اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقد این فایل حرفهای خوبی داشت برام و چقد حس خوبی ازش گرفتم
واقعا ممنونم
منم هر چی فکر میکنم میبینم که مهمترین دلیل موفقیت همین باور توحیدیه.. حتی حضرت محمد که خاتم پیامبرانه و از همه برتر و والاتره دلیلش دقیقا همینه..یعنی از بقیه باور توحیدیش قوی تره.. و اصلا دلیل اینکه پیامبران اولوالعظم از بقیه متمایز شدن دلیلش همینه.. اصلا آرامش ناب حاصل همین باوره..هر چقد توحیدی تر، آرام تر..
واقعا که اصل نکته همینه..اصلا اینکه بشینیم تجسم خلاق بکنیم، رویاپردازی بکنیم و خیلی چیزای دیگه.. اینها همش فرعه..
اصل قضیه همین باور توحیدیه.. واقعا وقتی دقت میکنم میبینم عزت نفس، آرامش، ثروت، قدرت و همه و همه حاصل همین بارو توحیدیه..
توی این مدتی که با استاد و این مباحث آشنا شدم شاید بیش از صدبار این فایلو گوش گرفتم اما نمیدونم خاصیت این فایل چطوره که هر بار خالصتر میشه، هر بار قشنگتر میشه ، هر بار به حقیقت جدیدی پی میبرم با گوش دادنش. هر بار گه کامنتای این فایلو و اون متن بی نظیرو میخونم دلم نمیاد کامنت نذارم.
من قبلا هم گفتم توی کامنت همین قسمت که توی شرایطی بزرگ شدم که نمیتونستم روی بقیه حساب کنم ، نه اینکه خودم بخوام آگاهانه روی کسی حساب نکنم ، آدما جوری بود شرایطشون که کوچیکترین خواسته های منم براورده نمیکردن و این شرایط رفته رفته از من یه آدمی ساخت که هرگز روی کسی حساب نکنم و چند باری هم که حساب کردم دیگه نتیجشو همه میدونیم ….. در کل بهتر با این موضوع کنار اومدم که خودم با باورهام با اقداماتم و … خالق زندگیم هستم. هرگز فکر نمیکردم شرک بخش دیگه ای هم داشته باشه. هرگز توی این فایل تشنیده بودم اینو که حتی نباید از دیگران دل نگرانی داشته باشی. بقول قران لا تخشوهم و اخشونی ،، حالا که ایمان اوردی و فقط روی من حساب میکنی ، حالا از اونا نترس از اونا دل نگران نباش از من بترس …
گذشت تا اینکه با یک تضادی روبرو شدم که خیلی قشنگ خدا بهم فهموند که اینجای کارت ایراد داره ها! تو میترسی ، تو نگران قدرت قدرتمندا هستی ، تو نگرانی ، ته ذهنت ترسه ، سناریو ساختی … این تیکه انگار یه تیکه جامونده از پازل توحید بود. نه آخرین تیکه بلکه یاد گرفتم که توحید هیچوقت کامل نمیشه و یه پازلیه که هر بار یه تیکشو پیدا میکنی و درک و تصویر واضح تری ازش داری…
من میدونستم خدا توانایی اینو داره که روزی بنده هاشو بده ، که اتفاقای خوبی رقم بزنه ،،، میدونستم قدرتمنده اما نمیدونستم اونه که تنها قدرته. اون یه نیروی قدرتمند نیست بلکه نیروییه که قدرت از اون شکل گرفته ، قدرت منحصرا برای اونه. برگی بدون اذن اون نمیوفته ، کی میخواد اتفاق منفی رقم بزنه تو زندگیم!؟ برگی واقعا بدون اذن اون حتی یک برگ هم نمیوفته دیگه نگرانی چرا!؟ یا بقول پروین ؛
رودها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوئیم ما، آن میکنند
ما، بدریا حکم طوفان میدهیم
ما، بسیل و موج فرمان میدهیم
نسبت نسیان بذات حق مده
بار کفر است این، بدوش خود منه
به که برگردی، بما بسپاریش
کی تو از ما دوستتر میداریش
نقش هستی، نقشی از ایوان ماست
خاک و باد و آب، سرگردان ماست
قطرهای کز جویباری میرود
از پی انجام کاری میرود
هر اتفاقی هر شرایطی هر آدمی هر کاری اتفاق نمیوفته مگر به اذن الله ،،،، چطوره که فکر میکنم یهویی یه نفر از راه میرسه و بنایی ک ساختمو ویران میکنه؟ واقعا سبحان الله . از درک کوچیکی که نسبت به خدا داشتم. از شناخت اشتباهیی ک نشبت به خدا داشتم. اما خوشحالم که دارم بهتر و بهتر درکش میکنم.
استاد بابت این فایل صد هزار بار ممنونم. که هر بار میشنوم آگاهی های جدید داره ، ممنونم❤
به نام رب العالمین شروع میکنم نوشتن نتایجم رو نسبت به چن سال قبل که تو همین فایل اومده بودم ونتایج مو نوشته بودم؛اونموقع که اون نتایج و نوشتم هیج وقت فکر نمیکردم این قدر همه چی تغییر کنه و به یه همچین نقطه ای برسم به قول حضرت مولانا؛
تا تورا دیدم محالم؛حال شد
یعنی قبل آشنایی با استاد من تو جهنم سرد زندگی میکردم سخت زندگی میکردم؛همه چی واسم سخت بود؛تلاش زیاد نتیجه ناچیز؛دوندگی زیاد عایدی صفر:
دقیق مث فردی بودم ک رو تردمیل میدوه ولی نتیجه ای ب دس نمیاره؛؛ هر وق کسی منو میدیددرحال کار کردن و تلاش بودم ولی دریغ از یه هزاری پس انداز؛با اینک سالم سالم بودم حتی یه تک تومنی بابت مواد ومشروبات الکلی و این ها خرج نداشتم ولی پر بودم از شرک پر بودم از چشم به دیگران؛پر بودم از قدرت دادن یه دیگران؛و بی تاثیر دونستن خودم تو نتایج زندگیم
گدشت تا با استادآشنا شدم اینقد این مسیر و صحبت ها منو آروم کردکه تایم زیادی و فایل میشنیدم؛بدون اینکه درکی داشته باشم؛کم کم ازدرون تغییر کرد افکارم ولی خیلی کوچیک بود تغییرم و همون تغیر کوچیک منو هدایت کرد به یه شهر دیگ ؛به کاری که خیلی اعتماد به نفسم وافزایش داد؛و کم کم داشتم ازشرک وایراد گرفتن از خداو دنیا دور و دورتر میشدم و هرچه قدرتوحیدم بیشتر میشد میدیدم که نتایجم بیشتر داره میشه ولی الان که دارم نگاه میکنم نتایج من توهمین یه سالی ک گذشت به لطف خدا اندازه تمام سال های زندگی ام بوده؛خوب حالا میخوام برگردم به گدشته ام وشرلیطی ک داشتم وبعد از الانم بگم ونتایج ک خداوند برایم رقم زد
چن سال پیش که شرک تو وجودم فوران میکرد تنهاو دور ازخانواده تو یه شهردیگ بودم؛روزانه کیلومترها پیاده روی داشتم؛هیچ پس اندازی نداشتم؛هیچ وعده غذایی ام سر وقت وجاش نبود؛ی غذای درست و حسابی واسمون آرزو بود؛چن نفره یه دونه سالاد الویه میخوردیم؛و پر بودم از شرک؛از کفر؛از ناسپاسی و پر از کمبود((خدایا ببخش منو))همش طلبکار بودم از پدر مادر؛خدا وعالم و آدم و تا لحظه ای که خودت و صاحب زندگی خودت ندونی نمیتونی چیزی و تغییر بدی که
ولی به لطف خدا هدایت شدم به این مسیر زیبا و کم کم تغیر کرد شرایطم یعنی همون ویزیتی که انجام میدادم هدایت شدم به یه شرکت معتبرتر که حقوق هامونو به موقع پرداخت میکرد؛بیمه شدم و…
و خداروشکر اوضاع بهتر و بهتر شدولی نه یهویی و یه شبه تکاملی طی شد
واما حالااااااااا((با خدابودن))
الان یه ماشین خشک خداوندبه راحت ترین حالت واسم فرستاد؛؛ قدیما روزانه 20 کیلومتر توسرما وگزما راه میرفتم
الان در کنار خانواده ام تو شهر خودمم؛یه روزی هزاران کیلومتر از شهرم دوز بودم؛
الان با بهترین و ایده آل ترین فرد ازدواج کردم اونم به راحتی؛ یه روزی بی نهایت تنها بودم وازهمه فراری
آلان عاشق خودم وخدام و اطرافیانم هستم؛یه روزی متفربودم از خودم و خداو همه آدماش
الان کسب و کار خودمو دارم و به راحت ترین حالت ممکن دارم پول میسازم وچن ده برابراون سال هایی ک کلی سختی میکشیدم و چیزی هم نمیموند تهش به لطف خدا الان چن نفری ازین سفره الهی نون میبریم؛ولی قبل این ها چندین وچن سال به سخت ترین حالت پول در میآوردم خرج دیگران که هیچ خرج خودمم به زور درمیاوردم.
همه چیم به راحتی اوکی شده به لطف آلله و واقعا سوت زنان مسیرو دارم میرم
ولی شکی ندارم که هر چه قدر مقدار بندگیمو بیشتر کنم و اجازه بدم خداوند وارد زندگیم شه و فرمون زندگی مو بدم بهش راحت و راحت تر زندگی میکنم و سوت زنان پیش میرم…
سلام به خدای خوبم و سلام به استاد عزیزم و همه ی اعضا خانواده ام یش
توحید اصل است و اساس و چقدر این اصل مهم را اشتباه به باورمان رسانده اند و همیشه ما را از خدا ترسانده اند و آنگونه افراد و آدمها را در زندگیمان بزرگ و قدرتمند کرده اند که دیگر در حد یک سایه در زندگیمان به خدا نگاه می کنیم آنقدر شرک را با تکرارشان در ذهنمان و باورهایمان عمیقا ریشه دوانده اند که بر روی همه چیز حساب میکنیم به جز خدا.
استاد عزیز مدتی بود که بر روی باور توحیدی خودم کار می کردم و همیشه این موضوع ذهنم را مشغول می کرد که چطور می توانم دیدگاه و باور توحیدی را عمیقا ریشه دار نمایم و چطورمی توانم نگاه شرک آلودم را کمرنگ تر نمایم با اینکه جملات تاکیدی نیز با خود تکرارمی کردم باز نگران بودم و منتظر سریع نتیجه بودم اما با شنیدن این فایل متوجه شدم که یکی از نشانه های حرکت در مسیر توحید و خدا را قدرت مطلق دانستن عدم نگرانی است و آن آرامش است یعنی خیالت راحت می شود که همه چیز از یک منبع قدرتمند تحت کنترل است و تو در امنیت کامل هستی و اگر بتوانیم بر روی باور های توحیدی خوب کار کنیم به این نتیجه می رسیم که هر کسی در حال انجام هر کاری هست در حال کمک کردن به من است و این باور شکل می گیرید و با شکل گیری آن از نگرانی کم می شود .
چقدر سخت است که ریشه ای ترین باور (نگاه شرک آلود)را در خودمان تغییر دهیم و آنگاه که شروع به تغییر باورهایمان در این زمینه می کنیم وسوسه های ذهن نیز بیشتر می شود و تکرار و تکرار و تکرار و گوش دادن به فایلهای توحیدی استاد است که مسیر ذهنمان را برای پذیرش باور توحیدباز می کند .جلسه 9 و10 راهنمای عملی دستیابی به رویا ها در ایجاد باورهای توحیدی بسیار تاثیر گزار است چون تصویری از خدا ایجاد میکند که با پذیرش فقط همان حرف ها نیمی از آرامشی که نیاز داری برای شروع تغییرت را به تومی دهدهر روز و هر روز که با خودم تکرار میکنم که خدا انرژی است که فقط و فقط به فرکانسهایمان واکنش نشان میدهد باورم عمیق تر می شود که همه چیز در دست افکار و فرکانسهای من است و اینگونه می شود که وقتی در مسیر حرکت هستی به قول استادهمه چیز به طور طبیعی اتفاق می افتد و رخ می دهد حرف هایی که باید بشنوی در قالب یک فایل به تو گفته می شود مسیری که باید بروی ناخود آگاه در دیده ات پر رنگ تر می شود و هزاران نشانه ها و هدایت هایی که استاد در سخنانش بیان می کند و اینگونه است که هر روز کمی بر ایمانت افزوده می شود به شرطی که نشانه ها را باور کنیم وتوحید را با تمام وجود درک کنیم وسعی کنیم در عمل ولحظه لحظه زندگی روزمره مان به کار بندیم.
استاد عزیز و دوستان گلم همواره سلامت شاد و سعادتمند باشید .
درود بر استاد عباس منش و خانواده خاص گروه تحقیقاتی عباس منش. میخوام خیلی خلاصه دیدگاهمو نسبت به این فایل بی نظیر استاد بگم. واقعا همینه . چی همینه؟! اصل توحید همینه . تو زندگی خودم بارها و بارها به چالش خوردم و ته تهش بعد عبور از اون چالش یا مانع به این نتیجه رسیدم که این فقط خود من بودم که تونستم این مشکل و حل کنم و کس دیگه ای به کمکم نیومد. حتی بعضی وقت ها که به ظاهر کسی تو زندگیت کمکت میکنه اونم باز کار خودته ؟! چرا ؟! چون تو خودت اونو به زندگیت جذب کردی و درواقع کمک اون به تو کار خودت بوده نه درواقع لطف اون طرف به تو. در مورد مساعل دیگه هم همینه . اگه کسی تو زندگیت بهت آسیب رسوند درواقع این تو بودی که به اون قدرت دادی و باور تو بوده که پذیرفته کسی خارج من میتونه بهم آسیب برسونه و اون شخص به واسطه همین باور به شکل ایجاد مشکل در زندگیت ظاهر شده و تو هر بار پذیرفتی اینو و هر بار باور شرک آلودتو بیشتر کردی. این فایل استاد تو بهترین زمان ممکن وارد زندگیم شد و الان دیگه خیلی از مساعلی که 1 ساعت پیش برام مبهم بود روشن شد و فهمیدم که خودمم …خودمم..خودمم…خودمم…خودمم…خودم.م..خودمم… چی خودمم؟! همه چی خودمم. خدا یک زندگی در این جهان بهت داده و گفته من بهت قدرت خلق زندگیتو میدم . حالا دوست داری باور کن دوست داری باور نکن . که باور کردنش یعنی توحید و باورنکردنش یعنی شرک. دوست داری کدومش و انتخاب کنی ؟ زندگی کردن به شکل یک قربانی که هر کس و هر اتفاقی میتونه اونو خوشبخت یا نابود کنه یا زندگی کردن به شکل یک امپراطور که دستور میده چی و میخواد و چیو نمیخواد و قدرت خلق همه چیو داره. این حرفارو به زبان ساده و بدون هیچ کلیشه ای به خودم میگم نه به کس دیگه ای چرا که الان دیگه میتونم عینکمو تمیز کنم و خیلی چیزهارو شفاف تر از قبل ببینم. سپاس از استاد به خاطر این فایل عالی.
من چند روزی هستی روی باورهای توحیدیم کار میکنم ،۵تا فایل توحید عملی و گوش میدادم وااای که چقدر بیشتر به عظمت خداوند پی بردم چقدر ادم به ارامش قلبی و ایمان به خدا و چقدر راحت میشه به خدا وابسته باشی و روی کسی تو زندگیت حساب نکنی شاید اولش یکم سخت باشد ولی وقتی جلو میری با خدا رفیق میشی و هم صحبتت خدا میشه دیگه اصلا سراغ کسی نمیری از کسی بجز خداوند توقع نداری و هیچ ترس و نگرانی نداری (این ترس و نگرانی به مرور کمتر میشه)
و آدم چقدر خیالش راحت میشه تو زندگی وقتی روی خدا حساب میکنی همه ی کارها به مرور واست اتفاق میفته ??????????
تو این فایل واقعا حس میکردم خدا داره بامن حرف میزنه???
امروز داشتم فایل چه کسی مالک توست رو گوش میکردم و یاداشت برداری میکردم و دارم تمام فایلهای استاد رو که مخصوص توحید کار میکنم . شاید باور تون نشه همین که فایل تموم شد و من داشتم نکات رو تو خلوت خودم مرور میکردم یکی از دوستان من زنگ زد که واسه کاری که من میکنم سه تا مشتری داره و قرارش رو واسه فردا عصر گذاشتم. به خدا من که بعد از این اتفاق از خود بی خود شده ام و خدا رو شکر میکنم همین تور بی وقفه و الان اشک تو چشام جمع شده. به قول استاد اینها همه نشانه است نشانه. اگه همین نشانه های کوچک رو جدی بگیریم نشانه های بزرگ میاد. استاد تو یکی از فایل های مصاحبه با استاد گفتن که اساس هر کاری از اعتماد به نفس انسان شروع میشه و من مدت زیادی رو اعتماد به نفس خودم کار کردم ولی الان میبینم که همه چی توحید و هر چه توحیدی تر با اعتماد به نفس بالاتر . مگه میشه با اعتماد و توکل به قدرت ذات مقدس رب العالمین اعتماد به نفس نداشت . دوستان حرفهای استاد گوهره نابه ناب ناب . ولی درکش زمان میخاد تا تو فرکانسش قرار بگیری. من که دارم عشق بازی میکنم اینجا با خودم ، با خدای خودم و فایلهای استاد . خدایا به من قدرت بده که روز به روز از شرک دور شوم و به توحید نزدیک تر
“احساس تو”، در هر لحظه به تو می گوید که چقدر میان ذهنت و روح (اصل و اساس خوشبختی در تمام جنبهها) هماهنگی وجود دارد و با این کانون توجه و با این جنس از فرکانس، باید منتظر ظهور چه نتیجه ای باشی.
این شاکله حرف های که استاد و مریم عزیز بارها گفته و نوشته اند در این سایت.
مدتی هست که آرامش قلبی رو دارم تجربه می کنم البته دیروز با اقدامی از مسیر خارج شدم ولی زود برگشتم
به قول استاد ایرادی نداره رفتن به جاده خاکی، اصل دوباره فرمان را به دست گرفتن و بازگشتن هست و من همون موقع که برخلاف ایمان عملی ” توکل ام “اقدام فیزیکی کردم، متوجه شدم و فقط سعی کردم احساسم خوب نگه دارم و بر خودم آسان بگیرم لااقل این دفعه.
و اما آرامش درونی!
تجربه خیلی خاصی هست بیرون تو طوفان هست، جنگ هست، بیماری هست ولی قلبت آرام آرام هست
حالت خوبه
چیزهای که قبلا آزارت می داد الان فقط ثانیه ای میاد و تو فقط شونه هات رو می ندازی بالا!
هیچی حال قشنگت رو خراب نمی تونه کنه! نه اشتباهات خودت! نه کنده شدنت از یکسری آدم های غیر هم فرکانس با همه خوبی هاشون، نه سکوت و بی اعتنایی و… هیچی، برعکس تصمیم گرفتی احساست خوب باشه
آره وصلی و توکل کردی!
انقدر احساس ات خوبه که انگار هر آنچه می خواستی رو الان داری ،البته نجواها هست که مهار میشن با قدرت آرامش قلبی تو، هر چند یکی اش هم از دستت در بره مثل دیروز من!
قبلا هم که از قوانین خبر نداشتم پیش از هر اتفاق زیبا در زندگی ام این آرامش را تجربه کرده بودم
همیشه در امتداد این آرامش ربانی معجزات زندگی ام رخ داده، همیشه.
انگار داره آرامش درونی ام عمیق تر میشه ، داره جزیی از من میشه .
و بهم میگه: در راه ام در مسیر درست حتی اون خروج دیروزم هم باز جزیی از تکامل ام هست و فقط باید ادامه بدم
سلام به استاد عزیزم جناب عباسمنش و تمام هم فرکانسیهای عزیز
وقتی صحبتهای استاد رو گوش میدم و میگن فایلها رو چندین بار باید دید تا به اصلش پیبرد و اگر در مدارش نباشی نشونهها برات ظاهر نمیشن برای اینکه ترمزهام رو برای این مطالب حذف کنم همیشه این بیت از حافظ رو به خودم گوشزد میکنم که میگه:
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
وقتی به ادبیات و اشعار بزرگان ما دقت کنیم تمام گفتههای استاد رو به شکل دیگری بیان کردن که ما بدون توجه و لمس آن و درک حقایق آن فقط به شنیدنش اکتفا کردیم. همانطور که خیلی از افراد صحبتهای استاد رو میشنون و چون در اون مدار نیستند نکاتش رو متوجه نمیشن.
باز حافظ در همین غزل که بیتی از آن را در بالا آوردم میفرماید:
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش
مرسی از استاد که قوانین رو به ما به زبان امروزی و خیلی ساده آموزش میدن.
بخاطر علاقهای که به ادبیات دارم وقتی استاد حرفی میزنه. با خودم میگم چه جالب مثلا مولوی یا حافظ و … این رو به این شکل گفتن. چطور منظورشون رو نفهمیدم.
برای اینکه ایمان بیاریم حرفهای استاد واقعیت محض هست. فقط کافی نگاهی به اشعار و نوشتههای بزرگان بناممون کنیم که اونها هم همینارو میگفتن اما به صورت یک رمز که گوش نامحرم متوجه نشه.
مرسی از استاد عزیزم که نگاه من رو به زندگی تغییر دادند.
یه آرزوی دارم امیدوارم محقق بشه و اون اینه که گفتههای استاد رو به صورت یه کتاب با اشعار بزرگان شعر و ادب فارسی کنار هم بزارم و بگم که وقتی حافظ یا مولوی و … این رو اینجا گفتند منظورشون چیه و کدام قانون کائنات رو داره به گوشزد میکنه و ما چطور میتونیم این رو تو زندگیمون اجرایی کنیم.
و در آخر یک پیشنهاد: ایکاش استاد در کنار مثالهایی که میزنند و برای تاکیداتشون از قرآن آیهای میارن از شعرهای بزرگانمون هم استفاده کنند، همانطور که گه گاهی از اشعار مولوی استفاده میکنند.
سلام
چقد این فایل حرفهای خوبی داشت برام و چقد حس خوبی ازش گرفتم
واقعا ممنونم
منم هر چی فکر میکنم میبینم که مهمترین دلیل موفقیت همین باور توحیدیه.. حتی حضرت محمد که خاتم پیامبرانه و از همه برتر و والاتره دلیلش دقیقا همینه..یعنی از بقیه باور توحیدیش قوی تره.. و اصلا دلیل اینکه پیامبران اولوالعظم از بقیه متمایز شدن دلیلش همینه.. اصلا آرامش ناب حاصل همین باوره..هر چقد توحیدی تر، آرام تر..
واقعا که اصل نکته همینه..اصلا اینکه بشینیم تجسم خلاق بکنیم، رویاپردازی بکنیم و خیلی چیزای دیگه.. اینها همش فرعه..
اصل قضیه همین باور توحیدیه.. واقعا وقتی دقت میکنم میبینم عزت نفس، آرامش، ثروت، قدرت و همه و همه حاصل همین بارو توحیدیه..
الحق که اصل نکته همینه. عالی بود
موسیقی هم خیلی عالی بود.
ممنونم.
سلام به استاد و همه دوستان عزیز.
توی این مدتی که با استاد و این مباحث آشنا شدم شاید بیش از صدبار این فایلو گوش گرفتم اما نمیدونم خاصیت این فایل چطوره که هر بار خالصتر میشه، هر بار قشنگتر میشه ، هر بار به حقیقت جدیدی پی میبرم با گوش دادنش. هر بار گه کامنتای این فایلو و اون متن بی نظیرو میخونم دلم نمیاد کامنت نذارم.
من قبلا هم گفتم توی کامنت همین قسمت که توی شرایطی بزرگ شدم که نمیتونستم روی بقیه حساب کنم ، نه اینکه خودم بخوام آگاهانه روی کسی حساب نکنم ، آدما جوری بود شرایطشون که کوچیکترین خواسته های منم براورده نمیکردن و این شرایط رفته رفته از من یه آدمی ساخت که هرگز روی کسی حساب نکنم و چند باری هم که حساب کردم دیگه نتیجشو همه میدونیم ….. در کل بهتر با این موضوع کنار اومدم که خودم با باورهام با اقداماتم و … خالق زندگیم هستم. هرگز فکر نمیکردم شرک بخش دیگه ای هم داشته باشه. هرگز توی این فایل تشنیده بودم اینو که حتی نباید از دیگران دل نگرانی داشته باشی. بقول قران لا تخشوهم و اخشونی ،، حالا که ایمان اوردی و فقط روی من حساب میکنی ، حالا از اونا نترس از اونا دل نگران نباش از من بترس …
گذشت تا اینکه با یک تضادی روبرو شدم که خیلی قشنگ خدا بهم فهموند که اینجای کارت ایراد داره ها! تو میترسی ، تو نگران قدرت قدرتمندا هستی ، تو نگرانی ، ته ذهنت ترسه ، سناریو ساختی … این تیکه انگار یه تیکه جامونده از پازل توحید بود. نه آخرین تیکه بلکه یاد گرفتم که توحید هیچوقت کامل نمیشه و یه پازلیه که هر بار یه تیکشو پیدا میکنی و درک و تصویر واضح تری ازش داری…
من میدونستم خدا توانایی اینو داره که روزی بنده هاشو بده ، که اتفاقای خوبی رقم بزنه ،،، میدونستم قدرتمنده اما نمیدونستم اونه که تنها قدرته. اون یه نیروی قدرتمند نیست بلکه نیروییه که قدرت از اون شکل گرفته ، قدرت منحصرا برای اونه. برگی بدون اذن اون نمیوفته ، کی میخواد اتفاق منفی رقم بزنه تو زندگیم!؟ برگی واقعا بدون اذن اون حتی یک برگ هم نمیوفته دیگه نگرانی چرا!؟ یا بقول پروین ؛
رودها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوئیم ما، آن میکنند
ما، بدریا حکم طوفان میدهیم
ما، بسیل و موج فرمان میدهیم
نسبت نسیان بذات حق مده
بار کفر است این، بدوش خود منه
به که برگردی، بما بسپاریش
کی تو از ما دوستتر میداریش
نقش هستی، نقشی از ایوان ماست
خاک و باد و آب، سرگردان ماست
قطرهای کز جویباری میرود
از پی انجام کاری میرود
هر اتفاقی هر شرایطی هر آدمی هر کاری اتفاق نمیوفته مگر به اذن الله ،،،، چطوره که فکر میکنم یهویی یه نفر از راه میرسه و بنایی ک ساختمو ویران میکنه؟ واقعا سبحان الله . از درک کوچیکی که نسبت به خدا داشتم. از شناخت اشتباهیی ک نشبت به خدا داشتم. اما خوشحالم که دارم بهتر و بهتر درکش میکنم.
استاد بابت این فایل صد هزار بار ممنونم. که هر بار میشنوم آگاهی های جدید داره ، ممنونم❤
به نام رب العالمین شروع میکنم نوشتن نتایجم رو نسبت به چن سال قبل که تو همین فایل اومده بودم ونتایج مو نوشته بودم؛اونموقع که اون نتایج و نوشتم هیج وقت فکر نمیکردم این قدر همه چی تغییر کنه و به یه همچین نقطه ای برسم به قول حضرت مولانا؛
تا تورا دیدم محالم؛حال شد
یعنی قبل آشنایی با استاد من تو جهنم سرد زندگی میکردم سخت زندگی میکردم؛همه چی واسم سخت بود؛تلاش زیاد نتیجه ناچیز؛دوندگی زیاد عایدی صفر:
دقیق مث فردی بودم ک رو تردمیل میدوه ولی نتیجه ای ب دس نمیاره؛؛ هر وق کسی منو میدیددرحال کار کردن و تلاش بودم ولی دریغ از یه هزاری پس انداز؛با اینک سالم سالم بودم حتی یه تک تومنی بابت مواد ومشروبات الکلی و این ها خرج نداشتم ولی پر بودم از شرک پر بودم از چشم به دیگران؛پر بودم از قدرت دادن یه دیگران؛و بی تاثیر دونستن خودم تو نتایج زندگیم
گدشت تا با استادآشنا شدم اینقد این مسیر و صحبت ها منو آروم کردکه تایم زیادی و فایل میشنیدم؛بدون اینکه درکی داشته باشم؛کم کم ازدرون تغییر کرد افکارم ولی خیلی کوچیک بود تغییرم و همون تغیر کوچیک منو هدایت کرد به یه شهر دیگ ؛به کاری که خیلی اعتماد به نفسم وافزایش داد؛و کم کم داشتم ازشرک وایراد گرفتن از خداو دنیا دور و دورتر میشدم و هرچه قدرتوحیدم بیشتر میشد میدیدم که نتایجم بیشتر داره میشه ولی الان که دارم نگاه میکنم نتایج من توهمین یه سالی ک گذشت به لطف خدا اندازه تمام سال های زندگی ام بوده؛خوب حالا میخوام برگردم به گدشته ام وشرلیطی ک داشتم وبعد از الانم بگم ونتایج ک خداوند برایم رقم زد
چن سال پیش که شرک تو وجودم فوران میکرد تنهاو دور ازخانواده تو یه شهردیگ بودم؛روزانه کیلومترها پیاده روی داشتم؛هیچ پس اندازی نداشتم؛هیچ وعده غذایی ام سر وقت وجاش نبود؛ی غذای درست و حسابی واسمون آرزو بود؛چن نفره یه دونه سالاد الویه میخوردیم؛و پر بودم از شرک؛از کفر؛از ناسپاسی و پر از کمبود((خدایا ببخش منو))همش طلبکار بودم از پدر مادر؛خدا وعالم و آدم و تا لحظه ای که خودت و صاحب زندگی خودت ندونی نمیتونی چیزی و تغییر بدی که
ولی به لطف خدا هدایت شدم به این مسیر زیبا و کم کم تغیر کرد شرایطم یعنی همون ویزیتی که انجام میدادم هدایت شدم به یه شرکت معتبرتر که حقوق هامونو به موقع پرداخت میکرد؛بیمه شدم و…
و خداروشکر اوضاع بهتر و بهتر شدولی نه یهویی و یه شبه تکاملی طی شد
واما حالااااااااا((با خدابودن))
الان یه ماشین خشک خداوندبه راحت ترین حالت واسم فرستاد؛؛ قدیما روزانه 20 کیلومتر توسرما وگزما راه میرفتم
الان در کنار خانواده ام تو شهر خودمم؛یه روزی هزاران کیلومتر از شهرم دوز بودم؛
الان با بهترین و ایده آل ترین فرد ازدواج کردم اونم به راحتی؛ یه روزی بی نهایت تنها بودم وازهمه فراری
آلان عاشق خودم وخدام و اطرافیانم هستم؛یه روزی متفربودم از خودم و خداو همه آدماش
الان کسب و کار خودمو دارم و به راحت ترین حالت ممکن دارم پول میسازم وچن ده برابراون سال هایی ک کلی سختی میکشیدم و چیزی هم نمیموند تهش به لطف خدا الان چن نفری ازین سفره الهی نون میبریم؛ولی قبل این ها چندین وچن سال به سخت ترین حالت پول در میآوردم خرج دیگران که هیچ خرج خودمم به زور درمیاوردم.
همه چیم به راحتی اوکی شده به لطف آلله و واقعا سوت زنان مسیرو دارم میرم
ولی شکی ندارم که هر چه قدر مقدار بندگیمو بیشتر کنم و اجازه بدم خداوند وارد زندگیم شه و فرمون زندگی مو بدم بهش راحت و راحت تر زندگی میکنم و سوت زنان پیش میرم…
سلام به خدای خوبم و سلام به استاد عزیزم و همه ی اعضا خانواده ام یش
توحید اصل است و اساس و چقدر این اصل مهم را اشتباه به باورمان رسانده اند و همیشه ما را از خدا ترسانده اند و آنگونه افراد و آدمها را در زندگیمان بزرگ و قدرتمند کرده اند که دیگر در حد یک سایه در زندگیمان به خدا نگاه می کنیم آنقدر شرک را با تکرارشان در ذهنمان و باورهایمان عمیقا ریشه دوانده اند که بر روی همه چیز حساب میکنیم به جز خدا.
استاد عزیز مدتی بود که بر روی باور توحیدی خودم کار می کردم و همیشه این موضوع ذهنم را مشغول می کرد که چطور می توانم دیدگاه و باور توحیدی را عمیقا ریشه دار نمایم و چطورمی توانم نگاه شرک آلودم را کمرنگ تر نمایم با اینکه جملات تاکیدی نیز با خود تکرارمی کردم باز نگران بودم و منتظر سریع نتیجه بودم اما با شنیدن این فایل متوجه شدم که یکی از نشانه های حرکت در مسیر توحید و خدا را قدرت مطلق دانستن عدم نگرانی است و آن آرامش است یعنی خیالت راحت می شود که همه چیز از یک منبع قدرتمند تحت کنترل است و تو در امنیت کامل هستی و اگر بتوانیم بر روی باور های توحیدی خوب کار کنیم به این نتیجه می رسیم که هر کسی در حال انجام هر کاری هست در حال کمک کردن به من است و این باور شکل می گیرید و با شکل گیری آن از نگرانی کم می شود .
چقدر سخت است که ریشه ای ترین باور (نگاه شرک آلود)را در خودمان تغییر دهیم و آنگاه که شروع به تغییر باورهایمان در این زمینه می کنیم وسوسه های ذهن نیز بیشتر می شود و تکرار و تکرار و تکرار و گوش دادن به فایلهای توحیدی استاد است که مسیر ذهنمان را برای پذیرش باور توحیدباز می کند .جلسه 9 و10 راهنمای عملی دستیابی به رویا ها در ایجاد باورهای توحیدی بسیار تاثیر گزار است چون تصویری از خدا ایجاد میکند که با پذیرش فقط همان حرف ها نیمی از آرامشی که نیاز داری برای شروع تغییرت را به تومی دهدهر روز و هر روز که با خودم تکرار میکنم که خدا انرژی است که فقط و فقط به فرکانسهایمان واکنش نشان میدهد باورم عمیق تر می شود که همه چیز در دست افکار و فرکانسهای من است و اینگونه می شود که وقتی در مسیر حرکت هستی به قول استادهمه چیز به طور طبیعی اتفاق می افتد و رخ می دهد حرف هایی که باید بشنوی در قالب یک فایل به تو گفته می شود مسیری که باید بروی ناخود آگاه در دیده ات پر رنگ تر می شود و هزاران نشانه ها و هدایت هایی که استاد در سخنانش بیان می کند و اینگونه است که هر روز کمی بر ایمانت افزوده می شود به شرطی که نشانه ها را باور کنیم وتوحید را با تمام وجود درک کنیم وسعی کنیم در عمل ولحظه لحظه زندگی روزمره مان به کار بندیم.
استاد عزیز و دوستان گلم همواره سلامت شاد و سعادتمند باشید .
درود بر استاد عباس منش و خانواده خاص گروه تحقیقاتی عباس منش. میخوام خیلی خلاصه دیدگاهمو نسبت به این فایل بی نظیر استاد بگم. واقعا همینه . چی همینه؟! اصل توحید همینه . تو زندگی خودم بارها و بارها به چالش خوردم و ته تهش بعد عبور از اون چالش یا مانع به این نتیجه رسیدم که این فقط خود من بودم که تونستم این مشکل و حل کنم و کس دیگه ای به کمکم نیومد. حتی بعضی وقت ها که به ظاهر کسی تو زندگیت کمکت میکنه اونم باز کار خودته ؟! چرا ؟! چون تو خودت اونو به زندگیت جذب کردی و درواقع کمک اون به تو کار خودت بوده نه درواقع لطف اون طرف به تو. در مورد مساعل دیگه هم همینه . اگه کسی تو زندگیت بهت آسیب رسوند درواقع این تو بودی که به اون قدرت دادی و باور تو بوده که پذیرفته کسی خارج من میتونه بهم آسیب برسونه و اون شخص به واسطه همین باور به شکل ایجاد مشکل در زندگیت ظاهر شده و تو هر بار پذیرفتی اینو و هر بار باور شرک آلودتو بیشتر کردی. این فایل استاد تو بهترین زمان ممکن وارد زندگیم شد و الان دیگه خیلی از مساعلی که 1 ساعت پیش برام مبهم بود روشن شد و فهمیدم که خودمم …خودمم..خودمم…خودمم…خودمم…خودم.م..خودمم… چی خودمم؟! همه چی خودمم. خدا یک زندگی در این جهان بهت داده و گفته من بهت قدرت خلق زندگیتو میدم . حالا دوست داری باور کن دوست داری باور نکن . که باور کردنش یعنی توحید و باورنکردنش یعنی شرک. دوست داری کدومش و انتخاب کنی ؟ زندگی کردن به شکل یک قربانی که هر کس و هر اتفاقی میتونه اونو خوشبخت یا نابود کنه یا زندگی کردن به شکل یک امپراطور که دستور میده چی و میخواد و چیو نمیخواد و قدرت خلق همه چیو داره. این حرفارو به زبان ساده و بدون هیچ کلیشه ای به خودم میگم نه به کس دیگه ای چرا که الان دیگه میتونم عینکمو تمیز کنم و خیلی چیزهارو شفاف تر از قبل ببینم. سپاس از استاد به خاطر این فایل عالی.
به نام خداوند بی نهایت بخشنده مهربان
من چند روزی هستی روی باورهای توحیدیم کار میکنم ،۵تا فایل توحید عملی و گوش میدادم وااای که چقدر بیشتر به عظمت خداوند پی بردم چقدر ادم به ارامش قلبی و ایمان به خدا و چقدر راحت میشه به خدا وابسته باشی و روی کسی تو زندگیت حساب نکنی شاید اولش یکم سخت باشد ولی وقتی جلو میری با خدا رفیق میشی و هم صحبتت خدا میشه دیگه اصلا سراغ کسی نمیری از کسی بجز خداوند توقع نداری و هیچ ترس و نگرانی نداری (این ترس و نگرانی به مرور کمتر میشه)
و آدم چقدر خیالش راحت میشه تو زندگی وقتی روی خدا حساب میکنی همه ی کارها به مرور واست اتفاق میفته ??????????
تو این فایل واقعا حس میکردم خدا داره بامن حرف میزنه???
خدایا شکرت هزاران مرتبه???
استاد جونم عالی بود
سلام.
واقعانبایدروی کسی حساب بازکردبه جزخدا
ازوقتی که وارداین سایت شدم دقیقامتوجه شدم وبازهم فهمیدم که فقط بایدتوکلت به خداباشه نه بنده خدابایدبه خودخدانکاهی کنی حتی حساب بانکیت وقتی یه دوستی یارفیقت بهت قول میده من سرمایه بهت باهم کارمیکنیم روی رفیقت حساب بازمیکنی بعدکه به خودت میای عمری ازت گذشته روزهاکذشته وهیچکاری نکردی اززندگیت عقب افتادی وهمه دارن پیشترفت میکنن توهنوزمنتظری که ازیجای کمکی یاازاون بالاپول برات بیادیادوستت که بهت قول داده کمکت میکنه هنوزداری روهمون حساب میکنی وقتی ترس نمیذاره به کارت ادامه بدی دیکه دلیلی نداره که ….فقط بایدروی خداحساب بازکنی وقتی تومسیرتوحیدقرارمیگیری وقتی توکلت به خداباشه وقتی بدونی اون مالک توهست وقتی روی خوده خداحساب بازمیکنی به خودش خدانکاه میکنی وقتی توکلت به خداست وباورهایت این هست که امروزهم خداخودش هست کمکت میکنه دیگه منتظرنه مادرت ونه پدرت ونه خواهرت ونه دوست نباش اون اون هست که توراهدایت میکنه وکمکت میکنه سلامتیت ازخداداری زندکیت ازخداداری همه چیزوهمه چیزخداراشاکرم بخاطرهمه نعمتهایش بخاطربودن درکنارم واحساسش درزندکیم هرلحظه سپاسگزارم????
سلام استاد و دوستان عزیز
امروز داشتم فایل چه کسی مالک توست رو گوش میکردم و یاداشت برداری میکردم و دارم تمام فایلهای استاد رو که مخصوص توحید کار میکنم . شاید باور تون نشه همین که فایل تموم شد و من داشتم نکات رو تو خلوت خودم مرور میکردم یکی از دوستان من زنگ زد که واسه کاری که من میکنم سه تا مشتری داره و قرارش رو واسه فردا عصر گذاشتم. به خدا من که بعد از این اتفاق از خود بی خود شده ام و خدا رو شکر میکنم همین تور بی وقفه و الان اشک تو چشام جمع شده. به قول استاد اینها همه نشانه است نشانه. اگه همین نشانه های کوچک رو جدی بگیریم نشانه های بزرگ میاد. استاد تو یکی از فایل های مصاحبه با استاد گفتن که اساس هر کاری از اعتماد به نفس انسان شروع میشه و من مدت زیادی رو اعتماد به نفس خودم کار کردم ولی الان میبینم که همه چی توحید و هر چه توحیدی تر با اعتماد به نفس بالاتر . مگه میشه با اعتماد و توکل به قدرت ذات مقدس رب العالمین اعتماد به نفس نداشت . دوستان حرفهای استاد گوهره نابه ناب ناب . ولی درکش زمان میخاد تا تو فرکانسش قرار بگیری. من که دارم عشق بازی میکنم اینجا با خودم ، با خدای خودم و فایلهای استاد . خدایا به من قدرت بده که روز به روز از شرک دور شوم و به توحید نزدیک تر
امین یا رب العالمین
یا حق
“احساس تو”، در هر لحظه به تو می گوید که چقدر میان ذهنت و روح (اصل و اساس خوشبختی در تمام جنبهها) هماهنگی وجود دارد و با این کانون توجه و با این جنس از فرکانس، باید منتظر ظهور چه نتیجه ای باشی.
این شاکله حرف های که استاد و مریم عزیز بارها گفته و نوشته اند در این سایت.
مدتی هست که آرامش قلبی رو دارم تجربه می کنم البته دیروز با اقدامی از مسیر خارج شدم ولی زود برگشتم
به قول استاد ایرادی نداره رفتن به جاده خاکی، اصل دوباره فرمان را به دست گرفتن و بازگشتن هست و من همون موقع که برخلاف ایمان عملی ” توکل ام “اقدام فیزیکی کردم، متوجه شدم و فقط سعی کردم احساسم خوب نگه دارم و بر خودم آسان بگیرم لااقل این دفعه.
و اما آرامش درونی!
تجربه خیلی خاصی هست بیرون تو طوفان هست، جنگ هست، بیماری هست ولی قلبت آرام آرام هست
حالت خوبه
چیزهای که قبلا آزارت می داد الان فقط ثانیه ای میاد و تو فقط شونه هات رو می ندازی بالا!
هیچی حال قشنگت رو خراب نمی تونه کنه! نه اشتباهات خودت! نه کنده شدنت از یکسری آدم های غیر هم فرکانس با همه خوبی هاشون، نه سکوت و بی اعتنایی و… هیچی، برعکس تصمیم گرفتی احساست خوب باشه
آره وصلی و توکل کردی!
انقدر احساس ات خوبه که انگار هر آنچه می خواستی رو الان داری ،البته نجواها هست که مهار میشن با قدرت آرامش قلبی تو، هر چند یکی اش هم از دستت در بره مثل دیروز من!
قبلا هم که از قوانین خبر نداشتم پیش از هر اتفاق زیبا در زندگی ام این آرامش را تجربه کرده بودم
همیشه در امتداد این آرامش ربانی معجزات زندگی ام رخ داده، همیشه.
انگار داره آرامش درونی ام عمیق تر میشه ، داره جزیی از من میشه .
و بهم میگه: در راه ام در مسیر درست حتی اون خروج دیروزم هم باز جزیی از تکامل ام هست و فقط باید ادامه بدم
امروز از صبح شعر ابوالخیر در سرم می چرخه:
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان ترا شمار نتوانم کرد
سلام به استاد عزیزم جناب عباسمنش و تمام هم فرکانسیهای عزیز
وقتی صحبتهای استاد رو گوش میدم و میگن فایلها رو چندین بار باید دید تا به اصلش پیبرد و اگر در مدارش نباشی نشونهها برات ظاهر نمیشن برای اینکه ترمزهام رو برای این مطالب حذف کنم همیشه این بیت از حافظ رو به خودم گوشزد میکنم که میگه:
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
وقتی به ادبیات و اشعار بزرگان ما دقت کنیم تمام گفتههای استاد رو به شکل دیگری بیان کردن که ما بدون توجه و لمس آن و درک حقایق آن فقط به شنیدنش اکتفا کردیم. همانطور که خیلی از افراد صحبتهای استاد رو میشنون و چون در اون مدار نیستند نکاتش رو متوجه نمیشن.
باز حافظ در همین غزل که بیتی از آن را در بالا آوردم میفرماید:
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش
مرسی از استاد که قوانین رو به ما به زبان امروزی و خیلی ساده آموزش میدن.
بخاطر علاقهای که به ادبیات دارم وقتی استاد حرفی میزنه. با خودم میگم چه جالب مثلا مولوی یا حافظ و … این رو به این شکل گفتن. چطور منظورشون رو نفهمیدم.
برای اینکه ایمان بیاریم حرفهای استاد واقعیت محض هست. فقط کافی نگاهی به اشعار و نوشتههای بزرگان بناممون کنیم که اونها هم همینارو میگفتن اما به صورت یک رمز که گوش نامحرم متوجه نشه.
مرسی از استاد عزیزم که نگاه من رو به زندگی تغییر دادند.
یه آرزوی دارم امیدوارم محقق بشه و اون اینه که گفتههای استاد رو به صورت یه کتاب با اشعار بزرگان شعر و ادب فارسی کنار هم بزارم و بگم که وقتی حافظ یا مولوی و … این رو اینجا گفتند منظورشون چیه و کدام قانون کائنات رو داره به گوشزد میکنه و ما چطور میتونیم این رو تو زندگیمون اجرایی کنیم.
و در آخر یک پیشنهاد: ایکاش استاد در کنار مثالهایی که میزنند و برای تاکیداتشون از قرآن آیهای میارن از شعرهای بزرگانمون هم استفاده کنند، همانطور که گه گاهی از اشعار مولوی استفاده میکنند.
سلام دوست عزیز
امیدوارم به این آرزوتون برسید چون واقعا اشعار حافظ و مولوی هم تاثیر گذارن
با آرزوی موفقیت های عالی برای شما