توحید عملی | قسمت ۶
آگاهیهای این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادیترین اصل جهانبینی توحیدی را تبیین میکند. اصلی که هسته اصلی آموزههای استاد عباسمنش است و میگوید:
تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگیمان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.
اساسیترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و بهخاطرش این همه جنگ به راه انداختهاند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست.
در هیچ آیهای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگیشان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشههای توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگهای زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبهخود و به طبیعیترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همهچیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت بهصورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت میشوید، افراد مناسب سر راهتان قرار میگیرند و ایدههای ثروتساز به قلبتان الهام میشود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت، به شما کمک میکند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمتها را به رابطه همیشگی با خداوند بهعنوان منبع تمام نعمتها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بینیاز شوید.
جانمایه اصلی آگاهیهای این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربههای زندگی میآموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهمتر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباسمنش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیدهاند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچکس قدرت آسیبرساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهمتر آن است که لازمهاش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.
شرک فقط بتپرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیستان اخراجتان کند، همسرتان مانع پیشرفتتان شود، رقیبتان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده دادهاید.
نقطه مقابل شرک، توحید است.
- توحید یک اصل درونی است.
- توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
- توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چهرسد به نجات آدمها.
- توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان میسپارد.
- توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
- نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیمان پیدا میکنند.
حقیقت محض این است که هیچکس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچکترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرکآلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشمزخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات میکند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئهها، تهدیدها و سنگاندازیها نهتنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه بهطرز معجزهآسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنیها را به خدمتگذاری برای رشد شما تبدیل میکند.
برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بیقیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.
تمام نتایج زندگی استاد عباسمنش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدمها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواستهای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواستهای است.
این نگاه توحیدی است که هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگی ما میسازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما میبخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر بهدنبال مقصر نمیگردید، باج نمیدهید، تملق کسی را نمیگویید و ابراهیم وار، این بتهای ذهنی را میشکند.
ترس از غیر خدا، بزرگترین مانع ورود نعمتها به زندگی است. وقتی میترسید، یعنی به جهان اعلام میکنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار میکند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی بهصورت طبیعی باز میشوند.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیرید، مشتریها پیدایتان میکنند، ایدههای ثروتساز سراغتان میآیند، قلبهای مهربان اطرافتان جمع میشوند و به شما عشق میورزند و بدنتان ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعتمان بازمیگرداند.
تمرین این قسمت:
برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربهای عملی در زندگیتان، به این سؤالات مهم بهطور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخهایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.
۱. بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۶288MB33 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۶32MB33 دقیقه














به نام رب العالمین شروع میکنم نوشتن نتایجم رو نسبت به چن سال قبل که تو همین فایل اومده بودم ونتایج مو نوشته بودم؛اونموقع که اون نتایج و نوشتم هیج وقت فکر نمیکردم این قدر همه چی تغییر کنه و به یه همچین نقطه ای برسم به قول حضرت مولانا؛
تا تورا دیدم محالم؛حال شد
یعنی قبل آشنایی با استاد من تو جهنم سرد زندگی میکردم سخت زندگی میکردم؛همه چی واسم سخت بود؛تلاش زیاد نتیجه ناچیز؛دوندگی زیاد عایدی صفر:
دقیق مث فردی بودم ک رو تردمیل میدوه ولی نتیجه ای ب دس نمیاره؛؛ هر وق کسی منو میدیددرحال کار کردن و تلاش بودم ولی دریغ از یه هزاری پس انداز؛با اینک سالم سالم بودم حتی یه تک تومنی بابت مواد ومشروبات الکلی و این ها خرج نداشتم ولی پر بودم از شرک پر بودم از چشم به دیگران؛پر بودم از قدرت دادن یه دیگران؛و بی تاثیر دونستن خودم تو نتایج زندگیم
گدشت تا با استادآشنا شدم اینقد این مسیر و صحبت ها منو آروم کردکه تایم زیادی و فایل میشنیدم؛بدون اینکه درکی داشته باشم؛کم کم ازدرون تغییر کرد افکارم ولی خیلی کوچیک بود تغییرم و همون تغیر کوچیک منو هدایت کرد به یه شهر دیگ ؛به کاری که خیلی اعتماد به نفسم وافزایش داد؛و کم کم داشتم ازشرک وایراد گرفتن از خداو دنیا دور و دورتر میشدم و هرچه قدرتوحیدم بیشتر میشد میدیدم که نتایجم بیشتر داره میشه ولی الان که دارم نگاه میکنم نتایج من توهمین یه سالی ک گذشت به لطف خدا اندازه تمام سال های زندگی ام بوده؛خوب حالا میخوام برگردم به گدشته ام وشرلیطی ک داشتم وبعد از الانم بگم ونتایج ک خداوند برایم رقم زد
چن سال پیش که شرک تو وجودم فوران میکرد تنهاو دور ازخانواده تو یه شهردیگ بودم؛روزانه کیلومترها پیاده روی داشتم؛هیچ پس اندازی نداشتم؛هیچ وعده غذایی ام سر وقت وجاش نبود؛ی غذای درست و حسابی واسمون آرزو بود؛چن نفره یه دونه سالاد الویه میخوردیم؛و پر بودم از شرک؛از کفر؛از ناسپاسی و پر از کمبود((خدایا ببخش منو))همش طلبکار بودم از پدر مادر؛خدا وعالم و آدم و تا لحظه ای که خودت و صاحب زندگی خودت ندونی نمیتونی چیزی و تغییر بدی که
ولی به لطف خدا هدایت شدم به این مسیر زیبا و کم کم تغیر کرد شرایطم یعنی همون ویزیتی که انجام میدادم هدایت شدم به یه شرکت معتبرتر که حقوق هامونو به موقع پرداخت میکرد؛بیمه شدم و…
و خداروشکر اوضاع بهتر و بهتر شدولی نه یهویی و یه شبه تکاملی طی شد
واما حالااااااااا((با خدابودن))
الان یه ماشین خشک خداوندبه راحت ترین حالت واسم فرستاد؛؛ قدیما روزانه 20 کیلومتر توسرما وگزما راه میرفتم
الان در کنار خانواده ام تو شهر خودمم؛یه روزی هزاران کیلومتر از شهرم دوز بودم؛
الان با بهترین و ایده آل ترین فرد ازدواج کردم اونم به راحتی؛ یه روزی بی نهایت تنها بودم وازهمه فراری
آلان عاشق خودم وخدام و اطرافیانم هستم؛یه روزی متفربودم از خودم و خداو همه آدماش
الان کسب و کار خودمو دارم و به راحت ترین حالت ممکن دارم پول میسازم وچن ده برابراون سال هایی ک کلی سختی میکشیدم و چیزی هم نمیموند تهش به لطف خدا الان چن نفری ازین سفره الهی نون میبریم؛ولی قبل این ها چندین وچن سال به سخت ترین حالت پول در میآوردم خرج دیگران که هیچ خرج خودمم به زور درمیاوردم.
همه چیم به راحتی اوکی شده به لطف آلله و واقعا سوت زنان مسیرو دارم میرم
ولی شکی ندارم که هر چه قدر مقدار بندگیمو بیشتر کنم و اجازه بدم خداوند وارد زندگیم شه و فرمون زندگی مو بدم بهش راحت و راحت تر زندگی میکنم و سوت زنان پیش میرم…
به نام رب العالمین شروع میکنم نوشتن نتایجم رو نسبت به چن سال قبل که تو همین فایل اومده بودم ونتایج مو نوشته بودم؛اونموقع که اون نتایج و نوشتم هیج وقت فکر نمیکردم این قدر همه چی تغییر کنه و به یه همچین نقطه ای برسم به قول حضرت مولانا؛
تا تورا دیدم محالم؛حال شد
یعنی قبل آشنایی با استاد من تو جهنم سرد زندگی میکردم سخت زندگی میکردم؛همه چی واسم سخت بود؛تلاش زیاد
نتیجه ناچیز؛دوندگی زیاد عایدی صفر:
دقیق مث فردی بودم ک رو تردمیل میدوه ولی نتیجه ای ب دس نمیاره؛؛ هر وق کسی منو میدیددرحال کار کردن و تلاش بودم ولی دریغ از یه هزاری پس انداز؛با اینک سالم سالم بودم حتی یه تک تومنی بابت مواد ومشروبات الکلی و این ها خرج نداشتم ولی پر بودم از شرک پر بودم از چشم به دیگران؛پر بودم از قدرت دادن یه دیگران؛و بی تاثیر دونستن خودم تو نتایج زندگیم
گدشت تا با استادآشنا شدم اینقد این مسیر و صحبت ها منو آروم کردکه تایم زیادی و فایل میشنیدم؛بدون اینکه درکی داشته باشم؛کم کم ازدرون تغییر کرد افکارم ولی خیلی کوچیک بود تغییرم و همون تغیر کوچیک منو هدایت کرد به یه شهر دیگ ؛به کاری که خیلی اعتماد به نفسم وافزایش داد؛و کم کم داشتم ازشرک وایراد گرفتن از خداو دنیا دور و دورتر میشدم و هرچه قدرتوحیدم بیشتر میشد میدیدم که نتایجم بیشتر داره میشه ولی الان که دارم نگاه میکنم نتایج من توهمین یه سالی ک گذشت به لطف خدا اندازه تمام سال های زندگی ام بوده؛خوب حالا میخوام برگردم به گذشته ام وشرایطی ک داشتم وبعدش از الانم بگم ونتایجی ک خداوند برایم رقم زد
چن سال پیش که شرک تو وجودم فوران میکرد تنهاو دور ازخانواده تو یه شهردیگ بودم؛روزانه کیلومترها پیاده روی داشتم؛هیچ پس اندازی نداشتم؛هیچ وعده غذایی ام سر وقتش نبود؛ی غذای درست و حسابی واسمون آرزو بود؛چن نفره یه دونه سالاد الویه میخوردیم؛و پر بودم از شرک؛از کفر؛از ناسپاسی و پر از کمبود((خدایا ببخش منو))همش طلبکار بودم از پدر مادر؛خدا وعالم و آدم
ولی تا لحظه ای که خودت و صاحب زندگی خودت ندونی نمیتونی چیزی و تغییر بدی که
ولی به لطف خدا هدایت شدم به این مسیر زیبا و کم کم تغیر کرد شرایطم یعنی همون ویزیتی که انجام میدادم هدایت شدم به یه شرکت معتبرتر که حقوق هامونو به موقع پرداخت میکرد؛بیمه شدم و…
و خداروشکر اوضاع بهتر و بهتر شدولی نه یهویی و یه شبه تکاملی طی شد
واما حالااااااااا((با خدابودن))
الان یه ماشین خشک خداوندبه راحت ترین حالت واسم فرستاد؛؛ قدیما روزانه 20 کیلومتر توسرما وگزما راه میرفتم
الان در کنار خانواده ام تو شهر خودمم؛یه روزی هزاران کیلومتر از شهرم دوز بودم؛
الان با بهترین و ایده آل ترین فرد ازدواج کردم اونم به راحتی؛ یه روزی بی نهایت تنها بودم وازهمه فراری
آلان عاشق خودم وخدام و اطرافیانم هستم؛یه روزی متفربودم از خودم و خداو همه آدماش
الان کسب و کار خودمو دارم و به راحت ترین حالت ممکن دارم پول میسازم وچن ده برابراون سال هایی ک کلی سختی میکشیدم و چیزی هم نمیموند تهش به لطف خدا الان چن نفری ازین سفره الهی نون میبریم؛ولی قبل این ها چندین وچن سال به سخت ترین حالت پول در میآوردم خرج دیگران که هیچ خرج خودمم به زور درمیاوردم.
همه چیم به راحتی اوکی شده به لطف الله و واقعا سوت زنان مسیرو دارم میرم
ولی شکی ندارم که هر چه قدر مقدار بندگیمو بیشتر کنم و اجازه بدم خداوند وارد زندگیم شه و فرمون زندگی مو بدم بهش راحت و راحت تر زندگی میکنم و سوت زنان پیش میرم…
الهی سپاس گذارم بابت این مسیر زیبا؛بابت استاد عزیزم و درنهایت بابت اینکه انسان خلقم کردی تا خودم زندگی خودمو خلق کنم هر آن مدلی که میخواهم…
دوستان گشایش های بزرگی درراهه
ادامه دهید…
سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیز و تمام دوستان قدرتمند وثروتمندم
جالبه امروز ب محض اینک از خواب بلند شدم دیدم دیدم فایل جدید رو سایت اومده وبلافاصله زدم دان شه تا امروزمو دوباره فوق العاده شروع کنم واولین نفریم هستم ک نظر میذاره رو این فایل ک این خودشم ازون اتفاقات جالبه??
خداروشکر
چن روزی بود همش میخواستم بیام و شرایط الان زندگیمو بادوستان به اشتراک بذارم و بابت همه چیز هم از استاد بزرگوار وعزیز و هم ازدوستان تشکر کنم ولی وقت نمیشد که خداروشکر امروز وقت شد
بریم سر اصل مطلب
من اوایلی که بااستادعزیزآشنا شدم و فایل هاشونو گوش میدادم همش برام سوال بود گه چطو میشه بدون افزایش ساعت کاری درآمدمو افزایش بدم و همیشه میگفتم اگ بشه ام برا من نمیشه چون من شرایطم فرق داره البت ناگفته نماند که تو این مدت رابطم با اطرافیانم خیلی بهتر شده بود،دوستانم زمین تا آسمون قوی تر و بهتر از قبل بودن،ایمان و توکلم به الله یکتا هزاران هزار بیشتر از قبل شده بود وبااینک رو خودم گار میکردم ولی درآمدم بیشتر نشده بودو همش سوال بود برام ک چرا درآمدم زیاد نمیشه بااینک دارم رو خودم کار میکنم وتعجبم بیشتر شد که چرا همه چی عالی شده ولی درآمدم تغییری نکرده و این روندو ادامه دادم تا اینک خداروشکر کم کم شروع به تغییر کرد درآمدم و خداروشکر با سرمایه گذار یهایی که کردم الان میانگین درآمدیم ۷ برابر شده و جالب ترش اینه که زمانیم که صرف کردم گم تر از قبل شده بود بدون اینک کار خاصی انجام بدم
درکل ممنون خداوند یکتا هستم قبلا هیچ رابطه خوبی باهاش نداشتم و رابطم فقط ازرو ترس بود و نتیجه ایم نمیشد ازش گرفت و همش سوالم این بود که چرا خدا اینجوریه ولی از وقتی که بااستاد آشناشدم ودیدگاهشون نسبت به خدا وجهان هستی رو شنیدم روز ب روز رابطم بهتر و بهتر شد الان با خدا دوستم دقیقا مث دو تا دوستیم باهم،هر لحظه بدون هیچ تشریفاتی صداش میزنم باهاش صحبت میکنم ازش راهکار میگیرم،
جالبه مادرم هر وق نگرانی میاد سراغش یا بم زنگ میزنه یام حضوری میشینیم یه ساتی صحبت میکنیم و میگه که تو خیلی توکلت به خدا بیشتر ازماست و با صحبتات خیلی آرامشم وتوکلم نسبت به خدا بیشتر میشه و همین طور دوستام والباقی خانواده ام
درهرحال اگه بخام از تمام شرایط الانم بنویسم شاید چن ده صفحه بشه شایدم بیشتردرکل بابت همه و همه این ها ازخداجونم ممنونم
خیلی خیلی باحالی،دمت گرم
ودرنهایت عاشق این استاد واین گروه واین دوستان فوق العادمم.
از تمامی دوستان میخوام که حداقل هرروز چن ساتی رو مشغول گوش دادن ب فایل ها،یا شرکت کردن تو عقل کل باشن و توقع نداشته باشن که با چن روز کار کردن رو خودشون نتایج شگفت انگیز بگیرم بلکه هرروز و هر لحظه رو خودشون کار کنن و شکی نداشته باشن ک نتایج هم بوجود میاددددد
درپناه الله یکتا شادو موفق وپیروز باشین
سلام و صد سلام به دوستان گل خودم:امروز و الان خداوند هدایتم کرد به نوشتن نتایج ام نسبت به چن سال قبل که این کامنت و تو سایت نوشتم ؛من تمام زندگیمو مدیون خداوند و استاد عزیزم هستم که زندگی مو از این رو به اون رو کرد..به یاری الله زندگی ام هیچ ربطی به چن سال قبل نداره یعنی به لطف الله چندین و چن تا دوره عالی و از استاد عزیزبه راحتی خریداری کردم؛درصورتی که یه روزی برا گوش دادن فایل های رایگان قدرت خرید بسته رو نداشتم وصوتی گوش میدادم فایل ها روتاحجم کم تری از اینترنت مصرف شه؛یه روزی 20 کیلومتر پیاده روی داشتم تا به یه درآمدی برسم وحتی یه دوچرخه هم نداشتم؛؛ولی الان یه ماشین خشک دارم به لطف الله وبه راحتی به نعمت و ثروت میرسم ؛یه روزی کیلومترها از شهر و دیارم دور بودم و عقیده ام این بود که تو شهر کوچیک ما که نمیشه پول ساخت وبا مشقت زیاد پول میساختم؛ولی الان کنارخانواده خودمم وبه راحتی چند ده برابر اون موقع پول میسازم تو همون شهرکوچیک ؛یه روزی زیردست بودم و برا بقیه کار میکردم ولی به لطف خدا و استاد عزیز الان کسب و کارخودمو دارم وکارآفرین هستم؛یه روزی همه میگفتن تو دیرت شده وبا شرایطی که داری نمیتونی ازدواج کنی یام بایدبا یه فردوخانواده سطح پایین ازدواج کنی ولی به لطف ویاری خداوند با بهترین فرد وخانواده ای که ازدید همه غیر ممکن بود ازدواج کردم وبهترین روزها و لحظات و کنار هم داشتیم و داریم و چند روز دیگ عروسیمونه؛یه روزی وابسته بودم به بقیه برا رزق و روزی و رابطه و حس خوب الان مستقل ام به لطف خدا و وابستگیم فقط به خداست
با یاری الله زندگیم شده همش لذت و خوشی؛دیگه مثل قدیم نیستم که تا یه مسئله ای میومد دست و پامو گم میکردم و خودمو میباختم چرا که خودمو تنها میدیدم الان با آغوش باز میرم سراغ حل مسائل ویقین دارم که خدا همراهمه…
دوستان یه نکته طلایی رو هم بگم به نظر من تغییرات از زمانی تو زندگی مون شروع میشه که منم منم ها رو کنار بذاریم و فرمون زندگی مون و بسپاریم به خداوند تا اون زندگی مون و بسازه مشرک نباشیم و قدرت ندیم به بقیه و عوامل بیرونی
موحد باشیم وبه الهامات خداوند گوش کنیم اون خودش میدونه کجا میبرتمون …
به قول استاد فردمنش عزیز باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد؛خودش میبردتت هرجا دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همون جاستتتت…
امیدوارم انگیزه بگیرید و با قدرت ادامه بدین
شاد باشید و سربلنددددد….
سلام به دوستان عزیز الان که دارم این متن و مینویسم به لطف الله یکتا کلی نتایج خارق العاده گرفتم که نسبت به چن سال قبل غیر قابل مقایسه است
به لطف و یاری خداوند متعال تو این چن سال یه ماشین صفر کیلومتر خریدم؛ازدواج کردم اون هم با فردی که کاملا هم فرکانسیم وتو خیلی از جنبه ها فراتر از خواسته هایی ک نوشته بودم؛نزدیک به 300 تومن طلا و پس انداز دارم؛کسب و کار خودمو با یاری و هدایت خداوند راه انداختم ؛چن نفر از این سفره الهی نون میبرن سرخونه زندگی شون؛و به یاری الله یکتا نسبت به سال 97 درآمدم حداقل 150 برابر شده
اون موقعی که متن بالا رو نوشتم تویه کارخونه ای کار میکردم ولی الان کسب و کار خودم رو دارم و چن نفر هم ازین کسب و کار نون میبرن و به یاری الله هر روز از هر جهت رزق و روزی و نعمت و فراوانی میاد تو زندگیم؛؛ یک نکته طلایی رو هم بگم اونم اینک گذشته شما آینده تون و میسازه و مث قطعات پازل داره تکه تکه های آینده قشنگ تون گنار هم گذاشته میشه پس نگران نباشین حتی اگه الان تو سخت ترین شرایط هستین چرا که این ها بنای آینده تون میشه
فقط با حس و حال خوب بگذرونید و لذت ببریداز شرایط تون
روزای خوبی در راهند قوی و پر قدرت ادامه بدین
خدا یارو نگهدارتون…
((بی نهایت هم ممنونم از استاد عزیزم بابت تک تک فایل های خارق العاده ای که زحمت میکشن و میذارن رو سایت
سپاسسس استاد عزیز))
خواهش میکنم دوست عزیز وبزرگوار
این گروه و این فضا واین صمیمیت رو هیچ جای دنیا نمیشه گیر آورد امیدوارم شمام شادی هاتون و موفقیت هاتون روز افزون باشه و هرروز قوی تر و شادتر از روز قبل باشین