درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸ - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

450 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    دلارام غیاثوند گفته:
    مدت عضویت: 1270 روز

    دل آرام گیرد با یاد خدا …

    سلام به استاد عزیز و مهربانم و مریم جانی که درونش پر از صلح و آرامش است.

    و سلام به همه دوستای هم فرکانسی ام.

    این اولین کامنت من است بعد از 501 روز عضویت در این خانواده و این سایت پر از حال خوب.

    اولش ذهنم خیلی تقلا میکرد و مقاومت داشت که من کامنتی نذارم ولی بالاخره شکستش دادم و اومدم نوشتم.

    استاد این فایل نشانه امروز من بود، دقیقا بجا و وقتی دیدمش گفتم خدااایاااا خدای من این دقیقا واسه منه. خدایا شکرت.

    دیشب گفتم خدایا خودت هدایتم کن به یه نشونه ای که حالم روخیلی بهتر کنه، امروز که بیدار شدم این فایل رو دیدم اشکم دراومد که چقدر مناسب حال من است.

    البته از این نشانه ها زیاد دیدم ولی امروز چون به خودم قول داده بودم که بیام کامنت بذارم و یه چیزی بهم میگفت باید از اینجا شروع کنم، چیزی که همیشه نگرانش بودم رو و ازش یه غول ساخته بودم رو بشکنم، همیشه ذهنم مقاومت میکرد برای کامنت گذاشتن، خوشبختانه امروز اون ترس رو زیر پاهام له کردم.

    من خودم دقیقا از بچگی تا همین الان که 30 سالمه یه چیزی همیشه احساس میکردم که وقتی بهش گوش میدادم حالم رو خوب میکرد ولی نمیدونستم که خدا داره باهام حرف میزنه چون تو خانواده ای بزرگ شدم که این چیزا رو هیچ وقت بهم نگفتن!!!!

    دقیقا از وقتی با شما آشنا شدم و قوانین بدون تغییر خداوند رو درک کردم یه جوری تو خیابونا اشک میریختم که هر کس منو میدید میگفت چی شده؟!

    من الان دو ساله و چند ماه است که برای یکی از بزرگترین هدفایی که دارم، دارم قدم برمیدارم، هنوز اون نتیجه ای رو که میخوام نگرفتم ولی خیلی پیشرفت کردم و یه آدم دیگه ای شدم و دیگه هیچ وقت حاضر نیستم برگردم به اون دلارامی که قبلا بودم. و قلبم بهم میگه ادامه بده و منم دارم بهش گوش میدم و مطمینم که راهم درسته و درست در زمان مناسب اون اتفاقی که باید بیوفته میوفته. به قول شما استاد توی جلسه اول عزت نفس گفتین فقط کافیه خودتون و خدای درونتون رو باور داشته باشین و من هم خودم را باور کردم هم خدارو و هم حرفای شمارو.

    قبل از اینکه با شما استاد عزیزم آشنا بشم من خودم خدارو جور دیگه ای قبول داشتم یه جوری مثل شما ولی شما کجا و من کجا؟!

    خب اون موقع من توی مدارش نبودم و اصلا نمیدونستم مدار چیه، فرکانس چیه!

    فقط شکر گزاری رو از خیلی وقته، سال هاست که دارم انجام میدم و قانون جذب رو خیلی قبول داشتم و با همین دوتا تقریبا خیلی چیزارو به دست آوردم، (فکر میکنم بزرگتریناش یکیش آشنایی با شماست و دومی کارم هست و مهمترین و بزرگترین دستاورد زندگیم عزیزقلبم هست، درسته از هم دوریم ولی دقیقا همون رابطه ای هست که همیشه میخواستیم به دور از تمام حرفایی که میشنوم و هیچوقت قبول نداشتم) ولی همون قانون جذبی رو هم که قبلا میشناختم الان جور دیگه ای شده واسم انگار همه چیز قشنگ تره خیلیییی…، من حتی نگاهم به اتفاقات بد زندگی قشنگ شده و جور دیگه ای بهشون نگاه میکنم و دیگه حالم بد نمیشه و گله و شکایت نمیکنم، خدایا شکرت.

    همیشه میگفتم این چیزی که همه دارن راجع بهش صحبت میکنن خدا نیست، خدا خیلی مهربانتر از این حرفاست، خدا هر کار بخواد میکنه، میگفتم خدایا میگن تو عادلی پس چرا یکی پولداره یکی فقیر ! (الآن با فایلای شما متوجه شدم عدالت یعنی چی؟ یعنی خدا قلم رو داده دست تمام بنده هاش تا خودمون بنویسیم هر آنچه را که میخواهیم) ، میگفتم خدایا یه جوری بهم نشون بده این راهی که من دارم برای هدفم بر میدارم شاید اشتباه قدم برمیدارم، چون میدونستم واسه خدام کاری نداره تا اینکه یه روز بحث شانس بود همه داشتن بحث میکردن ولی من چیزی نگفتم تا این که دختر خاله ام اون فایلی که (شما از برجتون توی تمپا دارین میایین پایین و یه آهنگ خیلی قشنگ هم گذاشتین و یه منظره زیبا ایستادین و راجع به شانس صحبت میکردین و بچه ها داشتن آب بازی میکردن و… ) این فایل رو واسم فرستاد و از همونجا بود با شما آشنا شدم. و بعد دوره عزت نفس رو بهم داد.

