اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
الان که دارم این فایل و گوش میکنم در موقعیتی هستم که بنا به تجربیات گذشته قضاوت کردم و عصبانی شدم و تو پنج دقیقه طغیان کردم بس که روانشناسا میگن اگه کسی اذیتت کرد طغیان کن
من هنگام خشم همه رو نابود میکنم و موقع ای که حالم خوبه هیچ کسی رو از مهر و دوستیم بی نصیب نمیزارم
پروردگارم سپاس که هدایتم کردی به این فایل ممنونم که از زبان استاد به من الهام کردی این نشانه ی خیلی واضحی برام
هزار بار برای سه روز آینده قول دادم و زدم زیرش من میخام ولی نفسم نمیزاره کمکم کن قلبم بشدت تشنه ی برگشتن به اصلم هست ولی نفس حرافم نمیزاره کمکم کن دستم رو بگیر من تسلیم تو هستم
خدایا مارو از شر شیطان که ذهن خودمون هست نجات بده خدایا بدادمون برس که به اصل خودمون برگردیم
پروردگارم مارو از شر شیطان ذهن که با تجربیات گذشته زشت میخاد آینده ی زیبا بسازه نجات بده خدایا اینکار امکان پذیر نیست ما با تجربه ی تلخ نمیتونیم اینده و حال شیرین بسازیم خدایا کمکمون کن
6مین دوره ی گامی به سوی خودشناسی و خداشناسی ساخته ی خودم.درس امروزقضاوت نکردن راتمرین کن لیلاخانم.چشم.
به نام خدا وسلام به خدا واستادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی.
خدایاسپاسگذارم بابت سلامتی خانواده ونی نی جونم وخودم وتوراسپاس از روزی که به من لطف کردی وبه من گفتی بیا خودمون دوتا دوره بسازیم من کمکت می کنم.
استادنمیگم پرفکت شدم ولی ازاینکه خدادستموگرفت گفت به من اعتمادکن ازقسمت اول ، آرامش در پرتوآگاهی رو با عشق وایمان شروع کردم یک کوچولواندازه ی سرسوزن فرق کردم به سوی خداصعودکردم فقط میتونم بگم حالم بهتره.
امشب بعدازنمازمغرب واعشارفتم چای خانه ی حضرت خدیجه جاتون پرازعشق وصفا چای نوش جان کردم کنارخیابون فرش پهن می کنند ومردم برای چای خوردن کنارخیابون مینشینند وگروهی هم توی تکیه میروندبرای روضه ولی من توی خیابون مینشینم وفایلهاروگوش میکنم وباخداحرف می زنم و گریه می کنم ولذت میبرم.
بعدرفتم چایی گرفتم برای پیره زن دست فروش وآقای دستفروش که ازهمشهریهای عزیزخودم هست بردم.
کنارپیره زن(ننه آغا) نشستم بعدازچندلحظه یک آقای میانسال آمدویک هلوآورددادبه ننه آغا باخودم توچندصدم ثانیه گفتم الان بنده ی خدا میگن بیانصف کنیم ومن دوست ندارم!!!! یک آن دیدم یک آقای جوانتراز آقای قبلی خندیدگفت این هلوهم خدمت شماکه دوتایی باهم یکی باشین!!!!
اصلا گفتم خدایاتوچکارکردی؟؟؟؟!!!!¡
ننه آغا گفت چی بهتردوتایمون هلوداریم!!!!!
حالااون پیره زن چیزی نمیدونست !!!!
ولی من گفتم این ازنشانه هم بالاتره معجزه س اصلا خود خدادرابعاد این دوتا آقامامور شده بود پشت سر هم باچندقدم فاصله این میوه ها رو به مابرسونند.
آقای اولی که هلورو به ننه آغا داد کارش خیلی معمولی بودچون خیلی ها اینکارهارو برای ننه آغا میکنند جای هیچ گونه تعجب نیست¡!!!!!!!!
ولی این آقای دومی چطور دیدومتوجه شدوهلورو، به من داد؟؟؟!!!
اصلا هیچ اتفاقی، اتفاقی، اتفاق نمیافتد تمام.
اینها جورچین خدااست.
واین نشانه ی عالی بودبرای من.
دیروز توی برنامه مستند ماه رو نشون میداد با پسر دومم سرسفره ناهاربودیم گفتم اَح چی زشته!¡!!!!!!
ولی اززمین که نگاه می کنی چقدرخوشگه نور سفیدش دل رو میبره.
گفت: تومیدونی کارماه چیه؟؟؟؟؟؟!!!!!!
گفتم نه برام بازکرد گفت توی آسمون راه میره هرچی شهاب سنگ ویاچیزی که ازآسمون میخوادبه زمین بخوره سریع به خودش جذب میکنه که به ماوزمین آسیب نرسه!!!!!
امیدوارم من درست متوجه شده باشم وتوی کامنت درست تایپ کرده باشم.
وسریع گفتم عه پس دقیقاکارمادرهارونصبت به بچه هاش انجام میده و سپربلامیشه !!!!!
گفت دقیقاخوب مثال زدی!!!!!
گفت مامان حالابه صورت خودت نگاه کن که پوستت وظاهرت چگونه است ولی پشت این ظاهرچه قلبی مهربون وپرازعاطفه است این ظاهروباطن برای تمام مادرهاس حالاهرکدام بهشکلی است و همه ی مادرها،مادرهستند.
حالااون ماه هم مثل توعمل میکند پس قضاوتش نکن!!!!
گفتم پس اون نوربه اون قشنگیه که خوشگلش میکنه رو چطورازدورمیبینیم؟؟؟!!!!!
گفت اون نورو ازخورشیدمیگیره وبه زمین وما هدیه میکنه!!!!!
بعدبرام اززمین وخورشیدوسیارات میگفت هی منم مثال میزدم!!!! وای که مثل بچههای خیلی کوچک میمونم.!!!!!
دوست دارم یک چیزی رو ازاعماق وجودم فهم ودرک کنم تابهتربشناسم وعمل کنم.
طفلک یک بطری آب رو، برداشته میگه این بطری رو ببین یک مداره، یک خط است .
گفتم خب گفت خورشیدتوی این خط میره وزمین وسیارات این مدلی دورش میچرخند وبدون اینکه به هم اصابت کنندوخرابی به باربیارند!!!!!
گفتم خب گفت تابی نهایتها ادمه میدن وشب وروزبه وجودمیاد یعنی مثل بچه ی مهدکودکی داشت برام تعریف میکردمیگفت مامان توکتابهای درسی بودمگه یادت نیست!!!؟؟؟؟
گفتم :نه! الهی سپاسگذارم بابت تمام نعماتت.
من گِریَم گرفت به خدا گفتم این چه زندگیه که من دارم!!؟؟
نه تورومیشناسم!!! نه خودم رومیشناسم!!!نه جهان رومیشناسم!!!!
بعدازظهرخوابیدم وبرنامه ی زندگی پس از زندگی رو هم باعشق نگاه میکنم ازخواب بیدارشدم عزیزدلم ازسرکار رسیدبه پسرم گفتم کمی لوازم بخربیار پسر بزرگه گفت بعدازانجام کارمون لوازم موردنیازت رو میخریم.
من یکم به دلم اومد وازاینکه ازدنیایی که زندگی میکنم خیلی برام ناشناسه دلم گرفته بود.
بعدازکمی گریه کردن وصحبت کردن باعزیزدلم خودموجمع کردم وحاضرشدم رفتم پیاده روی حاشیه وکیل آباد.
خیلی دوست دارم توی این حاشیه خونه داشته باشم وازاین ویووجمعیت لذت ببرم این خواسته من است.
والان ازنوشته های این فایل برای پسرم خواندم وسوال داشتم وجوابم رادادآرومترشدم وبه خداگفتم: بازهم نمیشناسمت به قول استادمن بایدشخصی توراشناسایی کنم پس بازهم از، از زبان استادوگفته های استادقبولت ندارم!!!!
ولی میدونم خالق منی اسپانسرومربی منی واون نامحدودبودنت، ونامحدودبودنم رو، وباورقدرتمندکننده وایمان واعتمادوباور، رو برام واضح معنی کن!!!!
من بلدنیستم به توایمان بیاورم .وخیلی هم دوست دارم ایمان به خداداشته باشم!!!!
من بلدنیستم باورت کنم خیلی هم دوست دارم باورت کنم.
من بلدنیستم به توامیدداشته باشم وخیلی دوست دارم امیدم به توباشد.
من بلد نیستم خواسته هایم رابه توبگویم وخیلی هم دوست دارم به خواسته هام برسم.
بخدا استاد این بی حسی جسمی وخستگی جسمی وروحی من از ناآشنایی باخداوخودم وطبیعت وجهان هستی واطرافیانم است.
ازبس که به همه یازیاد خوشبین هستم یازیادبدبین میشم به قول خودتون، به گاه خشم ازهمه نفرت داری ویاوقت خوشی هیچ کس بی نصیب نمیماند.الان که پسرم معنیشوبرام بازکردگفتم آره دقیقا همین حرف برای من است.
سعی میکنم که کسی رو قضاوت نکم.
همش میگم خدایامن حتی بلدنیستم ظرف وجودم رابزرگ کنم باورکنیداستادوقتی بعضی از حرفهاتون رو میشنوم ازاعماق وجودم حالم بدمیشه ذهنم میگه گفتم توعقب موندی ازبقیه همه جلوزدن میشه مقایسه!!!!!
امیدوارم بتونم خودم وخدای درونم رابهتربشناسم.
این کامنت رو نوشتم نه که به شماهابگم کارخورشیدوماه و…چیه نه؟؟؟!!!!
فقط نوشتم که بگم خدایااون خدایی که در، درون من است رو میخوام به روز، رسانی کنم.نه خدای استادرو، نه خدای مریم جون وهمکلاسیهای عزیزم رو، نه خدای پدرومادرم وبچه هایم رو، خدای یگانه که مخصوص خودم تنهااست رو میخوام بشناسم.
خدایی راکه من به خواسته های خودم تبدیلش کنم.
ثروت سلامتی جسمی، روحی، احساساتم.
ثروت مادی پول وخانه وماشین وامکانات رفاهی و آسایش وحساب بانکی ام تابی نهایتها که برای خودم وخانوادهام خرج شادی ولذت کنم..
ثروت معنوی شناخت خودم وخدا و یکتاپرستی وجهان هستی خدا ودرک وفهم زیبایی های دنیارو که سرنوشت من توی این مصیربازگشت به خدارقم میخوره، خدایا یکبار به دنیای فانی آمده ام ومدام تحت آزمایش وآزمون وخطاقرارگرفته ام فقط اول درس رهایی وآزادی وآسانی وسلامتی جسمی وروحی وعاطفی ام را برقرارکن.
چون تومراکافی هستی.
عاشقتونم استاد هرچی پارو میزنم جلومیرم عمق اقیانوس بیشترمیشه وکل جسم وروحم کم میارن. ای که مراخوانده ای راه نشانم بده راهها رو برام برف روبی کن ومنو روی شانه های خودت بیشترآشناکن که آرام وشادوساکت باشم آمین.
سلام به استاد عزیزم و لیلا جون چقدر نوشته هاتون روان و از دل هست واقعا تمرین سکوت برای قضاوت چقدر خوبه خدایا کمکمون کن هر روز ایمانمون بیشتر بیشتر شود بهتون تبریک میگم به خواستتون دوره قانون سلامتی بود رسیدید ما اومدیم در این سایت خودمون رو بشناسیم و در این مسیر توحیدی لذت ببریم
سلام درود بر استاد عزیزم خانم شایسته و همه دوستانم
الهی شکرت یک روز دیگه در این جهان مادی زیبا هستم
قضاوت
چقدر داریم در این مورد غفلت میکنم از خودم و آدمهای دیگه اول باید در مورد خودمون قضاوت را کنار بزارم و با خود واقعی خودم روبرو بشم و خودمو هر جوری که هستم قبول کنم اگر من بتوانم اول خودم را از قضاوت در تمامی زمینه ها ظاهر مالی روابط ببرینس خونه ماشین درآمد بتونم خودم را در این زمینه ها با کس دیگه قضات نکنم بهش فکر نکنم بهش فکر کنیم اگر من نتونم از قضات خودم دست بکشم چطور میتونم دیگران را قضاوت نکنم
به نظرم اول باید ترک قضات از خودم شروع کنم بعد ناخودآگاه چون از این قضاوت دست کشیدم و عادت به قضاوت نکردن خودم موفق بودم دیگه ناخودآگاه مطمئن هستم که قضاوت دیگران را هم دیگه استاپ میشه چون همه چی از خودمون درونمون شروع میشه و بیرون حالا در این مثال قضاوت دیگران هست خاموش میشه و دیگه ذهن
درگیر قضاوت نیست و این انرژی را که به قضاوت داشت به درون خودم میمونه
ما در هر لحظه یا داریم به بقای زندگی همون خود قدیمی یا آینده آشنا حرکت میکنیم و همون انتخابهای دیروز را داریم یا در حال آفرینش هستیم
یعنی از رودخانه تغییر گذر کردیم و ابتدای سخت داستان تغییر اینه که امروز انتخابای آشنای دیروز را انجام ندم و انتخاب جدیدی را آغاز کنم و این شکلی میشه گفت دارم آینده دلخواه خودم را خلق میکنم و به سوی آینده نا آشنا قدم میزارم که هر لحظه آن شجاعت میخاد که پا رو ترس گذاشتن هست و رشد آغاز این روند میشه
چقدر خوبه که آگاهانه بتونم انتخابای آشنای دیروز را انجام دهم و به سوی آینده ناشناخته قدم بزارم و بر خلاف جهت حرکت کنم
ژن ها تقدیر ما نیستن امروزه دیگه ما میتونیم با حرکت در دل ناشناخته ها ایمان عمل صالح سرنوشت ژن های خودمون را رقم بزنیم مهندسی ژنتیک خودمون باشیم خیلی تحقیقات بزرگی شده در زمینه ارتباط ذهن با بدن و انرژی های که از ما حدر میره میتونه برای شفای خودمون و خلق خواسته هامون استفاده بشه
خدایا شکرت
استاد عزیزم خیلی دوست دارم عاشقتم خدا شما را حفظ کنه و نگهدارتون باشه
خدای مهربانم در این مسیرِ زیبا قدم به قدم تنهایی هایی را تجربه کردم که لحظه لحظه مرا داشت به تو نزدیک و نزدیک تر می کرد تا به این درک و آگاهی برسم که داشتن تو یعنی بی نیاز از هرکسی …..
سلام به استاد گرانقدرم ومریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم که با آرامش
این مسیر نورانی را با شورو شوق قدم برمی دارند
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت دفتر دیگری که برای امروزم گشوده شد تا تمام سعی ام این باشد در لحظه ، زندگیم را با رفتارو عملکردهایم زیبا به تصویر بکشم تا خود از دیدنش لذّت ببرم و تمام تمرکزم روی میکروسکوپ ذهنم باشد ،ورودی هایی که به آنها
اجازه ورود صادر می کنم و فرکانس هایی که در هر لحظه به جهان هستی می فرستم و بی شک بازتابش در احساساتم خود را نشان می دهد و بعد اتفاقاتی که رقم می خورند .
همیشه باید این را ملکه ذهنم کنم که وقتی
می خواهم حرفی رو بشنوم و بپذیرم
مثل یک طلا فروش که می خواهد طلا خریداری کند ،بسنجم و حواسم باشد که در ادامه به قضاوتی منجر نشود .
سعی کنم تمام توجه ام به رشد شخصیتی خودم باشد و به روند رو به پیشرفت زندگیم و
همیشه بیان کرده ام که بودن و ادامه دادن در این مسیر تعهد می خواهد نه صرفا تداوم بلکه با صداقت باید به تک تک اصول آن پایبند بود بدون هیچ قضاوتی و
اگر هرروز سعی کنم برای زندگیم برنامه با کیفیت داشته و برای خود هدفی طراحی کنم و متعهدانه با هدایت های خداوند به پیش بروم نتایج فوقالعاده ای کسب خواهم کرد و زندگی روی ریل هدفمندی پیش می رود دیگر
وقتی نمی ماند برای قضاوت و کنترل و غیبت
مگر من بی هدف و باری به هر جهت زندگی کنم.
وقتی از صبح که بیدار می شوم و با شورو شوق ثانیه به ثانیه های زندگی برایم ارزشمند می شوند و حالم با خودم خوب است و رابطه عالی با خودم و خداوند برقرار می کنم و برای هرکاری از او هدایت می طلبم ،چقدر راحت تر و دلپذیرتر تمام طعم های زندگی به جانم می چسبد و برایم ارزشمند می شوند …..
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون.
خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغهایى (از بهشت) که از پاى (درختان) آن، نهرها جارى ودر آن جاودانند و (نیز) مسکن هایى دلپسند در بهشت برین را وعده داده است. ولى رضایت و خرسندى خداوند، برتر و والاتر (از اینها) است. این همان رستگارى بزرگ است.
خدای عزیزم ..
عشق ورحمتت را در زندگی ام حس میکنم،بابت همه نعمتهایی که به من دادی از صمیم قلب سپاسگزارم
روزهایی که با آرامش میگذرانم، لحظات خوشی که در کنار خانواده ودوستانم دارم وحتی چالش هایی که به من قدرت یادگیری ورشد میدهند
خدای عزیزم سپاسگزارم که به من اجازه صلاه ی دیگر را دادی وخودت آگاهیها را برقلبم جاری میکنی
خدای عزیزم سپاسگزارم که امروز هم در این مکان الهی واین مسیر توحیدی قرار دارم
خدای عزیزم سپاسگزارم به خاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم ،سپاسگزارم بخاطر هر دم وبازدمم ،سپاسگزارم بخاطر تپش منظم ودقیق قلبم ،سپاسگزارم به خاطر جسم سالم وهوشمندی که تجلی قدرت توست وبواسطه این جسم من میتونم از زیباییها ونعمتهای جهانت لذت ببرم
خدای عزیزم ازت میخوام قدرت وتوان سپاسگزاری نعمتهایت را به من عطا کنی، آمین
سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام
با اینکه بارها وبارها این فایل را گوش دادم ولی درک امروزم متفاوت تر از همیشه بود خدایا شکرت که در مسیر رشد قرار دارم
قضاوت نکن
قضاوتهای تو چیزی نیست جز بازتاب نیاز شدیدت به تأیید شدن
الله اکبر امروز وقتی در این جمله دقیق شدم وبه آن فکر کردم گفتم درسته ،از وقتی در این مسیر قرار گرفتم تمام تلاشم را کردم تا کسی را قضاوت نکنم ،بعد از مدتی متوجه شدم شاید به زبان کسی را قضاوت نکنم ولی در ذهنم چرا سعی کردم یه تابلو ایست بزارم جلوی ذهنم ودر نطفه جلوش را بگیرم ولی امروز متوجه شدم گاهی وقتها که بقیه را قضاوت میکنیم فقط برای این است که دیگران مارا تایید کنند مثلاً دیشب دیدنم مادرم رفتم برادرزاده ام را دیدم بیرون آمدم به همسرم گفتم چقدر ناز شده وایشان هم گفتند آره خیلی ،اگر برای جلب توجه نبود نیاز نبود من نظرم را به همسرم بگویم پس خواستم که ایشان هم تایید کنند
لزومی ندارد که تعیین کنی این گل زیباست یا زشت،
این جمله که شنیدم گفتم خدایا مگه نباید من زیبایی ها را تحسین کنم ،گفت تحسین با احساس خوب وآرامش همراه هست ولی اگر تعریف برای جلب توجه وتایید طلبی باشد میشه قضاوت، میشه دام برای تو تا آرامشت را بهم بریزد
قضاوت های تو محدودت میکند
وقتی قبل از مواجهه با چیزی قضاوتش میکنی در حقیقت از تجربیات گذشتهات استفاده میکنی و این گذشته توست که آیندهات را رقم می زند. یعنی همیشه مثل گذشتهات هستی، همیشه در قالب گذشتهات زندگی میکنی. محدودی محدود.
با تامل در این جمله دیدم دقیقا درسته قبل از اینکه جایی برم فقط بخاطر تجربیات گذشته ام شروع کردم به قضاوت کردن اونم در ذهنم وهمین قضاوت سبب شد که کلاً بی خیال رفتن به آن محل شوم
قضاوت نکن! نفس حراف تو عاقبت ساکت میشود و خود متعالی تو فرصتی برای آرامش مییابد. فرصتی برای سکوت، فرصتی برای گوش کردن به اصلش، گوش کردن به خدا
هفته قبل که خانه مادر همسرم بودیم جاری وخواهر شوهرم در مورد یک شخص خاصی صحبت میکردند من مشغول نقاشی بودم بعد جاری ام گفت خودش یه روز این حرفها را به بقیه زده الان امروز بقیه به خودش میگویند به ذهنم آمد که بگو شما که میدونی پس شما چرا پشت سر اون بنده خدا غیبت میکنی وقضاوتش میکنی ،گفتم به من ربطی ندارد تا فردا ،دوباره نجوا شروع شد که خُب جواب جاری که ندادی حالا قضیه را برای همسرت تعریف کن که اوکه میدونه بقول معروف هر دستی بده همان دست میگیره چرا خودش دیشب این حرفها را میزد، گفتم به من ربطی ندارد وبعد از چند بار جولان دادن دیگه بی خیال شد ودست برداشت وامروز که این فایل را گوش دادم دیدم درسته ذهن از هر خدعه ای استفاده میکند تا مرا به حرف وواکنش وادار کندکه اگر من به آن بها ندهم ساکت میشینه
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
برای سه روز آینده:
فقط برای سه روز قضاوت نکردن را تمرین کن. حادثهها را، آدمها را، موجودات را و هیچ چیز را قضاوت نکن.
یاد بگیر که گاهی فقط باشی و تنها تماشا کنی موجوداتی را که برای هدفی خلق شدهاند.
یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست، به ظاهر خیر یا به ظاهر شر، در مسیر تکامل خویش است. در مسیر دارمای خویش.
با بیان این نکته برای اطرافیان، آن را در ذهن خود پایدار کن و بخشنده شو تا طبیعت در تو جاری شود.
امیدوارم که بتونم با توکل بخدا ویاد آوری این آگاهیها به خودم برای سه روز قضاوت نکردن را حتی در ذهن تمرین کنم واینکار را انجام ندهم
عاشقتونم ….
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
-قضاوت به معنای ارزیابی هر چیزی به درست و غلط خوب و بد است
-قضاوت های ما ریشه در احساس عدم لیاقت باورهای نامناسب گفتگوهای ذهنی منفی و نیاز شدید به تایید شدن دارد
-با قضاوت کردن افراد مورد قضاوت بیشتری قرار می گیریم هر فرکانسی به جهان ارسال کنیم از جنس همان را دریافت می کنیم
-برای قضاوت نکردن افراد یا هر پدیده ی دیگر تنها کافی است با ایجاد باورهای مناسب از وجود آنها لذت ببریم و بدانیم او هم مانند ما در مسیر تکامل خود قرار داشته و برای تحقق اهداف خود پا به جهان مادی گذاشته است
-تنها با داشتن احساس آرامش که از عدم قضاوت ناشی می شود می توانیم با خداوند هماهنگ و هم جهت شویم
-قضاوت های ما از ورودی های دریافت شده و ناشی از تجارب گذشته مان است و به همین دلیل با فکر کردن و عمل کردن به شیوه ی گذشته نتایج نامناسب گذشته را می گیریم
-با جایگزین کردن گفتگوهای مثبت به جای نجواهای منفی گذشته می توانیم الهامات بیشتری از جانب خداوند دریافت کنیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-قضاوت کردن به معنای ارزیابی هر چیزی به درست و غلط بد و خوب است
-با قضاوت کردن در مدار دریافت قضاوت بیشتر قرار می گیریم
-قضاوت های ما ناشی از باورها و تجارب نامناسب گذشته مان است
-به جای قضاوت افراد از وجودشان لذت ببریم و بدانیم آنها در حال طی کردن تکامل خود و خلق زندگی دلخواه خود هستند
-تنها با قضاوت نکردن است که احساس آرامش داریم و با داشتن احساس آرامش با خداوند هماهنگ و هم جهت می شویم
-با کنترل نجواها و گفتگوهای منفی ذهن الهامات خداوند را بهتر و واضح تر دریافت می کنیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-اکنون بسیار کمتر و در گذشته بسیار بیشتر افراد را به خاطر رفتارهای نادرستشان قضاوت می کردیم اما با کار کردن بر روی دوره ی احساس لیاقت متوجه شدیم همه ی افراد ممکن است اشتباه کنند و هرگز نباید خودمان و دیگران را به خاطر اشتباهات و اعمال نادرست آنها قضاوت کنیم ما از گذشته ی افراد اطلاعی نداشته و ممکن است اگر ما هم در شرایطی مشابه با آنها قرار گیریم حتی بدتر از آنها عمل کنیم بنابراین بهتر است به جای تمرکز بر اشتباهات و رفتار نامناسب افراد بر تغییر باورها و اصلاح ضعف های شخصیتی خود کار کنیم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-تمرکز بر خودمان بهبود باورها و شخصیتمان به جای قضاوت کردن دیگران و برچسب زدن به آنهاست باید بتوانیم تمرکز خود را از روی افراد و قضاوت آنها برداشته و از زاویه ای به رفتار نامناسب آنها نگاه کنیم که به احساس کمی بهتر از گذشته دست یابیم تنها رابطه ی اصلی ما رابطه با خداوند است خداوند برای ما کافی است و در زمان مناسب افراد مناسب را به سمتمان هدایت می کند
سلام
الان که دارم این فایل و گوش میکنم در موقعیتی هستم که بنا به تجربیات گذشته قضاوت کردم و عصبانی شدم و تو پنج دقیقه طغیان کردم بس که روانشناسا میگن اگه کسی اذیتت کرد طغیان کن
من هنگام خشم همه رو نابود میکنم و موقع ای که حالم خوبه هیچ کسی رو از مهر و دوستیم بی نصیب نمیزارم
راست میگه من خیلی قضاوت میکنم
خدای بسیار بخشنده ام میخام به اصل خودم برگردم
من حسودم من حساسم من ذهن تحلیل گر دارم
خود متعالی ام را میخام
میخام به نو گوش بدم
خدایا کمکم کن احساسم خیلی بده زورم به ذهنم نمیرسه کمکم کن هدایتم کن
همیشه در گذشته سیر میکنم
نفسم آرام نمیگیرد
هی قضاوت میکنه هی تجزیه تحلیل میکنه
قیل و قال مغزم دیوانه م کرده
پروردگارم سپاس که هدایتم کردی به این فایل ممنونم که از زبان استاد به من الهام کردی این نشانه ی خیلی واضحی برام
هزار بار برای سه روز آینده قول دادم و زدم زیرش من میخام ولی نفسم نمیزاره کمکم کن قلبم بشدت تشنه ی برگشتن به اصلم هست ولی نفس حرافم نمیزاره کمکم کن دستم رو بگیر من تسلیم تو هستم
خدایا مارو از شر شیطان که ذهن خودمون هست نجات بده خدایا بدادمون برس که به اصل خودمون برگردیم
پروردگارم مارو از شر شیطان ذهن که با تجربیات گذشته زشت میخاد آینده ی زیبا بسازه نجات بده خدایا اینکار امکان پذیر نیست ما با تجربه ی تلخ نمیتونیم اینده و حال شیرین بسازیم خدایا کمکمون کن
6مین دوره ی گامی به سوی خودشناسی و خداشناسی ساخته ی خودم.درس امروزقضاوت نکردن راتمرین کن لیلاخانم.چشم.
به نام خدا وسلام به خدا واستادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی.
خدایاسپاسگذارم بابت سلامتی خانواده ونی نی جونم وخودم وتوراسپاس از روزی که به من لطف کردی وبه من گفتی بیا خودمون دوتا دوره بسازیم من کمکت می کنم.
استادنمیگم پرفکت شدم ولی ازاینکه خدادستموگرفت گفت به من اعتمادکن ازقسمت اول ، آرامش در پرتوآگاهی رو با عشق وایمان شروع کردم یک کوچولواندازه ی سرسوزن فرق کردم به سوی خداصعودکردم فقط میتونم بگم حالم بهتره.
امشب بعدازنمازمغرب واعشارفتم چای خانه ی حضرت خدیجه جاتون پرازعشق وصفا چای نوش جان کردم کنارخیابون فرش پهن می کنند ومردم برای چای خوردن کنارخیابون مینشینند وگروهی هم توی تکیه میروندبرای روضه ولی من توی خیابون مینشینم وفایلهاروگوش میکنم وباخداحرف می زنم و گریه می کنم ولذت میبرم.
بعدرفتم چایی گرفتم برای پیره زن دست فروش وآقای دستفروش که ازهمشهریهای عزیزخودم هست بردم.
کنارپیره زن(ننه آغا) نشستم بعدازچندلحظه یک آقای میانسال آمدویک هلوآورددادبه ننه آغا باخودم توچندصدم ثانیه گفتم الان بنده ی خدا میگن بیانصف کنیم ومن دوست ندارم!!!! یک آن دیدم یک آقای جوانتراز آقای قبلی خندیدگفت این هلوهم خدمت شماکه دوتایی باهم یکی باشین!!!!
اصلا گفتم خدایاتوچکارکردی؟؟؟؟!!!!¡
ننه آغا گفت چی بهتردوتایمون هلوداریم!!!!!
حالااون پیره زن چیزی نمیدونست !!!!
ولی من گفتم این ازنشانه هم بالاتره معجزه س اصلا خود خدادرابعاد این دوتا آقامامور شده بود پشت سر هم باچندقدم فاصله این میوه ها رو به مابرسونند.
آقای اولی که هلورو به ننه آغا داد کارش خیلی معمولی بودچون خیلی ها اینکارهارو برای ننه آغا میکنند جای هیچ گونه تعجب نیست¡!!!!!!!!
ولی این آقای دومی چطور دیدومتوجه شدوهلورو، به من داد؟؟؟!!!
اصلا هیچ اتفاقی، اتفاقی، اتفاق نمیافتد تمام.
اینها جورچین خدااست.
واین نشانه ی عالی بودبرای من.
دیروز توی برنامه مستند ماه رو نشون میداد با پسر دومم سرسفره ناهاربودیم گفتم اَح چی زشته!¡!!!!!!
پسرم گفت مامان این ماه هست.
گفتم آره میبینم میدونم ازنزدیک خیلی چاله چوله داره!!!!!!!
ولی اززمین که نگاه می کنی چقدرخوشگه نور سفیدش دل رو میبره.
گفت: تومیدونی کارماه چیه؟؟؟؟؟؟!!!!!!
گفتم نه برام بازکرد گفت توی آسمون راه میره هرچی شهاب سنگ ویاچیزی که ازآسمون میخوادبه زمین بخوره سریع به خودش جذب میکنه که به ماوزمین آسیب نرسه!!!!!
امیدوارم من درست متوجه شده باشم وتوی کامنت درست تایپ کرده باشم.
وسریع گفتم عه پس دقیقاکارمادرهارونصبت به بچه هاش انجام میده و سپربلامیشه !!!!!
گفت دقیقاخوب مثال زدی!!!!!
گفت مامان حالابه صورت خودت نگاه کن که پوستت وظاهرت چگونه است ولی پشت این ظاهرچه قلبی مهربون وپرازعاطفه است این ظاهروباطن برای تمام مادرهاس حالاهرکدام بهشکلی است و همه ی مادرها،مادرهستند.
حالااون ماه هم مثل توعمل میکند پس قضاوتش نکن!!!!
گفتم پس اون نوربه اون قشنگیه که خوشگلش میکنه رو چطورازدورمیبینیم؟؟؟!!!!!
گفت اون نورو ازخورشیدمیگیره وبه زمین وما هدیه میکنه!!!!!
بعدبرام اززمین وخورشیدوسیارات میگفت هی منم مثال میزدم!!!! وای که مثل بچههای خیلی کوچک میمونم.!!!!!
دوست دارم یک چیزی رو ازاعماق وجودم فهم ودرک کنم تابهتربشناسم وعمل کنم.
طفلک یک بطری آب رو، برداشته میگه این بطری رو ببین یک مداره، یک خط است .
گفتم خب گفت خورشیدتوی این خط میره وزمین وسیارات این مدلی دورش میچرخند وبدون اینکه به هم اصابت کنندوخرابی به باربیارند!!!!!
گفتم خب گفت تابی نهایتها ادمه میدن وشب وروزبه وجودمیاد یعنی مثل بچه ی مهدکودکی داشت برام تعریف میکردمیگفت مامان توکتابهای درسی بودمگه یادت نیست!!!؟؟؟؟
گفتم :نه! الهی سپاسگذارم بابت تمام نعماتت.
من گِریَم گرفت به خدا گفتم این چه زندگیه که من دارم!!؟؟
نه تورومیشناسم!!! نه خودم رومیشناسم!!!نه جهان رومیشناسم!!!!
بعدازظهرخوابیدم وبرنامه ی زندگی پس از زندگی رو هم باعشق نگاه میکنم ازخواب بیدارشدم عزیزدلم ازسرکار رسیدبه پسرم گفتم کمی لوازم بخربیار پسر بزرگه گفت بعدازانجام کارمون لوازم موردنیازت رو میخریم.
من یکم به دلم اومد وازاینکه ازدنیایی که زندگی میکنم خیلی برام ناشناسه دلم گرفته بود.
عزیزدلم گفت خانم حالت خوبه!!!؟؟؟
منو توآغوشش گرفت گفت ازحرفش ناراحت نشو!!!!!
گریم گرفت گفتم اصلا چه دنیایی است ؟؟؟!!!!!!
چه زندگی که من هیچی بلدنیستم !!!؟؟
خدایابگودیگه توکیستی ؟؟؟!!!!!من کیستم؟!!!!¡
عزیزدلم گفت ول کن خانم خداهرکی هست زندگیتو بکن سخت نگیر!!!!
بعدازکمی گریه کردن وصحبت کردن باعزیزدلم خودموجمع کردم وحاضرشدم رفتم پیاده روی حاشیه وکیل آباد.
خیلی دوست دارم توی این حاشیه خونه داشته باشم وازاین ویووجمعیت لذت ببرم این خواسته من است.
والان ازنوشته های این فایل برای پسرم خواندم وسوال داشتم وجوابم رادادآرومترشدم وبه خداگفتم: بازهم نمیشناسمت به قول استادمن بایدشخصی توراشناسایی کنم پس بازهم از، از زبان استادوگفته های استادقبولت ندارم!!!!
ولی میدونم خالق منی اسپانسرومربی منی واون نامحدودبودنت، ونامحدودبودنم رو، وباورقدرتمندکننده وایمان واعتمادوباور، رو برام واضح معنی کن!!!!
من بلدنیستم به توایمان بیاورم .وخیلی هم دوست دارم ایمان به خداداشته باشم!!!!
من بلدنیستم باورت کنم خیلی هم دوست دارم باورت کنم.
من بلدنیستم به توامیدداشته باشم وخیلی دوست دارم امیدم به توباشد.
من بلد نیستم خواسته هایم رابه توبگویم وخیلی هم دوست دارم به خواسته هام برسم.
بخدا استاد این بی حسی جسمی وخستگی جسمی وروحی من از ناآشنایی باخداوخودم وطبیعت وجهان هستی واطرافیانم است.
ازبس که به همه یازیاد خوشبین هستم یازیادبدبین میشم به قول خودتون، به گاه خشم ازهمه نفرت داری ویاوقت خوشی هیچ کس بی نصیب نمیماند.الان که پسرم معنیشوبرام بازکردگفتم آره دقیقا همین حرف برای من است.
سعی میکنم که کسی رو قضاوت نکم.
همش میگم خدایامن حتی بلدنیستم ظرف وجودم رابزرگ کنم باورکنیداستادوقتی بعضی از حرفهاتون رو میشنوم ازاعماق وجودم حالم بدمیشه ذهنم میگه گفتم توعقب موندی ازبقیه همه جلوزدن میشه مقایسه!!!!!
امیدوارم بتونم خودم وخدای درونم رابهتربشناسم.
این کامنت رو نوشتم نه که به شماهابگم کارخورشیدوماه و…چیه نه؟؟؟!!!!
فقط نوشتم که بگم خدایااون خدایی که در، درون من است رو میخوام به روز، رسانی کنم.نه خدای استادرو، نه خدای مریم جون وهمکلاسیهای عزیزم رو، نه خدای پدرومادرم وبچه هایم رو، خدای یگانه که مخصوص خودم تنهااست رو میخوام بشناسم.
خدایی راکه من به خواسته های خودم تبدیلش کنم.
ثروت سلامتی جسمی، روحی، احساساتم.
ثروت مادی پول وخانه وماشین وامکانات رفاهی و آسایش وحساب بانکی ام تابی نهایتها که برای خودم وخانوادهام خرج شادی ولذت کنم..
ثروت معنوی شناخت خودم وخدا و یکتاپرستی وجهان هستی خدا ودرک وفهم زیبایی های دنیارو که سرنوشت من توی این مصیربازگشت به خدارقم میخوره، خدایا یکبار به دنیای فانی آمده ام ومدام تحت آزمایش وآزمون وخطاقرارگرفته ام فقط اول درس رهایی وآزادی وآسانی وسلامتی جسمی وروحی وعاطفی ام را برقرارکن.
چون تومراکافی هستی.
عاشقتونم استاد هرچی پارو میزنم جلومیرم عمق اقیانوس بیشترمیشه وکل جسم وروحم کم میارن. ای که مراخوانده ای راه نشانم بده راهها رو برام برف روبی کن ومنو روی شانه های خودت بیشترآشناکن که آرام وشادوساکت باشم آمین.
سلام به استاد عزیزم و لیلا جون چقدر نوشته هاتون روان و از دل هست واقعا تمرین سکوت برای قضاوت چقدر خوبه خدایا کمکمون کن هر روز ایمانمون بیشتر بیشتر شود بهتون تبریک میگم به خواستتون دوره قانون سلامتی بود رسیدید ما اومدیم در این سایت خودمون رو بشناسیم و در این مسیر توحیدی لذت ببریم
به نام خداوند جان آفرین
حکیم به سخن زبان آفرین
سلام استاد گرامی
سلام خانم شایسته مهربان
سلام دوستان همفرکانسی
این نشانه سایت من بود که از خدای خودم خواستم که من را به مسیر درست و کاری که باید انجام دهم هدایت کند
این کار این بود که قضاوت نکنم کسی را
استاد عزیر به لطف بودن در این جمع الهی و خدایی من خیلی تلاش می کنم که دیگران را قضاوت نکنم
خیلی تلاش می کنم که به عنوان دیگران رفتار هیچ کسی را قضاوت نکنم
البته که اذعان می کنم در ا ین مسیر اصلا 100 درصد خوب نشده ام
اما و اما و اما خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر از گذشته خودم شده ام
الان که در این موضوع یک دقیقه خودم را با گذشته خودم مقایسه کردم دیدم که خیلی خیلی بهتر از قبلم شده ام.
استاد جان در این فایل گفتند که برای سه روز آینده سعی کن هیچ کس را قضاوت نکنم
چشم استاد جان
من از تمرین ستاره قطبی خودم به خودم یادآوری می ک نم که که تمرین کنم که از فردا و فقط از فردا به مدت سه روز و سه روز هیچ کس را قضاوت نکنم.
اگر هم ذهن حراف من خواست که این کار را انجام دهم به خودم یادآوری کنم که این تمرین من است.
تمرینی که باید برای کنترل ذهن خودم انجام دهم
و شاید و قطعا شاید هدایت الله مهربان من برای یادآوری به من این فایل را به من نشان داد
فایلی که خیلی کوتاه است اما پیامی عظیم دارد
که دیگران را دیگران تحت هیچ شرایطی قضاوت نکنم.
خدایا شکرت که سریع پاسخ می دهی
خدایا شکرت.
این نیاز من بود
این باوری بود که الان باید روش کار می کردم .
سپاسگزارم ای رب من
سپاسگزارم استاد عزیزم
من از روزی که تلاش می کنم که دیگران را قضاوت نکنم به خداوندی خدا خیلی راحت تر شده ام .
الهی شکرت
و الهی شکرت بابت یادآوری این موضوع.
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند.
به نام خداوند جان و خرد
سلام استاد سلام مریم جان
استاد این فایلها شاید اولین فایلهای تولیدی شما و یعنی خیلی قبل هست
و چرا هر زمان گوش میدهیم باز تازه است
امروز داشتم تو ذهنم شخصی را محاکمه میکردم
و تو فرکانس بد رفته بودم و حق به جانب
این فایل رو گوش دادم و چه عالی بود
قضاوت نکن حتی یک گل را که بر اساس تجربههای قبل هست آنچه میگوییم
و من خیلی عالی درک کردم و اون شخص را بخشیدم و برایش انرژی مثبت فرستادم
و باز به خود یاد آوری کردم در مورد کسی فکر نکن و قضاوت نکن چون تو اهداف بزرگتری داری و بهتره به خودت و خواسته هایت فکر کنی
استاد بابت همه چیز ممنون
بابت دسته بندی فایلها و روز شمار ممنون
خدایا بابت سایت به این خوبی ممنون
خدایا شکرت بابت آگاهی که نصیبمان کردی
و ما را در درک بهتر قوانین و اجرای آن یاری بفرما
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند
بنام رب العالمین فرمانروای جهانیان
همه چیز در درون توست
بیرون ز تو نیست هرآنچه درعالم هست،ازخود بطلب هرآنچه خواهی ک تویی
ماهیت خداوند در درون منه،خداوند از روح خودش درمن دمیده و بزرگی و عظمت و قدرت خلق کنندگی رو هم ب من عطا کرده
پس چرا من فراموش کردم ماهیت خداوند رو ،جایگاه اصلی مو
چرا گم شدم توی این عالم
چرا خودم و نمیشناسم
توانمندی هام و فراموش کردم
احساس تنهایی میکنم
احساس بی پناهی میکنم
خدای من منو دریاب ،تو قرآنت خوندم ک قسم خوردی ب خورشید و ماه، روز و شب ،آسمان و زمین و کسی ک آن را گسترد
قسم خوردی ب نفس ،و گفتی ک خیرو شرت و بهت الهام میکنم
هرکس نفسش و تزکیه کنه رستگار میشه
خدایا من عاجزم ،حتی نمیتونم نفسم و کنترل کنم ،ذهنم رو خودت کمکم کن .
من عجزم و اعلام میکنم
من تسلیم توام ،من ب هرخیری ازسمت تو فقیرم و محتاج
فرمون دست تو باشه ک ،اگه هدایتم نکنی ب بیراهه میرم.
خودت هدایتم کن
از دیشب دارم پشت سرهم این فایلو 3 دقیقه ای و گوش میدم
خییلی خییلی بادقت گوش دادم و متنش و نوشتم
همه ی این دردسرهایی ک تا الان کشیدم بخاطر قضاوتهایی بوده ک تا حالا ن تنها دیگران وقضاوت کردم و بلکه خودمم قضاوت کردم
باید خاموش کنم این سروصدا ها و قیل و قال نفس رو
باید سعی کنم فقط درلحظه ی حال باشم ،تمرکزم روی خودم و ذهنم باشه
باید با خدای درونم دوست بشم ،خدایی ک ب شدت مشتاقه و تمایل داره ک من ازش کمک بخوام، هدایت بخوام
خییلی زیاد دوسداره ک من موفق بشم
شاد باشم
ثروتمند باشم
اصل من ،ماهیت من ،خدای درون من بیصبرانه منتظر ک من برگردم سمتش
همدار بشم باهاش
وصل بشم بهش تا زندگی و درتمام ابعاد تجربه کنم لذت ببرم
الهی صدهزار مرتبه شکرت.
از دیشب تصمیم گرفتم کسی و قضاوت نکنم
چون قضاوت منو محدود میکنه
باعث میشه ارتباطم با خدای قشنگم قط بشه ،وجه نازیبای آدم ها رو برانگیخته کنم
خودم و قضاوت میکنم
و دائم گفتگوهای منفی نا جالبی داشته باشم ک فرکانس من و زندگی منو رقم میزنه
پس تنهاکاری ک باید انحام بدم
اینه ک تمرکزم فقط روی خودم باشه
احساسم و خوب نکهدارم.
و فقط نظاره گرباشم
درست مث گلی زیبا ک وصله ب اصلش ک اقیانوسه
من ب آگاهی کیهان منبع بی پایان انرژی،ثروت ،سلامتی،شادی،عشق،خوشبختی ث آرامش وصل هستم
اگه رها باشم و همدار بشم با خدای درونم
الهی شکرت رب العالمین سپاسگزارم ازت
سرظهر ی یک هندونه خوردم چقد خنک بود ی لرزی گرفتم از سرما
رفتم توحیات جلو نور خورشید تا گرمم بشه
بعد هدایت شدم ب باقچه مون
دیدم مرغها مون زیر درخت توت ک خاکش نم داشت دارن حموم خاک میگیرن
و چنان با آرامش و لذت این کارو انجام میدادن ک کلی انرژی گرفتم
و دیدم ک جنتا شون دارن چرت میزنن خخخخخ گفتم خدایا شکرت ببین زکیه تو لحظه بودن چقد زندگی و لذت بخش میکنه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
بخاطر درختهای باقچه مون ،شکرت بخاطر تک تک برگهاشون،سایه خنکی ک بهمون میدن،میوه هاشون،اکسیژنی ک بهمون میدن
الهی شکرت امروز مادر داشت ساعت 6 صبح نون میپخت با تنور
یعنی همیشه زود ساعت 4 و5 صبح بیدار میشه خمیرش و درست میکنه
وساعت 6 میپزه نون هارو
داشتم ب حرکات دستش نگاه میکردم وتحسینش میکردم خیلی ماهرانه این کارو انجام میده
گفتم مامان از کی یادگرفتی اینجور خمیرش و روی دستت میندازی و صاف و یک دست میشه نونت
گفت خدا یادم داد،
گفت موقعی ک ازدواج کردم 13 سالم بود هیچی بلد نبودم
بخدا گفتم خدایا من بلد نیستم نون درست کنم خودت یادم بده و الان اینقد ماهر شدم
تو دلم خداروشکر کردم بخاطر وجود مادرم و کلی تحسینش کردم
مادرم متولد 41 هست سوادش 5 ابتدایی قدیم و داره ولی هرروز معنی قرآن و میخونه
قبلا باخودم میگفتم هیچی متوجه نمیشه قضاوتش میکردم
دیروز داشت با داداشم تلفنی حرف میزد گفت خدا تو قرآن گفته هرکسی ک ب من توکل کنه هرچی بخواد بهش میدم
کمکش میکنم راه و نشونش میدم
از قضاوت خودم شرمنده شدم
و همه ی ما ب یک اندازه ب خداوند دسترسی داریم اکاهی خداوند در درون همه ی ماست
خیییلی ب مادرم افتخار میکنم تحسینش میکنم تو قلبم و سپاسگزار خداوندم بخاطر وجودش تو زندگیم
الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم بخاطر هدایتم ب این مسیر زیبا
سپاسگزارم از استاد عزیز و بانو شایسته و دوستان نازنینم بخاطر کامنتای زیباشون
به نام خدای مهربانم
سلام درود بر استاد عزیزم خانم شایسته و همه دوستانم
الهی شکرت یک روز دیگه در این جهان مادی زیبا هستم
قضاوت
چقدر داریم در این مورد غفلت میکنم از خودم و آدمهای دیگه اول باید در مورد خودمون قضاوت را کنار بزارم و با خود واقعی خودم روبرو بشم و خودمو هر جوری که هستم قبول کنم اگر من بتوانم اول خودم را از قضاوت در تمامی زمینه ها ظاهر مالی روابط ببرینس خونه ماشین درآمد بتونم خودم را در این زمینه ها با کس دیگه قضات نکنم بهش فکر نکنم بهش فکر کنیم اگر من نتونم از قضات خودم دست بکشم چطور میتونم دیگران را قضاوت نکنم
به نظرم اول باید ترک قضات از خودم شروع کنم بعد ناخودآگاه چون از این قضاوت دست کشیدم و عادت به قضاوت نکردن خودم موفق بودم دیگه ناخودآگاه مطمئن هستم که قضاوت دیگران را هم دیگه استاپ میشه چون همه چی از خودمون درونمون شروع میشه و بیرون حالا در این مثال قضاوت دیگران هست خاموش میشه و دیگه ذهن
درگیر قضاوت نیست و این انرژی را که به قضاوت داشت به درون خودم میمونه
ما در هر لحظه یا داریم به بقای زندگی همون خود قدیمی یا آینده آشنا حرکت میکنیم و همون انتخابهای دیروز را داریم یا در حال آفرینش هستیم
یعنی از رودخانه تغییر گذر کردیم و ابتدای سخت داستان تغییر اینه که امروز انتخابای آشنای دیروز را انجام ندم و انتخاب جدیدی را آغاز کنم و این شکلی میشه گفت دارم آینده دلخواه خودم را خلق میکنم و به سوی آینده نا آشنا قدم میزارم که هر لحظه آن شجاعت میخاد که پا رو ترس گذاشتن هست و رشد آغاز این روند میشه
چقدر خوبه که آگاهانه بتونم انتخابای آشنای دیروز را انجام دهم و به سوی آینده ناشناخته قدم بزارم و بر خلاف جهت حرکت کنم
ژن ها تقدیر ما نیستن امروزه دیگه ما میتونیم با حرکت در دل ناشناخته ها ایمان عمل صالح سرنوشت ژن های خودمون را رقم بزنیم مهندسی ژنتیک خودمون باشیم خیلی تحقیقات بزرگی شده در زمینه ارتباط ذهن با بدن و انرژی های که از ما حدر میره میتونه برای شفای خودمون و خلق خواسته هامون استفاده بشه
خدایا شکرت
استاد عزیزم خیلی دوست دارم عاشقتم خدا شما را حفظ کنه و نگهدارتون باشه
درود بر شما ️
«قضاوت، بازتاب نیاز شدید به تأیید شدن است…»
یعنی اصل دردهای ما از خودِ ماست.
ما با قضاوت، با تحلیل مداوم، داریم از درون فریاد میزنیم:
من کافی نیستم، من نیاز دارم دیگران تأییدم کنند، تا خودم را بپذیرم…
و چه تلخ است که این فریاد را خودمان نمیشنویم… اما دائم قضاوت میکنیم.
«نفس، حرافی میکند… اما اگر قضاوت نکنی، از پا میافتد…»
جملهای که در اوج سادگی، قدرت سکوت درون را یادآور میشود.
تو نمیجنگی، تو نمیجنگونی…
تو فقط تماشا میکنی.
و وقتی تماشا جای تحلیل رو میگیره، آرامش الهی از راه میرسه.
«کار تو این است که فقط باشی… مثل گل…»
اینجا جادوی متن شروع میشه.
یادآوریِ اینکه قرار نیست ما قضاوتکنندهی این جهان باشیم.
ما خودِ زندگی هستیم… مثل گل، مثل نسیم، مثل بارون…
و اگه قضاوت نکنیم، ما هم مثل گل به دریا وصل میشیم…
«وقتی قضاوت میکنی، در گذشته گیر میکنی…»
این یکی جمله، یه تذکر الهی بود به ذهن هر انسانی:
اگه میخوای آیندهت شبیه گذشتهت نباشه،
قضاوت رو همین لحظه متوقف کن.
چون قضاوت، گذشتهست که با نقاب عقل، آینده رو آلوده میکنه.
خدای مهربانم در این مسیرِ زیبا قدم به قدم تنهایی هایی را تجربه کردم که لحظه لحظه مرا داشت به تو نزدیک و نزدیک تر می کرد تا به این درک و آگاهی برسم که داشتن تو یعنی بی نیاز از هرکسی …..
سلام به استاد گرانقدرم ومریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم که با آرامش
این مسیر نورانی را با شورو شوق قدم برمی دارند
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت دفتر دیگری که برای امروزم گشوده شد تا تمام سعی ام این باشد در لحظه ، زندگیم را با رفتارو عملکردهایم زیبا به تصویر بکشم تا خود از دیدنش لذّت ببرم و تمام تمرکزم روی میکروسکوپ ذهنم باشد ،ورودی هایی که به آنها
اجازه ورود صادر می کنم و فرکانس هایی که در هر لحظه به جهان هستی می فرستم و بی شک بازتابش در احساساتم خود را نشان می دهد و بعد اتفاقاتی که رقم می خورند .
همیشه باید این را ملکه ذهنم کنم که وقتی
می خواهم حرفی رو بشنوم و بپذیرم
مثل یک طلا فروش که می خواهد طلا خریداری کند ،بسنجم و حواسم باشد که در ادامه به قضاوتی منجر نشود .
سعی کنم تمام توجه ام به رشد شخصیتی خودم باشد و به روند رو به پیشرفت زندگیم و
همیشه بیان کرده ام که بودن و ادامه دادن در این مسیر تعهد می خواهد نه صرفا تداوم بلکه با صداقت باید به تک تک اصول آن پایبند بود بدون هیچ قضاوتی و
اگر هرروز سعی کنم برای زندگیم برنامه با کیفیت داشته و برای خود هدفی طراحی کنم و متعهدانه با هدایت های خداوند به پیش بروم نتایج فوقالعاده ای کسب خواهم کرد و زندگی روی ریل هدفمندی پیش می رود دیگر
وقتی نمی ماند برای قضاوت و کنترل و غیبت
مگر من بی هدف و باری به هر جهت زندگی کنم.
وقتی از صبح که بیدار می شوم و با شورو شوق ثانیه به ثانیه های زندگی برایم ارزشمند می شوند و حالم با خودم خوب است و رابطه عالی با خودم و خداوند برقرار می کنم و برای هرکاری از او هدایت می طلبم ،چقدر راحت تر و دلپذیرتر تمام طعم های زندگی به جانم می چسبد و برایم ارزشمند می شوند …..
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
بنام خداوند بخشنده ومهربان
وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغهایى (از بهشت) که از پاى (درختان) آن، نهرها جارى ودر آن جاودانند و (نیز) مسکن هایى دلپسند در بهشت برین را وعده داده است. ولى رضایت و خرسندى خداوند، برتر و والاتر (از اینها) است. این همان رستگارى بزرگ است.
خدای عزیزم ..
عشق ورحمتت را در زندگی ام حس میکنم،بابت همه نعمتهایی که به من دادی از صمیم قلب سپاسگزارم
روزهایی که با آرامش میگذرانم، لحظات خوشی که در کنار خانواده ودوستانم دارم وحتی چالش هایی که به من قدرت یادگیری ورشد میدهند
خدای عزیزم سپاسگزارم که به من اجازه صلاه ی دیگر را دادی وخودت آگاهیها را برقلبم جاری میکنی
خدای عزیزم سپاسگزارم که امروز هم در این مکان الهی واین مسیر توحیدی قرار دارم
خدای عزیزم سپاسگزارم به خاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم ،سپاسگزارم بخاطر هر دم وبازدمم ،سپاسگزارم بخاطر تپش منظم ودقیق قلبم ،سپاسگزارم به خاطر جسم سالم وهوشمندی که تجلی قدرت توست وبواسطه این جسم من میتونم از زیباییها ونعمتهای جهانت لذت ببرم
خدای عزیزم ازت میخوام قدرت وتوان سپاسگزاری نعمتهایت را به من عطا کنی، آمین
سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام
با اینکه بارها وبارها این فایل را گوش دادم ولی درک امروزم متفاوت تر از همیشه بود خدایا شکرت که در مسیر رشد قرار دارم
قضاوت نکن
قضاوتهای تو چیزی نیست جز بازتاب نیاز شدیدت به تأیید شدن
الله اکبر امروز وقتی در این جمله دقیق شدم وبه آن فکر کردم گفتم درسته ،از وقتی در این مسیر قرار گرفتم تمام تلاشم را کردم تا کسی را قضاوت نکنم ،بعد از مدتی متوجه شدم شاید به زبان کسی را قضاوت نکنم ولی در ذهنم چرا سعی کردم یه تابلو ایست بزارم جلوی ذهنم ودر نطفه جلوش را بگیرم ولی امروز متوجه شدم گاهی وقتها که بقیه را قضاوت میکنیم فقط برای این است که دیگران مارا تایید کنند مثلاً دیشب دیدنم مادرم رفتم برادرزاده ام را دیدم بیرون آمدم به همسرم گفتم چقدر ناز شده وایشان هم گفتند آره خیلی ،اگر برای جلب توجه نبود نیاز نبود من نظرم را به همسرم بگویم پس خواستم که ایشان هم تایید کنند
لزومی ندارد که تعیین کنی این گل زیباست یا زشت،
این جمله که شنیدم گفتم خدایا مگه نباید من زیبایی ها را تحسین کنم ،گفت تحسین با احساس خوب وآرامش همراه هست ولی اگر تعریف برای جلب توجه وتایید طلبی باشد میشه قضاوت، میشه دام برای تو تا آرامشت را بهم بریزد
قضاوت های تو محدودت میکند
وقتی قبل از مواجهه با چیزی قضاوتش میکنی در حقیقت از تجربیات گذشتهات استفاده میکنی و این گذشته توست که آیندهات را رقم می زند. یعنی همیشه مثل گذشتهات هستی، همیشه در قالب گذشتهات زندگی میکنی. محدودی محدود.
با تامل در این جمله دیدم دقیقا درسته قبل از اینکه جایی برم فقط بخاطر تجربیات گذشته ام شروع کردم به قضاوت کردن اونم در ذهنم وهمین قضاوت سبب شد که کلاً بی خیال رفتن به آن محل شوم
قضاوت نکن! نفس حراف تو عاقبت ساکت میشود و خود متعالی تو فرصتی برای آرامش مییابد. فرصتی برای سکوت، فرصتی برای گوش کردن به اصلش، گوش کردن به خدا
هفته قبل که خانه مادر همسرم بودیم جاری وخواهر شوهرم در مورد یک شخص خاصی صحبت میکردند من مشغول نقاشی بودم بعد جاری ام گفت خودش یه روز این حرفها را به بقیه زده الان امروز بقیه به خودش میگویند به ذهنم آمد که بگو شما که میدونی پس شما چرا پشت سر اون بنده خدا غیبت میکنی وقضاوتش میکنی ،گفتم به من ربطی ندارد تا فردا ،دوباره نجوا شروع شد که خُب جواب جاری که ندادی حالا قضیه را برای همسرت تعریف کن که اوکه میدونه بقول معروف هر دستی بده همان دست میگیره چرا خودش دیشب این حرفها را میزد، گفتم به من ربطی ندارد وبعد از چند بار جولان دادن دیگه بی خیال شد ودست برداشت وامروز که این فایل را گوش دادم دیدم درسته ذهن از هر خدعه ای استفاده میکند تا مرا به حرف وواکنش وادار کندکه اگر من به آن بها ندهم ساکت میشینه
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
برای سه روز آینده:
فقط برای سه روز قضاوت نکردن را تمرین کن. حادثهها را، آدمها را، موجودات را و هیچ چیز را قضاوت نکن.
یاد بگیر که گاهی فقط باشی و تنها تماشا کنی موجوداتی را که برای هدفی خلق شدهاند.
یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست، به ظاهر خیر یا به ظاهر شر، در مسیر تکامل خویش است. در مسیر دارمای خویش.
با بیان این نکته برای اطرافیان، آن را در ذهن خود پایدار کن و بخشنده شو تا طبیعت در تو جاری شود.
امیدوارم که بتونم با توکل بخدا ویاد آوری این آگاهیها به خودم برای سه روز قضاوت نکردن را حتی در ذهن تمرین کنم واینکار را انجام ندهم
عاشقتونم ….
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-قضاوت به معنای ارزیابی هر چیزی به درست و غلط خوب و بد است
-قضاوت های ما ریشه در احساس عدم لیاقت باورهای نامناسب گفتگوهای ذهنی منفی و نیاز شدید به تایید شدن دارد
-با قضاوت کردن افراد مورد قضاوت بیشتری قرار می گیریم هر فرکانسی به جهان ارسال کنیم از جنس همان را دریافت می کنیم
-برای قضاوت نکردن افراد یا هر پدیده ی دیگر تنها کافی است با ایجاد باورهای مناسب از وجود آنها لذت ببریم و بدانیم او هم مانند ما در مسیر تکامل خود قرار داشته و برای تحقق اهداف خود پا به جهان مادی گذاشته است
-تنها با داشتن احساس آرامش که از عدم قضاوت ناشی می شود می توانیم با خداوند هماهنگ و هم جهت شویم
-قضاوت های ما از ورودی های دریافت شده و ناشی از تجارب گذشته مان است و به همین دلیل با فکر کردن و عمل کردن به شیوه ی گذشته نتایج نامناسب گذشته را می گیریم
-با جایگزین کردن گفتگوهای مثبت به جای نجواهای منفی گذشته می توانیم الهامات بیشتری از جانب خداوند دریافت کنیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-قضاوت کردن به معنای ارزیابی هر چیزی به درست و غلط بد و خوب است
-با قضاوت کردن در مدار دریافت قضاوت بیشتر قرار می گیریم
-قضاوت های ما ناشی از باورها و تجارب نامناسب گذشته مان است
-به جای قضاوت افراد از وجودشان لذت ببریم و بدانیم آنها در حال طی کردن تکامل خود و خلق زندگی دلخواه خود هستند
-تنها با قضاوت نکردن است که احساس آرامش داریم و با داشتن احساس آرامش با خداوند هماهنگ و هم جهت می شویم
-با کنترل نجواها و گفتگوهای منفی ذهن الهامات خداوند را بهتر و واضح تر دریافت می کنیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-اکنون بسیار کمتر و در گذشته بسیار بیشتر افراد را به خاطر رفتارهای نادرستشان قضاوت می کردیم اما با کار کردن بر روی دوره ی احساس لیاقت متوجه شدیم همه ی افراد ممکن است اشتباه کنند و هرگز نباید خودمان و دیگران را به خاطر اشتباهات و اعمال نادرست آنها قضاوت کنیم ما از گذشته ی افراد اطلاعی نداشته و ممکن است اگر ما هم در شرایطی مشابه با آنها قرار گیریم حتی بدتر از آنها عمل کنیم بنابراین بهتر است به جای تمرکز بر اشتباهات و رفتار نامناسب افراد بر تغییر باورها و اصلاح ضعف های شخصیتی خود کار کنیم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-تمرکز بر خودمان بهبود باورها و شخصیتمان به جای قضاوت کردن دیگران و برچسب زدن به آنهاست باید بتوانیم تمرکز خود را از روی افراد و قضاوت آنها برداشته و از زاویه ای به رفتار نامناسب آنها نگاه کنیم که به احساس کمی بهتر از گذشته دست یابیم تنها رابطه ی اصلی ما رابطه با خداوند است خداوند برای ما کافی است و در زمان مناسب افراد مناسب را به سمتمان هدایت می کند
خدایا شکرت
عاشقتونیم