نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
داستان زیباترین هدایت خداوند در آشنایی من با استاد عباسمنش
داستان آشنایی من با استاد عباسمنش، برای من یکی از زیباترین و عمیقترین هدایتهایی بود که خداوند در اوج نیاز، سر راهم گذاشت. حدود ۹ سال پیش، درست زمانی که پدرم را از دست داده بودم و خودم صاحب یک مجموعه بازرگانی بودم، شرایط مالی بسیار سخت و نفسگیری داشتم. بخش بزرگی از سرمایهام را کلاهبرداری از بین برده بود، پر از چکهای برگشتی بودم، همیشه «هشتم گرو نه» بود و درگیر فشارهای سنگین مالی.
رسیدیم به آخر سال. با هزار زحمت حقوق و عیدی پرسنلم را جور کردم و به آنها دادم، اما خودم چون صاحب کسبوکار بودم هیچ عیدی نداشتم. آن روزها به خانه باغ قدیمیمان در روستا رفتم؛ همان خانهای که از پدرم به یادگار مانده بود. عید اولی بود که بدون پدرم بودم. در آن خانه قدیمی، خسته، تنها و درمانده نشسته بودم و انگار هیچ راهی پیش پایم نبود.
یادم هست آن شب از ته دل با خدا حرف زدم. گفتم:
«خدایا، من یک پدری داشتم که اگر بود حداقل برای عید بهم عیدی میداد. حالا که او هم پیش توست، امسال عیدی من را تو باید بدهی.»و خدا چه زیبا جوابم را داد…
همان شب، هدایت شدم به فایلهای استاد عباسمنش. اولین بار بود که با آن آگاهیها روبهرو میشدم و همان لحظه، همان فایلها، همان جملهها… تبدیل شدند به زیباترین عیدی زندگیام. آرامشی که خدا از طریق آن فایلها به من بخشید، قابل توصیف نیست. انگار خود خداوند داشت در گوشم میگفت:
«بنشین و این فایلها را گوش بده؛ از اینجا مسیرت عوض میشود.»از همان سال تا امروز، هر سال اگر شده برای یکی دو روز برمیگردم به همان خانه باغ پدری. تنها میمانم و فقط فایلهای استاد عباسمنش را گوش میدهم. این کار برای من یک یادآوری مقدس است؛ یادآوری آن شب، آن هدایت، آن عیدی الهی. انگار هر سال به خداوند میگویم:
«من هنوز قدردان آن لحظهام.»و حالا، بعد از سالها عمل کردن به آموزههای استاد عباسمنش، تمام آن خواستههایی که سالها فقط در دلم بود، یکییکی و با بهترین شکل ممکن وارد زندگیام شدهاند.
از مردی ورشکسته و درمانده، با بدهیهای سنگین و فشارهای طاقتفرسا، امروز تبدیل شدهام به مردی با چندین ملک، حساب بانکی عالی، موجودی دلاری، یک شرکت صادراتی بزرگ و خوشنام، دو فرزند سالم و نازنین، همسر مهربان، سفرهای لاکچری، آرامش ذهنی، جایگاه معتبر در بازار و دهها نعمت بزرگ دیگر؛ نعمتهایی که همه نتیجه همان هدایت الهی و عمل کردن به مسیر آگاهی بوده است.
و زیبایی ماجرا اینجاست که هر سال زندگیام از سال قبل بهتر شده است؛ از نظر مالی، روحی، خانوادگی، کاری و معنوی. و این برای من روشنترین نشانه برکت و همراهی خدا در تمام لحظههای زندگیم است.
قدردانی از تحولات بزرگ زندگی و نتایج شگفتانگیز با عمل به آموزههای دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش، دوره احساس لیاقت، و دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد عزیزم، امیدوارم حال دلتان عالی باشد و قلبتان پر از نور خدا. مدتی بود که دلم میخواست از نتایجم برایتان بنویسم. همیشه با خودم میگفتم صبر کنم تا لیست خواستههای محققشدهام کامل شود، بعد همه را یکجا برایتان بفرستم. اما امروز قلبم گفت همین حالا بنویس؛ از چیزهایی که همین الان در دستانم است. وقتی بقیه تیک بخورند هم دوباره مینویسم.
این متن را از سرِ قدردانی برایتان مینویسم، چون احساس میکنم نوشتن نتایج، تنها راهی است که میتوانم بخش کوچکی از سپاس خودم را بابت آموزشهایی که زندگی من و خانوادهام را از این رو به آن رو کرده، ادا کنم. همینجا از خدای بسیار بخشنده میخواهم که سراسر زندگی شما را نور کند؛ چون شما با کلامتان نور امید، وعدههای خدا و حقیقت ایمان را وارد زندگی من کردید.
در یکسالونیم اخیر، با تمرکز بالا روی آموزشهای شما کار کردم. آموزشهای دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش و امسال هم دوره احساس لیاقت را تهیه و اجرا کردم. خداوند هم واقعاً برایم ترکاند. گاهی وقتی به نعمتهایی که خدا وارد زندگیام کرده فکر میکنم، دستهایم عرق میکند و قلبم تند میزند. اینها بخشی از دستاوردهای من است:
اولین دستاورد: شروع کار و چهار برابر شدن درآمد
من در شهر کبک کانادا زندگی و تحصیل میکنم. همیشه از خدا میخواستم که قبل از فارغالتحصیلی، کارم شروع شود و خودش کار را وارد زندگیام کند. حقوقم هم حداقل سه برابر حقوق دانشجوییام شود.
