستان یکی از بهترین فایل هایی است که من می توانم در آن برای خودم نکته هایی عالی داشته باشم

    دوستانی که از آموزش های استاد نتایج عالی گرفته اند این برای من خیلی ارزشمند است چرا که آنها الگوهایی موفق هستند که برای ذهن منطقی من خیلی عالی و خیلی حال خوب دارد

    این برای من سبب می شود که می توانم به خودم یادآور بشوم که من هم می توانم موفق بشوم و من هم می توانم به بهترین شکل ممکن به موفقیت برسم

    از این فایل در قدم اول این را یاد گرفتم که هرگز غمگین نباشم

    هرگز خودم را درگیر و گرفتار غم و غصه و ناراحتی نکنم

    این بزرگترین درسی است که می توانم از این فایل استاد یاد بگیرم

    ذهن خودم را با داشتن حال خوب و با دیدن زیبایی ها توجه به نکات عالی و مثبت هدایت کنم

    جوری ذهن نجواگر خودم را مدیریت کنم که همیشه درگیر زیبایی ها و حال خوبی ها باشم

    این بزرگترین کاری است که من می توانم همیشه در زندگی خودم از آن طبعیت کنم

    دیدن شرایط خوب زندگی خودم

    دیدن آنچه که اکنون دارم

    دیدن نعمت هایی که دارم

    اینها همگی جای سپاسگذاری و تشکر دارد

    در کنار این همه نعمت و حال خوب وقتی که یک اتفاق بد برای من رخ می دهد بتوانم ذهن خودم را کنترل کنم و خودم را به ارامش برسانم و این بزرگترین کاری است که من می توانم آنرا انجام بدهم و آنوقت من هم جواب این حال خوب را خواهم گرفت

    در این میان وقتی که من حال خودم را خوب نگه دارم بی شک جهان هم به مناسبت همین حال خوب شرایط و موقعیت هایی را برای من هموار و جور می کند که این حال خوب برای من تداوم دار باشد و بیشتر این حال خوب و شرایط خوب را تجربه می کنم

    جالب اینجا است که وقتی که حالم خوب است ذهن خودم را کنترل کنم بی شک جهان هم زندگی را برای من بهشت می کند

    واقعا کار راحتی نیست ولی باید بتوانم ذهن خودم را در شرایط بد هم کنترل کنم

    آنوقت جهان هستی هم به من جواب می دهد و نتیجه کار من را بخوبی برای من مشخص می کند

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 101 رای:
  2. -
    سارا مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1362 روز

    فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ آنَاءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَىٰ

    خداوند در این آیه به وضوح داره میگه اگه میخوای لعلک ترضی بشی ، راهش سپاسگزاری در تمام ساعات شبانه روز ِ و صبور بودن هدایت ها و الهاماتی که بهت میکنیم

    سلام به روی ماهت استاد جونم

    سلام به روی ماهت مریم جونم که افتادی به جون سایت و داری بهبود میدی ، خدا قوت

    بخدا که اگه قرآن با دلی روشن بخونیم ، خداوند تمام راهکارها رو به وضوح و ساده بیان کرده

    فقط باید بهشون عمل کنیم

    وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ ۚ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَأَبْقَىٰ

    تو این آیه خداوند میگه به چیزهایی که به بقیه دادیم نگاه نکن ، مگه نه اینکه وقتی زندگی خودمون و با بقیه مقایسه میکنیم دچار حس بد میشیم ؟؟!!

    خب خدا میگه به اموال بقیه نگاه نکن ، نگاهت به خدا باشه ، نگاهت به رزق و روزی باشه که رب العالمین بهت میده ، آخه اونه که پایدار ِ برات عزیزم

    قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَىٰ

    این آیه خدا به آدم میگه وقتی به زمین میری اونجا بعضی ها دشمن بعضی ها هستن ، (اشاره داره به تضادها ) تو اون شرایط کسانی که از هدایت من پیروی کنن نه گمراه میشن و نه بدبخت

    خدا با این آیه داره میگه اگه تو تضادی هستی و سختی داری میکشی و احساس بدبختی داری برای اینکه به هدایت من توجه نکردی

    وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَىٰ

    تو آیه بعدش خدا میگه ، حالا که تو به هدایت من توجه نکردی نتیجه اش زندگی سختی که داری و البته که در قیامت هم کور هستی

    چون در دنیا به نشانه ها کور بودی

    قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَىٰ وَقَدْ کُنْتُ بَصِیرًا

    میگه خدایا چرا من کور هستم ؟؟؟ من در دنیا بینا بودم !!!!

    قَالَ کَذَٰلِکَ أَتَتْکَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا ۖ وَکَذَٰلِکَ الْیَوْمَ تُنْسَىٰ

    خدا هم میگه چون در دنیا به نشانه ها و هدایت من کور بودی و در واقع من و فراموش کردی که من قدرت هر کاری و دارم حالا منم تو را فراموش میکنم

    چقدر قرآن واضح و ساده قوانین و بیان میکنه

    الله اکبر از این هدایت

    استاد بزرگ‌ترین سپاسگزاری ام از شما ، آموزش فهم قرآن ِ

    واقعا به درک این رسیدم الا بذکر الله تطمئن قلوب

    چقدر این فایل زیبا و پر از آگاهی بود

    امروز تولد پادشاه هلند (27 آپریل ) و تعطیل رسمی کل کشور و همه جا جشنِ

    من تصمیم گرفتم خونه بمونم و با خودم خلوت کنم

    صبح ذهن داشت صحبت میکرد که این همه روی خودت کار کردی به چه دستاوردی رسیدی ؟؟؟

    چند تا خونه خریدی ؟؟

    چند تا سفر رفتی ؟؟

    چقدر آزادی زمانی و مالی داری ؟؟

    حدود نیم ساعتی به حرفهاش گوش دادم و حسم و بد کرد

    بعد گفتم بزار ی چکاپ بگیریم ببینم نسبت به پارسال چقدر شرایط زندگی ام در همه ابعاد تغییر کرده

    بخدا وقتیکه نوشتم قلبم خندید

    تمام چیزهایی که الان تو زندگی ام دارم پارسال ، آرزوم بود

    یعنی اگه ی لحظه به ذهن و شیطان فرصت بدی

    با سر میری تو دیوار

    چنان احساس بدبختی میکنی که فکر میکنی دنیا تموم شده

    واسه همینکه خدا میگه مرتب سپاسگزاری کنید تا اجازه به شیطان ندین که حالتون و بد کنه

    وقتی ما نعمت هایی رو که داریم ببینیم و سپاسگزار باشیم ، احساسمون عالیه و طبق گفته خداوند

    لعلک ترضی میشیم

    الهی شکرت برای همین لحظه با شکوه اکنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 117 رای:
    • -
      ندابشارتی گفته:
      مدت عضویت: 1691 روز

      با سلام خدمت شما سارای عزیز

      من روز 149 روز شمار هستم و تعهد به کامنت نوشتن،منو به سمت کامنت شما هدایت کرد و حالا اینجا در پاسخ ب کامنت شما تعهدمو عمل میکنم

      موقع مطالعه ی کامنتتون ،برخورد کردم به کلمه (هلند)

      و عجیب چشمام گرد شد

      من ب قصد دریافت نشونه ها و الهامات زندگیم،هدایت شدم به فصل پنجم روز شمار زندگی

      از خدا برای مهاجرتم نشونه میخواستم

      که خدایا من دلم مهاجرت میخواد نه برای بهتر کردنه کیفیت مادی،بلکه برای درک بهتر باورهای توحیدی

      برای زندگی کردن به شکل کودکی که نه میدونه کجاست،نه زبان بلده،نه چیزی میدونه

      ولی هر لحظه داره هدابت میشه

      داره دریافت میکنه

      خلاصه هیچی از پروسه ی مهاجرت نمیدونمو هیچ چیز بلد نیسم

      شروع روز شمار از ادامه ی فصل 5،کاملا برای من واضحو روشن بود ک قراره ب اگاهی های لازم برسم

      در طی این روزها،هدایت شدم به کلاس زبان

      و شروع کردم به زبان خوندن

      تقریبا یکماهه ک شروع کردم

      و البته این زبان خوندن هم یه قدم با شرایط کنونیم بود ک بهم الهام شد

      یروز سر کلاس،استادم گفت ندا دلت نمیخواد بری هلند؟؟؟

      یهو

      منم ک از همه جا بی خبر!

      گفتم استاد من هیچی نمیدونم واقعا

      و تا حالا مسافرت خارجی هم نداشتم جز یدونه اونم زیارتی

      راجب هلند نمیدونم

      ولی کلاس ک تموم شد،خیلی فکر کردم ک من قبلا هم از طرف دونفر به کلمه ی هلند هدابت شده بودم

      و این پیشنهاد، بخاطر راحتی یا پول در اوردنو این‌مباحث نبوده

      بلکه بخاطر قشنگیه هلند بوده

      بخاطر تجارب خوبشون بوده

      تا اینک هفته ی قبل، داشتم به دوستم ک ساکنه ترکیست و برای مسافرت اومده ایران،میگفتم نمیدونم چرا!ولی حس میکنم من قراره هلندو تجربه کنم

      یهو گفت حالا ی هفته بیا خونه ی من ترکیه!

      توی دلم گفتم ندا!!!

      این دوستی و قدمتش 28 سالع!

      و دوسته تو 4 ساله رفته

      چرا تا ب الان بهت نکفته بود بیا؟این ی نشونست !تو سپردی ب خدا،و خدا داره با قدمهای کوچیک و شرایطه الانت هدایت میکنه

      چی ازین بهتر ک میری و هزینه هات نصف!! فقط بلیط رفتو برگشت و یکمی غذا،مهمتر از همه سه تا دیگ از دوستات هم هستن،و ما هفته ی بعد میریم ترکیه

      امروز ک توی باشگاه قشنگم نشسته بودم و داشتم با خودم مرور میکردم ک ندا،تو قدرتمندی و شرایطع الانتو میتونی تغییر بدی(نجواها اومده بودن تا منو و دستاوردهامو تخریب کنن،داشتن از جاهایی حرف میزدن ک بهشون فک میکنم خندم میگیره)خلاصه ک با مرور و تکرار باورهای جدیدم داشتم به اصله خودم برمیگشتم

      گفتم کامنت روز 149 رو هنوز ننوشتم و الان بهترین فرصته!

      اومدم دوسه تا کامنت خوندم ک مجدد برخورد کردم به کلمه هلند!!

      حتی صب ی پیام برام اومد ک کلمه هلند داشت(تبلیغاتی)

      به خودم گفتم ندا،تو هیچی نه میدونی نه بلدی

      همون خدایی ک داره هلندو میاره جلو روت،راهشم میاره

      تو هدفت،تجربه و شناخت خودته

      قبل از کامنتتون،داشتم به عمان فک میکردم چون نشونه هایی از اونجا هم بهم رسیده بود

      میدونم کامنت طولانی برای شما نوشتم

      ولی مرور از دستای خدا و الهاماتش برای خودم بود ی جورایی چکاپ

      و ممنونم از شما ک کامنت زیبا و پر از درکی نوشتین تا ی هم زمانی اتفاق بیفته برای کسی که دنبال نشونه های خداست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1703 روز

      سلام سارا جان

      تک تک کلامتت ،کلام خدا بود و نوشته ات بوی عطرش رو میداد و برای من معجزه کرد.روزهایی رو سپری میکنم که برام سخته و دقیقا درسته که هر چی سختی پیش میاد خودمونیم که گوش نکردیم و ندیدیم ،او همیشه هست.

      شیطان یک لحظه بیکار نیست و به قول دوستان 24 ساعته نجوا میکنه اما این ماییم که باید کنترل کنیم و راه کنترل هم شما نوشتید.تنها با یاد خدا دلها آرام میگیره و اگر میخام لعلک ترضی بشم باید نعمتهام رو یادآوری کنم و چکآپ کنم و سپاسگزار باشم.باید ظرفم بیشتر افزایش پیدا کنه باید نور علی نور بشم

      نه اینکه هی سرابی ببینم و قطع بشه.هر لحظه باید در جستجوی خدا در درون خودم و بیرون خودم باشه.او در همه جا هست و ما غایبیم.سارا جان سپاسگزارم کامنت بسیار شیوا و قشنگی نوشتی و عطر و بوی خدا رو پخش کردی.صبح هم بوی یاس به مشامم رسید.خدایا شکرگزارم از نعمت سایتی که اگر شنوا،بینا ،با درک و با حس بیاییم،همه چی رو درون خودش داره

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      نسرين خالقي گفته:
      مدت عضویت: 1608 روز

      سلام سارای عزیز ،

      سپاس از کامنت زیبا و ایه های قشنگی که نوشتی و مثل همیشه چه زیبا و به موقع خدا پاسخ میده ،این کامنت شما مخصوصا دو تا ایه اول برای من بود دیشب مهمان دوست عزیزی بودیم و داشتم شرایط و موقعیت خانه خودمون را با انها مقایسه می کردم ، با این که در دوره احساس لیاقت می دونم که نباید با هیچی خودم را مقایسه کنم ولی این کامنت شما هم پاسخ واضح و روشن خدا به من بود .

      سپاس سارای نازنین

      هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سارا نقدی گفته:
      مدت عضویت: 2587 روز

      سلام سارا جان

      ممنونم زحمت کشیدی و آیه ها رو با تفسیرش به این زیبایی اینجا نوشتی

      چقدرررر توش تفکر داره

      این کامنت شمارو دقیقا زمانی خوندم که بهش نیاز داشتم

      یه بی قراری تو وجودم بود که با خوندن متن شما آروم شدم

      میشه لطفا بگید کدوم سوره ی قرآن؟؟

      شما از اپلیکیشن استفاده می کنید؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        سارا مرادی همت گفته:
        مدت عضویت: 1362 روز

        بنام خدایی که همین نزدیکیست

        سلام به روی ماهت سارا جونم

        سوره طه ،عزیزم

        آیات 130 ، 126 ،131

        سارا جون من از قرآن معمولی استفاده می‌کنم

        البته برای نوشتن آیات در کامنت ها ،

        آیه را در گوگول سرچ می‌کنم و متن عربی که گوگول میاره را کپی می‌کنم و در کامنت ها paste می‌کنم

        سارا جون من فکر می‌کنم خود کلمات و آیات قرآن خیلی ساده هستن و برای فهم قرآن نیازی به اپلیکیشن نداری

        وقتی چند بار قرآن و بخونی ( متن عربی ) متوجه معانی میشی

        اگه ی کلمه برات سخت بود ، همون یک کلمه رو معنی شو پیدا کن

        من خودم این مدلی میخونم عزیزم

        موفق باشی و شاد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1212 روز

    سلام به استادعزیزم ومریم جانم

    وهمه دوستانِ عالیم

    خدایاشکرت بابت این احساس عالی که شده جزئی ازوجودم وچقدرهرروزروتین زندگیم شده وباتوجه به هرشرایطی، من به لطف خداوندوعمل به آموزه های استادعزیزم دراین مدتی که درسایت طلایی ایشان حضوردارم تمام سعی ام تمرکزروی زیباییهاوآگاهانه زندگی کردن وداشتن احساس عالی بوده وهست ،خیلی این احساس وآرامش عالی برایم ارزشمنداست چقدرتوانسته ام باهمین دوموردمعجزه وارهرآنچه که خواستم ،خداونددروجودوزندگیم جاری کند.

    جمعه صبح که باعشق بیدارشدم مثل هرروز بعدازشکرگزاری وعبادت های همیشگی ام درحیاط خانه، کل نوشته هایم دردفترستاره قطبی وهربرگه ای که نت برداری کرده بودم وآنهارا درکیسه ای دراین مدت یکسال جمع کرده بودم درکیفی گذاشته وبامصطفی سواربرموتورراهی بوشهرشدیم که ایشان به دیدن مادربرودومن هم که عاشق دریا،هم فال باشدو هم تماشا،مراپارک شغاب پیاده کرده وخودش رفت ومن ماندم وعظمت دریاوزیراندازی انداختم وهندزفری درگوشم وآهنگ شادگوش دادن وباکمی قردادن وخلاصه باخداعاشقی کردن واشک شوق ریختن ورهاکردن تمام آنچه که دریکسال بابت همین انرژی دریاوبودن هرروزدراین مسیرزیباازاستادم آموخته ونوشته بودم وهمه اجابت شده بودندتا به رسم قدردانی به خودش برگرداندم خیروبرکتش به دریای سخاوتمندش برگردد وحدودنیم ساعت بادریاوخدایم صحبت کردم وشکرگزاری، وااای احساسم بی نظیروعالی فقط خودم رادرآب نیانداختم (محض رضای دخترو)انگارآفتاب هم گرمایش راکم کرده بودتامن گرمم نشودواوهم بامن دلبری کند،به لطف خداوندته صدایی شبیه خانم گوگوش هم دارم که دیگه باصدای بلندبرای خودم می خوندم ودریاهم حسابی باموج هایش که سنگها رانوازش می کرد برایم موسیقی زیبایی می نواخت وهمراهی می کردتاانعکاس صدای زیبایم رادرخودغرق کند،بعدهم که عزیزدلم باشاسی بلندآمد وبه دریاوعظمتش تعظیم کرده ومدل بهروزوثوقی زیرسایه خداوندم حرکت ودوتاقهوه هم بالذت نوش جان کردیم ومادرجان هم طبق معمول سوغاتی هارابه مصطفی داده بود تابرایم بیاورد،بسلامتی رفتیم وبه خانه لبریزازعشق مان برگشتیم به لطفخداوند.

    چقدروقتی احساست عالیست نه زمان رامی فهمی ونه طول مسیر،وفقط وفقط ازمسیروزیبایی هایش لذت می بری ،خدایاممنونم بابت هدایت های بی نظیرت چه جمعه هایی شده جمعه های من ،ویژه است هرچندهرروزهمین بوده ولی جمعه بامنو خاصت ،قربونت برم خدای خوبم ….

    استادجام ازشماهم ممنون که باعث شده اید تحول عظیمی دروجودوزندگیم به واسطه کلام های تاثیر گذارتان برروح وروانم جان دوباره ببخشدومن هرروزوهرلحظه فقط احساس عالی راتجربه می کنم چون تمام حواسم به الهامات ونشانه های خداونداست که درذهن وقلب آرامم چه زیبامراهدایت می کندوزندگی راهمه جوره لبریزازمعجزه کرده ومعجزه همین که به هراتفاقی می خندم وآن راسکوی پرتابی برای خوشبختی عالی ترم می دانم.

    من درجایی هستم که تازیرسقف کارشده وفوم درسقف پیداست ،سرویس بهداشتی تکمیل نشده وفقط یک اطاق کف آن سیمانی به لطف خداوندوفرش کرده ام وبقیه جاهاخاکی ،امالذت می برم چون دیگرمستاجرنیستم خانه باغی به عظمت بزرگی خداوندبه من وعزیزدلم عطاشده وکسب وکارعالی که حدوددوماه است لوکیشن آن راخداوندبه زیبایی درذهن هانمایان کرده است چون اسپانسرش هم خودش است وآنقدرمن احساس وحالم عالیست وروابطم بی نظیردرزندگی قشنگ مان که واقعادروصف نمی گنجد،همه چیزامتحان الهی بوده وهست ومن فقط می خواهم سربلندباشم ،حیاطی دارم که باذوق هرروزتاشب فقط پهنای آسمان راباهمه زیبای هایش به نظاره می نشینم وپنجره ای که مصطفی رادرآن ورش دیده که مشتریان خودراداردوهرروزخزانه پروپیمان برای ادامه تکمیل تر خانه باغ مان که باگلهاودرختانش مراهرروزبه عبادت خالقش جذب می کند.

    عموی مصطفی چندروزپیش درمغازه نشسته بودومن هم رفتم وگفت عموهمه چیزدرست می شودومن درجواب گفتم همه چیزعالی وبی نظیر هدومن خداوندی رودارم که خودش همه چیزراآرام وتکاملی به من داده ،هرطورصلاح خودش باشد.

    برایم مهم همیشه حال واحساس عالی بوده که همیشه بیان کرده ام چون تنهاچیزمهم درزندگیم نداشتن اینهابودکه خداوندهم سنگ تمام برایم گذاشت ،من خوشبختم وسعادتمند،سالمم ،شادوپرانرژی ام ،استادبی نظیرم رادارم ،آزادی ازهرلحاظ،خودکفایی،،نداشتن بدهی وقسط و….. وخدایی که به شدت کافیست خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.

    الان هم که درحیاط نشسته ودیدن ماه زیباکه محوزیبایی من شده وجاتون سبز،چایی خوش رنگی که مصطفی برایم آورد دیگه خدایی خودمونیما چی عالی ترازاین ….هییییچی،خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید.،دوستتون دارم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 134 رای:
    • -
      سمیه زمانی گفته:
      مدت عضویت: 2532 روز

      سلام مریم جان، امیدوارم حال دلت عالی عالی باشه که از کامنتات بنظر میاد هست :)

      چند وقتی هست هربار کامنتت رو می خونم چقدر حس خوب ازش می گیرم. چقدر حال دلت خوبه خدا رو شکر. خیلی هم خوب می نویسی و قشنگ اون حس خوب رو منتقل می کنی. خیلی کیف می ده آدم تنها لب دریا بشینه و بر این همه زیبایی تمرکز کنه. و چقدر خوب که همسرت توقع نداشته باهاش بری و به مادرش سر بزنی. به به نعمت صدای خوب رو هم که داری (کلی چشمای قلبی). از خونه نوشتی که همه جا خاک و ساخت و سازه و فقط کف یه اتاق فرش انداختی ولی حست عالیه چون خونه ی خودتونه، واقعا حس خونه ی خود آدم بخصوص بار اول چقدر خوبه چقدر آدم حس می کنه یه مرحله رفته جلوتر و چقدر خدا رو شکر می کنه برای این نعمت. امیدوارم و مطمئنم خدا کمکتون می کنه و به بهترین شکل کارای خونه انجام میشه و هر روز بهتر از دیروز میشه شرایط. خیلی موضوع مهمیه که تو هر شرایطی ذهنمون رو کنترل کنیم و تو داری به بهترین شکل این کارو می کنی و مراقب حس و حالت هستی. اتفاقا منم چند روزیه بیشتر حالم خوبه. خدا رو شکر از بعد از آشنایی با استاد و قوانین بیشتر مواقع حالم خوبه ولی تو بعضی شرایط آدم انگار یادش می ره باید همیشه مواظب حالم و حسم باشم. دختر دومم دو روز دیگه سه ماهه میشه و بعد از دیدن فایل دیدم اون اوایل خیلی خوب ذهنم رو کنترل نکردم و با کوچکترین چیزی ناراحت می شدم. ولی چند روز پیش یهو با خدای مهربونم که گپ می زدم بهم گفت که حواست نیستا نباید انقدر نگران کوچکترین مسایل مربوط به لیلین باشی و وقتی به زبون می گم خدایا اون رو و همه ی عزیزانم رو به تو می سپردم تو دلم و ذهنم هم همین باشه و در اون صورت نگرانی معنا نداره.

      خلاصه که دوست خوبم فقط خواستم بگم که چقدر حس خوب از کامنتای می گیرم وقتی می خونم قشنگ تو تصورم میاد که در حال خوب و با لبخند داری می نویسی.

      حال خوبت مستدام و در پناه خداوند ارحم الراحمین شاد و سلامت باشی عزیزم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      نگار گفته:
      مدت عضویت: 2456 روز

      مریم عزیزم سلام

      خداروشکر که صاحبخونه شدی

      منم ١٩ مهر اومدم توی خونه ویلایی خودم

      ( البته قبلش دو سالی بود صاحبخونه بودم ولی اپارتمان بود و همیشه دلم خونه مستقل میخواست)

      و اینقدر که من به زیبایی های محل زندگی خانواده ام توجه کردم

      خدا خونم رو رو به کوه ها قرار داد ( وقتی زمین رو خریدیدم اصلاااا ب ویویی که خونه پیدا میکرد توجه نکرده بودم)

      تا هر لحظه که از پنجره 5 متری پذیرایی ،بیرون نگاه میکنم

      انگار کو ههای منطقه ٢٢ رو میبینم که از خونه مادرم پیدا بود

      احساست رو کاملا درک میکنم

      حیاط دلباز و اسمونی وسیع

      عطر شب بو و اطلسی هم چاشنی اون شده

      خدایا هزار مرتبه شکرت

      خیلی خوشحالم که فهمیدم ی عباسمنشی دیگه تو همین نزدیکی های منم

      من ساکن بندرکنگان هستم

      دوست عزیزم حال خوب و انرژیت رو حفظ کن

      خونه ساخته میشه بالاخره

      و چ خوبه که تو ، تو این مدت بابت ذره ذره کاری که توی ساخت انجام میشه شکرگزار باشی

      و میبینی که چطور دستان خدا تو این مسیر ب کمکتون میاد

      من این توی مدت ٩ ماهی که خونه رو می ساختیم دیدم

      ک خدا از طریق دستانش

      لطف و برکت ، نرمی دلها رو برامون میفرستاد تا خونه قابل سکونت شد

      البته هنوز اشپزخونه اصلی من کابینت نشده

      و ی چندتا خرده کاری هم مونده که اونم ب لطف خدا در زمان مناسب انجام میشه

      ولی من از ته ته قلبم شادم و خدارو هزااار مرتبه شکر میکنم

      حال دلت عالی

      در پناه خدا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      رامین خطی گفته:
      مدت عضویت: 1742 روز

      سلام به دوست هم فرکانسیم

      به به ماشالله بهتون

      چه کلامی چه کامنتی

      ماشالله به احساس خوبی که هر روز دارین تجربه میکنین تحسینتون میکنم

      و خداروشکر میکنم که مدارم بالاتر رفته و این کامنت های عالی رو میخونم و مهمتر از اون درک میکنم

      که همه چی احساسه خوبه

      و الگوهایی مثل شما باورمو بیشتر میکنه به قانون و همش این احساس خوبست که برام بلد میشه نه خواسته هایی که هنوز بهش نرسیدم

      و این حس خوبه که منو به خواسته ها و اهدافم میرسونه

      ایشالا که هروز این حس خوب رو تجربه کنین و هر روز هدایت های خداوندرو دریافت کنین

      شاد و سالم و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2037 روز

      بنام خدای بخشنده ی مهربان

      سلام ب مریم عزیزم

      امیدوارم ک حس و حالت مث همیشه عالی باشه مهربون جانم

      نمیدونی چقددد ذوق کردم ک کامنتت رزق من شد

      خییییلی لذت بردم

      خییلی غرق حس خوب و آرامش شدم

      کلییی تحسینت کردم

      بخاطر مدار قشنگی ک درش قرار گرفتی

      چ کارخوبی

      نوشته هاتو سپردی ب دریا و باهاش حرف زدی

      ی جورایی دوباره ظرفتو خالی کردی ک دوباره پر بشه

      مریم جونم

      من تا حالا دریا رو ندیدم

      خییلی ذوق دارم ببینمش

      ان شالله ک در زمان درست در مدار دیدنش قرار میگیرم

      لطفا ب جای منم لذت ببر کلی استیکر چش قلبی

      دوست قشنگم

      مریم گلی خوش قلب خوش بو

      خوش فرکانس عزیزم

      اومدم ازت تشکر کنم بخاطر وجود نازنینت تو زندگیم رفیق بهشتی

      شما الگوی فوق العاده ای هستی برای من

      با تمام وجودم

      با تمام قلبم بهت افتخار میکنم

      و روی ماهتو میبوسم

      خوشبحال آقا مصطفی ک همچین دلبر شیرینی داره :))

      ب خدای وهاب رزاق میسپارمت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مریم مهدوی فر گفته:
        مدت عضویت: 1212 روز

        ای جااانم زکیه قشنگم

        هنرمندِ خیاط وباذوق و سلیقه

        خوبی گلم ،خوشی ،سلامتی

        بسیار ممنون و سپاسگزارم بابت کامنتی که برایم نوشتی عزیزجانم

        خدایاشکرت بابت دوستانِ قشنگ و مهربونی که بهم هدیه داده ای

        بندگانِ خاص خودت

        در کنار استادو مریم بانوجان و کلا گلستانی از زیبایی و عشق

        نوش حانمان کرده ای .

        این کامنت رو تقریبا 9ماه پیش نوشتم و واقعا گذاشتن ردپا معجزه می کند و تو را لبریز از شکرگزاری به خاطر اتفاقاتی که اصلا قابل مقایسه نیست حتی در لحظه بعدمان

        بخدا کلی تغییرات مادی و معنوی در این مسیر زیبا با هدایت های زیبای خداوند است که

        پاداش حرکت و تمرین و ممارستِ با عشق ،با توکل و صبر و امید که خداوند

        کن فیکون می کند وقتی در مسیر درست و صراط المستقیم اش بدونِ ترس و نگرانی قدم از قدم برمی داری و ایمانت ثابت شده است در هر شرایطی که قرار می گیری

        جایی که سربلند بیرون می آیی

        و خودت به خودت و بندگی کردن هایت افتخار می کتی

        و هرلحظه بابت همین لحظه و با هر داشته ای که داری ، شکرش تمام تاروپود وجودت را در بر می گیرد و چقدر حس خوبیست زکیه جانم

        عشق بهت

        ممنونم از الطاف قشنگت عزیزم، ما همه برای هم الگو هستیم و از رفتارو گفتارو عملکردهای نیک و رشدوپیشرفت های همدیگر بهره برده و لذّت می بریم و برای من مایه مباهات هست که رفیق های بهشتی ام با استعانت از راه و روش توحیدی استاد گرانقدرمان هر روز در تمام زمینه ها رشدوپیشرفت هایشان را ببینم و خداروشکر بگویم .

        در پناه خداوندمهربانم و نور هدایت هایش هر لحظه شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت و موفق و عالی باشی و بدرخشی هم در زندگی وهم در کسب و کاری که از آن هر لحظه لذّت می بری قشنگم

        می بوسمت.

        خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سعيده حسینی اقبال گفته:
      مدت عضویت: 1435 روز

      سلامممم

      چه قدر خوشحالمممم که یه بوشهری توی سایت هست و من کامنتش رو خوندم. قلمی زیبا داری که حال و خوای من وو دگرگون کرد ممنون ازت. خدا رو صد هزارمرتبه شکر که هدایت شدم به کامنت زیبای شما و با همه وجودم انرژی مثبتت رو گرقتم.

      در پناه خداوند ثروتمند، سعادتمند، سلامت در دنیا و آخرت باسید.

      هوالحق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ملورین گفته:
    مدت عضویت: 2124 روز

    سلام به شما استادان گرانقدرم جناب آقای عباس منش عزیز و آقای عرشیانفر محترم و بی نهایت سپاسگزار خداوند هستم که منو لایق دیدن و شنیدن این سخنان زیبا و جادویی دونست،به این علت که همیشه قبل از لایو استاد عباس منش در تلگرام اطلاع رسانی میشه اما این بار من هیچ اطلاع رسانی ندیدم،شاید هم من متوجه نشدم اما خدارو صدهزار مرتبه شکر خیلی هدایتی لایو رو دیدم و موضوع بسیار جذاب و فوق العاده و کلیدی “حس خوب” که من شخصاً بی نهایت نیاز به شنیدن این مطالب و تمرین و عمل به این آموزه ها دارم و خدارو شکر برای شنیدنشون و ممنون و سپاسگزارم از هر دو استاد گرانقدرم و خدارو شکر که با وجود اینکه خیلی اطلاع رسانی نشده بود(البته من ندیدم) با این حال بیست و چهار هزار نفر بازدید کننده داشت،خوب دیگه استاد عباس منش همیشه جادو میکنه و هر روز محشرتر از دیروز چی بگم واقعاً😊🤗😍😘

    استاد عزیزم چقدر زاویه دید شما در مورد مسائل حتی با همکاران خودتون هم متفاوت هست و دیدِ بسیار وسیع و علمی که شما به مسائل مختلف دارین و به قرآن اِشرافِ کامل دارین و دیدگاه علمی به این کتاب آسمانی دارین که همین موضوع باعث شد که صحبت های شما برای من وحی منزل باشه و با مثال های به جا حق مطلب رو به بهترین شکل اَدا میکنید.

    من این همه در مورد نگه داشتن احساسِ خوب در فایل های متفاوت از شما بی نهایت مطلب شنیدم اما در این فایل واقعا به شکل دیگه ایی این موضوع برای من روشن شد،اینکه از مسائل کوچکتری شروع کنیم و لازم نیست که در شروع از مسائلِ ناجالبِ بزرگتر شروع کنیم به نگه داشتن احساس خوب و تازه الان درک کردم که چرا در ابتدا نمیتونستم به احساس خوب برسم،اما الان متوجه شدم در مواقع ناجالب فقط روی خواسته هام( نه ناخواسته هام) تمرکز کنم و هر چیزی یا هرکاری که در اون لحظه حسِ خوب به من میده همون کارو انجام بدم و از شما آموختم به مسائل از زاویه ایی نگاه کنم که به من احساس خوبی بده و من از دو سال پیش که با آموزه های شما آشنا شدم تا هشت ماه پیش هر کاری میکردم نمیتونستم این تکنیک رو عملا اجرا کنم و بهم میریختم اما اونقدر به خداوند توکل کردم و کمک خواستم و فایل های دانلودی شمارو بارها و بارها بلعیدم و عبارات تاکیدی مثبت رو با خودم تکرار کردم و خودم رو لایق داشتن بهترین ها دونستم و احساس ارزشمندی رو در خودم تقویت کردم و هر روز با عشق برای داشته هام سپاسگزاری میکنم و حس وابستگی احساساتم به اطرافیانم رو هر چقدر که در توانم هست کم کردم و خلاصه مراقب ورودی های خودم باشم و دست از تلاش برنداشتم،

    تا بالاخره ذهنم موفق شد تا به ندای قلبم پاسخ مثبت بده تا به مرحله ایی رسیدم که هر کسی در هر مکانی با من هر رفتاری داشته باشه و هر اتفاقی بیوفته با خودم تکرار میکنم “تمام این اتفاقات در نهایت به نفع من تموم میشه” و این جمله در اکثر موارد به شدت احساس آرامش و خوبی رو به سرتاسر وجودم انتقال میده،البته تا روزی که نفس میکشم باید به شدت تمرین کنم و هر بار یک مرحله به جلوتر گام بردارم و هر لحظه تکامل و تغییر رو در شخصیتم به وضوح حس کنم و ببینم و هروقت هم که نتونستم موفق بشم نا امید نشم و دوباره دست یاری به سمت پروردگارم بلند کنم که ایمان دارم پروردگارم دوباره منو به مسیر درست که در آن فقط نعمت و ثروت و عشق هست هدایت میکنه و تمام این ها رو مدیون شما استاد عزیزم هستم و خدارو شکر میکنم که شما رو دارم و همیشه برای شما آرزوی بهترینِ بهترین ها رو دارم‌.

    زمانی که شما در مورد حضرت ابراهیم و ادیسون صحبت کردید فقط یک لحظه خودم رو در جایگاه اونها قرار دادم حتی در حد تصورش هم دشوار و نشدنی بود و از خداوند طلب یاری کردم که روزی قادر باشم به این درجه از توحید نائل بشم و اینجاست که به قول شما انسانها غربال میشن و ورق برمیگرده و جریانی از نعمت و ثروت و عشق وارد زندگیمون میشه.

    به امید روزی که بتونیم بهترین احساس و بهترین نعمت های خداوند رو تجربه کنیم تا جهان جای بهتری برای زیستن همگان باشه🙏🙏🙏🤲🤲🤲

    بی نهایت ممنونم از این لایو فوق العادتون که یک دنیا درس رو با عشقِ تمام در اختیار عاشقانِ تغییر گذاشتید

    دوستتون دارم❤💘💗💖💝💞

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 138 رای:
    • -
      جمال گفته:
      مدت عضویت: 2506 روز

      درود و عرض ادب

      به شما همفرکانسی عزیز و محترم سرکار خانم حاج صادقی.

      سپاسگزار خداوند منان هستم ، که مانند سایر دانشجویان چون حضرتعالی مشغول آموزش در ” دانشگاه بین المللی جهان بینی زندگی ” استاد عباس منش و یار مهربان و فرهیخته ای چون خانم شایسته عزیز هستم و بی نهایت سپاسگزار خداوند هستم که ما را در این میسر الهی قرار داد تا با به اشتراک گذاری تجربیات و آموزه ها و راهکارها باعث افزایش سنرژی بیش از پیش خود و جهان باشیم که گسترش این جهان در همه ابعاد آن یک قانون غیر قابل گریز است وتوقفی هم ندارد و این یک “” قانون “” است حتی بقول استاد گرانقدر برای پیامبران که بر گزیده شده خود او بودند.

      یعنی اگر ما در این کره خاکی قانونهایی وضع کرده و لیست بیشماری استثناء در آن نهاده ایم علی الخصوص در ایران که سر آمد سوء استفاده از همین قاون های نصفه و نیمه وضع شده هستیم ، انتظار داریم که خداوند درب های نعمت را برویمان باز کند؟؟؟!!!

      بگذریم!!… که اگر وارد این مقوله شویم مسلما ، همفرکانس آنها خواهیم شد؟!

      من از دقت و تفکر و راهکاری که چگونه در مواقع برخورد با تضاد ها بتوانیم خودمان را کنترل کنیم ،شما پیشنهاد دادید بسیار خرسند و خوشحال شدم منظورم پارگراف ذیل بود.

      “””تا بالاخره ذهنم موفق شد تا به ندای قلبم پاسخ مثبت بده تا به مرحله ایی رسیدم که هر کسی در هر مکانی با من هر رفتاری داشته باشه و هر اتفاقی بیوفته با خودم تکرار میکنم “تمام این اتفاقات در نهایت به نفع من تموم میشه” و این جمله در اکثر موارد به شدت احساس آرامش و خوبی رو به سرتاسر وجودم انتقال میده،البته تا روزی که نفس میکشم باید به شدت تمرین کنم و هر بار یک مرحله به جلوتر گام بردارم و هر لحظه تکامل و تغییر رو در شخصیتم به وضوح حس کنم و ببینم و هروقت هم که نتونستم موفق بشم نا امید نشم و دوباره دست یاری به سمت پروردگارم بلند کنم که ایمان دارم پروردگارم دوباره منو به مسیر درست که در آن فقط نعمت و ثروت و عشق هست هدایت میکنه و تمام این ها رو مدیون شما استاد عزیزم هستم و خدارو شکر میکنم که شما رو دارم و همیشه برای شما آرزوی بهترینِ بهترین ها رو دارم‌.””””

      این جمله شما نشان از توجه عمیق به مسائل دارد که بیشتر ما انسانها از خیلی از موارد بسادگی میگذریم و توجهی به آن نداریم و بقول آقای خلعتبری که در یکی از کلیپ هایشان دیدم ” یکسری شخصت های کاذب مانند انسان اخلاق مداربودن،درغگو نبودن ، روشنفکر بودن ، متمول بودن وووو… برای خودمان و درون خودمان انباشته و جالب آنکه روی آنها را پوشانده ایم تا ظاهرمان را حتی برای خودمان اینگونه جلوه دهیم ، چه برسد برای دیگران؟؟؟

      چرا؟؟؟ برای اینکه نتوانیم و خودمان اجازه ندهیم خود واقعی مان را ببینیم چون از برخورد واقعی خودمان واهمه داریم !!!!

      و راهکار اینست که با آینه قرار دادن دیگرانیکه صفات منفی دارن ، و دوری کردن از آن صفات و برداشت نقاب های کاذب ، با ابزار تکرار هر لحظه قوانین درست و جایگزین مانند آنچه شما پیشنهاد دادید بتوانیم کم کم و به مرور زمان با طی کردن فرآیند تکاملی مانند حضرت ابراهیم که بقول استاد در پاسخ به استاد عرشیانفر میگویند:” اشتباه نکنیم که چگونه حضرت ابراهیم بعد از صد سال و صاحب فرزند اسماعیل شدن ، حاضر شد به ندای خدای درونش پاسخ بدهد و چاقو زیر گلویش بگذارد؟؟؟

      چون تکامل و ایمانش را زمانی به آستانه رساند که تضادهایی چون به دنبال خدای واقعی گشتن در دوران کفارو شرک و پرستیدن بتان، افتادن در آتش ، رها کردن زن و فرزند در بیابان وووو…غیره و غیره را پشت سرگذاشته بود.

      ومن به سهم خودم ، ارزو می کنم که خداوند به همه توفیق بهرمند شدن از ایمان ابراهیمی را بدهد .

      همچون استاد عباس منش که فقط و فقط بخاطر درجه و ایمانش به نتایج کنونی اش را دریافت کرده و میکند .

      و این جمله استاد عرشیانفر کاملا بجا و درست است که ” شما استاد عباس منش عزیز ، سر سفره نیت پاک و ایمانتان نشسته اید”.

      پاینده باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
      • -
        ملورین گفته:
        مدت عضویت: 2124 روز

        سلام به شما دوست عزیزم

        ممنون که وقت گذاشتید و کامنت منو مطالعه کردین،من تجربه شخصی خودمو گفتم چون تنها راهی که این ذهن افسار گسیخته و پر از نجواهای شیطانی من رو آرام میکنه همین جمله طلایی هست که بارها در شرایط متفاوت از استاد عزیزم شنیدم و خیلی کاربردی هست ولی متاسفانه تا چند ماه پیش ذهنم به شدت مقاومت داشت اما از اونجایی که برای عاشقانِ تغییر همیشه الهامات پروردگار بر نجواهای شیطان پیروز هست تا حدود زیادی در شرایط ناجالب که اطرافم هست و کم هم نیست توانایی کنترل ذهن و به احساس خوب رسیدن رو تمرین میکنم البته هر روز باید بیشتر و بیشتر تمرین کنیم تا به عادت تبدیل بشه و زندگی دنیا و آخرتمون بهشت باشه و در آغوش پروردگارمون باشیم

        به امید اون روز برای همه عزیزان🙏🙏🙏🙏

        در پناه حق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1389 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    تو شرایط سخت خیلی مهمه که بتونیم آگاهانه افکارمون کنترل کنیم ، تا از نشخوارهای ذهن فاصله بگیریم و کم کم وذره ذره به احساس خوب برسیم

    از برکات ونتایج دوره ی کیمیاگر

    هم جهت با جریان خداوند تمرین تایم اوت گرفتنه،

    تا بتونیم در زمان های بیشتری احساس مون خوب کنیم ونعمت هامون ببینیم و سپاسگزاری کنیم …

    سپاسگزاری قویترین و والاترین فرکانس برای رسیدن به احساس خوب هست و قدرت ماورایی داره …

    خیلی نیاز به تمرین وتکرار دارم که حتی آگاهانه هرروز میزان احساس خوبم روبیشتر کنم و ذهنم در هماهنگی با روحم قراربگیره

    به ظاهر ذهن فکر میکنه کار راحتیه و بلده

    ولی درونی تر شدنش وعمیق تر شدنش

    نیاز به تکرار وتمرین داره

    چون سپاسگزاری وتوجه به زییایی ها

    باید با احساس خوب همراه باشه

    و نتیجه اش آرامش قلبی هست

    دیروز محمدحسن جان از مدرسه اومد با شلوار پاره شده چرا ؟چون لباس ورزشی یادش رفته بود ببره و با شلوار مدرسه با همکلاسی هاش فوتبال بازی کرده و ……

    جالبه نگاه من در وهله ی اول به شلوار وپارگی بود

    تا چند لحظه …

    یهو گفت مامان شنیدی چی گفتم ؟!

    ما بازی رو دو _یک بردیم ها !!!

    به خودم اومدم که حواسم کجا گیرکرده؟

    توجهم کجاست ؟

    شلوار پاره شده یا ذوق این بچه ؟

    آگاهانه کانون توجهم تغییر دادم

    و گفتم آفرین به خودت و تیم تون

    بغلش کردم بوسش کردم …

    تعریف کن ببینم چه جوری پیش رفتین ..

    شروع کرد به توضیح دادن روند بازی

    با هیجان وذوق …

    هی تو سرم می اومد که بگو بهش که

    باید شلوارورزشی می پوشیدی !

    یا امروز فوتبال بازی نمیکردی !

    شلوار مدرسه ت الان پاره شده !!.

    ولی آگاهانه جلوی ذهنمو گرفتم

    فقط حرفی نزنم و سرزنشش نکنم .

    الان زمان سکوت کردن منه

    باید صبر کنم ببینم اصلا خودش حرفی میرنه؟

    اجازه بدم ببینم اصلاخودش متوجه اشتباهش شده؟

    دست وصورتش شست و اومد ناهار بخوره

    گفت چون بازی بردیم مشق و تکلیف ندارم …

    تحسینش کردم و‌گفتم معلومه کلی تلاش کردین و خیلی لذت بردین و بهت افتخار میکنم …

    ناهار خورد و رفت تو اتاقش که باهلیسا جان

    لگو بسازه چشمش به شلوارش افتاد

    و شلوار به دست اومد پیش من که میگم ها

    میدونم باید شلوار ورزشی میبردم

    یادم رفت اما نمیشد بازی هم نکنم

    نمیدونی که خیلی حال داد

    به نظرت شلوارم میشه دوخت ؟؟

    گفتم آره خب میشه بالاخره یه کاریش میکنیم

    زنگ میزنم به خاله ببینم چی میگه

    زنگ زدم وخواهرم گفت:میشه رفو کنم منتها خودم

    از این رنگ پارچه دارم و براش یه دونه دیگه میدوزم

    و قد شلواردادم و براش دوخت …

    همین اتفاق برای من درسها داشت

    محمدحسن جان متوجه اشتباهش بدون تحقیر وسرزنش شد که از برکات دوره ی احساس لیاقت

    میدونم وهمچنان خیلی نیاز دارم که آگاه تر رفتار کنم …

    بچه ها بخاطر اینکه دنبال لذت بیشتر و حال خوب هستن اکثرا هم کارهاشون ردیف میشه و ناخواسته اصلا به چشم شون نمیاد..

    کنترل ذهن آگاهانه ،تکرار وتمرین می خواد

    تحسین کردن از درون خودمون آغاز میشه

    و از باورلیاقت نشات میگیره …

    اینها آگاهی هایی هست که تکاملی دارم

    یاد میگیرم و طبیعیه زمان میبره

    ولی همین که متوجه شون میشم

    و درزمان کمتری نسبت به قبل جلوش میگیرم

    همین که خودسرزنشی هام داره کمتر میشه

    همین که دارم خودمو راحت تر می پذیرم

    یعنی بهبودگرایی درست و تکاملی

    یعنی ادامه دادن واستمرارداشتن

    یعنی قدم برداشتن حتی کوچیک‌ …

    خدایا شکرت بی نهایت شکر

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت پروژه ی توحیدی

    درک عمیق تر قوانین خداوند

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 138 رای:
    • -
      سمیه زمانی گفته:
      مدت عضویت: 2532 روز

      بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر

      خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه

      خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه

      سلاااام به رفیق نازنین خودم، رفیق دور ولی خیلی خیلی نزدیک من…

      امیدوارم هم خودت هم داداش رسول و هم دوتا گل نازنینت عالی باشین….

      ببین تو چجوری انقدر خوبی آخه؟ چقدر خدا رو شکر می کنم برای داشتنت… می دونم که همیشه کامنتات فوق العاده ست، ساده، صمیمی و پر از درس… ولی این یکی خییییلی به موقع و به جا بود… مطمئنم بجز من خیلی های دیگه همینو میان می گن… این جریانی که تعریف کردی دقیییقا اجرای توحید در عمل بود… اجرای قانون بود و چقدر همیشه تحسینت می کنم برای این عملگراییت…

      اینکه متعهدی که به افکارت واقف باشی… یعنی وقتی می خوندم دونه دونه برخوردام با تیناجانم اومد جلوی ذهنم که مثلا می خواست بشقابش رو بذاره تو ماشین ظرفشویی و بعد از اینکه آب گرفت ظرف رو مایع هم ریخت روش… اینکه من بگم این مایع که ریختی تو بشقابت برای شستن تمام ظرفا کافی بود هیچ کمکی که نمی کنه هیچ حس بدی تو تینا ایجاد می کنه… از این موردای کوچیک مسلما خیلی در روز پیش میاد و من خیلی خوشحالم که این یاداوری به موقع رو گرفتم ازت تا حواسم رو بیشتر جمع کنم…

      چقدر خوبه که آدم بالاتر از افکارش باشه… اینکه قانون همش تو ذهنش باشه… قبل از واکنش نشون دادن فکر کنه که برخورد درست و حرف درست الان چیه…

      عاشششقتم رفیق بهشتی من که انقدر الگوی خوبی هستی… خدا رو هزاران بار شکر می کنم که زندگی من رو سرشار از چنین انسان های شایسته ای کرده…

      می بوسمت و می دونم که فیزیکی دوریم ولی قلبم خییییلی به قلبت نزدیکه و فرکانسش رو دریافت می کنی…

      به داداش رسولم سلام برسون و هلیسا جان و محمدحسن جان عزیز رو ببوس🩵

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2212 روز

      سلام عزیزم، نازنینم.

      مثل همیشه، کیف کردم با مثالی که زدی.

      و قانون برام تثبیت شد.

      محمد حسن جان پذیرفت، با آرامش دنبال بهبود بود، به اسانی هم یه شلوار نو رزقش شد.

      درسش برام این بود که بچه ها به ذاته، شادن، سرزنش خودشون کم یا قطعه.

      توجهشون روی بازی و تفریح و لذت بردنه.

      برای همینه که وقتی بی دقتی هم میکنن، پاداشِ حس خوبشون رو به آسانی میگیرن.

      و بارها و بارها و بارها آفرین به خودت.

      برای سکوتت.

      اینکه ادم سکوت اگاهانه کنه، تذکر (به جا و درست) نده، صبر کنه، فرصتِ رشد قایل بشه برای بقیه مخصوصا افراد درجه یک مثل فرزند و همسر و …، کار بسیار مهم و ارزشمندیه.

      کار آسانی نیست، کنترل ذهن میخواد، اما شدنیه، کم کم و تکاملی شدنیه.

      تحسینت میکنم که این موفقیت رو برای خودت خلق کردی.

      آفرین که به لحظه ات اگاه بودی.

      افرین به نتیجه ای که خلق کردی.

      افرین و ممنونم برای جمله ی خوبی که بهم یاد دادی:

      نتیجه یعنی، اگاهی در لحظه

      افرین که با مهر با خودت رفتار میکنی و تلاش میکنی برای بهبود شخصیتت، هر بار بهتر از قبل، هر لحظه بهتر از قبل.

      موفقیت محمد حسن جان، مبارکِ خودش و همه تون، مبارکِ همه مون.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      نوید گفته:
      مدت عضویت: 3433 روز

      سلام دوست عزیزم

      خدا رو شکر میکنم برای بودن در این فضا

      چقدر لذت بردم از برخورد شما

      چقدر خوب و عالی واکنش نشون دادین

      ما با واگنش‌های نادرست پدر و مادرمون آموزش دیدیم که این جور وقتا شروع کنیم به تحقیر و تنبیه

      ولی شما چقدر خوب و با ارزش برخورد کردین

      خدا رو شکر می‌کنم که پدر مادرای این زمانه اینقدر عالی کنترل ذهن دارن و در مقابل این جور تضادها می‌تونن ارزشمندی رو در بچه‌ها حفظ کنن

      ایستاده تشویق‌تون میکنم

      در پناه الله باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1624 روز

      سلام فاطمه جان…

      همینجا برات کف میزنم بخاطر شما”اینقدر مادر خیلی خوبی هستین برای بچه هات..

      آفریننن…..بهت تبریک میگم..

      که اینقدر احساس لیاقتتو ساختی که در برابر،”چیزیکه 99/9 درصد مادرا ..اینجور مواقع دچار تنش میشن..

      و میخان با عصبانیتشون “بچه هاشونو سرکوب کنند…

      بهت تبریک میگم…میدونم این روند تکاملی هست..

      منم خیلی زیاد توی این مسئله مشکل داستم..من راجع به مادرم که همه ساعتی کنارم بود…همین برخورد رو داشتم..

      و تونستم به لطف خدا..

      و قول دادن بخدا ..سعی کنم این ریشه ها رو هر بار قطع کنم..

      ولی یجاهایی بازم بخاطر اون پاشنه برانگیخته میشدم..

      این صحبت شما..

      منو بفکر فرو برد…

      که الان از در اتاقم زدم بیرون بازم بیشتر روی این موضوع کار کنم..

      و بتونم آگاهانه زندگی کنم که هم بخودم خوش بگذره و هم مادرم..

      فاطمه جان…رابطه منو مامانم و افراد خانواده ام..توی این چهارسال کاملا تعقییر کرد..

      خیلی جاها خودمو کنترل کردم..

      ولی هنوز کم و بیشی دارم..

      بخاطر حرفتون که بازم نشانه ایی بود که بیشتر و اگاهانه روی خودم کار کنم…

      بخودم اینجا در این بهشتم..قول میدم دوباره سعی کنم..بگذرم..

      و زیپ دهنمو بیشتر ببندم..

      و میدونم دلیل نتایجم بخاطر کار کردن روی خودم هست..

      و میدونم این مسیر نیاز به شجاعت داره…

      مرسی ممنونم فاطمه عزیز…

      واقعا چقدر خوبه …مخصوصا توی خانواده…که همدیگرو بپذیرییم..

      مخصوصا این حرکت شما..

      چقدر باعث میشه…

      بچمون همیشه خوش ذوق بمونه..

      یادمه بچه که بودم با دختر همسایمون میرفتیم توی باغچشون..

      و میرفتیم روی پشت بومشون..الان یادم میاد..میگم چقدر فضول بودییم..

      یه درخت کُنار بزرگی بود که سایه اش…افتاده بود روی اون پشت بوم..

      درخت کُنار..همون درخت سدر هست..توی منطقه جنوب زیاده.میوه.ش..مثل سیب هست ولی بسیار خوشمزه هست..

      یکی از درختای بهشت هست..

      توی حیاطمون سالهاست که ما این درخت رو دارییم..

      باور کن هزار کیلو هم ثمر میده.

      اره…میگفتم فاطمه جان…

      یخ میکردیم توی روسریمون..میزدیم روی کف پشت بوم…تا یخها تکه های کوچیک درمیومد…و بعد اون تکه ها رو میخوردیم..

      روسریمون تکه تکه شده بود…

      هههه.

      اصلا مامانم کار نداشت…

      ما به مامان میگیم..دِی…

      بعد …

      چقدر جابجای کوه میرفتیم…برای خودمون ناهار درست میکردیم..

      چقدر بهمون خوش میگذشت..

      ولی خودمون بزرگ شدیم…حالا میخاییم جلوی ذوق و شوق بچهامونو بگیرییم..دقیقا اطرافیانمو میبینم..

      که مدام بفکر اینن که لباس بچه هاشون کثیف نشه…

      و یا شلوارش فلان نشه..

      دفترت فلان نشه..

      خودمون ده شصتیا ..همیشه دفترمون آبگوشتی و اناری بود..

      بخدا چقدر توی اون زمانا حالمون خوب بود..

      یه داستانی بگم یکم بخندییم..

      یه روز داداشم که خیلی ایشون از بچگی خلاق بود..

      حتی دکوراسیون خونمونم ایشون با چوب و سنگ فرش..انجام داده..

      ایشون اومده بود با چوب با ملحفه..برای خودش بال درست کرده بود..

      و عاشق پرواز بود…

      وای خدای من…

      و هنوز صحنه.ش یادمه…

      خودشو از بلندی پشت بوم..5 متری هنوزم بیشتر ..

      بال زد بال زد..نتونست اون چیزی که ساخته عمل کنه..

      و بالاش خراب شد..از اون ارتفاع افتاد پایین..

      وای ما فقط میخندیدم…

      و اون هیچیش نشد…..

      بخدااااااااا.

      میخام بگم…چقدر خوبه…ماها خیلی آگاهانه تر زندگی کنیم..

      انشالله منم بعد از صحبتت سعی میکنم آرامتر باشم..نسبت به رفتار اشتباهی که میبینم..

      و بتونم کنترل زندگیمو بیشتر توی دست بگیرم…

      خیلی خوشحال شدم فاطمه جان..که داری نظرات شخصیتو با مثال برامون مینویسی..دوستتدارم…واقعا فوق العاده ایی…

      به آقا رسولم تبریک میگم..

      که همچنین خانم به این زیبایی “بهبودگرایی داره..

      همین آگاهانه زندگی کردن..چقدر باعث آرامش افراد خانواده میشه..

      دوستتتدارم…

      که اینم میدونم تکاملی بوجود میاد..و میدونیم دلیل نتایجمون عمل به عملگرایی هست…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2152 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت دریافت و درک و عمل به این آگاهی ها

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم ومریم جون عزیز که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین

    وسپاسگزارم از خودم که دراین مسیرتوحیدی پای بهبود دائمی خودم ،متعهدانه ایستادم

    و سپاسگزارم از شما دوستان هم مسیرم که حضورتون ودیدگاه هاتون باعث تقویت باورهای قدرتمند کنندم میشه

    این موضوع احساس خوب و کنترل ذهن ، داااااائما باید برام تکرار بشه چون شدیدا بهش نیاز دارم و یکی از قوانین بسیار مهم و اساسی هست که شما بهمون آموزش دادید

    استاد جانم دیروز که جلسه پنجم هم جهت با جریان خداوند رو گوش میکردم بیشتر از قبل بیادم اومد ، زمانهایی که به وسیله‌ی این آگاهی ها تونستم ذهنمو کنترل کنم و نتیجه ی مطلوب گرفتم و این مهم بیشتر برام جاافتاد که لازمه همیشه این آگاهی ها بهم برسه عین اکسیژن برای بدنم.

    این روزها درست مثل هرزمان دیگری که من یادم میاد، تو ایران، صحبت از جنگو گرونی و تورم بی سابقه و ….

    همه جا صحبت ازاین موضوع هاست و همه ی شبکه های اجتماعی و تلویزیونی و همکارا وخانواده و درکل اجتماع دارن راجب این ناخواسته ها حرف میزنن، و من برای کنترل کردن ذهنم ،برای اینکه می‌دونم توجه مساوی با تجربه ، اومدم تو سایت تا کانون توجهمو ازاین طریق کنترل کنم ، اومدم تا بیاد بیارم که به هرررردلیل و باهرمنطقی اگر بخوام دستموببرم تو آتیش لاجرم می‌سوزم ، پس با آگاهی های این فایل از احساس خوبم مراقبت میکنم تا اتفاق های خوب رو جذب کنم و یادم میمونه که جهان داره مثل آینه عمل می‌کنه من احساسمو خوب نگه میدارم و جهان اتفاق های خوب میاره جلو راهم چون ساز کارجهان همینه جهان راهی جز توجه برای تجربه نداره، توجه کردی از همون تجربیات وارد زندگیت می‌کنه این تنها راه جذب، تو جهانه.

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم که هدایتم کردی به این مسیر توحیدی تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.

    سپاسگزارم بابت این یادآوری های حایتی،

    دوستتون دارم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 155 رای:
  7. -
    سمیه زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2532 روز

    فاطر:32-34

    ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِـمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ

    سپس [به دنبال انبیاء و اُمت‌های پیشین] ما کتاب [هدایت و راهنمای عمل] را به کسانی از بندگان خود که برگزیدیم [=اُمت اسلام] به میراث دادیم، [اما] بعضی از آنان به نفس خویش ستمگرند و بعضی میانه‌رو، و بعضی به اذن [=توفیق] خدا پیشتاز در کارهای خیرند، که این همان برتری بس بزرگ است.

    جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِیهَا حَرِیرٌ

    [آنها] به بهشت جاوید درمی‌آیند که در آن به دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته می‌گردند و لباس‌شان در آنجا حریر است.

    وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ

    و گویند: سپاس ‌سزاوار خدایی است که اندوه [دوزخی شدن را] از ما بزدود، به راستی پروردگارمان بس آمرزنده و افزون کننده [پاداش نیکوکاری بندگان] است.

    »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

    بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر

    خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه

    خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه

    سلام و سلامتی و نور و عشق به دو استاد دوست داشتنیم و به رفقای جان در این بهشت

    امیدوارم حال همگی عالی و مومنتوم های مثبت در حال شتاب گرفتن باشه.

    خدای مهربونم، شیرینم، دلبرم، شکرت برای یه فرصت دیگه برای ابراز عشق، برای وصل شدن به تو که منبع همه چیزی… تویی که هرآنچه دارم از لطف و کرم توست…

    شکرت برای حس خوب این روزا… برای بی شمار نعمت و رزقی که این روزا تو زندگیم دارم. شکرت برای باران رحمتی که از صبح داره می باره و هرچی برفه آب میشه…

    شکرت که داری کمکم می کنی ظرفم رو بزرگتر کنم تا از بارون بیشتری برخوردار باشم…

    شکرت برای دوتا فرشته ی شیرین زندگیم… شکرت برای خودم و سام و خونواده ی قشنگ چهار نفره مون. شکرت برای مامان و بابا که به امید خدا دوباره جمعه می بینیمشون، شکرت برای سه تا خواهر گلم و علیرضا… شکرت که تینا امروز صبح خودش با ساعتی که تازه کادو گرفته بیار شد و خوشحال بود

    شکرت برای شیرین زبونی لی لی… برای «گَگَدِه» گفتنش بجای «توت فرنگی» :)))) برای «خُبایِز» گفتنش بجای «خدافظ»… و دیروز که اولین بار خودش سعی کرد و درستش رو گفت…

    شکرت برای عشقی که تینا به لی لی داره که برای من خیلی شیرینه

    شکرت برای رفیقای نازنین بهشتیم که هر پیامی ازشون کافیه که مومنتوم مثبتم اوج بگیره به شتابای بالاتر مثل همین چند دقیقه پیش…

    شکرت که دستم رو گرفتی و آوردی تو این دانشگاه بهشتی با استادی ابراهیمی و آموزشهای نابی از جنس نور… شکرت که چنین انسان‌های نازنینی رو اینجا شناختم و باشون در ارتباطم…

    شکرت برای یه کوچولو قویتر شدن باورم تو این روزا… و اشکایی که سرازیر میشه با هر نشانه ت

    چقدر این صحبتا رو دوست داشتم چقدر این فایلا ریویوی خوبی از اصل هستن که از استاد می شنویم… احساس خوب همه چیزه… اگه من ایمان دارم اگه توکل دارم نه غم راهی داره نه نگرانی و استرس … جالبه دیروز پاسخی از آزاده جان دخترخاله ی عزیزم، همیازی بچگیهام داشتم رو کامنتی که تیر 1403 روی یکی از فایلای سفر به دور امریکا نوشته بودم. اول که دیدم گفتم چه عجیب و جالب که آزی رفته این فایل رو دیده و رو کامنت من پاسخ گذاشته… بعد که رفتم کامنتم رو خوندم دلیلش رو فهمیدم… اون کامنت مال زمان پنج ماهگی لیلین بوده و من اون روزا و ماهها تلاش زیادی می کردم که کنترل ذهن کنم، و توش نوشته بودم اگه من نگرانم، اگه استرس دارم یعنی من قضیه رو کامل نسپردم به خداوند. استاد تو یه فایلی می گن (با این مفهوم) توکل یعنی یه چیزی رو که می سپری به خدا بگی آخییییش سپردم به خودت خیالم راحت شد. و من خیلی وقتا با خودم می گم زبونی داری می گی سپردم به خودت آیا اون حس آخییییش رو داری یا نه؟؟

    یکی از ترفندهای من برای کنترل ذهن مثلا وقتی شبا لی لی رو می برم تو اتاقش که بخوابه و می بینم داره طول می کشه اینه که یا می رم سراغ تجسم یا اینکه با خدا گپ می زنم… و خیلی وقتا به این فکر می کنم که من دارم متعهد تر از گذشته رو خودم کار می کنم و این لاجرم یعنی مدار بالاتر… و دیگه لازم نیست من نگران ثروت بیشتر، سلامتی بیشتر یا دونه دونه جنبه های زندگیم باشم، مدار بالاتر یعنی خودبخود به منبع نزدیکترم و خودبخود به سلامتی و رزق و ثروت و عشق بیشتری دسترسی دارم… و بعد اون حس خوب و ذوق که بیشتر میشه میگم اینم فرکانسی که قراره کلی اتفاقات خوب خلق کنه…خداجونم شکرت برای قوانینی که تغییری درش نیست…

    چند وقتیه که تینا شبا آودیوبوک گوش می ده و می خوابه بعد از اینکه Atomic Habits رو دوبار گوش داد من تو اپ audible م کتاب صوتی the Secret رو داشتم گفت اینو بذار گوش بدم و خلاصه دیگه بدون اینکه من بخوام تلاشی بکنم خودش با قانون جذب و اهمیت احساس خوب و اینا آشنا شده… من فقط کمکش می کنم که برداشت اشتباه نکنه. چند شب پیش می گفت می خوام از قانون جذب استفاده کنم و فردا صبح که پامی شم زیر بالشم یک میلیون دلار باشه خخخخخ وای من هم خنده م گرفته بود هم نمی خواستم بخندم. گفتم مجیک که نیست دخترم، باید خواسته هایی رو داشته باشی که برات میک سنس می کنه… و خلاصه یکم با هم صحبت کردیم در این مورد…

    خدارو شکر برای این حس و حال خوب، شکر برای همین الانِ زندگیم… خداجونم شکرت که تو این فرصت کم تونستم بیام و ردپا بذارم و حس خوبم رو مومنتوم بدم…

    استاد جانم و استاد شایسته جان بی نهایت دلتنگتونم و دوستون دارم🩵

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 160 رای:
    • -
      فاطمه محرمی خانقاه گفته:
      مدت عضویت: 1389 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

      و مهربانی‌اش همیشگی.

      و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

      دوست‌ترت دارم از هر چه دوست

      ای تو به من از خود من خویش‌تر

      دوست‌تر از آنکه بگویم چقدر

      بیشتر از بیشتر از بیشتر…

      سلام به روی ماهت رفیق بهشتیم

      عااااااااشقتم سمیه جان نازنینم

      سال میلادی 2026مبارک قشنگااااا

      خداوکیلی چه مدلی تحسینت کنم

      بابت این روند تکاملی مثبت همیشگیت

      بابت تعهد و عملگرایی های قشنگت

      بابت کنترل ذهن های ارزشمندت

      بابت مادرانگی های دلبرونه ت

      کامنتت چقدر پراز نشونه بود برای من

      تلنگرهای خوشگلی به قلبم زد…

      خداروشکر برای نشونه ها وهمزمانی ها وهدایتها

      خبرداری چقدر مهربونی و خوبی و قشنگی

      تو قلبت جا گرفته !؟

      چقدر کِف کردم برای بولینگ بازی هات

      برای خوش سلیقگی هات

      برای لبخندهای فوق العاده ت

      ای خداااای من شکرت بی نهایت شکر

      برای حال واحساس های قشنگت عزیزم

      اییییی جااااانم

      از لیلین جانم و شیرین کاری هاش نوشتی

      با خوندن کامنتت چشام قلبی قلبی شد

      بببببیییین من کار هرروزه م هست

      فاطمه(هامِمه) گفتنش تماشا میکنم

      اونم چنان که قلبم باز میشه

      از شدت حال خوب

      احساس لیاقتم میره بالا

      خداوکیلی مومنتوم مثبتم پرشتاب میشه

      واسه همینه میگم تموم بچه ها

      اصل تمرکز بر زیبایی هستن دیگههه

      سرشار از احساس لیاقتن

      ای خاله من دورت بگردم که

      کادوکریسمس تو دستت اونجوری گرفته بودی

      و باز میکردی …

      ای جااااانم به تیناجان قشنگم

      عااااااااشقتم من خالههههه که کتاب صوتی گوش میدی و هرروز در مسیر رشد وموفقیت

      بیشتر و بهتر هستی…

      نوش جونتون بشه دیدار و دورهمی ها

      خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون

      خداروشکر برای احساس های خوبتون

      خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندتون تو زندگیم رفیق بهشتیم

      خدا حفظ تون کنه قشنگااااااا

      لیلین جانم وتینا جانم باعشق ببوس

      به آقا سام عزیز سلام مارو برسون

      الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      مریم بذرا گفته:
      مدت عضویت: 1118 روز

      سلام به دوست عزیزم سمیه جان زمانی.

      سمیه جان شما و خواهران عزیزو مادر بهشتی سایتمون همیشه مورد تحسین من هستید و من از شما بسیار یاد گرفتم.

      چیزی که منو وا داشت به نوشتن این کامنت و سپاس گذاری از شما جمله ای بود که در این کامنت نوشته بودید .

      نوشته ای که انگار برای اولین بار خوندم و شنیدم .

      (اگه من نگرانم، اگه استرس دارم یعنی من قضیه رو کامل نسپردم به خداوند. استاد تو یه فایلی می گن (با این مفهوم) توکل یعنی یه چیزی رو که می سپری به خدا بگی آخییییش سپردم به خودت خیالم راحت شد. و من خیلی وقتا با خودم می گم زبونی داری می گی سپردم به خودت آیا اون حس آخییییش رو داری یا نه؟؟)

      نمیدونی سمیه جان عزیزم

      چقدر همین چند خط حالمو عالی کرد.

      سلام منو به فرشته های زندگیت و خواهران نازنینت برسان.

      در پناه خداوند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1624 روز

      سلام و درود خدا به قلب زیبای الهی گونه سمیه عزیز…

      راسی سال نوی میلادی هم بهتون تبریک میگم..

      انشالله همیشه در مسیر سلامتی و حال و احساس خوب باشی..

      سمیه جان!…راجع به آیه ایی که در این فایل ارزشمند گفتی..

      راجع به میانه رو بودن…

      یه شب بهم الهامی” شد…

      که من در جهنم بودم…جهنمی که

      همه ادمها سرگردان بودن…

      خداوند دو شخص رو بهم نشون داد..

      این دو شخص..چند نفر از ادمهای اطرافم بودن….که سرگردان توی اون برهوت دنبال حقیقتی بودند..

      و یه شخص دیگه…یه شخص محجبه شدید..که من چند شب قبلش توی پیاده رویم،” باهاش برخورد کرده بودم….

      بهم گفت صداش بزن…و ایشون داشت از مسجد میومد..

      بهم گفت بخاطر گوش دادن قرآن شب میرم توی اونیکی مسجد..

      و ظهرها میرم توی اون یکی مسجد..

      جوری محجبه هست که خم شده بود..کاملا محجبه.شدید..

      و دیدم توی اون جهنم..این شخص به سمت من اومد..بهم گفت سبزی میخام..سبزی…

      گفتم خدایا توی این برهوت سبزی کجاست..

      و یه لحظه رفتم سر یه چاهی عمیق و عمیق و عمیق…

      دیدم هر چی نگاه میکنم نمیتونم عمقشو ببینم..

      و منم سرگردان دیدم اون دو افراد محو شدند..

      و اونجا توی اون برهوت جهنم..

      خداوند بهم گفت…

      نرگس مسیر میانه رو””بیا….این دو مسیر هر کدوم اشتباه هست..

      منو روی شونهاش نشوند..

      و با خودش بُرد بهشت…

      وای سمیه چی بگم از این بهشت..

      جقدر روی شونهای خداوند نشستن برام لذت بخش بود…

      چقدر حالم خوب بود…

      ولی من خواب نبودم بیدار بودم..خداوند بهم گفت چشماتو ببند تا بهشت رو حس کنی…

      روی شونهامو حس کنی…

      و منو خدا درونم” روی شونهاش داشتم فضای بهشت رو با تمام وجودم “حس میکردم.

      صدای پرنده ها میومد….

      بوی بهشت؛”حسش دقیقا”مثل باد اوایل بهار توی منطقه ما بود…

      یه حس آرامشبخش..

      نه خنک و نه گرم….بسیار آرام..

      صدای چهچه پرندگان ادم رو دیوانه میکرد..

      صدای ابشارها صدای رودخونه ها..

      ولی من نمیدیدمش..فقط حسش میکردم..حسش برام مثل تصویر بود..

      الله اکبر…

      و اون لحظه ایی که داشتم پر میکشیدم…بهم گفت چشماتو باز کن..ولی هنوز الله اکبر صدای بهشت توی گوشم میومد..

      خیلی خیلی عجیب حالم خوب شده بود خیلی عجیب…

      انگار منو چند فرکانس انداختن بالا ..

      میخام بگم!!! همه این الهامات رو لطف خداوند میبینم..

      سمیه جان…

      حرف از نگرانی زدی…حرف از شیطان زدی…

      من توی نوشتهات…یچیزی توی فکرم جرقه خورد..

      گفتم شیطان وجودش آتش است..

      دلیل اینکه نجواهاش برای ماها که داریم روی خودمون کار میکنیم..یه حس گرما توی وجودمون با احساس بد بوجود میاره…

      فقط بخاطر همون خاصیت شیطان گونه که از آتش است …. برامون بوجود میاد..

      إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

      اره…شیطان وجودش از آتش است..و این وجود آتش گونه اش بخاطر همون مسیری که انتخاب کرده که ما رو از وجود بندگی کردنمون در مقابل خداوند دور کند….

      سمیه جان….همه این الهامتی که از این مسیر شنیدم..ذوق و شوق خداوند بود که بهم بگه…نرگس مسیر میانه رو “رو تا ابد ادامه بده…چون همه چیز احساس خوب تو هست..که ادامه دهنده تو در مسیر من میباشد..

      روز گذشته طبق هدایتم به دستکشهای نرگس….

      بهم گفت افتتاح حساب بانک فلان بصورت اینترنتی…

      چون خدمات ارضی رو انجام میده و بهم گفت…حساب سبا”الله اکبر..

      من کارت جدید رو بصورت اینترنتی خرید کردم و ادرس پستی رو دادم انشالله اگر خدا بخاد برام بفرستن..

      روز گذشته بهم گفت برو فلان قسمت که قبلنا برای این شخص نمونه کارای دستکشاتو فرستادی..

      رفتم دیدم اره پیام گذاشته..

      که باید نمونه کاراتو واسمون بفرستی..

      تا ما ببینیم..

      ایشون یه پسر فوق العاده ماهر ..توی زمینه طراحی لباس شب و عروس هستند..و کاراشونو توی تمام کشورها میفرستن…

      از اروپا گرفته تا کشورهای خاورمیانه..از امریکا گرفته تا ژاپن و چین…و ووو هند.و فلان..

      بسیار کاراشون زیباست..

      چند ماه پیش لباس عروسی دختر اروپا رو براش طراحی کرده بود..

      ایشون دفتر دوخت لباس شب و عروس توی استانبول ترکیه دارن..ولی بخاطر ارقی که از ایران دارن….توی مشهد دفتر دارن..و از افرادی که توی این زمینه ماهر هستند استقبال میکنن..

      .

      و ایشون با پروجکت کردنم.تحسین کرد”.بهم گفت کاراتو بفرست…

      جیزیکه من همیشه دوستداستم یچیزی تولید کنم.که اصلا همانندش نباشه..

      و لطف خدا شامل حالم شد…که این دستکش الهی بهم الهام بشه..

      با قطعیت میگم….هنوز هیچکسی توی این زمینه نتونسته الگوهای خیلی خوب رو تولید کنه…

      و دوزندگی خوبی داشته باشه..

      حتی من توی آمازونم سرچ کردم به اندازه تنوع کار من و نمونه های ساخت این پروژه من…هنوز کسی توی حوزه طراحی و دوخت .نتونسته بهمچنین ورژنی برسه..

      و من با یه پروجکت عالی..به امید خدا دارم کارامو راس و ریس میکنم تا زمانش برسه پستش کنم..

      انشالله…

      خداوند روز گذشته یه ایه زیبا از طریق دستانش بهم گفت..

      و قبلترش” یفردی بلند توی کوچه این کلمه رو صدا میزد..اونم پشت سر هم..

      الله اکبر..

      حینی که داشتم دستکشامو آماده سفر الهی” میکردم.

      [قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلَّهِ…

      (بگو: همانا تمام کارها و فرمان‌ها از آنِ خداست.)

      صحبت اون شخص”

      (ما دورانمونو گذروندیم “بدنبال آرامشیم.)الله اکبر..

      سمیه جان..اینم ردپای من برای شما دوست عزیزم…

      وقتی این نوشته مکتوب کرده رو خوندم..گفتم از ردپام واسه سمیه بنویسم..

      خداوند رو شاکرم که هدایتم کرد..

      من نرگس سالها توی این حوزه بودم.ولی بخاطر نشناختن خودم و خدای درونم فقط داشتم دور خودم میچرخیدم…..

      دقیقا مثل اون جهنم سرگردان بودم..

      خداوند بهم گفت مسیر من مسیر میانه رو”بیا…میبرمت هم بهشت دنیوی و هم بهشت اخروی‌..

      سمیه جان..یه همزمانی دو روز گذشته برام پیش اومد…

      همه اون غلبه بر ترسها باعث شد..من آماده بشم برای یه سفر جدید.که برات نوشتم…..اونم پروجکت کردن دستکشم بصورت عملی….

      الله اکبر….

      من سه مسیر توی شهرم از روز گذشتش رفتم..

      توی تاریک مطلقی که ذهنم منو میترسوند..

      و هدایت من با همزمانی دو نفر شخص فوت کرده و دیدن غسال خونه..

      و بازم هدایتم به یه قبرستان جدید از شهرم که خودم تنهایی نرفته بودم اونم توی تاریکی..

      و بازم هدایتم توی پس کوچه های یه نخلستان که اگه بخای روزشم بری برات سخته چی برسه شب باشه…

      همه اون حرکتا باعث شد…لطف خدا قدمهای جدید بهم گفته بشه..

      منیکه سالها برای رفتن به اینجور موقعیتهایی ..حالم بد میشد..

      ولی من گفتم باید انجامش بدم..

      و لطف خدا هم شامل حالم شد..

      سمیه جان..ممنونم که وقت میزاری گفتهامو بخونی..

      سپاسگزار خداوندمممم که هدایتم کرد..که منه نرگس رو خارج از باورهای محدود کننده خانواده ام…هدایت کند بسمت کارهایی که اگه به هر کسی بگم!!!

      اولین حرف…بهم میگه!!!!!

      تو دیوانه ایی…

      و این دیوانگی شامل افرادی میشه که اول لطف خدا شامل حالشون هست..

      دوم شجاعت و شهامت درونمون هست…

      سپاسگزارتم دوست الهی من

      میبوسمت..از اینجا تا قاره امریکا..

      همه چیز از درون ماست…که میتونیم بنفع خودمون تمومش کنیم…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 2221 روز

    بسم الله النور

    سلام استاد جان عاشقتم من 😘😘

    سلام برمریم جانم عاشقتم 😘😘😘

    سلام به همه دوستانم عاشقتونم 😘😘

    استاد جان واقعا یه فایل بینظیر دیگه اول از همه بگم من این لایو رو ندیدم چون اطلاع نداشتم و تا اومدم ببینم گوشیم خاموش شد وهمون لحظه گفتم خدایا چقدر دلم میخاست حرفهای استاد رو بشنوم چون فقط همون یه تیکه که گفتید احساس خوب رو شنیدم و گوشیم خاموش شد اما گفتم خوب حالا میرم مدتیشنم و انجام میدم اگر قرار باشه بشنوم هدایت میشم و خلاصه امروز کلی ذوق کردم

    و با همین فایل شما تا اومدم دانلود کنم داشتم شکر گزاری هامو می‌نوشتم و تمرین ستاره قطبی که یه دفه یه خبر عالی دیگه هم گرفتم یعنی آنقدر هیجان زده شدم که بلند شدم و شروع کردم رقصیدن و اشک ریختن آنقدر خودمو بوسیدم به خاطر موفقیتم که حد ندارع و سپاسگزاری کردم تو همون احساس خوب بودم و فایل دانلود شد و داشتم میرفتم تو فلش و حرفه‌ای شما رو تکرار میکردم که (((وقتی حالت خوبه بگو به به عجب فرکانسی دارم می‌فرستم فقط ببین این فرکانس چه اتفاقات قشنگی رقم بزنه )))که یه دفه خبر خوب بعدی هم اومد و یه مشتری عمده سفارشوو قطعی کرد و دیگه اصلا صدای من به عرش رفت 😂😂بله این معجزه احساس خوبه اما استاد من راجب این احساس خوب آنقدر مقاومت داشتم که نهایت نداشت چون در گذشته برای من غم و اندوه رو معنوی و خدا پسند جلوه داده بودن یادمه اولین بار که شما گفتید احساس خوب و تو فایل حزن در قرآن بود که دونه دونه آیه ها رو می‌گفتید من داشتم شاخ در میاوردم گفتم استاد حالت خوبه ؟این آیه ها رو از کجا آوردی من دارم هفته چند تا قرآن ختم میکنم و هیچ کدوم از این آیه ها رو ندیدم که دونه دونه یاداشت کردم و بعد از تموم شدن فایل رفتم سراغ قرآن فقط خدا حال منو می‌دونه که چقدر انگشتم گزیدم که خدایا من کور بودم این آیه هارو ندیدم ؟ و چقدر حالم منقلب شد اما بازم به این آسانی ها ذهن من نمی‌پذیرفت چون شما گفتید قانون میگه احساس خوب مساوی اتفاقات خوب ذهن من می‌گفت باشه قانون میگه خدا که نمیگه خدا از قانون جداست چون درک درستی از خدا نداشتم و خلاصه خیلی طول کشید که درک کنم بابا خدا هم غم رو نفی کرده و هر بار شما میگفتید مومن نباید بترسه و غمگین باشه اون اوایل میگفتم برو استاد جان که دلت خوشه تو اوج ثروت نشتسی و میگی حال خوب معلوم تو حالت خوب نباشه من خوب باشم اما قلبم می‌گفت حرفهای شما درسته یعنی روزی که باشما شروع کردم گفتید شرط موفقیت اینه که حرفهای منو مثل وحی منزل بپذیرید من گفتم باشه چشم حالا یه مدت گوش میدم دیگه خلاصه این فایل حزن رو زدم رو تکرار و چند بار آیه ها رو زیر رو رو کردم تا ذهنم یه ذره قبول کرد که درسته مومن نه می‌ترسه نه غمگین میشه که این خیلی تکامل داشت و تو فایل های که گفتید من همون موقع که تو بندر عباس هم بودم تو اون اتاق سیمانی حالم خوب بود گفتم استاد برو بابا دیگه این نمیشه اما وقتی فایلشو گذاشتید که فکر میکنم اسمش رویاهاتو باور کن بود و صدای خنده شما و حال خوب شما رو دیدم گفتم استاد دمت گرم وقتی گفتید من تو هوای شرجی بندر عباس پیاده راه میرفتم و اشک میرخان از لطفتان قلبم گفتم استاد تو دیگه کی هستی با کفشی که تهش سوراخ شده نون نداشتی بخوری آنقدر حال خوب پس اگه شما تونستی منم میتونم استاد خدا می‌دونه هر فایل شما چقدر ذهن منو باز کرد برای پذیرش این که احساس خوب مساوی اتفاقات خوب اینکه من میتونم خالق زندگیم باشم و من یه تقدیر مختوم و از پیش تعیین شده ندارم و هر بار با هر فایل مقاومت ذهن من بیشتر شکسته شد و به جایی رسیدم که گفتم من تسلیم استاد واقعا راست میگی حرفات وحی منزل هست و تمام تلاشم کردم تا بتونم هرچی که میگید رو در حد توانم عمل کنم و هر چقدر عمل کردم نتیجه گرفتم و باید بهتربشه و هرروز کارم همین هست که به درک بهتری برسم و شما بهترین راهنما و پیام رسان ازطرف خداوند برای من تو این مسیر هستید استاد جان زندگی من عین جهنم بود قبل از آشنایی با شما مدام غم و درد و استرس و نگرانی تا جایی که موهام به شدت ریخته بود معدم عصبی شده بود و هیچ درمانی نداشت و قلبم هم داشت دچار مشکل میشد اما خدا شاهده از وقتی یا شما آشنا شدم تمام دارو هارو گذاشتم کنار گفتم اگه استاد میگه احساس خوب پس منم با احساس خوب میتونم تمام جسمو شفا بدم و اصلا نفهمیدم که بیماری ها من کی درمان شد و خدارو شکر الان حالم خوبه و دقیقا همینطور که شما می‌فرمایید هر وقت بتونم حالمو خوب نگه دارم اتفاقات خوب رو هم تجربه میکنم اما چون انسان فراموشکار هست و باید مدام تکرار بشه این آگاهی ها هر وقت که نتونستم رهنمود کنترل کنم اتفاقات جالب نبود و هر بار ایمان به این قانون و خداوند و حرفهای شما بیشتر و بیشتر میشه

    استاد به لطف الله دیشب قدم ده رو هم خرید کردم و انشالله از امروز استارت میزنم و اینم بگم همون موقع بابت پولی که پرداخت کردم سپاسگزاری کردم و برای شما بینهایت خبر و برکت خواستم و امروز دقیقا همون مبلغ برگشت و آنقدر بابت ایمانم از خدا سپاسگزارم و کلی به مثال قبض برق خندیم نه به اون مثال بلکه دقیقا خود گذشته من بود که اگر هزینه ای اتفاق می افتاد نزدیک بود قلب من از جا کنده بشه اما به لطف خدا دارم با کنترل ذهن قدم به قدم سعی میکنم بعد از هر خرید و هزینه ای سپاسگزا خدایی باشم که برکت رو تو زندگی من جاری می‌کنه اینجوری هم به احساس بهتری میرسم و هم سپاسگزار تر میشم و خداوند هم به وعده خودش عمل می‌کنه و منو ظرف وجودمو داره گسترش میده خدایا بینهایت شکرت

    استاد جان عاشقتم مریم جان عاشقتم چ به زودی آمریکای زیبا میبینمتون 😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 186 رای:
    • -
      جواد صنمی گفته:
      مدت عضویت: 2252 روز

      سلام به دوست عزیزم زهرا خانم

      اینقدر با خواندن پیامتون احساس خوب پیدا کردم که توی محل کارم بزور جلوی اشک هامو میگیرم

      ولی این اشک ها اشک شوق هست اشکی که از خوشحالی هست اینکه دوستانی دارم با اینکه ندیدمشون ولی حس خوبی نسبت بهشون دارم از استادی که ندیده منو ولی بارها برای آرزوی سعادت میکنم و بهش افتخار میکنم که به این درجه از ایمان و توکل رسیده به این که خدا رو خوب درک کرده آیه های خدا رو خوب فهمیده و منم می‌خوام مثل استاد عزیزم باشم و بابت این پیامتون از شما ممنونم و خیلی زیبا بود و خوشحال شدم از اتفاق های خوبی که براتون افتاده

      موفق و پیروز باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
      • -
        زهرا آبلو گفته:
        مدت عضویت: 2221 روز

        سلام به دوست خوبم جواد عزیز

        بینهایت سپاسگزارم از اینکه کامنت منو خوندید و عشق و مهربون رو نثارم کردید و خدارو شاکرم با دوستان عزیز و آگاهی چون شما هم مسیر و هم مدار هستم خدایا شکرت

        دقیقا دوست من وقتی یه نفر تونسته به این درجه از خلوص و ایمان برسه من هم میتونم و خوبیش این که این آدم موحد داره راه رو به ما هم نشون میده تا خیلی راحتر مسیر رو طی کنیم و به سلامت تو این مسیر زیبا قدم برداریم مس فقط وظیفه ما اینکه که جای پاهای این آدم موحد رو دنبال کنیم انشالله که در صراط مستقیم ثابت قدم باشم در پناه خدا دوست عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      زهرا حسینی گفته:
      مدت عضویت: 2641 روز

      به نام روزی دهنده رهنمای

      سلام زهرا جانم دویت عزیزم

      بسیار یپاسگذارم از خداوندم که ما رو به مسیری سراسر عشق و آگاهی هدایت کرده و در این طریق، مدام هدایتمون میکنه به بهتربنهایی که میتونیم ببینیم بسنویم و تجربه کنیم

      خدا میدونه که چقدر حال این روزای من عالیه

      مدتها هست که حالم شدید عالیه و خوندن کامنتها هم حال من رو عالی تر میکنه

      بسیار تحسینت میکنم که میبینم اینطور با عشق و تغهد و ایمان و با انگیزه بالا داری این مسیر رو طی میکنی

      داری با تکامل پیش میری، هممون داریم با تکامل و با عشق ویش میریم

      چقدر لذت بردم که مشتری عمده،سفارشسو اکی کرد و امیدوارم همیشه جریان ثروت در زندگی شما جاری باشه و با حال عالی و سلامتی خرجسون کنی

      خواستم فقط برات بنویسم که شما عالی هستی و از کامنتت حال خوبی گرفتم

      امیدوارم همواره در آلوش رب بی انتها سلامتی، آرامش ناب، حال عالی و اتفاقات عالی رو تجربه کنیم و یادمون نره که توحید و ایمان واقعی به رب، اول و آخر هر چیزه

      👋👋💐💐💕💕😘😘

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      علیرضا گفته:
      مدت عضویت: 2937 روز

      سلام خانم آبلوی عزیز

      چقدر خوشحالم که دوستای دارم ک میتونم با موفقیتاشون بهتر روی خودم کار کنم و بیشتر انگیزه بگیرم برای رشد و پیشرفتم ممنون بابت کامنتت که انرژی بالایی داره و با خوندنش احساسمون خوب میشه و تنظیم میکنیم خودمون رو با اتفاقات خوبی ک برای خودمون رقم میزنیم و تحسینتون میکنم بخاطر مشتریهای فراوانی ک خداوند هدایت میکنه بسمت شما و عمده خرید میکنن و اگر بتونیم و اجازه بدیم به خداوند ک ما رو هدایت کنه اون موقع میبینیم هدایتش رو ک چ کارهایی برامون انجام میده فقط کافیه از سر راهش کنار بریم و خودمون رو در مدار ثروت و زیبایی قرار بدیم و لذت ببریم از زندگیمون انشاءالله هر جا هستین موفق و ثروتمند باشین

      سپاسگزارم از شما

      نعمت الهی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1593 روز

    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرَاهِیمَ ﴿5١﴾

    و نیز آنان را از مهمانان ابراهیم خبر ده.

    إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ إِنَّا مِنْکُمْ وَجِلُونَ ﴿5٢﴾

    هنگامی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. [ابراهیم] گفت: ما از شما ترسانیم.

    قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلَامٍ عَلِیمٍ ﴿5٣﴾

    گفتند: نترس که ما تو را به پسری دانا مژده می دهیم.

    سوره مبارکه حجر

    =====================================

    سلام به استاد عباس منش عزیزم،سلام به استاد شایسته جانم و سلام به دوستان توحیدی من در غار حرا

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَىٰ أَهْلِهَا ۚ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ(27 نور)

    ای اهل ایمان! به خانه هایی غیر از خانه های خودتان وارد نشوید تا آنکه اجازه بگیرید، و بر اهل آنها سلام کنید، این برای شما بهتر است، باشد که متذکّر شوید.

    و سلام بر خدایی که انقدر قشنگ درمورد همچین جزئیاتی در قرآن صحبت کرده…به قول استادجان:روانشناسی خدارو حال میکنید؟!:)

    آره استاد،ما خیلی با خدایی که شما به ما نشونش دادی حال میکنیم،خدا نگو طلا بگو،خدا نگو عشق بگو،خدا نگو چت جی‌پی تی عالم بگو:)

    انقدر هوشمند و دقیق و بی نقص….که بازم‌به قول شما داره هربار یک آس جدید رو میکنه:)

    شروع دوباره ی تمرکز من روی قدم 1 دوره ی مقدس دوازده قدم و نوشتن خط به خط صحبت های شما…همزمان با آپلود قسمت 4 درک عمیق تر خداوند…لایو استاد عرشیانفر با استاد عباس منش…لایوی که جهان من رو کن فیکون کرد…

    اون موقع ها توicu شیفت میدادم،کل حقوقم ده تومنم نبود،3،4میلیون قسط هم داشتم،نیلا نیکا 4 ساله شون بود،منم تازه با صدای استاد عرشیانفر یک چیزهایی از قانون میفهمیدم و تلاش میکردم بنویسم و انجامشون بدم.

    یک روز عموم اومد و گفت استاد عرشیانفری که توی اینستا فالوش کردی با یک استادی لایو گذاشته،این مصاحبه رو من میخوام برام دانلودش کن.

    منم میگفتم حاجی ولمون کن،من وقتشو ندارم،هزارتا کار ریخته رو سرم،خب خودت رو برو دانلودش کن،چی کار من داری؟!

    ولی عموم دست از سرم برنمیداشت!!!!هرروز پیغام میداد این لایو‌ رو برام پیدا کن و دانلودش کن!!!

    واقعا چرا عموم گیر داده بود؟!چرا به من میگفت؟!و‌ چرا وقتی براش دانلود کردم،هیچ وقت دیگه نیومد این لایو رو ازم بگیره؟!چرا واقعا چرا ؟!

    کی عموم رو مجبور کرد که منو تحت فشار بزاره؟!کی همه چیز رو هماهنگ کرد که من نتونم عروسی همکارم برم؟!کی اون شب دخترای 4 ساله رو که همیشه تا پاسی از شب بیدار میموندن رو زود خوابوند؟!کی منو اون شب تو خونه تنها نگه داشت و بعد مدام صدا میزد بیا این لایو رو نگاه کن،این برای توعه،این لایو برای توعه…

    چرا من با دیدن این لایو مسخ شده بودم؟!چرا احساس میکردم دارم یکی‌رو پشت سر استاد میبینم که داره برام دست تکون میده؟!

    یکی داره میگه بیا،من تورو صدا زدم…بیا اینجا…بیا تو تیم من…

    وَهَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ مُوسَىٰ ﴿٩﴾

    و آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟

    إِذْ رَأَىٰ نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّی آتِیکُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ﴿١٠﴾

    هنگامی که آتشی دید، پس به خانواده اش گفت: درنگ کنید؛ بی‌تردید من آتشی دیدم [می روم] شاید شعله ای از آن را برایتان بیاورم یا نزد آتش [برای پیدا کردن راه] راهنمایی بیابم.

    فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِیَ یَا مُوسَىٰ ﴿١١﴾

    پس چون به آن آتش رسید، ندا داده شد: ای موسی!

    إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ ۖ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿١٢﴾

    به یقین این منم پروردگار تو، پس کفش خود را از پایت بیفکن؛ زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.

    هیچ‌وقت‌یادم نمیره اون گیجی و مستی رو که انگار یک حجمی از نور وارد قلبم شده بود…

    این‌استاده کیه؟!چرا انقدر حرفاش منطقیه؟!چرا صداش انقدر قلبم رو آروم کرد؟!چرا استاد‌من در مقابلش سکوت کرده؟!چرا فقط اون میتونه حرف بزنه؟!

    همون شب،همون شب،همون شب شد تاریخ ورود من به این جهان توحیدی و این غار حرا…

    هیچ‌ وقت یادم نمیره،وقتی قدم 1 رو شروع کردم و رسیدم به جلسه قرآنی،یک روز قبل اینکه برم شیفت icu ،با سرعت رفتم ccu پیش همون همکارم که منو با استاد عرشیانفر آشنا کرد بهش گفتم زهره من وارد سایت استاد عباس منش شدم،من دوره ی دوازده قدم رو شروع کردم،باورت نمیشه استاد داره یک چیزهایی از قرآن میگه که من هیچ وقت نشنیدم،نمیدونی چقدر خوبه،نمیدونی چقدر بهشته …

    چه روزهای عجیب و غریبی بود …من بودم و یک حجم عظیمی از نور که هر روز زندگیم رو ،روشن و روشن تر میکرد…

    خدایا ؟!آخه کی میگه تو نیستی ؟!کی میگه تو حواست نیست؟!کی میگه تو روت کردی اونور و بیخیال مایی؟!کی میگه تو جواب نمی‌دی ؟!کی میگه تو مارو به حال خودمون رها کردی؟!کی میگه نمیشه اوضاع رو تغییر داد؟!کی میگه زندگی فقط زجر و تقلاست ؟!

    پس این همه کارها رو کی انجام داد ؟!کی این حجم از هماهنگی رو مدیریت کرد؟!اصلا کی میتونست که انجام بده؟!

    استاد همین امروز داشتم صحبت های شمارو تو جلسه ١ قدم١ توی دفترم مینوشتم که می‌گفتید:آدم ها وقتی به یک سری نتایج میرسن خیلی زود براشون عادی میشه و ذوق و شوقشون رو از دست میدن…و یادشون می‌ره از کجا شروع کردن و چه مسیری رو طی کردن این نتایج رو تونستن خلق کنند.

    استاد اون موقع که من صدای شمارو در جلسه ١ قدم ١شنیدم،من یک پرستار icu بودم با شیفت های سنگین،cpr،اعزام،همکارهای عجیب و غریب،ده تا رئیس تو محل کار،از بیستم ماه قبل باید برنامه درخواستیمو میدادم که چه روز هایی رو نیاز دارم آف باشم،تازه اگر بهم میدادن،اگر یک برنامه ی مهمونی عروسی یا حتی بیماری پیش میومد،باید تو سر خودم میزدم تا بتونم یک شیفت رو جابه جا کنم،دغدغه های مالی،حالا قسط عقب نمونه،چطوری بچه هارو کلاس بفرستم ،چطوری کارهای خونه رو انجام بدم،هزار جور سختی به خودت بده برای اینکه آدم هایی که باهاشون در ارتباطی ازت راضی باشن،محتاج محبت شریک عاطفی،از ترس نمیتونستم تو چشم های بابام نگاه کنم،حرف زدن که بماند،مامانم دائم در حال بازخواست کردن مخصوصا در مسائل مذهبی،اضافه وزن بالا ،معده داغون و…..به قول لیلا جان بشارتی: در رنج و در رنج و در رنج…

    استاد الان که دارم براتون مینویسم حداقل ٣ تا کارت بانکی دارم که هرکدومش بهم آرامش مالی میده،زمانم آزاده آزاده،پدری که من میترسیدم به چشاش نگاه کنم،الان رفیق منه،مادری که برای چادر نپوشیدن باهام قهر میکرد الان بهم میگه تو خیلی نور داری …روابطم کلا کن فیکون شده،آدم ها بدون هیچ کار خاصی بهم احترام میزارن و عشق میدن،همه می‌خوان یک جوری بهم خدمت کنن،ارتباطم با خدا و هدایت هایی که ازش دریافت میکنم دیوانه کننده ست،کلی معجزه توی زندگیم رخ داده و از همه مهم تر دارم با عشق تو مسیر عشق و علاقه م حرکت میکنم….

    همین الان که دارم براتون مینویسم یک دفتر کنار دستمه که دفتر پروژه ی فایل های توحید عملیه،یک دفتر پروژه ی سوره ی نوره،یک دفتر برای مطالب جلسات قدم ١،یک دفتر برای پروژه ی درک عمیق تر قوانین خداونده،یک دفتر برای تمرین نمود های فراوانی جهان خداونده و یک دفتر که از همه بزرگتره،دفتر شکرگزاری و ستاره قطبیمه،البته دوتا چیز دیگه که دیدنش بهم احساس خیلی خوبی میده،یکیش کلاه شماست …همون کلاهی که این اواخر همیشه روی سرتون بود و من از برادرم هدیه ش گرفتم و دومی یک کاتالوگ از محصولات شرکتی که توی کیش براشون کار میکردم،برای اینکه همیشه یادم باشه خدا چه جوری توی زندگیم معجزه خلق کرد و همه چیز رو به طرز معجزه آسایی تغییر داد(از وسط میدون جنگ اورژانس کودکان تا قلب جزیره ی کیش)

    و البته چندتا نقاشی و دست نوشته از طرف دوقولو ها که روش نوشته مامان ما خیلی دوستت داریم و یک پاکت نامه که یک قلب قرمز روش کشیده و با دست خط نیلا روش نوشته:«از طرف خدا»

    داخلش یک نامه ست که کلا دو خطه:

    سعیده من تو رو خیلی دوست دارم،تورو خیلی دوست دارم هروقت میبینمت داری خیلی خوب کنترل میکنی،حتی وقتی با گوشی بازی می‌کنی:)

    کلا نیلا نیکا خیلی برای من پیغام میارن،به طرز عجیبی دقیق زمانی که احتیاج به یک نور هدایت دارم…چون کلا خیلی شکرگزاری میکنند انگار به خدای درونشون خیلی وصلن…

    مثلا همین دوشب پیش بود که داشتیم قبل خواب شکرگزاری هامون رو میگفتیم،یکدفعه نیکا گفت مااااامااااان نیلا داره گریه می‌کنه !!!!من اولش فکر کردم اتفاقی افتاده یا دلش برای آقاجون بی بی جون تنگ شده،گفتم چی شده مامانی ؟!چرا گریه می‌کنی ؟!گفت وقتی داشتم برای چیزهایی که خداجون بهمون داده شکرگزاری میکردم گریه م گرفت …

    و من فقط داشتم به صحبت های استاد فکر میکردم که وقتی ذهن و روح آدم در یک راستا قرار میگیره آدم از خوشحالی گریه می‌کنه …

    با خودم گفتم این گریه بزرگترین سرمایه ی این بچه هاست،امیدوارم به امید الله،تو همین مسیر بمونن و اتصال به اصلشون رو فراموش نکنند.

    استاد با اختلاف صحبت های شما درمورد عدم ایستایی جهان و تغییرات لحظه ای بسیار بسیار حال منو خوب می‌کنه ،چون دقیقا زمانی که سر یک اتفاقی حالم گرفته میشه،شیطان دقیقا از همینجا نجوا می‌کنه که برای چی داری تلاش میکنی حالت رو خوب کنی؟!اوضاع دیگه تغییر نمیکنه…

    با اینکه این همه معجزه توی زندگیم رخ داده هاااا،هربار خدا به شکل جادویی به کنترل ذهن من پاسخ داده و اوضاع رو تغییر داده اما این یک مورد خیلی توی ذهن من بولد میشه که زمانی که افکار منفی میخواد بیاد و من می‌خوام با تایم اوت جلوش رو بگیرم ،دقیقا این نجوا رو میشنوم:خودتو خسته نکن:/دیگه تایم اوت گرفتن هم فایده نداره!!!

    درحالیکه بدون هیچ استثنایی همیشه فایده داشته،همیشه وقتی تلاش کردم در موقعیت های مختلف ذهنم رو کنترل کنم،اوضاع تغییر کرده،اما باز هم در موقعیت جدید،این نجوا سر و کله ش پیدا میشه …

    اتفاقا یک نکته ی خیلی جالبی از همین مدل گمراه کردن شیطان تو آیه ٢١ نور بود که برای خودم خیلی درس داشت…اینکه شیطان گام به گام آدم هارو منحرف می‌کنه …

    به قول استاد اگر بتونی همون اول جلوش رو بگیری میتونی راحت بازی رو تغییر بدی،اما اگر جلوی نجواهارو نگیری و این ادامه پیدا کنه،دیگه کار واقعا سخت میشه …

    اون نکته تفسیر نور این بود:

    «خُطُواتِ» جمع «خطوه» به معناى گام است. قرآن در مورد نحوه‌ى منحرف کردن شیطان، عبارتِ «خطوات الشیطان» را به کار برده است تا بگوید: شیطان، گام به گام انسان را به سوى انجام گناهان مى‌کشاند.

    در قرآن چند مرتبه از «خُطُواتِ الشَّیْطانِ» سخن به میان آمده است؛ یک جا مى‌فرماید:

    «ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» «1» همگى در صلح و آشتى درآیید و از گام‌هاى شیطان پیروى نکنید. و در جاى دیگر مى‌فرماید: «کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» «2» از چیزهاى حلال و دلپسند بخورید و مواظب گام‌هاى شیطان باشید و از آن پیروى نکنید. در این آیه نیز پیرامون اشاعه‌ى فحشا نسبت به مؤمنین مى‌فرماید: از گام‌هاى شیطان پیروى نکنید.

    داستان همون داستانی که همیشه استاد جان میگن که غورباقه رو اگر بزاری تو آب و آروم آروم گرمش کنی،اون نمی‌فهمه و آخرش میپزه و میمیره …

    این یعنی من باید همیشه حواسم به افکار توی سرم باشه،حواسم به حرف هایی که میزنم باشه،حواسم به چیزهایی که می‌شنوم باشه…همه چیز قدم به قدم اتفاق می‌افته و اگر از همون اول ذهنم رو کنترل نکنم دیگه افسارش از دستم در می‌ره…

    اما خب همین که بدونم خاصیت این جهان اینکه کمال مطلق وجود نداره،آرامش دائمی وجود نداره،بلکه من باید همیشه به سمت بهتر شدن حرکت کنم،خیلی با خودم بیشتر در صلح درمیام،خیلی بیشتر با خودم مهربون میشم…

    یکی از چیزهایی که من اصلا توش خوب نیستم،این مهربون بودن با خودمه،من خیییییلی به خودم سخت میگیرم،یعنی از وسط افکار و رفتار و نتایجم،مو رو از ماست میکشم بیرون …این درحالیکه با بقیه خیلی مهربونم …خیلی بهشون احساس ارزشمندی میدم،خیلی به تکاملشون احترام میزارم و خیلی نکات مثبتشون رو بولد میکنم …ولی با خودم ؟!نه اصلا …

    الان صدای استاد تو جلسه ٢ احساس لیاقت توی سرم میپیچه که میگن:بچه ها به اندازه ای که با خودتون مهربان باشید،جهان با شما مهربانه!به خدا غیر ازین هیچی نیست …

    امیدوارم این بیماری کمالگرایی رو هرچه بیشتر و بهتر درمان کنم…چون استاد بهم یاد داده:این یک تمرین دائمیه…

    یک جمله ی دیگه ای که توی این فایل استاد چند بار تکرارش کرد و شنیدنش بهم خیلی احساس خوبی میداد این بود که استاد گفتن حفظ «حال خوب» نیاز داره به داشتن یک «ذهن قوی».

    توی این مورد میتونم به خودم نمره ی خوبی بدم،چون قبل از آشنایی با استاد من خیلی ذهن ضعیفی داشتم،با کوچکترین مسئله پیش پا افتاده زندگی برام جهنم میشد،اما الان من مسائلی رو توی زندگیم حل کردم و حرکت هایی کردم که خیلی وقت ها وقتی درموردش با بقیه صحبت میکنم اصلا نمیتونن باور کنن چطور یک آدم می‌تونه توی این شرایط ذهنش رو کنترل کنه و احساسش رو خوب نگه داره!اصلا بهم میگن تو چطوری این کارو انجام دادی؟!بعد من تازه اون موقع میفهمم چقدر عوض شدم،چقدر قوی تری شدم و چقدر تجربیات ارزشمندی توی زندگیم دارم که شخصیت الان من رو ساخته…

    شخصیتی که هیچ وقت وجود نداشت ولی ساخته شد،خشت به خشت با قدرت توحید و آموزش های استاد …

    من شدم شبیه به کسی که شمع تو دستش داره و خیلی وقت ها میبینم که بقیه میان و ازش نور میگیرن ،این درحالیکه من اصلا نمیخوام درمورد این موضوعات صحبت کنم یا کسی رو نصیحت کنم،من به شدت سرم توی کار خودمه و هر روز دارم برای بهبود شخصیتم و رسیدن به اهدافم قدم برمیدارم …

    و حتی میدونم که اگر شمعی توی دستم باشه،اعتبار و کردیتش از من نیست،اگر خدا من رو هدایت میکرد من تو همون مداری های تاریک و درب داغون در حال دست و پنجه نرم کردن با سختی ها و تقلاهای زندگی بودم…

    دعا میکنم خدا کمکم کنه ،این ذهن رو از این موقعیتی که هست قوی و قوی تر بسازمش و باز هم سد هایی رو بشکنم که الان انگار رویا به نظر میرسه …اما رویا نیست…فقط چندتا مدار بالاتر در انتظار منه که بهشون برسم فقط کافیه به اصل قانون درست عمل کنم:

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    =====================================

    تمرین ستاره ی قطبی میانه ی روز ،قربه الی الله🩵

    🟣دیروز به محض اینکه کامنتم رو برای جلسه ٢ قدم ١ ارسال کردم برام یک ایمیل اومد از پسر ناز سمانه جان صوفی،این درحالی بود که من توی کامنتم نوشتم وقتی دارم این تمرین رو انجام میدم انگار دارم خدارو میبینم که بهم لبخند میزنه…و عکسی که سمانه جان از حافظ جان فرستاد یک لبخند دلبرانه ی بی نهایت زیبا بود که دقیقا قلبم بهم گفت این همزمانی یعنی خدا داره بهت لبخند میزنه سعیده…و من از شوق این همزمانی ها و این حجم از زیبایی روی پام نبودم…من بودم و صدای آهنگ و شلنگ تخته انداختن:)

    🟣با همون حال خوب از خونه زدم بیرون برای خرید،یک دفعه یک آشنای بسیار دور توی خیابون دیدم،وقتی بهش سلام کردم،با چشم های گرد شده انگار مارک زاکربرگ رو تو ایران دیده بهم گفت:سلااااام سلطان :))) من از خنده داشتم تو خیابون میترکیدم:)))) آخه به یک دختر ریزه میزه ی صد و شصت سانتی میگه سلطان:))))))خدایاااااا شکرت،دااااره خوش میگذره :))))

    🟣با همون خنده و احساس خوب برگشتم خونه،دیدم یک همسایه ی جدید داریم،یک دختر ناز و دلبر و مهربون،اصلا با دیدنش قلبم بااااز شد…به طرز عجیبی این دختر تو دل برو و مثبت بود،اومده تو آسانسور میگه من نیلوفرم،شما؟!گفتم من سعیده م،دستشو آورد جلو با چشم های ذوووق زده و گفت چه اسم قشششنگی:))) آقاااا چقدر جهان آدم های باحالی داره:)))چقدر خوبن همههههه،خدایااا شکرررررت.

    🟣چند روز پیش بود صبح محجوبه بهم پیام داد میای امروز باهم بریم باشگاه؟!گفتم من بیرون از خونه کار دارم نمی‌رسم بیام،بعد اون روز هوا خیلی ابری و طوفانی بود،بهم میگه: مواظب باش باد تورو نبره سعیده خِشکَعیت:)))) چقدر من تو خیابون خندیدم،کلا مازندرانی ها خیلی باحالن،خیلی خنده دارن،خیلی اصطلاحات باحالی میگن،خِشکعیت به کسی میگن که خیلی لاغر باشه:))خدایا شکرت من همون سعیده م که انقدر اضافه وزن داشتم اگر با چوب بهم میزدن مثل لاستیک قِل میخوردم میرفتم اون سر دنیا :))))) چه کرد این قااانون سلااااامتی باااا ماااا،خدایا مرررسی که هستی،استااااد مررررسی که هستی ….

    🟣امروز صبح مامانم زنگ زد گفت کارت بانکی که گم کرده بودی پیدا شد،کلی خداروشکر کردم که دیگه لازم نبود کارت جدید صادر بشه،امروز متوجه شدم باگ سایت برطرف شده و دیگه اگر پاسخ داشته باشی برات نقطه ی آبی میاد ،خیلی خوشحال شدم که دیگه نیاز نیست هربار قسمت پاسخ هارو چک کنم،امروز نیلا نیکا از راه مدرسه رفتن خونه ی دوستشون با اینکه من خیلی مقاومت دارم ولی پذیرفتم و گفتم این کمک خداست که من وقتم آزاد تر بشه،خدایا شکرت.

    🟣دیروز داشتم یک سری کامنت هام رو توی کیش نوشته بودم میخوندم و انقدر ذهن و روحم در یک راستا قرار گرفت که همینجوری اشک از چشام جاری شده بود ،بعد دیدم بابام دوتا ویدئو روی واتس اپ فرستاده از سگ گله ای که همیشه توی زمین کشاورزی میبینتش،همیشه این فیلم هارو به گوشی نیلانیکا می‌فرسته اما اینبار فرستاد روی واتس اپ …فقط بخاطر اینکه خدا پیغامش رو به من برسونه…

    وقتی بابا داشت از اون سگ فیلم می‌گرفت از ضبط ماشینش این آیه پخش شد:

    رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَىٰ رُسُلِکَ

    پروردگارا! آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده ای به ما عطا فرما

    این هم زمانی ها کار کی می‌تونه باشه غیر از خدا؟!هیچ کس هیچ کس…

    🟣دیروز داشتم یک ویدئو توی یوتیوب می‌دیدم که داشت کره زمین رو از توی فضا نشون میداد،خیلی زیبا و حیرت برانگیز بود،یک بنده خدایی هم کامنت گذاشته بود:سبحان الله…آخه چطور این عظمت توی فضا معلق وایساده…

    باور کردنی نبود که چند نفر اومده بودن به فحش و توهین بهش گفته بودن که خدا کجا بود؟!این فقط بخاطر گرانشه و….

    وقتی اینارو دیدم یاد صحبت های استاد درمورد کتاب های سپاسگزاری افتادم که میگفتن تو همه شون نوشته بود سپاسگزاری کنید،ننوشته بود از کی!!!فقط یا نوشته بود از یونیورس سپاسگزاری کنید یا نوشته بود سپاسگزاری کنید…

    بعد استاد میگن:سپاسگزاری از کی؟!سپاسگزاری از کی؟!چطور جرات نمیکنید اسم خدارو بیارید!؟

    وَقُلْ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلَىٰ مَکَانَتِکُمْ إِنَّا عَامِلُونَ ﴿١٢١﴾

    و به کسانی که ایمان نمی آورند، بگو: به اندازه قدرتتان عمل کنید، و ما هم عمل می کنیم.

    وَانْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ ﴿١٢٢﴾

    و به انتظار بمانید که ما هم منتظریم.

    وَلِلَّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَیْهِ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَکَّلْ عَلَیْهِ ۚ وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿١٢٣﴾

    نهان آسمان ها و زمین فقط در سیطره دانش خداست، همه کارها به او باز گردانده می شود؛ پس او را بندگی کن و بر او توکل داشته باش، و پروردگارت از آنچه انجام می دهید، بی خبر نیست.

    و من چقدر این تیکه از آیه رو دوست دارم…

    وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ…

    وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ…

    وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ…

    خداروصد هزار مرتبه شکر برای داشتن خدایی که همیشه هست،همیشه میبینه،همیشه میشنوه،همیشه پاسخ میده و هرگز از هیچ یک از مخلوقاتش غافل نیست و توکل کردن بر اون همیشه وسط دیوار ها،در جادویی باز می‌کنه ….

    دوستون دارم استاد از روشنی قلبم

    به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان

    قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 187 رای:
    • -
      فاطمه محرمی خانقاه گفته:
      مدت عضویت: 1389 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

      و مهربانی‌اش همیشگی.

      و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

      در خیالم با خیالت بیخیال عالمم؛

      تاکه هستی در خیال با خیالت خوش خیال عالمم

      سلام به روی ماه وقلب سلیم رفیق امن خودم

      چیطوری سعیده جووووووونم ؟؟

      معلومه دیگه الان حالت ترکیبیه از

      بی نهایت سلامت و بالیاقت

      به توان هم جهت با جریان خداوند

      ضربدر روانشناسی ثروت (خلاقیت میبینی )!!!!

      همین اول بگم که تندخوانی نکنی ها

      ببببین تندخوانی کنی متوجه میشم

      فرکانسش بهم میرسه

      خخخخخخخخخخهههههههههه

      عااااااااشقتم من رفیق بهشتیم

      این کامنت در حالی نوشته میشه که کلی بزن وبرقص کردم و دوصفحه شکرگزاری نوشتم و سه مورد از ستاره قطبی م تیک خورده تا الان و ازهمه مهمتر معجون بهشتی روانشناسی ثروت یک جلسه دوم گوش دادم وحالا در یک هوای زمستونی نشستم پای نوشیدن چای زنجبیلی بهشتی م

      کامنت هارو باعشق میخونم و پاسخ می نویسم …

      تحسینت میکنم برای دونه به دونه کنترل ذهن هایی که انجام میدی و تمرکزها وتعهدهایی که میذاری برای یادگیری همراه با عملگرایی …

      برای قدم هایی که درمسیر توحید داری برمیداری …

      برای مادرانگی های قشنگت

      برای لبخند های از سر ذوقت

      برای اشک های از سر شوقت

      برای رزق های بی حساب

      و هم نشینی های عالم تاب

      که منبع تمومش خداست وبس …

      این‌که این روزها نیلا جان و نیکا جان

      با زبان شکرگزاری با خدا حرف می‌زنن

      و از طرف خدا برای شما نامه می‌نویسن

      نشانِ تعهدی است که از حرف فراتر رفته و به عملِ آگاهانه رسیده و چقدر فضل پربرکتیه ….

      رفیق بهشتی نازنینم شما ، با صبر وحضور قلب و عملگرایی، این مسیر رو زندگی میکنی …

      نیلا و نیکا آینه‌ی نیت پاک خودت هستن

      و این زیبایی، تصادفی نیست…

      ثمره‌ی مادری است که خودش با خدا قرارداد بسته ومتعهد پاش وایساده

      بهت افتخار می‌کنم باتموم قلبم و با اشکهای قشنگم

      دور قلب سلیم ومهربونت بگردددددم من رفیق ماهم

      اینجاست که باید تکرارکنم

      دل سپردم به خدا

      حسبی الله و کفی

      یکی اینجا باتموم قلبش دوووستون داره

      تازگیا رزق های لحظه ای ما همزمان شده ها هوراااا

      خوشم میاد از این هم نشینی مستک وار

      من دیوونه میشم از همزمانی ها

      از نشونه ها و پیامها وهدایتها

      خدا همیشه شاهکار میکنه

      خدا خیلی خداست

      خدا همه چیزه

      دخترهای قشنگممممم ببوس با قلب مهربونت

      خالههههههههه من عاشقتونم تا همیشه

      دوقلوهای دوست داشتنی وافسانه ای زندگی خوشگلم خیلیییییییی دوستتون دارم وعاشقتونم

      الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      محمد حسین گنجی گفته:
      مدت عضویت: 1206 روز

      سلام خانوم شهریاری.

      با کامنتت اشک ریختم ..

      اشک شوق..

      همون اشکی که نشونه حضور خداونده…

      اگر یادت میاد این تیکه از کامنتتون

      “وقتی اینارو دیدم یاد صحبت های استاد درمورد کتاب های سپاسگزاری افتادم که میگفتن تو همه شون نوشته بود سپاسگزاری کنید،ننوشته بود از کی!!!فقط یا نوشته بود از یونیورس سپاسگزاری کنید یا نوشته بود سپاسگزاری کنید…

      بعد استاد میگن:سپاسگزاری از کی؟!سپاسگزاری از کی؟!چطور جرات نمیکنید اسم خدارو بیارید!؟”

      مال کدوم فایل استاد هست. اسم اون فایل رو بهم بگید ممنون.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1593 روز

        سلام آقای گنجی

        الهی که حال دلتون عالی باشه،دوقولوهای عزیز غرق سلامتی و آرامش و شادی…

        این صحبت استاد در یکی از جلسات دوره ی هم جهت با جریان خداوند هست،اگر اشتباه نکنم در جلسه 7 که مربوط به باور فراوانی هست.

        خداروصدهزارمرتبه شکر برای اشک هایی که از چشم ها سرازیر میشه و قلب رو شست وشو میده،این اشک ها بزرگترین سرمایه ی زندگی ماست…اشک های اتصال به خداوند…

        شما و خانواده ی بهشتیتون رو در پناه نور میسپارم و الله یارتون باشه همیشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      منیژه حکیمیان گفته:
      مدت عضویت: 1250 روز

      به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

      خدارا شکر برای وجود سعیده عزیز

      خدایا شکرت برای کامنتهایش

      خدا یا شکرت برای الهاماتی که به قلب مهربونش میشه و میاد برامون از اونا مینویسه .

      سلام سعیده عزیزم ،سلام بر قلب سلیمت ،سلام بر قلم روانت

      سلام بر آیه آیه ی قرآن که مینویسی و من چقدر این آیه هایت را که با معنی و گاهی با تفسیر می نویسی دوست دارم

      چقدر قلبم را باز می کند .روحم را مسخ میکنه بهم آرامش و امنیت میده .

      امروز صبح تو سرویس که نشستم تا بیام سر کار ،شروع به خواندن کامنتت کردم چقدر حالم را عوض کرد آنقدر سبک شده بودم که احساس پرواز بهم دست داده بود .

      ماشالا بهت عزیزم ،چقدر عالی نوشته بودی اشک در چشمانم حلقه زده بود و به زور خودم را نگه داشتم چون تو سرویس بودم

      آنقدر قشنگ بود که دلم نمیخواست تمام شود

      وقتی رسیدم سر کار با تمام وجودم خدارا شکر کردم که در این مسیر هستم

      با افرادی مثل شما هم مسیر هستم در فضای توحیدی این سایت قرار گرفتم .

      هربار نجواهای ذهنی بهم فشار میاره و میام و کامنتهای دوستان را میخونم خیلی حالم خوب میشه

      و این کامنت خواندن به نوعی تایم اوت من محسوب میشه .

      چقدر زیبا تمام اتفاقات روزانه ات را ثبت کردی خوش بحال نیلا و نیکا که مادری همچون تو دارند .

      و خوش بحال تو که فرشته هایی همچون نیلاو نیکا داری .

      خوش به حال استاد که چنین شاگرد نمونه و توحیدی دارند .

      و خوش به‌حال تمام ما ها به خاطر وجود استاد عزیز و مریم جان دوست داشتنی.

      سعیده عزیزم برایت تن سالم و قلب روحانی ،دل شاد و حساب همیشه شارژ آرزومندم

      در کنار عزیزانت همیشه بهترین لحظات را بگذرانی .

      موفق باشی .

      یاحق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      سارا صمدی پور گفته:
      مدت عضویت: 1846 روز

      سلام سعیده عزیزم

      امشب کامنتت واسم اندازه یه فایل استاد نکته داشت

      من این چند روز فشار زیادی روم بود و امروز برای اولین بار بغضم ترکید در حدی که جلو دوست پسر مسیحیم که خودت میدونی چقدر حساسن، با خدا سر جنگ برداشتم

      هی براش میگفتم که شرایطم چقدر سخته و اون هی میگفت سارا خدا درستش میکنه God will take control

      و من چون تو شرایط احساسی بدی بودم نمیتونستم حرفشو قبول کنم و انقدر عصبی شدم گفتم اقا اصلا من با این خدا قهرم از صد طرف داره بلا سر من میاد

      اینو که گفتم صورت همیشه مهربونش خیلی جدی شد و بهم گفت میفهمم عصبی هستی ولی کاش یادت بیاد چقدر جاهای مختلف « خوش اقبال » بودی دقیقا ترجمه کلمه ش همینه به معنی کسی که یه برکت خاصی داره یا خدا بهش توجه ویژه ای داره

      و بهم گفت من تنهات میذارم یکم خودت فکر کنی چون حرفایی که داری میزنی خودتم میدونی قبولشون نداری و من بهش گفتم اره حق داری من یه ساعت دیگه اروم میشم الان عصبی ام

      بعد یکم قران خوندم خیلی سوره و ایه سنگینی برام اومد و خدا گفت ستمگران به زودی نتیجه اعمالشون رو میبینن پس بهشون بگو ازم نخوان که تسریع کنم عذابشون رو چون حتی اگه نسیمی از عذاب من بهشون برسه اعتراف میکنن که من در حق خودم ظلم کردم

      و بعد کامنت شمارو خوندم که گفتی شکرگزاری از کی؟

      واقعا سعیده جان منم جرئت ندارم اسم خدارو به زبون بیارم انقدر که دور از جون همه وحشی شدن واقعا و کوچکترین حرفی بزنی از خالق این جهان یا قران میخوان تیکه تیکه ت کنن ( البته اینم شاید باور منه که زیاد اینارو میبینم)

      خلاصه اون بخش قدم به قدم گمراه شدن هم خیلی کمکم کرد که دیدم چقدر نرم از حدود بیست روز پیش تو سرازیری سقوط بودم و الان رسیدم به جایی که جرئت کردم جلو یکی دیگه بلند بگم که من با این خدا مشکل دارم

      همون خدایی که منو به اینجا رسوند همون خدایی که قبل تولد منو از معلول شدن نجات داد همون خدایی که کمکم کرد 2000 دلار پول بسازم همون خدایی که دل آفسیر فرودگاه رو برام نرم کرد و انقدر کمکم کرده من تو چشم دیگران خوش شانس و نظرکرده هستم

      یعنی خجالت کشیدم بعد این پیام و آیاتی که گذاشته بودی گفتم خدا چقدر بزرگه فکر کن موجودی رو انقدر بزرگ کنی و بهش نعمت بدی بعد با چند روز بی پولی و دو روز اخبار خوندن باز بگه خدا کجاست چرا منو نمیبینه چرا نیست…

      خلاصه کامنتت شد شروع یه دوره جدید برای من خداروشکر هربار میام سقوط کنم خدا یه جوری تو این سایت دستمو میگیره یه بار با کامنت های ساناز یه بار اقای ثانی یه بار اقا ابراهیم و شما و…

      ولی کاش بتونم این بار مونتومم رو نگه دارم و یکم عوض بشم

      و یه تصمیم شجاعانه گرفتم با اینکه کارم انلاینه فعلا چند روزی اینستارو کامل پاک میکنم تا اوضاع بهتر بشه و همه تایمم رو روی سایت میذارم تا یکم از اون مدار بیرون بیام و ببینم بعدش باید چکار کنم

      مرسی سعیده عزیزم که جرقه یه شروع دوباره شدی

      امیدوارم تو کامنتای بعدیم نتیجه این جرقه رو بهت بگم

      کلی عشق و نور بهت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      حسین امامی گفته:
      مدت عضویت: 1768 روز

      سلام عرض میکنم

      و از خداوند سپاسگزارم از بابت این هدایت

      چیزیکه برام خیلی جالبه و بازم تکرار میشه اون صحبت استاد که میگفت جهان به شکل بسیار دقیق و ریاضی واری داره به فرکانس ما پاسخ میده

      من اینو از جهت شبیه بودن چالش ها و نجواهایی که گفتین فهمیدم چون دقیقن خودم هم تو پلتفرمه روانی که دارم همینه جوری این نجوا با ی مشکله یا چالشه و هرچی میخاد آدمو ببلعه که انگار میری تو ی جهنم تاریک و پر از درد و رنج میخاد با اون مشکل مارو در بر بگیره و باز هم خدا ..

      دقیقن من میگفتم خدایا چقدر من باید رویه خودم کار کنم خسته شدم چرا بعضی از بچه های سایت اینجوری نیستن و اینقدر رون و راحت من چقدر مومنتوم ازش خارج میشم و تا امشب که کامنت شمارو هم دیدم و دیدم توکل و یاده خدا در هرلحظه با هر چالش و بعدش دوباره کمی فکر کردم و میگم حتمن برای همه ی دوره این هست و این هم تکامله که وقتی توکلت قوی بشه و شرایط زندگی مخصوصن مالی ما رشد پیدا کنه یقینن خیلی خیلی راحتتر میشه همه چی.. حتی تو حفظ مومنتونم و حاله بهتر و یک شخصیت متوکل و بیخیال البته با رزومه سختی که من برای خودم قرارش دادم

      و دیدم بعله شما هم خیلی شبیه به منین و خیلی قشنگ از توکل و یاده خدا دوباره اون نور رو حفظ کردن و اجازه دادین خدا نورشو تو وجودتون حفظ کنه موقعی که اون سیاهی ها با نجواها میان

      واقعن اینقدر کامنت شما برای من الهام بخش بود که نمیدونم چی بگم

      آفرین بهتون واقعن آفرین

      چه آیات زیبایی رو نوشتین فوقالعاده هستین و امیدوارم بهترین ساله زندگیتون تا به امروز برای تکتکتون باشه در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    sara گفته:
    مدت عضویت: 2154 روز

    استاد استاد من دیوونه شدم از این فایل

    چقد اگاهی هاش به دلم میشینه

    سر کار یبار گوش دادم و الان عصر تو خونه نشستم با جون و دل گوش میدم و نت برمیدارم حتی یبار برق رفت حتی از روی صندلیم بلندم نشدم استوپم نزدم😅 بجاش چراغ قوه گوشیم و روشن کردم🤌🏻

    جاتون سبز🌱 دمنوش سیب☕️🍎 با نبات دارچینم واسه خودم دم کردم ک حسابی تو این هوای سرد ❄️ میچسبه🔥

    این فایل فرکانسش بالاست

    منی ک چند ساله تو مسیر کنترل ذهنم قشنگ میفهمم چ انرژی ذهنی میخواد کنترل ذهن

    از حق بودن و عین حقیقت بودن این جمله و بار فرکانسی بالاش هرچقدررر بگم کم گفتم

    اونجایی ک میگید؛

    📍ما حتی اتفاقات یک ثانیه بعدمونم میتونیم تغییر بدیم📍

    چقدر اینو تلاش میکنم ک در عمل بهش عمل کنم استاد هرروز کلی دفتر همرامه جیب هام پر دفتر یادداشته و همیشه یه خودکار همرام ایرپاد یا هنس فری تو گوش تو محل کار

    همش تو دفتر مینویسم نشونه ها رو احترام ها رو محبت ها رو لطف دوستانم برخورد قشنگ شون

    مشتری هارو چون میدونم حتی اگ به یه اتفاق کوچیک اول صبح ک خوب بوده شاخ و برگ بدم و توجه کنم با احساس سپاسگزاری تا شب انعکاسش برمیگرده هزاربار البته به شرط کنترل ذهن هر لحظه چون هر لحظه لحظه بعد خلق میشه

    باورها و دیفالت ها خیلی مهم اند تو نتیجه برای همین با احساس عالی هم یک دفعه از مدار سی جامپ نمیکنیم به مداره هزار

    و این چیزی بود ک من قبلا نمیفهمیدمش

    فک میکردم خب دیگ من فهمیدم احساس خوب تنها چیزه و چون قوانین و بلد نبودم و انتظار اتفاقات بزرگ و میکشیدم ک اصلا تو مدارشون نبودم با احساس خوب داشتن وقتی نمیرسیدم و اتفاقات فقط کمی بهتر وارد زندگیم میشد نا امید میشدم و دوباره سقوط میکردم به مدار پایین

    ولی الان یذره یذره اتفاقات بهتر و تجربه میکنم و بابت کوچیک ترینش سپاسگزارم و میبینم استاد میبینم بخدا واقعیت شکلش تغییر میکنه

    واقعیت مثل آب مثل یه مایع بی شکل هست و فقط شکل فرکانس های منو میگیره🙌

    پایه و اساس همه جی احساس خوبه

    حتی کارکردن روی باورها اگ احساس تو خوب نمیکنه کار کردن نیست

    حتی اون سختی موقع کنترل ذهنم احساس تو خوب تر میکنه و قلبتو سبک تر و نفس هاتو عمیق تر و ضربان قلب تو هماهنگ تر و اروم تر

    پایه و اساس همه تمرینات استاد احساس بهتره

    اونجایی ک استاد باور توحید و قائم به ذات رو میگه بهت حس خوبی میده چون میفهمی تو کنترل صد در صد زندگی و وضعیت مالی و روابط‌ و سلامتیت و داری

    همین ک میفهمی عوامل بیرون نقشی تو ثروت مند شدنت ندارن احساست خوب میشه نجواهات کمتر میشه رسیدن به ارزوهات برات بدیهی تر میشه حتی تو تمریناتم کنترل ذهن باید کرد

    برای همینه ک استاد من خودم✋🏻 اعتراف میکنم سختمه به بعضی تمریناتتون عمل کنم

    بهونه میارم اما خودم میدونم ک همین ک شروع کنم به تمرین ، نجواهای ذهن میاد و اگر من از پس کنترل ذهن بر بیام و تمریناتتونو انجام بدم یه پله رشد میکنم تو روابطم تو عزت نفسم تو ثروت و وضعیت مالیم و استقلالم احساسمم بعد انجام تمرین بهتر میشه

    اما اولش نیاز داره به کنترل ذهن

    واسه همین میتونم بگم مهم ترین دلیل تمرین نکردن ما بچه ها اونطور ک باید واقعا از دل و جون مایه بزاریم و باوجود اینکه میدونیم اقا همچین قانونی وجود داره هزاربارهم نتیجه گرفتیم اما باز سخت مونه اهرم رنج و لذت انجام بدیم باز سخت مونه تمرین تبلیغات بازرگانی انجام بدیم باز سخت مونه جلسات و با تمرکز چندین بار نت برداری کنیم چون کنترل ذهن سخته موقع ساختن باورهای خالص البته ک شیرینی بعدش ک احساس خوب و نتیج عالی تره بخاطر ورودمون به مدار بالاتر می ارزه حسابی 😇😌

    دوستتون دارم تمام کامنتم فقط درمورد همون یه جمله بالا بود و با همین جمله هم کامنتم رو تموم میکنم ک ما میتونیم اتفاقات حتی یک ثانیه بعدمونم تغییر بدیم تمام✋🏻♥️

    در پناه خدای وهاب و بخشنده بی نهایت شاد و الی احسن الحال باشید😁♥️🙈✋🏻

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 297 رای:
    • -
      مهدی حضور گفته:
      مدت عضویت: 2415 روز

      سلام به سارا خوش قلب و دوست داشتنی بارها کامنت بی نظیرتو خودندم بارها از صحبت ها ایده گرفتم بارها تحسینت کردم بخاطر وجود ارزشمندت که تک تک صحبت هات از یک ایمانی میاد که در حال عمل به آموزه هاست این نشانه نیک شناخت خودت و خدای که در وجودته انسان ها نمیمیرند بلکه فراموش می کنن خود واقعی رو اما سارا پذیرفت که.

      خداوند وعده داد سالهایی که ملخ ها خوردند را به تو باز میگردانم…

      خیلی کم پیش میاد من بیام تو سایت و کامنتی بخونم و خدای درونم بگه من بنویسم

      اما امروز با تمام روز های زندگیم متفاوته برای نوشتن این کامنت ذوق شوق زیادی دارم

      مهم تر از اینکه داری تلاش می کنی تا این جمله تو کامنت و صحبت هات بیان کنی و در عمل بهش عمل کنی این یعنی ایمان و عمل صالح که خداوند در قرآن هر جای از ایمان صحبت می کنه از عمل صالح هم صحبت می کنه حال این جمله❤️

      زندگی آدم ها محصول انتخاب هاشونه

      انتخاب های آدم ها محصول شخصیتشونه

      شخصیت آدم ها محصول باورهاشونه

      خیلی راحت پازل زندگی رو تو کامنتت حل کردی این یعنی شناخت عمیق از قوانین و عمل به دانسته ها در زندگی شخصی

      با تمام وجودم این درک عمیق و شناخت درست قوانین و قدرت عظیمی ورا انسانی که خداوند بهت داده میتونه تو مسیر رسیدن به خواسته هات کمکت کنه

      شاید برای خیلیا خوندن کامنتت ی متن عادی باشه اما برای منی که 7ماه شبانه روز دارم رو شخصیتم با تمام وجودم کار می کنم و روزی ۱۶ساعت هم مینویسم هم فکر می کنم هم تلاش می کنم به آموزه عمل کنم از نگاهت یک برداشت عمیق داشتم و حتی وقتی رشد زیادی تو زندگی و کسب و کارم میبینم به وجد میگم ببین مهدی خداوند اون سال های که ملخ ها خورند رو دوباره بهت بخشید چه زمانی بخشید زمانی که من ایمان آوردم بهش و احساسمو خوب کردم

      و ازت ممنونم سارای مهربون باعث شدی من بیام بنویسم

      در آخر

      تنکیو 💜💜

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
    • -
      علی خسروی گفته:
      مدت عضویت: 2532 روز

      سلام سارای عزیز ممنون که اینقدر با دقت روی نکات مثبت این فایل توجه میکنی چه کامنت زیبایی نوشتی همین کامنت شما به تنهایی یه عالمی بود برا خودش چه نت هایی میشه از این کامنت شما برداشت کرد چه چیز هایی میشه یاد گرفت🌹 ازتون سپاس گذارم🙏🏻

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      راضیه رجبی گفته:
      مدت عضویت: 2220 روز

      سلام سارای عزیزم

      این کامنت شما برای من بود

      برای منکه چند مدتی هست دارم روی کنترل ذهن کار میکنم و هر لحظه منتظر اتفاقات خیلی بزرگم ولی با خواندن کامنت زیبات خداوند خیلی واضح به من گفت نمیشه یک دفعه ای از مدار سی بپری به مدار هزار و این با اصل قانون تداخل داره

      و خداروشکر کلی قلبم آروم تر شد و کامنت شما رو کپی کردم که هر موقع عجله به سراغم اومد بخونم و یادآوری کنم قانون تکامل رو

      بی نهایت از قلم زیبات که این چنین دل نشین نوشتی سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2037 روز

      بنام خدای مهربان

      سلام سارای عزیزم

      ازت خیلی ممنونم بابت ردپای ارزشمندی ک از خودت ب جا گذاشتی

      دقیقا منم الان این احساس و توقع رو دارم

      و ی کم ک کار میکنم روی خودم توقع نتایج خیلی بزرگ دارم

      و وقتی ک اتفاق نمیفته سرخورده میشم

      نا امید میشم ک قانون دیر جواب میده

      من باید خیییلی رو خودم کار کنم ک نتایج بزرگ بیاد

      یا نتاج کوچیک خودم و با نتایج بزرگ دوستانی ک تکاملشون و طی کردن ناخودآگاه مقایسه میکنم

      در صورتی ک من خبر ندارم از کنترل ذهن هایی ک کردن

      مسبری ک رفتن

      استمراری ک داشتن

      باورهایی ک ساختن

      چقد قشنگ گفتی ک

      کارکردن روی باورها هم کنترل ذهن میخواد

      و کل داستان همینه:

      داشتن احساس خوبه

      بلد کردن اتفاقات مثبت کوچیک،احترام ها

      توجه ها

      دیدن بهبودهای کوچیک

      تحسین شون

      و امید دادن ب خودم ک قانون جواب میده

      بارها جواب داده بازم میده

      ما در لحظه دارم یک لحظه بعدمون رو خلق میکنیم

      بارها و بارها تجربه اش کردم

      درست مث امروز صبح

      منتها باید حواسم ب ذهنم باشه و رهاش نکنم

      چون مث ی بچه اس ک اگه رهاش کنی میره سراغ کارهای منفی

      خرابکاری

      مرور خاطرات بد

      یادآوری باور کمبود

      الهی صدهزار مرتبه شکر ک هدایتم کردی ب این آگاهی ها

      و این رزق پربرکت

      مرررسی ازت سارا جان

      راستی عکس پروفایلت خیییلی زیباست و پراز انرژیه

      پراز حس خوبه

      کلی حس خوب ازش گرفتم:))

      واینکه عاشقتمممم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ایمان گل محمد گفته:
      مدت عضویت: 1049 روز

      سلام سلام سلام به به خداوند لطیف و استاد و تمام دوستان :) شکرت به به به خداوندا شکرت :)

      به به تحسین برنگیزه سارا خانم که شما دوباره بسیار زیبا دوباره قانون بدون تغییر خداوند را بهتر اجرای کنیم وبه خود همچنان یاد آوری کنیم احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب لاجرم خداوندا مرا هدایت کن به شکر گذاری با شادی از تمام سلولها با تمام وجود خداوندا شکرت :) خداوندا هدایت کن برای حس خوب در زمان حال به به خدایاشکرت :)

      برا همتون بهترین احساس در زمان حال آرزو دارم از خداوند رحمان ورحیم :)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: