توحید عملی | قسمت ۶ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محبوبه استخری گفته:
    مدت عضویت: 2034 روز

    سلام استاد عزیز ودوستان

    با دیدن این فایل یادم اومد که قبلا خدایی تو زندگیم وجود نداشت همه خدابودن برام از همه کس میترسیدم جز خداوند

    اونقد چک لگد های این شرک رو خوردم تا به جایی رسیدم تسلیم شدم اونقدر دیگران حساب کردم و دیگران بزرگ کردم و خدارو و خودم رو کوچیک کردم که حد نداره ولی خداوند فضلش زیاده همواره در حال هدایت ما بسمت خیر خوبیه که مارو هدایت کنه خدایی که با یه نور کوچیکی تو قلبت جوابتو میده تورونجات میده

    یادم اومد یه زمانی خیلی منم منم میکردم خدایی که الان میشناسم برام مبهم بود خدایی که فقط میخواد انتقام بگیره بخاطر نماز نخوندن وبی حجابی خدارو بمن اینجوری معرفی کرده بودن

    وقتی حسابی چک لگد خوردم اونموقع خواستم برم سمت خدا سمت خدا چی بود نماز بخونم به پیامبران متوسل بشم چیزی که بمن گفته بودن تازه این آخر ایمان بود که از فلان پیامبر بخواه تا کمکت کنه بازم اونجا خدانقشی نداشت تو دین ما پیامبران قدرتشان بیشتره تا خدا

    خلاصه من شروع کردم نماز خوندن برای حاجتی که داشتم ولی الان که فکر میکنم میگم این تکاملی بود که من رسیدم به اینجا

    نمیدونم فقط آخر نمازم هیچ دعایی بااینکه اینهمه خواسته داشتم نمیکردم فقط میگفتم خدایا منو به راه راست هدایت کن اینم از لطف فضل خداوندم بود که به زبانم جاری می‌کرد این جمله و من متعجب که چرا نمیتونم دیگه دعایی جز این بکنم

    خداوند اجابت کرد ومن تکاملی هدایت شدم قلبم باز شد زمانی که بمن میگفتن از فلان پیامبر بخواه یه چیزی تو وجودم میگفت پس خدا این وسط چیکارست وقتی هم از همون آدما می‌پرسیدم خودشونم جوابی نداشتن

    ولی یه چیزی تووجودم میگفت خدا نمیتونم توصیف کنم این حس رو و بحث چشم زخم هربار میگفتن فلان دعا رو بگیر یا برو پیش فلان آدم دعا نویسه یکی واست دعا گرفته من میگفتم آخه پس خدا چی مگه میشه یه آدم بخواد برای تودعا بنویسه بعد اون زندگیت خراب کنه پس خدا چی اونموقع هنوز بااستاد آشنا نشده بودم ولی یه احساس که همون خداوندی که دروجود منه ندا سر میداد پس خدا چی پس چجوری میشه و من هیج زمان نمیتونستم باور کنم

    و از اونجایی که ما اگر یه قدم برداریم خداوند هزار قدم من آرام آرام هدایت شدم نوری در قلبم روشن شد وگفتم نه من نمی‌پذیرم که فلان پیامبر یا فلان دعا نویس برام میتونه کاری کنه

    فقط خدا ولی نمیتونستم اینو رو درزندگی عملی کنم چون یاد نگرفته بودم تازه گاهی احساس گناه هم داشتم از اینکه من چه انسانی هستم نکنه اشتباهه میکنم برای اینکه از پیامبران درخواست کمک نکردم و عذاب وجدان میگرفتم

    ولی از یه جایی این خدایی درونم منو به آرامش رسوند وبعد از اون تکاملی قرآن شروع کردم به خوندن ولی آیه های عذابش نمیخوندم میگفتم من این خدارو نمی‌خوام

    تااینکه خداوند مهربان برای درک بهترخودش و عملی کردن توحید در زندگیم منو وارد این مسیر توحید کرد و اجابت کرد دعای منو که خدایا منو به راه راست هدایت کن

    و خداوند منودر مسیر استاد عزیزم قرار داد که بیشتر خداروباور کنم و اجراش کنم

    من حتی تکاملی که استاد میگن رو تواین مسیر کاملا درک میکنم بعدازظهر من احساس عذاب وجدان که بمن داده بودن واین تو وجودم بود هرچقدر طلب بخشش میکردم یه حسی تو وجودم بود که نه خداوند نمبخشتت ولی بعد فهمیدم که خدا همیشه غفور ورحیم

    بعد ازاون درهای رحمت خداوند بررویم باز شد سالها درگیر افسردگی و غم پنهانی درچشم بودم ولی من زنده شدم جوری احساسم حالم خوب شده بود که دیگه از همچی لذت می‌بردم غمی که توچشمامم بود جاشو داد به شادی درعمق وجودم خدایا شکرت که من تورو تووجودم پیدا کردم

    خیلی روزهای عالی بود بقول استاد میگن لطیف شده بودن منم همین حس داشتم

    همه چیز برام زیبا بود همچی لذت می‌بردم

    الان که اینارو نوشتم یادم اومد به دقیقا سه سال ونیم پیش دیگه از تاریکی نمیترسیدم از تنها خوابیدن از تنها تو شب تو یه کوچه راه رفتن دائم ذکر خداوند میگفتم قرآن میخوندم ازاونموقع مت زندگیم تغییر کرد خدایی که یکروز تنهایی ازش بپرسید تو کی هستی چجوری هستی

    خدایی که یکروز تو اوج ناامیدی یاس وقتی تواینه داشتم خودمو میدیدم ازش پرسیدم پس کی تموم میشه کی میخواد زندگیم درست بشه چرا کمکم نمیکنی یه صدایی دراوج ناامیدی بمن گفت توموفق میشی اینجا بود وقتی این صدارو واضح شنیدم قلبم روشن شد شاد شدم نمیتونم واقعا اون لحظه رو اون حس توصیف کنم

    بعدش با استاد عزیزم آشنا شدم و راه درست زندگی کردن آموختم وهنوز درحال یادگیری هستم

    هنوزم جاهای ایمانم رو ازدست میدم ولی دوباره خداوند درقلب ندا می‌دهد که من هستم ناامید نباش بلاخره همچی درست میشه

    من هنوز که جا داره که بهتر بشم هنوز گاهی مشرک میشم گاهی امیدم از دست میدم میخوام نتیجه های بیشتری بگیرم گاهی وسوسه اینکه دیر شد سراغم میاد ولی هرروز دارم رو خودم کار میکنم چند روز که بیشتر درک میکنم حرفه‌ای استاد قبلا وقتی تازه آشنا شده بود بااین مباحث اصلا وقتی استاد میگفتن احساس نمیدونستم چیه احساس خوب وقتی میگفتن باور اصلا نمیفهمیدم ولی از فضل خدای مهربان هرروز بهتر وبیشتر درک میکنم حرفهای استاد عزیزم رو

    سپاسگزاری از استاد و تحسین ایشون همیشه حالمو خوب میکنه من خیلی وقتا ناخودآگاه ایشون تحسین میکنم از این حد بالاتوکل وایمان انشالله که هممون دراین مسیر توحیدی ثابت قدم بمانیم وفقط بندگی ربّ تنها قدرت جهان رو بکنیم

    خدایا تنها تورا میپرستم وتنها ازتو کمک میخواهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    حسین دانش خواه گفته:
    مدت عضویت: 1048 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم و تمامی اعضای این خانواده توحیدی

    استاد خیلی زیبا توضیح دادین که هیچ عامل بیرونی تاثیر در زندگی ما ندارد فقط باورهای ما تأثیر گذار هست

    و شما گفتین که قبل از این که پا به دل ناشناخته ها بزارین این موضوع رو در درون خودتون حل کرده بودین که هیچ کس به اندازه بال مگسی در زندگی شما تاثیری ندارد و به همین دلیل که باورهای خیلی خوبی رو ایجاد کرده بودین و به دلیل تکاملی که طی کرده بودین تضادها خیلی کوچولو بودن یعنی اندازه شما 100بود اندازه اونا 10و شما به راحتی تضادهارو پشت سر میزاشتین و این هم به دلیل مسیر درستی بوده که داخلش بودین پس خیلی مهمه که من وارد مسیر درست بشم مسیری که نه ترس باشع و نه غم و همواره حالم خوب باشه بعد انموقع تضادها فشار خیلی کوچولویی میارن و به راحتی ازش رد میشم و خداوند هم میفرماید مژده ده صبر گنندکان را

    یعنی نگاه درست مسیر درست خیلی مهمه و خداروصد هزار مرتبه شکر من وارد مسیر شدم و دارم لذت میبرم از مسیر و خداوند بقیه کارهارو انجام میده منم بندگی میکنم و لذت میبرم کنترل ذهن میکنم سپاس گذاری میکنم

    عاشقتم استاد عزیزم

    در پناه خدا شاد باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1779 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام دوستان خوبم

    فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

    ـــــــــــــــ

    «همه کارها در دست خدا است»

    پس شما آنها را نکشتید، و بلکه خدا آنها را کشت و تو نبودی که تیر انداختی، بلکه خدا تیر انداخت و خدا می خواست مؤمنان را آزمایش کند، آزمایش نیکوئی، و خدا شنوای دانائی است.

    (سوره الانفال، آیه 17)

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    ـــــــــــــــ

    خدایا تنها تو را می پرستیم و بندگی می کنیم و تنها از تو کمک می خواهیم

    (سوره الفاتحه، آیه 5)

    روزقبل توتمرین ستاره قطبی نوشتم خداامروزمیخوام ازجایی که فکرشونمیکنم بهم روزی بدی بعدظهربرادرم بامن تماس گرفت وچندتاغذای عالی برای ناهارمن خریده بودهمبنجوری بدون برنامه یاچیزی

    گفتم خدایاتوقدرت خلق کنندگی زندگیموبهم دادی تواسمان هاوزمین رومسخرمن کردی وزندگیمودارم باهمین باورهارقم میزنم که توفقط قدرتمندی

    تمام قدرت ورزق وروزی دسته تویه

    چرابایدمن من نگران باشم

    نگرانی وترس واندوه وشک وتردیدنشانه شرکه

    اصل واساس زندگی ماتوحیده وتوکله وایمان داشتنه

    قبل ازاشنایب بااستادمن همش حالم بدبودوعصبی بودم چراچون به دیگران وابسطه بودم چون میگفتم اون ادمه هست که روزیه منومیده

    یادمه یه بارتوماشین دوستم نشستم ازته دلم گفتم باناراحتی که یک کاری بکن پولداربشم باهمین مقام وشخصیتی که داری کمکم کن من مشکل مالی دارم حالم بده ووو

    بعددیدم هیچ اتفاقی نیفتادواتفاقات بدبرام رخ میداد

    امان ازشرک وحساب کردن روی ادم ها

    همه ماهمچین ضربه هایی خوردیم که روی دیگران حساب کردیم

    چقدرگریه کردم توروضه هاوچقدرالتماس وحال بد

    امانتیجش چی شد؟؟

    هیچی بدتروبدترشد

    چون خدای خودمودرست نشناخته بودم

    چون کفرورزیده بودم

    استادمیگه وقتی تومسیردرست باشی هدایت میشی به اون دکترخوبه مشتری هابه سمتت هدایت میشن وجذب تومیشن

    نیازی نیست زیادتبلیغات کنی

    نیازنیست توبوغ وکرناکنی تاکسی بیادازت محصول بخره

    خودشون میان

    توایمان داشته باش

    توحرکت کن

    باورهای درست داشته باش توحیدروباورکن

    واقعاشرک خیلی مخفیه وهنوزم من شرک دارم

    هنوزبابدروی خودم کارکنم یک ایمانی برای خودم بسازم که هیچ اتفاقی منونترسونه

    اگه یک مقام کشوری بیادمنوتهدیدکنه نترسم وبگم اون داره به نفع من کارمیکنه واخرش خوشبختی وسعادت ماله منه

    خدای من خدای خاصیه

    خدای رزاق

    خدای وهاب

    خدای من خدایی هست که گفته من همه چی بهت میدم توتوفقط ازمن بخواه

    خدای من خدایی هست که عاشقه منه ودوست داره من رشدکنم وپیشرفت کنم

    هیچ قدرتی هیچ تلسمی هیچ چشمی قدرتی دربرابرپرودگارمن نداده که به من اسیب بزنه

    همه به نفع من کارمیکنندچرا

    چون خداداره کارهاروبرای من انجام میده

    خدایامن چقدرالان ارامش دارم میدونم که وقتی توکل بهت داشته باشم ونترسم زندگیم بهشته

    خدایاهدایتم کن

    خدایاتوحیدرودردل من جاری کن

    الهی امین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2500 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربانم

    قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» (بگو او خداوند یکتاست).

    «وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ» (و معبود شما معبودی یگانه است، هیچ معبودی جز او نیست، بخشنده و مهربان است).

    «وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ» (و هیچ معبودی جز الله یکتا و غالب نیست).

    «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» (آگاه باشید که آفرینش و فرمان از آنِ اوست).

    «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ» (پس خداوند را بخوانید در حالی که دین خود را برای او خالص می‌کنید

    خدایا شکرگزار تو هستم که باز هم من رو ب شنیدن توحید نشاندی .

    شکرگزارم که این اصل را هربار به یادم میآوری و با یادآوری اش حتا تمام ترس ها از وجودم میروند و آرامش وجودم را در بر میگیرد .

    اینکه «اگر من توحید رو درک کنم و باورهای توحیدی در خودم ایجاد کنم زندگیم عالی میشه» بهترین وعده است که برام به شیرینی عسل میمونه . قلبم رو باز می‌کنه . امیدم رو به اوج می‌رسونه .

    جالبه که من هم همیشه در اطرافیانم فقط و تنها دغدغه ای که دیدم همین درگیری واسه تامین معاش و رفع نیازهای مادی شون بود ، یعنی به قول هرم مازلو همیشه انسانهای پیرامون من درگیری همون اولین بخش هرم رشد بودند ، یعنی از نظر رشد در پایین ترین سطح رشد قرار داشتند .

    من هم در تمام قرآن هرچه دیدم تاکید بر تقوا بود و ایمان و باور به یگانگی خداوند و معرفی خداوند به عنوان قدرت مطلق ، به عنوان بینا و شنوا و مسلط بر بندگان بوده . و خداوند رو به عنوان تامین کننده‌ی نیازهای انسانها معرفی کرده نه اینکه فلانی به فلان خواسته و نیاز رسید چون فلان تلاش رو کرده …

    استاد عزیزم من هم نیاز دارم به هزاران بار شنیدن این صحبت‌ها ، من هم تشنه هستم برای نوشیدن جام توحیدی که شما بهم نوشاندید. خسته نمیشم از شنیدن این صحبت ها و هیچوقت برام تکراری نیست انگار همیشه برای اولین باره که می شنوم شون.

    به قول متن دوستمون رسیدن به این معادله که «روی هیچ کس حساب نکن» و «از هیچ کس حساب نبر و خشیت نداشته باش به قول قرآن» دو روی یک معادله است که وقتی بعلاوه ی «روی خدا حساب کن» و «هیچکس تاثیری در زندگی تو نداره و نمیتونه بهت آسیبی برسونی» میشه برابر با توحید و یکتاپرستی که رمز و اصل هست برای خوشبختی و دریافت نعمتها و موفقیت‌ها و حتا الگوی من و ما استاد عباس منش که به آسانی و لذت به اتفاقات خوب رسیده هم رمز و راز موفقیت و نتایج متفاوتش رو توحید می‌دونه . توحید تنها دلیل گرفتن نتایج متفاوت هست ، نه زیبایی ظاهری ، نه سخنور بودن ، نه مدرک تحصیلی خاص ، نه خانواده خاص داشتن ، نه هیچ عامل بیرونی دیگه ، تنها و تنها عامل گرفتن نتیجه متفاوت باورهای متفاوت و از همه مهمتر داشتن باور توحید هست.

    داشتن این باور که «من خودم هستم که زندگی خودم رو خلق میکنم» «هیچ کس تاثیری در زندگی من نداره مگر اینکه ما بهش قدرت بدیم».

    من واقعا اعتقاد دارم که : «کارهایی که برای من داره انجام میشه خدا داره انجام میده» ، «من واقعا اعتقاد دارم که هرکسی که بخواد برای من دردسر ایجاد کنه به نفع من کار می‌کنه» .هرکسی که هم ک میخواد به من آسیبی بزنه به من داره خدمت می‌کنه . افکار من داره زندگی من رو رقم میزنه. فکر من هست که داره اتفاقات اطراف من رو رقم میزنه. دنیای من توسط من رقم میخوره . فقط من .

    وقتی که من نگران هستم و میترسم به این معنا هست که دارم شرک میورزم و شرک داره در وجودم پررنگ میشه. یعنی قدرت رو دارم میدم به غیر خداوند . وقتی که من آرامش دارم و ایمان در وجودم برجسته‌تر از ترس‌های من هست یعنی من دارم به سمت توحیدی بودن حرکت میکنم.

    چقدر دوست دارم هزاران بار با خودم تکرار کنم که : «من هستم که عامل خوشبختی و عامل بدبختی خودم هستم . نه هیچ چیز و هیچ کس دیگه .»و هرچقدر من این رو بیشتر باور کنم دارم توحیدی‌تر میشم . دارم توحیدی‌تر فکر می‌کنم .

    منم دوست دارم که در مسیر توحید حرکت کنم . من عاشق این وعده هستم که اگر من باورهای توحیدی رو در خودم تقویت کنم همه چیز در زندگی من حل شده . من عاشق شنیدن این وعده ی الهی هستم که «خوشبختی و ثروت و نعمت به صورت طبیعی در زندگی من ایجاد میشه وهست اگر من با نگاه شرک‌آلود جلوی دریافت این نعمتها رو نگیرم» .

    خدای من! تو در قرآن گفتی ک شرک رو نمیبخشی و من بارها و بارها به تو شرک ورزیدم و با این شرک فقط به خودم ظلم کردم . از تو طلب بخشش میکنم . من رو عفو کن و کمکم کن تا بتونم نگاه توحیدی رو در وجودم تقویت کنم و از این مسیر دور نشم . کمکم کن که بتونم توحیدی فکر کنم و توحیدی عمل کنم . کمکم کن تا آرامش و ایمان در وجودم جاری باشه همیشه و از نگرانی و ترس بدور باشم . کمکم کن تا در مسیر درست قرار بگیرم تا هر اتفاقی که بیرون می‌افته به من خدمت کنه . خدایا کمکم کن تا سیر نشم از شنیدن توحید و قدرتی که تو به من عطا کردی تا زندگی خودم رو خلق کنم . خدایا من تصمیم گرفتم و بر تو توکل میکنم و از تو می‌خوام که من رو هدایت کنی به سمت مسیر آسان و زیبا و لذت بخشی که من رو به هدف و نتیجه ی عالی برای تصمیم م برسونه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3070 روز

    خدایا شکرت که این آگاهی های ناب الهی رو بعنوان نشونه امروزم بهم هدیه دادی

    کلا تو این خونه جدید نتم ضعیفه ولی تصمیم گرفتم شاکی نباشم و ذهنمو کنترل کنم و سپاسگزار باشم بابت نعمتهای دیگه.

    اصلا بعد از جنگ اخیر که اینترنت قطع شد شرایطی برام پیش اومد که بیشتر تشنه اومدن به سایت شدم و قدرشو بیشتر دونستم و فهمیدم که باید بیشتر بچسبم به این آگاهی ها وگرنه خدا میدونه سر از کجا درمیارم.

    هدایت شدم که تو اون شرایط فایلای سفر به دور آمریکا رو مرور کنم. برای فایلایی که روی سایت میاد کامنت بنویسم و کلا تو فضای سایت بیشتر حضور داشته باشم.

    خدایا شکرت شاید اون اتفاق به ظاهر بد منو هدایت کرد که دوباره برگردم به سایت.

    خداروشکر میکنم در کل شرایطم بهتر شده و تو این خونه جدید یک فضای ایزوله و استقلال دارم.

    امروز هم که هدایت شدم به این فایل واقعا همون آگاهی هایی بود که دقیقا تو این شرایطی که هستم نیاز داشتم و به روح و جانم نشست و حالم خیلی عالی شد.

    همین الان هم یک ورودی مالی خودش اومد از جایی که فکرشو نمیکردم.

    یه واقعیتی رو اعتراف کنم

    من اوایل که استاد رو پیدا کرده بودم نتایج دوستان رو که می‌شنیدم یا میخوندم هم حسرت میخوردم هم حسودیم میشد هم انگیزه میگرفتم که پس جواب می‌دهد و با انرزی بیشتر ادامه دادم.

    بعد که بیشتر رو خودم کار کردم خودمم یه عالمه نتایج عالی گرفتم درآمدمم چند برابر شد و خودمم از جمله کسانی بودم که تو سایت کامنتهای خوب در مورد نتایج می‌نوشتم.

    یه مدت شاید نتایج مالیم کم شد شایدم من یکم توقعم بالا رفت یه جاهایی هم حاشیه ها و مسائل فرعی زندگیم زیاد شد و احساس کردم حرفی برای نوشتن ندارم و تا وقتی نتایج عالی نگرفتم نباید کامنت بنویسم شایدم یه وقتایی سرم شلوغ شد کارهام زیاد شد و فکر کردم که وقتم گرفته میشه اگر کامنت بنویسم.

    شاید بعضی دوستان نتایج فوق‌العاده ای میگرن و کامنت هم اصلا نمی‌نویسن ولی من یکی با موندن تو سایت حال و روزم خیلی بهتره.

    امیدوارم اینو یادم نره چون انسان خیلی فراموشکاره.

    خانم شایسته عزیزم استاد مهربانم سپاسگزارم که این فایل های ارزشمند رو مرور میکنید و نشانه امروزم رو توی سایت طراحی کردین.

    توحید شاه کلیده خوشبختی و موفقیت و ثروت و نعمت هم در دنیا هم در آخرت.

    من خودم زندگی خودمو خلق میکنم خداوند قدرت خلق زندگیم رو به من داده و می‌تونم هر جور که میخوام زندگیمو خلق کنم. هر چیو که بخوام میتونم خلق کنم. میتونم. میتونم. میتونم….

    و هیچکس به اندازه پشیزی در زندگی من تاثیری نداره.

    چقدر این باور حال آدمو خوب میکنه.

    پس چیکار کنم که حالم خوب باشه؟

    اگر دنبال احساس خوب = اتفاقات خوب هستم، این باور کلیدی برای داشتن احساس خوبه.

    بقیه چیزها به جز توحید فرعیاته!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    سمیه حجتی گفته:
    مدت عضویت: 3504 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستان مهربانم

    استادجونم این فایلتون معرکه بود. اگه روزی هزاربار این فایل را گوش کنم بازم کمه. عاشقتونم.

    شرک یک سد بزرگی است در برابر ثروت، خوشبختی، سلامتی، آرامش.

    من زمانهایی که شرک نمیورزم و نظر و رفتار و کارهای دیگران برام مهم نیست، وارد یک دنیای شگفت انگیز میشم که سراسر آرامش و خوشبختی است.

    خدایا شکرت که من سالم هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    مجید مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3750 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    من از اون افرادی بودم که بر خلاف اینکه تایپ ده انگشتی بلدم و بسیار تند تایپ میکنم

    علاقه ای به نظر گذاشتن در سایت نداشتم

    چون احساس میکردم که اینجا اکثرا افرادی هستند که فقط ابر تو خالی هستند

    یه سری افرادی که کلی محصول خریدن ولی هیچ نتیجه ای نگرفتن و فقط سر خوش میان کامنت میذارن

    غافل از اینکه مهم این که بتونی نتیجه بگیری

    من هیچ وقت نظر نمیذاشتم

    ولی الان قصد دارم نظر بذارم

    اسم و فامیل واقعی خودم رو برداشتم و از الان به بعد نظر میذارم

    چرا این تحول توی من شکل گرفت؟

    برای اینکه یادم افتاد زمانی که در دوره مدرسه استادی بهرامپور شرکت کردم

    دلم میخاست از همه بالاتر باشم

    با خودم گفتم من نفر اول این دوره میشم

    دوره که تموم شد من نفر سوم دوره شدم (بماند که چ قد گریه کردم)

    ولی به خودم گفتم منی که توی یه دوره با اون سطح بالا انقد تونستم موفق باشم

    پس چرا نیام اینجا جزو خوبا بشم

    و از الان به بعد پیگیر میشم

    یه ریویو کلی از شرایط حال حاضر خودم مینویسم

    من کسی هستم که عصر ها یک ساعت روی باورهام کار میکنم

    این تایم کمه ولی من به خودم گفتم به جای اینکه مقدار را بالا ببرم کیفیت رو بالا میبرم

    به شدت این یک ساعت کار کردن روی باورم ایده ال انجام میشه به شدتتتت

    یعنی امروز که تموم شد ب خانومم گفتم انقد حسم خوبه که دلم میخاد بال در بیارم برم توی آسمون

    میخام عادت صبح روزی یک ساعت یا یک ساعت خرده ای رو هم انجام بدم

    تا همین چن روز پیش صبحا ۳ ساعت میرفتم ولی خیلی زود خراب شد چون تایم بالا بود و وقتی که تایم بالا باشه و شرایط حساس بشه من نمیتونم حس خوبی بگیرم

    چیزی دیگه که دوس دارم ایجاد کنم اینکه

    من دوست دارم اینجا مرتب کامنت بذارم و نتایج خودمو مث همون دوره استادی بکشم بالا

    حال حاضر شرایط من

    درآمدم چن وقتی قطع شده (هروقت خدا داد داد این همه درآمدم داشتم حالا یه چن وقت این شکلی بگذره خود خدا همیشه هست)

    سلامتیم کامل فقط کمر درد دارم (من اینو قبل از تمام شدن سال درست میکنم قول میدم)

    و روابط عالیه ها (از لحاظ خانوادگی به تمام ایده آلای ذهنم رسیدم)

    ارتباط با خدا: چن روزی خیلی حالم خوبه با خدا اون باور رو ایجاد کردم که خدا همیشه بالا سرته میبنتت هواتو داره شرایط شاید به مو برسه ولی قطع نمیشه

    یادم بچه که بودم شبا خابم نمیبرد میترسیدم که دزد بیاد

    بعد مامانمو بیدار میکردم میگفتم مامان میای توی بقل هم بخابیم

    مامانم منو میگرفت توی بقل خودش

    وقتی که میرفتم توی بقلش خابم میبرد انگار هیچ چیز دیگه ای نمیتونه بهم آسیب برسونه

    الانم حدودا همون حسو دارم میگم من توی بقل خود خدام هرطور میخاد بشه بشه خدا هست

    به مو میرسه ولی قطع نمیشه

    خودش کمک میکنه

    من میتونم

    این حال کلی من بود

    خدا رو شکر به خاطر حس خوب امشبم

    ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      عادله کیانی فر گفته:
      مدت عضویت: 2733 روز

      سلام دوست عزیز

      من از اون دسته دوستانِ هم فرکانسیم هستم که از” بیماری”به “سلامتی” کامل رسیده

      هر بیماری که فکرشو بکنی رو من تجربه کردم تا سن۲۰سالگی

      اما این دوسالی که متعهد شدم به کار کردن روی خودم ، کنترل کردن ورودی هام ، خوندن کامنت عزیزام و گوش دادن به فایلای استاد به هرچیزی که خواستم رسیدم .

      گفتید کمر درد دارید ، من هم همین مشکل رو داشتم و متاسفانه انگار فلج شده بودم و نمیتونستم تکون بخورم ، و تو تنمرینات ورزشیم مینیسک زانومم آسیب دیده بود تنها کاری ک میتونستم انجام بدم این بود که ساعتها به فایلاهای استاد گوش کنم این شد برای من هم تمرین هم کنترل کردن ورودی های ذهنم که نه خبر بدی شنیدم نه غیبتی نه تهمتی …

      هم با خودندن کامنت دوستان ذهنم رو بمباران کردم و تمام این تمرین ها و کار کردن رو خودم باعث شد که خیلی اتفاقی هم کمر دردم خوب بشه هم پام بدون استفاده از هیچ دارویی و فیزیوتراپی (که همه به من توصیه میکردن) نه آبدرمانی

      تنها کاری ک میکردم کیسه آبگرم میذاشتم و قلبم و روحم و جسمم رو سپردم به الله

      غیر از سلامتیم تضاد های زندگیم به صفر رسیده و هیچ نگرانی نسبت به آینده ندارم و آرامش آرامش آرامش دارم که بزرگترین ثروت برای منه .

      دوست خوبم برات آروزی سلامتی ، موفقیت و ثابت قدم موندن در این مسیر رو دارم . هرجا هستی شاد و سلامت و موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    علی رستگاری گفته:
    مدت عضویت: 2889 روز

    سلام بر استاد عزیز و نازنین ودوستان .صبورباشیم حتما نتیجه میگریم امیدوار باشیم تا الان هم کم نتجه نگرفته ایم همه دوستان میگن حالمان خوب شده است خوب این یک نشانه است قطعا نتیجه میگیرم پیگیری کنید راه درست همین است که استاد میگن سوره مبارکه حمد را زیاد بخوانید چونکه هم تقاضادارد هم سپاسگزاری دارد هم دعا دارد وهم پرستش دارد هم هدایت دارد و….سوره عجیبی است حتما بخوانید معجزه میکند تاکید دارم در پناه الله یکتا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    علی پارسنگ گفته:
    مدت عضویت: 1134 روز

    سلام و عرض ادب به حسین آقا و هم فرکانسی های عزیز…..

    این فایل های توحیدی و مخصوصا این فایل . من رو یاد اتفاق چند ماه پیش انداخت

    که اتفاقی گریبان گیرم شد و اثیر عده ای شدم که من به تنهایی محال بود که بتونم از اون شرایط فرار کنم یا نجات پیدا کنم

    و من تنها در مقابل 15-20 نفر گرفتار بودم

    و در تمام 2.3 ساعتی که گرفتار بودم هر ثانیه اش ساعت ها به طول می انجامید

    نه تنها برای من بلکه قطعا برای هرکسی که تو اون شرایط قرار میگرفت هم همینطور بود و از نظر عقلی و منطقی کار تمام شده به نظر می رسید…………

    ولی من لحظه به لحظه اش – ثانیه به ثانیه اش فقط تسلیم اراده ی پروردگار بودم (تسلیییییییییییم)

    و زیر بار فشارها و رنج ها فقط لبخند میزدم و توکل و اراده ی قوی ای داشتم و یه آرامش از این تسلیمی که بوجود اومده بود

    تا اینکه در عرض 7-8 دقیقه کلا شرایط عوض شد و بی خیال من شدن و رهام کردن ..؟!

    تا همینجا بسنده میکنم و جزئیات لازم نیست و افکار خودم و شما رو به سمت اتفاقات فوق منفی که رقم خورد نمی برم و فقط میخوام باور خودم رو بگم که سال های پیش به چی فکر میکردم ؟؟؟؟

    شاید 6-7 سال پیش فیلم سینمایی محمدرسول الله (مجید مجیدی) رو که با دوستم میدیدم و بارها سکانس هاشو نگه میداشتیم و فکر میکردیم به رفتار و اتفاقات پیامبر

    همیشه ذهنمون درگیر ایمان و توحید عملی عبدالمطلب پدر بزرگ پیامبر بود

    که سکانس های ابتدایی فیلم وقتی سپاه ابرهه به مکه میخواست حمله کنه – همه فرار میکردن و شهر رو ترک میکردن

    و تنها کسی که در مکه و کعبه موند و ترک نکرد عبدالمطلب بود با آرامشی عجیب؟!!!!

    و فردای اون روز دید شتر هاش و ساربان شتر هاش برنگشتن به شهر و متوجه شد که ابرهه اون هارو به اسارت در آورده

    و با مترجم رفت سراغ ابرهه (مترم حبشی)

    وقتی ابرهه دید که عبدالمطلب دست خالی اومده متعجب و خشمگین پرسید : (چرا اومدی اینجا کلید دار کعبه؟ )

    و عبدالمطلب گفت اومدم شتر هام رو ببرم !!!! (ابرهه جا خورد ؟!) -_-

    ابرهه با فریاد گفت : شتر و ساربان هاش رو بدید ببره اما من فردا میام مکه , شتر ها و کل شهر و کعبه و …. رو میگیرم !!

    عبدالمطلب گفت : تو هرچه می خواهی انجام بده ! من مالک شتر هایم بودم و آنها را باز پس گرفتم

    و کعبه نیز خود صاحبی داردددددد (و آنجا رو ترک کرد ) ………….!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    و فردا شد

    و سپاه فیل سوار هیچوقت به مکه نرسید ……………

    یه همچین ایمان و آرامش همیشه برام آرزو بود و شاید غیر قابل باور یا خیلی سخت بود

    و اینکه در عمل من تا حدودی تونستم انجام بدم و اعتماد کنم و تسلیم باشم در برابر خدا و سپاسگذارم از پروردگار و خودم که در شرایطی که هیچوقت فکر نمیکردم قرار بگیرم. قرار گرفتم و با آرامش و لبخند انجامش دادم.

    و بعد از 3-4 روز که داشتم جزئیات اتفاق رو با خودم بررسی میکردم

    یاد این سکانس افتادم و عجیب بود – خیلیییییییییییی عجیب

    برای همتون آرزوی اعتماد به پروردگار و ایمان قوی دارم و از همه بیشتر برای خودم

    ممنون اگه این دیدگاه من رو خوندین – ضربان قلبم از شوق تند تندداره میزنه D: :)))))))))) چون این اولین دیدگاه من در سایت هستش :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1263 روز

      سلام داش علی گل گلاب

      دمتگرررررم خدارو شکر که از دل مشکل سنگینی بیرون اومدی و پاداش ایمانتو گرفتی و بما ثابت کردی که قانون خدا جواب میده و داستان زیبای سکانس فیلم محمدرسول الله رو که گفتی خیلی لذت بردم دقیقا آرامشی که در چهره عبدالمطلب بود نشان از ایمان قلبی بود که در هر شرایطی جواب میده فقط باید در هر شرایطی بتونیم تسلیم باشیم یعنی 5دقیقه اول خیلی سخته ازاین 5دقیقه بگذریم یه آرامشی رو تجربه میکنیم که انگار رو هوا هستیم خدایا بما کمک کن تا بتوانیم وقت امتحان کاملا تسلیم تو باشیم الهی آمین

      علی آقا ممنون بابت کامنت زیباتون و بازم شکرررررر که از دست اسارت رهایی یافتی و انشالله هرگز تجربش نکنی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: