درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1528 روز

    بنام الله یکتا که هرآنچه دارم از اوست

    مهترین قانون این جهان فیزیکی اینکه ما موجودات فرکانسی هستیم و تمام اتفاقات زندگی ما حاصل فرکانسی هست که ما در حال ارسال اونا هستیم

    از وقتی این قانون شناختم و سعی کردم در عمل اجراش کنم تکلیفم با خودم روشن شد ،ترسهام کمتر شد ،و دلیل اتفاقات زندگیمی فهمیدم

    استاد عزیز هر چقدر سپاسگزار این درک از قانون باشم از شما باز هم کم تشکر کردم ،تمام زندگی من در چرخه ای از ابهام بود و اتفاقات زندگی من روی دور تکرار بود برام ،زندگی بی معنی شده بود برام ،همش میترسیدم ،حتی قدرت اینو نداشتم بدون ترس خواستهامو از بقیه درخواست کنم ،عزت نفسم بسیار پایین بود

    اما زمانی که از این دنیای که خودم ساخته بودم برای خودم سیر شده بودم با تمام سلولهای بدنم از خداوند خواستم که یا مسیر درست بهم نشون بده یا مرگ به این زندگی ترجیح میدم ،اونجا بود که مسیر روشن شد برام و دستان هدایت خداوند به سمت من دراز شد ،نور امید در زندگی من تابید و استاد عباس منش در زندگی من ظهور کرد

    استاد عزیز نمیدونی با همین یه جمله چه تحولی توی زندگی من بوجود آوردی ،این جمله احساس خوب اتفاق خوب شده ملکه ذهنم و با همین منطق که مثل آتیش میمونه احساس بد منم تمام تلاش خودمو کردم توی مدار احساس خوب بمونم و چه اتفاقاتی که ظاهرشون خیلی بد بود ولی با آروم کردن ذهنم بکلی عوض شد و به نفع من تمام شد ،دیگه مثل روز برام روشن که باید همین قانون با همین شدت اجراش کنم

    تمرکز من الان فقط روی خودمو و روی باورهامه و بجای دادن قدرت به بیرون از خودم از همه دل بریدم و قدرت فقط میدم به خداوندی که در وجود منه و قدرتهاشو به من داده ،اینطور کمتر نگران عوامل بیرونیم کمتر خودمو مقایسه میکنم با بقیه ،کمتر شرک میکنم و به همون اندازه که قدرت از غیره خدا گرفتم و به خدا دادم به همون اندازه هم سرم جلوی غیره خداوند بلند

    استاد عزیزم مدیون شما هستم برای این آگاهی ها

    سپاسگزار خداوندیم که شما رو سر راه زندگی من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  2. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1375 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    استاد عباسمنش سلام استاد شایسته سلام و همه دوستانم سلام

    خداراشکر که فرصتی شد در این لحظات پایانی شب و شروع یک روز جدید بهترین صحبت ها و قوانین. را دریافت کنم

    به خداوندی خدا که نمیتونم گذر کنم از این همه قوانین دوست دارم فقط روی قانون کار کنم و آموزش ببینم و بیشتر درک کنم زندگی کردن در جهان هستی را

    جهانی که هزاران فرصت را در هر روز دریافت میکنم که لذت را تجربه کنم ولی باز میبینم گاهی مواقع دست کردم در آتش و آن روز را با یکسری تجربیات خراب کردم ولی ایرادی ندارد درس های بزرگ‌تری را گرفتم که دیگه دستم را در آتش نکنم و بزارم بیشتر مسیر لذت‌بخش‌تر پیش برود

    امروز اگر اینجا دارم کامنت می‌نویسم چون در مسیر توحیدی خودم را قرار دادم و تونستم یک قدم دیگر بردارم برای تغییر

    اینو من نتیجه میدانم و میدانم که بهترین بهبودها هم به دنباله این مومنتوم مثبت برام در پیش است

    امشب اگر ندایی به قلبم اومد که باید این جلسه رو گوش کنم کامنت کنم بعد سپاس گذاری هایم را انجام دهم و بعد بخوابم همه به این دلیل است که در حال هدایت هستم تا این تجربیات لذت بخش را تجربه کنم و با حس خوب دیگر شروع کنم روز جدید. را خداراشکر گذارم بابت این همه آرامش که بهم داده است خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    بنام خدا

    کلید: قانون احساس خوب = اتفاقات خوب

    همه ما این قانون را در تجربه های زندگیمون درک کردیم و میدونیم من خودم هم تجربه کردم از زمان بچگی ناخوداگاه هر موقع خوشحال بودم اتفاقاتی افتاده که خوشحال تر شدم و برعکس به قول استاد اثبات این قانون قسم حضرت عباسو نمیخواد فقط کافیه به تجربیات خودمون رجوع کنیم

    در قران این قانون مهم را خداوند با کلمه{حزن} بیان کرده است و اون اینه که حزن یا غم همه موارد با لای نفی اومده یعنی غمگین نباش

    ادمی که میتونه در زمانهای بیشتری احساسشو خوب نگه داره که نیاز داره به یه نوع تفکر مختلف در موضوعات مختلف؟

    این جمله خلاصه دوره هم جهت شدن با خداوند هست قانون اصلی اینه: احساس خوب = اتفاقات خوب حالا احساس خوب را باید در زمانهای بیشتری ادامه بدیم یه به عبارتی باید مومنتوم بگیره تا اتفاقات خوب رقم بخوره حالا چطوری این احساس خوب را در زمانهای طولانی حفظ کنیم یا مومنتوم بدیم بهش: جواب باورهای مرجع مناسبه جواب نحوره فکر کردن متفاوت در موضوعات متفاوته جواب ایجاد مسیرهای عصبی جدید در موضوعات متفاوت هست

    تو شرایط عادی که طبیعتا باید احساسمون خوب باشه ولی به قول استاد خیلی از ما انقدر نامرد و ناسپاس هستیم که حتی تو شرایط خوب هم ناسپاسیم و حسمون خوب نیست که باز به قول استاد برا اونا باید دعا کرد ولی تو شرایطی که ظاهرش خوب نیست احساسمون را باید با تایم اوت گرفتن و باورهای مرجع خوب کنیم

    حالا وقتی دریا طوفانی نیست شنا را یاد گرفته باشیم یا وقتی شزایط خوبه سپاسگزاریم حسمون خوبه و رو مومنتوم مثبت هستیم میتونیم از این موانع راحتر رد بشیم و ما رو زمین نمیزنه

    خیلی هم کمالگرا نباشیم هیچ کس همیشه نمیتونه تو دنیای مادی در احساس خوب بمونه ولی باید بیشترین تلاشمونو بکنیم و با تمرین هر روز راحتر میتونیم و سریع تر میتونیم به مسیر درست برگردیم

    شکرگزاری چرا جواب میدهد: به خاطر ایجاد احساس خوب به خاطر تمرکز بر داشته ها به خاطر تمرکز بر فراوانی به جای کمبود

    اگه قانون را درک کنیم و مثل اتشی بدونیم که دست کنیم توش دستمون با هر دلیلی میسوزه خودمونو حساس میکنیم به احساس منفی و هر موقع احساسمون منفی شد با تکنیک تایم اوت خودمونو نجات میدیم نمیایم اخبار گوش کنیم نمیایم غضه گذشته را بخوریم و نگران اینده باشیم در لحظه حال زندگی میکنیم

    یکی از باورهای مرجع که کمک میکنه در شرایط به ظاهر بد بتونیم ذهنمونو کنترل کنیم و حسمونو خوب کنیم این باوره که عوضش درس میگیرم و بهتر میشم

    استاد باورم نمیشه تو یه فایل 20 دقیقه ای واقعا کل دوره هم جهت شدن با خداوند و سپاسگزاری برام مرور شد واقعا سپاسگزارم ازتون برای این فایل و دوره بی نظیر هم جهت شدن با جربان خدا

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 170 روز

    به نام خداوند یکتا

    درود بر استاد عزیزم

    ورود به مدار نعمت ها

    من فکر می‌کنم بهترین ورودی که میتونیم به مدار نعمت ها داشته باشیم، سپاسگزاری هست.

    سپاسگزاری به دلیل اینکه یادآوری نعمت هایی هست که در حال حاضر داریم ، باعث احساس خیلی خوب میشه، احساسی که واقعی هست و از عمق وجود میاد.

    من وقتی که هر روز صبح توی دفترم از خداوند بابت سلامتیم، بابت مادر بودنم، بابت داشتن خانواده، بابت وجود همسر و فرزندانم، بابت وجود پدرو مادرم، بابت خونه ای که دارم، بابت غذای گرمی که میخورم، بابت هزاران چیز دیگه که ریز میشم توش و دونه به دونه مینویسم،، سپاسگزاری میکنم، لبخند رضایت میاد رو لبم چون اینهارو واقعا دارم و به خودم یادآوری میکنم داشتنشون رو تا برام عادی نباشه و ذهنم یه بار دیگه متوجه بشه چه نعمت هایی دارم… اینجاس که از ته دل احساسم عالیه و همینطور که مینویسم لبخند میزنم چون اینها واقعا مال من هستن و خیلی بابت داشتنشون خوشحالم و قدردان خداوند…

    پس خدایا ازت سپاسگزارم که منو هدایت کردی به سپاسگزاری کردن

    هر روز صبح از خودت بپرس که چه چیزهایی دارم که باعث شکرگزاری من می شود؟؟

    این سوال عالیه، من بارها امتحانش کردم و چیزهایی اومده جلو چشمم که شاید تو زندگی روزمره عادی باشه ولی اگر یک لحظه به نداشتنش فکر کنم، دیوانه میشم،، پس بابتش مینویسم و شکر میکنم.

    و حالا این قسمت رو خیلی دوست دارم که: هیچ چیزی از قبل حاضر نشده و ما هر لحظه با افکارمون و فرکانسی که به جهان هستی می‌فرستیم اتفاقات رو میسازیم.

    شاید قبلا خیلیامون فکر می‌کردیم هر کسی که به دنیا میاد یه سرنوشتی براش تعیین شده و دیگه تقدیرش همینه و از این حرفا….. من همیشه بابت این مسئله ناراحت بودم و انگار هیچ نقشی برای تعیین زندگیم ندارم! ولی الان که قوانین خداوند رو میدونم و میبینم که این فقط و فقط خودم هستم که در حال خلق زندگیم هستم،، از ته دل بارها و بارها خداروشکر میکنم، و سعیم اینه که آگاهانه بهترین فرکانس رو به جهان بدم چون من هستم که مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم.

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    ستاره بنی نجاریان گفته:
    مدت عضویت: 4208 روز

    سلااام به استاد نازنینم و دوستان خوبم

    من چندین ساله که دارم روی خودم کار میکنم و با فایلای استاد زندگی میکنم میدونم یکم دیره ولی به خودم سخت نمیگیرم چون باید توی این مسیر تکاملم رو طی میکردم، چرا میگم دیره چون بعد از این همه سال تازه تونستم اندکی تسلط روی کنترل ذهنم داشته باشم و معجزات از در و دیوار برای من داره رخ میده. من توی تمام این سالهایی که روی خودم کار میکردم چندین ماه عالی پیش میرفتم و وقتی با یه تضاد جدی تر برخورد میکردم تمام آنچه که ساخته بودم به یکباره خراب میشد چونکه مدام توی ذهنم میگفتم چرا برای من مگه من رو خودم کار نمیکنم مگه من راه درست رو نمیرم مگه قرار نیست زندگی و چرخ دنده ها به نرمی و درستی حرکت کنه پس چرا دوباره اینطوری شد و تا میومدم به خودم بیام یه مدتی باز هم زمان میبرد و به لطف خدا در نهایت به مسیر درست و صراط مستقیم دوباره هدایت میشدم. اما الان تازه یاد گرفتم که تو شرایط بیشتر و موقعیتهای بیشتری ذهنم رو کنترل کنم و هرچقدر بیشتر پیش میره برای من این کار داره به لطف خدا راحت تر میشه و میدونم که تمام این مراحل جزعی از تکامل من بوده و هست. من توی خانواده ای بزرگ شدم که پدرم به شدت به کوچکترین مسائل هم واکنش نشون میداد وقتی توی سفر ماشینش خراب میشد به قدری اعصاب و روانش درگیر میشد که شاید چندین پاکت سیگار رو توی یک روز پشت سر هم تمام میکرد و اصلا نمیشد سمتش بری چون به شدت به هم میریخت و حتی هنوزم که هنوزم همینطوره. و من مدتها با همین الگو بزرگ شدم و بعد از مدتی احساس کردم این الگو رو دارم به بچه ی خودم هم به صورت ناخودآگاه منتقل میکنم اما دارم تلاش میکنم که بیشتر و بیشتر روی خودم تسلط داشته باشم نمیگم همیشه موفقم اما به میزانی که موفق هستم دارم نتایج ارزشمندتری دریافت میکنم و بیشترین خوشحالیم از اینه که دقیقاااا رابطه ی اتفاقاتی که میوفته رو خیلی عالی با احساسم درک کردم یعنی قشنگی ماجرا اینه که دقیقا خودم میفهمم که چه فرکانسی ارسال کردم که دارم چه نتیجه ای رو دریافت میکنم و هربار دارم توی این مسیر بهتر و قوی تر عمل میکنم. دقیقا همون صحبتهایی که استاد توی دوره قانون آفرینش بهش اشاره کردن که سعی کن ارتباط اتفاقات زندگیت رو با فرکانسهایی که ارسال میکنی درک کنی. خلاصه که این مسیر تکاملیه و پایانی برای درکش نیست هرچقدر بیشتر جلو میریم بهتر درک میکنیم. من تا مدتها هنوز گیج و گم بودم و یه وقتایی به شدت تو در و دیوار میخوردم اما الان خیلی بهتر از قبل شدم و این نشون میده که تکاملم رو دارم بهتر دارم طی میکنم. من خیلی خیلی شاکر خداوند هستم که شما رو در مسیر زندگی من قرار داد استاد شما همیشه تلاشتون اینه که به ساده ترین و کارا ترین و راحت ترین شکل ممکن قوانین رو برای ما شرح بدید و به جای استفاده از اصطلاحات قلمبه سلمبه سعی میکنید که برای ما عمل کردن به این شیوه ی زندگی رو به ساده ترین شکل ممکن شرح بدید. من اونشب توفیق دیدن لایوتون رو داشتم و خیلی به جان و دلم نشست و الان خداروشکر روی سایت هم قرار گرفت که من بی صبرانه منتظر دیدن ادامه اش هستم خداروشکر میکنم که توی این مسیرم خداوند بهتون عمر باعزت و طولانی بده که اینقدر خوبید. با تمام وجودم دوستون دارم😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      شهاب گفته:
      مدت عضویت: 1672 روز

      سلام و درود

      تعظیم میکنم به رب کبیر متعال بابت اینکه منو تو مسیر هدایت قرار داد من دارم ‌ روی قوانین کار می کنم و از خدا هدایت بیشتر خواستم واقعاً بعضی وقتا بغض می کنم از اینکه انقدر روشن و واضح مسیر هدایت به من نشون داده میشه من اگر قرار بود برای این فایل کامنت بنویسم ۹۰ درصدکامنتم شبیه شما می شد روی یک نشانه از طرف خدا میدونم و مطمئن شدم که باید همین مسیر رو ادامه بدم بر روی فایل های استاد بیشتر کار کنم وقتی این کامنت رو خوندم صدای استاد تو گوشم زنگ میخورد که

      در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و سرد سرد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    جواد بایرامی گفته:
    مدت عضویت: 2209 روز

    به نام خدای بزرگ و منزه و مهربان

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم

    خانم شایسته پرتلاش و مهربان

    و تک تک دوستان ارزشمندم

    تکرار این فایل بعد از 3 برای من ، باعث شد تا مسیر رشد و بهبود و طی کردن سیر تکاملی خودم رو ببینم و ایمانم رو تقویت کنم.

    درک من از قوانین با یک روز پیش تفاوت داره ، چه برسه به حدود سه سال پیش!

    این جمله استاد در این فایل برای من یک شاه کلید هست :

    ماندن در احساس بد با هر عنوانی رو ، مترادف کنم با دست بردن در آتش یا دست زدن بر پریز برق

    اوایل شروع کار در این مسیر ، انصافا درک مناسبی از داشتن احساس خوب نداشتم.

    و فکر می کردم که احساس خوب فقط باید در یک مسافرت خاص یا مهمانی خاص به وجود بیاد یا یک عروسی یا یک جشن یا هر چیز دیگه.

    یا مثلا احساس خوب زمانی میتونه برای من ایجاد بشه که با دوستان صمیمی خودم دور هم باشیم.

    و همیشه احساس خوب رو متصل به یک شرایط خاص یا آدم خاص می دونستم.

    و اون اوایل اصلا و ابدا حرف استاد رو درک نمی کردم که منظور استاد دقیقا از احساس خوب چه نوع احساسی هست.

    فقط بر این باور بودم که زمانی که احساس بدی ندارم مثلا خشمگین و اندوهگین و مضطرب و ناراحت نیستم ، یعنی احساس خوب دارم!!!

    با حضور بیشتر در مسیر و نشتی انرژی به دلیل صحبت کردن در مورد قوانین با بقیه ، نتایج بد کم رنگ نمی شد و در مقابل نتایج خوبی هم به وجود نمیومد و این موضوع باعث شد که من خیلی سختی بکشم و سیر تکامل من زیاد بشه!

    ولی قشنگ یادمه که یک نکته رو از استاد خوب فهمیده بودم ، که رسیدن به احساس خوب باید با اتکا به نگاه خودم و وصل شدن به درونم به وجود بیاد .

    احساس خوب پایدار نباید به شرایط خاص و آدم خاص وصل باشه !

    و شروع کردم به حرف استاد عمل کردن.

    به شدت سعی کردم بر روی دیدن گلها ، درختان سرسبز ، آسمان ابری زیبا ، طلوع و غروب خورشید یا هر موضوعی که یک زیبایی رو به همراه داشته باشه ، آگاهانه تمرکز کنم.

    هر وقت یک انسان زیبا رو می دیم چه زن چه مرد چه پیر چه جوان ، تحسین می کرد و لذت می بردم از زیبایی و آراستگی اون فرد.

    اگر فردی موفقی رو می دیدم سعی می کردم تحسین کنم و روی تقویت باورهام و فراوانی ها تمرکز کنم و تکرار کنم که اگر برای کسی شده برای من هم میشه.

    واقعا در اوایل بسیار کار سختی بود

    انجام میدادم ولی احساس خاصی در درونم شکل نمی گرفت.

    خیلی وقت ها هم می رفتم سراغ مقایسه کردن و بیشتر وقت ها هم به حسادت ختم میشد!!

    و به دلیل اینکه راجع به استاد و دوره ها این قوانین با هر کسی سفره دل رو باز می کردم ، به دلیل خلق نشدن نتایج از طرف مقابل کلی کنایه می شنیدم و ایمانم ضعیف می شد..

    یادم نمیره ، 4 سال پیش که برای یکسال رفتم اصفهان و بیکار شده بودم به عنوان راننده یک کارخانه مشغول به کار شدم .

    خیلی نگاه و حرف بقیه برام سنگین بود

    که من که حدود 15 سال تو ماهان ایر بودم و کلی آموزش به پرسنل شهرهای مختلف و امکانات و … اومدم و راننده یک کارخانه شدم!

    اون موقع ها در اوج دعواها و بحث ها و درگیری ها وحشتناک با همسرم بودم

    و به دلیل شکل گرفتن یک رابطه کوتاه به یک خانم دیگه ، با دست خودم اوضاع رو به جهنم واقعی تبدیل کرده بودم.

    و اون یکسالی که در اصفهان بودم برای من کلی درس و تجربه و رشد رو به همراه داشت.

    ، همیشه با چند تا مهندس که تو مسیر مورچه خورت اصفهان با هم می رفتیم ، با اون لهجه شیرین و دل نشین اصفهانی می گفتند : بایرامی ، پس چی چی میگه آقای عباسمنش ؟

    پس چرا هیچ اتفاق خوبی برات رخ نداده ؟

    چرا ماهان رو ول کردی اومدی اصفهان راننده شدی ؟

    واقعا هیچ جوابی نداشتم و بیشتر اوقات در حال خوردن چک و لگد های جهان بودم.

    به شدت انرژیم افت می کرد و کلی حالم گرفته می شد.

    ولی در درونم به این اصل رسیده بوده که استاد اشتباه نمی گه و این حرفها کاملا درسته.

    من یک ایرادی دارم و باید دنبال ایراد بگردم.

    بسیار بسیار تضاد سخت و سنگینی هست وقتی بلندگو بقیه می شی و از قوانین دم می زنی و هیچ نتیجه ای در دست نداری!!!

    یعنی ترمز از این بدتر تو این مسیر نداریم!

    استاد تاکید می کرد ولی من گوشم بدهکار نبود

    گذشت و گذشت و ناخودآگاه سعی کردم ساکت تر بشم و زیپ دهنم رو ببندم.

    و شروع کردم زیبایی ها رو در اصفهان دیدن و تحسین کردن.

    برام جالب بود که وقتی من از زیبایی های شهر اصفهان صحبت می کردم ، خانواده همسرم و فامیل ها بعضی وقت ها تعجب می کردند ، و می گفتند : کدوم زیبایی ؟ کردم تمیزی؟

    یا مثلا آدم هایی سر راهم قرار می گرفتند که برخوردهای بسیار عالی با من داشتند ولی اطرافیان من از این نوع نگاه من تعجب می کردند.

    مگه میشه تو اصفهان این همه آدم خوب و منصف و صادق وجود داشته باشه و همش سر راه تو قرار بگیره؟

    من که سعی کردم بودم کمتر حرف بزنم ، فهمیدم که موضوع از کجا داره آب میخوره…

    من آگاهانه به زیبایی های خیابان های اصفهان دقت می کردم

    به گلکاری های بی نظیرش

    من یک خلوتگاه داشتم تو معادن سنگ لاشتر ، نیم ساعت بیرون اصفهان و به قدری از این بیابون تعریف می کردم که بقیه باز هم متعجب که بابا ، لاشتر چه زیبایی داره جز کامیون حمل سنگ و بیابون بی آب و علف؟؟

    ولی برای من لاشتر به یک غار حرا تبدیل شده بود

    سکوت و آرامش بالای تپه ها که دیگه صدای کامیون های حمل سنگ در اونجا شنیده نمی شده ، برای من به یک خلوتگاه بی نظیر تبدیل شده بود

    جایی که من برای اولین بار وارد دل تاریکی شدم و ترسی که تا 41 سالگی همراه من مونده بود، اونجا از بین رفت

    جایی که من ترس از سگ رو برای همیشه از بین بردم و با نوازش کردن سگ های اون منطقه ، وارد دل این موضوع شدم و حل شد.

    من تو لاشتر غروب هایی رو می دیدم که کسی نمی دید

    من اونجا موجودیتی رو حس می کردم که کسی حرفم رو و منظورم رو نمی فهمید.

    من تو همون کوهها گریه ها کردم و مشق توحیدی من از اونجا شروع شد

    سفر به درونم در بین تپه های کوههای لاشتر شروع شد

    به سجده افتادن و هق هق کردن های من از اونجا شروع شد

    من زیبایی هایی رو می دیم که کسی درکش نمی کرد.

    آره

    بیابان هم برای من زیبا شده بود ، چه برسه به ابرهای سفید آسمان و گل های زیبای اطراف زاینده رود

    همه چیز برای من داشت عوض می شد

    من سعی کردم باور کنم که همه انسانها پاک و صادق و درستکار و مهربان و نازنین هستند

    برعکس بقیه

    و همین تمرکز کردن به یک گل ، یک شمشاد ، یک درخت ساده در کنار بلوارهای سپاهانشهر اصفهان ، یک بچه سالم و زیبا ، یک پرنده زیبا ، غروب زیبای سپاهانشهر و ساده ترین چیزها برای من ، زیبا شده بود.

    من از استادم آموخته بودم که باید در هر شرایطی که هستم ، شروع کنم

    فقط شروع کنم

    و کم کم این تمرکز ها و تحسین کردن به زیبایی ها باعث شکل گیری یک احساس خوب بسیار ضعیف در وجودم شد.

    تازه فهمیدم که وقتی استاد میگه احساس خوب یعنی چی !!

    احساس خوب نداشتن احساس بد نیست ، بلکه اول نداشتن احساس بد ، به داشتن احساس خنثی و بعد کم کم خلق کردن احساس خوب که به تبدیل بشه به لبخند

    تبدیل بشه به امید به آینده

    تبدیل بشه به جسم سالم تر

    تبدیل بشه به خواب بهتر

    تبدیل بشه به دعواهای کمتر

    احساس خوب باید تبدیل می شد به واکنش سریع نشون ندادن به اتفاقات بد!

    احساس خوب باید تبدیل می شد به ایمان و توکل و حرکت

    احساس خوب باید تبدیل میشد به رفتار و گفتارمناسب

    احساس خوب باید تبدیل میشد به ادب و احترام به هر انسانی با هر نوع اعتقاد و نگرشی

    احساس خوب باید تبدیل میشد به اعراض از زشتی ها و بدی ها

    احساس خوب باید تبدیل میشد به شکرگزاری واقعی تر و بندگی واقعی خداوند

    احساس خوب باید تبدیل میشد به توحید و دوری از شرک

    احساس خوب باید تبدیل میشد به خارج شدن از اینستاگرام و فضای مجازی

    احساس خوب من باید تبدیل میشد به تمرکز کردن روی بهبود خودم و بستن زیپ دهانم!

    احساس خوب باید تبدیل میشد به خودباوری و عزت نفس

    احساس خوب باید تبدیل میشد به احساس لیاقت ارزشمندی

    احساس خوب باید تبدیل میشد به دیدن زیبایی های همسر و فرزندانم

    احساس خوب باید تبدیل میشد به کمتر شدن بدهی ها

    احساس خوب باید تبدیل میشد به کنار گذاشتن وام با هر عنوانی!

    احساس خوب باید تبدیل میشد به ادامه مسیر آموزش با استادم

    و خدا به من رحم کرد و من در مسیر موندم

    به زیبایی های بیشتری توجه کردم و جهان من رو وارد مدار زیباتر کرد

    گلهای زیبای بیشتر می دیدم

    انسانهای نازنین بیشتری رو در اصفهان ملاقات می کردم و همه متعجب می شدند که چطوریه ، این بابا کلا 1 سال تو اصفهان زندگی کرد و این همه آدم خوب سر راهش قرار گرفتند ؟

    و به لطف خدا من برگشتم تهران

    بدهی ها صفر شد

    روابط بهتر شد

    ایمانم قوی تر شد

    به شکلی معجزه وار مدیر فنی یک آژانس بسیار حرفه ای شدم

    وارد دوره عزت نفس و کشف قوانین شدم

    مجدا زیبا بین تر شدم

    یک درخت یا یک شمشاد یا یک تکه ابر سفید حالم رو خوب می کرد

    در زمان درگیری های ایران ، اعراض کردم

    به قول استاد یک اتفاق به ظاهر بد در اون درگیرها که همه به دنبال تغییر حکومت بودند ، من وارد یک مسیر الهی شدم

    نان و صبحانه رو ناخواسته به دلیل بحث شدید با همکارم در فرودگاه ، ترک کردم

    و با الهام گرفتن از استاد وارد مسیر بی نهایت عالی درک اصول تندرستی شدم و این اتفاق به ظاهر بد ، برای من نقطه عطف شد چون من سعی کردم به اون شخص نگاه مثبت داشته باشم و این اتفاق رو هدایت خداوند بدونم.

    به کمک فایل قرآنی قدم چهارم ، این باور رو تقویت کردم که الخیر فی وماقع

    دوره 12 قدم رو مجددا شروع کردم و تازه اصل داستان ستاره قطبی رو اون موقع درک کردم

    هر روز صبح تمرین وتمرین و تمرین

    شکرگزاری و تمرکز بر زیبایی ها

    از درب منزل دنبال گل و سبزه و پرنده بودم تا برسم به اتوبان آزادگان و دیدن زیبایی های اطراف اون

    و تحسین برج های زیبا بلوار کوهک و شکرگزاری برای ساخت وسازهای عالی و فراوانی ثروت و نعمت

    بعدش دیدن زیبایی های جاده مخصوص و گلهای زیبا و درختان بسیار زیبای مسیر تا فرودگاه

    بعد دیدن takeoff هواپیماها و تحسین قوانین بدون تغییر خداوند و ایمنی آسمان تهران

    و بعد هدفون تو گوشم و تمرکز بر روی دوره ها و فایل های استاد ، در حالیکه 4 نفر دیگه تو اتاق ساعت ها و روزها و ماهها بحث سیاسی و بروز نفرت و کینه و فحش و ناسزا و تکرار اخبارها و حوادث بودند.

    از لحاظ فیزیکی نزدیک اونا بودم ، ولی روحم تو سریال های استاد و تحسین سفرها و زیبایی های بی نظیر بود.

    و دوره کشف قوانین و جلسه چهارم و نهم و سیزدهم …

    الله اکبر از این فایل های بی نظیر استاد که اهمیت درک قانون و خالق بودن و زیبابین بودن من رو چندین برابر کرد

    و من سعی کردم زیبا بین تر آرام تر و رها تر باشم

    و دوره احساس لیاقت به لطف خدا شروع شد

    نعمت و ثروت و موهبت ها بر من جاری شد

    ایمان و توکل و رهایی من بیشتر شد

    روابط با همسرم بی نهایت بهتر شد و از قبل هم

    امید و شور و انگیزه من به شدت افزایش پیدا کرد

    و من از اون شرایط 4 سال پیش تبدیل شده بودم به یک مدرس حوزه سلامتی و تندرستی

    من در حال آماده کردن دوره خودم بودم

    و بعد در اواخر سال دوره دوم احساس لیاقت شروع شد

    و به سمت و پست جدید و ارتقا شغلی عالی بعد از 12 سال

    و بعد افزایش 120 درصدی حقوقم نسبت به سال قبل و ….

    .

    .

    همه این هدایت ها و دریافت نعمت ها و نتایج عالی ، از همون دیدن زیبایی های به ظاهر ساده در اصفهان شروع شد

    همه این لطف و موهبت و شرایط عالی ، از تمرکز آگاهانه بر زیبایی ها برای رسیدن به احسن الحال شروع شد

    دلیل سپردن امور و تقسیم کار با خداوند ، از دیدن و توجه کردن به ابرهای سفید ساده و پرند های زیبا شروع شد

    تمام این معجزات الهی و توفیق حضور در محضر استاد عزیزم ، باور کردن قلبی به آموزش های استاد و اهمیت توجه آگاهانه به زیبایی ها و داشته ها شروع شد.

    غر نزدن و گلایه نکردن و ساکت شدن ، باعث شد احساس خوب من تقویت بشه

    وارد دل بحث ها و صحبت های بقیه نشده ، منجر به تقویت احساس خوب در من شد

    و این مسیر تا روز آخر عمرم ادامه خواهد داشت

    من تازه مسیر رو درک کردم

    من تازه اصل موضوع رو فهمیدم و دلیل این همه تغییرات و بهبودها رو بهتر از قبل درک کردم

    و تازه کار اصلی و حرکت اصلی من به سمت خواسته های بزرگ تر و چالش های بعدی شروع شده

    و این مسیر بی نهایت زیبا برای همیشه ادامه خواهد داشت

    استاد عزیزم ، برای تک تک بهبودها و نتایج و دستاوردها و خوشبختی های زندگیم که از عمل کردن متعهدانه به آموزش های بی نظیر شما به دست آمد ، بی نهایت تشکر و قدردانی می کنم.

    زیبابین شدن و داشتن احساس خوب رو درمحضر شما و در کلاس توحیدی شما فرا گرفتم و انشاالله به لطف الله در سال 1403 با نتایج بسیار بزرگ و محقق شدن اهدافم هم خودم لذت و خوشبختی بیکران رو تجربه خواهم کرد و هم جهان رو گسترش خواهم داد و هم دل شما استاد عزیمز رو شاد خواهم کرد.

    با آرزوی سلامتی و تندرستی و خوشبختی و موفقیت روزافزون برای شما استاد عزیزم و همه دوستان نازنین و ارزشمندم و همچنین خانم شایسته عزیز و محترم.

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    به نام رب العالمین خیلی مهربونم

    سلام به استاد ترین استاد دنیا

    و سلام به دوستان بهشتی

    اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداش‌ها راضی کننده است

    یک بار نوشتم و نمیدونم چطوری پاک شد ولی از رو نمیرم دوباره مینویسم!!

    چون این چند وقته که دارم کامنت بیشتری مینویسم و بیشتر میخونم، دارم اثراتش رو بهتر متوجه میشم

    میخوام از رزق امروزم بگم در مورد آگاهی ای که بهش رسیدم

    داشتم میرفتم تو مومنتوم منفی که خداوند شاهکار کرد

    دیدم چه الکی الکی دارم خودمو میندازم تو حس و حال بد و طبق قانون

    حال بد مساوی اتفاق بد

    و اصلا مهم نیست که تو چقدر دلیل منطقی‌ برای این حال بد داری ، قانون کار خودشو میکنه!

    حالا موضوع چیه

    همون بحث همیشه آشنایی که خانومها باهاش هر ماه درگیر هستن، سندرم pms که اخیرا همه خانوما و آقایون بیشتر در موردش میدونن و به اصطلاح آگاه تر شدن

    من چقدر باور منفی در موردش تو خودم پیدا کردم!!!

    1 . من خودم آیه قرآن رو دیده بودم که میگه و آن رنجی است برای زنان.. و من اینطور برداشت کرده بودم که خدا خودش این رنج رو داده دگ حالا حکمتش چیه نمیدونم شاید روزی فهمیدم

    وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ ﴿222﴾بقره

    و از تو درباره حیض مى‏پرسند، بگو آن مایه رنج است، پس در مدت حیض از زنان کناره بگیرید و با آنان نزدیکى نکنید تا پاک شوند و چون پاکیزه شدند [و غسل کردند] آن گونه که خدا فرموده است با آنان بیامیزید که خداوند آمرزش خواهان و پاکیزگان را دوست دارد

    2. طبیعیه که خانومها حالشون بد باشه، باید بیشتر درک شون کرد، این مدت زمان نباید برن سرکار، مرخصی باید باشن، باید حتما استراحت زیادی داشته باشن، باهاشون بحث نکنید، چقدر دیدیم که تا یک خانومی عصبانیه سریع بهش میگن دوره ماهانته! اهااا پس همونه که اعصاب نداری! باشه اصلا هرچی تو بگی حق باتوعه!!!

    3. تو خانواده های ما ایرانیا معمولاً این طوریه که تا وقتی سالمی و حالت خوبه، کسی حالتو نمی پرسه اما همینکه مریض میشی و می افتی از درو دیوار برات محبت میریزه پس طبیعیه که آدم گاهی دوست داشته باشه خودشو بزنه به مریضی که یکم نازشو بکشن و خودشو لوس کنه و محبت بخره

    خلاصه که از این دست باورها خیلی زیاده و نتیجه چیه، تا به این زمان میرسیم مریض و ناراحت میشیم خودبه خود درد بیشتری تحمل میکنیم عصبی تر میشیم و همین‌طور ادامه پیدا میکنه تااااااا اینکه مومنتوم منفی به خوبی مارو از مسیر منحرف میکنه!!!

    حالا در واقعیت :

    وقتی در طول ماه حالت خوبه ، اون دوره هم درد کمتری داری و حالت بهتره

    آب گرم معمولاً و همیشه در دسترس هست

    همیشه خداروشکر در مغازه ها و داروخانه ها انواع وسایل بهداشتی و قرص و داروی تسکین دهنده موجود هست

    اتفاقا خود من یکی از محصولات محبوب سایتم به همین دوران خانوم ها مربوطه و خودمم استفاده میکنم برای خودم و چقدررر خوبه و آرامش دهنده ست

    چقدر آقایون از این وسیله ها برای راحتی خانوما می‌خرن و هدیه میدن

    و خلاصه همه چی خوبه برای طی شدن بهتر و راحتتر این دوران

    اما آنچه در ذهن ما خانوما فرورفته اون درد و ناراحتی و رنجی هست که به سادگی به خودمون حق میدیم ناراحت بمونیم و از مسیر دور میشیم

    حالا که تونستم از زاویه دیگری و در واقع از زاویه قانون به این موضوع نگاه کنم، دلم خواست تجربه خودمو به اشتراک بذارم تا شاید حتی یک نفر هم شده، بتونه خودشو در حس و حال بهتری حفظ کنه

    و یادمون باشه که به هیچ دلیلی حق نداریم در حال بد بمونیم

    همگی در پناه الله باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  8. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 787 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم

    گام 149

    ورود به مدار نعمتها

    حال خوب و احساس خوب بزرگترین نتیجه است ، اگر حالت خوب نیست حتا اتفاقات خوب تبدیل به اتفاقات خوب می‌شود. این اصل داستان است حال خوب مساویست به اتفاقات خوب. مؤمن واقعی کسی است که احساس خوب دارد .

    کسیکه روی باورهای خود به خوبی کار کرده باشد اصلا احساس بد ندارد . یکی از راه های خوبی بخاطر بودن در احساس خوب سپاسگذاری کردن است ، سپاسگذاری مارا به احساس خوب میرساند اگر از اعماق دل باشد ، اگر از تهی دل باشد .

    هیچکس نمی‌تواند همیشه احساس خوب داشته باشد اما باید کنترول اش کنیم . باید افکار متفاوت داشته باشیم که در همچون حالات بتوانیم خودمان را کنترول کنیم. البته که اصلا کار ساده نیست ، اما باید این کار را بکنیم، مثل دست گذاشتن روی آتش بدون کدام دلیل دست می‌سوزد.

    یکی از باورهای درست اینست که در مواقعی ناجور به خودمان بگوییم که من دارم یاد میگیرم و تجربه کسب کردم و آدم که روی خودش کار می‌کند ممکن است با بعضی اشتباهات روبرو شود اما خوبیش اینست که یاد می‌گیرد.

    خداره صد هزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  9. -
    خانم نقدی گفته:
    مدت عضویت: 528 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    به نام رب العالمینم

    به نام خالق و مالک و سرپرست و فرمانروای کل هستی

    به نام خالقم که بی نهایت وهاب و روزی رسانه

    به نام خالقم که اعتماد به او بالاترین سطح و امید و معجزه و خیر مطلق شدن هاست

    به نام خالقم که فضل و رحمتش بی اندازست و مهربانیش همیشگی

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا هزار مرتبه شکر

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم سلام به بانو شایسته جان عزیزم و سلام به دوستان توحیدیم

    الهی که حال همتون در پناه یگانه خالقمون عااالی عااالی باشه

    الهی ذهنتون جسمتون روحتون همه در مسیر الهی خداوند باشه الهی ذهن و روحتون با هم هماهنگ هماهنگ باشه الهی در مدارهای دریافت الطاف الهی باشید الهی چرخ های زندگیتون از هر جهت در پناه خالق یکتا نرم و رووون در حال حرکت باشه

    استاد از اعماق وحودم خدا را شاکرم که مرا با شما در مسیر الهیش قرار داد

    استاد چقدر خداوند قشنگ همزمانی هاش را کنار هم قرار میده وقتی در شروع هر کاری فقط بخودش اعتماد کنی

    اینجا اومدم بنویسم که هم برا خودم ردپایی باشه هم برا بقیه دوستانی که در این مسیر الهی هستند

    استاد جون چند ماهی بود که پسرم میخواست دماغش را عمل کنه در کامنت های قبلی گفتم که وقتی صحبت عمل بینیش شد توکل کردم به خدا و از او هدایت خواستم فرداشبش تو انبار بودیم که مشتری اومد بعد که سر صحبت باز شد دیدیم دکتر جراح حلق و گوش و بینیه

    بسیار حوش برخورد بود

    بعد وارد پیجش شدیم دیدیم آقای دکتر با تجربه و سابقه کاری بالا و رضایت 80درصدی بیمارانش برخورداره

    از اون موضوع گذشت تا یک هفته پیش که قرار شد پسرم بینیش را عمل کنیم

    با وجود اینکه ذهنم نجواهاش میومد توکل کردم بخدا و همه جیا سپردم دست خودش

    استاد باور میکنید سپردن به خداوند همان و آرام شدن قلب من همان

    در طی مسیر رفتن به تهران همش در حال شکرگزاری بودم قلبم آرام بود طوری بودم که پسرم بهم گفت مامان چرا لبخندت از رو صورتت نمیره

    رسیدیم کلینیگ آرام آرام بودم خدا را شکر عملش عالی بود حالش هم عالی بود

    خدا را شکر هزینش هم همونجور که با خداوند گفته بودم اوکی شد حتی بهتر از اونی که در نظرم بود

    نکته معجزه و شاهکار خدا اینجاست تو راه برگشت بودیم به همسر جان گفتم باید سه روز دیگه بیاییم برا کشیدن تامپوناش

    چند دقیقه نگذشته بود که همسرم گفت دکتر پیام داده گفته برا پسرتون تامپون نزاشته ایم از نازونت استفاده کردم احتیاجی نیست بیایید

    خدایا چقده تو خوبی چقده تو مهربونی چقده تو سریع الپاسخی

    به همسرم گفتم ان شاالله هفته بعد برا برداشتن گچش باید بیاییم یدفه گفتم شایدم دکتر خودش اومد شمال

    خدایا تو چقدر خوبی فقط کافیه برا هر کاری به خودت

    اعتماد کنیم فقط توکلمون به خودت باشه این یعنی اوج احساس خوب

    احساس خوبم یعنی اتفاقاتی که خداوند برات قشنگ میچینه

    حالا اعتماد به خدا اینجا هم برا شاهکار کرد دکتر پریشب تماس گرفت که امروز خودم میام شمال

    بله استاد جان امروز آقای دکتر دشتی فوق تخصص حراح حلق و گوش و بینی خودش اومد خونمون

    استاد جان دقیقا نور خداوند را در وجود آقای دکتر میدیدم استاد جان اصلا من اونجا نبودم فقط میگفتم اعتماد به خداوند کل خوشبختیه کل شانسه

    استاد جان خدا را شکر که الگویی چون شما دارم الگویی چون ابراهیم خلیل الله داریم استاد جان سپاس خداوند را بابت روح پاک الهیت که در این مسیر قدم برداشتی و شدی گواه و الگوی راه ما

    خدایا شکرت که در این مسیر الهی هستم و از تو میخوام تا جان در بدن دارم در این مسیر الهی تو باشم

    استاد جان ان شاالله به زودی بیایید ایران ببینمتون در بهترین مکان و زمان الهی

    خیلی دوستتون دارم خانم شایسته جان شما هم جان دلید

    عاااشقتونم

    خدااایا شکرت بابت صلاتی سرشار از عشق پاک الهیت

    الهی همواره در پناه یگانه خالق توحیدی بمانیم

    در پناه خداوند شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1753 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته نازنین

    چه جمله زیبا و آرامش بخشی خدایا بهترین حال را بهم بده

    این روزها تمام تلاشم می کنم که ذهنمو کنترل کنم،حس میکنم با توانایی در این زمینه می تونیم سیلی از نعمتهای را به سمت خودم جذب کنم

    یادمه یک مدتی فایلهای پوشه کنترل ذهن را زیاد گوش می دادم چقدر در احساس خوبی بودم و در برابر تضادها خداوند آرامش عجیبی بهم می داد

    یادمه یک روز دوست عزیزی دچار یک سو تفاهمی شده بود و حرف نادرستی بهم زد لطف خداوند تونستم ذهنمو کنترل کنم یادمه آن روز توی مغازه برای خرید رفته بودم تونستم با دیدن زیبایی ها و نعمتهای ان محیط و صحبت با دوست عزیزی که همرام بودم ذهنمو کنترل کنم و خداوند از طرف همان آدم چقدر برکت برام رسوند

    اما این جمله استاد عزیزم که هیچ کس نمیتونه ذهنشو در همه زمان کنترل کنه خیلی برام آگاهی بخش بود چون انتظار داشتم لحظه به لحظه بتونم ذهنمو کنترل کنم و اگه نمی‌تونستم خودمو سرزنش می کردم که چرا به آگاهی های که استاد می گه عمل نمی کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: