درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2265 روز

    به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی

    سلام به استاد و مریم عزیزم و دوستان عزیزم

    این گفتگویی که استاد با شاگردتون آقای عرشیانفر عزیز داشتید بسیار بسیار بسیار گفتگوی عاااااالی بود هرکسی که تو اون لایو بود واقعا از قبل به نوعی آماده دریافت این آگاهی ها بود لایو عجیییییییب شگفت انگیزی بود واقعا نوع صحبتها احساساتی که هردو استاد گرانقدر داشتید اصلا بینظیر بود استاد جان سخاوتمندانه این گفتگو رو تو سایت منتشر کردید بی نهایت سپاسگزارم

    استاد جانم این تحسین و قدردانی که هردو از هم داشتید آقای عرشیانفر در جایگاه شاگردی و شما در جایگاه استادی از هم تعریف و تحسین و قدر دانی کردید برام درس داشت این شخصیت تحسینگر و قدردانی و احساس مهم بودن به دیگران دادن یکی از اصول مهم رابطه درست هست

    استاد جان اینکه گفتید شاگردتون از درسهایی که از شما یاد گرفتند درعمل خوب اجرا کردند و نتایج خوبی گرفتند که خودشون گفتند چقدر به احساس خوب به صلح با خودشون رسیدند ارتباطشون با خدا عالیه سلامتن بدون هیچ غم و کینه ای هستند استاد شما گفتید این بهترین خبره و بزرگترین نتیجه هست که همه چیز خوب رو به همراه داره نشون میده این قانون چقدر مهمه وچقدر اصل و مهمه

    «یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الا أحسن الحال»

    این آیه ای هست که من از خیلی سالها پیش فقط از عید و تمام پروسه هایی که داره فقط عاشق تلاوت این آیه و معنی زیباش بودم و هستم

    زیباترین حال بهترین حال از نظر استاد جان چیه ؟

    استاد تعریف کردید که تاثیر قانون احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و احساس بد مساوی اتفاقات بد رو چقدر قبل از آگاه بودن به قوانین الهی تو زندگیتون تجربه کرده بودید که به محض اینکه این قانون این اصل مهم رو برای اولین بار شنیدید بدون هیچ مقاومتی دربست قبول کردید و بعد هم تو قرآن دنبال این موضوع مهم گشتید و دیدید که ریشه کلمه حزن سی وچهار بار اومده و هربار با لای نفی اومده و مثالهای قرآنی رو در مورد پیامبران و مادر موسی هم پیدا کردید و به این اصل مهم به این قانون بدون تغییر خداوند که حتی در مورد پیامبران هم بدون هیچ تخفیف اجرا میشه و احساس خوب مساوی اتفاقات خوب واحساس بد مساوی اتفاقات بد حتی در مورد پیامبران هم کاملا دقیق اجرا شده چون این قانون بدون تغییر خداوند هست

    هرکسی که چه به صورت اگاهانه و یا نااگاهانه این قانون رو اجرا کنه نتیجه عمل به قانون احساس خوب اتفاقات خوبه و بالعکسش هم اتفاقات بد رو تجربه میکنه بارها دیدیم افرادی که خونسرد آروم و علی بیغم و بیخیال هستند افرادی هستند که به اصطلاح عوام خوش شانس هستند و اتفاقات خوبی رو تجربه میکنند چون ناآگاهانه دارند از قانون احساس خوب مساوی اتفاقات خوب پیروی میکنند

    ما اگر بیایم به صورت اگاهانه این قانون و اصل اساسی رو تو زندگی مون رعایت کنیم بتونیم مدت زمان بیشتری از روز رو در احساس خوب بمونیم زندگی برامون بهشت میشه اتفاقات خوب در همه زمینه ها رو تجربه میکنیم تو شرایطی که همه چیز در حالت خوبش هست قاعدتا داشتن احساس خوب کار راحتی هست گرچه خیلی از افراد تو شرایط خوب هم خیلی نامردانه غر میزنند ناسپاسی میکنند که خوب احساس خوبی هم ندارند و اتفاقات خوب رو هم تجربه نمیکنند

    اما تو شرایط سخت مالی یا سلامتی یا روابط تو اتفاقات به ظاهر بد وسخت خیلی مهمه که بتونی احساست رو خوب نگه داری ذهنت. رو کنترل کنی و برای اینکه بتونید تو شرایط سخت احساست رو خوب نگه داری باااااید یاد گرفته باشی که تو شرایط خوب زیباییها رو ببینی نعمتها رو ببینی تحسین کنی اونوقت تو شرایط سخت هم میتونی به صورت تکاملی به احساس خوب برسی اگر یه موضوعی قبلا یک هفته تو رو ناراحت میکرد با کنترل ذهن میتونی به یک روز دفعه بعد همون موضوع یک ساعت دفعه بعد ده دقیقه تو رو ناراحت میکنه پاداشها رو کسانی میگیرند که بتوانند تو شرایط سخت ذهنشون رو کنترل کنند وبه احساس خوب برسند

    استاد عاشقتم که خیلی صادقانه میگید من خودم تو این زمینه کنترل ذهن هیچ ادعایی ندارم چون این نیاز به ذهن قوی و تمرین داره و واقعا یه وقتایی از دست آدم در میره

    هیچ انسانی هیچ پیامبری نمیتونه و نتونسته در همه موارد احساسش رو خوب نگه داره مثال حضرت ابراهیم زمانی که فرشته ها آمدند و ترسی که بهش مستولی شد و فرشته ها بهش میگند نترس ……

    هر موضوع نگرانی کننده ای میتونه احساس تو رو بد کنه ولی به اندازه ای که قانون احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و احساس بد مساوی اتفاقات بد رو باور میکنی و بهش عمل میکنی وبه موضوعات از زاویه ای نگاه میکنی که به احساس خوب در مدت زمان بیشتری در روز برسی با شروع صبح و روزت با شکرگزاری به قول خداوند إن شکرتم لایزیدنکم ارتباط بین شکر گزاری و وضعیت مالی و یا سلامتی رسیدن به احساس خوب هست شکرگزاری یکی از بزرگترین راههای رسیدن به احساس خوب هست ما باید اگاهانه دنبال چیزی بگردیم که به ما احساس خوب بده هرچقدر ما در احساس خوب بیشتری بمونیم به مدارهایی می ریم که اتفاقات خوب رو لاجرم تجربه میکنیم هیچ اتفاق خوب ویا بدی از قبل آماده نشده بلکه ما هرلحظه با احساسمون با فرکانسمون اتفاقات لحظه بعد رو رقم میزنیم

    از اونجا که ما نمی تونیم در همه موارد در بهترین و بالاترین احساس خوب باشیم پس اتفاقات زندگی ما هم نمیتونه در بالاترین کیفیت ممکن باشه این خاصیت و ویژگی دنیای مادی هست حتی در مورد پیامبرها هم در دنیای مادی اینگونه بوده ولی در دنیای پس از مرگ در بهشت تا فی خالدون همه چیز خوبه نه گرمه نه سرده نه تشنگی و نه گرسنگی همه چی عالیه و در جهنم هم تا فی خالدون در همه موارد بده

    اما تو دنیای مادی وظیفه ما اینه تلاش کنیم احساسمون رو خوب نگه داریم واصلااااااا کار راحتی نیست

    استاد جان اینگونه فکر میکنند و ماهم باااااید اینگونه فکر کنیم احساس بد وافکار بد رو مترادف کنیم با دست تو آتیش کردن یا تو پیریز برق کردن اصلا مهم نیست تو چقدر دلیل و منطقی دست تو آتیش میکنی به هر حال دستت تو آتیش می سوزه اگر قانون رو در این حد بپذیریم اتفاقی که میافته خیلی مراقبتر هستی که اخبار منفی نبینیم اتفاقات بد گذشته رو تو ذهنت نوشخار نمیکنی و نگران آینده نمیشی و احساسمون رو خوب نگه می داریم و اونوقت اتفاقات خوب از در و دیوار میافته

    همینکه اگاهانه تصمیم بگیریم تو شرایط بد یه راهی پیدا کنیم وبه موضوع طوری نگاه کنیم که به احساس خوب برسیم ورق بر میگرده مثال ادیسون و آتش سوزی ازمایشگاهش و کنترل ذهن ایشون تو اون شرایط و یا ایلان ماسک و کنترل ذهنش تو اون شرایط سخت اونها رو به این حد از نتیجه و موفقیت رسونده

    تو شرایط سخت خیلی درسها میشه گرفت تجربه به دست آورد و به عملکرد خودت فکر کنی و درس بگیری که تو مراحل بعدی زندگی کمکمون میکنه وگرنه تو شرایط خوب که عملا همه چی خوبه و اصلا تو به چیزی فکر نمیکنی بارها دیدیم افرادی که بعد از طلاق و گذروندن دوره سخت بعد از طلاق در رابطه بعدی با تجربیاتی که از رابطه اولش داشته تونسته تو رابطه جدیدش موفقتر باشه نه به این دلیل که لزوما در رابطه جدید با آدم بهتری هست بلکه خود اون فرد آدم بهتر وبا تجربه تری شده و با افکار درستی زندگی رو ادامه رو شروع میکنه و رشد کرده

    استاد جان عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    زهرا فرجی گفته:
    مدت عضویت: 2221 روز

    سلام

    دوستای عزیزم نمی‌دونم داستانی که می‌خوام تعریف کنم به این قسمت ربط داشته باشه یا نه

    ولی هدایت شدم که بیام و بنویسم

    من ب قصد خونه مادرم و ی سفر ده روزه اومدم ب تهران

    آخه مادرم مهمونی داشت و منم مثل خواهرام باید میومدم و تو این مهمونی حاضر میشدم

    بعد از اتمام مهمونی من موندم پیش مادرم دوروز که گذشت بهم‌الهام شد که پاشو ی کاری کن بعد رویه بالشتی دیدم که خیلی چهره قشنگی نداشت از مادرم خواستم که اجازه بده تا رویه شو عوض کنم

    مادرم بهم گفت اگر میتونی کل رختخوابها رو وارسی کن و اگر ملافه ها کثیفن ، بشوریم

    خب کار سختی بود

    و واقعا کار ی نفر نبود

    از طرفی قیافه ملتمسانه مادرم منو وادار میکرد که درخواستش تا جاییکه میتونم انجام بدم

    استاد از وقتی ازآموزشهاتون سر لوحه زندگیم شده دلسوزی ممنوع شده

    بخاطر همین ب خدا گفتم خدایا خودت بیا پایین و کمک کن

    بعد از نظافت ملافه ها ، از ساعت 3 شروع کردم به دوختن و کشیدن

    و تا ساعت 9 تقریبا کارها تموم شد طوری که خواهرم اومد و دید که تموم شده شوکه شده بود

    می‌گفت واقعا چطوری اینهمه کار کردی

    گفتم واقعا نمی‌دونم چطور شد که این همه با سرعت اینهمه کار انجام شد

    و در تمام این مدت من با خدا صحبت میکردم ازش هدایت میخواستم

    چند روز بعد اومدم خونه برادرم

    همسایه سوم دو تا طاووس داشت

    از طبقه سوم میدیدمشون و باهاشون صحبت میکردم

    وقتی بالکن خونه برادرم ترک میکردم طاووس صدام میکرد تو ملاقات چهارم پنجم بهش گفتم من ازت پر می‌خوام

    بعد از یکساعت زنگ خونه بردارم نواخته شد

    پسر همسایه ی پر طاووس آورده بود و گفت خیلی طول می‌کشه که طاووس پر بندازه الان اومدم بیرون دیدم ی دونه پر انداخته

    مادرم گفت این خانم از بالا گفت من پر می‌خوام این پر مال اونه

    و الان این پر آوردم بهتون بدم

    باز رفتم دم بالکن و ازش تشکر کردم و براش عشق فرستادم

    امروز با برادرم و خانمشون تلویزیونشون که مدتها ست خاموش شده راه انداختیم

    ب خانمشون گفتم میتونید برید گوگل و سایت استاد دانلود کنید

    و چقدر ازین موضوع خوشحال شدم

    الآنم می‌خوایم بریم حضورا از طاوس تشکر کنم و بعدشم بریم تو بازار گشت و گذار

    بی نهایت ممنونم از خداوند و استادید بزرگوارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  3. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    به نام خداوند هدایتگر و حمایتگرم به سمت آسانی و لذت و سعادت و خوشبختی و عشق و برکت و نعمت و ثروت و آرامش و سلامتی و روابط عالی و فراوانی

    سلام به استادانم و سلام به همه دوستانم

    الهی شکر که یا بار دیگه این فایل بی نظیر رو گوش دادم نمیدونم برای بار چندمه ولی میدونم هر بار که گوش دادم انگار بار اوله ، همون احساس همون آگاهی حتی بیشتر همون اشتیاق و شور

    الهی شکرررر

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    یا مقلب القلوب و الابصار

    یا مدبر اللیل والنهار

    یا محول الحول و الاحوال

    حول حالنا الی احسن الحال

    من قبل اینکه اصلا با این آگاهی ها آشنا بشم هر وقت موقع تحویل سال این دعا خونده میشد یا خودم میخوندم احوالم دگرگون میشد البته همه ما فکر میکنم این تجربه رو داشتیم انکار یه لحظه وصل می‌شدیم و منقلب می‌شدیم ولی خیلی کوتاه و بعد به همون سبک قبل برمیگشتیم

    الان که بررسی میکنم و صحبت هایی که دوباره شنیدم داره توی گوشم این ندا میاد که فقط باید تکرار کنیم و مادام این آگاهی ها رو به خودمون یادآوری کنیم تا احساس خوشبختی و آرامش همیشگی باشه و زندگیمون روان باشه و همواره هم جهت باشیم با جریان خداوند

    استاد این موضوع رو خیلیییی خوب توی دوره هم جهت با جریان خداوند باز میکنه

    البته این موضوع رو هم نادیده نگیریم که ما توی دنیای مادی و دو قطبی زندگی می‌کنیم که هیچوقت حد اعلا وجود نداره همیشه میشه به سمت بهتر شدن رفت و بهبود داد به شرط آگاهانه کار کردن همیشگی روی خودمون و جهت دادن آگاهانه به افکار و فرکانس هامون

    استاد توی دوره هم جهت با جریان خداوند این موضوع رو میگن که قبل از اینکه دریا طوفانی بشه باید شنا کردن رو یاد بگیریم توی این فایل هم اشاره کردن که زمان هایی که اوضاعمون خوبه روی احساس خوبمون آگاهانه کار کنیم که بالاترین فرکانس برای رسیدن به احساس خوب سپاسگزاریه یعنی توی شرایط خوب سپاسگزار نعمت ها باشیم وقتی سپاسگزاری عمیق داریم احساس آرامش میکنیم و طبق قانون این احساس خوب ، اتفاقات خوب رو رقم میزنه که این موضوع ذهن ما رو خلع سلاح میکنه و کمک میکنه که اگه اوضاع به ظاهر ناجالب شد بتونه از،این ابزار استفاده کنه به نفع خودش به عبارتی میشه همون یاد گرفتن شنا قبل طوفانی شدن دریا

    استاد توی دوره هم جهت چند تا باور مرجع رو بررسی میکنه که خیلییییی ایجاد کردنش کمک میکنه البته توی همین فایل هم یه نکته ای رو گفتن که من ازش به عنوان باور مرجع استفاده میکنم اینکه وقتی مسئله ای پیش میاد یه درسی برام داره و این باعث میشه مشتاق بشم که درسشو بکشم بیرون و از خدا هدایت بخوام مثل بازی میشه برام و این یعنی کنترل ذهن . نتیجه کنترل ذهن هم احساس خوبه پس قراره اتفاقات خوب بشه طبق قانون

    خدایاااااا شکررررت که امروز هم به سمت این آگاهی ها هدایتم کردی

    استاد جانم از شما و استاد عرشیانفر هم سپاسگزارم به خاطر این لایو فوق العاده

    از خانم شایسته عزیز و خانم فرهادی و آقا ابراهیم هم به خاطر فعالیت عاشقانشون توی این سایت الهی هم خیلیییی سپاسگزارم

    الهی هممون در آغوش گرم خدا با ایمان راسخ و اعتماد بمونیم

    خدا نگهدارتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  4. -
    Sorur Yaghubi گفته:
    مدت عضویت: 2333 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان

    همین چند روز قبل داشتم به همین فایل فک میکردم که اسمش چی بود که روی گوشی هم داشته باشمش.. فقط لایو دیده بودم اونم نه از طریق پیج شما… این همون لایوی بود که من رو با شما استاد آشنا کرد و از اون زمان یک روز هم نشده که نباشم توی سایت ..

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    واقعا این قانون معجزه میکنه اگه درکش کنیم

    من مثال کسی بودم که هیچوقت مشکل خاصی نداشتم توی زندگی ، اما بقول شما انقدر نامرد بودم که ناسپاس باشم و شاکی از زمین و زمان .. و الان میفهمم که همون چالشهایی هم که بود بخاطر ناسپاسی و فاز مأیوسی خودم بود.. اما الان مدت هاس که من زیر و زبر شدم و اوضاع در بالای 95 درصد مواقع کاملا بر وفق مرادمه ، خیلی از اوقات 100 درصد راضیم از خودمو و همه چیز زندگیم ، خداروشکر

    کنترل ذهن سخت ترین کاره واقعا و اگه بگیم راحته شعاره

    اما نمیدونم روی چه حسابی من واقعا دلم میخواس یادش بگیرم ، شاید چون خسته شده بودم از اون همه نا آرامی درونم و اخبار چرت و پرتی که در مورد هر چیزی میشنیدم.. و تونستم یادش بگیرم ، نمیگم عالی عالیم اما بالای 85-90 درصد مواقع خوب ذهنم رو جهت دهی میکنم که راضیم چون زندگیم دلخواهمه و ارامش رو ساختم

    سپاسگزار استاد عزیزم و خانم شایسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  5. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3238 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    حکیم سخن بر زبان آفرین

    سلام استاد گرامی

    سلام خانم شایسته مهربان

    سلام دوستان هم فرکانسی

    خدایا بابت بودن من در این سایت دوست داشتنی و داشتن این استاد گرامی و دوست داشتنی که من بسیار بسیار مدیون ایشون هستم تغییرات زندگی خودم و اگر ایشان نبودند معلوم نبود حال من در چه شرایطی بود

    خدایا شکرت بی نهایت بار

    من خودم به علت یک مشکل خانوداگی که برای برادرم ایجاد شده بود دیروز خیلی حالم خراب شد و من فکر می کردم که من احساسم بد نمی شود و می توانم بر احساسات خودم غلبه کنم و کنترل ذهن داشته باشمم . به نظر خودم هم اینکار را انجام داده بودم و فکر می کردم که خیلی خوب توانسته بودم خودم را کنترل کنم

    در ظاهر به این شکل بود اما در واقعیت چیز دیگری بود

    من امروز یک کاری بایست انجام می دادم که بسیار به تمرکز بالا در مدت زمان زیاد داشت و با کمال تعجب دیدم که نتیجه اصلا آن چیزی که من می خواستم نشد

    اولش که خیلی ناراحت شدم و از دست خودم عصبانی شدم

    اما با توجه به آموزه هایی که از استاد عزیزم آموخته ام به این نتیحه رسیدم که دلیل این تمرکز بسیار کم من برمی گردد به احساس بد دیروز من و من فکر می کردم که توانسته ام ذهن خودم را کنترل کنم اما در واقعیت این نبود

    قانون جهان به تصورات من کار ندارد

    ورودی نامناسب= احساس بد= اتفاق بد

    به همین سادگی بود به همین سادگی

    من دیروز در یک محیط با ورودی های نامناسب قرار گرفته بودم ( البته که ناخواسته بود) اما قانون به خواسته یا ناخواسته بودن و یا اینکه تو چه چیزی تصور می کنی کاری ندارد او کار خودش را انجام می دهد . همانگونه استاد در این فایل گفتند که اگر نتوانی ذهن خودت را کنترل کنی حتی اگر یعقوب پیامبر هم باشی برایت اتفاقات خوب نمی افتد.

    استاد جان من از شما سپاسگزارم که به این واضحی قوانین را به من یادآوری کردی

    دوستان بهتر از جانم هرچه که می آموزیم ما در زمان عمل است که مشخص می شود “چند مرده حلاج هستیم” و “یک من ماست مون چقدر کره دارد”

    در حرف زدن که همه خوبیم ولی به پای عمل که می رسد بسیار بسیار ناکارامد هستیم

    من فکر می کردم که خوب روی خودم کار کرده ام اما وقتی در بوته آزمایش قرار گرفتم دیدم که نه خیلی خیلی خیلی زیاد کار دارم

    اولین موضوع این است که بایست تلاش کنیم که در موارد و شرایطی که احساس مان را بد می کند قرار نگیریم

    و حال اگر مثل من که دیروز ناخواسته در این شرایط قرار گرفتم بایست تلاش کنم که در سریع ترین حال مممکن از حال بد به حال خوب تغییر حالت دهم

    قانون قانون است

    من احساس بدی بعد از آن جریان نداشتتم

    احساس خوبی هم نداشتم . ولی چربش احساس بد بر احساس خوب بیشتر بود

    و نتیجه این شد که آن کاری را که نیاز به تمرکز بالا داشت را نتوانستم خوب انجام دهم

    خدا رو شکر که این کار حالت آزمایشی داشت و نتیجه اش بسیار تاثیر گذار نبود

    ولی در س بسیار خوبی برای من داشت

    و آن اینکه سعی کنم حتی در ااحساس خنثی هم قرار نگیرم

    سعی کنم در هر شرایط در کوتاه ترین زمان ممکن به به احساس خوب برسم تا اتفاقات خوب وارد زندگی من شود.

    خدایا شکرت

    چقدر این فایل برای حال الان من خوب بود

    خدایا شکرت که در بهترین زمان ممکن در بهترین مکان ممکن قرار دارم

    خدایا بی نهایت شکرت

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند

    💙💚💛🧡❤️♥️💜💙💚💛🧡❤️♥️💜

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  6. -
    محبوبه صداقتی گفته:
    مدت عضویت: 2003 روز

    ❤️به نام خدای مهربونم

    به نام دوست‌ترین دوستم

    سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته‌ی مهربون.

    استاد می‌دونستید ما با هم دوستیم؟

    استاد من با شما و خانوم شایسته حس دوستی دارم و ما با هم دوستیم.

    دوستی خیلی مفهموم قشنگی داره. اینو روزی هزار بار با خودم تکرار می‌کنم.

    و شما و مریم خانوم بهترین دوستان من هستید.

    استاد جان، حالا فهمیدم همه چیز احساس خوبه. همه‌ی آموزش‌های شما اینه که ما و شما به احساس خوب برسیم.اصل اصل اصل ِ همه قوانین، اصلی ترین قانون دنیا اینه احساس خوب=اتفاقات خوب. همه آموزش‌های شما واسه رسیدن به احساس خوبه. ارزش تضاد اومده تا بهم کمک کنه موقع برخورد با تضاد با نگرش جدیدی (وضوح از طریق تضاد) آخرش به احساس خوب برسم. به صلح رسیدن با خود می خواد بگه با افزایش مهارت کنترل ذهن به احساس خوب برس. صلح با خود یعنی احساس آرامش در درون که همون احساس خوبه.

    هر دوره‌ و هر فایل شما هدفش اینه که احساس من خوب باشه و مدت بیشتری تو احساس خوب بمونم. که درک کنم این موضوع چقدر مهمه. پایه و اساس بهشتی که تو دنیا می تونم بسازم و تجربه کنم، احساس خوبه.

    این کامنت رو برای اینکه احساسم خوب باشه می نویسم. هر کی باشی، پیامبر خدا باشی یا یه انسان عادی، اگر احساست خوب نباشه، اتفاقات خوب رو تجربه نکنی. و اگر احساست خوب باشه دنیات بهشت میشه. برای همین خدا بار ها و بارها تو قرآن سعی کرده احساس بد رو از پیامبرش دور کنه. یوسف با اینکه به قعر چاه افتاده بود احساسش رو خوب نگه داشت، سپاسگزار بود و در مدار اتفاقاتی قرار گرفت هم جنس با احساس خوبش‌. احساس خوب بیشتر و باز اتفاقات خوب بیشتری رو تجربه کرد.

    اما حضرت یعقوب با اینکه پیامبر خدا بود، در نتونست وابستگی رو از خودش دور کنه. و در احساس بد و حزن موند و نتیجه اش این شد که سالیان طولانی از یوسف دور موند.

    و کی پسرش رو ملاقات کرد؟ وقتی که فهمید باید اسماعیلش رو قربانی کنه و وابستگی رو دور کنه و در احساس خوب بمونه. که احساس خوب نتیجه ی ایمانه‌‌.

    خیلی خیلی مهمه برای منطقی کردم این قانون برای ذهن، بریم و شواهد قرآنی رو مطالعه کنیم. ..خیلی خیلی مهمه قوی کردن منطق قوانین برای ذهن … داشتن الگو برای منطقی کردن قوانین خیلی مهمه.. من یک انسان خامد و بی حرکت بودم. خیلی کسل و بی هدف و به تضاد های بسیار بر می خوردم. هر روز و هر روز به اتفاقات ناخواسته ی بسیاری بر می خوردم. و برای هر کدوم ساعت ها گریه می کردم. اما ذهنم حزن رو تاب نداشت و به شیوه ی مخرب خودش که خیال پردازی یا احساس قربانی شدن بود، سعی می کرد اندوه رو بذاره کنار . ولی حال به ظاهر خوب این روش دوامی نداشت. و من دوباره با برخورد به تضاد همون رفتار قبلی رو انجام می دادم.

    از وقتی این قانون رو فهمیدم و با آگاهانه انجام دادنش، منطقش تو ذهنم ریشه های کوچکی دووند. برای اینکه این منطق قوی تر بشه من نیاز داشتم به یه سری الگو ها.

    الگوهایی که تو قرآن در موردشون صحبت شده، از مادر موسی، حضرت مریم، حضرت یعقوب، حضرت ابراهیم، پیامبر اسلام و …

    این موارد منطق این قانون رو در ذهنم قوی تر کردند و البته هدایت خداوند بود.

    پس با توانایی بیشتری تونستم قانون رو به کار ببرم نسبت به گذشته. و تجربه های بیشتر و بزرگتری رو نسبت به قبل از کنترل ذهن و موندن در احساس خوب داشته باشم. و نتایجی برام رقم خورد که اون نتایج اضافه شدند به الگوهایی که منطق این قانون رو برام قوی تر می کنند و در شرایط سخت بهشون مراجعه می کنم. ذهنم با مقاومت کمتری نسبت به قبل احساس خوب رو ایجاد می کنه و اونو ادامه می ده. چه در شرایط عادی و چه در شرایط برخورد با اتفاقات ناخواسته.

    احساس خوب همون ایمانه.

    احساس خوب میوه ی ایمانه‌.

    همون‌طور که بارزترین ویژگی مومن، اطمینان و آرامش قلبی اونه‌. یعنی میزان احساس خوبش‌.

    من به یک تضاد برخوردم. از خداوند نشانه ای برای هدایت خواستم. و خداوند فرمود:

    قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ.

    خداوند به قلبم گفت ایمان داشته باش و سکوت کن. سکوت در برابر نجواهای شیطان. سکوت یعنی کنترل ذهن. خداوند فرمود: ایمان ابراهیم بود که سبب ایجاد احساس خوب در اون شد، حتی در شرایطی که قرار بود در آتش سوزانده بشه، راه حق رو رفت و در احساس خوب موند. و نتیجه ی ایمان و احساس خوب این بود که ما به آتش فرمان دادیم.

    بر ابراهیم سرد و سلامت باش.

    و این هم نشانه ای که از من خواستی برای هدایتت. حالا از ابراهیم الگو بگیر، مومن باش. سکوت کن و سپاسگزار باش.

    پس خداوند به بهترین شکل اتفاقات رو برام رقم زد.

    گفتم خدا باز هم نشانه می خوام تا مومن تر باشم. و خداوند فرمود:«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»

    و موسی را با نشانه های روشن خود فرستادیم که قوم خود را از تاریکی ها به روشنایی برون آر. و آن ها را به روز های خدایی یادآور شو. و مسلما در این بس نشانه هاست برای هر پیوسته شکیبای سپاسگزار.

    ایمان داشته باش و سکوت کن. سکوت یعنی کنترل ذهن. سکوت یعنی بها ندادن به نجواهای شیطان. سکوت یعنی تو‌ صبار شکور هستی. همون پیوسته شکیبای شکرگزار.

    ایام الله رو به یاد بیار، همون روز های خدایی. همان که به موسی گفتیم که یاد قومت بیار.

    تو هم روز های خدایی رو بیاد بیار. ایام الله یعنی همون نعمت هایی که به تو داده ایم. ایام الله میشه همون روزهایی که هدایت خواستی و هدایت شدی. ایام الله همون موعد هایی هست که ما به واسطه ی باور و ایمانت اجابتت کردیم. و بسیار سپاسگزار باش نسبت به اون ها، به یاد بیارشون و سپاسگزاری کن. تا از تاریکی ها تو رو به سمت نور ببریم.

    وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ أَنْجَاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَیُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَکُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءَکُمْ ۚ وَفِی ذَٰلِکُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ

    و آنگاه که موسی به قومش گفت:« نعمت های خدا را بر خود به یاد آورید، آنگاه که شما را از فرعونیان نجات داد. به سختی عذابتان می دادند و پسرانتان را سر می بریدند. و دخترانتان را زنده نگه می داشتند‌. و در این آزمونی عظیم از پروردگارتان بود.»

    وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ

    و آنگاه که رب شما اعلام کرد. اگر شکرگزارید. حتما فزونی تان می بخشم و اگر ناسپاسی کنید، عذاب من بی تردید بسیار سخت است.

    به یاد آوردن ایام الله یعنی سپاسگزاری از نعمت های خداوند. و اگر سپاسگزار باشی نسبت به نعمت های من، حتما ظرف وجودت رو فزونی می بخشم. چرا که اون موقع با هماهنگی میان ذهن و روحت به احساس خوب رسیدی. و اگر ناسپاسی کنی، ناسپاسی یعنی احساس بد که نتیجه ی بی ایمانی هست. پس قانون می گه نتیجه اش، عذاب بسیار سختی هست چه در این دنیا و چه در آخرت.

    چرا که این قانونه که احساس خوب=اتفاقات خوبه.

    و این قانونه که خدا با افراد با ایمانه و پاسخ ایمانشون رو به نیکی و با پیش آوردن اتفاقات خوب می ده.

    و لاجرم نتیجه ی ایمان احساس خوبه.

    استاد در مورد ارتباط بین شکر و‌ رزق گفتید. ارتباط بین شکر و سلامتی و ثروت.

    مولفه ای که هنگام سپاسگزاری اتفاق می افته، احساس خوبه. و سپاسگزاری یکی از قدرتمندترین ابزارهای کنترل ذهنه.

    وقتی بابت چیزی شکرگزار باشی، احساست خوب میشه و در هماهنگ ترین حالت نسبت به فرکانس روحت هستی.

    این جمله رو تو کامنت یکی از دوستان خوندم و در تایید این حرف این جا می نویسم:« این روزا حالم عجیب خوبه و اوجش صبح و شب موقع سپاسگزاریه. »

    طبق قانون بدون تغییر خداوند اگر ما احساسمون خوب بمونه و ما در زمان های بیشتری احساس خوب داشته باشیم در مداری قرار می گیریم که اتفاقات خوب بیشتری برامون می افته که به خاطر افزایش ظرف وجود هنگام سپاسگزاریه ( لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ)

    هیچ اتفاق از پیش تعیین شده ای از جانب خداوند برای ما نیست. خداوند با قوانینی جهان رو رهبری می کنه که ما می تونیم اتفاقات یک ثانیه بعدمون رو هم تغییر بدیم با تغییر فرکانسمون.

    هیچ چیزی از قبل توسط خداوند یا کس دیگری آماده نشده.

    حوّل حالنا الی احسن الحال می گه خدایا هدایت مون کن که ما در احساس بهتری قرار بگیریم.

    نمی تونیم در بالاترین و بهترین احساس ممکن قرار بگیریم. و این به این به خاطر خاصیت دنیای مادی هست. که دو قطب داره. + و –

    و ما می تونیم یکی از این دو قطب رو انتخاب کنیم. و قطب منفی انگیزه و انرژی حرکت به قطب مثبت رو به ما می ده و با احساس خوب می تونیم به سمت قطب مثبت بریم. و از اون جنس اتفاقات رو تجربه کنیم.

    اما دنیای پس از مرگ تک قطبیه. یک قسمت مثبت مثبت و یک قسمت منفی منفی.

    ..

    احساس بد مترادف قرار دادن دست دادن توی آتیشه. اصلا مهم نیست چقدر دلیل داریم برای اینکه دستمون رو توی آتیش کنیم. اگر دستمون رو داخلش بذاریم می سوزیم. این قانون بدون تغییرِ احساس بد= اتفاقات بده.

    اینطور برای خودمون مثل ها و منطق های قوی برای عمل کردن به قوانین بسازیم. این موضوع خیلی خیلی خیلی مهمه. بی نهایت مهمه که برای خودمون مثال بزنیم. زیاد هم مثال بزنیم و منطق قوانین رو قوی تر کنیم در ذهنمون تا قوی باشیم در برابر نجوا ها.

    در تضاد ها و ناخواسته ها درس نهفته است.

    وقتی اوضاع خوبه کم پیش میاد که بپرسی خب چطور اوضاع رو بهتر کنم؟ ولی وقتی به تضاد بر می خوری، می شینی فکر می کنی و می گی چرا اینطور شد و اگر اعتماد به نفس داشته باشی، خودت می بخشی و می گی به کدوم جنبه ی شخصیت من افزوده شد. چه تجربه هایی کسب کردم و اینگونه احساست رو خوب می کنی. چون خیلی مهمه احساست خوب باشه.

    و چه بهتر و چه عالی میشه که جزء اون دسته ای باشی که وقتی اوضاع خوبه می گند چه کنیم که از این بهتر باشه. و این مهم ترین دلیلی هست که من دوره ی ارزش تضاد رو تهیه کردم.

    و خیلی مهمه بریم الگوهایی همچون ادیسون و ایلان ماسک، الگوهایی که در شرایط به ظاهر بد کنترل ذهن کردند و کارشون رو تصحیح کردند و قدم های بسیار بزرگ و تاریخی برداشتند رو پیدا کنیم. و راجع بهشون مطالعه کنیم.

    منتظر نباشیم اتفاق خوبی بیافته تا حالمون خوب باشه. منتظر نباشیم به فلان مقدار ثروت برسیم یا فلان شخص بهمون زنگ بزنه و کنارمون باشه تا حالمون خوب شه.

    با خودمون در صلح باشیم و با سپاسگزاری حالمون رو خوب کنیم تا در مدار اتفاقات خوب قرار بگیریم.

    یک فایل پر از درس.

    مچکرم استاد عزیزم.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  7. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1051 روز

    1404/10/16روز549

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به بهترین استاد دنیا

    خدایا شکرت که امروز هدایت شدم که بتونم برای این جلسه تمرین انجام بدم.

    قانون:

    نباید غمگین باشی فرقی نمیکنه پیامبر باشی یا آدم معمولی اگر غمگین بشی اتفاقات بد برات میفته .

    حالا اگر احساست خوبه اتفاقات خوبی هم برات میفته

    مخصوصا در شرایط سخت تر

    اگر تمرین کنیم در زمانی که همه چیز خوبه سپاسگذار باشیم خوبی هارو تحسین کنیم و زیبایی هارو ببینیم میتونیم در شرایط سخت تر کنترل ذهن بهتری داشته باشیم.

    نکته: هیچ کس نمیتونه به صورت دایمی احساسش رو خوب نگه داره حتی پیامبرش مثل حضرت ابراهیم

    باید بتونیم در زمان های بیشتری در روز احساسمون خوب باشه

    باید از خودمون بپرسیم هر روز صبح چه چیزی من دارم که الان میتونم بخاطرشون سپاسگذاری کنم؟

    خدایاشکرت که الان چندتا پروژه دستم هست و دارم کاراش و پیش میبرم

    خدایاشکرت که دیروز یه پروژه جدید تماس گرفت و قراره امروز ببینیم میشه براشون طراحی کرد یانه

    خدایاشکرت که دیشب پول اومد توی حسابم

    خدایاشکرت که هر روز کلی چیزای جدید یاد میگیرم

    خدایاشکرت که حال و احساسم خیلی خوبه

    خدایاشکرت که شبا راحت میخوابم

    خدایاشکرت که تن سالمی دارم

    خدایاشکرت که میتونم ورزش کنم

    خدایاشکرت که آرامش دارم

    خدایا شکرت که ارتباطات خوبی دارم

    خدایاشکرت که خونه و زندگی مستقلی دارم

    خدایاشکرت که ماشین دارم

    خدایاشکرت که اینترنت ور سرعت فیبر نوری دارم

    خدایاشکرت که پرنده زیبا و خوش زبونی دارم

    خدایاشکرت که دوستان بی نظیری دارم که کمکم میکنن

    خدایاشکرت که در کار مورد علاقه ام هستم و فعالیت می‌کنم

    خدایاشکرت که همکاران فوق العاده ایی دارم

    خدایا شکرت که اعتماد به نفس بالایی دارم

    خدایا شکرت که انرژی خوبی دارم و شاد هستم

    خدایاشکرت که زیبایی طبیعی دارم

    خدایا شکرت که خانواده بی نظیری دارم

    خدایا شکرت بخاطر روزهای قشنگی که دارم

    خدایاشکرت بخاطر تجربه های بی نظیری که دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  8. -
    لایق بهترین ها گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربانم

    من زهرا هستم.

    استاد عزیزم خیلی دوستون دارم. من هر وقت پروژه های درسیم خوب پیش بره به ذهنم جایزه میدم. چه جایزه ای؟ یکی از فایل های شما.

    استاد عزیزم، به تازگی دارم تلاش میکنم صدای هدایت خداوند رو تو زندگیم بلند تر کنم. و دارم شبیه شما میشم که حتی برای اینکه کدوم فایل رو ببینم میام تو سایت و نگاه میکنم به فایلها؛ خدای درونم بهم میگه این فایل و وقتی کلیک میکنم و شروع میکنم میبینم این دقیقا همون فایلیه که من نیاز دارم بهش. امروز هم این فایل رو دارم میبینم و این درحالیه که دیروز فایل قلبی که به سوی خداوند باز میشود رو دیدم و اونجا شما در مورد سوره شرح صحبت کردین. خدا بهم گفت که بارها رو از روی دوشت برداشتم. اون بار چی بود برای من؟ من مدتی هست که دارم سعی میکنم بفهمم چرا احساسم بده و کدوم یکی از احساسات بد رو دارم. با جلسه 8 و 9 دوره احساس لیاقت که مثالهای احساس گناه داشتن رو میزنید نشستم یکی یکی تمام مواردی که در این سی سال احساس گناه داشتم یا دریافت کردم رو نوشتم و جلوی همشون نوشتم اشکالی نداره؛ گناهی بر من نیست؛ تجربه کردم، من همیشه تلاشمو کردم که انسان درستی باشم و…. . این باری بود که من داشتم حملش میکردم. و وقتی خدا بار رو از روی دوشم برداشت تونستم نفس بکشم. استاد الان ساعت ده صبحه تو نیویورک دو ساعت پیش یک حسی بهم گفت این جمله رو بنویس روی کاغذ: آدم وقتی حسش بده؛ احتمال تصمیم اشتباه میره بالا براش.

    نوشتمش و بعد دو ساعت بعدش دارم فایلی رو گوش میدم در همین مورد. استاد، چقدر جهان جادوییه. واقعا همه چیز فرکانس داره. حتی یه پر هم فرکانس خاص خودشو داره. چه برسه به نعمت ها و زیباییها.

    من خیلی شخصیت های موفق رو دوست دارم و همیشه مینشستم سریال افسانه جومونگ رو میدیم و تحلیل میکردم که چرا همه چیز برای جومونگ داره خوب پیش میره و این برای حال آرامش هست و نگاه میکردم میدیدم وقتی ترسیده که نتونه زنشو ازش محافظت کنه همین اتفاق براش افتاده. از اونور نگاه میکردم میدیدم برادرش همیشه باخشم و عصبانیت و عجله تصمیم گیری میکنه و همیشه شکست میخورد حتی با قدرت و نیروهای بیشتر و از اونور همش هم تمرکزش روی جومونگ یعنی ناخواسته ها بوده. و شما تو یه فایلی میگین که اگر تمرکزت به هر بهانه ای بره روی دیگران از مسیر درست خارج میشی و من چقدر به شنیدن این جمله از شما نیاز داشتم. تا بجای اینکه بیام تو ذهنم نتایج و زقتارهای بقیه رو تحلیل کنم و برم به سمت مدارهای پایین و احساس قربانی بودن، درست مثل کودکان؛ با خودم حرف بزنم و هی بگم تو لایقی و تو کارت درسته و برنامه امروزت چیه خوشگله و بیا این کارو بکنیم و …. استاد من با کلامم، با حرف زدن با خودم دارم تمرکزم رو میارم روی خودم.

    استاد دیروز خدای درونم هدایتم کرد برو روی احساس قربانی بودن کار کن و امیدوارم بتونم مدار بالاتری رو تجربه کنم با شناسایی مواردی که این احساس رو در من به وجود آوردند.

    استاد بی نظیرم ممنونم ازتون و امیدوارم خیلللللی زود ببینمتون. مطمئنم برای پاییز زیبای نیویورک میاید آپ استیت و میبینمتون و این آرزوم هم تیک میخوره.

    استاد عزیزم چقدر کارتون درسته. در مورد احساس گناه وقتی گفتین برید کلمه جناح رو تو قران چک کنید من رفتم هر 29 بارشو چک کردیم و همش با حرف نفی اومده. برای حزن هم دارید میگید همش با لای نفی اومده. استاد من احساس غم و احساس گناه رو باید حرام کنم بر خودم. به قول شما مهم نیست چقدر دلیل منطقی داری برای اینکه حالت بد باشه، اگر احساست بد باشه اتفاقات بد رو تجربه میکنی. استاد، خیلی ممنونم ازت که اینقدر خوب همه قوانینو درک کردین و دارید بما آموزش میدین. خدایا شکرت.

    استاد راستی توی چند تا فایل آخر توحید عملی تاکید میکنید روی این نکته که در برابر خداوند متواضع باشید و من وقتی بهش فکر کردم که چطور این قضیه رو برای خودم درونی کنم اومدم دیدم وقتی تخت ملکه سبا رو در لحظه برای حضرت سلیمان ظاهر میکنند, حضرت سلیمان میگه این از فضل پروردگارم است. و یا یه جای دیگه میگه خدایا بمن توفیق بده که نعمتهایی که بمن و به اجداد من دادی رو بتونم شکرشو بجا بیارم. یعنی حتی اینکه سپاسگزاری کنه رو توفیق پروردگار میدونه. یا گفتین باید در برابر خدا بگید “من نمیدونم تو میدونی” من رفتم آیه هایی که خدا میگه الله یعلم و انتم لا تعلمون رو نگاه کردم تو قران استاد. استاد هرچی شما میگید حقیقت محضه و من باید همه حرفهاتون رو باور کنم و بیشتر عمل کنم. چقدر خوب همه چیو برای ما بیان میکنید. ممنونم ازتون استاد.

    چه مثال خوبی. باید احساس بد رو تو ذهنم شبیه آتش سوزان تصور کنم. استاد اتفاقات به ظاهر بد هزاران بار تو زندگیم افتادن و وقتی برمیگردم میفهمم همشون لطف و خیر بودند از طرف خداوند برای من. من اون لحظه حسم بد میشد ولی وقتی زمان گذشت خیریت همه مسایل زندگیم برام واضح شدند. یه جوری شده که من و همسرم هر روز داریم تکرار میکنیم باهم که هر اتفاقی بیفته به نفع ماست.

    استاد من هر روز دارم قانونو تست میکنم. دوست دارم اینقدر تست کنم تا ایمانم بشه اندازه شما. اندازه ای که بگم الان روزه و قانون فرکانس رو همین اندازه بهش ایمان داشته باشم.

    خدایا شکرت که این فایل رو به خودم هدیه دادم و کلی از قوانین رو مرور کردم با خودم.

    ممنونم ازتون استاد و خانم شایسته عزیزم

    در پناه خداوند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  9. -
    بهار رضوی گفته:
    مدت عضویت: 2717 روز

    سلام استاد نازنینم همه وجودم چقدر خوشحالم بعد دو هفته وصل شدیم وقتی ب سایت وصل نمیشدم انگار چیزی تو زندگیم کم بود ولی این مدت مفهوم واقعی احساس خوب رو با اپدیت دوره بی نظیر کشف قوانین زندگی درک کردم این مدت اپدیت رو برای اولین بار گوش می دادم اولین بار بود اینقدر ی مدت طولانی حالم خوب بود تمام مدت خودمو به دوره کشف قوانین بستم اخبار گوش ندادم

    همیشه میگفتم خدایا میشه روزی برسه حال من همیشه خوب باشه و من این مدت 14 روزه ب لطف دوره کشف قوانین بشدت حالم خوب بود چقدر معحزه برام رخ داد چقدر از نظر مالی پول برام رسید در دوره ای که کسب و کار انلاینم تعطیل بود مشتریا رو خدا می فرستادکه بهم سود برسانن و همش ب جهت احساس خوبی بود که دوره کشف قوانین بهم داد کاش دوره هاتون حذف نمیشدن تا افراد می تونستن از این دوره بی نظیر بهره ببرن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  10. -
    رضا حکیم گفته:
    مدت عضویت: 1395 روز

    به نام خالق و فرمانروای آسمانها و زمین و آنچه میانشون هست و به من نزدیکه

    خدایی که این خورشید باعظمت رو خلق کرده

    همون خدا همون خدا گفته از رگ گردن بهت نزدیکترم

    پس چرا من هنوز نگران میشم گاهی؟

    به قول استاد در مراقبه فراوانی:

    پاسخ در هم جهت بودن با جریان خداست

    از هماهنگی خارج میشیم گاهی یا خیلی وقتا.

    دقیقا چی از هماهنگی خارج میشه؟

    دیدگاه ذهنمون با دیدگاه روحمون مطابقت نداره و از هماهنگی خارج شده ذهنمون با روحمون و نجواها شروع میشن

    نجوا از طرف شیطانه برای اینکه مؤمنان رو غمگین کنه

    پیامبر به همراهش چیو یادآوری میکنه وقتی توی غار مخفی شدن؟

    لاتحزن ان الله معنا

    اندوه به خود راه نده قطعا خدا با ماست

    چرا غمگین میشیم وقتی خدا باماست و همواره هدایتمون میکنه؟

    وقتی پنهان و پنهانتر رو میدونه؟

    وقتی مامورانی از پشت‌سر و جلوی انسان قرار داده که همواره به اذن خدا حفظش میکنن و مراقبش هستن؟

    برامون بادیگارد گذاشته

    پس من چقدر مهم هستم که برام بادیگارد گذاشته؟

    چه کسی؟

    همون که خورشید و ماه و کهکشان‌ها رو آفریده و قدرت از آن اونه.

    فقط سفارش کرده بهمون که معبودی جز من نگیرید و تنها منو بپرستین.

    چرا این سفارش رو کردی خدایا؟

    برای اینکه بدونی چه قدرتی پشتته و غمگین نشی و نترسی از هیچی.

    چون قوانین اینه که فقط حالت باید خوب باشه و آرام باشی.

    نعمت هاتو ببین و سپاسگزار باش تا تورا بیفزایم.

    حال خوب=سپاسگزاری

    درک این موضوع= خالق زندگی خودمون بودن

    ==================================================================

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم جهت با مسیر تغییر و بهبود در این دانشگاه الهی

    خداروشکر بخاطر این سایت الهی

    استاد سپاسگزارم از شما بخاطر وجودتون و اینکه این بستر رو فراهم کردین تا فکر کنیم،

    تا سعی کنیم که بتونیم خدارو اونجوری که شایسته شه بهتر بشناسیم و همواره یادش کنیم.

    استاد چرا تکراری نمیشه این فایلها؟!؟

    من این فایل رو بارها و بارها شنیدم.

    هم تصویری هم صوتی.

    چقدر خوبن این مطالب و آگاهی ها و هربار داره خالص تر و باکیفیت تر هم میشن و

    هربار درک من هم بیشتر میشه نسبت بهشون و امیدوارم که بتونم در عمل ازشون استفاده کنم و البته که جز به توفیق خدا نیست.

    خدایا خودت کمکم کن که درست درک کنم و بتونم عمل کنم.

    امروز با همسرم هانیه جان برای انجام یه سری امور رفتیم بیرون خداروشکر که همه چیز عالی و روون انجام شد با یاری و هدایت الله مهربان و کلی نشانه ها و نعمت دریافت کردیم که بخوام بنویسم خیلی کامنتم طولانی میشه ولی یه دونش رو که شایدم ساده به نظر برسه ولی برای من بسیار بزرگ بود توی مسیر برگشت بود که رفته بودیم بازار و توی مسیر برگشت تصمیم گرفتیم با اتوبوس برگردیم.

    اینم بگم که خداروشکر توی تهران کلی اتوبوس برقی و جدید و عالی وارد خط ها کردن که خیلی حس خوبی به آدم میده از تمیزی، از نو بودنش و راحتی بیشترش.

    یه اتوبوس که از روبه رو مون میومد کنارمون وایستاد و یه حسی توی قلبم گفت برو ازش بپرس که آقا ایستگاه برگشتتون رو کجا باید سوار بشیم.

    و آقای راننده خیلی با حوصله و با خوش اخلاقی راهنماییم کرد و گفت انتهای خیابون ایستگاه هست و من باحس خوب ازشون قدردانی کردم و داشتیم میرفتیم که صدامون زد.

    اینم بگم که داشتم باهندزفری فایل مراقبه فراوانی رو گوش میکردم و یهو آقای راننده پرسید میخواین الان برگردین؟

    گفتیم آره. گفت بیاین سوار بشین.

    و ما اینو هدایت دونستیم و سوار شدیم. و ایشون مارو برد پایانه که چندتا خیابون جلوتر بود و گفت برید سوار اون اتوبوس بشین که شمارو ببره مقصدی که می‌خواین برین.

    و ما اومدیم کارت بکشیم که کرایه پرداخت کنیم گفت نه نه نیازی نیست.

    گفتم ببین خدا چطور دستهاش رو می‌فرسته و قلبها رو نرم میکنه تا ما راحت‌تر برگردیم.

    و همین رو هدایت و رزق دونستم و با تمام قلبم به احساس خوب رسیدم.

    توراه برگشت هم یه غروب زیبا رو تماشا کردیم که تاحالا غروب به این زیبایی ندیده بودم.

    چقدر زندگی زیباست

    چطور میتونیم برای تک تک لحظات زندگیمون شکر گزار باشیم؟

    لحظاتی که احسن الحاله وقتی با خودش کوچکترین کارهارو انجام می‌دیدیم و حرکت می‌کنیم…..

    خدایا من که عاجزم خودت اجازه بده شکرگزار تر باشم و بیشتر تو رو باخودم ببینم.

    تو که همواره با منی، منم که گم میشم تو افکارم و تو رو حس نمیکنم…

    بریم سراغ این جلسه

    مثالی یادم اومد راجب کنترل ذهن در شرایط به ظاهر ناجالب که چند ماه پیش برام اتفاق افتاد.

    چند وقت پیش که رفته بودیم سفر و در واقع ما بعد از مدت ها چندماهی رو توی شهری که زادگاهم بود و اونجا بزرگ شده بودم اقامت کردیم توی همون خونه باغ زیبا و بزرگی که توی کامنت قبلم اشاره کردم.

    یه شب برام یه اس ام اس اومد که نامه قضایی برام تنظیم شده و کسی شکایت کرده و کمی نگران شدم ولی سریع به خودم اومدم گفتم من که توی مسیر درست هستم پس خیره قطعا

    و به نفع منه هرچی باشه و تونستم ذهنم رو کنترل کنم

    و فهمیدم سالها قبل که من سیم کارتی که به نام من بوده و فروخته بودمش

    با نام من مونده بوده و اون شخصی که خریده بوده کلی باهاش تماس گرفته و قبض سنگین اومده و پرداخت نکرده و حالا مخابرات از من شکایت کرده و گفته بیا پرداخت کن وگرنه……

    خلاصه سعی کردم طبق قانون الهی رفتار کنم و از خدا هدایت خواستم و حسم رو خوب نگه داشتم.

    ایده اومد که یکی از دوستان دفتر قضایی زده و باهاش تماس گرفتم و ایشون باصبر و حوصله توضیحاتی داد و گفت این نامه از مرکز استانه و باید بری اونجا.

    درحالی که من شهر خودمون بودم و فاصله داشتم.

    و تصمیم گرفتم که فردا صبح برم دنبال کارهاش و این مسئله رو حلش کنم.

    چون چندسال پیش هم اتفاقا این مسئله ذهنم رو مشغول کرده بوود که چرا این سیم کارت به اسم منه هنوز و خاموش هم بود هرچی تماس میگرفتم که بگم آقاااا بیا بزن بنام خودت.

    خلاصه

    دوتا از نزدیکان اتفاقا فردا میخواستن برن اون شهر ولی مسئله ای پیش اومد که باید تا یه ساعت خاصی میموندم باغ، برای اینکه کسی باید برای انجام کاری میومد و من نمیتونستم برم همراه اون عزیزان و همچنین بلیط اتوبوس هم چک کردم دیدم بعدش اصلا اتوبوس نبود و فرداشم حتی بلیط نیست و من اینو هدایت دونستم و خدا از طریق نشانه هایی بهم گفت فردا برو مخابرات شهر خودتون سوال کن.

    ولی ذهن همش طبق شنیده هاش میگفت نه حتما باید بری مرکز استان چون فلانی هم قبلا همین مسئله براش پیش اومده و تا نرفته اونجا کارش انجام نشده

    ولی قلبم میگفت نه تو فردا برو مخابرات شهرتون

    و من رفتم

    چیشد؟!

    اونجا دوتاکارمند بودن که خیلی عالی برخورد کردن و مدارک رو هم از من گرفتن و گفتن نیازی نیست بری تا اونجا و همینجا کارهاتو انجام میدیم و با استان خودمون هماهنگ میکنیم.

    منو راهنمایی کردن که مالک‌ش مشخص نیست و اصلا نمیشه بفهمی که سیم کارت دست کیه و خودت پرداخت کنی بهتره و….

    و من پرداخت کردم و ذهنم باز اومد بهم احساس قربانی بودن بده که یکی دیگه صحبت کرده چرا تو پرداخت کنی آخه

    ولی من گفتم :

    الخیر فی ما وقع

    من توی مسیر درستم و به نفع منه.

    کارم به راحتی انجام شد و یه سیم کارت نو که خیلی قیمتش بالا هم هست بهم دادن.

    و این مسئله بعداز سالها پروندش بسته شد.

    تو مسیر فقط داشتم با خدا حرف میزدم و سپاسگزاری میکردم.

    و با خودم میگفتم ببین من تونستم ذهنم رو کنترل کنم و خدا بهم گفت که باید چیکار کنم

    و کارم رو برام آسون کرد و نیازی نبود برم یه شهر دیگه و چقدر به زمانم برکت داد و وقتم تلف نشد و هزینه هایی که باید میکردم تا برم سفر هم عملا نکردم و آسونم کرد برای آسونیها.

    و یادآوری کردم که ببین خداروشکر که صدای خداروشنیدم و چه خوب که به ذهنم گوش ندادم.

    و خدا آگاه بود که همینجا هم میشه این کار رو انجام بدی و با نشانه های پررنگش اجازه نداد من تا مرکز استان الکی برم.

    و گفتم خدا از آینده هم خبر داره

    چی بشه که من بعداز مدتها بیام شهرمون و این نامه چرا الان بعداز 15 سال برام بیاد و اینکه سندش هم پیدا بشه (که داستانش مفصله خود پیداشدن سند سیم کارت که معجزه آسا بود) و اینکه چندروز قبلش هم پولی اومده بود به حسابم که به راحتی من تونستم بدهی اون قبض رو پرداخت کنم و براش محیا بودم…

    جز اینه که من مدارم تغییر کرده و مدارم اومده بالاتر؟

    و خدا پرونده هایی که بازه و ممکنه درآینده کلی برام دردسر ایجاد کنه رو داره دونه دونه حل میکنه و خدا میدونه که چقدر درآینده برام خوب و راحت‌تر میشه همین انجام شدن این کار ساده…. خدا از آینده خبر داره

    و گفتم ببین چه قدر ذهن تلاش می‌کرد الکی منو بترسونه و کار رو میخواست واسم سخت کنه ولی با کنترل ذهن و نگه داشتن حال خوبم چقدر کار آسون پیش رفت….

    خیلی جزئیات این داستان بیشتر بود فقط جوری سعی کردم بنویسم که مفهوم رو برسونه و اینکه بیشتر رده پایی باشه واسه خودم که به یادم بمونه که خدا و قوانین و هدایت چطوری دارن کار میکنن که بعدا بتونم بازم ذهنم رو کنترل کنم با به یاد آوردن این داستان.

    استاد سپاسگزارم از اینکه در دوره ای زندگی میکنم که شما زندگی می‌کنید و خداروشکر که مارو به سمت شما هدایت کرد تا تمرکزی توی این مسیر روی اصل کار کنیم و بتونیم راحت‌تر زندگی کنیم و خدارو بهتر بشناسیم.

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای: