نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -وهاب زارعی

    بهبود چشمگیر دیابت، چربی خون، تیروئید و کاهش وزن با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من مادر وهاب زارعی هستم و حدود چهل روز است که همراه پسر عزیزم وهاب جان، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام. در آغاز دوره آزمایش دادم و نتیجه‌ها واقعاً ترسناک بود. دچار چربی خون بسیار بالا و دیابت نوع دو بودم؛ چربی خونم ۱۱۰۰ بود و قند خونم ۳۰۰. کم‌کاری تیروئید داشتم و در آزمایش مقدار Tsh عدد ۹/۵ بود. حدود هشت مورد «ستاره قرمز» در برگه آزمایشم داشتم که نشان می‌داد تقریباً تمام فاکتورهای بدنم یا لب مرز بودند یا به شدت غیرنرمال.

    این در حالی بود که تازه عمل سنگ کلیه ۱۷ میلی‌متری انجام داده بودم. اما بعد از فقط چهل روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی دوباره آزمایش دادم و نتیجه‌ها برایم واقعاً باورکردنی نیست.

    شکر خدا در آزمایش جدیدم:

    چربی خونم از ۱۱۰۰ به ۲۰۰ رسیده.
    قند خونم از ۳۰۰ به ۱۰۰ کاهش پیدا کرده.
    تیروئیدم از ۹/۵ به ۲ رسیده.
    سطح ویتامین D و B12 و همهٔ فاکتورها کاملاً نرمال و عالی شده‌اند.

    احساس سبکی می‌کنم. راحت راه می‌روم. دیگر هیچ دردی در پاهایم ندارم، دست‌هایم خواب نمی‌رود و به‌راحتی همهٔ کارهایم را خودم انجام می‌دهم. ده روز است که هیچ دارویی برای دیابت و چربی خون مصرف نکرده‌ام و حال عمومی‌ام عالی است.

    از نظر تناسب اندام هم نتایجم فوق‌العاده بوده. من با وزن ۸۹ کیلو و دور کمر ۱۰۸ سانتی‌متر وارد زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی شدم و امروز وزنم ۷۷ کیلو و دور کمرم ۹۸ سانتی‌متر است. تمام لباس‌هایم برایم گشاد شده و احساس می‌کنم یک بدن جدید پیدا کرده‌ام.

    خدا را شکرگزارم که با شما استاد عباس‌منش و راهنمایی‌های ارزشمندتان آشنا شدم و توانستم قدم در مسیر زیبای سلامتی بگذارم. همچنین از پسر عزیزم وهاب جان هم تشکر می‌کنم که زحمت خرید این دوره را برای من کشید.

  • -آرزو آل بوطرفی

    الان که دارم این کامنت و مینویسم سرشار از حس و حال خوب هستم و تازه قدم 3 از دوره 12 قدم رو شروع کردم.

    وقتی قدم اول رو شروع کردم و چکاپ فرکانسی رو در قدم اول انجام دادم، هیچ درآمدی نداشتم. حتی یک ریال هم پس انداز نداشتم. توی این دوره من روی خودم و ارزشمندیم دارم کار می کنم. تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم و دارم یاد میگیرم که توانایی هام رو ارزشمند بدونم. چون قبلاً بابت کاری که انجام می دادم، دستمزد دریافت نمی کردم.  

    مدتی پیش بهم پیشنهاد کار شد  و من تونستم باور کنم که وقتی که من میزارم ارزشمنده و بابت انجام اون کار دستمزدم برام واریز شد که از خوشحالی بال درآوردم و ایمانم قوی شد که ثروت هست، سلامتی و رابطه خوب هست. منتهی این من هستم که باید افکار منفی و ترمز هام رو بردارم.

    خداروشکر با عمل به آگاهی های دو قدم اول، چرخ زندگی من اینقدر روان‌تر شده که خودمم بعضی وقت ها میگم: قبلا کارهای من سخت انجام می شد یا اصلا انجام نمی شد اما الان اینقدر راحت و بی دردسر و اینقدر پربار و عالی داره انجام میشه و این نتیجه برداشته شدن همون ترمزهای ذهنی ای هست که همش بهم می گفت:نمیشه؛ تو نمیتونی؛ اگر فلانی نخواد اتفاق نمی‌افته…
    منی که تا حالا دلار رو ندیده بودم، چند روز پیش یه جا 28 تا 100 دلاری رو بدست آوردم که مال خود خودم بود و نتیجه کار کردن روی باورهام. توی حوزه روابط، چقدر راحت از بقیه تحسین دریافت میکنم و رابطه ام با همسرم خیلی عالی تر شده.

    علاوه بر نتایج خودم، دارایی های همسرم خداروشکر داره روز به روز بیشتر میشه.

    دوست داشتم این رد پا از نتایجم تا الان رو از خودم به جا بذارم.

  • -احمد فرهنگیان

    کاهش ۸.۵ کیلو وزن و درمان حساسیت‌های شدید در کمتر از یک ماه با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۲ است. من اول آذرماه دوره قانون سلامتی را خریدم و با وزن ۱۰۰ کیلوگرم زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم. قبل از شروع، آزمایش دادم و به همه دوستانم با اطمینان گفتم: «تا شب یلدا ۱۰ کیلو وزن کم می‌کنم»، درحالی‌که حتی فایل‌های معرفی دوره را هم ندیده بودم و هیچ اطلاعی از نحوه کار آن نداشتم. طبق معمول، همه خندیدند و مسخره کردند و گفتند: «توهم زدی! همچین چیزی غیرممکنه!»

    اما من به خاطر نتایج قبلی‌ام از دوره ۱۲ قدم کاملاً به آموزش‌های استاد عباس‌منش ایمان داشتم. چون عمل به آگاهی‌های این دوره، مرا طی یک سال از زیرِ صفر بالا آورد و از فقر مطلق به استقلال مالی واقعی رساند. من از فردی که حتی پول خرید نان نداشت، تبدیل شدم به کسی که توانایی مالی سفرهای عالی به جزیره کیش، اقامت در هتل چهارستاره و تفریحات آبی و لاکچری را دارد. به خاطر همین نتایج بود که من از پیش به دوره‌های استاد ایمان داشتم.

    امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۲ است و بعد از فقط ۲۶ روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ۸ کیلو و ۵۰۰ گرم وزن کم کرده‌ام. تنها چهار شب مانده به شب یلدا و من تقریباً کامل به قولم عمل کرده‌ام و از نظر سایز نیز به‌طور چشمگیری تغییر کرده‌ام.

    پیش از شروع این دوره، دچار حساسیت شدید بودم؛ صبح‌ها حدود ۴۰۰ عطسه می‌کردم، آبریزش بینی و خلط پشت گلو داشتم و مجبور بودم قرص ضدحساسیت بخورم—قرصی که خودش باعث خونریزی دهانم می‌شد. دکتر هم تأکید کرده بود که باید حتماً این قرص را ادامه بدهم.

    اما بعد از فقط ۲۶ روز عمل به دوره قانون سلامتی، بدون حتی یک قرص، تمام مشکلاتم—عطسه‌ها، آبریزش، خلط، خونریزی و…—کاملاً برطرف شد. در حالی که قبلش می‌گفتند درمانش ساده نیست، اما با این سبک زندگی، همه چیز به‌طرز شگفت‌انگیزی حل شد.

    از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که با اعتماد به این دوره، هم وزنم، هم اندامم، هم سلامتم، و هم کیفیت زندگی‌ام در کمتر از یک ماه متحول شد.

  • -ملیحه کشمیری

    تجربه کاهش سایز، بهبود بیماری‌های چندساله و جوان‌سازی طبیعی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من یک ماه پیش هدایت شدم به دوره قانون سلامتی و از فردای همان روز، بدون هیچ مقاومتی، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم. استاد عباس‌منش، آگاهی‌های این دوره آن‌قدر ناب و کاربردی است که هر بار با خودم می‌گویم چطور ممکن است اطلاعات تخصصی سلامتی، این‌چنین ساده، روان و قابل‌اجرا منتقل شده باشد.

    استاد شما در فایل‌های معرفی دوره گفته بودید با «بشکن» وزن کم کردید. با اینکه مطمئن بودم هرگز اغراق نمی‌کنید، اما پیش خودم می‌گفتم مگر می‌شود؟ کنترل خورد‌وخوراک از کنترل ذهن هم سخت‌تر است. منی که ۲۰ سال ورزش مداوم داشتم، همیشه گرسنگی می‌کشیدم، انواع رژیم‌های سخت را امتحان کرده بودم، سال‌ها روزی ۲ تا ۳ ساعت ورزش سنگین می‌کردم تا وزن ۹۰ کیلویی‌ام را روی ۶۵–۶۶ نگه دارم، اما باز هم نتیجهٔ دلخواهم حاصل نمی‌شد. چربی پایین شکمم هیچ‌وقت آب نمی‌شد و همه می‌گفتند چون زایمان و سزارین شده‌ای، دیگر از بین نمی‌رود. در کنار این‌ها، به دلیل مصرف داروهای شیمی‌درمانی وزنم از ۶۵ به ۷۱ رسیده بود.

    اما وقتی به جلسه سوم دوره قانون سلامتی رسیدم و با توضیحات استاد درباره عملکرد بدن، سیستم هضم، دفع، جذب، ترشح انسولین و نقش هورمون‌ها آشنا شدم، فهمیدم ادعای استاد کاملاً درست است؛ بله، می‌شود با «بشکن» چربی اضافه را آب کرد، آن هم کاملاً طبیعی، سریع و ساده.

    حالا بعد از فقط یک ماه زندگی با این دوره، می‌خواهم از نتایجم بگویم.

    نتایج سایز و وزن:
    دور شکم: از ۱۰۳ سانتی‌متر به ۹۱ سانتی‌متر
    دور کمر: از ۸۴ سانتی‌متر به ۷۵ سانتی‌متر
    پهلوها: از ۱۰۰ سانتی‌متر به ۹۲ سانتی‌متر
    وزن: از ۷۱ کیلوگرم به ۶۸ کیلوگرم

    و اما نتایج درمانی—بعضی از این مشکلات را حتی بیماری نمی‌دانستم، اما حالا می‌فهمم چه بار بزرگی از دوشم برداشته شده است:

    • درد ۲۸ سالهٔ زانوی پای چپم که از بارداری اول شروع شده بود و دکترها می‌گفتند روماتیسم ارثی است، در یک ماه کاملاً از بین رفته.

    • درد شدید مفاصل ناشی از شیمی‌درمانی که هر بند بدنم تیر می‌کشید، کاملاً ناپدید شده.

    • درد وحشتناک رگ سیاتیک پای راستم که ۲ تا ۳ سال عذابم می‌داد و شب‌ها از شدت درد گریه می‌کردم، کاملاً درمان شده.

    • استخوان‌درد شدید که همه می‌گفتند ارثی است و بعد از ۴۰ سالگی طبیعی است، کاملاً برطرف شده.

    • پشت دستم از ۴۰ سالگی بعد کک‌ومک زده بود و روزبه‌روز بیشتر می‌شد، دکترها گفته بودند باید لیزر کنم؛ اما در چند روز گذشته دیدم ۸۹ درصد کک‌ومک‌ها ناپدید شده‌اند و رنگ پوست دستم برگشته به دوران ۲۰ سالگی.

    • رنگ پوست صورتم که فکر می‌کردم از آفتاب تیره شده، حالا سفیدِ صورتی و شفاف شده؛ همان رنگی که در نوجوانی داشتم.

    • حدقه چشم‌هایم بازتر شده، افتادگی پلک از بین رفته، غبغبم محو شده و پوستم مثل کسی که ژل و بوتاکس کرده باشد، ولی کاملاً طبیعی، جوان شده است.

    • مشکل قدیمی خروج آب از دهان هنگام خواب که همیشه آزارم می‌داد، کاملاً برطرف شده.

    • مشکل بیدار شدن ۲ تا ۳ بار در شب برای دستشویی—کاملاً حل شده و حالا خواب عمیق و آرام دارم.

    • نفخ‌های شدید بعد از غذا، ترش کردن، برگشت غذا، سوزش سر دل و حالت تهوع که هر شب داشتم—یک‌ماهه صفر شده‌اند.

    • خشکی و خارش شدید پوست بدن، مخصوصاً کمر، که سال‌ها هیچ درمانی برایش جواب نمی‌داد—خودبه‌خود کاملاً از بین رفته.

    • بواسیر که حتی بعد از عمل جراحی هم باز درد و ناراحتی داشت، حالا کاملاً درمان شده و بدون هیچ درد و مشکلی به دستشویی می‌روم.

    همه این‌ها فقط نتایج یک ماه من از اجرای دوره قانون سلامتی است. واقعاً خدا می‌داند ماه بعد چه اتفاقات زیباتری در انتظارم باشد.

    استاد عزیزم، وقتی هزینه‌های گزافی که سال‌ها برای درمان دادم—در حالی که نتیجه‌ای هم نمی‌گرفتم—را با قیمت این دوره مقایسه می‌کنم، می‌بینم چقدر این دوره ارزشمند و نجات‌بخش است. این دوره هم جسم من را سالم کرد، هم روحم را آرام کرد، هم از هزینه‌های درمان و دارو نجاتم داد. استاد عزیزم، تا زنده‌ام سپاسگزار خداوند یکتا هستم که شما را آفرید و در این مسیر هدایت کرد.

  • -امیر

    تحول مالی چشمگیر و ساخت باورهای ثروت‌ساز با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و دوره‌های ایشان

    من دو سال پیش با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم و از همان زمان تلاش کردم روی خودم کار کنم و قوانینی را که از آموزش‌های ایشان یاد می‌گرفتم، در زندگی‌ام اجرا کنم. با کمک آگاهی‌های این مسیر، در حال ساختن این باور هستم که تنها افراد ثروتمند به بهشت می‌روند و تنها افراد ثروتمند نزد خداوند عزیز و محبوب هستند. یاد گرفتم که برای داشتن نتایج بهتر، فقط کافی است باورهای بهتری بسازم؛ یعنی نتیجه‌ای را که می‌خواهم ببینم و بعد باوری بسازم که من را به همان نتیجه برساند.

    در این مدت، از دوران دانشجویی و نداشتن هیچ چیز، به نتایج بزرگی رسیده‌ام. امروز ۲۵۰ میلیون تومان پس‌انداز دارم. یک مغازه راه‌اندازی کردم و اکنون سرمایه مغازه‌ام حدود یک‌ونیم میلیارد تومان است. به لطف الله مهربان، بهترین مشتری‌ها به سمت مغازه من هدایت می‌شوند و هر روز فروش من بیشتر و بهتر می‌شود.

    این مسیر برای من ثابت کرد که وقتی آگاهی‌های استاد عباس‌منش را با ایمان و تعهد اجرا می‌کنم، زندگی‌ام با سرعتی شگفت‌انگیز رو به رشد می‌رود.

  • -احمد فرهنگیان

    درک دلیل اتفاقات زندگی و تجربه معجزات واقعی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    جلسه سوم از قدم سوم را تازه گوش دادم. در طول این دوره، هر بار که می‌خواهم بنویسم «این جلسه دیگر بهترین جلسه دوره بود»، در جلسه بعدی می‌بینم آگاهی‌های عمیق‌تر و ناب‌تری وجود دارد. هر جلسه بی‌نهایت آگاهی تازه می‌دهد و خدا می‌داند تا پایان قدم دوازدهم، با عمل به این آگاهی‌ها چقدر از نظر مالی، سلامتی، روابط و معنویت پیشرفت می‌کنم. واقعاً هر قدم از دوره ۱۲ قدم یک دنیای کامل از آگاهی است.

    اگر بخواهم بزرگ‌ترین دستاورد این جلسه را در یک کلمه خلاصه کنم، آن کلمه «خودآگاهی» درباره دلیل اتفاقات زندگی‌ام است. قبل از این دوره، زندگی من پر از فراز و نشیب‌های عجیب بود. گاهی همه‌چیز بهم می‌ریخت، گاهی همه‌چیز عالی می‌شد. درگیر ترس، فقر، روابط نادرست و سردرگمی دائمی بودم و نمی‌فهمیدم چرا یک‌دفعه همه‌چیز خراب می‌شود یا چرا گاهی همه‌چیز خوب پیش می‌رود. دلیل اتفاقات زندگیم را نمی‌دانستم و همین باعث می‌شد ندانم چطور باید با مسائل برخورد کنم.

    تا اینکه رسیدم به جلسه سوم از قدم سوم. وقتی این جلسه را گوش دادم، تازه فهمیدم وقتی اوضاع سخت می‌شد از کجا ضربه می‌خوردم و وقتی همه‌چیز خوب پیش می‌رفت علتش چه بود. هیچ چیز ارزشمندتر از این نیست که دلیل اتفاقات را بفهمی. به همین دلیل می‌گویم ارزشمندترین نتیجه دوره ۱۲ قدم برای من، آگاه شدن نسبت به دلیل اتفاقات زندگی و نحوه اجرای قانون در عمل است. در این جلسه احساس کردم استاد عباس‌منش لقمه را آماده گذاشت جلوی دهانم!

    چند روز پیش، در کسب‌وکارم اتفاقی افتاد که ظاهرش نشان می‌داد قرار است ضرر بزرگی کنم. ذهن نجواگرم فوراً شروع کرد به ترساندن من که: «دیگه با سفر و لذت خداحافظی کن، بدبخت شدی!» آن روز هنوز فایل این جلسه را ندیده بودم و نمی‌دانستم باید چه کنم، اما با آگاهی‌هایی که از سه سال حضور فعال در سایت و با مطالعه قدم‌های قبلی به دست آورده بودم، قلبم گفت نگران نباش و توکل کن به خدا. درونم شنیدم که: «اگر آرام باشی و توکلت را حفظ کنی، این اتفاق در نهایت به نفعت می‌شود. خدا یک پلن جدید دارد، می‌خواهد بیشتر به تو بدهد.»

    تکرار این جملات چنان آرامشی در من ایجاد کرد که قلبم باز شد و آرام شدم. با خودم گفتم: «حتماً خیره. هر اتفاقی بیفتد به نفع من است و من از پسش برمی‌آیم.» و به خدا قسم کمتر از ۲۴ ساعت بعد ورق برگشت. آن مشکل در کسب‌وکارم طوری حل شد که نه تنها ضرری نکردم، بلکه درآمدم بیشتر شد و اعتبارم هم بالا رفت. علاوه بر این، همان مسئله باعث شد یک مشتری جدید وارد کارم شود و درآمدم دو برابر شود. فقط گریه می‌کردم و شکر می‌گفتم و مبهوت عظمت و بزرگی خداوند بودم و این قانون تغییرناپذیر او که: احساس خوب = اتفاقات خوب.

    حالا وقتی آگاهی‌های این جلسه از دوره ۱۲ قدم را گوش می‌دهم و آن را با تجربه تازه‌ای که همین چند روز پیش داشتم ترکیب می‌کنم، می‌بینم که یک شاه‌کلید واقعی به دستم رسیده؛ کلیدی که می‌توانم با آن هر قفلی را باز کنم و با حل ریشه‌ای مسائل، رشد عمیق و واقعی را تجربه کنم.

  • -خانواده فرح بخش

    درمان بیماری‌ها، کاهش وزن چشمگیر و جهش انرژی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    اواخر اردیبهشت ۱۴۰۱ بود که به‌خاطر رنج از چندین بیماری، برای رسیدن به سلامتی، دوره قانون سلامتی را خریدم و همراه تمام اعضای خانواده، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردیم. چون به آموزش‌های استاد عباس‌منش اعتماد داشتم و بیماری‌هایم برایم اهرم رنج شده بود، با تعهد کامل وارد مسیر اجرای دوره شدم.

    قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، ده سال درگیر فشار خون بالا بودم و هر روز چند قرص مصرف می‌کردم، بدون هیچ نتیجه‌ای. اما در ماه دوم از اجرای کامل دوره، فشار خونم کاملاً نرمال شد و دیگر هیچ قرصی مصرف نکردم. وقتی برای آزمایش رفتم و فشارم ۱۲/۸ بود، از شادی اشک ریختم و خدا را هزار بار شکر کردم که این بیماری کاملاً درمان شد.

    سال‌ها قبل از دوره، کمردرد شدیدی داشتم که انرژی و تحرکم را گرفته بود و حتی دو ماه در ایام عید ۱۴۰۱ بستری بودم. پزشکان می‌گفتند درمانی ندارد و فقط باید مدارا کنم. اما در هفته‌های اول از زندگی به شیوه دوره، کمردردم بدون دارو و بدون هیچ روش خاصی کاملاً درمان شد. از ماه دوم هر روز یک ساعت و گاهی یک‌ونیم ساعت پیاده‌روی می‌کنم و الان، بعد از یک سال و نیم، خدا را شکر کوچک‌ترین اثری از کمردرد ندارم.

    حدود هشت سال هم درگیر درد مفاصل شدید بودم و روماتیسم مفصلی حاد تشخیص داده شده بود. اما با زندگی به شیوه همین دوره، در جدیدترین آزمایشات روماتیسم، تمام فاکتورها کاملاً منفی شد و این بیماری هم به‌طور کامل درمان شد.

    قبل از دوره، آزمایش‌هایم نشان می‌داد که پیش‌دیابتی هستم، اما امروز HbA1c من ۰/۸ و همسرم ۰/۷ است؛ یعنی قند خون و انسولین کاملاً نرمال.

    با اجرای زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ده‌ها مشکل دیگرم نیز درمان شد؛ مشکلاتی که فکر می‌کردم برای سن من طبیعی یا ارثی هستند:
    چربی خون بالا، میگرن، درد استخوان‌ها، ریزش مو، سیاهی زیر بغل و دور چشم، خارش و سوزش کشاله ران، خلط پشت حلق، خروپف شبانه، اضطراب شدید، بی‌خوابی، تکرر ادرار شبانه، نفخ شدید معده، بوی بد دهان، کمبود انرژی و…
    همه این مشکلات از ماه دوم تا سوم کاملاً از بین رفتند. آن‌قدر انرژی و سلامتی گرفتم که نه من و نه خانواده‌ام هرگز حاضر نیستیم حتی یک روز به سبک زندگی قبلی برگردیم.

    به قول استاد عباس‌منش، انگار روز ما پنج برابر کش آمده. الان آن‌قدر فعال و پرانرژی هستم که هیچ شباهتی با قبل ندارم. بعد از تجربه این نتایج، کم‌کم دوره‌های دیگری مثل دوره احساس لیاقت، دوره عزت نفس، دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره عشق و مودت در روابط را هم خریدم و با انرژی بالا ادامه می‌دهم.
    (البته دوره عشق و مودت را فعلاً گذاشته‌ام برای بعد از اتمام دوره احساس لیاقت.)

    قبل از این سبک زندگی، همیشه آرزو داشتم سحرخیز باشم و ورزش کنم، اما به‌خاطر بی‌حالی همیشه دیر بیدار می‌شدم. اما الان به‌راحتی صبح زود بیدار می‌شوم، تمرین‌های دوره‌ها و ورزش‌های عضله‌سازی را انجام می‌دهم و در طول روز وقت اضافه هم دارم.

    قبلاً تهیه صبحانه، ناهار، شام و خریدهای روزانه وقتم را می‌بلعید؛ اما الان با یک یا دو خرید ماهانه و فقط آماده‌سازی یک وعده غذا، زمان زیادی برای اهدافم و تمرین دوره‌ها دارم. هم هزینه‌هایمان بسیار کمتر شده، هم پس‌اندازمان بیشتر شده، و هم انرژی‌مان برای پیشبرد اهداف چند برابر شده است. این نیز یکی از برکات بزرگ دوره قانون سلامتی است.

    و اما نتایج ما در زیبایی و تناسب اندام:

    قبل از دوره، من یادم نمی‌آید وزنم زیر ۶۵ کیلو بوده باشد. همیشه درگیر شکم، پهلو و باسن بزرگ بودم. دخترم از دوران دبستان درگیر چاقی بود و انواع رژیم‌ها را امتحان کرده بود و هر بار بعد از کاهش وزن دوباره چاق می‌شد.

    اما با شروع زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، فقط در شش ماه:

    من با قد ۱۵۲ از ۷۱ کیلو به ۵۳ کیلو رسیدم؛ شکم و پهلوهایم بسیار کوچک و خوش‌فرم شده‌اند.
    همسرم از ۷۸ کیلو به ۶۰ کیلو رسیده و درد مفصل لگنش که پزشکان می‌گفتند باید تعویض مفصل شود، کاملاً درمان شده.
    دختر بزرگم از ۶۹ کیلو به ۵۳ کیلو رسیده؛ رویایی که سال‌ها داشت.
    دختر دومم از ۶۳ کیلو به ۵۳ کیلو رسیده و پس از یک‌سال، وزن همه ما ثابت مانده است.

    پوستمان روشن‌تر و شفاف‌تر شده و لکه‌هایمان کم‌رنگ‌تر شده‌اند. حسِ شادی وقتی عکس‌های قبل از دوره را با امروز مقایسه می‌کنیم، وصف‌ناپذیر است. حالا چندین دست لباس رنگارنگ و سایز کوچک می‌خریم، چون آزادیم مدل موردعلاقه‌مان را انتخاب کنیم، نه لباسی که فقط اندازه‌مان باشد. همین موضوع اعتمادبه‌نفس ما را چند برابر کرده.

    لذت دارد وقتی اطرافیان می‌گویند: «چقدر لاغر شدی، چقدر خوش‌اندام و جوان شدی! مثل دختر بچه‌ها شدی.»
    لذت دارد وقتی بعد از یک‌سال دوباره دوره را مرور می‌کنی و می‌بینی با چه تعهدی پیش رفتی و به همه اهدافی که انتخاب کرده بودی رسیده‌ای.

    این نتایج برای من یک پیام روشن دارد:
    اگر برای دیگر اهدافم هم همین اندازه تعهد داشته باشم و دقیقاً همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند عمل کنم، مطمئنم به همه آن‌ها خواهم رسید.

  • -ماریا اکبری

    رهایی از کمبود و ساختن فراوانی در ۳ سال با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    الان اواخر سال ۱۴۰۲ است و می‌خواهم نتایجم از عمل به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ را با سال ۹۹ مقایسه کنم؛ زمانی که تازه این محصول ارزشمند را به خودم هدیه داده بودم.

    «ماریایِ ۳ سال پیش» نه خانه‌ای داشت، نه ماشین، نه پس‌اندازی و نه حتی یک گرم طلا. برای خرج‌های روزانه‌ام هم مانده بودم. پر از بدهکاری و غم بودم. انگار چرخ زندگی‌ام زنگ زده بود؛ هرچه زور می‌زدم جلو نمی‌رفت، که هیچ، سنگینی فشارها داشت شانه‌هایم را خرد می‌کرد.

    اما حالا، بعد از فقط سه سال تلاش برای عمل به آگاهی‌های این دوره، خانه دارم، ماشین دارم و پس‌انداز دارم.
    تجربه سفرهای باکیفیت دارم.
    غذاهای باکیفیت تهیه می‌کنم.
    لباس‌های برند و باکیفیت می‌خرم.
    و هزاران تجربه ریز و درشت که همگی نشانه بهبود چشمگیر اوضاع مالی من هستند.

    اما مهم‌تر از همه این‌ها، تغییری است که در ذهنم رخ داده؛ تغییری از «باور کمبود» به «باور به فراوانی».

    با آموزش‌های این دوره، نقش اساسی باورهای قدرتمندکننده را فهمیدم و باور کردم که تنها راه تغییر زندگی‌ام، ساختن باورهای حمایت‌کننده و ایمان عمیق به فراوانی است. وقتی این باورها شکل بگیرند، تکاملی و طبیعی، به تمام خواسته‌هایم می‌رسم.

    من با این دوره باور کردم که:

    «هیچ چیزی نیست که بخواهم و توانایی تحققش را نداشته باشم، اگر کنترل کانون توجه‌ام را یاد بگیرم. چون قانون این است که تمرکز هرجا برود، تجربه‌ها هم به همان سمت می‌روند.»

    برای همین تلاش کرده‌ام که توجه‌ام را روی فراوانی بگذارم و دائماً به دنبال شواهد فراوانی در جهان بگردم تا طبق قانون خدا، از همان جنس نعمت‌ها وارد زندگی‌ام شود.
    زیرا چه کسی از خداوند متعهدتر به وعده‌هایش است؟

    فهمیدم که مثل اکثریت مردم جهان، ذهنیتی معلول‌محور درباره پول داشته‌ام؛ یعنی باور به کمبود. پس باید همیشه روی این نقطه‌ضعف کار کنم.
    فعلاً فقط ذره‌ای از این فراوانی بی‌کران را باور کرده‌ام و همین «ذره باور» زندگی من را از «منفی هزار» رسانده به «حد متوسط جامعه»… اما با این تفاوت مهم که بدون سختی، بدون رنج، و فقط با لذت و آرامش به این نتایج رسیده‌ام.

    بنابراین با همین مسیر و همین تمرکز جلو می‌روم و مطمئنم که لاجرم به تمام خواسته‌هایم می‌رسم.

    استاد عزیز عباس‌منش، از شما سپاسگزارم که مرا با قوانین خداوند آشنا کردید. سپاسگزارم که به من یاد دادید همه‌چیز باوره. و سپاسگزار خدای مهربانم هستم که مرا به این آگاهی‌های توحیدی هدایت کرد. این مسیر بهبود دائمی را با عشق و تعهد ادامه می‌دهم.

  • -مهیار ضیائی

    تجربه‌ زیبایی و اندام ایده‌آل با به‌کارگیری آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من با کار جدی روی احساس لیاقت و خودارزشمندی از طریق آموزه‌های استاد عباس‌منش به جایی رسیدم که هر بار جلوی آینه می‌ایستم، اولین کلمه‌ای که با تأکید به خودم می‌گویم این است: «زیبا». و واقعاً هر روز احساس زیبایی بیشتری در خودم می‌بینم. همین فرکانسِ خوب بود که من را وارد زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی کرد. به لطف این دوره و تعهدم در اجرای آن، امروز هیکل رویایی‌ام را دارم؛ همان اندامی که از دوران ۱۲–۱۳ سالگی تصویرش را در ذهنم می‌ساختم، حالا در واقعیت زندگی می‌کنم.

    اوایل اجرای این روش خیلی لاغر شده بودم و هر چقدر می‌خوردم وزنم بالا نمی‌رفت. اما من متعهد ماندم، ذهنم را نسبت به قضاوت و حرف‌های دیگران کنترل کردم و در مسیر دوره باقی ماندم. نکته‌ی شگفت‌انگیز این بود که وقتی بر این ترمز ذهنی غلبه کردم، وزنم شروع کرد به بالا رفتن و فرآیند عضله‌سازی فوق‌العاده‌ای در بدنم آغاز شد. در چند ماه از ۵۴ کیلو به ۷۰ کیلو رسیدم؛ ۷۰ کیلو عضله‌ی خشک و زیبا. حالا هم چهره‌ام زیباتر شده و هم اندامی دارم که واقعاً دوستش دارم.

    این تجربه برای من یک حقیقت روشن شد: وقتی با همین میزان تعهد، در همه‌ی جنبه‌های زندگی به قانون عمل کنم، در تمام حوزه‌ها می‌توانم به همین اندازه نتیجه بگیرم و بهتر و بهتر شوم.

  • -Ali reza nasabi

    تجربه‌ رشد مالی و شخصیتی با به‌کارگیری آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    توی مجامع علمی کسی که استاد تمام باشد را «پروفسور» صدا می‌کنند و برای من، پروفسور عباس‌منش دقیقاً همین جایگاه را دارد؛ چون آموزش‌های استاد عباس‌منش تغییراتی در من ایجاد کرده که هیچ مرکز آموزشی‌ای آن‌ها را یاد نداده و نمی‌دهد. مسیر تغییر من از فایل‌های هدیه استاد عباس‌منش شروع شد. آموزش‌ها را گوش می‌دادم، نت‌برداری می‌کردم، تمرین می‌کردم و عمل به همین آموزش‌ها کم‌کم مسیر ذهنی‌ام را دگرگون کرد. نتیجه‌اش این بود که درآمدم به همان اندازه‌ای رشد کرد که شخصیتم رشد کرده بود.

    امروز، در سال ۱۴۰۲، درآمد ماهانه من به ۵۰ میلیون تومان رسیده است. در یک سال گذشته ۲۰۰ گرم شمش طلا پس‌انداز کردم و به خودم گفتم: «علیرضا، الان زمان خرید دوره روانشناسی ثروت ۱ رسیده.» روی دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» کلیک کردم و به فایلی هدایت شدم که درباره رسیدن به آزادی مالی، مکانی و زمانی صحبت می‌کرد. همان‌جا مطمئن شدم که وقتش رسیده راه خودم را با این دوره ادامه بدهم و مسیرم را با آموزش‌های آن کامل کنم.

1 11 12 13 14 15 24

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1042 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2481 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 93 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2481 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3167 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2481 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: