نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رهایی از بحرانهای خانوادگی، آرامسازی ذهن، ساخت رابطهای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباسمنش آشنا شده بودم. آن زمان زندگیام در یکی از سختترین دورههای خودش بود.
مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر ششسالهام علاقهای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش میشدم پرخاشگری شدیدی میکرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی میکردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفینگر بودم و داروی آرامبخش مصرف میکردم. رابطهام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالیام صفر بود.
هر روز درگیری و دعوا داشتم، شبها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرکهای اشتهاآور استفاده میکردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافهوزن داشتم و از آدمهای غریبه میترسیدم؛ نمیگذاشتم هیچکس به من نزدیک شود.با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرینها، آرامآرام تغییرات زندگیام شروع شد و هر قدم تحول تازهای رقم زد.
افراد نامناسب یکییکی از زندگیام حذف شدند. رابطهام با همسرم چنان بهتر شد که خانوادهام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمیداد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدمبهقدم کنارم میایستد.
دخترم کمکم آرام شد. حالا کنار من میماند و رابطهمان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سالها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس میکردم دست خدا در همهجا همراه من است.
تمام هزینههای زندگی، تفریح، بارداری و مهارتهایی که برای پیشرفت لازم داشتم، بهطرز معجزهآسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسبوکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرامبخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدمهای جدید ارتباطهای سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطهام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.
ورودی مالیام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آنقدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزهها را بهکار میگیرم، زندگیام دگرگون میشود.
خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهیهای نجاتبخش.
تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواستهها با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره همجهت با جریان خداوند
دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دورهای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانهها از همهطرف به سمتم میآمد؛ آنقدر قوی و واضح که چارهای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.
وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهیهای آن کار کردم. روحم لطیفتر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس میکردم انسان دیگری شدهام. روی هوا پرواز میکردم و خواستههایم را یکییکی خلق میکردم. هر نتیجهای که دریافت میکردم، ایمانم عمیقتر میشد و باورم به قوانین محکمتر.
اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایلهای هدیه استفاده میکردم، توان خرید دورهها را نداشتم. وقتی میدیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کردهاند، باورم نمیشد و با خودم میگفتم: «چطور توانستهاند این همه دوره بخرند؟»
اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانیها شدم؛ مدار خوبیها، مدار نشانهها، مدار وفور.
استاد همیشه میگفتند:
«وقتی وارد دورهای میشوید و با تعهد شروع به اجرا میکنید، اتفاقات و نشانهها از راه میرسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
و همینطور هم شد.به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پولها از راه رسید.
نشانههای تغییر شرایط بهوضوح دیده میشد.
حقوقم سه برابر شد.
آدمهایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبهخود کنار رفتند.
ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
و خودم وارد مسیری شدم روشنتر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.یکی از بزرگترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترسها یکییکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترسهایم شدم و دیدم آنچه سالها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگیام هستم.
هرچه بیشتر روی خودم کار میکردم، نتایج قدرتمندتر و شفافتر میشد.
وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانهها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.
به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدتها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمیشد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.
در ادامه، وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانهها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسیبلند بینظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربهای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.
و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…
تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و دوره همجهت با جریان خداوند
من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمیتوانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزشها عمل کردهام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگیام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه میکنم، میبینم هیچ شباهتی به سعیدهی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.
آموزههای استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعیترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمیدهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد میدهد. به همین دلیل این دوره میتواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و همجهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمیکند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن میسازد.
استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدیترین قدم این دوره است میفرمایند:
«دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشتوگذار کنید، آخرش به همین نقطه میرسید که همه چیز توحید بود.»شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچجا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزههای الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دورهای شد که امروز به نام دوره همجهت با جریان خداوند میشناسیم؛ دورهای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا میداند عمل به آن چه انسانهای موفق، توحیدی و نورانیای تحویل جامعه میدهد.
نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزهها گرفتم آنقدر شگفتانگیز و معجزهآساست که هیچکس با عقل انسانی نمیتواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط میتواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد میدهد.
در این مسیر:
از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
از افسردگی و پوچی رسیدهام به احساس عمیق خوشبختی بیقید و شرط.
عزتنفس لهشدهام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفتانگیز، محترمانه و هماهنگ.
بیپولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
جسم بیمار و نیمهجانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمیخواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.
استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزشهای الهیتان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمیگنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظهای لبخند روی صورتتان بیاورم.
تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم
امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام میدادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤالها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر میکردم، آخرش هم با شک و تردید جواب میدادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست میفهمم یا نه.
اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزههای استاد عباسمنش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جوابها از باورهای قدرتمندکنندهای میآمد که در این سالها درباره ثروت در ذهنم ساختهام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.
من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت میگذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه میکنم فقط میتوانم بگویم:
خدایا صد هزار مرتبه شکر.اینها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزههای استاد عباسمنش به دست آوردهام:
من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسبوکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
از یک فرد بیهویت و بیاعتمادبهنفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناختهشده در محیط کاریام در سطح کشور.
آموزههای استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
از بیماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.و دهها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعتها وقت بگذارم.
اینها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه اینها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزههای استاد عباسمنش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.
امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار میکنم.
تحول مالی، ارتباطی، شخصیتی و سلامتی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
امروز که دارم این متن را مینویسم، روز تولد ۲۰ سالگی من است. یک سال و نیم است که با آموزههای استاد عباسمنش کار میکنم و میخواهم بخشی از نتایجم را بگویم؛ نتایجی که زندگی من را از زمین تا آسمان تغییر دادهاند.
قبل از آشنایی با آموزهها، زندگیام بههمریخته بود. در خانواده ما هر روز درگیریهای شدید وجود داشت و من از شدت استرس به رفتارهایی پناه میبردم که الان حتی یادشان هم برایم سنگین است. تا اینکه یک شب، من، برادر کوچکترم و مادرم فقط با سه دست لباس و مقداری وسیله خواب از خانه خارج شدیم و به خانه پدربزرگم رفتیم. خانه او چهار واحد داشت، اما هیچیک از مستأجران حاضر نبودند خانه را زودتر تخلیه کنند. نتیجه این شد که شش ماه کامل، بین خانه پدربزرگ و خانه خالهام رفتوآمد میکردیم. آن زمان ۱۸ ساله بودم، دانشجو بودم و برای پرداخت هزینهها کارگری میکردم با درآمد ماهی ۳ میلیون تومان.
آنجا بود که با آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم و بعد دوره ۱۲ قدم را تهیه کردم. با تمرکز کامل روی خودم کار کردم و امروز یک سال و نیم گذشته و نتایجم واقعاً معجزهآساست. در کنار آن، دوره قانون سلامتی را نیز تهیه کردم.
در بخش روابط، قبل از کار کردن روی آموزهها، من، مادرم و برادرم مدام درگیر بودیم؛ یا با هم یا با پدرم. اما امروز روابط ما عالی شده و خبری از آن جنگ و دعواها نیست. با احترام با هم صحبت میکنیم و در آرامشیم.
منِ گوشهگیر، منزوی و بیاعتمادبهنفس کسی که در جمعهای خانوادگی حتی کسی حضورش را حس نمیکرد حالا بهقدری خوب ارتباط برقرار میکنم که دیگران میگویند: «تو نباشی جمعمان نمیگیرد.» حالم با خودم عالی شده.
رابطهام با پدرم یک معجزه واقعی است. قبل از شروع کار با آموزهها، رابطهمان پر از تنش بود، اما امروز برخورد ما با یکدیگر فقط احترام و آرامش است. وقتی به این موضوع فکر میکنم، میبینم شخصیت من چقدر تغییر کرده. هیچوقت فکر نمیکردم بعد از شبی که از خانه بیرون زدیم، دوباره بتوانم با پدرم چنین رابطهای داشته باشم. اما امروز واقعاً خوشحالم و در صلح با او و با خودم هستم.
در قسمت نتایج مالی، قبل از کار کردن روی آموزهها بسیار خجالتی بودم با اعتمادبهنفس پایین. عاشق فروش بودم، ولی باورهای محدودکننده دستوپای من را بسته بودند. دائم تلاش میکردم، ولی جواب نمیگرفتم. مدام «نه» میشنیدم. تا اینکه با دوره ۱۲ قدم آشنا شدم و شروع کردم به ساختن باورهای جدید.
خدا را شکر، این یک سال و نیم، اوضاع مالیام به شکل عجیبی رشد کرده. از درآمد ۳ میلیونی به بیش از ۱۰ برابر درآمد رسیدهام، آن هم با کار فیزیکی کمتر. برای خودم ماشین خریدم. در همان کارگاهی که قبلاً برایش کارگری میکردم، الان فرد مسئول تأمین مشتری هستم؛ مشتری از من، جنس از او؛ و چون فروش عمده است، سودهای قابلتوجهی دارد.
وقتی وارد خانه پدربزرگ شدیم، هیچ وسیلهای نداشتیم جز یک موکت؛ اما الان خانهمان پر از وسایل عالی، جدید و باکیفیت است. حدود ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه جمع کردم تا کسبوکار خودم را راهاندازی کنم.
شخصیتم بهطور کامل تغییر کرده؛ آنقدر متفاوت شدهام که خودم هم باورم نمیشود. شبها را با آرامش و بدون هیچ استرسی میخوابم. از ضربهزدنهای روحی و جسمی به خودم خبری نیست. از نظر سلامتی کاملاً خوبم؛ در این یک سال و نیم حتی یک قرص هم نخوردهام و حتی یک بار هم دکتر نرفتهام. سردردهایی که قبلاً شکنجهام میکرد، الآن حتی یادم نمیآید چه حسی داشتند.
ورودیهای ذهنم را کنترل میکنم. دیگر آهنگهای بیارزش گوش نمیدهم. خودم را در آگاهیهای استاد عباسمنش غوطهور کردهام و خدا را شکر حال و آیندهام هر روز بهتر و روشنتر میشود.
استاد عزیزم، سپاسگزارم برای این آموزهها. تا قبل از نوشتن این متن حتی فکرش را هم نمیکردم که در این مدت کوتاه اینهمه نتیجه گرفته باشم. اعتبار تمام این نتایج را به خدای خودم میدهم که من را به سمت شما هدایت کرد.
استاد، من هنوز راه زیادی در پیش دارم و این تازه شروع مسیر شگفتانگیز زندگی من است.تجربه بارداری دوقلویی پس از ۱۱ سال ناامیدی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش و استفاده از آگاهیهای دوره ۱۲ قدم
من یازده سال بود ازدواج کرده بودم و بزرگترین مشکل زندگیام این بود که بچهدار نمیشدیم. سالها دوا و دکتر مشکلمان را حل نکرد. حتی چندین بار IVF ناموفق داشتم و کاملاً ناامید شده بودم.
نوروز ۱۴۰۰ بود که پسر داییام را دیدم؛ کسی که سالها کمشنوایی داشت و با وجود مراجعههای متعدد به پزشکان، مشکلش حل نشده بود. وقتی از او حالش را پرسیدم، گفت: «گوشم خوب شده». با تعجب پرسیدم چطور؟ گفت: «از آموزشهای استاد عباسمنش استفاده کردم و به آنها عمل کردم؛ کمشنواییام برطرف شد.»
این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. همسرم گفت: «ما همه راهها را برای بچهدار شدن امتحان کردهایم؛ این راه را هم امتحان میکنیم.» و همین شد شروع آشنایی من با آموزشهای استاد عباسمنش.
من زندگی به شیوه آموزشهای استاد عباسمنش را آغاز کردم. همه دعاها، طلسمها، نوشتهها و چیزهایی را که دعانویسها داده بودند و سالها به در و دیوار خانه آویخته بودم تا گویا «جادوی بچهدار نشدنم» باطل شود، همه را دور ریختم. باور کردم که هیچ قدرت و ارادهای بالاتر از اراده خداوند وجود ندارد و همانطور که استاد عباسمنش همیشه میگویند: «تنها یک قدرت در جهان وجود دارد؛ قدرتی که جهان را خلق میکند و هدایت میکند.»
سالها فکر میکردم «حتماً گناهی کردهام که خدا به من بچه نمیدهد». با کمک آموزشهای استاد عباسمنش توانستم این احساس گناه را در خودم خاموش کنم. شروع کردم به تغییر باورهای محدودکننده و خرافیای که سالها در ذهنم ریشه کرده بود. سعی کردم با منطق و آگاهی، باورهای قدرتمندکننده را جایگزین باورهای قبلی کنم.
شروع کردم به سپاسگزاری بابت آنچه داشتم. دیگر به اینکه «چرا من بچه ندارم و بقیه دارند» فکر نکردم. همسرم هم با جدیت روی خودش کار کرد. ذهنیت ما آنقدر تغییر کرد که وقتی میدیدم برخی مشکلاتشان را گردن چشمزخم میاندازند، فقط لبخند میزدم و به خودم میگفتم: «قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.» همین تغییر ذهنیت عمیق، مسیر زندگیمان را عوض کرد.
و امروز… بعد از حدود سه سال، در شرایطی این کامنت را مینویسم که فرزندان دوقلوی من نزدیک به دو ساله هستند. خداوند به من فرزند داد، من را عزیز کرد، و آنقدر مسیر زندگیام بهتر شد که حتی خانه دومی هم ساختم و اکنون صاحب دو خانه هستم.
تمام اینها نتیجه تغییر باورها، عمل به آگاهیها، سپاسگزاری و توکل واقعی است. این مسیر، زندگی من را از ناامیدی مطلق، به معجزات واقعی رساند.
- تغییرات شخصیتی من و نتایج این تغییرات
من رحمان هستم و در حال استفاده از آموزشهای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم هستم. در یکی از جلسات، استاد عباسمنش درباره مفهوم هجرت صحبت میکردند و من با اطمینان میگویم که با عمل به این آموزشها، من واقعاً هجرت کردم. من از یک رحمانِ معتاد که روزی سه بار مواد مخدر مصرف میکرد و دو پاکت سیگار میکشید، به انسانی هجرت کردم که اکنون حتی بوی سیگار حالش را بد میکند.
من از آن رحمانی که به خاطر اثرات مواد مخدر تا ظهر خواب بود، وقتی بیدار میشد تا دو ساعت گیج بود و کسی حق نداشت به او اعتراضی کند چون عصبی میشد، فاصله گرفتم و به فردی جدید تبدیل شدم. اکنون من رحمانی هستم که قبل از همه از خواب بیدار میشود، همه چیز را مهیا میکند، نان سنگک داغ میخرد، انسولین مادرش را میزند و اولین نفر در محله است که مغازهاش را باز میکند.
هجرت من یک تحول همهجانبه بود. من از یک آدم بدبین و شکاک، به انسانی تبدیل شدم که زیباییهای اطرافیانش را میبیند. از رحمانی که هیچ هدفی برای ثروتمند شدن نداشت، به کسی رسیدم که اکنون ثروتمند شدن برایش تبدیل به یک وظیفه شده است.
من از فردی که بدون مواد مخدر و دوستان معتادش لذت نمیبرد، به رحمانی هجرت کردم که میتواند روزها و ماهها به تنهایی مسافرت برود و از بودن با خودش لذت ببرد. من از کسی که همواره دنبال پارتی و آشنا برای پیشبرد کارهایش بود، به انسانی تبدیل شدم که سعی میکند فقط و فقط روی خداوند حساب باز کند.
با کمک آموزشهای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم، من از رحمانی که حتی توان پرداخت قسطهایش را نداشت، به رحمانی هجرت کردم که درآمدش ۳۰ برابر شده و این درآمد روزبهروز در حال افزایش است.



بسم الله الرحمن الرحیم
مدتی هست که خریدن بخش اول دوره قانون آفرینش به عنوان خواستهای در قلبم شکل گرفته. میدونم که به زودی این خواسته محقق میشه. برای اینکه بیشتر در مدار رسیدن به این خواسته قرار بگیرم تصمیم گرفتم بیشتر در فضای این بخش از دوره باشم.
به همین منظور فایلهای معرفی دوره قانون آفرینش رو شروع کردم و مشغول مطالعه اونها هستم.
خواستم بیشتر ببینم و بیشتر در جریان قرار بگیرم که به این صفحه هدایت شدم. با خوندن نتایج دوستان مشتاق شدم تا هر چه سریعتر به این دوره برسم و از آگاهیهای نابش استفاده کنم.
قطعا من هم روزی از نتایجم برای عزیزانم در این سایت خواهم نوشت.
خواستم رد پایی گذاشته باشم از این حال و هوایی که دارم.
در پناه الله باشید.
سلام دوستان سپاسگزارم خدارا هر لحظه ک من را هدایت کرد وهر روز ساعتها فایل های استاد را گوش میدم وحالم بهتر میشه عجیب آرامش دارم چقدر همه چی عالیه آرامش داریم تو خانواده واسفند ماه برام درآمد عجیبی داشت که نتیجه استفاده از فایلهای استاد بود چندین سال ب همین طریق شاید وقت بیشتر هم میذاشتم اما نصفه این درآمد را نداشتم الهی شکر اینقدر عالی بود ب طوری که تونستم ب طرز عجیبی یه سفارش عالی اومد دقیقا ب قیمت دوره هم جهت با جریان خداوند که برام قابل باور نبود چ جوری از کجا ب چ شکل دقیقا همون پول دوره هم جهت با جریان خداوند با یک سفارش نقد اومد شگفت وبارها دوره را گوش دادم وآرامشم بیشتر وبیشتر میشه چرخ زندگیم روانتر شده کارم کمتر شده وب نسبت درآمدم بیشتر شده استاد با اینکه دارم جهیزیه دخترم را میچینم وپدرش هم شرایط کمک نداره ولی عجیب تونستم حتی پول قرض بدم واقعا شگفتم چ جوری خدا برام میچینه سالیان سال من نتونسته بودم پول قرض بدم ولی حالا اصلا عجیب کارام سریع راحت روان پیش میره ویقین دارم بهتر میشه وهمیشه ادامه میدم وهر لحظه سپاسگزار خداوندم ک منا تو این مسیر هدایت کرد شکر گزاری وایمان را با شما بهتر وبیشتر یاد گرفتم وبه تمرین ادامه میدم افکارم را کنترل میکنم وطبیعی ب غذاهاس سالم هدایت میشم البته گاهی نجواها میاد 4 ماهی میشه هیچ دارویی مصرف نکردم خدا راشکر ومیخام که شادباشم وتاثیر گزاربیشتر روذهن وباورم کار میکنم وهمواره ایده های نامحدود میاد ب لطف خدا اتفاقات وآدمهای خوب همواره میان ک فقط یقین دارم قانون جواب میده.
سلام به استاد بزرگوار و همسر گرامیشون و تمام اعضای تحقیقاتی گروه عباسمنش و تمام هم فرکانسیهایم
من دقیقا دوره هم جهت با جریان خداوند رو همون روز سال تحویل خریدم و به خودم اولین عیدی سال نو را دادم.
در این چند سال که روی باور هایم کار میکنم معنی تکامل رو واقعا متوجه شدم .من به مدار بالاتری رفتم که وارد دوره هم جهت با جریان خداوند شدم
دقیقا متوجه شدم که کجاها مومنتوم مثبت داشتم و ادامه دار بود تا به خلق خواسته ام رسیدم و کجا ها با ایجاد مومنتوم منفی اتفاقات ناخوشایند برایم رخ داد.
من یه خانم خانه دار هستم و هیچ کسب و کاری هم ندارم .با کار کردن روی باورهایم تونستم به یه درامدی برسم که هر ماه به کارتم واریز میشه .
من اگه این مومنتوم مثبت رو ادامه بدهم میتونم این پول رو چندین برابرش هم بکنم .
فقط به قول استاد چگونگی راه رو نباید مشخص کنیم خدا خودش میدونه از چه راهی شما رو به خواستتون برسونه.
استاد گرامی واقعا از این دوره معجزه اسا و بینظیر واقعا سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم
من یلدام و بیست سالمه توی این متن میخوام نتایجم از دوره قانون سلامتی بنویسم ، من قبل از شروع دوره آدم کاملا سالمی بودم اما از اونجایی که میدونم استفاده دوره ها میتونه هر چیزی رو توی زندگیم بهتر تر کنه از این دوره استفاده کردم
حدود 6 ماه که من طبق اموزه های این دوره دارم زندگی میکنم
توی این شش ماه چیزی که برای من خیلی جالب توجه بود استیبل بودن انرژی در بدنم بود ، اصلا خلق و خوم تغییری نمیکنه و هیجانی تصمیم نمیگیرم.
یکی از دلایل مهمم برای مهاجرت و دور از خانواده زندگی کردن همین رژیم بود یعنی انگیزم بود:)))
یک چیز جالبی توی این مدت پیش اومد این بود که دوستانی که باهاشون در واقع دارم زندگی میکنم اونا هم از من تاثیر پذیرفتن بااینکه هیچ موقع از لایف استایلم بهشون نمیگم ولی اونا هم مثل من سعی میکنن پروتئین بیشتری مصرف کنن
ورزش کنن و در مسیر درستی فکر کنن
این همون چیزیه که از من سرازیر میشه و بقیه تاثیر میپذیرن
خیلی ممنونم از خدای مهربونم که همچنان من رو توی این مسیر نگه داشته
سلام خدمت استاد عزیز،
یه سوالی برام پیش اومده در مورد بحث هدایت. شما در آخر جلسه گفتید که یه سری موارد رو آماده کرده بودید که این جلسه در موردشون صحبت کنید و یه مباحث دیگه ای بهتون الهام شد و در مورد اون مباحثی که بهتون الهام شد صحبت کردید. من یه مدت بود که سعی میکردم به این شیوه زندگی کنم و بعد از یه مدت احساس اینکه کنترل زندگی دست من هست رو از دست دادم. تو بحث کارم باید یه سری تصمیمات مهم رو میگرفتم، اینکه تو اینکارم بمونم و یا اینکه کارم رو عوض کنم، و اینکه تو کار چه برنامه ای رو ببرم جلو و چه پلانی رو اجرایی کنم، و خیلی وقتا میگفتم اجازه میدم هدایت بشم و ببینم چه مسیری سرراهم قرار میگیره و چه اتفاقی میفته و منتظر میشم هدایت بشم. بعد یه مدت احساس کردم انگار مسئولیت کارهام و تصمیماتم رو دارم میندازم گردن خداوند و اون کنترل صد درصدی که قبلا داشتم و میگفتم میخوام این کار و اینکارو انجام بدم ندارم. سوالم اینه که بعضی وقتا یه سری تصمیمات مهم باید بگیریم و تصمیماتی هستند که یه کم به زمان نیاز داره، و میگی اجازه میدم هدایت بشم و ببینم چجوری پیش میاد و چجوری هدایت میشم، و بعد یه مدت میبینی که انگار داری کنترل نداری و مطمئن نیستی تومسیر که کجا میخوای بری و چیکار میخوای بکنی. ممنون میشم یه توضیحی بدید در این مورد و مثال بزنید که این بحثهدایت در این موارد به چه صورت هست.
ممنونم
سلام دقیقا این مسئله من هم هست. اگه از دوستان کسی میتونه راهنمایی کنه.
اون چیزی که فک میکنم درسته در جواب پاسخ شما مینویسم. حالا باز دوستان اگه اطلاع کاملتری دارن تکمیل کنند.
کلا در زندگی دو نوع تصمیم داریم.
تصمیمات مهم و سرنوشت ساز ، تصمیماتی غیر مهم و آنی
برای تصمیمات مهم نیازه چند روزی فکر کنیم و ببینیم آیا این تصمیم در راستای خواسته ها هست یا خیر.
اگر در راستای خواسته ها بود بعد چند روز اونو عملیاتی کنیم.
اما یه سری تصمیمات بدون فکر و سریع باید انجام بشه.
مثل خریدهای خونه، انجام کارهای روزانه، اینا دیگه نیازی به فکر زیاد نداره و سریعا باید انجام بشه
سپاسگزارم.
سلام دوست عزیز
این حس ک کنترل زندگی باید دست ما باشه اگه دقت کنید سرچشمه این فکر رو پیدا کنید بسیار کمک کنندس بهتون از حس کنترل گری میاد ک در هممون کم و بیش هست اما شما داری درست پیش میری هدایت خداوند کامل تر و آسون تر و عالی تر از عقل و تصمیم ما هست چرا که ما ذهن محدود داریم اما خداوند مانند خلبانی هست ک از بالا به تمام اتفاقات افراد شرایط و راههای ک شما رو ب خواستت برسونه احاطه داره و راحت ترین و همچنین مناسب ترین راه رو برای شما الهام میکنه و تمام جهات رو در نظر میگیره پس مدام تا این فکر اومد ک کنترل از دستتون رفته بگین چ بهتر چ عالی تر ک کنترل کشتی زندگیم کارم روابطم دست صاحب هستی دانای مطلق قادر مطلق باشه چ سعادتی از این بالاتر
سلام وعرض ادب استاد من اولین دوره هست که درمحضر شما شاگردی میکنم وتجربه خودم روبیان میکنم .
من همیشه در کاروبیزینس خودم دنبال شریک بودم واین باعث اسیب من میشد چراکه من باور اینکه خداوند هدایتگر ورزاق همه هستی رادرافکار کم رنگ کرده بودم وبجای ان دنبال توانایی های دیگران به عنوان شریک بودم اما حالا با گوش کردن وتمرین این دوره به این باور رسیدم که هیچ منعی برای قدرتمند شدن من درکاروزندگی وجود نداروهمیشه خداوند هدایتگر من هست والان که باشما صحبت میکنم درحال راه اندازی یک بیزینس جدید وبدون شریک هستم وباور دارم که خداوند روزیرسان وهدایتگر وخواهان پیشرفت من هست ومندهم گیرنده خودم را در فرکانس محبت ونور خداوند تنظیم کردم واماده اجرای این بیزینس جدید هستم وتوکل وامید دارم که حتما پیروز میشوم ومن لایق بهترینهای جهانم ازنظرمادی ومعنوی خداوند راشاکرم که باشما برادر خوب واگاه اشنا شدم ومن را با ایاتی از خداوتد اشناکردی که من هرگز به انها توجه نمیکردم وهمیشه نیمه خالئ لیوان رامیدیم اما حالابدون هیچ فکر واندیشه منفی وترسی اماده دریافت نعمات الهی هستم ارادتمند شما سید مهدی
سلام به شما داود عزیز
من بعد از خواندن کتاب و یک بار نوشتن از روی آن به سایت مراجعه کردم جهت خواندن کامنتها که با توجه بنر نتیجه دانشجویان به کانت شما هدایت شدم و وقتی کامنت شما رو خوندم دریافتهای زیر را از آن داشتم که به عنوان ردپایی برای خودم و همچنین تحسین شما شروع به نوشتن کردم حتی یه لحظه نجوایی آمد که صبر کن مابقی کامنتها رو هم بخون بعد بنویس شاید اگر روزگار قبلم بود می گفتم اره بزار کامنتها را بخونم و بعد میام می نویسم ولی یه حسی دوباره بهم گفت نه همین الان که بهت الهام شده انجامش بده چون طبق چیزی که تا الان یاد گرفتم اینه که ذهن محاسبه گر هست و سریع وارد محاسبه چند و چون کار میشه ولی قلب نه و از اونجایی که تا الان اینجوری متوجه شدم که الهامات به قلب میشه نه ذهن به ندای اول گوش دادم و شروع به نوشتم کردم
من از کامنت شما دریافت کردم :
– شما تغییر باور داشتی و به این باور رسیدی که برای قدرتمند شدن در کار و زندگی هیچ منعی وجود ندارد
– همیشه خداوند هدایتگر من هست
– خداوند رزاق همه هستی است
– باور محدود کننده احساس نیاز به شریک برای راه اندازی کسب و کار را پیدا مردی که باوری بسیار آسیب زننده و ناشی از شرک در وجود است پس در واقع یک شرک را هم در وجودت پیدار کردی و آن را با اقدام عملی حذف و باور را تغییر داده ای و با اقداماتت ترسی را هم حذف نموده ای
– و این ترس را توکل و امید از بین برده ای پس باور قدرتمند کننده ای را هم در وجود خودت ایجاد کرده ای و یا تقویت کرده ای
– احساس لیاقت داشتن بهترینهای جهان را از نظر مادی و معنوی در وجودت تقویت کرده ای و یا ایجاد کرده ای
– تغییر زاویه دید از دیدن نیمه خالی به دیدن نیمه پر لیوان
– آمادگی پیدا کردن برای دریافت نعمات الهی بدون ترس با حذف افکار و اندیشه های منفی
چقدر از کامنت شما من نکته های بزرگی را دریافت کردم از شما دوست عزیز سپاسگزارم از اینکه آنچه که دریافت کرده ای را با ما به اشتراک گذاشتی
از استاد عزیزم به خاطر ایجاد و مدیریت این فضای معنوی و بینظیر سپاسگزار
استاد عزیزم ازت ممنونم به خاطر اینکه با کار کردن روی خودت به ما کمک میکنی تا راهی متفاوت و بینظیر در زندگی خودمان پیدا کنیم
خدایا شکرت به خاطر اینکه منو هدایت میکنی هر لحظه و در هر نفس خدایا شکرت به خاطر اینکه منو هدایت کردی به این مکان مقدس و الهی
از خودم هم بسیار سپاسگزارم که جدیتم را در کار کردن بر روی خودم بیشتر کردم .
26فروردین1404
بنام خدایی که هر آنچه که دارم از آن اوست
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
قبل از هر چیز از خدای مهربانم سپاسگذارم که استاد عزیز رو به من معرفی کرد و من توانستم خیلی متحول شوم.
امروز بعد حدود 9 ماه کار کردن از فایلهای استاد میخواهم رد پایی از خودم در بازه ثروت بگذارم.
تو این مدت زندگیم.آرامشم.شور و شوقم وپیشرفت مالیم نسبت به قبل غیر باورکردنی شده.
حساب بانکیم چند برابر شده .مشتری هام چند برابر شده .پس انداز طلا قابل توجهی تونستم داشته باشم.کلی تجهیزات اضاف کردم خدایا شکرت.
و امروز یکی دیگه از اتفاقات جالب که قبلا برام نبود پیش اومد اینکه درگیر مجوز ساختمونم بودم که مهندسین .شهرداری.و…با خواسته ی من براحتی موافقت میکردند وکارم راحت پیش میرفت در صورتی که قبلا هر روز یه سنگ بزرگ میذاشتن جلو پام وووجالب اینکه امروز رفتم نظام مهندسی اول گفت باید 10میلیون پرداخت کنی من حالم رو بد نگرفتم اومدم برون چند دقبقه طول نکشید که مهندس ناظرم زنگ زد گفت برگرد داخل و اون اقا بهم گفت من کارتو راه میدازم و هیچ هزینه ای نمیخواد بدی و براحتی کاغذ های منو مهر کرد و تماممممم خدای من این یک معجزه بود .اصلا من اون اقا رو حتی نمیشناختم اونم همینطور .او بهم گفت حالا شما استثنا پول نگرفتم …کای خدا رو شکر کردم از خوشحالی کریه ام گرفت خدای من این یعنی ثروت این یعنی روی دوش خدایم هستم .این یعنی کار کردن روی باورهایم .خدایا شکرت.خدایا شکرت برای وجود استاد عباسمنش وآموزه های فوق العادشون.شکرتتتتتت
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست
با درود و سپاس خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
با خوندن نتایج دوستان در مورد مومنتوم مثبت موضوع مهمی یادم اومد که خالی از لطف نیست اینجا بنویسم
برادرم و خانمش مدتی هست که از هم جدا شدن همسر برادرم خانمه بسیار خوبی هست و من با ایشون رابطه خوبی دارم
داستان به این شکله که وقتی توی جمع خانوادگی بنا به دلایل مختلف بعضی از اعضای خانواده رفتارهای تکانشی بروز می دادن، ایشون به شدت حالت دفاعی می گرفتن و با زبان بدن اعتراض خودشون رو بروز می دادند و همیشه هم به من انتقاد داشتند که چرا من هیچ واکنشی نسبت به این رفتارها نشون نمی دم، البته بگم من هیچ وقت به حرفاش توجهی نکردم و لحظاتی که کنار عزیزانم بودم بهم خوش می گذشت، خلاصه خدمتتون عرض کنم همین مومنتوم مثبت من باعث ارج و قرب من شده و متاسفانه مومنتوم منفی ایشون باعث جدائیشون از برادرم از بچه های نازنینش شد.
به نام خداوند مهربان و با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و دانشجوهای عزیز و مریم بانو
56.
خداروسپاسگزارم از بابت این شب زیبا و مهتابی چه قدر آسمان زیباست امشب
کلی عکس از ماه زیبا گرفتم چه قدر آسمون روشن و نورانی بود مخصوصا توی جاده بیرون از شهر که نوری نبود خداروشکر از بابت این بخش نتایج دوستان که ایمان آدم روقوی تر می کنه و هیچ چیز قابل باور تر نمی کنه قوانین رو مثل این که ببینیم وبخونیم نتایج عالی اجرای قوانین رو در زندگی دوستان ودانشجویان
خداروشکر از بابت قانون فراوانی ، قانون مومنتوم قانون نکامل
تنوردلتون گرم از استاد سپاسگزارم و همچنین دوستان متعهد و نوشت نتایجشون اینجا خداروشکر
New Mexico
سلام به استاد بزرگوار و همراه همیشگی تان
استاد نمی دانم چطور و چگونه کلمات را پشت سر هم مرتب کنم تا شاید توانسته باشم فقط ذره از احساسات خود را نبست به آموزه های شما بیان کنم
قبل از آشنایی با شما خدا را در خیلی کتاب ها عقاید ادم ها مذاهب و….جستجو کردم همیشه قران می خواندم عبادت می کردم ولی بخدا که با شما توحید را یافتن تازه فهمیدم تلاش های قبلیم در برابر این شناخت موهومی بیش نبوده
با شما فهمیدم ایمان واقعی به فرمان روای جهانیان یعنی چه شما خدای جدیدی را به عرصه ظهور برایم رساندی تا جایی که با خود گفتم قبلا چطور اسم خود را یکتا پرست گذاشته بودم خلاصه استاد من با شما زندگی می کنم روزی چندین بار با تمام مشغله کاری که دارم به سایت سر میزنم استاد خواهش می کنم بیشترو بیشتر جان ما را از منبع شیرین الهی سیراب کن بی صبرانه منتظر بخش بعدی توت فرنگی هستم
همیشه از خدا بابت وجود شما تو زندگیم بی نهایت سپاسگزارم
استاد عزیز که معنی واقعی استاد رابرای من به حد کمال رانیده اید بهترین های دنیا و آخرت گوارای وجودتان️️️️