توحید عملی | قسمت ۶ - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریسا شعبانی گفته:
    مدت عضویت: 2960 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    امروز پنجشنبه هست و من بعد از نوشیدن قهوه تام کینز مورد علاقه ام نشسته ام روی صندلی تا بنویسم از درک خودم

    توحید عملی 6

    باید اعتراف کنم هر وقت به این‌مباحث گوش میدم انگاری تک‌ تک سلولهام احتیاج دارن به این آگاهی ها

    خدایا شکرت به خاطر وجود این آگاهی ها و هم مدار بودن من

    خداوند در قرآن اصلا از شغل ،نیازهای مالی ،خوراک،پوشاک‌ این نیازها چیزی نگفته ،چه فکته عالی ،من هم قرآن و خوندم و کاملا آشنا هستم با این باور و فکت واقعی که درسته ،خداوند اصلا هیچ صحبتی نکرده راجب این موضوع ،و فقط گفته که رفع شده ،بخورید،بپوشید،و سپاسگذار باشید

    من عاشق سوره سبا هستم ،سلیمان و ملکه سبا بسیار زیبا به نعمتهای مادی خداوند وصل بودن ،و اصلا نگفته کارشون چی بود ،

    فقط گفته ما براشون فراهم کردیم

    و درخواست داوود این بوده که خداوندا زبان من و به سپاسگذاری بیشتر هدایت کن

    همون ایمان و باور(احساس لیاقت داشتن نعمت)

    این ایمان‌و باور باید ‌همیشگی باشه

    نه یه روز زیاد ‌نه یه روز کم

    همه ما بعضی موقع دچار یه سری مسائل میشیم اما باید باورهای توحیدیمون و قویتر کنیم

    یه باور و ایمانی محکم و قوی که‌راه چاره اش هم اینه هر روز به همین فایل ها و‌ خوندن کامنتها و تغییر در رفتارامون استمرار داشته باشیم ،هر چه استمرار بیشتر نتیجه روونتر ،

    ————

    بخش دوم

    wooooooooowwwwww

    شگفت انگیزه

    باور مخرب من ،من چه اگاهی کسب کردم

    خدایا میلیاردها بار شکرت

    حساب نکردن روی آدمها رو یاد‌گرفتم ،اما میگفتم عوامل بیرونی شاید بتونن روی من تاثیر منفی بزارن

    البته راجب این‌موضوع شناخته کاملی ندارم

    من میگم اگه همسرم باهام مسئله ای داشته باشه (البته که بیشترش از سمت منه ،یعنی غلبه نکردن بر احساسات باعث‌ میشه که کدورت پیش بیاد)

    من خیلی میترسم که‌نکنه این کدورت باعث‌بشه هفتگی من از طرف همسرم داده نشه

    پس باور اول (من باید به عنوان همسر ،احترام همسرم و بیشتر داشته باشم ،مثل خانم شایسته،متکی به‌خودم باشم،

    غلبه بر احساسات داشته باشم )

    و باور مهم دوم(در هر شرایطی تاثیر منفی دیگران و تو زندگی ام قطع‌کنم‌،از بزرگ تا کوچیک)

    این‌من‌هستم که با فرکانسهای هر لحظه ام ،اتفاقهای لحظه بعدی رو خلق میکنم

    مهم اینه که من در لحظه زندگی کنم با ساخت هر لحظه باورهای قدرتمند کننده و در راس اون‌توحید

    _

    بخش سوم

    این توحید هست تو زندگی من

    این‌توحید هست که‌ تمام این اتفاقات و برام بوجود آورده

    تمام این‌لذتهای در زندگی ام از همون ایجاد باور خداوند و توحید خلق شده

    فکر من هست که اتفاقای اطراف من و خلق میکنه(اطرافه منو)توسط من ایجاد میشه

    فکر شما هم هست که اتفاقای اطراف شمارو خلق میکنه(اطراف شمارو ،نه کسه دیگه)توسط تو خلق میشه

    _

    بخش‌چهارم

    وقتی باورهای توحیدی و بسازیم و در تمامی کارها در راس بزاریم

    نعمت و ثروت و سلامتی و روابط عاشقانه عالی ،روابط با اطرافیان عالی خود ب خود وارد زندگی ما میشه

    اصلا لازم نیست ما کار فیزیکی خاصی بکنیم ،خودشون میان ،خودشون وارد زندگی ما میشن ،

    نعمتها(خورشید،آسمان زیبا،باران خداوند،رشد درختها،رشد صنعت،این نعمتها به صورت طبیعی هستند

    این حد از جنگل ،این حد از نظم و ترتیب فصلها ،کهکشانها،قرار گرفتنشون ،همه چیز طبیعی هست ،ما نیاز نیست کار خاصی بکنیم ،

    پس ورود نعمتهایی که مورد علاقه من هست با ساخت باورهای توحیدی و باور احساس لیاقت (کی بهتر از من)خیلی طبیعی وارد زندگی من میشن

    خدایا شکرت و سپاسگذارم

    ——————

    بخش پنجم

    به دنبال اصل رفتن یا به دنبال فرع رفتن

    عجب گنجی

    نکنه به خاطر شغلمه،نکنه به خاطر این دارو،نکنه به خاطر این خونه،نکنه به خاطر خانواده ،نکنه به خاطر سلولها و ژن بدنم ،نکنه ب خاطر شوهر و بچه ام

    این‌نکنه ها وقتی جاشون و با باورهای توحیدی عوض بشه

    همه چیز همون‌ چیزی میشه که مادوست داریم

    هدایت به سمت خاسته ها

    نکته جالب برای من سلولهای بدنم هدایت میشن به سمت سلامتی بیشتر

    همه چیز حول محور باورهای توحیدی داره شکل میگیره

    همه چیز به سمت تو هدایت میشوند

    —————-

    بخش ششم

    خداوندی که تو قرآن هست دنیا و آخرت و باهم میخاد

    خدایی که تو قران هست میگه حمایت میکنه متوکل کنندگان را

    میگه من ب کسی ظلم نمیکنم بندگانم با چیزایی که پیشاپیش میفرستن ظلم میکنن به خودشون

    خدایی که تو قرآن هست میگه نعمتها رو نپوشونین و سپاسگذار باشین

    میگه شکر نعمت ،نعمتت و افزون میکنه

    ——————-

    خدایا اگه جاهایی کثیف رفتار کردم ببخش و توبه به درگاهت ،خدایا ببخش ،چه دانسته و ندانسته به کس دیگه ای روی آوردم،خدایا اینها از ذات من دور من هست ،و من در نهایت به تو وصلم ببخش و بگذر و ظرف زندگی‌مالی و همه جنبه هامون گسترش بده ،هر آنچه لایق توست من رو لایق کن ،

    ———————-

    سپاسگذارم استاد جانم

    ساعت 2/19 دقیقه بعداظهر و من راهی خونه ییلاقی خودمون هستم .تعطیلات ب همگی خوش بگذره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    م امیری گفته:
    مدت عضویت: 2738 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم دوست داشتنی

    تصمیم گرفتم حداقل کاری که در حق خودم انجام بدم این باشه که خودم رو ملزم کنم به نوشتن کامنت هر فایلی که گوش میدم

    این یعنی حضور بیشتر در سایت

    و برای من حضور بیشتر در سایت یعنی تمرکز بیشتر روی مثبت ها، حال خوب بیشتر، ترس کمتر، رهایی بیشتر و هزاران آیتم دیگر

    ….

    فایل ششم توحید عملی رو گوش دادم

    اونجا که استاد گفت اگر باورهای توحیدی ات رو بیشتر کنی، خونه ماشین خوراک پوشاک مسکن خودش میاد

    اصلا در مسیرش قرار میگیری

    و استاد گفت میوه دادن درختان، جاری بودن آب رودخونه، باریدن بارون و…. همه و همه بطور طبیعی و خودبخود انجام میشود و حضور ثروت در زندگی تو طبیعی هست مگر اینکه خودت جلوش رو گرفته باشی

    دقیقا هم همینطوره

    یه روز یادمه خدا بدِ روزگار بود، نگاه طلبکارانه داشتم شدید

    اون روزا میگفتم من که می‌خوام

    من میگم

    من میرم

    من….

    ولی خدا نمی‌خواد

    مقصر خداست

    خدا برای یکی مثل فلانی میخواد ولی برای من نمی‌خواد

    خدا که نمی‌بینه

    خدا که بدجنسه

    خدا فرق می‌ذاره

    خدا….

    خدا….

    و خودم پاک و منزه و کار درست بودم

    اما بلطف الله مدتهاست به این نتیجه رسیدم که خدا 100 هست

    خدا هیچ کوتاهی نمیکنه

    برای خدا من و اون آفریقای و اون کانادایی و اون فنلاندی هیچچچچ فرقی نمیکنه

    برای خدا دادن یه پفک یا دادن یه بی ام وو یا دادن هتل هیلتون هیچ فرقی نمیکنه

    تفاوت فقط در من و باورهای من هست و تمام.

    و هیچ خللی بر کار خدا وارد نیس

    و این رو با تکامل طی کردم و از خدا هزار مرتبه شاکرم که به این نگاه رسیدم

    اما نمیدونم کجای باورهام مشکل داره

    می‌دونم ظرفم کوچیکه

    می‌دونم هر چی هست از باور و افکار من هست اما چه افکاری و باوری دارم که مانع شده، نمیدونم

    هر چی هست خودم جلو ورودهامو گرفتم که ثروت دریافت نکنم

    یا آدم قد بلند بی پول، دراز پولدار، سفید پوست فقر، زرد پوست پولدار، بی سواد میلیارد، تحصیل کرده فقیر، نماز خوان فقر، نماز خون ثروتمند همه رو دیدم و به نتیجه رسیدم

    برای خدا قد و وزن و رنگ پوست و سواد و نماز و… ملاک نیست

    هر چی هست تو ذهنه

    تو باوره.

    متوجه شدم قدرت آدمها فقط و فقط به ذهنشون بستگی داره و تمام

    همه چی تو ذهن ساخته میشه

    این جملات رو اول نمی‌دونستم

    بعد بصورت تئوری فهمیدم و الان دارم بصورت واقعی تر میفهمم

    اگر قدرت آدمها به ذهنشون نبود یکی با قد و وزن و سواد و نژاد و کشور یکسان میلیاردددد میلیارد در نمی‌آورد و یکی با همون شرایط یکسان محتاج اجاره خونه سر ماهش نبود

    پس قدرت تو ذهن و باور و افکار آدم هاست

    اما کامنت آقای عطارروشن عزیز

    که ما در سایت استاد ازشون یاد میگیریم

    از شرک در روابط گفتن که من دستام بالاس و من داشتم و دارم ولی به لطف الله بهتر شده

    شرک در شغل و درآمد زایی هم دارم

    و سپاس از نحوه صبر و اقدام شون نسبت به الهامات خداوند

    آفرین به شما

    اما شرک در روابط

    سال 86 تا 94 با یه عزیزی دوست بودم

    سفر

    خونه همدیگه

    میومد خوابگاه پیشم

    میرفتم خوابگاه پیشش

    اون زمان ها فک میکردم خدا، البته اون شناخت من از خدا هیچ ربطی به الان نداشت

    خلاصه فک میکردم همه کس خودشه

    فک میکردم با حضور اون همه چی جوره

    اصلا چه غمی دارم وقتی اون هست

    همه تلاشم رو میکردم که نگهش دارم

    چرا؟

    چون کمبود شدید اصلا میتونم بگم فقرِ دوست داشته شدن داشتم

    و اون و خانواده اش خیلی بمن خدمات میدادن و منم به پاس این لطف ، خودم رو وقفش کرده بودم

    گاها متوجه می‌شدم درونم داره بیداد می‌کنه و حال درونم خوب نیست اما یه نقاب میذاشتم و پا میذاشتم رو درونم

    خلاصه

    کی بخوریم؟

    هر وقت تو بگی

    کی بپوشیم؟

    هر وقت تو بگی

    کی بریم سفر

    …..

    کی….

    کی بمیریم؟

    هر وقت تو بگی

    من بمعنی واقعی کلمه

    وقفش بودم

    اگر یه روز تا شب با هم ارتباط نمیگرفتیم، روز خدا شب نمیشد

    پیش میومد بخاطر چیزی گریه میکرد

    منم گریه میکردم بخاطر همدردی و یکی بودنم باهاش

    خلاصه زمونه چرخید و چرخید که یادمه یه روز رو کردم به سمتی و گفتم امام رضا الان فک میکنم به سمت توام

    گفتم امام رضا به اینجام رسیده میتونی یه کاری بکنی که سال به سال بشه من اینو نبینم؟

    میتونی یه کاری بکنی بگن 3 ماه بگذره و من صداشو نشنوم؟

    فک کن بقدری درونم از این وضع خسته شده بود که این درخواست رو دادم

    و این روند طی شد و من ارتباط رو بطور طی کات نمی‌کردم

    یه روز از خودم پرسیدم چرا فلانی رو دیگه کات نهایی نمیکنی؟

    پاسخ دادم چون خواهرش پزشکه و سوالات پزشکیمو جواب میده

    تازه وقتی این جواب رو دیدم متوجه به روزنه ای از شرکم شدم

    خدایا شکر بابت آگاهی این جلسه و این فایل ارزشمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1342 روز

    بنام تویی که هم جانی و هم جانان

    امروز صبح که بیدار شدم هدایت شدم به این فایل

    و اصلا نمیدونم باید چی بنویسم…..

    خدایا ای صاحب هر نوشته و قلمی بگو چیا بنویسم

    خدای مهربانم سپاس که اجازه دادی در مدار این آگاهی ها قرار بگیرم….

    کجاهارو تا حالا گشتم ،،،،،از چه جاهایی سرافکنده شدم چه جاهایب خورد شدم ،،،،در حالی که نمیدونستم صاحب همه چیز تویی……

    تو پناه منی و من در پی بقیه بودم…..

    اصل اصل اصل فقططططط یه چیزه توحید….

    توحید یعنی نقطه عطف رسیدن به همه چیزر

    به رابطه قشنگ

    به ثروت

    به سلامتی و حال خوش،،،،،،

    دنبال چی میگردیم ،محبت از کیا گدایی میکنیم

    سرمونو کجا خم میکنیم ،،،،،نقطه مقابل توحید ،،شرکه همونی که منبع تمامممم بدبختی هاست منبع تماممممم خورد شدن هاست ،،،،منبع تمام ترد شدن هاست…..

    وقتی به گذشته نگاه میکنم طناب بدبختی هارو میگیرم ،میرسم به شرک ،،،،،می بینم همون جاهایی که زمین خوردم بخاطره سنگ شرک بود که جلوی پام افتاده بود ،،،،،،

    خدای مهربونم

    بی مهری از منه ،،،،،

    اینکه هربار کمکم میکنی اما خواسته یا ناخواسته میرم سمت آدما ،،،مشکل از منه،،،،،،وگرنه خدا که همون خداست،،،،،،،

    خیلی روزا فکر میکردم ادما برام میمونن ،،،فارغ از اینکه اونااااا همیشه درومو خالی میکردن،،،،،،

    تنهااا چیزی که برام میموند شرمندگی از تو بود،،،،،

    من شرمنده تو ام عشق

    کمکم کن خدای خوبممممم که فقط روی تو حساب کنم نه آدما

    وقتی فقط روی تو حساب کنم

    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

    وقتی روی تو حساب کنم

    مهم نیست کیا رو به رومن تو کنارمی

    وقتی روی تو حساب کنم

    نیت آدما مهم نیست نتبجه به نفع منه

    چه خوبه روی تو حساب کردن

    از تو گفتن از تو حرف زدن……

    شکر خدای خوبم سپاس بخاطره همه چیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 0 روز

    تقریبا یکسال و نیم هست که با قانون جذب آشنا شدم و تقریبا شده تمام زندگی من توی این مدت به طرز عجیبی زندگیم تغییر کرده و ایمانم به خدا زیاد شده و جذبهای خیلی خیلی زیادی داشتم میخواستم از استاد عباسمنش عزیز تشکر کنم و اینکه بگم در واقع شاخ غول رو شما شکستید و راه رو برای ما هموار و راحت کردید خیلی خوشحالم که به جمع این خانواده پیوستم به امید روزی که همه انسانها حقیقت این دنیا رو متوجه بشن و به امید روزی که همه دوستان و همراهان این مسیر به تکاملی که خواسته شان هست برسن?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    رحیم خان گفته:
    مدت عضویت: 3766 روز

    سلام بر سید عزیز وبزرگوار :

    سید جان به جان عزیزت که ، تکه ای از آن نیروی برتر جهان است دلمان برایت هوایی شده . ?????????

    بگذار لری بگویم : ویرت میکم ( یعنی این مدتی است که فایل نمیگذاری دلمان برای صدات وصورتت یک ذره شده است )

    عزیز جان ؛ میدانم که سخت مشغول هستی ووقت نداری اما چون هر هفته یک فایل میگذاشتی عادت کرده ایم

    منتظرتیم بگو که داری در باره قرآن تمرکز میکنی …. به به چه تمرکزی .

    میدونی داداش ؛ من در خواب ترا رویت کردم ومتوجه شدم که چقدر روی موضوعی یا کاری که انجام میدی تمرکز داری وچقدر دقیق حواست جمع جمع است وخدا را شکر که در خوابمان از شما هم ، یاد میگیریم

    آری برادر جان ؛ از شمای عزیز یاد گرفتم که این خدای عزیز وتمام سیستمش ، در حال گسترش جهان در تماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ابعادش است . چقدر سخن زیبایی . چقدر بزرگ است .

    میدونی سید عزیز ؛ هر بار که فایلهایت را گوش میدهم من به این نتیجه رسیده ام که : باید درکش کنی وقشنگ حلاجیش کنی که این حرف چقدر معنی میدهد وچه باوری برای من نوعی دارد

    داشتم فایل رایگان ” خدا وثروت ” را گوش میدادم وچند روزی است که همش میخواهم معامله کنم که چکار کنم .

    ودیدم که شما کلام الهیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی را گفتید در این فایل . که شاید دها بار گوشش کرده بودم وچقدر آرامشی عجیب تمام وجودم را گرفت . کلامت این بود که :

    این خدا واین سیستمی که گذاشته است (وبه پیامبرش حضرت محمد”ص” آن رحمت للعالمین میگوید ؛ توهرگز تغییری در سنت من نخواهی یافت)

    در حال گسترش آن درتمام ابعادش است وهر کسی که در حال حرکت ودر پی خواسته هایش باشد مورد حمایت این سیستم است . سبحان الله

    خدایا شکرت که هوای همه را داری

    الهی ای جان جانان ؛ ای شادی وای آرامش قلب من وای حرارت دلهای پاک ، سپاسگزارم که هر لحظه دارم با تو عشق میکنم

    مهربانا ؛ وقتی تو را دارم مثل بنده ی خوبت عباسمنش ؛ این برادر عزیز من وساکن فلوریدا ؛ سراسر وجودم غرق در شادی وآرامش است وچه بهتر از این لحظات .

    درفایلی گفتی ؛ اگر این آموزهای من روی یک نفر تاثیر بگذارد من خیلی خوشحال میشوم ومیخواهم به شما بگویم از وقتی باشما واین خانواده واین ” خدا ” آشنا شدم ، سید عزیز ؛ زندگیم در تمام ابعادش در حال خوبی وزیبایی وشادی وآرامش است . ثروتم ؛ هرروز وهر روز ؛ به لطف این خدا وسیستمش در حال افزایش است

    آری برادر عزیزم ؛ سپاسگزار خدای عزیزم هستم به خاطر شما واین خانواده ی الهی ؛ اینجا ؛ بزرگترین دانشگاه موفقیت وشادی وآرامش است

    هرروز وهر زوز ، شرایط وموقیتها ؛ برای ثروتمند شدن من بیشتر وبیشتر میشود وچقدر این احساسی که من دارم عالیست که :

    خداوند معلم من است وعاشق رحیم است ودر جهانش بی نهایت نعمت وثروت وجود دارد . خدااااااااااااااااااااااایییییییییاااااااااااااااا شکرت

    بگذار سخن آخرم را مثل ابراهیم بت شکن بزنم : من بنده ی خدای عزیز ؛ در طول تمام زندگیم ، هیچ موقع وهیچ وقت ؛ از کمک ویاری ورحمت خدای عزیزم ، بی بهره و محروم نبوده ام

    سید جان ؛ عالی عالی هستم و باور کنید امسال تازه متولد شده ام

    در نور ورحمت خدای عزیزم هستم

    برادر جان ؛ بوسه میزنم بر دستانت وبر لبانت وبر فکرت وهمه وهمه ؛ که چنین گوشه ای وخالی وخطی از آن جمال وآن نور ونیروی بزرگ این جهان را واین سمفونی بزرگ خدای عزیزم را به تماشای ظهور میرسانید

    پایدار باشی واز دور بزرگترین عشق وشادی را برای خودم وشما میفرستم

    سپاسگزارم خداجونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
      • -
        رحیم خان گفته:
        مدت عضویت: 3766 روز

        سلام بر کیانی فر عزیز وبزرگ ؛ خواهش میکنم عزیز خداوند . تو هم پیش خدای عزیز ، خیلی عزیز هستی

        خدا وت عزت فره بیه . هی یکه نوشتید ؛ سیقت بام کلی انرژی گرتم خدا نکه خور جو . اینشاءالله هر جا که هیسی خدا یار ویاورت با .

        من هم در خرم آباد ساکنم .

        کر دوات وه دورت … ماشالا نور ده چهرت موآره .

        زنییت پر دح شکر وشیرینی با اینشالا

        ممنون که انژی وم دیییییییی

        خدا دیار سرت خوهر عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    داوود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3062 روز

    سلام استاد عزیز و بچه ها

    وایییی استاد من روزی ۴بار این فایل رو نگاه میکنم هر بار که نگاه میکنم میگم خدایا این فایل چی داره میگه بابا خدایا ینی هیچ کس نیست تو زندگی خودم خدایا فقط من هستم پس خدایا من تو این سالها چیکار میکردم خدایا ینی من خودم هرطور که بخوام میتونم زندیگم رو بسازم خدایا ینی این حرف ها واقعیت داره خدایا اینا واقعیت هست خدایا خومم نه بقیه خدایا خودمم نه جامعه نه ملت دیگه خدایا ینی من لنگ کسی یا چیزی نیستم خدایا پس من تا به حال چیکا میکردم خدایا ینی قرآنت واقعیت محض هست خدایا تو تو قرآن گفتی من هیزی رو که بخواید بهتون میدم خدایا هیچ کس هیچ قدرتی رو نداره خدایا تنها تو فقط قدرت داری خدایا من همیشه که ازت خواستم دادی خدایا حالا فهمیدم که میتونم خیلی ازت بخوام تازه تو خوشحال تر میشی خدایا پس تو عاشق منی خدایا تو برام همه کاری رو انجام میدی خدایا تو برام همه چیز و همه کس میشی خدایا زندگی من دلخواه منه نه بقیه آدما خدایا تو قدرت خلق دادی به من واییییییییییییی خدایا اینا واقیت واقعی تو هست واقعیت منه خدایا باورم نمیشه خدایا من الان باید چیکار کنم خدایا دارم بال در میارم خدایا من باید شاد باشم پس خدایا شکرت خدای واقعی شکرت خدایی که همه چیز هستی و میشی برا من خدایا شکرت خدایا شکرت تنها قدر تو هستی تو هم که با منی پس خدایا هر روز بیشتر میخوام از تو خوشبختی شادی عزت ثروت عشق امید تمام آرزوهام که سالها منتظرشون بودم خدایا شکرت که همه چیز منم خدایا شکرت که قدرت زندگی من دسته خومه خدایا هرچقدر شکرت کنم تمام نمیشه خدایا الان تمام وجودم رو عشق گرفته ٫ استاد بعد از یک هفته که دارم هر روز این فایل رو نگاه میکنم امشب یه حال دیگه بود نتونستم جلو خودم رو بگیرم که اینا رو ننویسم داشت از وجودم میزد بیرون٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫ خدا رو شکر

    خدایا اینا قدرته قدرت رسیدن به هر چیزی که بخوام جدا از هر عامل دیگه ای

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    زینب اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2059 روز

    🏵️پنجاه و چهارمین برگ از سفرنامه من

    به نام یگانه معبود همیشگی؛

    این برگ از سفرنامه‌ام رو با دیدگانی تار و پر شده از اشک می‌نویسم و از خود ردی همیشگی از این احساس ناب و خالصی که در تک تک سلول هایم رسوخ کرده، بجا می‌گذارم…

    همیشه بحث های توحیدی هستند که تونستند گونه های من رو خیس کنند، هرچیزی که به این اصل برگرده چه بسا که مستقیما از یگانه فرمانروای جهان صحبت بشه تنها زمانی هست که من نمی‌تونم احساس خودم رو کنترل کنم. وقتی به داستان آشنایی‌ام با استاد عباس‌منش فکر می‌کنم، می‌بینم حتی مسبب این آشنایی با برکت بواسطه میکس هایی از فایل های توحید عملی بود. خوب بخاطر دارم که برای اولین بار که این حرف ها رو می ‌شنیدم، گویی خاکستر بدنم با شعله های آتش بحث های توحیدی دوباره پرحرارت شده و قلبم از روی آرامش و جایگاه و قدرت ربّم به تپشی زیبا در می‌ آمد. من به معنای واقعی کلمه دیوااانه شدم، از صبح تا شب فقط به فایل های توحید عملی گوش میدادم و اشک می ‌ریختم و در پیشگاه خداوندم تسلیم میشدم و درحال حرف زدن با خدایی بودم که با این توصیفات و واقعیت هایی که استاد چشمان من رو بروی آنها باز کرد، انگار که تازه باهاش آشنا شدم. من معنای توحید (حقیقی) رو از شما یاد گرفتم درصورتی که هرسال مدرسه، کتاب های دینی داشتیم و داریم اما هیچکدووم تاکید می‌کنم هیچکدوم از آنها روی اصل به این مهمی که پایه و اساس هر موضوعی هست، تاکید و حتی یک اشاره‌ی کوچک هم نکردند!!! و من هنوز در تعجبم که چطور به فرعیات و جزئیات می‌پردازند.. در این مکتب بود که برای اولین بار از توحید می‌شنیدم، از حیاتی بودن این اصل در پیاده کردن آن در عمل. از خدا و معبودی که تا به حال انقدر زیبا و خواستنی، حتی یک نفر او را به من معرفی نکرده بود! حتی یکبار هم، حرف کسی باعث نشد من با عشق و از روی لذت بندگی همچین ربّی رو بجا بیارم چون همه‌ی حرف ها بوی ناخالصی می‌دادند! هیچکدوم حقیقی و از یک قلب خالص تراوش نمیشد، همه در حد حرف بودند. اما عمل، حرف دیگری برای گفتن داشت!!

    استاد درست میگید هرکسی که شرک بورزه، چوب اون رو هم دیر یا زود میخوره. من خوردم! خاطره‌ای از دقیقا دو سال پیش خودم دارم که دوست دارم بنویسم ازش که با خودم یادآوری کنم که دلیل اون تعجب ها و تخریب خاطر جمعی هایی که داشتم چی بود:

    من یکی از به ظاهر مهمترین پروژه ها برای مدرسه رو برداشته بودم و بجای حساب کردن روی خداوند و حمایت اون، روی خودم و کمک و حمایت های پدرم و مدرسه حساب کردم. و مدرسه روی من و امثال من حساب کرده بود.. با هر صحبت بوی شرک می‌آمد احساسم بد میشد و گاها استرس میگرفتم از اینکه همه روی من و توانایی هام حساب میکنن اما مطمئن بودم که با این همه بستری که فراهم شده دیگه همه چیز تمومه! همه چیز به نفع من پیش میره.. غرور از اینکه من چیزهایی رو بلدم که خیلی از هم‌سن های من توانایی درک آن را هم ندارند، حمایت های گسترده مالی پدرم، امیدهایی که به عوامل بیرونی مثل منابع و اساتید و… داشتم، بجای اینکه اعتبار وجود اون ها رو بخاطر وجود الله ‌یی که به من نزدیکه بدم، با منطق ذهنم روی عوامل بیرونی حساب میکردم (هرچند که با مسائل و نگاه توحیدی آشنا نبودم). و من نتیجه‌اش رو هم خوب دیدم! خوب دیدم که چطور تمام اشتیاقم رو از دست دادم و بجای اون فقط ترس، استرس و اضطراب و احساس بد به پروسه‌ای که با عشق و لذت شروعش کرده بودم، بر ذهنم غلبه کرد. که اگر نتونم فلانی رو راضی کنم چی؟ بقیه روی من حساب کردن، پدرم منتظره نتیجه حمایت هاش رو ببینه و… و بر حسب قانون (احساس بد=اتفاقات بد) ، نشانه هایی اومدن که همه چیز داشت به طور عجیبی با بازدهی کمی جلو میرفت! وجودم پر از ترس و تردید شد و به دلیلش فکر میکردم که خداوند هدایتم کرد و از طریق یکی از دستانش، فایل های توحید عملی استاد به دستم رسیدند و من تمام روز ها رو بدون استثناء هر شب و هر روز به اون ها گوش میدادم، اشک می‌ریختم و جوابم رو گرفتم!

    خداوند خیلی منو دوست داشت که با شما آشنام کرد در این سن، خداوند خیلیی منو دوست داشت که از طریق بهترین دستانش من رو با این اصول آشنا کرد، هدایتم کرد و بهم آگاهی بخشید. من ریشه یابی کردم رفتارام رو و همه در یک کلمه خلاصه میشد. شرک! من با توحیدی نبودن، نه تنها ضربه خوردم و نتیجه‌اش رو قشنگ دیدم بلکه اعتماد به نفسی که از متصل بودن به منبع هم ناشی میشد رو از دست دادم!!! تمام اون عوامل بیرونی رو هم..! و تا این موضوع رو فهمیدم کنار کشیدم از اون پروسه. سر و صدا شد برای دلیل این کارم اما با خودم عهد کردم که تا زمانی باورهای توحیدی من درست نشن و خودم و خدای خودم رو بهتر نشناختم اون پروسه جانبی رو ادامه نمیدم و از اون زمان به بعد فقط روی فایل های استاد، شناختن خودم و خدام، درک قوانین خداوند و فکر کردن به اینکه چطور عملی کنم اونها رو تمرکز کردم.

    قلبم خیلی با این مباحث توحیدی ارتباط برقرار میکنه و هر زمان که می‌شنوم، دریچه هاش باز میشه، دیگه خودم نمیتونم باشم، اشکهام ناخودآگاه سراریز میشه و فقط تسلیم میشم فقط تسلیم میشم. دوباره به یاد میارم اصل رو، دوباره به خودم میگم دلیل اون همه افتخاراتی که تا به الان تونستم بدست بیارم، همه بخاطر خدای خاص من هست. من عااشق و دیوانه این جمله تون شدم استاد: “نه به خاطر اینکه من آدم خاصی هستم بخاطر اینکه خدای من خدای خاصیِ.” از زمانی که شروع کردم به درک بهتر این خدای خاص، اتفاقات خاصی در درونم افتاده و نشانه های اون رو در بیرون می‌بینم، اتفاقات خاصی که من میتونم فقط درک شون کنم و درون من رو زیر و رو میکنه از این هدایت های خاص به افراد خاص، به شرایط خاص، به الگوهای خاص، به رویاهای خاص، به آهنگ ها و فیلم های خاص… و من خالصانه سپاسگزار شما استاد نازنینم هستم که خداوند از طریق شما با من درباره این موارد صحبت میکنه. فایل های توحید عملی خودشون به عنوان یک دوره هستند! ارزش این فایل ها، آگاهی ها و پیام هایی که در بر دارند خیلی بیشتر از چیزی هست که به ما اضافه می‌کنند و سپاسگزارم استاد که این فایل ها رو با ما رایگان و با عشق به اشتراک می‌گذارید. هر زمان که به این فایل ها گوش می‌کنم، قلبم آروم میشه، دوباره ذهنم آماده میشه و شجاع تر میشم. خیلیی شجاع میشم، فقط با یادآوری خدایی که در منه و همیشه با منه و همه چیز رو در تمام ابعادش به بهترین شکل مدیریت میکنه:)

    ‘آیا خداوند برای بندگانش کافی نیست؟’

    ‘با خدا باش و پادشاهی کن / بی خدا باش و هرچه خواهی کن’

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1779 روز

    به نام تنهاقدرت جهان هستی

    سلام دوستان عزیزم

    ردپای من درفایل54سفرنامه

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    ـــــــــــــــ

    خدایا تنها تو را می پرستیم و بندگی می کنیم و تنها از تو کمک می خواهیم

    (سوره الفاتحه، آیه 5)

    وقتی درمسیردرست هستی واحساس خوبی داری هراتفاقی به نفع تورخ میده هرکسی تهدیدت کنه اون تهدیدبه نفع تویه وباعث ثروت ونعمت بیشتربرای تومیشود

    یادگرفتیم روی ادم هاحساب نکنیم

    یادگرفتیم که اصل روازفرع تشخیص بدیم

    باورهای توحیدی

    اصلااین فایل های توحیدی یک چیزدیگس وادم دوست داره ساعت هااین فایل های توحیدی روگوش بده اصلایک دنیای دیگس

    همین امشب داشتم سریال حضرت یوسف رومیدیدم که چطوراززندان عزیزمصرشدوقتی فقط روی خداوندحساب بازکردووقتی هم که روی کسی به جزخداوندحساب بازکردبرای ازادیش چندسال بیشتردرزندان موندچون شرک ورزیدوروی عوامل بیرونی حساب بازکرد

    تمام زندگی مابرمیگرده به توحیدوقتی این ورست بشه ماهدایت میشیم به مسیرهای بهتر

    خودمشتریهادنبال مامیان فروشمون بیشترمیشه وقتی خدامیگه مرابخوانبدتااجابت کنم شمارا

    وقتی باورش داشته باشیم

    99درصدمردم دنبال عوامل بیرونی وفرعیاتندکه دلاربیادبالایاپایین یارییس جمهورچه دستوری میخوادبده تازندگیشون عوض بشه

    خداوندمیگه من تمام گناهان رامیبخشم به جزشرک

    افکارشرک الودکه ترسه وتهدیه وقدرت دارن به رییس کارخونه رییس مجلس پدرمادروغیره

    بایدباورداشته باشیم که خداوندقدرت خلق کنندگی زندگی ماروبه ماداده پس عوامل بیرونی هیچ تاثیری درزندگی ماندارندمثل پدرجامعه اقوام وووایندخودمون هستیم که باافکاروباورهامون داریم زندگیمون روخلق میکنیم

    .

    خداوندبه ماظلم نمیکنه این خودمون هستیم که داریم به خودمون ظلم میکنیم

    خدایاازت میخوام که فقط وفقط روی توحساب کنم وتنهاازتویاری بجویم وتنهاتورابپرستم وفقط به تووابسطه باشم

    خدایاازت میخوام که باورت کنم وتوحیدی ترشوم وتوراتنهاقدرت جهان هستی بدونم وهمه چی روازتوبخوام ودیگران رودستانی ازطرف توبدونم که به کمک من اومدند

    الهی امین

    شادوموفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    من محو خدایم و خدا آن منست

    هر سوش مجوئید که در جان منست

    سلطان منم و غلط نمایم بشما

    گویم که کسی هست که سلطان منست

    سلام به استاد گرانقدرم ومریم بانوی عزیزم

    و همه دوستانِ جان در این محفل توحیدی

    خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت زندگیه زیبایم زیر سایه امن ایمان به خودش که چقدر سبکبال و رها شده ام ،چقدر لذّت بخشه در لحظه

    عاشقانه زندگی کردن مثل همین لحظه که

    عزیزدلم با چای خوشرنگی که برایم می آورد کلی

    ذوق می کنم و او با دستان مهربانش، دستانم‌ را می گیرد و بوسه ای بر آنها می نشاند و من فقط خداروشکر می کنم.

    این زندگی نتیجه همان باورهای توحیدی است که

    به زیبایی از استاد آموختم و سعی کردم هر لحظه آن را در هر شرایطی ، پایدار نگه دارم و به جایی رسیدم که دیگر برای انجام عالی تر کارهایم ،هر خواسته ای را که داشتم ،حتی مثلا فلان‌کار را دلم می خواست عزیزدلم با عشق انجام دهد و یا بشود آن طور که هر روز رابطه مان عالی تر و عاشقانه تر شود

    یا مثلا ،من خلوتی و سبکی خانه رو دوست داشتم

    و او تقریبا شلوغی اما این رابطه زمانی عالی و عالی تر شد که من فقط با خداوند

    صحبت می کردم و موارد ذکر شده در بالا را از خداوند می خواستم و یه جورایی خیالم راحت بود و او چه زیبا همه چیز را جفت و جور می کرد چون

    نه بحثی بود و نه التماس و خواهشی به طرف مقابلم

    من فقط با خداوند مذاکره می کردم و او هم

    می فرمود خیالت راحت انجام شده بدان ،

    خداوند

    از نیّت دلم با خبر بود پس او صلاح مرا بهتر از

    خودم می دانست و

    مصطفی کم‌کم شد آن کسی که من دوست داشتم و من هم شدم اون کسی که به روند روبه رشد روابطش کمک می کند با هدایت های خداوند و

    امروز رابطه مان از هر نظر که نگاه می کنم بی نظیر شده و این همان یاری گرفتن از

    خداوند می‌باشد و چقدر شیرین و دلچسب است

    که در مسیر درست دست در دستان خداوند مهربان به پیش بروی و هر چه می خواهی تنها از خودش طلب کنی و یه جورایی دیگر درگیری ذهنی هم نداری و آرام هستی و اعتماد و ایمانت سبب

    می شود که فقط از زیبایی های زندگیت لذّت ببری

    از بودن در این مسیر توحیدی و با عشق ادامه

    دادن و آگاهانه رفتارکردن و عملکردهای

    خداپسندانه داشتن ….

    گفتگوهای درونیت هم همه اش حول و حوش توحید است مثلا در هر موردی می گویی :

    خواست خدا نبوده و یا خواست خدا بوده است

    خداوند خیر برایت مقدر کرده است

    این مسئله آمده تا درجه ایمانت سنجیده شود

    خداوند هر لحظه با من است و از درونم آگاه و مرا هدایت و حمایت و راهنمایی می کند

    و از این‌نمونه گفتگوها که چقدر به آرامش و احساس عالیم کمک بسزایی کرده است .

    واقعا تصورش را کن که سروکارت با رئیس ،قاضی ،فروشنده،خریدار و یا هربنده خدایی دیگر

    می اُفتد اما تو قبلا مذاکرات خود را با خداوند انجام داده ای و واقعی به خودش می سپاری و او هم چنان برایت زیبا می چیند که فکرش را هم نمی کنی ،

    تو از درون آرامی چون باور الخیرفی ماوقع را خوووب

    آموخته ای از استاد توحیدیت ای جوووونم

    بخدا که همین است صددرصد بسپارو چون

    پرنده ای رها باش بدون ترس از هر عوامل بیرونی

    که شکارش کند اما او عشق پرواز در وجودش است

    ما هم عشق به خداوند و ایمان واعتماد و توکل در وجودمان هست در سرشت مان

    پس شعر زیبا و قابل تامل ملاصدرا را باید

    به گوشه گوشه قلب مان آویزان کنیم و در عمل

    از آن استفاده تا نتایج معجزه وارتوحیدش را در جای جای وجود و زندگی مان به نظاره بنشینیم……

    ملاصدرا می گوید :خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان

    • اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید،

    و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،

    و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،

    و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،

    و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود…

    پــدر می‌شود یتیمان را و مادر..

    برادر می‌شود محتاجان برادری را.

    همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.

    طفل می‌شود عقیمان را.

    امید می‌شود ناامیدان را.

    راه می‌شود گم‌گشتگان را.

    نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.

    شمشیر می‌شود رزمندگان را.

    عصا می‌شود پیران را.

    عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را…

    خداوند همه چیز می‌شود همه کس را.

    به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛

    به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.

    بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!

    و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،

    و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،

    و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار…

    و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!

    چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما،

    با کاسه‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند و بر بند تاب،با کودکانتان تاب می‌خورد،

    و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

    و “در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند”

    مگر از زندگی چه می‌خواهید،

    که در خدایی خدا یافت نمی‌شود، که به شیطان پناه می‌برید؟

    که در عشق یافت نمی‌شود، که به نفرت پناه می‌برید؟

    که در سلامت یافت نمی‌شود که به خلاف پناه می‌برید؟

    قلب‌هایتان را از حقارت کینه تهی کنیدو با عظمت عشق پر کنید.

    زیرا که عشق چون عقاب است. بالا می‌پرد و دور…

    بی اعتنا به حقیران ِ در روح.

    کینه چون لاشخور و کرکس است.

    کوتاه می‌پرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد.

    بـرای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط.

    برای لاشخور،خوبترین،جسدی ست متلاشی

    پس چون عقاب هرلحظه عشق را با خودش تجربه کنیم‌و به مدارهای بالا و بالاتر برویم ….

    و به خودم می گویم مریم جان

    می خواهی رابطه ات با همسرت عالی تر شود

    رابطه ات را با خداوند عالی کن

    می خواهی زندگیت پرازخیروبرکت و سلامتی شود

    رابطه ات را با خداوند عالی کن

    می خواهی کسب و کارتان رونق بگیرد و روز به روز رشدوپیشرفت داشته باشی

    رابطه ات را با خداوند عالی کن

    می خواهی در اداره ای، کاری به راحتی انجام شود

    رابطه‌ ات را با خداوند عالی کن

    و بی نهایت موارد دیگر

    تو تنها باید دل به گرو او ببندی تا دلت را به دریایی از آرامش تبدیل کند و تمام نعمت هایش را به پایت بریزد تا معنای واقعی توحید را با تمام

    تاروپود وجودت درک کنی و زندگی کنی …..

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق به همتون عزیزانم

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: