نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رهایی از بحرانهای خانوادگی، آرامسازی ذهن، ساخت رابطهای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباسمنش آشنا شده بودم. آن زمان زندگیام در یکی از سختترین دورههای خودش بود.
مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر ششسالهام علاقهای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش میشدم پرخاشگری شدیدی میکرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی میکردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفینگر بودم و داروی آرامبخش مصرف میکردم. رابطهام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالیام صفر بود.
هر روز درگیری و دعوا داشتم، شبها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرکهای اشتهاآور استفاده میکردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافهوزن داشتم و از آدمهای غریبه میترسیدم؛ نمیگذاشتم هیچکس به من نزدیک شود.با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرینها، آرامآرام تغییرات زندگیام شروع شد و هر قدم تحول تازهای رقم زد.
افراد نامناسب یکییکی از زندگیام حذف شدند. رابطهام با همسرم چنان بهتر شد که خانوادهام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمیداد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدمبهقدم کنارم میایستد.
دخترم کمکم آرام شد. حالا کنار من میماند و رابطهمان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سالها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس میکردم دست خدا در همهجا همراه من است.
تمام هزینههای زندگی، تفریح، بارداری و مهارتهایی که برای پیشرفت لازم داشتم، بهطرز معجزهآسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسبوکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرامبخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدمهای جدید ارتباطهای سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطهام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.
ورودی مالیام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آنقدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزهها را بهکار میگیرم، زندگیام دگرگون میشود.
خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهیهای نجاتبخش.
تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواستهها با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره همجهت با جریان خداوند
دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دورهای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانهها از همهطرف به سمتم میآمد؛ آنقدر قوی و واضح که چارهای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.
وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهیهای آن کار کردم. روحم لطیفتر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس میکردم انسان دیگری شدهام. روی هوا پرواز میکردم و خواستههایم را یکییکی خلق میکردم. هر نتیجهای که دریافت میکردم، ایمانم عمیقتر میشد و باورم به قوانین محکمتر.
اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایلهای هدیه استفاده میکردم، توان خرید دورهها را نداشتم. وقتی میدیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کردهاند، باورم نمیشد و با خودم میگفتم: «چطور توانستهاند این همه دوره بخرند؟»
اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانیها شدم؛ مدار خوبیها، مدار نشانهها، مدار وفور.
استاد همیشه میگفتند:
«وقتی وارد دورهای میشوید و با تعهد شروع به اجرا میکنید، اتفاقات و نشانهها از راه میرسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
و همینطور هم شد.به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پولها از راه رسید.
نشانههای تغییر شرایط بهوضوح دیده میشد.
حقوقم سه برابر شد.
آدمهایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبهخود کنار رفتند.
ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
و خودم وارد مسیری شدم روشنتر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.یکی از بزرگترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترسها یکییکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترسهایم شدم و دیدم آنچه سالها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگیام هستم.
هرچه بیشتر روی خودم کار میکردم، نتایج قدرتمندتر و شفافتر میشد.
وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانهها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.
به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدتها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمیشد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.
در ادامه، وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانهها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسیبلند بینظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربهای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.
و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…
تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و دوره همجهت با جریان خداوند
من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمیتوانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزشها عمل کردهام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگیام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه میکنم، میبینم هیچ شباهتی به سعیدهی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.
آموزههای استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعیترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمیدهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد میدهد. به همین دلیل این دوره میتواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و همجهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمیکند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن میسازد.
استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدیترین قدم این دوره است میفرمایند:
«دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشتوگذار کنید، آخرش به همین نقطه میرسید که همه چیز توحید بود.»شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچجا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزههای الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دورهای شد که امروز به نام دوره همجهت با جریان خداوند میشناسیم؛ دورهای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا میداند عمل به آن چه انسانهای موفق، توحیدی و نورانیای تحویل جامعه میدهد.
نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزهها گرفتم آنقدر شگفتانگیز و معجزهآساست که هیچکس با عقل انسانی نمیتواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط میتواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد میدهد.
در این مسیر:
از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
از افسردگی و پوچی رسیدهام به احساس عمیق خوشبختی بیقید و شرط.
عزتنفس لهشدهام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفتانگیز، محترمانه و هماهنگ.
بیپولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
جسم بیمار و نیمهجانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمیخواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.
استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزشهای الهیتان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمیگنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظهای لبخند روی صورتتان بیاورم.
تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم
امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام میدادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤالها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر میکردم، آخرش هم با شک و تردید جواب میدادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست میفهمم یا نه.
اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزههای استاد عباسمنش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جوابها از باورهای قدرتمندکنندهای میآمد که در این سالها درباره ثروت در ذهنم ساختهام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.
من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت میگذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه میکنم فقط میتوانم بگویم:
خدایا صد هزار مرتبه شکر.اینها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزههای استاد عباسمنش به دست آوردهام:
من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسبوکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
از یک فرد بیهویت و بیاعتمادبهنفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناختهشده در محیط کاریام در سطح کشور.
آموزههای استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
از بیماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.و دهها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعتها وقت بگذارم.
اینها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه اینها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزههای استاد عباسمنش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.
امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار میکنم.
تحول مالی، ارتباطی، شخصیتی و سلامتی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
امروز که دارم این متن را مینویسم، روز تولد ۲۰ سالگی من است. یک سال و نیم است که با آموزههای استاد عباسمنش کار میکنم و میخواهم بخشی از نتایجم را بگویم؛ نتایجی که زندگی من را از زمین تا آسمان تغییر دادهاند.
قبل از آشنایی با آموزهها، زندگیام بههمریخته بود. در خانواده ما هر روز درگیریهای شدید وجود داشت و من از شدت استرس به رفتارهایی پناه میبردم که الان حتی یادشان هم برایم سنگین است. تا اینکه یک شب، من، برادر کوچکترم و مادرم فقط با سه دست لباس و مقداری وسیله خواب از خانه خارج شدیم و به خانه پدربزرگم رفتیم. خانه او چهار واحد داشت، اما هیچیک از مستأجران حاضر نبودند خانه را زودتر تخلیه کنند. نتیجه این شد که شش ماه کامل، بین خانه پدربزرگ و خانه خالهام رفتوآمد میکردیم. آن زمان ۱۸ ساله بودم، دانشجو بودم و برای پرداخت هزینهها کارگری میکردم با درآمد ماهی ۳ میلیون تومان.
آنجا بود که با آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم و بعد دوره ۱۲ قدم را تهیه کردم. با تمرکز کامل روی خودم کار کردم و امروز یک سال و نیم گذشته و نتایجم واقعاً معجزهآساست. در کنار آن، دوره قانون سلامتی را نیز تهیه کردم.
در بخش روابط، قبل از کار کردن روی آموزهها، من، مادرم و برادرم مدام درگیر بودیم؛ یا با هم یا با پدرم. اما امروز روابط ما عالی شده و خبری از آن جنگ و دعواها نیست. با احترام با هم صحبت میکنیم و در آرامشیم.
منِ گوشهگیر، منزوی و بیاعتمادبهنفس کسی که در جمعهای خانوادگی حتی کسی حضورش را حس نمیکرد حالا بهقدری خوب ارتباط برقرار میکنم که دیگران میگویند: «تو نباشی جمعمان نمیگیرد.» حالم با خودم عالی شده.
رابطهام با پدرم یک معجزه واقعی است. قبل از شروع کار با آموزهها، رابطهمان پر از تنش بود، اما امروز برخورد ما با یکدیگر فقط احترام و آرامش است. وقتی به این موضوع فکر میکنم، میبینم شخصیت من چقدر تغییر کرده. هیچوقت فکر نمیکردم بعد از شبی که از خانه بیرون زدیم، دوباره بتوانم با پدرم چنین رابطهای داشته باشم. اما امروز واقعاً خوشحالم و در صلح با او و با خودم هستم.
در قسمت نتایج مالی، قبل از کار کردن روی آموزهها بسیار خجالتی بودم با اعتمادبهنفس پایین. عاشق فروش بودم، ولی باورهای محدودکننده دستوپای من را بسته بودند. دائم تلاش میکردم، ولی جواب نمیگرفتم. مدام «نه» میشنیدم. تا اینکه با دوره ۱۲ قدم آشنا شدم و شروع کردم به ساختن باورهای جدید.
خدا را شکر، این یک سال و نیم، اوضاع مالیام به شکل عجیبی رشد کرده. از درآمد ۳ میلیونی به بیش از ۱۰ برابر درآمد رسیدهام، آن هم با کار فیزیکی کمتر. برای خودم ماشین خریدم. در همان کارگاهی که قبلاً برایش کارگری میکردم، الان فرد مسئول تأمین مشتری هستم؛ مشتری از من، جنس از او؛ و چون فروش عمده است، سودهای قابلتوجهی دارد.
وقتی وارد خانه پدربزرگ شدیم، هیچ وسیلهای نداشتیم جز یک موکت؛ اما الان خانهمان پر از وسایل عالی، جدید و باکیفیت است. حدود ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه جمع کردم تا کسبوکار خودم را راهاندازی کنم.
شخصیتم بهطور کامل تغییر کرده؛ آنقدر متفاوت شدهام که خودم هم باورم نمیشود. شبها را با آرامش و بدون هیچ استرسی میخوابم. از ضربهزدنهای روحی و جسمی به خودم خبری نیست. از نظر سلامتی کاملاً خوبم؛ در این یک سال و نیم حتی یک قرص هم نخوردهام و حتی یک بار هم دکتر نرفتهام. سردردهایی که قبلاً شکنجهام میکرد، الآن حتی یادم نمیآید چه حسی داشتند.
ورودیهای ذهنم را کنترل میکنم. دیگر آهنگهای بیارزش گوش نمیدهم. خودم را در آگاهیهای استاد عباسمنش غوطهور کردهام و خدا را شکر حال و آیندهام هر روز بهتر و روشنتر میشود.
استاد عزیزم، سپاسگزارم برای این آموزهها. تا قبل از نوشتن این متن حتی فکرش را هم نمیکردم که در این مدت کوتاه اینهمه نتیجه گرفته باشم. اعتبار تمام این نتایج را به خدای خودم میدهم که من را به سمت شما هدایت کرد.
استاد، من هنوز راه زیادی در پیش دارم و این تازه شروع مسیر شگفتانگیز زندگی من است.تجربه بارداری دوقلویی پس از ۱۱ سال ناامیدی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش و استفاده از آگاهیهای دوره ۱۲ قدم
من یازده سال بود ازدواج کرده بودم و بزرگترین مشکل زندگیام این بود که بچهدار نمیشدیم. سالها دوا و دکتر مشکلمان را حل نکرد. حتی چندین بار IVF ناموفق داشتم و کاملاً ناامید شده بودم.
نوروز ۱۴۰۰ بود که پسر داییام را دیدم؛ کسی که سالها کمشنوایی داشت و با وجود مراجعههای متعدد به پزشکان، مشکلش حل نشده بود. وقتی از او حالش را پرسیدم، گفت: «گوشم خوب شده». با تعجب پرسیدم چطور؟ گفت: «از آموزشهای استاد عباسمنش استفاده کردم و به آنها عمل کردم؛ کمشنواییام برطرف شد.»
این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. همسرم گفت: «ما همه راهها را برای بچهدار شدن امتحان کردهایم؛ این راه را هم امتحان میکنیم.» و همین شد شروع آشنایی من با آموزشهای استاد عباسمنش.
من زندگی به شیوه آموزشهای استاد عباسمنش را آغاز کردم. همه دعاها، طلسمها، نوشتهها و چیزهایی را که دعانویسها داده بودند و سالها به در و دیوار خانه آویخته بودم تا گویا «جادوی بچهدار نشدنم» باطل شود، همه را دور ریختم. باور کردم که هیچ قدرت و ارادهای بالاتر از اراده خداوند وجود ندارد و همانطور که استاد عباسمنش همیشه میگویند: «تنها یک قدرت در جهان وجود دارد؛ قدرتی که جهان را خلق میکند و هدایت میکند.»
سالها فکر میکردم «حتماً گناهی کردهام که خدا به من بچه نمیدهد». با کمک آموزشهای استاد عباسمنش توانستم این احساس گناه را در خودم خاموش کنم. شروع کردم به تغییر باورهای محدودکننده و خرافیای که سالها در ذهنم ریشه کرده بود. سعی کردم با منطق و آگاهی، باورهای قدرتمندکننده را جایگزین باورهای قبلی کنم.
شروع کردم به سپاسگزاری بابت آنچه داشتم. دیگر به اینکه «چرا من بچه ندارم و بقیه دارند» فکر نکردم. همسرم هم با جدیت روی خودش کار کرد. ذهنیت ما آنقدر تغییر کرد که وقتی میدیدم برخی مشکلاتشان را گردن چشمزخم میاندازند، فقط لبخند میزدم و به خودم میگفتم: «قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.» همین تغییر ذهنیت عمیق، مسیر زندگیمان را عوض کرد.
و امروز… بعد از حدود سه سال، در شرایطی این کامنت را مینویسم که فرزندان دوقلوی من نزدیک به دو ساله هستند. خداوند به من فرزند داد، من را عزیز کرد، و آنقدر مسیر زندگیام بهتر شد که حتی خانه دومی هم ساختم و اکنون صاحب دو خانه هستم.
تمام اینها نتیجه تغییر باورها، عمل به آگاهیها، سپاسگزاری و توکل واقعی است. این مسیر، زندگی من را از ناامیدی مطلق، به معجزات واقعی رساند.
- تغییرات شخصیتی من و نتایج این تغییرات
من رحمان هستم و در حال استفاده از آموزشهای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم هستم. در یکی از جلسات، استاد عباسمنش درباره مفهوم هجرت صحبت میکردند و من با اطمینان میگویم که با عمل به این آموزشها، من واقعاً هجرت کردم. من از یک رحمانِ معتاد که روزی سه بار مواد مخدر مصرف میکرد و دو پاکت سیگار میکشید، به انسانی هجرت کردم که اکنون حتی بوی سیگار حالش را بد میکند.
من از آن رحمانی که به خاطر اثرات مواد مخدر تا ظهر خواب بود، وقتی بیدار میشد تا دو ساعت گیج بود و کسی حق نداشت به او اعتراضی کند چون عصبی میشد، فاصله گرفتم و به فردی جدید تبدیل شدم. اکنون من رحمانی هستم که قبل از همه از خواب بیدار میشود، همه چیز را مهیا میکند، نان سنگک داغ میخرد، انسولین مادرش را میزند و اولین نفر در محله است که مغازهاش را باز میکند.
هجرت من یک تحول همهجانبه بود. من از یک آدم بدبین و شکاک، به انسانی تبدیل شدم که زیباییهای اطرافیانش را میبیند. از رحمانی که هیچ هدفی برای ثروتمند شدن نداشت، به کسی رسیدم که اکنون ثروتمند شدن برایش تبدیل به یک وظیفه شده است.
من از فردی که بدون مواد مخدر و دوستان معتادش لذت نمیبرد، به رحمانی هجرت کردم که میتواند روزها و ماهها به تنهایی مسافرت برود و از بودن با خودش لذت ببرد. من از کسی که همواره دنبال پارتی و آشنا برای پیشبرد کارهایش بود، به انسانی تبدیل شدم که سعی میکند فقط و فقط روی خداوند حساب باز کند.
با کمک آموزشهای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم، من از رحمانی که حتی توان پرداخت قسطهایش را نداشت، به رحمانی هجرت کردم که درآمدش ۳۰ برابر شده و این درآمد روزبهروز در حال افزایش است.



به نام خداوند مهربان
سلام به همگی دوستان جان
چقدر لذت بردم از خواندن نتایج مخصوصا 12قدم چون تصمیم دارم به شرایط مناسب رسیدم اول اونو بخرم
چقدر دوستان نتایج فوق العاده گرفتن
خداشاهده یه خصلت من دارم ک از بچگی ب لطف خدا بوده
و الان ده برابر شده
اینه که وقتی رشد یکیو میبینم به قدری ذوق زده میشم ب قدری مو به تنم سیخ میشه از شدت ذوق و لذت که قشنگ خودمو میبینم خودمو تصور میکنم
واقعا خداروشکر
هربار با دیدن و خواندن باورم قوی تر میشه ک همه چیز امکان پذیره
فقط باید مصمم باشی و ذهنتو رگبار ببندی به توجه به خواسته هات
به نام خداوند هدایتگر
سلام به همگی دوستان گل
استاد گل و مریم گل
من چقدر نوشته دوستمون آرام گیان ب دلم نشست چون در حال حاضر منم فایل های دانلودی رو که الان توی چالش 30روز خانه تکانی هستم
خیلی روم تاثیر گذاشت
و باور کردم ک من با همین فایل های هدیه هم میتونم بقدری رشد کنم ک خودم باورم نشه
مهم تعهد و انجام دادنه وگرنه قانون یه چیزه
ک وقتی عمل کنی و رشد کنی برای رشد بیشتر دوره های دیگه رو صدرصد تهیه میکنم اصلا رد خور نداره
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خدای عشق
بنام خدایی که استاد عشق رو آفرید استادی که به همه ی بچه هاش درس عشق و شادی و حس و حال خوب رو میده
استاد عزیزم من از دو روز هست که متعهدانه خواستم دوره ی 12 قدم قدم اول رو شروع کنم و هر روز میخواهم متعهد بشم که حالم را خوب کنم و حسم فقط بر روی خواسته هام باشه
و چقد لذت بردم از کامنت های دوستان عزیزم که اینقد با سخاوت و عشق به دانشجوهای نو پا همه ی دستاورد هایشان را با همه وجود گفته بودند
و بخدا به حدی حالم خوب شد که چقد انسان های خوبی مثل دانشجوهای استاد دراین سایت هستند که خبر از مدار های بالا و حس و حال خلق دورنی و مکان های زیباتر و بالاتر را میدهند
بخدا بحدی حالم خوبه که فقط میخواهم همه ی این دوستان رو به آغوش بکشم و از صمیم قلبم بهشان عشق بورزم که با همه ی وجود شان مارا نوید از جایگاه های بالاتر میدهند
خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت بخاطر استادی به این بزرگواری و همینطور شاگردانی به این وسعت قلب
خدایا هزاران هزار بار شکرت که به من توفیق خواندن این همه نتایج از دوستان عزیزم رو دادی تا که برای ذهن و قلبم منطقی بشه که آره میشود به هر خواسته ای رسید و به گفته ی دوست مان افکار منفی همش بازی ذهن هست و همه ی این افکار میتونند براحتی با نوشتن و پیدا کردن ضد افکار منفی که همان خواسته های مان هست براحتی خود را از مدار ناخواسته ها دور کنیم
و انشالله که خداوند مرا توفیق بدهد که متعهدانه حس و حال هر روزم رو کنترل کنم و همیشه به جهت خواسته هایم سوق بدهم تا که نتایج پایدار شود. الهی آمین
با سلام وقت همگی بخیر امیدوارم حال دل تک تکتون عالی باشه
من یه سوال داشتم؟!
بارها استاد عباس منش عزیز گفتن و اینو همه میدونیم که باید برای خودمون ارزش قائل بشیم بهترین وسایل رو استفاده کنیم و بهترین مواد غذایی رو بخوریم و خودمون رو دوست داشته باشیم تا جهان هم ما رو دوست داشته باشیم تا بهترین وسایل و نعمتها رو خداوند بهمون بده اما من گاهی افرادی رو در اطرافم دیدم که اموال زیادی رو دارند و از نظر مالی ثروتمند هستند برای نمونه یکی از اقوام که در روستا زندگی میکنند ارث پدری که بهش رسید رو با زحمت و تلاش خودش چند برابر کرده و چند تا خونه در شهر ها داره و باغ ها و زمین های زیادی رو داره اما هیچ وقت من این آقا رو ندیدم که حتی موقعه تعطیلات عید هم خوشگذرانی داشته باشه جلو آفتاب داره رو زمین کار میکنه مسافرت نمیره و از نعمتهایی که خداوند به او داده با لذت و خوشی استفاده نمیکنه حتی الان هم که پیر شده بازم دائماً در حال کار کردنه و تو روستا مونده و اون خونه های واقع در شهرش رو داده مستاجر خودش تو خونه قدیمی زندگی میکنه و مدام به داشته هاش و زمین و خونه هاش هم اضافه میشه در حالی که خودش استفاده نمیکنه هیچ لذتی ازشون نمیبره….
یا نمونه دیگه پسر عمه ام جوونه و مجرد همیشه در حال کار کردن تونسته مغازه خریده شغلش مکانیکه و هم قطعات ماشین میفروشه در این سن جوانی تونسته خونه بخره و مغازه خریده یه ماشین شاسی بلند مدل بالا اسپورتیج رو پارسال خرید و امسال با اون شخصی که خودش انتخاب کرد و دوست داشت ازدواج کرد اون الان تقریبا همه چی داره اصلا خسیس نیس اما از داشتههاش به خوبی استفاده نمیکنه لذتشو نمیبره گوشی آیفونش خونس گوشی ساده دست میگیره از ماشینش استفاده نمیکنه می ترسه خراب بشه همیشه تو پارکینگه یه موتور خریده و با موتور خودش و زنش اینور اونور میرن حتی مسیرهای طولانی رو هم با موتور میرن اون دفعه با موتور یه مسیر طولانی رفتن خرید که تصادف کردن پا زنش شکسته خودشم چند جا اسیب دیده میگه میخوام موتور بفروشم پرایدی چیزی بگیرم باز قانع نشده ماشین شاسیشو سوار شع…. میدونین چی برای من سواله اینکه چرا همچین آدمهایی که از داشتههاشون از اموالشون برای خودشون استفاده نمیکنند و لذتی ازشون نمیبرن باز هم هر چیزی از نوع بهترش رو به دست میارن و خداوند مدام به اونها نعمت بیشتری میده اموالشون هی بیشتر و بیشتر میشه؟؟؟
من همیشه از وسائلم استفاده میکنم برنمیدارم اتفاقا چیزی که نو و تازه هست بیشتر استفاده میکنم… مگه اینطور نیس که باید برای خودمون ارزش قائل بشیم اما چرا بعضی از افراد هستن که من دیدم حتی نون تازه میخرن و برمیدارن و بازم نون بیات دیروز رو میخورن خونه دارن میرن مستاجری، ماشین دارن اما موتور سوار میشن یا مسافرت رفتنی اتوبوس سوار میشن برای خودشون ارزشی قائل نیستن نگران مالشونن خراب نشه چرا این افراد روز به روز از نظر مالی پیشرفت میکنن و هر چی هم میخوان بدست میارن خوش شانس هم هستن( هر چند من به شانس اعتقاد ندارم ولی منظورم اینه هر چی بخوان میشه ) چرااا؟؟ باهاشون حرف میزنی کاملا متوجه میشی ذهنشون فقیره همش از فقر و قحطی حرف میزنن که زمونه بده و دولت فلان میشه همه چی گرون شده و ما کارگریم و نداریمو از این حرفاا ولی به زندگیشون نگا میکنی همه چی دارن از نوع خوبشم گوشی، ماشین، لباس همه چی از مدل بالاشم دارن اما میترسن استفاده نمیکنن پس چرا مالشون بیشتر میشه ؟؟!
اگه کسی میدونه به من جواب بده موندم که چراا اینطوریه
عزیزم سلام منم قبلا مثل شما فکر میکردم ولی کم کم با صحبتهایی که با بقیه داشتم که چرا پول داری بهترین مسافرت ها رو نمی رین دیدم که اون شخص میگه سفر رو دوست ندارم تو خونم بیشتر بهم خوش میگذره یا به نفر دیگه می گفتم چرا وسایل شیکتر نمی خری می گفت من اینجوری دوست دارم و لذت میبرم و … الانم که خودم در اوج ثروت یک گوشی ساده دارم و هیچ علاقه ای به داشتن گوشی گرون قیمت ندارم و تعجبم میکنم که چرا بعضیها پول به گوشی میدند
.خلاصه عزیزم هر کسی یک مدل زندگی رو دوست داره و ما نباید کسی رو قضاوت کنیم موفق باشی دوست عزیزم
سلام به همه دوستای هم فرکانس من️
بنده بعد از کلی مشغله کاری و البته بخوام آنست باشم
یکم دور شدن از فضای سایت
دوباره امروز احساس نیاز پیدا کردم که بیام کامنت بخونم و صد البته کامنت بزارم
و گفتم اولین کامنتم رو بعد از مدتها دوری از سایت
با نتایجم از دوره جدید یعنی دوره هم جهت بزارم
استاد در تاریخ 12/12 یعنی 2 ماه پیش من این دوره رو تهیه و شروع کردم!
نمیدونم از کجا شروع کنم و از نتایجم بگم
اولین نتیجه رو به وضوح در افزایش ورودی مالیم دیدم
من پیج اینستا دارم خب!
یه پیج 170 کایی و یه پیج 240 کایی!
و برای پیج اولم بدون هیچ تبلیغییی بدون هیچچچ مخاطب جدیدی …
من فقط با یه حرف
با یه تکنیک ساده قیمت گذاری که بهم الهام شد
محصولم رو برای فروش گذاشتم و ورودی مالی خیلی خوبی نسبت به وضعیت چند ماه اخیرم داشتم!
بعدش تیک زدن یه هدف بود که توی تابلوی اهداف روبه روی تختم بود
^ گوشی 15 پرومکس رنگ نچرال حافظه 256 باتری 100 ^
من دقیقا 1 اردیبهشت به این خواستم رسیدم و الان فقط قیمت 2 تا گوشیای توی دستم حدودا 130-140 میل می ارزه!
و از توی تابلوی خواسته هام برداشتمش
بعدیشششش!
من خیلی ذهنم درگیر کارام و افزایش درامدم بود…
یک روز که داشتم از خدا هدایت میخواستم یهو اسم یه شخص اورد و گفت برو از اون مشورت بگیر/////:
یه شخصی که خیلی موفق و میلیاردره و من فقط یه شماره ازش داشتم و فکر میکردم شماره بچهای تیمش یا نیروهاشه
بعد باز ذهنم گفت نه بابا خودش نیست!
خودشم باشه جواب نمیده
یا حتی اگر جواب بده خیلی هزینه مشاورش بالا خواهد بود و شاید نتونی ازش مشورت بخوای!
اماااا انقد صدای اون هدایت بلند بود که گفت فقططططط انجامش بده!
در کمال ناباوری خیلی دلی بهش پیام دادم با کلی استرس و جوابم رو داد……
گفت مشکلت و بگو
و من چالشای کاریمو گفتم و ایشون بدووون هیچ هزینه ای برای من جلسه مشاوره گذاشت و 2:30 ساعت نان استاپ باهام صحبت کرد!!!
ایشون از هنرجوهای شما بود و خیلی به من کار کردن روی ذهنیتم رو تاکیدددد کرد
وووووووو در غیر منتظره ترین حالت
منی که همیشه دوست داشتم با این شخص ارتباط بگیرم
یهو پیشنهاد همکاری بهم داد و ما باهم یه پروژه خفن رو شروع کردیم و الان خیلی خوب داره پیش میره و خیلی برنامه های خفن و تارگتای مالی خفن داریممممم
و من به واسطه ی شروع این همکاری یه سفر کاری رفتم و توی یکی از بهترین هتلها اقامت داشتم
و اونجا بود که با اون تجربه ها انگار خدا داشت بهم میگفت تو خیلیییییی زیاد باید این صحنه هارو تجربه کنیییییی
نمیدونم چجوری از حس اون لحظه م بگم ولی انگار تو بغل خدا بودم و هستم….
با کلی ادم جدید اشنا شدم
ادمایی که دستی از دستای خدان
و خیلی هوای من رو دارن!!!
اینا فقط گوشه ای از نتایج این 2 ماه من بود!
فقط من نباید اینارو فراموش کنم و هیچکدوم رو خارج از بحث قانون ندونم
شانسی ندونم
اتفاقی ندونم!!!
این نتایج با وجود کلی تنبلی و درگیر روزمرگی بودنه
حالا فکر کن اگه خیلییییی خوب رو خودم کار کنم چه اتفاقاتی پیش روم خواهد بود!
In god we trustttttttttttttt
بنام خدای عشق و ثروت و فراوانی
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته زیبا و مهربون و سلامی به تمام افرادی که توی این سایت زیبا و شگفت انگیز عضو هستند
من از اونجایی که اسمم توی سایت هست و عضو هستم و موفقیت های زیادچه کوچیک و بزرگی کسب کردم از استفاده از دوره های استاد عزیزم اومدم براتون کامنت بزادم دد رابطه با دوره شگفت انگیز 12 قدم
من امروز واقعا ی حسی بهم گفت برو کامنت بزار و لذت ببر و از نتایحت بنویس
من وقتی قدم اول دوره 12 قدم و خریدم و شروع کردم به کار کردن روی باور هام و روی مثبت تر کردن ذهنم تا زیبایی هارو ببینه ی حسی از شهرستان خودم دراوردم و مهاحرت کردم که استان ساری شهرستان فرح اباد شمال کشور بعد همه میگفتن چرا بریم اخه من با سن 26 ساله که تک پسر هم هستم و شغل قبلیمم مسافرکشی بود و با پدرو مادرم زندگی میکنم مهاجرت کردم پدرو مادرم خیلی دلتنگی میکشیدن ولی من از اونجایی که وصل بودم به خداوند و از دوره های استاد استفاده میکردم هیچ دلتنگی برای هیچکس نداشتم و شادو سروحال هم بودم . و ی اتفاقی افتاد که به همه قبلش میگفتم ما اومدیم شمال خیریتی توشه خلاصه پدرم عمل قلب باز کرد و موفقیت امیز بوداز این بگم براتون که قبلا من خیلی ترس داشتم از این موضوعات که برای پدرو مادرم و خونوادم میترسیدم الا از اونجایی که میدونم هر کسی شرایط زندگی خودشو خلق میکنه درکم بالا رفته لا اعتماد بنفس بالا کارای پدرم و انجام دادم درسته حداقل کلا ی رب گریه کردم ولی بعدش خیلی قویی شدم و اوکی شدم و گفتم حاتم تو ایمانت به خداست این دوره نه تنها وصعیت مالی منو اوکی کرد بلکه روی کتترل ذهنم تاثیرات عالی داشته و الان من وقنی مهاحرت کردم حداقل 12 میلیون بدهکاری داشتم که کاملا الان تصفیه شدن بدون وام ها . ولی الان 120 میلیون تصفیه شد و الان من قدم دوم هستم که همیشه ارزوم این بود قبل از خرید دوره 12 قدم که ارایشگر بشم الان حداقل من 25 روزه که سالن خودم افتتاح کردم و خداروشکر دارم روی اموزه های دوره 12 قدم و قدم 2 کار میکنم و تا قدم پنجم و خریدم ولی میخوام تکاملی طی کنم و مرحله به مرحله برم جلو و قتی که فهمیدم توی کل دنیا برگی بی اذن خداوند بر زمین نمیفته تمام کارام و میدم دست خدا و حتی توی اصلاح هم میگم خدایا تویی که داری زیبایی خلق میکنی تو بهتدین و خلق کن که مشترین راضی راصی باشه و همه نتعجب میشن از اصلاحی که انجام میشه براشون . بخدا این دوره ها شگفت انگیزن خدایا بی نهایت بار شکرش . واقعا حالم عالیه احساسم عالیه . خداروشکر میکنم که اومدم توی این سایت زیبا و میدونم که واقعا خیلی سریع رشد میکنم خدایاشکرت
پس نتایج من صاف کردن بدهی 120 میلیونی .
برگشتن به شهرستان خودم و افتتاح سالن زیبایی برای خودم
رفتن به دوره ارایشگری که یکی از بزرکترین ارزوهام بود
کنار گذاشتن شغل رانندگی و شروع شغل ارایشگری
و الان هدف بعدیم اینکه دوره قانون سلامتی استادو بخرم و میخرمش دوستون دارم و عاشقتونم اینا یک درصد از نتایجی بودن که گرفتم
رد پا از حاتم فوق العاده و بینظیرو خلاق
خداروشکر امروز دوتا مشتری عالی هم داشتم
1404.02.11
به نام خدایی که هر لحظه منو به مسیر زیبایی و خوبی و ثروت هدایت میکند و راهکارها رو به من میگوید خدایا من در برابرت تسلیمم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
سلام به همه دوستان هممدارم در این بهشت زیبا
استاد عزیزم من دوره هم جهت با جریان خداوند رو تهیه نکردم اما از اونجایی که کامنتها رو زیاد میخونم و دنبال میکنم ذهنمو کاری کردم که آگاهانه به سمته مومنتوم مثبت ببرم
و الحق و الانصاف نتایج بی نظیری هم دارم میبینم الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای خوبم
و اما نتایج خوب و عالی و بی نظیرم
وقتی که تغییرات رو انجام میدیم از همون روز اول نشونه های کوچیک رو میبینیم
نزدیک به دو یا سه هفته ست که به کوب روی مومنتوم مثبت دارم تلاش ذهنی رو انجام میدم مشتریهای ثروتمند و راحت و مهربان از هر طرف به سمته مغازه من میان و راحت و آسون خرید میکنن و کارت میکشن و یا با گوشی برام واریز میکنن
دوم اینکه از موقعی تو این مسیر زیبا قرار گرفتم از هیچ کسی خبری بد و فرکانس بد و هیچی هیچی نشنیدم و یا درباره شون صحبتی نشده پیش من و من دیشب با خودم نشستم فکر کردم از خدا خیلی سپاسگزاری کردم که چقدر این قانون درسته و بی نقضه وقتی میای با تعهد برای تغییرات قدم برمیداری خداوند دور تو یه هاله ای قرار میده که از گزند همه بدیها دور باشی خدایا شکرت
واقعا بی نظیره این دوره طلایی طلایی
من که دارم هر روز لذت بیشتری میبرم و
هر روز دارم تلاش ذهنیمو بیشتر و بیشتر میکنم چون میخوام نتایج بی نظیری بگیرم و درآمدم و به 3 برابری الی بیشتر برسونم
و از همه نظر بهتر و بهتر بشم و به خداوند نزدیک تر بشم
خدایا من لایق هم صحبتی با تو رو دارم
خدایا من رزق بی حساب میخوام
خدایا من با ایمان همه کارهامو به تو میسپارم
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام عرض میکنم من تمرینات رو انجام ندادم متاسفانه،ولی همینطوری تلاش کردم که در مومنتم مثبت باشم و در این مدت بی تاثیر نبود خیلی دلم میخواد با استاد عباسمنش صحبت کنم چون شرایط خوبی ندارم و سوالاتی دارم اگه امکانش هست با من ارتباطی بگیرن سپاسگزار میشم . در حال حاضر در ونکوور هستم .یک مشکلی برام پیشآمد که غیر از آن مشکلاتی بود؟که باهاش درگیرم و حالم خیلی بد بود افکار منفی بینهایت هجوم می آوردن و بعد از هر فکر منفی میگفتم خدا درست میکنه و کلی به خدا حرف زدم و دعا میکردم و به لطف او درست شد .
در ضمن در تصویر ذهنی خیلی ضعیفم اگه میشه کمکم کنید ممنونم در پناه حضرت حق باشید.
بسیار از زحمات شما سپاسگزارم
سلام به استاد عشق. انشالله خوبو خوش،باشین استاد من میخوام براتون بنویسم که من سال گذشته دوره 12 قدم رو با عشق تهیه کردم و کل سال رو ماه به ماه دوره هارو گوش کردم بارها و بارها و تا جایی که تونستم سعی کردم بهشون عمل کنم حالا چون من آدمی هستم که عجله نمیکنم خیلی لطیف پیش میرفتم از تیرماه سال گذشته چندتا از خواسته هام انجام شدو یکی از اونها این بود که گفتم خدایااین ماه تولدم هست و امسال میخوام کادی تولدم رو از خودت دریافت کنم و ماه تیر چند تیکه طلا برای خودم خریدم و باز اون چیزی که خیلی دوستش داشتم خرید یه پیانو بود که خدارو شکر همونی که دوست داشتم رو خریدم و الان هممشغول یادگیری نوازندگی هستم چیزی که همیشه بهش علاقه داشتم خدارو صد هزار بار شکر و بنا به الهاماتی که داشتم توی این مدت در آمد 6 ماه دوم من به طرز عجیبی بالا رفت که امسال شب عید بهترین درآمد عمرم رو داشتمو تونستم تمام بدهیهام رو بدم و چیزهایی رو کهمیخواستم و احتیاج داشتم رو بخرم خدارو شکر برکت 12 قدم خصوصا جلسات قرآنی که برای من ارزشمند ترین داشتم هست در زندگی من جاری هست. تا اینجا داشته باشین. مدتی بود که من هم انگیزهای برای ادامه کارم ندارشتم و هم در آمدم پایین آمده بودمن از خودم سوال میکردم که چرا اینجور شده و از اونورم بعد از عید فایلهارو کمتر گوش میکردم بی حوصله بودم باز شروع کرده بودم به تلوزیون نگاه کردن و سریالهای ایرانی دیدن و همش تو ذهنم میگفتم چرا انقدر افت کردم چرا اینقدر بی انگیزه شدم ولی بازهم سعی میکردم چند خط در میون تو دفترم بنویسم سپاسگزاری کنم و مدت 1 ماه هم تمرین ستاره قطبی رو انجام نداده بودم. تو کارتم 9 میلیون تومن داشتم فقط هم همین مقدار پول داشتم از طرفی دلم ضعف میرفت که دوره جدید رو بخرم از طرفی فقط همین مقدار داشتم و میگفتم
باید این پول تو کارتم باشه بعد از یکی دوروز دو دل بودن بازهم صدای خدای مهربون رو شنیدم که بهم گفت حرفای من برات چقدر میارزه؟ و من همون موقع که اینو شنیدم همون روز با عشق دوره رو خریداری کردم تا امروز که 5 اردیبهشت هست که اولین جلسه هم جهت با جریان خداوند رو گوش کردم که انگار یه جون تازه گرفتم و خیلی جالبه که امروز صبح صدای خداوند رو موقع طلوع خورشید توی گوشم شنیدم که گفت امروز پاشو دوره جدید رو گوش کن و شروع کن خدا جونم چقدر دوست دارم که حواست به همه چی هست و اینقدر قشنگ هدایت میکنی استاد عباسمنش عزیزم امروز که جریان ممنتم رو شنیدم و درک کردم خیلی شاد شدم انگار جواب تمام سوالات ذهنم رو گرفتم از خدا میخوامکمکم کنه که ممنتممثبت رو در خودم تقویت کنم و از خدا میخوام استادعزیزم رو در پناه خودش حفط کنه. واقعا ازشما تشکر میکنم واقعا دوستون دارم و عاشق خدایی هستم که شمارو آفرید و برای ما راهنما قرار داد. سپاسگزارم
به نام خداوند مهربانم خدایا من در برابرت تسلیمم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم سلام به دوستان توحیدیم
ممنونم از همه و خدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم که در کنار این عزیزانم هستم
واقعا استاد این کامنتها جنسشون خیلی فرق میکنه
از جنس ایمانه جنسه دوست داشتن و عاشق خدا شدنه
وقتی شروع میکنی به خوندن نتایج دوستان هر دفعه به خودت میگی اگه این تونسته منم میتونم
اگر برای این شده و جواب داده برای منم میشه
فقط باید تلاش ذهنیمو زیاد کنم
اینقدر بنویسم و بخونم تا باورم بشه تا ترمزهامو پیدا کنم و بهبود بدمشون به همین راحتی
باید روی کنترل ذهن و باورها خیلی کار کرد
این روزها میفهم چقدر کنترل ذهن در تغییر زندگی و تغییر خودمون تاثیر داره
اگه بتونین ذهن رو کنترل کنیم میتونیم گفتگوهای غالب ذهنمون رو بشناسیم و آگاهانه جهت دهی کنیم
واقعا لذت بخشه خوندن نتایج دوستان
یه ایمان و توکل و نوری در وجودت ایجاد میشه
و هوشیارتر قدم برمیداری
ایده و راهکار بهت میده
و انگار خداوند باهات حرف میزنه
استاد بی نهایت ممنونتم سپاسگزارتم