تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸ - صفحه 1 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

600 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3657 روز

    سلام

    وقتی آدم به یک سری خواسته هایش می رسد و بعد رهایش می کند این دقیقا همان قسمتی است که خیلی مهم است و انگیزه اش را حفظ کند مثل همان موقع که به آن تضادها برخورده است.

    همیشه باید روی خود کارکنیم و یک موفقیت باعث نشه که از ادامه راه منصرف بشویم و فکر کنیم که همیشه همه چیز درست شده است. جهان داره با فرکانس همین الان من داره خلق میشه پس خیلی مهم است که هر لحظه آگاه باشیم که دارم چه فرکانسی را ارسال می کنم.

    سعی کنیم که همیشه روی بهبودی مستمر خود کار کنیم و بخواهیم که این طوری اوضاع ما بهتر وبهتر شود.

    نخواهیم که به عقب بر گردیم یعنی همیشه طوری عمل کنیم و باورکنیم که روز به روز بهتر شویم یعنی عالی و عالی تر باشیم.

    زندگیمان پر بار و هدفمند باشد و کاری کنیم که همیشه این طور باشیم و یعنی هر روز یک کاری هدفمند داشته باشیم. این قدر روی پیشرفت خود کارکنیم که وقت نداشته باشیم برای کارهای بیهوده و دچار روزمرگی شویم.

    به محض تغییر ما؛ جهان هم تغییر میکند اگر از شرایط خود راضی نیستیم یعنی به اندازه کافی روی خود کار نکرده ایم یعنی به اندازه کافی تغییر نداشته ایم. به اندازه تغییر تو، جهان هم تغییرات دارد که موقعی است که تو باورها و فرکانسهای تو چقدر تغییر کرده باشد و اگر چیزی عوض نشده است یعنی تو به اندازه کافی تغییر نکرده ای و باورها و فرکانسهای تغییرات به اندازه ای نداشته است.

    به هر اندازه که تغییر کنی؛ جهان تو هم به همان اندازه تغییر می کند. یعنی همه چیز دست خودت است اگر از تغییرات راضی نیستی یعنی خود تو به اندازه کافی تغییر نکرده ای و باور و فکرت را به اندازه کافی تغییر نداده ای.

    به صورت بنیادین باید روی باورهایت کار کنی و آنها را همیشه بهبود دهی. به اندازه تغییرات تو جهانت هم تغییر میکند.

    Just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 78 رای:
    • -
      سیدمصطفی میردهقان گفته:
      مدت عضویت: 2200 روز

      سلام آیدا خانم

      چقدرلذت بردم کوتاه ولی پرمحتوا 2دفعه خوندم وبعد جواب دادم وبعد ازپاسخ بازهم میخوام کامنت زیباتون روبخونم منوبه فکرفروبرد میدونید گوش دادن به فایلها یک طرف کامنتهای شما یطرف به نظرم من اگه یکیش نباشه کار ناقصه وخداراشکر درمسیری که هستم هردوهست سپاس گزارم

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1471 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    استاد عباسمنش عزیز و دوستان جان در این مسیر توحیدی

    سلام

    خداقوت

    بعد از گوش دادن بارها و بارها به فایل مربوط به شکیبای عزیز و درس گرفتن از اون برای ادامه راه و مسیر درست ، فایل جلسه 18 دوره احساس لیاقت رو هم که همزمان طبق دستور استاد عزیزم ادامه دادم رو گوش کردم و تصویری دیدم .

    دیروز تو باشگاه اومدم که نتایج آقا رضا عطار روشن عزیزوبزرگوار رو گوش بدم ، دیدم که تو فایل صوتی که تو گوشیم درست کردم نیست ، دنبالش گشتم و پیدا کردم ، وقتی شروع کردم به گوش دادن ، به به دیدم که فایل مربوط به نتایج قبلی آقا رضا ی بزرگوار که من بینهایت دوستش دارم و هیچ وقت لذت گوش دادن به این فایل در من کم نمیشه که آقا رضا با قشنگی اون رو طی کرده و یک فایل بی نظیر براش ساخته .

    و امروز هم که یک پنج شنبه تعطیل شد برام که من بتونم یک روز کامل دیگه مراقبه کنم .

    ساعت 4 بیدار شدم و توی دفترم نوشتم که میخوام امروز همون شوروشوقی رو تجربه کنم که وقتی از این قوانین شنیدم داشتم و تجربه کردم ، شوروشوقی که منو وادار به حرکت برای تغییر زندگی خیلی خوبی که داشتم به سمت بهتر شدن حرکت داد.

    و برای همین موضوع امروز با همون دوچرخه ای رفتم بیرون که با اون چند سال پیش اواخر آبان زدم به دل ترسهام و تک و تنها در دل تاریکی مسیرهایی رو رفتم که تا اون موقع تجربه نکرده بودم .

    و یادم اومد که در هوای منفی 12 درجه وقتی با این دوچرخه نازنین رکاب میزدم و 40 کیلومتر رو تنهایی طی میکردم ، کسی جرعت نمیکرد بخاطر وجود حیوانات درنده از تو ماشین در مسیر کوهستانی بیرون شهر پیاده بشه ، البته اگه هر چند گاهی ماشینی از مسیرم رد میشد و همه با تعجب منو نگاه میکردن که در این هوای برفی یخبندان من چطور با دوچرخه دارم مسیر کوهستانی رو تک و تنها میرم ، روزهایی که آب توی رودخونه یخ زده بود و میشد روش سر سره بازی کرد .

    امروزهوا بعدیک روز بارانی کاملا لطیف و دلچسبتر شده بود و هوای تنهایی بودن در دستان پر مهر خداوند در دل طبیعت بود که دوست داشتم ساعتها در تنهایی با خدا صحبت کنم و از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم .

    گوش دادن به مسیر حرکت آقا رضا و شکیبای عزیز هر لحظه بمن داشت درس حرکت میداد که اگه میخوام زندگیم تغییر کنه باید خودم در مسیر درست حرکت کنم .

    من خودم رو امروز آگاهانه با سوارشدن به دوچرخه قبلیم درمسیر شروع و اوایل حرکتم قرار دادم و هر لحظه با خودم مرور کردم و تمام موفقیتهای ریز و درشت خودم رو مروروکردم که هر کجا که اقدام کردم و حرکت کردم به میزان اقدام و حرکت من جهانم هم تغییر کرد و خواسته هام به راحتی وارد زندگیم شد .

    و با خودم مرور کردم که وقتی که از سعید عزیز داستان رفتن به قبرستان رو در کامنتشون خوندم برام یاد آوری شد که منهم در دوره نوجوانی و جوانی بدون اینکه ازواین قوانین خبر داشته باشم از این تایم اوت برای شروع قدرتمند مجدد خودم

    استفاده کرده بودم . و دوباره بعد از مدت زیادی بود که قبرستان نرفته بودم و رفتم و چند ساعتی رو دوباره در اون محیط قدم زدم و برای خودم مسیر پیشرفتم رو مرور کردم که بتونم برای هدفهای جدیدم از اون روش و بهتر استفاده کنم ‌.

    و مسیری رو که خودم آگاهانه در اون برای تغییر زندگیم به شکلی که دوست داشتم باشه رو مرور کردم ، مسیری که خودم خالق آگاهانه زندگیم هستم و این فرصت و آگاهی به من داده شده که بتونم به سمت خلق زندگی دلخواه خودم حرکت کنم .

    و این لذت بسیار بسیار بزرگیست که بدانی خودت خالق زندگی خودت هستی و جهان هستی آینه وار تمام حرکت تورو به تو باز میگرداند و اگه دوست داری که اتفاق بزرگتر و قشنگتری از نظر ذهن تو اتفاق بیافتد باید به همان اندازه حرکت کنی و قدم برداری .

    و اگه قدم برداری و حرکت کنی خداوند هزاران قدم برات بر میداره و مسیر تو رو هر لحظه هموارتر قشنگتر و زیباتر میکنه .

    و محدویتها فقط و فقط در ذهن ماست و اگه از اونها عبور کنی به راحتی به آسانی و بسادگی به تمام خواسته هات مسیرسی .

    و به میزانی که تو تغییر میکنی جهان تو نیز تغییر میکند .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 80 رای:
  3. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2071 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است

    و مهربانی اش همیشگی

    کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ «21»

    خدا مقرّر کرده که بی تردید من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد. همانا خدا نیرومند شکست ناپذیر ا.

    لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ

    الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی

    مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ

    وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «22» سوره مجادله

    هیچ قومى را نمى‌یابى که به خدا و قیامت مؤمن باشند و (در همان حال) با کسى که در برابر خدا و رسولش موضع گرفته است، مهرورزى کنند، حتّى اگر پدران یا پسران یا برادران یا خویشانشان باشند. آنها کسانى هستند که خداوند، ایمان را در دلهایشان ثابت فرموده و با روحى از جانب خویش آنان را تأیید نموده است و آنان را در باغهایى که نهرها از پاى (درختان) آنها جارى است، وارد مى‌کند در حالى که در آنجا جاودانه هستند، خداوند از آنان راضى است و آنان نیز از او راضى هستند. آنان حزب خدا هستند، آگاه باشید که تنها حزب خدا پیروز و رستگارند.

    ===================================

    سلام به استاد عزیزم

    و استاد مریم جان مهربونم و دوستان نازنینم

    الهی همواره در احسن الحال باشید

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای بارون رحمتش که سه چهار روز  پیاپی در تهران بارید و زمین تشنه رو سیراب کرد الهی شکر

    همچنین با یک روز تأخیر سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا، روز زن و مادر رو به همه،

    بخصوص به استاد شایسته جانم و خانمهای عزیز سایت بهشتی مون تبریک میگم

    گام 18

    استاد جانم اینقدر دستام پر از نتیجه است خدا روصدهزار مرتبه شکر که نمی دونم کدومشونو بگم؛

    خدا روصدهزار مرتبه شکر که همواره روی بهبود باورها و شخصیتم کار می کنم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که با آموزه های استاد جانم فهمیدم جهان با قانون فرکانس کار می کنه و من خالق تمام زندگی ام هستم، لحظه بعدی زندگی من با فرکانسهای اکنون من خلق میشه

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که منم جزو افراد سوپر موفق هستم، و همیشه سعی می کنم فقط به چیزهای مثبت و زیباییها توجه کنم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که جهان پیرامون من و انسانهای اطراف من از خوب به احسن تبدیل شدن

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که دوره دوازده قدم با اینکه زیاد روش کار نکردم، اما فوق العاده ازش نتیجه گرفتم خیلی خیلی برام تأثیرگذار بود..

    استاد جانم خدا رو صدهزار مرتبه شکر که منم مثل شما و همه آدمهای سوپر موفق، دچار غرور نشدم، و همیشه با فایلهاتون زندگی کردم..

    دچار روزمرگی نشدم اما بعضی وقتها بخصوص قبلنا گاهی در میانه مسیر شیب بالا رفتنم کمی کند میشد، ولی خدا رو صدهزار مرتبه شکر ایستایی و یا خدای نکرده عقبگرد نداشتم..

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که همواره پر از انگیزه بودم و هستم..

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که اصلاً یادم نمیاد آخرین بار کِی تلویزیون رو روشن کردم، من از اول سال 1399 تصمیم گرفتم تلوزیون نگاه نکنم، همه کانالهای خبری که توی تلگرامم داشتم رو دیلیت کردم و افراد سیاسی رو هم که تو اینستا فالو داشتم، آنفالو کردم.. و تا حالا هم پای عهد خودم و قولم به خدا محکم ایستادم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که زندگیم هدفمنده و تمام وقتم پره، جوری که خیلی وقتها آرزو کردم کاش شبانه روز بجای 24 ساعت 48 ساعت باشه که من بیشتر کار  رو خودم کار کنم، بیشتر تو سایت باشم، بیشتر فایل گوش کنم و کامنت بنویسم…

    خدا رو صدهزار مرتبه

    خدا روصدهزار مرتبه شکر که به مسیر مورد علاقه ام هم هدایت شدم

    استاد جانم خدا رو صدهزار مرتبه شکر که  با اینکه من و همسرجان برنامه ای برای رفتن پیش دخترامون نداشتیم، بچه ها با خرید بلیط رفت و برگشت کانادا برای دونفرمون حسابی سورپرایزمون  کردن و اشکمونو از شوق جاری کردن..

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    استاد جانم  خیلی دلم میخواست بیشتر بنویسم، ولی قراره جاری ام و برادر همسرم بیان خونه مون و از طرفی کارم این روزها کارم چندین برابر شده بخاطر آماده کردن چمدونها و وسائل سفرمون

    اینه که به همین اندازه اکتفا می کنم..

    استادهای عزیزم من از عهده سپاسگزاری از شما بر نمیام، خداست که از شما سپاسگزاری می کنه

    الهی زندگی بهشتی تون بهشتی تر بشه

    الهی دیدن روی ماهتون نصیب من و همه آرزومندان بشه

    خیلی خیلی دوسِتون دارم و عاشقتونم

    و همینطور دوستان عزیزم

    بهترین های دنیا و آخرت رو از درگاه رب العالمین براتون درخواست می کنم

    دیروز همسرم رفته بود خرید

    برادرم و زن برادرم هم اومده بودن خونه مون

    ووقتی همسرجان برگشت دیدم یه دسته گل برای هدیه روز زن برام خریده

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    شهناز زنداداشم همه ظرفها رو شست

    دخترهام هم که تقریبا هر روز ویدیو کال داریم و دیروز به همدیگه تبریک گفتیم

    الان چند ساله معمولا هرکی خونه مون میاد  یا من میرم خونه شون من کاری نمی کنم  و خودشون غذا می پزن ظرفا رو میشورن و وو

    دیروز چهارتا از دوستان سایت با من تماس تلفنی گرفتن یا پیام دادن برای تبریک روز مادر

    خداجان به کامنتهایی هدایتم می کنه که میبینم اسم منو آوردن

    دقیقاً در مورد چیزهایی نوشتن که من اون روز  زندگیشون کردم

    پیدا شدن عجیب عینکم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 78 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 659 روز

      سلام به استاد توحیدی ام و مریم جون پر از ذوق و اشتیاقم

      سلام به شما دوست همفرکانسی ام چقدر از خوندن پیامتون لذت بردم

      روز زن و مادر رو به شما تبریک میگم الهی همیشه در تمام مراحل زندگی خوشبخت و سعادتمند باشید

      سوپرایز سفرتون هم مبارک باشه و خیلی خیلی بهتون خوش بگذره

      من امروز با خوندن پیام های قشگتون به خودم تعهد دادم مثل شما از بابت تک تک اتفاقات زندگی ام شکرگزار باشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2071 روز

        سلام به فاطمه عزیزم

        تشکر می کنم از پاسخ پر مهرت و همچنین پیام تبریکت..

        منم متقابلاً با یک هفته تأخیر این روز رو بشما تبریک میگم..

        تآخیر هم بخاطر همین سفر به کاناداست که شما در کامنتت نوشتی، خدا رو شکر در این چهار روزی که اومدیم خیلی خوش گذشته و به امید خدا از این به بعد هم بیشتر خوش خواهدگذشت

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر که کامنتم تأثیر خوبی برای شما داشته

        باز هم از شما ممنونم

        و بهترینها رو برات آرزو می کنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  4. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2180 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    خداروشکر بابت این پروژه با برکت در طول این پروژه من به خودشناسی خوبی از خودم رسیدم و در نهایت هم هدایت شدم به خرید دوره عزت نفس و وقتی جلسه اول رو گوش دادم فهمیدم که چرا استاد این همه تاکید دارند که عزت نفس پایه و اساس موفقیت در تمام جنبه هاست…

    خداروشکر

    کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیده‌اید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است؟

    تجربه من در مورد کسب و کارم هست

    سال 1402 تصمیم گرفتم کسب و کار خودم رو به طور رسمی راه اندازی کنم.

    اون سال تازه قدم اول دوره ارزشمند دوازده قدم رو خریده بودم توی یکی از جلسات همون قدم اول استاد ویدیویی رو نشون میدن از یک نمایشگاه عکس و نقاشی و به عنوان تمرین میگن اگه شما یکی از غرفه داران این نمایشگاه بودید چه باورهایی میساختید که فروش بیشتری رو تجربه کنید؟

    من تمرین اون جلسه رو خیلی جدی گرفتم و چند روز زمان گذاشتم و کلی فکر کردم و یکسری باورها رو نوشتم که اگه من غرفه دار بودم این باور و این باور و این باور رو می‌ساختم …

    بعد این ایده بهم گفته شد که بیام و همون باورهایی که برای اون جلسه نوشتم درباره بیزنس خودم شخصی سازی کنم و بنویسم و من این کار رو کردم همچنین اون باورها رو با صدای خودم ضبط کردم و هر صبح و در مسیر رفتن به محل کار گوش میدادم و احساسم خیلی خوب میشد…

    در کمتر از یکی دو روز بدون اینکه من تبلیغ کنم و تیم داشته باشم و هرکاری انجام بدم یک مشتری خودش ازم خواست که کارش رو انجام بدم و بعد اومدن مشتری من تازه شروع کردم تیم تشکیل دادم و شروع به بیزنس کردم.

    اون موقع روزی 100 هزارتومان بدون اینکه فعالیت کنم به درآمدم از طریق این اتفاق اضافه شد

    اما برای من به اندازه 100 میلیون ارزش داشت هرروز میگفتم وای خدایا شکرت باورم نمیشه امروز بدون اینکه یک قدم بردارم 100 هزار تومان پول به حسابم اومد و هرروز این ذوق رو داشتم …

    به یک ماه هم نرسید درآمد روزی 100 هزار من شد 3 میلیون تومان و به راحتی به درآمد 100 میلیون در ماه رسیدم بدون هیچ تقلایی …

    حساب کن من کارمند بودم با ماهی 10 میلیون با کلی درگیری و بله چشم گفتن و …

    اما همزمان هم بیزنس خودم رو راه اندازی کرده بودم بدون تقلا و 10 برابر درآمد کارمندی ام پول می‌ساختم…

    من در این اتفاق دقت آیینه وار جهان‌ رو به وضوح دیدم همین که من باورهام رو نسبت به کسب و کارم و خودم و ثروت تغییر دادم و به احساس بهتر و احساس امید رسیدم جهان هم سریع به من واکنش نشون داد درسته اولش روزی 100 هزارتومان بود اما در مدت زمان کمی با توجه و سپاسگزاری من بابت همون 100 هزار تومان درآمدم دوباره و دوباره رشد کرد و به مبالغی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.

    خدایا شکرت.

    ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 101 رای:
    • -
      محسن شعبانی گفته:
      مدت عضویت: 974 روز

      سلام .وقت بخیر . این اولین کامنت من در سایت عالی عالی عالی استاد عباس منش هست امیدوارم بتونم هر روز با یاری و کمک خدای بزرگ کامنت های بیشتری بنویسم و در سایت فعال تر باشم چقدر من از کامنت شما لذت بردم .من عاشق این جمله استاد شدم.که جهان مثل یه اینه رفتار میکنه.و نتیجه هر عملی رو همان لحظه بهت پاسخ میده نه برای دو ساعت دیگه.من وقتی این جمله شنیدم یه حال عجیبی به من دست داد.همان لحظه احساسم خوب کردم و من اون روز تونستم به همه تارگت ها و اهداف خودم برسم.گفتم دیدی حال خوب مساوی با اتفاقات خوبه.و لذت بردم از توانایی خودم.خودمو تشویق کردم .گفتم میشه میشه میشه به همه ارزو های خودم برسم فقط کافیه حالت رو خوب نگه داری و کنترل ذهن انجام بدی.سپاس گذارم از استاد عباس منش و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستانی که با نوستن کامنت های زیبا باعث ایجاد حال خوب در من میشن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        احمد فرهنگیان گفته:
        مدت عضویت: 2180 روز

        به نام خدای مهربان سلام خدمت شما دوست عزیزم آقا محسن

        از پیام زیبا و پر مهر شما بی نهایت سپاسگزارم و چقدر خوشحال شدم که اولین کامنت خودتون رو در سایت در جواب کامنت من نوشتین و امیدوارم از این به بعد کامنت های زیبای شما رو بیشتر بخونم…

        همه چیز کنترل ذهنه اگه خود من به همین یه جمله بتونم عمل کنم به همه ی خواسته هام میرسم چون به قول استاد همه چیز کنترل ذهنه…

        خدایا شکرت

        بی نهایت سپاسگزارم

        شاد و موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1625 روز

      سلام آقای خاص…

      آقای خاص..دوستدارییم هوییتونو بیشتر بشناسیم…

      اتفاقا چند روز پیش تصویرتونو توی گالریمم سیو کردم.آفرین به شما”تونستین با تمرکز اینهمه سلامتی رو به زندگیتون برداریید..

      دوست عزیزم…ممنونم که روی خودتون کار کردیید که از اون مسیر بیزنسی به این مسیر بیزنسی هدایت شدید….

      از درآمد 10 میلیون تومن…

      الان درآمد چند برابری داریید..

      آفریننن تحسینتون میکنم.

      واقعا….

      چقدر خوبه..که همیشه پایبند این مکان بهشتی باشیم و روی باورامون کار کنیم..

      منم سالها دوستداشتم کارآفرین بشم…ولی نمیدونستم..خیلی تقلا کردم.ارائه کارهای مختلف رو داشتم ولی نمیشد…

      تا اینکه لطف خدا شامل حالم شد..

      الان براحتی و طبق تکامل…از این ایده تونستم.”کارافرین بشم

      تولید دستکش زنانه…هم بصورت کاربردی هست..و هم بصورت روزانه…

      و لطف خدا شامل حالم شد..که بتونم بهترینهای خودمو ارائه بدم…

      و اتفاقا قدم الهامی بعدی هم برداشتم.چند روزه الگوهامو بهبود دادم..چقدر زیباتر و با اصولتر شده..

      فقط میدونم پروجکتهام از تو شهرم اغاز شد.بعد توی ایران.و بعد برای طراحان لباس در خارج از کشور..و الان نمیدونم قدم بعدی چیست..

      ولی میدونم آینده خوبی در پیش داره…

      منم میخام همون تمرین و باوری که نوشتی رو بیشتر بسازم…

      و بتونم بهترینها رو برای خودم خلق کنم..

      ممنونم دوست عزیزم…

      همیشه خاص و زیبا باشی..از صمیم قلبم بهت تبریک میگم…ماشالله…که خودتو از اون ادم به ادم خاص تبدیل کردی..

      دوستدار شما هستم…در پناه خدای بزرگ میسپارمت…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        احمد فرهنگیان گفته:
        مدت عضویت: 2180 روز

        به نام خدای مهربان

        سلام خدمت شما دوست عزیزم خانم علی پور

        والا من فعلا خودم هم خودم رو نمی‌شناسم و نمی‌دونم کی هستم و دارم به وسیله دوره عزت نفس کم کم به شناخت خودم میرسم و روزی که خودم رو بشناسم حتما از هویتم بیشتر خواهم نوشت…

        از تبریک و تحسین شما بی نهایت سپاسگزارم قلبی که تحسین می‌کنه خیلی تحسین برانگیزه…

        خیلی خوشحالم براتون اینکه تسلیم نشدید و ادامه دادید تا بالاخره کارآفرین شدید واقعا اعتماد به نفس تون رو تحسین میکنم و خیلی مفتخرم در سایتی هستم که چنین بانوان قدرتمندی حضور دارن و میتونن الگوی بی نظیری برای من باشند.

        امیدوارم در آینده خیلی نزدیک از موفقیت هاتون برامون بنویسید و ما هم کیف کنیم.

        شاد و موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    ندا سادات گفته:
    مدت عضویت: 1831 روز

    بنام خداوند عشق و تمام فراوانی ها

    ما به خداوند اعتماد داریم

    سلام بر استاد عزیز و مریم جان این زوج خوشبخت که الگوی عالی برای من هستند

    استاد چی بگم از این فایل

    چی بگم از نتایج خدارو شکر

    نتایج

    مهاجرت

    سلامتی

    پیدا کردن مسیر علاقه ام

    درک قرآن به طور صحیح

    رابطه با خدا

    درآمد به اندازه ی تغییرم

    استاد از درامدم بگم من خودم را با شما مقایسه نمی کنم من خودم را با ماه پیش ،سال پیش مقایسه میکنم

    استاد در مسیر علاقه ام هستم آموزش آموزش آموزش میبینم و کنار اموزشم از چیزهایی که یاد گرفت دارم درامد کسب میکنم

    آرام آرام دارم به درآمد دلخواه میرسم

    منی که تا سال پیش یک قرون هم درآمد نداشتم الان از مسیر علاقه ام دارم درامد کسب میکنم

    استاد چی بگم چند روز پیش مدرک مزون لباس شب و عروس با نمره 100 قبول شدم

    با مدرک فنی حرفه‌ای که به هیچکس فنی حرفه ای 100 نمیده ولی من هم دوره شلواردوزو وهم دوره لباس شب و عروس من با کسب نمره 100 قبول شدم

    استاد نمره برای مهم نیست ولی با عشق کار کردم با عشق پارچه برش می‌زنم و دوخت انجام می دهم

    خودم و اطرافیانم توی کارم موندن میگن ندا چقدر استعداد داری توی خیاطی

    استاد هم دارم آموزش میبینم وهم دارم کسب درامد میکنم از درامدم پول کلاس هایم را دارم میدم

    تمام دوره های خیاطی را دیدم دوره نازک ،دوره ضخیم ،دوره شلوار ،دوره لباس شب و عروس دوره مزون ،دوره رگالی ،دوره پیراهن مردانه ،دوره دوره دوره فقط تمرکزم رو یادگیری

    که الان به من میگن خیاط سی ساله اینطوری نمیدوزه که توانقدر توی همه دوره ها آنقدر زیبا خلق میکنی

    الان دارم برای پدرم پسرم همسرم دخترم مادرم

    برادرام ،بچه داداشم و …..دارم برای شب چله لباس میدوزم که همه اینا برام کسب درآمد هستش

    کل فامیل از زندگی من رفتند بیرون و فقط با هم فرکانس هایم در ارتباط هستم

    تفریح من کارمن اوقات فراغت من فقط شده خلق لباس

    تلویزیون، ماهواره ،الکی بیرون رفتن ،دوست و چرت وپرت گفتن و دوره همی های زنانه قطع ،

    فقط و فقط آموزش ،خلق ،خلق ،لذت

    دیدن پوشیدن لباس های که خلق میکنم و توی تن کسانی که دوستشون دارم

    بچه ی داداشم فقط لباسی که من براش میدوزم میپوشه وقتی توی تن پدرم و همسرم برادرام و مادرم ،دخترم لباس هایم را میبینم لذت میبرم خداروشکر خدارو شکر

    روزی را میبینم که لباس های عروس و مجلسی را در مزونم با قیمت عالی با رضایت مشتری به فروش میرسانم

    فقط ،،من از این قانون نتایج عالی دیدم

    و سوار بر دوش خدا هستم خدا داره منو می‌بره

    خیلی نتایج دیگه دیدم خیلی زیاد هستند خداروشکر

    الان سال دوم دوازده قدم هستم قدم 5 جلسه 1

    و الان دارم در ستاره قطبی فقط فقط می‌خوام اعتمادم به خدا زیادتر بشه و همه چی را از خدا بخوام حتی نمک ریختن در غذا را دوست دارم از خدا اجازه بگیرم

    خدایا می‌دونم سوگلی شما هستم

    منم خیلی دوست دارم عاشقتم

    استاد چند ساله شما همش توی خونه ما هستید فقط دوره میبینیم و فایل و زندگی در بهشت

    خداروشکر با شما هم فرکانس هستیم همسرم دخترم پسرم همه با شما هم فرکانس هستیم

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 113 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 963 روز

      سلام ندا

      افرین بهت ب اینهمه تغییر و پیشرفت و انگیزه

      تمام جملاتی ک نوشتی رو انگار من نوشتم چقد همفرکانس هستیم

      منم خیاط هستم و تفریحم همین خلق لباس های زیبا

      اشک تو چشمام جمع شد خدا هدایتم کرد ب کامنتت

      چقد جالب منم ارزوم مزون لباس عروس هست

      اما باز هم گفتم هرچی تو بگی

      امروز استادم بهم گف تو بعنوان هنرجو نمونه ام با افتخار میخام ازت فیلم بگیرم برای تبلیغ کارم ک همه ببینن

      تو با فرزند نوزادت اومدی اینجا توی اموزشگاه من شروع کردی در طی زمان خیلی کوتاه ب این جا رسیدی و الان کمک دستم شدی فقط درعرض 4 ماه

      فردا جشن برام میگیرن و مدرکمو توی جمع دوستانم بهم میدن روز زن روز خیاط هست

      چ همزمانی هایی رخ داد خدایا چی بگم ازین عظمتت

      پارسال ارزوی من بود ب اینجا برسم

      امان از ذهن ک میگه هنوز درامد بالایی نداری چ فایده

      اما شوق ذوق انگیزه حس خوب ب کارم و همیشه هرچیز جدیدی یاد میگیرم توی خیاطی گل از گلم میشکفه ک استادم میگه اخرش تو ذوق مرگ میشی فاطمه

      اصلا تا حالا ندیدم مثل خودم بخدا

      تازه هم درامدم داره جدی از این حرفه شروع میشه استارت خورده بود اما کم بود

      وقتی درامدم بیات دیگه این انگیزه و اشتیاق سوزان 2برابر میشه

      من هم تمام لحظاتم داره ب مدل لباس ها فکر میکنم جایی برای افراد اضافی تو زندگیم نیست واقعا

      بهت افتخار میکنم و نتایج قطعا میات خوشحالم ب درامد رسیدی

      برات ارزوی موفقیت روزافزون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1217 روز

      به نام خداوند مهربانم سلام به دوست توحیدیم ندا جونم

      به به ماشالله

      تحسینتون میکنم مرحبا مرحبا باور کنبن براتون کف میزنم

      اینقدر قشنگ قانون رو فهمیدی درک کردی باور کردی حرکت کردی و وارد عمل شدی

      و با امید و صبر و آرامش و احساسه خوب و طی کردن تکامل به نتیجه داری میرسی آفرین دختر قشنگ

      باور کنبن شما نشانه های خداوند برای من هستین

      که بابا ببین ندا رفته این راه رو تو هم ببین چکار کرده همونو انجام بده باور کن حرکت کن با ایمان و کنترل ذهن

      بعد نتایج با سرعت زیاد به زندگیت میان

      ندا جان کامنتتو خوندم خوشحال شدم از صمیم قلبم

      و به خودم گفتم میشه به همین راحتی به درآمد برسی

      فقط باید باور کنی و پا توی ترسها بذاری

      دوستت دارم بهترین‌ها نصیبت بشود عزیزم

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1391 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    گام 18

    تو شروع دوره مقدس 12قدم

    وقتی این جمله رو از زبان شما استاد جانم شنیدم :

    به میزانی که باورهای ما تغییر میکنه

    نتایج از راه میرسن

    حالا باید انقدر تعهد وتمرکز بذارین

    که نتایج بزرگتر وپایدارتر بشن …

    و من چون با نوشتن خیلی راحتم ،

    خداروشکر میکنم که دونه به دونه ی نتایج روزانه و فندقی و به ظاهر کوچیکم هم مینویسم تو دفترم وبابت شون سپاسگزارم

    بارها تو کامنتهام ردپا گذاشتم که دیدن وتوجه کردن به همین نتایج چقدر انگیزه میده و عین سوخت جت ، آدمو به جلو پرتاب میکنه …

    من نتایج رو تو ذهنم کوچیک وبزرگ نکردم

    گفتم هرچی باورم داره بهتر میشه

    نتایج بیشتری وارد زندگیم میشه

    به میزان رشد باورهام ، نتایج از راه میرسن

    شروع کردم نتایج و نعمتهای زندگیمو دیدن

    میدونین چرا ؟!

    چون جمله ی تون تو ذهنم ثبت شده که

    قدم اول جلسه سوم

    زیبایی های اطراف خودتون ببینید و تمرکز بر روی قشنگی ها بذارید تا جهان از زیبایی های بیشتر وارد زندگیتون کنه…

    این زیبایی خیلی وسعت داره

    زیبایی ، نعمت بسیار گسترده و نامحدودی هست

    از ویژگیهای درونی زیبا وسیرت نیکو گرفته

    تا طبیعت کل کیهان ….

    این یه تمرین مداومه

    منه فاطمه تا اینجا شنیدم که اگر به زیبایی توجه کنم جهان زیبایی ونعمت بیشتر وارد زندگیم می‌کنه

    ولی اصل ماجرا

    قدم اول جلسه هفتم هست :

    به هرآنچه تا الان درک کردین ،

    لطفا عمل کنید در حدی که میتونید عمل کنید

    ایمان همراه با عمل

    توحید همراه با عمل

    تمرکز بر زیبایی همراه با عمل

    کنترل ذهن همراه با عمل

    اعراض همراه با عمل

    حتی تحسین همراه با عمل …

    جلسه ای که تلنگرهای موردنیاز دریافت میشه و حالا خودم هستم و روراستی با خودم که چقدر به آگاهی ها عمل کردم…

    اقرار میکنم که منه فاطمه خیلی نیاز دارم

    روی باورهام کار کنم و باید تعهد وتمرکز بیشتر بذارم تا تفکرم وشخصیتم تغییر کنه …

    تجربه ی آینه ای تو کامنتهام خیلی نوشتم

    همون همزمانی ها وشاهکار های خداوند :

    چند تایی که به تازگی رخ داده می نویسم

    حدود ده روز پیش که هلیسا جان عزیزم یاد گرفت

    کلمه ی مادر بنویسه با شناخت حروف وصداکشی ،

    نمیدونین چه روزی سپری شد

    من جهانم وسیع تر شد خداروشکر

    یه حس بی نظیر و خاص ودلچسب

    چون هلیسا جان عاشق اکسسوری هست

    از کارهای فانتزی و فوق العاده ی زیبای

    هانیه جان عزیزم براش چندتا کار سفارش دادم و خودش انتخاب کرد …

    هانیه عزیزم در نهایت خوش سلیقگی ساخت و بسته بندی کرد وارسال کرد

    دقیقا روزی که من اهرم رنج ولذت روانشناسی ثروت 1 نوشته بودم

    بسته پستی به دستم رسید ….

    نامه ی قشنگی که با دست خط بهشتی برای من وهلیسا جانم نوشته بود

    با چشمای قلبی واشکی خوندم

    و دونه دونه ی این خوشگلهارو با عشق و ذوق باز میکردم تا اینکه دیدم یه هدیه ی ارزشمند وخاص

    برای من فرستاده ..

    وااااااییی استاد جان

    نمیدونین من چه حالی داشتم ؟؟

    اهرم رنج ولذت ثروت رو بنویسی و

    همزمان هدیه دریافت کنی ..

    اولا که ویس دادم و از هدیه ی ارزشمندش

    سپاسگزاری کردم وماجرا تعریف کردم

    که چه همزمانی هایی رخ داد …

    بعد اومدم تو دفتر رزق و روزی م نوشتم

    بعد تو گلدون سپاسگزاری انداختم ..

    هنوز یه ساعت نگذشته بود که معلم

    محمد حسن جان پیام داد

    فردا کلاس انلاین تشکیل نمیشه و

    عملا تعطیل هستن …

    خب برکت زمانی هم خدا اینجوری فرستاد

    تا نور علی نور بشه …

    حدود دوساعت ونیم بعد بود

    که رسول جان زنگ زد وگفت

    تو مسابقه ای که در سازمان شرکت کرده بود

    برنده شده و کارت هدیه جایزه گرفته …

    خدایا شکرت بی نهایت شکر

    تموم این همزمانی ها در عرض

    چند ساعت ، اتفاق افتاد …

    تجربه ی آینه ای امروز م:

    ساعت چهار ونیم صبح که بیدارشدم

    نم نم باران جان دیدم و قلبم بازشد

    ای جان به صدای قدم های پربرکتش

    تو دفترم سپاسگزاری نوشتم

    و فایل گوش دادم

    صبحانه آماده کردم برای مدرسه رفتن بچه ها

    بیدارشدن این قشنگا خودش نعمت بزرگیه

    اینکه با ذوق بیدار میشن و دیگه طبق برنامه و نظم کارهاشون انجام میدن ….

    شروع کردم به تحسین کردن بچه ها

    و بیان کردن سپاسگزاری از وجودشون…

    طبیعیه دیگه بچه هارو تحسین میکنی

    میفهمی قند تو دلشون آب میشه

    یه جور خاص نگاهت میکنن

    چشماشون برق میزنه

    لبخند میزنن….حس باحالیه خداوکیلی ..

    دیدم نمیشه از پنجره این باران جان

    فقط تماشا کرد باید ببوسمش

    باید زیر این باران جان قدم بزنم

    همراه با بچه ها رفتم پایین …

    زیر باران جان جلوی در ، دستهام بازکرده

    بودم و صورتم خیس از قطره های باران جان

    هوای مه گرفته وابری

    صدای باران جان

    وااااااییی بی نظیر بود بی نظیر …..

    اومدم خونه و با صورت خیس از باران

    نشستم پای فایل گوش دادن

    فایل تموم شد و اومدم کامنتمو بنویسم

    که دیدم دوتا پیام دارم از دوستان بهشتی نازنینم

    و باعشق فراوون پاسخ دادم ..

    و بعد هم معلم هلیسا جان پیام داد که

    تو مسابقه ی نقاشی تو کلاس اول شده

    من با چشمای قلبی قلبی

    سجده ی شکر کردم از این همه نعمت و برکت و زیبایی خداوند …

    میدونم که تا شب کلی عشق و آگاهی

    رزق و برکت و زیبایی وارد زندگیم میشه

    و خدا لحظه به لحظه هدایت میکنه و با نشونه ها وهدایتها وهمزمانی ها ، شاهکار میکنه…

    خدا میدونه با تعهد وتمرکز بیشترمون

    با باورسازی های بهترمون

    چه رزق هایی چه نعمت‌هایی

    چه نتایج ارزشمندی دریافت خواهیم کرد ..

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت

    پروژه ی در آغوش تغییر

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 113 رای:
    • -
      محمد امین و مریم گفته:
      مدت عضویت: 912 روز

      سلام بر عزیزه دلم فاطمه جان فاطمه خانم فاطمه ی عشق…نمیدونی چقدر دوستت دارم و با دیدن اسمت ذوق میکنم و مشتاقانه کامنتاتو میخونم

      خداروشکر بابت این همه نعمت که وارد زندگیت شد

      خداروشکر که لذت باران رو حس کردی

      خداروشکر که دوتا بچه ی گل داری

      خداروشکر که هم جهت هستی با جریان

      خداروشکر که اینقدر متواضع

      خداروشکر که صبحا سحرخیز هستی

      و خداروشکر که من کامنتتونو خوندم و عاشق نوشته های شمام

      الهی همیشه نعمت و برکت و رزق وارد زندگیت بشه

      میسپارمت به خدای زیبایی ها

      دوست دارت مریم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1391 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلااااااااام به روی ماهت

        مریم جان عزیزم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        خداروشکر برای وجود ارزشمند

        وپربرکتت رفیق جانم

        میدونی چقدر قدردان خداوندم که

        جهان من سرشاراز آدمهایی شایسته و مهربان وعملگرا ومتعهد مثل شماهاست ..

        من دورسرت بگردم مهربونم که

        اینجوری شکرگزاری نوشتی و اشکام سرازیر شدن

        یه عالمه دووووست دارم

        میدونم که فرکانس دوست داشتنم

        به راحتی به قلبت میرسه

        بوس به قلب مهربونت

        خداروشکر برای دونه به دونه ی

        قشنگیای زندگیت عزیزدلم

        الهی که نور وعشق ورزق خداوند

        بباره به زندگی خوشگلتون عزیزدلم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      مریم شماعی گفته:
      مدت عضویت: 3203 روز

      فاطمه قشنگم سلام، همدم چایی های من

      عاشقتم

      چقدر دارم ازت چیز یاد میگیرم.

      چقدر تو پاکی بخدا

      چه نگاه قشنگی به بچه ها داشتی، منم باید نگاهم رو عوض کنم. منم وقتی موفقیت های پسرم رو میبینم ذوق میکنم ولی شاید اینجور که ذوق میکنی و سپاسگذاری میکنی، نه هنوز.

      ما اینجا بارون زیاد داریم، و‌منم سعی میکنم باش ذوق کنم، وقتی هم خورشید خانم بزورررر خودشو از وسط ابرها بیرون میکشه و‌ یه افتاب زمستونی قشنگ حتی اگر یه ساعت هدیه میده، ذوق میکنم. خداروشکر میکنم.

      دوسه شب پیش فهمیدم من حس سپاسگذاریم مدتی کمتر شده چون روی اموزه های دوره هم جهت با جریان خداوند الان کار نمیکنم، خوب که کنار شما عزیزان برام یه عالمه آگاهی براحتی مرور میشه، یا اصلا تازه متوجه میشم، من قدم اول رو خریدم، ولی خداییش کار نکردم روش، اصلا قسمت سخت ماجرا برا من نوشتن تو دفتر هست. خیلی کمالگرا شاید بهش نگاه کردم که اینقدر ازین تمرینهای عالی استاد دور افتادم و‌نتونستم استفاده کنم. همش دنبال بهونه اوردن هستم، واقعا چندشب پیش به نودم گفتم خدایی اگر بخواهی ستاره قطبی بنویسی الان میتونی، ولی تنبلی میکنی، همش بهونه میاری. خداوند بهم کمک کنه تو مدار انها که بهشون نعمت فرواااااان داده قرار بگیرم.

      من دارم رو هدفم کار میکنم که پیش نیازش زبان هم هست. حالا همه ان درس خوندنها با دوتا بچه کوچک، و ازون طرف میخوام رو ثروت 1 کار کنم، و‌نمیدونم چرا ذهن منطقی نمیزاره، بااینکه تعهد هم برا خودم نوشتم. ذهن منطقی همش میگه نه تو وقت نداری که، وقتت رو بزار رو زبان خوندن، وقتت رو بزار رو‌خوندن کتابت، خوب روز تموم میشه و‌من رو‌خودم کار نکردم. تمام کار کردن رو اموزه های استاد فقط رو اخر شبها قبل خواب، یا نصف شبها که بچه ها بیدارم میکنند، خلاصه شده. و این داره منو ناراحت میکنه، همش ته ذهنم نگرانم.

      چون یجورایی ان محور رنج و‌لذت که واس درسم نوشتم منو وادار میکنه که باید درستو بخونی وگرنه اخرش قبول نشی ، نشون دادی یه ادم بیعرضه هستی. شاید اصلا ان رو اشتباه نوشتم. نمیدونم

      اگر تونستم تو هر زمینه ای تو قلبت ندایی اند که برام پیام بدی با جان و دل میخونم.

      از دور میبوسمت خودت و‌بچه های گلت رو

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1391 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام مریم جان عزیزم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        خداروشکر برای اصل تمرکز بر زیبایی های

        زندگی خوشگلت

        خداروشکر برای بارش باران جان و

        خورشید جان زمستونی…

        رفیق جان عزیزم

        دورسرت بگردم

        خودت خیلی خیلی بهتر از من

        جواب سوالهات دادی دلبر جان

        کمالگرایی ذهنتو سردرگم کرده

        و نجواهای ذهن منطقی …

        فقط یه برنامه ریزی لازم داری همین وبس…

        الویت بندی کارها بر اساس هدف اصلی ت

        چاره ی کاره‌….

        اینکه هدف اصلی چیه ؟

        برای هدفت ، یه تعهد

        و یه اهرم رنج ولذت به روشی که تو جلسه دوم روانشناسی ثروت 1 کامل استاد جان بیان کردن

        بنویس ،حتما نتیجه میده …

        احتمالا شما اهرم رنج خیلی قویتر از لذت یادگیری نوشتی که داری اذیت میشی و به نتیجه ی

        قبول شدن گره زدی !!!

        نگرانی داشتن یعنی قسمت رنج

        اهرم قویتره رفیق جانم ..

        البته که این حدس منه و ممکنه اشتباه باشه ..

        قطعا خودت بهتر از من میدونی

        چون اهرم رنج ولذت خودت نوشتی و بهتر متوجه هستی..

        بببین ذهن چموش ما همواره دنبال بهونه است و باید با تکرار وتمرین یادبگیریم آگاه باشیم …

        سپاسگزاری رو هرلحظه میشه انجام داد حتی در حال زبان خوندن که هدف این روزهاته

        برای یه کلمه یا یه جمله ای که یاد میگیری سپاسگزاری کن…

        گاهی یادمون میره همه چیز تکاملی هست ..

        یعنی ذهنت آروم کن که تکاملی باید برنامه هارو پیش ببری نه همزمان و باهم …

        اگه هدفت زبان هست

        درکنارش روزی یه جلسه گوش کن از دوره ها …

        یه صفحه کامنت بخون

        ستاره قطبی کوتاه بنویس …

        در طول روز کلی وقت داریم که

        به صورت عملی آموزش هارو به کار ببریم

        و لذت ببریم از قشنگیای زندگیمون

        همینها خودش نتیجه است ..

        هر لبخند وحال خوبمون

        هر احساس آرامش مون

        هر کلام و گفتارمون

        هر رفتار وعملکردمون

        وقتی در راستای قوانین باشه

        خودش میشه ایمان فعال

        میشه توحید عملی …

        به نظرم نوشتن چکاپ فرکانسی

        جلسه اول از قدم اول خیلی کمکت میکنه

        رفیق نازنینم

        حداقل متوجه میشی که روند تغییراتت

        چقدر خوبه، عزیزدلم ..

        و جواب منطقی به ذهنت میدی.

        و از همه مهمتر خودت انگیزه میگیری …

        شما تحسین برانگیزی رفیق قشنگم

        و بزودی خبرموفقیتت میخونم با عشق

        جشن محقق شدن خواسته ها با

        طعم چای هل دار و بهشتی …

        بوس به قلب مهربونت عزیزدلم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
        • -
          مریم شماعی گفته:
          مدت عضویت: 3203 روز

          سلام فاطمه جانم، رفیق جانم الهی که خودتدو‌همه خانوادت و‌عزیزانت خوب باشند، چقدر دلم برای خوندن کامنتهاتون تنگ شده. متأسفانه بااینکه ما وسط بحرانهای شما نیستیم فیزیکی ولی ذهنی بودیم و‌منم کم تونستم کنترل ذهن کنم و همش دنبال اخبار ببینم چه خبر، چیشد ، چون قلبم انجا کنار مردم.

          این پیامت رو وقتی برام فرستاده بودی چندبار خوندم ولی ذهن کمالگرا نگزاشت ج بدم هی گفتم بعدا بعدا، بزار به درک بالاتری برسم بعد

          تااینکه چندروزه سعی کردم پیامهایی که ذخیره کردم رو بخونم ، فاطمه جانم زدی تو خال عشقم، چقدر قشنگ فهمیدی من اهرم رنج و لذتم رو‌چطور نوشتم ، یجوری نوشته بودم که قشنگ نرسیدن به نتیجه معادل بی ابرو شدن و بی عرضه بودن بود و منکه خیلی حساسم، برام سخت بود، دیگه ان اهرمم رو‌کنارگزاشتم اصلا نمیخونم، چون دیدم بخودی خود با برنامه ای که ریحتم دارم سعی میکنم بخونم، البت غیرازاین چندروز که گاهی اوضاع خراب بود ،

          فاطمه جانم واقعا طبق قوانین عمل کردن کار سختی،

          البت میدونم استاد نظرشون چیه، ولی من واقعا برام سخت وقتی مردم تو ان شرایط بد هستند من فقط به فکر خودم باشم. میدونم استاد این رو ازمون میخواد و قوانین رو هم میدونم . امیدوارم استاد یه ویدیو بدند و دوباره مارو به راه راست دعوت کنند.

          فاطمه جانم به چه نکته های ریزی و‌نکات قشنگی اشاره کردی، ممنونم بخاطر تک تک جملاتت، ممنونم از نور امیدی که در دلها میکاری، گاهی اوضاع سخت میشه و نگران میشم باز باخودم حرف میزنم، باز امید میدم، چالش سختی رو درگیرش هستم یه چیزی در حد کنکور دادن، خداوند بهم کمک کنه، خیلی خیلی بهش احتیاج دارم.

          برای تو عزیز دلم و عزیزان دیگه ام در این خانوده و همه مردمم سلامتی، شادی و ثروت رو از خداوند میخوام.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1595 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا ۚ إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ(37 هود)

    و با نظارت ما و [بر اساس] وحی ما کِشتی را بساز، و با من درباره کسانی که ستم کرده اند، سخن مگو که یقیناً آنان غرق شدنی هستند.

    =====================================

    سلام به استاد عباس منش عزیزم،استاد الهی و نورانی من

    سلام به استاد شایسته ی مهربانم،سلام به دوستان عزیز و‌توحیدی‌ من در غار حرا

    الهی که حال دلتون عالی باشه و قلبتون روشن به نور الله…نور آسمون ها و زمین.

    این قسمت از گفت و گو با استاد رو‌ خیلی دوست دارم،مخصوصا که وقتی تو جزیره بودم این فایل اومد روی بنر سایت و آگاهی هاش در بهترین زمان به دستم رسید و باعث شد من بتونم تو‌اون شرایط اوضاع رو کنترل کنم و انقدر مدارم رو رشد داد که 2 تا کامنت براش نوشتم که الان کامنت اول و‌دوم از نظر امتیاز روی همین فایل ثبت شده که وقتی دیشب این گام از پروژه آپلود شد،خوندن همون ردپاهای قدیمی ،باعث شد کلی از نجواهای ذهنم خاموش بشه و من رو به احساس یقین و اطمینان بیشتری برسونه…

    همین هم زمانی ها باعث میشه که من بیشتر از همیشه مطمئن بشم فعالیت در این سایت الهی برای من یک معامله ی دوسر سوده…همیشه حواسم باشه که ازین مسیر خارج نشم،همونطور که استاد عزیزم با این همه موفقیت و رشد مداری همچنان درحال خوندن کامنت بچه ها و‌مرور قوانین هستند…

    استاد عزیزم هروقت به جلسه 6 دوره ی هم جهت با جریان خداوند گوش میدم و به این جمله ی شما میرسم که میگید:همواره داره الهامات دریافت میشه واقعا به فکر فرو‌‌ میرم و به خدا میگم این اون چیزی که من میخوام،این اون سرمایه ای که به من همه چیز میده،کمکم کن بتونم همیشه الهاماتت رو دریافت کنم و هرروز هدایت پذیرتر از دیروز باشم.

    استاد عزیزم،این هفته من 2 تا نتیجه ی ملموس از استفاده ی ازقانون داشتم که دوست داشتم براتون بنویسم،اینکه میگم 2 تا نتیجه منظورم 2 تا نتیجه ی بزرگتره،وگرنه اگر بخوام براتون بنویسم که چطور من پاسخ سوالاتم رو از جاهای عجیب غریب دریافت میکنم،یا چقدر همزمانی ها داره رخ میده باید کامنت نوشتن رو تا فیها خالدون ادامه بدم…

    نتیجه ی اول مربوط به یک مسئله ای بود که برام پیش اومده بود و من درموردش با هیچکس صحبت نکردم،با اینکه خیلی بهم فشار میاورد و گاها میتونست ناامیدم کنه ولی من به خدا گفتم من نه به کسی چیزی میگم،نه از کسی درخواست میکنم،نه از کسی انتظاری دارم،تو خدای ابراهیمی،تو خدای موسی و عیسی و مریمی،اگر فکر کردی من جای دیگه دنبال جواب این مسئله میرم سخت در اشتباهی!تو باید برام حلش کنی…و من منتظر پاسخ تو میمونم…

    و دقیقا همون شب استاد!!! همون شب تو خواب جوابم رو دریافت کردم!!!!یعنی دقیقا بهم گفته شد!!!و ازون شب به بعد من کاملا اوضاع رو تحت کنترل خودم درآوردم و همه چیز رو بهبود دادم و کم کم داره کل مسئله حل و ناپدید میشه…

    فارغ ازینکه چقدر اوضاع من با حل این مسئله بهتر شد،استاد نمیدونید چه ایمانی در قلب من زنده شد که پس جواب میده!پس خدا جواب میده!جواب همه ی مسئله ها با من هست،در وجود من هست،من میتونم با کمک خدا پیداش کنم،خدا برای همه چیز کافیه،خدا برای حل تموم مسائل کافیه،خدا برای کارسازی بی نهایت کافیه …

    شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَهُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ(18 آل عمران)

    خدا در حالی که برپا دارنده عدل است گواهی می دهد که هیچ معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی می دهند که هیچ معبودی جز او نیست؛ معبودی که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.

    نتیجه دوم از تمرکز روی‌باور فراوانی:

    دوروز پیش بود که عمه م رو‌بعد از مدت ها توی‌خونه ی پدرم دیدم،بعد از احوال پرسی و صحبت های معمول بهم گفت میخوام یک چیزی بهت بگم نمیدونستم الان بهت بگم یا بعدا ولی حالا که اومدی گرگان و دیدمت بهتره بگم که اون پولی که برای بورس دست ما داشتی،ما تصمیم گرفتیم بدون اینکه بهت بگیم بخاطر اینکه تو به ما اعتماد کرده بودی برات به اندازه ی سرمایه ی اولیه که از بین رفت طلا بخریم و برات روی طلا سرمایه گزاری کنیم،گفت به شوهر عمه م گفته قلبم میگه این کار رو برای سعیده انجام بدیم و مطمئنم خدا جواب مارو میده…و عمه م گفت فردای همون روز خدا پاسخ داد و سرمایه رو به ما برگردوند…گفت همین الان سرمایه ی تو،دوبرابر شده،میخواستم بزارم خیلی بیشتر ازین ها رشد کنه و بهت بگم ولی دیگه الان گفتم بهت بگم بهتره…

    الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ(268 بقره)

    شیطان، شما از تهیدستی و فقر می ترساند، و شما را به کار زشت امر می کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.

    استاد شما به من تو دوره ی روانشناسی ثروت یاد دادید دست خدا برای دریافت نعمت و ثروت بیشتر باز بزارم و اجازه بدم توی زندگی من جاری بشه…

    استاد به خدایی که میپرستم قسم میخورم هرچقدر سرمایه ی های من بیشتر میشه،هرچقدر آرامش مالی من بیشتر میشه،هرچقدر قدرت خرید من بالاتره میره،من بیشتر به این درک میرسم که سرمایه ی زندگی من،احساس خوشبختی من،نور قلب من‌ و اون چیزی که به من امید زندگی میده،توحیده…

    استاد جان،من شمارو با کل آموزش های جهان باهم عوض نمیکنم…همه شون باهم یک طرف…شما و آموزش های الهی شما یک طرف…

    خدا شمارو برای من حفظ کنه،خدا من رو در مدار شما نگه داره…

    و لست بات نات لیست:

    استاد شایسته ی عزیزم،خانم سلیمی جان،رفیق جادوییم،دوستان قشنگم در این سایت الهی و‌نورانی و دلبرهایی که توی زندگیم هستید:

    روزتون مبارک،سرتون سلامت،خوشبختی هاتون روزافزون

    دوستون دارم از‌ روشنی قلبم

    به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و‌مکان

    قلبِ فراوانِ فرا‌وانِ فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 146 رای:
    • -
      صابر صبوری گفته:
      مدت عضویت: 1610 روز

      سلام وسلامتی به بانوی توحیدی یکتاپرست سعیده خانم گل. ببخشید که نمی توانم جواب تمام کامنتای تان بدهم ولی همش را می خونم ویاد می گیرم به محض اینکه در ساحه انتر نت میام ایمیل کامنت تا میاد من بارها مطالعه می کنم میخواستم این تشکری را از کامنت قبلی تان یعنی نوشته های توحیدی که در مورد پول ثروت نوشته بودید که در همین صفحه است رابرای تان ارسال کنم حالا که این کامنت تان داغ و تازه است برای تان مینویسم راستش کامنتای شما اینقدر آگاهی های خالص است همیشه یک اصل استمرار داشتن در مسیر خداوند را فریاد می زند کوچکترین نکته هم جا نمی ماندکه خداوند شما را هدایت کرده است. چقدر تکرار کردین جاهای که هدایت شدین و منم در خیلی مواقع هدایت شدم ولی با خودم تکرار نکردم انها را. انشالله خداوند هدایتم کند.

      حدود یک هفته پیش یکدوستی از شما خواست کردن همین کامنت توحید یعنی ثروت را از شما در خواست کردن وشما با لطف خوش از نوت گوشی تان برایش گذاشتین وقتی که مطالعه کردم چقدر حالم دگرگون شد وکپی کردم در نوت پت گوشیم هر چند وقت یکبار بخوانم وبه سمت درامد بیشتر هدایت شوم توحید یعنی ثروت.

      هرکه پولش بیشتر آرامشش ببشتر.

      اه آه برم که با خودم تکرار این باور های توحیدی را.

      در پناه حق باشید با دو قولو های نازنین تان اها راستی اگر مناسب می بینیداز اونها هم درقسمت پروفایل تان عکس بگذارید منظورم دخترای نازنین تان است ببنیم تحسین تان کنیم. خدا یار ویاور تان……..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1595 روز

        سلام آقای صبوری

        سپاسگزارم برای کامنت پر مهری که برام نوشتید،ممنونم که لطف کردید خالصانه از صمیم قلب و روشنی روحتون جملاتی رو بیان کردید که از جنس آرامشی که در قلبم ایجاد کرد نشون میداد که این یک پیغام الهیه.

        از خداوند سپاسگزارم اگر خطی از نوشته های من برای شما نور و هدایت داشته،اعتبار و‌مرجع همه چیز خداونده و من خودم اولین نفری هستم که به این نور نیازمندم،شاید باور نکنید ولی من خودم کامنتام رو چندبار میخونم و هربار چیزهایی ازشون درک میکنم که دفعه ی قبلی نفهمیده بودم،این نشون میده این کامنت ها کار من نیست،بارها شده خواستم کامنت بنویسم حتی 2 تا خط هم کنارهم نوشته نشد،اما اگر در مدار درست قرار بگیرم،اون میگه و نوشته میشه و من اولین نفری هستم که به هدایت پشت این جملات نیازمندم…

        راستی یک باور جدید از استاد یاد گرفتم که خیلی از مقاومت های ذهنم رو داره نرم تر میکنه،استاد در یک فایلی گفتند: ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهانه و هرکار دیگه ای در رتبه ی بعد ازین قرار میگیره!

        من خیلی به این جمله فکر کردم و هرچقدر سعی کردم درکش کنم قلبم بیشتر به درستی این باور گواهی داد.

        تموم خیر و برکت دنیا از داشتن ثروت الهی میگذره،من اگر همینو توی ذهنم درست کنم ازین مرحله هم پیشرفت میکنم و میرم بالاتر…

        خداوند هیچ محدودیتی برای تامین نیازهای مالی ما نداره،ذهن ما محدوده و نمیتونه بی نهایت بودن خداوند رو بپذیره.

        به قول استاد در فایل(تسلیم بودن در برابر خداوند):پول رو برای چی میخوای؟!پول چی هست اصلا؟!غیر از چندتا کد کامپیوتری؟!بیا اصل پشت این خواسته رو بگو…بگو من آزادی مالی میخوام!من آرامش رو میخوام!

        خدا‌وکیلی خدا مگه کم داره؟!فقط کافیه روزی یک دونه کلیپ از وسعت کهکشان هارو نگاه کنیم،این خورشیدی که وقتی میتابه نمیتونیم با چشم غیر مسلح بهش نگاه کنیم،همین خورشید در برابر بزرگترین ستاره ای که تا حالا کشف شده،پشه هم نیست!

        کی اینارو خلق کرده؟!کی میتونسته این کارو بکنه؟!

        ماها حتی نمیتونیم عظمت کره ی زمین رو توی ذهنمون هضم کنیم…

        ‌ولی اون خیلی خیلی بزرگتر ازین هارو خلق کرده…

        من چقدر به این نیروی بی نهایت عظیم ایمان دارم؟!همونقدر دریافتش میکنم…

        مشکل از خدا نیست،مشکل از من بنده ست.

        وقتی من یک کوچولو باورش کردم،خدا این همه زندگی من رو تغییر داد،این همه شرایط مالی و کاری و آرامش و‌روابط من تغییر کرد،بعد این خدا نمیتونه این تغییرات رو بزرگتر کنه؟!

        قطعا و حتما میتونه و براش مثل یک بشکن زدن آسونه…

        ولی استاد تو مراقبه ی فراوانی میگن:

        باید باور کنی تا ببینی،چرا؟!چون این راه خداوند است…اول ایمان بعد مشاهده،اول باور بعد دریافت نعمت ها…

        «باور فراوانی»

        این کلید گمشده ی ما در مرحله ی دریافت خواسته هامونه،همینو اگر من سعیده درک کنم مثل موشک ازین مدار رشد میکنم و‌میرم بالا…

        امیدوارم خدا به من و به تموم بنده هاش که به ربوبیت الله ایمان دارند کمک کنه،با صبر و صلات مسیر موفقیت رو ادامه بدن و با نتایجتشون ثابت کنند،که خدا تنها کلید و کارساز تموم موفقیت های جهانه،نه هیچ چیز و هیچ کس‌ دیگه…

        بازم ازتون ممنونم آقا صابر،مشغول کارهای خونه بودم و گوش کردن به صوت آل عمران که قلبم من رو کشوند سمت این کامنت و نوشتن این پاسخی که نورش قلبم رو به سمت خداوند بازتر کنه…

        در پناه نور میسپارمتون والله یارتون باشه همیشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
    • -
      زینب مرادی گفته:
      مدت عضویت: 1305 روز

      به نام خدای زیبا ونزدیکم

      سلام دوست عزیزم

      الهی شکر که میتونم تواین سایت که محل آرامش منه بنویسم خوشحالم

      سعیده عزیزم چن روزه دارم فقط کامنتای تورومیخونم ومیبینم که خداوند چطور ازاین طریق داره باهام حرف میزنه وکاری میکنه بیشتر وبهتربشناسمش

      یه تضاد ی برام پیش اومد که باعث شد خیلی از رفتارهای اشتباهم ازبین بره

      من بینهاایت وابسته بودم اما هربار خدا منو متوجه م میکرد یکم به خودم میومدم ودوباره وابسته میشدم

      ولی الان پدرم یه بیماری گرفت که من خداروشکر میکنم که میتونس کاری کنه بدتر بشه ولی نشد

      ومن دیگه ازاون وابستگی یادم رفت ودارم تلاش میکنم بهتر بشم ویادم باشه خداوند که همه چیروبه من داده وازهمه بیشتر دوسم داره وعاشقمه وبقیه فقط دستان او هستن وخودشون واقعا هیچکارن

      من خداروباور دارم میکنم ودارم عاشقش میشم

      بااین تضاد دارم بهترمیشم

      و دارم ذهنمو آروم کنم که اینهمه آدم مریض شدن وخوب شدن وسرحال دارن زندگی میکنن

      اینهمه بار خودم مریض شدم وجوری که فک میکردم خوب نمیشم ولی الان عالی م خوبم سالمم پس میشه به راحتی سالم شد

      سیستم بدن ما قوی هست خداوند مدیریت میکنه

      و خدای مهربونمو شکرمیکنم که هممون مریض نشدیم خودم سالمم برادرام خواهرم مادرم پسرکوچولوم سالمه شاده کلی بازی میکنن بادختر عمه م وکیف میکنن

      عاشقشونم

      وزندگی زیباست

      بساچیزی راخوش ندارید وآن برای شما خیر است

      بقره آیه ی 216

      دوست دارم سعیده جانم

      درپناه پروردگارم باشیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1595 روز

        سلام زینب عزیز ومهربونم

        پیغام خداوند از دستان پربرکتت رسید،ازت ممنونم که به ندای قلبت گوش دادی و برام نوشتی.

        قلب روشنت رو میبوسم که جایگاه دریافت نور خداونده…

        برات بهترین هارو آرزو میکنم،در پناه نور میسپارمت و الله یارت باشه همیشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      زینب مرادی گفته:
      مدت عضویت: 1305 روز

      سعیده جانم یه همزمانی برام اتفاق افتاد

      خوشحالم وخداروشکر میکنم

      پرستار پدرم اومد کلی بهمون دلداری داد وگفت به راحتی این بیماری درمان میشه وجای نگرانی نیس

      واقعا اینا همش کارخداونده که انقد قشنگ کارای منو انجام میده

      ازش خواستم ایمانی بهم بده که منم مثله سعیده باورش کنم وعشق کنم باهاش

      کارایی که خدا برامون میکنه زود ازذهنمون میره ولی باید به یاد بیارم قدرت خداست هرکاری برام انجام میشه لطف خداست

      به یاد بیاریم هرچی داریم ازخداست

      خدایا دوسدارم

      درپناه حق باشیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      نسرين خالقي گفته:
      مدت عضویت: 1609 روز

      سلام سعیده جان ،امیدوارم در پناه خدا و در نور توحید در این مداری که هستی بهتر از اون چیزی کهرفکرش را می کنی اتفاق بیفته ازت ممنونم که می نویسی من همیشه صبح هادیک کامنت از شما می خونم این جزء روتین من شده .اول روز شما و روز همه بانوان این سایت الهی مبارک باشه .

      سعیده جان این دو موضوعی که نوشتی جواب و پاسخ من از خدا با دستان پر مهر و پر قدرت تو بود اینکه حتی با خدا هم از ناراحتی نگم. و این که خدا فراموش نمی کنه و انچه باید برسه میرسه و من تنها و دست خالی نمی مونم. خدایا ازت ممنونم از پاسخی که بهم دادی .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      زهرانجفی گفته:
      مدت عضویت: 1875 روز

      سلام سعیده جونم سعیده قشنگم

      دختری که مثل خودم مهرماهی هستی ومن اینو تازه متوجه شدم.

      دختری که مثل خودم دست به قلمت خوبه و اهل نویسندگی هستی والبته که من تو حیطه داستان نویسی بودم.(خیلی ساله داستان ننوشتم البته)

      دختری که مثل خودم انشاتو مدرسه ات عالی بوده واینم تازه متوجه شدم.

      اینهمه تاخیر چرا آخه؟؟؟خخخ

      اکثر مهرماهی ها تو حیطه هنر فعال هستند این همیشه برام جالبه.شایدم من خیلی دارم پز ماه تولدمون رو میدم.خخخخ

      عزیزم چقدر خوشحال شدم بابت نتایجت معجزه وارت

      معجزه های اکنون زمان ما همیناست.

      چقدر ذوق کردم برای قلب روشنت که توحید انقدر عمیق درونش نفوذ کرده و بندبند وجودت رو فراگرفته.

      تحسینت میکنم عزیزم بابت همین حال خوش اکنونت.همین گمگشتگی و سرگشتگی عشق الهی ومست می نابش شدن.

      مبارکت باشه عزیزم.

      امیدوارم روزی برسه بتونم ببینمت و از نزدیک با دنیات آشنا شم جانم.

      به امید اون روز.

      درپناه خدا باشی.آمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    امین گفته:
    مدت عضویت: 2145 روز

    به نام الله یکتا

    سلام بر استاد عزیز شیرین تر از عسلم و مریم بانوی نازنین و همه بچه های این گلستان الهی

    با یک حال عالی و احساس بسیار خوب به امید الله برای یک فایل نورانی دیگه میخوام بنویسم

    استاد عزیز و نازنینم من دوره ۱۲ قدم رو داشتم با سرعت نور گوش میدادم

    ولی وقتی تا قدم چهارم اومدم

    شروع کردم به دوره کردن و دوره کردن و دوره کردن این ۴ قدم و خدا میدونه چه الماس هایی کشف کردم

    یه چیزایی پیدا کردم تو صحبت های شما که اصلا میخوام برم فریاد بزنم تو کوه و دشت از لذت ناب حاصل از دریافت این آگاهی ها

    و خیلی خیلی حال خوبی دارم این روزها الحمدلله …

    و همزمانی دوره کردن عمیق این ۴ قدم با این فایل گفتگو با دوستان

    دیگه یه معجونی شده که فقط لذتش رو خودم میدونم و خدای خودم

    المنت الله که در میکده باز است

    زان رو که مرا بر در اون روی نیاز است …

    استاد نازنینم این تاپیک بی نظیر گفتگوی دوستان رو

    حاصل اون جوشش آگاهی ها در وجود بی نظیر و الهی شما میدونم

    که مثل یه آتشفشان از فرط انرژی میخواد منفجر باشه

    و این در و گوهرها رو حالا به هر شکلی برای ما به ارمغان میاره

    و دلیل دیگش رو اون احساس شوق و نیاز و اون حس غیر قابل تعریف ما به شما و آگاهی هاتون

    میدونم

    ممنونم از شکیبای عزیز و توضیحات بی نظیر شما برای این قسمت در باره تغییر و فراموشی …

    من سالها پیش یه فیلمی دیدم

    همیشه توی ذهنم این فیلم رو نگه داشته بودم بی اختیار

    از اون فیلم هایی که آدم میبینه و همیشه به یادشه

    و حالا احساس میکنم

    دیدن اون فیلم خیلی خیلی میتونه به من کمک کنه تو امروزی که دارم رو قانون و خودم کار میکنم و درک این داستان فراموشی قانون و لزوم تکرار هر لحظه اون با خودم

    خلاصه اون فیلم این بود :

    یه دختری بود که با یه پسر آشنا شدن و کلی از هم خوششون اومد و کلی باهم حرف زدن و قرارهای عاشقانه گذاشتن

    و فردا وقتی اون پسر رفت سر قرار دید که دختره نیومد

    و وقتی رفت دنبالش که ببینه چرا نیومده و دلیلش چی بوده

    دید که اون دختر اصلا انگار دیروز رو کاملا فراموش کرده و اونو اصلا یادش نمیاد

    خلاصه وقتی تحقیق کرد متوجه شد که این دختر اینطوریه که وقتی میخوابه و بیدار میشه همه اتفاقات زندگیشو فراموش میکنه

    و همیشه این سکانس پایانی طلایی تو یادمه

    که اون پسر و دختر بالاخره با هم با عشق ازدواج کردن و بچه دار شدن

    و راه حلی که پیدا کرده بودن این بود

    که یک ویدیو ضبط کرده بودن از خود دختره که به خودش میگفت که فلانی تو این داستان رو داری و تو این آدم هستی و اینم شوهرته و …

    و دختر داستان با دیدن اون ویدیو همه چی یادش میومد و روزش رو با عشق با خانوادش شروع میکرد …

    و حالا من امین هر بار که شما در باره فراموشی و لزوم تکرار هر روزه و هر لجظه قانون صحبت میکنید

    این فیلم و اون دختر فراموشکار رو رو به خودم یادآوری میکنم

    یعنی همیشه به خودم میگم

    امین مثل اون دختره تو هر بار چشماتو باز میکنی باید این آگاهی ها رو به خودت یادآوری کنی

    و من چند ماهه که یهو از رختخوابم بلند نشدم …

    و هر روز با خودم تکرار میکنم که من تو چه راهی هستم و چه هدفی دارم

    و وقتی هم که دیگه بیدار میشم به لطف الله یکتا و نور وجودی استاد

    اینقدر میشنوم و میشنوم و میشنوم شمارو

    که این قانون بشه شخصیت من

    و تو اون حال هم با دیدن الگویی مثل استاد

    که به نظره من شما معلم شماره یک قانون هستین تو تمام دنیا در عصر امروز ما

    وقتی میبینم استاد من میگن :

    بچه ها من از همه شماها بیشت تمرین میکنم و رو خودم کار میکنم

    وقتی میبینم استاد میگن بچه ها هر کی من رو از دور ببینه فکر میکنه من دیوانه ام اینقدر که دارم با خودم حرف میزنم

    وقتی استاد رو میبینم که میگن بچه ها من مدام دارم فایل های خودم رو میشنوم

    وقتی یه بانوی نازننین مثل مریم بانو رو میبینم با اینکه استاد میگن بچه ها ایشون از من بیشتر با خودش تو صلحه

    ولی وقتی تعهد مریم بانو رو میبینم که حتی استاد دارن با یک نفر تلفنی حرف میزنن ایشون دارن ازشون قانون رو یاد میگیرن

    دیگه هیچ توجهی به حرف اطرافیانم ندارم

    که میگن بابا تو چقدر شب و روزت شده عباس منش ….

    و با الگو قراد دادن استاد و مریم بانو و تشبیه خودم به دخترک داستان اون فیلم

    به خودم میگم امین حتی یک لحظه هم نباید غاقل شی

    البته که پیش میاد یه وقتایی از مسیر خارج میشم

    ولی به محض شنیدن آلارم وجودیم

    سریع انگار که نشسته باشم توی یه ماشین اتومات

    با دستم به صورت فیزیکی دندرو از حالت عقب میارم رو وسط و بعدش میزارم تو حال حرکت

    و میگم بسم الله …..

    به قول حضرت مولانا :

    یار دوست دارد این آشفتگی

    کوشش بیهوه به از خفتگی

    اندرین ره میتراش و میخراش

    تا دم آخر دمی غافل مباش…..

    استاد عزیزم

    چقدرررررررر

    لذت بردم و آموختم از مثال آینه

    استاد وقتی شما داشتید میگفتید من ۳ ماهه تلویزیون رو روشن نکردم

    یه لحظه فکر کردم و دیدم منم تو این مدت هیچ فیلم و سریال جدیدی ندیدم به جز زندگی در بهشت و دیدن مستند هایی در باره طبیعت

    هیچ سایت خبری رو ندیدم

    با اینکه قبلن فکر میکردم کارم در ارتباط با اخبار و قیمت دلار و اینها باشه

    ولی چند وقته که هیچ سایت خبری رو باز نکردم و یه جورایی اصلا نمیدونم چه خبره

    و به لطف الله چون یه کار عالی دارم که میتونم از تو خونم انجام بدم

    هیچ خبری از هیچ جا ندارم

    حالامن امینی بودم که به یگانگی خدا قسم

    هر چند دقیقه یکبار سایت های خبری مختلف رو تو روز رفرش میکردم

    و قبل از همه اطرافیان از اخبار مطع میشدم

    و جالبه تو بچگی همیشه با اخبار دیدن پدرم مشکل داشتم

    و به قول استاد از هر چیزی بیشتر بدتون میاد تو پدر و مادرتون خودتون بیشتر از اون ها تو زندگیتون انجامش میدید

    چون بهش توجه کردید و ازش تصویر گرفتید تو ذهنتون ..

    ولی به لطف الله یکتا

    استاد چند ماهه که از این داستان پاکم

    و البته که دیدم نتایجش رو تو زندگیم

    به قول حضرت سعدی :

    چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست

    که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

    دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد

    خلیل من همه بت‌های آزری بشکست…

    و از این بی خبری دارم لذتتتتتتتتتتتت میبرم

    ابراهیم من با آشنایی با شما یکی یکی داره بت های وجودیم شکسته میشه و به جاش گل های رنگارنگ زیبا بیرون میاد

    استاد من عاشق آرامش بودم تو زندگی و واقعا پر از استرس بودم به سبب اتفاقات زندگیم در گذشته

    و از زمانی که دارم رو حرف های شما کار میکنم و قبولشون کردم

    روز به روز دارم آرامتر میشم و زندگیم روانتر به لطف الله یکتا

    نمیگم تضاد نیست …

    اتفاقا شاید یه تضاد های جدی تر هم این مدت اومد تو زندگیم

    ولی …..

    من آرام ترم

    من تسلیم ترم

    من بنده ترم

    احساس میکنم از اون تضاد ها بزرگترم

    بازم به قول حضرت سعدی جان :

    در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست

    من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست

    غلام دولت آنم که پای بند یکیست

    به جانبی متعلق شد از هزار برست

    مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت

    اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست

    استاد به لطف الله

    من از همون روزای اول که با شما آشنا شدم

    هیچ مقاومتی در برابر حرفاتون نداشتم

    اگرچه شخصیتم فرسنگ ها با اونی که شما میگفتید فاصله داشت

    ولی گفتم امین استاد داره درست میگه

    قلبم میگفت امین داره درست میگه

    و از لحظه ای که شروع کردم دارم لذت میبرم از این مسیر

    و دارم به شکل یه بازی بهش نگاه میکنم

    و وقتی یه تعهدی به خودم میدم که یه چیزی رو تو شخصیتم تغییر بدم

    و میبینم عه …

    یه تضادی اومد که منو میخواد مجبور کنه که اون رفتار غلط گذشته رو انجام بدم

    اون جمله طلایی که از شما شنیدم رو با خودم زمزمه میکنم

    in God We Trust

    میگم خدایا من نمیخوام برگردم به اون امین قبل

    تو خودت کمکم کن

    و به صورت معجزه آسایی تا همین لحظه

    حتی شده تو لحظه های آخر

    زمانی که من ایمانم رو نشون دادم

    که امکان نداره دیگه رفتار گذشترو انجام بدم

    با یکی از دستاش اومده سراغم

    و کارم رو به راحتی و آسونی انجام داده

    واسه همینه که دارم هر روز بیشتر عاشقش میشم

    واسه همینه که هر روز دارم بیشتر از خودم و کشف توانایی هام لذت میبرم

    واسه اینه که استاد عزیزم گرفتار شما و آگاهی های نابتون شدم

    و از شنید یه فایل تکراری حتی شده ۱۰ بار تو روز گوش بدم

    سیر نمیشم و همچنان لذت میرم

    در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست

    من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست

    نماز شام قیامت به هوش بازآید

    کسی که خورده بود می ز بامداد الست

    نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول

    معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست

    برادران و بزرگان نصیحتم مکنید

    که اختیار من از دست رفت و تیر از شست

    استاد من واقعا بی اختیارم در برابر این دریای بی کران آگاهی های شما

    که خودتون رو وصل کردید به اون چشمه لایزال آگاهی های الهی

    و ما رو هر بار به هر طریقی مست این آگاهی ها میکنید

    بسیار بسیار بسیار

    لذت بردم و آموختم از این فایل الهی و اون مثال بی نظیر آینه

    وصدای استاد شجریان و شعر مولانا تو گوشم طنین انداز میشه که

    آینه ای

    رنگ تو عکس کسیست

    تو ز همه رنگ جدا بوده ای

    بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد

    باش که تو بنده بلا بوده‌ای

    رنگ رخ خوب تو آخر گواست

    در حرم لطف خدا بوده‌ای

    استاد من ایمان دارم این آگاهی رو شما در حرم لطف خدا شنیدید و میشنوید

    و مارو دارید با این آگاهی ها

    هر روز مست تر

    هر روز شیداتر

    و هر روز آرامتر میکنید

    خدارو شکر میکنم

    برای بودن شما

    برای شنیدن شما

    برای شاگردی شما

    سپاسگزارم و سپاسگزارم و سپاسگزارم

    برای این فایل الهی و بی نظیر

    خدایا شکرت برای توفیق شنیدن و نوشتن برای این فایل الهی

    خدایا عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 222 رای:
    • -
      Princess Ela گفته:
      مدت عضویت: 2719 روز

      سلام به اقا امین ناب و پراز عشققق خانواده ی نازنینم

      یعنی وقتی دست به قلم میشین احساس میکنمم توی این دنیا نیستین احساس میکنممم اونقدر غرق خودش و عشق نابش میشین که تنها وتنهاااا اگاهی های نابش بهتون الهام میشه و شما بینهایت با تمام عشقققق فقط تایپ میکنین اونقدر که هربار پرواز میکنین وبا نوشتنتون تک تکمون رو به پرواز در میارین روزی نشده که کامنت ناب شما رو بخونم و اشکام جاری نشه و نترکه چقدر زیبا گفتین چقدر من عاشق این عشق نابتونمممم چقدر چقدر بینهایت بینهایت تحسینتتون میکنمم من عاشقق اینم که بگم چقدررتحسینتتون میگنم جقدر بینهایت این عشق نابتون این اتصال تون این درکک عمیقتون رو چقدر بینهایت بینهایت تحسینتتون میکنم چقدر تحسینتون میکنم چقدر زیبا بود اون قسمت آخر فیلمی که تعریف کردین چقدر زیبا گفتین که باهرلحظه کار کردن الان دیگه از تضادها بزرگتر دارم میشم منو یاد کامنت ناببب و بینهایتتتت شگفت انگیز رهای نازنینم انداخت که چقدر زیبا گفت اونجا که وقتی تضادی میاد هر چیزی تنها این بهم میگه بهم الهام میکنه که الله اکبرررر😭😭 که خداا بزرگترر است تنهااا قدرتت اوستتت تنهها اوووست که هرلحظه هدایتم میکند وبهم الهام میکند عاشقتونمم عاشققتونمم چقدر تحسینتون میکنمم چقدر بینهایتتت بینهایت این اتصال نابتون رو بینهایت تحسینتتوت میکنمم چقدر بینهاست تحسینتتون میگنمم عاشقتونم من

      الهی که هرلحظه غرق بینهایت نعمت ها غرق عشق وارامش و نعمت و برکت ثروت باشین الهی که جریانی ازبینهاستت نعمت و برگت و ثروت و سلامتی عشق ارامش جاری ترین جاری ترین باشه برلحظه لحظه اتتتون

      بهترین های بهترینننن هارو برایتان میخواهمم از یگانه قدرت جهانن که همه چیزاونه تنها قدرت اونهه همه اوستت تنها او کافی ترین کافی ترینن است هرلحظه هدایتمون میکنه به سمت درک بهتربهترش واقعا خداروهزاران بازشکر میکنم که هرلحظه هرلحظه هدایتمون میکنهه به سمت درک عمیق تررو رشد بیشتر حرکت بهتر مان هرلحظه هدایتمون میکنه

      عاشقتونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        امین گفته:
        مدت عضویت: 2145 روز

        سلام بر پرنسس زیبا و مهربان این باغ الهی

        سلام بر یکی از مهربانترین و با احساس ترین گل های این باغ

        و بازهم سپاس از لطفا بیکران و بی نهایت شما که این مهربانی قطعا از وصل شدن به اون منبع اصلی و لایزال حضرت مهربانترین مهربانان سرچشمه میگیره

        من آرزوم اینه هر لحظتون شاد تر و ثروتمند تر و سلامت تر از لحظه قبل باشید

        بانو

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      علیرضا گفته:
      مدت عضویت: 2939 روز

      سلام امین عزیز و دوست همفرکانسی

      چقدر لذت بردم از کامنت شما و تحسین میکنم شما رو بخاطر درکی از قوانین دارین اون داستانی که مثال زدین دیدم درسته بعضی از موقعها در طول روز داریم داریم باورهامون کار میکنیم و فردا از خواب بیدار میشیم اگه فردا ب هر دلیل وقفه بیفته یا اینکه تنبیلی کنیم و این قانون رو در هر لحظه از زندگیم بکار نگیریم و یادآوری نکنیم بخودمون نتایج ضعیف تر میشه بخاطر همین باید تعهد جدی داشته باشیم ک این فایلها رو گوش کنیم و البته با تمرین و عمل و استمرار تا اخرین لحظه عمرمون

      سپاسگزارم دوست عزیز ک با هر بار خوندن کامنتت شما به احساس خوب میرسم

      انشاءالله موفق و شاد و سلامت وثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        امین گفته:
        مدت عضویت: 2145 روز

        سلام و درود بر علیرضای عزیز

        نعمت خوب خداوند در این گلستان الهی

        سپاسگزارم از لطف شما به نوشته من

        و خیلی خیلی خوشجالم اگر باعث ایجاد حالی خوب در شما شده

        خدایا شکر

        همه چیز همین حال خوش و احساس خوبه

        چون نشون میده تو مسیر و جاده درستیم

        علیرضا جان امیدوارم با مدد خداوند اینقدر آگاهی های استاد رو تکرار و تکرار کنیم

        تا به جانمون بشینه

        الهی آمین

        بهترین ها رو از الله یکتا برای شما خواستارم

        برادر عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ام البنین بیگدلی فر گفته:
      مدت عضویت: 3382 روز

      سلام آقا امین عزیز

      کامنتتون مثل همیشه عالى و زیباست .

      ممنون از اینکه آن فیلم رو تعریف کردید ، من هم آن فیلم رو دیده بودم و با توضیحات شما واسم یاد آورى شد.

      خیلى جالب گفتید “که همیشه به خودم میگم

      امین تو هم مثل آن دختره هر بار چشماتو باز میکنى باید این آگاهى ها رو به خودت یادآورى کنى

      و هر روز با خودم تکرار میکنم که تو چه راهى هستم و چه هدفى دارم”

      بعد خوندن این جمله منم تصمیم گرفتم که از روش شما استفاده کنم و هر روز یهو از رختخواب بلند نشم و این آگاهى ها رو به خودم یادآورى کنم و تکرار کنم.

      ممنونم از کامنت زیباتون.

      بهترینها رو براتون آرزو میکنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      حمید گفته:
      مدت عضویت: 2625 روز

      سلام امین جان دوست هم فرکانسی عزیزم..

      خداوندروشاکرهستم که همه مایعنی بچهای این خانواده عزیز تومدارو فرکانسهای هستیم که اینوکه الان من بگم که چقدصحبتهای زیبای شما دقیقا حرف دل من هم هست وانگار زبان حال منو توضیح میدادید چیزعجیب وغریبی نباشه براتون ومن واقعا خداروشاکرم ازاینکه خاستم که منو درمسیرهدایت کنه واجابت کردو اول اینکه استادعزیزی که واقعا قلبم میگه که صحبتهاش کلام حقه وبعدش این بچهای نازنینی که همگی ازباغ بهشتی خداوند هستند رودرمسیرمن بندش قرار داد..

      ومن میبینم این هم فرکانسی هم نفس بودن این نعمتهای بهشت روکه حتی هنوز چهرهای همدیگروندید واینگونه معجزه وار فرکانسهاشو قلبهاشون وحتی حرفهاشو دقیقا عین همه..

      ب امیددیدار همه قلبهای مثل هم..

      وبازهم ازشما امین عزیز سپاسگزارم بابت این کلامهای زیبایت..

      عشقی عزیزم..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        امین گفته:
        مدت عضویت: 2145 روز

        سلام بر حمید رضای عزیز و ارزشمند

        دقیقا این همدلی ما رو تو این باغ زیبا دور هم جمع کرده

        و میتوینم اون هم فرکانسی در بهشت رو از این باغ الهی دریبایم

        به قول حضرت مولانا

        جان گرگان و سگان هر یک جداست

        متحد جانهای شیران خداست

        دوست عزیز و خوش فرکانسم

        ممنونم برای لطف و محبت شما

        انشالله هممون روز به روز از بهتر و بهتر شدن وجود خودمون و همدیگه

        در این باغ الهی

        بیشتر و بیشتر و بیشتر

        لذت ببریم

        الهی آمین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1595 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    وَکَذَٰلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا ۚ مَا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَٰکِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿5٢﴾

    و همان گونه [که بر پیامبران پیشین وحی کردیم] روحی را [چون قرآن] از امر خود به تو وحی کردیم. تو [پیش از این] نمی دانستی کتاب و ایمان چیست؟ ولی آن [کتاب] را نوری قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم به وسیله آن هدایت می کنیم؛ بی تردید تو [مردم را] به راهی راست هدایت می نمایی.

    صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ ﴿5٣﴾

    راه آن خدایی که آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست. آگاه باشید! که همه امور به سوی خدا بازمی گردد.

    =====================================

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم

    سلام به استاد شایسته جانم

    سلام به یاران توحیدی غارحرای من

    نامبرده با اینکه دیشب دیر خوابیده بود ولی از6/٧ صبح خدا بیدارش کرده،دیدی میخوای بخوابی انگار مغزت لجبازی کرده نمیزاره؟منم هی به خودم میگفتم بخواب بابا،کجا چه خبره؟ساعت ٢ خوابیدی ،6 پاشی چیکار؟ ولی قلبم می‌گفت خدا داره بیدارت می‌کنه برای چی مقاومت میکنی؟پاشو از برکت این وقت استفاده کن!

    این شد که روز من از ٧صبح شروع شد با قهوه و شیرینیِ صوت سوره ی حدید

    شکرگزاری و ستاره ی قطبی،خوندن نقطه‌ی های آبی قشنگم ودیدن نشانه ی روزانه،تموم کردن جلسه ٢ ثروت،و فایل الگوهای تکرار شونده ٧ که الان روی صفحه ی سایت هست و خوندن رد پای خودم در سال گذشته زیر همون فایل.

    و

    اینجا استپ خوردم!

    یهو به قلبم این درخواست اومد:

    خدایا من می‌خوام درآمد رو ٣برابر کنم،چیکار کنم بهم بگو!

    هدایتم کن!

    یک چرخی زدم توی سایت ودیدم منو برد سمت کامنت خانوم نورا که توی تاپ کامنت های محصولات امروز بود.

    یک سری گره ها توی مغزم باز شد!

    شروع کردم به حمله کردن به باورهای محدود کننده م.

    گوشی رو دستم و گرفتم و مثل برق و باد این جملات رو می‌نوشتم.

    تمرینم‌رو‌اینجا کپیش میکنم تا شاید به کار کسی بیاد!

    =====================================

    پول فقط توحید است.

    توحید فقط پول است.

    پول یک نیروی ماورایی از جنس توحید است.

    اگر توحید رو می‌خوام باید پول رو بخوام.

    اگر پول رو بخوام یعنی توحید رو می‌خوام.

    اگر توحید داشته باشی،یعنی پول ها دنبالت میان.

    چون توحید و پول هم فرکانس هستند همدیگرو جذب می‌کنند.

    توحید و پول یکی هستند،و جز جدایی ناپذیر همند.

    توحید بدون پول غیر ممکنه.

    پول بدون توحید غیر ممکنه.

    هرکس توحید رو میخواد یعنی پول رو میخواد .

    هرکس پول رو میخواد یعنی توحید رو میخواد .

    هرکسی بی پول تره،توحیدش کمتره،درنتیجه ایمانش کمتره،بخاطر ایمان کمش در مدار سختی هاست.

    هرکس پولش بیشتره،توحیدش بیشتره،در نتیجه ایمانش بیشتره،و بخاطر ایمان بیشتر در مدار آسونی هاست.

    رسیدن به توحید راحته،پس رسیدن به پول هم راحته.

    نمیشه توحید داشته باشی ولی پول نداشته باشی

    نمیشه پول نداشته باشی ولی توحید داشته باشی

    توحید =پول

    توحید=قدرت،نعمت،حال خوب،آسایش،آرامش،عزت،احترام،ایمان،روابط عالی،خوشبختی،یکتا پرستی،مدار آسانی ها،عبادت درست،احساس خوشبختی بی قیدو شرط،خلق زندگی دلخواه

    پس:

    پول=قدرت،نعمت،حال خوب،آسایش،آرامش،عزت،احترام،ایمان،روابط عالی،خوشبختی،یکتاپرستی،مدار آسانی ها،عبادت درست ،احساس خوشبختی بی قیدوشرط،خلق زندگی دلخواه

    خدا برای تموم بنده هاش توحید زیاد میخواد!

    توحید= پول

    خدا برای تموم بنده هاش پول زیاد میخواد !

    پول خواستن یعنی توحید رو خواستن

    هرکه پولش بیش،توحیدش بیشتر !

    هرکه پولش بیش،عشق و حالش بیشتر!

    هرکه پولش بیش!عبادتش مقبول تر!

    هرکه پولش بیش!به درگاه خدا مقربتر!

    هرکه پولش بیش!زندگی آسانتر!

    هرکه پولش بیش!عزت و احترامش بیشتر !

    هرکه پولش بیش!بندگی اش بیشتر !

    هرکه پولش بیش! آسانی اش بیشتر !

    توحید از پول جدا نیست،پول از توحید جدا نیست.

    اگر توحید رو میخوای باید پول رو بخوای !

    اگر پول رو میخوای یعنی توحید رو خواستی !

    خدا مشتاقه که بنده هاش توحیدی تر بشن!

    پس خدا مشتاقه که بنده هاش پولدار تر بشن!

    هرچقدر پولدارتر=معنوی تر

    هرچقدر پولدار تر=خداپسندانه تر

    هرچقدر پولدارتر=به خدا نزدیکتر!

    فقط ثروتمندان به بهشت می‌روند!

    فقط ثروتمندان به مقام رضای خدا میرسند!

    استاد میگه من فقط می‌خوام شاگردهایی رو ببینم که نتیجه مالی کسب کردن !

    خدا هم فقط بنده هایی رو میبینه که به ثروت رسیدند!

    خدارو میخوای باید خرما رو هم بخوای !

    خدارو میخوای باید ثروت رو هم بخوای!

    رضایت الله=داشتن ثروت و نعمت و خوشبختی !

    نارضایتی الله=فقر و کمبود و بدبختی !

    هرکسی که ثروتمندتر است،بهشتی تر است.

    توحید انرژیه پس پول هم انرژیه!

    با سختی پول در آوردن ،بی ارزشیست.

    پولی که به آسانی به دست بیاد ارزشمنده!

    پولی که آسون میاد موندگاره!

    پولی که سخت به دست میاد از دست می‌ره!

    =====================================

    بعد همون الهامم دوباره گفت برو فایل بنر سایت رو گوش کن،گفتم حاجی اینو ده بار گوش کردم!گفت برو!گفتم چشم!

    یکبار دیگه گوش کردن به صحبت های استاد،این گره های توی ذهن من رو باز تر کرد!

    اونجا که استاد از دیدن تغییرات زندگیش صحبت کرد که حتی سوار شدن یک مسافر خوش اخلاق تر یعنی نتیجه ای که جهان به تغییر باورهاش داده!

    گفتم همینه!من اصلا حواسم به تغییرات زندگی نیست،چون میگم تغییر نکرده و کانون توجهم روی کمبودهاست در نتیجه جهان نمیتونه تغییرات مثبت دیگه ای ایجاد کنه،و من فکر میکنم من هرچقدر دارم روی خودم کار میکنم،اون بیرون تغییر نمیکنه!نه این یک تله ست!نباید توش بیفتم !

    الان می‌خوام برای خودم یکم شرایط کاری قبل و بعدم رو مقایسه کنم و منطقی به ذهنم این تغییرات رو نشون بدم که به چه آسونی اتفاق افتاده !

    این منطق رو باید به ذهنم بدم:

    پس اگر انقدر آسووون این همه تغییر رخ داده،ازینجا به بعد به صورت تصاعدی آسونتر میشه،

    چون ذهن من به صورت پیش فرض پول بیشتر ساختن رو با تلاش بیشتر کردن مساوی میدونه،میگه پول بیشتر میخوای ؟بیشتر کار کن،و چون این یک اهرم رنج شده توی ذهن من،و میخواد ازش فرار کنه،پس نمیتونه به فرکانس ثروت دسترسی پیدا کنه.

    همه چیز ذهنیه!

    پول یک فرکانسه،ثروت فرکانسه،غیرمادیه.

    اینجوری نیست که ما توی ساحل باشیم و ماهی به سمتمون بیاد!

    ما باید بریم سمت دریا تا بتونیم ماهی بگیریم .

    ما باید این پیچ ذهنمون رو روی آهنگ ثروت تنظیم کنیم اونوقت آهنگ خود به خود پخش میشه!

    ما!

    ما باید فرکانسمون رو تنظیم کنیم!

    ثروت هست!

    بیش از نیاز کل مردم جهان!

    باران رحمت الهی همواره در حال بارشه!

    خودش میگه :

    وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا ۗ إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ

    و اگر نعمت‌[هاى‌] خدا را شماره کنید، آن را نمى‌توانید بشمارید. قطعاً خدا آمرزنده مهربان است.

    با چندتا تاکیید ؟

    وَإِنْاول آیه، إِنَّوسط آیه، لَ تاکید بیشتر در قبل ازصفت بخشنده بودن!

    بابا کجا دنبال چی میگردی؟

    ثروت داره بالای سرت داره می‌باره!

    مثل باران !

    تو ظرفت رو بزرگتر کن!

    تو دریافتش خواهی کرد!

    به تو عطا خواهد شد!

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ!

    و پروردگار تو به زودی به تو چندان عطا کند که تو راضی شوی

    من دورت بگردم که اینجام با تاکیید داری ذهن منطقی منو آروم می‌کنی خدا!تو چقدر قشنگی !چقدر مهربونی!

    من عاشقتم باشه؟!

    برم برای نوشتن تمرین از تغییرات مثبت زندگیم :

    =====================================

    تغییرات محیط کار:

    سابق :

    من قبلاً توی محیط icu و اورژانس بیمارستان کار میکردم و کارم پرستاری از مریض های بدحال بود و توی بدترین شرایط آدم ها باهاشون سروکار داشتم،همه ش صدای جیغ و گریه بود،فضای قدیمی بیمارستان،بوی نامطبوع،همکاران نامناسب،آدم هایی با مشکلات مالی،همه ش درگیر قسط و وام و چک،همه ش شکایت از روزگار و بی پولی،آدم هایی که احساس قربانی شدن داشتن،زیرآب همو میزدن،چشمشون به دست رئیس بود،جلوی رو آدم ها یک چیزی میگفتن،پشت سرشون یک چیز دیگه،همه ش گلایه،همه ش نارضایتی،همه ش درگیری

    فعلی:

    مراکز تجاری و مال های بی نظیر کیش،فروشنده های بینهایت مهربون،خوش اخلاق ،ثروتمند و توحیدی،همه جا خنک و خوش بو،صدای خنده وشادی و آهنگ های شاد،ارتباط من با آدم ها در بهترین حالتشونه،اومدن خوش گذرونی و تفریح و عشق و حال،همه شون پولدارن،همه شون خالق زندگیشونن،پر از احترام ،پر از عشق،کلا یک دونه همکار دارم اونم بینهایت توحیدی و انسان شریفه

    =====================================

    تغییرات ساعت کاری :

    سابق:

    قبلا باید در ماه ١٧٠/٨٠ ساعت کار میکردم تا موظفیم پر میشد،اضافه کاری اجباری بود،شیفت هام در گردش بود،صبح،عصر،شب،صبح و عصر باهم،(شب شب)

    درخواست برنامه ی ماه بعد باید تا بیستم ماه قبل داده میشد،آیا با مرخصی موافقت میشد یا نمیشد!اگر کار فوری پیش میومد شانس میاوردی میتونستی شیفتت رو جا به جا کنی،وگرنه هیچ،حتی اگر مریض بودی باید میومدی سرکار!

    فعلی:

    الان هروقت دلم بخواد میرم سرکار،هروقت دلم بخواد برمی‌گردم ،کلا در روز دوسه ساعت هم کار نمیکنم،اینکه کدوم مرکز تجاری برم دست خودمه،چه ساعتی برم دست خودمه،چقدر توی یک فروشگاه بمونم دست خودمه،حتی اگر نخوام یک روز برم هیچ مشکلی نیست.

    =====================================

    تغییرات ماهیت شغل :

    سابق :

    پرستاری در بخش icu و اورژانس کودکان تزریقات،داروها،برقراری راه وریدی،cpr،ساکشن،راند مریض ها،تغییر پوزیشن،نوشتن گزارش های طولانی،عضو تیم کد cpr،همراه با ویزیت پزشک و اجرای دستورات،تحویل درست بیمار از گزارش ،پرونده،بالین به شیفت بعد!

    فعلی:

    کارشناس محصولات شرکت،آموزش به فروشنده های سطح جزیره برای فروش درست محصولات به فروشنده ها

    =====================================

    تغییرات صاحب کار :

    سابق :

    کارمند دولت

    رئیس های محل کار به ترتیب :

    مسئول شیفت،استف،هدنرس،سوپروایزر،سوپروایزر آموزشی،مترون،رئیس بیمارستان ،رئیس بخش،پزشک مقیم،سوپروایز کنترل عفونت،مدیر بیمارستان و …

    فعلی:

    یکی یک دونه! مدیر عامل توحیدی دارم شاه نداره :))))

    هیچ کاری هم باهام نداره،فقط آخر شب دوخط گزارش کار براش میفرستم من به فلان جا ها سر زدم!اونم بلااستثنا میگه خسته نباشید با شکلک تشکر!اگر ماهی یکی دوبار زنگ بزنه،اونم برای اینکه ارتباطش رو حفظ کنه یا میخواد یک خیری برسونه و یک دلگرمی بده،همین.

    =====================================

    تغییرات نگرش آدم های اطرافم :

    سابق :

    وقتی از فریدونکنار رفتم گرگان،چه همکارهای سابقم ،چه جدید همه میگفتن تو دیوونه ای،این چه کاریه،گند زدی به زندگیت،٨سال icu کار بودی،اومدی اورژانس کودکان،مغز خر خوردی؟برگرد سرجات،عقل نداری این چه کاریه،خونه رو ول کردی رفتی توی اتاق زندگی می‌کنی …

    فعلی:

    بارها و بارهاو بارها از همه تحسین شنیدم،از انسان های ثروتمند و متمول که هرچیزی که شاید الان آرزوی من باشه،الان امکانات معمولی زندگی اوناست.

    خانومی که فقط اجاره ی مغازه ش ١٢٠ میلیون در ماهه بهم میگه تو واقعا کار بزرگی کردی،تو بینظیر عمل کردی،واقعا تحسین برانگیزی

    یا خانوم ثروتمندی که فروشگاهش نصف خونه ی منه و صرفا یک فروشگاه باز کرده از روزمرگیش دربیاد،همین دیشب بهم گفت ما بچه بودیم بخاطر شغل پدرمون خیلی مهاجرت میکردیم ،توی ذهن من مهاجرت یک کارمردونه بود،داشتم به شما فکر میکردم که تنهایی مهاجرت کردی واقعا تحسینت کردم و ذهنیتم تغییر کرد،الان که فهمیدم از شغلی که توش مستر شده بودی هم اومدی بیرون دیگه اصلا نمی‌دونم چه جوری تحسینت کنم!

    =====================================

    محل زندگی:

    سابق :

    شمال ،گرگان،یک اتاق توی خونه ی مادربزرگم،یک شهر به نسبتا خوب با امکانات معمولی

    فعلی:

    خونه ی مستقل توحیدی خودم

    جزیره ی زیبای توحیدی کیش

    پر از ثروت و نعمت و فراوانی ،محیط شهری فوق العاده،سکوت و آرامش ،فرهنگ ترافیکی بالا،مردمان بی نظیر و مهربان،پر از تفریح و سرگرمی و لذت

    =====================================

    با اینکه من واقعا خیلی خلاصه و‌کلی از تغییرات نوشتم ولی واقعاالان وقت اینکه مثل استاد بشکن بزنم و بگم:

    ایول،ایول!

    قانون داره جواب میده

    من باید با تعهد بیشتری ازین قانون استفاده کنم.

    خدایاشکرت!برای تموم قوانین ثابت جهان شکرت!

    برای این همه نور هدایت شکرت !برای این همه انسان های شایسته ی زندگی شکرت!خدایا برای همین لحظه ،همین ساعت،برای همین باز شدن قلبم به سمتت …ازت ممنونم خداااااا

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ﴿١﴾

    آیا سینه ات را [به نوری از سوی خود] گشاده نکردیم؟

    وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ ﴿٢﴾

    و بار گرانت را فرو ننهادیم؟

    الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ ﴿٣﴾

    همان بار گرانی که پشتت را شکست.

    وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ ﴿4﴾

    و آوازه ات را برایت بلند نکردیم؟

    فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿5﴾

    پس بی تردید با دشواری آسانی است.

    إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿6﴾

    [آری] بی تردید با دشواری آسانی است.

    فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿٧﴾

    پس هنگامی که از کار مهمّی فارغ می‌شوی به مهم دیگری بپرداز

    به وقت صلات در میانه روز

    وَأَقِمِ الصَّلَاهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ۚ ذَٰلِکَ ذِکْرَىٰ لِلذَّاکِرِینَ

    و صلات را در دو طرف روز و ساعات نخستین شب برپا دار، که یقیناً نیکی ها، بدی ها را از میان می برند، این برای یادکنندگان تذکّر و یاد آوری است.

    استاد های عزیزم ازتون ممنونم!

    دوستون دارم از روشنی قلبم!

    قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان

    از جنوب ایران به شمال فلوریدا

    جزیره ی زیبای توحیدی کیش

    سعیده در پی معرفت و خود شناسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 259 رای:
    • -
      شهرزاد گفته:
      مدت عضویت: 2482 روز

      سلام به استاد عزیزم، مریم خانم شایسته و همه دوستان گرامی.

      سعیده جانم خیلی باورهای قدرتمندکننده ای برای افزایش درآمدت نوشتی که با نهادینه شدنشون سه برابر که سهله، درآمدت خیلی خیلی جهش بزرگی خواهد داشت به لطف الله.

      در کنارش با تقویت مهارتهات، این رشد خیلی سریعتر اتفاق میفته. من الان فعلا کارمندی ندارم و خودم کارهامو انجام میدم ولی توی شرکت قبلی که چند تا کارمند داشتم میدیدم یکی از دلایلی که درخواست افزایش حقوق کارمندها ریجکت میشه اینه که بدون افزایش مهارتشون، درخواست افزایش حقوق میدن که معمولا با مقاومت کارفرماها مواجه میشن. اینو همیشه به کارمندهای خودمم میگفتم که دو‌ نفرشون که گوش دادند و عمل کردند، در طی دو سال تونستند افزایش حقوقی داشته باشن طوریکه که دریافتیشون اصلا دیگه ربطی به حقوقی که باهاش استخدام شده بودند نداشت.

      مثلا کسی که برای یک سری کارهای اداری استخدام شده، و توی شرکتی کار میکنه که واردات یک سری محصولات رو‌ دارند، میتونه با تقویت زبان انگلیسیش و یادگیری یه سری اصول بازرگانی بره از کارفرماش بخواد که در کنار کارهای جاریش، توی انجام پروسه واردات کمک کنه. یا اگه کارشون فروشه، سعی کنه فروشهای بیشتر و بهتری انجام بده. در شروع حتی نیازی به درخواست افزایش حقوق نیست، کافیه فقط سعی کنه حفره های خالی شرکت رو که مثلا کارفرما خودش به تنهایی انجام میداده رو پر کنه یا کلا توی عملکرد شرکت تاثیر مثبتتری داشته باشه. شاید حتی بگه کار بیشتری به من بده و کاری بهش واگذار نشه ولی خودش با خلاقیتِ خودش میتونه کم کم ورود کنه به کارهایی که حتی بهش واگذار نشده. طوریکه بعد از چند ماه کارفرما احساس کنه این آدم داره یه باری رو از رو دوش من برمیداره. اونوقت اگه کارفرما خودش هم بدون درخواست حقوق اون شخص رو زیاد نکنه، حداقل وقتی که شخص درخواست افزایش میده، راحتتر موافقت میکنه.

      از خاطرات خیلی قدیمم اگه بخوام بگم، وقتی نوجوون بودم دخترخالم که از من چند سال بزرگتر بود و کارمند امور اداری یه شرکت بازرگانی بود، یه بار گفت کارمندهای بازرگانی شرکتها معمولا حقوقشون از بقیه بیشتره. از همون‌ موقع تصمیم گرفتم وارد کار بازرگانی بشم. هنوزم وقتی کسی شغلمو میپرسه خیلیها بلافاصله سوال بعدیشون اینه که تو دانشگاه بازرگانی خوندی؟ فکر میکنن کارِت باید ربط داشته باشه به اینکه دانشگاه چی خوندی! کار و بیزینس طبق تجربه من و میلیونها نفر دیگه هیچ ربطی به چیزی که خوندی نداره. اینم مخصوص ایران نیست، مربوط به کل جهانه. بیزینس کاملا ربط داره به خودباوریت در اینکه در خودت ببینی که یکی سری کارها رو‌ بدون هیچ آشنایی قبلی یاد بگیری و به میزان مهارتی که کسب میکنی.

      یادمه اولین جایی که شروع به کار کردم بعنوان منشی استخدام شدم. میدونستم اگه به خانواده م بگم قراره منشی باشم بهم اجازه نمیدن برم. برا همین بهشون گفتم بعنوان کارمند بازرگانی استخدام شدم. و شاید باورت نشه ولی دوران منشی گری من دو ماه بیشتر طول نکشید و بعدش مدیرعاملم گفت تو‌ پتانسیلت خیلی بیشتر از منشی گریه، یه منشی استخدام میکنم و تو برو بخش واردات. کار اون شرکت واردات تجهیزات نفتی بود. و با اینکه به بخش واردات منتقل شدم ولی خیلی کاری برای انجام نداشتم. مدیر اون بخش خوشش نمیومد از کارها سر در بیارم. از وقت آزادم استفاده کردم و کاتالوگهای شرکت رو واو به واو خوندم و توی گوگل مدام سرچ میکردم تا بتونم شرکتهای تولیدکننده اون محصولات رو‌ توی چین پیدا کنم و به مدیرعامل آفر بدم که اینا هم تولیدکننده هستند و‌ مجبور نیستی فقط از فلان شرکت بخری. اون موقع یوتیوب مثل الان پر از مسائل آموزشی نبود یا من آشنایی نداشتم. ولی پاشدم رفتم میدون انقلاب تهران و چند تا کتاب برای آموزش واردات و اسناد بازرگانی گرفتم و همه رو خوندم. دیدم وارداتمون از چینه و در کنار تقویت انگلسیم شروع به یادگیری زبان چینی کردم. شاید در شروع کارم خیلی تاثیر آنچنانی نتونستم روی اون شرکت بذارم ولی حداقلش این بود که با تقویت مهارتهام اعتماد بنفسم بیشتر شد و وقتی خواستم کارمو‌عوض کنم حقوق درخواستیم توی شرکت بعدی رو از همون اول دو‌ برابر آخرین حقوق جای قبلی زدم و موافقت شد.

      باز بعد یه مدت دیدم دوست دارم درآمدم بیشتر باشه، توی روزنامه همشهری گشتم دنبال شرکتهای کوچیکی که کارشون‌ واردات بود و نیاز داشتند یه نیرویی بصورت پارت تایم یا غیرحضوری یه سری کارهاشون رو انجام‌ بده. اینجوری بعد از ساعت کاری شرکتی که تمام وقت کار میکردم، با اتوبوس میرفتم شرکت بعدی که یه جوونی بود که تازه شرکتشو راه اندازی کرده بود و برای اینکه هزینه هاش کمتر بشه، به جای نیروی تمام وقت، یکی رو‌ میخواست که دو‌ساعت در روز بیاد توی کارها کمکش کنه. ازون نصف مبلغ حقوقی که برای کار تمام وقت دریافت میکردم رو میگرفتم. بعد یه شرکت دیگه پیدا کردم که تولیدی مبل چرمی بودن و برای تولیدی خودشون، چرم از چین وارد میکردند، باز ازونا هم کار گرفتم و پنجشنبه ها میرفتم اونجا.

      با اینکه اون موقعها با قانون آشنایی نداشتم ولی فقط با تقویت مهارتهام در عرض یکی دو سال انقدر کار یاد گرفته بودم و اعتماد بنفسم زیاد شده بود که بعضی کارمندها بعد از چند سال هم انقدر کار یاد نمیگیرن. اینجوری شد که من هر جا کار میکردم حقوقم از همه کارمندهای اونجا بیشتر میبود. و اینها همه پایه ای شد که بعدها اولا توی پوزیشنی قرار بگیرم که جای رشد خوبی داشته باشه و ثانیا تو اون موقعیت، تمام این عقبه برام دلگرمی باشه که هر کاری رو‌ میتونم انجام بدم.

      خیلی خوشم اومد کامنتت رو برای سه برابر کردن درآمدت خوندم . تو انقدر خفنی که از کار پرستاری توی یه شهر جدید به فاصله شمال تا جنوب کشور، وارد یه حوزه متفاوت شدی. و این باورهایی که نوشتی کمک میکنه که خداوند آسانترین و سریعترین راهها رو برات باز کنه انشالله.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 102 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1595 روز

        شهرزاد قصه ی گوی من سلام

        سلام و سلامتی و نور و عشق و‌رحمت الله رو از روشنی قلبم،کرووور کررررور برات میفرستم الهی که به قلب سلیمت بشینه!

        خداروشکر برای تک به تک تحسین های قلبی من،وقتی که روی روانشناسی ثروت کامنت میزاشتی و من میخوندم و لذت میبردم و نتنها توی قلبم تحسینت میکردم که با بقیه هم از مسیر پیشرفتت میگفتم و این انرژی رو مثبت ترش میکردم.

        قانون اینجوری کار میکنه،اون تحسین های قلبی من شده الان نقطه های پربرکت آبی تو،بیزنس وومن توحیدی سایت استاد.

        بینهایت ازت ممنونم و نمیدونی چقدر از ادوایس هات استفاده کردم.

        دعا میکنم این هم مداری کامنتی برسه به دیدارت در بهترین زمان و‌مکان ..

        شهرزاد جانم چندروز پیش یک کامنتی ازت خوندم درمورد عشق ومودت همون موقع قلبم گفت اینو به شهرزاد بگو و‌منو گذاشتم در بهترین زمان پیغام رو بهت برسونم.

        شهرزاد عزیزم کمترین فایده ی دوره ی عشق ومودت ایجاد یک رابطه ی عاطفیه درسته،کاری که دوره ی عشق ومودت باهات میکنه اینکه کل آدم هارو به خدمتت درمیاره،چنان صلح درونت رو با نور الله پر میکنه که به خودت میای میبینی نتنها همه بی دلیل عاشقتن که میخوان یکاری برات انجام بدن.

        راستی بعد این دوره دیگه ازون گور به گوری هام خبری نمیشه :))))

        عاششششششقتم من!

        قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان از محیامال کیش برای چرخیدن به دور سرت

        به امید دریافت یک نقطه ی آبی پربرکت دیگه ای ازت

        در پناه نووور باشی همیشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 44 رای:
      • -
        محمدرضا محمدی گفته:
        مدت عضویت: 1702 روز

        درودبیکران بر شما

        چقدر سبک کار کردنت منو یاد‌جوانی های خودم انداخت

        من توی شهرداری استخدام شده بودم

        و خیلی جویای نام بودم

        و تازه هم از دانشگاه شیراز تو رشته عمران ملی وشهرسازی فارغ التحصیل شده بودم

        شهردار مرکزی هر شب ساعت 11 گزارش از شهرداران‌کشیک‌مناطق میخواست و هیچ کس حاضر نبود تو‌منطقه شهردار کشیک بایستد

        منم هم به عنوان کاراموز در حال یادگیری بودم‌

        پیشنهاد دادم اجازه بدید‌من امشب شهردار کشیک باشم ، با سختی پذیر فتند البته من دنبال حق کشیک بودم

        شب ساعت 11 گزارش میدادیم به شهردار و‌می رفتیم

        صبح از مرکزی زنگ زده بودندمنطقه 4 که من بودم و‌پرسیده بودن شهردار کشیک منطقه دیشب کی بوده ؟

        و شهردار مرکزی خیلی از نحوه گزارش دهی ایشون روی بیسیم‌خوشش اومده .

        خلاصه از فردا من شیفت هم‌بچه ها را بر داشتم و سر تا سر ماه من خودم شهردار کشیک بودم

        منی که برای 6 ماه نوشته بودند کاراموزی انجام بده

        از روز 47 ام برای من ابلاغ زدند و از کار اموزی در امدم

        و صبح ها بک‌نفر میخواستن که ساعت 5 صبح هر روز پای دفتر خدمات شهری و فضای سبز دستور کار بده و کنترل و نظارت کنه

        و هیشکی حاضر نبود صبح ساعت 5 بیاد

        ‌ومن پیشنهاد دادم من انجام میدم

        خلاصه شب 11 شب گزارش شهردار کشیک را میدادم و‌همانجا رو میز کنفرانس شهرداری میخوابیدم‌ و صبح ساعت 5 پای دفتر بودم

        همه میگفتند تو کی میری کی می ایی

        همین علاقه به یادگیری و افزایش مهارت ها بود که قبل از 6 ماه پست‌کرفتم و با حق شیفت ها سه برابر بقیه کارمندها درامد داشتم

        بنابراین کاملا حرفت را تایید میکنم که باید روی افزایش مهارت هات کارکنی ، مدیران میبینن ‌‌ومیفهمن و‌خودشان درآمدت را میبرن بالا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
      • -
        حسن گرامی گفته:
        مدت عضویت: 1651 روز

        سلام شهرزاد عزیزم

        چقدر نکات فوق العاده ای رو نوشتی ازت بی نهایت سپاسگزارم

        از اینکه گفتی کارمندهایی که داشتی درخواست اضافه حقوق می کردند در حالیکه به مهارت هاشون اضافه نمی‌کردند! اینا همه اش بر میگرده به همون عشق و علاقه ای که باید در کار داشت

        مثلاً شما گفتی اون موقع پاشدی رفتی انقلاب کتاب های مربوط به بازرگانی رو خریدی و شروع به افزایش مهارت هات کردی یا حتی حاضر شدی علاوه بر تقویت زبان انگلیسی بری زبان چینی رو هم یاد بگیری تا توی کارت استفاده کنی

        خب اینا از چی میاد شهرزاد جان؟

        جز اینکه عشق و علاقه ات باعث میشد این اقدامات عملی رو در راستای کارت انجام بدی

        اگر بخوام از خودم بهت بگم

        باید بگم دقیقاً من هم مثل شما همین کارو کردم

        یعنی وقتی خدا منو به مسیر کاری مورد علاقه ام هدایت کرد ، ببین باورت نمیشه من چطوری داشتم می‌بلعیدم اون آموزش ها و مطالب و داکیومنت هایی که مربوط به کار مورد علاقه ام بود

        الان توی کار من معمولاً میگن اونی که بالای 5 سال سابقه مفید کارِ برنامه نویسی سایت داره میتونه یک پروژه ای رو دست بگیره !! چون توی زمینه برنامه نویسی باید به درک کدها برسی نه حفظ کردنشون ، تازه همون کسی که حداقل باید 5 سال تجربه کار برنامه نویسی داشته باشه حتماً باید درسش رو در دانشگاه خونده باشه و بعد تازه بیوفته دنبال استخدام شدن در یک شرکتی مثل مثلاً دیجیکالا یا هر شرکت دیگه ای

        در حالیکه من در عرض 2 سال به چنان مهارتی در کارم رسیدم که همین الان دارم به لطف الله یکتا صفر تا صد یک سایت نسبتاً بزرگی رو درست میکنم این در حالیه که یادمه حدود 2 سال پیش رفته بودم داخل یک شرکت طراحی سایت کسانی که اونجا سابقه 3 سال به بالا رو داشتند میترسیدن تنهایی یک پروژه ای رو دست بگیرند

        باورت نمیشه همون موقع اش که تازه اول راه توی کارم بودم گفتم بابا اینا دیگه کی هستند

        جالبیش اینجاست من اصلاً نه درس این کارو خوندم و نه حتی جایی به عنوان برنامه نویس کار میکنم ، کاملاً خودم برای خودم با هدایت ها و یاری خدای وهابم کار میکنم و پول میسازم

        چون خیلی ها هستند که میخوان برنامه نویسی رو یاد بگیرند صرفاً برای اینکه توی شرکتی جایی مثل دیجیکالا استخدام بشن ، چیزی که سید علی خوشدل عزیزم هم در موردش گفته بود

        اینا بخاطر چی بود که باعث شد من یک همچین قدمی رو در کارم بردارم و ادامه اش بدم؟

        دقیقاً همون عشق و علاقه ای که در کارم داشتم ، مثل شما شهرزاد جان

        هر چند اولویت باز بر میگرده به توحید و باورهای درستی که توی ذهنم میسازم تا الان خداروشکر این کارو کردم و همین مسیر هم دارم با دوره مقدس 12 قدم ادامه میدم

        دوست داشتم در تکمیل این موضوعی که شما گفتی بگم تا درکمون نسبت به مسیر کاریمون بیشتر بشه

        شهرزاد عزیزم من بسیار بسیار بسیار بهتون افتخار میکنم و چقدر لذت میبرم از اینکه این شجاعت رو در درون خودت ایجاد کردی که بخواهی خودت برای خودت کار کنی و کاملاً مستقل پول بسازی ، چیزی که خودم آرزوش رو داشتم و خداروشکر الان در مسیرش هستم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      –– –• •••• گفته:
      مدت عضویت: 1580 روز

      بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

      «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا»

      (ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺩم ﺭﺍ ﻛﺮﺍﻣﺖ ﺩﺍﺩﻳﻢ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺸﻜﻲ ﻭ ﺩﺭﻳﺎ ﺳﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻳﻢ، ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﺭﻭﺯﻱ ﺑﺨﺸﻴﺪﻳﻢ ، ﻭﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺍﺩﻳﻢ.(٧٠ أسراء)

      —————————————————————————

      سلام و درووووووود فراووووووووون به سعیده جانم، انسان نورانی و توحیدی و ارزشمند. الهی که در پناه رب العالمین حال دلت عالی و مثبت و توحیدی باشه.

      الان ساعت 11:48 شبه که شروع کردم برات کامنت نوشتن ولی احتمالا فردا صبح کامنتمو بخونی ، این آهنگ محسن ابراهیم زاده رو دانلود کن حتماً و تنهایی گوش بده، (ببین دارم تاکید میکنم تنهایی گوش بده) این آهنگ که میگه : دوباره یه روز خوب ، لب دریای جنوب ، دوباره کنار بندر دوباره بزن و بکوب …

      کلا یادم رفت چی میخواستم بگم ، رفتم توی فضای آهنگ بندری …

      از اتاق فرمان اشاره میکنن فرزندم خاموشش کن، به جریان هدایت بپرداز… بریم تا منشوری نشدیم.

      —————————————————————————

      وقتی از قرآن هدایت خواستم آیه 35 سوره مطففین اومد: «عَلَى الْأَرَائِکِ یَنظُرُونَ» (ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻫﺎ [ ﻱ ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﻭ ﭘﺮﺍﺭﺯﺵ ﺗﻜﻴﻪ ﺯﺩﻩ ] ﻣﻰﻧﮕﺮﻧﺪ) ولی چون خیلی آیه کوتاهی بود دوباره هدایت گرفتم ؛ خلاصه اینکه عزیز دردونه خداوند متعال که باشی همینه دیگه. هدایتها اینجوری میاد. بعله دیگه خداوند داره وعده تخت سلطنت رو بهتون میده. فکر کنم بزودی کل جزیره رو‌ قلمرو امپراتوری خودتون کنید. پیشاپیش همه نتایج توحیدی و طلایی نوش جانت.

      بریم سراغ آیه 70 اسراء

      خیلی آیه لذت‌بخشیه و اولین بار من توی دوره ارزشمند احساس لیاقت این آیه رو از کامنت شما یاد گرفتم. که بابتش از شما خیلی ممنونم. و چقدر باورهای خوب و مثبتی در ذهن من به برکت این آیه شکل گرفت.

      ولی با یه نکته توی ترجمه آیه مسئله دارم. اونم اینکه مترجمان بزرگوار همه عبارت «وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا» رو ترجمه کردن «ﻭﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺍﺩﻳﻢ» یعنی مثلاً از 100٪ مخلوقات خداوند ما انسانها بر 90٪ تا 95٪ مخلوقات برتری داریم و یه عده ای از مخلوقات دیگه هستن که از ما بهترون هستن. بنظرم اگه ترجمه میکردن (و آنان را بر انبوه مخلوقات خود برتری کامل دادیم) بهتر حق مطلب ادا میشد.

      تمام افعال این آیه با ضمیر متکلم مع الغیر «نا» آورده شده. و کلی حرف تاکیدی. یعنی عملکرد سیستمی قوانین بدون تغییر الهی. یعنی به صورت پیشفرض به انسان کرامت داده شده، صِرف خلقتش کرامت انسانی داره و کرامت موضوعی اکتسابی نیست.

      صِرف حضورمون در این سیاره خداوند انسان ها رو به صورت سیستمی در سیاره پراکنده و جابجا شون می‌کنه.

      صِرف خلقت انسان روی این سیاره سیستم به صورت طبیعی و بسادگی بهشون از نعمتهای پاکیزه رزق میده و چیزی نیست که به سختی و زحمت و مشقت باشه. (ولی ما با باورهای شرک آلود سختش کردیم برای خودمون)

      صرف قدم گذاشتن مون به این جهان لیاقت و فضیلت و برتری کاملی داریم به همه انبوه مخلوقات الهی. چیزی نیست که اکتسابی و قابل مذاکره باشه.

      چقدر جملات و باورهای توحیدی و مالی که توی کامنتت نوشته بودی برام لذت بخش بود. مخصوصاً این جمله که «هرکه پولش بیش، توحیدش بیشتر» خیلی به جانم نشست. واقعاً تحسینت میکنم سعیده جان.—————————————————————————

      سعیده جان یه جایی توی کامنتت نوشته بودی «خانومی که فقط اجاره ی مغازه ش ١٢٠ میلیون در ماهه بهم میگه تو واقعا کار بزرگی کردی،تو بینظیر عمل کردی،واقعا تحسین برانگیزی» ، این درحالیه که آدم های معمولی که توی عمرشون هیچوقت 120 میلیون یجا توی حسابشون رو تجربه نکردن و بزرگترین دستاوردشون آپدیت کردن اقساط بانکیه، دور از جون بهت میگن: شما چرا این اشتباه رو کردی، مگه مغز فلان خوردی …

      اصلاً اگه شجاعت و توحید و ایمان عملی و حرکت کردن مساویست با مغز خر خوردن ، من رسماً روزی یه پرس کله پاچه خر با دو تا مغز اضافه سفارش میدم…

      ببین همین قسمت که اون بندگان خدا شما رو تحسین کردن در حالیکه خودشون انسانهای تحسین برانگیزی هستن خودش کلی حرف داره. نجوای ذهن و نجوای بقیه کیلویی چند؟؟ شما با جریان هدایت اونجایی ، شما بابت هر تصمیم کوچیک و بزرگ از قرآن هدایت گرفتی. حالا من حمید امیری که هیچ دستاوردی توی زندگیم نداشتم بیام بگم تو اشتباه کردی، تو باید توی بیمارستان با فلان عنوان شغلی دهن پر کن توی حاشیه امنیت میموندی. این اصلا اسمش حاشیه امنیت نیست. اون حاکمیت و سایه ترس و وحشته.

      این کامنت شما چندتا ضربه محکم زد به بتن باورهای غلط گذشته. من واقعاً ازت متشکرم. من مطمئنم خبرهای خوبی در راهه. و چه کسی صادق تر از خداوند به وعده خویش؟

      (خداییش طرف سه برابر حقوق من فقط داره کرایه مغازه میده ، یا اکثریت امامزاده های جزایر قناری و حومه)

      بقول آمریکایی ها :

      The Bests is yet to come.

      —————————————————————————

      سعیده جان تعهد و تلاش و ایمان عملی شما رو تحسین میکنم. و. به وجود ارزشمند و گرانبهای شما افتخار میکنم. تحسین و تمجید و تبریک و افتخار فقط چند قطره از اقیانوس بیکران توحیده. شما به اصل توحید متصل شدین. به نجوای شیطانی توجه نکن، نجواهای شیاطین انس و جن…

      به این توجه کن که توی بهترین و پر بازدید ترین سایت موفقیت دنیا ، شما تاپ امتیازات کامنت ها هستین. یه نگاهی بنداز ببین توی هفته گذشته و یک ماه گذشته بالاترین امتیازات کامنت ها متعلق به کیه …؟ از پنج نفر 4 نفرش خودتی. هر کامنتی می‌نویسی با کامنت قبلی خودت وارد رقابت میشی.

      حواست هست …؟

      چی کامنت رو می‌بره بالا…؟

      آیا ما با عقل خودمون کامنت مینویسیم؟ یا با جریان هدایت ؟

      فرکانس مثبته که کامنت ها رو بالا می‌بره. مصداق آیه 10 سوره فاطر : «مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا ۚ إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ»

      (کسی که خواهان عزّت است، تمام عزّت برای خداست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند، و عمل صالح را بالا می‌برد)

      —————————————————————————

      سعیده جانم ، ببخشید که کامنتم کوتاه بود و چندان حس خوب و انرژی مثبت نداشت ، زیاد به جریان هدایت وصل نبودم.‌ اما لازم بود بنویسم و تحسینت کنم ، این کامنت ها باعث تغییر باورهای ما میشه.

      بیشتر و بیشتر برامون بنویس.

      منم سعی میکنم بیشتر مشق بنویسم. راستی یادته قبلاً توی کامنت برات مینوشتم یه کم بیشتر کامنت بنویس. ولی میگفتی بخاطر خستگی شیفت شب کاری وقت و تمرکز نداری کامنت بنویسی. خدا قوت پهلوان ، خسته نباشی دلاور، لابلای کامنت ها یه استراحتی به انگشتان مبارک هم بده. چه خبرتونه ، چه خبرتونه ….؟؟

      —————————————————————————

      امروز عصر رفته بودم ساحل پیاده روی، و میخواستم شکرگزاری بنویسم و از خداوند درخواست کردم که خدایا تو این لحظه من محتاج و فقیر و نیازمندم به فرکانس مثبت شکرگزاری و سپاسگزاری. خدایا کمکم کن ، تو به شکرگزاری من نیازی نداری، من اونی هستم که محتاج سپاسگزاری و شکرگزاری به درگاهت هستم. امروز یه حسی بهم گفت فایلهای توحید عملی رو گوش بده. و مشخصاً بهم الهام کرد از توحید 5 تا آخر رو گوش بده. عصر که رفتم پیاده روی فایل توحید عملی 11 رو گوش دادم. انگار لازمه هر هفته یه روز رو فقط اختصاص بدم به فایلهای توحید عملی. اینقدر که آگاهیهای خالص و ناب توی این فایلها هست.

      الهی صد هزار مرتبه شکر بخاطر این مسیر توحیدی.

      سعیده جان در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق و متنعم و توحیدی باشی و قلبت از جریان هدایت نورانی باشه.

      این وعده الهیه که : ….

      «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»

      در پناه رب العالمین محفوظ باشی.

      «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 92 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1595 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        وَالْعَصْرِ ﴿١﴾

        سوگند به عصر

        إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾

        [که] بی تردید انسان در زیان کاری بزرگی است؛

        إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾

        مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کرده اند.

        =====================================

        حمید حنیف عزیزم سلام

        انرژی زیادی من رو هدایت کرد برای فرستادن یک موشک قرآنی در حد سطل پلاستیکی سعیده،بدون فوت وقت میرم سر وقت یک قطره از اقیانوس آگاهی های قرآن …

        هدایت قرآنیم،بعد نماز ظهر داستان صالح پیامبر و ناقه و نجاتش بود در سوره ی هود،باید اعتراف کنم هربار به این صفحه هدایت میشدم سرسری می‌گذشتم،این بار یک آیه توی صفحه بهم چشمک زد:

        فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّیْنَا صَالِحًا وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٍ مِنَّا وَمِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذٍ ۗ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ

        چیزی که به چشم من اومد اون نجات خداوند از سمت رحمتش بود،فارغ از سیستم و عدالتش !

        ببین قانون مدار ها درسته،سیستم بی عیب و نقصه درسته،هرکسی نتیجه ی اعمال خودش رو میگیره درسته ،اما یک نکته ای هست به اسم رحمت خداوند که بر عدالتش پیشی گرفته!

        این امیدواری آدم رو صد هزار برابر می‌کنه ،چطور؟

        اینطور که نمیشی روی عقل خودت حساب کنی بگی من امروز ٢ ساعت روی باورهام کار کردم ،پس ٢ تا پله اوضاع بهتر میشه .این کار سیستمه!

        اما توحید ،ایمان به الله ،ایمان به غیب ،توکل و امیدواری باعث میشه شما به رحمت خداوند دسترسی پیدا کنی،رحمتی فراتر از عدالت و سیستم !

        بیا بریم بقیه ی آیه های نجات پیامبران توی سوره ی هود رو ببینیم:

        قَالَ لَا عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ ۚ وَحَالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ(4٣ هود)

        پاسخ نوح به فرزندش(نجات از رحمت خداست)

        وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّیْنَا هُودًا وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٍ مِنَّا وَنَجَّیْنَاهُمْ مِنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ(5٨ هود)

        (نجات هود و اهل ایمان به سبب رحمت خدا)

        فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّیْنَا صَالِحًا وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٍ مِنَّا(66هود)

        (نجات صالح و اهل ایمان از رحمت خدا)

        وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّیْنَا شُعَیْبًا وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٍ مِنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَهُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیَارِهِمْ جَاثِمِینَ(٩4هود)

        (نجات شعیب و اهل ایمان از رحمت خدا)

        ببین داستان رحمت و عدالت اینجوری خیلی خوب میتونی برای ذهن تعریف کنی :

        رحمت خداوند یعنی:

        تو اندازه ی مشت خودت درخواست میکنی،اما اون اندازه ی مشت خودش میبخشه!

        دوسه تا تجربه ی بیگ بنگ دارم ازین داستان :

        وقتی انتقالیم استپ خورد و کنسل شد و من کلا دیگه ناامید شدم تا خرداد ١4٠٢ که هدایت ها اومد برام گفت این کارهای ذهنی رو انجام بده و دوباره بچه ها رو بفرست گرگان .

        بهش گفتم من انتقالیم کنسل شده،جایگزین ندارم.گفت:کاری که میگم رو بکن!

        وقتی من سمت خودم رو (خوب) انجام دادم .

        اون سمت خودش رو (عالی) انجام داد .

        بدون کوچکترین تقلا :

        ساعت ٧ونیم صبح از دفتر ریاست دانشگاه علوم پزشکی مازندران به من زنگ زدن و گفتن با انتقالی شما بدون جایگزین موافقت شد!حتی نمی‌خواد حضوری بیای.فردا از دفتر نقل و انتقالات پیگیر کارهای اداری شو!

        من اندازه ی مشت خودم درخواست کردم،اون اندازه ی مشت خودش بخشید.

        تجربه بعدی:

        وقتی بهم گفت انصراف بده از کارت،من هیچ ایده ای نداشتم برای شروع کار جدید،فقط مطمئنم بودم باید انصراف بدم تا قدم بعدی بهم گفته بشه،سخت بود ولی انجامش دادم.

        بعد وقتی من داشتم تو گرگان،فلکه ی شهرداری ،اگهی های استخدام رو میخوندم و دنبال این بودم که یک کاری رو از یک جایی شروع کنم!!!!چندتا عکس از چندتا شماره هم گرفتم که هرکدوم که قلبم گفت رو بهش زنگ بزنم و همزمان روی آموزش های استاد کار میکردم چه اتفاقی افتاد ؟

        من توی گرگان دنبال کار میگشتم

        ولی هدایت اومد : برو کیش ،برو کیش،برو کیش

        من اندازه ی مشت خودم درخواست کردم،اون اندازه ی مشت خودش بخشید.

        وقتی اومدم کیش،سه روز دنبال کار گشتم ،همه جا ،توی اینترنت ،توی بازار،فروشگاه ها،یک فروشگاه هست اینجا بهش میگن پاندا،شبیه والمارت،همه چیز داره،بهش گفتم من حاضرم برم اینجا از کارگری شروع کنم،ولی اگر تو بهم بگی،اون کاری رو انجام میدم که تو بگی،٣ روز طول کشید هیچ هدایتی نیومد،دیگه ناامید شدم،شب بلیط برگشت رو گرفتم وخوابیدم،صبح با sms فاطمه جان بیدار شدم :

        سعیده دستام داره می لرزه موقع تایپ کردن الانم .

        گفت تو خواب بهش یه عالمه باغ نشون دادن و گفتن این مال دوست فاطمه است که خونه ش کنار آبه

        یه قران سبز رنگ هم کنارشه

        بچه هاش هم با توپ زرد بازی میکردن یه پوشه هم دادن به آقا محمود که کارش را درست کنه

        من اندازه ی مشت خودم درخواست کردم،اون اندازه ی مشت خودش بخشید.

        برگشتم گرگان ،هیچی نمیدونستم ،محمود کیه،چه اتفاقی قراره بیفته ،اون کاری که قراره انجام بدم چیه،هیچی نمیدونستم ،هیچی !گفتم خدا گفته،پس منتظر میمونم.

        یک هفته نشد پسرداییم زنگ زد،دوستش آقای محمودیان!!!!! برام کار پیدا کرده بود ،گفت یک شرکتی یک نیرو میخواد،شرکتی که این محصولات رو وارد میکنه،پرسیدم کارم چیه؟چی کار باید بکنم،گفت نمیدونم،بیا خودت صحبت کن.

        بچه هارو برداشتم و دوباره اومدم کیش،هیچی نمیدونستم،شرکت چه جوریه،مدیرعامل کیه،داستان چیه،ولی به خودم میگفتم خدا گفته،باید انجامش بدم.

        شبی که میخواستم برم جلسه ی کاری،تموم وجودم پر از اضطراب و استرس بود،گفتم خدایا آرومم کن،قران رو باز کردم این آیه اومد :

        قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

        دوباره قلبم آروم شد،گفتم هرچی باشه من انجامش میدم،هرکاری،من فقط باید تسلیم هدایت باشم.

        با دوتا اسکورت مردونه ،رفتم توی یکی از بهترین کافه های کیش،اولین بار مدیرعاملم رو اونجا دیدم،فضای کافه،جلسه ی کاری ،آدم هایی که کنارم بودن یک بار دیگه رحمت خدا رو به رخم کشید.

        من اندازه ی مشت خودم درخواست کردم،اون اندازه ی مشت خودش بخشید.

        بازی به اینجا ختم نشد،بعد از احوال پرسی صحبت های مدیرعاملم که شروع شد و من هربار از این رحمت خداوند سرگشته تر میشدم ،اون حرف میزد ولی من فقط خودمو در آغوش خدا می‌دیدم،من روح استاد عباسمنش رو می‌دیدم که در این مرد حلول کرده:

        یک مرد با ایمان،توحیدی،ثروتمند،یک تاجر با لیاقت،یک انسان کار درست ،آگاه به قوانین هستی

        چندتا جمله های قشنگش رو اینجا بنویسم؟

        (هیچ وقت نگران پول نباش،نباید دنبال پول بدوئی ازت فرار می‌کنه ،نگرانش نباشی خودش میاد)

        (دنیا دنیای انرژی و فرکانسه،ادم های هم فرکانس هم دیگروجذب میکنند.)

        (این دنیا بی سروصاحاب نیست،قانون داره،باید قوانینش رو یاد بگیری و طبق اونا عمل کنی)

        (در ازای کاری که برای من میکنی،داری عمرت رو میزاری،یادت نره همیشه کفه ی عمرت سنگین تره،همیشه کارهای خودت مهم تره)

        (هرجا توی کار خسته شدی،کار رو ول کن برو،من انرژی مثبتت رو می‌خوام توی کار ،نه به هر قیمتی کار کنی)

        (ما حق نداریم از محصول شرکت دیگه ای بدگویی کنیم ما فقط باید محصول خودمون رو معرفی کنیم.)

        (هرجا رفتی پیش فروشنده ها،دیدی دارن حرف های منفی میزنن،یک لبخند بزن و بحث رو عوض کن،به حرفاشون توجه نکنن،نزار ذهنت رو منفی کنند.)

        (کارت دست خودته،نیازی نیست من بدونم کِی رفتی،کجا رفتی،فقط شب ها یک گزارش کار برام بفرست،اینم برای مچ گیری نیست،برای اینکه دستمون باشه چه کارهایی انجام دادیم)

        ببین سعیده ای که اومده بود کیش دنبال کار و حاضر بود از کارگری شروع کنه،رحمت خدا براش چیکار کرد ؟

        من اندازه ی مشت خودم درخواست کردم،اون اندازه ی مشت خودش بخشید.

        من یک چیزی می‌خوام بگم،ما داریم روی خودمون کار میکنیم،میدونیم قوانین جواب میده،و طبق عدالت خدا و قوانین ثابتش،ما ازین مسیر حرکت میکنم به خواسته هامون میرسیم خب ؟

        اما یک چیزی فراتر ازین ها وجود داره !

        اون رحمت خداونده!اون اراده ی کن فیکونه!

        اون وهاب بودنشه،اون لغفور و رحیم بودنشه!!!

        روزی صدبار باید به خودمون بگیم.

        کافیه که ما سمت خودمون رو خوب انجام بدیم!!!!!

        اون سمت خودش رو عاااااالی انجام میده !!!!

        عالی به چه معنا ؟

        تو همون قرآن عالی رو اینجوری تعریف کرده :

        فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ

        پس هیچ کس نمی داند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است به پاداش اعمالی که همواره انجام می داده اند، برای آنان پنهان داشته اند.

        پس!

        روی مغز منطقی خودت حساب نکن!

        روی رحمت خدا حساب کن!

        اون در هارو از جایی باز می‌کنه که به عقل جن هم نمی‌رسه!!!!

        «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْرا»

        بابا خودش گفته دیگه !میگه کنترل ذهن کنی،تقوا داشته باشی،درها از جایی باز میشه که تو الان نمیدونی اینا اصلا دره!فکر می‌کنی دیواره!

        چرا می‌تونه در هارو باز کنه خودش ؟؟؟چوووون خوووودشه،اون در هاااا هم خوووودشه،همه چیز خووودشه!!!!

        هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿٣﴾

        اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست.

        اینجا کلام بزرگوار رو منعقد کنم : کجا دنبال چی میگردی؟؟؟؟بابا همه چیز خووودشه!!!!از خودش بخواه!در مسیر درست حرکت کن،بیش از اندازه به تو عطا خواهد شد!!!

        وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

        و رب تو به زودی به تو چندان عطا کند که تو راضی شوی

        داریم درمورد رب حرف میزنیم!

        کل قدرت ها دست اووونه!!!

        ارباب اووونه!!!

        همه چیز تحت کنترل اووونه!!!

        خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا ۖ وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ

        اوست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از آن بیرون می آید و آنچه از آسمان نازل می شود، و آنچه در آن بالا می رود می داند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.

        یک چیزی رو خوب میدونم،نور این کامنت تا مدت ها قلب من و شما و هر عزیزی که این رو میخونه روشن میکنه،اما باز ذهن منطقی کار خودش رو می‌کنه و خدا رو به اندازه ی عقل و توانایی های خودش میبینه ،نه قدرتی که از قرآن دریافت کرده !!!

        پس یکبار دیگه عظمت این قرآن رو از سوره ی واقعه به رخ ذهن منطقی خودم میکشم:

        فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧5﴾

        پس به جایگاه ستارگان سوگند می خورم،

        وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ ﴿٧6﴾

        و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است.

        إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ ﴿٧٧﴾

        که یقیناً این قرآن، قرآنی است ارجمند و باارزش؛

        فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ ﴿٧٨﴾

        [که] در کتابی مصون از هر گونه تحریف و دگرگونی

        لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿٧٩﴾

        جز پاک شدگان [از هر نوع آلودگی] به [حقایق و اسرار و لطایف] آن دسترسی ندارند.

        تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿٨٠﴾

        نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.

        أَفَبِهَٰذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ ﴿٨١﴾

        آیا شما نسبت به این گفتار سهل انگاری می کنید [و آن را قابل اعتنا نمی دانید؟!]

        حمید جان نمی‌دونم این کامنت رو از کجا شروع کردم و به کجا ختم شد،فقط یک چیزی رو می‌دونم که وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ

        کل نتیجه ای که من می‌خوام بگیرم اینه:

        روی عقل خودت حساب نکن!روی رحمت پروردگارت حساب کن.

        اعتماد کن به خدایی که داره این جهان رو مدیریت میکنه.

        اون داره کیهان رو میچرخونه،اجابت خواست های تو براش تیله بازی هم نیست.

        حتی اگر اندازه‌ی مشت خودت درخواست کنی و سمت خودت رو خوب انجام بدی،اون سمت خودش رو عالی انجام میده.

        حرکت کن،قدم های بعدی بهت گفته میشه.

        ایمان،ایمان،ایمان،ایمانی که عمل بیاورد،ایمان است.

        آنجا که همه ی راه ها بسته است،خداوند راه میگشاید.

        اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

        اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ

        إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا

        =====================================

        ذَٰلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ

        این است الله،رب شما، جز او معبودی نیست، آفریننده همه چیز است؛ پس تنها او را بپرستید، و او کارساز هر چیز است.

        =====================================

        در پناه نور باشی همیشه حمیدِحنیف

        به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 132 رای:
        • -
          زهرا کاسه ساز گفته:
          مدت عضویت: 1796 روز

          سلام سعیده ی قشنگم

          سلام خدای سعیده که چقدر خوب بادستانش مینویسی

          سلام به توخدای وهاب وبخشنده همه مومنان

          اره درسته راست میگه راست میگه سعیده

          رحمتت برهرچیزی پیشی گرفته

          خدایاخیلی حالموخوب میکنه این اگاهی

          خوب مشته توکه خیلی بزرگه خدا

          من همه سعیمومیکنم که باتعهدپیش برم‌

          خیلی ایراد دارم خدا خیلی

          کمکم کن

          مرسی ازت سعیده ی قشنگم

          بوس به روی ماهت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
        • -
          آوه پیری نژاد گفته:
          مدت عضویت: 3413 روز

          سلام به آبجی سعیده ی عزیز ممنونم ازت بخاطر این کامنت سراسر ارزش سراسر توحید سراسر منطق برای ذهن

          این حرف توی کامنت شما منو واداشت که یک داستانی رو تعریف کنم

          من اندازه ی مشت خودم درخواست کردم،اون اندازه ی مشت خودش بخشید

          این داستان برمیگرده به زمستون پارسال بارها الهام بهم شد بیام و بنویسم ولی شیطان ذهن گفت این اتفاق چیز خاصی نیست که بخوای بنویسی خلاصه تونست منو از نوشتن منصرف کنه ولی اینسری دیگه نتونست حتی الان که دارم مینویسم داره تلاش میکنه ولی تصمیم گرفتم دیگه به حرفش گوش نکنم خب دیگه کامنت و طولانی نمیکنم چون داستان خودش به اندازه ی کافی طولانی ( ^▽^)

          زمستون پارسال بعد از چند سال یه برف کمی بارید تو شهرمون صبح که بیدار شدم دیدم یکمقدار از برف هنوز هست الهام اومد که برو یکم کنار ساحل قدم بزن و از برف لذت ببر ولی ذهن گفت نه بابا چکاریه بشین به کارات برس ولی اصلا به حرفش نه گوش دادم نه جوابش و دادم به سرعت لباس پوشیدم رفتم بیرون اینسری از یک مسیر جدید رفتم که یک دوراهی بود گفتم میخوام از خدا هدایت بخوام از کدوم طرف برم گفتم خدایا از کدوم طرف برم تا لذت بیشتر ، حال خوب بهتر ، زیبایی های بیشتر و در کل بیشتر بهم خوش بگذره یه آن یه چنتا کبوتر در حال پرواز کردن بودن یکی از اون کبوتر ها رفت روی یک تیر چراغ برق توی مسیر فرعی نشست ولی یه حسی گفت نه اونور چیه اونجا که خاکی الان برف داره آب میشه لباسات کثیف میشه بعد کلی سگ هست بیان بهت حمله کنن چی من گفتم نه همین درسته ولی بخاطر اینکه مطمعن بشم گفتم خدایا بک نشانه ی واضح تر بهم نشون بده کدوم مسیر و برم یه ماشین اومد یه مردِ پیاده شد رفت توی همون جاده خاکی که کبوتر روی تیر چراغ نشسته بود گفتم همین درسته رفتم حالا ذهن که مدرک دکترای چموشی رو داره هی دست و پا نرو هر کاری کرد من گوشم نمیشنید موقع رفتن توی اون مسیر یه لحظه یه عطر خیلی خوشبویی توی هوا پیچید گفتم عجب عطر خوشبویی خدایا سپاسگزارم توی اون مسیر به غیر از من با اون مردِ هیچکس توی اون مسیر نبود گفتم پس این عطر و این مردِ زده بزار سریع برم بهش برسم اسم عطر و ازش بپرسم داشتم سریع میرفتم که الهام اومد عجله نکن آرام باش لذت ببر من خودم اسم عطر و بهت میگم منم گفتم چشم آروم رفتم تا اینکه اون مردِ یک جا وایستاد من گفتم برم ازش بپرسم اسم عطر و ولی از تعجب چشام پُر اشک شد مردِ اصلا هیچ عطری نزده بود یعنی خدا پاداش عمل به الهام و به من داد یعنی

          همه چیز میشود به شرط ایمان

          من اندازه ی مشت خودم درخواست کردم،اون اندازه ی مشت خودش بخشید.

          حالا ادامه ی داستان….

          من رفتم از برف کنار ساحل لذت بردم کلی سپاسگزاری کردم کلی اشک ریختم بابت بوی عطری که تو هوا پیچید اینقدر خوشحال بودم انگار رو ابرا بودم اونجا چنتا صیاد بودن گفتم برم یک خدا قووووت بهشون بگم یکم احساس خوب بدم خدا منو سوپرایز کرد منم یکی رو با خوشرویی خوشحال کنم

          البته همیشه خوشرو هستم ( ^▽^)

          وقتی نزدیک شدم مردِ صیاد برگشت بره تو قایق گفتم عه خدا میخواستم بهش خدا قووووت بگم که چرا داره میره یک لحظه مردِ صیاد برگشت با لبخند منو نگاه کرد گفتم خدا قووووت لبخند زد گفت مرسی یعنی موقعی که به خدا گفتم چرا داره میره وقتی برگشت لبخند زد ناخودآگاه چشام پر اشک شد رفتم و رفتم لذت بردم با خدا صحبت کردم

          “بخاطر اینکه کوتاه کنم میرم جلو”

          موقع برگشت گفتم خدایا میخوام برم خونه نشانه بده برم یا بمونم دیدم هیچکس نیست گفتم هیچکس نیست چطور نشونه بگیرم هیچکس که نبود هیچ هیچی نبود حتی یه پرنده فقط من بودم چطور نشانه رو بفهمم اینور اونور و نگاه کردم دیدم یک کلاغ هست گفتم برم از کلاغ بپرسم ( ^▽^)

          گفتم کلاغ خوشگل با اون پرهای مشکی خوشگلت که برق میزنه به قول خانم شایسته عزیز برخ برخی گفتم میخوام برم خونه بنظرت از کدوم طرف برم که بیشتر لذت ببرم

          حالا یکم برمیگردیم عقب تا دلیل هدایت خدا به اون مسیر و بگم

          اون مسیر که ذهن گفت برو اون میرفت سمت یک شهرک که از توی اون شهرک میرفت ساحل که اونجا یک درب داشت به ساحل موقع پرسیدن از کلاغ دیدم اون درب قفل یعنی اگه از اون مسیر ذهن میومدم به درب قفل میرسیدم عملا باید برمیگشتم به محض اینکه قفل درب رو دیدم کلی راه رفتم سپاسگزاری کردم و گریه کردم خدایا تو داری با من چیکار میکنی من چرا اینهمه وقت پیدات نکرده بودم آخه من الان هر چقدر سپاسگزاری کنم مگه کافیه نه نیست بخدا نیست خلاصه به کلاغ گفتم از کدوم طرف برم کلاغ بلند شد پَر زد رفت اونطرف گفتم خب از این طرف باید برم وقتی رفتم کلاغ دوباره پَر زد رفت یک طرف دیگه گفتم این کلاغ شیطون داره با من بازی میکنه من الان وقت ندارم دیگه باید برم موقع برگشتن به یک آدم نامناسبی برخورد کردم گفتم خدایا من اینقدر توی حال خوب و اینقدر معجزه و این اتفاقات ارزشمند بودم این آدم چرا باید سر راه من قرار بگیره که یک لحظه یه حسی تو وجودم اومد

          گفت: یادته کلاغ هی اینور اونور میکرد یه مسیر مشخص بهت نمیگفت

          گفتم: آره

          گفت: یعنی اون زمان که تو تصمیم گرفتی برگردی موقعی نبود که باید برمیگشتی تو با ذهن خودت تصمیم گرفتی

          یعنی من مات و مبهوت بودم خدایا بازم ازت سپاسگزارم خلاصه خداروشکر این دکتر چموش و شکست دادم این داستان و نوشتم خدایا سپاسگزارم

          هر وقت دکتر چموش حرف مفت میزنه میگم نگاه خدا چکارا میتونه بکنه پس ساکت فقط هر چیزی که خدا میگه رو میگیم چشم ادامه میدیم ، یعنی هر وقت این داستان و برای خودم مرور میکنم وجودم پر از آرامش و عشق خدا میشه احساس میکنم از این جهان جدا میشم یک لحظه

          امیدوارم تمام دوستان عزیز این سایت همیشه شاد و سلامت باشین و ثروتمند در تمام جنبه

          شما رو به خدای بزرگ میسپرم امیدوارم تو تک تک ثانیه های زندگی تون وجود خدا رو حس کنین

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          آوه پیری نژاد گفته:
          مدت عضویت: 3413 روز

          سلام آبجی سعیده عزیز سپاسگزارم ازت بابت حرف های مدیرعامل شما که اینجا برای ما نوشتی

          (با اجازه متن و کپی کردم چون باید میلیارد ها بار خونده بشه تا دکتر چموش عزیز ساکت بشه)

          من چندبار که خوندم توی همون باورها تونستم یسری باورهای مثبت هماهنگ با کسب و کار خودم پیدا کنم و اینکه یسری باورهای مخرب کسب و کار خودم و پیدا کردم

          از خدای خودم هم سپاسگزارم یه سپاسگزاری خیلی بزرگ بزرگ از عمق وجودم که جواب درخواست منو توی کامنت فوق‌العاده ارزشمند شما داد همون درخواستی که گفت صبرکن و ادامه بده منم با حال خوب صبوری کردم و ادامه دادم خدا جواب داد آره خدا جواب داد ، خدا همیشه در حال پاسخ دادن به درخواست های ماعه فقط مقاومت ما باید برداشته بشه

          توی این چند هفته ی اخیر درک کردم هرجا هیچ مقاومتی وجود نداره و بدون شک بهش ایمان داریم خدا به سرعت جواب میده

          چند درخواست توی این هفته ی گذشته داشتم مطمعن بودم خدا جواب میده هیچ مقاومتی ذهنم نداشت بعد یکساعت جوابمو گرفتم

          خدایا هر چقدر بگم عاشقتم بخدا کمه

          در آخر بازم ازت سپاسگزارم آبجی سعیده عزیز

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            سعیده شهریاری گفته:
            مدت عضویت: 1595 روز

            و ما رمیت اذ رمیت…ولکن الله رمی…

            سلام به دادش یاسر مهربان و‌توحیدی و ارزشمندم.

            هر دونقطه ی آبی پربرکتت در بهترین زمان و مکان به دستم رسید و هم برام کلی درس داشت و هم پر از هدایت …

            سپاسگزارم ازت که به ندای قلبت گوش کردی و‌برام نوشتی،چقدر خداوند همه چیز رو قشنگ چیدمان میکنه…حتی رسیدن زمانِ رسیدن نقطه ی آبی رو….ماچ به کله ی خدای قشنگم…

            ازت ممنونم بی نهایت،به امید دریافت نقطه های آبی پربرکت دیگه ای ازت،در پناه نور میسپارمت…

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
            • -
              آوه پیری نژاد گفته:
              مدت عضویت: 3413 روز

              سلام آبجی سعیده ی عزیز و توحیدی و ارزشمندم

              امیدوارم حال دلت همیشه عالی عالی باشه و ثانیه ثانیه زندگیت نور خداوند

              《 سلام علیک کردن و از خودت تقلید کردم چون اینقدر قشنگ نوشتی دیگه چیزی به مغزم نرسید ( ^▽^) نویسنده بودن هم این داستان ها رو داره دیگه 》

              آره آره دقیقا داشتم همین یکی دوماه اخیر به این فکر میکردم که چطور میشه من یسری متن ها رو تاریخ هاشون قدیمی ولی نخوندم بعد که داستان های خودمم برای قبل ولی تا حالا ننوشتم فکر کردم دیدم آره همه چیز تو زمان و مکان خودش بهم دیگه رسیدن

              عاشق خدام که اینقدر دقیق انجام میده همه چیزو باز ما با حرفای این دکتر چموش گاهی گمراه میشیم

              حالا چموش من که خیلی پر حرف ( ^▽^)

              گاهی بهش میگم بابا یکم نفس بکش بین حرف زدنات برو یک لیوان آب بخور ، یکم بخواب ، یکم برو گردش پارکی ، ساحلی جایی اینهمه جای قشنگ قشنگ هست اینجا همش نشستی ور دل من نان استاپ داری صحبت میکنی چه خبرته آخه :)

              عاشق اون گفت و گو کردنت با خدا هستم تو کامنت هات احساس میکنم خودم دارم با خدا حرف میزنم

              ازت بازم سپاس گزارم بابت این کامنت های سراسر ارزش و توحیدی که برامون مینویسی زیاد برامون بنویس خیلیییییی زیاااااااد خودت نمیدونی هر کامنتت کلی گره از ذهن باز میکنه

              به خدا میسپرمت برات بهترین ها رو از خدا میخوام چون لایق بهترین ها هستی

              راستی یه سپاسگزاری از استاد عباسمنش هم بکنم بابت این نقطه آبی من عاشق این رنگ آبی ام 🩷🩵

              عه قلبام بارسلونایی شد :))))))

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        عاطفه نوری گفته:
        مدت عضویت: 2266 روز

        درود بینهایت ب برادر توحیدی و پرتلاش و خداقوت بینهایت به شما و فرکانس های الهی شما و خداقوت ک آیات قرآنی رو منتشر میکنید و مرتبط میکنید بینهایت می اموزم بینهایت یاد میگیرم و جا داره تحسین کنم و سپاسگزاری و قدر دانی بابت هر تایپی ک میکنید و زمانی ک میگذارید.

        یک جایی از کامنت نوشته بودید آدم‌هایی ک انقدررر ثروتمند هستند و الان در بهترین حالت ممکن هستند شمارو سعیده جان بابت این تلاش و هجرت تحسین می‌کنند و اونهایی ک در پایین ترین حالت ممکن هستند شما رو نفی می‌کنند چ بسا تحقیر هم می‌کنند

        دقیقا مصداق بارز مدارها و فرکانسها و صدق بالحسنی هست

        چه کسی تحسین میکنه اونی ک در مدار تحسین ثروت زیبایی هست قطعا شجاعت ها هجرت ها تلاش کردنها و طی کردن مسیر موفقیت رو تحسین میکنه اصلا لاجرم این اتفاق می افتد چون اون آدم موفق شده رشد کرده بینیازه و به درک قانون و توحید رسیده و ناخودآگاه زبان به تحسین باز میکنه لذت میبره تشویق میکنه انگیزه میده…

        چه کسی تحقیر میکنه اونی ک هیچ غلطی نکرده حتی جرات نداشته از منطقه ی امن اون طرف تره بره در مدار فقر و بدبختی و کمبود هست هیچ موفقیتی بدست نیاورده حال دلش خوب نیست فرکانس خیلی پایینی داره احساس قربانی بودن داره و قطعا چنین شخصی اصلا و ابدا توان تحسین کردن رو نداره یعنی در مدارش نیست و اگر هم هجرت یا رشد یا موفقیت کسی رو ببینه لاجرم قضاوت میکنه تحقیر میکنه یا نهایتا غیبت میکنه و برچسب میزنه

        خیلی این قسمت کامنتتون برای من درس داشت و آگاهی دهنده بود گفتم ببین همه چیز طبق این قانون در حال حرکته حتی جمله ی تحسین کردن و تحقیر کردن…

        چقدر تحسین میکنم برای بودن این سایت آگاهی ها درک کردن قوانین و این قدرت و عنایتی ک پروردگار لطف کرده و ما در مدار تحسین ثروت ها و زیبایی ها هستیم و تسلیم امر پروردگار هستیم …

        بینهایت سپاسگزارم خیلی لذت بردم کامنت فوق العاده قوی آگاهی دهنده کاربردی بود و بیشتر آموختم ک عاطفه با تمام قوا تحسین کن و باورهای قوی بساز راجب تحسین کردن…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        سحر صدیقی گفته:
        مدت عضویت: 1774 روز

        و باز هم سلام به آقا حمید عزیز

        این روزا عجب همزمانی ها داره واسم رخ میده.

        آقا حسادت خوب نیست می‌دونم ولی یاد جمله استاد افتادم که میگه اگه باوری حتی به غلط باعث رشد شما بشه اشکال ندارد.

        به نظر منم حسادت مثبت که باعث بشه منم حرکت کنم تا رشد کنم خیلی هم خوبه.

        این روزا عجیب هر جای سایت هستم بحث هدایت و شهود و تسلیم هست و منم هم عجیب از درون نبود اینو در زندگیم حس میکنم یعنی باید بگم هست ولی خوب گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش.

        خدا این روزا،همه جوره جواب سوال هامو میده تا شک های من به یقین تبدیل بشه.

        چقدر این خدا بیشتر از من عاشق پیشرفت و رشد و خوشبختیه من هست.

        امروز منم برخوردم به همین آیه سوره اسرا و الآنم هدایت مجدد من به همین آیه در کامنت شما.

        وقتی منم ترجمه رو خوندم ی حسب ته قلبم می‌گفت این ترجمه ناقصه خدایی که که انسان رو اشرف آفریده چجوری اینجا نوشته بر بسیاری از مخلوقات برتری داریم.

        از طرفی هم من به هر آیه که برمی‌خورم از خودم میپرسم چه باور مثبتی میشه از این آیه بکشم بیرون که بتونه باعث تقویت ایمانم بشه.

        و در این آیه رسیدم به احساس ارزشمندی انسان که از ازل خداوند در روح ما قرار داده.

        احساسی که ما بواسطه ی بودن در این کالبد جسم محدود و ذهن محدود،اونو فراموش کردیم .

        باید هر لحظه از خداوند درخواست کنیم که اون احساس ارزشمندی درونی ما رو زنده کنه و هر لحظه به ما یادآوری کنه که ما ارزشمندیم

        تا بواسطه ی این یادآوری به احساس عالی و بینظیر برسیم و متصل بشیم به عشق الهی وجودیش

        و به قول مولانا:

        بحرِ علمی ، در نَمی پنهان شده

        در سه گَز تن عالَمی پنهان شده

        جانِ بی کیفی شده محبوسِ کیف

        آفتابی حبسِ عُقده ، اینت حَیف

        و کلام زیبای حضرت علی:(«ای انسان، پنداری که جسمی خُردی ،

        حال آنکه جهان بزرگ در تو منطوی شده است » )

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      رسول خانکی گفته:
      مدت عضویت: 1429 روز

      به نام خداوند بخشنده و مهربانم

      الحدید

      یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَىٰ نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِم بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

      [ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻧﻴﻜﻮ ﻭ ﺑﺎﺍﺭﺯﺵ ﺩﺭ ] ﺭﻭﺯﻱ [ ﺍﺳﺖ ] ﻛﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎﺍﻳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﻧﻮﺭﺷﺎﻥ ﭘﻴﺶ ﺭﻭ ﻭ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺭﺍﺳﺘﺸﺎﻥ ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ، [ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ]ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﮋﺩﻩ ﺑﺎﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺯﻳﺮِ [ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥِ ] ﺁﻥ ﻧﻬﺮﻫﺎ ﺟﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ، ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ ﺍﻳﺪ ، ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﻛﺎﻣﻴﺎﺑﻲ ﺑﺰﺭﮒ .(١٢)

      سلااام به سعیده عزیز و نورانی و توحیدی

      با قلبی باز و نوری که به واسطه گوش دادن به قرآن و تامل در این آیه نورانی بهِش رسیدم و دوباره و دوباره نور بر قلبم بارید

      شروع به نوشتن میکنم هر آنچه که می‌گوید به رشته تحریر درمی‌آورم.

      مبحث اصلیه این سوره و ایه، توحید و انفاقه

      سوال پرسیدم و گفتم من میخوام انفاق کنم

      گفت ؛

      اول به خودت انفاق کن

      یعنی به خودت هدیه های که من دادم را بده

      گفتم چطور گفت بیا و ببین نعمتهات را

      بگو ،صحبت کن

      اگه بگم من الان میخوام برسم به بینهایت ثروت مادی

      میگه :برای چی میخوای اون ثروت بینهایت را

      مثل ماشین خوب ،خونه خوب و روابط خوب و …

      جز اینه که تو را به حالِ خوب میرسونه

      حالا تو ابعاد کوچیکتر توالان میتونی این مظاهر نعمت را ببینی مثلا؛ کرایه تاکسی تا تا هایپر استار و رفتن به سرِ کار را تو جیبِت داری ،آیا میتونی این را ثروت بدونی که من بِهِت دادم

      ذهنم میگه ؛این مگه ثروته

      میگم اصلا وِلِش کن ثروت را

      آیا این نعمت نیست

      الان ذهنم قبول کرد

      آره آره نعمته

      پس برای داشتن کرایه تاکسی میتونی خوشحال باشی

      آره واقعا اگر نداشتم باید یه ساعت پیاده میرفتم.

      به حال خوب رسیدم

      بِهِم گفت الان تو ثروتمندی چون این نعمت را دیدی و حس کردی و به حالِ خوب رسیدی

      رسیدم سوارِ تاکسی بِشم ،دیدم چقدر انسانِ شکرگزاریه و تاکسی خیلی تمیزه و خیلی با حسن خلق باهام برخورد کرد

      لبخند زدم و ازَش تشکر و قدردانی کردم برای این رفتار خوبِش

      و باز به حالِ بهتری رسیدم

      و غرقِ شادی و شور و شعف شدم

      گفتم همینه من وقتی دارم نعمتهام را می‌بینم

      داشته ها و ورودی هایی که هر لحظه به واسطه دیدن و این نعمت‌ها داره به زندگیم میاد و منو به حالِ خوب میرسونه یعنی من ثروتمندم

      یعنی ذهنم را دارم خوداگاه به سمتی میبرم که نعمت بیشتر و ثروت بیشتر الردی هست

      نمیخواد زور بزنم که نداشته هام را ببینم

      همین الان

      همین الان

      همین الان

      و بارش باران داره تند تر میشه به سمتِ ظرفِ من

      الهی شکرت

      در این میان من دارم در همین نقطه از زندگیم انفاق کردن را به خودم و به خانوادم درک میکنم و میتونم اینو بسط بدم به بقیه

      کسی که میتونه به خودش انفاق کنه

      میتونه به بقیه انفاق کنه

      کسی که میتونه نعمتهاش را ببینه

      میتونه به دیگران هم ببخشه

      کسی که میتونه به خودش لبخند بزنه ،میتونه به دیگران هم لبخند بزنه و لبخندش را به دیگران هدیه بده و انفاق کنه

      کسی که میتونه محاسن خودش را ببینه ،توانمندی‌هاش را ببینه میتونه توانمندی‌هاو محاسن دیگران را هم ببینه

      کسی که خداوند بِهِش حکمت بده میتونه موقع خرید برای خانوادَش

      اینطور فکر کنه که خداوند به من این نعمتِ پول را داده و من الان با گشاده رویی و بخشش میتونم این را انفاق کنم به خانواده خودم(یعنی مالک اصلی پول و ثروت توئی و الانم من فقط یه واسطه ام که اینو با حالِ خوب برای خانوادم خرج کنم)

      کسی که الان این شخصیت را در خودش ایجاد کرد که نعمتهاش را ببینه و شکرگزار باشه اگر به ثروت بیشتر هم رسید که به واسطه همین بزرگ شدن ظرف وجودیش هست اون وقت هم میتونه با اون نعمت و ثروت بیشتر که امکانات و رفاهیات بهتر و بیشتر را به همراه داره هم شکرگزار باشه و به حالِ خوب بیشتر برسه و بیشتر و عمیق تر شکرگزار باشه

      ما فقط و فقط یا در حال سپاسگزاری هستیم که نشونه اون حس و حالِ خوبه که با توجه به نعمتهایی که داریم بوجود میاد که خداوند به ما وعده فزونی میده.

      یا در حالِ کفران نعمتیم که اسیر نجواهای شیطان میشیم که بِهمون وعده فقر و کمبود میده .

      از دو حالت خارج نیست

      که هم در مورد روابط و هم در مورد ثروت و هم در مورد سلامتی و هر نعمتی که داریم صادقه.

      بسیار لذت بردن از کامنت ارزشمندتون که باورهای بسیار قوی را با منطق توحید به ما هدیه دادی

      و مقایسه خودمون فقط و فقط با قبلمون که درست ترین کاره

      چون ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که کاملا باید تنهایی را تجربه کنیم

      ما هستیم و خالق و دیگر هیچ

      همسرو فرزند و آشنا و دوست همه جلوه ای از جمالِ زیبای دوسته که داره بر ما میباره.

      و اگر تنها شدیم یعنی کل دنیا را به تسخیر خودمون دراووردیم چون به توحید رسیدیم.

      الهی صد هزار مرتبه شکرت.

      به قول حمید امیری عزیز

      وسط تایپ این کامنت نجواهای شیطان هم همراه من بود و می‌گفت آخه اینا چیه مینویسی

      ولی منم کارِ خودمو کردم به نجواها گوش نکردم و به صدای قلبم گوش دادم.

      سعیده عزیز و ارزشمند برات بهترین حالات و احوالات درونی و حس و حالِ سپاسگزاری را از خداوند خواستارم.

      حیفم اومد که پایان سخنم و حسن ختام صحبت‌هام با قرآن نباشه و این ایه نورانی روزیت شد را تقدیمت میکنم.

      آل عمران

      وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ

      ﻭ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺁﻣﺮﺯﺷﻲ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﺸﺘﻲ ﻛﻪ ﭘﻬﻨﺎﻳﺶ [ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖِ ] ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺸﺘﺎﺑﻴﺪ ; ﺑﻬﺸﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﺍﻥ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ;(١٣٣)

      حق نگهدارِت .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 69 رای:
      • -
        لی لی گفته:
        مدت عضویت: 2543 روز

        سلام آقا رسول

        حواستون هست رنگ و بوی کامنتهاتون عوض شده، قشنگ معلومه که دیگه وصل شدید به منبع و اون بالا بالاها باید پیداتون کنیم

        راستش خیال نداشتم پاسخی بهتون بدم ولی واقعا دلم نیومد تحسینتون نکنم

        واقعا خانواده بهشتی شما یکی از الگوها و برکتهای خوب این سایت هست علی الخصوص برای ما مجردها

        و چقدر من از شما و فاطمه خانوم دارم یاد میگیرم که به قول یکی از دوستان براده های انرژی مثبت رو از وجود آدمها بکشم بیرون

        و تازگی هم دارم سپاسگزاری کردن بیشتر و با کیفیت تر رو یاد میگیرم و نشونه اش این رقیق شدن قلبمه

        وقتی کامنت خوبتون رو خوندم که نوشته بودید اول از همه از انفاق به خانواده شروع کنید نتیجه اش این شد که فوری رفتم برای ناهار خانواده کباب سفارش دادم

        راستش وقتی میام توی سایت دیگه همه چی رو فراموش میکنم از بعد زمان و مکان و آدمها خارج میشم، ولی یهو یادم افتاد که مامانم دو روزه دوباره تصمیم گرفته حالش خوب نباشه و مریض باشه، این یه الگوی تکراری توی رفتار مامانم هست هر چند سعی میکنم به این رفتارش بها ندم ولی یهو گفتم مامان اینجور موقع ها خیلی دوست داره بهش توجه بشه و با اینکه برای ناهار سوپ درست کرده بودن ولی گفتم بی دلیل نیست این کامنت شما رو نزدیکای ناهار خوندم خلاصه که کامنت شما هم حظ معنوی برام داشت هم حظ مادی

        بازم ازتون سپاسگزارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
        • -
          رسول خانکی گفته:
          مدت عضویت: 1429 روز

          به نام خداوند بخشنده و مهربانم

          سلااام و درود به بانو لی لی عزیز

          نمیدونم چطور میشه اون چیزی که تو قلبم هست را به رشته تحریر در بیارم

          که استاد هم بارها و بارها میگن باید معنی فرکانس سپاسگزاری را با دیچه قلب و احساسمون درک کنیم

          واقعا با کلمات نمیشه توضیحِش داد

          ولی خیلی حس خوبیه

          حس نو شدن و تازه شدن

          به آدم میده

          ما برای رسیدن به احساس خوشبختی و ثروتمندی به دو مورد احتیاج داریم

          1_خودباوری

          یعنی هر آنچه که الان داریم و میتونیم بِهِش توجه کنیم و به احساس سپاسگزاری برسیم

          هر نعمتی که داریم

          که وسعتِش خیلی زیاده

          همین بدن ،خونه ،ماشین و هر چیزی که داریم باید شروع به دیدنِش کنیم

          و دوم؛ خداباوری را در دلِمون زنده کنیم

          هر آنچه که داره به واسطه این حالِ خوب و سپاسگزاری در طولِ روز به زندگیمون وارد میشه از کوچیک و بزرگ

          لبخند مهربانانه همکارمون و همسایمون و یا ورودی مالی که ما کاری براش نکردیم

          فقط ذهنی به نعمت‌ها و پولی که داریم و خرج کردیم حالمون خوب بوده و به زندگیمون وارد شده

          اینهارا هم خیلی خیلی براش سپاسگزاری کنیم

          آیا یه بار کافیه

          نه تا شب به ذهنمون منطق بدیم که داره قانون جواب میده

          خدا داره با من صحبت میکنه با حس و حال خوبم ،با وارد کردن نعمتهای بیشتر به زندگیم.

          و در مرحله سوم به الگوهایی که نماد سپاسگزاری واقعی و ثروتمندی از هر لحاظ هستند را به ذهنمون نشون بدیم و بگیم اگر این راهی که کاملا ذهنی و فرکانسی را را ادامه بدی لایق چنین زندگی بهشتی در همین دنیا هستی ،به شرط ایمان ،به شرط توکل ،به شرط کنترل ذهن

          سپاسگزارم بابت پاسخ پر از مهرتون .

          براتون بهترینها را آرزو میکنم .

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
        • -
          فاطمه رفیعی گفته:
          مدت عضویت: 1669 روز

          سلام عزیزم امیدوارم در بهترین حالت خودتون باشین. من یک نکته ای رو داخل کامنتتون دیدم و خواستم بگم بهتون . چیزی که از جلسه دوم دوره عزت نفس یاد گرفتم و اون احساس قربانی بودنه. استاد میگن خیلی وقتها ما ناخواسته یکسری اتفاقات منفی رو به سمت خودمون جذب میکنیم چون باوری داریم به نام قربانی بودن. در حقیقت ما می‌خوایم از یک جهت منفی جلب توجه و جلب ترحم کنیم و این دقیقا الگوییه که مادر شما داره و دقیقا شما دارین به این الگو پاسخ مثبت میدین و مادرتون بیشتر باور می‌کنه که : من وقتی مریض باشم و حالم خوب نباشه بیشتر بهم توجه میشه. این در سطح ناخودآگاه عمل می‌کنه و وقتی مادرتون نیاز به توجه و محبت زیادتری پیدا می‌کنه، ناخودآگاهش دست به کار میشه و مریضش می‌کنه و حتی خودش هم ممکنه متوجهش نباشه پس وقتی شما واسش در این حالت کباب میگیرین مهر تاییدی بر این باوره. کاری که شما میتونین انجام بدین واسش اینه که وقتی که حالش خوبه بیشتر بهش توجه کنین. توانمندی هاش رو تحسین کنین . مدام از منظر قدرت، توانمندی و سالم بودنش بهش توجه کنین و جلوی دیگران هم از توانمندی هاش تعریف کنین تا اینطوری جلب توجه و تحسین بگیره. تشویقش کنین به انجام کارهایی که دوست داره و تحسینش کنین. و زمانهایی که حال خوشی نداره توجه بیش از اندازه نکنین بهش در حد خیلی معمول و حتی کمتر. میبینین که کم کم تغییر می‌کنه البته اگر خودش هم بخواد و خب ما کار عمیقی نمی‌تونیم برای کسی انجام بدیم فقط میتونیم رفتار خودمون و احساسی که در اون طرف ایجاد میکنیم رو بهبود بدیم. در پناه حق باشید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
          • -
            لی لی گفته:
            مدت عضویت: 2543 روز

            سلام فاطمه عزیزم

            میدونی توی چه تایمی کامنتت رو خوندم؟ وقتی که داشتم کامنتهای جلسه پنجم دوره شیوه حل مسائل رو میخوندم که توی این دوره استاد خیلی جامع و کامل در مورد کمالگرایی صحبت کردن که یکی از پاشنه های آشیل منه، وقتی دیدم نقطه آبی روشن شده و کامنتت رو خوندم، یه لحظه خنده ام گرفت و با خودم گفتم این دختر پیشگوئه:))

            به خصوص که این چند وقته به خودم تعهد دادم که تمرکزی روی روابط کار کنم و داشتم با خودم فکر میکردم که چطور میتونم ردپای کمالگرایی رو توی بحث رابطه پیدا کنم؟ کامنتت یه بار دیگه بهم ثابت کرد که ما در یه دنیای فرکانسی داریم زندگی میکنیم و ما فارغ از زمان و مکانیم و بهم نشون داد که مسیر درستی رو دارم میرم

            ممنونم از محتوای پربار کامنتت که بازم انگشت اشاره رو داره سمت خودم میگیره، که همه چی خودمم و اول از همه باید با خودم مهربونتر و صمیمی تر بشم و با خودم به صلح برسم

            عزیزم چون دکمه پاسخ غیرفعال بود روی کامنت قبلیت کامنتم رو ارسال کرد

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              فاطمه رفیعی گفته:
              مدت عضویت: 1669 روز

              سلام لی لی عزیزم

              نقطه آبی‌ت رو دریافت کردم و خیلی حس باحالیه که با بچه های سایت تعامل داشته باشم :)) طول کشید تا یخ کامنت گذاشتنم باز بشه و شما اولین نفری هستی که بهش کانکت شدم و پاشنه آشیل‌مون هم عین همه آخه :) من که از این کمالگرایی خیلی خوردم. میدونستم که کمالگرایی‌ دارم اما شدت نفوذش رو نمی‌دونستم. من دوره حل مسائل رو ندارم اما جلسه یک عزت نفس رو چهار پنج باری فکر کنم گوش کردم و این ترمز برام روشن تر شد یه جوری که رد پای این غول بی شاخ و دم رو توی 14 موضوع تونستم پیدا کنم و دیدم همه خودسرزنشی ها، از این شاخه به اون شاخه پریدن‌ها، توقعات بیجا از خودم و بقیه، سخت بودن تمرکز روی نکات مثبت، نامهربونی ها و ندیدن این همه تلاشی که کردم، گره زدن احساس ارزشمندی به نتایج و…. همش بخاطر همین کمالگراییه و خیلی هم ریشه‌ای و عمیقه. من که خودم نمیتونم ریشه‌ کن کنم اینو و واقعا احساس عجز دارم. از خدا می‌خوام خودش ورود کنه و پاکمون کنه.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            لی لی گفته:
            مدت عضویت: 2543 روز

            سلام دوست عزیز

            ممنونم از راهنمایی های خوبت، راستش یه موضوعی که در مورد خودم بهش رسیدم اینه که من توی اعراض کردن به رفتارهای نادلخواه خوبم ولی توی تشویق و تحسین کردن دیگران نه، علی الخصوص اگه اون دیگران از نزدیکانم باشند، کامنت شما یکبار دیگه این موضوع رو بهم یادآوری کرد که باید تحسین کردن رو هم تمرین کنم، بازم از پاسخ خوبت ممنونم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
            • -
              فاطمه رفیعی گفته:
              مدت عضویت: 1669 روز

              خواهش میکنم عزیزم دقیقا همینطوره که میگین . ما در توجه به نکات مثبت و تشویق و تحسین دیگران ضعیفیم علتشم اینه که ما با خودمون در صلح نیستیم یعنی نمی‌تونیم خودمون رو تحسین کنیم. به موفقیت های هرچند جزئی خودمون، به ویژگی های مثبت مون، به دستاوردهامون توجه نمی‌کنیم و اونها رو مهم نمی‌دونیم و یکی از ترمزهای مخفی که باعث این موضوعه کمالگراییه. آدم کمالگرا اصلا نمیتونه خودش رو تایید و تشویق بکنه و همش از خودش انتظارات گنده گنده داره و حتی اگر به اون خواسته ها هم برسه باز نمیتونه خودش رو تشویق بکنه. مثلا اگه داره روی کنترل خشمش کار می‌کنه و امروز به جای 10 بار 9 بار عصبانی شده این راضیش نمیکنه و خودش رو تایید نمیکنه و خب ما وقتی نتونیم خودمون رو بپذیریم و در صلح باشیم با خودمون یقینا نمی‌تونیم با بقیه هم همینطور باشیم

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سحر صدیقی گفته:
        مدت عضویت: 1774 روز

        سلام به آقا رسول عزیز و فاطمه جانم

        زوج توحیدی دوست داشتنی

        من هر چی میخوام واسه باورها در دنیای بیرون دنبال الگو بگردم،میبینم من در مورد هر چی الگو بخوام همین جا توی همین سایت الهی بین همین دوستان توحیدی هست که الگوهای حاضر در صحنه هستند و به قول سعیده جانم به کجا دنبال چه بگردم

        چقدر تحسین میکنم هم مداری و هم فرکانسی شما و فاطمه جان عزیزم و

        چقدر خوبه که در کنار هم و باهم دارین تکامل فرکانسی و تکاملی و طی میکنید.

        چقدر وجود زوجینی مثل شماها می‌تونه اثربخش باشه در تربیت نسل جدید فرزندان که باعث میشه مستقل بودن و یاد بگیرن، و به دنیا از زاویه ی مثبت نگاه کنند.

        شما همین الآنم با تربیت فرزندانی صالح و شایسته به گسترش جهان و گسترش نیکی کمک میکنید

        و جهان رو جای بهتری هم واسه خودتون و هم فرزندانتان قرار میدید.

        وجود پدر و مادرهایی توحیدی در دنیای امروز بسیار ارزشمند و گرانقدر هست و خوشا به سعادت فرزندان شما از الان با وجود شما ساختن زندگی اصولی و توحیدی رو یاد میگیرند.

        و خوشا به سعادت شما که مفتخر به تربیت این فرزندان شده اید.

        و به قول مولانا:

        تاجِ کرَّمناست بر فرقِ سرت

        طوقِ اَعطَیناک آویزِ برت

        جوهرست انسان و ، چرخ او را عَرَض

        جمله فرع و پایه اند و او غرض

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          رسول خانکی گفته:
          مدت عضویت: 1429 روز

          سلام به بانو صدیقی عزیز و گرانقدر

          سپاسگزارم برای نقطه آبی پربرکت و لطف و محبتی که به بنده و خانواده من داشتید

          راستش واقعا بعضی اوقات در نقطه کنونی به یه جایگاهی رسیدم که هر روز این غار حرا برام قداست و احترامی ویژه داره

          چون بیشتر اوقاتم در سایت سپری میشه و الان فقط و فقط با دوستان در سایت تبادل انرژی میکنیم و واقعا با کسی ارتباط نداریم و کاملا روابطمان محدود شده

          بخشی از اون را ما انجام دادیم و بخش زیادیش را جهان برامون انجام داده و الان بهترین رفیق من فاطمه جان و دردونه هام هستن.

          و در کنارشون و حضور پررنگ خدای مهربانم،

          احساس بسیار خوشایندی دارم و

          و در آغوش خداوند بودن برام از هز چیزی لذت‌بخش تر هست

          و خدارا هزاران مرتبه شکرگزار هستم برای این جایگاهی که الان دارم و در مسیرم و در حال بهبود دائمی.

          راستش دو سه سال پیش خیلی رو تربیت فرزندان حساس بودیم ولی از یه جایی به بعد فقط و فقط روی خودمون کار کردیم و حتی روی تربیتشون هم ذوم نکردیم و خداوند خود به خود اونا را برامون رشد داد از هر لحاظ.

          برای شما بزرگوار بهترین ها را آرزومندم.

          شاد باشید و ثروتمند.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
      • -
        آوه پیری نژاد گفته:
        مدت عضویت: 3413 روز

        سلام به جناب خانکی عزیز داداش عزیزم من همیشه از کامنت های خانواده ی توحیدی شما بینهایت لذت میبرم و درس میگیرم و اشک میریزم واقعا ممنونم ازتون

        چندروزی بود داشتم به این فکر میکردم که روی باور ثروت کار کنم تا توی کسب و کارم تغییرات ایجاد کنم این کامنت شما مثل نور بارید به قلب من نتونستم فقط به امتیاز دادن بسنده کنم باید سپاسگزاری رو توی نوشتن بجا میاوردم

        ازتون ممنونم که نوشتین داداش عزیزم احساس میکنم انگار برای من نوشتین

        امیدوارم هر روز نتایج بسیار زیبا و بسیار بزرگ توی زندگی تون بگیرین و برای ما بنویسین تا ما لذت ببریم

        امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشین و ثروتمند در تمام جنبه ها

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      علی بردبار گفته:
      مدت عضویت: 2169 روز

      سلام به سعیده ی در پی معرفت با معرفت!

      دمت گرم که اینقدر گلی که ماها رو یادت نمیره و برامون از نتایجت و تمریناتت مینویسی و مینویسی… خدا میدونه این نوشته ها چقددددر گرانبهاست. از من که کارم نوشتن هست، این حرف رو بپذیر!

      دست خدایی برای تایید و صحه گذاری بر توحید. ممنونم ازت.

      خیلی خوشحالم به خاطر نتایج بی نظیرت… ببین..دارم میخندم به خدا !

      از پارسال که چند روز به خاطر پدرم توی بیمارستان رفت و آمد داشتم، همه ش فکر میکردم: این سعیده شهریاری چطور تو این جو وحشتناک زنده مونده؟!! عباسمنشی شدن، پیشکش!

      خیلی خوشحالم که از بیمارستان و فلورانس نایتینگل بودن در اومدی… چقدر قابل تحسین و شریف هستند کادر درمان. دم همه شون گرم. امیدوارم برای همه شون اتفاقات بهتر و بهتر بیفته.

      ورودت به بهشت زمینی، به خاطر دل و جیگر داشتن خودت بوده…صد بار تبریک!

      اون روزی رو میبینم که همچی پولدار بشی که نیکا و نیلا و پدر و مادرت رو بیاری تو قصر زندگی کنن و یه قصر هم تو گرگان واسه شون بسازی! امیدوارم دست به هرچی بزنی، واست طلا بشه!

      خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
    • -
      محمد حسین تجلی گفته:
      مدت عضویت: 2537 روز

      بههههه نامممم خدااااااایییییی زیباییییی ها

      درود عرض می کنم خدمت سعیده خانم عزیز (به جهت فانی بودن اینجوری نوشتم)

      خدا رو شکر خدا رو شکر خدااااا رو شکرررر که هدایت شدم این دیدگاهت رو خواندم

      چقدرررر حس و حال الهی و پاکی در قلبم جاری کردی

      چقدر حس خوب سپاسگزاری در وجودم جاری کردی

      واقعاً فوق‌العاده ای دختر ، مثل خواهرم دوستت دارم

      این خودمونی بودنت، بی شیله پیله بودنت ، صداقت و درستیت که توی رفتار و کلامت موج میزنه

      این توحیدی بودنت

      اصلا بی نظیری .. بی نظیر

      دمت گرم ، دمت گرم که این روش سپاسگزاری مقایسه ای ، سابق و فعلی رو بهم یاد دادی

      دیگهههه از این بعد ازش توی سپاسگزاری هام استفاده می کنم

      به قول بلوچی های عزیز «مرسی یالا :))»

      سعیده جان نمی دونی چقدرررر از خواندن ابن دیدگاهت شگفت زده شدم

      آخه دقیقا چند روز دارم روی باورهای ثروت سازم و مخصوصا تئوری سطل کار می کنم

      و

      دقیقااااا اومدی از سطل آب نوشتی

      راستشو بگو دوربین گذاشتی روی دفتر و نوشته های من؟؟

      آخه ازززز کجا می دونستی تو؟؟

      کی می توانه همچین همزمانی هایی رو رقم بزنه ، ببین چطور پدیده‌ی همزمانی رخ میده که اشک آدم رو در میاره

      ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

      خب دیگه یه کم می خواهم از دوتا باور خوب که از فالو کردن دیدگاهات یاد گرفتم بگم

      و فقط فقط هدفم از گفتن این دو مورد هدیه دادن احساس خوب الهی تأثیر گذار بودنت ، به شماست :)))

      1- من دارم باور می کنم که اصلاً جای من جزیره است ، من باید زودتر یه سفر بیام جزیره تا بیشتر لمسش کنم و درکش کنم

      اصلا شرایط آب و هوایی هم مهم نیست من فقطططط می خواهم بیام جزیره رو تجربه کنم

      آخه میدونی چیه؟؟ من قبلاً هم ویدیو های زیادی در یوتیوب دیده بودم از جزیره و یه همچین ذهنیت های خوبی از جزیره داشتم

      ولی حالاااااا … حالا که شما داری هر بار بااااا عشق از جزیره و ویژگی های مثبتش میگی … به الله‌ی که می پرستمش من ذووووق من شووووق … اصلا اشک توی چشمام جمع میشه به خداااا دمت گرممممم دمتتتتت گرم بازم بنویس

      نمی‌دونی چه باورهایی داره درونم شکل می‌گیره چقدرررر داری به گسترش جهان کمک می کنی و این خیری که داری به من میرسونی مطمئنا چندین برابرش وارد زندگیت میشه

      2- این توضیحاتی که در مورد کسب و کار جدیدت می‌دهی یعنی داره یکککککک بیگ بنگ درونم ایجاد می کنه که … بببببین می شود یه همچین شرایط جذاب و جادویی ای رو توی کسب و کارم تجربه کنم

      میشه یه همچین مدیرعامل باااااا عشق باااااا عشق و دوست داشتنی ای رو داشته باشم

      اینقدرررر این آدم موحد و مهربان با شخصیت و درستکار و با شرافت باشه

      می شود

      می شود از انجام کارم لذت ببرم و با آدم های شاد ثروتمند ، حال خوب کن رفت آمد داشته باشم

      می شود مشتری هایی داشته باشم که در بهتتتتتترین مود خودشون با من معاشرت داشته باشن و از کار کردن باهاشون قلبم باز بشه لبریز بشم از توحید و خوشحالی

      خدااااااایاااااا شکرت

      دختر خیلیییی دیدگاهات داره به من کمک می کنه

      مخصوصاً احساساتی و با ذوق و شوق این دیدگاهم رو نوشتم و خیلی رسمی برخورد نکردم

      چون می خواستم فرکانس حال خوبم رو دریافت کنی

      سعیده خانم خواهر عزیزم ، برایت بهترین و بهترین ها رو از خدای مهربانم می خواهم ، به امید دیدارت در جزیره‌ی توحیدی کیش

      تا درودی دیگر بدرود :))

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      محمد کرمی گفته:
      مدت عضویت: 1529 روز

      سلام گرم من به آبجی گلم

      آبجی سعیده عاشقتم ،کیش بمبارون کردی با نور توحیدیت ،حسابی استخونات محکم میشه تو این گرما ،ولی خدای دیگه لازم نیست بری پول بدی برنزه کنی (اینم خودش ثروت که مجانی در اختیارت گذاشته )خخخ

      آبجی عزیزم تو همیشه با عشق از روند تغیرت نوشتی و همیشه هم توی کامنتات تاکید کردی که مینویسی که رد پا بمونه برای روزهای مثل امروز که روند تغییراتت به وضوح مشخصه و منطق بشه برات

      الان به درک کامنت نوشتن رسیدم و سعی میکنم مثل شما حتما روند تغیراتمو بنویسم ،همین الان توی مسافرتم ،مسافرتی که با دو دوست عزیز و به پیشنهاد اونا اوکی شد و تا الانش لذت بود لذت و با خوندن کامنت شما لذتش ده برابر شده

      این مسافرت من پارسال توی خوابم نمیدیدم ،نه اینکه نتونم برم مسافرت بلکه اگر میخواستم مثل الان جای برم همش استرس کمبود داشتم و اینکه چطور با طلبکارام صحبت کنم که آرومشون کنم ،اما الان بدهی هام کمتر شده درآمدم 3 برابر گذشته شده ،دوستام با کیفیت تر شدن و بی نهایت نعمتی که هر روز بیشتر میشه ،آرامشی که در اکثر روز دارم توی 37 سال زندگیم تجربه نکرده بود و آسان شدم برای آسانی ها رو بهتر درک میکنم

      این همه نعمت فقط بخاطر یه ذره توحیدی هست که در دل من زنده شده و هر روز سعی میکنم بیشترش کنم ،اونم به لطف استاد عزیزمون و دوستان توحیدی مثل شما

      ازت بی نهایت سپاسگزارم سعیده عزیز ،ایشاله یه روز از نزدیک ببینمت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      حسن گرامی گفته:
      مدت عضویت: 1651 روز

      سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَیْءٍ ۚ کَذَٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّىٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا ۗ قُلْ هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ (آیه 148 انعام)

      کسانی که برای خدا شریک و همتا قرار دادند به زودی خواهند گفت: اگر خدا می خواست نه ما شرک می ورزیدیم و نه پدرانمان، و نه چیزی [از حلال خدا را خودسرانه] حرام می کردیم کسانی که پیش از اینان بودند تکذیب کردند تا عذاب و انتقام ما را چشیدند؛ بگو: آیا نزد شما دانشی هست که آن را برای ما آشکار کنید؟ شما فقط از پندارهای واهی و پوچ پیروی می کنید و جز به حدس و گمان تکیه نمی زنید

      ===================================

      سلااااام به سعیده عزیز و نازنین و توحیدی

      امیدوارم در جزیره زیبای توحیدی کیش حالت روز به روز عالیِ عالیِ عالی باشه و غرق در نور خداوند همیشه شاد و سلامت و مطنعم از نعمت های بینهایت و فراوان رب العالمین باشی

      در مورد باورهای توحیدی مالی که نوشتی دقیقاً از بین همون فایل های هدایتی پایین سایت من فایل مصاحبه با استاد شماره 7 رو گوش دادم که استاد یک جمله ای رو میگه که دقیقاً همون چیزی هستش که به قلب شما الهام شدو اینارو نوشتی

      جمله ای که استاد گفتن این بود:

      ثروت تقوا میاره ، ثروت باعث تقوا می شود

      اگر خدا همیشه توی ذهنت باشه ، اون خدا همیشه با نعمت و ثروت و خوشبختی هست

      یعنی هر چقدر که خدارو در ذهنم بهش توجه کنم و در زندگیم باهاش زندگی کنم یعنی ازش درخواست کنم تا اون اجابت کنه و به اون چیزهایی که خدا به من میگه عمل کنم و تسلیم خدا برای هدایت شدنم به مسیرهای آسون باشم ، نعمت ها و ثروت و خوشبختی بیشتری وارد زندگیم میشه ، چرا؟

      چون که نعمت ها و ثروت ها و خوشبختی ، همه اینا با خدا یکی هستند ، یعنی همه نعمت ها و ثروت ها و خوشبختی ها از آنِ خداونده

      بابت همین تا زمانیکه من خدارو در زندگیم دارم یعنی باهاش در طول روز در ارتباطم حالا با درخواست کردنم سوال پرسیدنم و عمل کردنم به الهاماتی که به من میشه ، باعث میشه هر بار نعمت ها و ثروت ها و خوشبختی بیشتری وارد تجربه زندگیم بشه

      ولی اگر ایمان به خدا از دست بره ، ثروته هم از دست میره

      چون همه اینا با هم یکی هستند

      در مورد نتایجی هم که نوشتی چقدر جالب دقیقاً من هم مثل شما امروز امدم یک طوماااار از نتایجی که تا الان در این مسیر توحیدی گرفتم رو نوشتم چون امروز داشتم جلسه دوم قدم پنجم رو گوش میدادم که استاد داشت میگفت ما باید با منطق به ذهنمون ثابت کنیم که این مسیر ، مسیره درستیه و باید همین رو با قدرت بیشتری ادامه بدیم که منطقش هم دقیقاً همین نتایجی هستش که تا به امروز از این مسیر توحیدی توسط آموزش های استاد عباسمنش گرفتیم که خودِ استاد گفت اون سفارتشون رو هر روز باید به خودمون بگیم تا ایمانمون بیشتر بشه 

      بابت همین منم امدم تقریباً تمام نتایجی که گرفتم تا الان رو در همون جلسه نوشتم که ردپایی باشه برای من برای ادامه مسیرم مثلاً یکیش همین 8 سال کارمندی در شرکت های مختلف بود که من توی این مسیر توحیدی رسیدم به این آزادی که الان دارم تجربه اش میکنم ، چیزی که همیشه از خدا اینو میخواستم

      حالا خیلی مفصل توی همون کامنتم نوشتم

      جالبیش اینجاست این همه من نتیجه گرفتم بعد ذهنم میگفت اینا نتیجه شد آخه ، بهش گفت بابا تو دیگه کی هستی:)))

      مگه من قبلاً این تجربه هارو در زندگیم داشتم که اینجوری میگی

      بعدش هم دقیقاً این فکر توی ذهنم امد که منی که این نتایج رو توی این مدت گرفتم ، چیزهای دیگه هم از خدا بخوام رو هم به راحتی می گیرم ، چون تا الان چیزهایی که من در زندگیم دارم تجربه میکنم یک زمانی رویای من بوده الان شده تجربه زندگی من

      هر چقدر هم روی باورهام کار کنم خب به طبع طبق قانونی که خدا گذاشته علاوه بر اینکه مقاومتم نسبت به هدایت های خدا میاد پایین تر ، اتفاقات بهتری رو تجربه میکنم ، همانطوری که تا الان با تغییر باورهام تجربه کردم

      دمت گرم اینارو نوشتی ، بخاطر اینکه پشت لپتاپم نشسته بودم داشتم کارمو انجام میدادم به یک مسئله ای برخوردم بابت همین گفتم پاشم ذهنمو آزاد بذارم تا خدا هدایتم کنه به راه حل مسئله ای در کدهام باید بنویسم ، بعدش امدم توی سایت چشم هام به جمال کامنت شما روشن شد :)))

      انشالله همانطوری که این همه نتیجه گرفتی از عمل کردنت به الهاماتت قطعاً با همین فرمون پیش بری به آزادی مالی هم میرسی

      در پناه نور هدایتگر خداوند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2214 روز

      سلام به سعیده جانِ نازنینم.

      سلام به این صبح زیبای 9 مرداد، سه شنبه جان.

      صبحم رو شیرین تر کردی با کامنتت.

      * اونجا که از نسبتِ مستقیمِ پول و توحید نوشتی.

      * از تفاوت شرایط گذشته با الانت نوشتی و منطقی ذهنت رو اگاه کردی که ببینه الان کجاست.

      ممنونم که انقدر ساده و زیبا نوشتی، بی شک به دل میشینه چون از دل برآمده بود و میاد همیشه.

      توحید یعنی قدرت رو از خودم و بقیه و عوامل بیرونی بگیرم و بدم خدا.

      به تعداد بارهایی که این کار رو تمرین میکنم یعنی دارم نمره ی توحید رو داخلم بالا میبرم و برعکسش هم میشه شرک.

      من این اواخر تو تله افتادم، یعنی فکرشو هم نمیکردم بعد از بارداری و حتی قبلش که انقدر تمرکز گذاشته بودم روی حال خوب، سپاس گزاری، تحسین، توجه به زیبایی ها و نکات مثبت و … و همه جوره حس و حالم عالی بود، و منتظرِ ورودِ قند نباتمون به زندگی مون، وارد همچین گودالی بشم.

      شاید توقعم از خودم زیاده که انقدر شوکه شدم.

      الان الحمدالله مدتیه دارم برمیگردم به ساحل امنِ خدا…

      (کامنتم رو ارسال کردم و الان اومدم بخونمش و اگه نیاز به ویرایش داره انجامش بدم، قبل از ادامه ی ماجرا دلم میخواد اینو بگم که درس هایی گرفتم از این ایام:

      اینکه سخت نگیر.

      قرار نبوده و نیست تو همیشه واسه همه چیز اماده باشی، دانا باشی نسبت بهش، بلد باشی چیکار کنی، خطا نداشته باشی و …

      اونم مسیله مهمی به اسمِ ورود بچه به زندگی

      که به خودی خود هر لحظه اش تازه است و سرشار از شگفتی، و تو باید اماده شی که دایم خودتو اپدیت کنی.

      پس سرزنشی نیست که بلد نبودی و نیستی، یاد میگیری کم کم و تدریجی و تکاملی.

      سرزنشی نیست که چرا حالت بد بوده، بوده دیگه، مهم اینه یاد بگیری درک کنی گاهی حالت بده، تو هم آدمی، و یاد بگیری وقتی حالت بد شد به هر دلیلی چطور به خودت کمک کنی و نمونی تو حال بد.

      اینم تدریجی یاد میگیری شتاب نکن.

      چرا فکر میکنی حال بد وجود نداره.

      گاهی حال ادم به هر دلیلی، چالش، تضاد و … پریشون میشه، فقط تو نمیخوای قبول کنی و خودتو سرزنش میکنی چرا حالم بد شده، که سرزنش کمکت نمیکنه.

      اول بپذیر بعد تلاش کن کم کم خارج شی ازش، همین.

      خودتو مجازات نکن که حالت بد شده، کمک کن به خودت، همین.)

      برگردیم به ماجرا:

      وابسته ی نظر و حمایت دیگران شده بودم شدید چون هیچی از بچه و بچه داری نمیدونستم، صفر مطلق بودم و کمال گرایی ام میگفت نباید خطا کنی، نباید بلد نباشی، پس رفته رفته بیشتر گوش و چشمم افتاد که ببینم بقیه چی میگن؟

      میگن چیکار کن

      چیکار نکن

      تا یه جایی حقیقتا بریدم و خسته شدم از خودم که بسه، هر چی قراره بقیه بگن رو خودت تست کن، اشکال نداره، روی شهود و غریزه ات حساب کن، شهود از خودت نمیاد که بگم شرکه، شهود از منبع به تو وصله.

      هدایت و حمایت خدا از طریق شهودت بهت میرسه.

      بذار منطقت استراحت کنه.

      ادعا ندارم الان زمین تا اسمون با دو ماه اول فرق کردم، نه.

      اما اگه بخوام مثل شما مقایسه کنم خود فعلی مو با قبل میتونم بگم:

      2 الی 2/5 ماه اول پس از تولد حافظ جان:

      احساساتی نظیرِ ترس، اضطراب، وسواس، خشم، کینه، وابستگی زیاد داشتم.

      قضاوت و مقایسه زیاد داشتم تو ذهنم.

      صدای نجواهای ذهنیم خیلی بلند و زیاد بود.

      تو بچه داری منتظر بودم بقیه بگن من انجام بدم.

      لذت از زندگی نمی بردم.

      خسته و کلافه بودم به شدت.

      خوابم کم بود به شدت.

      ضعفِ جسمانی داشتم و چندین بار چپ کردم.

      فشار روحی و ذهنیِ بسیار بالایی روم بود به واسطه شرایط جدید، ورودِ بچه، بچه داری، ترس از مسیولیتهای جدیدم، شیر دادن های مکرر که بسیار خسته ام میکرد و …

      نمیتونستم هیچ کاری بکنم برای خونه و زندگیم، نه آشپزی، نه گردگیری و نظافت و …

      2/5 ماهگی حافظ جان تا الان:

      اضطراب و ترس هام کاهش پیدا کرده.

      کمی از قضاوت و مقایسه درون ذهنم کم شده، اروم تر شدم.

      صدای نجواهای ذهنیم کمی ولومش پایین اومده.

      خوابم خیلی بهتر شده، واقعا سپاس گزار خدا هستم.

      میزان خستگی و کلافگی ام خیلی خیلی کمتر شده، یه طوریه که دیگه شرایط برام عادی تر شده برای همین کمتر اذیت میشم.

      کم کم تونستم در کنار بچه داری، آشپزی کنم، به نظافت لباس ها و ظرف ها و گردگیری و جاروبرقی و ..‌. رسیدگی کنم.

      کارهایی که دلم میخواست واسه خونه ام انجام بدم رو ریز ریز انجام میدم.

      خیلی لذت بخش و ارامش بخشه خود ادم کارهای منزلش رو انجام بده.

      تا مدتی کمک گرفتن عالیه، اما از یه وقتی به بعد ادم نیاز داره برگرده به زندگیش و مدیریت زندگیش.

      یه صدای ریز و سمج و مزاحمی اون پشت ذهنم میگه

      خب که چی

      مثلا که چی

      حالا گیریم اینکار رو انجام دادی، هنوز فلان کار رو انجام ندادی.

      اینجا رو تمیز و مرتب کردی، فلان جا نامرتبه، خاک گرفته، کثیفه و …

      اینکار رو تو بچه داری یاد گرفتی بهتر انجام بدی، با فلان مرحله و چالش میخوای چیکار کنی؟

      الان تو کنترل این صدا بهتر از قبل شدم.

      قبلا سریع میترسیدم و مضطرب.

      الان سعی میکنم بگم خدا هست، کمکت میکنه، هدایتت میکنه، مراقب تو و حافظ هست، درست میشه، اشکالی نداره بلد نیستی، یاد میگیری.

      همونطور که این همه کار تو بچه داری رو بلد نبودی و تجربه نکرده بودی و کم کم یاد گرفتی.

      مگه بلد بودی بچه رو شیر بدی، بشوریش، پوشکشو عوض کنی، لباس تنش کنی، باهاش حرف بزنی، بخوابونیش، سرگرمش کنی و باهاش بازی کنی، بیرون ببریش، بغلش کنی، نوازشش کنی، بادگلوشو بگیری، ناخن هاشو کوتاه کنی، بینی شو تمیز کنی، ماساژش بدی با لوسیون و روغن، قطره هاشو بدی نوش جان کنه، قطره بریزی چشمهاش و …

      خب یادگرفتی کم کم، بقیه کارهای بچه و زندگی رو هم یاد میگیری، فقط نترس و شتاب نکن.

      صداهه میگه:

      اگه خطری پیش بیاد برای بچه چی؟

      تو هر مرحله از رشدش چالش های جدید میاد، اونارو چه میکنی؟

      تا حالا مگه خودت حفاظتش کردی از خطر و بزرگش کردی که نگران بعدشی؟

      مگه وقتی فقط یه سلول کوچولو بود تو بزرگش کردی و شد اقا حافظ قشنگ الان، که الان نگرانی نتونی؟

      حافظ، تحتِ حفاطتِ خداست، راحت باش و اسوده.

      میگه چیکار کنی، تو فقط چشم بگو و انجام بده همین.

      الان درک میکنم استاد تو فایل توحید عملی 8 یا 9 اگه اشتباه نکنم که در مورد وراثتی بودن صحبت میکردن منظور چی بوده.

      اینکه تو عامل بیرونی رو پررنگ کنی، عملا قدرت تغییر و بهبود رو از خودت گرفتی.

      مهم نیست اون عامل بیرونی چی هست، یا چه دلیلی داره، همینکه بهش قدرت بدی، قدرت رو از خودت و خدای خودت گرفتی و عملا ناتوان میشی…

      من تا مدتی که حالم بد بود قدرت رو دادم به دلیلی با عنوانِ افسردگی بعد از زایمان.

      خب بد و بدتر شدم اما سقوط نکردم، چرا؟

      چون همون موقع هم میفهمیدم یه جای کار میلنگه.

      من نباید انقدر غرق نازیبایی بشم با تمریناتی که قبلا داشتم و حالم خوب بود.

      پس چی حالمو بد کرده؟

      چرا فرکانسم انقدر پایین اومده؟

      تلاش کردم درمان کنم خودمو تو اون شرایط.

      توجه به زیبایی ها، سپاس گزاری، پیاده روی، مشاوره و …

      اگه حال بدم 100 بود زور زدنم برای بهبود، قدرتش 10 بود.

      ولی خدا رو شکر که همونم بود و رهاش نکردم.

      یعنی همونا نجاتم دادن که کم کم برگردم تو مسیر.

      با شخصیت و طرز فکر من حدود 2/5 ماه زمان نیاز داشتم تا برگردم.

      اشکالی که نداره هیچ، الان میگم افرین سمانه.

      شاید ورژنِ سمانه قبل از اشنایی با استاد، ماه های بیشتری زمان نیاز داشت تا برگرده به خودش و قدرت خدا.

      الان حکمت خوندنِ کامنتت رو متوجه شدم …

      با توحید تو کامنت تو شروع شد، تا خودم خودمو تحلیل کنم و توحید درون خودمو پیدا و بیدار کنم.

      الهی شکرت بی نهایت.

      ممنونم سعیده جانم.

      روز به روز نمره ی توحید و ثروتت بالا و بالاتر بره و شاد باشی همیشه.

      در پناه خدا.

      آقای رسول خانکیِ عزیز چقدر قشنگ در پاسخ به کامنتت توضیح دادن:

      هر کجا متوجه نعمتهای توی زندگی مون شدیم و سپاس گزارشون، پس ثروتمندیم.

      فرصت رو غنیمت میدونم و همینجا براتون مینویسم اقای خانکی:

      من وقتی کامنتهای خانواده ی شما رو میخونم (شما، فاطمه جان، محمد حسن جان) تحسینتون میکنم که چقدر زیبا تمرین میکنین حرکت در مسیرِ زندگی زیبا و توحیدی رو‌.

      این کامنتتون هم برام سرشار از نور بود.

      شاید ساده به نظر برسه و بدیهی که وقتی متوجه نعمتهات بشی یعنی ثروتمندی…

      اما من الان با قلبم معنی این جمله رو درک کردم.

      برای همین خیلی بهم چسبید.

      سپاس گزارم ازتون که به ندای قلبتون گوش کردین و نوشتینش.

      الان درک کردم زمان و آزادیِ زمانی، نعمت و ثروته.

      غذا خوردن در ارامش و راحتی، نعمت و ثروته.

      خوابِ خوب و امن و عمیق، نعمت و ثروته.

      اینکه بچه تو بغل کنی، شیر بخوره و تو بغلت بخوابه در ارامش و لبخند، نعمت و ثروته.

      اینکه صبحانه تو اماده کنی بیاری بغل بچه ات بخوری که خوابه، تا حضورت رو حس کنه و ارامش بگیره در خواب، نعمت و ثروته.

      اینکه بچه تو بغل کنی تا ارامش داشته باشه و خودتم در ارامش کامنت بخونی و بنویسی، در کنارش صبحانه تو هم بخوری، نعمت و ثروته.

      اینکه بلد نباشی و خدا یادت بده تو مسیر، نعمت و ثروته.

      اینکه صبح بلند شی شیر بدی به بچه ات بعد برسی به کامنتِ سعیده جان که از توحید میگه، نعمت و ثروته.

      و کلی نعمت و ثروت دیگه که سعی میکنم هر روز به یادم بیارم و تو صفحه زیبایی ها رو ببینیم بنویسم به عنوان تکلیف، یاداوری، بهبودگرایی، سپاس گزاری، توجه به زیبایی ها و نکات مثبت، تمرین حال خوب و …

      برای فاطمه جانم، هلیسا و محمد حسن جان و اقای خانکی سلامتی و شادی و ثروت رو ارزومندم.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی، الحمدالله رب العالمین.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
      • -
        فاطمه هلالی گفته:
        مدت عضویت: 963 روز

        باسلام خدمت شما سمانه جان

        عزیزم کامنتت رو خوندم

        چ همفرکانسی ای ک آدم مبهوت میمونه

        اول از همه خداروشکر میکنم بابت مادر شدنت ومادر شدنم

        و سلامتی پسرامون

        فکر میکنم پسر من وشما هم سن باشن امیرعباس من 3 ماه ونیمه شده

        پسری ک داستانش رو تو سایت گفتم با قانون جذب بدستش آوردم

        شرایطی ک شما گذروندی مثل من بوده اما تفاوتی ک بوده من فرزند دومم هست

        وشما فرزند اول

        حقیقتش من خیلی ترس نداشتم از بچه داری چون تجربه دومم هست و راحت همه کارهاشو میکردم

        واما

        هههه من دختری دارم 8 سالشه کلاس اول بود وب برادرش حسادت زیاد می‌کرد روزهای اول

        ک البته من جذبش کردم چون گوش میکردم ب حرفای اطرافیانم قبل از زایمانم ک دخترت ب برادرش حسادت میکنه واینجوری اونجوری میشه

        چقد سخت بود فضای خانه مان 180 درجه تغییر کرده بود

        اولا خاستم به شما بگم من چقد چالش داشتم ههه

        پسرم توی ماشین بدنیا آمد ب خاست واراده خداوند تا بیمارستان نرسیدم وبعد از زایمان من ب بیمارستان رسیدم ک فقط سرم برام گذاشتن فشار وقندم چک کردن

        بند ناف پسرمو بریدن وگفتن همه چیزتون عالی هست وشب خوابیدیم صبح مرخص شدیم وتمام … اصلا یک چیزی

        ک اتفاق افتاد حتی خانوادم تعجب کرده بودن وبا شوخی میگفتن تو مثل مادر بزرگهای زمان قدیم زایمان کردی بدون دکتر وبچت خودش بدنیا اومد ازبس عجله داشت

        یا اینکه نترسیدی چطور نگران بچت نشدی داشت بدنیا میومد ومن واقعا جوابی نداشتم براشون میگفتم کار خداست وخدا همه کاره بود برام

        مادرم دو هفته بعداز زایمانم رفت شیراز برگشت شهرشون ومن موندم ودوتا بچه

        ک بزرگه کلی ب کوچیکه حسادت می‌کرد و هردو نیاز ب مراقبت داشتن وبزرگه از لحاظ روحی بیشتر نیاز داشت ب مراقبت

        من ماندم ویک چالش بزرگ چقد خدا کمکم کرد

        خیلی مدارم افت کرد

        من قبل از زایمان دوره عزت نفس رو کار کرده بودم وچقدر رشد کرده بودم وتسهیل زایمان ب همین دلیل بود

        چطور دستان خدا همه کارهای زندگیمو انجام میدادن

        توی دوران بارداریم هرروز خیاطی میکردم وکلی لباس دوختم واسه خودمو بچه هام چقد اعتماد بنفس من بالارفت

        کل خانه ام رو قبل زایمان تمیز ومرتب کردم

        ب مادرم گفتم بیای من هیچی ندارم

        خلاصه بعد رفتن مادرم من بمدت 2 ماه بیخابی داشتم شب یا 2 ساعت میخابیدم یا نه

        وروز بعد با کمبود انرژی مواجه. بودم همش

        چقد من بزرگ شدم توی این چالش

        وچون دوست دارم رشد کنم عجیب هیچکس نیامد برای کمک ب من اگر هم میامدن فقط درحدی بود ک پسرم رو حموم بدن همین

        وبعدش من هم شروع کردم حموم دادن بچه من از خدا خاستم بیشتر رشد کنم

        اما اینقد پیش رفتم با بی خوابی و کارای خونه ودوتا بچه

        ب مرحله ای رسیدم ک

        کم آوردم!!!

        بخاطر ضعف جسمی روحم خسته شد ..

        من فقط از خدا کمک میخاستم وگریه میکردم خدایا خواهش میکنم حضورتو پررنگ کن توی قلبم منو آروم کن

        همسر خوب دارم

        بچه های سالم دادی بهم

        زندگی خوب

        آدمای سمی رو ازم دور کردی

        هرچی میخام راحت مهیا میکنی برام

        فقط قلب من رو آرام کن …

        تو بگو چیکار کنم

        من شدم مثل موسی

        من ب هرخیری ک ازسمت تو بهم برسه من فقیرم

        واشک میریختم

        وجالبه وقتی من کمال‌گرا هستم افراد کمال‌گرا بامن هم مدارن چون هی ذهنم میگف بابا تو دیگه چته

        تو که چقدر حالت خوب بود

        تو هرجا پا میذاشتی اونجا انرژیش مثبت میشد

        داعم خندون

        داعم صبور بودی

        ها کم آوردی

        ودقیقا شوهرم هم میگف تو اونهمه خوب بودی نباید اینجوری بشی

        وبدتر میشدم وقتی اینارو می‌شنیدم

        تا اینکه خدا هدایتم کن

        مثل همیشه منو ب حال خودم واگذار نکرد

        توی سخت ترین شرایط صدای من رو شنید

        ومدارمو باز بالا برد

        فعالیتم توی سایت بیشتر شد

        تفریحاتم بیشتر شد

        کارهام کمتر شد

        خابم راحتترشد

        دوباره هدایت شدم ب 12 قدم وشروع کردم

        دفتر جدیدی خریدم وشروع کردم عزت نفس ودوازده قدم هرروز فکر کردن ب اون حرفا

        هرروز گفتم یک قدم جدیدی بردارم

        تااینکه پریروز تصمیمم جدی شد

        کسب وکارمو تا 1ماه دیگه راه بندازم

        وچقدر خداوند نشانه بهم داد ک آفرین مسیرت درست شد

        وهدایت شدم ب خواندن کامنتای سعیده شهریاری

        فهمیدم مدارم بالا رفته

        سجده کردم برای خدا

        خدایا شکرت

        والان

        میخاهم خداوند یاریم کنه

        باز شرایط جدید دارم

        از خدا میخاهم هدایتم کنه توی کارهای بچه هام توی کسب وکارم وتو کل زندگیم ولحظه ای تنهام نذاره

        وخاستم یک چیز جالب بهت بگم

        من بدلیل دوران بارداریم دوره عزت نفس رو کار کرده بودم

        هرچی بقیه گفتن انجام ندادم

        نقض کردم همه باورهای قدیمی درمورد بچه نوزاد

        بچه من زردی اصلا نگرفت

        شیر خودمو بهش دادم الان 4 ماهش نشده 10 کیلو شده

        بقیه گفته بودن شیرخشک بده تا چاق بشه

        قطره های ویتامین بهش ندادم گفتم شیر من همه چی داره خدا همه چی از طریق شیرم ب بچم میرسونه

        هرروز میگفتن اینو بده اونو بده چقد بیخیالی

        من اهمیت ندادم

        پسرم جلوی باد کولر میذاشتم و کیف می‌کرد

        برعکس بچه اولم اینقد گفتن مراقب باش کوچکترین باد بهش نخوره خیلی مراعات کردم بچم دیگه تحمل نداشت سرمارو

        وچقدر خداروشکر میکنم ک دوباره دارم روی بهبود شخصیتم کار میکنم

        اگر دوره عزت نفس رو داری حتما کار کن اصلا متحول میشی بخدا اگر دوازده قدم داری هم عالیه هردو باعث قوی تر شدن میشه ک با هیچی دوست نداری عوضش کنی اون اعتماد بنفس رو

        سمانه جان شما وپسر گلت درپناه خدا باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        شیما محسنی گفته:
        مدت عضویت: 3872 روز

        سلام به سمانه جان دلم ….

        بدون که خیلی خیلی زیاد با کامنت هایت کیف میکنم و درس میگیرم. الحق که این حرف ها که الان بعد از اون چالش میگی، همش از توحیدی عمل کردنت حتی قبل از به دنیا آمدن میاد و اینکه تلاش کردی خیلی زود بعد از به دنیا آمدن حافظ جان، تو سایت کامنت بنویسی….. و همینطور بهبود … بهبود …. بهبود …. و چه شود همینطوری با گذشت زمان ….

        مهم اینه که خودمون رو همینطوری بپذیریم و در آغوش بگیریم و بپذیریم که در تضادها پر از درس هست و اینکه بهم بریزیم عادی است و مهم اینه که با توحیدی عمل کردن ها …. زیاد تو اون حالت نمونیم…

        کیف کردم با این جمله که :

        اینکه تو عامل بیرونی رو پررنگ کنی، عملا قدرت تغییر و بهبود رو از خودت گرفتی. مهم نیست اون عامل بیرونی چی هست، یا چه دلیلی داره، همینکه بهش قدرت بدی، قدرت رو از خودت و خدای خودت گرفتی و عملا ناتوان میشی… اینکه تا مدتی حالت بد بود قدرت رو داده بودی به دلیلی با عنوانِ افسردگی بعد از زایمان.

        اما ……

        شما با یاد خدا، با تمرکز به زیبایی ها، مخصوصا در شرایط سختتون، حتی کمترین بهبودها رو دیدین….

        و همینطور رشد کردین ….

        و این هم بگم که بچه داری حداقل برای من که اینطوری بود، هر ثانیه اش رشد بود …. رشد لذت بخش …. خیلی خیلی خیلی زیاد …..

        در پناه پروردگار باشین خانواده سه تایی، تان

        شیما

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          سمانه جان صوفی گفته:
          مدت عضویت: 2214 روز

          سلام شیما جانم.

          اتفاقا امروز به یادت بودم و دلم میخواست برات بنویسم که الحمدالله جاش اینجاست‌.

          ازت ممنونم برای همه ی پاسخ هات برام.

          خوشحالم میکنی شیما جان.

          ممنونم که تحسینم میکنی و بهم عشقِ درونت رو هدیه میدی.

          درسته تو چالش ها ذهنم درگیری های خودشو داره ولی قشنگه که صدای استاد و آموزش هاشون میپیچه توی سرم…

          دیگه فهمیدم قرار نبوده و نیست 100 درصد عمل کنم، چون در واقعیت زندگی نمیتونم فعلا اینطوری عمل کنم، اما میتونم چند درصد تمرین و عمل کنم.

          همون چند درصد بهبود هم واسه من زمین تا آسمون حالمو عوض میکنه.

          خیلی از استاد جان ممنونم که با درس هاشون یه چراغ گرفتن تو مسیرم تا جلوی پامو بهتر ببینم، و بهم یاد میدن چطوری میتونم کیفیت زندگیمو بالاتر ببرم.

          و بسیار ممنونم برای این سایت که کلاس درس منه با کلی دوست و رفیق ناب.

          شیما جانم

          در کنار عزیزانت غرق در آرامش، شادی، سلامت، ثروت باشی هر لحظه.

          پروفایلت هم خیلی باحاله.

          خدا پشت و پناه و حافظتون باشه.

          فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

          الهی شکرت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      امین زندی گفته:
      مدت عضویت: 1355 روز

      به نام خداوند رحمان

      سلام بر سعیده شهریاری عزیز

      این ی کامنت نبود ی کلاس آموزشی بود برای من

      از باورهایی که کامنت شد برای 3 برابر کردن درآمد مالی

      تا شرح حال گذشته و حال امروز شما

      از گرگان تا کیش

      تماما ی درس داره اونم متصل شدن به توحید و یگانگی خداوند

      تو به خدا وصل شو گنج آسمان ها و زمین رو بهت میده

      همه زمین و آسمان رو مسخر تو میکنه

      وقتی مسخر تو میکنه که متعهدانه روی خودت کار کنی

      همینطور که شکیبا عزیر تو صحبت هاش گفتن

      بواقع جای تحسین داره این همه تعهد داشتن و کار کردن روی خودت خانم شهریاری

      آفرین واقعا از هربار خوندن کامنت های شما که تماما توحید رو داره نشون میده لذت میبرم

      نوش جانت این همه آسانی و لذت که در پناه خداوند بدست آوردی

      یادمه وقتی رو که تو راه پلها آپارتمان‌ها داشتم فرشایی رو جابه جا میکردم که کمر آدم خورد میشد زیر این فرشها

      و اما الا پشت میز نشستم و دارم لذت میبرم از خودن کامنت زیبای شما

      بار گران رو خدا از روی دوشم برداشت و سینه من رو گشاده کرد تا این آگاهی هارو به من بده

      دفتر کاری دارم که غرق در آرامش

      شما برام تداعی کردی که از کجا به کجا اومدم رسیدم

      ممنونم ازت دست خدا شدی و کلام حق رو جاری کردی

      برای خودت و دختران زیبای شما آرزوی سلامتی سعادت و عشق و آرامش بیشتر و روز افزون میکنم

      ثروتمند باشی در پناه الله زیبا

      دختر توحیدی خداوند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      سحر براتی گفته:
      مدت عضویت: 1675 روز

      سلام سعیده دوست داشتنی و عزیزم

      شما بی نظیری دختر من خیلی وقته کامنت هات رو فعال کردم و میخونم و همیشه تو ذهنم تحسینت کردم اما پیامی برات ننوشتم اما اینبار قلبم گفت بنویسم و ازت سپاسگزاری کنم.

      دقیقا همین امروز بود که به خدا گفتم به من درک درستی از مفهوم پول و ثروت و باورهای مالی بده و اینکه اگه ازت پول بخوام آیا وابسته پول شدم و باید بجای اینکه بگم پول بده تا ماشین و خونه داشته باشم بگم قدرت خریدش رو بده و یکسری تناقض ها که تو ذهنم بود و با خوندن کامنت شما مستقیم جوابم داده شد ازت باز هم سپاسگزارم که به الهاماتت عمل میکنی و برای ما مینویسی و ما رو غرق نور میکنی.

      تمرین مقایسه زندگی قبل آشنایی با قانون و بعدش هم خیلی ایده عالیه میخوام انجامش بدم و بتونم تمرکزم رو ببرم روی داشته هام و خودم رو آسان کنم برای آسانی ها.

      سعیده جان خیلی دوست دارم و بی نهایت از خواندن کامنت هات لذت میبرم و وقتی اسمت رو داخل ایمیلم میبینم میگم اخ جون سعیده و باز کلی آگاهانه‌ی جدید و پربرکت.

      امیدوارم هرجا هستی در پناه خدای مهربان شاد و سلامت و ثروت مند و سعادتمند باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      فهیمه زارع گفته:
      مدت عضویت: 3282 روز

      بنام الله

      سلامی با عشق به سعیده عزیز وبی نظیر

      احسنت دختر هزار آفرین بقول همان خانم چه جوری تحسینت کنم

      سعیده جانم نوش جانت این حال خوب ،شغل خوب ،خانه شیک وخوب

      عزیزدلم موفقیتهات را از صمیم قلبم بهت تبریک می گم چقدر خوشبختم ‌که در کنار شما خوبان وبرگزیدگان قرار گرفتم وهر روز از شما یاد میگیرم تا زندگی ای بسازم که باب میل خودم باشد هرروز ازت بیشتر وبیشتر یاد میگیرم که چه جوری با خدا صحبت کنم درخواست کنم وتسلیم امر او باشم

      خدارا هزاران هزار بار سپاسگزارم به خاطر وجود نازنینت

      خیلی دوست دارم زیبای مهربان

      منتظرم تا دوباره از موفقیتهات وعشق بازیت با معبود را بخوانم وتحسینت کنم

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      وجیهه عرفانی گفته:
      مدت عضویت: 1653 روز

      سلام سعیده ی عزیزم خوبی دختر موفق و توحیدی خدا

      خدا قوت عزیزم کولاک کردی با این کامنت زیبات گلم ممنونم.

      حق مطلبو ادا کردی ، امروز توی ستاره ی قطبیم از خدا خواستم که نشونه ای برای باور محدود کننده ی جذب ثروت بهم بده و کامنت تو بی نظیر بود ممنونم اونجا که گفتی همونطور که توحیدو میخوایم باید پولم خواست دیدم پاشنه ی اشیلم،

      و چقدر استاد درست و منطقی صحبت میکنن که دیگه ذهن نمیتونه اما و اگر بیاره وقتی تو رابطه کار میکنی، پس پیشرفتتم تو همونه ولی من فکر میکردم پس باید دریافت‌های مالیمم تغییر کنه،

      چقدر ساده و زیبا و قشنگ مقایسه کرده بودی زمان گذشتتو با الانت، با اجازت از آیات زیبات و جملات تاکیدی ثروتت اسکرین شات گرفتم که مدام نگاه کنم و منم انجامش بدم،

      اون مثال استاد عزیزم که در مورد مشتری بهتر و خوش اخلاقتر هم خیلی روی من تاثیر داشت و واقعا عالی بود که استاد چقدر ریز و نکته سنجانه به تغییراتشون نگاه میکردن و میکنن و منم تصمیم گرفتم که از این به بعد اینطوری باشم و الان وقتی فکر میکنم میبینم منم خیلی خیلی با وجیهه ی گذشته ام فرق کردم و تغییر مثبت داشتم که مدام همسرم میگه وجیهه تو چقدر فرق کردی،

      خدارو هزار مرتبه شکر که با دوست عزیز و دوست داشتنی دیگه ای آشنا شدم و بازهم از این کامنتای زیبات ببینم و باز هم از نتایج خوشگلت ‌‌وا سمون بنویس،

      خدارو شکر بخاطر استاد عزیزم و سلیس و راحت گفتن آگاهی‌ها به ما و خدارو شکر بخاطر دوستان فرکانس بالا و آگاهم ،

      باز هم ممنون موفق و شاد و ثروتمند و سالم باشی ان شاالله.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      محسن گفته:
      مدت عضویت: 1747 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام خانم شهریاری

      بنده تازه با شما اشنا شدم اونم بخاطر کامنتای زیباتون یا به قول خودتون صلاه ..

      اول از کامنتتون شکر میکنم که با اهنگ و ریتمی که داره،شده ساز ذهنی مغزم… برای هرچی این ریتمو بکار میبرم..اگر اینو میخای پس اینه اگر اینه پس اونم اینه :)))

      و خیلی بکارم اومد برای نوشتن باورهای شغلی بهتر و حالا پول هم بهش اضافه شد و توحیدی تر شدن..جالبه ..دیگه نمیگم خدا فلان مبلغو میخوام چون کارم املاکیه…از الان به خدا میگم خدایا منو به اندازه اون پول و نعمت و ثروتی که بهم پیشنهاد دادی،توحیدم رو به همون اندازه و بیشتر کن..من پولو ثروتو و فلان کالا رو میخوام که تورو بیشتر داشته باشم ..بیشتر باتو باشم..

      یعنی دوره های استاد و نوشته های دوستان و علی الخصوص شما واقعا بکار من یکی که اومده…طرف فایل میاره میگه اقا تضمینی بجز کمیسیون و اینا..چک تضمینی شیرینی هم گرفتیم برات..

      اینجوری که ادم پازلو بچسبونه،زندگی کردن کار کردن تفریح کردن بازی کردن کامنت نوشتن حتی پیاده روی کردن و رانندگی کردن میشه دنبال توحید بودن..

      امروز تو راه برگشت یکی میگفت ببین فلان مغازه چارکیلو میوه میخری 300 هزار تومن…بعد من ذهنمو میبردم سر اینکه چقدر میوه هست و پول هست و مشتری..بعد که رسیدم سر کامنت شما دیدم اون طرف اصن توحیدش بیشتره احساس لیاقتش بیشتره که داره جنسشو بیشتر از بقیه میفروشه..و اصن مشتری اونا بیشتره تا ارزوناا..

      آدم توحیدیِ ثروتمند که نمیره سر صف ..راحت میره خرید میکنه میاد…

      یعنی این توحید = پول

      خودش یه دوره توحیدی ثروت سازه..

      و خیلی ممنونم ازتون و همینطور استاد که چنین شاگردایی داره..

      بعد تو تصورم خودم رو اینطور دیدم مث فیلما هست که طرف داره نماز میخونه و ینفر داره نماز خوندنشو میبینه ..منم تا کامنت میاد تو ایمیل،شده ساعت دو باشه ..تا اخر میخونم و وجودم سراسر ارامش میشه…

      و چه جای خلوت و دنجی بهتر و زیباتر از سایت که توی سکوت با خدای خودت رازونیاز میکنی و برای هدایتش لبیک میگی و حمد و سپاس بجا میاری و خدا هم اجابت میکنه خیلی راحت و اسون..

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      دختر خدا گفته:
      مدت عضویت: 1159 روز

      سلام به سعیده ی عزیزم امیدوارم عالی باشی

      من همیشه به قلبم گوش میکنم و امشب یه حس قوی گفت باید بری تو سایت کامنتی رو ببینی

      اشک تو چشمامه الان …خدای من…

      بین کامنتا انگار میگشتم تا برسم به کامنت شما عزیزم

      خدایا شکرت …ممنونم برای هدایت هات

      عزیزم سعیده ی زیبا و دوست داشتنی

      من با قلبم پاکی و زیبایی وجودتو حس کردم

      ازت ممنونم برای اینکه این کامنت الهی و پر از ثروت و زیبایی رو نوشتی

      پول فقط توحید است.

      توحید فقط پول است.

      پول یک نیروی ماورایی از جنس توحید است.

      اگر توحید رو می‌خوام باید پول رو بخوام.

      اگر پول رو بخوام یعنی توحید رو می‌خوام.

      اگر توحید داشته باشی،یعنی پول ها دنبالت میان.

      چون توحید و پول هم فرکانس هستند همدیگرو جذب می‌کنند.

      توحید و پول یکی هستند،و جز جدایی ناپذیر همند.

      توحید بدون پول غیر ممکنه.

      پول بدون توحید غیر ممکنه.

      هرکس توحید رو میخواد یعنی پول رو میخواد .

      هرکس پول رو میخواد یعنی توحید رو میخواد .

      هرکسی بی پول تره،توحیدش کمتره،درنتیجه ایمانش کمتره،بخاطر ایمان کمش در مدار سختی هاست.

      هرکس پولش بیشتره،توحیدش بیشتره،در نتیجه ایمانش بیشتره،و بخاطر ایمان بیشتر در مدار آسونی هاست.

      رسیدن به توحید راحته،پس رسیدن به پول هم راحته.

      نمیشه توحید داشته باشی ولی پول نداشته باشی

      نمیشه پول نداشته باشی ولی توحید داشته باشی

      توحید =پول

      توحید=قدرت،نعمت،حال خوب،آسایش،آرامش،عزت،احترام،ایمان،روابط عالی،خوشبختی،یکتا پرستی،مدار آسانی ها،عبادت درست،احساس خوشبختی بی قیدو شرط،خلق زندگی دلخواه

      پس:

      پول=قدرت،نعمت،حال خوب،آسایش،آرامش،عزت،احترام،ایمان،روابط عالی،خوشبختی،یکتاپرستی،مدار آسانی ها،عبادت درست ،احساس خوشبختی بی قیدوشرط،خلق زندگی دلخواه

      خدا برای تموم بنده هاش توحید زیاد میخواد!

      توحید= پول

      خدا برای تموم بنده هاش پول زیاد میخواد !

      پول خواستن یعنی توحید رو خواستن

      هرکه پولش بیش،توحیدش بیشتر !

      هرکه پولش بیش،عشق و حالش بیشتر!

      هرکه پولش بیش!عبادتش مقبول تر!

      هرکه پولش بیش!به درگاه خدا مقربتر!

      هرکه پولش بیش!زندگی آسانتر!

      هرکه پولش بیش!عزت و احترامش بیشتر !

      هرکه پولش بیش!بندگی اش بیشتر !

      هرکه پولش بیش! آسانی اش بیشتر !

      توحید از پول جدا نیست،پول از توحید جدا نیست.

      اگر توحید رو میخوای باید پول رو بخوای !

      اگر پول رو میخوای یعنی توحید رو خواستی !

      خدا مشتاقه که بنده هاش توحیدی تر بشن!

      پس خدا مشتاقه که بنده هاش پولدار تر بشن!

      هرچقدر پولدارتر=معنوی تر

      هرچقدر پولدار تر=خداپسندانه تر

      هرچقدر پولدارتر=به خدا نزدیکتر!

      فقط ثروتمندان به بهشت می‌روند!

      فقط ثروتمندان به مقام رضای خدا میرسند!

      استاد میگه من فقط می‌خوام شاگردهایی رو ببینم که نتیجه مالی کسب کردن !

      خدا هم فقط بنده هایی رو میبینه که به ثروت رسیدند!

      خدارو میخوای باید خرما رو هم بخوایی!

      رضایت الله=داشتن ثروت و نعمت و خوشبختی !

      نارضایتی الله=فقر و کمبود و بدبختی !

      هرکسی که ثروتمندتر است،بهشتی تر است.

      توحید انرژیه پس پول هم انرژیه!

      با سختی پول در آوردن ،بی ارزشیست.

      پولی که به آسانی به دست بیاد ارزشمنده!

      پولی که آسون میاد موندگاره!

      پولی که سخت به دست میاد از دست می‌ره!

      همه چیز ذهنیه!

      پول یک فرکانسه،ثروت فرکانسه،غیرمادیه.

      اینجوری نیست که ما توی ساحل باشیم و ماهی به سمتمون بیاد!

      ما باید بریم سمت دریا تا بتونیم ماهی بگیریم .

      ما باید این پیچ ذهنمون رو روی آهنگ ثروت تنظیم کنیم اونوقت آهنگ خود به خود پخش میشه!

      سعیده ی عزیزم،با تمام وجودم برای نتایجت برای باورهای قویت تحسینت میکنم و امیدوارم بهترینها نصیب قلبت باشه :)

      الله من تو آگاهی به قلبم که من

      تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      اصغر کاظمی گفته:
      مدت عضویت: 2676 روز

      سلام به شما خانم شهریاری

      سلام به تغییرات روز بروزت که ساختی یادت باشه که تو این تغییرات ساختی با توکل باعمل به اموزههای استاد عزیز واین برای همه شدنی است اگر که تو مسیر باشند ومداومت در ساخت باورها ولایق دونستن داشته باشه

      میخوام قسمتی از کامنتم در تاریخ 1402/2/14در جواب خوابت نوشتم بایت کپی کنم وببینید که شما به شهر یاررسیدی .

      واین دلنوشته امروزت منو خوشحال‌تر کرد که حدسم درست بود که شما وارد شهرت شدی واین شهرخدا قوانینی داره داره که تو این خواب خدا بهت گفت باید ثروتمند باشی که یکی از نشانه هاش همون خونه است جزو ثروت مادی حساب میشه که در شهر خدا ساختمان کهنه شهر رو نازیبا میکنه باید خراب کنی وقصر زیبایت را بنا کنی حالا چی میخوای برای ساختن این بنای زیبا از بزرگ شهر یعنی از خدا بخواه تا بهت الهام کنه و آنچه نیاز هست بهت بده وقصرت رو بسازی تا در زیبایی وگسترش جهانت کمک کنی

      واینکه از خانواده‌ات درخواست خارج شدن ازاین ساختمان در حال تخریب با فریاد میخواستی که از این مکان خارج بشن وآنها مقاومت میکردن احتمالا توذهنت دوست داری راه و مسیر زیبای که شناختی به آنها هم بگی همراهت بشن که در مدار نیستند بقول استاد ما باید روی خودمون کارکنیم ونتیجه بگیریم وهر که تو مدار باشه به سمت این راه سعادت بخش وارد میشه مثل برادرتان .

      وخوشحال شدم که شما روی خودت کار کردی به کیش رسیدی وپدر ومادرت چه راحت پذیرفتن که باتو همیاری کنن همان مطالبی که بعداز مرخصی از کیش به گرگان اومدی وتغییرات پدر ومادر رو نسبت به خودت را دیدی وبه چه آرامشی رسیدی واین نتیجه همون کارکردن روی خودت بوده است همانطور که استاد بارها در فایلها مختلف بیان کردن ما میتونیم فقط روی خودمون کار کنین ونمیتونیم روی دیگران کار کنیم وتغییر دلخواهمان رو بوجود بیاریم

      ومن درحال درس گرفتن از مسیر حرکت شما هستم همیشه کامنتهایت را می‌خوانم ولی یک ذره تنبل تشریف دارم وکامنت نمیزارم

      وهمیشه از انسان‌هایی که در راه پیشرفت قدم برمیدارن والگویی برای دیگران می‌شوند وفعل شدن را صرف میکنن تحسین میکنم وشما یکی از الگوهای برتر سایت ومن برای پیشرفت وترقی هستین

      ازخداوند لرزوی سلامت وآرامش وثروت برایت دارم

      سلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سیما کشاورز گفته:
      مدت عضویت: 1669 روز

      سلام به سعیده ی عزیزم

      دوست، رفیق، خواهر، شاگرد زرنگ کلاسمون هرچی بگم بازم کمه

      عاشقتم به مولااااا

      سلام و سلامتی ونور و عشق و پاکی و ثروت وووو همه ی اینا به قلب سلیمت

      دعایی که همیشه تو در حق ما میکنی من این سری در حق خودت کردم

      تو همسن خواهر زاده‌ی من هستی که 14 سال ندیدمش و بسیار دلتنگم اما دیدن پروفایل تو و خوندن کامنتهای توحیدیت این دلتنگی رو کم میکنه عزیز دلم

      هر وقت از زندگی گیوآپ میکنم، قشنگ صدای خدا رو می‌شنوم که بهم میگه بدو، بدو برو و کامنتای سعیده جان رو بخون و به خود الله قسم تا کامنتت رو میخونم انگار که دوباره از مادر متولد میشم، به همون پاکی روح و روان نوزادی

      ممنونم ازت عزیزم که مینویسی واسمون

      خیلی دوست دارم

      بی نهایت

      انشاالله در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید

      دوستدار شما :سیما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1595 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    وَلِسُلَیْمَانَ الرِّیحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ ۖ وَأَسَلْنَا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ ۖ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ ۖ وَمَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِیرِ ﴿١٢﴾

    و باد را برای سلیمان [مسخّر و رام کردیم]، که رفتن صبح گاهش [به اندازه] یک ماه و رفتن شام گاهش [به اندازه] یک ماه بود؛ و چشمه مس را برای او روان ساختیم، و گروهی از جن به اذن پروردگارش نزد او کار می کردند، و هر کدام از آنان از فرمان ما سرپیچی می کرد از عذاب سوزان به او می چشاندیم.

    یَعْمَلُونَ لَهُ مَا یَشَاءُ مِنْ مَحَارِیبَ وَتَمَاثِیلَ وَجِفَانٍ کَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَاسِیَاتٍ ۚ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکْرًا ۚ وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ ﴿١٣﴾

    براى وى هر چه مى‌خواست از بناهاى بلند و تندیسها و کاسه‌هایى چون حوض و دیگهاى محکم بر جاى، مى‌ساختند. اى خاندان داود، براى سپاسگزارى کارى کنید و اندکى از بندگان من سپاسگزارند.

    =====================================

    سلاااام به استاد عباسمنش عزیزم

    سلام به استاد شایسته جانم

    سلام به رفیق های نازنین غار حرای من

    سلام و سلامتی و نور و عشق و رحمت الله به قلب سلیم همتووون!

    پنجم مرداد ماه ١4٠٣

    خداروصد هزار مرتبه شکر،برای فرصت یک روز بندگی دیگه،خدایا ازت ممنونم که یکبار دیگه منو به راه راست منحرف کردی:))) دیدین ماشین میخواد بره جاده خاکی همون اولش خِر خِر صدا میده؟اگر هوشیار باشی همون موقع فرمون رو میچرخونی،مسیر قانون هم اینجوریه،اگر خوب روی خودت کار کنی،با اولین خِرخِری که شنیدی سرررریع به پای فرمون میشی که برگردی توی مسیر !

    میشه همون داستانی که استاد گفت،تا میفهمی اوضاع الان عالیه ولی عالی‌تر نیست،سریع میفتی به فکر چاره!

    وگرنه اگر حواست نباشه ،جاده خاکی چیه،میری تو دره،بعد اگر زنده بمونی باید منتظر امداد خودرو باشی تا بتونند بیارنت بیرون!

    خداروصد هزار مرتبه شکر تا اینجای کار که تونستم خوب این ماشین رو مهار کنم،نزارم کار به امداد خودرو برسه،بخشی ازین مدیریت کردن خوب فرکانس ها هم بخاطر این صلات های توی سایته،هرچقدر بیشتر اینجا فعال باشم اصلا انگار این ماشین می‌ره روی سیستم هندزفری درایوینگ.

    منم آهنگ میزارم و میزنم و می‌رقصم و از مسیر لذت میبرم و ماشین هم خودش راحت می‌ره به سمت مقصد!

    خداروشکر،خداروشکر که امروز رهاترم،تسلیم ترم،سپاسگزار ترم و دارم تلاش میکنم بیشتر تو جاده آسفالت بمونم.

    برای یک ماه تابستون،به خودم برنامه ی لیزر فوکس دادم تا الان خیلی هم خوب عمل کردم،و انشالله در ادامه هم با همین انرژی پیش میرم و سدها رو میشکونم.

    به قول اون آهنگه:

    من از دم شکستم هر سدی که جلوم بود

    یه جاهایی رفتم که قبل من پلمپ بود

    اصلا نذاشتم دلگیر شه روزگارم

    چون قصد نداشتم هیچ موقع کم بیارم

    این فایل بی نظیر رو دیروز چندبار گوش کردم و صحبت های استاد رو توی دفترم یاد داشت کردم و با هر تیکه ی این صحبت ها قلبم روشن و روشن و روشن تر شد !

    خیلی باحاله دیگه خداوکیلی ،اینطورنیست؟

    اینکه انقدر ایمان داشته باشی قوانین موی لای درزش نمیره،هیچ اشتباهی رخ نمیده،هرگز نمیشه که از مسیر قانون پیش بری و نتیجه نگیری.

    به قول استاد پات روی زمین سفت باشه و بدونی اگر این مسیر رو بری حتما به نتیجه میرسی،مثل اون خبرنگار که از فضانورد پرسید شما مطمئنید که با همین فرمون برید فضا،با همین فرمون برمیگردید زمین؟!

    اون فضانورد هم این پاسخ قشنگ رو بده:

    Physics doesn’t change

    من جای اون فضانورد بودم گلوم رو صاف میکردم و باااا صووووت میخوندم :)))

    ( در سبک صوت عبدالباسط خوانده شود لطفا!)

    أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    سُنَّهَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ ۖ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا

    :))))))))))))))))))))))))

    خدایا شکرت که اون روی مسخره بازیم رو آوردی بالا:)همینو دوست دارم،ول کن بابا ،به من چه اون بیرون چه خبره،یا به قول استاد به من چه که توی زندگی بقیه داره چه اتفاقی میفته؟اونیکه مهمه اینکه من دوست دارم توی زندگی من چه اتفاقی بیفته!

    اوضاع از قبل بهتره؟خدااااروصدهزار مرتبه شکر!بهترم میشه!قانون داره جواب میده!من باید بیشتر روی عمل به قانون کار کنم!

    استاد ازت ممنونم بی نهایت برای این کلام وحی منزل شما،از استاد شایسته ی عزیزم ممنونم که با قلب سلیمش فایل هارو به موقع آپلود می‌کنه ،از خودمم سپاسگزارم :) که جام رو روی دوش خدا حفظ کردم و هم آهنگ با جریان هدایت دارم پیش میرم.

    امروز براش نوشتم پسر!

    من سه تا چیز ازت می‌خوام فقط!

    توی این سه تا مورد کمکم کن!

    بقیه ش با خودم :)

    یک!

    بهم قدرت سپاسگزاری بیشتر بده!

    دو!

    کمکم کن هر روز بیشتر از دیروز ،تسلیم تو باشم و جز چشم هیچ چیز دیگه به زبون نیارم.

    سه!

    بهم قدرت زندگی در لحظه رو عطا کن،که به فردا فکر نکنم و فقط این ٢4ساعت رو درست زندگی کنم.

    باتشکر از پاسخ‌گویی ٢4 ساعته شما با شماره ی تماس ادعونی استجب لکم :)

    آها یک چیز دیگه هم گفتم بهش،گفتم ببین تو بیرون از من که نیستی،خودت گفتی توی قلب منی وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ

    دیگه خودت به ضعف و ناآگاهی و احساسات من آشنایی ،فرمون دست خودته،خلاصه هم منو ببخش و هم من رو با تموم اشتباهاتم بپذیر که جز تو هیچ پناهی ندارم .

    خداروشکر که همیشه در توبه و برگشت بهش بازه و کسی لای در نمیمونه:)

    ازینجا به بعد می‌خوام صحبت های استاد رو که توی دفترم نوشتم توی این کامنت مکتوب کنم ،هم برای تاثیر پذیری بیشتر ذهنم و هم بعدها بتونم راحت بهش دسترسی داشته باشم و ازش استفاده کنم .

    به امید الله مهربانم .

    ===================================

    تفاوت آدم های موفق و سوپر موفق:

    این قانون رو بارها و بارها به یاد بیار:

    جهان در هرلحظه،داره با فرکانس های من،با فرکانس های این لحظه ی من،لحظه ی بعد من رو خلق می‌کنه!

    جهان اطراف من یعنی:آدم های اطراف من،شرایط اطراف من،ایده های اطراف من،موقعیت های اطراف من،آنچه در حول و هوش من اتفاق میفته

    هرآنچه که اتفاقات آینده ی من هست و اطراف من هست====>داره با فرکانس های این لحظه ی من،درآینده خلق میشه!

    بنابراین خیلی مهمه که من در هر لحظه آگاه باشم که دارم توی چه مسیری حرکت میکنم.

    این موضوع باید در اولویت و همیشگی باشد!

    ===================================

    ویژگی مهمی که باید در خودمان ایجاد کنیم:

    سعی کنیم همیشه از قبلمون بهتر باشیم،سعی کنیم قبل ازینکه جهان چک و لگد هارو بزنه،خودمون را بهتر کنیم!سعی کنیم!

    در این صورت:اوضاع فقط میتواند بهتر شود!

    این دلیل اصلی عالی یا خیلی عالی پیش رفتن زندگی استاد در شرایط عاطفی،مالی،سلامتی آرامش ،معنویت و… است.

    ===================================

    در زمانی که نتایج عالی هست ولی خیلی عالی نیست:

    اینجا باید بفهمیم که باید شرایطمان را بهتر کنیم و عالی تر کنیم.

    بخاطر همین استاد همیشه میگه:

    من باید حرکت کنم،باید افکار درست داشته باشم.

    سعی کنیم همیشه در حوزه ی کاری،در حوزه ی روابط،حوزه ی کار کردن روی باورهامون،انقدر کار کنیم که واقعا وقت نداشته باشیم هیچ کار دیگه انجام بدیم!

    این چیزیه که داره نتایج رو بزرگ و بزرگتر می‌کنه و این اون مسیری که ما باید طی کنیم.

    و بعد وقتی نتایج پیش میاد

    به جای اینکه مغرور بشیم،یا بیفتیم توی روزمرگی:

    به خودمون بگیم ایول!ایول!

    قانون داره جواب میده!

    حالا من با تعهد بیشتری ازین قانون استفاده کنم

    اگر سپاسگزاری داره جواب میده،با تعهد بیشتری از سپاسگزاری استفاده کنم

    ===================================

    صبر به معنی این نیست که ما یکسری تغییرات رو روی خودمون انجام می‌دیدیم و هیچ نتیجه ای هم به وجود نمیاد وما باید صبر کنیم.

    اصلا جهان اینجوری عمل نمیکنه …

    به محض اینکه ما تغییر میکنیم=شرایط تغییر میکند!

    ممکنه تغییرات به اندازه ای که آرزوی ماست نباشه.

    اما به اندازه ای که ما تغییر میکنیم جهان تغییر می‌کنه.

    بچه ها این مورد رو فراموش نکنید:

    وقتی میری جلوی آینه و دستت رو میبری بالا!

    آینه کی دستشو می‌بره بالا ؟!

    همون لحظه دستشو می‌بره بالا ؟!یا با دوساعت تاخییر دستشو می‌بره بالا ؟!

    جهان اینجوری عمل می‌کنه!

    جهان دقیقا همینجوری عمل می‌کنه

    اگر تو! انقدر@@تغییر کنی!

    جهان هم انقدر @@تغییر میده نتایج زندگیتو!

    کِی؟!

    همون لحظه!همون لحظه!

    مشکل چیه ؟!

    مشکل اینکه افراد انقدر @@ تغییر میکنند.

    و بعد می‌خوان جهان انقدر@@@@@@@@@@براشون تغییر کنه!

    بعد چون انقدر تغییر نمیکنه،فکر میکنند جهان تغییری نمیکنه!

    جهان داره تغییر می‌کنه !

    کِی ؟!

    همون لحظه! به اندازه ای که تو فرکانس هات و باورهای داره تغییر می‌کنه!

    که البته تغییرات بزرگتر همیشه :

    در عملکرد تو!

    در شخصیت تو!

    در رفتار تو!

    خودش رو بروز میده.

    به همون اندازه،جهان همون لحظه،جهان تو،جهان اطراف تو تغییر می‌کند

    همون لحظه،به همون اندازه

    بنابر این نیست که بگم من روی خودم کار میکنم و بعد !صبرررررررررر میکنم!

    (اینجا همه دست بزنید لطفا)

    منم رفتمو صبر پیشه کردم

    هی صبر هی صبر بازم صبر

    تا تو قلب سنگت پیشه کردم

    نه !

    من میام تغییر میدم خودم رو!و همون موقع نتایج تغییر می‌کنه!

    =====================================

    چرا من برخلاف بقیه ی بچه ها،گول این صحبت رو نخوردم که چرا من تغییر کردم ولی جهان من تغییر نکرد؟!

    چون من از همون اول فهمیدم،من توانایی تغییر به یک مدار خیلی بالاتر از مدار فعلیم رو ندارم

    من میتونم یک ذره بهترش کنم!

    بعد یکذره روی خودم کار میکردم،همون موقع مسافر بعدی که سوار میشد،یک درجه از مسافر قبلی بهتر بود!

    بعد من می‌دیدم اینو!

    میگفتم این مسافر که همین الان من دارم این صحبت هارو میکنم سوار شد،مسافر خوش اخلاق تری از قبلی بود!

    بله! یک میلیارد تومان رو توی زندگیم نیاورد اون مسافر—–>منم اندازه یک میلیارد تومان تغییر نکرده بودم!

    =====================================

    درمورد مسائل مالی:

    بعد از بررسی فرکانس ها از نظر مالی فهمیدم من به صورتbase و پایه در مورد مسائل مالی،باورهای نادرستی دارم.

    من به صورت بنیادین همون باور های قبلی رو دارم.

    همون باور کمبود

    همون باور آدم های ثروتمند میرند جهنم و هرچقدر ثروتمند تر شوی،از خداوند دورتر میشوی

    و…

    از فردای همون روزی که من روی باور های مالیم کار کردم!

    نتایج بهتر شد!

    مسئله اینکه درمورد مسائل مالی:

    همیشه توقع ما خیلی بیشتر ازونی که داریم کار میکنیم

    درمورد مسائل مالی،همه ی ما یک توهمی داریم.

    مثل این میمونه که مثلا یک دونه بیل میزنیم،و انتظار داریم با همون یک دونه بیل،ساختمون درست بشه!

    منم توقعم بیشتر بود ولی واقعیتش این بود که به اندازه ای که تغییر کردم،نتایج داشت تغییر میکرد،درآمد داشت بیشتر میشد.

    ذهن منم هر روز چرت و پرت می‌گفت،منم هی آگاهانه بهش میگفتم و باز ذهن چرت و پرت می‌گفت و من باز …

    یک جنگ و جدال همیشگی بین من و ذهنم بوده و هست! و خواهد بود!

    ولی واقعیت اینکه،نتایج داشت بهتر میشد ولی من دوست داشتم خیلی بهتر بشه،درحالیکه نمیتونستم باورهام و عملکردم رو یکدفعه خیلی بهتر کنم

    بعد اومدم باورهام رو عوض کردم.

    درنتیجه:

    عملکردم عوض شد

    مسئولیت کل کسب و کارم رو برعهده گرفتم

    و گفتم :

    من باید حل کنم مسائل رو،نباید فرار کنم،نباید آشغال هارو بریزم زیر مبل!

    و بعد :

    نتایج بهتر و بهتر شد

    بنابراین اون تیکه ای که بچه ها دارند فکر میکنند که من دارم تغییر میکنم ولی نتایج تغییر نمیکرده،و منم رفتم صبر پیشه کردم رو باهاش مخالفم! نه!

    به اندازه ای که تغییر می‌کنی!

    در همان لحظه

    جهان دارد به شما تغییرات را نشان میدهد!

    در همان لحظه!

    اما به این دلیل که

    تو نمیتونی خیلی تغییر کنی!

    نتایج هم یکدفعه تغییر نمیکنه!

    =====================================

    آقاااااا،این همین آگاهی های ارزشمند رو بگیرو باور کن و به قول استاد برو صفااااا کن برای خودت !

    نوشتن این کامنت از صبح توی خونه شروع شد،بعدش که میخواستم برم سر کار ،قلبم گفت دفترت رو ببر همراه خودت اونجا وقت داری ادامه ش بدی،منم لبیک گفتم. و همینم شد خداروشکر

    خیلی دلم میخواست این کامنت رو ادامه بدم ازونجا که نشانه ی امروز من روانشناسی ثروت بود ،دلم میخواست چندتا الگوی آدم های ثروت که این چند روز دیدم رو بنویسم ولی دیگه جریان هدایت یاری نمیکنه،یکم خواب آلودگی داره تمرکز منو میگیره .خداروصدهزارمرتبه شکر برای قانون سلامتی و قدرت جسم و انرژی های آزاد شده،با اینکه من خیلی درست به قانون سلامتی عمل نمیکنم از نظر ورزش و حجم پروتئین دریافتی و مکمل ها …ولی کلا در ٢4ساعت 6/٧ ساعت می‌خوابم و زمان باقی مانده همه ش سوده وسوده و سوده

    استاد عزیزم ازت سپاسگزارم و دعا میکنم کامنت های بعدیم از نتایج بزرگتر و قشنگتر از قانون باشه…

    فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ وَلَا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لَا یُوقِنُونَ

    پس صبر کن که وعده خدا حق است. مباد آنان که به مرحله یقین نرسیده‌اند، تو را بى‌ثبات و سبکسر گردانند.

    قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان

    جزیره ی زیبای توحیدی کیش

    سعیده در پی معرفت و خودشناسی

    پ.ن: اگر دیگه کامنتی از من روی سایت نیومد احتمالا در اثر این گرما و شرجی جزیره ،یا ذوب شدم ،یا تصعید شدم رفتم هوا :)ازین دوحالت خارج نیست :)

    جنوبی های عزیییییز!

    چه خبرتوووووونه؟

    چه خبررتوووووووووونه؟!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 272 رای:
    • -
      سید مهدی جزایری گفته:
      مدت عضویت: 2396 روز

      سلام سعیده جان

      حال و احوال شما؟

      تلگراف بلند و بالای شما رو دیدم ، در جواب به کامنتی که برایت نوشته بودم

      چقدر طولانی بود و البته زیبا ، خواندنی ، توحیدی و طبق معمول آموزنده

      من چند بار خواندمش

      این که در جواب به متنی که من برای شما نوشتم، شما این طور بیایی و دیتیل وار پاسخ من رو بدهی، نشان از یک روح بزرگ و مهربان دارد

      واقعاً دست مریزاد خاخور !

      ======================================

      در کامنتت چقدر قشنگ دوره احساس لیاقت رو توصیف کردی

      خیلی برام جالب بود و وقتی داشتم می خوندم نیشم باز شده بود :)))

      حتی جای نشستن بچه ها رو هم تعیین کرده بودی

      عجب ذهن خلاقی داری

      تو یک نویسنده بالقوه ای به نظر من !

      بگذریم

      آره خواهر عزیزم

      واقعاً دم استاد گرم که چه محفل بهشتی برامون درست کرده

      من بعضی از بچه های سایت رو فالو دارم و وقتی کامنت می گذارند ، برایم ایمیل می‌شود

      یک حسی به من می گه اسم های قشنگ شون رو اینجا بنویسم

      البته این لیست خیلی بلند و بالاست ولی من تا آنجایی که یادم باشه اسم ها رو می نویسم

      من مسلسل وار اسم ها رو میارم ولی شما قبل از اسم آقایان، عبارت «جناب آقای» و قبل از اسم خانم ها، عبارت «سرکار خانم» رو اضافه کنید !

      ضمناً این اسم ها هیچ ترتیب خاصی ندارد و من همینجوری هردمبیل یعنی بدون ترتیب و قاعده خاصی می نویسم

      1. سعیده شهریاری

      2. ساناز جمشیدیان

      3. علیرضا یکتای مقدم

      4. مهشید

      5. صفاگنجی

      6. محمدرضا روحی

      7. جمال خسروی

      8. احمد فرهنگیان

      9. سعیده رضایی

      10. حسام

      11. رویا محمدیان

      12. محجوبه

      13. مرضیه ابراهیمی

      14. رضا عطارروشن

      15. سید علی خوشدل

      16. شکیبا و عادله

      17. سید علی موسوی ارشد

      18. رها

      19. سمیه زمانی

      20. باران

      21. آقای ظاهری

      22. ناهید رحیمی تبار

      23. ارمغان رضوی

      24. حسن کفاش دوست

      25. مهدی رجبی

      26. فاطمه و رسول

      27. محمدمهدی

      28. فرشته کوهستانی

      29. زکیه لرستانی

      30. مریم

      31. رضا دهنوی

      32. سیده مینا سیدپور

      33. غزل عطایی

      34. ماریا اکبری

      35. ثریا حشمتی

      36. فهیمه زارع

      37. حسن گرامی

      38. عمران نوری

      39. امیر رجب پور

      40. حسین رجب پور

      41. مهسا سالاروند

      42. سید حسن

      43. ناصر

      44. میثم رخشان

      45. زهرا نعیمی

      46. مهدی حوازاده

      47. یاسمن زمانی

      48. سمانه جان صوفی

      49. فرنگیس محمدی

      50. نگین

      51. آزاده

      52. Ehsan Moqadam

      53. استخر

      54. اعظم برزگری

      55. فاطمه کیخا

      56. امیرحسین روشنگر

      57. محمد حسین تجلی

      58. مجتبی کاظمی

      59. ابراهیم

      60. مهدیه وهبی

      61. رویا میانکاله

      62. سینا سبزواری

      63. ستاره بنی نجاریان

      64. سعید پاکدامن

      65. پاکیزه بارکیزی

      66. زلیخا جهانگیری

      67. هلنا

      68. حامد امیری

      69. سلما مصدق

      70. حوری باختری

      71. نسرین سلطانی

      72. یزدان نظری

      73. لیلا بشارتی

      74. گروه تحقیقاتی عباس منش (مریم جان)

      75. لیلا شب خیز

      76. آینا راداکبری

      77. شهرزاد

      78. اسداله زرگوشی

      79. افشین

      80. مهدی سابقی نژاد

      81. جواد بایرامی

      82. غزل عطایی

      83. Sorur Yaghubi

      84. مریم رنجبر

      85. مریم اشکی

      86. حمید امیری Maverick

      87. افلاطون نوروزی

      88. رضا زارعی

      89. مجتبی محجوب

      من مطمئن هستم با وضعیت پویا و زنده ای که سایت استاد دارد، به این لیست مرتباً اضافه می‌شود و در واقع دوستان من در این سایت بیشتر و بیشتر می‌شود

      ضمناً بعضی از این دوستانی که در بالا اسمشون رو آوردم مدت هاست که کامنتی روی سایت نگذاشته اند و یا خیلی کم کامنت می‌گذارند ، مخصوصاً اعضای قدیمی و پرستاره سایت

      من همین جا برای همه این عزیزان، نهایت ثروت و خوشی و شادی رو آرزو می‌کنم

      ======================================

      یک چیز دیگه:

      این که می آیی و صحبت‌های مهم استاد رو می نویسی و تازه، قسمت های مهم اون رو هم بولد می‌کنی، دیگه شاهکاره

      واقعاً دست مریزاد

      چقدر تمرکز و انرژی و زمان می‌خواهد که این کار رو با گوشی انجام بدهی

      ولی شما معلومه که با عشق این کار رو انجام می‌دهی

      لازم دیدم از شما تشکر کنم به خاطر این حجم از مهر و صفا

      ======================================

      یک چیزی خواستم بگم و آن این که چرا نگفتی آن را ؟!

      الان میگم منظورم چیه

      شما گفتی که می خواستی چندتا الگوی آدم های ثروت که این چند روز دیدم رو بنویسم ولی ظاهراً خسته و خواب آلود بودی و این کار رو انجام ندادی

      سعیده جان! خواهر خوش ذوق عزیزم! حتماً شما هم می دانی که باور کمبود چه بلایی بر سر انسان‌ها می آورد و از آن طرف باور فراوانی چقدر مهمه

      من تکه هایی از مطالب مهم در این مورد رو می نویسم اینجا

      اول برای خودم و بعد برای شما

      استاد عباس منش در دوره ثروت 1 و جلسات اولیه‌ی ثروت 3‌، تا این اندازه بر ساختن باور فراوانی تاکید دارد و می‌گوید وقتی این باور ساخته می شود، هزاران باور محدودکننده خود به خود از وجودت حذف می‌شود.

      ثروت یک امر ذهنی است؛ اول ذهن شما ثروتمند می‌شود و سپس‌ آن ذهن ثروتمند‌، ثروت را وارد زندگی شما می‌کند. ذهن ثروتمند، یعنی ذهنی که فراوانی را باور دارد و می‌داند که بی‌نهایت ثروت برای همه در جهان وجود دارد

      باور فراوانی که مهمترین باوری است که کل بشریت از باور نداشتن به فراوانی زجر می‌کشند و ضربه می‌خورند.. باور فراوانی اونقدر مهم است که باید همیشه روش کار کرد و نمونه آورد

      مهمترین باور برای خلق هرچیزی تو زندگیمون باور فراوانیه و کل بشریت داره از باور کمبود که متضاد باور فراوانیه داره ضربه میخوره.

      ======================================

      حالا اینها رو گفتم که چی؟

      هیچی دیگه

      اگر زحمتی نیست و وقت کردی، حتماً آن چند تا الگوی آدم های ثروتمند رو که در این چند روز دیدی برامون بنویس

      تا ما بیشتر و بیشتر از کامنت های قشنگت استفاده کنیم و این ذهنِ نجواگرِ فرصت طلبِ چموشِ رو رام کنیم

      و باز هم توصیه همیشگی: باز هم برامون کامنت بنویس

      دختر توحیدی سایت

      در پناه حق باشی

      …..

      در پناه حق، شاد باشی و ثروتمند و پر از احساس خوب

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      علی بردبار گفته:
      مدت عضویت: 2169 روز

      سلام به سعیده ی رابینسون

      عامو، امون بده بچه درسخون! البته خوبه که هی کامنت زیاد میذاری یا! من ته کلاسی، همه ش رو بعنوان جزوه و تقلب، ور میدارم! آدم شیرازی حال داره تقلب بنویسه؟ خدا بابات بیامرزه به خاطر ای تقلبا!

      این روزها هوای شیراز هم خیلی بی ریخته. صبحها همچی آتیش میباره که پیاده روی هم نمیشه کرد. اگه 5 صبح پاشم، که اوکی، اگه نه ، مثه امروز، کولر رو گذاشتم رو دور کند و نشستم اینجا، جلوش. خدا رو شکر…بهشته، بهشت!

      خیلی خوب و دیتیل وار مطالب رو مرور کردی، مرسی.

      خدا رو شکر که دوباره زدی شبکه نسیم . اصلا شبکه معارف صرف، بهت نمیاد! به منم نمیاد…من که کلا برنامه لحظه ها رو در دست پخش دارم:)))

      مثال آینه و حرکت دادن دست خیلی خوب بود…. این…@@@ اینا!

      در رابطه با تصعید و اینا شدنت هم عرض کنم قانون بقای سعیده میگه :سعیده از بین نمیرود، فقط از حال خوب به حالتی بهتر تغییر شکل میدهد، پس مظلوم نمایی نکن، هیچ چیت نمیشه عامو! برو زیر کولر گازی بیشین کامنت بنویس! الان خرما پزونه. درجه حرارت باید چقد باشه که خرما پخته بشه ،ها؟ تو شیراز هم انجیر پزونه… از درخت سرکوچه، آی انجیر کندم… آی انجیر کندم! جات سبز.

      عجب وضعی… چار خط کامنت راجع به خود شناسی و خود نشناسی نوشتم، چیشوم گرم شد…پایان تلگراف:))

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1625 روز

      سلام و درود به سعیده عزیز!

      سعیده جان اینجا هم اینقدر گرما شدیده.که درخت نخلمون رنگ رنگی شده..ولی خیلی زیباست..

      از موقعه ایی که سعیده تو مسبر الهی قرار گرفته ام.تابش نور افتاب اینم تو قسمت ما!،’…. برام شده نماد ثروت و بزرگی خداوند…

      وقتی نور خورشید رو لابه لای درخت نخلمون میبینم.یه حس خاصی تو درونم ایجاد میشه..

      و روبرویم کوه هست این دو زیبایی حیاطمون باعث شده..تا قدرت خداوتد رو بیشتر درک کنم..

      اصلا اون لحظه به تمام معنا بهشت را حس میکنم…

      نمیتونم این وصف را تو این پیامم جا بزارم..

      همه چیز برام زیبا شده.حتی نور افتابم برام دلنشین شده…

      چقدر سعیده ،’وقتی توحیدی میشی،زندگی برات زیباتر میشه..

      همونجایی که قبلا زندگی میکردی برات کمرنگ بوده،الان برات ،درخشانتره ..

      بعضی موقعها،’اینقدر این طبیعت حیاطمون زیبا میشه..انگار یه قطعه ایی از بهشت را همون لحظه بهم هدیه میده خداوند!

      من این نگاه رو بخاطر ماندن در توحید میبینم..و حتی گرما برام هوای خوب و عالی میشه..

      ….

      سعیده جان از حدودا اوایل فروردین ماه هدایت خداوند برای خلق،’چیزی که اصلا فکرشو نمیکردم که میشه از همین تکنیک پول بسازم،بصورت واضح و بصورت عملی.خداوند بهم الهام کرد..الان 5ماه میگذره..

      و این مدت ،’تمرکزش خیلی زیاد بوده..

      چه درهایی بروم باز شده..چه عزت نفسی گرفتم چه تمرینات الهی ،’نصیبم شد..

      چه ترسهایی رو انجام دادم..

      الان کارم بجایی رسیده که آماده وردی مالی هست…

      ولی خداوند داره بیشتر منو وادار میکنه که روی باورام کار کنم..

      همین امروز چقدر تونستم روی باورام کار کنم.چقدر قانون الهی درست و دقیقه..

      فقط یکم عجله.باعث میشه احساسات بد و نگرانی رو بوجود بیاره…..

      و نمیزاره تکاملتو طی کنی…

      سعیده جان پیامت دقیق و درست بود…

      الان که دارم میگم بدنم میلرزه..

      چقدر قانون خداوند درست و دقیقه به اندازه ایی که روی خودت کار میکنی بهمون اندازه نتیجه میاد..

      من یوقتایی کم میارم..ولی هر چقدر روی صحبتهای استاد خیره میشی.بیشتر میدونی باید بیشتر روی قانون کار کنی..

      و این وسط چه باگهایی تو درونت پیدا میشه…باوری که سد راهته و نمیزاشته تو به نتیجه برسی!….

      سعیده امروز صحبت استاد بازم داشت تاکید میکرد روی احساس خوب داشتن..

      و داشت تاکید میکرد که احساس بد اینقدر سم هست….بهیچ وجه انجامش نمیدیین..

      سعیده بازم دیروز خداوند هدایتم کرد وای …چی بگم!

      به سوره زمر ایه 7…..

      فنبئکم بما کنتم تعلمون…برو بخونش…همون لحظه نور الهی روش چند بار برام تکرار شد…

      و همین ایه رو با ایه 105مائده …با هم مقایسه کردم…

      خداوند بصورت واضح باهام صحبت کرد…

      که من از درونت اگاه هستم و تورا اگاه خاهم ساخت..منظورش همون هدایت ما بسوی خاسته هامون…

      چیزی که برداشت کردم و مقایسه کردم دیدم اره……همینه…

      کل ماجرای ما تو این مواقع..مخصوصا کنترل ذهن..یه نیاز اساسیه که باید خیلی روش کار بشه..

      فقط اینروزا دارم روی ماندن احساس خوب…و با صحبت شما این مورد برام بولد شد بیشتر سپاسگزاری کنم.بیشتر و بیشتر..تا نتایجی که میخام وارد حیطه کاری جدیدم بشه..

      دوستتدارم سعیده جان.که اینقدر تمرکزی داری روی خودت کار میکنی..

      بعضی موقعها خیلی نجوا میاد.بهم میگه کی میاد اینچیزی که تو تولید کردی ،’فروش بره.

      .مدام وعده فقر میده..همون صحبت از نجوا و شیطان باعث میشه من متاهدتر بشم روی باورای توحیدیم کار کنم.هر چقدر پیش میرم بیشتر تشنه تر میشم..که بتونم در این مسیر پابرجا بمانم.!

      خداوند را شاکرم که دوستان توحیدی دارم و روز و ساعتم در روز ،’فقط با این نورها میگذرانم!

      و میدانم و درک کردم کسی که نور نداره هیچی نداره..تاریکی درونشو گرفته و نمیزاره حالش خوب باشه!نمیزاره زندگی پر از آرامش رو داشته باشه..

      چقدر زندگی نورانی و عطر خداوند پر از خیرو برکت و سعادتمندی در دنیا و اخرته..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      میثم شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 2078 روز

      به نام رب جهانیان

      سلام سعیده خانم

      خدایا سپاسگزارم که خوندن این کامنت زیبا رو تو این لحظه نصیبم کردی.

      سپاسگزارم از شما دوست عزیز

      بابت این دلنوشته زیبا

      واقعا لذت بردم مرحبا آفرین احسنت تبارک الله.

      بابا تو دیگه کی هستی

      چند جا از کامنت تون اسکرین گرفتم.

      و به خودم قول دادم که چند بار دیگه هم این کامنت زیبا و پر از آگاهی رو بخونم.

      بازهم از تون سپاسگزارم

      و آرزوی موفقیت،شادی ،سلامتی و ثروتمندی هر چه بیشتر براتون دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      محمدصادق امام بخش زاده گفته:
      مدت عضویت: 1846 روز

      سلام سعیده عزیز. امیدوارم حالت همیشه عالی و بهشتی باشه و نور خداوند در قلب و زندگی و احساست جاری باشه. سعیده جان همیشه از خواندن کامنت هات لذت میبرم و یاد میگیرم. شما فوق العاده هستی. سبک نوشتاریت رو خیلی دوست دارم مخصوصا وقتی آیات قران رو با اتفاقات زندگیت ترکیب میکنی واقعا تاثیرگذار هست و درک بالات از قرآن رو تحسین میکنم. بی نظیری بی نظیر. خواستم ازت تشکر کرده باشم بابت این همه انرژی و تغییرات عالی ای که تو زندگیت رقم زدی و این الگو ایمانی برای من شدی که چقدر میشه زندگی رو تغییر داد. امیدوارم که در زندگیت موفق باشی پیروز باشی جاری در هدایت های الله باشی و اتفاقات خود از در و دیوار و آسمون و زمین به زندگیت بباره. من هوای گرم رو خیلی دوست دارم، تو این هوا انرژی میگیرم، البته هر فصل از سال زیباست، و یک البته دیگه که در هوای گرم باید آب فراوان باید همیشه داشته باشم تا بتونم لحظاتم رو خوب سپری کنم. امیدوارم این هوا هم برای شما لذت بخش باشه. راستی خیلی تحسینت میکنم که به کیش زیبا مهاجرت کردی و درها رو خدا برات باز کرد، چقدر لذت میبرم از اینکه یک انسان توحیدی رو میبینم که از ترس هاش بزرگ تر شده و داره در یکی از بهترین مکان های کشور از همه لحاظ عشق میکنه و لذت میبره. لیاقتش رو داشتی و صد در صد اتفاقات بهتری برات در راهه. خدایا شکرت به خاطر این همه نعمتی که بهمون دادی. در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت باشی دوست خوبم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: