اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
استاد عزیزم به برکت دوره سلامتی من امروز صبح ساعت 5 و نیم صبح بیدار شدم رفتم توی حیاط ماه زیبا رو توی آسمون دیدم و تک ستاره ای که با تجلی سپیده دم هنوز توی آسمان بود از هوای خنک صبجگاهی لذت بردم حیاط رو تمیز کردم و ی فایل از دوره دوازده قدم رو به صورت هدایتی از خدا خواستم همون چیزی که لازم بود با توجه به حال و های دیشبم لازم بود که گوش بدم
بعدش نشتم پای قدم پنجم و جلسه پنجم رو که دیروز شروع کرده بودم رو نکته برداری کردم و تمومش کردم و بعدش رفتم با عشق برای خواهرزادم از برکتی که خداوند داره وارد زندگیم میکنه خرید کردم این شده کار همیشگی من که از ثروتی که خداوند داره وارد حسابم میکننه بخشی رو با عشق خرج میکنم چون میدونم چند برابرش به حسابم ر میگرده .بعدش ی قهوه ای برای خودم درست کردم و نشستم که ی فایل توحیدی کار کنم قلبم من رو دوباره کشوند سمت این فایل و الان دارم با عشق و با چشمانی اشک بار گوش میدم و مینویسم کلام خدا رو که بر زبان شما جاری شده دوست دارم بارها و باها گوش بدم و بنویسم نکاتی رو که شما در مورد توحید میگین در مورد اصل بودنش در مورد سنگ بنا بودنش در مورد ستون محکم بودنش تا یادم نره که از وقتی که سعی کردم به این اصل توجه کنم و بنار ظرفیت وجودی خودم بهش عمل کنم چقدر همه چیز خوب شده چقدر زندیگیم زیبا شده .چقدر دارم لمس میکنم زندگی با لذت رو .الان دارم درک میکنم که وقتی میگفتین اگر توحید درست بشه یعنی چه .اگر ما باورهای توحیدی در خودمون ایجاد کنیم زندگی عالی میشه یعنی چی .
اینم نکاتی که برای خودم مینویسم بارها و بارها که حواسم باشه از چه مسیری اومدم که الان اینجام :
توحید اصل و اساس قرآنه
اگر ما باورهای توحیدی در خودمون ایجاد کنیم زندگی عالی میشه
قرآن در مورد توحید در مورد ایمان در مورد توکل صحبت میکنه نه مسایل معیشتی پیامبران : بله استاد عزیزم من بعد از چهل سال غفلت از قرآن برای اولین بار خوندم این کتاب هدایت رو و الان تصدیق میکنم این حرفهای شما رو.تا زمانی که نخونده بودم همش رو میگفتم چون شما میگین حتما همین طوره .اما الان که دارم برای دومین بار میخونم خودم به یقین رسیدم که همینه و جز این نیست
اگر ایمان و توحید درست بشه مسایل مالی درست میشه : این رو هم دارم تجربه میکنم استاد عزیزم که از وقتی که سعی کردم قدرت رو بدم به خدای خودم در زمینه رزق و روزی خداوند داره از طریق دستانش حساب رو پر میکنه به اندازه ی ایمانم به اندازه ظرف وجودیم ظرفی که نسبت به 3 سال قبل بزرگتر شده کمی و به همون اندازه هم ورودی مالی بزرگتر شده .
خداوند تنها قدرت و مالک این جهانه و قدرت بی انتهای خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده
هیچکسی ذره ای تاثیری روی زندگی ما نداره چه در جهت مثبت چه در جهت منفی : توی این زمینه هم من آدم خیلی ترسو و محافظه کاری بودم و همیشه سعی میکردم جوری رفتار کنم و صحبت کنم که به کسی برنخوره حتی اگر میدونستم داره اشتباه میکنه چون فکر میکردم میتونن روی زندگیم تاثیر بزارن اما خدا رو شکر الن خیلی بهتر شدم. به آدم ها احترام میزارم با هر دیدگاهی اما بهشون باج نمیدم
داشتن دیدگاه توحیدی باعث میشه که نتایج آدم ها متفاوت بشه
هیچ کس تاثیری روی زندگی ما نداره مگر اینکه ما این رو باور کنیم
ما هر کدوم داریم توی ی دنیای مجزایی داریم زندگی میکنیم که با باورها و افکار خودمون شکل میگیره
هر گونه ترس و نگرانی یعنی شرک
توحید و شرک هیچ وقت مطلق نیست
اگر پیشرفتی وجود نداره یعنی ی مانعی در درون ماست که نمیذاره
نگاه توحیدی فارغ از دین و مذهبه ی چیز درونیه
نگاه توحیدی یعنی نگاه ابراهیمی فقط خودت و خدای خودت
جریان ثروت و تعمت ی جریان طبیعی و دائمیه مگر اینکه ما با باورهای شرک آلود جلوش رو بگیریم
اگر در مسیر توحید باشیم هر اتفاقی در نهایت به نفع ما میشه
ذَٰلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ(آل عمران 182): این عذاب به خاطر کارهایی است که به دست خود پیش فرستادید، و خدا هرگز در حق بندگان ستم نخواهد کرد
وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ لَمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَمَا زَادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبِیبٍ ﴿۱۰۱هود ﴾و ما به آنان ستم نکردیم ولى آنان به خودشان ستم کردند پس چون فرمان پروردگارت آمد خدایانى که به جاى خدا[ى حقیقى] مى خواندند هیچ به کارشان نیامد و جز بر هلاکت آنان نیفزود
وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ: ﴿۱۳جاثیه﴾ و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعا در این [امر] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است
هدایت میکنه متوکل کنندگان رو و دوست داره اونها رو:
وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا: و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان میسازد و بر هر چیز قدر و اندازهای مقرّر داشته است(طلاق 3)
ای پیامبر! پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می شدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن، و برای آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
ممکن است به سبب آنکه [دشمنان] می گویند: چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشته ای همراهش نیامده؟ برخی از آنچه را به تو وحی می شود ترک کنی و سینه ات [از ابلاغ و اظهار آن] تنگ شود [به سبب موضع گیری های دشمنان از ابلاغ پیام حق خودداری مکن] تو فقط بیم دهنده ای و خدا بر هر چیز نگهبان است. (۱۲)
بلکه [در برابر همه قرآن می ایستند و] می گویند: او این قرآن را از نزد خود ساخته [و به خدا نسبت می دهد] بگو: اگر راستگویید، شما هم ده سوره مانند آن بیاورید و هر کس را غیر خدا می توانید، به یاری خود دعوت کنید. (۱۳)
پس اگر آنان دعوت شما را اجابت نکردند [که هرگز اجابت نمیکنند] بدانید که آنچه نازل شده به دانش خداست وهیچ معبودی جز او نیست، پس آیا تسلیم [حق] می شوید؟ (۱۴)
کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور کامل در [همین] دنیا به آنان می دهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد. (۱۵)
اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کرده اند، در آخرت تباه و بی اثر میشود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام می دادند، باطل است. (۱۶)
سلام دوست عزیزم اکرم خانم .مرسی از نظر لطفتون. بله دوستم خوبم من خودم هم میدونم این آیه در مورد خواستن دنیاست ولی با این دید این رو نوشتم که خداوند همون چیزی رو به ما میده که میخوایم.اگر طالب دنیا باشیم توی همین دنیا همه چیزهایی رو که میخوایم رو بهمون میده و دریغ نمیکنه .
نمیدونم از کجا شروع کنم چون حتی جرأت کامنت گذاشتنم نداشتم ولی دیگه با دیدن این فایل زدم به سیم آخر.
یک سال و خوردی هست که من عضو سایت استاد عزیز هستم و خدا رو شکر میکنم که تو این مدار قرار گرفتم و از خواهر عزیزم ممنونم که سایت استاد رو معرفی کرد
پدر من کشاورز بزرگی توی قم هست که یکی از زمین های کشاورزیش 300 هکتار هست و دامداریهای صنعتی،که من هم از ده سالگی که پدرم دامداری شروع کرد پیش پدرم مشغول کار شدم تا بعد از ترک تحصیل به طور جدی مشغول بودم عاشق کار کشاورزی ودامداری به دلیل کار زیاد تجربه دار در همه زمینه های فنی حتی جوشکاری و لوله کشی و…. متخصص شده بودم ولی پدرم موافق حقوق دادن نبود و میگفت هرچی هست باهم میخوریم از این حرفا و اصلا به حرفش عمل نمیکرد و از روش و رفتارهای پدرم ناراحت بودم وهمین باعث نارضایتی در کارم بود تا اینکه ازدواج کردم و با یه دعواهایی راضی شد که ماهی هفتصدهزار تومن بده تا خدا بهم بچه داد که خدارو شکر میکنم،بعد حقوقم شد یک ملیون واقعا خیلی بیش از حد کم بود(سال1395) اون کارایی که من میکردم حداقل باید ده ملیون میگرفتم ولی حتی پدرم همون یه تومن هم بهم نمیداد دیگه خسته شدم و شرایط خیلی برام سخت شده بود ولی به خدا اعتقاد عجیبی داشتم تا اینکه جرأت پیدا کردم کلا از قم مهاجرت کردم به شمال وپدرم بهم میگفت تو هیچی نمیشی و خیلی حرفای نامربوط دیگه خلاصه با خانومم و بچه دو ماه با دو ملیون پول که هشتصد تومون دادم به کامیون بقیشم خرج خونه و اجاره شد یواش یواش زندگیم خیلی بهتر از قبل شدولی پدرم به خواطر جدا شدن ازش باهام قهر بود تا اینکه خواهرم استاد معرفی کرد گفت خودش درست میشه منم اول زیاد محل ندادم ولی بعدا رفتم فایل صوتی استاد شروع کردم به گوش دادن تا اینکه اول حالم خوب شد اصلا یه جور دیگه ای شدم واقعا حرفای استاد اشکم رو در میاورد مو به بدنم سیخ میشد و یاد حرفای پدرم میفتادم که میگفت هیچی نمیشی ولی من به قول استاد تمام چیزای منفی رو از خودم دور کردم تا اینکه آدم های جدید وارد زندگیم شدن و کارم ارتقاء پیدا کرد اخلاقم خیلی بهتر شد شاد تر شدم وضعیت مالیم بهتر شد خیلی چیزای خوبی که کنارم بود نمیدیدم به چشمم اومدن اعتماد به نفسم خیلی بهتر شد ماشین خریدم من که اصلا قدرت خرید نداشتم و جالب تر اینکه پدرم خودش زنگ زد بهم باهام حرف زد خیلی جالب بود تعجب کرده بودم و زندگیم همینطور رو به پیشرفت بود منم فکر میکردم تموم شد همه چی خوب شد کمتر گوش میکردم به استاد تا دوباره دیدم همه چیز برام وایساد پیشرفت آنچنانی نداشتم و برای کمک به پدرم رفتم قم که چند روزی کمکش کنم که توی قم پشه سالک بهم زد که حداقل زمان درمانش با واکسن و اذت یک سال طول میکشه به همین دلیل اسمش پشه سالک هست یک روز دوباره خواهرم دیدم گفت چیکار میکنی با استاد حالت چطوره درباره سلامتی از این چیزا حرف زد که خودش با حرف های استاد تنگی نفسش خوب شده بود بعد فکر کردم تا اینکه به جای اینکه به کارای بیهوده برسم خوب حداقل یک ساعت به فایلای استاد گوش میدم که چند ماه پیش بود به شدت از اول شروع کردم ب گوش دادن با دقت بیشتر قوی تر با تعهد بیشتر تو راه سرکار برگشت به خونه به جا دیدن تلوزیون فایل گوش میکردم و واقعا ایندفعه خیلی عالی تر شدم اتفاقای بهتری برام افتاد و زخم پشه سالک تو سه ماه داره خوب میشه الان یه دختر پنج ساله دارم یه پسر پنج ماهه که برای فرزند دوم تو قرعه کشی ایران خودرو ماشین برنده شدیم که تونسنم خیلی راحت 90ملیون بدم من که یه روزی آرزو داشتم 500تومن تو جیبم باشه والان شغلم کشاورزی کار با تراکتور وساختن ادوات کشاورزی توی شمال و حتی زنبورم دارم خودم باورم نمیشه آدمای جدید پول بیشتر و تمام اینا باعث شده که ارتباطم با خدا از قبل خیلی بهتر شده دل جرأت پیدا کردم و این عکسی که تو پروفایلم گذاشتم کنار ماشین ماشین فورد عکس گرفتم نمیدونم برای کیه ولی ی روز میخرمش چون عاشقشم گذاشتم تا اینکه هی ببینمش قوی تر محکم تر بچسبم به زندگی یکی از رویاهام اینه که یکی از کشاورزای موفق آمریکا باشم و مطمئن هستم که میشم و خدارو شکر میکنم.
خیلی دوست داشتم کامنت بزارم ولی جرأت نمیکردم تا اینکه خواستم فایل استاد رو گوش بدم شانسی دستم خورد روی فایل تصویری گفتم حالا که اومد میبینم دیگه و دیدم و چقدر استاد محکم حرف میزنه چقدر عالی حرف میزنه همین باعث شد که کامنت بزارم از این به بعد تمام تصویری هارو میخوام ببینم چون صداقتی که تو صورت استاد هست بیشتر منو مجاب میکنه خدا شکرت که توی مدار استاد قرار گرفتم
تقریبا همه فایل هارو دانلود کردم گاهی هم توی سایت یک فایل چشمک میزنه و میگه سراغ من بیا
هدایت به سری فایل های توحید عملی جواب درخاست من بود
برای از بین ترس هایی که برای خودم ساخته بودم و چون قبلا چند بار تکرار شده بود برام منطقی شده بود
از وقتی که فایل اول الگو های تکرار شونده رو گذاشتید من سعی کردم باور مربوط بهش رو پیدا کنم و پیدا هم کردم و روش کار کردم و نتیجه عالی داشت
و حالا برای تثبیت نتیجه هدایت شدم به این سری فایل ها
دیروز با فایل گفتگو با دوستان شماره 37 و صحبت های سحر و رزا شروع شد فایل رو چند بار گوش کردم و کامنت هارو خوندم ، من این فایل رو قبلا هم گوش داده بودم و شاید اگر میدونستم فایل 37 همون فایل رزا هست میگفتم تازگی ها گوشش دادم میرفتم سراغ یک فایل دیگه اما چون تصویریش رو ندیده نمیدونستم و دوباره فایل رو دیدم و این بار هم همونقدر اگر نگم بیشتر به من کمک کرد
و بعد از اون امروز این فایل رو دیدم چند بار گوش کردم و کامنت هارو خوندم
و تمرین ساختم و انجام دادم
اگر میتونستم فقط یه چیز رو از استاد برای خودم کپی کنم اون توحید میبود
قبلا ها برام جالب بود که چرا سعدی و حافط عاشق خدا میشدن و چرا این عشق رو به باده شراب توصیف میکردن
حالا میفهمم
این همون تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی هست
تازه من فقط اندکی اشنا شدم و سعی میکنم تا ابد سعی میکنم بیشتر و بیشتر اشنا بشم
شاید یارای پیامبر و مسیح و .. هم حس و حال مارو داشتن
خاطره ای که یکی از اعضا در مورد حساب نکردن روی کسی گفته بود برای من خیلی جالب بود و کلا خیلی علاقه دارم به کامنت هایی که به شکل خاطره یا مثال هست
من هم مثال خودم رو از حساب کردن روی خدا میگم
پنج یا شش سال پیش بود من کلاس دهم بودم و تازه با استاد عباسمنش اشنا شده بودم
یه مقدار پولی جمع کرده بودم که برای خودم گوشی بخرم و یه مقداری هم پدرم بهش اضافه کرد و من رفتم مغازه هارو گشتم اما اون مدلی که میخاستم با اون قیمت نبود
یادم نیست قیمتش چقدر بود اما میدونم حساب کرده بودم به اندازه حقوق یک ماه یک کارمند بود
و ما هم نه وضع مالی چندان توپی داشتیم نه من اصلا میخاستم از پدر کمک بگیرم
من تمام مغازه هارو گشتم اما نه تنها اون مدل بخصوص گیرم نیومده بود چیز دیگه ای که خوشم بیاد هم به چشمم نخورد
یه هو به نظرم رسید یک پاساژ که بیشتر کارشون تعمیرات هست رو هم برم داخل رفتم رفتم رفتم تا انتهای پاساژ درحالی که 10 20 تا مغازه رو رد کرده بودم یکی رو رفتم تو و پرسیدم این رنج قیمت چی دارید
گفت فلان مدل و فلان مدل رو داریم یه دونه فلان مدل هم هست
باورم نمیشد همون مدلی که من رویاش هم برام بزرگ بود رو گفت و همون رو خریدم اومدم بیرون
اون مدلی که من با یک سوم یا یک چهارم قیمت خریدم تا وند سال بعدش هم از مدل های همون سال عملکرد بهتری داشت
تا اینجا ممکنه عادی به نظر برسه
هرچند اون موقع برای منه 16 17 ساله خیلی نتیجه بزرگی بود
اما نکته اصلی رویکی چند سال بعد فهمیدم زمانی که دوباره گذرم به اونجا افتاد
حالا دیگه وضع مالیم خیلی تغیر کرده بود و زمین تا اسمون به لطف خدا با اون موقع فرق داشتم و خاستم برم احوالش رو بپرسم
دیدم یه نفر دیگه تو مغازش نشسته سراغش رو گرفتم گفتن ازش پول میخای ؟ گفتم نه اومدم احوالش رو بپرسم
گفتن ببین پسر جون تو تنها کسی نیستی که این ادم بهش ضرر زده ، هر کسی رفته تو اون مغازه این سارو کلاهش رو برداشته و الان هم فرار کرده
—-
جالب نیست ؟ یکی که کلاه همرو برمیداره برای یکی دیگه در رحمت خدا میشه
—-
قرآن:
1. “و هر کس به خدا اعتماد کند، او برایش کافی است” (سوره طلاق، آیه 3)
2. “و هر کس از خدا بترسد، او را راهی بیرون میکند و از جایی که انتظارش ندارد روزیاش میدهد” (سوره طلاق، آیه 2-3)
3. “و هر کس به خدا توکل کند، او برایش کافی است” (سوره طلاق، آیه 3)
انجیل:
1. “با تمام قلبت به خدا اعتماد کن و بر فهم خودت تکیه نکن؛ در همهی راههای خود به او تسلیم شو، تا او راههایت را صاف میکند” (امثال سلیمان، فصل 3، آیه 5-6)
2. “راهت را به خدا واگذار و به او اعتماد کن؛ او این کار را میکند: پاداش عادلانهات را مانند نور صبح درخشان میسازد و عدالت تو را مانند آفتاب ظهر نمایان میکند” (مزامیر، فصل 37، آیه 5-6)
3. “اما خوشابری برای کسی است که به خدا اعتماد کند و اعتمادش به او باشد؛ او شبیه به درختی است که در کنار آب کاشته شده و ریشههایش به سوی جریان آب میروند؛ هرگز از گرمای هوا نمیترسد و برگهایش همیشه سبز است؛ در سال خشکی نیز نگرانی ندارد و همیشه میوه میدهد” (ارمیا، فصل 17، آیه 7-8)
فایلی در ادامه و تکامل فایل چه کسی مالک توست؟ ، یک فایل توحیدی عالی ، فایل توحید عملی شش
روز قبل از شنیدن مجدد این فایل، سوره ی فاطر رو خوندم و از شدت توحید و آگاهی و وجود قانون در این سوره فقط اشکهام جاری شد و غرق لذتی وصف ناپذیر شدم.
وقتی این فایل رو شنیدم ، که بازهم استاد یادآوری کردن که همه ی قدرت خلق زندگیمون فقط با خدای یکتاست و همون خدا این قدرت رو به خودمون با فرکانسهامون و توجهات و باورهامون داده. فقط به یاد آیات قرآن افتادم. الله اکبر
یعنی هیچ کس به اندازه ی سر سوزنی نمیتونه به سود یا ضرر ما عمل کنه و تاثیری مثبت یا منفی در زندگی ما داشته باشه ، مگر اینکه خودمون باور کنیم و اجازه بدیم.
و من دقیقا عین همین موضوع ،توحید خالص رو در سوره ی فاطر دیدم و چقدر زیبا این آگاهی و توحید رو در کل قرآن به یاد آوردم. جایی که خداوند به پیامبر میفرماید فقط به من توکل کن ، که من برای تو کافی هستم ، دقیقا همون موضوع توکل کردن به خداوند در همه ی کارها هست و اینکه روی هیچ کسی به اندازه ی سر سوزنی حساب نکنیم و حساب هم نبریم چون تا وقتی ما با باورمون اجازه ندهیم ، کسی نمیتونه کاری بکنه ، پس در هر حالی باید فقط به خدا توکل کرد و آرام و رها بود ، چون خداوند برای ما کافیست و وعده ی خداوند ،تنها وعده ای هست که راست است.
در سوره ی فاطر خداوند میفرماید: مگر ما از زمین آسمان برای شما نعمت نازل نکردیم ، پس چرا به سوی باطل میروید؟
و بازم میگن: اگر خداوند سودی رو برای کسی بخواد هیچکس نمیتونه مانعش بشه و اگر ضرری بخواد کسی نمیتونه مانعش بشه.
و اینکه: هیچکس حتی به اندازه ی پوسته ی نازک هسته ی خرما مالک شما نیست .
خدای یکتا رو بپرستید ، که او نیازمند شما نیست و شما به او نیاز دارید و…
الله اکبر ررررر از این همه هدایت واضح و روشن.
و خیلی آیات دیگه است که خداوند خیلی واضح به این اشاره کرده که فقط یکتا پرست باشید ومشرک نباشید و به خدا توکل کنید و قدرت رو به کس دیگری غیر از خدا ندید و از کسی غیر از خدا نترسید که سزاوار نیست از کسی غیر از او بترسید و هیچکس ، هیچچچچچ اثریییییی در زندگی ما نداره ، هیچ کس ، هیچ اثری
پس همیشه و در هر لحظه با یاد خدا و در پناه خدا و رها از هر چیزی دیگری آرام و شاد و با احساس خوب زندگی کنیم و بزاریم خدا هدایتمون کنه ، چون تنها کسی که معبود یکتای ماست و صلاح مارو میدونه و صاحب فضل عظیم هست ، خدایی هست که خالق جهانیانه و قدرت خلق زندگی ما رو در وجود خودمون گذاشته .
پس خلق کنیم ، آنچه رو میخوایم و بسازیم زندگی دلخواهمون رو ، با توجه به خواسته هامون و فرستادن فرکانس دلخواهمون.
و اصلاااا و در هیچ شرایطی ، منطقی یا غیر منطقی ، خوب یا به ظاهر بد ، نه روی کسی حساب کنیم و نه از کسی انتظار داشته باشیم و نه از کسی بترسیم و حساب ببریم.
هیچ چیز رو بهانه نکنیم که قدرتی به کسی بدیم ، غیر از خدا .
وقتی در هر شرایطی میایم دچار شرک بشیم و قدرت رو به کسی بدیم و این باور رو در خودمون بسازیم که دیگران در زندگی من نقش و قدرتی دارن ، سریعا به یاد بیاریم که نههههه
اصلا اینطور نیست
خدا تنها مالک من هست و تنها خالق و قدرت یگانه و معبود یکتای جهانیان هست که قدرت خلق زندگی من رو به وسیله ی باورهام و فرکانسهام و توجهاتم به خودم داده و بسسس.
همین
من خالق زندگی خودم هستم و خداوند از من انتظار داره که من زندگی دلخواهم رو بسازم و ایمان داشته باشم و عمل شایسته انجام بدم و شکرگزار باشیم و یکتا پرست و فقط به خدا اعتماد کنم و صبور باشم و کفران نعمت نکنم و حواسم باشه که شرک وجودم رو نگیره ، چرا که شرک واقعاااا مخفیانه در وجود ما نفوذ میکنه.
پس باید خیلی حواسمون جمع باشه و مدام به خودمون یادآوری کنیم که خدا مالک و خالق منه و اون قدرت ساختن زندگی دلخواهمو فقط به خودم داده.
بله در هیچ جایی از قرآن حتی کوچکترین اشاره ای به مسائلی که برای بشر امروز ، مسایل اساسی زندگی تلقی میشوند (خوراک، پوشاک ، مسکن) نشده ، بلکه مهمترین نکاتی که در قرآن بارها و بارها بهشون اشاره شده ، و آیات فراوانی درباره اش اومده ،توحبد و دوری از شرک و شکر گزاری و عمل صالح هست. یعنی با وجود داشتن این ها میتونیم به همه ی آنچه که دغدغه ی بشریت هست برسیم.
به آزادی مالی و زمانی و مکانی و سلامتی و عشق و شادی.
خیلی خیلی ممنونم از کامنت زیبا و پرمحتواتون، خلاصه و اصل قانون رو گفتین، قدرت خلق کنندگی در کلمات کامنت شما موج میزد، قدرتی که به واسطه توحید ایجاد شده،
از این قسمت کامنت شما خیلی لذت بردم و ازتون ممنونم به خاطر نوشتنش:
“من خالق زندگی خودم هستم و خداوند از من انتظار داره که من زندگی دلخواهم رو بسازم و ایمان داشته باشم و عمل شایسته انجام بدم و شکرگزار باشیم و یکتا پرست و فقط به خدا اعتماد کنم و صبور باشم و کفران نعمت نکنم و حواسم باشه که شرک وجودم رو نگیره ، چرا که شرک واقعاااا مخفیانه در وجود ما نفوذ میکنه.”
سلام به استاد عزیز و مریم جان و دوستان هم خانواده ام در این پناهگاه امن الهی
خدا رو شکر برای این فایل که نشانه امروز من بود
توحید اصل و اساس قرآنه
ما هر جوری و از هر زاویه ای قرآن رو نگاه کنیم متوجه میشیم که کل قرآن در مورد توحید صحبت می کنه و نه در مورد هیچ موضوع جانبی دیگه ای
وقتی که ما توحید رو درک کنیم و باورهای توحیدی ایجاد کنیم زندگی عالی میشه برای ما
در کل تاریخ بشریت انسانها دنبال سه چیز بودن
خوراک و پوشاک و مسکن
و دلیل مهاجرت کنار رودخونه ها،کشاورزی و صنعتی شدن جوامع برای برآورده شدن همین نیازهاشون بوده که بتونن غذایی پیداکنن بخورن لباسی بپوشن که از سرما نمیرن و سقفی بالای سرشون داشته باشن
و همه داستانها و درگیریها بخاطر همینها بوده
ولی توی قرآن نمی بینیم خدا وقتی در مورد پیامبران صحبت می کنه راجع به شغلشون درآمدشون یا اینکه مشکلاتشون چی بوده زندگیشونو چجوری می گذروندن صحبت کنه از این موضوعات خبری نیست حتی یک مورد هم نداریم که قرآن درباره اساسی ترین سؤال های بشریت توضیح داده باشه سؤال هایی که انسانها فکر می کنن اساسیه در صورتی که این طور نیست
ولی می بینیم که قرآن
درمورد توحید صحبت میکنه
در مورد ایمان صحبت می کنه
درمورد باور صحبت می کنه
درمورد توکل صحبت می کنه
بارها و بارها این بحث ها رو در قرآن میبینیم
دلیلش هم اینه که اگر اون ایمان و توحید درست بشه بقیه مسائل مالی خوراک و پوشاک و مسکن خودبخود درست میشود ما نمیخواد براش کاری بکنیم
یعنی ما در مسیرش قرار میگیریم،به جایی هدایت میشیم و افرادی به سمتمون میان، موقعیتهایی برامون ایجاد میشه، ایده هایی به ذهنمون میرسه و اتفاقاتی برامون می افته که بصورت کاملاً طبیعی ثروت وارد زندگی ما میشه مسائلمون حل شده است و نگرانی و دغدغه مالی نداریم
همونجور که تو کل آیه های قرآن ندیدیم یک مورد باشه که پیامبران دغدغه مالی و نگرانی در مورد مسائلی مثل خوراک و پوشاک و مسکن داشته باشن
خداوند مالک و تنها قدرت جهانه و اون قدرت بی انتهای خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده
روی آدمها نباید حساب کرد
فقط روی خدا باید حساب کرد
باور داشته باشیم که نه روی کسی باید حساب کنیم و نه کسی میتونه تأثیر منفی تو زندگیمون بزاره
دیدگاه توحیدی داشتن اصلیه که باعث پیشرفت ما میشه و سبب میشه که اتفاقات خوب زیادی تو زندگیمون واقع بشه
خودم هستم که زندگی خودم رو رقم میزنم و هیچ کسی هیچ قدرتی تو زندگی من نداره
هیچ کسی تأثیری در زندگی ما نداره مگر اینکه ما بش قدرت بدیم مگر اینکه ما باورش کنیم مگر اینکه ما شرک بورزیم
اون وقت دیگه به کسی باج نمیدم دنبال پارتی و کسی که هوامو داشته باشه نمی گردم،چشم زخم رو باور نمی کنم
وقتی میخوام یک کاری بکنم نمیگم پدرم مادرم همسرم نمیزاره، دولت نمیزاره، یا چشمم زدن، یا فلانی با من لج داره
وقتی که دیدگاه توحیدی داشته باشیم کارها رو خدا برامون انجام میده هر چی که باشه بنفع ما تموم میشه کسی نمی تونه بما آسیب برسونه و اگر هم بخواد این کارو بکنه بر خلاف تصورش بما خدمت می کنه اتفاقات و نتایج سال به سال بهتر و بزرگتر میشه
ما هر کدوم تو یه دنیای مجزایی داریم زندگی می کنیم
دنیای مجزای هر کسی فقط توسط خودش رقم می خوره
وقتی که ما نگرانیم می ترسیم به این معناست که شرک میورزیم، یعنی قدرتو میدیم به غیر خداوند
به این دلیل هم هست که خداوند میگه من غیر از شرک همه گناهانو می بخشم، شرک رو نمی بخشم، چون کل داستان همینه
امکان نداره کسی شرک بورزه و بتونه تجربه خوبی از زندگی داشته باشه، اینا با هم تضاد دارن
ما صفر و صد نمی تونیم نگاه کنیم که بگیم یک نفر موحد کامله یا مشرک کامله، ما همه مون یه چیزی بین ایناییم، همه ما قسمتی از توحید و قسمتی از شرک تو وجودمون هست، یه وقتایی کمتر و یه وقتایی بیشتر میشه
تلاش ما باید این باشه که باورهای توحیدی رو بیشتر کنیم
تنها قدرت جهان ربه و هیچکس دیگه ای هیچگونه قدرتی نداره
نه شیطان نه جن نه پری نه آدما نه رئیس جمهور و فلان
هیچکسی هیچ قدرتی نداره که هیچ کاری بکنه
اگر پیشرفت نمی کنیم کسی رو تأثیرگذار یا مقصر ندونیم،
ببینیم چه ایرادی تو باورامون هست و چه ترمزهایی داریم که باید درستشون کنیم و گر نه هیچ عامل بیرونی در کار نیست
منم من عاملم
من عامل خوشبختی
من عامل بدبختی
من عامل همه چیز زندگی خودم هستم
نگاه توحیدی به دین و مذهب خاصی ربط نداره
یه ایده درونیه
اگر بتونیم باورهای توحیدیمونو تقویت کنیم همه چی تو زندگی ما حل شده است
ثروت و نعمت و خوشبختی و سعادت و سلامتی بصورت طبیعی وارد زندگی ما میشه
اینا مسیر طبیعی ی جهانه
نعمت و ثروت بصورت طبیعی ایجاد میشه، اگر ما جلوشو نگیریم
جلوی ورود اون نعمت ها رو به زندگیمون نگیریم
با نگاه شرک آلود، با قدرت دادن به عوامل بیرونی
این رو هم بدونیم که خدا برای ما تصمیم نمی گیره و چیزی رو برای ما نخواسته
اون خدایی که تو قرآن هست میگه هر چیزی رو که خودت بخوای من بهت میدم
میگه کلا نمد هؤلاء و هؤلاء ما به همه شما کمک می کنیم چه بخوای بری جهنم چه بخوای بری بهشت
خدا رو شکر که یه بار دیگه به آگاهی های این فایل ارزشمند گوش کردم و خلاصه ای از نکات مهمش رو اینجا نوشتم
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان عزیزِ گروه توحیدی عباسمنش،
من حدوداً ۴سالِ سعادت بودن در مسیر توحیدی شدن همراه گروه عباسمنش هستم و تقریبا فایلی نبوده که تهیه نکرده باشم و همهی فایل ها و همچنین فایلهای رایگان رو هم از دست ندادم و این فایل استاد رو شاید حدوداً ۱۰ بار دیدم …. خدا رو شاهد میگیرم که عصارهی کلِ داستان همینه که :
١- خداوند تنها قدرت مطلق جهانِ…
٢- خداى من قدرت بینهایت خلق دنیاى “خودم”
رو بمن داده…
٣- خداوند در هر لحظه در درون منه و بمن کمک میکنه که دنیاى خودم رو بسازم …
۴- هیچ مخلوقى قدرت ضربه زدن بمن رو نداره…
۵- تمام اتفاقات زندگى من در هر لحظه بواسطهی کانون توجهات من و فرکانسهای ارسالی من به جهان توسط خود من ساخته میشه…
این اولین متنیه که بعد از یک سال و اندی آشنایی با این گروه میذارم، دلیلشم این بود که همش دوستان میگفتن برو تو سایت و چندین بار هم من و با جیمیلهای مختلف عضو کردن ولی نشد …امروز که خودم خواستم و تصمیم گرفتم،شد…
نمیدونم از کجا شروع کنم…یه کم ذوق زده شدم که وارد مدارتون شدم…نمیدونم اینایی که دارم میگم مربوطه یا نه…ولی از روز آشنایی میگم…نشسته بودم تو رستورانی که 8 ماه بود دایر کرده بودم و جز کرایه و حقوق کارمندا چیز اضافه ای در نمی اومد که حتی یه جوراب بخرم،یه مشتری وارد شد همونطور که غذاش و میخور،کارمند پیکم وارد شد و گفت من حقوق بیشتر میخوام چون بدهکاریم زیاده،منم گفتم منم خیلی بدهکارم و توان پرداخت درخواست شمارو ندارم،مشتری بعد از شنیدن این حرف غذاش که تموم شد،رو کرد به من و گفت عباسمنش دات کام خدانگهدار،با تعجب صداش کردم گفتم این چی بود!!!
گفت مگه نگفتی بدهکارم و نوشت برام اسم استاد و رفت…مدتی زمان برد تا گوشی تهیه کنم ببینم این چی بود،سریع تا گوشی تهیه کردم زدم تو تلگرام ببینم چیه؟!
دیدم نوشته چگونه درآمد خود را سه برابر کنید،قضیه رو دنبال کردم مو به مو…یه مشکل بزرگی که اون روزا داشتم این بود که صاحب مغازه چک تخلیه رو نمیداد میگفت تا سال باید باشی و کرایه بدی،فردای اون روز خودش چک و اورد داد گفت هر موقع خواستی برو!!!
اولین معجزه اتفاق افتاد!
چون کارم تو رستوران زیاد بود و توان گرفتن کارمند اضافه نداشتم اکثر کارها رو خودم انجام میدادم،چند روز گذشت و من هر روز با دقت فایلارو گوش میدادم،یکی دیگه از مشکلاتم این بود که یه وامی از یه بانک خصوصی گرفته بودم و چون پول بابت یه کار تولیدی از بین رفته بود و7 سال قسط نداده بودم بانک میخواست خونه پدرم و به مزایده بذاره،تو مغازه ای که بودم نزدیک یه ارگان دولتی بود و مشتری دولتی داشتم،به همشون میگفتم مشکلم و میخواستم کمکم کنن و اونها هم نظر مساعد میدادن ولی بعد چند روز یا گوشیشون و جواب نمیدادن یا میگفتن مثلا مسافرتم یا…
حالا این در صورتی بود که پدرم و مادرم از موضوع قسط ندادن اطلاع نداشتن و این موضوع مثل خوره جونم و میخورد، حتی به پستچی محله گفته بودم فقط نامه هایه مارو بهم تلفن بزن بده دست خودم،همش از ترس اینکه پدر و مادرم بفهمن سکته میکنن …برادرم یه دوست حسابداری داشت که تو کارش خبره بود،دو سه بار با برادرم رفته بودن پیش مدیر عامل اون بانک و از ایشون تقاضای اقساط دوباره کرده بودن ولی مورد موافقت قرار نگرفته بود و ذکر کرده بودن که محال ممکنه این اتفاق چون بانک متضرر شده و بابت وکلایه بانک و اقساط به تعویق افتاده و غیره شما باید 170 میلیون پرداخت کنید در غیر این صورت مزایده صورت میگیرد…
حالا از اون شب براتون بگم که چون دیر وقت بود و صبح باید کلی خرید میکردم برای مغازه تصمیم گرفتم داخل مغازه بخوابم،نمیدونم کی بود که 4 صبح از خواب بیدارم کرد(البته اون زمان نمیدونستم)
از خواب پریدم و یکی بهم گفت پوشو با مادرت تماس بگیر به اتفاق هم برید پیش مدیر عامل، ساعت و دیدم متوجه شدم مامانم یک ساعت دیگه برای نماز بیدار میشه.تو این یک ساعت ذهنم تکرار میکرد که مگه چند بار برادرت نرفته،مگه ریئس بانک نگفته فقط با پول بیاین،مگه نگفتن 30 روز دیگه فرصت دارین،الان تو میخوای بری بگی چی؟بگی من یک میلیونم ندارم،چطوری 170 میلیون بدم!!!میخوای بری پیش مدیر عامل جلو مادرت بهت توهین بشه؟(البته قضیه رو چند روز پیش نه کامل ولی مختصری برای مادرم شرح داده بودم)
دوباره یکی در درونم میگفت تو برو…و بالاخره ساعت گذشت و زدم به مادرم و گفتم مامان میای امروز بریم پیش مدیر عامل کل،
دوستان ادامش و که خیلی دوست داشتم بگم و یه معجزه واقعیه واقعی که برام اتفاق افتاده رو بخونید ولی وقت کم اوردم …حتما تو یه کامنت دیگه توضیح میدم تا یادم باشه که محال برای کسی که توکل و باور داره وجود نداره…
سلام خدا،ظهر بخیر،امروز هم با بند بند وجودم تسلیمتم…
سلام به استادم و دیگر هم مداریام،
ادامه کارم به جایی رسید که وقتی با مادرم تماس گرفتم،از اونجا که همه چیز و خیر میدونه مخالفتی نکرد،و ما ساعت 7 رفتیم ،وقتی رسیدیم به نگهبان دمه در گفتم آقای فلانی(مدیر عامل کل)آدم مثبتیه؟!
اونم با خنده گفت اگه این آقا نباشه اینجا هیچکس درست کار انجام نمیده،تو دلم گفتم خدایا خودت درستش کن،ولی اون ترسه هی بهم نهیب میزد خیلی خوش خیالی!
پشت دفترش که رسیدم منشیش سوال کرد با کی کار دارین؟ جواب دادم ما مشکل وام داریم،قسط پرداخت نکردیم،میخواهیم با ریئس صحبت کنیم چون شعبه رفتیم، ولی رئیس شعبه جوابمون کرده،منشی دستش و به علامت اینکه بفرمایید اتاق مدیر کل و نشون داد، من و مامانمم از همه جا بی خبر وارد شدیم و با تعارف رئیس نشستیم و منشی پرونده مارو اورد، رئیس یه نگاه به ما کرد یه کوچولو به اندازه چند ثانیه پرونده 7 ساله وام مارو که قطور شده بود از معوقه و دادگاه و…خوند و رو کرد به مادرم گفت،حاج خانم چرا نگرانی؟!
مادرم گفت خوب ما خونمون گرو بانک و دخترم پول وام و تو یه کار تولیدی از دست داده و بخاطر معذوراتی که داشته به ما نگفته که حداقل تا کمتر بوده ما خونه رو بفروشیم و پول بیشتری دستمون و بگیره،جز این خونه و ماشینی که همسرم باهاش امرار معاش میکنه چیز دیگری نداریم،میتونید استعلام بگیرید،اومدم ازتون درخواست کنم برام قسط بندی کنید،اگرم نمیشه مهلت بیشتر بدید خودم خونه رو بفروشم که حراج نشه،
خدا که اونروز نقش رئیس بانک و اجرا میکرد و روبروی ما نشسته بود منشی و احضار کرد و توی پرونده ما به اندازه یک خط نوشت و رو کرد به مادرم و گفت نگران نباش خانم من از تبصره بانک استفاده کردم و شما 30 میلیون پرداخت کن و سند و بانک میزنه به نامتون،و اگر همین مقدارم ندارید دستور وام براتون میدم که مشکلتون حل شه!!!!
تمام خون بدنم انگار جمع شده بود تو صورتم و چشام انگار نمیدید ،حس میکردم توهمه،خدایا داره چی میگه رئیس!
داره شوخی میکنه یا جدیه!
قدرت نداشتم حتی بهش بگم ممنونم ،از جام بلند نمیشدم،به خودم اومدم دیدم مامانم داره به رئیس میگه من صادقانه حرف زدم و شما با خدا معامله کردی،
حالا دیگه اون نجوا که میگفت نرو صداش نمی اومد،فقط درونم میگفت این نتیجه اعتماد به الهام درون توست، رئیس خیلی ساده گفت من کاری نکردم این قانون بانک ماست،
مگه میشه قانون باشه، مگه دهها بار خودم برادرو و ….به عناوین مختلف تقاضا نکرده بودیم،پس چرا نشده بود، ما که توقع داشتیم 170 تومن قسط بندی شه از اول،یا لطف کنن بذارن خونه رو خودمون بفروشیم(چون 4دونگ در رهن بانک بود)
تمام دنیا بعد 7 سال که شبانه روز به خدا میگفتم خدایا تو بگو چیکار کنم؟ برام شد یه علامت تعجب بزرگ، که خدایا تو کی هستی؟!
از در اتاق رئیس که اومدیم بیرون دیدیم چند تا خانم دارن به منشی میگن ما وقت گرفتیم 1 ماه پیش از بندرعباس اومدیم رئیس و ببینیم، و منشی به اونا میگفت رئیس نمیتونه شمارو ببینه یه وقت دیگه باید بگیرید،تازه اونجا ما متوجه شدیم باید از قبل وقت ملاقات میگرفتیم!! وای این چه قدرتی بود که مارو صبح کشوند دفتر رئیس که حتی وقت ملاقاتم نداشتیم!!
جز خود خدا کی میتونه؟
تو راه برگشت من و مادرم فقط به هم نگاه میکردیم،خواهر و برادرم مات و مبهوت شدن، توقع داشتن هر چیزی جز این خبر و از ما بشنون، از ما همش میپرسیدن آخه توضیح بدید چی شد،چی گفتین، ما چی داشتیم بگیم جز اینکه خودمونم نمیدونیم، مادرم چون آدم معتقدیه بهش گفتم چه ملاقاتی بود با خدا، اونم گفت آره چه مختصر و بی حاشیه و خالص بود، پیش خودم از اون روز به بعد همش فکر میکنم به حس اونروزم،که بتونم تکرارش کنم، و نزدیک و نزدیک تر بشم و به خودم بیام…
به قول همای: گفتم ببینمت شاید که از سرم دیوانگی رود،زان دم که دیدمت دیوانه تر شدم،گفتم ببینمت تا بی قراری از جانم به در رود،هم بیقرار و هم شوریده سر شدم،دیوانه تر شدم.
سلام انیسه عزیزم تمام کامنتت قسمت دومت را فقط گریه کردم واین خدای قدرتمند و مهربان را خوب میشناسم و بویش وعطرش را ونکاهش را حس میکنم .
عالی بود ???????
خدا را دیدم در آن هنگامی که صدا و تصویر استاد را دیدم خدا را دیدم در آن هنگام که دخترک کوچکی با عشق دستانم را میبوسد و میگوید دوستت دارم .خدایا را میبینم آن هنگام که دنبال نیمه گمشده ام بودم در پس چشمانی نجیب وپاک ولبخندی صادقانه حسش کردم خودش بود بخدا خودش .??????چشمهای ابر بهاریم بگریید در شوق عشق به معبودم که زمین وزمان را به هم میدوزد وقتی بنده اش رو به سویش میکند .
چه احساسی گرفتم ملی حال دلم عالیییه .در پناه الله یکتا ودوست داشتنی همیشه عاشق وثروتمند.
خیلی خیلی خوشحالم که مشکلت حل شد منم چند روز پیش از جاییکه فکرش رو نمی کردم خداوند به حسابم پول واریز کرد شاید باورتون نشه پشت فرمان بود زدم کنار و گریه امانم نمیداد خدایا شکرت ……..
سلام جناب بالی پور،خیلییییی خوشحال شدم برات،درکت کردم با تمام احساسم،
میدونی چرا؟
برای خودم همین مساله دیروز پیش اومد…
اینطوری شد که رفتم پنچری ماشین بگیرم،آقاهه گفت 7 تومن میشه،من چون چند روز پیشم پنچری ولی جای دیگه گرفته بودم 5 تومن شده بود،پیش خودم گفتم چرا 2تومن بیشتر!
برم بهش بگم من جای دیگه پنچری گرفتم 5 دادم،شما2بیشتر میخوای بگیری،
یه دفعه به خودم اومدم گفتم ا انسی حواست هست داری چی میگی،برو تو چشاش نگاه کن از تشکر کن،چرا به کمبود فکر میکنی!
خدا 700برابرش و میریزه به حسابت،
خلاصه رفتم خیلی هم ازش تشکر کردم،با احساس خوب خدافظی کردم، نیم ساعت گذشت،(نه از کسی طلب داشتم نه هیچی)
من بارها این فایل رو گوش دادم و بارها متن این فایل رو خوندم اما الان که شروع کردم به خوندن متن احساس کردم اولین باره که میخونم.
میگه اگر به دنبال ثروت و نتایج مالی هستی باید ببینی چقدر تونستی توحید رو در عمل اجرا کنی.
میگه به اندازه ای که تونستم این نگاه رو ایجاد کنم تونستم نعمت ها رو دریافت کنم و سهم ما از نعمت ها دقیقا به اندازه ی اجرای توحید در عمل هست.
میگه توحید یعنی منطق ابراهیم برای رها کردن هاجر و اسماعیل در بیابان چون میدونه اونا به همون اندازه که اون به خداوند نزدیکه بهش نزدیکن.
میگه توحید یعنی به جای اینکه دنبال لایک و مشتری و فالوور بدویی روی باور فراوانی کار کنی اونوقت مشتری ها خودشون پیدات میکنن.
آخ که من چقدر این فایل لازم بودم، چقدر به موقع اومدم توی سایت و چقدر این فایل با من بود و مخاطبش تماما من بودم پرده ی اشک جلوی چشمامو گرفته دارم تار میبینم اما دوست دارم بنویسم.
این روزها دارم تمام تلاشم رو میکنم تمرکزم رو بگذارم تماما برای عمل به ایده های جدیدی که داره در مسیر علاقه ام سخاوتمندانه از طرف خدای مهربانم بهم داده میشه، اما پاشنه آشیل همیشگی که اگر حواسم بهش نباشه به چند روز نکشیده مثل یه دمل چرکی دوباره پر میشه دوباره داشت سربرمیداشت به موقع هدایت شدم به این فایل همیشه آنتایم سر وقتش هدایت خدا میرسه و شامل حالم میشه، پاشنه آشیل حمایتگری و ناجی گری، اینکه همه باید خوشبخت باشن همه باید آگاه باشن همه باید خوشحال باشن تا من با خیال راحت زندگی کنم و مسیرم رو برم، اما توحید میگه هر کس خودش خالق زندگی خودشه و همه به یک اندازه به خداوند نزدیکیم، عوامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگی ما ندارن و من خودم هم برای دیگران یک عامل بیرونی محسوب میشم و همینطور دیگران برای من، سهم من از نعمت ها به اندازه ی کنترل ذهنم و درک این اصل هست، چقدر این اصل بدیهی و ساده اما در عین حال در عمل اجراش دشوار و سخت هست.
خدایا ما را به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آن ها نعمت دادی نه مغضوبین و گمراهان.
استاد یک بغل گل نرگس چیدم براتون از دشت خوشبختی از دشت عشق واستون هدیه اوردم
میدونم دلم میگه کامنتمو میخونین
استاد جان من تا قبل از اشنایی با شما و سایتتون احساس میکردم ادم خدا پرستی هستم احساس میکردم با خدا رفیقم
ولی دیدم نهههههههه
چقدر در اوج رفاقت نارفیقی میکردم
چقدر با تمام عشقو مهربانی که تو وجودم داشتم چقدر از وادی عشقو مهربانی دور بودم
استاد جان
من تازه معنی رفاقت با خدا رو از شما یاد گرفتم
اونقدر این دوستی بهم عشقو ارامش هدیه داده
که هر لحظه زندگیم عمقی گرفته با فضایی پر از مهرو عشقو ارامش
استاد تو همین سه ماه
منی که هر روز میگفتم عاشق چی هستم خدایا من عاشق چی هستم
ولی نمیتونستم بفهمم که پشت تمام سردگمی هایی که شیطان ذهنم برام ایجاد میکرد
بتونم پیداش کنم
اما تو همین مدت عشقو علاقه خودم رو پیدا کردم
پر شدم از شور با ذوق مشغول هنری زیبای نقاشی هستم و اونقدر درونش رازو زیبایی نهفته هست که منو با عشق به درون خودش میکشه صد هزار بار شکر به خاطر حال و اینده ی زیبام
استاد تو همین مدت کوتاه وارد فضایی شدم محیطی که همیشه ارزوشو داشتم داشته باشم ولی خودم حتی نمیدونستم خدا در اوج اینکه اصلا فکر نمیکردم پولی برای انجامش داشته باشم حالا دارم همون ورزشی که عاشقانه دوستش داشتم رو انجام میدم
خدا بزرگ تر از رویاهای من هم فکر میکنه
استاد توی وجودم در رابطه ای که پر از عشق بود ذهنم پر شده بود از مانع از ترس اصلا خیلی چیزا رو بیشتر وقت ها نمیدیدم و به خاطرش غصه میخوردم و لحظه هام پر میشد از غم حالا چشم قلبم باز شده و فقط دارم زیبایی هایی که نمیدیدم رو میبینم
منی که فکر میکردم چقدر ادم مثبتی هستم چقدر افکار پاکی دارم حالا دیدم چقدر توی ذهنم اسیر بودم روز به روزدارم رها شدن هامو حس و تجربه میکنم
منی که تو خیلی جهات پر بودم از عزت نفس اما فهمیدم تو چه قسمت هایی از وجودم خودم رو کوچیک میدونستم و روز به روز داره برام راه روشن میشه تاریکی های وجودم داره برام نور تابیده میشه
و بینهایت از خدای مهربان و عزیزم سپاسگزار و ممنونم بی نهایت ممنونم و همینطور از شما استاد عزیزو خانوم شایسته مهربان و تمام شما دوستانی که میاین و با عشق نظر میزارین ممنونم همه و همه راه گشای من بودین
توحید عملی 6
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
استاد عزیزم به برکت دوره سلامتی من امروز صبح ساعت 5 و نیم صبح بیدار شدم رفتم توی حیاط ماه زیبا رو توی آسمون دیدم و تک ستاره ای که با تجلی سپیده دم هنوز توی آسمان بود از هوای خنک صبجگاهی لذت بردم حیاط رو تمیز کردم و ی فایل از دوره دوازده قدم رو به صورت هدایتی از خدا خواستم همون چیزی که لازم بود با توجه به حال و های دیشبم لازم بود که گوش بدم
بعدش نشتم پای قدم پنجم و جلسه پنجم رو که دیروز شروع کرده بودم رو نکته برداری کردم و تمومش کردم و بعدش رفتم با عشق برای خواهرزادم از برکتی که خداوند داره وارد زندگیم میکنه خرید کردم این شده کار همیشگی من که از ثروتی که خداوند داره وارد حسابم میکننه بخشی رو با عشق خرج میکنم چون میدونم چند برابرش به حسابم ر میگرده .بعدش ی قهوه ای برای خودم درست کردم و نشستم که ی فایل توحیدی کار کنم قلبم من رو دوباره کشوند سمت این فایل و الان دارم با عشق و با چشمانی اشک بار گوش میدم و مینویسم کلام خدا رو که بر زبان شما جاری شده دوست دارم بارها و باها گوش بدم و بنویسم نکاتی رو که شما در مورد توحید میگین در مورد اصل بودنش در مورد سنگ بنا بودنش در مورد ستون محکم بودنش تا یادم نره که از وقتی که سعی کردم به این اصل توجه کنم و بنار ظرفیت وجودی خودم بهش عمل کنم چقدر همه چیز خوب شده چقدر زندیگیم زیبا شده .چقدر دارم لمس میکنم زندگی با لذت رو .الان دارم درک میکنم که وقتی میگفتین اگر توحید درست بشه یعنی چه .اگر ما باورهای توحیدی در خودمون ایجاد کنیم زندگی عالی میشه یعنی چی .
اینم نکاتی که برای خودم مینویسم بارها و بارها که حواسم باشه از چه مسیری اومدم که الان اینجام :
توحید اصل و اساس قرآنه
اگر ما باورهای توحیدی در خودمون ایجاد کنیم زندگی عالی میشه
قرآن در مورد توحید در مورد ایمان در مورد توکل صحبت میکنه نه مسایل معیشتی پیامبران : بله استاد عزیزم من بعد از چهل سال غفلت از قرآن برای اولین بار خوندم این کتاب هدایت رو و الان تصدیق میکنم این حرفهای شما رو.تا زمانی که نخونده بودم همش رو میگفتم چون شما میگین حتما همین طوره .اما الان که دارم برای دومین بار میخونم خودم به یقین رسیدم که همینه و جز این نیست
اگر ایمان و توحید درست بشه مسایل مالی درست میشه : این رو هم دارم تجربه میکنم استاد عزیزم که از وقتی که سعی کردم قدرت رو بدم به خدای خودم در زمینه رزق و روزی خداوند داره از طریق دستانش حساب رو پر میکنه به اندازه ی ایمانم به اندازه ظرف وجودیم ظرفی که نسبت به 3 سال قبل بزرگتر شده کمی و به همون اندازه هم ورودی مالی بزرگتر شده .
خداوند تنها قدرت و مالک این جهانه و قدرت بی انتهای خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده
هیچکسی ذره ای تاثیری روی زندگی ما نداره چه در جهت مثبت چه در جهت منفی : توی این زمینه هم من آدم خیلی ترسو و محافظه کاری بودم و همیشه سعی میکردم جوری رفتار کنم و صحبت کنم که به کسی برنخوره حتی اگر میدونستم داره اشتباه میکنه چون فکر میکردم میتونن روی زندگیم تاثیر بزارن اما خدا رو شکر الن خیلی بهتر شدم. به آدم ها احترام میزارم با هر دیدگاهی اما بهشون باج نمیدم
داشتن دیدگاه توحیدی باعث میشه که نتایج آدم ها متفاوت بشه
هیچ کس تاثیری روی زندگی ما نداره مگر اینکه ما این رو باور کنیم
ما هر کدوم داریم توی ی دنیای مجزایی داریم زندگی میکنیم که با باورها و افکار خودمون شکل میگیره
هر گونه ترس و نگرانی یعنی شرک
توحید و شرک هیچ وقت مطلق نیست
اگر پیشرفتی وجود نداره یعنی ی مانعی در درون ماست که نمیذاره
نگاه توحیدی فارغ از دین و مذهبه ی چیز درونیه
نگاه توحیدی یعنی نگاه ابراهیمی فقط خودت و خدای خودت
جریان ثروت و تعمت ی جریان طبیعی و دائمیه مگر اینکه ما با باورهای شرک آلود جلوش رو بگیریم
اگر در مسیر توحید باشیم هر اتفاقی در نهایت به نفع ما میشه
اون خدایی که توی قرآن هست :
دنیا و آخرت رو با هم خواسته .مصداقش آیه های زیر :
مَنْ کَانَ یُرِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیَا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ ۚ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا بَصِیرًا( نساء 134)
ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه (بقره 201)
به بندگانش ظلم نمیکنه :
ذَٰلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ(آل عمران 182): این عذاب به خاطر کارهایی است که به دست خود پیش فرستادید، و خدا هرگز در حق بندگان ستم نخواهد کرد
وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ لَمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَمَا زَادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبِیبٍ ﴿۱۰۱هود ﴾و ما به آنان ستم نکردیم ولى آنان به خودشان ستم کردند پس چون فرمان پروردگارت آمد خدایانى که به جاى خدا[ى حقیقى] مى خواندند هیچ به کارشان نیامد و جز بر هلاکت آنان نیفزود
هرچی رو بخوایم میده :
منْ کانَ یُرِیدُ الْحَیاهَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِیها وَ هُمْ فِیها لا یُبْخَسُونَ(هود 15)
مسخر کرده زمین و آسمانها را برای ما:
وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ: ﴿۱۳جاثیه﴾ و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعا در این [امر] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است
هدایت میکنه متوکل کنندگان رو و دوست داره اونها رو:
وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا: و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان میسازد و بر هر چیز قدر و اندازهای مقرّر داشته است(طلاق 3)
فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ(آل عمران 159)
ای پیامبر! پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می شدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن، و برای آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
سپاسگزارم استاد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به دوست موحد و ثروتمندم
کامنت شما عالی بود
فقط یک نکته خواستم عرض کنم
آیه ۱۵ سوره هود که گفتین مصداق کسایی هست که فقط و فقط زندگی دنیا رو میخوان
و در ادامه وعده آتش به اونها داده میشه
بقول استاد وقتی آیه ای رو میخونیم چند تا آیه قبل و بعدشم بخونیم که متوجه کانسپت صحیح اون آیه بشیم:
12
فَلَعَلَّکَ تَارِکٌ بَعْضَ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ أَنْ یَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیْهِ کَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَکٌ ۚ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِیرٌ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ ﴿١٢﴾
ممکن است به سبب آنکه [دشمنان] می گویند: چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشته ای همراهش نیامده؟ برخی از آنچه را به تو وحی می شود ترک کنی و سینه ات [از ابلاغ و اظهار آن] تنگ شود [به سبب موضع گیری های دشمنان از ابلاغ پیام حق خودداری مکن] تو فقط بیم دهنده ای و خدا بر هر چیز نگهبان است. (۱۲)
13
أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿١٣﴾
بلکه [در برابر همه قرآن می ایستند و] می گویند: او این قرآن را از نزد خود ساخته [و به خدا نسبت می دهد] بگو: اگر راستگویید، شما هم ده سوره مانند آن بیاورید و هر کس را غیر خدا می توانید، به یاری خود دعوت کنید. (۱۳)
14
فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ﴿١۴﴾
پس اگر آنان دعوت شما را اجابت نکردند [که هرگز اجابت نمیکنند] بدانید که آنچه نازل شده به دانش خداست وهیچ معبودی جز او نیست، پس آیا تسلیم [حق] می شوید؟ (۱۴)
15
مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ ﴿١۵﴾
کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور کامل در [همین] دنیا به آنان می دهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد. (۱۵)
16
أُولَٰئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ إِلَّا النَّارُ ۖ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِیهَا وَبَاطِلٌ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿١۶﴾
اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کرده اند، در آخرت تباه و بی اثر میشود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام می دادند، باطل است. (۱۶)
در پناه خدا باشید
سلام دوست عزیزم اکرم خانم .مرسی از نظر لطفتون. بله دوستم خوبم من خودم هم میدونم این آیه در مورد خواستن دنیاست ولی با این دید این رو نوشتم که خداوند همون چیزی رو به ما میده که میخوایم.اگر طالب دنیا باشیم توی همین دنیا همه چیزهایی رو که میخوایم رو بهمون میده و دریغ نمیکنه .
به نام خدا
سلام به استاد عزیز و همه دوستان
نمیدونم از کجا شروع کنم چون حتی جرأت کامنت گذاشتنم نداشتم ولی دیگه با دیدن این فایل زدم به سیم آخر.
یک سال و خوردی هست که من عضو سایت استاد عزیز هستم و خدا رو شکر میکنم که تو این مدار قرار گرفتم و از خواهر عزیزم ممنونم که سایت استاد رو معرفی کرد
پدر من کشاورز بزرگی توی قم هست که یکی از زمین های کشاورزیش 300 هکتار هست و دامداریهای صنعتی،که من هم از ده سالگی که پدرم دامداری شروع کرد پیش پدرم مشغول کار شدم تا بعد از ترک تحصیل به طور جدی مشغول بودم عاشق کار کشاورزی ودامداری به دلیل کار زیاد تجربه دار در همه زمینه های فنی حتی جوشکاری و لوله کشی و…. متخصص شده بودم ولی پدرم موافق حقوق دادن نبود و میگفت هرچی هست باهم میخوریم از این حرفا و اصلا به حرفش عمل نمیکرد و از روش و رفتارهای پدرم ناراحت بودم وهمین باعث نارضایتی در کارم بود تا اینکه ازدواج کردم و با یه دعواهایی راضی شد که ماهی هفتصدهزار تومن بده تا خدا بهم بچه داد که خدارو شکر میکنم،بعد حقوقم شد یک ملیون واقعا خیلی بیش از حد کم بود(سال1395) اون کارایی که من میکردم حداقل باید ده ملیون میگرفتم ولی حتی پدرم همون یه تومن هم بهم نمیداد دیگه خسته شدم و شرایط خیلی برام سخت شده بود ولی به خدا اعتقاد عجیبی داشتم تا اینکه جرأت پیدا کردم کلا از قم مهاجرت کردم به شمال وپدرم بهم میگفت تو هیچی نمیشی و خیلی حرفای نامربوط دیگه خلاصه با خانومم و بچه دو ماه با دو ملیون پول که هشتصد تومون دادم به کامیون بقیشم خرج خونه و اجاره شد یواش یواش زندگیم خیلی بهتر از قبل شدولی پدرم به خواطر جدا شدن ازش باهام قهر بود تا اینکه خواهرم استاد معرفی کرد گفت خودش درست میشه منم اول زیاد محل ندادم ولی بعدا رفتم فایل صوتی استاد شروع کردم به گوش دادن تا اینکه اول حالم خوب شد اصلا یه جور دیگه ای شدم واقعا حرفای استاد اشکم رو در میاورد مو به بدنم سیخ میشد و یاد حرفای پدرم میفتادم که میگفت هیچی نمیشی ولی من به قول استاد تمام چیزای منفی رو از خودم دور کردم تا اینکه آدم های جدید وارد زندگیم شدن و کارم ارتقاء پیدا کرد اخلاقم خیلی بهتر شد شاد تر شدم وضعیت مالیم بهتر شد خیلی چیزای خوبی که کنارم بود نمیدیدم به چشمم اومدن اعتماد به نفسم خیلی بهتر شد ماشین خریدم من که اصلا قدرت خرید نداشتم و جالب تر اینکه پدرم خودش زنگ زد بهم باهام حرف زد خیلی جالب بود تعجب کرده بودم و زندگیم همینطور رو به پیشرفت بود منم فکر میکردم تموم شد همه چی خوب شد کمتر گوش میکردم به استاد تا دوباره دیدم همه چیز برام وایساد پیشرفت آنچنانی نداشتم و برای کمک به پدرم رفتم قم که چند روزی کمکش کنم که توی قم پشه سالک بهم زد که حداقل زمان درمانش با واکسن و اذت یک سال طول میکشه به همین دلیل اسمش پشه سالک هست یک روز دوباره خواهرم دیدم گفت چیکار میکنی با استاد حالت چطوره درباره سلامتی از این چیزا حرف زد که خودش با حرف های استاد تنگی نفسش خوب شده بود بعد فکر کردم تا اینکه به جای اینکه به کارای بیهوده برسم خوب حداقل یک ساعت به فایلای استاد گوش میدم که چند ماه پیش بود به شدت از اول شروع کردم ب گوش دادن با دقت بیشتر قوی تر با تعهد بیشتر تو راه سرکار برگشت به خونه به جا دیدن تلوزیون فایل گوش میکردم و واقعا ایندفعه خیلی عالی تر شدم اتفاقای بهتری برام افتاد و زخم پشه سالک تو سه ماه داره خوب میشه الان یه دختر پنج ساله دارم یه پسر پنج ماهه که برای فرزند دوم تو قرعه کشی ایران خودرو ماشین برنده شدیم که تونسنم خیلی راحت 90ملیون بدم من که یه روزی آرزو داشتم 500تومن تو جیبم باشه والان شغلم کشاورزی کار با تراکتور وساختن ادوات کشاورزی توی شمال و حتی زنبورم دارم خودم باورم نمیشه آدمای جدید پول بیشتر و تمام اینا باعث شده که ارتباطم با خدا از قبل خیلی بهتر شده دل جرأت پیدا کردم و این عکسی که تو پروفایلم گذاشتم کنار ماشین ماشین فورد عکس گرفتم نمیدونم برای کیه ولی ی روز میخرمش چون عاشقشم گذاشتم تا اینکه هی ببینمش قوی تر محکم تر بچسبم به زندگی یکی از رویاهام اینه که یکی از کشاورزای موفق آمریکا باشم و مطمئن هستم که میشم و خدارو شکر میکنم.
خیلی دوست داشتم کامنت بزارم ولی جرأت نمیکردم تا اینکه خواستم فایل استاد رو گوش بدم شانسی دستم خورد روی فایل تصویری گفتم حالا که اومد میبینم دیگه و دیدم و چقدر استاد محکم حرف میزنه چقدر عالی حرف میزنه همین باعث شد که کامنت بزارم از این به بعد تمام تصویری هارو میخوام ببینم چون صداقتی که تو صورت استاد هست بیشتر منو مجاب میکنه خدا شکرت که توی مدار استاد قرار گرفتم
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عباسمنش و مریم شایسته عزیز
چند وقتی هست هدایتی فایل های رایگان رو گوش میدم
تقریبا همه فایل هارو دانلود کردم گاهی هم توی سایت یک فایل چشمک میزنه و میگه سراغ من بیا
هدایت به سری فایل های توحید عملی جواب درخاست من بود
برای از بین ترس هایی که برای خودم ساخته بودم و چون قبلا چند بار تکرار شده بود برام منطقی شده بود
از وقتی که فایل اول الگو های تکرار شونده رو گذاشتید من سعی کردم باور مربوط بهش رو پیدا کنم و پیدا هم کردم و روش کار کردم و نتیجه عالی داشت
و حالا برای تثبیت نتیجه هدایت شدم به این سری فایل ها
دیروز با فایل گفتگو با دوستان شماره 37 و صحبت های سحر و رزا شروع شد فایل رو چند بار گوش کردم و کامنت هارو خوندم ، من این فایل رو قبلا هم گوش داده بودم و شاید اگر میدونستم فایل 37 همون فایل رزا هست میگفتم تازگی ها گوشش دادم میرفتم سراغ یک فایل دیگه اما چون تصویریش رو ندیده نمیدونستم و دوباره فایل رو دیدم و این بار هم همونقدر اگر نگم بیشتر به من کمک کرد
و بعد از اون امروز این فایل رو دیدم چند بار گوش کردم و کامنت هارو خوندم
و تمرین ساختم و انجام دادم
اگر میتونستم فقط یه چیز رو از استاد برای خودم کپی کنم اون توحید میبود
قبلا ها برام جالب بود که چرا سعدی و حافط عاشق خدا میشدن و چرا این عشق رو به باده شراب توصیف میکردن
حالا میفهمم
این همون تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی هست
تازه من فقط اندکی اشنا شدم و سعی میکنم تا ابد سعی میکنم بیشتر و بیشتر اشنا بشم
شاید یارای پیامبر و مسیح و .. هم حس و حال مارو داشتن
خاطره ای که یکی از اعضا در مورد حساب نکردن روی کسی گفته بود برای من خیلی جالب بود و کلا خیلی علاقه دارم به کامنت هایی که به شکل خاطره یا مثال هست
من هم مثال خودم رو از حساب کردن روی خدا میگم
پنج یا شش سال پیش بود من کلاس دهم بودم و تازه با استاد عباسمنش اشنا شده بودم
یه مقدار پولی جمع کرده بودم که برای خودم گوشی بخرم و یه مقداری هم پدرم بهش اضافه کرد و من رفتم مغازه هارو گشتم اما اون مدلی که میخاستم با اون قیمت نبود
یادم نیست قیمتش چقدر بود اما میدونم حساب کرده بودم به اندازه حقوق یک ماه یک کارمند بود
و ما هم نه وضع مالی چندان توپی داشتیم نه من اصلا میخاستم از پدر کمک بگیرم
من تمام مغازه هارو گشتم اما نه تنها اون مدل بخصوص گیرم نیومده بود چیز دیگه ای که خوشم بیاد هم به چشمم نخورد
یه هو به نظرم رسید یک پاساژ که بیشتر کارشون تعمیرات هست رو هم برم داخل رفتم رفتم رفتم تا انتهای پاساژ درحالی که 10 20 تا مغازه رو رد کرده بودم یکی رو رفتم تو و پرسیدم این رنج قیمت چی دارید
گفت فلان مدل و فلان مدل رو داریم یه دونه فلان مدل هم هست
باورم نمیشد همون مدلی که من رویاش هم برام بزرگ بود رو گفت و همون رو خریدم اومدم بیرون
اون مدلی که من با یک سوم یا یک چهارم قیمت خریدم تا وند سال بعدش هم از مدل های همون سال عملکرد بهتری داشت
تا اینجا ممکنه عادی به نظر برسه
هرچند اون موقع برای منه 16 17 ساله خیلی نتیجه بزرگی بود
اما نکته اصلی رویکی چند سال بعد فهمیدم زمانی که دوباره گذرم به اونجا افتاد
حالا دیگه وضع مالیم خیلی تغیر کرده بود و زمین تا اسمون به لطف خدا با اون موقع فرق داشتم و خاستم برم احوالش رو بپرسم
دیدم یه نفر دیگه تو مغازش نشسته سراغش رو گرفتم گفتن ازش پول میخای ؟ گفتم نه اومدم احوالش رو بپرسم
گفتن ببین پسر جون تو تنها کسی نیستی که این ادم بهش ضرر زده ، هر کسی رفته تو اون مغازه این سارو کلاهش رو برداشته و الان هم فرار کرده
—-
جالب نیست ؟ یکی که کلاه همرو برمیداره برای یکی دیگه در رحمت خدا میشه
—-
قرآن:
1. “و هر کس به خدا اعتماد کند، او برایش کافی است” (سوره طلاق، آیه 3)
2. “و هر کس از خدا بترسد، او را راهی بیرون میکند و از جایی که انتظارش ندارد روزیاش میدهد” (سوره طلاق، آیه 2-3)
3. “و هر کس به خدا توکل کند، او برایش کافی است” (سوره طلاق، آیه 3)
انجیل:
1. “با تمام قلبت به خدا اعتماد کن و بر فهم خودت تکیه نکن؛ در همهی راههای خود به او تسلیم شو، تا او راههایت را صاف میکند” (امثال سلیمان، فصل 3، آیه 5-6)
2. “راهت را به خدا واگذار و به او اعتماد کن؛ او این کار را میکند: پاداش عادلانهات را مانند نور صبح درخشان میسازد و عدالت تو را مانند آفتاب ظهر نمایان میکند” (مزامیر، فصل 37، آیه 5-6)
3. “اما خوشابری برای کسی است که به خدا اعتماد کند و اعتمادش به او باشد؛ او شبیه به درختی است که در کنار آب کاشته شده و ریشههایش به سوی جریان آب میروند؛ هرگز از گرمای هوا نمیترسد و برگهایش همیشه سبز است؛ در سال خشکی نیز نگرانی ندارد و همیشه میوه میدهد” (ارمیا، فصل 17، آیه 7-8)
به نام الله یکتا
سلام به همه
روز پنجاه و چهارم از سفر روزشمار تحول زندگی من
فایلی در ادامه و تکامل فایل چه کسی مالک توست؟ ، یک فایل توحیدی عالی ، فایل توحید عملی شش
روز قبل از شنیدن مجدد این فایل، سوره ی فاطر رو خوندم و از شدت توحید و آگاهی و وجود قانون در این سوره فقط اشکهام جاری شد و غرق لذتی وصف ناپذیر شدم.
وقتی این فایل رو شنیدم ، که بازهم استاد یادآوری کردن که همه ی قدرت خلق زندگیمون فقط با خدای یکتاست و همون خدا این قدرت رو به خودمون با فرکانسهامون و توجهات و باورهامون داده. فقط به یاد آیات قرآن افتادم. الله اکبر
یعنی هیچ کس به اندازه ی سر سوزنی نمیتونه به سود یا ضرر ما عمل کنه و تاثیری مثبت یا منفی در زندگی ما داشته باشه ، مگر اینکه خودمون باور کنیم و اجازه بدیم.
و من دقیقا عین همین موضوع ،توحید خالص رو در سوره ی فاطر دیدم و چقدر زیبا این آگاهی و توحید رو در کل قرآن به یاد آوردم. جایی که خداوند به پیامبر میفرماید فقط به من توکل کن ، که من برای تو کافی هستم ، دقیقا همون موضوع توکل کردن به خداوند در همه ی کارها هست و اینکه روی هیچ کسی به اندازه ی سر سوزنی حساب نکنیم و حساب هم نبریم چون تا وقتی ما با باورمون اجازه ندهیم ، کسی نمیتونه کاری بکنه ، پس در هر حالی باید فقط به خدا توکل کرد و آرام و رها بود ، چون خداوند برای ما کافیست و وعده ی خداوند ،تنها وعده ای هست که راست است.
در سوره ی فاطر خداوند میفرماید: مگر ما از زمین آسمان برای شما نعمت نازل نکردیم ، پس چرا به سوی باطل میروید؟
و بازم میگن: اگر خداوند سودی رو برای کسی بخواد هیچکس نمیتونه مانعش بشه و اگر ضرری بخواد کسی نمیتونه مانعش بشه.
و اینکه: هیچکس حتی به اندازه ی پوسته ی نازک هسته ی خرما مالک شما نیست .
خدای یکتا رو بپرستید ، که او نیازمند شما نیست و شما به او نیاز دارید و…
الله اکبر ررررر از این همه هدایت واضح و روشن.
و خیلی آیات دیگه است که خداوند خیلی واضح به این اشاره کرده که فقط یکتا پرست باشید ومشرک نباشید و به خدا توکل کنید و قدرت رو به کس دیگری غیر از خدا ندید و از کسی غیر از خدا نترسید که سزاوار نیست از کسی غیر از او بترسید و هیچکس ، هیچچچچچ اثریییییی در زندگی ما نداره ، هیچ کس ، هیچ اثری
پس همیشه و در هر لحظه با یاد خدا و در پناه خدا و رها از هر چیزی دیگری آرام و شاد و با احساس خوب زندگی کنیم و بزاریم خدا هدایتمون کنه ، چون تنها کسی که معبود یکتای ماست و صلاح مارو میدونه و صاحب فضل عظیم هست ، خدایی هست که خالق جهانیانه و قدرت خلق زندگی ما رو در وجود خودمون گذاشته .
پس خلق کنیم ، آنچه رو میخوایم و بسازیم زندگی دلخواهمون رو ، با توجه به خواسته هامون و فرستادن فرکانس دلخواهمون.
و اصلاااا و در هیچ شرایطی ، منطقی یا غیر منطقی ، خوب یا به ظاهر بد ، نه روی کسی حساب کنیم و نه از کسی انتظار داشته باشیم و نه از کسی بترسیم و حساب ببریم.
هیچ چیز رو بهانه نکنیم که قدرتی به کسی بدیم ، غیر از خدا .
وقتی در هر شرایطی میایم دچار شرک بشیم و قدرت رو به کسی بدیم و این باور رو در خودمون بسازیم که دیگران در زندگی من نقش و قدرتی دارن ، سریعا به یاد بیاریم که نههههه
اصلا اینطور نیست
خدا تنها مالک من هست و تنها خالق و قدرت یگانه و معبود یکتای جهانیان هست که قدرت خلق زندگی من رو به وسیله ی باورهام و فرکانسهام و توجهاتم به خودم داده و بسسس.
همین
من خالق زندگی خودم هستم و خداوند از من انتظار داره که من زندگی دلخواهم رو بسازم و ایمان داشته باشم و عمل شایسته انجام بدم و شکرگزار باشیم و یکتا پرست و فقط به خدا اعتماد کنم و صبور باشم و کفران نعمت نکنم و حواسم باشه که شرک وجودم رو نگیره ، چرا که شرک واقعاااا مخفیانه در وجود ما نفوذ میکنه.
پس باید خیلی حواسمون جمع باشه و مدام به خودمون یادآوری کنیم که خدا مالک و خالق منه و اون قدرت ساختن زندگی دلخواهمو فقط به خودم داده.
بله در هیچ جایی از قرآن حتی کوچکترین اشاره ای به مسائلی که برای بشر امروز ، مسایل اساسی زندگی تلقی میشوند (خوراک، پوشاک ، مسکن) نشده ، بلکه مهمترین نکاتی که در قرآن بارها و بارها بهشون اشاره شده ، و آیات فراوانی درباره اش اومده ،توحبد و دوری از شرک و شکر گزاری و عمل صالح هست. یعنی با وجود داشتن این ها میتونیم به همه ی آنچه که دغدغه ی بشریت هست برسیم.
به آزادی مالی و زمانی و مکانی و سلامتی و عشق و شادی.
سپاسگزارم از همه
در پناه خدا پاینده باشید
سلام دوست عزیز
خیلی خیلی ممنونم از کامنت زیبا و پرمحتواتون، خلاصه و اصل قانون رو گفتین، قدرت خلق کنندگی در کلمات کامنت شما موج میزد، قدرتی که به واسطه توحید ایجاد شده،
از این قسمت کامنت شما خیلی لذت بردم و ازتون ممنونم به خاطر نوشتنش:
“من خالق زندگی خودم هستم و خداوند از من انتظار داره که من زندگی دلخواهم رو بسازم و ایمان داشته باشم و عمل شایسته انجام بدم و شکرگزار باشیم و یکتا پرست و فقط به خدا اعتماد کنم و صبور باشم و کفران نعمت نکنم و حواسم باشه که شرک وجودم رو نگیره ، چرا که شرک واقعاااا مخفیانه در وجود ما نفوذ میکنه.”
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و مریم جان و دوستان هم خانواده ام در این پناهگاه امن الهی
خدا رو شکر برای این فایل که نشانه امروز من بود
توحید اصل و اساس قرآنه
ما هر جوری و از هر زاویه ای قرآن رو نگاه کنیم متوجه میشیم که کل قرآن در مورد توحید صحبت می کنه و نه در مورد هیچ موضوع جانبی دیگه ای
وقتی که ما توحید رو درک کنیم و باورهای توحیدی ایجاد کنیم زندگی عالی میشه برای ما
در کل تاریخ بشریت انسانها دنبال سه چیز بودن
خوراک و پوشاک و مسکن
و دلیل مهاجرت کنار رودخونه ها،کشاورزی و صنعتی شدن جوامع برای برآورده شدن همین نیازهاشون بوده که بتونن غذایی پیداکنن بخورن لباسی بپوشن که از سرما نمیرن و سقفی بالای سرشون داشته باشن
و همه داستانها و درگیریها بخاطر همینها بوده
ولی توی قرآن نمی بینیم خدا وقتی در مورد پیامبران صحبت می کنه راجع به شغلشون درآمدشون یا اینکه مشکلاتشون چی بوده زندگیشونو چجوری می گذروندن صحبت کنه از این موضوعات خبری نیست حتی یک مورد هم نداریم که قرآن درباره اساسی ترین سؤال های بشریت توضیح داده باشه سؤال هایی که انسانها فکر می کنن اساسیه در صورتی که این طور نیست
ولی می بینیم که قرآن
درمورد توحید صحبت میکنه
در مورد ایمان صحبت می کنه
درمورد باور صحبت می کنه
درمورد توکل صحبت می کنه
بارها و بارها این بحث ها رو در قرآن میبینیم
دلیلش هم اینه که اگر اون ایمان و توحید درست بشه بقیه مسائل مالی خوراک و پوشاک و مسکن خودبخود درست میشود ما نمیخواد براش کاری بکنیم
یعنی ما در مسیرش قرار میگیریم،به جایی هدایت میشیم و افرادی به سمتمون میان، موقعیتهایی برامون ایجاد میشه، ایده هایی به ذهنمون میرسه و اتفاقاتی برامون می افته که بصورت کاملاً طبیعی ثروت وارد زندگی ما میشه مسائلمون حل شده است و نگرانی و دغدغه مالی نداریم
همونجور که تو کل آیه های قرآن ندیدیم یک مورد باشه که پیامبران دغدغه مالی و نگرانی در مورد مسائلی مثل خوراک و پوشاک و مسکن داشته باشن
خداوند مالک و تنها قدرت جهانه و اون قدرت بی انتهای خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده
روی آدمها نباید حساب کرد
فقط روی خدا باید حساب کرد
باور داشته باشیم که نه روی کسی باید حساب کنیم و نه کسی میتونه تأثیر منفی تو زندگیمون بزاره
دیدگاه توحیدی داشتن اصلیه که باعث پیشرفت ما میشه و سبب میشه که اتفاقات خوب زیادی تو زندگیمون واقع بشه
خودم هستم که زندگی خودم رو رقم میزنم و هیچ کسی هیچ قدرتی تو زندگی من نداره
هیچ کسی تأثیری در زندگی ما نداره مگر اینکه ما بش قدرت بدیم مگر اینکه ما باورش کنیم مگر اینکه ما شرک بورزیم
اون وقت دیگه به کسی باج نمیدم دنبال پارتی و کسی که هوامو داشته باشه نمی گردم،چشم زخم رو باور نمی کنم
وقتی میخوام یک کاری بکنم نمیگم پدرم مادرم همسرم نمیزاره، دولت نمیزاره، یا چشمم زدن، یا فلانی با من لج داره
وقتی که دیدگاه توحیدی داشته باشیم کارها رو خدا برامون انجام میده هر چی که باشه بنفع ما تموم میشه کسی نمی تونه بما آسیب برسونه و اگر هم بخواد این کارو بکنه بر خلاف تصورش بما خدمت می کنه اتفاقات و نتایج سال به سال بهتر و بزرگتر میشه
ما هر کدوم تو یه دنیای مجزایی داریم زندگی می کنیم
دنیای مجزای هر کسی فقط توسط خودش رقم می خوره
وقتی که ما نگرانیم می ترسیم به این معناست که شرک میورزیم، یعنی قدرتو میدیم به غیر خداوند
به این دلیل هم هست که خداوند میگه من غیر از شرک همه گناهانو می بخشم، شرک رو نمی بخشم، چون کل داستان همینه
امکان نداره کسی شرک بورزه و بتونه تجربه خوبی از زندگی داشته باشه، اینا با هم تضاد دارن
ما صفر و صد نمی تونیم نگاه کنیم که بگیم یک نفر موحد کامله یا مشرک کامله، ما همه مون یه چیزی بین ایناییم، همه ما قسمتی از توحید و قسمتی از شرک تو وجودمون هست، یه وقتایی کمتر و یه وقتایی بیشتر میشه
تلاش ما باید این باشه که باورهای توحیدی رو بیشتر کنیم
تنها قدرت جهان ربه و هیچکس دیگه ای هیچگونه قدرتی نداره
نه شیطان نه جن نه پری نه آدما نه رئیس جمهور و فلان
هیچکسی هیچ قدرتی نداره که هیچ کاری بکنه
اگر پیشرفت نمی کنیم کسی رو تأثیرگذار یا مقصر ندونیم،
ببینیم چه ایرادی تو باورامون هست و چه ترمزهایی داریم که باید درستشون کنیم و گر نه هیچ عامل بیرونی در کار نیست
منم من عاملم
من عامل خوشبختی
من عامل بدبختی
من عامل همه چیز زندگی خودم هستم
نگاه توحیدی به دین و مذهب خاصی ربط نداره
یه ایده درونیه
اگر بتونیم باورهای توحیدیمونو تقویت کنیم همه چی تو زندگی ما حل شده است
ثروت و نعمت و خوشبختی و سعادت و سلامتی بصورت طبیعی وارد زندگی ما میشه
اینا مسیر طبیعی ی جهانه
نعمت و ثروت بصورت طبیعی ایجاد میشه، اگر ما جلوشو نگیریم
جلوی ورود اون نعمت ها رو به زندگیمون نگیریم
با نگاه شرک آلود، با قدرت دادن به عوامل بیرونی
این رو هم بدونیم که خدا برای ما تصمیم نمی گیره و چیزی رو برای ما نخواسته
اون خدایی که تو قرآن هست میگه هر چیزی رو که خودت بخوای من بهت میدم
میگه کلا نمد هؤلاء و هؤلاء ما به همه شما کمک می کنیم چه بخوای بری جهنم چه بخوای بری بهشت
خدا رو شکر که یه بار دیگه به آگاهی های این فایل ارزشمند گوش کردم و خلاصه ای از نکات مهمش رو اینجا نوشتم
سراسر زندگیتون آرامش و نور و عشق الهی باشه
سلام بر من، بر تو، و بر همه.
استاد آگاه،
من اغلب بعد از خواندن توضیحات هر فایل، اقدام ب ارسال دیدگاهم میکنم.
اما
فایل توحیدی رو گوش کردم، احساس تشکر و سپاسگزاری زیادی داشتم اول از ربم و دوم از شما.
عالی بود استاد.
چقدر عمیق فکر کردن
متفاوت بودن
دید وسیع تر داشتن
تا نوک دماغ رو ندیدن
جز گله و گوسفندان نبودن
عقاب بودن
و
توحیدی بودن خوبه.
ما توحیدی ها معتقدیم:
قدرتمند، تنها اوست.
تنها قدرتمند، اوست.
قدرت، تنها در دست اوست.
تنها قدرت، دست اوست.
?????
امام علی فرموده
میان خودَت و رَبَّت، کسی را شفیع قرار ندهی، ک شرک است.
?????
.
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان عزیزِ گروه توحیدی عباسمنش،
من حدوداً ۴سالِ سعادت بودن در مسیر توحیدی شدن همراه گروه عباسمنش هستم و تقریبا فایلی نبوده که تهیه نکرده باشم و همهی فایل ها و همچنین فایلهای رایگان رو هم از دست ندادم و این فایل استاد رو شاید حدوداً ۱۰ بار دیدم …. خدا رو شاهد میگیرم که عصارهی کلِ داستان همینه که :
١- خداوند تنها قدرت مطلق جهانِ…
٢- خداى من قدرت بینهایت خلق دنیاى “خودم”
رو بمن داده…
٣- خداوند در هر لحظه در درون منه و بمن کمک میکنه که دنیاى خودم رو بسازم …
۴- هیچ مخلوقى قدرت ضربه زدن بمن رو نداره…
۵- تمام اتفاقات زندگى من در هر لحظه بواسطهی کانون توجهات من و فرکانسهای ارسالی من به جهان توسط خود من ساخته میشه…
شاد و سلامت و ثروتمند باشید
ارادتمند – ازلی
سلام به خدا ، به استاد و همه رفقایه هم مداریم…
این اولین متنیه که بعد از یک سال و اندی آشنایی با این گروه میذارم، دلیلشم این بود که همش دوستان میگفتن برو تو سایت و چندین بار هم من و با جیمیلهای مختلف عضو کردن ولی نشد …امروز که خودم خواستم و تصمیم گرفتم،شد…
نمیدونم از کجا شروع کنم…یه کم ذوق زده شدم که وارد مدارتون شدم…نمیدونم اینایی که دارم میگم مربوطه یا نه…ولی از روز آشنایی میگم…نشسته بودم تو رستورانی که 8 ماه بود دایر کرده بودم و جز کرایه و حقوق کارمندا چیز اضافه ای در نمی اومد که حتی یه جوراب بخرم،یه مشتری وارد شد همونطور که غذاش و میخور،کارمند پیکم وارد شد و گفت من حقوق بیشتر میخوام چون بدهکاریم زیاده،منم گفتم منم خیلی بدهکارم و توان پرداخت درخواست شمارو ندارم،مشتری بعد از شنیدن این حرف غذاش که تموم شد،رو کرد به من و گفت عباسمنش دات کام خدانگهدار،با تعجب صداش کردم گفتم این چی بود!!!
گفت مگه نگفتی بدهکارم و نوشت برام اسم استاد و رفت…مدتی زمان برد تا گوشی تهیه کنم ببینم این چی بود،سریع تا گوشی تهیه کردم زدم تو تلگرام ببینم چیه؟!
دیدم نوشته چگونه درآمد خود را سه برابر کنید،قضیه رو دنبال کردم مو به مو…یه مشکل بزرگی که اون روزا داشتم این بود که صاحب مغازه چک تخلیه رو نمیداد میگفت تا سال باید باشی و کرایه بدی،فردای اون روز خودش چک و اورد داد گفت هر موقع خواستی برو!!!
اولین معجزه اتفاق افتاد!
چون کارم تو رستوران زیاد بود و توان گرفتن کارمند اضافه نداشتم اکثر کارها رو خودم انجام میدادم،چند روز گذشت و من هر روز با دقت فایلارو گوش میدادم،یکی دیگه از مشکلاتم این بود که یه وامی از یه بانک خصوصی گرفته بودم و چون پول بابت یه کار تولیدی از بین رفته بود و7 سال قسط نداده بودم بانک میخواست خونه پدرم و به مزایده بذاره،تو مغازه ای که بودم نزدیک یه ارگان دولتی بود و مشتری دولتی داشتم،به همشون میگفتم مشکلم و میخواستم کمکم کنن و اونها هم نظر مساعد میدادن ولی بعد چند روز یا گوشیشون و جواب نمیدادن یا میگفتن مثلا مسافرتم یا…
حالا این در صورتی بود که پدرم و مادرم از موضوع قسط ندادن اطلاع نداشتن و این موضوع مثل خوره جونم و میخورد، حتی به پستچی محله گفته بودم فقط نامه هایه مارو بهم تلفن بزن بده دست خودم،همش از ترس اینکه پدر و مادرم بفهمن سکته میکنن …برادرم یه دوست حسابداری داشت که تو کارش خبره بود،دو سه بار با برادرم رفته بودن پیش مدیر عامل اون بانک و از ایشون تقاضای اقساط دوباره کرده بودن ولی مورد موافقت قرار نگرفته بود و ذکر کرده بودن که محال ممکنه این اتفاق چون بانک متضرر شده و بابت وکلایه بانک و اقساط به تعویق افتاده و غیره شما باید 170 میلیون پرداخت کنید در غیر این صورت مزایده صورت میگیرد…
حالا از اون شب براتون بگم که چون دیر وقت بود و صبح باید کلی خرید میکردم برای مغازه تصمیم گرفتم داخل مغازه بخوابم،نمیدونم کی بود که 4 صبح از خواب بیدارم کرد(البته اون زمان نمیدونستم)
از خواب پریدم و یکی بهم گفت پوشو با مادرت تماس بگیر به اتفاق هم برید پیش مدیر عامل، ساعت و دیدم متوجه شدم مامانم یک ساعت دیگه برای نماز بیدار میشه.تو این یک ساعت ذهنم تکرار میکرد که مگه چند بار برادرت نرفته،مگه ریئس بانک نگفته فقط با پول بیاین،مگه نگفتن 30 روز دیگه فرصت دارین،الان تو میخوای بری بگی چی؟بگی من یک میلیونم ندارم،چطوری 170 میلیون بدم!!!میخوای بری پیش مدیر عامل جلو مادرت بهت توهین بشه؟(البته قضیه رو چند روز پیش نه کامل ولی مختصری برای مادرم شرح داده بودم)
دوباره یکی در درونم میگفت تو برو…و بالاخره ساعت گذشت و زدم به مادرم و گفتم مامان میای امروز بریم پیش مدیر عامل کل،
دوستان ادامش و که خیلی دوست داشتم بگم و یه معجزه واقعیه واقعی که برام اتفاق افتاده رو بخونید ولی وقت کم اوردم …حتما تو یه کامنت دیگه توضیح میدم تا یادم باشه که محال برای کسی که توکل و باور داره وجود نداره…
سلام خدا،ظهر بخیر،امروز هم با بند بند وجودم تسلیمتم…
سلام به استادم و دیگر هم مداریام،
ادامه کارم به جایی رسید که وقتی با مادرم تماس گرفتم،از اونجا که همه چیز و خیر میدونه مخالفتی نکرد،و ما ساعت 7 رفتیم ،وقتی رسیدیم به نگهبان دمه در گفتم آقای فلانی(مدیر عامل کل)آدم مثبتیه؟!
اونم با خنده گفت اگه این آقا نباشه اینجا هیچکس درست کار انجام نمیده،تو دلم گفتم خدایا خودت درستش کن،ولی اون ترسه هی بهم نهیب میزد خیلی خوش خیالی!
پشت دفترش که رسیدم منشیش سوال کرد با کی کار دارین؟ جواب دادم ما مشکل وام داریم،قسط پرداخت نکردیم،میخواهیم با ریئس صحبت کنیم چون شعبه رفتیم، ولی رئیس شعبه جوابمون کرده،منشی دستش و به علامت اینکه بفرمایید اتاق مدیر کل و نشون داد، من و مامانمم از همه جا بی خبر وارد شدیم و با تعارف رئیس نشستیم و منشی پرونده مارو اورد، رئیس یه نگاه به ما کرد یه کوچولو به اندازه چند ثانیه پرونده 7 ساله وام مارو که قطور شده بود از معوقه و دادگاه و…خوند و رو کرد به مادرم گفت،حاج خانم چرا نگرانی؟!
مادرم گفت خوب ما خونمون گرو بانک و دخترم پول وام و تو یه کار تولیدی از دست داده و بخاطر معذوراتی که داشته به ما نگفته که حداقل تا کمتر بوده ما خونه رو بفروشیم و پول بیشتری دستمون و بگیره،جز این خونه و ماشینی که همسرم باهاش امرار معاش میکنه چیز دیگری نداریم،میتونید استعلام بگیرید،اومدم ازتون درخواست کنم برام قسط بندی کنید،اگرم نمیشه مهلت بیشتر بدید خودم خونه رو بفروشم که حراج نشه،
خدا که اونروز نقش رئیس بانک و اجرا میکرد و روبروی ما نشسته بود منشی و احضار کرد و توی پرونده ما به اندازه یک خط نوشت و رو کرد به مادرم و گفت نگران نباش خانم من از تبصره بانک استفاده کردم و شما 30 میلیون پرداخت کن و سند و بانک میزنه به نامتون،و اگر همین مقدارم ندارید دستور وام براتون میدم که مشکلتون حل شه!!!!
تمام خون بدنم انگار جمع شده بود تو صورتم و چشام انگار نمیدید ،حس میکردم توهمه،خدایا داره چی میگه رئیس!
داره شوخی میکنه یا جدیه!
قدرت نداشتم حتی بهش بگم ممنونم ،از جام بلند نمیشدم،به خودم اومدم دیدم مامانم داره به رئیس میگه من صادقانه حرف زدم و شما با خدا معامله کردی،
حالا دیگه اون نجوا که میگفت نرو صداش نمی اومد،فقط درونم میگفت این نتیجه اعتماد به الهام درون توست، رئیس خیلی ساده گفت من کاری نکردم این قانون بانک ماست،
مگه میشه قانون باشه، مگه دهها بار خودم برادرو و ….به عناوین مختلف تقاضا نکرده بودیم،پس چرا نشده بود، ما که توقع داشتیم 170 تومن قسط بندی شه از اول،یا لطف کنن بذارن خونه رو خودمون بفروشیم(چون 4دونگ در رهن بانک بود)
تمام دنیا بعد 7 سال که شبانه روز به خدا میگفتم خدایا تو بگو چیکار کنم؟ برام شد یه علامت تعجب بزرگ، که خدایا تو کی هستی؟!
از در اتاق رئیس که اومدیم بیرون دیدیم چند تا خانم دارن به منشی میگن ما وقت گرفتیم 1 ماه پیش از بندرعباس اومدیم رئیس و ببینیم، و منشی به اونا میگفت رئیس نمیتونه شمارو ببینه یه وقت دیگه باید بگیرید،تازه اونجا ما متوجه شدیم باید از قبل وقت ملاقات میگرفتیم!! وای این چه قدرتی بود که مارو صبح کشوند دفتر رئیس که حتی وقت ملاقاتم نداشتیم!!
جز خود خدا کی میتونه؟
تو راه برگشت من و مادرم فقط به هم نگاه میکردیم،خواهر و برادرم مات و مبهوت شدن، توقع داشتن هر چیزی جز این خبر و از ما بشنون، از ما همش میپرسیدن آخه توضیح بدید چی شد،چی گفتین، ما چی داشتیم بگیم جز اینکه خودمونم نمیدونیم، مادرم چون آدم معتقدیه بهش گفتم چه ملاقاتی بود با خدا، اونم گفت آره چه مختصر و بی حاشیه و خالص بود، پیش خودم از اون روز به بعد همش فکر میکنم به حس اونروزم،که بتونم تکرارش کنم، و نزدیک و نزدیک تر بشم و به خودم بیام…
به قول همای: گفتم ببینمت شاید که از سرم دیوانگی رود،زان دم که دیدمت دیوانه تر شدم،گفتم ببینمت تا بی قراری از جانم به در رود،هم بیقرار و هم شوریده سر شدم،دیوانه تر شدم.
دوستدار همتون بنده خوب خدا انسیه.
انسیه ی عزیزم
هم فرکانسیه دوستداشتنیم
خط به خط دیدگاهتو مطالعه کردم و اشک ریختم و خداوند رو در تک تک کلماتت دیدم
اینکه چقدر خداوند بزرگه چقدر رحیمه
بخاطر دیدگاه فوق العادت ازت ممنونم
از اینکه منو عاشق ترم کردی ازت ممنونم .
بی صبرانه منتظر دیدن کامنتای جدیدت با کلی موفقیت جدید و رسیدن به خواسته ها و ارامش الهیت هستم .
سلام عادله جان،
ممنونم از این همه احساس نابت،
دوست خوبم منم برات از خدامون بهترین چیزهارو میخوام،
خوشحالم که دوستانی مثل شما دارم.
به نام خدای مهربان
سلام انیسه عزیزم تمام کامنتت قسمت دومت را فقط گریه کردم واین خدای قدرتمند و مهربان را خوب میشناسم و بویش وعطرش را ونکاهش را حس میکنم .
عالی بود ???????
خدا را دیدم در آن هنگامی که صدا و تصویر استاد را دیدم خدا را دیدم در آن هنگام که دخترک کوچکی با عشق دستانم را میبوسد و میگوید دوستت دارم .خدایا را میبینم آن هنگام که دنبال نیمه گمشده ام بودم در پس چشمانی نجیب وپاک ولبخندی صادقانه حسش کردم خودش بود بخدا خودش .??????چشمهای ابر بهاریم بگریید در شوق عشق به معبودم که زمین وزمان را به هم میدوزد وقتی بنده اش رو به سویش میکند .
چه احساسی گرفتم ملی حال دلم عالیییه .در پناه الله یکتا ودوست داشتنی همیشه عاشق وثروتمند.
عزیزم طیبه، خوشحالم که وارد سایت شدم بعد 76 روز باورام با شما دوستان قویتر شده…خدا جونم دمت گرم.
سلام انسیه جان
بهت تبریک میگم
خوشبحالت بنده عزیزخدا
خدایا شکرت چه خوب واسش درست کردی کارش ?
سلام فرحناز جونم،ممنونم عزیزم از تبریکت،
خوشحالم که76 روز است تو مدارتونم…
سلام انیسه خانم
تا کامنت ات و خوندم بی اختیار اشک از چشمانم جاری شد واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم خدایا شکرت خدایا شکرت به همین سادگی
سلام جناب بالی پور…
بله به همین سادگی!!!
7 سال تنهایی فکر کردم و بعد از اون متوسل شدم به آدمهای دولتی اطرافم که مشتریایه مغازم بودن!!!
بعد که دیدم هیچی جواب نمیده ناخودآگاه ولش کردم …وقتی رها شد و پیش خودم گفتم چیکار کنم خدا من دیگه هیچ کاری از دستم برنمیاد!!!
اتفاق افتاد…به قول شما به همین سادگی.مرسی دوست عزیز برات همه چیو از نوع بهترینش میخوام از خدامون
سلام انیسه خانم
خیلی خیلی خوشحالم که مشکلت حل شد منم چند روز پیش از جاییکه فکرش رو نمی کردم خداوند به حسابم پول واریز کرد شاید باورتون نشه پشت فرمان بود زدم کنار و گریه امانم نمیداد خدایا شکرت ……..
سلام جناب بالی پور،خیلییییی خوشحال شدم برات،درکت کردم با تمام احساسم،
میدونی چرا؟
برای خودم همین مساله دیروز پیش اومد…
اینطوری شد که رفتم پنچری ماشین بگیرم،آقاهه گفت 7 تومن میشه،من چون چند روز پیشم پنچری ولی جای دیگه گرفته بودم 5 تومن شده بود،پیش خودم گفتم چرا 2تومن بیشتر!
برم بهش بگم من جای دیگه پنچری گرفتم 5 دادم،شما2بیشتر میخوای بگیری،
یه دفعه به خودم اومدم گفتم ا انسی حواست هست داری چی میگی،برو تو چشاش نگاه کن از تشکر کن،چرا به کمبود فکر میکنی!
خدا 700برابرش و میریزه به حسابت،
خلاصه رفتم خیلی هم ازش تشکر کردم،با احساس خوب خدافظی کردم، نیم ساعت گذشت،(نه از کسی طلب داشتم نه هیچی)
700 هزار تومن اومد غیر منتظرانه تو حسابم!!!
وای مونده بودم،احساس خوب چیکار میکنه!!!
آقای بالی برای همین درکت کردم با تمام وجود…
امیدوارم به هر چی میخوای از نوع بهترینش برسی…
سلام هرمز خان…من انسیه هستم.نگو انیسهههههه…متشکرم برادرم
انسیه ی خوش دل
چطور ازت تشکر کنم تجربه ی به این با ارزشی رو با ما درمیون گذاشتی عزیزدلم؟؟
از شدت تعجب زبونم بند اومد…از قدرت عظیم خدا، که ما درکش نکردیم…
بنده ی محبوب خدا…
سلام به شما دوست هم فرکانسی
واقعا دیدگاه تون فوق العاده زیبا و تاثیر گذار بود برای من و با بند بند وجودم احساسش کردم ..
و بهتون تبریک میگم بابت این نگاه توحیدی شما …
به قول استاد ، تو خود در راه بنه و هیچ مپرس .
که خود راه بگویدت که چون باید کرد …
در پناه الله یکتا شاد پیروز سلامت خوشبخت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی …
خداروشکر،خوشحالم که تونستم حسم و به اشتراک بذارم، ممنونم از خدا و از شما دوست هم مداری که باعث تقویت باورام میشه.
من بارها این فایل رو گوش دادم و بارها متن این فایل رو خوندم اما الان که شروع کردم به خوندن متن احساس کردم اولین باره که میخونم.
میگه اگر به دنبال ثروت و نتایج مالی هستی باید ببینی چقدر تونستی توحید رو در عمل اجرا کنی.
میگه به اندازه ای که تونستم این نگاه رو ایجاد کنم تونستم نعمت ها رو دریافت کنم و سهم ما از نعمت ها دقیقا به اندازه ی اجرای توحید در عمل هست.
میگه توحید یعنی منطق ابراهیم برای رها کردن هاجر و اسماعیل در بیابان چون میدونه اونا به همون اندازه که اون به خداوند نزدیکه بهش نزدیکن.
میگه توحید یعنی به جای اینکه دنبال لایک و مشتری و فالوور بدویی روی باور فراوانی کار کنی اونوقت مشتری ها خودشون پیدات میکنن.
آخ که من چقدر این فایل لازم بودم، چقدر به موقع اومدم توی سایت و چقدر این فایل با من بود و مخاطبش تماما من بودم پرده ی اشک جلوی چشمامو گرفته دارم تار میبینم اما دوست دارم بنویسم.
این روزها دارم تمام تلاشم رو میکنم تمرکزم رو بگذارم تماما برای عمل به ایده های جدیدی که داره در مسیر علاقه ام سخاوتمندانه از طرف خدای مهربانم بهم داده میشه، اما پاشنه آشیل همیشگی که اگر حواسم بهش نباشه به چند روز نکشیده مثل یه دمل چرکی دوباره پر میشه دوباره داشت سربرمیداشت به موقع هدایت شدم به این فایل همیشه آنتایم سر وقتش هدایت خدا میرسه و شامل حالم میشه، پاشنه آشیل حمایتگری و ناجی گری، اینکه همه باید خوشبخت باشن همه باید آگاه باشن همه باید خوشحال باشن تا من با خیال راحت زندگی کنم و مسیرم رو برم، اما توحید میگه هر کس خودش خالق زندگی خودشه و همه به یک اندازه به خداوند نزدیکیم، عوامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگی ما ندارن و من خودم هم برای دیگران یک عامل بیرونی محسوب میشم و همینطور دیگران برای من، سهم من از نعمت ها به اندازه ی کنترل ذهنم و درک این اصل هست، چقدر این اصل بدیهی و ساده اما در عین حال در عمل اجراش دشوار و سخت هست.
خدایا ما را به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آن ها نعمت دادی نه مغضوبین و گمراهان.
استاد عزیزم سلام
همراهان عزیزم سلام
استاد یک بغل گل نرگس چیدم براتون از دشت خوشبختی از دشت عشق واستون هدیه اوردم
میدونم دلم میگه کامنتمو میخونین
استاد جان من تا قبل از اشنایی با شما و سایتتون احساس میکردم ادم خدا پرستی هستم احساس میکردم با خدا رفیقم
ولی دیدم نهههههههه
چقدر در اوج رفاقت نارفیقی میکردم
چقدر با تمام عشقو مهربانی که تو وجودم داشتم چقدر از وادی عشقو مهربانی دور بودم
استاد جان
من تازه معنی رفاقت با خدا رو از شما یاد گرفتم
اونقدر این دوستی بهم عشقو ارامش هدیه داده
که هر لحظه زندگیم عمقی گرفته با فضایی پر از مهرو عشقو ارامش
استاد تو همین سه ماه
منی که هر روز میگفتم عاشق چی هستم خدایا من عاشق چی هستم
ولی نمیتونستم بفهمم که پشت تمام سردگمی هایی که شیطان ذهنم برام ایجاد میکرد
بتونم پیداش کنم
اما تو همین مدت عشقو علاقه خودم رو پیدا کردم
پر شدم از شور با ذوق مشغول هنری زیبای نقاشی هستم و اونقدر درونش رازو زیبایی نهفته هست که منو با عشق به درون خودش میکشه صد هزار بار شکر به خاطر حال و اینده ی زیبام
استاد تو همین مدت کوتاه وارد فضایی شدم محیطی که همیشه ارزوشو داشتم داشته باشم ولی خودم حتی نمیدونستم خدا در اوج اینکه اصلا فکر نمیکردم پولی برای انجامش داشته باشم حالا دارم همون ورزشی که عاشقانه دوستش داشتم رو انجام میدم
خدا بزرگ تر از رویاهای من هم فکر میکنه
استاد توی وجودم در رابطه ای که پر از عشق بود ذهنم پر شده بود از مانع از ترس اصلا خیلی چیزا رو بیشتر وقت ها نمیدیدم و به خاطرش غصه میخوردم و لحظه هام پر میشد از غم حالا چشم قلبم باز شده و فقط دارم زیبایی هایی که نمیدیدم رو میبینم
منی که فکر میکردم چقدر ادم مثبتی هستم چقدر افکار پاکی دارم حالا دیدم چقدر توی ذهنم اسیر بودم روز به روزدارم رها شدن هامو حس و تجربه میکنم
منی که تو خیلی جهات پر بودم از عزت نفس اما فهمیدم تو چه قسمت هایی از وجودم خودم رو کوچیک میدونستم و روز به روز داره برام راه روشن میشه تاریکی های وجودم داره برام نور تابیده میشه
و بینهایت از خدای مهربان و عزیزم سپاسگزار و ممنونم بی نهایت ممنونم و همینطور از شما استاد عزیزو خانوم شایسته مهربان و تمام شما دوستانی که میاین و با عشق نظر میزارین ممنونم همه و همه راه گشای من بودین
خدایا شکرت
زندگی بی نهایت زیباست
به نام خدای عشق
خانم قربانی عزیز خیلی خوب وعالی نوشتید ولذت بردم از نگاه زیباتون به رب العالمینم .
تاریکی را باید کنار زد تا خدای جان وجهان را دید او نشسته در من ،من به کجا گریزم .
در پناه خدای عزیز و گرامی ورزاق