درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸ - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

450 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2816 روز

    به نام خداوند جان و خرد

    به نام خدای هادی و هدایتگر

    به نام خدای آرامش و عشق

    سلام استاد

    سلام مریم جان

    استاد همیشه حرفهایتان روح رو حال میده و در هر حالی میتونه آرامش و توکل به خدا رو بهمون بده

    وقتی میگی سادش کنیم و بدونیم احساسمان بهمون میگه الهام از طرف چه کسی هست

    از شیطان یا از خدا

    واقعا احساس خوب و شکرگزاری بزرگترین درس زندگی است

    و وقتی تو این مسیر هستیم و حالا به هر دلیلی اتفاقی میفته حتی خدا هم کمک میکنه دوباره حالت خوب بشه

    و این خیلی حس خوبی هست وقتی متوجه میشی خدا حواسش بهت هست

    خدایا ممنونم بابت قانون ثابت جهان هستی سپاسگزارم

    اینکه احساس و باور ما هست که زندگی رو رقم میزنه واقعیت محض هست

    تو شرایط پندمیک که همه وحشت از رفت و آمد داشتند مهمانی بیشتر رفتم و حتی مسافرت و حتی عروسی

    تازه شرایط کار هم بیشتر شده بود

    و این باور که تو بخوای خدا بهت میده و کمکت میکنه بیشتر میشه

    خدا زمین و زمان و کائنات رو در اختیار من قرار داده تا به خواسته هایم برسم این خیلی عالی و بینظیر هست خدایا بابت همه چیز سپاسگزارم

    خدایا بابت آگاهی که نصیب و روزی من کردی بینهایت سپاسگزارم

    شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    سمیه چنکشی گفته:
    مدت عضویت: 1636 روز

    باسلام خدمت دوستان همفرکانسی و استاد عزیز

    چه هم زمانی قشنگی که من تو یه چالشی باشم و کنترل ذهن شدید و این فایل بیاد روی سایت

    اما منی که تواین مسیر بودم و فکر می کردم که تو هر شرایتی می تونم خودم رو کنترل کنم اما نتونستم

    من تو این یک هفته که به چالشی در مورد ساخت وساز خانه ام روبه رو شدم نتونستم تسلیم باشم نتونستم کنترل ذهن کنم نمی گم صد درصد جاده خاکی زدم اما 80 درصد تو جاده خاکی بود اوستاکار پول منو گرفته بود و یه خونه کج وکوله تحویلم داده بود که همه چیش ایراد داشت ومن در حال هرس خوردن نجواهای دهنی که ولم نمی کرد شبانه روز در ذهنم به اون اقه فوش و دزد و حرام خورو … می گفتم امانم نمی داد نجواهای هرطور مصالمت آمیز با این اقا حرف می زدیم زیر بارنمی رفت تاز ه طلب کارم بود

    خیلی اذیت کردم خودم رو

    تااینکه این فایلو گوش دادم اونجایی که استاد میگه گیواب می کنی وتسلم میشی می خدایا من دیگه بریدم دیگه نمی تونم

    تسلیم شدم گفتم خدایا من اینجا رو با تو باکلام تو که برای اسان شدن مسیر ایه ایه های قرانت بنا کردم وتو هم مسیر رو هر بار برایم باز کردی این رو هم درستش کن با اسان تری روش

    شب بود قرار بود فردا بریم شمال سر ساختمان یه دوش گرفتم وشرو ع به خواندن دعا هفتاد بند حضرت علی و استغفار ایشان کردم اشک از چشمانم سرازیر شد‌‌

    خوابیدم خوتب ارام وعمیقی بعد از سپری کردن این چند روز داشتم وقتی صبح راه افتادیم ارام بودم ومهندس ناظر قبول کرد که با این اقا صحبت کنه وکار مارو درست کنه وبره

    وبعد از نیم ساعت این مهندس زنگ زد وگفت که درست میکنه خراب کاریش رو

    از خودم خیلی ناراحت بودم من که خیلی رو خودم واین مسیر که شروع کردم وکنترل ذهن ادعای کار کردن مکردم نتونستم

    واین تزاد برای من درسی بود که من هنوز هنوز اندر خم یه کوچه هستم بااینکه نتایجی دارم ولی نتونستم

    واین تزاد درسی شود که من متوجه شوم چرا با وجود نتایجم ولی این نتایج ادامه دار نیست واین یه پاشنه آشیلی بود که با این تزاد برایم نمایان شد وباید روی خودم کارکنم

    استاد ممنون بای این فایل زیبا که کلی درس واگاهی داد ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    زهرا کرمی گفته:
    مدت عضویت: 3071 روز

    به نام تنها قدرت جهان رب العالمین

    سلام بر استاد بزرگوار و استاد شایسته

    این فایل نیاز این روزهای من است من عاشق صحبت های استاد تو این گفتگو با استاد عرشیانفر هستم الان با یک تضاد تو محل کار مواجه شدم که این فایل ها هدایت الله برای کنترل ذهنم بود

    نشانه الهامات خداوند آرامش هست نشانه نجواهای ذهن احساس بد هست

    من خیلی سریع در برابر قدرت خداوند میتوانم تسلیم شوم منتها من گول ذهن می خورم یعنی اصل از فرع فراموش می کنم و ذهنم همش سعی می کنه منطقی بررسی کنه با این که چند سال تو این مسیر هستم و هر روز فایل گوش می دهم انگار اصل تو ذهن من جا نشده است

    همین که آگاه بشم دست از مقاومت برمی دارم

    متاسفانه تو ذهن من قدرت احساس خوب انکار اولویت نشده مثل استاد که می گوید احساس بد انگار دست تو آتیش کردی

    همین که یادم بیاد از قلبم پیروی می کنم یعنی یکسره با خودم صحبت می کنم

    وقتی که به آرامش برسم هدایت گفته میشود

    تو این چند سال همیشه به خودم گفتم اشکال از باورهای خودم هست یعنی خداوند میخواهد یک قسمت از شخصیت من بزرگ کنه وقتی هدایت خداوند آمد بدون چون چرا عمل می کنم

    همواره یادم بماند گفتگوهای ذهن شیطان راه حل های ذهن و بررسی منطقی شیطان هست ولی قلب خداوند هست که احساس آرامش میدهد و بعد هدایت گفته می شود و باید عمل کنم

    استاد جان و استاد شایسته از شما سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2628 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    سلام به استاد عزیزم مریم جانم وتمام دوستانم دراین سایت

    خداجونم سپاسگزارم هدایتم کردی به این فایل بی نظیر،خداجونم حالاکه ازطریق این فایل باهام صحبت کردی وبهم فهموندی که نباید تسلیم نجواهای ذهنم باشم وباید گوش به ندای قلبم باشم خداجونم خودت کمکم کن با اعماق وجودم این موضوع رو درک کنم وبهش عمل کنم والهامتت رو دریافت کنم.

    همینطور که استاد عزیزم گفتین وقتی به الهامات قلبمون گوش بدیم زندگی لذت بخش می‌شود وهمه چیز به راحت ترین شکل ممکن اتقاق می افتد ونشانه گوش دادن به الهامات قلب احساست خوبه نه حس حسادت،خشم،کینه،ناراحتی ونفرت وبرعکس حس آرامش،لذت وشادی داری واونوقت هستش که خداوند داره باهات صحبت میکنه وچه موقع این اتفاق می افته وقتی ما با خودمون در صلح باشیم وآرامش درونی داشته باشیم واون سکوت ومکان خلوت رو برای خودمون وارتباط با خداوند فراهم کنیم.

    اما گوش دادن به نجواها ذهن وصحبتحای شیطانی تمام این حس های بد رو داره وراه دریافت الهامات از طرف خداوند رو می بنده.

    خداجونم تنها تورو میپرستم وتنها از تویاری می‌جویم.

    برای همه آرزوی بهترنهارو دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1011 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 10 آبان رو باعشق مینویسم

    صبح که بیدار شدم رفتم تا نون بخرم ، 8:50 داشتم تو خیابون میرفتم که خیلی خیلی شگفت زده شدم

    و تو گوگل درایوم نوشتم که :

    دارم میرم نون بخرم ، تو راه با عشق با خدا صحبت کردم و گفتم ، سپاسگزارم ازت خدای من که در این مکان بهشتی دارم قدم میزنم و میرم نون بخرم

    سرمو که بالا بردم دیدم که یه ماشین شماره پلاکش 774 هست وای خدایا عشق کردم بی نهایت

    بهشته بهشت

    با این عدد به من داره تایید این بهشت زیباش رو میکنه

    خیلی دوست دارم ربّ من

    وای الان دوباره ط 874 خدا چقدر تو عشقی آخه

    داری با این عدد منو بمباران میکنی با عشقت

    الان دوباره 274 یه ماشین 206 رد شد

    اینا همه نشونه عشق من و خداست هرچقدر بیشتر میبینم بیشتر تاییدش رو حس میکنم

    وقتی برگشتم و شروع کردم به کار

    ساعت 16:27

    وای خدای من امروز فقط میگفتم وای خدای من

    و شگفت زده میشدم

    من داشتم نقاشی میکشیدم و تمرین کلاس رنگ روغنم رو انجام میدادم که نمیدونم چی شد از تو فایلای گوشیم ، لایو مشترک استاد رو باز کردم و موضوع در مورد حس خوب بود که زمان صحبتاشون دو ساعت بود

    که یادمه اون اوایل که تازه با استاد عباس منش و سایتشون آشنا شده بودم ولی به سایت نمیومدم که فایلا رو گوش بدم و فقط این فایل رو میشنیدم ،اونموقع که از یوتیوب همکارشون دانلود کرده بودم

    و من امروز هدایت شدم به این فایل که تو گوشیم مونده بود و انتقال نداده بودم به فلش

    چون چند روز پیش خدا بهم گفت که فایلای رایگان رو به فلش انتقال بده تا متمرکز بشی روی دوره 12 قدم

    منم گفتم چشم ولی بعضی از فایلا هنوز مونده

    وقتی این فایل رو هی گوش دادم ،و تا آخر میرسید حس میکردم که باید برگردم عقب و چند باری برمیگشتم و به دقیقه های 1 ساعت و 40 دقیقه تا دو ساعتشو گوش میدادم

    این کار رو 3 باری تکرار کردم و حس میکردم یه چیزی هست ولی درست گوش ندادم و متوجهش نشدم

    و بار چهارم که گوش دادم و مشغول رنگ کردن کوزه سبز رنگی ،بودم که تمرین کلایس رنگ روغنم بود ، متوجه حرفای استاد شدم

    تو سایتِ استاد عباس منش ، این گفتگو و لایو، تو قسمت گفتگو با دوستان قسمت 49 تا 53 گذاشته شده تو سایت استاد عباس منش

    من چون اون فایل 2 ساعته رو دارم دقیقه هاشو از اون میگم

    ،تو دقیقه یک ساعت و 50 دقیقه شروع کرد به گفتن آگاهی ها

    و چون شاخکامو تیز کرده بودم که بشنوم و حس میکردم یه حرفی هست برای من که 4 بار هی حسم بهم میگفت برگرد عقب و دوباره گوش بده ، و بیشتر دقت کردم

    استاد عباس منش گفت که تو دقیقه 1 ساعت و 50 دقیقه

    یواش یواش تو زندگیم به یه جایی رسیدم که وقتی چیزی بهم میگفت ، میگفتم چشم

    من انجامش میدم در صورتی که منطقی نبودا

    ولی چنان اعتمادی در قلب من ایجاد میکرد

    وقتی شنیدم گفتم وای خدای من

    من چند روزه دارم فکرمیکنم که چرا منم مثل استاد عباس منش از طریق یه چیز دیگه که بلد بودم قلاب بافی ببافم ، خدا بهم الهام کرد و ایده شو داد تا من انجامش بدم و توی دو ماه درآمد من از 1 میلیون یهویی به 23 میلیون در یک ماه و 25 میلیون در ماه دوم رسید

    پس ارتباطش این بود که استاد این حرفارو گفت

    استاد میگفت از لحاظ مالی مشکل داشتم و یا ایده ای بهم الهام شد گفت که برو دوره های تند خوانی برگزار کن ، باورم درمورد تند خوانی قوی بود که میتونم پول بسازم ولی در مورد کار اصلی خودم باورام درست نبود و به همین خاطر بهم ایده ای الهام شد که از طریق اون ثروت اومد

    به خاطر همین من آماده نبودم تو مسیر آموزش توحید ثروت بسازم ، ولی خدا که میدونست من تو چه زمینه ای آماده هستم ، رو باورام کار کردم ،اومد دوره تند خوانی رو الهام کرد

    چقدر عجیب دقیقا اتفاقاتی که برای استاد عباس منش افتاده که بهش الهام شده

    دقیقا یادمه وقتی از خدا درخواست کردم گفتم خدایا من الان چند هفته شده که شروع کردم به ساخت باورای قوی و تکرارشون میکنم چرا نشونه ای نمیدی ؟ یه نشونه ای بده که من باید تا هفته بعد رنگ روغن بگیرم که 7 میلیون میشه پولشون و هبچی ندارم ،من نمیدونم تو گفتی که باوراتونو قوی کنین نشونه هاشو میدی

    تا اینکه ایده فروش گل سر رو بهم داد و من گل سر بافتم و درآمدم از تقریبا یک میلیون و کمتر در عرض یک ماه رسید به 23 میلبون و ماه دومش 25 میلیون

    الان که این حرفارو میشنوم متوجه میشم که منم مثل ایتاد آماده نبودم برای ثروت ساختن ار نقاشیام و دریته فروشم خوب بود در زمان مدارس ولی هنوز باورام قوی نبود که تو تابستون فروشم کم بود از نقاشی تا اینکه خدا مثل استاد عباس منش دید که من درمورد قلاب بافی آماده هستم ،بهم ایده شو داد تا ثروت بده بهم

    به منم دوماه پیش گفته شد که میتونم از گل سر قلاب بافی که میفروشم درآمد داشته باشم

    وقتی این حرفا رو شنیدم پیش خودم گفتم درسته ، ولی چرا برای استاد عباس منش ایده تند خوانی ثروت زیادی داشت و خدا بهش گفت سی دی کنه و بفروشه و یه مدت کار کرد و بعد بهش گفت نباید تند خوانی رو بفروشی

    ولی به من دقیقا بعد یک ماه گفت دیگه نباید گل سر قلاب بافی بفروشی

    چرا برای من یک ماه شد و ماه دوم رو فقط اجازه داد تا بفروشم؟؟؟

    و کلا تو این ماه هرچی رنگ رنگ روغن و وسیله نقاشی نیاز داشتم خریدم و خدا همه چی رو بهم عطا کرد

    با درآمد دو ماه که 50 میلیون میشد که من تو عمر 32 ساله ام انقدر پول در دو ماه ندیده بودم

    که البته در دو ماه که 60 روز هست ، من فقط 8 تا جمعه رو رفتم جمعه باز و 50 میلیون فروش داشتم

    وقتی اینارو مینویسم یه چراغی برام سبز میشه که طیبه ، باورات درمورد فروش قلاب بافی آماده و قوی بود که درآمدت بالا رفت به یکباره

    اگر الان باوراتو درمورد نقاشی بالا ببری و قوی کنی و تکرار کنی ،صد در صد بیشتر از این 50 میلیون درآمد خواهی داشت و ثروتمندانی که درمدار دریافت نقاشی های تو هستن رو خدا به سمت تو روانه میکنه و ازت خرید میکنن و انقدر نقاشی هات پر فروش میشه که حتی حاضرن هزاران و بی نهایت برابر بیشتر از مبلغی که برای تابلوهات گذاشتی رو بهت پرداخت کنن

    پس روی باورهات قوی کار کن و مطمئن باش که نشانه هاش رو به سرعت میبینی

    و وقتی یکم دیگه گوش دادم ،خدا جوابمو تو حرف استاد گفت

    تو دقیقه 1 ساعت و 58

    استاد گفت که وقتی خدا گفت دیگه نباید دوره تند خوانی رو بفروشی بهم گفت که

    اگر تو در اون فضا میرفتی اصلا به این فضا وارد نمیشدی

    تو نمیتونستی ،هم توی اون فضا باشی هم توی این فضا

    اگر میخواستی توی این فضا باشی باید اون فضا رو از بین میبردی ،برای اینکه تو این قسمت رشد کنی

    وای وقتی اینارو گفت

    وای خدایا شکرت ، به جواب سوالای این چند روزم رسوند منو دقیقا آخرین چراهای من برای فروش قلاب بافی جواب داده شد

    و بهم فهموند که از نارضایتی های این چند روزت که داشتی یادآور میشم که وقتی گل سر قلاب بافی میبافتی ،درسته درآمد داشتی ولی حست خوب نبود و مدام به نقاشیات فکر میکردی که چرا نمیتونی نقاشی کار کنی و به کارای خودت برسی

    و به همین دلیل ماه اول بهت گفتم دیگه نباید ادامه بدی فروش گل سر رو

    از وقتی گفت دیگه نباید بری برای فروش گل سر و هیچ وقت نباید گل سر بفروشی و کار رو به مادرت بسپر ، مدام میپرسیدم چرا نذاشتی مثل استاد عباس منش یکم بیشتر ثروت بیاد به حسابم و یک ماه که شد گفتی فقط یک ماه دیگه فرصت دارم بفروشم تا مادرم از سفر برگرده و تحویل بدم کار رو به مادرم

    انگار خدا میخواسته که من اون یکماه رو گل سر ببافم و تمام رنگایی که نمیتونستم بخرم رو بخرم و وقتی که خیالمو راحت کرد و فکرمو آزاد کرد اونموقع بگه که الان شروع کن از نقاشی پول در بیار و تمرکزتو بده به عشقت نقاشی و ساختن باورهای قدرتمند کننده در مورد نقاشی

    و حالا زمانشه که بهم اعتماد کنی و بری مدارس ،بری برای نقاشی دیواری پرس و جو کنی ،نقاشیاتو بفروشی ،ایده ای که بهت دادم درمورد اینکه سایت باز کنی ،پیگیرش باشی و سایتتو راه اندازی کنی

    و باز کردن سایت برای من چالش سختیه که از وقتی ایده شو دریافت کردم نمیدونم هاست و دامنه شو از چه شرکتی بگیرم که معتبر باشه و از خدا درخواست میکنم کمکم کنه و نشونه ای بهم بده که سایتم رو راه اندازی کنم

    و این روزها بارها نجوای ذهنم گفته قلاب بافی رو بذاری کنار دیگه پولی نداری چیکار میکنی و خیلی حرفای دیگه که هر از گاهی میگه تا منو نگران کنه

    ولی در جواب بهش میگم که خدایی که ایده قلاب بافی رو بهم داد ،اگر شروع کنم به ساخت باورهای قوی در مورد نقاشی ، صد درصد از نقاشی هم خیلی زود نشونه هاش میاد و ثروت خلق میکنم

    و با این حرف ها نمیذارم نجوای ذهنم ادامه بده و من ارباب ذهنم هستم و کنترل افسارش در دست منه

    پی من پر قدرت ادامه میدم

    وای ببین خدا چقدر هوشمنده من این فایل رو بارها و بارها از یکسال پیش تا الان گوش دادم ، از این صحبتا چیز خاصی درک نمیکردم

    ولی الان درک کردم و جواب یه سوالمو از این صحبتا دریافت کردم

    وای خدایا هنوز متحیرم

    استاد که میگه صد بارم به فایلا گوش بدین بار صد و یکمین بار صد در صد یه چیزی هست که برای شما روشن میشه و درک میکنین

    وای خدای من سپاسگزارم ازت بی نهایت

    امروز از صبح که داشتم به این فکر میکردم که اگر گل سر نبافم و دیگه متمرکز بشم روی نقاشی و فروشش ،چیکار باید بکنم

    که گفتم چیکار باید بکنی ؟ این بار میری جمعه بازار ولی نقاشیاتو باخودت میبری به همین سادگی

    بعدشم بهم گفته شد و حس کردم باید قیمت نقاشیامو بالا ببرم

    و شروع کردم از پلاستیکاش درآوردم و دوباره قیمت جدید بذارم

    چون که مثلا برای یه آینه دستی 5 ساعت زمان میذارم و قیمتشو 150 میگم که 50 هزار تمن پول آینه اش هست و فقط 100 هزار تمن دستمزد زحمتمه ،باوجود اینکه کلی ریزه کاری داره و رنگ آمیزیش سخته

    ولی برای بافت یه گل سر قلاب بافی 15 دقیقه یا نهایت با چسبوندنش 30 دقیقه زمان نیاز بود و قیمت گل سر 70 بود و مردم به سرعت میخریدنش

    و میگفتن کار دسته و ارزش داره که 70 بهش بدی

    برام عجیب بود ،نقاشی هم کار دست بود ،چرا باید برای نقاشی این حرفارو کم میشنیدم و میگفتن چه خبره چرا انقد گرونه نقاشیات

    در صورتی که با کیفیت و نقاشی که من انجام داده بودم قیمتش مفت بود ،ولی الان میفهمم که چون باورام درمورد نقاشی محدود بود

    این حرفارو میشنیدم که گرونه و یا چیه مگه نقاشیه

    و کمتر میگفتن کار دسته

    و الان که این درس هارو گرفتم از این فایل پر از عشق و آگاهی ، تصمیم گرفتم ارزش نقاشیامو بیشتر بدونم و قیمتشونو بالا ببرم

    خدایی که برای فروش گل سر برای من مشتری شد ، ص در صد برای فروش نقاشیامم مشتری میشه

    مطمئنم و یقین دارم چون طبق تجربه های این چند ماهم آروم میشم که مسیر رو پر قدرت ادامه بدم

    بعد با خودم گفتم ببین باید از این به بعد ارزش نقاشیاتو بدونی و طبق زمانی که براشون میذاری قیمتش رو هم بیشتر بذاری تا مثل گل سرا که همه میخرن ،از زمانی که ارزش نقاشیاتو بدونی و قیمت اصلیشو بذاری صد در صد هستن مشتری هایی که در مدار ثروت بی نهایت هستن و ارزش کارای نقاشی تو رو میدونن

    و مطمئننا خدا به سمتت هدایتشون میکنه

    پس با ایمان عمل کن به گفته خدا و فردا آخرین روز فروش گل سرات هست

    و برگشتی خونه از اتاقت همه چیز رو میذاری تو کمد مادرت تا خودش برگرده و خودش کار رو شروع کنه

    و خدا تاکیدی که بهم کرد این بود که طیبه ببین از تمرین رنگ روغنت عقب افتادی ،باید دیگه 11 آبان تموم کنی فروش رو و تمرکزت رو بدی به نقاشی

    و اگر میخوای پیشرفت کنی فقط و فقط درمورد نقاشی اطلاعاتتو بالا ببر

    و خدارو بی نهایت سپاسگزارم که این فایل پر از آگاهی رو ،آگاهی های جدیدش رو بهم عطا کرد و درک و فهم جدیدش رو بهم گفت

    برای تک تک خانواده صمیمیم در این سایت بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت عظیم بی نهایت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1488 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    همیشه بهترین راه این است که از صدای قلب خودم کمک بگیرم

    همیشه من باید بتوانم روی خودم و باورهای خودم کار کنم تا به خدای خودم اعتماد کنم

    توکل خودم را به او بسپارم

    از او کمک بگیرم

    همیشه خودم را به دست او بسپارم

    این بزرگترین درسی است که من باید از این فایل ارزشمند یاد بگیرم

    آنوقت من بی شک موفق ترین خواهم بود

    آنوقت من بی شک پیروز خواهم بود

    همه چیز در دستهای من است و من باید بتوانم روی زیبایی های زندگی خودم تمرکز کنم

    دیدن نعمت های اطراف خودم

    دیدن خوبی ها و خوشی هایی که اکنون دارم

    همه اینها سبب می شود که من بتوانم به آسانی و سادگی به خواسته های خودم برسم

    کنترل کردن ذهن خودم در مواقعی که دچار تضاد و چالش شده ام یکی از مهمترین درس ها و کارهایی است که باید همیشه در همه امورات زندگی خودم آنرا مد نظر داشته باشم و این را من بتوانم انجام بدهم بی شک زندگی به کام من خواهد بود

    دل به هدایت خدای مهربان دادن

    از او کمک گرفتن

    مشغول به او شدن و از او هدایت و کمک خواستن

    مهمترین درس ها و نکته هایی است که من در این فایل عالی یاد گرفتم

    ممنونم استاد مهربان

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2501 روز

    سلام به استاد و دوستای خوبم👐

    واقعا این لایو حداقل برای من خیلی آگاهی داشت خیلی لایو پر محتوایی بود 🤩

    دقیقا من هر صبح توی تمرین ستاره قطبی مینوشتم که آگاهی های خالصی جهت پیشرفت در این مرحله ای که هستم دریافت کنم و با یه قسمت از این لایو رو به رو میشدم و گوش میکردم و سپاس گذاری میکردم🤲🙏

    من معمولا برای درخواست هام وقتی به یه تضادی بر‌میخورم که انگیزه زیادی در من به وجود میاد درخواست مناسب رو براش مینویسم تا با استفاده از همون انگیزه بهش برسم دو مرحله داره درخواست نوشتن من :

    مرحله اول میام هر چیزی که با آموزش های استاد یا هدف گذاری هر چیزی برای خودم یک درخواست رو مینویسم اول دلیل به وجود اومدن انگیزه رو مینویسم تا در طول مسیر یادم نره بعد اون چیزهایی که دیگه نباید انجام بدم یا فدا کنم و در مقابل کارهایی که باید انجام بدم برای رسیدن به اون هدف بعدش مرحله بندی کردن هدف و اهرم و رنج و لذت و مثال آوردنو هر چیزی که از طریق تجربه و آموزش بدست آوردم

    اینا مرحله اول بود که از مغز بر میاد🧠

    مرحله دوم که این مرحله به مراتب مهم تره ما با مرحله اول فقط وارد مسیر میشیم و ذهنمون رو وارد مسیر میکنیم و حالا نوبت بخش اصلی داستانه الهامات💫 این همون چیزایی که استاد در این فایل میگفت دقیقا به همین شکل مرحله به مرحله بهت الهام میشه و وقتی انجام دادی مرحله بعد بهت الهام میشه شاید نفهمی دلیلشون چیه ولی وقتی اینارو انجام میدی در تصویر بزرگتر بسیار به نعمت هایی بیشتر از اون چیزی که درخواست کردی میرسی فقط باید اعتماد کنی و انجام بدی با مرحله اول ذهن رو تو مسیر نگه میکنی و با مرحله دوم پیشرفت میکنی🤩

    بازم از خداوند مهربان سپاس گذارم که من رو در مسیر صراط مستقیم هدایت کرده و در حال پیشرفتم خدایا شکرت🤲🤲🤲

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    پریسا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    به نام خداوند هدایت گر

    سلام استاد جان ،سلام خانم شایسته عزیزمم

    ویه سلام هم به دوستای همفرکانسی گلمم

    بچه ها واقعا نمیدونید که شهود با ادم چه کار ها میکنه ،از وقتی که کمی این باور رو تقویت کردم رو خودم که خداوند داره مارو هدایت میکنه و در رابطه ما مسائل مختلف ازش سوال میپرسم نمیدونید خدا چقدر کمکم کرده واقعا مدام خداروشکر میکنم هدایتش دیشب من خونه خالمم بودم و ما تو اشپزخونشون در حال اشپزی بودیم ،ساعت یک شب بود،خالم یه پسر ۱۱ ساله داره،پسرشم تو پذیرایی در حال اهنگ گوش دادن بود خالم یدفه پسرشو صدا زد که بیاد اشغال هارو ببره که متوجه شد پسرش نیست ما همه جای خونه رو گشته بودیم ،رفتیم بیرون از خونشون پارکینگ رو هم نگاه کردیم، کوچه و خیابون همونجا به خودم گفتم چرا از خدا نمیپرسی بعد بلافاصله از خدا درخواست کردم و گفتم خدایا ماراو هدایت کن تا محمد پیدا کنیم .مادوباره برگشتیم خونه خالمم که خیلی حالش بد بود داشت زنگ میزد این ور و اونور و پرس جو میکرد ،همونجا یه حسی بهم گفت زیر تخت نگاه کن ،عقلم میگفت فک نمیکنم اونجا باشه چون ما قبل از اون دوبار زیر تخت نگاه کرده بودیم ،ولی به اون الهامه گوش کردم رفتم جلو تخت و دوباره یه حس بهم گفت کاملا دشک تخت بده بالا با دوتا دستم تلاش کردم و یهو دیم این پسر رفته ته ته تخت دراز کشیده جوری که ما دوسه بار نگاه انداختیم متوجه نشدیم .بچه ها این اتفاق واسه من خیلی خوشحال کننده بود چون باعث شد من بیشتر و بیشتر به شهودم اعتماد کنم .

    موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1939 روز

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    قربون الهاماتت برم که گفتی با این آیه ها شروع کنم .

    شکرت برای قلبم که با گفتن من کنارتم ،ارام میشه .

    شکرت برای نعمت خواب که بعد از یه روز کاری ،جسمم استراحت می کنه با ریلکس شدن.

    شکرت برای شغلی که دارم که باعث شده هدفمند باشم .

    شکرت برای این ماه واریزی های فراوان که به راحتی سر دادی به سمتم .

    شکرت برای جسمم که یاریم می کنه

    شکرت برای روحم که فقط با یاد تو آرام میشه ووصل میشه به خدای خودش .

    شکرت برای شکرگزاری که به یادم می اندازی .

    سلام و درود به استاد جانم که دلم تنگ شده برای دیدن پرودایس ودیدم شما ومریم جون ومرغ وخروس وببعی ها.

    وقتی این فایل را امشب موقع برگشتن از کار شنیدم ،خستگی جسمی ام از بین رفت وشاری شدم .

    چند تا کد ذهنم باز شد به فضل خدا وبرام واضح تر شد .

    درک این مفهوم که ما وقتی به دنیا میایم یه لوح پاک هستیم را الان بهتر درک می کنم .

    زمانی که بچه بودم خیلی دوست داشتم کفش پاشنه بلند بپوشم ویه کیف داشته باشم وبرم بیرون

    خداوند همون موقع که هنوز با باورهای خانواده ذهنم پر نشده بود ،گفت خب انجامش بده .

    هرآنچه که دوست داشتم پوشیدم ،از کفش تاق تاقی پاشنه بلند وکیف زنانه وچادر ورفتم تو کوچه دور زدم و برگشتم .

    همین الهام باعث شد ،پر بشم و دیگه آرزوم را به حقیقت تبدیل کردم .

    می خوام بگم هرجا از الهاماتم پیروی کردم ،نتیجه اش رضایت شد .

    فقط این جا،این من هستم که انتخاب می کنم برم اون مسیر را با مسیر خودم را .

    خدا همیشه چه لحظه داره میگه به من ،مخثوثا که ازش بخوای ومنتظرباشی که پاسخ بده.

    یا همون موقع میگه یا با یه خواب ویه نشانه از زبان یه نفر .

    واقعا اگر همیشه ازش کمک می خواستم اشتباهاتم تکرار نمیشد .

    اگر مثل استاد اینقدر روی خودم کار کنم که فقط به الهاماتم بگم چشم ،همه چی خیر میشه برام .

    خدا که برای من خیر می خواد فقط ،پس چرا لجبازی کنم .

    امروز همسرم آماده شد و رفت به سر کاروبا مترو رفت ،وماشین را گذاشت برام که برم به سرکار.

    نیم ساعت بعد زنگ زد که کلید ماشین را یا خودش برده.

    اگرقبلا بود عصبانی میشدم و دست وپا میزدم براش.

    ولی آرام بودم و گفتم خدا که برای من خیر و خوبی می خواد وگفتم الخیر فی ما وقع

    حتماخیر بوده که امروز ماشین نبرم .

    وبا مترو رفتم به سر کار وراحت هم برگشتم .

    تو این مدت دوماه که مشغول کار هستم،به چالش های خوردم که فقط سعی کردم آرام باشم واز خودش فقط کمک بخوام که چکار کنم .

    فقط به خودش قسم ،ارامشی که یه قلبم میده اجازه نمیده برم توی مونتوم منفی .

    انگاربه یه ریسمانی محکم ،چنگ زدم که من را از دل طوفان ها عبور میده.

    دیروز که همکارم استرس وعجله و بدو بدو داشت واز من حرص می خورد که چقدر آرام کارها را انجام میدم ،فقط خدا می گفت تو آروم باش و کار درست را انجام بده ونترس .

    وقتی هم که اومد با من حرف بزنه ،نم بدونم چطوری خدا زبانم شد اون حرف زد که به خدا همکارم که سریع جواب میده ،فقط سکوت کرد .

    اینها از یه قلب آرامی میاد که اون درونش رخنه کرده .

    از وقتی دوره هم جهت با جریان خداوند را تمام کردیم سعی کردم هرروز یه فایلی از این دوره را بشنوم که بیشتر برم سمت فرکانس خدا .

    استاد به خدا همه این دوره را نیاز دارند .

    الان با این دوره بهتر حرف های این فایل شما را درک می کنم .

    انگار خدا با این کار در این فروشگاه داره ظرفم را آماده می کنه ،ومثل یه جریانی از رود قراگرفتم که فقط میگه تسلیم باش .

    ومن هیچ تقلایی ندارم.

    واقعا هر لحظه به هدایت هات نیاز دارم تا توی مسیرتو باشم .

    فاالله خیر حافظا و هو الرحم الراحمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    سمانه جاویدی گفته:
    مدت عضویت: 930 روز

    سلام استاد

    استاد من اصلا اومدم قربون صدقه صدات برم که تو چقدر خوبی چقدر مهربونی چقدر صدات به دل میشینه اول فایل که استاد عرشیانفر صحبت میکردن من فقط ذهنم می‌گشت که صدای شما شروع بشه و شما شروع به صحبت کنین به محض شروع کردن اصلا دلم قرص شد اصلا حالم خوب شد

    استاد شبانه روز من با فایل ها با صدای شما میگذره و چقدر خدارو شکر میکنم که تواین مسیرم مسیری که اصلا انتها نداره مسیرِبینهایت خوشبختی،مسیری،که رو خودت کار میکنی لذت میبری و خدا نعمت هارو برات از در و دیوار میریزه حتی بدون هیچ سختی بچه هاتم خود به خود تو همین مسیر تربیت میشن و میفتن توی مسیر خوشبختی و سعادت

    استاد ازت ممنونم برای شجاعتت برای پشتکارت و برای تعهدت که این فایلا رو آماده میکنی و در اختیار ما میزاری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: