اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دیروز صبح که بعد اذان صبح حدود 4 هدایت شدم به دیدگاه شما، و من چون یه پله پیشرفت کردم که عکس پروفایلمو روز 4 شهریورگذاشتم تو سایت وورد پرس و روز 6 ام تو سایت اومد ،خیلی خوشحال بودم تو کل روز هی میومدم سایت و فقط عکسمو میدیدم و میرفتم
و خوشحالم از اینکه حرفای شما برای من کلی نشونه و درس بود
الان که پیامتونو دیدم گفتین خدا صبح بیدارتون کرد تا بیاین سایت تا آخر نوشته هاتون فقط گریه کردم از خوشحالی و عظمت خدا
و سپاسگزارم از خدا که شما رو سر راهم قرار داد
من امروزم ، تا ساعت نزدیک سه بیدار موندم و جوانه میبافتم
،به خدا گفتم اجازه دارم بخوابم ،خیلی خوابم میومد و حس کردم که اشکالی نداره ولی باید بازم ببافی تا جمعه
امروز چندین بار فایلای مختلف دیدم از اینستاگرام که انقدر هر روز فایلای استادو دیدم که اکسپلورم فقط فایلای استادو میاره که تیکه تیکه هست و حرفای ارزشمند رو گوش میدم
و یه سری جدیدا فایلای تیکه ای رو اینستاگرام بهم نشون میده
صحبتای افراد میلیاردر و موفق و افرادی که تلاش کردن و الان کلی ثروت دارن
و همه اینارو پشت سرهم بهم نشون میده و وقتی میبینمشون هر بار میگممنم میتونم
و تحسینشون میکنم و میگم وقتی اونا از خوابشون زدن منم میتونم و برای پیشرفتم از خوابم میزنم
وقتی همه شون تونستن منم سعی میکنم
همه شون دو تا چیز رو اشاره میکردن
یکی اعتماد کردیم به خدا محمد رضا گلزار خیلی جالب گفت میگفت من مستقیم با adslبه خدا وصلم
و دومی تلاش کردیم و رو به جلو حرکت کردیم
دیدن اینا باعث شده بیشتر بشه حس ارزشمندی و تواناییم به اینکه منم میتونم و میشه و اعتمادم به خدا و خودم بیشتر شده البته استاد عباس منش میگفت که به اندازه قدم هایی که برمیدارین خدا بهتون کمک میکنه ،سعی میکنم بیشتر قدم بردارم
و وقتی خدا به همه به یه اندازه توانایی داده و هر کس بتونه از این توانایی استفاده کنه پس منم میتونم و میشه
نمیدونم چرا با هر جمله ای که نوشتی فقط گریه کردم حس خیلی قشنگی بهم داد
اینجا که نوشتین
دختر زیبای دوست داشتنی من فدای اون انگشتای نازت که زحمت میکشن این همه هنر خلق میکنن حتما جوانه رو بباف و حتما برای فروشش اقدام کن
قطعا اون روز تو جمعه بازار دنیایی از درس و ایده بهت هدایت میشه
یهویی حس کردم یه صدایی رو که طیبه فقط ساناز جان نیست که تو رو تحسین میکنه ، حرف منم به تو هست ،ببین ،دارم تحسینت میکنم
تو امروز هم، داشتی جوانه میبافتی و من کسی رو که براش دیدگاهتو گذاشتی بیدار کردم تا بیاد تحسینت کنه
الان که این جمله رو نوشتم بلند گریه کردم
اولش که اومدم نظرتونو بخونم گفتم عجیبه چرا خدا اون وقت صبح بیدارش کردی
الان که داشتم مینوشتم این جمله به زبونم جاری شد
تو امروز هم، داشتی جوانه میبافتی و من کسی رو که براش دیدگاهتو گذاشتی بیدار کردم تا بیاد تحسینت کنه و بهت بگه که نگران نباش من به وقتش بهت عطا میکنم تو فقط قدم بردار و عمل کن
اومد بنویسه تا بیاد پیام منو بهت برسونه که من دارم تلاشتو میبنم
آخه ساناز خانم، میدونین چیه ، من وقتی بیدار بودم گفتم خدا خودت داری میبینی تلاش میکنم خودتم نتیجه رو بهم بده خیلیم فکر نکردما یه لحظه فقط این حرف رد شد از دلم ،هر روز سعی میکنم که چشم بگم بهت و کنترل کنم درمورد همه چیز ورودیای ذهنمو
وای خدای من چقدر این خدای ماچ ماچی من جذابه
چقدر داره دلبری میکنه با این کاراش
خیلی دوستت دارم ساناز جان
خیلی خیلی سپاسگزارم ازت که بیدار شدی و به حرف خدا گوش دادی تا بیای و برای من بنویسی تا وقتی خوندم تک تک این هدایتارو متوجه بشم و بفهمم که هر لحظه داره هدایتم میکنه حتی وقتی که من خوابیدم و شمارو بیدار کرد و به حرفش گوش دادین
بی نهایت ازتون سپاسگزارم و بی نهایت از خدا سپاسگزارمبابت این همه خوبی و عشقش
وقتی داشتین مینوشتین اون روزهارو به راحتی میبینین مثل یه فیلم از جلو چشمم رد شد و خواسته مو واضح دیدم و لبخند زدم
خدایا شکرت که انقدر ماچ ماچی هستی وقتی به خدا میگم ماچ ماچی بیشتر وقتا سعی میکنم دستمو ببوسم یا از لپام بکشم و بگم دوستت دارم و خودمو بغل کنم
از راه دور میبوسمت ساناز جان بی نهایت زیبایی و شادی و آرامش و عشق و ثروت باشه برات
به نام ربّ
سلام دوباره ساناز جان
بعد اینکه پاسخی برات نوشتم دوباره برگشتم به حرفای اولت و از اول اول از جوانه خوندم
و اومدم و نظر خودمو خوندم و بعد که رسیدم به نظر شما
من دارم فقط اشک میریزم
تازه پیام این حرفتونو گرفتم
دوست قشنگم ازت ممنونم که اون موقع صبح برام وقت گذاشتی نوشتی
انگار خدا بهم گفت که ازت ممنونم که اون شب که خوابت میومد و حالی برای انجام کاری نداشتی و دلت میخواست بخوابی
وقتی از من پرسیدی و گفتم نخواب
تو گفتی چشم
آخه من قبلا چند باری اینجوری خوابم میومد و وقتی حس میکردم نباید بخوابم ،به خدا میگفتم خب تو خدایی خودتم خواب رو از چشمام بگیر و کاملا خواب از سرم میپرید
دیشب هم همین حرفو بهش گفتم
گفتم چشم ولی خودت خواب و حس سنگینی بدنمو ازم بگیر
الان که نوشته تونو دوباره خوندم قشنگ دریافت کردم که
ممنونم ازت که به حرفم گوش دادی و بیدار موندی و وقت گذاشتی تا اذان صبح بیدار بمونی
هیچی نمیدونم ولی اینو میدونم که دارم یاد میگیرم بیشتر و بیشتر دقت کنم به همه چی
چون خدا قشنگ داره با کلمه به کلمه با من حرف میزنه
با تک تک نشونه ها عشقشو بهم میرسونه
و با هر آنچه که هست پیامشو بهم نشون میده
یادمه استاد عباس منش میگفت که خدا از طریق یه حرف ،ایده دوست ،خواهر ،برادر و هرچی فکرشو بکنی بهت حرفشو میگه
پس باید سعی کنی شاخکاتو هر لحظه تیز نگه داری تا دریافت کنی منظور و حرف خدا رو
بی نهایت ازش سپاسگزارم
بازم ممنونم و سپاسگزارم ازت ساناز جان که صبح چشم گفتی و بیدار شدی تا بیای سایت
الان که دارم مینویسم یهویی یادآوری شد بهم که من دلیل این حرفمو که نوشتم
تو داشتی با نوشته هات دیروزِ منو مینوشتی ولی یه تفاوت عمیق داشت نوشته هات
رو ننوشتم که چرا متفاوت بود
تفاوت عمیقت در این بود که چقدر خدا تو نوشته هات خواست اینو بهم بگه که ببین طیبه حتی من خوبیا و زیباییای روز 9 شهریورتو دیدم نه اینکه بیام شرک ورزیدن هات رو ببینم
این یعنی تو هم اگر توجهت به زیبایی ها باشه زیبا بین میشی
حتی تو رد پام نوشتم که با وجود اینکه کلی شرک ورزیدم ولی آخر سر شب وقتی نماز خوندم با اون حالم و مدام صداش میکردم و به من میگفت جانم
یه جورایی وقتی این همه محبتشو میبینم یه وقتایی شرمنده میشم میگم ببین من چقدر شده که گوش ندادم به حرفاش یا اینکه شرک ورزیدم ولی خدا بازم گفت دوستت دارم
و چقدر خدا ماچ ماچیه
مگه میشه ماچش نکرد آخه
بی نهایت ازش سپاسگزارم
ساناز جان بی نهایت ازت سپاسگزارم و میبوسمت از راه دور بازم خیلی خیلی سپاسگزارم ازت خیلی ممنونم
بعد اینکه پاسخی برات نوشتم دوباره برگشتم به حرفای اولت و از اول اول از جوانه خوندم
و اومدم و نظر خودمو خوندم و بعد که رسیدم به نظر شما
من دارم فقط اشک میریزم
تازه پیام این حرفتونو گرفتم
دوست قشنگم ازت ممنونم که اون موقع صبح برام وقت گذاشتی نوشتی
انگار خدا بهم گفت که ازت ممنونم که اون شب که خوابت میومد و حالی برای انجام کاری نداشتی و دلت میخواست بخوابی
وقتی از من پرسیدی و گفتم نخواب
تو گفتی چشم
آخه من قبلا چند باری اینجوری خوابم میومد و وقتی حس میکردم نباید بخوابم ،به خدا میگفتم خب تو خدایی خودتم خواب رو از چشمام بگیر و کاملا خواب از سرم میپرید
دیشب هم همین حرفو بهش گفتم
گفتم چشم ولی خودت خواب و حس سنگینی بدنمو ازم بگیر
الان که نوشته تونو دوباره خوندم قشنگ دریافت کردم که
ممنونم ازت که به حرفم گوش دادی و بیدار موندی و وقت گذاشتی تا اذان صبح بیدار بمونی
هیچی نمیدونم ولی اینو میدونم که دارم یاد میگیرم بیشتر و بیشتر دقت کنم به همه چی
چون خدا قشنگ داره با کلمه به کلمه با من حرف میزنه
با تک تک نشونه ها عشقشو بهم میرسونه
و با هر آنچه که هست پیامشو بهم نشون میده
یادمه استاد عباس منش میگفت که خدا از طریق یه حرف ،ایده دوست ،خواهر ،برادر و هرچی فکرشو بکنی بهت حرفشو میگه
پس باید سعی کنی شاخکاتو هر لحظه تیز نگه داری تا دریافت کنی منظور و حرف خدا رو
بی نهایت ازش سپاسگزارم
بازم ممنونم و سپاسگزارم ازت ساناز جان که صبح چشم کفتی و بیدار شدی تا بیای سایت
خیلی قشنگ می نویسی چون قشنگ عمل می کنی و داری میری جلو معلومه حرف نمی زنی عمل می کنی از فرکانس نوشته هات معلومه
حس و حال خیلی خوبی می گیرم با کامنت هات و ممنون که مسیرت رو می نویسی و به اشتراک می گذاری تا به دوستات هم کمکی باشه غیر از اینکه ردپایی از خودت برای چکاپ خودتم هست
خداروشکر بخاطر شما استاد عزیز و گرانقدر برای این آگاهی های ناب….
من واقعا بیصبرانه منتظر این دوره جدید هستم که بخاطرش اومدین تمپا…..
با این فرکانس بالایی که شما دارین و با این آگاهی های عالی و با این مدار چه دوره عالی بشه….خداروشکررر
نکته بسیار عالی توی این چند فایل لایو همین بیان رسا و ساده بیان کردن کلمات و دادن آگاهی هایی بسیار باکیفیت اما با بیان ساده و قابل فهم بودن ….واقعا ازتون سپاسگزارم….
آگاهی ها واقعا نابن….اینکه وقتی ما به دنیا میاییم فقط قلب داریم….اینکه چطور صدای هدایت های خداوند رو بشنویم…..واقعا بینظیرن….ازتون ممنونم استاد عزیزم…🤗🤗🤗
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت درک این آگاهی های توحیدی
سپاسگزارم مهربان پروردگارم
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
فرمودید که نبوده خداوند بما الهام کنه و شیطان هم صداشو به بما نرسونه اما از کجا بفهمیم این صدای الله یا شیطان ؟ از احساسمون ،اگر احساس عشق ، آرامش ،تسلیم بودن و…داریم بدونیم که صدای الله مهربانو داریم میشنویم و
اگر احساس ترس ،غم ،خشم ،کمبود و….داریم صدای شیطانه پس ماریا باید هر لحظه هواسش به نوع احساساتش باشه تا متوجه بشه هم جهت با جریان خداوند قرارگرفته یا خلاف جهت خداوند
فرمودید اسلحه شیطان ترسِ، پس هرجا ترسیدم تموم بشه ، ترسیدم از کار بیکار شم ،ترسیدم بچم آیندش چی میشه ،ترسیدم جنگ بشه ، از گرونی ترسیدم ،از تنهایی ترسیدم ، از مورد توجه قرار نگرفتن ترسیدم از بی پولی و بی خانمانی و …ترسیدم یادم باشه که شیطان اسلحه شو گرفته سمت من
یادم باشه که شیطان وعده ی فقر و خداوند وعده ی فزونی میده پس با تغییر باورهام ، ترس از کمبودکه مساوی با شرک رو از خودم دور و آرامش و ایمانو به پشتوانه ی باورهای قدرتمند کننده ی توحیدی افزایش بدم ،چون وقتی آرامم خدا باهام صحبت میکنه چون وقتی آرامم توانایی شنیدن کلام الله رو دارم و صدای خداوندو میتونم باقلبم بشنوم نه مغزم ،چون کارکرد مغز با ورودی هاست و مغز از تجربیات قبل برای تصمیم گیری هاش استفاده میکنه و بخاطر ورودی های نامناسب گذشته، تجربیات من نادلخواه بوده ، در بهترین حالت مغز مدت زمان کوتاهی حالتمو خوب نگه میداره پس بایدبا بهبود دائمی تلاش کنم تا باورهای قدرتمند کننده بسازم تا هرروز بیشتر از روز قبل به آرامش برسم تا بتونم صدای الله رو بشنوم و تسلیم وار و بی چون و چرا عمل کنم بهش ، حتی اگر جواب دلخواهم از عمل به قوانین نگیرم بازم دلیل بر نقضش نیست چون یقین دارم تا زمانی که من درمسیر رشد هستم هر اتفاقی برام بیوفته خیره، پس احساسمو خوب نگه میدارم چون میدونم احساس خوب مساوی است با اتفاق خوب ،این اساس زندگیم باید باشه.
خدایا کمکم کن هر روز موحد ترباشم هرروز تسلیم تر باشم هرروز درمسیر رشد و بهبود باشم هرروز بهتر از قبل به شیوه ی قوانین زندگی کنم که به این شیوه زندگی کردن یعنی توحیدی زندگی کردن
خدایا من به هرخیری از جانب تو فقیرم منو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن.
اگر به الله تکیه کنی از جای که فکر اش را نمیکنی راه باز میشه و روزی میرسه!
بنام الله که حمد و ستایش مخصوص اوست و او بلند مرتبه است
از خدای نازنینم بسیار سپاسگزارم که امروز ذهن و روحم بیشتر هم جهت بود و من غرق در رهایی بودم
امروز یک چیز خیلی خوب فهمیدم اون هم قدرت ایمان است
بنظر من بالاترین قدرت هر فردی ایمان اوست ، اگر بتونیم این نیروی ایمان در وجود مان زنده کنیم هر کار نا ممکن ممکن میشود
استاد یه جمله گفت خیلی خوب یادم مونده ، لحظه که سپاسگزارم و احساس قدرت و ایمان میکنم فکر میکنم که کوه ها را جا بجا میکنم
این جمله فقط برای استاد نیست ، برای تک تک ماو شما است ، اگر این نیرو در وجود مان فعال بشه بخدا هر لحظه ما شیرینی داره
نمیدونید امروز همه چی برایم عجیب شده بود، نگاه کردن به یک سنگ ، چوب زیبایی داشت و در مقابل هر چیز ناچیز احساس سپاسگزاری داشتم
امروز صبح از خواب بلند شدم بسیار کم خواب بودم ، احساس میکردم سرکار نروم ولی به خودم قول داده بودم تا خیلی کار ضرور و دلیل محکم نداشته باشم سرکار میرم
از خداوند خواستم که امروز هدایت ام کنه و روزم را برایم آسان کنه
اول صبح بسیار بی انرژی و بی حال بودم گفتم اگر خدا کمک ام نکند امروز برایم خیلی سخت میگذره
به خداوندی خدا قسم امروز یک حال در درونم داشتم ، یک انرژی خداوند بهم داده بود که مثل بچه های سه چهار ساله داشتم بالا پایین میپریدم
اینقدر امروز برایم جذاب و دیدنی بود و احساس خوبی داشتم و با خداوند هم جهت شده بودم که ذره از بی خوابی و خسته گی را تجربه نکردم
اتفاقا چندین مراتب انرژی و حالم از روز های قبل بیشتر و قشنکتر بود
قربونت برم خدا ، چیقدر ما در شناخت از تو و شناخت خودمان تنبلی کردیم و اگر تورا و اون قدرت که میلیون ها کهکشان مدیریت میکند را یک ذره در وجود مان بیاریم
بخدا مست میشیم ، تمام عمر مان را در مستی میکذرانیم
امروز مست بودم
امروز غرق بودم
امروز شور و شعف بچه گی داشتم
امروز هیچی برام مهم نبود
امروز فقط او را نگاه میکردم
قدرت اش را سپاس میگفتم
هر چی از این حالم بگم بازم کم است امیدوارم خداوند هر لحظه این شور و شعف و ذوق و لبخند و حال خوب را رزق و روزی هر روز مان کند
همونطور که خودتون فرمودین یادداشت کنیم تایادمون بمونه اون اتفاق بده نتونست حالمونو بد کنه و اتفاقا نقطه عطفی هم شد،اومدم و نوشتم تا ردپایی باشه برا بعدها
امروز که هدایت شدم به این فایل بی نظیر،حال خیلی بدی داشتم و ازناراحتی باوجوداینکه اول شب بود به خانومم گفتم میرم اتاق یکمی بخوابم. تا حسمو کنترل کنم..ولی چون اون حال بده نمیزاشت بخوابم سایتوبازکردم و نشونه روزمو زدم و بعدازاون فایل هدایت شدم به این قسمت گفتگو بادوستان…
که بعداز اگاهی های نابی که از زبون شماشنیدم تونستم حسمو کنترل کنم و اتفاقا برای سلسه اتفاقات بدی که افتاده بود ،تضادشونو پیداکنم و خیریتشونو ببینم
به عنوان ردپا امروز روزی بود که باوجوداینکه ماههاست کرایه مغازه رو به زور ودیرتر درمیارم و باوجوداینکه تقریبا صدمیلیون بدهی دارم ازاداره مالیات هم زنگ زدن وگفتن فردا اخرین مهلت برگ توافق مالیاتم هست و نزدیک به صدمیلیونی هم مالیاتش هست…
ولی باز شکرخدا تونستم حالمو کنترل کنم و به خداایمان داشته باشم و توکل کنم
ما همیشه حرف میشنویم،حالا اینکه خدا صحبت کنه یا شیطان باید متوجه باشیم.
در کودکی هم میشنیدیم فقط صدای خدا رو و گاهی با خودمون حرف میزدیم.
نتیجه گفتگو با خدا احساس خوب و آرامشه و به مراتب حالت بهتر و چرخهای زندگیت روغنکاری میشه
نتیجه گفتگو با شیطان کلا احساس بدِ،به مراتب بدتر و گاری بهت میبنده
قبل له شدن تسلیم شدن خیلی خوبه و بعد له شدن هم تسلیم شدن خوبه .در هر حال چک و لگد رو خوردیم باید حواسمون جمع بشه و تکرار نکنیم.
هر کس بندگی خدا رو بکنه وصلِ به ریسمان محکم و هرکس بندگی شیطان رو بکنه خدا تضاد براش پیش میاره تا هدایت بشه و اسرار بر گناه ،نتیجه ورود به منطقه سیاهی و سیاهی از پشت سیاهی…
حالتو یه ذره خوب کن و بعد ذره دیگه و کم کم تو جاده صاف می افتی
الهامات قلب رو محکم میکنه .به مرور متوجه میشیم هر چی میگه درسته و اگه عمل کنیم نور علی نور میشه
الگوی هدایت رو در خودتون پیدا کنید
عمل به هدایت ،خدا میگه میگیم چشم
هر دو استاد گفتند به هدایت ها عمل کردیم
اینجا هم متوجه شدم که هدایت ها در راستای خواسته هاست
جمله قشنگ استاد عرشیانفر
احسن الحال برای من شنیدن صدای خداست.
سپاسگزارم از هر دو استاد عزیز و خانم شایسته و تیم اساتید بزرگوار که چنین گفتگویی رو پشتیبانی کردند.
خدایا شکرررررت
یامقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
این رامیخاستم بگم که هر جا ترس هست ایمان نیست هرجا ایمان هست ترس نیست هرجا ترس واحساس بد هست ایمان نیست وشرک هست وهرجااحساس خوب و ایمان هست ترس و شرک نیست مثل اینکه هرجا تاریک هست روشنایی نیست وهر جا روشنایی هست تاریکی نیست اصلا بهشت یعنی ایمان یعنی وقتی ایمان داری دقیقا داخل بهشتی و وقتی ترس واحساس بد داری دقیقا توجهنمی حالا تو جهنم چی هست زجر بد بختی اتفاق بد مریضی بد بختی بیچارگی حالا تو بهشت چی هست نعمت فراوانی حال خوب عشق و حال پس ما چیزی را که باید بدانیم اینکه ما باید ایمان داشته باشیم که می دونیم که همه کارا را خدا خودش درست میکنه و حواسمان باشه اینه که چیزی که بهمون الهام میشه واحساس خوبی به اون داریم باید اون را اجرا کنیم باید بریم توش از چیزی نترسیم اگه غیر ازین باشه یعنی ایمان نداری وتو بی ایمانی و ترس جز جهنم چیز دیگری در انتظارت نیست ولی وقتی ایمان خودت را نشون بدی بهشت در انتظارت هست ترس و ایمان متضاد همه چرا ما این کارا را میکنیم بخاطر تر س و کم ایمانی است و دیگه لازم نیست مثلا حسادت کنیم یا دروغ بگیم یا تهمت بزنیم در هر صورت با نشان دادن ایمانمون باید همه اتفاقات خوب را برای خودمون رقم بزنیم وبهشت را همینجا تجربه کنیم خدایا بینهایت شکر.
خداوند در قرآن کریم هم میفرماید که هر زمان که وحی میکنه، شیطان هم همزمان داره نجواهای خودش رو ارسال میکنه، و در واقع ما همیشه داریم یه سری حرفها رو میشنویم، و ما میتونیم از یه طریقی بفهمیم و متوجه بشیم که کدوم یکی صدای خداوند هست و کدوم یکی صدای شیطان هست، در واقع اگر که ما احساس آرامش داریم خدا داره باهامون صحبت میکنه، و اگر که احساس ناراحتی و غم و یا عصبانیت و افسردگی و خشم و حسادت و در واقع هر نوع احساس منفی و بد دیگهای که داریم شیطان داره باهامون صحبت میکنه، و نکته مهمش اینجاست که وقتی خدا داره باهامون صحبت میکنه ( اولاً که باید احساس خودمون رو خوب کنیم تا خداوند هم باهامون صحبت کنه )، ولی وقتی هم که باهامون صحبت میکنه احساسمون به مراتب خوبتر هم میشه، وقتی هم که احساسمون بد باشه و شیطان باهامون صحبت کنه احساسمون به مراتب بدتر میشه.
به محض اینکه ما تسلیم خداوند میشیم و به خداوند میگیم که هر خیری از طرف تو برسه ما بهش فقیریم، بعدش دیگه زندگیمون عوض میشه، و همه چیز برامون تغییر میکنه، و در واقع اصلاً یه آدم دیگهای میشیم، و این برای زمانی هست که تسلیم میشیم، و ما باید اینقدر باهوش باشیم که همیشه حسمون رو خوب کنیم، و بتونیم با این دید به همه مسائل نگاه کنیم که بگیم هر اتفاقی که میفته یه خیری درش هست و خدا برای ما خوبی میخواد، اگر که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم همیشه رشد میکنیم.
پس نتیجه گیری و خلاصه این موضوع میشه اینکه : زمانی که شیطان داره با ما صحبت میکنه که احساسمون بد باشه، و نشونهش اینه که اون حرفهایی که داره میزنه حال ما رو بدتر و بدتر میکنه، نشونهش ترسه، اصلحه شیطان ترسه، و نشونهش این
ه که اون حرفها ترس رو در ما ایجاد میکنه، و زمانی هم که ما خودمون رو آروم کنیم خدا هم با ما صحبت میکنه، با باورهای خوبی که در خودمون ایجاد میکنیم میتونیم خودمون رو آروم کنیم، با سپاسگزاری کردن میتونیم خودمون رو آروم کنیم، حتی میتونیم به این فکر کنیم که از این بدتر هم میتونست بشه اما نشد، و خداوند به ما لطف کرده که از این بدتر نشده، و باید سپاسگزاری خداوند رو هم بکنیم، و حتی همین کار باعث میشه که ما یه ذره آرومتر بشیم، و وقتی هم که یه ذره آرومتر شدیم صداها رو میشنویم و موجمون رو میبره رو موج خداوند و قلبمون شروع میکنه باهامون صحبت کردن و هی آرومترمون میکنه، و ما باید شروع کنیم، ما باید باشیم، ما باید بخوایم، باید زورمون رو بزنیم و تلاشمون رو بکنیم، و وقتی هم که خدا داره میبینه که ما داریم میایم توی راه و مسیر درست، و ما داریم توکل میکنیم و تسلیم میشیم و اعتماد میکنیم به خداوند، پس خداوند هم پاسخ میده به ما، ولی اگر هم که کسی راه نادرست رو بره خدا هم رهاشون میکنه تا شیطان اینها رو ببره، و به شیطان هم میگه که تو هیچ تسلطی بر بندگان و کسانی که در راه درست هستن نداری
به نام خدای معجزه ها
یادگار 153
سلام استاد عزیزم و مریم ناز
و سلام به همه همراهان این مسیر الهی
و خدایا هزاران بار شکرت بازم ی فایل توحیدی ومقدس دیگه
ی جورایی گوش دادن این فایل خود واقعی منو شخم میزنه
گاها غصم میگیره و گاها خوشحالم میشم
اینکه انگاری هنوز زاویه هایی از زندگیم هستم که هنوزم ایمانی نتونسته تشکیل بده
هنوزم با شک داره قدم برمیداره
هنوزم پای عقلو میکشه وسط و داره چرتکه میندازه
هنوزم ی جورایی اعتماد نکرده
ی جورایی بدرقم داره میلنگه
و استاد قشنگم
وقتی حتی راه و روش اعتماد رو هم تشریح میکنی
دیگه جانی در من نمیمونه
دوباره ی عالمه نجوای شیطانی که دختر تو دنبال چی هستی تو این وادی؟؟
هدایت میخوای؟
ایده میخوای؟
پس بسترش کو؟
ی عالمه افکار پوچ و داغون
ی عالمه ذهن مغشوش و پر تلاطم
ی عالمه من چیکار کنم من چیکار کنم
ی عالمه ترس دلهره نگرانی اضطراب
اونوقت پی چی میگردی تو؟؟
واقعا کیف میکنم انگاری استاد فقط منو مخاطب قرار داده و داره میگه ببین این راه این مسیر این کلید این چراغ
تو فقط ی کاری کن
فقط حال خوب
احساس خوب
فقط حس خوب
فقط قلبو بنداز وسط
فقط ی ذره رست بده به مغزت به قلبت بزار بشینه حرفای خدا
بزار شرایط استیبل بشه
ی کمجارو خالی کن
ی ذره نفس عمیق بکش و فرصت بده
و من چقدر سر حال میام وقتی چشمامو میبندم و رها میشم
انگاری تو ی جنگ بدی قرار گرفتم
جنگ بین ذهن و قلب
بین حس خوب و نجوا
و اما من تک تک اتفاقات قبل رو میارم وسط و میکوبم تو دهن این ذهن
میگم اینا که دیگه برای خودم بوده
الان چی داری بگی؟
کجا منو خدا رها کرده؟
کجا سر بزنگاه نرسیده؟
کجا چشماشو رو من بسته؟
و قشنگ پله به پله میام جلو
رشد میکنم
ی برگ سبز جوانه زده
شایدم دوتا
انگاری سومی هم داره جوانه میزنه
و من تو مسیر رشدم
اره
دارم حس خوب میسازم
ی عالمه الگو دارم و باید از بیس درست ساخته بشه
و اگه تو هجوم این دغدغه ها
این سایت نبود خدایا منو کجا بودم؟؟
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا رهایم نکن که عجیب میخوامت این روزا
خدایا تو خودت با شیطان بجنگ و بزار من حال کنم
خدایا هزاران بار شکرت
و خدایا صد هزار مرتبه شکرت
و شکر
به نام ربّ
سلام ساناز جان
وای خدای من
تو این ساعت بعد نماز خوندنم
اومدم تا از سایت دوباره عکس پروفایلمو ببینم ،خودمم نمیدونم چرا ودی انقدر ذوق دیدن عکسمو تو پروفایل سایت رو دارم که کلی عشق میکنم میبینمش
و این ذوق و عشق رو یه جواب میتونم براش پیدا کنم
به صلح رسیدن با خودم
که عاشقانه با دیدن خودم عشق میورزم و صاحب اختیارم میاد به یادم و سپاسگزارشم که این همه زیبایی بهم عطا کرده
من وقتی اومدم یه خانم بود که بیشتر دیدگاهایی که مینویسم رو دنبال میکنه
یه لحظه اومدم قسمتی که دیدگاه گذاشته بودم و از اونجا رفتم تا پروفایل و دستاوردهاشو ببینم
بعد کنجکاو شدم که ببینم چه دیدگاهای دیگه ای گذاشته
همین که باز کردم صفحه رو توجهمو جلب کرد
الهام یا نجوا
اومدم و دیدگاهشونو برای پاسخ به دیدگاه شمارو خوندم سریع گفتم بذار ببینم چی نوشته ساناز خانم
تا اینجا که خوندم گفتم یا خدا
چی میخوای بهم بگی
چیکار داری بامن میکنی
آخه من ساعت 2 خوابم گرفت میخووستم بخوابم ولی حس کردم که نباید بخوابم و انگار قشنگ میشنیدم نخواب
وقتی نشستم رو تختم گفتم خب الان تو بگو چیکار کنم ،اگر قراره نخوابم
بعد شنیدم شروع کن جوانه ها رو چند تا باید ببافی
آخه من این هفته جمعه ایده ای گرفتم از خدا که با کاموا جوانه برگ ببافم و جمعه ببرم بازار کنار نقاشیام بفروشم
بعد من از دو تا 4 که اذان صبح گفته شد بیدار موندم و قسمت روی گیره سر رو که جوانه ها بهش وصل میشدن رو بافتم تعداد 10 تا
که جمعا با بقیه 25 تا میشن
بعد که نمازمو خوندم و اومدم هدایت شدم به نوشته های شما
دقیقا شما نوشته بودین که
و قشنگ پله به پله میام جلو
رشد میکنم
ی برگ سبز جوانه زده
شایدم دوتا
انگاری سومی هم داره جوانه میزنه
و من تو مسیر رشدم
یهویی بافتنیام رو دیدم که من داشتم جوانه میبافتم ،جوانه برگ به شگل گل سر که تازه مد شده و تو جمعه بازار فروشش بیشتره
و خدا بهم ایده شو داد تا منم ببافم
الان که حرف شمارو دیدم گفتم وای خدای من
چیکار داری میکنی الان گفت جوانه ها هی بیشتر میشه
و این حرف شما برای من نشونه خیلی بزرگ بود که با عشق ببافم که همه شون به فروش میرسن و من پله به پله مسیر تکاملم رو طی میکنم
بینهایت ازت سپاسگزارم ربّ من که به نظر ساناز خانم زیبا هدایتم کردی
ساناز جان برات بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت از خدا میخوام
به نام خدای معجزه ها
سلام دوست نازنینم
صبحت بخیرو شادی
ساعت 5:36 صبح
نمیدانم چرا یهو منو بیدار کرد
به محضی که چشم باز کردم گفت برو سایت
و من تماما چشم
دوست قشنگم ازت ممنونم که اون موقع صبح برام وقت گذاشتی نوشتی
سپاس از انگشتای زیبات
دختر نازنین منم گاها کامنت شمارو میخونم و اغلب همیشه تحسین میکنم و میگم ببین تازه اومده سایت حدود ی سال ولی خداروشکر چه تعهد خوبی داره و خوب پیش میره
تقریبا من تا دو سال اول که سایت بودم همه چی بازی بازی بود
و همیشه اینقدر اعتماد به نفستو تحسین میکنم که چه راحت میاد اینجا مینویسه
و بهت قول میدم در این مسیر به حدی پیشرفت کنی که نتونی براش حد و مرز بزاری
چون میبینم که عاشقانه و با عطش داری میای جلو
و خدارو هزاران بار شکرت که کامنت من نشانه مقدسی شد برات که بری به مسیرت ادامه بدی و ایده تو اجرا کنی
و استاد نازنین میگن هر ایده ای که بهت هدایت شد یا تهش به نتیجه دلخواه میرسی یا درس هایی ازش یادمیگیری
استاد میگن وقتی هدایت شد چشم بسته برو جلو
دیگه چرتکه ننداز
دیگه با عقل فندقت بالا پایینش نکن
من گفتم تو هم برو پیگیری
و من شخصا هزاران بار دیدم ی هدایت که میشه بدون اینکه من بخوام چکش کنم سریع میرم مرحله اجرا
دیدم خدارو شکر چقدر کار منو به راحتی راه میندازه
و چقدر نتیجش هم سریع میاد
دختر زیبای دوست داشتنی من فدای اون انگشتای نازت که زحمت میکشن این همه هنر خلق میکنن حتما جوانه رو بباف و حتما برای فروشش اقدام کن
قطعا اون روز تو جمعه بازار دنیایی از درس و ایده بهت هدایت میشه
و با ی جوانه خدا میدونه چه ذوق و شوقی تو قلب کودکا میاری
و من ازت بی نهایت سپاس گذارم که الگو ی خانم تلاش گر و هنرمندی
و من قشنگ میبینم روزی که مردم تو صف قرار میگیرن برای خرید بوم نقاشی شما
و خدا چه ثروت هنگفتی بهت میده
به راحتی اون روزها قابل دیدنه قشنگم
بیا و برام بنویس از نتایج مقدسی که خدا بهت هدیه میده
دختر زیبای سرزمینم خیلی دوستت دارم
خدا شریک لحظه هات قشنگ ترین
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما ساناز جان
دیروز صبح که بعد اذان صبح حدود 4 هدایت شدم به دیدگاه شما، و من چون یه پله پیشرفت کردم که عکس پروفایلمو روز 4 شهریورگذاشتم تو سایت وورد پرس و روز 6 ام تو سایت اومد ،خیلی خوشحال بودم تو کل روز هی میومدم سایت و فقط عکسمو میدیدم و میرفتم
و خوشحالم از اینکه حرفای شما برای من کلی نشونه و درس بود
الان که پیامتونو دیدم گفتین خدا صبح بیدارتون کرد تا بیاین سایت تا آخر نوشته هاتون فقط گریه کردم از خوشحالی و عظمت خدا
و سپاسگزارم از خدا که شما رو سر راهم قرار داد
من امروزم ، تا ساعت نزدیک سه بیدار موندم و جوانه میبافتم
،به خدا گفتم اجازه دارم بخوابم ،خیلی خوابم میومد و حس کردم که اشکالی نداره ولی باید بازم ببافی تا جمعه
امروز چندین بار فایلای مختلف دیدم از اینستاگرام که انقدر هر روز فایلای استادو دیدم که اکسپلورم فقط فایلای استادو میاره که تیکه تیکه هست و حرفای ارزشمند رو گوش میدم
و یه سری جدیدا فایلای تیکه ای رو اینستاگرام بهم نشون میده
صحبتای افراد میلیاردر و موفق و افرادی که تلاش کردن و الان کلی ثروت دارن
و همه اینارو پشت سرهم بهم نشون میده و وقتی میبینمشون هر بار میگممنم میتونم
و تحسینشون میکنم و میگم وقتی اونا از خوابشون زدن منم میتونم و برای پیشرفتم از خوابم میزنم
وقتی همه شون تونستن منم سعی میکنم
همه شون دو تا چیز رو اشاره میکردن
یکی اعتماد کردیم به خدا محمد رضا گلزار خیلی جالب گفت میگفت من مستقیم با adslبه خدا وصلم
و دومی تلاش کردیم و رو به جلو حرکت کردیم
دیدن اینا باعث شده بیشتر بشه حس ارزشمندی و تواناییم به اینکه منم میتونم و میشه و اعتمادم به خدا و خودم بیشتر شده البته استاد عباس منش میگفت که به اندازه قدم هایی که برمیدارین خدا بهتون کمک میکنه ،سعی میکنم بیشتر قدم بردارم
و وقتی خدا به همه به یه اندازه توانایی داده و هر کس بتونه از این توانایی استفاده کنه پس منم میتونم و میشه
نمیدونم چرا با هر جمله ای که نوشتی فقط گریه کردم حس خیلی قشنگی بهم داد
اینجا که نوشتین
دختر زیبای دوست داشتنی من فدای اون انگشتای نازت که زحمت میکشن این همه هنر خلق میکنن حتما جوانه رو بباف و حتما برای فروشش اقدام کن
قطعا اون روز تو جمعه بازار دنیایی از درس و ایده بهت هدایت میشه
یهویی حس کردم یه صدایی رو که طیبه فقط ساناز جان نیست که تو رو تحسین میکنه ، حرف منم به تو هست ،ببین ،دارم تحسینت میکنم
تو امروز هم، داشتی جوانه میبافتی و من کسی رو که براش دیدگاهتو گذاشتی بیدار کردم تا بیاد تحسینت کنه
الان که این جمله رو نوشتم بلند گریه کردم
اولش که اومدم نظرتونو بخونم گفتم عجیبه چرا خدا اون وقت صبح بیدارش کردی
الان که داشتم مینوشتم این جمله به زبونم جاری شد
تو امروز هم، داشتی جوانه میبافتی و من کسی رو که براش دیدگاهتو گذاشتی بیدار کردم تا بیاد تحسینت کنه و بهت بگه که نگران نباش من به وقتش بهت عطا میکنم تو فقط قدم بردار و عمل کن
اومد بنویسه تا بیاد پیام منو بهت برسونه که من دارم تلاشتو میبنم
آخه ساناز خانم، میدونین چیه ، من وقتی بیدار بودم گفتم خدا خودت داری میبینی تلاش میکنم خودتم نتیجه رو بهم بده خیلیم فکر نکردما یه لحظه فقط این حرف رد شد از دلم ،هر روز سعی میکنم که چشم بگم بهت و کنترل کنم درمورد همه چیز ورودیای ذهنمو
وای خدای من چقدر این خدای ماچ ماچی من جذابه
چقدر داره دلبری میکنه با این کاراش
خیلی دوستت دارم ساناز جان
خیلی خیلی سپاسگزارم ازت که بیدار شدی و به حرف خدا گوش دادی تا بیای و برای من بنویسی تا وقتی خوندم تک تک این هدایتارو متوجه بشم و بفهمم که هر لحظه داره هدایتم میکنه حتی وقتی که من خوابیدم و شمارو بیدار کرد و به حرفش گوش دادین
بی نهایت ازتون سپاسگزارم و بی نهایت از خدا سپاسگزارمبابت این همه خوبی و عشقش
وقتی داشتین مینوشتین اون روزهارو به راحتی میبینین مثل یه فیلم از جلو چشمم رد شد و خواسته مو واضح دیدم و لبخند زدم
خدایا شکرت که انقدر ماچ ماچی هستی وقتی به خدا میگم ماچ ماچی بیشتر وقتا سعی میکنم دستمو ببوسم یا از لپام بکشم و بگم دوستت دارم و خودمو بغل کنم
از راه دور میبوسمت ساناز جان بی نهایت زیبایی و شادی و آرامش و عشق و ثروت باشه برات
به نام ربّ
سلام دوباره ساناز جان
بعد اینکه پاسخی برات نوشتم دوباره برگشتم به حرفای اولت و از اول اول از جوانه خوندم
و اومدم و نظر خودمو خوندم و بعد که رسیدم به نظر شما
من دارم فقط اشک میریزم
تازه پیام این حرفتونو گرفتم
دوست قشنگم ازت ممنونم که اون موقع صبح برام وقت گذاشتی نوشتی
انگار خدا بهم گفت که ازت ممنونم که اون شب که خوابت میومد و حالی برای انجام کاری نداشتی و دلت میخواست بخوابی
وقتی از من پرسیدی و گفتم نخواب
تو گفتی چشم
آخه من قبلا چند باری اینجوری خوابم میومد و وقتی حس میکردم نباید بخوابم ،به خدا میگفتم خب تو خدایی خودتم خواب رو از چشمام بگیر و کاملا خواب از سرم میپرید
دیشب هم همین حرفو بهش گفتم
گفتم چشم ولی خودت خواب و حس سنگینی بدنمو ازم بگیر
الان که نوشته تونو دوباره خوندم قشنگ دریافت کردم که
ممنونم ازت که به حرفم گوش دادی و بیدار موندی و وقت گذاشتی تا اذان صبح بیدار بمونی
هیچی نمیدونم ولی اینو میدونم که دارم یاد میگیرم بیشتر و بیشتر دقت کنم به همه چی
چون خدا قشنگ داره با کلمه به کلمه با من حرف میزنه
با تک تک نشونه ها عشقشو بهم میرسونه
و با هر آنچه که هست پیامشو بهم نشون میده
یادمه استاد عباس منش میگفت که خدا از طریق یه حرف ،ایده دوست ،خواهر ،برادر و هرچی فکرشو بکنی بهت حرفشو میگه
پس باید سعی کنی شاخکاتو هر لحظه تیز نگه داری تا دریافت کنی منظور و حرف خدا رو
بی نهایت ازش سپاسگزارم
بازم ممنونم و سپاسگزارم ازت ساناز جان که صبح چشم گفتی و بیدار شدی تا بیای سایت
بی نهایت برات خوبی و ثروت باشه
به نام خدای معجزه ها
سلام دوست قشنگ و دوست داشتنی من
امروز جمعه عصر حوالی ساعت 5
من شدم اشپز و کدبانو واسه داداشم که براش کله پاچه بپزم
و قاطی اشپزی من چشمای مهربون و لبخند قشنگته که رژه میره تو این خونه
امروز تو ی عالمه درس گرفتی
ی عالمه تجربه جمع کردی
ی عالمه دختر ناز دیدی که اومدن سمت هنرهای تو
تو امروز سراسر لبخند و شکرگزاری بودی
امروز کلهم قلبتو سپرده بودی بخدا و گفتی خودت مشتری میشی من چیکاره ام
و قشنگ اسکن میکنم قلب رئوقت که با لبخن داشتی به اطرافیانت به فروشنده ها به خریدا نگاه میکردی
میدونم که با انگشتای نازت تک تک هنراتو کنارهم با سلیقه قشنگت چیدی و هی به دخترا چشمک زدن اون جوونه های نازت
و جهان موظفه مسخر تلاش قلب تو بشه
اصلا خدا موظفه بهت پاداش بده
اصلا این جهان و عظمتش در قبال این تلاش تو کرنش میکنه بهت قول میدم
تو هر چی داری میزاری وسط و میگی خدایا من صدمو گذاشتم حالا نوبت توست که مهرصد افرین بزنی و جعبه کادوها رو بزاری رو میز
ایمان دارم خیلی زود پر از نعمت و موهبت میشی شک نکن
دختر قشنگ سرزمینم
میبوسمت که اینقدر پر تلاشی و جهان دست به سینه ایستاده تا تو فقط خوشی و لذت و ثروت درو کنی بهت قول میدم
میبوسمت و ی خسته نباشید جانانه که امروز رفتی جمعه بازار
هنر تو لایق بهترین نمایشگاهاست این قول رو از من داشته باش
خدا قوت دختر قلب مهربون
به نام ربّ
سلام ساناز جان دوست خوبم
الان که دارم مینویسم یهویی یادآوری شد بهم که من دلیل این حرفمو که نوشتم
تو داشتی با نوشته هات دیروزِ منو مینوشتی ولی یه تفاوت عمیق داشت نوشته هات
رو ننوشتم که چرا متفاوت بود
تفاوت عمیقت در این بود که چقدر خدا تو نوشته هات خواست اینو بهم بگه که ببین طیبه حتی من خوبیا و زیباییای روز 9 شهریورتو دیدم نه اینکه بیام شرک ورزیدن هات رو ببینم
این یعنی تو هم اگر توجهت به زیبایی ها باشه زیبا بین میشی
حتی تو رد پام نوشتم که با وجود اینکه کلی شرک ورزیدم ولی آخر سر شب وقتی نماز خوندم با اون حالم و مدام صداش میکردم و به من میگفت جانم
یه جورایی وقتی این همه محبتشو میبینم یه وقتایی شرمنده میشم میگم ببین من چقدر شده که گوش ندادم به حرفاش یا اینکه شرک ورزیدم ولی خدا بازم گفت دوستت دارم
و چقدر خدا ماچ ماچیه
مگه میشه ماچش نکرد آخه
بی نهایت ازش سپاسگزارم
ساناز جان بی نهایت ازت سپاسگزارم و میبوسمت از راه دور بازم خیلی خیلی سپاسگزارم ازت خیلی ممنونم
به نام ربّ
سلام ساناز جانم
باز با دیدن نوشته هات اشک ریختم
خدا داره با من چیکار میکنه
تو داشتی با نوشته هات دیروز منو مینوشتی ولی یه تفاوت عمیق داشت نوشته هات
که در ادامه میگم
و اگر دوست داشتی اتفاقات روزم رو تو فایل تسلیم بودن در برابر خدا نوشتم که لینکشو برات میذارم
شما داشتی مینوشتی که من الان ببینمش
یعنی فرداش 10 شهریور ،الان که دیدم پاسخت برای من اومده 22:57 هست که دارم مینویسم
قبل اینکه بیام سایت
من داشتم تک تک اتفاقات رو مینوشتم
که تو رد پای 9 شهریورم تو سایت قرار بدم
اول رفتم تو فایل تسلیم بودن در برابر خدا نوشتم و بعد اومدم نوشته هاتو بخونم دیدم چقدر دقیق نوشتی چه اتفاقایی افتاده
https://abasmanesh.com/fa/submission-to-god/comment-page-40/#comment-1445047
اینجا که نوشتی
امروز تو ی عالمه درس گرفتی
آره من کلی درس یاد گرفتم و انگار لازم بود که من یاد بگیرم تا بعدا عمل کنم به آموخته هام
اینجا که نوشتی
ی عالمه دختر ناز دیدی که اومدن سمت هنرهای تو
آره انقدر با ذوق زیاد میومدن و حتی بالاپایین میپریدن به خاطر جوانه ها
درسته فقط جوانه فروش رفت و نقاشیام فروش نرفت ولی بازم یه حکمتی داره که خدا فقط دلیلشو میدونه
من دیروزو فقط داشتم به حرفایی که بهم گفتی فکر میکردم و از خدا کمک میخواستم که تسلیمش باشم
حتی امروز که 10 شهریوره
من بارها تو اینستاگرام صحبتای افراد موفق رو دیدم که میگفتن باید خودتونو لایق هدفتون ببینید و مسیر تکاملتون رو طی کنید مطمئن باشین بهش میرسین
دقیقا این حرفت منو یاد اون فایل انداخت
هنر تو لایق بهترین نمایشگاهاست این قول رو از من داشته باش
خدارو بی نهایت سپاسگزارم که شمارو سر راهم قرار داد
سر راه تکاملم و درس هایی که تو این چند روز از صحبتاتون گرفتم و کلی باعث شد مدارم تغییر کنه و پیشرفت کنم
و بابت وقتی که گذاشتی و برای من نوشتی بی نهایت سپاسگزارم ساناز عزیزم
خانواده عزیزم در این خانواده بزرگ عباس منش و پر از عشق و زیبایی
برای تو که بهترینی پر از زیبایی و عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت از خدا میخوام
بازم سپاسگزارم ازت بی نهایت
میبوسمت عاشقتم مرسی
به نام ربّ
سلام دوباره ساناز جان
بعد اینکه پاسخی برات نوشتم دوباره برگشتم به حرفای اولت و از اول اول از جوانه خوندم
و اومدم و نظر خودمو خوندم و بعد که رسیدم به نظر شما
من دارم فقط اشک میریزم
تازه پیام این حرفتونو گرفتم
دوست قشنگم ازت ممنونم که اون موقع صبح برام وقت گذاشتی نوشتی
انگار خدا بهم گفت که ازت ممنونم که اون شب که خوابت میومد و حالی برای انجام کاری نداشتی و دلت میخواست بخوابی
وقتی از من پرسیدی و گفتم نخواب
تو گفتی چشم
آخه من قبلا چند باری اینجوری خوابم میومد و وقتی حس میکردم نباید بخوابم ،به خدا میگفتم خب تو خدایی خودتم خواب رو از چشمام بگیر و کاملا خواب از سرم میپرید
دیشب هم همین حرفو بهش گفتم
گفتم چشم ولی خودت خواب و حس سنگینی بدنمو ازم بگیر
الان که نوشته تونو دوباره خوندم قشنگ دریافت کردم که
ممنونم ازت که به حرفم گوش دادی و بیدار موندی و وقت گذاشتی تا اذان صبح بیدار بمونی
هیچی نمیدونم ولی اینو میدونم که دارم یاد میگیرم بیشتر و بیشتر دقت کنم به همه چی
چون خدا قشنگ داره با کلمه به کلمه با من حرف میزنه
با تک تک نشونه ها عشقشو بهم میرسونه
و با هر آنچه که هست پیامشو بهم نشون میده
یادمه استاد عباس منش میگفت که خدا از طریق یه حرف ،ایده دوست ،خواهر ،برادر و هرچی فکرشو بکنی بهت حرفشو میگه
پس باید سعی کنی شاخکاتو هر لحظه تیز نگه داری تا دریافت کنی منظور و حرف خدا رو
بی نهایت ازش سپاسگزارم
بازم ممنونم و سپاسگزارم ازت ساناز جان که صبح چشم کفتی و بیدار شدی تا بیای سایت
بی نهایت برات خوبی و ثروت باشه
سلام ساناز جون
خیلی قشنگ می نویسی چون قشنگ عمل می کنی و داری میری جلو معلومه حرف نمی زنی عمل می کنی از فرکانس نوشته هات معلومه
حس و حال خیلی خوبی می گیرم با کامنت هات و ممنون که مسیرت رو می نویسی و به اشتراک می گذاری تا به دوستات هم کمکی باشه غیر از اینکه ردپایی از خودت برای چکاپ خودتم هست
پیروز و سربلند باشی
به نام خدای معجزه ها
سلام دوست عزیزم
ممنون از شما که وقت گذاشتی کامنت منو خوندین
و ممنونم که برام کامنت نوشتین
خیلی خوشحالم که حرفای من به قلبتون نشسته
و باعث افتخاره که بتونم حتی با ی کلام امیدی در قلب یکی زنده کنم
و خیلی ازتون ممنونم که بهم یاداوری کردین که باید عمل گرا باشم
و حتی همینکه باعث شدین من برگردم و مجدد کامنت خودمو بخونم ی دنیا ازتون ممنونم
و دیدم اره رها بودن و توکل چقدر بار از روی دوش من برمیداره
خدایا هزاران بار شکرت
دوست قشنگم ممنون از انگشت مهربونت که برای قلب من تایپ کرد
خدا همیشه شریک لحظه هات
بنام خداوند بخشنده مهربان….
سلام به همگی….
خداروشکر بخاطر شما استاد عزیز و گرانقدر برای این آگاهی های ناب….
من واقعا بیصبرانه منتظر این دوره جدید هستم که بخاطرش اومدین تمپا…..
با این فرکانس بالایی که شما دارین و با این آگاهی های عالی و با این مدار چه دوره عالی بشه….خداروشکررر
نکته بسیار عالی توی این چند فایل لایو همین بیان رسا و ساده بیان کردن کلمات و دادن آگاهی هایی بسیار باکیفیت اما با بیان ساده و قابل فهم بودن ….واقعا ازتون سپاسگزارم….
آگاهی ها واقعا نابن….اینکه وقتی ما به دنیا میاییم فقط قلب داریم….اینکه چطور صدای هدایت های خداوند رو بشنویم…..واقعا بینظیرن….ازتون ممنونم استاد عزیزم…🤗🤗🤗
به نامخدایی که همیشه در کنار من هستش
خدایی که همیشه منو راه نمایی میکنه
همیشه سر قرار های روزانه من منتظرم تا من برسم
خدایا کنی وکاستی منو ببخش
به من قدرتی بده تا بتونم به الهامتی که من میدی در همون لحظه اقدام کنم
خدایا من صدای تو روهمواره میشنوم ولی مغزم خیلی محکم ترمزگرفته
خدایا توکه بهم میگی قدرت عملش رو هم بهم بده
خدایا من خودم رودر جایگاه پسرت میدونم لطفا شرایط عمل کردن الهاماتت رو برای پسرت افزایش بده
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا ورود منو به سختی ها سختر کنو آسونی ها برای من آسونتر کن
اولین نوشته خودمو الاننوشتم
این کارو برای من آسونتر کن
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت درک این آگاهی های توحیدی
سپاسگزارم مهربان پروردگارم
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
فرمودید که نبوده خداوند بما الهام کنه و شیطان هم صداشو به بما نرسونه اما از کجا بفهمیم این صدای الله یا شیطان ؟ از احساسمون ،اگر احساس عشق ، آرامش ،تسلیم بودن و…داریم بدونیم که صدای الله مهربانو داریم میشنویم و
اگر احساس ترس ،غم ،خشم ،کمبود و….داریم صدای شیطانه پس ماریا باید هر لحظه هواسش به نوع احساساتش باشه تا متوجه بشه هم جهت با جریان خداوند قرارگرفته یا خلاف جهت خداوند
فرمودید اسلحه شیطان ترسِ، پس هرجا ترسیدم تموم بشه ، ترسیدم از کار بیکار شم ،ترسیدم بچم آیندش چی میشه ،ترسیدم جنگ بشه ، از گرونی ترسیدم ،از تنهایی ترسیدم ، از مورد توجه قرار نگرفتن ترسیدم از بی پولی و بی خانمانی و …ترسیدم یادم باشه که شیطان اسلحه شو گرفته سمت من
یادم باشه که شیطان وعده ی فقر و خداوند وعده ی فزونی میده پس با تغییر باورهام ، ترس از کمبودکه مساوی با شرک رو از خودم دور و آرامش و ایمانو به پشتوانه ی باورهای قدرتمند کننده ی توحیدی افزایش بدم ،چون وقتی آرامم خدا باهام صحبت میکنه چون وقتی آرامم توانایی شنیدن کلام الله رو دارم و صدای خداوندو میتونم باقلبم بشنوم نه مغزم ،چون کارکرد مغز با ورودی هاست و مغز از تجربیات قبل برای تصمیم گیری هاش استفاده میکنه و بخاطر ورودی های نامناسب گذشته، تجربیات من نادلخواه بوده ، در بهترین حالت مغز مدت زمان کوتاهی حالتمو خوب نگه میداره پس بایدبا بهبود دائمی تلاش کنم تا باورهای قدرتمند کننده بسازم تا هرروز بیشتر از روز قبل به آرامش برسم تا بتونم صدای الله رو بشنوم و تسلیم وار و بی چون و چرا عمل کنم بهش ، حتی اگر جواب دلخواهم از عمل به قوانین نگیرم بازم دلیل بر نقضش نیست چون یقین دارم تا زمانی که من درمسیر رشد هستم هر اتفاقی برام بیوفته خیره، پس احساسمو خوب نگه میدارم چون میدونم احساس خوب مساوی است با اتفاق خوب ،این اساس زندگیم باید باشه.
خدایا کمکم کن هر روز موحد ترباشم هرروز تسلیم تر باشم هرروز درمسیر رشد و بهبود باشم هرروز بهتر از قبل به شیوه ی قوانین زندگی کنم که به این شیوه زندگی کردن یعنی توحیدی زندگی کردن
خدایا من به هرخیری از جانب تو فقیرم منو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن.
وَمَنِ یَتّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزَقَهُ مِنْ حَیْتُ لَا یَحْتَسِبُ
اگر به الله تکیه کنی از جای که فکر اش را نمیکنی راه باز میشه و روزی میرسه!
بنام الله که حمد و ستایش مخصوص اوست و او بلند مرتبه است
از خدای نازنینم بسیار سپاسگزارم که امروز ذهن و روحم بیشتر هم جهت بود و من غرق در رهایی بودم
امروز یک چیز خیلی خوب فهمیدم اون هم قدرت ایمان است
بنظر من بالاترین قدرت هر فردی ایمان اوست ، اگر بتونیم این نیروی ایمان در وجود مان زنده کنیم هر کار نا ممکن ممکن میشود
استاد یه جمله گفت خیلی خوب یادم مونده ، لحظه که سپاسگزارم و احساس قدرت و ایمان میکنم فکر میکنم که کوه ها را جا بجا میکنم
این جمله فقط برای استاد نیست ، برای تک تک ماو شما است ، اگر این نیرو در وجود مان فعال بشه بخدا هر لحظه ما شیرینی داره
نمیدونید امروز همه چی برایم عجیب شده بود، نگاه کردن به یک سنگ ، چوب زیبایی داشت و در مقابل هر چیز ناچیز احساس سپاسگزاری داشتم
امروز صبح از خواب بلند شدم بسیار کم خواب بودم ، احساس میکردم سرکار نروم ولی به خودم قول داده بودم تا خیلی کار ضرور و دلیل محکم نداشته باشم سرکار میرم
از خداوند خواستم که امروز هدایت ام کنه و روزم را برایم آسان کنه
اول صبح بسیار بی انرژی و بی حال بودم گفتم اگر خدا کمک ام نکند امروز برایم خیلی سخت میگذره
به خداوندی خدا قسم امروز یک حال در درونم داشتم ، یک انرژی خداوند بهم داده بود که مثل بچه های سه چهار ساله داشتم بالا پایین میپریدم
اینقدر امروز برایم جذاب و دیدنی بود و احساس خوبی داشتم و با خداوند هم جهت شده بودم که ذره از بی خوابی و خسته گی را تجربه نکردم
اتفاقا چندین مراتب انرژی و حالم از روز های قبل بیشتر و قشنکتر بود
قربونت برم خدا ، چیقدر ما در شناخت از تو و شناخت خودمان تنبلی کردیم و اگر تورا و اون قدرت که میلیون ها کهکشان مدیریت میکند را یک ذره در وجود مان بیاریم
بخدا مست میشیم ، تمام عمر مان را در مستی میکذرانیم
امروز مست بودم
امروز غرق بودم
امروز شور و شعف بچه گی داشتم
امروز هیچی برام مهم نبود
امروز فقط او را نگاه میکردم
قدرت اش را سپاس میگفتم
هر چی از این حالم بگم بازم کم است امیدوارم خداوند هر لحظه این شور و شعف و ذوق و لبخند و حال خوب را رزق و روزی هر روز مان کند
غرق این آهنگ بودم
را به جز خیالت، فکری دگر نباشد
در هیچ سر خیالی، زین خوب تر نباشد
کی شبروان کویت آرند ره به سویت
عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد
ما با خیال رویت، منزل در آب و دیده
کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد
هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید
هرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد
در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چه
جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد
الهی شکرت️
رضا رضایی کره جنوبی
سلام استاد عزیزم
واقعا فایل بی نظیر و پراگاهیی بود
همونطور که خودتون فرمودین یادداشت کنیم تایادمون بمونه اون اتفاق بده نتونست حالمونو بد کنه و اتفاقا نقطه عطفی هم شد،اومدم و نوشتم تا ردپایی باشه برا بعدها
امروز که هدایت شدم به این فایل بی نظیر،حال خیلی بدی داشتم و ازناراحتی باوجوداینکه اول شب بود به خانومم گفتم میرم اتاق یکمی بخوابم. تا حسمو کنترل کنم..ولی چون اون حال بده نمیزاشت بخوابم سایتوبازکردم و نشونه روزمو زدم و بعدازاون فایل هدایت شدم به این قسمت گفتگو بادوستان…
که بعداز اگاهی های نابی که از زبون شماشنیدم تونستم حسمو کنترل کنم و اتفاقا برای سلسه اتفاقات بدی که افتاده بود ،تضادشونو پیداکنم و خیریتشونو ببینم
به عنوان ردپا امروز روزی بود که باوجوداینکه ماههاست کرایه مغازه رو به زور ودیرتر درمیارم و باوجوداینکه تقریبا صدمیلیون بدهی دارم ازاداره مالیات هم زنگ زدن وگفتن فردا اخرین مهلت برگ توافق مالیاتم هست و نزدیک به صدمیلیونی هم مالیاتش هست…
ولی باز شکرخدا تونستم حالمو کنترل کنم و به خداایمان داشته باشم و توکل کنم
به امید خدا
دوستتون دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
In god we trust
سلام خدمت استاد عزیزم واستاد عرشیانفر عزیز
چقدر گفتگوی شما بزرگواران به دلم نشست.
انگار دل یا قلب جایگاه آرامش و حال خوبه
دل مکان فرکانس درسته
ما همیشه حرف میشنویم،حالا اینکه خدا صحبت کنه یا شیطان باید متوجه باشیم.
در کودکی هم میشنیدیم فقط صدای خدا رو و گاهی با خودمون حرف میزدیم.
نتیجه گفتگو با خدا احساس خوب و آرامشه و به مراتب حالت بهتر و چرخهای زندگیت روغنکاری میشه
نتیجه گفتگو با شیطان کلا احساس بدِ،به مراتب بدتر و گاری بهت میبنده
قبل له شدن تسلیم شدن خیلی خوبه و بعد له شدن هم تسلیم شدن خوبه .در هر حال چک و لگد رو خوردیم باید حواسمون جمع بشه و تکرار نکنیم.
هر کس بندگی خدا رو بکنه وصلِ به ریسمان محکم و هرکس بندگی شیطان رو بکنه خدا تضاد براش پیش میاره تا هدایت بشه و اسرار بر گناه ،نتیجه ورود به منطقه سیاهی و سیاهی از پشت سیاهی…
حالتو یه ذره خوب کن و بعد ذره دیگه و کم کم تو جاده صاف می افتی
الهامات قلب رو محکم میکنه .به مرور متوجه میشیم هر چی میگه درسته و اگه عمل کنیم نور علی نور میشه
الگوی هدایت رو در خودتون پیدا کنید
عمل به هدایت ،خدا میگه میگیم چشم
هر دو استاد گفتند به هدایت ها عمل کردیم
اینجا هم متوجه شدم که هدایت ها در راستای خواسته هاست
جمله قشنگ استاد عرشیانفر
احسن الحال برای من شنیدن صدای خداست.
سپاسگزارم از هر دو استاد عزیز و خانم شایسته و تیم اساتید بزرگوار که چنین گفتگویی رو پشتیبانی کردند.
خدایا شکرررررت
یامقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
سلام به همه دوستان گلم وبا تشکر از استاد گلم.
این رامیخاستم بگم که هر جا ترس هست ایمان نیست هرجا ایمان هست ترس نیست هرجا ترس واحساس بد هست ایمان نیست وشرک هست وهرجااحساس خوب و ایمان هست ترس و شرک نیست مثل اینکه هرجا تاریک هست روشنایی نیست وهر جا روشنایی هست تاریکی نیست اصلا بهشت یعنی ایمان یعنی وقتی ایمان داری دقیقا داخل بهشتی و وقتی ترس واحساس بد داری دقیقا توجهنمی حالا تو جهنم چی هست زجر بد بختی اتفاق بد مریضی بد بختی بیچارگی حالا تو بهشت چی هست نعمت فراوانی حال خوب عشق و حال پس ما چیزی را که باید بدانیم اینکه ما باید ایمان داشته باشیم که می دونیم که همه کارا را خدا خودش درست میکنه و حواسمان باشه اینه که چیزی که بهمون الهام میشه واحساس خوبی به اون داریم باید اون را اجرا کنیم باید بریم توش از چیزی نترسیم اگه غیر ازین باشه یعنی ایمان نداری وتو بی ایمانی و ترس جز جهنم چیز دیگری در انتظارت نیست ولی وقتی ایمان خودت را نشون بدی بهشت در انتظارت هست ترس و ایمان متضاد همه چرا ما این کارا را میکنیم بخاطر تر س و کم ایمانی است و دیگه لازم نیست مثلا حسادت کنیم یا دروغ بگیم یا تهمت بزنیم در هر صورت با نشان دادن ایمانمون باید همه اتفاقات خوب را برای خودمون رقم بزنیم وبهشت را همینجا تجربه کنیم خدایا بینهایت شکر.
سلام به همگی
سلام خدای عزیزم …..
هر موقع سپاسگذاری های روزانم رو میخوام بنویسم شرمنده ی خدای عزیزم میشم
خدای عزیزم تو خیلی خوب و مهربان هستی
لطف ت. تمام زندگیه من رو فراگرفته
راستش من یک دفترچه دارم تو گوشیم و هر وقت میخوامسپاسگزاری کنم اونجا مینویسم
الان که خواستم شروع کنم
ندا آمد که چرا تو سایت نمینویسی
خدایا من ازت واقعا ممنونم
به خاطر همه چیز
من واقعا زندگیم خوبه
چند روزه ازت چیزی میخوام .گفتم خدایا
کمکم کن
ببین خدای عزیزم من واقعا تو شلوغی ها تو رو گم میکنم پس ترجیح میدم این چند وقت توی غار خودم باشم و فقط به حود شناسی و خدا شناسی بپردازم
تو این دو سه روز مطالب زیادی یاد گرفتم
مثلا حس خوب داشتن در تمام شرایط،
یا مثلا ……
شکارچی نکات مثبت باشیم .این فایل رو دیروز گوش دادم و عالی بود
فایل دیگران را قضاوت نکنیم و …..
پیشنهاد میدم دوستان حتما گوش بدین
و از این فایل ارزشمند گفت و گوی استاد با استاد عرشیان فر دوست داشتنی هم واقعا آموختم
خصوصا اونجاش که استاد عرشیان فر گفتن که وقتی یه نفر کاری با ما میکنه ما نباید شبیه به همون کار رو باهاش کنیم
در اصطلاح نباید تلافی کنیم و ببینیم در این مواقع قلبمون چی میگه .چون قلبمون جایگاه خداوند و روحمون هست
و مطمعنا اگه به روحمون مراجعه کنیم .قلب و روحمون چون خدایی هستند هیچ موقع وادارمون نمیکنند به بدی ها و به تلافی کردن
در عوض اون ذهنمون هست که همش میگه آره…..
هر کس بهت بد کرد تو صد برابر بذار روش و بهش برگردون
اگه کسی زد ر دستت تو هم محکم تر بزن رو دستش
واقعا که چقدر این فایلها آموزنده هستند و من واقعا از خدای بزرگم ممنونم که اینقدر بهم لطف داشته که منو بارها و بارها هدایت کرده به این فایلها
واقعا ازت ممنونم خدای عزیزم
دوست دارم 20.4.1404
بنام خدای یکتا
سلام به استاد عزیز و مریم جان
قسمت هشتم از قوانین خداوند
رد پای امروز من :
مباحث این قسمت در عین سادگی بسیار مهم هستند
خداوند در قرآن کریم هم میفرماید که هر زمان که وحی میکنه، شیطان هم همزمان داره نجواهای خودش رو ارسال میکنه، و در واقع ما همیشه داریم یه سری حرفها رو میشنویم، و ما میتونیم از یه طریقی بفهمیم و متوجه بشیم که کدوم یکی صدای خداوند هست و کدوم یکی صدای شیطان هست، در واقع اگر که ما احساس آرامش داریم خدا داره باهامون صحبت میکنه، و اگر که احساس ناراحتی و غم و یا عصبانیت و افسردگی و خشم و حسادت و در واقع هر نوع احساس منفی و بد دیگهای که داریم شیطان داره باهامون صحبت میکنه، و نکته مهمش اینجاست که وقتی خدا داره باهامون صحبت میکنه ( اولاً که باید احساس خودمون رو خوب کنیم تا خداوند هم باهامون صحبت کنه )، ولی وقتی هم که باهامون صحبت میکنه احساسمون به مراتب خوبتر هم میشه، وقتی هم که احساسمون بد باشه و شیطان باهامون صحبت کنه احساسمون به مراتب بدتر میشه.
به محض اینکه ما تسلیم خداوند میشیم و به خداوند میگیم که هر خیری از طرف تو برسه ما بهش فقیریم، بعدش دیگه زندگیمون عوض میشه، و همه چیز برامون تغییر میکنه، و در واقع اصلاً یه آدم دیگهای میشیم، و این برای زمانی هست که تسلیم میشیم، و ما باید اینقدر باهوش باشیم که همیشه حسمون رو خوب کنیم، و بتونیم با این دید به همه مسائل نگاه کنیم که بگیم هر اتفاقی که میفته یه خیری درش هست و خدا برای ما خوبی میخواد، اگر که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم همیشه رشد میکنیم.
پس نتیجه گیری و خلاصه این موضوع میشه اینکه : زمانی که شیطان داره با ما صحبت میکنه که احساسمون بد باشه، و نشونهش اینه که اون حرفهایی که داره میزنه حال ما رو بدتر و بدتر میکنه، نشونهش ترسه، اصلحه شیطان ترسه، و نشونهش این
ه که اون حرفها ترس رو در ما ایجاد میکنه، و زمانی هم که ما خودمون رو آروم کنیم خدا هم با ما صحبت میکنه، با باورهای خوبی که در خودمون ایجاد میکنیم میتونیم خودمون رو آروم کنیم، با سپاسگزاری کردن میتونیم خودمون رو آروم کنیم، حتی میتونیم به این فکر کنیم که از این بدتر هم میتونست بشه اما نشد، و خداوند به ما لطف کرده که از این بدتر نشده، و باید سپاسگزاری خداوند رو هم بکنیم، و حتی همین کار باعث میشه که ما یه ذره آرومتر بشیم، و وقتی هم که یه ذره آرومتر شدیم صداها رو میشنویم و موجمون رو میبره رو موج خداوند و قلبمون شروع میکنه باهامون صحبت کردن و هی آرومترمون میکنه، و ما باید شروع کنیم، ما باید باشیم، ما باید بخوایم، باید زورمون رو بزنیم و تلاشمون رو بکنیم، و وقتی هم که خدا داره میبینه که ما داریم میایم توی راه و مسیر درست، و ما داریم توکل میکنیم و تسلیم میشیم و اعتماد میکنیم به خداوند، پس خداوند هم پاسخ میده به ما، ولی اگر هم که کسی راه نادرست رو بره خدا هم رهاشون میکنه تا شیطان اینها رو ببره، و به شیطان هم میگه که تو هیچ تسلطی بر بندگان و کسانی که در راه درست هستن نداری
ممنون از استاد عزیزم