و خداوند دقیقاً همین را برایم انجام داد؛ بلکه خیلی بیشتر و بهتر از آنچه تصور میکردم.
اسکرینشات فیشهای درآمدم را برایتان ایمیل کردم. درآمدم از پارسال تا امسال چهار برابر بیشتر شده.دومین دستاورد: دفاع موفق از تز دکترا و فارغالتحصیلی
آگوست امسال از تز دکترام با موفقیت دفاع کردم. عکس مدرک دکترا را هم برایتان فرستادم، چون میدانم از دلم خبر دارید و میدانید چقدر برای این مسیر زحمت کشیدم. پشت این مدرک، داستانهای زیادی است که دیده نمیشود، اما مهمترین بخش آن هدایتهای خداوند بود؛ هدایتهایی که از طریق آموزشهای شما دریافتشان میکردم.سفر با آروی در کانادا
از وقتی سریال سفر به دور آمریکا را دیدم، آرزوی سفر با آروی در من شکل گرفت. امسال تابستان برای قدردانی از نعمتهایی که خدا وارد زندگیام کرد، همسر و پسرم را مهمان یک سفر ۱۰ روزه با آروی کردم. عکسش را برایتان ایمیل کردم. این سفر نتیجه همان تجسمها، همان تحسینها و همان احساسخوبهایی بود که از آموزشهای شما یاد گرفتم.سومین دستاورد: پرداخت تمام بدهیها
من ۱۶ هزار دلار بابت ماشین و وام دانشجویی بدهی داشتم. همه را تا جولای امسال تسویه کردم. الان هیچ بدهیای ندارم و این برای من یک آزادی بزرگ است.چهارمین دستاورد: دریافت سیتیزنشیپ کانادا
روز ۲۵ نوامبر یکی از قشنگترین روزهای زندگی من و همسرم بود؛ روزی که رسماً سیتیزن کانادا شدیم. عکس مراسم آنلاین را برایتان ایمیل کردم. پشت لبخند ما در آن عکس، سالها هدایت، امید، تلاش و ایمان به قولهای خداست که از طریق شما وارد مسیر زندگیام شد.الان پاسپورتی داریم که با آن میتوانیم آزادانه به سراسر دنیا سفر کنیم. این نتیجه عملکردن به آموزشهای دوره احساس لیاقت، دوره قانون آفرینش، دوره شیوه حل مسائل و دوره روانشناسی ثروت ۱ است.
استاد جان، میدانید یکی از زیباترین هدیههایی که به من دادید چیست؟ اینکه دنیا را دوباره برایم تعریف کردید. من را امیدوار کردید که میتوانم به خواستههایم برسم و امروز همه آنها محقق شدهاند.
این تغییرات فقط بر زندگی من نیست؛ روی اطرافیانم هم اثر گذاشته. همسرم اصلاً شما را نمیشناسد، فقط صدای فایلها را میشنود. هیچ توضیحی هم به او نمیدهم، چون گفته بودم تا خودش نپرسد توضیحی نمیدهم. اما دارم میبینم که فقط با دیدن رفتار و نتایج من، پابهپای من تغییر میکند. این همان چیزی است که میگویید: «۹۹ درصد آدمهای اطرافتان تغییر میکنند.»
وقتی با آروی سفر رفتیم، نمیدانید این تجربه چه خواستههایی را در دل دوستانمان ایجاد کرد. این عشق و نوری که شما منتشر میکنید، واقعاً در دنیا پخش شده. خدا بهخاطر خلقت شما قطعاً یکجور دیگر به خودش افتخار کرده.
استاد عزیزم، از شما بابت این آموزشها، این نور، این هدایت، این امید و این قوانین که مثل گنج هستند، بینهایت سپاسگزارم.
جریان نعمت، آرامش و هدایت از عمل به آموزههای دوره قانون آفرینش
دوره قانون آفرینش اولین دورهای بود که برای سرمایهگذاری روی خودم خریدم. وقتی وارد دوره شدم و قدمبهقدم با آگاهیهای خالص، ساده و زندگیساز آن پیش رفتم، مثل انسان تشنهای بودم که هر جمله از این دوره برایم حکم آب گوارا داشت. هر بار که جلسات را گوش میدادم، بیشتر عاشق خدا و این قوانین ثابت، روشن و درست میشدم.
استاد عزیزم، بهخاطر عمل کردن به آگاهیها و تمرینات دوره قانون آفرینش انگار درهای رحمت به زندگی من باز شد و نعمتها یکییکی، اما هماهنگ و بزرگ، بهسمت من سرازیر شدند. احساس خوب، آرامش ذهن و روان، روابط عاطفی عالی، سفرهای فوقالعاده، و گرفتن مجوز شغلی که خداوند آن را به سادهترین شکل برایم جور کرد و تمام درها را به روی من باز کرد تنها بخشی از نتایجی است که با این دوره تجربه کردم.
در این دوره، آیهای که درباره مهاجرت توضیح دادید، ایمان و باور من را برای مهاجرت قوی کرد. امروز در شهری بهتر و در شرایطی بهتر زندگی میکنم؛ درست همانطور که در دلم میخواستم.
استاد، در هر بخش از زندگیام که آموزههای دوره قانون آفرینش را مثل وحی منزل باور کردم و به آنها عمل کردم، نتیجهای عجیب، شیرین و عمیق گرفتم. هر جا بین منطق ذهنم و الهام قلبم جنگ بود و نتوانستم با قلبم و طبق این آگاهیها پیش بروم، یا نتیجهای نگرفتم یا دیر گرفتم؛ چون باید ابتدا در مدار درک این آگاهیها قرار میگرفتم تا نتیجهاش ظاهر شود.
با عمل به آگاهیهای این دوره، یک حقیقت روشن را با تمام وجودم فهمیدم: باورهای ما دقیقاً نتایج زندگی ما را میسازند.
استاد عزیزم، با اینکه دوره قانون آفرینش را سه سال پیش خریدم، هنوز هم دارم روی آگاهیهایش کار میکنم و مدام آنها را تکرار میکنم، چون میدانم این آگاهیها اصل هستند و ذهنم باید دائماً این اصول را بشنود تا براساس آنها برنامهریزی شود.
از صمیم قلب خوشحالم که مسیرم را با دوره قانون آفرینش شروع کردم. این دوره پایهی فهم من از قوانین زندگی شد و کمکم کرد مبانی را عمیق و درست درک کنم؛ مبانیای که حالا در تمام بخشهای زندگیام جریان یافتهاند.
درک قانون طبیعی خوشبختی و تحول در روابط و موفقیت با عملکردن به آموزشهای دوره قانون آفرینش
در یکی از جلسات بخش ششم دوره قانون آفرینش، استاد عباسمنش جملهای گفتند که عمیقاً من را به فکر فرو برد. تا آن لحظه هیچوقت به این موضوع توجه نکرده بودم. ایشان میگویند: تجربه خوشبختی در زندگی بسیار راحتتر از تجربه یک زندگی نامناسب و ناسالم است، چون خوشبختی روند طبیعی جهان است. اما برای رسیدن به یک زندگی ناخوشایند، باید مسیرهای اشتباه زیادی را طی کرد… برای رسیدن به بدبختی و افسردگی باید هزاران فکر منفی را هزار بار تکرار کرد. اما با کمی کنترل کانون توجه، خیلی زود میتوان به احساس شادی رسید و همین احساس شادی برای خلق یک زندگی خوب کافی است. مثال آدمهای خونسرد را میزدند که بدون تقلای خاصی اوضاع همیشه به نفعشان پیش میرود، چون با طبیعت جهان هماهنگاند؛ طبیعتی که فراوانی، سلامتی، عشق و خوشبختی است.
این جمله کلیدی من را یاد سوالی انداخت که مدتی بود در ذهنم تکرار میشد: من که دارم تلاش میکنم زندگیام را بهتر کنم، چرا پیشرفت خاصی نمیبینم؟ همیشه از این موضوع تعجب میکردم.
بعد از این جلسه تصمیم گرفتم صادقانه و منطقی رفتارها و زندگیام را بررسی کنم. متوجه شدم در کنار تمام تلاشی که برای بهتر شدن زندگیام میکنم، یک مانع بسیار بزرگ را خودم سر راه خودم گذاشتهام؛ یک قفل ذهنی درباره روابط. فهمیدم از صبح تا شب نسبت به همسرم احساس خوبی ندارم. در ظاهر همهچیز خوب بود و من در نقش یک زن هیچ کمکاری نداشتم، اما ذهنم پر از افکار منفی درباره او بود؛ افکاری که بهجای ایجاد تغییر، فقط به دنبال راه فرار بودند. خدا را شکر، خداوند دقیقاً به من نشان داد که کجای کار اشتباه میکنم. یک اتفاق ناخوشایند هم رخ داد که باعث شد بفهمم من در بهشت زندگی میکنم، اما به خاطر یکسری باور غلط، از زندگیام لذت نمیبرم.
تصمیم گرفتم فقط همین یک مورد را درست کنم. تمام احساساتم نسبت به همسرم را شفا دادم، و شادی را به زندگیام برگرداندم. و بعد از آن، اتفاقات خوب پشت سر هم آمد. در همین چند ماه یک آپارتمان خریدیم، مدل ماشینمان را بالاتر بردیم، برای خودم طلا خریدم، و جالب اینکه با تغییرات درونی من، همسرم نیز به شکل قابل توجهی تغییر کرد.
امروز هر دو آرامش داریم و رابطهمان بسیار بهتر از قبل شده است. با تمام وجود فهمیدم که طبیعت جهان، ثروت، سلامتی و آرامش است.
خوشبختی را حق مسلم خودم میدانم و حالا معنای این جمله استاد را با تمام وجود درک میکنم که: همهچیز در درون ماست و نباید به دنبال حل مسائل بیرون از خودمان باشیم.
آموزشهای بخش ششم دوره قانون آفرینش واقعاً بینظیر و تحولآفرین است.



به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی دوستان
در حال گوش دادن یه فایل درمورد خواسته ها بودم
و قرار بود امروز برای اینکه برم تو دل ترسام برم توی مغازه های مختلف کم کم صحبت کنم(لکنت)خودمو بسنجم
یعنی تا قبل این هدایت خداوند ذهنم این بود
تا اینکه استاد گفت من برای شروع کسب کارم رفتم باورهامو درست کردم
چون قانون اینه هرچقدر هم تو ی کار ماهر باشی ولی ذهنیت درستی نباشه اون میشه ترمز تو میزنت زمین
یعنی ذهنت باید پشتت باشه
تا ی لحظه ب خودم اومدم گفتم
سارا یه لحظه ترمزتو بکش بشین ببینم
ی بررسی کن
تو زمانی ک لکنت بسیار شدید داشتی و هنوز وارد این درمان نشدی با بدترین وضع ممکن یعنی وحشتناک
بارها و بارها و بارها این مغازه برو
تو مدرسه داوطلب شو تقریبا هر روز
برو تو پارک برای مردم شعر بخون یکی یکی برای چند نفر
کنفرانس بده
وقتیم ک تا ی حد درمان رسیدم
مغازه
مهمونی های پرجمعیت
آدم های جدید
تلفنی و..
پس چرا این ترسه هست چرا هنوز استرس میگیری
متوجه شدم قضیه آدما نیستن
قضیه مغازه نیست
کلاس نیست
هیچی بیرون از من نیست
حتی قضیه خود لکنت هم نیست چرا که خیلیا لکنت ندارن نمیتونن برن ی بستنی بخرن
پس چرا ک الان دارم درمان میشم اینطوره الان ک میتونم تا 90درصد عالی صحبت کنم چرا ذهنم مقاومت داره
بله درست متوجه شدید
بخاطر باور های غلط
بخاطر افکار نادرست در لحظه
بخاطر خاطراتی ک لکنت ب وجود آورد و یه ذهنیت غلط داد
بخاطر گنده کردن آدما و هرچیزی ک بیرونه
بخاطر توهم ترس
بخاطر گنده کردن چیزی ک هیچ تهدیدی نداره
بعد گفتم سارا بیرون هست همیشه ارتباطات هم همیشه هستن
هروقت دوست داشتی برا خودت برو
ولی با این فکر ک برم چون میخوام ترسم بریزه نرو
چون هزار بار رفتی هزار بار دیگم بری اگر باورات اینجوری باشه سخنرانم باشی باز میترسی
گفتم بشین اینارو در بیار ببین چین
دنبال راه حل بگرد
باور های درست بساز و تکرار کن
نترس بیرون فرار نمیکنه ولی نزار این ذهنیت غلط ادامه پیدا کنه
ما اشتباهمون اینه میگردیم ببینیم راه حل یا مشکل از کجاست و بیرون دنبالشیم
آقا بیرونی نیست
همش درونه
من همیشه میگفتم من استرس دارم
چون استرس دارم لکنت میکنم
نه این بهونس من چون کنترلی بر بدنم
بر افکارم
بر تمرکزم
بر دستگاه صوتیم ندارم گیر میکنم
میندازم گردن بقیه
ک حالا پاشم انر انر برم برای چیزی ک بارها با سر رفتم تو دلش
ب قول استاد همون الگو ذهنی باید باشه
باور درست باید باشه
وگرنه همیشه میترسی
نمیگم نمیرم حرف بزنم ها من واقعا از خود صحبت کردنه ترسی ندارم اصلا
من تو کلاسم بارها شده رفتم برای غریبه ترین آدما شروع کردم صحبت دقیقه ها صحبت کردم با لذت
مسئلع چیزی ریشه تره
اینو گفتم ک ترسو در ذهن ببینید
و ببینید این ترس چ عواقبی برای شما داره اکثرا عواقب خاصی نداره و بزرگش کردیم
حالا بیاید این ترسو با ی ترس واقعی
مثل این ترس
ببرنت تو بیمارستان جلوی کسی ک فهمیده قراره بخاطر بیماریش پنج روز دیگه فوت کنه
با کلی آرزو
بشینیم از اون ترس براش بگیم اصلا خندمون میگیره
و اینم تمرین میخواد
این کار باعث میشه توهم بشکنه
روی ذهنمون کار کنیم
همه چی درون ماست
درون ما ک در مسیر غلط باشه هزار مهارت هم داشته باشیم باز میزنیم ب دیوار
مثل ی راننده ک کلی یاد گرفته
ولی میترسه
کارش تمومه
در پناه حق
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی
اومدم تا قانون تکامل رو ب خودم و همچنین شما یادآوری کنم
من برای درمان لکنتم باید مهارت هارو بسیار تمرین کنم تا به تسلط برسم
ولی از کجا بفهمم ب تسلط رسیدم ؟!
اینکه برم تو موقعیت های متناسب با ضعف قرار بگیرم تا ببینم چقد تغییر داشتم
مسلما تو خونه تنها باشم اتفاقی نمیفته
تا بتونم از اون طریق تغییرات رو بهبود بدم
و مثلا من الان میگم سارا تو الان توی خانواده خودت
توی اکثریت فامیل تا یه حدی خوبی تونستی بفهمی ک میتونی تکنیک گفتار رو رعایت کنی و بازم جای بهبود داره
حالا سعی کن کم کم با رعایت قانون تکامل
اصلا نه فشار بیار نه اینکه هر دقیقه یا هر روز
یه روزایی بزار آگاهانه از جاهای کوچیک از مغازه دار هایی ک میشناسی کم کم برو و خودتو بسنج چند روز یبار
الان با مغازه های کوچه خودمونم تقریبا اوکیم تسلط دیدم دارم
باید یکم بره بالا تر مغازه های جدید تر
برم مثلا در حد سلام این چنده هم خودش خیلی خوبه
و امروز تلفنی خودم تماس گرفتم اولین باره ب فامیل مادر بزرگ من تماس میگیرم و بسیار عالی بودم
حالام گفتم اگر کاراتو کردی و وقت بود ی بیرونم برو ی هوا بخور ی دوتا مغازم برو ی سوالی بپرس
خواستی ی چیزی بخر
به نام آنکس که ما انسان ها را کامل ترین تجلی خود قرار داد
سلام به همگی دوستان گلم و استاد گلم و مریم جانم
اومدم تا از این چند روز بگم ک واقعا درسته وقتی میری سراغ ی مسئله خداوند هدایتت میکنه تا بفهمی
همیشه برای من سوال بود ک یعنی چی من خدام یعنی اینو نمیتونستم بپذیرم
چون من یه انسانم
و این ذهن منو درگیر کرد استرس میداد و..
ک من خودمو کنترل کردم تا بگردم دنبال جواب
جوابی ک میشینه در من و حس کردنیه
از سایت و.. من تحقیق کردم میدونید ولی در مداری نبودم ک متوجه اصل بشم
تا اینکه گفتم دوباره برم کتاب چهار میثاق رو بخونم
بچه ها یعنی فوق العاده است یعنی هرکی بخونش و درک کنه زندگیو برده
و این تجلی خداوند برای من نا مفهوم بود
همش فکر میکردم تجلی یعنی خدا ب شکل انسان دراومده
و بازم منطقی نیومد نمیتونستم بپذیرم
رفتم ریشه تجلی رو درآوردم
که آقا این تجلی چیه یعنی چی
که فهمیدم و اومدم بگم بهتون و مطمنم خیلی بهتون کمک میکنه ک بفهمیم چقدر ارزشمندیم
تجلی یعنی نمایان شدن خصلت ها و ویژگی های خداوند در ی موجود
مثلا گل ویژگی جمیل خدا رو داره
مثلا روباه ویژگی مکار بودن خدا رو داره
ولی ما انسان ها کامل ترین و فشرده ترین ورژن از همه ویژگی هاییم یعنی اون روحی ک خدا ب ما داد تمامی این خصلت هارو با خودش داشت
و همه این خصلت ها ب ما برای رشد کمک میکنه یعنی نمیتونم بگم فقط زیبایی
اصلا نیازه ک دو وجه باشه
منتها خداوند برعکس اون گل اون روباه
ب من ویژگی خلق داده دیگه درسته
و میگه تو میتونی خودت انتخاب کنی ک کدوم از این خصلت ها در تو پر رنگ تر باشن
و اونو بولد کنی هرچقدر پررنگش کنی از همون بیشتر با شکل های مختلف میبینی
مثل یه دانشمند ک وقتی ی چیزی کشف میکنه یا میسازه تجلی ای اثری از افکارش
خلاقیتش هنرش توی اون کاره
ولی خودش ک نیست درواقع ویژگی هاشه
و اون دانشمند یا اون هنرمند هی کارشو آپدیت میکنه هی کامل میکنه
عین ما انسانها
ک وقتی ب منبع تجلی خودمون وصل بشیم و انتخاب کنیم کدوم تجلی هارو میخوایم همونا میاد تو زندگیمون
من خودم میخوام ک تجلی ای از زیبایی باشم از ثروت از عشق از احترام هرچیز خوبی ک خداوند داره و بتونم این خصلت هاشو در خودم پر رنگ کنم و شبیه این مدل خدا بشم
چون خدا شکل خاصی نداره ک
هرجور ببینیش ب شکل های مختلف میاد تو زندگیت
بنظرم این کامل ترین و قشنگ ترین توصیفی بود ک طی تحقیقاتم و هدایت شدنم داشتم و هربار اشکم درمیومد
بازم توصیه میکنم کتاب چهار میثاق رو از برنامه cast box با گویندگی آقای رییسی گوش بدید
هیچگونه حاشیه ای ندارد و خیلی چیزا بر ما نمایان میشود
کتاب برای سرخ دوستان بوده و چقدر این سرخ دوستان افراد معنوی ای هستن واقعا
الهی شکرت
سلام و درود خدمت شما و همه دوستان
بسیار لذت بردم از درک زیباتون و خدا را شاکرم که همواره در حال هدایت ما هست امیدوارم که به مدارهای بالاتر هدایت بشیم
میسپارمتون به حضرت دوست که هرچه داریم از فضل و رحمت اوست.
سلام. من دوره قانون سلامتی رو نخریدم ولی یکی از نزدیکان من خرید و شش ماه انجام داد و میشه گفت یک دوره مزخرف بود که نتایج خوب که نداشت هیچ زندگیش هم داره از هم می پاشه و در نتایج آزمایش بعد انجام دوره چند مورد منفی هم که در قبل دوره نداشت بهش اضافه شد موهاش ریزش پیدا کرد اندامش بشدت لاغر شد . از همه خواهشمندم قبل از اینکه بخواهند دوره ای از این طور سایت ها بخرن کمی فکر کنند مگر کسانی که این دوره ها رو می فروشند چقدر تحصیل کرده این دوره ها هستند یا تخصص این دوره ها رو دارند
سلام دوست عزیز
امیدوارم هر کجا ک هستد سلامت باشید
من ک ب شخصه زندگیم ب دومرحله تقسیم میشه قبل اشنایی با استاد وبعد اشنایی با استاد
من 35سال در گمراهی زندگی میکردم اصلا نمیشه اسمشو گذاشت زندگی زجر بود زجر بود وزجر
ولی سه ساله ک هر چی بیشتر غرق میشم تو سایت استاد واموزهاش
زندگیم شده حال خوب ولذت وشادی وپیشرفت
اصلا زندگیم با قبل اشنایی با استاد هیچ ربطی ب هم ندارن
پس نتایج فرق داره، همه مثل هم نتیجه ک نمیگیرن
مثل قران ک خداوند خودش فرموده همین قران یه عده ای رو راهنمایی میکنه ورستگار میشوند وهمین قران یه عده ای رو گمراه میکنه
بستگی ب هر فرد دا ه با چ نیتی ب سراغ قران برن وبا چ نیتی ب سراغ اموزهای استاد برن
استاد مهربونم من دقیقا یک ماه پیش همینجا نتایجم رو از دوره قانون سلامتی گفتم چقدر انرژی به بدنم برگشته حسم خوبه و خلق و خوم عالیه
ولی تا اونموقع اصلا به این فکر نمیکردم انرژی داخل بدنم ، سلامت سلول به سلول بدنم به قدری باشه که تو دوماه تمرین فقط کوهنوردی اونم تا 16 کیلومتر بتونم بعد از دوماه قله 3250 رو صعود کنممممم و این عالیه
توی مسیری که داشتم به سمت قله میرفتم با یک شخصی هم کلام شدم که آدم فوق العاده مهربون و باشخصیتی بودن ایشون هم کلی تعجب کرده بود که سرعت من و خودشون دقیقا به یک اندازه بوده برای رسیدن به قله با اینکه من دوماه دارم کار میکنم ایشون سه سال حتی به این هم نوتیس کردن که چقدر بدن من سبک و راحته
یعنی هیچموقع برنامه ایی نداشتم واسه اینکه همچنین موفقعیت تو 20 سالگی داشته باشم
ولی خب چون توی مسیر درستی قدم برداشتم نتایج درست و از نظر من خیلی بزرگ هم رقم خورد
خداروشکر واقعا بابت وجود شما️
به نام خدا
سلام به همگی دوستان
اومدم تا از تجارب امروزم بگم
امروز رفتم کلاس برای لکنتم و من 90٪درصد پیشرفت داشتم تا الان
و توی کلاس امروز متوجه شدم ک بشدت بدنم منقبض میشد سفت میشد و من نمیتونستم صدا رو درست از حنجره خارج کنم
بشدت ناراحت شدم و ذهنم رفته بود تو مقایسه ک چرا چند نفر میتونن بگن با اینکه من 90درصدم
و بغضم گرفته بود
ولی خب سعی کردم تو ذهنم حلش کنم و شد ی اهرم ک بتونم تمارینم رو بیشتر و با کیفیت تر انجام بدم و یه سری اعمال برای تسلط در جاهای مختلف پیدا کنم
و نکات مثبت
من امروز توی کلاسی بودم که همگی افرادش آقا بودن و فقط من مراجعه کننده خانم بودم
دیدید ک توی کشور ما اینجوریه ک صحبت با جنس مخالف رو بد میدونن
و میگن اگر صحبت کردی یا گرم بودی یا صمیمی برخورد کردی پس منظوری داری
همین قضیه آدمو میبره تو توهم و تصویر سازی غلط
ک نکنه طرف من از خوشش میاد ک صحبت میکنه
این افکار تو ذهن منم بودم
ولی با چند نفر از آقایون اونجا صحبت کردم و اجازه ندادم این ذهنیت بخواد جلوی یک گفتگوی دوستانه و لذتبخش رو بگیره
البته تمرین میخواد و تغییر باور ک توی ذهنت ی چیز عادی باشه این صحبت ها
و واقعا لذت بردم از صحبت با آقایونی ک اونجا بودن خیلی محترم و مودبانه برخورد میکردن
و این شروع خوبی بود برای اینکه یاد بگیرم ما انسانیم ما حق اینو داریم با هرکسی ک دوس داریم گفتگو کنیم جدا از جنسیتش
و اگر اینو حل کنیم میبینیم ک بخاطر تصورات الکی زود هنگام توهم زا روابطو خراب نمیکنیم
یا الکی احساسات درگیر نمیشن
و توی مترو یکی از اون آقایون رو دیدم و درمورد احساسم تو کلاس و اون استرس و فشار صحبت کردم
و گفت که هیچ عیبی نداره منو یادته قبلا چقد افتضاح بودم
ماه بعد بهتر از الانی
و من هم قانون تکامل یادم اومد و هم اهرم حرکت کردن
و من دیدم من همین الانش از الان این آقا خیلی بهترم ولی دیدگاه اون خیلی بهتره
یا حتی توی کلاس آقایون خیلی باحرفاشون سعی میکردن ب من امید بدن یا من دیدم ک حمایتگر بودن واقعا قشنگ گوش میدادن و میگفتن بخاطر ذهنیت هست در ذهن باید درست کنی
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی دوستانم
واقعا این مطلب درستیه که وقتی شروع میکنی از اول خدارو شناختن خیلی سوالات ایجاد میشه
آدم گیج میشه
و مطمنن ذهن هممون این موضوع رو داره
مطرح میکنم چ سوالاتی میاد شاید برای شمام باشه
یکی از سوالات که هم استاد گفت هم خدا میگه تشابهات هست
من ذهنم زیاد درگیر تشابهات میشه
من خودم به اندازه ای نیاز بوده متوجه شدم چرا اومدم چرا که در آینده با درک و تجربه بهتر میفهمم
اینکه ما کی هستیم
خودمون انتخاب کردیم
بخاطر استفاده از قدرت خلق اومدیم توی این آواتار جسم
چون توی دنیای غیر مادی نمیشه چیزی حلق کرد (یعنی ما نمیتوانیم)
و روی زمین حتما باید جسم باشه
من میدونم و ذهن استدلال گر من ک دهن ادمو سرویس میکنه همش میپرسه چرا؟
خب ک چی؟
خب تهش ک دوباره برمیگردیم
بعد چی میشه ؟
قبلش چیشد
بشدت ذهن کنجکاوی دارم که بخواد همه چیو بفهمه
ولی من بطور آگاهانه میدونم ک بعضی مسائل رو من خودمم بکشم نمیتونم درکشون کنم از دایره درک این ذهن انسانی خارجه
اصلا بفهمه هم کمکی بهش نمیکنه
و جالب اینه هربار ک میاد انگار هی مسئله ساده تر میشه برام انگار این چیزایی ک میدونم توی درونم خیلی ساده تر میشه راحت تر میشه درکم بهتر میشه و ب سکوت ذهنم کمک میکنه
(چ بسا شیطان دنبال اینه مارو ناامید کنه و مارو ب بی راهی ببره)
مثلا دیشب ب این درک رسیدم که
سارا اول ک هیچ چیزی وجود نداشته فقط خدا بوده
(همون یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود)
و خدا اومده از وجود خودش یه سری موجود خلق کرده
حالا ما هم یکی از اونا بودیم منتها ی تفاوت داشتیم
اینکه قدرت خلق به ما داد
یعنی قدرتی ک خودش داشت رو داد ب ما
طبق چیزی ک ما خواستیم و این قدرت
ی فرصت فراهم کرد تا ما بیایم روی زمین البته با انتخاب خودمون
یجورایی انگار من اینجوری درک کردم که
ما اومدیم تا ب زمین پرو بال بدیم
(میگم زمین چون تو زمین هستیم و سیارات دیگه کسی نمیدونه چ موجوداتی هست )
و خودشم گفته من هواتونو دارم و بهتون طرز استفاده از این قدرت رو یاد میدم
مثل اینکه یکی به من ی ماشین بده بعد طرز استفاده ازشو یادم بده دقیقا همینه
تا بیایم با اومدن تو جسم مورد نظر و ضعف هایی ک داره و اتفاقات و علاقه هامون هم خودمون اون حس رو تجربه کنیم هم ق گسترش جهان کمک کنیم
ولی من سعی میکنم ک زیاد واردش نشم و اجازه ندم ذهن استدلال گرم هی بخواد بره
چون میدونم از یه حدی بیشتر نمیتونه بفهمه و منو میبره تو باقالیا
اگر چیزی لازم باشه بفهمم خداوند خودش بهم میگه
و دارم تمرکز بر اصل میزارم ب طور آگاهانه تا کم کم کانون توجهم درست بشه
و سعی میکنم حس بدی ب خودم ندم ک چرا ذهنم همش دنبال این چیزاست بالاخره هم کنجکاویه هم بخاطر ورودی هاست
ایمان دارم ک خداوند هرآنچه ب دردم بخوره بهم میگه اگر من ذهن سرکش رو ب دست بگیرم
شمام اگر تجربه ای دارید بهم بگید
به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی
امشب پدرم یه فیلم هندی گذاشت و من گفتم بزن بره چیه
خبر نداشتم توی همین فیلم یه هدایت از سمت خداوند برای منه
یعنی مو ب تنم سیخ شد
از این قشنگ تر نمیشد انسان رو توصیف کرد
همین الان ک مینویسم گریم گرفته
میگفت ای مسافر ای مسافر هیچکس از آینده خبر نداره
زندگی تو با تامل تو شکل میگیره
تو سرباز نور هستی که مسیر ها با آرزو های تو شکل میگیره
جهان با تو گسترش پیدا میکنه و مسیر هاش شکل میگیره
آرزو های تو هیچ حدو مرزی ندارن
یعنی من از اتاق اومدم بیرون و این اومد یعنی من محوش شدم سراسر وجودم آرامش شد
اصل همینه
ما سربازان نوریم ما سربازان عشقیم ما آمده ایم تا از قدرت خلقمون استفاده کنیم و حسش کنیم برای این حس اومدیم
این تضاد ها و آرزو ها اقدامات هستن ک مارو شکل میدن جهان رو شکل میدن
خداوند ،انرژی جهان ب ما این قدرتو داده و خودشم مثل کوه پشت ماست و اگر بهش اجازه بدیم مسیر هارو برای خلق راحت میکنه
و بهمون یاد میده چطور از قدرتی ک داده استفاده کنیم
خیلی احساساتی شدم اصلا
به نام خدا
سلام ب همگی دوستان گلم
الان بعد از مدیتیشن میام اینجا
حرفم مرتبط با نتایج بچه ها نیست
میخوام بگم بچه ها مدیتیشن رو جدی بگیرید بعنوان ی ابزار بشدت قدرتمند برای کنترل ذهن
بعد از ی مدت انقد ب لطیف شدن روح کمک میکنه کنگم
مخصوصا اگر روی ذهنت کار کنی
اصلا مزش فرق داره قشنگ میری ب دنیای درونت دنیای سکوت و آرامش
دنیای هیچ شدن و یکی شدن با معشوق
روشی ک من استفاده میکنم و سادست
از زمان کوتاه (تکامل)
میشینم و ی موزیک مناسب
چند نفس عمیق با چشم بسته
و بعد نفس رو رها میکنم و تمرکز میکنم روی نفس یا شکم یا سینه ی بینی هرکدون راحتید و نگاهش میکنه از درون توجه میکنم بهش
و بدنمم شول میکنم و هر فکری میاد (اولش سخته) فکر میکنم ی برگه فرقی ندارد چ فکری
این مدیتیشن سکوته چ +چ – ما باید انقد توانا بشیم ک بتونیم کنترل جفت رو دست بگیریم
فکر میکنیم ی برگ در باده و میاد و میره و فقط نگاهش میکنیم و باهاش درگیر نمیشیم نمیریم توش
و اگر رفتیم ب محض فهمیدن دوباره برگرد ب نفس
و معجزشو ببینید ب خوابم خیلی کمک میکنه
سلام تجربه دوستان عزیز رو که خوندم واقعا امیدوار شدم که به خاطر یک عالم بیماری که دارم قانون سلامتی رو شروع کنم اما نمیدونم چیشد که نظرات بقیه رو هم بیرون سایت خوندم و بعضی دوستان اصلا نظرات خوبی نداشتند و خیلی منفی حرف زده بودند درباره استاد و اموزشهاشون حالا من دو دل شدم ایا واقعا نظرات اونها که بیرونه سایت استاد هستند درسته یا شما دوستان عزیزم داخل سایت راهنمایی کنین ممنون میشم چون خیلی مریضم و اگه واقعا قانون سلامتی که این همه دوستان تعریف کردند درست باشه منم بتونم شروع کنم و سلامت بشم بازم ممنون
سلام عزیزم
بستگی داره هدفت از خرید دوره چی باشه من برای لاغر کردن و تناسب اندام این دوره رو خریدم ولی به لطف خدا از نظر دردهای مفصلی .خستگی و بیحالی مداوم .بوی عرق .نفخ معده .سردرد و….خیلی بهتر و عالی شدم .من هرروز حالت خواب آلودگی و بی انرژی بودن داشتم ولی با انجام این رژیم بدنم سبک و سرحال شد و وقتم دیگه همش تو آشپزخونه و پای گاز و وعده های متعدد نبود .رنگ پوستم شفاف تر شده و سیستم بدنم خیلی بهتر کار میکنه ببین اگه دوره رو به صورت تکاملی انجام بدی خیلی راحته اما اگه یکدفعه شروع کنی اذیت میشی ولی به نظر من دوره ی عالیه
سلام دوست عزیزم من دوره رو همسرم خریده منم در کنارش با همدیگه این دوره رو پیش رفتیم همه اطرافیان میگفتن چیه خودتون رو اینقدر لاغر کردین ولی من و همسرم توجه نمیکردیم من مشکل دستگاه گوارش داشتم اصلا نمیتونستم فلفل سبز تند و حتی شیرین بخورم الان به لطف خداوند مهربانم و دوره بینظیر استاد عزیزم این مسأله حل شده تقریبا پیاده روی هر روز تو برنامه کارهام دارم پیش میرم خداروشکر سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت دوره بینظیر که در اختیارمان قرار دادین
سپاسگزارم از خدای وهابم که من وهمسر عزیزم رو به این مسیر الهی هدایت کردی
خداوند یار یاور هدایتگر همگیمون باشه دوستتون دارم
سلام. دوست عزیزم دوره بسیار عالی هست به شرط اینکه بشکلی که گفته میشه عمل کنی از لحاظ سلامتی و تناسب اندام بی نظیره بدون دارو همه مریضات درمان میشه این دوره بسیار بر پایه علم طراحی شده منکه هر دکتری توی تلوزیون صحبت میکنه ته حرفاش همینه که استاد توی دوره گفتن البته من گوش نمیدم مامانم خیلی گوش میکنه منم میشنوم گاهی اوقات نترس حرکت کن حتما از خدا خواستی وخدا هدایت کرده به لطف الله بهترین نتیجه هارو میگیری فراتر از حد تصورت دوست خوبم در پناه حق باشید