توحید عملی | قسمت ۶ - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امین دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 2827 روز

    به نام خدای مهربانم که هر چه دارم از اوست

    سلام خدمت شما استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز که شایسته بهترینهایی

    اره واقعا درستش همینه با دیدن این فایل یادم اومد دوباره دقیقا که توحیدی تر باشم با وجود اینکه این باور توحیدی رو روش کار میکنم اما بازم فراره لعنتی همش این شیطان ذهن همش میخواد کار خودشو بکنه و من باید خیلی حواسم باشه اتفاقا میخواستم امروز برم جایی واسه کاری که حواسم به این موضوع نبود الان با دیدن این فایل دوباره یه تیک توحیدی بهم خورد که حواست باشه بنده ها واسه تو کارای تو رو درست نمیکنن یا باعث فروش بیشتر تو نمیشن اون خدای تو هست که داره این اتفاقات رو واست رقم میزنه و اونه که داره دلها رو واسن نرم میکنه تا تو به خواسته هات برسی و امروز با توکی بیشتر از قبل به سمت اهدافم و خواسته هام در حرکتم خدا رو واقعا سپاسگزارم بخاطر هم اگاهی هایی که توی سایت بهمون داده میشه ممنون از همه شما خانواده عزیزم استاد عزیز که به موقع فایل ها رو میذاری و خانم شایسته عزیز که فیلم بردای فوق العادع ای انجام میدن وقتی میبینیم بیشتر باور میکنیم که جهان بی نهایت ثروتمنده

    در پناه الله یکتا شاد و موفق و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    علی ابشاهی گفته:
    مدت عضویت: 3396 روز

    سلام دوستان و استاد عزیزم … امیدوارم به لطف خدای یکتا حال همگی خوب باشه …

    استاد عزیزم ممنونم از این که این همه اگاهی های ناب و بیدار کننده در اختیار ما قرار می دهید ….به قول مامانم که میگه همین عباس منش راست میگه دنبالشو بگیر تا به سعادت برسی… واقعا باید حرفاتونو با دل و جون گوش بدیم و روی ذهنمون حک شون کنیم …

    مدتی پیش از خدا خواستم یه راه برای افزایش درامدم بهم نشون بده … یه چند روز بعدش داشتم داخل یه نمایشگاه که داخل دانشگاهمون برگزار شده بود راه می رفتم رسیدم به غرفه قران …. یه خانم بهم گفت میخواید رزق روز تون رو از قران بگیرید …. جلو رفتم و یه سبد دیدم که پر از کاغذ های رول شده بود … بهم گفت یکی رو بردار …. منم یکی روبرداشتم وقتی بازش کردم و خوندمش تو پوست خودم نمی گنجیدم … داخل کاغد نوشته بود : بنده جان من تو شکر کن من زیادش میکنم ….سوره ابراهیم ایه 7 .

    اره واقعا نیاز نیست کار خاص یا شغل خاصی داشته باشیم … فقط کافیه شرک های وجودمون رو حذف کنیم … زیاد کردن رزق با خدا . وقتی خدا میگه بنده جان من تو شکر کن یعنی این که بابا فقط منو شکر کن فقط از من بخواه فقط من ن رئیس بانک ن فرماندار ن فلانی و… فقط خداااااا اون وقت این طبیعیه که ثروت وارد زندگیت بشه …

    ممنونم استاد عزیزم که برای پاکی روح ما از شرک تلاش می کنید … امیدوارم در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروت مند باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2793 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    سعی کردم مطالب این فایل رو برا خودم نت برداری کنم که درکشون برام راحت بشه .هم روی برگه هم توی دفترم و هم توی سایت بنویسم تا با این کارم سه بار تکرار نکات از طریق نوشتن برام رخ بده و ماندگاریشون طولانی تر .

    اما نت ها :

    ۱. توحید اصل و اساس قرآنه

    ۲. وقتی توحید درک بشه و باورهای توحیدی ساخته بشه زندگی عالی میشه

    ۳. تمام تلاش های انسان ها در طول دوران درصدد برآورده کردن سه نیاز خوراک و پوشاک و مسکن بوده چیزهای فرعی که به غلط اصل قلمداد شدن در صورتیکه توی قرآن تمرکزی روی اینها نشده

    ۴. محوریت قرآن روی توحید و ایمان و توکله

    ۵. اگر ایمان و توحید درست بشه یقیه ی چیزها خودبخود درست میشه

    ۶. توی هیچ جای قرآن در مورد دغدغه مالی پیامبران صحبت نشده

    ۷. خداوند مالک و تنها قدرت جهانه و قدرت خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده

    ۸. قدرت خلق انسان مثل قدرت خلق خداوند بی انتهاست

    ۹. توی زندگیمون نباید روی هیچ کس جز خدا حساب کنیم

    ۱۰. هیچ کس کووچکترین تاثیری روی زندگی ما نداره

    ۱۱. داشتن دیدگاه توحیدی عباس منش رو از بقیه متفاوت کرده

    ۱۲. خدا داره کارهای عباس منش رو انجام میده

    ۱۳. هر کدوم از ما در دنیای متفاوت از دیگران زندگی میکنیم که توسط باورها و افکارمون رقم میخوره

    ۱۴. افکار شرک آلود یعنی ترس یعنی نگران بودن یعنی قدرت رو به غیر دادن

    ۱۵. خدادوند هر گناهی به غیر از شرک رو میبخشه

    ۱۶. امکان نداره کسی شرک بورزه و تجربه خوبی از زندگی داشته باشه

    ۱۷. توحید و شرک صفر و یکی نیست .هرکسی در درجه ای بین این دو قرار میگیره

    ۱۸. وقتی توحیدی باشی زندگی رو با عمق زیاد در همه ی ابعاد تجربه میکنی

    ۱۹. تنها قدرت جهان ربه و هیچ کس هیچ قدرتی نداره

    ۲۰. اگر از لحاظ مالی پیشرفت نمیکنیم یعنی ترممزهایی توی وجود ماست که جلوی ورود ثروت رو به زندگی ما میگیره نه اینکه دیگران جلوش رو گرفتن

    ۲۱. هرکسی خودش عامل خوشبختی یا بدبختی خودشه

    ۲۲. نگاه توحیدی فارغ از هر دین و مذهبیه

    ۲۳. نگاه توحیدی ی ایده ی درونیه

    ۲۴. همه چیز در جهان به صورت طبیعی در جریانه اگر ما جلوش رو نگیریم

    ۲۵. اگر ما در مسیر درست باشیم همه چیز در نهایت به نفع ما میشه

    ۲۶. خدا تصمیم نمیگیره برای ما که چه اتفاقی برامون بیفته

    ۲۷. خصوصیات خدای درست در قرآن :

    دنیا و آخرت رو با هم برای بنده هاش میخواد

    به بندگانش ظلم نمیکنه

    هرچی بخوایم بهمون میده

    همه چیز رو مسخر ما کرده

    همه رو هدایت میکنه در هر مسیری که بخوان

    سپاسگزارم استاد که درس خودشناسی و خداشناسی رو به من یاد دادین و از وقتی که دارم روی باورهای توحیدیم کار میکنم از وقتی که دارم سعی میکنم قدرت رو از آدم ها بگیرم و به خدا بدم زندگیم زیباتر شده از همه لحاظ و خودش داره به اندازه باور کردنش کارها رو برام انجام میده

    آره توحید اصل و اساسه همه چیزه و من کم کم دارم این رو درک میکنم اگر چه خیلی دیر این رو فهمیدم اما خوشحالم که قبل از اینکه از این دنیا برم این رو فهمیدم بواسطه شما استاد عزیز و همین چند سال آشنایی با شما بهترین سال های عمر من هستن وقبل از اون من فقط زنده بودم و زندگی در کار نبود

    خدایا شکرت بخاطر این آشنایی و این تغییرات

    اینم ی شعری که متناسب با همین نکات بهم الهام شد و من هم نوشتم:

    مالک اوست و مملوک همه ماییم

    اگرچه ما خود مالکانی همچو اوییم

    مسخر ما نموده است آسمان و زمین

    اگر چه ما خود هم همه مسخر اوییم

    یکی قدرت این جهان و آن جهان است او

    اگر چه ما هم قادر این جهان و آن جهان اوییم

    نشاید دست زدن به دامان هر آنکس غیر او

    همان که شرک است از نگاه خود او

    و گرنه سزاوار جهنم و آتش اوییم

    به سزای اینکه فرو هشته دیده از آن زیباروییم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    زینت چهارپاشلو گفته:
    مدت عضویت: 3019 روز

    به خداوندی که تنها یار و یاور و روزی رسان منه

    با سلام و احترام

    اول بگم که من اصلا نمیدونستم شرک و توحید چی هست

    توحید رو در حد یک شعر که در دوران مدرسه میخوندیم یادمه

    و شرک رو هم که اصلا فکر نمیکردم که وجود داره و مشرکان رو هم فقط ابوجهلها و ابوسفیانهای دوره پیامبر میدونستم و خودم را پاک و منزه از این اینها میدونستم

    وقتی با استاد آشنا شدم دیدم ای دل غافل چقدر من در جهل و نادانی زندگی میکردم

    و تازه بعد این همه وقت یه کم فقط یه کم تونستم این دو (توحید و شرک) را درک کنم

    اوایل که کلا تو در و دیوار توهم بودم فکر میکردم که حالا اینها را از استاد شنیدم و میدونم دیگه برام جا افتاده و همه چی اوکی هست

    اما در عمل به اوج مشرک بودنم پی بردم

    مرحله اول اصلا این شرک خودش رو نشون نمیده خیلی مخفیه

    مرحله بعد که متوجهش شدی ادای آدمهای توحیدی رو درمیاری چون توحید هنوز در وجودت ایجاد نشده شوخی نیست یه عمر مشرک بودن یه دفعه بخوای موحد باشی

    مرحله بعد که یه کم به در و دیوار خوردی میفهمی که توحید وشرک در ذهنت باید در جای درستشون قرار بگیرن و استاد هم گفتن که صفر و یکی نیست یا مشرک باشی یا موحد هر دو هستن ولی میزانشون متفاوت هست و اگر خیلی رو ایمانت کار کنی میشی مثل ابراهیم که خداوند در قرآن گفته حنیف بود و مشرک نبود

    من اولش به خودم سخت میگرفتم وقتی که به فایلهای توحیدی گوش کردم و وقتی برای کاری از کسی درخواست یا کمک میکردم خودم رو مشرک میدونستم و از این ور بوم میفتادم تا اینکه با ادامه دادن گوش دادن به فایلها و خوندن کامنت ها متوجه شدم که دارم اشتباه میرم

    فهمیدم که کمک گرفتن از بندگان خداوند اصلا شرک نیست و مهم اینه توی ذهنت چه فکری داری

    که این آدم را دست خدا میدونی؟؟

    یا اینکه فک میکنی اگر این آدم نبود معلوم نبود چه بلایی سرم میومد؟؟

    این دو نگاه قشنگ مرز توحید و شرک رو جدا کرده

    و الان من به این درک رسیدم که برای رسیدن به خواسته هام اولا باورهای درستی در ذهنم بسازم و برای رسیدن بهش اگر نیاز شد از کسی کمک بگیرم، حتما این کار رو بکنم و اون آدم رو دستی از دستان خدا بدونم و قدمها را با آرامش بردارم و بدونم کل این پروسه از آنجایی که این خواسته در وجود من شکل گرفت تا زمانی که بهش رسیدم همش لطفی از طرف پروردگارم هست.

    توحید یعنی تو ذهنت قدرت رو از آدمها بگیری و بدی به خداوند، قدرت خدا را ببری بالا قدرت آدمها را بیاری پایین و این به معنی بی احترامی به آدمها نیست و البته هم اگر آدمی کاری برای ما انجام داد بسیار ارزشمنده و حتما ازش سپاسگزاری کنیم

    همه چی برمیگرده به نیتت

    من برای کارم وقتی پیگیری میکردم دقیقا حواسم بود که با چه نیتی از بقیه کمک میخوام مثلا به چند نفر میگفتم و بعد به خدا میگفتم خدایا اینها ایده هایی بود که به ذهن من رسیده و انجام دادم حالا خودت هر جور صلاح میدونی عمل کن یا از طریق این دستهات بهم کمک کن یا از طریق دستهایی که من نمیشناسمشون و یا از راه دیگه ای که خودت میدونی هدایتم کن به قول استاد به خدا گفتم خدایا اینها پیش فرضهای منه اگه خودت راهکار بهتری داری که منو به خواستم برسونه من دست تو رو نمیبندم و از اون راه بهتره هدایتم کن

    توی یکی از فایلهای قدم خانم شایسته گفت استاد میگه من میخوام خود خود خدا کار منو انجام بده نه دستانش و استاد خندید و در ادامه گفت البته من یه کم مغرورم و خیلی دوست ندارم از دیگران کمک بگیرم و همه این کمک ها اغلبشون خودشون اومدن و بهم کمک کردن ولی کمک گرفتن از دیگران را نفی نکردن

    توحید هم نیاز به تکامل داره و ما با هر بار رسیدن به خواسته هامون یه کم توحیدی تر میشیم و کم کم ایمان میاریم حتی ابراهیم هم که موحد کامل بود یه دفعه ایمان نیاورد که اون هم آزمون و خطاهای خودش رو داشت و خداوند بهش با زنده کردن پرنده ، گلستان کردن آتش و … کمک کرد تا ایمانش کامل بشه

    گفتن این موارد بهم کمک کرد که به خودم سخت نگیرم و نگاه درستی داشته باشم و بپذیرم که شرک در وجودم هست و من میتونم کم کم بیرونشون کنم و خدا هم خودش منو خلق کرده و میدونه درون من چه خبره و کمک میکنه اون عاشق بنده هاشه و اصلا بهشون سخت نمیگیره و همین که میبینه ما آگاهانه داریم تلاش می‌کنیم که توحیدی باشیم ولی از روی عادت های قبلیمون ناخواسته شرک میورزیم‌، قبول میکنه از ما و کمکمون میکنه

    تنها کار ما ادامه دادن و استمرارمون هست که ادامه بدیم و آروم آروم شرک رو از وجودمون ریشه کن کنیم و بذر توحید رو بکاریم و بهش رسیدگی کنیم

    من در درون خودم دو تا درخت میبینم که یکیش خیلی تنومند و بزرگ هست که اسمش رو گذاشتم شرک و یه نهال کوچولو هم هست که توحیدی من از بزرگی درخت شرک نمیترسم و تمام تمرکزم رو گذاشتم رو نهال توحید و بهش رسیدگی میکنم تا بزرگ و بزرگتر بشه و درخت شرک با عدم توجه من خشک بشه

    این موردی بود که من توش یه کم گیر کرده بودم و بعد از طی شدن تکاملم به یک درک درست رسیدم و با دوستانم به اشتراک گذاشتم تا شاید برای عزیزی کمک کننده باشه.

    شاد و پیروز و موحد و قدرتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      اسماعیل حاجی اسفندیاری گفته:
      مدت عضویت: 1369 روز

      به‌نام خداوند مهربان

      سلام خدمت شما زینت خانم

      چقدر قشنگ توضیح دادیت و چقدر مثال خوبی زدیت اون یه تیکه که گفتید

      خدا هم خودش منو خلق کرده و میدونه درون من چه خبره و کمک میکنه اون عاشق بنده هاشه و اصلا بهشون سخت نمیگیره و همین که میبینه ما آگاهانه داریم تلاش می‌کنیم که توحیدی باشیم ولی از روی عادت های قبلیمون ناخواسته شرک میورزیم‌، قبول میکنه از ما و کمکمون میکنه

      خیلی خیلی خوب گفتیت عالی بود

      و یه امیدواری به من داد که تو روی خودت کار کن به صورت جهادی همه چیز خودش درست میشه

      من چون تازه دارم کم کم قانون رو درک میکنم بعضی وقت ها میشه که از مسیر دور بشم ولی با خواندن کامنت ها و تمرین کردن باز ادامه میدم

      ازخدا میخوام شادی و سلامتی و ثروت به زندگیتون بباره درود بر شما

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مجید بختیارپور عمران گفته:
        مدت عضویت: 1263 روز

        سلام دوست خوبم داش اسماعیل گل

        به چه نکته زیبایی از کامنت زینب خانم گل توجه کردین که من خوندم و گذر کردم وبا خوندن جواب شما بیشتر بهش زوم کردم واقعااااا عالی بود چقد اینجا همه چی عالی جواب در دل جواب زیبایی در دل زیبایی خیلی ممنون از شما بابت این توجهی که باعث شد دوباره ذره بینی کامنتها رو بخونم متشکرررررم ازتون داداش گلم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          اسماعیل حاجی اسفندیاری گفته:
          مدت عضویت: 1369 روز

          به‌نام خداوند مهربان

          سلام خدمت دوست عزیزم آقا مجید گل

          نظر لطف شماست که مرا تحسین می کنید

          من در این دانشگاه عشق دارم یاد می گیرم که تحسین کردن بشه جزئی از وجودمان و تایید کردن بقیه و توجه به نکات مثبت جزو روتین زندگیم

          درود خداوند بر شما دوست خوبم

          یا حق

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        زینت چهارپاشلو گفته:
        مدت عضویت: 3019 روز

        سلام آقای اسماعیل عزیز

        خوش حال شدم که نوشته من به شما امید داد انشاالله که همواره امید به خدا در دلت زنده و پا برجا باشه

        واقعا هم همینه خداوند خودش در قرآن فرموده که انسان عجوله، انسان ناسپاسه، انسان فراموشکاره

        اصلا کلمه انسان از نسیان میاد یعنی فراموشی

        ما باید بپذیریم که با یه کم کار کردن نمیشه کلا عوض بشیم نمیتونیم خیلی زود شخصیت خودمون رو تغییر بدیم آروم آروم همه چی تغییر میکنه وقتی که داریم رو خودمون کار می‌کنیم و ورودی های درستی به ذهنمون میدیم

        من اول با هر اشتباهی ناامید میشدم ولی پذیرفتم که یدفعه نمیشه و این ویژگی کمال گرایی را از خودم دور کردم اصلا پذیرفتن همین موضوع خودش تکامل میخواد تا بهش برسی

        من خودم را به عنوان یک انسان میبینم که هر لحظه امکان داره خطا کنه و اشتباهی ازش سر بزنه اشتباهی که در موردش بارها بارها خونده و فایل گوش کرده

        اصلا استاد برای چی میگه بارها بارها این حرفها را گوش کنید خودش هم همین کار را میکنه

        خداوند در درون ماست و از همه چیه ما خبر داره حتی بهتر از خودمون چون خداوند خبیره ( خبیر یعنی خبره یعنی کسی که از همه چیز خبر داره از کوچکترین چیزها و دیتیل ها) و خودش بهتر از ما میدونه و اصلا قضاوتمون نمیکنه و ما را همین طور که هستیم دوستمون داره و ازمون حمایت میکنه و هدایتمون میکنه تا به خواسته هامون برسیم چون عاشق ماست

        و الله رئوف بالعباد

        خداوند نسبت به بندگانش خیلی خیلی مهربونه

        خدایا خودت کمک کن که درون و بیرونمون تغییر کنه و به قشنگترین و بهترین حالت خودمون برسیم، به کمال برسیم و کمک کن تا مهربون بودنت را کامل درک کنیم و ایمان بیاریم بهت یک ایمان واقعی و خالص

        آمین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1263 روز

      سلام خواهرگلم زینب خانم گل

      خیلی لذت بردم و خیلی دلم گرم شد از کامنت توحیدی شما خصوصا اونجایی که گفتین خدایا این پیش فرض منه یا این ایده من بود فکر الان من بود که برای حل چالشو از فلانی کمک بخوام حالا هر راهیی که تو فکر میکنی درسته رو برام بگشا این خیلیییییی بهم حال داد جواب سوالی بود که خیلی از نجواهای بیخودمو نابود کرر ایوووووول بر شما خواهر گلم احسن بر کامنت زیباتون خیلی برام کارگشا بود خیلیییییییی کمکم کرد یک سد بزرگی رو در من شکوندی اگه بدونی ممنونم ازت این حرفتون واقعاااااا عالی بود و کارگشا

      متشکرم از شما

      خدایا شکرررررت به جواب درستی رسیدم که موانع بسیاری رو در ذهنم تخریب کرد الهی شکررررررت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        زینت چهارپاشلو گفته:
        مدت عضویت: 3019 روز

        سلام بر برادر عزیزم آقا مجید

        خیلی خوش حال شدم از اینکه کامنتم برای شما راه گشا بود

        چقدر هم حس قشنگی بهم داد که تونستم یه کوچولو تاثیر مثبتی داشته باشم

        واقعا الان فکر میکنم میفهمم که استاد چقدر لذت میبره از اینکه بچه ها از فایلها و سایت ارزشمندش نتیجه میگیرن و اینقدر تاثیر مثبت داره تو زندکی همه

        احساس لذت بخشی که با هیچی آدم نمیخواد عوضش کنه

        با اقتدار رو باورهات کار کن

        امیدوارم که همواره در مسیر رشد و پیشرفت باشی و با توکل بر خداوند بهترین ها را برای خودت رقم بزنی

        فقط ادامه بده…..

        خدایا شکرت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فهيمه گفته:
    مدت عضویت: 2254 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته مهربانم و بقیه عزیزان

    این کامنت رو دارم برای رد پا میزارم …چون از پریشب تا حالا که این فایل “چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم” آمد روی سایت و براش کامنت نوشتم…یک حسی آروم و قرار رو ازم گرفته و هی میگه برو دنبال ترمز های ذهنت…آقای حسن که ماشاله خیلی خوب دارن تمرینات محصولات رو رگباری انجام میدن رو فالو دارم و تند و تند ایمیل میاد برام که ایشون کامنت گذاشتن روی سایت…

    از پریشب هی شروع کردم توی عقل کل درباره ترس از پول سرچ کردم، چون به پول زیاد که فکر میکنم یه دفعه یه ترسی میاد توی دلم …کلی کامنت عالی خوندم…یه کانال خصوصی که فقط خودم هستم توی تلگرام هم درست کردم و کامنت های عالی رو اونجا کپی میکنم و میخونم…کلی از کامنت های عقل کل که درباره ترمز و درباره ثروتمند شدن و ترس از پول و اینا بود رو توی اون کانالم دارم…

    از آقا حسن داشتم میگفتم …رفتم تمرینات ایشون رو در محصول کشف قوانین خوندم..و کیف کردم انقدر دقیق کار کردن و از همه مهم تر نتیجه هم گرفتن از این کد نویسی…رفتم فایل “«حذف» ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت” رو دیدم و کامنت خوندم….فایل “شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت” رو دیدم برای چندم بار و شروع کردم دوباره کامنت خوندم ..کامنت های خوبش رو تا حدی که تونستم کپی کردم..در بیشترش که به موضوع شرک اشاره شده بود ، ذهن من،

    من رو از روشون عادی میگذروند…

    در حین کامنت خوندن ، ذهنم یه ترمزی رو برام بولد کرد و گفت این ترمزه تو عه و تو باید روی بخشش مال تمرکز کنی…این در صورتیه که من این کار رو همونطور که قرآن گفته به نزدیکان انجام میدم…ولی ذهنم دید که دارم براش منطق میارم که نه فک نکنم این باشه…گفت ببین ریشه این باورت احساس عدم لیاقته اونم باید درست کنی…گفتم خوب دارم فایل گوش میدم و تمرین حل میکنم…نتایجش رو حداقل توی خونه با همسرم دارم میبینم که خدا رو شکر همه چیز عالی تر از قبل شده ، آخه یعنی چقدر احساس لیاقت من داغون بوده که هنوز نمیزاره ثروت بیاد توی زندگیم!!!

    آقا، سرتونو در نیارم من هر چی که ذهنم میگفت رو میزاشتم کنار کامنت بچه هایی که تمرینات کشف قوانین رو انجام داده بودن و نتیجه گرفتن و توی کتم نمیرفت که من ریشه ای انقدر احساس لیاقتم داغون باشه که ترمزی شده برای ثروت.

    دوباره گفت ببین تو هنوز صد درصد خدا رو قبول نداری…باورم شد که من شاید صد در صد خدا رو قبول ندارم…

    از فردای اون شب که دیروز باشه ، حالم گرفته بود…خسته بودم و احساس ناتوانی میکردم که چطور این ترمزی که برام رو شده رو درستش کنم…خیلی دلم گرفته بود…صدای خدا رو شنیدم که گفت نگران نباش تو فقط به من ایمان بیار من بقیه شو برات انجام میدم…

    دلم گرم شد که تنها نیستم برای برداشتن این ترمز.

    اومدم توی سایت شروع کردم به کامنت خوندن ، عزیزی توی کامنتش یه خط پیغام از خدا آورده بود برام دقیقا در فایل //آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1///با این مضمون که : خدا بهم گفت به من اعتماد کن من که تا اینجا آوردمت ، پازل آخر رو هم خودم برات میچینم”

    براش نوشتم مرسی که پیغام خدا رو بهم رسوندی ..دلم آروم تر شد.

    از امروز به این فکر بودم که بشینم کشف قوانین رو دوباره شروع کنم و تمریناتش رو انجام بدم با هدف برداشتن این ترمز ها که ذهنم نشونم داده بود…

    الان که آمدم و شروع کردم به فایل دیدن و سرچ توی فایل ها ، اومدم توی این دسته بندی…به خودم گفتم کدوم فایل رو ببینم که سریع من رو میخکوب کنه…یه دفعه یادم افتاد چند بار توی کامنت ها خونده بودم این فایل خیلی دگرگونشون کرده…دیدم تعداد کامنت هاش بالاست ، گفتم خوب پس میشینم میبینم…جالبه که من اصلا تا به حالا این فایل رو ندیده بودم…با اینکه بیشتر فایل ها رو چندین بار دیدم…

    و جالبه که ذهنم هی میخواست وسط فایل بلندم کنه و گفت همینه دیگه توی همه فایل ها شبیه اینا رو شنیدی…حسی بهم گفت همین که ذهنت داره جفتک اندازی میکنه حتما خبری توی این فایل برای توی هست…

    تا آخرش گوش کردم و دیدم برای بار میلیونم کلمه “شرک ” رو دارم در زندگیم میشنوم

    این کلمه توی دو سه روز گذشته که دارم کامنت میخونم هم خیلی خوندم و بعد که توضیحات بچه ها رو در ادامه شرک میخوندم میگفتم من که این نیستم…من توی این دسته بندی قرار نمیگیرم…

    استاد که توی این فایل گفت شرک// گفتم راسی نکنه من شرک دارم که به آـرزو هام نمیرسم ..نکنه من شرک مخفی دارم و خودم خبر ندارم…نجوا گو آمد و گفت نه بابا چه شرکی تو به این دلیل و این دلیل و این دلیل که قبلا شرک داشتی و رفعشون کردی الان دیگه شرک نداری…تو که فقط میگی خدا…تو که اصلا کاری نداری با غیر از خدا…تو داری دوری میکنی از تمام این مواردی که استاد به عنوان شرک نام میبره…

    فایل تموم شد انگار سرم خورده باشه یه جایی و داره اطلاعاتی خیلی خیلی قدیمی میاد روی سطح ذهن…یه جورایی مثل فیلمهایی که جهان های موازی رو نشون میدن…یه صحنه هایی توی فیلم “بین ستاره ای” هست آخرای فیلم که طرف توی یه شوکیه و داره تمام زندگیش از جلوی چشمش میگذره …اونجوری شده بودم

    و اینجا دیگه پرده افتاد…شرک من رو بهم نشون داده شد…توی گوشم گفت “شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه است””نمیخواستم باور کنم که این چیزی که با لباس ثواب وارد ذهنم شده سالهاست ، گرگی در لباس میش هست و اسمش شرکه

    فقط سکوت کردم و به فیلمی که داشت بهم نشون داده میشد نگاه میکردم…گفت این جنس از دلسوزی تو اسمش شرکه برای فلانی…اینهمه داری تلاش میکنی که به ثروت برسی تا فلان کار رو برای فلانی بکنی اسمش شرکه…گفتم ولی من قبول کرده بودم که خودم بیشتر خوشحال خواهم شد در این کاری که دوست داشتم انجام بدم…گفت رو دست خوردی…قبول کن باختی…از اینجا به بعدش رنگ و لعاب کارهات اگر تغییر کنه به این هدفت هم میرسی ولی با تعریفی دیگر…

    قبول اینکه من فقط و فقط همین یه دونه مورد رو داشتم و هیچ وقت یه هزارم درصد هم بهش فک نمیکردم که شرک باشه ،برام مثل این بود که دماوند رو رفتم بالا و یه متر مونده برسم به قله سوت میزنن و میگن ایشون چیت کرده ، خطا کرده از دور مسابقه حذفه…بعد گیج و ویج میپرسم من که خطا نکردم…من که تمام مسیر به حرف مربیم گوش کردم تمام فن هایی که گفته رو اجرا کردم…بعد ویدیو چک میکنن میگن اون اول کوه توی دامنه داشتی بند کفشاتو میبستی ، شیطون توی گوشت گفت چه دختر خوبی داری میری مسابقه میدی که جایزه شو برای فلانی فلان کارو بکنی ، تو هم گفتی آره!!

    همون “”آره”” خطا بود….

    .

    .برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم

    تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم

    روی از خدا به هر چه کنی شرک خالصست

    توحید محض کز همه رو در خدا کنیم

    یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت

    در خورد تست و در خور ما هر چه ما کنیم

    .

    این بود جریان پیدا کردن شرک در زندگیم…خیلی مواردش رو سانسور کردم به دلایل شخصی….

    هیچ وقت فکر نمیکردم منم یکی از اونایی باشم که میامو به شرکم اعتراف میکنم…

    نقطه سر خط…

    .

    لبیک اللهم لبیک،

    لبیک

    لا شریکَ لک لبیک….

    إنَّ الحمد

    والنِّعمهَ

    لک والملک،

    لا شریکَ لک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      افسانه زارع گفته:
      مدت عضویت: 1144 روز

      سلام فهیمه عزیزم.

      من همیشه وقتی کامنت میخونم داخل گوشیم دکمه وسط رو میزنم ک دوباره وقتی میام گوشیمو باز میکنم توی این سایت باشم و حواسم جای دیگه پرت نشه.

      الان گفتم میرم داخل سایت و برگشت رو میزنم تا بیام صفحه اول و برم قسمت نشانه امروز

      چون ی سوال ذهنم رو درگیر کرده.

      وقتی وارد شدم کامنت شما رو دیدم گفتم بذار بخونمش ببینم چیه بعد میرم صفحه اول .

      ک دیدم شما در مورد پیدا کردن ترمز ذهنت گفتی، ب خودم نگاه کردم ، همین کامنت نشانه امروز منه.

      منم همیشه تو ذهنم میگم اره پولدار ک شدم ب فلانی کمک میکنم، هر کیو میبینم میگم پولدار ک شدم براش فلان میکنم.

      الان متوجه شدم برمیگرده ب احساس لیاقت.

      و باید روش کار کنم.

      میرم قسمت عقل کل و درمورد سرچ میکنم و میخونم کامنتای احساس لیاقت رو .

      از خدا ممنونم ک منو هدایت کرد ب این کامنت زیبا.

      از شما هم ممنونم بابت نوشتن کامنت و گذاشتن رد پا.

      من خودم آدم با ارزشی هستم.

      هر کسی ب اندازه باورش خدا بهش ثروت میده.

      هر کسی هر جایی هست دقیقا جای درستش هست.

      من نمیتونم زندگی دیگران رو تغییر بدم.

      فقط میتونم با پیشرفت خودم ب پیشرفت جهان کمک کنم،همین.

      من لایق بهترین ها هستم.

      من لایق رسیدن ب خواسته هام هستم.

      قدرت فقط دست خداست و اونه ک میتونه منو ب همه چی برسونه.

      ی برنامه کودک بود آرم مخصوص حاکم بزرگ داشتن، هر جا میرفتن این آرم رو نشون میدادن ( حاکم بزرگ میتی کمان)( اگر اسمشو درست گفته باشم.)

      و همه جلوشون تعظیم میکردن و کاراشون رو انجام میدادن،بهشون احترام میذاشتن.

      ماهم دقیقا ی حاکم بزرگ داریم هر جا رفتیم واسه کوچیک ترین کار و حرکتی آرم ( فقط خدا برای من کافیست ) رو باید بیاریم توی ذهنمون، از هیچی نترسیم، و نگران هیچی نباشیم.

      خدا کمکمون میگه، خدا همه جا دستاشو برامون میفرسته، ب شرط ایمان،ب شرط پاکی دل.

      خدایا شکرت

      خدایا ازت ممنونم

      خدایا من فقط تو رو دارم و تو برام کافی هستی واسه رسیدن ب همه چیز.

      خدایا مارا ب راه راست راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن.

      تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        فهيمه گفته:
        مدت عضویت: 2254 روز

        سلام و درود افسانه جانم

        اول اینکه کیف کردم از اینهمه زیباییت ماشاله بهت

        ریشه همه چیز برمیگرده به احساس لیاقت اینکه ما خودمونو میزاریم کنار و میگیم حالا تو برو کنار ببینم فلانی چی میگه اون از من مهم تره…

        دوباره و دوباره و دوباره این کار رو میکنیم و شاکی هستیم چرا به خواسته هامون نمیرسیم…

        یه بار نمیریم جلوی آینه و اون خودی که هی گذاشتیمش پشت در به خاطر بقیه رو بیاریم و باهاش دوستانه حرف بزنیم و بگیم چی میخواهی ..چی خوشحالت میکنه…چی خودتو خوشحال میکنه ، بی خیال بقیه…

        با چه چیزی میخندی….با چه حرفی خوشحال میشی

        هر وقت که شروع کنیم به این خودشناسی میفهمیم خیلی هم بی ربط نیست در جایگاهی که هستیم…چون نه تنها هیچی از خودمون نمیدونیم بلکه زیر پا گذاشتیمو لهش کردیم

        توی دوره قانون آفرینش استاد وقتی میگه آرزوهاتونو بنویسید، بعدش میگه وقتی شروع میکنید به نوشتن آرزوهاتون متوجه میشید حتی نمیدونید چه آرزوهایی دارید…

        .

        .

        .

        این ندونستن آرزوهامون از کجا میاد؟! از اونجا که ما اصلا باورمون نمیشه که لیاقت داریم آرزویی هم برای خودمون داشته باشیم…

        خدارو شکر که اینجاییم و داریم خودمون رو میشناسیم و این گوهری که خدا بهمون امانت داده رو داریم تیمارش میکنیم.

        برات آرزوی موفقیت میکنم عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          افسانه زارع گفته:
          مدت عضویت: 1144 روز

          خیلی ممنونم

          خیلی لطف دارید

          عزیزید

          یه سری جملات تاکیدی ک خودم تکرار میکنم روزانه تا کمک کنه ک ذهنم باورش بشه من با ارزش هستم و لیاقت بهترین ها رو دارن.

          من زیبا هستم.من خیلی دختر جذابی هستم.

          من ملکه عشق و آرامش هستم.

          من بهترین همسر برای همسرم هستم.

          من لایق بهترین های جهانم.

          من لایق این هستم ک ب همه خواسته هام برسم از راحت ترین مسیرها و راحت ترین کارها.

          من لایق دریافت الهامات الهی هستم تا قدم های استوار تر و محکم تری رو بردارم.

          من ب خدا اعتماد دارم و میدونم ک منو هدایت میکنه.

          در پناه الله یکتا شاد باشید.

          خدایا شکرت ک اینقدر حس خوب و آرامش توی قلبم دارم.

          میدونم ک همش بخاطر اعتماد ب خودت هست.

          کمکم کن و دستمو بگیر تا ب خواستم برسم با هدایتت.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محمد شکری گفته:
    مدت عضویت: 1750 روز

    با سلام خدمت شما استاد عزیزم

    چقدر شخصیت شما قابل تحسینه بنده از سال تابستان سال 400با شما هستم تازه دارم معنای توحید رو متوجه میشم که توحید یعنی چی

    توحید یعنی در خود غوطه ور شدن یعنی غرق شدن در زندگی خود

    توحید یعنی بی کله عمل کردن برخلاف نجواهای ذهن عمل کردن

    توحید یعنی هر وقت از موضوع خاصی ترسیدی یا تو را ترساندند همان لحظه بفهمی مسیر درست آرام بودن است

    توحید یعنی یک شخصیت قدرتمندی که با شجاعت و شهامت عمل میکند

    توحید یعنی آسوده خاطر هستی چون میدانی یک قدرت عظیمی در درون توست و از تو محافظت و مراقبت میکند

    توحید یعنی من خودم بت هستم من خودم صاحب جلال و شکوه هستم

    توحید یعنی یک ذهن بسیار قدرتمندی که دل شیر در وجودش دارد در عین حال آرام است

    توحید یعنی به یک خدایی متصل هستی که پادشاه عالم است تنها قدرت جهان است

    توحید یعنی به دنبال هر آنچه در زندگی هستی که آنرا تجربه کنی در درون خودت غرق شو و در وجود خودت آن خواسته را بپروران

    توحید یعنی یک ذهن بزرگی که کارهای بزرگ انجام میدهد و ایمان به خدا دارد که خدا با اوست از او قدرت میگیرد و حرکت میکند

    توحید یعنی محکم قدم برداشتن یعنی استوار بودن یعنی سینه سپر کردن

    توحید یعنی یک دیسیپلین همیشگی،استمرار،صعودی عمل کردن راه را باز دیدن

    توحید یعنی هر لحظه به خودت یادآوری کنی که پروردگارم با من است و بدانی که پروردگارم با من است یعنی چه

    توحید یعنی برای من هیچ گونه بن بستی وجود ندارد اگر بن بستی بود بدانم که خودم مسبب آن هستم

    توحید یعنی تسلیم بودن در برابر خدایی که داناست، تواناست، حاکم است، صاحب فضل عظیم است، روزی رسان بی حساب است، سریع الحساب است، بخشندگی هر لحظه ای دارد، یکتاست، امر امر اوست

    توحید یعنی به خدایی ایمان بیاورم که دوس دارد من سربلند باشم، شاد باشم،آرام باشم،ثروتمند باشم،سلامت باشم،با نشاط باشم،در فراوانی نعمات غرق باشم،در حال خوب همیشگی باشم

    خدارا بی نهایت سپاسگزارم از اینکه در این مسیر زیبا در حرکت هستم هر روز روی خودم کار میکنم هر روز بهتر از روز قبلم هستم هر روز خوشحالتر هر روز دید وسیعتر هر روز آرامتر آسانتر روانتر میشوم هر روز باورهایم در قدرتمند تر شدن است هر روزم بهتر از روزهای قبلم هر روز منسجم تر در این مسیر هر روز با انگیزه تر هر روز استمرار بالاتر هر روز با کیفیت تر هر متمرکزتر هر روز با عشق بالاتر هر روز توحیدیتر هر روز سلامتتر هر روز در تمام جنبه های زندگی در حال رشد

    الهی شکرت برای تمام لحظه به لحظه های زندگیم

    استاد عزیزم سپاس گذارم برای این که هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1616 روز

    سلام به همه و به استاد عزیز

    واااای چقدر این فایل تمام زندگی من هستش.دقیقا پارسال به خاطر مسائل مالی مجبور شدم از همکارم جدا شم و مستقل کار کنم.

    اینکه چقدر مسائل حواشی داشت بماند اینکه اون بنده خدا تو تمامی سایت های مجازی اعلام کرد که من صفرکارم علمی ندارم و هیچ سورتی ندارم که جنس تهیه کنم.اینکه به همه همکارا زنگ زده بود اگه میخواین من ازتون جنس بگیرم نباید با فلانی کار کنین اینکه همه زنگ زدن گفتن برو ازش عذر خواهی کن وگرنه خیلی راحت میتونه از بازار حذفت کنه و….. هزاران مسائل دیگه که ی روز گفتم بابا شماها مرد هستین اینقدرخاله زنک نباشین بزارین من که ی خانمم خاله زنک بازی دربیارم .

    ی روز برگشتم به خدا گفتم اگه نگاه تو به زندگی من این هست که از بازار حذف شم و این کارو انجام ندم به بزرگیت قسم حرفی ندارم ولی اگه نگاهت این هستش که من موفق باشم یاعلی .بیا دست منو بگیر تا باهم شروع کنیم .

    به خدایی خدا قسم دقیقا فردای همون روز که با خدا عهد بستم دقیقا ۱۲ الی ۱۴ میلیون تومان سود کردم.

    وقتی این فروش اون روزتموم شد بالغ بر دو ساعت داشتم گریه میکردم همش میگفتم خدایا تو کجا بودی که من تا الان به یکی دیگه متوسل شده بودم؟؟؟؟

    خدا کجا بود؟؟؟؟مگه خدا جایی میره این من بودم سر جای خودم نبودم.

    از همون روز تنها ورد من شده هرچی خدا بده هرچی خدا بگه هر چی خدا بخواد…

    باورتون میشه کمتر از ی سال خدا بهترین دفتر کار تو بهترین نقطه شهر برام خواست؟؟؟طوری که هرکی میاد دفترم همش میگه فلانی چقدر حیاط با صفایی داری .

    باورتون میشه کمتر از ی سال خونمو به بهترین نقطه شهر جابجا کردم؟؟؟

    باورتون میشه کمتر از ی سال حتی اپارتمان خریدم؟؟؟

    باورتون میشه چند روزه کلا پلاسم تو نمایشگاه تا ماشین دو میلیاردی بخرم؟؟؟

    باورتون میشه شبا که میخوابم دستامو دراز میکنم و میگم خدایا دستامو بگیر تا بخوابم و خدایی گاها بیدار شدم دیدم مث اینکع ی دستی تودستم هست انگشتامو قفل کردم.

    واقعا خدا رو خواستن و با خدا بودن اصلا کار سختی نیس فقط کافیه بهش برسی که خدا ته همه چیزه ته قدرت ته توانایی ته تکیه گاه ته حامی بودن .واقعا خدا ته رفاقته .

    من که اسمشو گذاشتم خدای معجزه هااا

    و برای تک تک شماها نگاه خداوندی رو طلب میکنم که زندگیتون مث من همیشه بهاری باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1263 روز

      سلام ساناز خانم گل آجی خوبم

      ایوووول به جرات و شجاعتی که داشتی و خرج موفقیتت کردی تا نور بشی برای ما درود بر شرفت درود یر زنانگی زیباات بانوی خوب ایرانی باعث افتخاری دمتگرررررم که تونستی جلوی ترست اینجوری قد علم کنی درووووود و لذت بردم از وردی که ساختی

      هر چی خدا بده هرچی خدا بگه و هرچی خدا بخواد منم همونو میخوام ….خدایا برایمان بخواه و مقدر کن و اعطای مان کن هرآنچه را که باعث آرامش و حال خوب و زیبایی در زندگی می باشد و میشود را آمییییین

      ساناز جان خیلی خیلی لذت بردم موفق و پیروز باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      اکرم هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1722 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام به دوست موحد و ثروتمندم

      کامنت شما اشک منو جاری کرد

      خیلی بهتون افتخار کردم

      و امیدوار شدم

      چقدر عجیبه خودم از خدا طلب کردم این راهو

      و وقتی آوردم اینجا که خودش یه معجزه هدایته

      مدام توی برزخ بیم و امید غوطه ورم

      و اون رب بنده نوازم با کامنت دوستان عزیزی مثل شما بهم امید و دلگرمی میده

      خدایا متشکرم مهربون ترین

      چقدر اینجا قشنگ گفتین

      واقعا خدا رو خواستن و با خدا بودن اصلا کار سختی نیس فقط کافیه بهش برسی که خدا ته همه چیزه ته قدرت ته توانایی ته تکیه گاه ته حامی بودن .واقعا خدا ته رفاقته .

      امیدوارم منم به این باورها برسم

      نه زبونی

      از اعماق قلبم

      در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    فاطمه مختاری گفته:
    مدت عضویت: 817 روز

    ب نام خداونی ک هر انچه دارم از اوست.

    سلام ب استاد عزیز و خانم شایسته گل و همه دوستان.

    یکی دو روزه میخا بیام کامنت بزارم از موضوعی ک برام پیش اومده ،امروز مصمم شدم.

    اول از این فاااایل عالی بگم ک من بارها گوشش دادم ولی وقتی تصمیم گرفتم بیام شروع کنم ب نوشتن همه ی قسمتای توحید عملی، اصلا انگاری خیلی عمیقتر درکش میکنم، میگم عه این باور غلط منه چرا تا الان بهش فکر نکرده بودم. خلاصه از داستانم بگم براتون ک من پسرم تقریبا 3سالشه و خیییلی کم صحبت میکنه، گفتم ببرمش گفتار درمانی ،چند جلسه بردمش دوباره گفتم ولش کن میسپرمش بخدا،خدایا کی جز تو قدرت باز کرده زبان بندتو داره،خودت باز کن زبونشو…. . خلاصه از طرفی من تلویزیون زیاد روشن میکردم صب تا شب شبکه پویا برا بچه ک یاد بگیره صحبت کردنو،استاد از اینطرف میگف تلویزیون جمع بشه، گفتم خب بزار برم برنامه کودکای خارجی ک مثبتن رو براش بریزم تو فلش، گشتم چند تا پیدا کردمو رفتم کافینت گفت اینا رو بریزید میخام پسرم ک 3سالشه یاد بگیره ازش ینی کودکانه تر باشه صحبتا واضح باشه و … گفتن خب این لیست شما برا نوجواناست ،گفتم پس هیچی یهو چشمم ب بچه رییس خوردو گفتم بچه رئیس رو بریز، اومدیمو یکی دوبار دیدش، گفتم چقدر قشنگه نشستم پاش و اون قسمتی ک الان میگم ک اگر خواستید برید ببینیدش با دقت ببینید و مفهومات مهمی رو حتما درمیارید، بچه رئیس 1 ، وقتی بچه رئیس میاد و کارشو انجام میده و میخا بره ینی برگرده ب شرکتی ک ازش اومده یا در اصل برگرده پیش خدا، برادر بزرگتر ش میگه الان ب مامان بابا چی بگم، بگم کجا رفتی؟میگه تو لازم نیس کاری کنی مدیر شرکت خودشون میدونن چکار کنن، ک اینجا من اینطور برداشت کردم ک مدیر شرکت همون خداست،وقتی درو بست و اومد خونه،دید چندین ربات دارن وسایل بچه رو جابجا میکنن، 2تا رباط با قلم جادویی دارن بالا سر مامان بابا ک خوابن میگن بچه فراموش بشه،بچه فراموش بشه، خلاصه هر ربات در حال انجام ی کاری هست، خیییییییلی جالب بود، این همون فرشته هاییه ک خدا میگه میفرسته برامون ک کارا رو برامون انجام بده، ی فرشته ب اذن خدا میگه فلان چیزو یادت بیاد یا فلان چیز یادت بره و….. حالا هر لحظه بگیم خدایا هدایتم کن چطور اشپزی کنم ک غذام خوشمزه تر بشه، بعد اون فرشتها میان میگن فلان ادویه رو هم بزن ،ن حالا بیشتر بریز ،اهان بسته، خدایا هدایتم کن چطور رانندگی کنم،باز کلی فرشته میا میگه از اینجا برو ،حواست کجاس برو دنده معکوس ، عه بچه رو حواست باشه وسط کوچه و….. .

    برا هرچیزی، مدام بگیم خدایا هدایتم کن و بقیه کارا با خدا. و انگار قششنگ درک کردم وقتی خدا ب پیامبر میگه این ما بودیم ک لشگر دشمن رو ب چشمت کم جلوه دادیم ک دلت نترسه، این تو نبودی ما بودیم ک شمشیر میزدیم، در واقع خدا این رباتهای توی برنامه کودک ک من میگم همون فرشته ها از طرف خداوند اومدن ب پیامبر و یاراش میگفتن شمشیرو بیار ایور اون یکی فرشته شمشیر کج میکرده ک زخمی کنه دشمنو و…. . خلاصه 2،3 روزه ک من دری ب روم باز شده ک میگم اصلا فقططططط خدااااا، کیه ک برا خواسته کوچیک و بزرگ من ی لشگر فرشته رو ب صف میکنه، با افتخار ب فرشتهاش میگه حال کنید 100 در 100 سپردش ب من برید براش فراهم کنید بدون منت بدون حساب …. . و بلند شدم ی لیست از خواستهام نوشتم گفتم خدایا اینا رو میخام، با باور 100در 100، و حتما میام میگم ک هرکدوم با چ داستانی تیک خوردن،ان شاالله.

    و بنظر اومد بیام بگم برید اون برنامه کودکو ببینید و درکتون مثل من بالا بره.

    خدایا تنها تورا دارم و تنها از تو یاری میجویم ، خدایا منو هدایتم کن و دستمو رها نکن. دوستتون دارم و ممنون از این سایت الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سپیده سیف گفته:
      مدت عضویت: 1217 روز

      سلام خدمت استاد عزیزم

      سلام خدمت دوست عزیزم فاطمه جانم

      چقدر لذذذذذذذت بردم از خوندن کامنتون اونجایی که نوشین:

      خلاصه 2،3 روزه ک من دری ب روم باز شده ک میگم اصلا فقططططط خدااااا، کیه ک برا خواسته کوچیک و بزرگ من ی لشگر فرشته رو ب صف میکنه، با افتخار ب فرشتهاش میگه حال کنید 100 در 100 سپردش ب من برید براش فراهم کنید بدون منت بدون حساب …. . و بلند شدم ی لیست از خواستهام نوشتم گفتم خدایا اینا رو میخام، با باور 100در 100، و حتما میام میگم ک هرکدوم با چ داستانی تیک خوردن،ان شاالله

      واقعا بغض کردم اینجا از اینکه وقتی فقط فقط باورمان به خدا باشه چه ها که نمیکنه برامون

      واین خدایی کردن خدا برامون رو هزاران بار توی زندگیامون دیدیم ولی حیف ما انسانها فراموشکاریم فقط باید داستانهایی که شرایطمون بد بود وبعدش از خدا هدایت خواستیم واونم کارامون رو عالی برده جلو رو بنویسیم وبا خودمان توی شرایط سخت تکرار کنیم که این شرایط سخت درسها داره برامون واون تنهامون نمیذاره.

      از خدا خیلی ممنونم با اینکه الان آرایشگاهم ودم عید هست واینجا کلی شلوغ هست ولی ازش خواستم کمکم کن که کامنتم رو کامل کنم.

      خداروشکر دم عید دل مردم شاد هست الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        فاطمه مختاری گفته:
        مدت عضویت: 817 روز

        سلام ب سپیده جان عزیزم

        خداروشکر ب دلتون نشست متن کامنتم و خداروششششکر دوباره ب خودم یاد اوری شد.

        بعد از این کامنت هروز اگاهتر شدم و حضور خدارو بیشتر حس کردم و اینکه خدا بهم دوره 12قدم قدم اول و بعد دوم رو بهم هدیه کرد،

        خداروشکر خداروشکر پسرم کامل صحبت میکنه و گفتار درمانیم نبردمش و هیچ تمرین خاصی باهاش نکردم و خدااااا مخصوووصااا این ماه یهو ی رشد عالی بهش داد ک دیگه کامل جمله میگه و خودم فکرشم نمیکردم اون ماه ک این ماه اینطوری صحبت کنه و …. چندین اتفاق افتاد ک همشون در نهایت ب نفع من تموم شدن و از خداوندم میخام ک کمکم کنه تسلی تسلیمشم.الانم رفاه و راحتی و رفت و امد با ماشین در اختیار خودمون بودن رو بخداوندم میسپرم برای عید،مینویسم ک بمونه برا خودم ک ی وقت خوندم کامنتمو یادم بیاد ،

        دوستون دارم و براتون ارزوم اینکه هروووز مدارتون بالا بره با سرعت بالا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سجاد رعاضی طبری گفته:
    مدت عضویت: 885 روز

    بسم الله الرحمن العظیم الرحیم

    حال دلم خوب بود ،هدایت رب بی نظیر ،یکتا بی همتا

    من رو آورد پای این فایل

    خواستم این فرکانس رحمت و عزت و قدرتمندی رو یادم بمونه پرسیدم چیکار کنم

    خودش منو آورد اینجا

    گفت سرچ کن توحید و بنویس

    دیروز به لطف الله با 2 تا از بچه های سایت تو شهرمون باهم جمع شدیم دقیقا چند وقت بعد از اینکه با ایمان و توکل آدم های نا مناسب رو آگاهانه از زندگیم حذف کردم خداوند هدایتم کرد به جایی که افراد نازنین و فوق العاده ای هستن میشینم باهم راجب آگاهی هامون صحبت میکنیم

    و من مو به تنم سیخ میشه

    یاد اون آیه قرآن میوفتم که میگه

    و بواسطه ایمانی که داشتند ،ایمان بر ایمان آنان افزودیم و هدایتشان کردیم

    این قلبم بازه

    انگار دروازه‌ای بین بعد زمان و مکان باز شده یه فرکانس خالص، انگار در حال صعودی به سمت ملکوت

    فرشته ها پر هاشون رو دور خودشون پیچیدن با احترام مشاهده گر هستن که بزرگترین مخلوق خداوند داره روی صراط مستقیم به سمت ملکوت حرکت میکنه

    همه ی کائنات حمایتت میکنن

    این احساس بی نظیره، کل داستان این احساس

    پاداش این احساس ،اینکه در پناه چنین (نمیشه به جمله و به صفت و به کلمه وصفت کرد )خدایا تو چقدر بزرگی ،چقدر با عظمتی

    امروز وقتی داشتم میومدم سرکار از دل کوه داشتم رد میشدم

    قشنگ حس میکردم این اقتدار و ایستادگی و ثبات کوه یک تریلیونم جلوه ای از عظمت (که بازم صفته)تو هست که این انرژی عظمت داره سجده میکنه خدایی تورو و تسبیح میگه و حمد میکنه تورو یکتا

    چه کنم که تو این قالب فیزیکی قادر به بیان عظمت و بزرگی و اقتدار آنچه که واقعا هست نمیتونم باشم ،اما هرکس که تو این مدار هست درک میکنه و دریافت میکنه این احساس رو اگر تو هدایت بکنی

    تو دروازه های نور رو به زندگیم گشودی

    تو هدایتم کردی

    من بدون تو هیچم

    تجربه کردم بی تو و با تو رو

    بارها وقتی رو آدم ها حساب کردم هرکسی که بود ناامید شدم درگیر افکار و عذاب شدم ولی وقتی برگشتم سمت خودت چنان بهم عزت دادی چنان قدرت اراده دادی تا روی خودم کار کنم و ایاک نعبد و ایاک نستعین باشم تو زندگیم . گره از کارهایی برام بازکردی که فکرشو نمیکردم اصلا راهی باشه

    راه هارو تو بلدی من فقط باورت میکنم

    من باور میکنم تویی مدیر راه هارو تو بلدی

    افراد تخت اختیار تو هستن

    شرایط و فرکانس ها خدمتتان تو هستن

    برگی بدون اذن تو از درخت نمی‌افته

    همه چیز با تو ممکنه

    من باور میکنم خزائن ثروت در اختیار توا

    از هر راهی که دوست داری منو وارد مسیر ثروت و برکت و نعمت ها بکن

    من به خداوند اجازه میدهم که من رو به مسیر درست

    مسیر پر از نعمت پر از خیر و برکت و سلامتی هدایت کنه

    من باور میکنم که لایق روابط خوب هستم

    کل یونیورس رو خلق کرد و به همه دستور داد که به من سجده کنن و اونهارو مسخر من کرد

    پس حضور من توام با لیاقتت هست وگرنه اینجا نبودم

    من روی وعده خداوند وهاب حساب میکنم

    که خداوند هرگز از وعده خودش تخلف نمیکنه

    وقتی من دارم روی خودم کار میکنم

    الخیر فی ما وقع هست

    هر اتفاقی هر شرایطی هر تجربه ای میخاد من رو به خواسته ام برسونه

    خداوند تنها منبع در جهان هست

    شر از خودش قدرتی نداره

    تاریکی در نتیجه نبودن نور هست

    شب در نتیجه نبودن خورشید هست

    این قدرت خدای من هست

    من باور میکنم خدایی خدا رو

    من ایمان میارم به خداوند و رسولانش

    و تبعیت میکنم از دین ابراهیم

    وقتی خودش میچینه وقتی هدایتم میکنه

    وقتی ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون هستم

    پاداش تو همون لحظه است

    حال خوب هست که از پشت حال خوب میاد

    ایمان و توکل و تقوا هست که همراهش میاد

    ادامه و ادامه و ادامه و اثبات فرکانس هست

    خدایا هدایتم کن ثابت قدم باشم

    به من آسون کن آسونی هارو

    من باور میکنم همه چیز تویی

    کن فیکون میکنی برام

    من بی نظیرم من نابغه هستم

    اما اعتبار همه چیز برای تو هست من بدون تو هیچم

    خدایا من از هر خیری که از تو به من برسه سخت فقیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 0 روز

    درود خدا بر شما و تمام انسان های کمال گرا

    آقای عباس منش عزیز

    من خیلی خدا رو شاکرم که من رو در مسیر این سایت و آشنایی با شما گذاشت

    شما بسیار با لیاقت هستید که تونستید خداوند رو به ما انسان ها با دید ساده و روان و عمیق بشناسونید

    من خودم تقریباً از یک ماه گذشته به دنبال و تغییر و تحول و کسب درآمد بیشتر و حلال بودم

    که در کانال تلگرامی کلوپ ثروتمندان با شما و تفکرشما آشنا شدم خدا رو سپاس میگم که خیلی سریع راه رسیدن به ثروت رو به من نشان داد و دیدگاه و تفکر من خیلی عالی شده و آدم مثبت اندیش تری شدم

    با آرزوی توفیق روز افزون مادی و معنوی و سلامتی و طول عمر با عزت شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: