توحید عملی | قسمت ۶ - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهری مردمی گفته:
    مدت عضویت: 2342 روز

    سلام به خدای مهربانم

    وسلام به استادتوحیدی توحیدی وهمراهِ همیشگی شون خانم شایسته ی سرشارازآرامش نمیدونم این فایل روچندبارگوش دادم وعطشم برای گوش دادنش بیشتروبیشترمیشه،اومدم کامنت های دوستان توحیدی روازابتدادارم میخونم

    خدایامن راببخش وتوبه ی من رابپذیرکه چقدرشرک ورزیدم وبه خدای قدرتمندم ایمانم کم بود،چقدردرزندگی م دست بین این وآن بودم که برایم کاری انجام بدن وازآخرهم هیچ نشد،چقدرازاین راه ضربه هاخوردم وحالیم نشد،ازوقتی بااستادآشناشدم سعی میکنم بفهمم وروی خودم کارکنم که دیگه روی دیگران حساب بازنکنم،که خدابخواددرست کنه معمارقشنگیه،مدام جاهایی که خدابرام چینده رویادآوری میکنم تاایمانم بیشتربشه ویک دلگرمی برای ادامه ی مسیرم بشه

    خدایاازت ممنونم من روبااستادواین سایت توحیدی آشناکردی خیلی خوشبختم خدایاواقعاشکرت

    باخودم فکرمیکنم اگرمعنی توحیدرونمیفهمیدم وباهمین جهل میمردم چی…..

    خدایامن روببخش که دیرشناختمت

    خدایامن رالحظه ای به حال خودم رهانکن

    خدایادستی راکه گرفتی رهاکن

    یاوهاب ویاغفار،سلطان توئی

    خدای ابراهیم،موسی وعیسی ومحمد

    وقتی بهت توکل میکنم وبی خیال میشم آرامش میگیرم به خودم میگم مهری بسه اینقدردویدی وبه هیجاهم نرسیدی، آرام باش بزارخودش پیش بره بهترین شکل درست میشه خدایاکمکم کن ودلهارابرایم نرم ومسیرهارابرایم آسان وراههارابرایم روشن کن

    آمین یارب العالمین

    دوستدارشمامهری

    30شهریور1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    سعید نیکومنش گفته:
    مدت عضویت: 3269 روز

    سلام به استاد ،خانم شایسته و بچه های سایت

    چقدر تو ذهنم تحسینت کردم چقدر بهت آفرین گفتم

    چقدر وقتی فایل توحیدی میزاری دوست دارمم بارها گوشش کنم . من خیلی ضربه خوردم از حساب کردن رو آدم ها قشنگ درک میکنم لمس میکنم وقتی میگی شرک عاملیه که حتی یوسف پیامبر ازش در امان نبوده . از خدا می‌خوام همه ی مارو هدایت کنه به سمت توحید .

    من یه گل دیفن باخیا دارم تو خونه داره برگ هایش می‌ریزه حالش خوب نیست . در کنارش گل های دیگه هم دارم که شاداب هستن این مثال من رو یاد حرف استاد انداخت که طبیعیه که گیاه رشد کنه طبیعیه که ما ثروتمند بشیم اگه گیاه رشد نمیکنه طبیعی نیست مریضه من نباید برم به بقیه گل ها دست بزنم دنبال عامل دیگه باشم اگه ما ثروتمند نیستیم باید دنبال باورها تو خودم باشم نه عامل بیرونی .

    ازت سپاسگزارم استاد . الکسا سایتت رو هم نگاه کردم با موفق ترین سخنران موفقیت که من میشناسم (آنتونی رابینز) با اختلاف نفر اول هستی .مرحبا استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خودم

    فایل های توحیدی استاد واقعا عالی و پر از نکته است

    هر چه بیشتر روی خودم کار کنم و از خدای خودم کمک بگیرم آرامش و آرام بودم اولین چیزی است که نصیب من می شود

    از طرف دیگر این موضوع که خدای بزرگ بالاترین رحمتی است که در این جهان زیبا وجود دارد و او همیشه و همه وقت ما را در کنار خود جای داده است

    خدایی که از قدرتمند شدن من بسیار بسیار خوشحال می شود

    خدایی که وقتی من از او کمک بخواهم او صد خودش را حتی بیشتر از آن را برای من به اجرا می گذارد

    پس چه لزوم دارد دیگر که از بنده او کمک بخواهم و دست من بسوی او دراز باشد تا همیشه درگیر امروز و فردا کردن های دیگران باشم

    همیشه نگران آن باشم که چرا نشده است و چرا نمی شود

    وقتی او بخواهد برای من بهترین به اجرا گذاشته می شود

    وقتی از او بخواهم دیگران ناباورانه دستهای او می شوند تا به من کمک کنند و کار من را جلو ببرند

    همه اینها در کنار هم برای من این درس را دارد که هر زمان که دل به خدای خودم بسپارم و از او کمک بگیرم او برای من به تنهایی کافی است

    خدایی که از همه بیشتر دوست دارد که من موفق بشوم

    من حالم خوبتر باشد

    من بهتر باشم

    من موفق تر باشم

    این خدای برای من به تنهایی کافی است

    نکته

    من آدم خاصی نیستم بلکه خدای من خدایی خاص است که هر زمان به او دل بدهم او به من بهترین راه را نشان خواهد داد

    هیچ کس قدرتی ندارد برای اینکه بخواهد برای من مشکلی ایجاد کند مگر اینکه من در ذهن خودم به او قدرت بدهم

    تنها کسی که می تواند به من کمک کند فقط و فقط خودم هستم و افکار و باورهای خودم

    باید به این باور برسم که این من هستم که می توانم زندگی خودم را رقم بزنم و من خالق زندگی خودم هستم

    من عامل خوشبختی و یا دردسر و رنج خودم هستم

    من هستم که می توانم به خودم زندگی ببخشم و برای خودم بهترین حال را داشته باشم

    هر چه است از فکر و باورها و افکار و ذهنیت من شروع می شود و رقم می خورد

    بی شک هر چه باورهای توحیدی خوب و عالی و قوی تری داشته باشم من موفق تر و پیروزتر خواهم بود

    ترسیدن برای من این حکم را دارد که شیطان در ذهن من رخنه کرده است

    و هر زمان که آرامش داشته باشم و کارهای من قدم به قدم در حال انجام شدن است دستهای خدای مهربان در حال کمک کردن به من است

    اینها را بدانم و به آنها عمل کنم

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      محمد نگارستانی گفته:
      مدت عضویت: 2899 روز

      من آدم خاصی نیستم بلکه خدای من خدایی خاص است که هر زمان به او دل بدهم او به من بهترین راه را نشان خواهد داد.

      من آدم خاصی نیستم بلکه خدای من خدایی خاص است که هر زمان به او دل بدهم او به من بهترین راه را نشان خواهد داد

      من آدم خاصی نیستم بلکه خدای من خدایی خاص است که هر زمان به او دل بدهم او به من بهترین راه را نشان خواهد داد

      من آدم خاصی نیستم بلکه خدای من خدایی خاص است که هر زمان به او دل بدهم او به من بهترین راه را نشان خواهد داد.

      ممنون از این جمله فوق العاده زیبا هرروز باید با خودم تکرار کنم!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    ممنون خداوندی هستم که او قدرت برتر است و آسمان هاو زمین در دستهای او است

    او خدایی است که خدایی کردن کار او است

    او خدایی است که همیشه من دوست دارد و از دوست داشتن من لذت می برد

    او خدایی که همیشه در کنار من است و همیشه در حال کمک کردن به من است

    او خدایی است که همیشه از حال خوب من لذت می برد

    اما به ما این را یاد نداده بودند که از او بخواهم

    همیشه این گفته در ذهن من بوده است که او دستنیافتنی است و باید از یک نفر واسطه کمک خواست

    باید از مقربین درگاه او کمک بخواهم

    این در حالی است که خودم مقرب تر از همه به درگاه خداوندی هستم و فقط و فقط باید خودم را باور کنم

    خودم را دوست داشته باشم و به جریان هستی اعتماد و باور داشته باشم

    بدانم که دستهای او همیشه در کار است تا من را هدایت کند

    فقط کافی از او بخواهم و او همه چیز را برای من هموار خواهد کرد

    اعتماد کنم

    ایمان داشته باشم

    عادت کنم که می شود

    یاد بگیرم که او همیشه در کنار من است

    چقدر این حس و حال عالی و خوب است

    هر زمان از او خواستم او برای من بهترین را به گونه ای رقم زد که در باورم نمی گنجید

    جوری پازل وار برای من هماهنگ کرد که واقعا یک آن می دیدم همه چیز برای من مهیا شده است و این واقعا زیبا و عالی است

    از خدای خودم ممنون هستم که همیشه در کنار من است و من را فراموش نمی کند هر چند هر از گاهی او من را فراموش می کند اما با همیشه در حال گرفتن دستهای من است

    سپاس از این خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای زیبای خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    یاسمین ساسان گفته:
    مدت عضویت: 3233 روز

    یاربی توراسپاس که هرلحظه باورهاواعمالم توحیدی تر میشود.

    سلام به خانواده دوست داشتنی ام؛استادعزیز،خانم شایسته گل،خانم فرهادی مهربان وهمه دوستان گرامی.همه سراپاعشق ومحبت هستید،خیلی ممنون.دوباره حرف ازنابودی شرک آمد،میخواستم بگویم من هم هروقت روی غیرخداحساب بازکردم،نتیجه چیزی جزشکست وناامیدی نبود.درزندگی یادگرفتم که فقط ازالله یکتابخواهم وحاجت نزداوببرم وهمیشه عطانموده.گاهی اوقات دوستانم ازمن میپرسندتوچکارکردی که فرزندت فلان عادت پسندیده رادارد؟وقتی دنبال علتش میگردم به این میرسم که خودم ازخدادرخواست کرده ام وبه اوسپرده بودم که اینجای کاردیگرازتوان من خارج است ،توبه سوی آن خیرهدایتش کن.خب این دقیقاهمان توکل وتسلیم است.این روزهاکه به لطف خداواستادعزیزتمام نیرووقدرت رابه رب داده ام ودرهرموردی باشجاعت وعزمی راسخ دردل ترس هایم میروم وپیروزبیرون می آیم.درپناه ایزدیکتاشاد،سالم وسعادتمندباشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2971 روز

    بگو اگر خدا به شما اراده بلا و شری کند یا اراده لطف و مرحمتی فرماید آن کیست که شما را از اراده خدا منع کند؟

    و هرگز خلق جز خدا هیچ یار و یاوری نخواهد یافت (احزاب ۱۷)

    امروز حالم خوب نبود با درد از خواب بیدار شدم

    همراه این درد کم کم سر و کله نجوای شیطانی هم داشت پیدا می شد.

    و خداوند به راستی که هر که او را یاد کند ، یادش می کند.

    خواهرم به ظاهر اتفاقی اومد پیشم!

    اولین اثر اومدنش رفتن نجواهای شیطان بود

    دومین اثرش: شفای بیماریم ان شاء الله

    دو بار رفت داروخانه برام دارو خرید و درد آرام گرفت.

    وکیست جز تو ای خدا که کارهای مرا انجام می دهد؟

    این بار به دست خواهرم

    (و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی)

    جالب اینکه با خواهرم راجع به کنترل ذهن استاد عباسمنش حرف زدیم

    و من گفتم چقدر خوب تونستند کنترل ذهن کنند و چقدر با خدا هماهنگ هست سید!

    و گفتم چقدر دلم می خواد منم با خدا هماهنگ شم (هر دومون فایل های استاد رو گوش میدیم)

    وقتی خواهرم رفت، چند ساعت بعد متوجه شدم همون موقع که می گفتم کاش با خدا هماهنگ شم و او کارهای مرا هم راه بیندازد

    خدا توسط خواهرم داشت کارهای مرا راه می انداخت!

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    انسیه NC گفته:
    مدت عضویت: 2710 روز

    خدایا سلام، دلم میخواد با یه نشونه ای خدا بهم بگه حالش از دست من خوبه یا نه.

    سلام به استاد زندگیم و هم مداریهای آگاهم…

    یادمه تقریبا 17 سال قبل متوجه غده ریزی در ناحیه گردنم شدم که بعد یکی دوهفته بزرگتر شد و تعدادش بیشتر،وقتی به پزشک مراجعه کردم ،گفت نیاز به داپلر بعدم نمونه برداری داریم،خلاصش اینکه بعد از طی مراحلی که گفتم معلوم شد سرطان بدخیم غدد لنفاویست و تمام گردنم و درگیر کرده،اون موقع زیاد تو باغ نبودم که بخوام خیلی ناراحت بشم،دکترا بعد مشورتی که با هم کردن به مادر و پدرم گفتن میشه عمل نکنیم 3 ماه حدودا باهاش زندگی کنید ولی اگر عمل شه فلج کامل میشه که حتی دستشویی هم نمیتونه بره،مادرم بهم گفت نظرت چیه؟ من نظر خاصی نداشتم،گفتم خودت چی میگی؟

    گفت من دوست دارم باهات بیشتر زندگی کنیم، اگه عمل شی خوشحالترم هر چند که چون دکتر میگه احتمال زیاد فلج میشی خودت باید نظر بدی،منم گفتم باشه عمل کنم،

    زیاد فرصت نداشتم،ظرف یه هفته ده روز کارام و انجام دادم و شب بستری شدم که صبح عمل کنم،ساعت 12 شب پرستار اومد سراغم که صبح ساعت 4 میبریمت اتاق عمل،بعد پرسید مادرت کجاست؟

    گفتم نمیدونم شاید رفته نمازخونه یا جای دیگه،گفت بهم اطلاع بده مامانت اومد و رفت…

    4صبح بود که پرستار اومد بهم گفت مادرت اومد؟گفتم نه! گفت پس کجاست؟من میخواستم به مادرت بگم گردنت و اصلاح کنه بریم برای عمل، ایراد نداره خودم برات اصلاح میکنم،فقط بهم بگو کدوم طرف هست؟

    گفتم هر دو طرفه، در همین حیمامامانم از در اومد تو،پرستار رو کرد به مامانم و گفت: حاج خانم غده کدوم طرفه؟دخترت میگه دو طرفه، ولی من چیزی نمیبینم!!!

    (مامانم سکوت کرده بود)

    پرستار با دکتر تماس گرفت و گفت دکتر من میخوام گردن بیمارو اصلاح کنم ولی چیزی نمیبینم که غده باشه!!!

    دکتر اومد سراغم و وقتی چیزی ندید،دستور داپلر دوباره داد!!!!

    در ناباوری تمام دکتر بهم خیره شده و به مامانم گفت خانم این دختر اونی نیست که ما ازش نمونه برداری کردیم،این تمام گردنش سالمه و هیچ مشکلی نداره!!!!

    (مامانم جدش امام رضاست)

    رو کرد به دکتر و گفت من دیشب رفتم برای دیدن جدم مشهد با هواپیما و فقط ملاقاتش کردم و برگشتم،بهش گفتم من میخوام ازت که دخترم حتی اتاق عملم نره!!! و سالم ببرمش خونه!!

    (از استاد عزیزم یاد گرفتم که کسی و شفیع نکنم بین خودم و خدا

    ولی خوب باور مامان من این بود، و هر باوری نتیجه بخشه)

    همونجا اول مامانم بعد دکتر و بقیه به سجده رفتن و شکر گزاری. دیگه گریه به کسی امان نمیداد از خوشحالی،(جالب این بود که پرستارا می اومدن پیشم با هم پچ پچ میکردن که بیچاره چه جوونم هست و برام دل میسوزوندن)

    چی میشه باور یک مادر باعث چنین اتفاقی میشه!!

    البته فکر میکنم چون اون موقع خودم هم بیخیال بودم و به این مسئله فکر منفی نمیکردم نتونست تو بدنم دوام بیاره!!!

    خداروشکر حتما زنده موندم تا جهان توسط من به یه شادی یا ثروتی یا یه تحولی برسه…البته این و الان پذیرفتم که با استادمون آشنا شدم و آگاهم…

    برای همتون سلامتی میخوام…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 3011 روز

      سلام انسیه عزیز

      از اینکه حالت خوبه بسیار خوشحال شدم

      من هم از موقعی که با آموزشهای استاد آشنا شدم این تضاد برام بوجود اومده .

      من که از بچگی امام رضا رو میشناسم و مشهد زندگی میکنم واز همون ابتدا یاد گرفتم که امام رضا امام محترمیه،امام رضا خیلی از مردم رو شفا داده ،هر چی میخوای به امام رضا بگو بهت بده ،امام رضا رو واسطه قرار بده تا به واسطه امام رضا خدا هر چی میخوای بهت بده و….دهها چیز دیگه در این باره

      حالا برای من خیلی سخته وقتی میرم حرم چجوری زیارت کنم چی بگم به امام رضا .

      آخه من فهمیدم این در خواست یه نوعی از شرکه

      یه جور دوگانگی و تضاد برام پیش اومده که نتونستم در این مدت دربارش به نتیجه برسم

      خدا خودش منو هدایت کنه .کاش میشد استاد یه کم بیشتر در این باره راهنمایی کنه که زیارت ما نه شرک محسوب بشه نه بی احترامی به ائمه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        انسیه NC گفته:
        مدت عضویت: 2710 روز

        سلام پارسا جان،

        ممنونم عزیزم،

        منم وقتی سه چهار ماه پیش رفتم مشهد تو همین فکر بودم، وقتی روبروی اماممون ایستادم،برخلاف دفعه های پیش خیلی صریح(چون نامه 31 حضرت علی و از زبون استاد شنیده بودم) به امام رضا گفتم،من نیمدم اینجا از شما خواسته ای داشته باشم،من فقط اومدم به ملاقات شما،مثل بنده های دیگه خدا که گاهی به دیدنشون میریم، و یه حس جدیدی در من ایجاد شد که درسته آفرین…

        بدون هیچ بی حرمتی ، احساسم الان اینه که اگه امامانمون و واسطه قرار بدیم اتفاقا بی حرمتی به خدامونه،

        ولی میتونیم از کارهای خوبی که امامانمون در زندیگیشون انجام دادن الگو بگیریم…

        برات آرزویه همه چیزهایه خوب و دارم دوستم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3149 روز

    سلام به همه ، توی حال هوایی بودم که یهو گفتم بیام توی سایت بنویسم ، اولش ذهنم مقاومت داشت ، گفت :کی نظر تو رو میخونه

    دو سه بار کَل کَل اما این کل کل کردنمون توی چند ثانیه بود و گفتم اصلا مهم نیست من دلم میخواد از حال و هوام بنویسم

    اومدم توی قسمت محبوب ترین دانلود ها

    نمیدونستم توی کدوم فایل بنویسم ، حسم گفت توحید عملی ۶خیلی خوبه

    و الانم که دارم تایپ میکنم

    استاد

    باورم نمیشه بعد از این همه مدت عضویت

    تازه دارم میفهمم شما چی میگید

    تازه دارم متعهد میشم

    الان همینطور اشکام داره میریزه

    ۱سال ۹ماه با شما بودم

    اما توی این مدت به اندازه این چند روز به خدا و قدرتش متعهد نبودم

    توی این مدت به اندازه این چند روز اراده نکرده بودن همه جانبه که ذهن و وجودم کنترل کنم

    شده بود که کنترل ذهن میکردم اونم درحد عالی اما اون دفعه ها مقطعی بود و ادامه نداشت

    ولی الان چند روزی زیاد نیست که تصمیم گرفتم و متعهد شدم که قوانین خدا رو با دل و جون بپذیرم و قبولش کنم و باورش کنم اینبار تصمیم از عمق وجودم امد و انگار همه چی از نو شده

    از موقعی که تصمیم گرفتم همه چی داره بهتر میشه

    اولین چیزی که تجربه کردم خیالی اسوده

    چقــــــدر خوبه این خیال اسوده باور کنید

    به اندازه کل کهکشان بهتون زندگی و لذت میده

    ارامش ارامش داری بدون اینکه منتظر معجزه باشی

    اینکه کی نتیجه میاد

    کی اتفاقات دلخواهم میوفته

    باور کنید خیلی راه دارم تا صدای قلبم بلندتر شه ـ تا کفه ترازو خداوند توی وجودم بیشتر بشه ــ ولی من تا الانش هم کلی ایمانم قوی تر شده

    جوری که اشک خود به خود از چشام زد بیرون زمانی که غرق نشونه های پر رنگش بودم که همین امروز برام اتفاق افتادن

    نشانه های به ظاهر ساده ای که من قبلا آنچنان جدی نمیگیرفتم زیاد تأیید نمیکردم

    در کل بگم ثابت قدم نبودم

    چون فرمول اصلی زندگیم هنوز یادنگرفته بودم و بهش ایمان نیاورده بودم

    الانم هنوز هم باور نشده ولی دارم با کار کردن های ساده با کنترل ذهن های ساده با کنار گذاشتن تردید های شیطانی

    با ایمان هر روز قوی تر شدنش رو حس میکنم

    از خدا خواستم هر روز انگیزه ـ ایمان ـ امید ـ و تلاش و سعیمو بیشتر کنه

    میدونید بچها

    وقتی واقعا از ته قلبت میخوای که زندگیت تغییر کنه

    وقتی به قول خانم شایسته مثل وحی منزل میای روی قانون کار میکنی

    فقط دلت میخواد از این مسیر لذت ببری

    واقعا نمیدونم این اشکا از کجا میاد

    ولی خیلی دلم خواست به شما حرفامو بزنم

    و بگم تغییر واقعا ایمان میخواد

    واقعا تعهد میخواد

    اولش خیلی راحت نیست

    چون ذهنمون توی قدم اول خیلی مقاومت میکنه که از حاشیه امنش خارج بشه

    این کاملا طبیعیِ ـ ولی وقتی به ارامی و بدون عجله هر روز تعهد خودت به تأیید نشونه ها به قدرتی که خدا داده بهت بیشتر میکنی ـ قلبت بیشتر بیشتر ارامش لمس میکنه

    توی اول پیامم گفتم من تازه شروع کردم ولی این شروع توی چند روز واقعا منو دگرگون داره میکنه

    خیلی دوستتون دارم ـ میدونم قلبتون به حرفام گواهی میده

    پس بپذیرین صدای قلبتون رو

    ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    به نام رب العالمین تنها فرمانروای مطلق کیهان

    سلام

    دقت همگی بخیر و شادی

    وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَی النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَی عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلاَّ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ (143) بقره

    بارها استاد توی دوره ها و فایلهای دانلودی توضیح دادن که دنبال اصل باشیم نه فرع دنبال قانون جهان هستی باشیم نه جزئیات، وقتی اصل را درک کنیم و بهش عمل کنیم جزئیات خودبخود درست میشه استاد نگاه خاصی به زندگی انیشتین داشت و علت اصلی آن بخاطر نگاه توحیدی هست و انیشتین می گوید تلاش من بر این هست فکر خدا را بخوانیم بقیه فرعیات هست.

    نگاه توحیدی استاد باعث رشد و ترقی ایشان شده یعنی فقط روی خدا حساب کنیم ، و البته‌ این را درعمل نشان داده و یکی از دلایلی که نتایج استاد عباسمنش را با دیگر همکاران در سراسر جهان متفاوت کرده رعایت همین اصل هست یعنی توحید.

    توحید یعنی ماندن در احساس خوب

    توحید یعنی ثروتمند شدن از راه طبیعی و آسان

    توحید یعنی شجاعت و ایمان

    توحید یعنی قدرت را فقط به رب دادن

    توحید یعنی بی اهمیت دانستن قدرت افراد

    توحید یعنی دشمنان باعث رشد و پیشرفت تو بشوند.

    توحید یعنی آرامش داشتن

    توحید یعنی استقلال مالی وزمانی و مکانی

    توحید یعنی عاشق خداوند بودن

    توحید یعنی هر لحظه هدایت شدن از سوی رب

    توحید یعنی :

    لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (38 بقره )

    توحید یعنی چمدان قرمز رنگ را برداشتن و همرا 2 فرزند و همسر از بندرعباس به تهران‌ آمدن و در مسافرخانه ناصرخسرو ماندن.

    توحید یعنی :

    برگزاری سیمینار فقط با یک مراجعه کننده

    توحید یعنی ایمان خود را به الله نشان دادن

    توحید یعنی إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)

    (خدایا) تنها ترا مى پرستیم و تنها از تو یارى مى جوئیم.

    و در نهایت :

    توحید یعنی سایت توحیدی عباسمنش دات کام

    علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    الهام مسکرانیان گفته:
    مدت عضویت: 2919 روز

    سلام به استاد عزیز خانم شایسته عزیزم و دوستان خوبم

    خدا رو سپاسگزارم که در مسیری هستم که هر لحظه از خدای مهربانم هدایتی می خواهم به راحتی و آسانی من رو به راه راست هدایت میکنه دقیقا دیشب سردرگم بودم و از خداوند هدایت خواستم و تو فایل امروز از زبان استاد به چه مسیر خوبی هدایت شدم خدایا شکرت که راحت شدم آرام شدم و فقط وفقط در هرلحظه قوانین رو از صبح دارم با خودم تکرار میکنم و به اندازه ای که این آگاهی‌ها رو درک کردم تا حدودی میتونم جلوی روزنه هایی که شیطان ذهن وارد می‌شود رو بگیرم و ایمان دارم با تکرار و تکرار قوانین و درک بهتر این آگاهی ها مدار به مدار در این مسیر موقفتر هم میشوم چون این رو درک کردم که شیطان همیشه حضور داره و این من هستم که باید با تکرار قوانین و ایمان به باورهای توحیدی راهش رو ببندم و این کار تا آخر عمرم هم ادامه داره

    در پناه خدا شاد و ثروتمند باشیم

    ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: