نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
تحول درونی، آرامش عمیق و دریافتهای الهی با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
از وقتی وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم، آگاهیهای این دوره یک حس سبکی، آرامش و رهایی عجیبی به من داده است. حالا میدانم چطور فرکانس خواستههایم را ارسال کنم و چگونه به آستانه خلق برسم. همین درک، قلبم را آرام کرده، نجواهای ذهنیام را کم کرده و باعث شده دیگر نسبت به مسائل زندگیام واکنشی عمل نکنم، چون مفهوم مومنتوم را واقعاً فهمیدهام.
آنقدر لطیف و آرام شدهام که وقتی با خدا صحبت میکنم، اشکهای شوقم سرازیر میشود؛ اشکِ پیدا کردن حامی اصلیام، آن هم بعد از سالها سردرگمی. نتایج مادی من در این دوره عالی بوده، اما هیچچیز برایم ارزشمندتر از اتصال عمیقی که حالا با خداوند احساس میکنم نیست. امروز بهتر از همیشه معنای حال مولانا را میفهمم.
این تغییرات، تنها نتایج بیرونی نیستند؛ تحولات عمیق درونی هستند که شخصیت من را تغییر دادهاند. رفتارم با اطرافیانم تغییر پیدا کرده. یاد گرفتهام آدمها را از رفتارهایشان جدا کنم و بدون قضاوت به همه احترام بگذارم. سالها تلاش میکردم رفتارهای همسرم را تغییر بدهم و او را با مسیر خودم همراه کنم. نتیجه این شد که نهتنها تغییری رخ نداد، بلکه مقاومت او در برابر مسیر من هم بیشتر شد.
اما آموزههای این دوره به من یاد داد دست از تلاش برای تغییر دیگران بردارم و به باورها و مسیر هر فرد احترام بگذارم و فقط روی خودم تمرکز کنم. نتیجه شگفتانگیز همین تغییر درونی این بود که در مدت کار کردن با جلسات این دوره، پول زیادی به حسابم واریز شد؛ مبلغی که حتی تصورش را هم نمیکردم.
استاد عباسمنش عزیز، بابت این دوره فوقالعاده و آگاهیهایی که زندگی من را به شکل زیبایی متحول کرده، از صمیم قلب سپاسگزارم.
نتایج یکماهه من از کار کردن با دورهٔ همجهت با جریان خداوند و تأثیر آن بر درآمد، روابط، ذهن و سبک زندگی
من میخواستم نتایج یک ماه اخیرم را از دورهٔ همجهت با جریان خداوند بنویسم. قبل از هر چیز باید بگم که همین خرید این دوره، خودش نتیجهٔ مستقیم انجام «تمرین درخواست» در دورهٔ قانون آفرینش برای من بود. با انجام آن تمرین، توانستم این دوره را تهیه کنم.
وقتی وارد دوره شدم و نظرات دانشجویان را میخواندم اینکه با کار کردن روی این دوره، پول وارد حسابشان شده، مشتریهای بیشتری جذب کردند و نتایج مالی سریع گرفتند دلم میخواست من هم چنین نتایجی را تجربه کنم. برای همین تمام تمرکزم را گذاشتم روی خودم، روی انجام تمرینات و روی فهم عمیق آموزهها.
بخشی از نتایج من در همین یک ماه:
بیش از ۲۰ سال است که هر سال با خانواده سفر میرویم و همیشه مجبور بودیم مکان اجاره کنیم. هیچوقت پیش نیامده بود کسی ما را به ویلایش دعوت کند. اما امسال برای اولینبار، نه یک نفر، بلکه دو نفر ما را به ویلای شخصیشان دعوت کردند و برای اولین بار در سفر نیازی نبود محل اقامت اجاره کنیم.
دیروز تولدم بود. در تمام عمرم سابقه نداشت که هدیه نقدی یا واریزی دریافت کنم نه از خانواده، نه از فامیل اما امسال برای اولین بار چندین هدیه نقدی و واریز به حسابم داشتم.
در همین سفر، هنرجو گرفتم؛ اتفاقی که قبلاً سابقه نداشت. فروش کارهایم بیشتر شد و سفارشی دریافت کردم که رکورددار تمام سفارشهای قبلیام بود.
در این سفر، یکی از بهترین ۱۳ بهدرهایی را تجربه کردم که همیشه دوست داشتم. در خانوادهٔ ما جشن گرفتن معمولاً با سختی و فشار همراه بود؛ اما امسال این ۱۳ بهدر سادهترین حالت ممکن را داشت و چقدر به همگی خوش گذشت.
نتیجهٔ بعدی، خرید متریالهای لازم برای کارم بود. این ماه بهبرکت ورودی مالی بیشتر، توانستم مواد اولیهٔ بیشتری بخرم؛ تا جایی که فضای خالی در اختیار ندارم و باید برای آنها جای جدیدی درست کنم.
یکی از بهترین نتایج دوره برای من، تغییر رفتار خانوادهام با من بود. من قبلاً بهخاطر غرور ذهنی و مقاومتهای درونی نسبت به برخی رفتارهای اعضای خانواده واکنش نشان میدادم و آنها هم همین فرکانس را پس میدادند. اما در این دوره یاد گرفتم مقاومتها را کم کنم و جالب است که رفتارهای نادلخواه آنها خیلی کمتر شده؛ انگار همهچیز نرمتر و آرامتر شده است.
نمیگویم زندگیم کاملاً بینقص شده، اما در همین یک ماه بهوضوح میبینم که چرخ زندگیام روانتر شده. درک قانون مومنتوم، هم نگرانیهایم را کم کرده و هم کنترل ذهن را برایم راحتتر و قابلاجراتر کرده است.
من امسال را برای خودم «سال روان بودن چرخ زندگیم، آسانی مسیر و همجهت بودن با جریان خداوند» نامگذاری کردم. اسفند ماه، درآمدم دو برابر شده بود. و جالب است که بعد از خرید دورهٔ همجهت با جریان خداوند، در همین ماه توانستم همان درآمدِ دوبرابری را دوباره دو برابر کنم.
این نتایج شانسی خلق نشد. برای رسیدن به آنها، به آموزهها عمل کردم، تمرین کردم، برخی عادتهای مخرب را تغییر دادم و به این تغییرات شخصیتی پایبند ماندم. روی کنترل ذهن و ماندن در مومنتوم مثبت جدی بودم و میدانم همین «کار کردن روی خودم» بود که باعث شد این ماه درآمدم دوباره دو برابر شود.
میدانم اگر همین مسیر را ادامه بدهم، قطعاً نتایج بزرگتری در راه است.
داستان زیباترین هدایت خداوند در آشنایی من با استاد عباسمنش
داستان آشنایی من با استاد عباسمنش، برای من یکی از زیباترین و عمیقترین هدایتهایی بود که خداوند در اوج نیاز، سر راهم گذاشت. حدود ۹ سال پیش، درست زمانی که پدرم را از دست داده بودم و خودم صاحب یک مجموعه بازرگانی بودم، شرایط مالی بسیار سخت و نفسگیری داشتم. بخش بزرگی از سرمایهام را کلاهبرداری از بین برده بود، پر از چکهای برگشتی بودم، همیشه «هشتم گرو نه» بود و درگیر فشارهای سنگین مالی.
رسیدیم به آخر سال. با هزار زحمت حقوق و عیدی پرسنلم را جور کردم و به آنها دادم، اما خودم چون صاحب کسبوکار بودم هیچ عیدی نداشتم. آن روزها به خانه باغ قدیمیمان در روستا رفتم؛ همان خانهای که از پدرم به یادگار مانده بود. عید اولی بود که بدون پدرم بودم. در آن خانه قدیمی، خسته، تنها و درمانده نشسته بودم و انگار هیچ راهی پیش پایم نبود.
یادم هست آن شب از ته دل با خدا حرف زدم. گفتم:
«خدایا، من یک پدری داشتم که اگر بود حداقل برای عید بهم عیدی میداد. حالا که او هم پیش توست، امسال عیدی من را تو باید بدهی.»و خدا چه زیبا جوابم را داد…
همان شب، هدایت شدم به فایلهای استاد عباسمنش. اولین بار بود که با آن آگاهیها روبهرو میشدم و همان لحظه، همان فایلها، همان جملهها… تبدیل شدند به زیباترین عیدی زندگیام. آرامشی که خدا از طریق آن فایلها به من بخشید، قابل توصیف نیست. انگار خود خداوند داشت در گوشم میگفت:
«بنشین و این فایلها را گوش بده؛ از اینجا مسیرت عوض میشود.»از همان سال تا امروز، هر سال اگر شده برای یکی دو روز برمیگردم به همان خانه باغ پدری. تنها میمانم و فقط فایلهای استاد عباسمنش را گوش میدهم. این کار برای من یک یادآوری مقدس است؛ یادآوری آن شب، آن هدایت، آن عیدی الهی. انگار هر سال به خداوند میگویم:
«من هنوز قدردان آن لحظهام.»و حالا، بعد از سالها عمل کردن به آموزههای استاد عباسمنش، تمام آن خواستههایی که سالها فقط در دلم بود، یکییکی و با بهترین شکل ممکن وارد زندگیام شدهاند.
از مردی ورشکسته و درمانده، با بدهیهای سنگین و فشارهای طاقتفرسا، امروز تبدیل شدهام به مردی با چندین ملک، حساب بانکی عالی، موجودی دلاری، یک شرکت صادراتی بزرگ و خوشنام، دو فرزند سالم و نازنین، همسر مهربان، سفرهای لاکچری، آرامش ذهنی، جایگاه معتبر در بازار و دهها نعمت بزرگ دیگر؛ نعمتهایی که همه نتیجه همان هدایت الهی و عمل کردن به مسیر آگاهی بوده است.
و زیبایی ماجرا اینجاست که هر سال زندگیام از سال قبل بهتر شده است؛ از نظر مالی، روحی، خانوادگی، کاری و معنوی. و این برای من روشنترین نشانه برکت و همراهی خدا در تمام لحظههای زندگیم است.
آرامش عمیق، جذب مشتریهای بهتر و هدایتهای لحظهبهلحظه خداوند با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
من از روزی که وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم و شروع کردم به کار کردن روی آگاهیهای این دوره، انگار زندگی روی کاملاً جدیدی از خودش را به من نشان داده است.
اولین هدیهای که این دوره به من داد، آرامش بود. آگاهیهای این دوره نگرانی را از زندگی من حذف کرد، چون برایم کاملاً منطقی کرد که نیازی نیست درباره مسائل و خواستههایم نگرانی داشته باشم. فقط کافی است مومنتوم مثبت را حفظ کنم تا خداوند خودش من را به سمت «چگونگیها» هدایت کند.
استاد، باورم نمیشود که الان کنترل ذهن برایم تا این حد راحت شده است. عجیبتر اینکه هر روز بیشتر احساس میکنم خداوند من را هدایت میکند تا این کنترل ذهن برایم آسانتر و طبیعیتر شود. حتی اگر اتفاقی بیفتد، باز هم در نهایت به نفع من تمام میشود.
من در بازار کار میکنم و همهچیز در محل کارم به طرز معجزهآسایی آسان شده است. مشتریها با آرامش و رغبت سراغم میآیند و محصول میخواهند؛ در حالیکه قبلاً من باید دنبال مشتری میرفتم. مشتریهای دردسرساز که همیشه در کار ما بودند، حالا یا اصلاً دیگر وجود ندارند، یا رفتارشان با من کاملاً تغییر کرده، یا حتی فرصت برخورد با آنها پیدا نمیکنم. روابط من با خانوادهام هم فوقالعاده شده و آرامش و احترام عمیقی بین ما جاری است.
استاد عزیز، از شما بابت دوره همجهت با جریان خداوند بینظیر و آگاهیهای ناب آن، با تمام وجود سپاسگزارم.
تجربه جهش در آرامش، رابطه، درآمد و نزدیکشدن به خداوند با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
استاد، با ورود به دوره همجهت با جریان خداوند چرخ زندگی من در همهی زمینهها روانتر شده است.
قبلاً وقتی دوستان درباره نتایجشان از یک دوره صحبت میکردند، مقاومت زیادی داشتم. نمیتوانستم باور کنم که فقط با کار کردن روی ذهن و تمرکز روی یک دوره، میشود زندگی را در تمام جنبهها متحول کرد. تصور میکردم بزرگنمایی میکنند یا حرفها صرفاً انگیزشی است. اما حالا که خودم وارد این دوره شدهام، مخصوصاً با درک قانون مومنتوم، همان نتایجی را گرفتم که همیشه در کامنتهای دیگران میخواندم و باورش برایم سخت بود.
از زمانی که روی آموزشهای این دوره تمرکز کردهام، هر روز بدون اضافهشدن کار فیزیکی، موجودی حسابم بیشتر میشود. رابطهام با همسرم با وجود اینکه بیست سال از زندگی مشترکمان گذشته به حدی زیبا و عمیق شده که گاهی باورم نمیشود چنین عشقی هنوز در جریان باشد. هر روز خریدهای بهتر و بیشتری انجام میدهم، هر روز مهربانتر و آرامتر میشوم، هم با خودم و هم با دیگران. اتفاقات مثبت یکی پس از دیگری وارد زندگیم میشود و آدمهای فوقالعادهای سر راهم قرار میگیرند.
بهطور طبیعی از اخبار، حواشی و افراد منفی فاصله گرفتهام. انگار دیگر در مدار آنها نیستم. دایره ارتباطیام فقط از آدمهای همفرکانس و اتفاقات مثبت تشکیل شده. و همه اینها فقط یک دلیل دارد: درک مومنتوم و یاد گرفتن اینکه چطور خودم را در مومنتوم مثبت نگه دارم و اجازه ندهم مومنتوم منفی شکل بگیرد. شما آنقدر کاربردی یک قانون را آموزش میدهید که آدم دقیقاً میفهمد چطور باید در زندگیاش اجرا کند.
ارتباط دائمی با خداوند شیرینترین نتیجه این دوره برای من بوده. دیگر لازم نیست فقط در زمان خاصی دعا کنم یا در شرایط مشخصی به یاد خدا باشم. حضور خدا در تمام لحظات زندگی من جاری است. هر وقت چشمهایم را میبندم، در حال شکرگزاریام. هر وقت چشمهایم را باز میکنم، اولین چیزی که احساس میکنم حضور اوست.
قبلاً وقتی استاد میفرمودند «ما خالق زندگیمان هستیم»، درکش برایم سخت بود. اما در این دوره، با توضیحات شما درباره قانون مومنتوم و تکنیک Time Out، فهمیدم خلقکردن یعنی چه. فهمیدم چطور باید خواستههایم را خلق کنم و چطور از ناخواستهها اعراض کنم. واقعاً همجهت شدن با جریان خداوند یعنی همین.
استاد عزیز، حال من آنقدر خوب است که قابل وصف نیست. تمام این احساسات زیبا را مدیون هدایتهای خداوند و آموزههای شما هستم.
بینهایت سپاسگزارم که این دوره فوقالعاده همجهت با جریان خداوند را تولید کردید. ما واقعاً خوشبختیم که همزمان با شما این دوره را تجربه میکنیم. به تمام دوستانی که میخواهند تحول اساسی در زندگیشان ایجاد کنند، این دوره را توصیه میکنم؛ چون آموزشهای این دوره نوعی جادو دارد که زندگی را در تمام جنبهها به بهشت واقعی تبدیل میکند.در این کامنت میخواهم از نشانههای مثبت، دستاوردها و نتایجی بنویسم که فقط در طی همین مدت کوتاه که تمرکز روی آگاهی ها و انجام تمرینات این دوره وارد زندگیم شده. استاد شما قانون مومنتوم مثبت رو به ما یاد داید به عنوان یه اصل مهم در به ثمر رسوندن نتایج نصف و نیمه. و من باید بگم که یکی از مهمترین عواملی که به من کمک کرده تا در مومنتوم مثبت بمانم و فضای فرکانسیام با دوره حفظ شود، نوشتن و ثبت کامنتهایم است.
1- اولین نتیجه من، جدا شدن از روابط نادلخواه است
قبل از شروع دوره، در شرایطی بودم که باعث شده بود با برخی افراد ارتباط داشته باشم که مدتی ادامه پیدا کرده بود و گاهی مرا به مومنتوم منفی میکشاند. اما بهمحض ورود به دوره و شروع آگاهیها، کاملاً غیرمنتظره مسیر من از این افراد جدا شد! بدون هیچ تلاش خاصی، این تغییر خودش رخ داد. این یکی از نشانههای واضح همجهت شدن با جریان خداوند بود که برای من بسیار ملموس شد.2- به نتیجه رساندن پروژهی وبسایتم
مدتها بود که وبسایتم برای گسترش خدماتم نیمهکاره مانده بود و مرتب به تعویق میافتاد. بعد از شروع دوره، اتفاقاتی رخ داد که همزمان این پروژه را هم استارت زدم و به خاطر تمرین مومنتوم، یاد گرفتم که چطور این روند را در مومنتوم مثبت بندازم، تا جایی که نسخهی اولیهی آن را لانچ کردم! حالا هدفم این است که این مومنتوم را حفظ کنم و ایدههای جدیدی که الهام میشود را اجرا کنم.3- دریافت پیشنهادهای کاری عالی
با قرار گرفتن در این مسیر، تعداد تماسهای کاریام زیاد شده و پیشنهادات کاری جذاب با مبالغ بالا دریافت میکنم! در حالی که هیچ کار عجیب و سختی انجام ندادم، فقط آموختم که در مومنتوم مثبت بمانم و مومنتوم منفی را متوقف کنم.4- دریافت هدیه غیرمنتظره
چند روز پیش شخصی از شهرستان با من تماس گرفت و گفت میخواهد چند هدیه برایم بفرستد! اصلاً انتظارش را نداشتم. ولی یادم افتاد که استاد بارها گفتند که خداوند از بینهایت طریق با ما صحبت میکند و این فقط یکی از آنهاست. این نشانهای دیگر از حرکت در مسیر درست بود.از شما به خاطر این آگاهی های ناب بسیار سپاسگزارم.
تجربهی نتایج سریع و معجزهوار فقط در چند جلسهی اولِ دوره همجهت با جریان خداوند
نتایجی که فقط در همین سه جلسه از دوره همجهت با جریان خداوند گرفتم، واقعاً فراتر از انتظار بوده و هرکدام برای من یک نشانهی قدرتمند از همراهی خداوند است.
بازگشت یک طلب یکساله را تجربه کردم؛ مبلغی که تقریباً به اندازهی هزینهی دوره بود و بیش از یک سال و نیم از یکی از آشنایان طلب داشتم. جلسه دوم هنوز کامل تمام نشده بود که خودش پیام داد و گفت میخواهد بدهیاش را پرداخت کند و تا غروب همان روز پول واریز شد. قبل از دوره مدام فکر میکردم چطور باید از او درخواست کنم، اما بعد از شروع دوره فقط مومنتوم مثبت را نگه داشتم و همه چیز خودبهخود حل شد.
درست وسط جلسه سوم، همان مشتری که فقط یکبار از من خرید کرده بود، دوباره تماس گرفت و یک سفارش عمده داد. حتی پیشنهاد داد محصولاتم را در بازار شمال هم بفروشد چون استقبال زیادی از آن شده بود.
افزایش مشتریهای مغازهام کاملاً قابل توجه بوده. هر بار که در مغازه نشستهام، فایلهای دوره را گوش میدهم، کامنتها را میخوانم و نتبرداری میکنم، مشتریها یکییکی وارد میشوند؛ انگار توجه من به خدا، آنها را به سمت مغازه هدایت میکند.
این هفته، احساس اتصال من با خداوند چند برابر شده. مدام با او صحبت میکنم، اشک شوق میریزم و یک نزدیکی واقعی را حس میکنم؛ انگار دقیقاً با جریان الهی هماهنگ شدهام.
دوستانم در باشگاه مدام درباره تناسباندامم حرف میزنند و از فرم بدنی من تعریف میکنند. به محض ورود به باشگاه، آهنگهای شاد پخش میشود و دوستانم به سمتم میآیند که با هم برقصیم؛ انگار انرژی من محیط را هم بالا میبرد.
یک ملک تجاری خریده بودم و قبل از دوره مانده بودم چه کنم. جلسه اول که تمام شد، از خدا خواستم مستأجری پیدا کند با همان قیمتی که خودم میخواهم. فقط سه روز طول کشید و با همان مبلغ دلخواهم قرارداد بسته شد. حتی مبلغ رهن را قرار بود طی سه ماه پرداخت کند اما فقط دو روز بعد تماس گرفت و گفت پول آماده است و چک همان ماه را آورد.
و اینها فقط بخشی از نتایجی است که در همین چند جلسهی اول دریافت کردم.
خدایا شکرت که دوره همجهت با جریان خداوند اینقدر سریع جواب میدهد و اینقدر زیبا نشانههای هدایتت را به من نشان میدهی.نتایج شیرین و پر از آرامش با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
استاد عزیزم، میخواهم از نتایجی بگویم که تنها در همین مدت کوتاه، با انجام تمرینات دوره همجهت با جریان خداوند تجربه کردم. این نتایج ایمانم را به قانون و به خداوند هر روز بیشتر و عمیقتر کرده و سپاسگزارم که به ما یاد دادید چطور با خداوند هممدار شویم و روی شانههای او بنشینیم.
از جنبه سلامتی، بدنم هر روز در حال بهبود است و احساس سبکی و انرژی بیشتری دارم.
در روابط، رابطهام با همسر و پسرم به حدی عالی شده که مدام قربانصدقه هم میرویم و از بودن کنار هم شادیم. این صمیمیت و عشق، برای من یک معجزه واقعی است.
در محیط کار، رابطهام با همکارانم بسیار بهتر شده؛ محبتشان نسبت به من بیشتر شده و من هم هر روز بیشتر دوستشان دارم.
از نظر مالی، درآمدم بالاتر رفته، مشتریهایم هر روز در حال افزایشاند و کارهایم بسیار سبکتر، سریعتر و هماهنگتر پیش میروند.زندگیام واقعاً آسانتر شده و این نتایج باعث شده باور کنم که اگر این نوع تمرکز و مومنتوم مثبت را ادامه بدهم، همهچیز حتی از این هم سادهتر، پر برکتتر و زیباتر خواهد شد.
استاد، به لطف درک قانون مومنتوم، کنترل ذهن برای من بسیار راحتتر شده و همین توانایی باعث شده آرامشم چند برابر شود. تقریباً بیشتر لحظات شبانهروز در آرامش، توکل و اتصال به خداوند به سر میبرم.
درک قانون مومنتوم، تغییر نتایج و همراهشدن با نعمتهای زندگی با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
من چندین سال بود که روی باورهایم کار میکردم، اما به آن نتایج پررنگ و قطعی که میخواستم نمیرسیدم. همیشه در ذهنم یک سؤال تکرار میشد:
چرا با اینکه مراقب کانون توجه و احساسم هستم، نتایجم اینقدر کمرنگ است؟ چرا بعضی وقتها تا نزدیکیِ خواستهام میرسم اما درست وسط مسیر دوباره سقوط میکنم؟گاهی همهچیز خوب پیش میرفت، چنان به خواستهام نزدیک میشدم که انگار در دستانم است؛ اما ناگهان زمین میخوردم، ناامید میشدم، انگیزهام کم میشد و از خودم میپرسیدم:
«خدایا کجای کارم مشکل دارد؟ آیا باورهام ایراد دارد؟ نکند اصل خواستهام را درست درک نکردهام؟ داستان چیه؟»در ظاهر همهچیز خوب بود حالم بهتر از قبل شده بود، آرامش بیشتری داشتم و زندگیام با آدمهای اطرافم خیلی تفاوت داشت اما آن نتایج اساسی و پررنگی که دنبالش بودم، هنوز نیامده بود.
تا اینکه خداوند پاسخ داد…
و من هدایت شدم به دوره همجهت با جریان خداوند.وقتی دوره را خریدم و در همان جلسه اول، استاد مفهوم «مستمر نبودن ارسال فرکانس خواسته» را با قانون مومنتوم توضیح دادند، همانجا مسئله اصلی زندگیام برایم روشن شد. فهمیدم چرا خواستههایم کامل نمیرسیدند، چرا وسط راه متوقف میشدم، چرا نتایج پایدار نبود.
وقتی تمرینها را انجام دادم و مسیرم را مرور کردم، با تمام وجود درک کردم که این دوره، دقیقاً پاسخ خداوند به تمام سؤالها و سردرگمیهای من بوده.
بله… خداوند به من پاسخ داد.قسم میخورم فقط چند روز بعد از تمرکز روی آگاهیهای دوره، نتایج شروع کردند به تغییر کردن.
به قول استاد، زندگیام مثل یک «گلوله برفی» که در سرازیری افتاده، هر روز بزرگتر و بزرگتر شد.در رابطهام، بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، انگار دوباره متولد شدم. تازه دارم طعم واقعی زندگی، عشق، آرامش و سپاسگزاری را میچشم. مفهوم «احساس خوب»، «رضایت»، «نگاهی از سر عشق به فرزندانم»، معنای کاملاً تازهای برایم پیدا کرده.
از روزی که وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم، واقعاً زندگی من از هر نظر همجهت با لطف و هدایت خداوند شده.
در حوزه مالی، یک «جریان روان» از نعمتها و پول دارد وارد زندگیام میشود. واریزیها همینطور بیوقفه میآیند؛ برای بعضیها حتی نمیدانم منشأشان کجاست! اما میدانم که نتیجه همان مومنتومی است که درک کردهام و اجازه نمیدهم قطع شود.
این تغییرات آنقدر واضح است که اطرافیانم متعجب شدهاند—اما من هرگز تعجب نمیکنم، چون خوب میدانم این نتایج از کجا میآیند.
استاد… از سلامتیام بگویم، از روابط عاشقانه و مودتآمیزم بگویم، از آرامشی بگویم که انگار تازه برای اولینبار در زندگی آن را تجربه میکنم. بعد از سالها، احساس میکنم بیدار شدهام و دارم زندگی را میچشم، نه فقط زنده بودن را.
«خدای من… به کدام نعمتت شکر بگویم؟»
این دوره برای من، مثل یک هوش مصنوعی است که چرخ زندگیام را روان کرده. همهچیز راحتتر شده. انگار فقط کافی است «من بخواهم»، و بعد نگذارم مومنتوم منفی شکل بگیرد. به توصیه استاد، قلبم را باز گذاشتهام و نسبت به احساس منفی حساستر شدهام.
حالا فقط دارم زندگی طبیعیِ واقعیِ خودم را میکنم…
و خداوند دارد باقی مسیر را برایم انجام میدهد.این دوره، برای من فقط یک آموزش نبود؛
یک هدایت الهی بود.
یک دروازه تازه، یک تولد دوباره.این چند وقت مدام به خودم یادآوری میکنم که قوانینی که استاد توضیح میدهند دقیقاً همینهاست و هیچ تغییری نمیکند. لازم نیست کار عجیب و غریبی انجام بدهم؛ فقط باید باور کنم و ایمان داشته باشم که این قوانین همیشه جواب میدهند.
قبلاً وقتی ظاهر شرایط متفاوت میشد یا خواستهای دیرتر محقق میشد، دچار تردید میشدم. با خودم میگفتم:
نکند جواب ندهد؟
نکند من اشتباه میکنم؟
شاید راه دیگری وجود دارد که من نمیدانم؟اما با درک دوره همجهت با جریان خداوند، این شکها خیلی کمتر شده و خیالم راحتتر است. حالا میدانم مهمترین اصل برای دریافت خواستهها همین مومنتوم مثبت است.
در همین سه جلسه، نتایج واضح و قشنگی گرفتم.
حواسم جمعتر شده و اجازه نمیدهم مومنتوم منفی شکل بگیرد. اگر هم اتفاقی بیفتد، سریع با تکنیک «تایماوت» به مسیر مثبت برمیگردم. مشتریهایی جذب میکنم که ارزش کارم را میدانند و با رضایت کامل بها پرداخت میکنند. فروش من چند برابر شده و موجودی انبارم تقریباً تمام شده است. حتی لباسهایی را فروختم که فکر میکردم مدتها بمانند و دیرتر فروش بروند.یکی از مهمترین کارهایی که کمکم میکند، مطالعهی کامنتهای دیگر دانشجویان است. دیدن تجربههای آنها باعث میشود آموزهها را بهتر و عمیقتر درک کنم، از روشهایشان برای ساختن مومنتوم الگو بگیرم و در مسیر بمانم.
خدایا شکرت که من را در این مسیر هدایت کردی.



به نام خداوند وهاب و ثروتمندم
استاد عزیزم سلام
استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره
اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته
یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم
استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت
استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن
خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده
سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم
الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو
با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو
تو هم بنویس و لذت ببر و
و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم
من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم
شایدم بیشتر
اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغیهای زندگیم بدست آورده بودم
که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم
موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر
و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود
و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم
من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش میدادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم
تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش
و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداشها و نتایج از راه رسیدن
و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم
و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و
زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن
و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون
و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر
چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده
ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست
تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام
از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم
از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم
از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل
شدم
دیدگاهم مثبت و توحیدی شده
خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم
خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم
کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم
هر روز برای خودم هدف دارم
ورزش میکنم
کنترل ذهنم عالی شده
کنترل کانون توجه ام عالی شده
بنده شکرگزار خداوند شدم
و خودم درآمد دارم
و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم
عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته
ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند میدانم
و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم
و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم
ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم
و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم
استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن
که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم
خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید
خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین
خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان
استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین
چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم
خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید
خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم
سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قویتر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.
منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.
یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.
یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم
تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!
منگفتم میترسم اجارمو در نیارم.
با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.
خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار
و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…
یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.
یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .
الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه
اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم
که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه
از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن
وخدا راشکر میکتم
وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی
دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟
آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟
من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز
سلام خانم اکبری عزیز
سمیه هستم
اگه سنتون بالای چهل باشه احتمالا در معرض یایسگی زود رس هستید
چون برای منم اینجوری بود
من دوره سلاگتی را تهیه ن. زدم ولی یه تجربه هایی دارم که بهبود پیدا کنه اگه تمایل داشتید راهنماییتون میکنم
امیدوارم هر چه زودتر حالتون عالی باشه
سلام دوست عزیز .من 37 سالمه اما دکتر همون احتمال راداده ازتجرییاتتون اگر بگید ممنون میشم
بله عزیز بدون شک تایم و مقدار خونریزی رو افزایش میده چون من هم خودم این مشکل رو داشتم وبا قانون سلامتی این مسئله رفع شد
ممنون لیلا جان فقط
یسوال .یعنی شما مثل من بودی یعنی پریود میشدی بوقت اما مثلا بجای 5 روز خونریزی حالا شده 3 روز خونریزی وحجم خونریزی کم شده ؟؟
یعنی با قانون سلامتی الان حجم خونریزی شما خوب شد ؟
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
سلام زهرا جان
سمیه هستم
متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم
ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد
و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد
را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه
انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم
هر روز دعاگوتون هستم
نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد
اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.