درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴
موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمتها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
- رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
- اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
- ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
- راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
- راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
- “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴20MB21 دقیقه














به نام ایزد یکتا که هر چه دارم از آن اوست………
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان عزیزم در این مسیر الهی…..
دوست دارم تجربه ی خودم از کنترل کردن ذهنم و قرار گرفتن در مدار نعمت ها تو همین چند روزه ی اخیر رو باهاتون به اشتراک بزارم تا اول درسی باشه برای خودم و بعد دوستانم…..
امروز 3 بهمن سال 1404 هستش که به خاطر یه سری مسایل توی کشور و اعتراضات و ……
حدود دو هفته ای به طور کامل اینترنت ها قطع شد و شرایط یکم سخت شد….
برگردیم به یه چند سال قبل
من خودم یه کارگر ساده ی ساختمون بودم که به لطف خداوند مهربان هدایت شدم به این سایت الهی و استاد عزیزم و خداوند منو در واقع به این مسیر زیبا هدایت کرد……
آروم آروم رشد کردم و هر چقدر که باور هام توی حوزه های ثروت و سلامتی و روابط و خداوند بهتر میشد نتایج هم به همون اندازه بهتر میشد…..
به لطف خداوند مهربان من هدایت شدم به مسیر علاقه ی خودم یعنی تولید محتوا و هدف ها و انگیزه هام بیشتر و بیشتر شد و هدایت شدم به شغل پاره وقت توی یه لباس فروشی فوق العاده تا اینطوری بتونم مسیر علاقه ی حودم رو هم به نتیجه برسونم و همین طور پیشرفت کنم…..
هر روزی که روی خودم کار میکردم خب نتایج هم به همون اندازه بهتر و بهتر میشد….
درآمد من از همون شغل پاره وقت حدود 50 درصد بیشتر شد….
توی تولید محتوا های خودم که تمرکز اصلیم روی این مسیر علاقم بود به لطف پروردگارم خیلی رشد کردم کلی درس گرفتم و کلی پیشرفت و کلی تکامل و اتفاقات قشنگ…..
دقیقا دو هفته ی پیش بود که شرایط کشور بهم ریخت و اینترنتا قطع شد و نجوا های شیطان میومد توی سرم که دیگه تموم شد دیگه اینترنتا وصل نمیشه و…..
واقعا دو روز اول هعی احساسم بد میشد و دوباره خودم با گوش کردن فایل هایی که از شما داشتم احساسم رو بهتر میکردم و قانون رو به یادم می آوردم…..
بعد از دو روز اول به یه احساس عجز عجیبی رسیدم….
یادمه توی شکرگزاری اول صبحم نوشتم خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست و من به هر خیری که از جانب تو به من برسد فقیرم……
همینطور مینوشتم و احساس بهتر و بهتر و بهتری رو داشتم….
یواش یواش توی روز های بعد به شکل معجزه آسایی ایده هایی به من الهام شد که درواقع میتونستم برای فعلا به صورت آفلاین یه سری پروژه هارو برای تولید محتوا ازشون آماده کنم……..
هدایت شدم به یه آهنگ بسیار شاد و فوق العاده که هر روز گوشش میکردم و تجسم میکردم خواسته هامو…..
به شکل عجیبی هر روزی که میگذشت احساس نزدیکی بیشتر و بیشتری رو به خدا داشتم…..
خودم رو بسته بودم به آگاهی هایی که از شما داشتم….
خودم رو بسته بودم به نوشتن…..
توی روز های هفتم و هشتم به طرز شگفت انگیزی یکی از آشناهامون به من زنگ زد و کاری رو که در زمینه ی پاسپورت و مدارک شناسایی باید میرفتم تهران براش رو برام انجام داد…..
رابطه ی من به شکل شگفت انگیزی با خداوند خودم نزدیک تر شد…..
الان بیشتر میخندم و شادم و احساس فوق العاده ای دارم
توی همین شرایط بود که خداوند الهام کرد بهم که روزی 10 تا نعمتی که ازش سپاس گذارم رو بنویسم……
نشانه هایی میومد از خواسته هایی که داشتم و هر روز میدیدمشون….
به طرز شگفت انگیزی مادر عزیزم غذا های خوشمزه تر و جالب تری رو درست میکرد….
توی مدت این دو هفته ایده های بسیار بسیار بی نظیری رو خداوند بهم الهام کرد و با خودم میگفتم اگه خدا اینو بهم گفته پس راه انجام دادنش رو هم بهم میگه……
کلی درس جدید یاد گرفتم
خدای خودم رو بهتر و بهتر شناختم…..
یاد گرفتم که چطور متواضع تر باشم…..
امروز که اینترت های وصل شده دوباره واقعا احساس بی نظیری دارم و اگه قبلا خدا رو مثلا 100 احساس میکردم امروز چیزی نزدیکی 1000 رسیده…..
خدایا شکرت که این دو هفته ی اخیر تو منو اندازه ی یک سال کار کردن روی خودم بزرگتر کردی…..
الهی صد هزار مرتبه شکرت….
ممنونم از همه ی دوستان عزیزم که نتایجشون رو مینویسن…..
یا حق