نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
کاهش وزن چشمگیر، تنظیم کامل انرژی و بهبود سلامت زنانه با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من و همسرم دقیقاً دو ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنیم. از همان روز اول با خودم تعهد کردم که بعد از دو ماه، نتایجمان را به اشتراک بگذارم.
من با قد ۱۶۰ و وزن اولیه ۶۲ کیلو وارد دوره شدم و حالا به ۵۳ کیلو رسیدهام. اندامی ساختهام که خودم هم گاهی باورنمیکنم؛ واقعاً زیبا، متناسب و سبک.
همسرم هم با قد ۱۸۵ و وزن ۱۰۲ کیلو، امروز به ۸۹ کیلو رسیده.
انرژی ما هر دو نفر بینهایت زیاد شده؛ بعد از هیچ وعده غذایی احساس خوابآلودگی نمیکنیم و این برای ما یک تحول بزرگ بوده. زمان آزاد فوقالعادهای برای برنامههای روزانهام پیدا کردهام—از جمله یادگیری زبان، گوشدادن به فایلهای استاد و کارکردن روی خودم.روزانه ۲ تا ۳ ساعت پیادهروی میکنم، آن هم با راحتی کامل. صبحها پر از انرژی بیدار میشوم، در حالی که قبل از دوره، چنین احساسی را تجربه نمیکردم.
پیش از این دوره، روزهای پریود من بسیار نامنظم بود و بین ۸ تا ۱۱ روز طول میکشید. اما بعد از دو ماه زندگی با آموزشهای دوره قانون سلامتی، روزهای پریودم دقیقاً ۸ روز شده و در این ایام خلقوخو و احساساتم بسیار بهتر است.
چند روز پیش لباسهای دو ماه قبل را پوشیدم؛ شلوارم آنقدر برایم گشاد شده بود که باورم نمیشد قبلاً اندازه من بوده. عکسهای قبلی را با همان لباس پیدا کردم و دقیق نگاه کردم… و تازه باورم شد که واقعاً چقدر تغییر کردهام. همان لحظه از ته قلب خدا را شکر کردم.
استاد عزیز، فقط میخواستم با نوشتن این تجربه، تعهد خودم را نشان دهم و از شما برای این دوره بینظیر و این سبک زندگی فوقالعاده، قدردانی کنم.
کاهش ۴۴ کیلو وزن بدون سختی، لذتبردن از غذا و درمان مشکلات سلامتی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من علی، ۳۳ ساله هستم و واقعاً مفتخرم که عضو این خانواده بزرگ و خوشبخت هستم. همیشه بزرگترین چالش زندگی من اضافهوزن بود. برایم اصلاً منطقی نبود که بخواهم از لذت بینهایتی که از خوردن غذا، آشپزی و دورهمیها میبردم دل بکنم تا به تناسب اندام برسم. من عاشق غذا بودم و فکر میکردم کوچکترین سختی یا محرومیت در این مسیر جایگاهی در زندگی من ندارد.
تا اینکه با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی آشنا شدم.
در این دوره توانستم اهرم رنج و لذت را در ذهنم درست کنم و کاملاً پایبند شوم به سبک زندگی دوره. نکته جالب اینجاست که در تمام این مسیر، نهتنها از غذا خوردن لذت میبردم، بلکه حتی یک لحظه هم «گرسنگی نکشیدم». با همین سبک لذتبخش، نتایج خارقالعادهای در سلامت و تناسب اندام گرفتم.
من حدود پنج ماه پیش زندگی به شیوه این دوره را با وزن ۱۴۳/۸۰۰ کیلوگرم شروع کردم و امروز، بعد از فقط پنج ماه، به ۱۰۰ کیلوگرم رسیدهام؛ یعنی بیش از ۴۴ کیلو کاهش وزن—آن هم بدون فشار، بدون رژیم و بدون محرومیت.
در کنار کاهش وزن، تمام مشکلات سلامتیام هم برطرف شده است. حتی مشکل آزاردهنده خُر و پف که سالها عذابم میداد، کاملاً ناپدید شده است.
از صمیم قلب سپاسگزارم از دوره عالی قانون سلامتی و آموزشهای بینظیر استاد عباسمنش که چنین تحول بزرگی را در زندگی من رقم زدند.
کاهش ۱۷ کیلویی وزن، جوانسازی پوست، بازگشت رنگ طبیعی موها و دهها معجزه جسمی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
میگویم «سرزمین عجایب» چون امروز در آینه چیزی دیدم که باورش برایم واقعاً سخت بود. آنقدر عجیب که از همسرم و چند نفر دیگر خواستم ببینند آیا همان چیزی را میبینند که من میبینم؟ و آنها هم تأیید کردند و هم از این نتیجه شگفتزده شدند.
ماجرا از اینجاست که دو ماه پیش، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم. سه دور کامل این دوره را گوش دادهام و هر روز در حال اجرای آن هستم. به لطف این دوره، توانایی ذهنی، تمرکز و قدرت مغزیام بالا رفته و ایدههای فوقالعاده برای شغلم دریافت کردهام—ایدههایی که در حال اجرا هستم و به زودی از نتایجشان مینویسم.
در مورد سلامت جسمیام هم نتایج بینظیری گرفتهام. وزنم از ۹۸ کیلو به ۸۱ کیلو رسیده آن هم کاملاً راحت و بدون فشار.
اما نتیجهای که خودم را حیرتزده کرد، تغییر واضح و چشمگیر در رنگ موها و رشد ابروهایم بود.من حدود یک سال است که موهایم را رنگ نکردهام. سالها برای تنوع و بعد برای پوشاندن سفیدی مو، مدام آنها را رنگ میکردم. فقط دو دسته از موهای شقیقههایم کاملاً سفید و یکدست شده بودند طوری که انگار دو تکه مش سفید طبیعی در موهایم باشد. دیگر خسته شدم و تصمیم گرفتم رنگ نکنم. جالب اینجاست که همه میگفتند این سفیدیها خیلی قشنگ هستند و چهرهام را خاص کردهاند.
اما امروز، بعد از فقط دو ماه زندگی طبق آموزشهای دوره قانون سلامتی، در آینه دیدم که موهای سفید شقیقههایم تقریباً از بین رفتهاند و بهصورت جوگندمی با غالب رنگ مشکی درآمدهاند! باورم نمیشد. حتی رفتم در گالری موبایلم عکسهای چند ماه پیش را نگاه کردم و دقیقاً مثل حرف استاد «با فکت» دیدم که سفیدی موهایم واقعاً مشکی شدهاند.
ابروهایم آنقدر پر پشت شدهاند که مدتی است دیگر مداد ابرو استفاده نمیکنم.
موهای زائد ضخیم اطراف چانه و لب که همیشه درگیرشان بودم، کاملاً از بین رفتهاند.قبل از این دوره، پوست صورتم بهخاطر چربی بالا روزنههای باز و ظاهر پرتقالی داشت؛ اما حالا پوستم آنقدر صاف شده که انگار ۱۵ سال جوانتر شدهام—مثل زمانی که ۲۰ ساله بودم.
استاد عزیز، کلمات توان بیان سپاسگزاری از شما را ندارند.
با تکتک سلولهایم از شما متشکرم که دوره قانون سلامتی را تولید کردید و این معجزهها را وارد زندگی من نمودید.ساختن درآمد میلیاردی، بازگشت انرژی جوانی و درک عمیق آیات قرآن با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
من عماد هستم و از خدای بزرگم سپاسگزارم که بالاخره فرصت شد نتایجم را بنویسم.
چند روز پیش، هنگام پیادهروی روزانه به شیوه دوره قانون سلامتی، همزمان به جلسه ۲ | قدم ۷ گوش میدادم؛ همان جلسهای که استاد عباسمنش آیات ۱۶۸ تا ۱۷۳ سوره بقره را توضیح میدهند. وقتی این آیات را دوباره شنیدم و با دقت روی آنها تأمل کردم، به یک حقیقت بزرگ رسیدم: خداوند، اصول دوره قانون سلامتی را سالها قبل در قرآن توضیح داده بود؛ فقط ما متوجه عمق آن نشده بودیم.
در این آیات خداوند میفرماید از آنچه پاک و حلال است بخورید و از مسیر شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست… و همین آیات، منطق و ساختار قانون سلامتی را برایم روشنتر کرد. حتی در آیه ۱۸۲ سوره بقره درباره روزه و اصل خوراک پاک صحبت شده است. هرجا که من توانستم اصل را بفهمم و به آن عمل کنم، نتایجم جهشی و کوانتومی رشد کرده است.
هرچند سالها از آموزشهای استاد عباسمنش نتیجه گرفتهام، اما هیچوقت درباره تغییراتم چیزی در سایت ننوشته بودم. فقط یک بار در بیوی صفحهام اشاره کوچکی کرده بودم. ولی حالا وقتش رسیده که بگویم از کجا به کجا رسیدهام.
من از کف خیابان شروع کردم. با گذشتهای پر از اشتباهات و رفتارهایی که خودم هم از یادآوریشان ناراحت میشوم. چهار سال پیش تصمیم گرفتم برای همیشه تغییر کنم. اما شش ماه طول کشید تا جهان هستی اجازه بدهد که هممدار با آموزشهای استاد شوم و بتوانم به فایلهای ایشان گوش بدهم.
یادم هست فقط با گوش دادن به آموزشهای هدیهای سایت در بخش دانلودها، طی ۸ روز توانستم از صفر مطلق، ۴ میلیون تومان پول کاملاً حلال بسازم. با ادامه این مسیر در این چهار سال، امروز به درآمدی رسیدهام که از نگاه دیگران «مفتمفت به همهچیز رسیدهام» اما من، طبق گفته استاد در دوره ۱۲ قدم، دقیقاً میدانم نتایج دارد از کجا میآید.
از توضیحات جلسات تمرین ستاره قطبی در ۱۲ قدم یاد گرفتم که توجه به نکات مثبت، واقعاً همهچیز است.
امروز یک زندگی فوقالعاده دارم.
یک عزیزِ دل مثل استاد عباسمنش در زندگیم دارم.
گردش مالی من در یک سال گذشته یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان بوده است.
و هر خواستهای که از دل تضادهایم بیرون آمده، از یک مسیر روان و آرام برایم محقق شده است.از زمانی که با دوره قانون سلامتی کار میکنم، سلامت ذهن و بدنم دستخوش تغییرات عمیقی شده. فهمیدهام که زندگی به شیوه قانون سلامتی، اصل اول است و هرکس باید تغییر را از این نقطه شروع کند. چون واقعاً «عقل سالم در بدن سالم است».
دو ماه قبل از خریدن دوره قانون سلامتی، از خداوند درخواست انرژی ۱۸ سالگیام را کرده بودم. امروز که اینها را مینویسم، قدرت و انرژیای را در جسم و ذهنم تجربه میکنم که حتی فکر نمیکنم در ۱۸ سالگی هم چنین چیزی در من بوده باشد—
از قدرت جنسی گرفته تا تمام جنبههای دیگر توانایی و سلامت جسمی.امروز بیش از همیشه میدانم که وقتی به اصول الهی و قوانین آفرینش در این دورهها عمل میکنی،
زندگی فقط بهتر و بهتر میشود.تحول مالی، شخصیتی، عاطفی و معنوی در یک سال با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
وقتی در قدم دوازدهم، چکاب فرکانسی ابتدای دوره را با چکاب قدم آخر مقایسه کردم، از شدت تعجب دهانم باز مانده بود. حتی یادم رفته بود که یک سال پیش و در شروع دوره ۱۲ قدم، چه مشکلات و شرایط سختی داشتم.
مثلاً دندانم خراب بود و حتی هزینه مراجعه به پزشک را نداشتم؛ اما بعدها آنقدر راحت و بدون دغدغه مالی به دکتر مراجعه کرده و درمانش کرده بودم که کاملاً فراموشش کرده بودم.
قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، حتی در تأمین هزینههای اولیه خورد و خوراک مشکل داشتم. اما امسال، با وجود چند برابر شدن قیمت گوشت، مرغ و… هر چیزی که لازم دارم را راحت میخرم، بدون اینکه حتی قیمتش را بپرسم. از حساب بانکیام نمیترسم و حتی از لاکچریترین فروشگاههای شهر خرید میکنم؛ یکی از خواستههایی که سال قبل آرزو بود و امروز بهراحتی به آن رسیدهام.
فردی که سال گذشته فکر میکردم به من حسادت میکند و دشمن من است، امروز صمیمانه دوستش دارم و هیچ حس منفیای نسبت به او ندارم.
سال گذشته، قسطهای ماشینم سه ماه سه ماه عقب میافتاد؛ اما امسال ماهبهماه و بدون نگرانی پرداخت میشود.
سال گذشته بدهکار بودم؛ اما امروز هیچ بدهیای ندارم، وامهایم را تسویه کردهام و تصمیم گرفتهام تا آخر عمر نه وام بگیرم و نه قرض.
سال گذشته هیچ پساندازی نداشتم؛ اما امروز پسانداز قابلتوجهی دارم.
سال گذشته امید زیادی به آینده نداشتم؛ اما امروز بسیار امیدوارم، چون در همین یک سال خداوند آنقدر کارها را برایم آسان کرد که باورکردنی نیست.سال پیش، یک بیماری پنهان داشتم و تودهای در بدنم بود که از آن بیخبر بودم. اما در قدم ۸ متوجه شدم و از خدا خواستم این بار سنگین را از دوشم بردارد. امروز کاملاً درمان شدهام؛ آن هم از آسانترین و سریعترین راه ممکن. معجزهای واقعی.
سال گذشته چند نفر در زندگیام بودند که آرزو داشتم دیگر با آنها ارتباط نداشته باشم، اما اعتمادبهنفس گفتنش را نداشتم. معجزهآسا وسطهای دوره، بدون اینکه حرفی بزنم، خودشان از زندگیام محو شدند.
قبل از ۱۲ قدم، نجواهای ذهنی مخرب شدیدی داشتم؛ اما امروز ذهنم آرام است و میتوانم بهراحتی اختیار ذهنم را به دست بگیرم.
سال گذشته احساس گناه شدیدی داشتم؛ اما امروز این احساس چندین برابر کمتر شده. دیگر آن کارهایی را که فکر میکردم بابتش خدا مرا مجازات میکند، انجام نمیدهم و خدا را دوست صمیمی خودم میدانم.ترسهایم بهشدت کم شده. از رانندگی شب در جاده میترسیدم؛ اما انجامش دادم و تنهایی شب از تهران تا شیراز رانندگی کردم. بعد از شکستدادن آن بیماری، ترس از مرگ هم تقریباً از بین رفت.
آرامشم چندین برابر شده و احساس نزدیکی عمیقی به خداوند دارم. پارسال فکر میکردم خدا ۲۰٪ امور زندگیام را انجام میدهد؛ اما امسال میبینم ۸۰٪ زندگیام مستقیم توسط خداوند هدایت میشود.
قبل از ۱۲ قدم، یک انسان کاملاً مشرک بودم و نمیدانستم؛ اما در این دوره شرکهایم را شناختم و تلاش میکنم فقط در مسیر توحید باشم.
قبل از دوره باور نداشتم که خودم خالق شرایط زندگیام هستم؛ همیشه دیگران را مقصر میدانستم. امروز کاملاً پذیرفتهام که خالق زندگیام من هستم و دیگر نه دنبال مقصر میگردم و نه خودم را با کسی مقایسه میکنم.اعتمادبهنفس و عزتنفسم چند برابر شده و بهراحتی به درخواستهای نامعقول «نه» میگویم؛ چیزی که قبلاً هرگز نمیتوانستم.
در بهبود شخصیت، واقعاً رشد زیادی داشتهام. حالا وقتی خودم را با یک روز قبل، یک ماه قبل و یک سال قبل مقایسه میکنم، میبینم چقدر پیشرفت کردهام و روند تکاملم آغاز شده است. امروز سادهتر شدهام و آسانیها بهسمتم میآیند. چرخ زندگیام روان شده و دیگر آن گاری شکسته به من وصل نیست. آرامش واقعی دارم، نه آرامش ظاهری.
سال گذشته پول قدم اول را با سختی جور کردم؛ اما قدمهای بعدی را بهراحتی و مثل آب خوردن خریدم. بعد از آن، خیلی راحت دوره احساس لیاقت را همان روز اول خریداری کردم.
سال قبل حتی جرئت نوشتن یک کامنت را نداشتم؛ اما امروز کاملاً راحت کامنت مینویسم، بدون ذرهای ترس از قضاوت.
با غریبهها راحت ارتباط برقرار میکنم و خودم را پایینتر از افراد ثروتمند نمیدانم.
چالشها را راحتتر میپذیرم و حل مسائل برایم سادهتر شده. قبلاً با کوچکترین چالش فرو میریختم؛ اما امروز که قدرت را از مردم گرفتهام و به خدا دادهام، زندگیام بسیار روانتر شده و در تمام ابعاد رشد کردهام.استاد عباسمنش، بینهایت سپاسگزارم بابت این دوره. بعد از دیدن نتایج معجزهآسایم، تصمیم گرفتهام امسال هم مثل پارسال، دوره ۱۲ قدم را از ابتدا با تعهد کامل شروع کنم.
این مسیر، دقیقاً همان مسیری است که باید تا آخر عمر ادامه بدهم.دوستانی که تازه قدم را شروع کردهاید:
با تعهد و تمرکز لیزری روی آموزشهای دوره کار کنید.
شبکههای اجتماعی را رها کنید و وارد جلسات ۱۲ قدم شوید.
کامنتها را بخوانید و کامنت بگذارید.
معجزهها را خواهید دید.افزایش ۱۰۰ برابری درآمد، درمان کامل، و تحول عمیق رابطهای با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
بیش از دو سال است که با دوره ۱۲ قدم همراه هستم و این روزها دوباره جلسات را از ابتدا شروع کردهام. نکتهبرداری میکنم، مرور میکنم و آموزشها را با دقت بیشتری پیگیری میکنم. دوست دارم بخشی از نتایجی را که در این دو سال تجربه کردهام با شما به اشتراک بگذارم:
از نظر مالی: رشد مالی من واقعاً شگفتانگیز بوده است. حقوقم نسبت به نقطه شروع، صد برابر شده. روز اول کارم، حقوقم ۲ میلیون تومان بود. یادم هست همان روزها که کار کردن روی خودم را آغاز کرده بودم، فایلهای «چند برابر کردن درآمد در یک سال» را گوش میدادم و تعهدی را که استاد گفته بود هر روز مینوشتم. با ۱۲ قدم کار میکردم و به خودم قول داده بودم هر بار درآمدم را سه برابر کنم.
با تمرکز و تکرار همین روند، درآمدم با کار کمتر به ۴۰ میلیون تومان رسید. بعد از آن به موسسهای هدایت شدم که الان در آن مشغولم و امروز درآمد ماهانهام ۱۸۰ میلیون تومان است.از نظر سلامتی: قبل از شروع دوره، روزانه بیش از ۱۰ قرص مصرف میکردم. اما شکر خدا امروز کاملاً سالمم و هیچ دارویی مصرف نمیکنم. بدنم آرام گرفته و سبک زندگیام سالم و هماهنگ شده.
از نظر روابط: قبل از دوره، بهشدت نگران وقتم بودم و خیلی راحت اطرافیان را میرنجاندم، بدون اینکه واقعاً برایم اهمیت داشته باشد. اما امروز، بدون آن وسواس و حساسیتهای افراطی، هم آرامش بیشتری دارم هم تمرکز بالاتر. جالبتر اینکه کاملاً از مدار افرادی که وقت و انرژی مرا تلف میکردند، خارج شدهام.
اینها فقط بخشی از نتایجی است که من از دوره ۱۲ قدم گرفتهام. نتایج من همچنان در حال بهتر شدن است و میدانم مسیر تکامل و رشد، هر روز زیباتر از قبل ادامه خواهد داشت.
آرامش عمیق، ۴ برابر شدن درآمد، مهاجرت، رشد شخصی و دهها معجزه در ۵ ماه همراهی با دوره ۱۲ قدم
امروز که جلسه آخرِ قدم پنجم را تمام کردم و آماده ورود به قدم بعدی شدم، تصمیم گرفتم نتایجم را تا این مرحله بنویسم تا هم قوتقلبی باشد برای دوستانی که تازه وارد مسیر دوره ۱۲ قدم شدهاند و هم انگیزهای برای ادامه راه دیگر همراهان.
روزهای اول ورود به دوره، اصلاً خواب و خوراک نداشتم؛ یا در حال گوشدادن به جلسات قدم اول بودم یا کامنتهای همکلاسیها را میخواندم. تا الان فرصت نشده بود نتایجم را بنویسم، اما امروز یک حس درونی گفت که باید این کار را انجام بدهم.
اولین و مهمترین نتیجه من، رسیدن به آرامش عمیق است.
با اینکه در یک رابطه جدید بودم و ظاهراً حالم خوب بود، اما همیشه غصه و یاد رابطه شکستخورده قبلی رهایم نمیکرد. اما الآن، بعد از پنج ماه کار کردن با دوره، از نظر روحی کاملاً متحول شدهام.در قدم اول، خانهام در یکی از محلههای پایینشهر اصفهان بود.
با ورود به قدم دوم، به تهران مهاجرت کردم.گوشیام شیائومی بود، اما در قدم چهارم، با درآمد خودم آیفون خریدم.
هیچ قرض و بدهی ندارم.
درآمدم بهطور متوسط ۴ برابر شده است.روابطم بسیار بهتر شدهاند.
به چند سفر فوقالعاده هدایت شدم؛ سفرهایی که هر کدام برایم تجربهای عمیق و لذتبخش بود.آنقدر ایمانم قوی شده که با بسیاری از ترسهایم روبهرو شدهام.
اعتمادبهنفسم چندین برابر شده و دهها نتیجه دیگر گرفتهام که الآن حضور ذهن کافی برای همهشان ندارم… اما در همین پنج ماه، زندگیام از اساس تغییر کرده است.بچهها…
عملکردن به آموزههای این دوره واقعاً معجزه میکند.با قدرت ادامه بدهید و در مسیر این دوره بمانید.
هر قدمی که برمیدارید، شما را به نسخه قویتر، آرامتر و موفقترِ خودتان نزدیکتر میکند.بهبود شگفتانگیز سلامت، حافظه، انرژی و کیفیت زندگی در سن ۸۱ سالگی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
مادربزرگ ۸۱ سالهی من بیش از یک سال است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنند. هرچند گاهی در مهمانیها کمی از برنامه خارج میشوند، اما نتایجی که ایشان گرفتهاند واقعاً شگفتانگیز است؛ حتی شاید بیشتر از نتایج خود من. بخشی از این نتایج شگفتانگیز شامل موارد زیر است:
حدود ۹۰ درصد دردهای عضلانی ایشان برطرف شده. قبل از دوره، خیلی زود از راه رفتن خسته میشدند، اما اکنون بسیار سریع پیادهروی میکنند و حتی گاهی نرمش هم انجام میدهند. خریدهای سنگین را بدون مشکل حمل میکنند.
قبل از شروع دوره، ورم پاهایشان بسیار زیاد بود؛ کفش برایشان آزاردهنده بود و احساس راحتی نداشتند. اما اکنون این مشکل تقریباً کاملاً رفع شده و فقط اگر زیاد سرپا بایستند کمی ورم میکنند.
سالها لکه برآمده قهوهایرنگی روی بینیشان داشتند که هرگز خوب نمیشد و گاهی با دستزدن زخم میشد. اما اکنون هیچ اثری از آن وجود ندارد.
بیناییشان به شکل قابلتوجهی بهتر شده و حتی با عینک، کارهای هنری ظریف انجام میدهند و چشمشان خیلی دیرتر خسته میشود.قبلاً برای فشار خون دارو مصرف میکردند، اما اکنون میزان مصرف داروشان به یکسوم کاهش یافته و این موضوع باعث تعجب پزشکشان شده است.
پیش از دوره، در برخی فصلها سرگیجههای شدیدی داشتند که حتی نمیتوانستند حرکت کنند، اما اکنون این مشکل کاملاً برطرف شده.وزنشان کاهش قابلتوجهی داشته. خودشان را بیشتر دوست دارند و عزت نفسشان بسیار بهتر شده است.
پیش از دوره، دچار فراموشی بودند، اما در این مدت حافظهشان بهطرز چشمگیری بهبود یافته و حالا یادگیری زبان انگلیسی را دوباره شروع کردهاند.
امید، انگیزه و اشتیاقشان برای فعالیت بیشتر و یادگیری مهارتهای هنری چندین برابر شده و نتایج دیگری هم دارند که حتی من بسیاری از آنها را فراموش کردهام.از استاد عباسمنش با تمام وجود سپاسگزاریم برای تولید دوره ارزشمند قانون سلامتی و همه قوانینی که راه زندگی ما را روشن کردهاند.
کاهش ۱۱ کیلویی، درمان دهها مشکل جسمی و شروع زندگی تازه با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من ۳۵ روز است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردهام و ۳۹ سال سن دارم. فقط ۳۵ روز پیش، سبک زندگیام بهطور کامل گره خورده بود به خوردن.
حوصلهام سر میرفت، میخوردم؛
حالم بد میشد، میخوردم؛
غذای بچهها میماند، میخوردم؛
غذای مانده در یخچال را قبل از غذای اصلی میخوردم؛
تفریحاتمان، مسافرتمان، شب و روزمان… همه و همه با خوردن تعریف میشد.صبحها فقط به این فکر میکردم که صبحانه چی بخوریم؟
ظهر: ناهار چی بپزم؟
شب: شام چی درست کنم؟
و این سبک زندگی باعث شده بود بدنم به شدت وارد تضاد شود:
احساس خفگی موقع خواب، سردردهای مکرر، نفخ شدید، درد قفسه سینه، بیانرژی بودن، خوابآلودگی، تنبلی و دهها مسئله دیگر.وقتی استاد عباسمنش دوره قانون سلامتی را معرفی کردند، مدام مینوشتم و میخواستم واردش شوم، اما انگار هنوز آماده نبودم. تا اینکه تصمیم گرفتم برای سلامتیام قدم بردارم و پیادهروی نیمساعته را شروع کردم. هر روز، بدون استثنا، پیادهروی کردم و بعد از ۱۶ روز، توانستم وارد دوره شوم؛ انگار کاملاً آماده شده بودم.
حدود یک ماه پیش، زندگی به سبک این دوره را شروع کردم و مو به مو طبق گفتههای استاد پیش رفتم. در آزمایشهای اول دوره، فهمیدم دیابتی شدهام و عدد HOMA-IR من ۵ بود. این تضاد، تعهدم را چند برابر کرد.
امروز ۳۵ روز کامل است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و حتی یک روز تقلب نکردهام. اینها نتایج من در همین ۳۵ روز است:
از ۹۵ کیلو به ۸۴ کیلو رسیدم—یعنی ۱۱ کیلو کاهش وزن و کاهش سایز چشمگیر؛ طوری که لباسهای قبلیام دیگر اندازهام نیستند.
شوره و خارش سرم کاملاً خوب شده.
ریزش موهایم تقریباً صفر شده.
بوی بد عرق ندارم.
پوستم روشنتر شده.
خالهای گوشتی زیر بغل و گردنم کوچکتر شدهاند و تیرگی زیر بغل، گردن و کشاله ران بهتر شده.
خلط پشت حلقم تقریباً برطرف شده.
دیگر سردرد و احساس خفگی ندارم.
خوابم عمیق، راحت و سبک شده.
از کار خسته نمیشوم.
هر روز یک ساعت پیادهروی میکنم.
عرق شبانه کاملاً از بین رفته.
تاری دید چشمانم برطرف شده.
بوی بد ناف و ترشح ناف کنترل شده.
ترشحات زنانه کنترل شده و درد زیر دل ندارم.
زمان پریود، هیچ سنگینی و دردی ندارم؛ در حالی که قبل از دوره سینههایم سفت و دردناک میشدند.
احساس شور، شعف و شادی دارم؛ انگیزهام چند برابر شده.
فکر و ذهنم دیگر درگیر این نیست که چی بپزم؟
کتابم چاپ شد و توانستم آن را پیشفروش کنم.
تمرکز ذهنیام بسیار زیاد شده و روی اصلها متمرکز هستم.
تقریباً دیگر عصبی نمیشوم.
سیستم گوارشم تنظیم شده؛ هر دو سه روز با دفعی راحت و بدون بو.
حتی گوشت اضافهی مقعدم بهتر شده چون سیستم دفع بدنم روان کار میکند.
قبلاً هنگام ادرار درد میگرفتم، اما الان هیچ دردی در زمان ادرار کردن ندارم.این تغییرات فقط در ۳۵ روز اتفاق افتاده…
۳۵ روز زندگی طبق قانونهای خداوند برای بدن.
۳۵ روز عملکردن واقعی.و نتیجه:
بدنی تازه، ذهنی آرام، انرژی بالا و شکرگزاری لحظهبهلحظه از معجزههای این مسیر.جهش دهبرابری درآمد و رسیدن به ثروت فراتر از هدفگذاری با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد عباسمنش عزیز، من سالهاست که آموزشهای شما را دنبال میکنم و هر روز زندگیام زیباتر و بهتر شده، اما نتایجی که در یک سال اخیر گرفتهام واقعاً فوقالعاده بوده است.
یک سال پیش، هدف من درآمد ماهانه ۱۵ میلیون تومان بود. امروز، درآمدم ده برابرِ همان هدف شده و به ۱۵۰ میلیون تومان در ماه رسیده است. این نتیجه برای خودم هم شگفتانگیز و الهامبخش است.
در همین مدت، طی چهار ماه، توانستم یک ماشین شاسیبلند بسیار خوب بخرم؛ آنهم با آرامش، ایمان و باورهایی که از آموزشهای شما ساختهام.
نکته جالب اینجاست که من همچنان در حال کار کردن دوباره روی آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱ هستم. دارم باورهایم درباره ثروت را تقویت میکنم، چون میدانم این مسیر پایان ندارد و همیشه میتوانم رشد بیشتری را تجربه کنم.
میخواهم باز هم پیشرفت کنم و از ثروت، به خدا برسم؛ همان چیزی که شما همیشه بر آن تأکید میکنید.



به نام خداوند وهاب و ثروتمندم
استاد عزیزم سلام
استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره
اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته
یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم
استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت
استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن
خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده
سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم
الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو
با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو
تو هم بنویس و لذت ببر و
و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم
من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم
شایدم بیشتر
اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغیهای زندگیم بدست آورده بودم
که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم
موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر
و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود
و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم
من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش میدادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم
تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش
و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداشها و نتایج از راه رسیدن
و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم
و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و
زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن
و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون
و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر
چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده
ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست
تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام
از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم
از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم
از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل
شدم
دیدگاهم مثبت و توحیدی شده
خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم
خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم
کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم
هر روز برای خودم هدف دارم
ورزش میکنم
کنترل ذهنم عالی شده
کنترل کانون توجه ام عالی شده
بنده شکرگزار خداوند شدم
و خودم درآمد دارم
و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم
عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته
ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند میدانم
و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم
و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم
ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم
و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم
استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن
که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم
خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید
خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین
خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان
استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین
چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم
خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید
خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم
سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قویتر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.
منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.
یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.
یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم
تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!
منگفتم میترسم اجارمو در نیارم.
با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.
خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار
و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…
یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.
یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .
الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه
اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم
که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه
از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن
وخدا راشکر میکتم
وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی
دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟
آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟
من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز
سلام خانم اکبری عزیز
سمیه هستم
اگه سنتون بالای چهل باشه احتمالا در معرض یایسگی زود رس هستید
چون برای منم اینجوری بود
من دوره سلاگتی را تهیه ن. زدم ولی یه تجربه هایی دارم که بهبود پیدا کنه اگه تمایل داشتید راهنماییتون میکنم
امیدوارم هر چه زودتر حالتون عالی باشه
سلام دوست عزیز .من 37 سالمه اما دکتر همون احتمال راداده ازتجرییاتتون اگر بگید ممنون میشم
بله عزیز بدون شک تایم و مقدار خونریزی رو افزایش میده چون من هم خودم این مشکل رو داشتم وبا قانون سلامتی این مسئله رفع شد
ممنون لیلا جان فقط
یسوال .یعنی شما مثل من بودی یعنی پریود میشدی بوقت اما مثلا بجای 5 روز خونریزی حالا شده 3 روز خونریزی وحجم خونریزی کم شده ؟؟
یعنی با قانون سلامتی الان حجم خونریزی شما خوب شد ؟
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
سلام زهرا جان
سمیه هستم
متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم
ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد
و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد
را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه
انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم
هر روز دعاگوتون هستم
نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد
اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.