تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

600 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمدرضا ملک‌زاده گفته:
    مدت عضویت: 257 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه دوستان

    خدایا شکرت که امروز فایل تعییررا شنیدم

    من بعداز شنیدن فایل ها خیلی تغییر کردم مخصوصا ازنظر سلامتی قبلأ همیشه سوزش معده داشتم خود به خود برطرف شد .همه وام ها برطرف شد.قبض اب و برقم به شدت پایین آمد بدون اینکه الگوی مصرفم پایین بیاید قبلآ قبض دوسه ملیونی می آمد حالا قبض کمتراز 40هزارتومان می آید. روابطم باهمه خیلی عالی شده.از همه مهمتر آرامشم واعتماد به ربم فوق‌العاده شده خدایا شکرت. من بیشتر ازمسیر لذت میبرم وزندگی رابه نتیجه گره نزدم.یعنی برای پول و ماشین وخونه روی خودم کار نکردم.اگه پول آمد خدا راشکرکردم اگه هم نیامد ناراحت وعصبانی نشدم.خدا را شکرازخرداد1403 که باسایت آشنا شدم هرگز دچارروزمرگی نشدم.خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  2. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2039 روز

    بنام خدای رحمان و رحیم ک صاحب فضل عظیم است

    سلام ب خانواده ی عزیزم

    گام 18 پروژه تغییر

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم

    همین الان ی موفقیت خیییلی بزرگ کسب کردم البته شاید درنظر بقیه خیلی هم کوچیک باشه

    ولی برای من خیلی بزرگه

    دیروز ی پستی گذاشتم تو کانالم تو یوتیوپ

    فیلمی ک از مسیر برگشت ب خونه روستامون گرفته بودم ‌ و با اهنگ فرزاد فرخ

    وقتی ک بارگزاری شد دیدم مسدود شده پستم

    چون اطلاعات زیادی در مورد یوتیوپ ندارم

    دلیلش و نمیدونستم

    سرچ کردم دلیل مسدود شدن پستای یوتیوپ ،یکی از دلایلش نوشته بود بخاطر اینه ک بدون اجازه از آهنگهای معروف استفاده کردی ی نوع دزدی محسوب میشه

    فهمیدم ک نمیتونم دیگه از آهنگهای گوشیم استفاده کنم

    همین تضاد باعث شد ک ی کم جست و جو کنم ک چطور ی کلیپ بهتر بسازم

    واین خواسته برام واضح شد ک کیفیت فیلم هامو بالا ببرم ولی نمیدونستم چطور

    از دیروز تو ذهنم این سوال بود ک چطور عکس ها و فیلم هایی ک دارم و باهم ب راحتی توی ی کلیپ جا بدم و چطور اهنک مناسب بزارم روش

    ک از بعد اظهر دوسه تا برنامه کلیپ ساز دانلود کردم دیدم ک خیلی مراحل دارن

    ک هدایت شدم ب برنامه

    اینشات

    ولی میخواستم گوشه تصویر لوگوی اینشات نباشه

    یاد حرف خواهر زاده ام افتادم ک قبلا بهم گفته بود ک میشه پاکش کرد

    برای همین سرچ کردم ،دیدم چقددد راحت بود خییییلی

    ب راحتی و آسونی ی کلیپ جوری ک دوسداشتم همبن الان درست کردم و ب ی اهنگ زیبا تو یوتیوپ هدایت شدم

    ک نتیجه خیییلی عالی بود

    خودم ک عاشقششش شدم

    کلی ب خودم افتخار کردم تازه بنر هم برای پستم گذاشتم

    همین یک بهبود کوچیک کلی ب اعتماد ب نفس من کمک کرد

    کلییی انرژی گرفتم ک اررره من از پس هرکاری میتونم بربیام

    خدا ی راحتی و آسونی تمام کارها رو داره برام انجام میده

    الهی صدهزار مرتبه سپاسگزارم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت باران رحمت الهی امروز خیییییلی فراوان رحمت خداوند بر زمین تشنه ی روحم بارید

    وجودم و پاک کرد

    زمین و سیراب کرد

    هوا ب شدت ب شدت عالی بود

    چقددد دلم برای مرغ و خروس ها و جوجه هامون تنگ شده بود

    توی چند روزی ک نبودم

    بیشتر قدر خونه روستامون،آسمونش

    شبش

    خورشیدش خونه مون

    باغچه مون

    تخم مرغ های قشنگ خوشمزه مون

    امروز 9 تا تخم کردن

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزار توام

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت دوش اب گرم ک گرفتم چقد انرژی گرفتم

    جقد سرحال شدم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت وجود خواهر زاده ی عزیزم بهم میگه زِیییکیییه بیا دومبالم بیا بِسین پیسم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بخاطر خوشبختی داداشم

    حال خوبش

    همسر زیبا و خوشقلبی ک اومده تو زندگیش

    اینقد خوش خنده اس

    اینقد خوش انرژیه

    ک من کییف میکنم از خنده هاش

    از خاکی بودنش

    تصویر زیبای قشنگش تو ذهنم

    خییلی دوسشدارم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم

    درجهان هرچیز چیزی جذب کرد

    گرم گرمی را کشید و سرد سرد

    قانون خداوند همیشه ثابته و همیشه داره کار میکنه

    انرژی های مشابه همدیگه رو جذب میکنن

    این قانون خداونده

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بابت لباس های گرمی ک دارم میتونم بپوشم

    خدایا صدهرار مرتبه شکرت بابت سقف بالای سرم ک من رو از گرما و سرما محافظت میکنه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت نعمت گاز،نعمت بخاری

    هوای مطبوع و گرم خونه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت نعمت تختم

    الهی صدهرار مرتبه شکرت بابت خواب راحتم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بابت پتوی گرم و نرمم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت غروب زیبای خورشید

    بعد از ی بارون رگباری

    یکباره خورشید با اشعه های زیباش همه جارو نورانی و روشن کرد

    ابرهای تیره حامل بارون رفتن

    آسمون آبی با ابرهای سفید و قطره های ریز بارون و هوای فوق العاده چقددد زیبا بود

    نور خورشید ب برگهای خیس درختها میتابید و می درخشید

    خیییلی زیبا بود

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم رب جهانیانم عاشقتممم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت خانواده ی عزیزم سپاسگزارم بابت سلامتی پدر و مادر عزیزم

    سپاسگزارم بابت دوستان توحیدی عزیزم ک بوی تو رو میدن و قلبم و غرق آرامش میکنن

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت

    این سایت بهشتی و استاد عزیزم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  3. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 558 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام به دوستان عزیز و استاد عزیزم و مریم جان شایسته

    ممنونم از خداوند مهربانم که من رو به این مسیر زیبا هدایت کرد و ممنونم از استاد عزیزم و همسر مهربانشون که این گام تغییر رو در سایت قرار دادند.

    من دیروز این فایل رو دو بار گوش دادم و مخصوصا جایی که استاد در مورد تغییرات کوچک خودشون موقع رانندگی میگفتن، خیلی برام جالب بود.

    امروز تولد دخترهام بود و من صبح یاد این صحبت استاد افتادم و با خدا تو دلم حرف میزدم. دو تا عروسک شانسی براشون خریده بودم که نمیدونستم چه رنگی و چه طرحی هست دختر کوچکم اگر چیزی رو که خواهرش داشته باشه و از خودش خوش رنگتر باشه رو میگه مال منه و داستان داریم. دیگه این مدلم هم چون چندماه میخواستن من نخریدم براشون تا برای تولدشون بخرم. موقع باز کردن بسته هاشون تو ذهنم بود که انشاالله هر رنگی باشه دوست داشته باشند و باورتون نمیشه هر دو عروسک هم رنگ در اومد و فقط اختلاف جزیی در صورتشون بود و به طوریکه دخترم گفت مامان میدونستی رنگاشون چیه و خریدی و من گفتم از کجا باید بدونم تازه اینترنتی هم خریده بودم.

    واقعا جهان مثل آینه است و همون لحظه که دستت را بالا بردی جوابت رو میده، قربون خدای مهربونم با این قوانین ساده اش و این اتفاق برام حالب بود که من دلم میخواست عروسک ها زو دوست داشته باشد که همرنگ دراومد.

    یکی دیگه این بود که صبح تو رختخواب میخواستم ستاره قطبی رو بنویسم و دخترم اومد تو اتاق و گفت چیکار میکنی مامان، گفتم از خدا میخوام یک ناهار راحت به من برسونه و یادم رفت تو دفتر بنویسم. ظهر خواهرشوهرم زنگ زد ماکارانی زیاد درست کردم برات میارم و بعدش من که یادم نبود ولی دخترم گفت چه جالب مامان صبح گفتی خدا ناهار به من برسون.

    این اتفاق های کوچک رو من یادم میره اما امروز به عینه قانون آینه رو تو زندگیم دیدم. چون صبح تو دلم با خدای مهربانم حرف میزدم و شکرگزاری میکردم.

    اینکه به اندازه ای که تغییر میکنی نتایج میاد برای نتایج پایدار باید همیشه روی خودم کار کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  4. -
    افسانه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2558 روز

    سلام استاد عزیزو خانم شایسته عزیز خیلی خوشحالم که دوباره میتونم دیدگاهم رو باهاتون راجع به قسمت ۲۰کلاب هاوس به اشتراک بزارم

    دوموضوع خیلی مهم که باعث دست به قلم شدن من تو سایت شد صبر و تغییر .موضوعی که این روزها ذهن من رو درگیر کرده بود خیلی خوشحالم که جواب سوالاتم رو گرفتم

    ممنونم از استاد عزیز که خیلی قاطع پاسخ دادن ومن یاد گرفتم

    در زمینه تغییر کردن اینکه به قول استاد

    آدم زمانی میتونه به خواسته هاش برسه که این ایمان رو داشته باشه که بخواد درمسیر رسیدن به خواسته هاش تغییرکنه

    اینکه نتایج آدمهای موفق وسوپر موفق در تغییرر کردنشون هست وادامه دادن مسیر دلخواهشون وتلاش برای بهتر شدن

    ومهم ترین موضوع:قانون کلی وجودداره که باعث میشه آدمها بارهاوبارها یادخودش بیاره این هست که

    جهان درهرلحظه وبا فرکانس های این لحظه من لحظه بعد من رو رقم میزنه یا خلق میکنه

    به قول استاد هرلحظه جهان اطراف من(شرایطآدمهاایده هاموقعیتهاآنچه که اطراف من اتفاق میفته) داره با فرکانس های اون لحظه من خلق میشه

    خیلی مهم هست که هرلحظه آگاه باشیم تو چه مسیری حرکت میکنیم

    بهتون افتخار میکنم زندگی هدفمندی رو دارین استاد عزیز که باعث شده فقط رو هدفتون تمرکز کنین یاد گرفتم برای اینکه نتایج بزرگتری رو به دست بیارم باید وباید تعهدداشته باشم وبا تعهد وتمرکز مسیرم رو به جلو ببرم

    موضوع بعدی که یاد گرفتم وباعث شده خیلی ها نتایج سریعی رو به دست بیارن موضوع صبر هست که درست متوجه شدن معنای صبر رو من یاد گرفتم جهان به اندازه ای که ماتغییر میکنیم تغییر میکنه مثل مثال آینه و بالابردن دستتون کاملا واضح شد برای من همون لحظه جهان پاسخ میده

    من به خودم قول میدم اینکه وقتی درمسیردرست هستم باید ادامه بدم برای بهتر نتیجه گرفتن ومتوقف نشدن

    خداروشکر جواب سوالات این چندروزمو پیدا کردم خیلی ممنونم از شما

    وخیلی دوست دارم یه روزی با دوستان هم فرکانسی خودم آشنا بشم.از نزدیک واز شنیدن نتایجشون وتجربه هاشون لذت ببرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  5. -
    ژینا صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1038 روز

    (به نام الله مهربان و هدایتگر)

    سلام به استاد عزیزم ، مریم جونم و همه ی دوستای گلم

    الهی شکر به خاطر این فایل فوق العاده و پر از آگاهی

    الهی شکر به خاطر همزمانی این فایل و تجربه ی امروز من

    خدایا وقتی فرمون دست توئه چقدر قشنگ میچینی

    چقدر قشنگ برنامه ریزی میکنی

    چقدر همه چیز رو دقیق پیش میبری

    البته که از فرمانروای عالم جز این هم انتظار نمیره:)

    تنها کاری که من باید انجام بدم اینه که خودمو بکشم کنار از جلو دست و پات و اجازه بدم که تو کار خودتو انجام بدی

    فقط و فقط فرمون رو بدم دست تو و خودم رو رها کنم

    عقل منطقی و ذهن همه چیز دان خودم رو بذارم کنار

    آره اینه فرمول خوشبختی و راه رسیدن به تمام خواسته ها

    امروز کلی نجوا اومد و کلی شیطان وسوسه کرد که کامنت نذارم و از تجربه ی امروز خودم نگم

    اما خدا هدایتم کرد و تونستم شکستش بدم و غلبه کنم به کمالگراییم چون دیگه فهمیدم این تنها راه خوشبختیه

    کنترل ذهن ، غلبه بر شیطان ، غلبه بر کمالگرایی ، آسان کردن کار ، استمرار ، استمرار ، استمرار، رد پا گذاشتن از خودم همیشه و همیشه و همیشه

    خب بریم سراغ اصل مطلب و تجربه ی شیرین امروزم :

    اکثر وقتایی که من اومدم تهران و اینجا کار دکتر داشتم ، واسم تجربه های خوبی نبوده و شرایط و اتفاقات اونطوری که میخواستم پیش نرفته ، به آدم های نامناسب هدایت شدم و البته که همش بخاطر فرکانس خودم بوده

    اما میخوام در مورد این نکته ای که استاد گفتن صحبت کنم :

    دقیقا از همون لحظه ای که ما سعی میکنیم فرکانس های بهتری رو ارسال کنیم ، نتایج ظاهر میشه و دقیقا از همون لحظه میتونیم تغییر شرایط رو در زندگیمون ببینیم . نیازی به صبر کردن نیست و در هر لحظه که داریم رو خودمون کار میکنیم ، همه چی عوض میشه

    آره دقیقا من امروز اینو به وضوح تجربه کردم

    اینبار تجربه ی متفاوتی از دکتر اومدن رقم خورد ، اونم فقط بخاطر اینکه من مدت کوتاهیه که به لطف الله کار کردن رو خودم رو شروع کردم و تو این زمینه تا جایی که تونستم استمرار به خرج دادم

    این سری فرق داشت با تمام دفعه ی های قبلی

    من واسه مشکل چشمم به دکتر مراجعه کردم

    اینبار به بهترین اپتومتریست هدایت شدم که چقدر کامل و عالی واسم توضیح دادن و ابهامات و سوالاتم رو رفع کردن

    بعدش به یه متخصص چشم فوق العاده هدایت شدم که نوبت گرفتن ازشم هفته ی پیش به صورت کاملا هدایتی پیش رفت و انتخاب دکتر رو به خدا سپردم

    این شد که امروز به یه دکتر بی نظیر هدایت شدم

    چقدر عالی راهنماییم کردن ، چقدر واضح و کامل مشکلم رو شرح دادن و چقدر راهکار های خوبی واسه درمان بهم پیشنهاد دادن طوری که هر آنچه که ابهام در هر موردی داشتم رفع شد و تماما خیالم از بابت چشمم راحت شد چون این مسئله از لحاظ ذهنی تمرکز زیادی از من گرفته بود.

    بعدشم که از بیمارستان بیرون اومدیم یه آقای پیر و خوش اخلاق و باحال همینطوری یهویی اومد سمت من و بهم اشاره کرد و گفت تو نمرت بیسته:))))

    دقیقا متوجه نشدم که چرا همچین چیزی گفت

    تنها چیزی که میدونم اینه که من نحوه ی خلق اتفاقات رو امروز به چشم خودم دیدم

    دقیقا دیدم که چطور فرکانس ها کار میکنه

    دقیقا دیدم که من چطور میتونم خالق صد در صد زندگیم و اتفاقات یک ثانیه بعدم به وسیله ی فرکانس هر لحظه م باشم

    دیدم که به محض اینکه سعی کردم مقداری توحیدی تر باشم ، همه چیز تغییر کرد ، همه چیز….

    دیدم که احساس خوب من و کنترل ذهنم توی بیمارستان باعث شد که موقع بیرون اومدن اون پیرمرد بهم بگه نمرت بیسته

    دیدم که فرکانس های هر لحظه م داره اتفاقات لحظه بعدم رو رقم میزنه

    اما اما اما…

    و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی

    من نبودم که این کارا رو انجام دادم ، تماما خدا بود که همه ی این اتفاقات رو برنامه ریزی کرد و پیش برد

    من فقط تونستم به اندازه ی سر سوزنی توحیدی باشم و توحیدی عمل کنم و فقط روی خودش حساب کنم

    گرچه که هدایتم به مسیر توحید و توان درکشم در حد مدارم بازم کار خودش بود و هر چی دارم از خودشه

    خدایا ازت ممنونم که امروز بهم نشون دادی وقتی همه چی رو به تو بسپرم چطور نتایج تغییر میکنه

    ازت ممنونم که داری کم کم بازی رو بهم یاد میدی

    همونطور که تا اینجا هدایتم کردی و من هیچی از خودم نداشتم و ندارم ، باقیشم خودت پیش ببر الله مهربانم:)))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  6. -
    فائزه رحیمی انگار گفته:
    مدت عضویت: 1571 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته عزیزم و همه دوستان

    این قسمت نشانه امروز من بود و من یکی دو ماهی هست که شروع کردم کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت و یکسری نشانه های کوچیک برام اتفاق افتاده که اومدم اینجا بنویسم که برای خودم یادآوری بشه که ببین نشانه هاش داره میاد هاا

    من یک پیج فروش اکسسوری و زیورآلات زدم و خب هر روز پست میزاشتم استوری میزاشتم هر روز هر آهنگ ترندی بود باهاش ویدئو درست میکردم و میزاشتم ولی دریغ از اینکه یکی بیاد بگه خب این چند اصلا حالا اینکه بخرد بماند

    و خیلی چیزهارو امتحان کردم ولی از اونجایی که میخواستم پایه ها درست بشه مثل استاد که میگن حواست باشه که اهرم رنج و لذت اشتباه توی مغزت نسازی که مثلا وام بگیری یا تبلیغ بدی چهار نفر ازت چیزی بخرن و یک فونداسیون اشتباه توی مغزت درست بشه که یه جایی چنان بزنتت زمین که نفهمی از کجا خوردی

    خلاصه من اصلا سراغ اینا نرفتم و دیگه یه جایی گفتم اوکی این جواب نمیده اینکه تو هر روز هم فعالیت کنی و حتی چیزهای زیبا بسازی و اینا

    باید روی روانشناسی ثروت کار کنی و باورهاتو عوض کنی از اون موقع که من شروع کردم کار کردن روی روانشناسی ثروت و فایل های دیگه رو هم در کنارش رندوم گوش میدم خیلی کمک میکنه و سفر به دور آمریکا ، هر وقت رفتم بیرون یا پستچی رو دیدم یا ماشین اداره پست رو دیدم هی همون لحظه گفتم ببین این یه نشانست ها داره کار میکنه ها چرا قبلا انقدرر ماشین های پست رو نمیدیدم ، بعد یک روز توی ماشین بودیم داشتیم برمیگشتیم خونه بابام دوتا 500 تک تومنی یعنی هزار تومن به من داد گفت بیا این برای تو برو حال کن و آره به نظر خودشم مسخره بود چون هیچی نمیکنه الان این پول ولی من گفتم ببین داره نشانه ها میادا قبلا هم هزار تومن داشت توی جیبش چرا هیچوقت نشده بود که همینجوری بخواد اونو بده به من؟؟

    یا دوباره چند روز بعدش گفت فائزه بیا فلان پولو از تو گوشی برای من انتقال بده و من اومدم کارتش رو از توی جیبش دربیارم پول های توی جیبشم درآوردم باهاش داشتم میزاشتم سرجاش گفت دو هزار تومن هم دستمزدت باز هم میگم اره این پول هیچی نمیکنه ولی من گفتم ببین قبلا هم خیلی کمک کردم که با اپلیکیشن های گوشی چجوری کار کنه یا مسائلش رو حل کردم ولی هیچوقت نشده بود بگه حتی این 500 تک تومنی رو بردار دستمزدت ولی الان چی شد که گفت دوهزار تومن رو بردار برای خودت

    یا یک پولی طلب داشتم از زن پسر عمم یه وسیله ازم خریده بود چندماه بود نداده بود این پول رو ولی همین یکی دو هفته پیش پولش رو داد

    یا دوستم بهم سفارش کیک داد براش درست کردم و پولش رو اصلا بیشتر از چیزی که بهش گفته بودم ریخت و گفت اون هم دستمزدت

    باز هم یکی دیگه از آشناها سفارش کیک بهم داد

    توی پیجم هم من قشنگ تقلا میکردم دو نفر منو فالو کنن ببینن اصلا من چی دارم ولی شروع کردم کار کردن روی خودم نمیدونم اصلا از کجا و چطوری شد خیلی راحت 50 نفر جدید من رو فالو کردن یا اصلا نمیدونم چی شد که من یک اکانت هم داخل تیکتاک ساختم و کلی آدم اونجا من رو دیدن و خیلی ها زیر پست ها میپرسیدن قیمت مثلا این دستبنده یا گردنبنده چنده یا از کجا میتونم بخرمش

    و هی گفتم ببین این ها نشانست ها چرا قبلا هیچکس حتی نیومده بود بگه خرت به چند ولی داری روی خودت کار میکنی هی دارن میان میپرسن

    حالا الان موقعشه که یک پله باورهاتو ببری بالا تر نشانه ها برات اومدن ، خدا داره میگه مسیر همینه تو باورهاتو درست کن نتایج هم میاد

    و یک مدته که منظم دارم فایل هارو گوش می‌کنم و باور های محدود کنندم رو پیدا میکنم میگم پسررررر ببین چقدرررر محدود دارم فکر میکنم و رفتار میکنم ، چقدر باورهای غلطی و مزخرفی دارم در مورد ثروت و مثلا به هرچیزی در مورد باور ها فکر میکنم براش منطق میارم از یک زاویه دیگه به همون قضیه میگه نمیشه و فهمیدم ترمزش خیلی ترمزه به قول اون دوستانی که گفته بودن ترمز دستی رو هم کشیدیم و زنجیر های زنگ زده هم بستیم به چرخ ها پاهامون هم محکم روی ترمزه بعد میگیم چرا نمیاد ثروت توی زندگیم

    خداروشکر که حداقل فهمیدم که بابا کلی ایراد داری بشین روی اینا کار کن درستش کن ببین چی میشه

    الانم داره یک بارون خیلیییی خیلییی قشنگ میاد خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  7. -
    علی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1913 روز

    به نام خدایی که مرا انسان آفرید ،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،وقتی شروع به سکوت میکنی، ذهن دیوانه میشود. چون ذهن سکوت را دشمن خود میداند

    در هیاهوی درون و بیرون است که ذهن هویت پیدا میکند.غرغر میکند، نا امیدت میکند. از هر توجیحی برای منصرف کردنت استفاده میکند.

    ولی تو در سکوت مصر باش.

    زمانی مشخص را برای سکوت کردن اختصاص بده. سکوت ، در برابر جنجال های بیرونی و هیاهوی درونی.

    اما در تمام روز آنرا تمرین کن…

    کلمات دارای انرژی فراوانی اند آن ها را بیهوده هدر نده.

    در جایی که نیاز نیست ,سخن نگو

    بگذار تارهای صوتی ات استراحت کنند

    تو و سکوت یکدیگر را جذب می کنید.

    در سکوت است که دیدنی ها را می بینی

    و شنیدنی ها را می شنوی

    آنرا لمس کن ،

    احساس کن ،

    آنگاه عشق

    تمام وجودت را

    پُر خواهد کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  8. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1487 روز

    بنام یکتای هستی بخش…

    سلام استاد عزیزتر از جان…و سلام خدمت خانوم شایسته ی نازنین که همیشه قدر دان زحمتهاشون هستیم…

    امروز موقع پیاده روی این فایل رو گوش میدادم…همش میگفتم خدایا کمکم کن وقتی رسیدم سالن بتونم ذهنمو مرتب کنم و اونچه که میخوام رو ادا کنم …

    نکته ای که تو این فایل خیلی منو جذب خودش کرد توضیحات استاد در مورد صبر بود…خیلی با خودم فکر کردم…دیدم که این صبر کردنه تو ذهن من تبدیل شده به یک تله ، برای اینکه نتایج کوچیک رو نبینم و بابتشون ذوق نکنم و سپاسگذار نباشم…

    یعنی ذهن من همش با این کلیشه ی صبر داره احساس خوشحالی و سپاسگذاری و منو موکول میکنه به آینده…دیشب یه پیامی از یکی از مشتریهام دریافت کردم که چند خط برام نوشته بود و کلی از کارم تعریف و تمجید کرده بود…چیزی که من تو ستاره ی قطبیم از خدا خواسته بودم…

    اما وقتی پیامو خوندم خیلی سرسری ازش گذشتم…یعنی با خودم فکر میکردم این یه نتیجه ای که من همیشه ارزوشو داشتم …چون خیلی پیش میومد که مشتریها زبونن تشکر کنن ولی اینکه برن و بعد پیام بدن و تشکر کنن خیلی کم پیش می اومد. این جزو خواسته هام بود…اما نمیدونم چرا دیشب اونطور که باید خوشحال نشدم و سپاسگذارم نبودم بابتش…راستش خودم ناراحت شدم از این حالتم که چرا من ذوق نکردم و احساس سپاسگذاری ندارم…

    با خدا صحبت کردم که خدایا من دوست ندارم انسان ناسپاسی باشم…این موضوع قاعدتا باید منو سر ذوق میاورد ،،،حداقل برای لحظاتی…خدایا تو بهم بگو ایراد کارم کجاست؟…

    که امروز موقع پیاده روی تو این فایل جواب سوالمو پیدا کردم…

    میدونی اشتباه کار من کجاست؟؟؟اینکه نتایج کوچیک رو نتیجه به حساب نمیارم…بلکه به عنوان نشونه ی یه نتیجه ی خیلی بزرگ حسابشون میکنم…در صورتی که اینا نشونه نیست…بلکه خودِ نتیجه اس

    وقتی من این اتفاقات رو به چشم نشونه بهشون نگاه میکنم باعث میشه برم تو حالت انتظار ،که خب حالا که نشونه ها اومده پس قراره اون نتیجه بزرگه هم به زودی بیاد…و این میشه که من دیگه اون اتفاق کوچیک که در حقیقت نتیجه ی تغییر منه رو نبینم و بابتش شکر گذاری نکنم…و چون اون نتیجه بزرگه هنوز اتفاق نیفتاده من حس میکنم پس چرا قانون جواب نمیده…منکه دارم رو خودم کار میکنم پس چرا نتیجه نمیاد…دیشب دقیقا همین فکر از سرم گذشت که خب این یه نشونه اس که به زودی قراره اتفاق بزرگی برام بیفته…پس هر وقت که اون اتفاق بزرگه افتاد خوشحالی میکنم و بابتش سپاسگذاری میکنم…

    کاری که من باید بکنم اینه که اول بیام معادلات ذهنم رو به هم بزنم…و اصلا از اول برای خودم تعریف کنم نتیجهیعنی چی اصلا؟؟؟ …به چی میگن نتیجه؟؟؟ نکنه تعریفِ من از نتیجهکلا اشتباه باشه؟؟؟

    درسته…کاملا درسته …حالا که خوب فکر میکنم میبینم، تعریف من از نتیجه کاملا و از بیس اشتباهه…

    تو ذهن من جا نیفتاده که تو اگر به اندازه یک میلیمتر تغییر کنی ،،،بدون شک ،بدون شک ،بدون شک یک میلیمتر نتیجه میاد…و تو باید اینو نتیجه ی یک میلیمتر تغییرت بدونی …نه اینکه بگی خوب این یه نشونه اس که قراره به زودی یه اتفاق بزرگ برام بیفته…

    نه. نه. نه….

    واااای استاد حرفاتون دیونه ام میکنه….شما گفتید وقتی رو خودت کار میکنی به این معنی نیست که صبر داشته باشی خدا بعدا جواب این کار کردنهات رو بده…مثل اینه کهجلوی آینه دستت رو میبری بالا همون لحظه دستت میره بالا تو آینه ،نه دوساعت بعد…

    بخدا که اصلا اول باید تعریف نتیجه رو تو ذهنمون عوض کنیم…و تا زمانی که تو ذهنمون نتیجه،فقط یه اتفاق بزرگ تعریف شده باشه،ما هرگز قادر نخواهیم بود که این نتایج کوچیک که نتیجه ی تغییرات کوچیکمونه رو ببینیم…و ایمانمون قوی تر بشه که بابا قانون داره جواب میده…قانون داره مثل ساعت کار میکنه…ببین من یه قدم برمیدارم یه قدم نتیجه میاد،نیم قدم برمیدارم ببین نیم قدم نتیجه اومد…

    استاد من فکر میکنم خیلی هامون دچار توهم شدیم که منتظر یه نتیجه ی خیلی بزرگیم….ما هرگز و هرگز نمیتونیم یکدفعه به مقدار خیلی زیاد تغییر در خودمون ایجاد کنیم پس چرااااا منتظر نتیجه ی خیلی بزرگیم؟؟؟

    مگر نه اینکه جهان داره موبه مو و عینا به فرکانسهای هرلحظه ی ما جوابی هم اندازه و هم سنگ میده؟؟؟پس این توهم نتیجه ی خیلی بزرگ یه دفعه ای از کجا پیداش شده؟؟؟ من جوابی براش ندارم جز اینکه بگم شیطان خوب بلده چیکار کنه که انسان رو از راه ناسپاسی دور کنه…شیطان کارش اینه که انسان رو مشغول و سرگرم آرزوهای دور و دراز بکنه و از لحظه ی حال که تنها لحظه ایه که انسان میتونه تو اون لحظه سپاسگذاری کنه دورش کنه

    به نظرم اگر ذهنیت ما در مورد اصلا تعریف اینکه نتیجه چیه..؟؟؟و به چی میگن نتیجه؟؟*تغییر کنه ،فکر میکنم خیلی از مسائل حل شه…

    فکر میکنم اون موقع اس که بتونیم به لحظه ی حال برگردیم و از داشته هامون لذت ببریم و واقعاااا از عمق وجودمون سپاسگذار باشیم… نه اینکه با دید گرو کشی سپاسگذاری کنیم که خب من الان سپاسگذاری کنم تا یه چیز خیلی بزرگتری بهم داده بشه…نه …سپاسگذار باشیم با احساس خوب …نه بااحساس انتظار و توقع…

    اگر فقط همین یه موضوع تو ذهنمون درست شه مطمئنم هممون تو هرروز زندگیمون به قدری نتیجه و داشته ،داریم که حتی فرصت نکنیم همه رو عنوان کنیم.و وقت کم بیاریم برای شکرگذاری بابتشون..چه برسه به اینکه بخوایم منتظر یه اتفاق خیلی بزرگ دراینده باشیم…

    مثلا همینکه که من دیشب این سوال رو از خدا پرسیدم و امروز صبح به جواب سوالم تو این فایل هدایت شدم ،این نتیجه اس دیگه….نتیجه ی چیه؟؟؟؟ نتیجه ی یه مدت کار کردن من رو جلسه ی دوم ثروت 3 هست که استاد میگه از خداوند سوال بپرسید و یقین داشته باشید که جواب میده…اینکه من الان جواب سوالم رو گرفتم یعنی یه ذره باورم بهتر شده که خداوند سریع الجوابه…وگرنه اگر سوال میپرسیدم و باور نداشتم که جواب میده، امکان نداشت که به این زودی ها به جواب سوالم برسم…پس باید از دوبابت خوشحال باشم …یک اینکه من دارم تغییر میکنم…دو..نتیجه ها داره میاد…

    بخدا منتظر یه یه نتیجه ی بزرگ بودن توهمی بیش نیست…

    مگر نه اینکه قانون اینه که تو زمانی به یه خواسته ی بزرگی میرسی که دیگه برات بزرگ نباشه و اتفاق افتادنش بدیهی و طبیعی باشه…مگه نه اینکه تا زمانی که یه خواسته ای تا زمانی که برات بزرگ و دور از دسترسه رو بهش نمیرسی…

    پس چرا دست از این توهم برنمیداری؟؟؟یه روزی به خودت میای میبینی کل عمرت فقط منتظر بودی…منتظر یه اتفاق بزرگ…چون خاصیت خواسته ها اینه که وقتی بهشون میرسی خواسته های جدید تو وجودت شکل میگیره و این خواسته ها هرگز تمومی نداره…و اگر خودتو از این چرخه و سیکل معیوب انتظار برای یه اتفاق بزرگ نکشی بیرون…یه روزی به خودت میای میبینی عمرت تموم شده و تو همش دنبال سراب بودی…

    واقعااااا استاد قربون دهنتون که رو دستتون استاد نیومده که چقدرررر نگاه ذره بینانه و موشکافانه نسبت به همه ی مسائل دارید…

    از خداوند بینهایت سپاسگذارم بابت این هدایت…ازش میخوام که همونطور منو به جواب سوال دیشبم هدایت کرد،همونطور کمکم کنه تا بتونم ذهنیتم رو در مورد دیدن نتیجه ها تغییر بدم و یقین داشته باشم یقین داشته باشم یقین داشته باشم که اگر من یک قدم تغییر کنم یک قدم نتیجه(نه صدقدم ) قطعاااااا میاد …حتما میاد…و اون یک قدم نتیجه رو ببینم و بابتش خوشحال باشمو سپاسگذار….که رمز موفقیت همینه…سپاسگذاری بابت داشته هات…و احساس دارندگی تورو به هرچیزی در زندگی میرسونه….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      رویا مهاجرسلطانی گفته:
      مدت عضویت: 2507 روز

      بنام خداوندی که در هر لحظه هدایتگر و حمایتگر مون هست

      درود و هزاران درود خدمت دوست عزیزم خانم صفورا کوشککی گرامی

      صبح زیبای آذرماهی ات بخیر و شادی و جادویی!!!

      نمی‌دونم این پیام منو چه وقتی دریافت میکنی ولی امیدوارم در بهترین زمان و مکان و در همزمانی های قشنگ و جادویی باشی و این پیام من هم یکی از آن نتایج کوچیک کوچیک فرکانست باشه!!عزیز دلم!!!

      صفورا جان ممنون و سپاسگذارم بخاطر اینکه با خواندن کامنت زیبا و پر محتوا تون چشم و دل منو باز کردید . چقدر خوشحال شدم که اول صبحی به تعدادی از کامنت های دوستان هدایت شدم که واقعا چشم و گوش منو بسمت سوالات خودم باز کرد!!!! و یکی از آن بهترینها کامنت تو دوست عزیزم بود!!!

      خدایاااا شکرت

      واقعا مگه نتیجه چی هست؟؟؟

      وقتی کامنت شما رو خواندم فوری به خودم نهیب زدم و گفتم استاد درست میگه نتیجه همون آینه ای است که همون لحظه بهمون پاسخ میده !!!

      و الان این وقت صبح انگار یک تلنگر قشنگ و شیرین و خوشمزه ای وارد مغزم شده !!!

      بقول شما میدونی اشتباه کار من کجاست؟؟؟اینکه نتایج کوچیک رو نتیجه به حساب نمیارم…بلکه به عنوان نشونه ی یه نتیجه ی خیلی بزرگ حسابشون میکنم…در صورتی که اینا نشونه نیست…بلکه خودِ نتیجه اس

      بخدا آنقدر قشنگ این حرف شما توی ذهنم نشست که خودم باورم نمیشه!!!

      همش بخودم یادآوری میکنم و میگم ععععععع ببین دیدن نشونه خودش نتیجه است دیگه

      مگه هرکسی نشونه ها رو درک می‌کنه!؟؟

      مگه هر کسی هدایت ها و الهامات خداوند رو درک می‌کنه و می‌بینه!؟؟؟؟

      آخه دیدن همین نشونه های کوچیک کوچیک برای هر کسی اتفاق میوفته ؟؟؟؟

      عععععع

      عععععع

      خدایاااا شکرت چه سعادتی امروز نصیبم شد

      خدایاااااا شکرت چه رزق و روزی نصیبم شد خدایااا شکرت

      خدایااا هزاران بار شکرت که امروز قشنگ و واضح و روشن. ذهنم تربیت شد!!!

      اینکه دیگه برای کوچکترین نشونه ها سر تایید تکون بدم و تحسینشون کنم و مدام بخودم یادآوری کنم و بگم یافتم یافتم نتیجه رو دریافت کردم خدایااا ممنون و سپاسگذارم

      صفورا جونم ممنون و سپاسگذارم که به اون قلب مهربانت الهام شد که بیایی برامون بنویسی که حتی یک پیام تشکر آمیز از طرف مشتری تون رو نتیجه ببینید !!! و همینطوری از بغل این پیام بظاهر ساده عبور نکنید!!! و این پیامی که همیشه آرزوشو داشتید و الان در مدار دریافتش قرار گرفتید نتیجه ی همون ارسال فرکانس تون بوده و حالا باید تایید و تحسینش کنی تا نتایج بیشتر و بیشتر و قدرتمندتر و خوشکل تر بشه!!

      صفورا جان با اینکه استاد این همه راجب قانون آینه صحبت کرد ولی انگار باید پیام استاد رو از کامنت شما دریافت میکردم !!! واقعا استاد درست میگن که تا میتونیم کامنت های دوستان رو بخونیم که واقعا یک گنجینه و دایره المعارف بینظیره !!!

      صفورا جان دعای صبحگاهی من برای شما دوست عزیزم بهترینه بهترینها رو از خدای قدرتمندم برای شما دوست عزیزم و همه مون خواستارم در هر شرایطی پر انرژی و سلامت و تندرست باشید و وصل باشید به انرژی منبع الهی

      الهی هر روز بیشتر و بیشتر و قشنگتر در مدار دریافت الطاف و فضل و کرم الهی قرار بگیری و در مدار ساختن مومنتوم مثبت پول و ثروت و نعمت و خیر و برکت های الهی باشی و چرخ زندگیت روانتر و روانتر و نرمتر و سریعتر برات بچرخه و درکنار عزیزانت روز و روزگارت بخوشی و شادمانی و لذت و عشق سپری بشه و همیشه در کسب و کارت بدرخشی و درخشان و پایدار بمانی الهی آمین

      صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ

      اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونی‌ها

      IN GOD WE TRUST

      ما به خداوند اعتماد داریم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        صفورا کوشککی گفته:
        مدت عضویت: 1487 روز

        سلام رویای زیبارو و زیبا سیرت….

        خداوند در بهترین زمان ممکن منو به خوندن کامنتت هدایت کرد…

        امروز عروسی پسرخالمه…من کلا اهل جمع و جاهای شلوغ نیستم…

        از صبح فرصت نکردم به سایت سر بزنم…الان احساس کردم ذهنم خسته اس…برای اینکه انرژی بگیرم ،یه گوشه ی خلوت گیر اوردم تا سری به این سایت بهشتی بزنم و انرژی رو به ذهنم تزریق کنم…

        وقتی که اون آیکن آبی رو بالای صفحه ام دیدم چشمام قلبی شد …گفتم خدایا شکرت که حواست بهم هست و نمیزاری از مسیرت دور شم…

        رویای قشنگم سپاسگذارم نازنینم بابت این کامنت پر از هدایتت…

        زمانی که این کامنت رو گذاشتم ،انگار یه تیکه از پازل تو ذهنم گم شده بود ولی نمیدونستم چیه…اما خداوند به همه چیز آگاهه و جواب سوالهایی که بلدیم و بلد نیستیم رو میدونه و در بهترین زمان هدایت میکنه…واقعا چقدررر دقیق و موشکافانه به این نکته اشاره کردی

        ععععععع ببین دیدن نشونه خودش نتیجه است دیگه

        مگه هر کسی هدایت ها و الهامات خداوند رو درک می‌کنه و می‌بینه!؟؟؟؟

        آخه دیدن همین نشونه های کوچیک کوچیک برای هر کسی اتفاق میوفته ؟؟؟؟

        با این حرفت اون تیکه ی گم شده پازلم تکمیل شد…دقیقا درساه…دیدن نشونه ها خودش نتیجه اس…چرا که این لطف خداوند شامل حال هرکسی نمیشه که بتونه به دنیا و به اتفاقات به شکل قشنگتری نگاه کنه…

        رویای عزیزم.سپاسگذارم ای دست مهربان خداوند که مهرو محبت وعشق رو گسترش میدی در جهان…انشاءالله که بهترینها برات اتفاق بیفته…و همیشه در مسیر توحید باشی عزیزم…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    امروز بعد از اینکه دوباره نتایج قبلی آقا رضا عطار روشن از اول صبح موقع دوچرخه سواری گوش دادم تا ساعتها هم که اومدم خونه ایرپات توی گوشم بود و مدام فایلا تکرار مبشد تا زمانی که شارژ ایرپادم تمام شد و خاموش شد .

    دیشب طبق روال پنج شنبه ها با خانواده رفتیم برای پیاده روی و گردش و دیدن مراکز خرید .

    پریا پالتو پوستی که برای تولدش خریده بود رو پوشید و پارمیدا با اینکه قبلا زمانی که داشت گردنبدن طلا میخرید و پول کم داشت و من بهش دادم گفت این هم کادوی تولدم و من دیگه کادو نمیخوام .

    ولی بمحض اینکه دید پریا پالتو پوست خوشگل خریده گفت منهم میخوام ، ومن گفتم که تو که کادوی تولدت رو گرفتی ، اما بلافاصله توی ذهنم از خودم پرسیدم که چرا این حرف رو زدم و بعد گفتم باشه شماهم برو بخر .

    با اینکه چهارشنبه یک شبانه رو باران بارید و قرار نبود که پنج شنبه بارندگی باشه ، اما عصر زمانی که ما خواستیم بریم بیرون باران شروع شد .

    چه بارانی ، الهی صد هزار مرتبه شکر

    برای پریا که پالتو پوست پوشید ، چتر برداشتیم و من و لیلا و پارمیدا کاپشن داشتیم که کلاه هم داشت .

    اول بخاطر بارش شدید خواستیم پیاده نشیم ، اما بعدش پیاده شدیم .

    و چه بارانی

    لیلا نگران کاپشن نو خارجی تازه خریدش بود و اولش همش مراقب بود که کاپشنش خراب نشه ، اما دیگه براش عادی شد .

    و زیر باران در کنار هم بینهایت لذت بردیم و کیف کردیم و احساس بینهایت سپاسگزاری داشتیم .

    و در اون رفت و اومد مردم در بین دیگان همه من یک هزار تومانی پیدا کردم و لذت و احساس خوبم صد هزار برابر شد .

    و چه باران و نعمت بی نظیری .

    و امروز هم اول مسیر زمان شروع دوچرخه سواری در یک صبح بامدادی لطیف ، یک هزار تومانی دیگه پیدا کردم

    و الهی صد هزار میلیارد مرتبه شکرت که نعنتهای تو در تمام لحظه های زندگی من جاری و ساریست .

    و الان هم نتایج آیا رضا اعطار روشن رو در دوره بی نظیر احساس لیاقت گوش دادم و دیدم و کیف کردم و لذت بردم و رفتم به مدار بالاتر .

    و حالا همراه خانواده حاضر میشیم که در یک عصر جمعه بی نظیر بریم قدم بزنیم

    همین الان که داشتم قهوه میخوردم و مرور میکردم که از کی من دارم پول پیدا میکنم ، یاد زمانی افتادم که روی دور پول پیدا کردن بودم و با دیدن یک قسمت از سفر بدور آمریکا و قتی دیدم که مریم عزیز یک سکه پیدا کرد و برداشت به نشانه نعمت و رزق و روزی و برکت ، منهم درخواست کردم که دوست دارم پول سکه ای پیدا کنم .

    شاید باورتون نشه با اینکه الان دیگه پول سکه نیست من صبح موقع دوچرخه سواری یک پانصدی پیدا کردم و توی دفترم ثبت کردم و دارم مثل بقیه پولها توی دفترهام

    من حتی زمانی که اون اویل یک گوشه هزارتومانی پیدا کردم رو نگه داشتم و توی دفترم ثبت کردم .

    یادمه وقتی گوشه هزار تومانی رو دیدم اول رد شدم و بعد گفتن نه ، استاد گفتی وقتی که این فایلهارو گوش میدید از همون اول نشانه ها میاد و نشانه ها گاها بصورت پول و یا یه تیکه طلا و یا…..

    وقتی اینو توی ذهنم مرور کردم برگشتم و گوشه پول رو برداشتم و سپاسگزاری کردم

    خدایاسپاسگزارم

    استاد عباسمنش بزرگوار سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  10. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2622 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    سلام ودرود خدمت استاد عزیزم ومریم جانم

    سلام دوستان نازنینم

    چقدر فایل های گفتگوی استاد با دوستان رو دوست دارم

    چقدر این گفتگوها درس داره واسم

    استاد بیشتر از هر چیز لذت میبرم از آموزش‌های ساده ودقیق وریز شما

    تحسینتون میکنم که اینقدر با منطق ودقیق ازبین صحبت‌های دوستان نکته های مهم قانون رو درمیاورید واینقدر کامل ورساموضوع رو توضیح میدین

    استاد وقتی شکیبا جان داشتن از نتیجه هاشون صحبت می‌کردن تحسینش کردم آره قانون جواب میده

    بعد که شما توضیحاتی درمورد صحبت‌های شکیبا جان دادین دیدم چقدر ریز به صحبت‌های بچها توجه دارین واین موضوع صبر که شکیبا جان درموردش صحبت کرد رو برامون باز کردین

    واز اینکه قانون جهان هستی بر پایه ی عدالته

    ومثل آینه عمل میکنه وبه محضی که در خودمون تغییر ایجاد میکنیم در لحظه نتیجه میگیریم وجهان بهمون پاسخ میده،امیدوار میشم وتوجه وتمرکز بیشتری میزارم که قدم قدم با تغییرات کوچیک کوچیک ونتیجه های بدست اومده قدمهام رو بزرگتر کنم ونتیجه های بزرگتر بگیرم

    به اندازه ای در خودمون تغییر ایجاد میکنیم به همون اندازه نتیجه هم میگیریم.

    سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر وجود پاکتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای: