اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداوند رو سپاسگزارم باز هم بمن فرصت داده تا بیام تمرکز کنم به نکات مثبت
این فایل گفتگو استاد با دوستان مخصوصا با فرشید عزیز فوق العاده بود
یعنی درهایی از اگاهی و الهامات بود که این فایل تند تند پشت سر هم گفته میشد
این صحبتها اینقدر شیرین و دلچسب بود اگر تا دو روز هم ناناستاپ ادامه داشت من بدون شک یکی از اون افرادی بودم که حتما تا انتها مینشستم پای گوش کردن گفتگو شما دوتا عزیز
انشالله خداوند هدایتم کنه بارها بارها این فایل رو گوش بدم
بقول فرشید عزیز این صحبتها هیچ کلمهاش از مغز نبود همهشون بلااستثناء از قلب میاومد اون هم مستقیم از موج فرکانسی خداوند
خیلی لذت بردم خیلی از صحبت شما تو تا عزیز نکته برداری کردم و در موردش تو دفترم نوشتم
و با همین گوش دادن و نکته برداری کردن این چند جلسه از صحبتهای شما
کاملا واضح احساس کردم که من پیشرفت کردم و نسبت به دیروز خودم بهتر شدم و بهتر از گذشته دارم اگاهیها رو درک میکنم
مخصوصا اون جمله استاد که گفتن
«« اصل ما هستیم »»
اینکه هدایت و الهامات همیشه وجود دارند و ثابتاند مثل موج رادیویی
درسته ما نمیبینیم اما اونها همیشه هستند و کسانی که رادیو خودشون رو تنظیم کنند و در اون مدار قرار بگیرند لاجرم به اون موج برخورد میکنند و الهامات و هدایت خداوند بهشون وحی میشه
پس اصل ما هستیم اگر ما امادگی دریافت رو الهامات رو داشته باشیم خودمون رو تنظیم کنیم هدایت میشیم
حالا چطور میشه به ما الهام بشه ؟
وقتی که ارامش داشته باشیم
این داشتن ارامش چی رو ثابت میکنه؟
از اینکه نشون میده هدایت بدون شک دارای حس خوب خواهد بود
پس از اونجایی که ما اصل هستیم اگر هدایت خداوند رو میخواهیم باید ابتدا ایمان و توکل خودمون رو نشون بدیم و ایمان تو اون لحظه چیزی جز ارامش نیست
و بعد اگر ما تونستیم یه خورده ارامش خودمون حفظ کنیم بعد هم خداوند کمکمون میکند تا ارامش بیشتری داشته باشیم
و این روند هی ادامه پیدا میکند تا ارام ارام وارد مداری میشیم حالمون بهتر شود و با حال خوب کاری میکنیم اتفاقات و شرایط خوب با سرعت بیشتری سمت ما هدایت شود
خدایا بینهایت سپاسگزارم بابت اینکه این اتفاقات و این شرایط بوجود اوردی و این دو عزیز رو هدایت کردی در مورد موضوع بسیار عالی گفتگو کنند و هم خودشون از این گفتگو لذت ببرند و هم من و دوستانی که گوش به این جواهراتی کردیم که از زبان این دو فرشته جاری شد
انشالله که باز هم خداوند هدایت کند از این دست گفتگوها بیشتر بیشتر بشنویم
(متّقین) کسانى هستند که به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى دارند و از آنچه به آنان روزى داده ایم، انفاق مى کنند.
خداراشکر چقدر فایل قشنگ وزیبایی بود حال کردیم خدایی
روش تشخیص الهام الله از نجوای شیطان، از مهمترین موضوعات بحت موفقیت استاد عباسمنش هست و ایشان کل پیشرفت خودشان را وابسته به عمل به الهامات الله می دونند.
اول اینکه باید باور کنیم نیروی در درون همه انسانها هست به نام نیروی هدایتگر الله
دوم اینکه در برابر الهامات و ایدههای این نیرو تسلیم باشیم و به آنها عمل کنیم هرچند که ظاهرش منطقی نباشه .
مهمترین مرحله دراین جریان، عمل به الهام الله هست و ممکن هست بعضی ها مقاومت ذهنی داشته باشند و به تاخیر بیندازند.
علتش اینکه اکثر انسانها موضوع الهام را با ذهن منطقی بررسی می کنند و ذهن انسان چون عملکرد ش منطقی هست و بر اساس ورودهای کار می کنه و براساس تجارب نفسانی تصمیم میگیره، نمی تونه این قضیه را حل و فصل کنه و سعی میکنه مانع اتصال انسان به قلب و عمل به الهام باشه .
و برای اینکه ذهن را آرام کنیم باید الگوهای مناسب بهش معرفی کنیم ، مثل زندگی نیلسون ماندلا در آفریقا و زندگی خود استاد عباسمنش و زندگی حضرت موسی که تسلیم الله شد.
دز هر شرایطی که هستیم باید خود را لایق صحبت کردن با الله بدونیم فارغ از اینکه ما چقدر خطا و اشتباه کردیم و احساس ارزشمندی و لیاقت کنیم و احساس ارزشمندی خود را وابسته به دستاوردها و موفقیت خود و عوامل بیرونی نکنیم و مدام به خودمان بگیم که فقط بخاطر اینکه خداوند منو انتخاب کرده و حق زندگی کردن را داده من ارزشمند هستم .
1 . اونحا ک گفتید ما موضوع الهام رو با ذهن منطقی مون بررسی میکنیم و ذهن منطقی مون هم بر اساس ورودی هامون برنامه ریزی شده یا برنامه ریزی میشه
این جمله برای من این معنی رو داره ک : اگه من بیام بارها و بارها این آگاهی ها رو برای خودم تکرار کنم و هی ب خودم یادآوری کنم و ب خودم بگم ک : انسان های موفق افرادی نیستند ک نمیترسن ، بلکه افرادی هستن ک باوجود ترس هاشون اقدام میکنن و میدونن ک باید وارد دل ترس هاشون بشن و این تنها راه مقابله با ترس هست
من خودم از جلسه چهار دوره فوق العاده عزت نفس استفاده میکنم و خیلی مفید بوده و هست برام
این منطق ها همون ورودی های قدرتمند کننده ای هستن ک ذهن منطقی ما رو برنامه ریزی میکنن برای اینکه بتونیم اقدام کنیم و همیشه باید خودمون رو ببندیم ب این آگاهی ها
2. اینکه در هر شرایطی خودمون رو لایق هم صحبتی با خداوند بدونیم و بدونیم ک فارغ از هر خطا و اشتباهی ک داشتیم ما لایق و ارزشمند هستیم
یعنی این احساس لیاقت و ارزشمندی ما ی موضوع کاملا درونی هست و اصلا اکتسابی نیست ک حالا با ی اشتباهی بخواد از بین بره
ما ذاتأ لایق و ارزشمند بدنیا اومدیم
مثل کتاب ارزشمندی ک فارغ از اینکه چ ظاهری داره ک جلد داره یا ن یا اینکه ته ی انبار پر از گرد و خاک افتاده یا توی بهترین موزه یا کتابخونه جهان نگهداری میشه
احساس خودارزشمندی مثل جوهره وجودی ماست
این دوتا نکته بنظرم خیلی کمک کنندست ک ما بتونیم با کار کردن روی ترس هامون و احساس خودارزشمندی مون میتونیم تصمیمات بزرگ تر و بهتری بگیریم و مسیر رشد و پیشرفت مون ساده تر و لذت بخش تر میشه
بازهم از شما سپاسگزارم و براتون بهترین ها رو آرزو میکنم در پناه الله یکتا
خدایا تمام اعضا وجوارع منو برای دریافت الهامات گیرا قرار بده
این روزا خیلی دوست دارم ودارم تلاش میکنم که الهامات خداوند رو دریافت کنم که میدونم هر لحظه هم دارم دریافت می کنم
چون که خداوند گفته که حتی لحظه ای هم بدون راهنمایی الله نیستیم ومارو به حال خود وانگذاشته
واینکه ما هم تشخیص بدیم الهامات الله رو از نجواهای شیطان
خدایا کمکم کن تا این الهامات رو به طور واضح دریافت کنم که میدونم میکنم فقط کمکم کن که زود بفهمم که این الهام الهی هست ونجوای شیطان وذهن نیست خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
من یه آدم حساب گرم که تو هر چیزی میخام طبق مغزم ودانسته هام تصمیم بگیرم ولی فهمیدم که اگه از قلبم پیروی کنم والهامات الهی رو پیدا کنم موفقیتم هزار برابر میشود که چند مورد رو اینجوری عمل کردم وشد
دیروز توی معامله که برای دو نفر جور کردم هی به هر علتی بحث وچیزی توی این معامله پیش میومد که من جدیش نمی گرفتم ومطمئن بودم همش نجوای ذهنم وکار شیطان خدارو شکر که انجام شد واز اب و گل دراومد ومن به یه کمسیون عالی رسیدم که اینم لطف خداوند بود که با کمک یکی از دستان خوب خداوند به سمت من اومد که اونم یه داستان دیگه داره که این آدم خوب خدا چطور سر راه من قرار گرفت چقدر این آدم فرکانسش خوبه وتو مدار خوبیه خدایا شکرت خدایا شکرت منو از طریق این دستت هدایت کردی کلی چیز یادم دادی
دوستان الهامات رو جدی بگیرید وهر لحظه در حال جستجوی باشید خیلی حال میده خیلی حسش خوبه
من یه تیکه از خدا هستم من خود خدا هستم باید بتونم از این قسمت وجودم به طور کامل استفاده کنم
من این لایو رو قبلا دیده بودم.. ولی امروز دوباره اومدم صوتش رو گوش دادم.. چقدر دوباره بهم انرژی داد.. چقدر بهم کمک کرد اعتمادی که میخوام به خدا داشته باشم رو قوی تر کنم..
حس قدرت کردم.. ممنون از صحبت ها.. پیام ها و مثال های خوب و ارزشمندتون..
دوست دارم بازم لایو برگذار کنید و ببینیم تون استاد.
الانی که دارم این کامنت رو مینویسم مثل زمانیم که استاد شرایط مالیشون خوب نبود و به حس درونشون «چشم» میگفتن تنها بااین تفاوت که استاد مشکل مالی داشتن ولی من مالی ندارم که بخوام مشکل مالی داشته باشم.!!
یکسال پیش شغل نامناسبمو ازدست دادم وکلللللی هدایتی مسیروطی کردم و الان مهاجرت کردم به جایی ک اصلا شرایط معیشتیش خوب نیست امااااااااا
یه امای خیلی قشنگ
حس درونم
قلبم
بهم میگه
بشین توخونه و رو خودت کارکن
رو خودت متمرکزشو
کمتربخواب وتمرکز کامل کن رو خودت چون نیازداری مدارت رو بالاتر ببری
من بشدت ذهنم درگیر کار بود ومدااام میخواستم بزنم بیرون از خونه دنبال کار چون برداشتم همیشگیه من از جمله ی «ایمانی که عمل نیاره حرف مفته» این بوده ک حرکت فیزیکی کنم در کنار حرکت ذهنی
ولی الان دوروزه ک اون حس داره بم میگه نمیخوات بری بیرون باید بشینی توخونه و رو خودت کارکنی
واین درحالیه من تنها ورودیه مالیم 400 هزارتومن یارانه ی دولته
و شرایط معیشیتی جایی ک درش هستم جوریه ک حتی غذای درست براخوردن دیر به دیر تهیه میشه
ولی الان ک در جلسه ی دوم ثروت1 هستم نشتی هایی تو باورهام دارم پیدامیکنم برام مییییلیاردها دلار می ارزه
یعنی بقول استاد این تایمی که برااینکار دارم میذارم منو چندیییین سال از دویدن دنبال پول جلو میندازه
پس میگم چشم
و نمیپرسم چرا
وادامه میدم با تمرکز بیشتر
تمام مسیری ک اومدم الهامی بوده و تجربه هامو نادیده نمیگیرم
الذین یومنون بالغیب میشم
خدا داره راه میانبرو بم نشون میده
من این شرایط رو هم میگذرونم به بهترین شکل
تقریبا سه ماه پیش در جایی زندگی میکردم که نمیتونستم یه ثانیه ازادی داشته باشم وهییییچ حس خوبی نبود
وانقدر ذهنم قفل بود که به خدا گفتم اگر کاری واسم کنی ک مکان زندگیم عوض شه و شرایطم بهتر شه میفهمم ک کاری واسم خواهی کرد که اوضاع مالیم هم بهتر شه
چرا حرف خودمو یادم رفته؟!
خدایی ک داره بم میگه چیکار کنم تااوضاع مالیم بهتر شه همون خدایی ک قدم ب قدم همراهم اومد و بهم گفت چیکار کنم تا محیط زندگیم تغییرکنه
شاید ازلحاظ تغذیه در مضیقه باشم اما من معضلم ازادی بود که صددرصددرست شده
معضل تغذیه هم بارزقی ک خدا بواسطه ی تغییر باورهام بم میده انشالله حل خواهد شد
استاد منم ندیدم کسی مثل شما انقدر استاد تشخیص الهامات باشه و انقدر عملگرا باشه و تسلیم استاد خیلی دوس دارم شما عملی حرف میزنید چون خودتون این راه را رفتید اینکه میگید اینجوری نیست که همون اول وصل بشی خدا یه هدایتی بکنه مام بگیم چشم و همه چی اوکی باشه برای همه حتی ابراهیم اینجوری بوده اول باید ما شروع کنیم تو مسیر بیفتیم اولش صدای خدا را ضعیف میشنویم حتی ممکنه بشنویم هم عمل نکنیم و جدی نگیریم ولی انقدر باید ادامه بدیم تا ایمان ساخته بشه عمل بشه و نتایج بیاد تا راحتر ادامه بدیم من اولا خیلی کمالگرا بودم ولی الان تو چیزهای کوچک به حرف دلم گوش میدم حتی اگه اتفاق بدی هم بیفته به خودم میگم من نمیدونم ولی برای رشد منه همه چی این یعنی تسلیم شدن
این بحث هدایت خداوند چقدر واقعا عمیقه و با اختلاف قوی ترین ابزاری هست که خدا بهمون داده ولی من خودم تا اینجای زندگیم کوچکترین بهره ای نبردم ولی تصمیم گرفتم راحت زندگی کنم یه راهش گوش دادن ملیاردها بار این فایله
سلام به استاد عزیزم🌼، استاد عرشیانفر عزیز🌷، خانم شایسته مهربون و دوستداشتنی ✨ و سلام دارم به همه دوستای گلم در خانواده صمیمی عباس منش 🌟، امیدوارم حال همگی عالی باشه.
خدایا شکرت. چه آگاهیهای فوقالعاده زیبایی🌷، معنای تسلیم بودن رو باید از این فایل و توضیحات اون یاد بگیریم.
آخ که چه تسلیمی داشته حضرت محمد، هر الهام و هدایتی از طرف خدا میرسه میگه چشم. خدا به پیامبر میگه: بگو او خدایی یکتاست. پیامبر همون وحی رو بی کم و کاست اجرا کرده، اصلا من و منیتی این وسط نیست، مقاومتی وجود نداره، خدا میگوید، پیامبر میشنود و تکرار میکند: بگو او خدایی یگانه است. پیامبر نگفته: خدا این رو گفته، پس بگم: او خدایی یگانه است. من به این موضوع دارم فکر میکنم که پیامبر چقدر با خودش در صلح بوده، چقدر تسلیم داشته، چقدر سیم دلش به خدا وصل بوده، بقول استاد عرشیانفر پیامبر ما چهل روز توی تنهایی خودش توی غار چی کار میکرده؟ ایشون میخواست توی آرامش، توی سکوت، صدای قلبش رو بشنوه❤️.
من لذت بردم از صحبتهای استادم که گفتن: من باید به سمت خدا برم، اول من باید خودم رو آروم کنم تا صدای قلبم رو بشنوم. من باید یه آمادگی در خودم ایجاد کنم، همونطور که هرکسی این تکامل رو طی کرده و این آمادگی رو در خودش ایجاد کرده. این آمادگی چطور ایجاد میشه: با این باور که 🌹خدا هدایت میکنه من رو به سمت رویاهام، من قدرت و هدایت خدا رو باور میکنم. من خودم رو لایق همصحبتی و دریافت وحی خدا میدونم🌹. چرا؟ چون این جهان یک پادشاه، یک مدیر و فقط یک فرمانده میتونه داشته باشه، چون جهان پر از قانونهای مختلف در زمینه فیزیک هست، پس باید با یه جهان قانونمند روبرو باشم در تمام ابعاد. چون میبینم همه چیز دو وجه داره، مثلا به قول استاد در کتاب رویاها نور و روشنایی نیروست و تاریکی نبود روشنایی است، چون ثروت نیرو است و فقر یعنی نبود ثروت، چون سلامتی نیروست و بیماری یعنی نبود سلامتی، چون گرما نیروست و سرما یعنی نبود گرما. پس جهان باید یه نیرو و انرژی واحد داشته باشه که وقتی به سمتش حرکت کنی، از قطب کمبود و ضعف و ناتوانی دور میشی و اصلا ترسی نداری.
احساس ما هدایتی هست از طرف خدا، یه جور نشانه و راهنما که داریم به کدوم سمت حرکت میکنیم، اگر آرامش داریم یعنی صدای خدا رو بیشتر میشنویم و عمل میکنیم و به این خاطر به سمت خواستههامون حرکت میکنیم و اگر احساس بدی داریم یعنی بیشتر به نجواهای شیطان گوش دادیم تا وحی خدا و داریم به سمت ناخواستههامون حرکت میکنیم.
این کلمه `بیشتر` رو برای این نوشتم که ما وقتی داستان رو متوجه میشیم، آگاهانه سعی میکنیم آروم باشیم و گوش بدیم و باور کنیم قدرت و هدایت خدا رو و این نیازمند تمرین و تکرار و طی کردن تکامله، چون ما هرچقدر هم که پیشرفت میکنیم، نمیتونیم بگیم به صددرصد الهاماتمون عمل میکنیم که. پس میشه بیشتر هماهنگ شد، پس از هر جایگاه خوبی، خوبترش هم وجود داره.
خدا رو صد هزار مرتبه شکرت🙏
استادم و استاد عرشیانفر عزیز رو تحسین میکنم که اینقدر به درک زیبایی رسیدن توی زندگی و هم خودشون دارن خوب زندگی میکنن و هم جهان رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل میکنن.
خدایا شکرت🌟. خدایا شکرت 🌟، خدایا شکرت 🌟
به یاد جمله ما به خدا اعتماد داریم افتادم، وقتی برای ذهنم این موضوع رو منطقی کرده باشم، ورودیهایی به ذهنم داده باشم که به این جمعبندی برسه که تنها قدرت کیهان خداست و به قول قرآن هیچ برگی بی اذن خدا بر زمین نمیافته، پس حالا که باور کردم قدرت ایمان به خداوند رو، حالا که فهمیدم قانونمندی و دقت داستان رو، حالا که داستان زندگی هر انسان موفقی رو میخونم میبینم ایمان خودش رو نشون داده و نسبت به سختیها و تضادها تسلیم نشده، وقتی اینها رو میبینم، میام توکل میکنم و به این نتیجه میرسم آقا من باید کار خودم رو انجام بدم، من باید روی خدا حساب کنم و پیش برم اصلا مهم نیست که الان شرایط چطوریه؟ اصلا مهم نیست که میگن روشت جواب نمیدهد.
نزدیک است که برق، چشمانشان را برباید؛ هرگاه که بر آنان روشن مىسازد، گامى در آن برمىدارند و چون تاریکى آنان را فراگیرد، بازمیایستند؛ و اگر الله بخواهد، شنوایی و بیناییشان را از بین میبرد؛ زیرا الله بر هر کاری تواناست.
من از آیه بالا انگار این آگاهی رو دریافت کردم که انگار اون کسانی که هدایت شده هستن، برخلاف گمراهان، اگر هوا تاریک یا روشن بشه، همواره در حال حرکتاند، انگار اونها یه نوری دارن که براشون مسیر رو روشن میکنه و اونها چه توی شرایط خوب، چه شرایط به ظاهر سخت که خیلیها یخ میزنن و متوقف میشن، دارن حرکت میکن، اعتماد دارن به خدا و با قدرت پیش میرن.
❤️In God we trust❤️
امیدوارم همه شما دوستان گلم در پناه خداوند بزرگ، شاد🌷، سلامت🌼، ثروتمند✨ و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🌟
خداروشکر برای یک روز دیگر که اجازه دادی نفس بکشم و بنده ی تو باشم
خدایا شکرت ….
حس خوب یک راز است
این جمله یه زمانی فقط یه جمله ی انگیزشی بود اما الان ایمان و باور من شده
وقتی که به مسیری که طی کردم در طول این 4 سال که شاگرد شما بودم یه جاهایی از مسیر خارج شدم اما باز هم برگشتم ،در تمام این مسیر وقتی به خودم نگاه میکنم و
تغییراتم
متوجه قانون تکامل میشم
متوجه یک سری از صحبت های استاد که همیشه میگفت بچه ها صبور باشید باورهای شما یک شبه تغییر نمیکنه
و چقدر خوشحالم از این اینکه تکاملی رو طی کردم و این قانون شده از باورهای اصلی
یک زمانی برای داشتن حال خوب ساعت ها و روزها نهایت زور خودم رو میزدم تا بتونم این جمله ی استاد درک کنم
احساس خوب=اتفاقات خوب
حقیقتا اوایل خیلی سخت بود که بتونم احساسم رو خوب کنم تا بتونم نتیجه ی این قانون رو ببینم
هر چقدر که گذشت و من تونستم ردی این قانون کار کنم به قول استاد این عضله در من هر روز تقویت شد و مهارت من بیشتر شد
الان در جریان زندگی هر اتفاقی که میفته سعی میکنم احساسم رو خوب نگه دارم و به لطف الله هر روز دارم بهتر میشم
اصل این قانون برای زمانیه که یک اتفاق ناگوار افتاده و تو باید بتونی احساست رو خوب کنی
و چقدر قشنگ استاد عزیزم به ما یاد داد که در لحظه اول واقعا سخته کنترل ذهن اما شما فقط باید بتونیم یک کوچولو ،یک کوچولو احساست رو خوب نگه داری
تا هدایت ها کم کم از راه برسه
چند روز پیش وقتی چالشی پیش اومد در لحطه ی اول احساسم بد شد و حتی در حال تصمیم گیری هم بودم همونجا این زنگ به صدا در اومد که حواست به احساست باشه و
متوجه شدم که مسیر اشتباهه
پس سعی کردم آروم کنم رو با باورهای توحیدی تا احساس آرامش من هی بیشتر و بیشتر شد
و هدایت ها از راه رسید
پیشرفتی که در خودم احساس کردم این بود
که وقتی اتفاق ناجالبی میفته
من سعی میکنم از زاویه ای به قضیه نگاه کنم تا احساسم خوب بشه
یعنی تغییر دادن نگاه مون به اتفاقات
با خودم گفتم این اتفاق برای این هست که من صبورتر و مهربان تر بشم
اره دقیقا خداوند میخاد من روی صبر و مهربانی کار کنم درسته عوض شدم اما میشه که از این بهتر هم بشی
و خدارو شکر میکنم که یک درجه پیشرفت کردم و آگاه تر شدم ..
امشب داشتیم با همسر جان داستان هدایت الهی 2 رو نگاه میکردیم
استاد داستان رو تعریف کردن که کارت بانکی قطع شده و بدون ماشین در یک کشور غریبه و از اون طرف سایت استاد به مشکل خورده
در این شرایط واقعا کنترل ذهن کار بسیار بزرگی هست
در اینجا نگاه خانم شایسته رو خیلی دوست داشتم
که در ابن شرایط به استاد گفتن این یک نشونه ست ما اصلا نیازی به ماشین نداریم
چون ما قراره به آمریکا بریم
ما خیلی زود از اروپا میریم
به نظرم این نوع نگاه به مسائل در شرایط سخت واقعا شگفت انگیز هست
واقعا فوق العاده ست
من با تمام وجودم ایشون رو تحسین میکنم
و برای بار هزارم
به ذهن خودم یاداوری میکنم که ببین نگاه زیبا بین داشتن اینجوریه
تو رو از وسط تقلاها و سختی برت میداره و میزاره توی بهشت برین
این وعده ی خداونده که حق است
خدایا شکرت
خدا جونم میخام دور سرت بگردم انقدر که به من نعمت دادی از فضل و کرم خودت که من حیران میمونم از این عظمت تو
خدا جونم مرسی که در تک تک لحظات زندگیم حضور داری
خدا جونم ازت میخام قلب و دل من رو خالص تر بگردانی تا بتونم صدای هدایت تو رو واضح تر بشنوم
یک هفته ای هست که بعضی شبها میام و روی حیاط آتیش روشن میکنم وکتری رومیگزارم وشروع میکنم به فایل گوش دادن
کامنت خوندن
کامنت نوشتن
امشب هم داشتم فایل روگوش میدادم که نم نم بارون هم شروع شد
وبه اونجایی رسید که گفتید حضرت موسی خسته شد ازتوبیابان خوابیدن وترس ازکشته شدن
ی لحظه یاد خودم افتادم زمانی که مواد مخدر مصرف میکردم وهمش درترس بودم و یجایی رسیده بود که تمام درها روقفل میکردم و ی چاقو همیشه کنارم بود
ودیگه خسته شدم بودم واز خدا کمک خواستم و رها کردم وگفتم من دیگه نمیتونم خودت کمکم کن
وخداجوابم رو داد
و بعدکمکم تکاملم روطی کردم تاباشما آشنا شدم این هم رو ازخودش خواستم اون روز رودقیقا یادم هست وفردای اون روز جوابم رو داد و توسط یکی ازدستانش من تونستم وارد بشم وتابه امروز که کلی زندگی من تغیر کرده
این روهم بگم همین جور که داشتم این مطالب رو مینوشتم نجواها هم میومد که یاد صحبتهای شما میافتادم که میگفتید شیطان همیشه داره کارش روانجام میده
خیلی خوشحالم که شما با این قوانین تونستین از این بیماری نجات پیدا کنید و خیلی انسان با اراده ای هستید دیدم آدم هایی زو که چندین با میزن کمپ اما دوباره برمیگردند به همون راه قبلی اما من فرکانس شما رو حس کردم و خیلی خوشحالم از اینکه یک نفر با این قوانین تونسته سالم بشه
استاد، توی این فایلِ ارزشمند در موردِ کنترلِ ذهن که توی قرآن به نام تقوی ازش یاد شده صحبت کردین. یادِ یک فایلِ دیگه از شما افتادم که اشاره کرده بودین به آیه های اول سوره بقره: (((الم، ذلِک الکِتاب لا رَیبَ فیهِ هدیً للمتقین، الذین یومِنون بالغَیب و یقیمون الصَلاه و مِما رَزقناهم ینفِقون.)))
توی این آیه متقی ها یا همون اهل تقوی یا همون کسانی که اهلِ کنترل ذهن هستند رو تعریف کرده: اونها کسانی هستند که اکثرِ مواقع به غیب ایمان دارند، اکثرِ مواقع به رَب توجه دارند و به سوی اون روی برمیگردونند و اکثرِ مواقع از آنچه روزیِ آنها کرده است انفاق میکنند.
نکته جالبش ایمان داشتنِ به غیبه؛ که در راهِ کنترل ذهن ما باید به غیب ایمان داشته باشیم. اما غیب چیه؟
غیب، خداست، رَب، تنها قدرتِ حاکم بر جهانیان که قابلِ رویت نمی باشد.
(غیب منو یادِ یه چیزی شبیهِ به فکر میندازه، خودِ فکر که قابلِ رویت نیست. میخواستم بگم اکسیژن، ولی الان متوجه شدم که اکسیژن با چشم مسلح قابل رویته بالاخره.)
بنابراین ما باید به غیب و نیروی غیب باور داشته باشیم (همون نگاهِ “هر چه پیش آید خوش آید”) و راهِ سعادت در دنیا و آخرتمون همینجاست.
باید قبول بکنیم که رَب قابل رویت نیست ولی اگر میخوایم سعادتمند باشیم راهش اینه که به رَب ایمان داشته باشیم و تسلیمش باشیم و خودمونو بسپاریم بهش، بسپاریم به همونی که ما رو توی شکم مادرمون خلق کرد، به ما جان داد و همه چیز مالِ اونه. به نظرِ من تسلیمِ رب نشدن (و تسلیم رب نبودن) جهل هست و اگه عاقل باشم باید به رَب ایمان داشته باشم و تسلیمش باشم. از چی میخوایم بترسیم؟؟!… هر کجا باشیم خدا با ماست؛ و کی بهتر از خدا؟؟!… بمیریم اون هست، قیامت بشه اون هست، بریم قعرِ چاه اون هست، عروج کنیم به آسمانِ هفتم اون هست و … پس، هر فکری، هر باوری، هر نگرشی، هر طرز فکری که به من احساسِ نگرانی، احساسِ ترس، احساسِ حسادت، احساسِ اضطراب و در کل احساسِ بدی میده از جایگاهِ شیطانه که دشمنِ آشکارِ ماست و باید طرزِ فکرمون رو تغییر بدیم
و برعکسش، هر فکری، هر باوری، هر نگرشی، هر طرز فکری که به من احساسِ آرامش، احساسِ اطمینان قلبی، احساسِ قدرت و در کل احساسِ خوبی میده از جایگاهِ الله هست.
اصلاً اصلاً رَب اصرار نداره که وحیش رو عملی کنیم. ماییم که باید بخوایم و عمل کنیم. همونطوری که استاد توی فایل قبلی گفتند، اصل خودِ ما هستیم که انتخاب میکنیم که میخوایم به کدوم مسیر بریم و بقیه اش رو بسپاریم بهش و اونه که به ما کمک میکنه. یادمون باشه که رَب قادرِ مطلقه و چیزهای هر چه بزرگتر و ارزنده تر ازش بخوایم تا لذت ببریم، چه در دنیا و چه در آخرت:
*ربنا آتنا فی الدنیا حسنه، و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار.
سپاسگزارم از استادِ عزیز بابتِ این فایلِ ارزشمند.
هر کجا هستید در پناهِ اللهِ یکتا، شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت دوستان و استاد عباس منش عزیز
خداوند رو سپاسگزارم باز هم بمن فرصت داده تا بیام تمرکز کنم به نکات مثبت
این فایل گفتگو استاد با دوستان مخصوصا با فرشید عزیز فوق العاده بود
یعنی درهایی از اگاهی و الهامات بود که این فایل تند تند پشت سر هم گفته میشد
این صحبتها اینقدر شیرین و دلچسب بود اگر تا دو روز هم ناناستاپ ادامه داشت من بدون شک یکی از اون افرادی بودم که حتما تا انتها مینشستم پای گوش کردن گفتگو شما دوتا عزیز
انشالله خداوند هدایتم کنه بارها بارها این فایل رو گوش بدم
بقول فرشید عزیز این صحبتها هیچ کلمهاش از مغز نبود همهشون بلااستثناء از قلب میاومد اون هم مستقیم از موج فرکانسی خداوند
خیلی لذت بردم خیلی از صحبت شما تو تا عزیز نکته برداری کردم و در موردش تو دفترم نوشتم
و با همین گوش دادن و نکته برداری کردن این چند جلسه از صحبتهای شما
کاملا واضح احساس کردم که من پیشرفت کردم و نسبت به دیروز خودم بهتر شدم و بهتر از گذشته دارم اگاهیها رو درک میکنم
مخصوصا اون جمله استاد که گفتن
«« اصل ما هستیم »»
اینکه هدایت و الهامات همیشه وجود دارند و ثابتاند مثل موج رادیویی
درسته ما نمیبینیم اما اونها همیشه هستند و کسانی که رادیو خودشون رو تنظیم کنند و در اون مدار قرار بگیرند لاجرم به اون موج برخورد میکنند و الهامات و هدایت خداوند بهشون وحی میشه
پس اصل ما هستیم اگر ما امادگی دریافت رو الهامات رو داشته باشیم خودمون رو تنظیم کنیم هدایت میشیم
حالا چطور میشه به ما الهام بشه ؟
وقتی که ارامش داشته باشیم
این داشتن ارامش چی رو ثابت میکنه؟
از اینکه نشون میده هدایت بدون شک دارای حس خوب خواهد بود
پس از اونجایی که ما اصل هستیم اگر هدایت خداوند رو میخواهیم باید ابتدا ایمان و توکل خودمون رو نشون بدیم و ایمان تو اون لحظه چیزی جز ارامش نیست
و بعد اگر ما تونستیم یه خورده ارامش خودمون حفظ کنیم بعد هم خداوند کمکمون میکند تا ارامش بیشتری داشته باشیم
و این روند هی ادامه پیدا میکند تا ارام ارام وارد مداری میشیم حالمون بهتر شود و با حال خوب کاری میکنیم اتفاقات و شرایط خوب با سرعت بیشتری سمت ما هدایت شود
خدایا بینهایت سپاسگزارم بابت اینکه این اتفاقات و این شرایط بوجود اوردی و این دو عزیز رو هدایت کردی در مورد موضوع بسیار عالی گفتگو کنند و هم خودشون از این گفتگو لذت ببرند و هم من و دوستانی که گوش به این جواهراتی کردیم که از زبان این دو فرشته جاری شد
انشالله که باز هم خداوند هدایت کند از این دست گفتگوها بیشتر بیشتر بشنویم
به امید کامنت بعدی
فعلا یا حق
🙏🌸
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام
وقت همگی بخیر و شادی
الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (3)
(متّقین) کسانى هستند که به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى دارند و از آنچه به آنان روزى داده ایم، انفاق مى کنند.
خداراشکر چقدر فایل قشنگ وزیبایی بود حال کردیم خدایی
روش تشخیص الهام الله از نجوای شیطان، از مهمترین موضوعات بحت موفقیت استاد عباسمنش هست و ایشان کل پیشرفت خودشان را وابسته به عمل به الهامات الله می دونند.
اول اینکه باید باور کنیم نیروی در درون همه انسانها هست به نام نیروی هدایتگر الله
دوم اینکه در برابر الهامات و ایدههای این نیرو تسلیم باشیم و به آنها عمل کنیم هرچند که ظاهرش منطقی نباشه .
مهمترین مرحله دراین جریان، عمل به الهام الله هست و ممکن هست بعضی ها مقاومت ذهنی داشته باشند و به تاخیر بیندازند.
علتش اینکه اکثر انسانها موضوع الهام را با ذهن منطقی بررسی می کنند و ذهن انسان چون عملکرد ش منطقی هست و بر اساس ورودهای کار می کنه و براساس تجارب نفسانی تصمیم میگیره، نمی تونه این قضیه را حل و فصل کنه و سعی میکنه مانع اتصال انسان به قلب و عمل به الهام باشه .
و برای اینکه ذهن را آرام کنیم باید الگوهای مناسب بهش معرفی کنیم ، مثل زندگی نیلسون ماندلا در آفریقا و زندگی خود استاد عباسمنش و زندگی حضرت موسی که تسلیم الله شد.
دز هر شرایطی که هستیم باید خود را لایق صحبت کردن با الله بدونیم فارغ از اینکه ما چقدر خطا و اشتباه کردیم و احساس ارزشمندی و لیاقت کنیم و احساس ارزشمندی خود را وابسته به دستاوردها و موفقیت خود و عوامل بیرونی نکنیم و مدام به خودمان بگیم که فقط بخاطر اینکه خداوند منو انتخاب کرده و حق زندگی کردن را داده من ارزشمند هستم .
سلام دوست عزیز
امیدوارم حالتون عالی باشه بی قید و شرط
تشکر میکنم از شما بابت کامنت ارزشمندتون
دوتا نکته توی کامنت شما نظرمو جلب کرد واقعاً
1 . اونحا ک گفتید ما موضوع الهام رو با ذهن منطقی مون بررسی میکنیم و ذهن منطقی مون هم بر اساس ورودی هامون برنامه ریزی شده یا برنامه ریزی میشه
این جمله برای من این معنی رو داره ک : اگه من بیام بارها و بارها این آگاهی ها رو برای خودم تکرار کنم و هی ب خودم یادآوری کنم و ب خودم بگم ک : انسان های موفق افرادی نیستند ک نمیترسن ، بلکه افرادی هستن ک باوجود ترس هاشون اقدام میکنن و میدونن ک باید وارد دل ترس هاشون بشن و این تنها راه مقابله با ترس هست
من خودم از جلسه چهار دوره فوق العاده عزت نفس استفاده میکنم و خیلی مفید بوده و هست برام
این منطق ها همون ورودی های قدرتمند کننده ای هستن ک ذهن منطقی ما رو برنامه ریزی میکنن برای اینکه بتونیم اقدام کنیم و همیشه باید خودمون رو ببندیم ب این آگاهی ها
2. اینکه در هر شرایطی خودمون رو لایق هم صحبتی با خداوند بدونیم و بدونیم ک فارغ از هر خطا و اشتباهی ک داشتیم ما لایق و ارزشمند هستیم
یعنی این احساس لیاقت و ارزشمندی ما ی موضوع کاملا درونی هست و اصلا اکتسابی نیست ک حالا با ی اشتباهی بخواد از بین بره
ما ذاتأ لایق و ارزشمند بدنیا اومدیم
مثل کتاب ارزشمندی ک فارغ از اینکه چ ظاهری داره ک جلد داره یا ن یا اینکه ته ی انبار پر از گرد و خاک افتاده یا توی بهترین موزه یا کتابخونه جهان نگهداری میشه
احساس خودارزشمندی مثل جوهره وجودی ماست
این دوتا نکته بنظرم خیلی کمک کنندست ک ما بتونیم با کار کردن روی ترس هامون و احساس خودارزشمندی مون میتونیم تصمیمات بزرگ تر و بهتری بگیریم و مسیر رشد و پیشرفت مون ساده تر و لذت بخش تر میشه
بازهم از شما سپاسگزارم و براتون بهترین ها رو آرزو میکنم در پناه الله یکتا
به نام خدا
سلام
سلام به استاد عزیز وهمراه همیشگیش
وسلام به همه دوستان عزیز
خدایا شکرت که اینجام
خدایا شکرت که هدایتم کرد به این کامنت نوشتن
خدایا تمام اعضا وجوارع منو برای دریافت الهامات گیرا قرار بده
این روزا خیلی دوست دارم ودارم تلاش میکنم که الهامات خداوند رو دریافت کنم که میدونم هر لحظه هم دارم دریافت می کنم
چون که خداوند گفته که حتی لحظه ای هم بدون راهنمایی الله نیستیم ومارو به حال خود وانگذاشته
واینکه ما هم تشخیص بدیم الهامات الله رو از نجواهای شیطان
خدایا کمکم کن تا این الهامات رو به طور واضح دریافت کنم که میدونم میکنم فقط کمکم کن که زود بفهمم که این الهام الهی هست ونجوای شیطان وذهن نیست خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
من یه آدم حساب گرم که تو هر چیزی میخام طبق مغزم ودانسته هام تصمیم بگیرم ولی فهمیدم که اگه از قلبم پیروی کنم والهامات الهی رو پیدا کنم موفقیتم هزار برابر میشود که چند مورد رو اینجوری عمل کردم وشد
دیروز توی معامله که برای دو نفر جور کردم هی به هر علتی بحث وچیزی توی این معامله پیش میومد که من جدیش نمی گرفتم ومطمئن بودم همش نجوای ذهنم وکار شیطان خدارو شکر که انجام شد واز اب و گل دراومد ومن به یه کمسیون عالی رسیدم که اینم لطف خداوند بود که با کمک یکی از دستان خوب خداوند به سمت من اومد که اونم یه داستان دیگه داره که این آدم خوب خدا چطور سر راه من قرار گرفت چقدر این آدم فرکانسش خوبه وتو مدار خوبیه خدایا شکرت خدایا شکرت منو از طریق این دستت هدایت کردی کلی چیز یادم دادی
دوستان الهامات رو جدی بگیرید وهر لحظه در حال جستجوی باشید خیلی حال میده خیلی حسش خوبه
من یه تیکه از خدا هستم من خود خدا هستم باید بتونم از این قسمت وجودم به طور کامل استفاده کنم
خدایا آرومم کن قلبمو به هدایتهای الهی گیراتر کن
سلام استاد.
من این لایو رو قبلا دیده بودم.. ولی امروز دوباره اومدم صوتش رو گوش دادم.. چقدر دوباره بهم انرژی داد.. چقدر بهم کمک کرد اعتمادی که میخوام به خدا داشته باشم رو قوی تر کنم..
حس قدرت کردم.. ممنون از صحبت ها.. پیام ها و مثال های خوب و ارزشمندتون..
دوست دارم بازم لایو برگذار کنید و ببینیم تون استاد.
شاد و سلامت و موفق باشید
سلام به استاد مهربونم همه ی دوستان عزیزم
الانی که دارم این کامنت رو مینویسم مثل زمانیم که استاد شرایط مالیشون خوب نبود و به حس درونشون «چشم» میگفتن تنها بااین تفاوت که استاد مشکل مالی داشتن ولی من مالی ندارم که بخوام مشکل مالی داشته باشم.!!
یکسال پیش شغل نامناسبمو ازدست دادم وکلللللی هدایتی مسیروطی کردم و الان مهاجرت کردم به جایی ک اصلا شرایط معیشتیش خوب نیست امااااااااا
یه امای خیلی قشنگ
حس درونم
قلبم
بهم میگه
بشین توخونه و رو خودت کارکن
رو خودت متمرکزشو
کمتربخواب وتمرکز کامل کن رو خودت چون نیازداری مدارت رو بالاتر ببری
من بشدت ذهنم درگیر کار بود ومدااام میخواستم بزنم بیرون از خونه دنبال کار چون برداشتم همیشگیه من از جمله ی «ایمانی که عمل نیاره حرف مفته» این بوده ک حرکت فیزیکی کنم در کنار حرکت ذهنی
ولی الان دوروزه ک اون حس داره بم میگه نمیخوات بری بیرون باید بشینی توخونه و رو خودت کارکنی
واین درحالیه من تنها ورودیه مالیم 400 هزارتومن یارانه ی دولته
و شرایط معیشیتی جایی ک درش هستم جوریه ک حتی غذای درست براخوردن دیر به دیر تهیه میشه
ولی الان ک در جلسه ی دوم ثروت1 هستم نشتی هایی تو باورهام دارم پیدامیکنم برام مییییلیاردها دلار می ارزه
یعنی بقول استاد این تایمی که برااینکار دارم میذارم منو چندیییین سال از دویدن دنبال پول جلو میندازه
پس میگم چشم
و نمیپرسم چرا
وادامه میدم با تمرکز بیشتر
تمام مسیری ک اومدم الهامی بوده و تجربه هامو نادیده نمیگیرم
الذین یومنون بالغیب میشم
خدا داره راه میانبرو بم نشون میده
من این شرایط رو هم میگذرونم به بهترین شکل
تقریبا سه ماه پیش در جایی زندگی میکردم که نمیتونستم یه ثانیه ازادی داشته باشم وهییییچ حس خوبی نبود
وانقدر ذهنم قفل بود که به خدا گفتم اگر کاری واسم کنی ک مکان زندگیم عوض شه و شرایطم بهتر شه میفهمم ک کاری واسم خواهی کرد که اوضاع مالیم هم بهتر شه
چرا حرف خودمو یادم رفته؟!
خدایی ک داره بم میگه چیکار کنم تااوضاع مالیم بهتر شه همون خدایی ک قدم ب قدم همراهم اومد و بهم گفت چیکار کنم تا محیط زندگیم تغییرکنه
شاید ازلحاظ تغذیه در مضیقه باشم اما من معضلم ازادی بود که صددرصددرست شده
معضل تغذیه هم بارزقی ک خدا بواسطه ی تغییر باورهام بم میده انشالله حل خواهد شد
و برای اطرافیانم شرایط رو بهتر خواهم کرد
انشالله:))))
بنام خدا
استاد منم ندیدم کسی مثل شما انقدر استاد تشخیص الهامات باشه و انقدر عملگرا باشه و تسلیم استاد خیلی دوس دارم شما عملی حرف میزنید چون خودتون این راه را رفتید اینکه میگید اینجوری نیست که همون اول وصل بشی خدا یه هدایتی بکنه مام بگیم چشم و همه چی اوکی باشه برای همه حتی ابراهیم اینجوری بوده اول باید ما شروع کنیم تو مسیر بیفتیم اولش صدای خدا را ضعیف میشنویم حتی ممکنه بشنویم هم عمل نکنیم و جدی نگیریم ولی انقدر باید ادامه بدیم تا ایمان ساخته بشه عمل بشه و نتایج بیاد تا راحتر ادامه بدیم من اولا خیلی کمالگرا بودم ولی الان تو چیزهای کوچک به حرف دلم گوش میدم حتی اگه اتفاق بدی هم بیفته به خودم میگم من نمیدونم ولی برای رشد منه همه چی این یعنی تسلیم شدن
این بحث هدایت خداوند چقدر واقعا عمیقه و با اختلاف قوی ترین ابزاری هست که خدا بهمون داده ولی من خودم تا اینجای زندگیم کوچکترین بهره ای نبردم ولی تصمیم گرفتم راحت زندگی کنم یه راهش گوش دادن ملیاردها بار این فایله
به نام خداوند هدایتگر مهربان
سلام به استاد عزیزم🌼، استاد عرشیانفر عزیز🌷، خانم شایسته مهربون و دوستداشتنی ✨ و سلام دارم به همه دوستای گلم در خانواده صمیمی عباس منش 🌟، امیدوارم حال همگی عالی باشه.
خدایا شکرت. چه آگاهیهای فوقالعاده زیبایی🌷، معنای تسلیم بودن رو باید از این فایل و توضیحات اون یاد بگیریم.
آخ که چه تسلیمی داشته حضرت محمد، هر الهام و هدایتی از طرف خدا میرسه میگه چشم. خدا به پیامبر میگه: بگو او خدایی یکتاست. پیامبر همون وحی رو بی کم و کاست اجرا کرده، اصلا من و منیتی این وسط نیست، مقاومتی وجود نداره، خدا میگوید، پیامبر میشنود و تکرار میکند: بگو او خدایی یگانه است. پیامبر نگفته: خدا این رو گفته، پس بگم: او خدایی یگانه است. من به این موضوع دارم فکر میکنم که پیامبر چقدر با خودش در صلح بوده، چقدر تسلیم داشته، چقدر سیم دلش به خدا وصل بوده، بقول استاد عرشیانفر پیامبر ما چهل روز توی تنهایی خودش توی غار چی کار میکرده؟ ایشون میخواست توی آرامش، توی سکوت، صدای قلبش رو بشنوه❤️.
من لذت بردم از صحبتهای استادم که گفتن: من باید به سمت خدا برم، اول من باید خودم رو آروم کنم تا صدای قلبم رو بشنوم. من باید یه آمادگی در خودم ایجاد کنم، همونطور که هرکسی این تکامل رو طی کرده و این آمادگی رو در خودش ایجاد کرده. این آمادگی چطور ایجاد میشه: با این باور که 🌹خدا هدایت میکنه من رو به سمت رویاهام، من قدرت و هدایت خدا رو باور میکنم. من خودم رو لایق همصحبتی و دریافت وحی خدا میدونم🌹. چرا؟ چون این جهان یک پادشاه، یک مدیر و فقط یک فرمانده میتونه داشته باشه، چون جهان پر از قانونهای مختلف در زمینه فیزیک هست، پس باید با یه جهان قانونمند روبرو باشم در تمام ابعاد. چون میبینم همه چیز دو وجه داره، مثلا به قول استاد در کتاب رویاها نور و روشنایی نیروست و تاریکی نبود روشنایی است، چون ثروت نیرو است و فقر یعنی نبود ثروت، چون سلامتی نیروست و بیماری یعنی نبود سلامتی، چون گرما نیروست و سرما یعنی نبود گرما. پس جهان باید یه نیرو و انرژی واحد داشته باشه که وقتی به سمتش حرکت کنی، از قطب کمبود و ضعف و ناتوانی دور میشی و اصلا ترسی نداری.
احساس ما هدایتی هست از طرف خدا، یه جور نشانه و راهنما که داریم به کدوم سمت حرکت میکنیم، اگر آرامش داریم یعنی صدای خدا رو بیشتر میشنویم و عمل میکنیم و به این خاطر به سمت خواستههامون حرکت میکنیم و اگر احساس بدی داریم یعنی بیشتر به نجواهای شیطان گوش دادیم تا وحی خدا و داریم به سمت ناخواستههامون حرکت میکنیم.
این کلمه `بیشتر` رو برای این نوشتم که ما وقتی داستان رو متوجه میشیم، آگاهانه سعی میکنیم آروم باشیم و گوش بدیم و باور کنیم قدرت و هدایت خدا رو و این نیازمند تمرین و تکرار و طی کردن تکامله، چون ما هرچقدر هم که پیشرفت میکنیم، نمیتونیم بگیم به صددرصد الهاماتمون عمل میکنیم که. پس میشه بیشتر هماهنگ شد، پس از هر جایگاه خوبی، خوبترش هم وجود داره.
خدا رو صد هزار مرتبه شکرت🙏
استادم و استاد عرشیانفر عزیز رو تحسین میکنم که اینقدر به درک زیبایی رسیدن توی زندگی و هم خودشون دارن خوب زندگی میکنن و هم جهان رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل میکنن.
خدایا شکرت🌟. خدایا شکرت 🌟، خدایا شکرت 🌟
به یاد جمله ما به خدا اعتماد داریم افتادم، وقتی برای ذهنم این موضوع رو منطقی کرده باشم، ورودیهایی به ذهنم داده باشم که به این جمعبندی برسه که تنها قدرت کیهان خداست و به قول قرآن هیچ برگی بی اذن خدا بر زمین نمیافته، پس حالا که باور کردم قدرت ایمان به خداوند رو، حالا که فهمیدم قانونمندی و دقت داستان رو، حالا که داستان زندگی هر انسان موفقی رو میخونم میبینم ایمان خودش رو نشون داده و نسبت به سختیها و تضادها تسلیم نشده، وقتی اینها رو میبینم، میام توکل میکنم و به این نتیجه میرسم آقا من باید کار خودم رو انجام بدم، من باید روی خدا حساب کنم و پیش برم اصلا مهم نیست که الان شرایط چطوریه؟ اصلا مهم نیست که میگن روشت جواب نمیدهد.
به یاد این آیه افتادم:
یَکَادُ ٱلۡبَرۡقُ یَخۡطَفُ أَبۡصَٰرَهُمۡۖ کُلَّمَآ أَضَآءَ لَهُم مَّشَوۡاْ فِیهِ وَإِذَآ أَظۡلَمَ عَلَیۡهِمۡ قَامُواْۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمۡعِهِمۡ وَأَبۡصَٰرِهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٞ
(۲۰) بقره
نزدیک است که برق، چشمانشان را برباید؛ هرگاه که بر آنان روشن مىسازد، گامى در آن برمىدارند و چون تاریکى آنان را فراگیرد، بازمیایستند؛ و اگر الله بخواهد، شنوایی و بیناییشان را از بین میبرد؛ زیرا الله بر هر کاری تواناست.
من از آیه بالا انگار این آگاهی رو دریافت کردم که انگار اون کسانی که هدایت شده هستن، برخلاف گمراهان، اگر هوا تاریک یا روشن بشه، همواره در حال حرکتاند، انگار اونها یه نوری دارن که براشون مسیر رو روشن میکنه و اونها چه توی شرایط خوب، چه شرایط به ظاهر سخت که خیلیها یخ میزنن و متوقف میشن، دارن حرکت میکن، اعتماد دارن به خدا و با قدرت پیش میرن.
❤️In God we trust❤️
امیدوارم همه شما دوستان گلم در پناه خداوند بزرگ، شاد🌷، سلامت🌼، ثروتمند✨ و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🌟
به نام خدایی که هر چه دارم از ان اوست
سلام و درود و مهر بی پایان
خداروشکر برای یک روز دیگر که اجازه دادی نفس بکشم و بنده ی تو باشم
خدایا شکرت ….
حس خوب یک راز است
این جمله یه زمانی فقط یه جمله ی انگیزشی بود اما الان ایمان و باور من شده
وقتی که به مسیری که طی کردم در طول این 4 سال که شاگرد شما بودم یه جاهایی از مسیر خارج شدم اما باز هم برگشتم ،در تمام این مسیر وقتی به خودم نگاه میکنم و
تغییراتم
متوجه قانون تکامل میشم
متوجه یک سری از صحبت های استاد که همیشه میگفت بچه ها صبور باشید باورهای شما یک شبه تغییر نمیکنه
و چقدر خوشحالم از این اینکه تکاملی رو طی کردم و این قانون شده از باورهای اصلی
یک زمانی برای داشتن حال خوب ساعت ها و روزها نهایت زور خودم رو میزدم تا بتونم این جمله ی استاد درک کنم
احساس خوب=اتفاقات خوب
حقیقتا اوایل خیلی سخت بود که بتونم احساسم رو خوب کنم تا بتونم نتیجه ی این قانون رو ببینم
هر چقدر که گذشت و من تونستم ردی این قانون کار کنم به قول استاد این عضله در من هر روز تقویت شد و مهارت من بیشتر شد
الان در جریان زندگی هر اتفاقی که میفته سعی میکنم احساسم رو خوب نگه دارم و به لطف الله هر روز دارم بهتر میشم
اصل این قانون برای زمانیه که یک اتفاق ناگوار افتاده و تو باید بتونی احساست رو خوب کنی
و چقدر قشنگ استاد عزیزم به ما یاد داد که در لحظه اول واقعا سخته کنترل ذهن اما شما فقط باید بتونیم یک کوچولو ،یک کوچولو احساست رو خوب نگه داری
تا هدایت ها کم کم از راه برسه
چند روز پیش وقتی چالشی پیش اومد در لحطه ی اول احساسم بد شد و حتی در حال تصمیم گیری هم بودم همونجا این زنگ به صدا در اومد که حواست به احساست باشه و
متوجه شدم که مسیر اشتباهه
پس سعی کردم آروم کنم رو با باورهای توحیدی تا احساس آرامش من هی بیشتر و بیشتر شد
و هدایت ها از راه رسید
پیشرفتی که در خودم احساس کردم این بود
که وقتی اتفاق ناجالبی میفته
من سعی میکنم از زاویه ای به قضیه نگاه کنم تا احساسم خوب بشه
یعنی تغییر دادن نگاه مون به اتفاقات
با خودم گفتم این اتفاق برای این هست که من صبورتر و مهربان تر بشم
اره دقیقا خداوند میخاد من روی صبر و مهربانی کار کنم درسته عوض شدم اما میشه که از این بهتر هم بشی
و خدارو شکر میکنم که یک درجه پیشرفت کردم و آگاه تر شدم ..
امشب داشتیم با همسر جان داستان هدایت الهی 2 رو نگاه میکردیم
استاد داستان رو تعریف کردن که کارت بانکی قطع شده و بدون ماشین در یک کشور غریبه و از اون طرف سایت استاد به مشکل خورده
در این شرایط واقعا کنترل ذهن کار بسیار بزرگی هست
در اینجا نگاه خانم شایسته رو خیلی دوست داشتم
که در ابن شرایط به استاد گفتن این یک نشونه ست ما اصلا نیازی به ماشین نداریم
چون ما قراره به آمریکا بریم
ما خیلی زود از اروپا میریم
به نظرم این نوع نگاه به مسائل در شرایط سخت واقعا شگفت انگیز هست
واقعا فوق العاده ست
من با تمام وجودم ایشون رو تحسین میکنم
و برای بار هزارم
به ذهن خودم یاداوری میکنم که ببین نگاه زیبا بین داشتن اینجوریه
تو رو از وسط تقلاها و سختی برت میداره و میزاره توی بهشت برین
این وعده ی خداونده که حق است
خدایا شکرت
خدا جونم میخام دور سرت بگردم انقدر که به من نعمت دادی از فضل و کرم خودت که من حیران میمونم از این عظمت تو
خدا جونم مرسی که در تک تک لحظات زندگیم حضور داری
خدا جونم ازت میخام قلب و دل من رو خالص تر بگردانی تا بتونم صدای هدایت تو رو واضح تر بشنوم
من تسلیم درگاه تو هستم
خدایا شکرت
خدایا ما به تو اعتماد داریم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
سپاسگزارم استادعزیز
یک هفته ای هست که بعضی شبها میام و روی حیاط آتیش روشن میکنم وکتری رومیگزارم وشروع میکنم به فایل گوش دادن
کامنت خوندن
کامنت نوشتن
امشب هم داشتم فایل روگوش میدادم که نم نم بارون هم شروع شد
وبه اونجایی رسید که گفتید حضرت موسی خسته شد ازتوبیابان خوابیدن وترس ازکشته شدن
ی لحظه یاد خودم افتادم زمانی که مواد مخدر مصرف میکردم وهمش درترس بودم و یجایی رسیده بود که تمام درها روقفل میکردم و ی چاقو همیشه کنارم بود
ودیگه خسته شدم بودم واز خدا کمک خواستم و رها کردم وگفتم من دیگه نمیتونم خودت کمکم کن
وخداجوابم رو داد
و بعدکمکم تکاملم روطی کردم تاباشما آشنا شدم این هم رو ازخودش خواستم اون روز رودقیقا یادم هست وفردای اون روز جوابم رو داد و توسط یکی ازدستانش من تونستم وارد بشم وتابه امروز که کلی زندگی من تغیر کرده
این روهم بگم همین جور که داشتم این مطالب رو مینوشتم نجواها هم میومد که یاد صحبتهای شما میافتادم که میگفتید شیطان همیشه داره کارش روانجام میده
وباتوجه به این آموزشها ادامه دادم
خدایاشکر به خاطر مسیری که درش هستم
سلام دوست عزیز
خیلی خوشحالم که شما با این قوانین تونستین از این بیماری نجات پیدا کنید و خیلی انسان با اراده ای هستید دیدم آدم هایی زو که چندین با میزن کمپ اما دوباره برمیگردند به همون راه قبلی اما من فرکانس شما رو حس کردم و خیلی خوشحالم از اینکه یک نفر با این قوانین تونسته سالم بشه
سلام خدمتِ استادِ عزیز و همه همفرکانسی های محترم؛
خداروشکر میکنم که باز هم فرصت شد که کامنت بگذارم،
استاد، توی این فایلِ ارزشمند در موردِ کنترلِ ذهن که توی قرآن به نام تقوی ازش یاد شده صحبت کردین. یادِ یک فایلِ دیگه از شما افتادم که اشاره کرده بودین به آیه های اول سوره بقره: (((الم، ذلِک الکِتاب لا رَیبَ فیهِ هدیً للمتقین، الذین یومِنون بالغَیب و یقیمون الصَلاه و مِما رَزقناهم ینفِقون.)))
توی این آیه متقی ها یا همون اهل تقوی یا همون کسانی که اهلِ کنترل ذهن هستند رو تعریف کرده: اونها کسانی هستند که اکثرِ مواقع به غیب ایمان دارند، اکثرِ مواقع به رَب توجه دارند و به سوی اون روی برمیگردونند و اکثرِ مواقع از آنچه روزیِ آنها کرده است انفاق میکنند.
نکته جالبش ایمان داشتنِ به غیبه؛ که در راهِ کنترل ذهن ما باید به غیب ایمان داشته باشیم. اما غیب چیه؟
غیب، خداست، رَب، تنها قدرتِ حاکم بر جهانیان که قابلِ رویت نمی باشد.
(غیب منو یادِ یه چیزی شبیهِ به فکر میندازه، خودِ فکر که قابلِ رویت نیست. میخواستم بگم اکسیژن، ولی الان متوجه شدم که اکسیژن با چشم مسلح قابل رویته بالاخره.)
بنابراین ما باید به غیب و نیروی غیب باور داشته باشیم (همون نگاهِ “هر چه پیش آید خوش آید”) و راهِ سعادت در دنیا و آخرتمون همینجاست.
باید قبول بکنیم که رَب قابل رویت نیست ولی اگر میخوایم سعادتمند باشیم راهش اینه که به رَب ایمان داشته باشیم و تسلیمش باشیم و خودمونو بسپاریم بهش، بسپاریم به همونی که ما رو توی شکم مادرمون خلق کرد، به ما جان داد و همه چیز مالِ اونه. به نظرِ من تسلیمِ رب نشدن (و تسلیم رب نبودن) جهل هست و اگه عاقل باشم باید به رَب ایمان داشته باشم و تسلیمش باشم. از چی میخوایم بترسیم؟؟!… هر کجا باشیم خدا با ماست؛ و کی بهتر از خدا؟؟!… بمیریم اون هست، قیامت بشه اون هست، بریم قعرِ چاه اون هست، عروج کنیم به آسمانِ هفتم اون هست و … پس، هر فکری، هر باوری، هر نگرشی، هر طرز فکری که به من احساسِ نگرانی، احساسِ ترس، احساسِ حسادت، احساسِ اضطراب و در کل احساسِ بدی میده از جایگاهِ شیطانه که دشمنِ آشکارِ ماست و باید طرزِ فکرمون رو تغییر بدیم
و برعکسش، هر فکری، هر باوری، هر نگرشی، هر طرز فکری که به من احساسِ آرامش، احساسِ اطمینان قلبی، احساسِ قدرت و در کل احساسِ خوبی میده از جایگاهِ الله هست.
اصلاً اصلاً رَب اصرار نداره که وحیش رو عملی کنیم. ماییم که باید بخوایم و عمل کنیم. همونطوری که استاد توی فایل قبلی گفتند، اصل خودِ ما هستیم که انتخاب میکنیم که میخوایم به کدوم مسیر بریم و بقیه اش رو بسپاریم بهش و اونه که به ما کمک میکنه. یادمون باشه که رَب قادرِ مطلقه و چیزهای هر چه بزرگتر و ارزنده تر ازش بخوایم تا لذت ببریم، چه در دنیا و چه در آخرت:
*ربنا آتنا فی الدنیا حسنه، و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار.
سپاسگزارم از استادِ عزیز بابتِ این فایلِ ارزشمند.
هر کجا هستید در پناهِ اللهِ یکتا، شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.