    من همیشه تو فامیل آشنا دوست به مهربونی و خوش قلبی معروف بودم ولی بعد از دیدن دوره عزت نفس خیلی روابطم بهتر شد و متوجه شدم کجا نه بگم، کجا واسه دل خودم زندگی کنم و اصلا متوجه شدم عزت نفس یعنی چی، و کلی از مثال هایی که دارم، امیدوارم بتوانم به لطف خدای مهربان از این به بعد کامنت بذارم و بیشتراز تجربیاتم بنویسم و این کامنت گذاشتنی که واسم یه کوه بود رو بیشتر بشکنمش، احساس میکنم این یکی از چالش های بزرگ زندگیم بود ولی دیروز بعد از شنیدن فایل ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده به خودم قول دادم هر طور شده امروز باید کامنت بذارم که انگار باید از اینجا شروع میکردم.

    و وقتی قوانین رو یاد گرفتم و فهمیدم که باید تکامل رو طی کنم و در هر لحظه چه خوب چه بد شکر گزار خدام باشم، و از همونجا بود که بیشتر متوجه شدم که هر چی اتفاق افتاد خودم رقم زدم برای خودم.

    و در آخر به نظرم باید یک روزی از دایره امن زندگیمون بیاییم بیرون…

    استاد شما یکی از بزرگترین و قشنگترین دست های خدا برای من بودین، بی نهایت از خدای مهربانم سپاسگزارم که من را به سمت شما هدایت کرد و از شما استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم برای تمام آموزش هایی که در اختیار ما قرار میدین و مارا با قانون بدون تغییر خداوند آشنا کردین ، از مریم جان زیبا هم کمال تشکر را دارم برای تمام صحنه های زیبایی که با ما به اشتراک میگذارند.

    به امید آن روز و به لطف خدای مهربانم، شما استاد عزیزم و مریم جانم رو ببینم.

    خدایا شکرت.

    در پناه خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      محمدرضا بهبودی گفته:
      مدت عضویت: 2621 روز

      بنام خدای مهربونم ک هر لحظه در حال هدایت منه ب سمت خواسته هام ب سمت زیبایی ها ب سادگی براحتی و کاملا طبیعی

      سلام دوست عزیز و ارزشمند

      امیدوارم حالتون عالی باشه بی قید و شرط

      واقعاً تحسینتون میکنم ک اولین کامنتتون رو با وجود ترس و نگرانی نوشتید و همین پا گذاشتن روی ترس و رفتن توی دلش یعنی درک و عمل ب قانون یعنی رشد و پیشرفت یعنی بزرگ تر شدن ظرف وجودی برای دریافت نعمت بیشتر نعمت هرچیزی می‌تونه باشه ، از درک بهتر و کامل تر قانون تا تجربه خواسته هامون

      واقعاً تحسینتون میکنم

      میگن همیشه اولین ها بیاد موندنی میشن

      ممنونم از شما بخاطر اولین کامنتتون ک باعث درک بهتر من از قانون هم شد ، الهی شکرت

      اونجا ک شما فرمودین : عدالت یعنی اینکه خداوند قلم رو ب همه ما داده تا بنویسیم و درخواست کنیم هرآنچه ک میخواهیم رو

      یعنی این جمله باز ب من بیشتر فهموند ک : من هستم ک خالق اتفاقات و شرایط زندگی خودم هستم و این قدرت از سوی خداوند ب ما داده شده است

      یعنی اینکه خداوند ب همه ما نزدیکه و همه ما ب یک میزان ب خداوند و نعمت ها دسترسی داریم ک این مهمترین باور در مورد خداوند و احساس لیاقت تجربه نعمت هاست

      این اولین کامنت شما هم باعث شد من درک بهتر و کامل تری نسبت ب قانون داشته باشم و هم قانون رو برای خودم مرور کنم تا باورهام قوی تر بشه

      و فکر میکنم این باور رو من از مریم جان شایسته و مهربون توی دوره شیوه حل مسائل زندگی شنیدم البته اگه اشتباه نکنم و استاد هم خیلی روی این باور بنیادین تاکید کردن ک این مهم ترین باور درباره خداوند هست ک : خداوند ب ما نزدیکه و ما دسترسی مستقیم و بی واسطه ای ب این نیرو داریم

      سپاسگزار خدای مهربونم هستم ک منو خالق زندگی خودم آفرید و ب صراط مستقیم خودش هدایت کرد

      بازهم از شما دوست عزیز سپاسگزارم و براتون آرزوی بهترین ها رو دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        دلارام غیاثوند گفته:
        مدت عضویت: 1270 روز

        سلام به شما دوست عزیز و گرامی

        امیدوارم حالتون عالی باشه و همیشه در پناه خدا باشید.

        خیلی ممنونم از اینکه وقت با ارزش تون رو برای خواندن کامنت من گذاشتین.

        و ممنونم که تحسینم کردین.

        خوشحالم که کامنت من باعث درک بهتر شما از این قوانین شده، و باعث حال خوبتون.

        ان شاالله به تمام ناممکن های زندگیتون برسید و براتون آرزوهای قشنگ رو از خداوند مهربان خواستارم، و هر روز بهتر از دیروزتان باشد و همگی درک بهتری از این قوانین بدون تغییر خداوند رو داشته باشیم.

        در پناه خدای مهربان شاد و سلامت و موفق و ثروتمند باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          محمدرضا بهبودی گفته:
          مدت عضویت: 2621 روز

          سلام مجدد خدمت شما دوست عزیز

          امیدوارم حالتون عالی باشه بازم بی قید و شرط

          ممنونم واقعاً بابت آرزوهای قشنگی ک برام دارید

          واقعاً لذت بردم و سپاسگزارم

          بازم بابت کامنت ارزشمندتون سپاسگزارم چون دوباره با خواندنش باورم قوی تر شد و دوباره قانون برام یادآوری شد

          وقتی ما روی خودمون کار میکنیم و در واقع تمرکزمون روی خودمونه ، علاوه بر اینکه خودمون نتایج بهتری میگیریم و زندگی قشنگ تر ساده تر راحت تر و آروم تری رو تجربه میکنیم بلکه توی زندگی دیگران هم تاثیر گزار میشیم

          یعنی ن اینکه بخواهیم روی زندگی دیگران تاثیر بزاریم ، رشد و پیشرفت ما خودبخود تاثیر خودشو روی دنیای اطراف ما میزاره

          مثل کاری ک استاد عباس منش بصورت بنیادی داره توی دنیا انجام میده و ما هم داریم از تاثیراتش ب نفع خودمون استفاده میکنیم و مثل کاری ک همه بچه های عزیز سایت دارن انجام میدن و مثل شما دوست عزیز

          براتون آرزوی پیشرفت دائمی و هر روزه در تمام جنبه های زندگی تون دارم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2464 روز

    بنام خدا

    من این فایل رو قبلا گوش داده بودم

    ولی باز هم‌برام تازه بود

    و ب کمکش تونستم خودم در مورد موضوعی اروم تر کنم

    که میدونم ریشه اش از مقایسه میاد

    من کلاس خوشنویسی میرم چند ماهی هست ( توی کامنتهای قبلیم نوشتم)

    دوستی دارم که ایشون سالها پیش خوشنویسی کار میکرده

    بهش گفتم کلاس میرم و گفت دوست داره بیاد

    ( احتمال زیاد امروز عصر بیاد کلاس)

    از وقتی که گفت میخواد کلاس بیاد ( دیروز) هی ی نجوایی تو کله ام هست که

    اَه

    کاش نگفته بودم بهش

    چرا این احساس بد رو دارم

    چون من تو نظر اونها ی معلم زبان عالیم

    و الان بیاد خطم ببینه چی میکه

    ( من هنوز خطشون ندیدم ولی چون کفته قبلا کار کرده

    همین ی جمله من خلع سلاح کرد که زود بزنم تو سر خودم)

    ایشون ادم بشدت مقایسه ای، و اهل رقابته

    من میخوام ازمون شرکت کنم

    حالا اکه بفهمه اونم میاد شرکت میکنه

    بعد بحث نمره میشه

    اگه از من بالاتر بشه چی. و …

    اینا نجوای شیطان چون دارم حالم بد میکنه

    دوم اینکه باید ب خودم بگم

    تو شاگرد دوره لیاقتی ، درس اول: مقایسه ممنوع

    من هم خطم خیلی عالی و توی این 6 ماه عالی کار کردم

    بدون پیش زمینه

    من فقط باید خودم با قبلم مقایسه کنم

    من هم توانمندم و میتونم توی ازمون نمره خوبی بگیرم

    باید تمرکزم‌روی خودم باشه

    اومدن ایشون جای من تنگ نمیکنه

    ( باور فراوانی)

    استاد باز هم با حوصله برام وقت میذاره

    دلیل نداره چون شخصیت ایشون رقابتی هست منم تو دام این اخلاق بیوفتم

    من باید ب قول استاد راه خودم برم و سبک زندگی خودم رو‌داشته باشم

    تا ارامش داشته باشم

    مقایسه و چشم و هم چشمی و حرص و حسادت باعث سلب ارامش میشه

    عصبیم میکنه و خود بخود روی رفتارم با بچه هام و اطرافیانم تاثیر میذاره

    میپذیرم که خودم ایشون رو ب زندگیم دعوت کردم ( البته خصلتهای خیلی خوب زیادی هم دارن)

    و اکر از در رقابت بخواد با من وارد بشه من این وجه رو توی ایشون برانگیخته کردم

    در حالیکه هدف من از کلاس رفتن یادگیری مهارت جدید و لذت بردنه

    پسسس

    من باید احساسم خوب نگه دارم

    لاجرم اتفاقات عالی برام میوفته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    کیوان گفته:
    مدت عضویت: 1245 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    خدای خوبم چه دارد آنکه تو را ندارد….

    سلام استاد خوبم حدیثم و خدارو هزاران بار شکرت بابت وجود شما و این سایت بهشتی و دوستان عزیزی که کامنتای عالی میزارن و من مثل همیشه لذت میبرم از این فایل های توحیدی و ساده ومنطقی صحبت کردن شما…خدا شما و این سایت رو برامون حفظ کنه..

    استاد خوبم فایل هایی که اخیرا روی سایت میزارید دقیقا انگار جواب منه…‌چند روز پیش میگفتم کاش میشد با استاد حرف زد و الان که دقت میکنم دقیقا این دو سه فایل اخیر شما بامن و فقط انگار من مخاطب شمام و همه چیز رو راجع به احوالات این روزام میدونید باهام حرف زدین و من از صفر به صد رسیدم…استاد با وجود اینکه این فایل رو قبلا گوش داده بودم ولی الان درک کردم چی گفتین..‌اینکه همیشه میشه که بدتر هم باشه و خداوند چقدر به من لطف کرده که بدتر نشده و مسائل اخیر قابل حله و نباید نگران باشم…چقدر این احساس نزدیکی به خدا خوبه..اصلا قابل مقایسه با هیج حس خوب دیگه ای نیست‌‌‌…آرامش که نتیجه نزدیکی به خداست بهترین احساس دنیاست…

    و بحث شیرین هدایت که اگه درکش کنیم وعمل کنیم چه موهبت هایی رو به زندگیمون میاره و چقدر چرخ زندگیمون روغن کاری میشه‌…هرجا ذهنمون رو کنترل کنیم و از کوره در نریم هدایت ها رو واضح می‌شنویم

    چند پیش که توی جاده بودیم و ماشین خراب شد و من واکنشم مثه قبلنا نبود و خوب ذهنم رو کنترل کردم و چقدر برام اتفاقات خوب افتاد و عصر که خسته رسیدیم خونه و من یکساعت سرپا بودم و کلی کار عقب مونده انجام دادم و به بچها رسیدگی کردم و نزدیک غروب بود که میخواستم برم نون بگیرم چون هوا رو به تاریکی بود و منم تازه از شهری دیکه ای رسیده بودم و خسته بودم گفتم با ماشین میرم که سریعتر کارم بشه ولی یه حسی گفت پیاده برو و من عجیب انرژی داشتم چون هم صبرتا عصر شهر دیگه ای بودیم و بعد از اومدن هم کلی کارای عقب افتاده انجام دادم خلاصه پرانرژی بودم برخلاف قبلا و پیاده رفتم نونوایی اونم نه از مسیر شلوغ و روشن بلکه از کوچه پس کوچه های خلوت و رسیدم و نون رو گرفتم و گفتم که برگشت رو از مسیر قبلی میریم که مغازه و بازار تو مسیره و کلی رفت و آمد میشه دو قدم رفتم دوباره حسی بهم گفت برگرد و از مسیری که اومدی برو خونه و من قبول کردم در مسیر برگشت یه ماشین جلوی راهمو سد کرد و من دیدم راننده میخواد بره توی حیاط خونش و در برقی باز شد و من ناخودآگاه نگاهم افتاد به حیاط خونه که پر ایزوگام بود…این درصورتی بود که یه تیکه از ایزوگام خونه ما خراب شده بود و سقف خونه سفیدش خراب شده بود و چون ما توی شهر دیگه ای زندگی می‌کنیم دیر متوجه شدیم و قصد داشتیم که ایزوگام بگیریم و درستش کنیم خلاصه چند روز بعدش رفتیم تو شهر دنبال ایزوگام و تمام مغازه بسته بودن و ما نتونستم ایزوگام پیدا کنیم و من یادم اومد به اون خونه ای که داخل حیاطش پر ایزوگام بود رفتیم و یه آقای مسن گفت ایزوگام ها فروشیه و یه ایزوگام با کیفیت با قیمت خیلی مناسب خریدیم…و بعد فهمیدم که چرا اون حس بهم میگفت پیاده برو از مسیر همیشگی نرو ..‌و این هدایت شیرین باعث این خیر شد…خدایا شکرت چقد تو شیرینی چقدر خوبی چقدر مهربونی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1808 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم جان

    و سلام به همه ی دوستان عزیز

    استاد متشکرم از این درس با ارزش امروز خییییییییلی لذت بردم ، به خدا عشق کردم حالم عالی شد دوست نداشتم به این زودی تمام بشه ، ولی می دونم که هر شروعی بلاخره پایانی داره و چه خوش ه، که پایانش هم عالی تر از شروع ش باشه که بود من نکات آخر فایل رو خییییییییلی حال کردم ،، با خنده های استاد عزیزم که آرزو می کنم همیشه خندان باشن، چون خودمم بیشتر نشونه هام همین طوریه ، و فقط اون لحظه خدا رو شکر می کنم و لذت می برم،

    استاد خیلی دوست دارم که منم زندگیم فقط خودم باشم و قلبم، ینی قبل از آشنایی با شما همیشه به خودم اینو می گفتم، خدایا می خوام یه زندگی ، فرای ه این زندگی داشته باشم، یه چیزی که فقط خودم باشم و خودت، الآن با این درس های امشب که دیدم و یاد گرفتم از شما ، ❤️ قلب و ذهن ،

    یه چیزی تو وجودم گفت فاطمه این همونی هست که تو سالها ست دنبالش بودی ولی یادش نبودی.

    خدایا شکرت که امشب پیداش کردم ، آره استاد چه خوب و واضح می گیرد من در تمام زندگیم همیشه تسلیم م و هر چی قلبم گفت می گم چشم .

    استاد من می خوام از امشب خییییییییلی رو خودم کار کنم که آرام باشم که تسلیم باشم که صدای قلبم رو واضح بشنوم

    استاد این فایل 243 سریال زندگی در بهشت رو اون لحظه ای که دیدم کوله پشتی قرمز رنگ روزدین به کولتون و دارین خداحافظی میکنین ، راستش اول دلم گرفت و اشک تو چشمام جمع شد ولی خودم رو کنترول کردم و گفتم خوشحال باش چون قراره استاد با کوله باری از حرف ها و صحبت ها و اتفاقات خوب و عالی و خبر های درجه یک از از جانب خدا برام پیش هدیه بیاره پس خودت رو آروم کن و منتظر باش که خبرهای خوب در راه هستن ، و همون هابی هستم که تو الآن آمادگی ش رو داری و تو داری یه جورایی تا اون موقع آماده میشی،

    استاد یه خواسته هم برام پیش اومد که از خدا خواستم و این بود که خدا جونم منم می خوام مثل استاد م هر چند وقت یکبار با خودم خلوت کنم و به حرف ها و الهامات خداوند گوش کنم ، تا یه پله رشد کنم و بیام نزدیک به مدار خداوند.

    این روزا و شب ها هر لحظه به لحظه ش کنار شما هستم که چقدررررر دارید با خدا حال می کنید آفرین بر استاد عزیزم آفرین بر شما مرحبا بر شما .

    خدایا شکرت که همچین استادی دارم و بارها به خودم میگم ، ببین فاطمه جان عباس منش ، همین طوری الکی نشد بنده خوب خدا ، همه چیز رو الکی به دست نیاورد، یاد بگیر تو از استاد ت که چقدررررر داره رو خودش کار می کنه .

    خدایا شکرت خدایا شکرت از درس امروز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1684 روز

    به نام خداوند بخشنده هدایتگرم

    عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم

    روز شمار زندگی من روز 153

    از وقتی که تسلیم شدم و خودمو به خدا سپردم و عجز و ناتوانی آگاهی خودم رو در مقابل اقیانوس بیکران آگاهی خداوند اقرار کردم و گفتم که من چیزی نمی‌دونم و این تو هستی که زندگی من در دستان دوست و دست در دستان خداوند گذاشتم تا مسیر و بهم نشون بده و هدایتم کنه اتفاقات خوب وارد زندگیم شد آرامشی که هیچ وقت مثل الآنم نداشتم و اگه بود زود گذر بود و تجربه کردم و برای تغییر شخصیت ام دست بکار شدم و به این باور رسیدم که از پیامبران گرفته تا افرادی که در مسیر موفقیت قرار گرفتن اولین کاری رو که انجام دادن اون تغییر شخصیت قبلیشون بوده طوری که هیچ ربطی به قبلشون ندارن و وقتی این تغییر شخصیت اتفاق افتاد و جهان فرکانسشو دریافت کرد در مقابل این تغییر شخصیت واکنش نشون داد و اتفاقات خوب وارد زندگی فرد شد چیزی که من تو زندگی استاد عزیزم میبینم و برام ثابت شده که وقتی من به آرامش رسیدم همه چیز در آرامش بدست میاد چون آرامش جایگاه خداونده و خداوند در آرامش با من حرف میزنه و مسیری که مسیر خداوند باشه توحید و یکتا پرستی باشه مسیر رسیدن به خواسته هاست که به صورت کاملآ طبیعی وارد زندگیت میشه کی؟ زمانی که من با جهان همسو باشم و این فرکانس و به جهان ارسال کنم تا جهان در مقابل فرکانس من واکنش نشان بده که برای رسیدن به این حد از تغییر شخصیت باید تکامل و طی کرد و با هر روز نسبت به روز قبل کمی بهتر در احساس خوب بودن میشه به این فرایند رسید من برای اینکه سعی کنم در احساس خوب بیشتری بمانم برای اینکه احساس بدی نداشته باشم هر وقت خواستم احساسمو بد کنم برای خودم جریمه گذاشتم تا یاد بگیرم برای هر اتفاقی از زاویه دید مثبت به اون اتفاق نگاه کنم و برای اینکه من اون جریمه رو پرداخت نکنم بیشتر دقت میکنم تا با هر اتفاقی با دید مثبت برخورد کنم

    رد پای امروز من خدایا سپاسگزارم بابت زمان حالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    شکوه فیروزی گفته:
    مدت عضویت: 1238 روز

    سلام به استاد عزیز.بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسی ام

    لحظه به لحظه ی فایل برای من دریایی از آگاهی بود.و یک جمله ای که بیشتر روش دقیق شدم و قلبم عمیقا دریافتش کرد این بود:ذهن منطقی دنبال نتیجه گرفتن مستقیم از ایده های الهامیه.

    این آگاهی رو در تجربیات زندگیم لمس کردم. من در مقاطعی از زندگیم در حرفه و شغلهایی واقع شدم که ازلحاظ مالی واسم دستاوردی نداشته اما تجربیات و مهارتی رو به من اضافه کرده که گاها در شغل بعدی یا برای حل مسآله ای در زندگیم ازش استفاده کردم. و اون لحظه فهمیدم که چرا باید در اون شغل قرار میگرفتم چون ویژگی ای رو به شخصیت من اضافه کرده یا تغییری در من ایجاد کرده که برای موقعیت دیگه ای در زندگیم به صورت راه حل خودشو نشون داده.

    ازونجایی که همیشه سعی کردم به ندای قلبم گوش بدم دو ماه قبل از شغلم خارج شدم و این تصمیم بر اساس یک حس درونی و البته یک نشانه بود .یعنی مدتها از خداوند نشانه برای درست بودن مسیرم خواستم و اتفاق کوچکی در محل کار افتاد که من اون رو نشانه ای از سمت خداوند دیدم و فردای اون روز به مدیریت اعلام قطع همکاری کردم و روزی که از محل کارم خارج شدم ایمان داشتم که مسیر دیگری برای من باز میشه.

    سه هفته بعد از مجموعه ای با من تماس گرفتند و من مشغول به کار شدم. و صدها هزار بار خداروشکر کردم که به اون الهام و نشانه از جانب خداوند اعتماد کردم.

    وقتی وارد محل کار جدیدم شدم دقیقا اون سرسختی و استمراری که در کار قبلی کسب کرده بودم اینجا به من کمک کرد. و فهمیدم که چرا در اون شغل قبلی میموندم و همه ی اون مدت آماده سازی بود برای مرحله ی بعد.

    وقتی به قلب و ایده ها گوش میدیم اتفاقات شیرینی میفته.

    سپاس از استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    بانام خداوندهدایتگر

    باسلام وهزاران درود به استادعباسمنش، خانم شایسته ودوستان همراه

    “پروژه درک بهتر قوانین خداوند”

    گام 8

    ■تشخیص الهامات الهی از نجوای ذهن

    مقدمه:

    یکی از مهم‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین موضوعات در مسیر رشد فردی ،درک قوانین الهی و معنوی

    ” تشخیص صدای درون”

    است اینکه آنچه در ذهن و قلب ما جریان داردالهامی الهی است یا نجوایی برخاسته از ذهن شرطی‌شده و وسوسه‌های شیطانی؟

    درادامه گفتگوی عمیق استادباجناب عرشیانفردرقالب فایل گام هشتم از پروژه «درک بهتر قوانین خداوند» موضوع

    “تشخیص الهامات الهی از نجوای ذهن”

    به شکلی دقیق، کاربردی و تأثیرگذار مورد بررسی قرار گرفته.

    مباحث مطرح شده در این سلسله فایلهارا می‌توان یک هدیه الهی دانست هدیه ای که نه‌تنها آگاهی می‌دهد بلکه مسیر نگاه انسان به درون خود و ارتباطش با خداوند را اصلاح وهموارمی‌کند و درس‌های عمیقی برای زندگی روزمره مان به همراه دارد.

    ●صدای خداوند چگونه شناخته می‌شود؟

    تصور بسیاری ازافرادجامعه این است که تشخیص صدای خداوند موضوعی پیچیده، رازآلود یا دور از دسترس است.

    امابرای مادانشجویان مکتب عباسمنش به برکت اموزه های که از استاداموخته ایم وبرای شخص خودمن دراین مدت 6سال که بااستادعزیزهمراه هستم تشخیص صدای درون را دردسترس ودست یافتنی میبینم.

    ازاستادبه خوبی یادگرفته ام که:

    “الهامات الهی همیشه با احساس خوب همراه هستند”

    هر فکری که:

    • آرامش درونی ایجاد می‌کند

    • امید را در دل زنده می‌سازد

    • ایمان را تقویت می‌کند

    • احساس اطمینان و اعتماد به مسیر می‌دهد

    می‌تواند نشانه‌ای از الهام الهی باشد.

    صدای خداوند هرگز انسان را

    اشفته

    مضطرب

    ومأیوس نمی‌کند.

    حتی اگر دعوت به تغیر یا تصمیمی بزرگ باشد در عمق خود با نوعی آرامش و اطمینان همراه است.

    ● تشخیص نجوای شیطان

    در نقطه مقابل نجوای شیطان که در بسیاری از مواقع از طریق ذهن انسان عمل می‌کند همواره با احساسات منفی شناخته می‌شود.

    این نجواها معمولاً:

    • ترس ایجاد می‌کنند

    • ناامیدی را تقویت می‌کنند

    • انسان را از حرکت و اقدام بازمی‌دارند

    • تمرکز را بر کمبودها، ناتوانی‌ها و گذشته معطوف می‌کنند

    هر فکری که پس از آن

    احساس نگرانی

    اضطراب

    دلسردی

    یا بی‌ارزشی به انسان دست می‌دهد نمی‌تواند صدای خداوند باشد.

    این صدا صدای ذهنی است که سال‌ها با ترس‌ها، باورهای محدودکننده و الگوهای نادرست تغذیه شده است.

    ●آرامش؛ شرط اصلی دریافت هدایت الهی

    یکی از نکات کلیدی که در این گفتگو به آن اشاره می‌شوداین است که:

    “هدایت الهی در بستر آرامش شکل می‌گیرد”

    ذهنی که درگیر

    اضطراب

    نگرانی

    آشفتگی است

    توانایی شنیدن صدای الهی را ندارد.

    پیامبر خدا نیز وحی را در حالت آرامش دریافت می‌کردندنه در تلاطم ذهنی.

    این نکته به ما یادآوری می‌کند که اگر به دنبال راهنمایی الهی هستیم ابتدا باید

    “ارامش درونی”را در خود ایجاد کنیم.

    “رامش” دروازه ورود الهامات الهی است.

    ●ذهن؛ ساخته‌ی ورودیهامثل دیده‌ها و شنیده‌هااست

    ذهن انسان حاصل سال‌ها

    تجربه

    آموزش

    شنیده‌ها

    ودیده‌هااست.

    تمام باورهایی که درباره

    «نشدن»

    «نرسیدن»

    «ناتوان بودن»

    در ذهن ما نقش بسته نتیجه ورودی‌هایی است که در طول زندگی دریافت کرده‌ایم.

    اگر تصمیم‌گیری‌های ما صرفاً بر اساس ذهن باشدعملاً تبدیل می‌شویم به بازتولید همان الگوها.

    به همین دلیل گفته می‌شود:

    • ذهن، محل فعالیت شیطان است

    • قلب، جایگاه عشق، الهام و ارتباط با خداوند است

    قلب جایی است که الهام الهی ازان عبور می‌کند اما تا زمانی که ذهن کنترل نشده باشد صدای قلب به‌سختی شنیده می‌شود.

    ●کنترل ذهن؛ دشوار اما شدنی وضروری

    کنترل ذهن بدون اغراق یکی از سخت‌ترین کارهایی است که انسان می‌تواند انجام دهد.

    اما این سختی به معنای غیرممکن بودن نیست.

    ●کنترل ذهن:

    • یک فرایند تدریجی است

    • نیاز به تمرین روزانه دارد

    • نباید انتظار نتیجه‌ی فوری ازان داشت

    ذهنی که سال‌ها بدون نظارت رها شده به‌طور طبیعی در برابر کنترل مقاومت می‌کند. اما با تمرین آگاهانه می‌توان به‌تدریج آن را مدیریت کرد.

    ●تنها راه کنترل ذهن

    به برکت اموزه‌های استادعباسمنش گرانقدریادگرفتیم تنهاراه واقعی کنترل ذهن این است که:

    • کانون توجه خود را آگاهانه تغیر دهیم

    • تمرکز را از موضوعات ناخواسته برداریم

    • به مسائل از زاویه‌ای نگاه کنیم که احساس بهتری در ما ایجاد می‌کند

    احساس بهترنشانه‌ی حرکت در مسیر درست است.

    و زمانی که احساس ما بهتر می‌شود

    وهرچه بیشتردرمومنتوم مثبت باشیم شرایط و اتفاقات زندگی نیز به‌تدریج همسو با آن تغیر می‌کنند.

    ●انتخاب نهایی با مااست

    در نهایت انسان در برابر دو انتخاب قرار دارد:

    • یا ذهن خود را آگاهانه مدیریت می‌کند

    • یا برده‌ی افکار و احساسات ناآگاهانه‌ی ذهن می‌شود

    اگر به‌جای اعتماد به نجوای شیطان به الهامات الهی اعتماد کنیم و در مسیر آن قدم برداریم خداوند نیز راه را هموار می‌کند و انسان را به مسیر کسانی هدایت می‌کند که مشمول نعمت الهی شده‌اند.

    جمع‌بندی

    ●صدای خداوند:

    • آرام

    • الهام‌بخش

    • امیدآفرین

    • همراه با ایمان

    ●نجوای شیطان:

    • اضطراب‌

    • ترس

    • ناامیدی

    • محدودکننده

    هرچه بیشتر تمرین کنیم که در آرامش بمانیم و ذهن خود را آگاهانه هدایت کنیم شنیدن صدای قلب آسان‌تر خواهد شد و نعمت‌های الهی به‌صورت طبیعی وارد زندگی ما می‌شوند.

    درپایان:

    خدایا سپاسگزارم که مرا به این مسیر هدایت کردی.

    از تو می‌خواهم مرا تا پایان این مسیر که پایانی برای آن متصور نیست. ثابت‌قدم نگه‌داری و جزو کسانی قرار دهی که به آن‌ها:

    نعمت

    سلامتی

    ارامش

    عشق

    خوشبختی

    ثروت

    و فراوانی عطا می‌کنی.

    الهی آمین.

    باعشق

    بااحترام

    اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ

    24بهمن ماه1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    رضا حیدری گفته:
    مدت عضویت: 289 روز

    سلام استاد میخاستم مطلبی بگم.

    شما میگی قران مال همه زمانها نیست. ولی من میخام بگم که

    نه میشه گفت قران مال زمان پیامبره نه میشه گفت مال تمام زمانهاست

    قران دوجور حرف داره

    1.قانون های زندگی که همیشه کار میکنن

    2.دستورهای مخصوص همان زمان. برای اداره جامعه قدیمی.

    مشکل اینه خیلیا این دوتا رو قاطی میکنن

    چیزهایی که مخصوص اون زمان بوده واسه این بوده که جامعه از هم نپاشه

    مثل خانواده و زن و مرد… مرد رییس خانواده حساب میشده سهم ارث فرق داشته. طلاق دست مرد بوده.

    چون اون زمان مرد نان آور بوده زن استقلال مالی نداشته جامعه قبیله ای بوده

    اینها قانون جهان نیستن مدیریت همون دوره ان

    یا مجازات ها یا پوشش یا برده داری یا قطع دست دزد یا شهادت دو زن مساوی یک مرد

    چیزهایی که همیشه قانون زندگی ان برای همه هر زمان.

    فارغ از دین و هر مذهب و هر مسلکی جواب میده

    مثلا کار خوب نتیجه خوب

    ظلم مساوی نابودی

    سپاسگذاری مساوی زیاد شدن

    ترس مساوی بسته شدن راهها

    تقوا یا کنترل ذهن مساوی برکت

    یه راه خیلی ساده برای تشخیص. از خودت بپرس این حرف قانون زندگیه یا دستور اداره نردم قدیم

    مثال هر چی بکاری همونو درو میکنی

    یا ارث مرد دوبرابره دستور قدیمی

    چرا بعضی ها اشتباه میکنن. چون دستور قدیمی رو میگیرن میگن این قانون برای همیشه

    در حالی که قران گفته فکر کن عقلتو تعطیل نکن

    خدا نیومده جزییات زندگی امروزتو بنویسه

    اومده قانون بازی رو بگه و تو اگه با قانون بازی کنی مهم نیست اسمت محمد یا پیامبره مهم نیست کجایی.

    مهم نتیجه میگیری.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    امین شمس آبادی گفته:
    مدت عضویت: 258 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیزم و بچه ها

    استاد این فایل یکی از با ارزش ترین صداهای زندگیمه که خیلی خیلی عالیه و جواب خیلی از سوالات زندگی تمام مردم دنیا رو توی همین فایل میتونین ببینین خیلی خیلی از خدای خودم ممنونم که شما رو هدایت کرد که این فایل رو بزارین و خیلی از شما ممنونم که این فایل گذاشتین واقعا لذت بردم خیلی عالی بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1224 روز

    به نام خدایی که از قلبم با من حرف میزند به نام خدایی که هدایت منو به عهده گرفته الهی شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد آرامش استاد زیبایی و نکات مثبت

    سلام به مریم با خودش به صلح رسیده شایسته زیبایی و خوبی و ثروت که مثل مریم جان دوستان زیادی در این سایت هستن همگیتون رو دوست دارم

    الهام از ندای قلب میاد که جایگاهش خداست

    و نجوا از ذهن میاد که جایگاهش شیطان است

    اگه عجله و استرس و نگران باشیم کار نجوای ذهن ست و شیطان دست بکار می‌شود

    ولی وقتی آرام و مهربان و دوست داشتنی هستیم خداوند کنارمون ست

    موج فرکانسیه خداوند آرامش ست

    ما کی هدایت میشیم ؟ وقتی آرام هستیم

    چقدر این فایل و خوندن کامنتها به موقع بود

    این روزها بیشتر روی خودم و مومنتوم مثبت کار میکنم شکرگزاری و عزت نفس و آرامشم زیاد شده

    در همه جا و همه کس خدا رو میبینم کنترل ذهن دارم

    واقعا وقتی آرام هستیم خدا هدایت میکند تا مسیر برات هموارتر بشه

    هدایت خداوند رو دیشب متوجه شدم و ترمزه احساسه لیاقتمو فهمیدم و بهبود دادم و دارم تجسم و مراقبه به نفع خودم انجام میدم

    و تجسم پول و ثروت رو برای خودم انجام میدم

    من هر چی تجسم میکردم که خدا یه پولی زیاد میلیاردی به همسرم داده و از طریق اون به من پول رسیده هدیه داده همسرم به من

    یا پیدا کردم پولی رو و اصلا خودم اون وسط نبودم

    و خیلی آسون دیشب فهمیدم و سریع بلند شدم برای خودم یه ربع تجسم میکردم

    خیلی خیلی خوشحالم که یه پله رفتم بالا

    یه پله مدارم رفت بالا

    ظرفه وجودم یکم بزرگ شد برای دریافت نعمات و ثروتها

    و سریع رفتم تو دفترچه ام نوشتم تا بعد از یه ماه دیگه برگردم و بخونمشون و پیشرفتمو ببینم

    احسنت به خودم

    الهی‌ شکرت سپاسگزارتم

    استاد و دوستان و مریم جانم ممنونتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: