تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰ - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

482 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده آیت گفته:
    مدت عضویت: 1360 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیزم مریم جان نازنینم و همه دوستان بینظیرم در این سایت الهی

    تو کامنت قبلی که با تاخیر خیلی طولانی فک کنم 24 ساعته منتشر شد ازتون تشکر کردم بابت اینکه فایلها رو دو سه روز یه بار منتشر میکنید

    اینجا میخوام اینو اضافه کنم اگر لطف کنید و یه

    دد لاین دقیق برا انتشارشون بزارید خیلی خیلی بهتر میشه و یه تایم تقریبا مشخص برا انتشار کامنتها

    چون منه نوعی که خیلی سرم شلوغه ولی میخوام از این اگاهیها هم عقب نمونم

    خیالم راحته که مثلا هرگام فقط دو روز فرجه دارم گوش بدم کامنت بنویسم و هرکاری که باید رو انجام بدم وبعد دو روز فایل جدید میاد وهمه ی گامها روندش به همین شکله

    برا کامنتهام مثلا تو فایل قبلی انتشار اخرین کامنت با کامنت بعدیش حدود 26 ساعت بود

    خب کسی که میخواد بیشترکامنتهای جدیدو بخونه و زمان محدودی هم برا اینکار داره به یکباره با حجم زیادی کامنت روبرو میشه .

    تو کامنت گام 9 درباره ی هدایتم به این کلاس نقاشی مفصل توضیح داده بودم والان فقط میخوام حس الانمو براتون بگم

    استاد من دیروز اولین جلسه کلاس نقاشیم بود

    بالاخره وارد این ترسم شدم و انجامش دادم

    ووقتی اون کلاس تموم شد هزاران بار خداروشکر کردم که منو هدایت کرد به این کلاس به این استاد و این موسسه

    چه مرد محترم متبحر با ادب مهربان و بزرگواری استادی بنام در کار خودش

    چه خوب که به این ندای درونی گوش دادم و الان فقط با یه بار رفتن کاملا برام اشکارشد که چه هدایت نابی رو بش عمل کردم

    استاد اون خس شوق و ذوقی که شما همیشه دربارش میگید رو من الان دارم

    دیشب تا برسم خونه مثله بچه ای که یه اسباب بازی مورد علاقشو براش خریدی رو پام بند نبودم راه میرفتم ولی حس میکردم رو ابرهام و همش لبخند به لبم بود

    اون زمانی که پروانه داوری رو گرفتم خیلی خوشحال شدم ولی الان میفهمم اون یه حس غرور و رضایت از بدست اوردن یه مدرک معتبر بوده نه شور وشوق واقعی

    ولی حس دیشب من یه حس سبکی و پرواز بود یه حسی که دلم میهواست همه رو دراغوش بکشم بدون اینکه برام مهم باشه چگونه قضاوت میشم

    استاد وقتی کنار دست استاد نقاشیم نشسته بودم واون داشت اصول اولیه طراحی رو برام میکشید وتوضیح میداد

    نفهمیدم چه جوری زمان تموم شد تمام اون یکساعت وخورده ای اون میکشید و من محو بودم فقط گاهی صدای ارومشو میشنیدم و به خودم میومدم که سعیده کجایی ؟ باید اینارو یاد بگیری و خودتم بکشی

    اون قلمی که تو دستش به ارومی میرقصید و ترسیم میکرد

    برام زیباترین تصویری بود که تا حالا دیدم

    یه آن گفتم سعیده دیگه وسط جسارتت ایستادی

    بکش و برقص و بخون وشاد باش

    این مسیریه که پایانی نداره و تااخرین لحظه عمرت باید بری

    وای استاد نمیدونید چه سکوتی چه لذتی چه ارامشی بود موقعی که استادم طرحها رو میکشید

    رها و بدون واهمه و من فقط محو شده بودم مسخ شده بودم اصلا نمیتوتم حس اون دقایق رو بگم

    ولی اون شور وشوقی که شما همیشه تو فایلهاتون ازش صحبت میکنید وهربار میگید برید دنبال عشق وعلاقتون اون کاری که زمان ومکانو حس نکنید

    رو من تازه حسش کردم

    والان راصیم خیلی حالم خوبه اگه همین الان همه چی تموم بشه من اون حس رو حس کردم

    و زندگیش کردم و براهمین حسرتی ندارم دیگه

    اصلا چیزایی که نوشتم مربوط به این فایل نبود ولی حالم انقدر عالیه که اصلا نمیتونم به تاپیک این حلسه فک کنم وچیزی رو بیاد بیاورم

    خواستم ازتون تشکر کنم که انقدر این جمله رو هربار تو فایلاتون گفتید

    شور وشوق

    عشق و علاقه

    که منو وادار کردید برم ببینم چی عشقمه و اون حس چیه ؟

    حسی که الان دارمو باهیچ چیز تو این دنیا عوض نمیکنم همونطوری که این قوانین وشما واین سایتو

    وخدارو هزاران بارشاکرم که منوهدایت کرد به سمت کار مورد علاقم و همه چیه این مسیرم خودش داره برام چیدمان میکنه و میگه کجابرم چیکار کنم و….

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2510 روز

    تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 10

    بنام خداوند هدایت گرم که لحظه به لحظه من را در جهت رشد و پیشرفت در کارها و برنامه ها و امورات زندگیم هدایتی می‌کند.

    درود و وقت بخیر خدمت استادان نازنینم و دوستان عزیزی که با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون به درک و آگاهی بیشتری هدایت می شوم و یاد میگیرم و عمل میکنم ممنون و سپاسگذارم

    سوال و تمرین …چرا موفقیت شانسی نیست و چطور باید آن را خلق کرد؟

    از وقتی با مفاهیم و قوانین آشنا شدم فهمیدم که واقعا هیچ شانسی و اتفاقی وجود ندارد . البته در کلام عامیانه ما این همزمانی ها رو به اسم شانس می‌شناسیم من همیشه باید این قانون رو برای خودم تکرار کنم و درک کنم که هر اتفاقی برام پیش میاد بخاطر ارسال فرکانس های خودمون هست

    پس طبق قانون

    ما هر لحظه در حال ارسال فرکانسهایی به جهان ،هستیم

    و جهان هم مطابق با فرکانسهامون اتفاقات،شرایط،موقعیتها و ایده ها رو وارد زندگیمون میکنه

    کار جهان اثبات باورهایمان به خودمان است.. این یک قانون هست.

    جهان ما را در معرض شرایط مشابه با افکارمان قرار میدهد

    بقول استاد عزیزمون

    هر باختی، هر درد و هر زمین‌خوردنی، اگر به آگاهی منجر شود، تبدیل به نقطه‌ی عطفی الهی می‌شود

    دردها، اگر با آگاهی همراه شوند، دروازه‌ی بیداری و رشدند

    استاد جان من با اون تضادهای مالی که داشتم آنقدر درد داشت که فهمیدم هیچوقت نخوام با شانس و قرعه کشی و لاتاری بخوام خودمو امتحان کنم

    خدایاااا ممنون و سپاسگذارم برای وفور و فراوانی تمام موهبت هایی که به نوبت وارد زندگیم می شوند .. خودت هماهنگ کن … خودت چیده مان کن … خودت سرو سامان ببخش… خودت تنظیم کن خودت برنامه ریزی کن

    جهان نمیتونه آدم هایی که باهم هم فرکانس نیستن رو به مدت طولانی و یا اتفاقی و شانسی یک جا نگه داره

    وقتی شما از نظر فرکانسی خودت رو تغییر میدی و در مدار صحیح قرار میگیری

    بخاطر فرکانس های خودمون هست که در زمان و مکان درست و مناسب قرار میگیریم تا همزمانی ها اتفاق بیوفته و دقیقا همین همزمانی ها و اتفاق ها رو یکجورایی به شانس ربط می‌دیم ولی واقعا هیچ اتفاقی اتفاقی نیست بلکه دقیقا همون احساس و افکار خودمون هست که آن همزمانی ها را برامون رقم میزنه!!!

    جهان جای تو رو از نظر فیزیکی تغییر میده

    فقط خدا هست که میتونه همه چیز رو مثل پازل بچینه کنار همدیگه . اما وقتی که بهش اعتماد کنی و خودتو بسپاری بهش .

    آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟

    پاسخ این سوال رو دوست دارم در کامنت دیگه ای بنویسم . ولی یک موردشو اینجا می‌نویسم

    بارها چنین تجربه هایی رو داشتم بخصوص زمانی که از اون خانه ی قبلی می‌خواستیم جابجا بشیم در شهریور سال1401 . بود که تمام اینترنت ها قطع شده بود .. مدیریت ساختمان بهم ریخته بود و درگیری در مدیریت و ساختمان بوجود اومده بود از طرفی هم مالک مون سه ماه زودتر میخواست خونه رو تحویلش بدیم .. از طرفی هم پول پیشم برای آن جابجایی به اندازه ی کافی نداشتم . از طرفی هم ذهن نجواگرم بهم حمله کرده بود . در واقع ظاهر قضیه آنقدر نامناسب بود که حد نداشت ولی لطف خداوند شامل حالم شده . خودمو بستم به فایل های مصاحبه ی استاد با دوستان . و تونستم ذهن مو کنترل کنم و شکرگذاری هامو بطور مداوم می‌نوشتم .. و خداوند درهای رحمت و کرم الهی به رومون باز شد … از طرفی پول پیش خانه ام از طرف یکی از آشنایان جور شد آن هم یهویی !!!

    و خدا رو شکر در یک همزمانی جادویی قرار گرفتم که برای یکی دو ساعت اینترنت در آن زمان ساعت 4 صبح وصل شد که دخترم تونست وارد سایت دیوار بشه و این خونه ای که دلبخواه مون بود رو در سایت دیوار پیدا کرد و دقیقا مالک این خونه هم در همون ساعت این خانه رو برای رهن و اجاره توی سایت دیوار تبلیغ شو گذاشته بود و آنقدر همزمانی های قشنگی رو در اون شرایط حساس و شلوغی ها تجربه کردم که باور کردنی نیست که اینقدر همزمانی ها رو خداوند برامون چیده مان کرده بود برامون بوجود آمده بود که هنوز که هنوزه همه میگن چقدر شانس آوردید که همه کاراتون با هم اوکی شد!!!

    ولی من خودم می‌دونم که چطوری خودمو روی مومنتوم مثبت نگه داشته بودم .. خودم و خدای درونم می‌دونه که چقدر قدرت کنترل ذهن در آن شرایط واقعا چقدر کار آسونی نبود ولی بلطف خداوند و فایل های استاد عزیزمون خداوند این قدرت رو به من داد تا تونستم این همزمانی ها رو بقول عامه مردم این خوش شانسی رو رقم بزنم . و خداوند از بی نهایت دستان خداوند و شرایط و اوضاع و موقعیت ها و افراد این همزمانی ها رو برای من و دخترم رقم زد خدایااا شکرت

    داستانشو توی پروفایلم نوشتم

    خدایاااا شکرت

    بهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2157 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سرزمین توحیدی عباس منش تا با درک قوانین ثابت جهان هستی خالق تمام عیار خواسته هام باشم

    هیچ‌چیز در زندگی ما شانسی نیست هر شکست، نشانه‌ای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.

    تمرین این قسمت:

    آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی….

    مثال من برای اوایل سال 97 که چندین ماه بود به صورت جدی با آگاهی های توحیدی استاد عباس منش آشنا شده بودم و رو خودم کار میکردم ، پراز انگیزه برای تغییر شرایط زندگیم بودم چون در همه ی زمینه ها شدیدا نیاز به تغییر رو احساس میکردم

    اون زمان با دست خالی و بدون مدرک و بدون پول و پارتی شروع کرده بودم به اجرا،از باشگاه کوچیک دوستم شروع کرده بودم و بعد گام بزرگتری برداشته بودم و رفته بودم سراغ شهرداری شهرمون و به کمک شورای شهر سالنی گرفته بودم و سمینار برگزار میکردم و آموزش میدادم و پول درمی‌آوردم ، کارم داشت وسیع میشدو تبلیغات مو تو سطح شهر پخش کرده بودم و قرار بود تو مرداد ماه همون سال 97 بزرگترین اجرامو داشته باشم همه ی کارهامو انجام داده بودم و شاگردهای قبلیم همه دوستانشون رو دعوت کرده بودن و خلاصه من با شادی و نشاط منتظر رسیدن روز و زمان اون سمینار باشکوه بودم که یک ساعت قبل از اجرا ، از طرف شهرداری بهم زنگ زدن که نمیتونی اجرا کنی و سالن رو بستن تا مراجعه کننده ها و مدعوین نتونن وارد بشن

    اصصصلا باورم نمیشد این اتفاق برام افتاده باشه چون بنظر خودم گام به گام داشتم با درس های این سایت پیش می‌رفتم

    راستش نمیتونستم برم دم سالن ببینم موضوع چیه چون شاگردام و دوستاشون و خانوادم و کسانی که تبلیغاتمو دیده بودن همه اومده بودن و پشت در بودن و اگر منو می‌دیدن من جوابی برای این کنسلی نداشتم

    فردا صبحش رفتم پیش مرجع مربوط و ایشون گفت کاری از دستم بر نمیاد چون تو مدرک مرتبط با اجرات نداری راستش من حتی مدرک تحصیلی درست حسابی هم نداشتم چون دیپلمه بودم و فقط به پشتوانه اینکه استاد تونسته منم میتونم پیش رفته بودم

    همون روز تو اینترنت دنبال گرفتن مدرک رفتم و درست مطابق قانون جهان باهام همکاری کرد و هدایت شدم به دانشگاه تهران که فرداش کلاس های اون حوزه داشت برگذار میشد که رفتم ثبت نام کردم و شیش ماه با وجود داشتن بچه ی کوچیک بدون وسیله و با اتوبوس بین دو استان تهران و قزوین در رفتو آمد بودم تاآموزش دیدم و مدارک مربوط رو گرفتم و با دست پر اومدم شروع به اجرا کردم و هم زمان ادامه تحصیل دادم و کارشناسی هم گرفتم و اجراهام به دانشگاه ها هم کشیده شد و من با اولین نشانه حسابی پرواز کردم

    بجای بغل کردن زانوی غم ، پاشدم و تصحیح مسیر کردم و رشدکردمو پاسخش رو هم به نحو احسنت دریافت کردم

    امروز صبح تو تمرین ستاره ی قطبیم داشتم از موهبت هایی که خداوند بهم داده می‌نوشتم و متوجه شدم من چقدر آسانم برای آسانی ها و بعدش متوجه شدم که من از طریق این آگاهی ها یادگرفتم که خیلی جاها با اولین نشانه ها خودمو ارتقاء بدم برای همینه که آسان هستم برای آسانی ها و کارهام به آسانی پیش می‌ره چون خودم خودمو بهبود میدم و نمی‌زارم کار به چکو لگد برسه

    واقعاتاقبل از امروز صبح فکر نمی‌کردم که انقدر عالی این قانون رو اجرا میکنم ، واقعا این نوشتن ها معجزه می‌کنه

    خیلی سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین ، من واقعا تمااااااام زندگیم براین اساس پیش می‌ره واگر این آگاهی ها نباشه حتی برای لحظه ای این زندگی رو نمیخوام

    خدایا شکرت که هدایتم کردی به این مسیر

    استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین

    ماریای عزیزم ، دختر فوق العاده ، دخترشجاع ازت سپاسگزارم که طبق قوانین زندگی می‌کنی و خوب زندگی می‌کنی

    خدایا منو هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2269 روز

    به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی وزیبایی و عزتمندانه

    سلام استاد جانم و مریم جانم عاشقتونم

    دوست عزیزمون اقا سعید که تونسته بودن موفقیتهای خوبی رو کسب کنند و خوشبختانه نتایج عالی بود ودر مسیر رشد و پیشرفت بیشتر قرار دارند و از تضادی که براشون پیش اومده بود تونسته بودند خوب ذهنتون ذهنشون رو کنترل کنند به خصوص پولی که برای دیگران بود هم از دست دادند تو بازی قمار و اینجا دیگه اون سرزنشهایی که دیگران بهت میکنند واقعا سخته و جوابگو بودن در حالتی که میدونی اشتباه از خودت بوده خیلی کنترل ذهن میخواد که خوشبختانه خوب از پسش برآومدند و این خیلی جای شکرگزاری داره که میشه از هر جایی که هستی با هر اشتباهی که کردی ذهنتو کنترل کنی خودتو سرزنش نکنی و از تجربه ات درس بگیری و باز با امید و توکل به خدا کار رو شروع کنی از مسیر درست بری باورهای درستی بسازی و ادامه بدی با رعایت قانون تکامل حتما جواب می گیری و آقا سعید الگوی خوبی هستند که مسئله رو حل کردند

    استاد من خواهرم یکبار اومد از طریق سایت شرط بندی پول بسازه چون چند بار دیده بود که چقدر تبلیغ میکنند که چجوری میشه تو این بازی یه شبه پول ساخت که البته این یه ترفندی هست مثل ترفند پونزی که میان این وعده رومیدند و واقعا هیچ وقت نمیشه بدون رعایت قانون تکامل یه شبه به پول رسید هیچ شانسی نیست خدا تاس نمیندازه خلاصه خواهرم چند بار پول گذاشت و چند بار هم پول بیشتر شد و اینکه دید پول بیشتری ساخته ترغیب میشد هر بارپول بیشتری بزاره که یکدفعه همه پولش رو تو یک چشم به هم زدن از دست داد و تمام زمانی که بازی میکرد پر از استرس بود (البته قبل از آشنایی با شما و قوانین بود )ولی واقعا یه چیزی درون من میگفت این مسیر درست نیست این هیجانی که اخ جون پولم زیاد شد بعد یه دفعه استرس و ناراحتی که وای پولم کم شد اصلا هیچ لذت و آرامشی نیست و واقعا میشد فهمید یه جای کار ایراد داره وقتی تو هیچ چیزی یاد نمیگیری هیچ مسئله ای رو حل نمیکنی هیچ پیشرفتی و گسترشی در جهان با حل مسئله ایجاد نمیکنی خوب معلومه مسیر درست نیست

    امروز داشتم فیلمی از ایلان ماسک می دیدم تو یوتوب که پرتاب فضاپیمای (دراگن) اسپیس ایکس با ۴ سرنشین ۱ خانم و ۳ مرد از فلوریدا به ایستگاه فضایی بین المللی رو به فضا پرتاب کرد و قرار این ۴ فضانورد ۶ ماه در ایستگاه فضایی بین‌المللی بمونند و تحقیقات کنند چه مسئله ای رو در جهان حل کرده گفتم این فرد چقدر زیبا کل کارهایی که کرده یه مسئله مهمی رو حل کرده ودر واقع استاد حل مسئله هستش و این حد از ثروت حق طبیعی کسی هست که چنین مسائل گسترده ای رو حل میکنه و جهان رو رشد میده ما انسانها هر کدوم با قدرت حل مسئله پا به این جهان گذاشتیم و پتانسیل اینو داریم که خلق کنیم و دستی از دستان خداوند باشیم برای گسترش جهان اگر خودمونو باور کنیم و به تواناییهامون ایمان داشته باشیم و خوب اونوقت خیلی راحت و طبیعی میتونیم تو مسیر درست ثروت بسازیم این که میخوایم تویه شب به پول میلیاردی برسیم نشون از باور محدود کننده ما در مورد اینکه زمانی نداریم باید عجله کنیم و راهی پیدا کنیم که یه شبه به پول زیادی برسیم هم نشات میگیره هر کدوم از ما با هر کاری که دوست داریم و با عشق انجام میدیم میتونیم آنقدر لذت ببریم که گذر زمان رو اصلا نفهمیم بلکه فقط بخوایم از زندگیمون تو لحظه لذت ببریم اونوقت صددرصد پول هم خیلی طبیعی و بدیهی وارد زندگیمو ن میشه اگر این مسیر الهی رو با باورهای درست طی کنیم هم لذت میبریم هم ثروت می سازیم هم رنجی نمیکشیم هم کلی خودمونو تجربه میکنیم و هم ارزشی خلق میکنیم و همش سوده

    استاد اینکه هر بار اشتباهی کردیم به خودمون تعهد بدیم که دیگه این اشتباه رو تکرار نمیکنم و بتونیم در هر موقعیتی به این تعهد عمل کنیم کمک بزرگی به خودمون کردیم و اون یکبار تجربه رو درسی که ازش گرفتیم رو در هر موقعیتی که وسوسه میشیم یادآوری کنیم و متعهد باشیم و به خودمون یاد آوری کنیم قانون بدون تغییر خداوند رو که هیچ چیزی دراین جهان اتفاقی رخ نمیده و اگر بخوایم این قانون رو در نظر نگیریم حتما چک و لقد جهان رو تجربه میکنیم

    استاد و مریم عزیزم سپاسگزارم که این گفتگو رو داشتید و تجربه خودتون رو گرفتید که خیلی آموزنده بود سپاسگزارم و عاشقانه خیلی زیاد 😍😍😍😍

    خدایا عاشقتم که عاشقمی 😍😍😍سِودا❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 1115 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم

    سلام عزیزان جان و همسفران بینظییییر که قدم به قدم تکاملی و ثابت قدم ومتعهد انه در فایلهای بینظییییر سفر نامه با هدایت خداوند همراه هستیم و با عشق در مدار شنیدن روز111

    از فایل مصاحبه گفتگوی استاد با دوستان عزیز و تغییر یافته هستیم که بهترین الگو ها برای رشد و پیشرفت ما هستند

    با تمام وجودم تحسین میکنم استاد و دوستان عزیزی که همون اول با چک و لگد های جهان درس می‌گیرند و تعهد بین خودشون و خدای خودشون می‌بندند و درس های جهان را میگیرند و به قانون عمل گرا تر و براساس طی کردن تکامل جهان پیشرفت و ترقی می‌کنند

    خدایا شکرت که من هم از زمانی که در این سایت الهی هدایتم کردی تعهد دادم که سر به تغییر خودم و زندگی ام بگذارم و هرروز با عشق الهی و هدایت الهی دارم تکاملم را طی میکنم و هر روز سعی میکنم یه ذره بهتر و عملگراتر باشم به ایده های الهامی از طرف خداوند

    استاد عزیزم من هم با اینکه در سایت بودم و داشتم روی دروه بینظیر قانون آفرینش کار میکردم و شهریور ماه که تولد پسرم بود و دخترم بهم گفت که استخر آبی واسم بگیر تا توش آب بریزم و بازی کنم و من خودم به شخصه درآمدی نداشتم و همسرم دستی از دستان خوب خداوند است در زندگی ام که بهم پول میدهد تصمیم گرفتم که خودم پول بسازم و هدایت شدم به فایل های دانلودی ثروت در سایت و متعهدانه همون روز روی چند کاغذ زیبا تعهد دادم و نوشتم و به چند قسمت از خانه چسباندم به همراه فرزندانم

    و من از همون روز که تعهد دادم خداوند بهم ایده داد که تو که رفتی چند کلاس آموزشی هنری و چند هنر الان آموزش دیده ای پس بیا از همینجا شروع کن و رفته رفته من هدایت شدم به دستان خوب خداوند و درآمدم از زیر صفر الان به ماهی سه برابر هم بیشتر رسیده

    درسته که زیاد نیست و هنوز این راه تا ابد باید ادامه داشته باشد و من باید هر بار بیاد بیاورم که از کجا شروع کردم و الان کجا هستم

    باید کنترل ذهن بیشتر داشته باشم

    ممکنه که نه صدر صد ذهن میگه نتایج بزرگت کجا هستند پس چرا هنوز به استقلال مالی نرسیده‌ای چرا ثبات اقتصادی نداری

    من باید قبول کنم که ذهن عزیزم بیا رو راست باشیم من که خودم می‌دونم درآمدم زیر صفر بوده و هیچ ورودی از خودم نداشته ام و حالا که شروع کرده ام پس باید صبور باشم و از مسیر رسیدن به خواسته هام لذت ببرم و بدون هیچ عجله ای روی باورهای قدرتمند کننده کار کنم و زمان و تمرکز بزارم روی کارهای هنری ام و جهان براساس تغییر باورها و فرکانس هاو تعهد هر روز من لاجرم به اوضاع و شرایط و انسانها ی عالی هدایتم میکند

    من فقط باید اعتماد و باور و ایمان و توکل واقعی ام را نشان دهم در مسیر همه چی آروم آروم گفته میشود

    همانطور که بهم گفت

    توخود پای در راه بنه و هیچ مپرس که خود راه بگویدت که چون باید کرد

    پس من باید ایمانم را قوی تر کنم و به ایده های الهامی خداوند که با احساس خوب در من شکل میگیرد عمل کنم و ثابت قدم‌تر و اورتن و خاشع و خاضع تر باشم و کریدیت تمام کارهام رو بخدا بسپارم

    همه کاره ام خداست و من هیچی نمیدانم

    تمام ذهنم را دارم خالی میکنم تا خداوند قدرت و بخشندگی و مهربانی را در توانمندی هایم بیشتر کند

    باید جهادی اکبر بپا کنم که تمام من هاو هم هویت شدگی های وجودم را بریزم و خلأ ایجاد کنم تا قدرت خداوند را بیشتر درک کنم

    خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت قرار گرفته ام

    خدایا شکرت که مرا در معرض هدایت خودت قرار دادی هر لحظه با احساس خوب حرکت میکنم

    من هیچی نمیدانم من تسلیمم هرچی تو بگی من میگم چشم

    خدایا شکرت که باید این را هم بیاد بیاورم که وقتی من تصمیم گرفتم که تغییر کنم که همسرم هم به تضاد مالی برخورد کرده بود و اصلا خود خداوند دست بکار شد تا مارا رشد و گسترش بدهد

    ما وقتی چک ولگد ها رو خوردیم دست به تغییر شدیم با هدایت خداوند

    واقعاً زندگی ام الان 180درجه عالی تر شده و تغییر کرده

    به جرات میتوانم بگویم که با این چک و لگد های جهان ما بخودمون اومدیم

    وگرنه که خدا راهم بنده نبودیم و منم منم میکردیم

    خدایا شکرت که این تضادها اومدن که ما را بزرگتر و بهبودی بدهند در تمام جنبه های زندگی

    خدایا شکرت که تضاد ها برای من موهبتی از طرف خداوند متعال بود تا من نادان از دنیا نروم

    خدایا شکرت که در بعد انسانی ام بهم فهماندی که باید درک و شعور و را از قوانین بدون تغییر خداوند بهتر کنم

    مرا اشرف مخلوقات کردی خلیفه و جانشین خودت کردی تا هم خودم خوب زندگی کنم و هم جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنم

    خدایا شکرت که همه کاره ام تویی و من هیچ

    خدایا شکرت که همه جوره هوامو داری بینهایت سپاسگزارم

    خدایا شکرت که با تغییرات عالی و بهبود شخصیتم باورهای بهتری داره در وجودم شکل میگیرد و جهان بر اساس باورها و فرکانس های من داره اتفاقات را در زندگی ام خلق میکند

    منم که خالق زندگی خودم هستم تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها وفرکانس ها و افکار های تکراری خودم که باور ها را در من بوجود آورده بوجود می‌آید

    پی آگاهانه ورودی های ذهنم را کنترل کنم

    خدایا شکرت که بیشتر زمانم در سایت توحیدی هستم و با این آگاهی ها ی ناب الهی در سفرنامه و سریالهای زندگی در بهشت و سفر بدور آمریکا و دوره های بینظیر استاد عزیزم هدایت شده ام به بهترین های جهان هستی

    خدایا شکرت که مرا در زمره هدایت یافتگان قراردادی

    خدایا شکرت که عملگراتر و مطیع تر و سربزیر تر در مقابل بزرگی تو شده ام و عقل و هوشم را بسته ام و فقط گوش به فرمان الهامات الهی ات هستم

    شاخکهامو با اعتماد بخودت تیز کرده ام که سریع نشانه ها و ایده ها رو بگیرم و با توکل بخدا خوبم

    با احساس خوبی که در قلبم موج میزند عمل کنم به آنچه به من گفته میشود

    خدایا شکرت که هرروز از هر نظر بهتر و بهتر هستم و این راه تا ابد ادامه دارد …

    خدایا شکرت جان جانانم سپاسسسسسگزارم

    که مرا ارزشمند آفریدی

    به من توانایی های منحصر به فرد داده ای تا خودمو باور کنم خدای درونم را باور کنم که من با نیروی هدایتگر درونم همراه هستم و بدون اجازه اش کاری نکنم با احساس بد تسلیم باشم و دست به کاری که نبایدرا نزنم

    با احساس خوب هم فروتن باشم و در هر لحظه خدا را ببینم که خودشه که داره اسانم میکند براسانی ها

    خیلی راحت و زیبا و ساده و عزتمندانه مرا هدایت کرده است

    خدایا شکرت برای عزیزان هدایت یافته ام در این مسیر الهی

    خدایا بر دوستان خوبم بیفزا

    خدایا شکرت که جهان سرشار از نعمت و ثروت و فراوانی و خوشبختی و روابط عالی و معنویت و سلامتی و سعادت و رستگاری است

    خدایا شکرت که من با عشق هر روز روی بهبود شخصیتم کار میکنم و یه ذره بهتر از روز قبلم عمل میکنم

    خدایا شکرت که در همه کس و همه چیز تورا میبینم

    تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان

    خدا یا شکررررررت خوشحااااالم که دارمت در تمام لحظات زندگی ام

    خدایا شکرت که من تکه ای ارزشمند از وجود پاک خداوند هستم و همین که نفس میکشم ارزشمندم وسلاااام

    خدایا شکرت که دستم را گرفتی و همراه و هماهنگ با تو هستم

    خدایا شکرت من تسلیمم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3147 روز

    به نام خداوند حی و حاضر

    سلام به همتون

    سپاس خدایی را که در هر لحظه و اتفاق مثبت و منفی ولی همواره جریان زندگی رو به خوشبختی و خیره

    و این خدا خدای شانس ها نیست

    بقول آلبرت انیشتین خدا تاس نمیندازه

    یعنی خداوند هیچ چیز و هیچ ذره ای از زمان رو شانسی خلق نکرده،،

    بنظر من آدمهایی که به شانس اعتفاد دارند در واقع یعنی به عدالت و قدرت خداوند اعتقاد و ایمان ندارند و بی ایمانی هم از بی آگاهی ست،،

    چونکه باور ذهنیشون داره این فرکانس رو به جهان هستی ارسال میکنه که خداوند هیچ قوانین و قدرت و نظمی رو در جهانش قرار نداده و اختیار ۱۰۰٪زندگی رو به خودمون نداده و اگه بهشون هم بگی پس چرا گردش زمین به دور خورشید و روز شدن شب و شب شدن روز هیچ شانسی رو نمیپذیره و همه چیز مانند اونا داره براساس قوانین ثابت عمل میکنه بهت میگن خب اونا دیگه باید اینگونه باشند و خب معلومه این طبیعت خداونده اما در مورد ما انسانها نه هرکسی شانس نداره

    و چقدر من به این کلمه شانس حساسیت دارم چونکه واقعا تا الان یه عالمه بلاهایی سرم اومده اما بازم نتونستم شانس رو بپذیرم

    خب من تجربه ای از خودم مانند بحث دیگه ی این فایل بگم سالها قبل یکی از دوستان منو با کمی اصرار وارد بیزینس بازاریابی شبکه ای کرد و چند روزی که اونجا میرفتم بنحوی در وجودت نفوذ میکردند که تمام افراد در اونجا میخواستند خیلی زود مثلا بعد از فقط چند ماه بشند میلیونر و منم چند روز اول خیلی حرفاشون رو ذهنم تاثیر گذاشت و واقعا باور کرده بودم که خیلی زود پولدار میشم و یه عالمه از این جور چیزا اما نشستم درست فکر کردم با خودم و انگار یه عالمه از آینده ی خودمو دیدم که اگه در اون مسیر ادامه بدم چگونه نتایجی خواهم داشت و بعد از گذشت ۲۰روز اون کار رو گذاشتم کنار و خیلی هم اومدن باهام صحبت کردند و دوباره یه عالمه بحث و اصرار اما من گفتم نه به هیچ عنوان دیگه من نمیخواهم و گفتم اینگونه تفکرات و کارهایی که میگن خیلی زود ثروتمند میشی این نوع کارها و ذهنیت ها کاملا فقیرانه و اشتباهه و از اون روزها به بعد به خودم قول دادم که دیگه به هیچ عنوان دنبال چنین مسیرها و باورهای نرم و دیگه هم به خودم اجازه ندادم حتی به این نوع مسیرهایی فکر و باور کنم ،،

    و چقدر تحسین میکنم دوست عزیزمون آقا سعید که بقول استاد بدترین اتفاق ها براش افتاد اما دوباره سکان زندگی رو گرفت بدست و به کار مورد علاقه ش ادامه داد

    و واقعا این کنترل نجواهای ذهنی رو میطلبه که آدم بتونه از پس شون بر بیاد،،

    و بتونه بعد از اینچنین زمین خوردن شدید دوباره بلند بشه و به مسیر درست ادامه بده

    تقریبا هممون در طول زندگی مسیرهای اشتباهی رو رفتیم حالا هرکسی کم یا زیاد اما مهم اینه که خواهان هدایت بسمت مسیر درست زندگی باشیم تا خداوند هم هدایتمون کنه بسمت مسیر درست،،

    و اجازه ندیم حتی یک دقیقه از عمرمون هدر بره اما با احساس کاملا خونسرد و صبوری بریم جلو و نخواهیم خیلی زود و با عجله به همه چیز برسیم و نذاریم نجواهای شیطان احساس نگرانی،کمبود،عجله و بدو بدو کنه که زود باش فرصتها زود تموم میشه و از بقیه عقب میفتی،،

    بازم خداوند مهربان و دست و دلباز رو سپاسگذام که اگه هرکدوم از ما انسان ها حتی بدترین تجربیات و مخرب ترین مسیرها رو هم رفته باشیم اما برامون یه عالمه درس،آموزش کمک،و باعث قدرتمندتر شدنمونه البته که باید اسم تمام اشتباهات رو بذاری تجربه و آموختن بیشتر چونکه بنده خودم یه عالمه اشتباهات رو در زندگی مرتکب شدم اما واقعا الان خیلی آگاه ترم و خیلی پخته تر از چند سال گذشته ام هستم،،

    و دوستان عزیز مهم نیست که بقیه چی میگن درموردتون که شما چقدر اشتباه کردی و چقدر بد و افتضاح شروع کردی اصلا مهم نیست مهم اینه که با ادامه دادن سعی کنیم اون اشتباهات و کمتر بشه

    خطاها برطرف بشه

    هرروز مسیر زیباتر بشه،،

    وقتی استاد عزیز داستان خودت رو در بندعباس تعریف کردی که چه اتفاقی به سرت اومده اما چقدر خوب با اولین لگد خوردنت از جهان به خودت قول دادی که دیگه در مسیرهای فقیرانه حرکت نکنی،،

    و همون موقع خدارو شکر کردم که خدایا اگه حتی ما حرکت خاصی هم در این مسیر آگاهی بخش نکنیم اما جلوگیری از یه عالمه ضررها کرده ایم که واقعا چقدر برامون خوبه ،،

    که میگن پیشگیری بهتر از درمان است،،

    و اینم راستی بگم استاد از اینکه شما میگی هیچی شانسی و اتفاقی نیست من میخواهم بگم از کودکی در خانواده و محیطی بزرگ شدم که همیشه حرف و باورهایی از شانس رو داشتند و میگفتند اما من از همون بچگی هم واقعا احساس میکردم و توی کتم نمیرفت که آقا اصلا شانس چیه و چقدر واژه سستی ست که اغلب آدم ها ازش استفاده میکنند که بله شانس داشته باشی به همه چی میرسی و چقدر این باورها و تفکرات باعث میشه که آدم از یه عالمه نعمات و خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت محروم بشه

    و اگه حتی نعمت و ثروت هم بدست بیاره اما اگه این باور رو داشته باشه که شانس داره براش کار میکنه بازم اون فرد بنظرمن سعادتمند نیست چونکه آگاه نیست و ریشه رو پیدا نکرده که چه نیرویی داره براش اون همه نعمت رو میاره و وارد زندگیش میکنه،،

    پس به هیچ عنوان به کلمه شانس نباید اعتقادی داشت مگر از این زاویه که بگیم خداروشکر ما شانس داریم چونکه از خداوند درخواستش میکنیم و خداوند هم ساده و راحت بهمون میده موقعیت ها و نعمتها رو

    و ،،

    من همیشه که سالهاست که دارم به همه میگم من تا وقتی خودمو آدم بدشانسی میدونستم و اغلب هم همینطور میشد اما از سالها قبل که همیشه به خودم دارم میگم من خوش شانس ترین آدم هستم و همین اتفاق برام میفته،،

    پس خوش شانسی و بدشانسی همه دست خودمونه و حاصل افکارها و باورهای خودمونه نه اینکه اتفاقات و موفقیت ها شانسی برا آدم ها بوجود میاد

    خدایا چقدر با این نوع دیدگاهها مخالفم حتی همون زمانهایی که ذره ای از این آگاهی هارو نداشتم،،

    چقدر خوبه که جلوگیری از یه عالمه ضررها کمترین نتایج از این مسیره حالا اگه ما خوب روی خودمون کار کنیم دیگه باعث چه نعمتهای بسیاری در زندگیمون میشه،،

    بازم سپاس خدایی را که هرکدوم از ما دوستان یه داستان متفاوت از بقیه رو اینجا بازگو میکنیم باعث درس های فراوان برا زندگی یه عالمه افراد میشه،،

    به هر حال جریان فقط به یه سمته اونم بسمت خوشبختی و سعادت و نعمت و هدایت

    امیدوارم منم به همین زودی هدایت بشم و بیام از تجربیات و دیدگاهم و موفقیتهام براتون بگم و رد پاهایی بغیر از کامنت از گفتگو در فایلها هم از خودم بجا بذارم

    خداوند حامی راه و زندگیتون باشه،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    Sara Ardavan گفته:
    مدت عضویت: 2431 روز

    به نام خداى پرقدرت و ثروتمندم

    ١.توجه به نشانه ها براى تغییر در جریان

    بهبودى مون

    تمرین:آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟

    درس ها:

    ١.در رابطه:عدم وابستگی و آرامش،من کافی م

    ٢.در ثروت:باور به اینکه توانایی خلق ثروت دارم، عدم وابستگی به عوامل بیرونی

    ٣.در سلامتی زیبایی و جوانى: مراعات سبک سلامت و زیبایی پوست و مو

    4.در آرامش:عدم وابستگی به عوامل بیرونی

    مثال:

    ساخت کلیپ مناسب مسابقه و توجه به تکامل و لذت و آرامش خودم و اینکه با همون امکانات خودم هم می تونم انجام بدم، بهترین کیفیت گوشی هم در تایم روشن و‌مناسب صبح و‌ظهر هست و در صورت استفاده از همراهی فرد هنرمند شخصی که حرفه ای و البته برای ساخت کلیپ تاریخش هم مهم بود پس توجه به اطلاعات و تایم مناسب ارسال«کسب اطلاعات مناسب»

    در کل اگه شرایط و فرصت دارم استفاده از همراه خوبه و اگرم بخام خودمم‌میتونم با امکاناتم بهترین ها رو ایجاد کنم و با تکامل کیفیت هر لحظه مون بیشتر کنم

    مهم مهم‌و‌ مهم: احساس خوب= اتفاق خوب

    پس هر مسیرى در هر بُعدى دارم اول این اصل رو انتخاب میکنم آیا حس خوبی میده، چطور در هر لحظه در حس خوب هستم؟ آگاهانه خودمو در جریان مومنتومِ حس خوب میارم و لذتشو میبرم از هر لحظه مون در هر بُعدی که دارم تحربه میکنم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1354 روز

    آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟

    یادمه سال 97 بود همون سالی که کنکور دادم و میخواستم دانشگاه فرهنگیان رشته دبیری قبول بشم .

    جوابا اومد من دعوت به مصاحبه شدم،منتظر موندم جوابا اومد و دیدم عه رد شدم ،،،،خیلی تلاش کرده بودم وقتی دیدم دوستام قبول شدن و رفتن رشته ابتدایی گفتم لااقل کاش آموزش ابتدایی قبول میشدم ،تا صبح گریه کردم خودمو و خدارو سرزنش کردم

    مهر شد و همه دوستام رفتن دانشگاه ،،،

    اما من مونده بودم پشت کنکور و فقط غصه میخوردم.

    که بقیه شانس آوردن ولی من نتونستم و فلان و بهمان…..

    گریه میکردم ولی عجیب ته دلم یه نور امید بود ….

    میدونستم تهش خیر میشه……

    اما ظاهر قضیه نازیبا بود……

    اون موقه هنوز از قانون چیزی نمیدونستم ،،،،

    ولی یکی از دوستام که قبول شده بود اون موقه داشت روی خودش کار میکرد و کتاب رازو خونده بود،،،،

    باهام حرف زد که اره حتما حکمتی داره و از این حرفا خب من خیلی تو مدار شنیدن این حرفا نبودم ولی اون نور امید بود هنوز …..

    گذشت و گذشت آذر ماه ،مشاور تحصیلیم بهم زنگ زد که مهسا دانشگاه برای اولین بار تو تاریخ دانشگاه فرهنگیان تکمیل ظرفیت گذاشته زود برو انتخاب رشته کن…..

    اون لحظه همون نور امیدی بود که روشن تر شده بود و میدونستم اینبار دیگه قبول میشم…..

    رفتم دفترچه رو نگاه کردم دیدم بعلهههههه ظرفیت ها بسیار بالا و از هر رشتع ای که بخوای هست برای دبیری در حالی که اگه تو مهر ماه قبول میشدم ،،،مجبور میشدم برم آموزش ابتدایی ولی خدا با این تضاده بهم گفت صبر کن من برنامه بهتری واست دارم…

    خلاصه امتخاب رشته کردم و تو روز تولدم جوابا اومد و من دبیری ادبیات اونم تو یکی از بهترین دانشگاه های فرهنگیان قبول شدم…..

    هرگز اون لحظه شیرینو فراموش نمیکنم.

    بعد قبولیم دوستام گفتن تو چطور دبیری قبول شدی ای کاش ماام مهر قبول نمیشدیم و می موندیم آذر ماه انتخاب رشته میکردیم ……

    اینو بارها به خودم یادآوری میکنم که اگه خداوند یه چیزی به عنوان تضاد و بدشنانسی میاره حتما دره بزرگی از خیره و برکت واست به همراه داره.

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    پریناز مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2263 روز

    سلام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام

    آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟

    تو کامنت های قبلی گفتم که من به خاطر انتظارات جامعه و خانواده ازدواج کردم. یعنی باور غالب جامعه ای که من توش بودم این بود که دختر باید تا یک سنی ازدواج کنه و منم به خودم میگفتم ای وای دیر شد و من باید ازدواج کنم.

    چند سال اول خیلی احساس خوبی داشتم البته احساس خوبی که از آویزان شدن به یک نفر دیگه و وابستگی شدید میومد و من فکر می کردم این همون عشق است. چون احساس لیاقت پایینی داشتم هر روز بیشتر وابسته می شدم .

    یک اتفاقی بین من و همسرم افتاد که باعث شد من از خواب بیدار بشم. انگار چند سال خواب بودم و تازه میفهمیدم من اصلا حال خوشی ندارم. قبل از ازدواج کتاب های انگیزشی و موفقیت رو میخوندم و علاقه داشتم و بعد ازدواجم هم تلاش عجیبی انجام می دادم تا همسرم رو با خودم همراه کنم. اما هر چی من بیشتر تلاش می کردم نه تنها اون از این مسیر دورتر میشد بلکه خودم هم حالم بدتر میشد.

    تا اینکه دیگه یه جایی بریدم. از مشکلات زیادی که توی رابطه ام بود، از مشکلات مالی و… حس قربانی شدن شدیدی به خودم گرفته بودم و همش میگفتم خدایا آخه چرا من؟ چرا من باید ازدواجم اینجوری میشد. چرا فلانی خوشبخته. چون فکر می کردم همه چیز شانس هست و اون شانس آورده شوهر خوبی گیرش اومده اما من آدم بدشانسی هستم.

    یه روز که حسابی بریده بودم و داشتم با خداوند صحبت می کردم و شکوه همسر رو می کردم یک صدایی خیلی واضح و قوی بهم گفت ولش کن و فقط روی خودت تمرکز کن.

    انگار من یه جورایی راحت شدم و بعد از اون فقط روی خودم تمرکز کردم. شروع کردم کتاب های بیشتری رو خوندم و وقتی کمی آماده تر شدم خداوند منو با استاد آشنا کرد و دوران طلایی من شروع شد. الان که به اون زمان برمی گردم خدا رو شکر میکنم به خاطر اون مشکلات. شاید اگر اون مشکلات و تضادها نبودند شخصیت من این همه رشد نمی کرد و ظرفم انقدر بزرگ نمیشد.

    اون مشکلات رو هم خودم خلق کرده بودم با باورهای بسیار نامناسبی که باعث شده بود تو مدار بسیار نامناسبی باشم.

    امروز کامل درک میکنم که کوچکترین اتفاقات رو هم خودم خلق می کنم. آرامشی بسیار زیبا دارم. دوستی ای که با خدای بزرگم داری وصف ناشدنی است. من از یک وابستگی مریض گونه در روابطم رسیده ام به یک انسان آزاد و رها که الان وابستگیهاش خیلی خیلی کمتر شده.

    خدایا شکرتتتتتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 791 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم

    گفتگو با دوستان قسمت 13

    هیچ چیزی شانسی نیست

    امکان ندارد که دنیاییت تغییر کند اما از درون تغییر نکرده باشی.

    هیچ چیزی به یکباره گی بوجود نمی آید،

    و اگر بوجود بیاید هم پایدار نیست.

    بعضی اوقات واقعا کنترول ذهن مشکل میشه ، و از هم میپاشی و این قدرت می‌خواهد که کنترول کنی .

    جهان همیشه با نشانه ها باما صحبت می‌کند. اگر که ما آگاه باشیم .

    چندروز قبل که از جائیکه کار می کنم یکم فشار آورد ، کنترول ذهن خیلی برایم سخت بود .

    اما بعد از چند لحظه ای توانستم احساسم را خوب نگهدارم. نمیگم همو لحظه ، برعکس لحظات اول خیلی احساسم بد شد اما بعدا خوب شد .

    یعنی می‌شود در بدترین شرایط هم تغییر و خودت را پیدا کنی ، یعنی اوضاع هیچوقت آنقدر بد نیست که تغییر نکنیم.

    خداره صدهزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: