این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/10.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-09 08:03:522025-11-10 17:47:45تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد سپاسگزارتونم که هر روز درس های بزرگی بهم میدید.
درس امروز: شانس
چند سال پیش کل صحبت و دیدگاه من این بود که مثلا دوستم شانس داره فلان درس بار اول پاس کرده یا اون یکی شانس داره که باباش ماشین به نامش زده…دختر داییم شانس داره که پدرش روشنفکره..اون یکی دوستم عجب شانسی آورد که چه شوهری نصیبش شد….و آخرین باری که کلمه شانس به زبون آوردم یادمه که یکی از فامیلامون دخترش در رشته ووشو مقام آورد و به خارج از کشور رفت و من به خواهرم گفتم از پول باباش بود به اینجا رسیده منم اگه بابام پولدار بود الان چین رفته بودم(شاید باورتون نشه که حتی تو ذهنم نیومد که اگه حتی یک درصد فقط به خاطر پول باباش بود که نمیتونست تو این رشته ماندگار بشه…)
الان که فکر میکنم هر کسی که اون موقع تو ذهن من شانس داشته من اشتباه فکر میکردم چون اون شانس نداشته بلکه ایمان داشته به خودش و خدای خودش و در کنار عمل صالح باعث شده نتیجه بگیره…
دو سالی هست یادم نمیاد کلمه شانس به زبون آورده باشم..واقعا وقتی آدم گمراه بشه گوش و چشمش کر و نابینا میشه واقعیت ها رو نمیبینه و اگه هم ببینه فقط به قول شما میوه رو میبینه و ریشه رو نمیبینه…
از دو سال پیش که روی خودم کار کردم و هر روز باور هام داره قویتر میشه در طول مسیر به لطف رب به موفقیت های بسیاری رسیدم و الان خیلی تفاوت ها رو بهتر درک میکنم.
من توی کتابم شانس رو به شکل زیر معنی کردم و این طور نیست که فقط تو کتابم نوشته باشم بلکه در زندگیم بهش عمل میکنم
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
شانس یعنی:
ش 👈 شکر گزار باش و باور کن هر
ا 👈 اتفاق و فرصتی که در مسیر زندگیت رقم می خوره
ن 👈 نکات مثبتی داره که
س 👈 سرانجام باعث رشد و پیشرفت تو میشه.
شانس یعنی همون کار مثبتی که ما در طبیعت انجام میدیم و طبیعت به ما یک انرژی مثبت بدهکار میشه و یک انرژی مثبت بهمون میده.
همون طور که در قرآن هم از شانس اومده: هر کس ذره ای بدی و خوبی کنه به او باز میگرده.
شانس همون ایمان و عمل صالحی هست که خدا در سوره مریم آیه ۹۶میگه: کسانیکه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، خدای رحمان محبت آن ها را در دل ها قرار می دهد.
یعنی من اگر ایمان داشته باشم و تسلیم محض خدا باشم و عمل کنم، در هایی به سمتم باز میشه که فقط انسان هایی که می اندیشند ، می فهمند که من چطور نتیجه گرفتم. و انسان هایی که فکر نمی کنند اسمش رو میزارن شانس.
شانس یعنی فرموده خدا در آیه ۵۳ سوره انفال: خدا هیچ نعمتی رو که به جماعتی داده تغییر نمیده تا هنگامی که اون ها خودشون رو تغییر بدن و جالبه ادامه اش میگه خدا شنوای داناست.
یعنی اینکه آدم فقط به زبون بیاره من تغییر کردم حساب نیست…زمانی آدم متوجه تغییراتش میشه که نتایجش داره متفاوت میشه..
استاد ازتون بی نهایت متشکرم که به وسیله شما دارم به قانون جهان میرسم، داره هر روز نتایجم متفاوت میشه…هر بار که قرآن رو میخونم مطالب جدید یاد میگیرم.🙏🙏
وقتی خدا خودش میگه پاداش نیکوکاران رو هرگز ضایع نمیکنه( آیه۱۷۰ سوره اعراف) پس مگه میشه بگیم چرا فلانی هیچ تلاشی نمیکنه نتیجه میگیره ما که جون میکنیم نتیجه نمیگیریم!!! ( البته ما آدما بعضی وقتا تلاش کردن رو با روی تردمیل دویدن اشتباه میگیریم)…همین آیه گواهی این هست که شانس معنی نداره.💫
استاد واقعا راست میگید هر کس در هر جایی که هست جای درستشه..
استاد هزاران بار متشکرم بابت فایل های آموزنده تون. هر وقت یک فایلی ازتون گوش میدم یک جوری گوشی نزدیک گوشم میگیرم یا اگه هندزفری بزارم به حدی زیاد میکنم که گوشم درد میگیره. استاد صبح و ظهر و شب من شده گوش دادن فایل های شما😍😍و جالبه بدونید چند شبه که شب موقع خواب هم دست از سرتون بر نمیدارم 😂تو خوابم با شما حرف میزنم.چند شب پیش خواب دیدم اومدم امریکا شما رو دعوت کردم به خونه ام و شما و پدرم دارید با هم صحبت میکنید و پدرم ازتون سوال میکنه که شما چه کار میکنید؟….من اجازه نمیدم شما بگید جای شما میگم استاد قبلا اینطور بوده الان اینطور هست حتی یادمه به بابام داشتم میگفتم که استاد وقتی امریکا اومده ۵۰۰دلار بیشتر نداشته و اصلا روی ملک هایی که در ایران داشته حساب باز نکرده….استاد این فایلتون منو یاد فایل های سفر نامه قسمت ۲۰ انداخت وقتی که با مایک صحبت میکردید و شرط بندی کرد و شما در نهایت شرط رو بردید و مایک بهتون ۱۰۰دلار داد و جالبه بعدش خانم شایسته گفتن هدف استاد از این کار این بود که (هرگز از چیزی که مطمئن نیستی با اطمینان صحبت نکن و هیچوقت پولتو شرط بندی نکن)
خدا رو شاکرم که استادی چون شما الگوی زندگی من هست که فقط حرف نمیزنه بلکه عمل هم میکنه. ❤❤
استاد یک دنیا ممنون بخاطر همه چیز💫💫
پیشاپیش روزتون هم مبارک ۱۲اردیبهشت ماه روز معلم هست و من دوست دارم این روز بزرگ رو به معلم های عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز تبریک بگم❤❤
موقعیتی بوده که ابتدا آن را بدشناسی می دانستی اما بعدها فهمیدی نشانه ای از خدا بوده تا مسیر درست را پیدا کنی ؟!
این کامنت داستان هدایت من به این سایت بهشتی هست :
سال 1400 بود که ما توبورس سهم داشتیم ..
و بعداز مدتی ، من خودم به پدرم پیشنهاد دادم که پول پیش مستاجرکه تو بانک گذاشته بیاد و سهم بخره
بابام هم که هیچ اطلاعی از بورس واینا نداشت پول رو بهم داد ومن با پرتفوی خودم سهم خریدم براش.
و اتفاقی که نباید افتاد ، سهم هرروز پایین تر رفت
پایین تر وپایین تر و اوضاع بدتر میشد ….
خدا میدونه که چقدر خودمو سرزنش میکردم
این چه کاری بود که کردم!!
چه گندی بود که زدم !!!
دیوانه بودم …
سال 1401شد وهمچنان روند بورس کاهشی…
تا اینکه رسول جان بهم میگفت : فاطمه جان
این اتفاق افتاده بیا ببببین چی باید
ازش یادبگیری ؟!چه درسی واست داره؟!
الان سهم های خودمونم پایین اومده
منم میگفتم تو این وضعیت
خوب دلت خوشه خداوکیلی ….
درسی داره این اتفاق واقعا !!!!
نمیدونم خدا میخواسته شمارو خلق کنه
تو علی بی غم ترین حالت ممکن بوده…
من هرروز میرفتم قیمت سهم هارو چک
میکردم و رسول جان می نشست
پای فایل گوش دادن و فایلهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت تماشا میکرد
یادمه از اردیبهشت ماه سال 1401
تو کوهنوردی یکی از دوستانش بهش
سایت بهشتی رو معرفی کرده بود و
فایل گوش می داد ومیدید
اما هنوز تو سایت عضو نبود …
یه آدم علی بی غم مثل رسول جان ، حالا
شدت بی خیالیش حساب کنید که
چندبرابر شده بود!!
عجیب تر که من تا میخواستم ازسهم چیزی بگم
میگفت لطفا ادامه نده یا میرفت پیاده روی و ….
از شدت آرامش داشتنش عصبی شدم دیگه
گفتم وااای منو بببین غصه ی پول شمارو میخورم
خودت عین خیالتم نیست!
خندید وگفت بخدا که جای غصه نداره
ما بجای اینکه روی خدا حساب کنیم
داریم روی سهم مون حساب میکنیم
درس این اتفاق همینه…
وقتی سواد بورسی نداریم نباید به بابا پیشنهاد میدادیم و پولش سهم میخریدیم…
گفتم جمله ی اول تکرار کن لطفا
گفت ما بجای اینکه روی خدا حساب کنیم
روی سهم وپول مون حساب بازکردیم !!!
اینو استاد عباس منش میگه
بخدا که عین واقعیته ..
آره اینجا نقطه ی عطف زندگیم بود
خودش بود ، خیلی درد داشت
اون شب فقط گریه میکردم
خدایا این چی بود که رسول جان گفت!!
استاد عباس منش کیه ؟؟؟
هیچوقت یادم نمیره
اون شب رسول جان اومد تو اتاق و من داشتم قرآن میخوندم دقیقا یادمه سوره ی اسرا جان هم بودم
گفت فاطمه جان درحد پیشنهاد میخوام بهت بگم
استاد عباس منش فایلی داره بنام حزن در قران …
اگه دوست داری واست بفرستم گوش کن
من اسم قران که اومد انگار مقاومت هام
از بین رفت و گفتم بفرست ..
هروقت تونستم گوش میکنم
بعداز خوندن قران اومدم فایل پلی کردم
که گوش کنم خدایا چی دارم میشنوم ؟!
خدایا ایناچیه ؟
اون شب تا صبح بیدار موندم
من هرچی گوش میدادم تشنه تر میشدم
نصفه شبی رسول جان بیدار شد
دید نشستم پای گوش دادن
با چشمای بادکرده و هق هق کنان
گفتم من تو سایت عضو شدم همین الان ..
تاریخ 29تیرماه 1401 بود ..
وااااایییی وقتی فایل فقط روی خدا حساب کن
گوش دادم دیوانه شدم ورفتم
تعهد نوشتم تو سررسیدم که از امشب
من باید روی خدا حساب باز کنم ..
فردا صبح رسول جان رفت سرکار ،
به الله قسم تموم سهم هارو درجا فروختم ..
انگار یه نیرویی درونم بلندم کرد
یه وقتایی فکرشو میکنم میگم
نمیدونم دکمه فروش چه جوری زدم ؟!
با اینکه پول کنار گذاشته بودیم برای خرید ماشین
ولی رسول جان گفت کل پول بابا باید برگردونیم !!
خب بیشتر از من فایلهارو گوش داده بود
ومقاومت کمتری داشت نسبت به من ،
سخت بود ولی طبق قانون باید میپذیرفتیم
ما پول بابام برگردوندیم تمام وکمال…
علاوه بر اینکه سهم هارو فروختیم و مابه التفاوتش
هم روش گذاشتیم وپرداخت کردیم ..
و خدا دقیقا هفته ی بعد شاهکار کرد
خونه ی پدری رسول جان بعداز سه سال
فروش رفت به قیمتی عالی
خب این خونه طبقه چهارم بود
وبدون پارکینگ وبدون اسانسور
ولی خدا معجزه کرد …
ومشتری فرستاد و خونه فروش رفت
و ما با سهم فروش خونه ماشین صفر خریدیم
که دقیقا تو قدم دوم از دوره ی مقدس 12قدم بودیم …
دوره ی مقدسی که باهاش دارم زندگی میکنم
مثل نفس کشیدن همیشه بهش نیاز دارم
هنوز دفترم جلو چشامه که
تو چکاب فرکانسی قدم اول نوشتم
بدهکاری مبلغ ……
وتولیست داریی مون ماشین نیست …
ماه بعد تو قدم دوم نوشتم
بدهکاری پرداخت شد
ماشین صفر ثبت نام کردیم …
آره استاد جااانم
شما هرچی میگین درسته
جهان قانون داره ، حساب کتاب داره
خدا به ایمان فعال ما پاسخ میده
نمیدونین چه جوری دارم کامتتمو مینویسم
گریه امون نمیده صفحه گوشی ببینم …
منه فاطمه یه روزی این موقعیت رو بدشانسی میدیدم نه اشتباه خودم …
دنبال این بودم که گردن یکی بندازم
دولت و بورس و…..مقصر میدونستم !
هیچی از مسئولیت پذیری نمیدونستم …
بعدها فهمیدم نشانه و هدایت خدا بود که به این سایت بهشتی ومسیر توحیدی وارد بشم و برسم به این باور که هیچ چیزی اتفاقی نیست و دراین جهان هرچیزی قانون خودش رو داره وسیستمی کارمیکنه.
برسم به این باور درست که :
من ذره ای توزندگی هیچ کس نمیتونم تاثیر داشته باشم وفقط روی زندگی خودم تاثیردارم و باید باورهامو بهتر کنم ..
برسم به این باور که :
اتفاقات زندگیمو خودمو دارم با افکارم خلق میکنم.انگشت اشاره م سمت خودم بگیرم نه دیگران
خداوند همیشه از جایی میرسونه که فکرش رو هم نمیکنیم
سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم شایسته
سلام خدمت شما دوست توحیدی فاطمه خانم ازتون ممنونم برای به اشتراک گذاشتن این تجربه ی عالی تون که برای من درس های عالی داشت از اعتماد به رب و پاداش ایمان به رب. پیش خودم گفتم دیگه خیلی قدر نشناسی میشه که کامنت نزارم و ازتون تشکر نکنم بخواتر این کامنت عالی تون و اون تیکه که از ویژگی های اقا رسول میگفتین خیلییی لذت بردم و عمیقا دوست دارم که من هم این ویژگی هارو داشته باشم علی بی غم و خونسرد من رو یاد اون ایه از قران انداخت که استاد تو فایل نشانه های قانون جذب در قران میگه: پس گفتم فرود ایید و انکه از هدایت من پیروی کند هرگز اندوهگین نخواهد بود و این ویژگی کسایی هست که ار هدایت خداوند پیروی میکنن. دوستان دقت کنید تو زندگی همه مون ی وقتایی هست که واقعا از ته دل به خداوند ایمان اوردیم و فقط به خودش توکل کردیم و چقدر اون لحظه احساس خوب و رهایی داشتیم به قولی علی بی غم بودیم و به طرز معجزه اسایی همه چیز خیلی عالی پیش رفته.
انشالله هممون بتونیم تو این دو روز دنیا بیشتر به خداوند توکل بکنیم و احساس خوب بیشتری داشته باشیم و بتونیم از این جهان که خداوند مسخر ما کرده لذت کامل رو ببریم و از تمام امکاناتش استفاده کنیم
گاهی اوقات در حین راه رفتن و یا سکوت در گوشه ی به این فکر میکنم… واقعا چرا من فکر میکردم با یه بشگن قراره یه گونی پول بیفته جلوی پام… چرا فکر میکردم با خرید رمز ارز و دلار و سهام میشه در کوتاه ترین زمان ممکن به سودهای زیاد و خوشبختی رسید… چرا من فکر میکردم قراره از یه جایی یه شخصی از من خوشش بیاد و بگه بیا این همه پول برای تو و زندگی باهاش بساز… چرا من فکر میکردم برم تو دشت و کوه و بیابون یهو یه صندوقچه گنج قراره پیدا کنم و زندگیمو بسازم…. چرا من به این کلمه شانس قدرت داده بودم.. چرا من خودم مچل این واژه و اصطلاحی که از دهن خیلی ها بیرون میومد کرده بوده… چراااااااااااااا
خیلی وقت بود داشتم بهش بی محلی میکردم و کم کم فهمیدم چرت و پرتی بیش نیست…
حالا دیگه پشیزی برام ارزش نداره..حالا هر کی میگه ایول عجب خوش شانسی و یا طرف چه شانسی داشت میخندم و رد میشم و میرم…
تو این چند وقت فهمیدم همه چیز دست خداست… من مسیرو طی میکنیم و همه چی رو سپردیم دست خودش…. دیگه این چرت و پرت ها معنی نداره….
این واژه بدشانسی حسابی پیر مارو درآورد… حسابی گوش مالیمون داد .. در صورتی که داستان چیزی دیگه بوده
وقتی به دفترم نگاه میکنم… وقتی به خواسته هام که نوشتم نگاه میکنم.. وقتی زندگی نامه استاد رو نگاه میکنم… جوابش یچیزه…. کلید ساخت زندگی خودمون رو خدا داده دستمون… من بلد نبودم ازش استفاده کنم… شاه کلیدی بوده و من بی خبر بودم…
اما کم کم دارم یاد میگیرم چطور ازش استفاده کنم و خداروشکر نتایجی هم گرفتم که میتونم بگم بدیهی هستش و تمام.
مخلص کلام اینجاست که بارها استاد گفته: تو جاده ی آسفالته دست کن تو جیبات و سوت بزن و برو
و بقیه مسائل رو بسپار به خدا.. چجوری و چگونگی حل شدن مسائل با خود خداست
خدای هدایتگر و حمایتگرم از تو درخواست یاری میکنم تا از تو بنویسم، چون به فرکانس بندگی و حمد و سپاسگزاری به درگاهت نیاز دارم. خدایا تاریکی های قلب و ذهن و جانم رو با نور خودت روشنایی ببخش، خدایا من رو از خودم جدا کن و به خودت هدایتم کن که تو نور آسمانها و زمین هستی آنچنان که گفتی «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ۖ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» توکل بر تو ای پروردگارم ، خدایا منت سرم بذار و بر خانه قلبم وارد شو؛ «بر دو چشم من نشین ای آنکه از من، من تری» «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ»
بنام نورٌ علی نور
—————————————————————————
سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و استاد شایسته بزرگوار و همه دوستان نازنینم در این سایت توحیدی ، از اینکه بازم هدایت شدم به یه آگاهی نورانی خدا رو شاکرم.
—————————————————————————
دیروز عصر توی محل کار یه موضوعی برام پیش اومد که از خداوند هدایت خواستم و نشانه روزانه ام رو زدم و این فایل برام باز شد.
ماجرا از این قرار بود که من نشسته بودم و چندتا ویدیو آموزشی در مورد یه موضوعی رو نگاه میکردم، و یه آنتراک به خودم دادم، هندزفری رو که برداشتم صدای همکارا رو شنیدم که حرف میزدن، یکی میگفت من رفتم توی سایت، فلان ماشین رو ثبت نام کردم، اولی رو زدم فلان دومی رو زدم چنان، یکی گفت آره منم این ماشین رو ثبت نام کردم. اون یکی میگفت من دیشب برای برادر خانمم ثبت نام کردم. یهو یکی شون برگشت به من گفت حمید تو ماشین ثبت نام نکردی. گفتم نه من شرایطش رو ندارم. یکی شون گفت خب بیا من اینقدر بهت قرض میدم. گفتم از لطف شما سپاسگزارم ، نه نیازی نیست. شروع کرد به اصرار و تعارف که نه بیا اینقدر بهت قرض میدم، اونقدر هم خودت بذار بعد میذاری تو حساب اینقدر هم بانک میذاره بعد ماشین رو قسطی از کارخونه میخری. منم تشکر کردم گفتم نه من فعلا نیازی ندارم. من معمولاً برای هیچی قرض نمیگیرم. گفت هنوز همون پژو پارسه رو داری، گفتم آره (منظورش این بود که ماشینت خیلی قدیمی شده)؛ یکیشون که تازه یه بچه جدید ساخته (نیو فولدر ساخته) میگه اگه من وام بچه ام در بیاد ، بعد اینقدر هم خودم گذاشتم، بعدش این پرایده رو هم میفروشم بقیه پولشو میدم و مابقیش رو هم قسطی میخرم. من از اتاق رفتم بیرون و رفتم یه کمی قدم زدم. رفتم زیر سایه درختها نشستم. گفتم خدایا منو ببین. خدایا اینقدر روی خودم کار کردم هنوز هیچ تغییری به لحاظ شرایط مالی نکردم، آخرش هم بنده هات اینجوری شرایط خوب خودشون رو با من مقایسه میکنن و اینجوری ناراحتم میکنن، الان باهام حرف بزن. یه حسی بهم گفت اینها همه شون آویزون وام هستن. ولی خب شدت نجواها خیلی زیاد بود. چندبار از قرآن هدایت گرفتم و هر بار آیه های امیدبخش میومد ولی بازم نجواها ادامه داشت.
واقعاً احساس لیاقت و خود ارزشمندی ما اونقدری با این برخوردها از گذشته تا به الان آسیب دیده که بازم توی شرایط این چنینی آدم یادش میره که نباید احساس ارزشمندیش رو وصل کنه به عوامل بیرونی ، به خونه و ماشین و … ؛ فارغ از هر دستاورد و امکانات بیرونی ما ارزشمند و لایق هستیم.
وقتی دیدم دیگه نمیتونم نجواهای ذهنم رو کمتر کنم اومدم توی سایت و یه حس قلبی گفت نشانه روزانه رو بزن. و این فایل باز شد. «خلق زندگی دلخواه شانسی نیست» ؛ قمار کردن بر اساس شانس. با هر جمله استاد یه چراغ توی ذهنم روشن میشد. و اصلا اون حال منفی رفت. گفتم آره همینه، اینها تمام زندگی شون رو با کلی بدهی میریزن به حساب یه کارخونه، و اجازه ندارن بهش دست بزنن، تا بعداً کارخونه قرعه کشی کنه و بگه به فلانی تعلق میگیره به فلانی تعلق نمیگیره. شانس و اقبال هر بلندتر …
یه ندایی از درون بهم امید داد و میگفت جهان اصلا این شکلی کار نمیکنه، تو روی اصول درست بمون به هر چی بخوای میرسی. اگه بخوای میتونی مثل بقیه بری وام بگیری، ولی آیا این راه درسته؟؟
این فایل رو چند بار گوش دادم تا درس هاش یادم بمونه. خیلی از مردم شاید ظاهراً نرن قمار کنن ولی این کارشون چندان فرقی با قمار نداره. چه توهینی از این بدتر که پولتو تا مدتی بلوکه کنن (عملاً ازت بگیرن) و بعداً بهت جنس رو تحویل ندن و بگن اسم شما درنیومد، و شما هر بار این پروسه رو تکرار کنی. من با اینکه توی عزت نفس پاشنه آشیل دارم ولی واقعا این شکل خرید کردن رو توهین آمیز میبینم. من دوست دارم هر کاری رو انجام بدم از موضع توانایی و قدرت انجام بدم. مثل تفاوت ماجرای مهاجرت استاد عباس منش با مهاجرت بقیه. وقتی اونقدر توانایی مالی داشته باشی که مستقیماً بری و ماشین مورد علاقه ات رو خریداری کنی ، بدون نیاز به اینکه قمار کنی و اینجوری تحقیر بشی.
امیدوارم همکاران من صاحب ماشین بشن، ولی فارغ از اینکه ماشین زیر پای آدم چی باشه، لباس تن آدم چی باشه، اینکه خود آدم چه شخصیتی داشته باشه اون مهمه.
(خود این کامنت نشانه شد برم یه مرور دیگه کنم روی چندتا از جلسات دوره احساس لیاقت)
توحید مهمه، توحید یه شبه جواب نمیده، توحید نیاز داره به اثبات عملی ایمان، به قدم برداشتن، به دل ترسها رفتن. باورهای شرک آلود یه شبه ساخته نشده، حاصل هزاران بار تکرار توسط هزاران نفر آدمه ، الان در حالیکه هنوز جامعه داره باورهای شرک آلودش رو تکرار میکنه من باید میلیونها بار باورهای توحیدی رو تکرار کنم و ذهنم رو روی ورودیهای شرک آلود ببندم تا تغییر اتفاق بیافته.
همین که یه بحث الکی باعث میشه من اینجوری درگیر نجوا بشم یعنی هنوز توی احساس لیاقت و باورهای توحیدی مشکل دارم.
—————————————————————————
از شما استاد بزرگوارم بینهایت سپاسگزارم. و بینهایت تحسینتون میکنم استاد که روزگاری که شما هیچ استادی نداشتین تونستین موفقیت خودتون رو بسازید و اینجوری قوانینش رو به ما هم آموزش بدین. من با اینکه اینقدر آموزشها رو دارم تکرار میکنم هنوز یه وقتایی در برابر منطق ذهنم کم میارم. شما چطوری تونستین بدون الگو و نتایج واضح ادامه بدین و تسلیم نشین و فقط استناد کنید به سرگذشت انبیاء الهی.
ازتون بینهایت سپاسگزارم استاد عباس منش.
خدا رو صد هزار مرتبه شاکر و سپاسگزارم که من رو به این مسیر توحیدی هدایت کرد.
خدا رو شکر میکنم که وقتی هدایت خواستم به این آیات از سوره طه هدایت شدم. جایی که خداوند توحید رو تاکید میکنه و میگه هر چی نعمت هست رو خود خداوند داره گسترش میده. و میگه ما سرگذشت گذشتگان رو برات تکرار میکنیم تا مایه تذکر باشه، و کسی که از تذکرهای الهی اعراض کنه چک و لگد میخوره و درگیر اندوه بزرگی میشه؛ الان این دوتا مثالی که توی این فایل بود واقعاً مایه تذکر بود برام و اگه من توجه نکنم و بخوام برم مثل بقیه عمل کنم، نتایجی شبیه بقیه میگیرم، و مثل بقیه دچار غم و اندوه میشم.
چن وقتی هس که میخوای در پاسخ به یکی از کامنت های بی نظیرت ازت حسابی تشکر کنم. بابت آیه های بی نظیر قرآنی ای که میذاری.
نمیدونی ای آیه (فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ) با من چیکارا که نکرد.
امروز من تز دکترامو با موفقیت دفاع کردم. روز بزرگی بود برام. یه هفته ای بود که هر چی به تاریخ دفاعم نزدیکتر میشدم، نجواها پر رنگ تر میشدن و استرس و ترس و نگرانی بیشتر. دیگه به جایی رسیده بود که شبا کابوس میدیدم.
این آیه توی کامنتت که تو عقل کل گذاشته بودی نجاتم داد. اینقدر تکرارش کردم که قلبم آروم شد، دوباره نور خدا اومد. دوباره امید زنده شد تا حدی که اینقدر خودمو تو آغوش خدا حس کردم دیشب که براش نوشتم که افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.
و واقعاااااا از اعماق قلبم همه چیو امروز بهش سپردم و اونم مثل همیشه خیلیییییی بهتر از حد تصورم برام سنگ تموم گذاشت.
خواستم ازت تشکر کنم که به صدای قلبت گوش دادی و این آیه روتو اون کامنت گذاشتی. و الان چن روزه از اون به بعد میبینم که ته همه کامنت هات میذاریش. انگار که همیشه و هر لحظه باید اینو با خودم تکرار کنم. که خدا بهترین نگهدارنده است. اون بخشنده ترین یخشایده است.
کامنتم خیلی به موضوعی که گذاشته بودی ربط نداشت، بیشتر جنبه تشکر داشت. مرسی که هستی، و مینویسی.
سلام و درود فراوان به شما خانم دکتر. الهی که حال دلتون عالی عالی عالی باشه. و در هر لحظه به خداوند متصل باشید. بینهایت تحسینتون میکنم. وقتی این جمله «امروز من تز دکترامو با موفقیت دفاع کردم» یه لحظه واقعاً دهنم باز موند ، اینکه میگم دهنم باز موند اغراق نیست بخدا، واقعاً دهنم باز موند.
بینهایت تحسینتون میکنم. واقعاً خدا قوت به این همه سال تلاش و کوشش و استقامت شما. الحمدلله رب العالمین.
خدا رو شکر میکنم که خداوند وقتی میخواسته به شما آرامش بده، از طریق کامنتی که خودش بهم الهام کرده این کارو انجام داده. در هر صورت خداوند بود که به شما آرامش داد، این وسط منت سر من گذاشت گفت من بهت میگم تو بنویس. اعتبارش رو داد به من، هر چند هیچ اعتباری به من نیست و همه اش از آن خداست.
یه وقتایی توی دفتر شکرگزاری براش مینویسم خدایا از شر خودم به تو پناه میبرم.
به قول اون شعر مولانا که میگه : «یارب تو مرا به نفس طناز مده ؛ با هر چه به جز تست مرا ساز مده»
«من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش ؛ من آن توام مرا به من باز مده»
الهی صد هزار مرتبه شکر بخاطر هر ذره ذره از موفقیت هایی که تونستین کسب کنید، بینهایت تحسینتون میکنم.
از شما متشکرم بخاطر کامنت ارزشمند تون که واقعاً اشک منو سرازیر کرد. اتفاقاً این کامنت خیلی هم ربط داشت و من الان نیاز داشتم چنین موضوعی رو بخونم. از شما متشکرم.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق و متنعم باشید.
بى گمان، کسانى که گفتند پروردگار ما خداست، سپس [بر عقیده یشان] ایستادگی کردند ،[هنگام مرگ] فرشتگان [با بشارت] بر آنان فرود مىآیند به اینکه:نترسید وغمگین نشوید و به همان بهشتى که وعده داده مىشدید، شادمان باشید….
——————————————-
درود خداوند بر شما مرضیه جان عزیز دکتر گرانقدر
یک قسمت از داستان زندگی و پند و اندرزهای اپرا رو مطالعه میکردم نوشته بود تحصیل کردن باعث میشه همت شما والاتر بشه در واقع کمر همت رو میبندید در واقع تحصیل کردن نیاز به بینهایت همت داره
وقتی شما همت میکنید و تحصیل میکنید بینهایت رشد میکنید
و در ادامه نوشته بود سختی ها چالشها فقط و فقط برای قوی شدن و قدرتمندی شماست…
و الان که خودم در حال تحصیل و آمادگی آزمون وکالت هستم چیزی که عاشقشم ، بیشتر میفهمم تحصیل کردن اون هم در مقطع دکتری و دفاع کردن چقدر تلاشها و پشتکارها و فداکاری ها رو پشت سر گذاشته شده در واقع یک همت والا بینهایت یک استقامت بینهایت رو باید فدا کرد و من با تمام وجودم به شما تبریک عرض میکنم تحسین میکنم و دعای خیر و برکتهای بینهایت بیشتری رو برای شما دارم خانوم دکتر زیبا در کشور زیبای کانادا الهی که پر قدرت تر این مسیر تحصیل رشد و هدایت رو طی کنید در پناه رب العالمین که زیباترین پناه دهنده هست و مهربان ترین و بخشنده ترین…
مرسی که با پیامت خوشحالم کردی. محکم و قوی قدم هاتو بردار برای رسیدن به هدفت. خدا همیشه نتایج رو برای من خیلییییی فراتر از حد تصوراتم رقم زده، میدونی چرا؟ چون من توقعم از خدا اینه. اینقدر وهابیتش تو ذهنم بلد شده که همیشه انتظارم ازش اینه منو سورپرایز کنه، و الحق و الانصاف که همیشه و همیشه فراتر از حد تصورم سورپرایزم میکنه. مثلا من همیشه فک میکردم که با دکترامو خوب دفاع میکنم ولیییییی دیگه اینو اصلا بهش فکر نکرده بودم که پرزنتیشنم جزو بهترین ارائه دانشکده مهندسی بشه. برا همین میگم همیشه یه پلن داره برای غافلگیر کردنم:).
عاطفه قشنگم، خدا بزودی پاداشی رو بهت میده که راضیت میکنه. ادامه بده، محکم، مصمم و با دل قرصی که از ساپورت های خدا خواهی داشت.
من به الله عزیز و مهربانم پناه برده ام مخصوصا در روزهای تنهایی و پر چالش و به پناه دادنش ایمان دارم و لمسش کرده ام
بینهایت سپاسگزارم مرضیه جان عجب پیامی عجب نشانه ای عجب قوت قلبی بهم دادی
بینهایت سپاسگزارم به معنای واقعی بینهایت و تحسین میکنم خانوم دکتر گرانقدر بابت این همه رشد درخشش و بهترین شدن در دانشگاه مهندسی در کشور کانادا زیبا چقدر زیبا و شگفت انگیز و اصلا و ابدا چیز عجیبی نیست وقتی در مسیر توحید و هدایت و آسانی پروردگار باشی اصلا اصلا تاکید میکنم اصلا چیز عجیبی نیست و پیش خودت میگی اینم انجام شد خب بریم مرحله ی بعدی پله ی بعدی و فتح کردن بعدی دقیقا به همین آسانی و پر برکتی و تندرستی…
الهی صد هزاران بار سپاس بابت این لحظه ی باشکوه و مقدس در این مکان مقدس و باشکوه در جوار چنین انسانهای شایسته صالح موفق و بینظیر…
من قوی تر متعهدتر پر قدرت تر گام بر میدارم و بر جهادهایم می افزایم به یاری الله…
الهی امین.
مرضیه جان امیدوارم از موفقیت ها هدایت ها و درخشش های بیشتر و بزرگتر بنویسی و یاد بگیریم و تحسین کنیم و لذت ببریم انشالله به یاری الله.
این کامنت احساس کردم که باید مطلبی که به دلم رسید رو به شما انتقال بدم.
من در دوره های خریداری شده ی شما روانشناسی ثروت رو ندیدم
به امید الله مهربان ، انشاءالله به این دوره ی ارزشمند هدایت می شوید.
من خودم در جاهای مختلف عرض کردم که به نوبه ی خودم ، قبل از آشنایی با سایت و قانون جذب ، اهداف در خور توجه خودم رو بدست آوردم ولی هنوز به اون هدف بزرگه که در ذهنم هست نرسیدم.
از نظر باورهای توحیدی ، احساس لیاقت و قوانین ، بنظر خودم ، این ایام که بیشتر مرور میکنم ، همه رو رعایت میکردم ولی با دوره ی روانشناسی ثروت که مقایسه میکنم ، باور اینکه اکثر ثروتمندان از راههای نادرست به ثروت رسیدند در ناخودآگاه من به شکل بدی نشسته ، طوری که موفقیت افراد رو در ذهنم به نوعی به یک رفتار نادرست و ناصحیح میخام ربط ش بدم.
در کامنتهای دوستان در روانشناسی ثروت یک، دو تا الگو برام خیلی جالب بود و یک مجموعه ی تلویزیونی که یکی از دوستان معرفی کرده بود ( فکر میکنم عنوان مجموعه رکورددارن بود) خیلی بهم کمک کرد که این باور رو بهتر ش کنم.
من در سال 97و98و99، فقط با تکرار این باور(کاملا به طور ناخودآگاه) که من پول به راحتی بدست میارم و من اصلا اهل کار پرزحمت و کارگری نیستم و من از مغزم استفاده میکنم ، به اندازه ی کل زندگیم پول وارد زندگیم شد.
سلام و درود فراوان به شما جناب انصاری بزرگوار. الهی که حال دلتون توحیدی و مثبت و عالی باشه و همواره به یگانه وهاب قدرتمند عالم وصل باشید، که حقیقتاً هیچ احساسی بهشتی تر از آرامش قلبی اتصال با رب العالمین نیست.
از لطف و محبت و بزرگواری شما بینهایت سپاسگزارم، اینکه لطف کردین و زمان ارزشمند تون رو بهم هدیه دادین و برام پاسخ نوشتین، نشانه بزرگواری و مهربانی شماست. بسیار ممنون و سپاسگزارم.
—————————————————————————
در مورد روانشناسی ثروت نوشته بودین، خیلی برام جالب بود چون باعث شد یکبار دیگه روند فعالیتم توی سایت رو مرور کنم. در ابتدای شروع آموزش های استاد عباس منش یادم میاد خیلی دوست داشتم دوره روانشناسی ثروت رو تهیه کنم، خیلی تقلا میکردم، و ذهنم درگیر بود چطوری میتونم تهیه اش کنم، ولی به مرور زمان که تکاملم رو طی کردم (مخصوصاً با گنجینه دوازده قدم) فهمیدم این مهم نیست که من چی دوست دارم، هر چقدر تکامل پیدا کنم دوره ها خودشون میان توی پوشه محصولات من. قرار نیست من تقلا کنم براش، تنها کاری که باید انجام بدم اینه که فایلهای دانلودی هدیه و دوره های قبلی رو خوب کار کنم و اجازه بدم تا با تغییر فرکانسم دوره ها یکی یکی بیان.
همینایی که توی محصولاتم هست همه شون هدایتی تهیه شده ، یعنی درخواست هدایت کردم و نشانه خواستم هدایت شدم به آیاتی از قرآن یا یه فایلی از استاد که در مورد یه مفهومی صحبت میشده که نهایتاً منجر به تهیه یه محصول شده. تازه من اصلا از عملکرد خودم راضی نیستم. من متاسفانه تعهد و تمرکز کافی نذاشتم.
دوازده قدم رو همینجوری هدایتی شروع کردم. چند وقت پیش قدم 10 رو تموم کردم که برم 11 هدایت شدم به دوره روابط ، سر دو راهی بودم که برم روابط یا قدم 11 چندبار هدایت گرفتم هر بار منو متوجه میکرد هدایت همونیه که بهت گفتم.
منم گفتم تسلیم باشم.
به نظرم میرسه توی باورهای مرتبط با ثروت خیلی پاشنه آشیل دارم، مخصوصاً اون جاهایی که مربوط میشه به باورهای سیاسی و مذهبی. با اینکه مدتهاست که تمرکزم رو از روی این دوتا موضوع برداشتم و تمرکز گذاشتم روی توحید ولی باورهای مخربشون هنوز گوشه ای از ذهنم فعاله که اجازه نمیده وارد مدار ثروت و روانشناسی ثروت بشم.
این باور «که اکثر ثروتمندان از راههای نادرست به ثروت رسیدند» تو عمق ناخودآگاه من هم وجود داره و من وقتی متوجهش شدم و بهش حمله کردم دیدم از سر تنبلی و حسادت و مقایسه میاد. دیدم ناخودآگاه من خودمو با افراد ثروتمند مقایسه میکنم، بعد چون میبینم جایگاه اون آدم رو ندارم از سر حسادت درونم یه برچسبی به ناحق به اون بنده خدا میزنم که، بگم آره این دزدی کرده، اختلاس کرده، حق مردم رو خورده، خون مردم رو تو شیشه کرده تا نجوای ذهنم رو ساکت کنم ، که آره منم اگه این کارها رو میخواستم بکنم ثروتمند بودم و ناخواسته باعث میشه ذهن من باور کنه اگه تو هم بخوای ثروتمند باشی باید این کارهای خلاف رو انجام بدی. و تنبلی حرکت نکردن و بی ایمانی خودم رو با این چیزا موجه میکنم توی ذهنم. ولی واقعیت اینه من بخاطر تنبلی و بی ایمانی و مشرک بودنم نرفتم دنبال ثروت. اگه تنبلی رو کنار بذارم و متعهدانه تلاش کنم از راه درست و با صداقت و به راحتی میتونم ثروتمند بشم. اینکه من بلد نیستم به معنی غیر ممکن بودن نیست.
واقعاً توی این موضوع دست تسلیمم بالاست که خودم خودمو توی مدار فقر نگه داشتم.
خیلی چیزای دیگه هست که میدونم مرتبط با مسائل سیاسیه. و بقول استاد توجه به مسائل سیاسی هم قدرت دادن به عوامل بیرونیه که مساوی ست با شرک. یا ارتباط عقاید مذهبی و ثروت.
این باور خیلی فوق العاده بود «من پول به راحتی بدست میارم و من اصلا اهل کار پرزحمت و کارگری نیستم و من از مغزم استفاده میکنم» ازتون ممنونم که باهام به اشتراکش گذاشتین. اینو حتماً باید توی دفترچه باورهام بنویسمش.
واقعاً هم همینه، هر چقدر کارها ساده تر باشه پرداختی بیشتره.
مثال معروف اینکه کارگران معدن چقدر دستمزد میگیرن، یا مثلاً یه بازیکنان فوتبال یا مشاغل دیگه…
چند وقت پیش از همکاران رسمی توی مجتمع گاز شنیدم نمیدونم چقدر واقعیت داشته باشه، توی پتروشیمی های عسلویه بعضی از مدیران پتروشیمی هستن که ماهانه بالای 400-500 میلیون حقوق میگیرن. وقتی شنیدم تا مدتها ذهنم نمیتونست این عدد رو هندل کنه. اصلا باید کار راحت باشه ، باید راحت باشه که بیشتر بیاد. تا وقتی ذهن و جسم در سختی باشند، نمیذاره که ثروت به راحتی بیاد.
از شما بینهایت ممنون و سپاسگزارم جناب انصاری که باورهای درست و ثروت آفرین رو باهام به اشتراک گذاشتین. براتون بینهایت نعمت و ثروت رو از خداوند درخواست میکنم.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
ازتون ممنونم که این کامنت رو نوشتید ، چون با این کامنت آرامش به قلب و روح من برگشت
این چند روزه هر شب ساعت حدود 8 و 9 نیت میکنم و میرم یه جای خلوت و میخوام بزنم رو سایت که قانون سلامتی رو بخرم
همون لحظه خدا بهم میگه قبلش قرآن رو باز کن هدایت بگیر و هر بار آیه های عجیبی میاد که واقعااااا حس میکنم خدا داره باهام مستقیما حرف میزنه ، اینو به شما میگم چون میدونم که تجربه ش کردین و باور دارین به اینکه خدا داره انقد بی پرده با ما حرف میزنه
یه مثالش وقتی چند روز پیش عزمم رو جزم کرده بودم که قانون سلامتی رو بخرم ، حتی بدهیم رو داده بودم و پولشم تو کارتم بود ، این آیه اومد :
«پس بلند مرتبه است و بزرگوار خدایی که به حق و راستی پادشاه ملک وجود است و تو پیش از آنکه وحی قرآن تمام و کامل به تو رسد تعجیل در آن مکن و دائم بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا»
همین الانم مو به تنم سیخ شده که خدا چقدر واضح داره باهام حرف میزنه ولی من هنوزم مشرک میشم و درگیر نجوا ها…
داره واضح بهم میگه عجله نکن ، تکاملتو طی کن ، از همون فایل های دانلودی نتیجه بگیر ، محصولات خودش میاد
حتی یه شب دیگه دوباره کنترل ذهنم رو از دست دادم و رفتم که بخرم محصول رو این آیه اومد :
«و آنان که هدایت یافته اند، خدا بر هدایتشان می افزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است»
داره میگه عمل که عمل شایسته س ولی وقتی تکاملتو طی کنی و به ثبات فرکانسی برسی پایدار تره و نتیجه ی بهتری داره
دوباره شب بعدش بازم کنترل ذهنمو از دست دادم و اومدم که بخرم محصولو ولی قبلش رفتم قرآن باز کردم و دیدم همش آیه های عذاب میاد و خداوند کافران رو که نشانه هاش رو نمیبینن نکوهش کرده
یه ذره ترسیدم و رفتم رو دکمه ی نشانه ی روزانه زدم ، سریال زندگی در بهشت قسمت 140 اومد که مریم جون اولیییین جمله ای که گفت این بود :
ما اومدیم ماموریت قبلی رو تموم کنیم
و من همینطوری دهنم باز مونده بود و گفتم خدایا یعنی داری میگی برو سراغ همون فایل های دانلودی و کامنت های بچه ها که داشتی کلی ازش نتیجه میگرفتی و نصفه نیمه ولش کردی
داری میگی آماده نیستی واسه خرید یه محصول مخصوصا قانون سلامتی که نیاز به یه آمادگی ذهنی خیلی زیاد داره
خلاصه آقای امیری این روزا ذهنم خیلی پر تلاطم و آشفته س و انگار میخوام قانون سلامتی رو ابزاری قرار بدم که برگردم به مسیر
انگار دارم بهش باج میدم که من رو به مسیر درست بیاره ، من رو بندازه تو غلتطک غافل از اینکه تکامل رو نمیشه دور زد و هر بار خدا اینو واضح و روشن بهم یادآروی میکنه
امشبم که دیگه خواستم چشمم رو ، روی تمام نشانه ها ببندم و بخرمش ، این کامنت شما اومد و این تیکه ش دوباره من رو بازداشت از خریدش و یه آرامش قلبی بهم داد :
در مورد روانشناسی ثروت نوشته بودین، خیلی برام جالب بود چون باعث شد یکبار دیگه روند فعالیتم توی سایت رو مرور کنم. در ابتدای شروع آموزش های استاد عباس منش یادم میاد خیلی دوست داشتم دوره روانشناسی ثروت رو تهیه کنم، خیلی تقلا میکردم، و ذهنم درگیر بود چطوری میتونم تهیه اش کنم، ولی به مرور زمان که تکاملم رو طی کردم (مخصوصاً با گنجینه دوازده قدم) فهمیدم این مهم نیست که من چی دوست دارم، هر چقدر تکامل پیدا کنم دوره ها خودشون میان توی پوشه محصولات من. قرار نیست من تقلا کنم براش، تنها کاری که باید انجام بدم اینه که فایلهای دانلودی هدیه و دوره های قبلی رو خوب کار کنم و اجازه بدم تا با تغییر فرکانسم دوره ها یکی یکی بیان.
همینایی که توی محصولاتم هست همه شون هدایتی تهیه شده ، یعنی درخواست هدایت کردم و نشانه خواستم هدایت شدم به آیاتی از قرآن یا یه فایلی از استاد که در مورد یه مفهومی صحبت میشده که نهایتاً منجر به تهیه یه محصول شده. تازه من اصلا از عملکرد خودم راضی نیستم. من متاسفانه تعهد و تمرکز کافی نذاشتم.
دوازده قدم رو همینجوری هدایتی شروع کردم. چند وقت پیش قدم 10 رو تموم کردم که برم 11 هدایت شدم به دوره روابط ، سر دو راهی بودم که برم روابط یا قدم 11 چندبار هدایت گرفتم هر بار منو متوجه میکرد هدایت همونیه که بهت گفتم.
منم گفتم تسلیم باشم.
خواستم ازتون تشکر کنم که باعث شدین امشبم نشانه های خدا رو مبنی بر طی کردن تکامل به یاد بیارم
هدایتای خدا خیلی واضحه ولی این ما هستیم که نمیخوایم بفهمیم
این ما هستیم که نادیده میگیریم و میخوایم اون مسیری که به نظر خودمون درست هست رو بریم
ولی خدا میدونه و ما نمیدونیم
امیدوارم از پس کنترل کردن ذهنم بر بیام و بتونم تمرکزم رو روی همین فایل ها بذارم که بار ها و بار ها واسم معجزه کرده
درود خداوند بر شما حمید حنیف پروردگار خلیل الله برادر توحیدی…
چقدر تحسین میکنم و سپاس گزارم بابت این کامنت و چقدر بیشتر و با تمام وجودم از پروردگارم سپاس گزارترم ک این فرصت رو به من داد و من اولویت رو گذاشتم بودن در سایت و مطالعه کردن این تفریح رو خودم برای خودم تعریف میکنم این تفریح و لذت منه نه تفریحی که جامعه برای من تعریف کنه و با پوچی و حرفهای مفت زدن زمانم بگذره پس من تعریف میکنم و قطعا که اول هدایت رب من هست پشت این تعریف ها و سبک زندگی ام.
خیلی کامنت فوق العاده ای بود در رابطه با تقلا نکردن و طی کردن تکامل من این جمله رو با تمام پوست گوشت استخوان و وجودم درکش کردم لمسش کردم و رسیدم بهش طوری که هرلحظه احساس میکنم تسلیم ترم آرام ترم و توکلم بینهایت بیشتر شده که این برای من بزرگترین معجزه و موفقیت گنج محسوب میشه چون گذشته ی خودم رو خوب به یادم هست یک تقلای به تمام معنا بودم که فقط راه میرفتم و تقلا میکردم و پر از شرک بودم و واقعا هم همینطوره هیچ نیازی به تقلای بیرونی و دست و پا زدن ما نیست هیچ نیازی نیست بقران که در زمان مناسب خداوند هدایت میکند آسان میکند کن فیکون میکند و میشود به راحتی به آسانی فقط مهم کار کردن روی خودمون هست و از همه مهمتر سپاسگزاری واقعا اصل و اساس این سایت و قرآن و خلاصه این همه ساعت صحبتهای استاد خلاصه میشه سپاسگزاری…
چون با سپاسگزاری کردن بیشتر قوی تر و متصل میشویم و وقتی هم متصل شدیم قطعا زندگی ما روغن کاری شده هست و برکت جاری میشود و هدایت میشود و آسان میشود…
زمان هایی که حس میکنم در حالت نجوا و دوری از خداوند قرار دارم سریع میگم من تسلیمم تسلیمم اصل و اساس همین توحید هست و سپاسگزاری پروردگارم من راضی ام به رضای شما اصلا من توی یک بیابان بگذار تک و تنها ولی چیزی که مثل نفس کشیدن بهش نیاز دارم یک دفتر خودکار و یک کتاب قرآن هست همین مرا کافیست چون میدانم به اتصال میرسم و همین کافیست بینهایت پس من تسلیمم و فقط ادامه میدهم…
برای خرید قدم اول خیلی خیلی تقلا میکردم در واقع وارد دوازده قدم بشم اما از یک جایی به بعد تسلیم شدم و هرانچه که باید هدایت میشدم عمل کردم و با تمام وجودم درک کردم بله دقیقا طی کردن تکامل رشد شخصیتی رشد ظرفیتی و هدایت خداست ک کافی ترین هست ولاغیر…
پس قطعا که همه چیز در شرف بهبود رشد تکامل هدایت برکت رحمت الله هست چون ما در مسیر درست هستیم و اوست که کافی ترین هست برای رقم زدن اتفاقات کن فیکون کردن««خداوند میگوید و میشود خداوند اراده میکند و میشود ما در مشیت هستیم و میشود هدایت ها برکت ها رحمت ها آسانی ها همه و همه در پناه اوست که مالک کل کیهان و جهان هست پس اراده امر هدایت مشیت اوست که کافیست نه دولت ها مردم ها حکومت ها باورهای سمی جامعه ها هیچ هیچ هیچ پشیزی قدرت ندارند و مهم نیست فقط طی کردن تکامل و هدایت خودش کافی ترین هست ولاغیر من این جمله رو باور دارم و سعی میکنم بیشتر باور کنم پروردگارم به من باور درک پذیرش ظرفیت و مدد الهی بیشتری رو عطا کن نه تنها به من به تمام بندگان مومن و عزیزت یا رب و بعد هم به من رحمت شما یا رب اقیانوسی بینهایت هست پس اول برای مومنان عزیز و بعد هم خودم چرا که این رحمت بینهایت رو باور دارم باور میکنم بینهایت…
الهی صد هزاران بار سپاس…
دعای خیر برکت رحمت رزق بغیر الحساب بینهایت از جایی ک گمان نمیبرید و در خواب هم نمیبینید رو براتون آرزو میکنم و آسانی پروردگار.
الهی امین در پناه خودش چون اوست که پناه دهنده هست پس پناه خودش.
سلام و درووووووود فراوان محمدعلی عزیز. برادر بزرگوارم.
الهی که حال دلت عالی عالی عالی باشه و در هر لحظه به یگانه وهاب قدرتمند عالم وصل باشی.
یه وقتایی بدجوری کفور میشم و نجوا میاد سراغم ، که برو بابا دلت خوشه ، اینا چیه داری ادامه میدی.
ولی توی اوج ناامیدی خودش به دلم میندازه، و میگم ببین هر چقدر هم اشتباه کرده باشم ، مطمئنم خدا رو درست انتخاب کردم. هر چقدر الان حالم بد باشه، یا حتی توی کمبود باشم ، همین لحظه غرق نعمت های دیگه ای هستم که حواسم بهشون نیست، این دوتا رو مطمئنم .
یه وقتایی هم ازش درخواست میکنم. میگم حالا من توی تاریکی ام و بهت دسترسی ندارم. صداتو دریافت نمیکنم، تو که از تاریکی خبر داری و صدامو داری. یه حرکتی بزن ارباب.
گیوآپ کردن به درگاه خداوند همیشه جواب میده. اوضاع ما بدتر از موسی پیامبر نبود که بخاطر قتل تحت تعقیب بود. خود قتل یه فاجعه است ، عمدی بودنش یه فاجعه دیگه ، تحت تعقیب حکومت بودن دیگه واویلا… ولی وقتی موسی میگه «رب انی ظلمت نفسی فاغفر لی» بلافاصله خدا میگه «فغفر له» و وقتی میگه «رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر» بلافاصله ورق زندگیش برمیگرده و پاسخ میگیره «نجوت من القوم الظالمین» از قوم ظالم نجات پیدا کردی (خداوند از زبان شعیب بهش میگه)
محمدعلی جان، همه مون یه وقتایی توی تاریکی قرار میگیریم. مهم اینه خالق ما از تاریکی ما هم خبر داره.
دوستان به من محبت دارن و فکر میکنن حمید امیری خیییییییلی قرآن رو بلده. بخدا قسم من هیچی از قرآن نمیدونم. همین امروز یه جایی رو باز کردم، همش آیه عذاب بود از اول تا آخرش رو خوندم، ترسم هم بیشتر شد، قرآن رو بستم گفتم خدایا نمیفهمم چی گفتی.
خوندن یا نخوندن قرآن مهم نیست ، همون ارتباط قلبی مهمه که حس و حال آدم رو بهشتی میکنه. به وقتش از زبان قرآن باهات حرف میزنه، شگفت زده اش میشی. یا نه، یه زمانی از زبان یه پرنده روی شاخه درخت باهات حرف میزنه، یه زمانی با زبان سکوت و رقص پروانه باهات حرف میزنه اونجایی که بال پروانه عظمت قدرت کبریاییش رو به رخ ما میکشه. سبحان الله.
هر بار به یه شکلی باهامون حرف میزنه.
یبار قبلاً توی کامنتم نوشتم. الان بازم برای شما تعریف میکنم. یه دوستی داشتم رفت یه کار خیری بکنه، یه کسی دیگه رو نجات بده ، خواست ثواب کنه، کباب شد. توی محل کارش به مشکلاتی برخورد کرد ، به اجبار از یه جایی به یه جای دیگه منتقلش کردن. گفت یه روزی یه جایی تنها نشسته بودم و داشتم توی قلبم با خداوند حرف میزدم و میگفتم خدایا تو خبر داری از نیت کار من، من که خلافکار نبودم چرا اینجوری شد؟؟ میگفت توی حال خودم بودم که یه آدم ساده وضع و خیابون گرد اومد کنارم نشست. یهویی بدون اینکه من چیزی بگم، بهم گفت: آره، برادرای یوسف هم یوسف رو انداختن توی چاه ولی یوسف عزیز مصر شد؛ میگفت من شوکه شدم ، گفتم هااااااان چیییییی ، چی گفتی: گفت هیچی غصه نخور ، برادرای یوسف هم یوسف رو انداختن توی چاه ولی یوسف عزیز مصر شد، کار تو هم درست میشه. و پا شد رفت.
وقتی این ماجرا رو برام تعریف کرد من اشکم سرازیر شد،مثل همین الان که دوباره نوشتمش.
میگه بعداً دیدم این انتقالی دری از رحمت خدا به زندگیم بود. حتی اونهایی که منو منتقل کرده بودن بعداً بهم گفتن ما دیدیم تو نه تنها مشکلی نداری که بسیار هم آدم خیری هستی. فقط خواستیم از آدمهایی که زیرآبت رو میزنن دورت کنیم.
(من همش دارم سعی میکنم کوتاه بنویسم ولی بازم طولانی میشه)
ولی توی اوج ناامیدی خودش به دلم میندازه، و میگم ببین هر چقدر هم اشتباه کرده باشم ، مطمئنم خدا رو درست انتخاب کردم. هر چقدر الان حالم بد باشه، یا حتی توی کمبود باشم ، همین لحظه غرق نعمت های دیگه ای هستم که حواسم بهشون نیست، این دوتا رو مطمئنم.
—————————————
یه متنی رو هدایت شدم نوشته بود مبادا به سبب یک غم یا یک کمبود هزاران نعمتی که داری را فراموش کنی و همیشه جمله رو مادرم تکرار میکرد« روحت در آرامش ابدی و آغوش پروردگارت مادر»
من گاهی اوقات کفور میشدم و مادرم همیشه تکرار میکرد فقط سجده ی شکر به جای بیاور خدا هست حواسش هست خدا کریمه خدا کافیه بسپار به خدا از خدا بخواه مبادا ناشکری کنی و بد خلقی کنی چون ناشکری کردن بد خلقی رو به همراه داره پس همیشه شاکر باش و سجده ی شکر به جای بیار مخصوصا نعمت سلامتی، و زمانی که مادر بیمار شدن بیشتر تاکید داشت که نعمت سلامتی تو یعنی ثروت بینهایت تا زمانی که این نعمت رو داری متوجه نمیشی مگر زمانی ک حس کنی مشکلی داری یا بیمار هستی و وزمانهاییی ک بیمارستان میرفتیم و درگیر کارهای مادرم بودیم من بیشتر به این درک باور ایمان رسیدم بله دقیقا همینه شاکر باش ببین چه نعمتهایی داری مخصوصا سلامتی مبادا به خاطر یک غم یا کمبودها بینهایت نعمتهایت را فراموش کنی«استغفرلله»
و زمانی ک مادرم به رحمت الله و آغوش پررودگارش بازگشت من بیشتر به حقانیت این حرفها پی بردم در واقع در تمام وجودم جاری شد و لمس کردم و تبدیل به باور و شخصیتم شد چون با تمام وجودم دیدم لمس کردم و تجربه کردم و هرلحظه گفتم پررودگارم تمام هدایت ها حکمت ها قدرت شما فقط درس و رشد و توحید هست ولاغیر درسته بیمار بودن مادرم رو تجربه کردم درسته روزهای سختی بود درسته عزیز زندگی ام رو از دست دادم و به آغوش شما بازگشت اما من صد سال بزرگتر باتجربه تر با درک تر عاقل تر توحیدی تر پخته تر شدم حس میکنم صدها مدار رو با آسانسور طی کردم تصاعدی…
و شما حمید حنیف الله بنده ی مومن الله خلیل الله یک انسان سالم سلامت قوی کاربلد توحیدی ثروتمندی هستید که قطعا با طی کردن تکامل و هدایت ها مابقی نعمتها هم وارد زندگی و وجود شما خواهد شد این قانون مشیت اراده و قدرت خداست ما کاری به حکومتها جامعه ها و باورهایشان نداریم کار ما فقط قرآن و خدا و قانونش هست و لاغیر….
گفتیم بریم ببینیم و کیف کنیم رفتیم بنگاه گفتیم خونه میخوایم برا خرید نو ساز هم باشه صاحب بنگاه که از اشناها بود برا ما نقشه خونه هارو اورده گفت این هنوز روی خاک متر 60 ملیون تومن اینم نقشه هاش یه 85 متری داره و یه 117 متری گفتیم ما 117 متری و میخوایم جاشم عالیه ولی روی خاک هنوز
یه مقدرا زمان بره(حالا ما هیچ پولی نداریم ولی برا ما زمان بره خدایا شکرت برای این همه قدرتی که بهمون دادی و فراوانیتو رو به وفور داریم مبینم الهی شکرت رب من…)
یه نقش دیگه گفت دارم فلان جاست 12 واحد تحویلشم تا عیده به امید خدا گفتیم اینم خوبه اینم یه 83 متری داشت با یه 175 متری اگر اشتباه نکنم گفتم اون بزرگ میخوایم گشت نقشهاش رو پیدا نکرد زنگ زد به سازنده سازنده رفت برای ما کپی گرفت از نقش و با خودش اورد نشستیم جلسه گرفتیم واس ما قهوه اوردن و با سازنده حرف زدیم کلی توضیح دا بهمون و و و….
ساعت 9 شب….بود تمام این اتفاقها…
گفتیم اگر میشه بریم ساختمون رو ببینیم گفت به روی چشم…
رفتیم و رسیدیم ساختمون جالب وو زیبایی بود الهی شکرت که چشممون رو به این خونه روشن کردی رب من…
چراغ دستی اورده از پارکینگ شروع کرد به توضیح دارن حتی گفت چه مسالحه ای کار کرد چه تاسیساتی …
و واقعااا ساخت عالی داشت تمام واحد هارو نشونمون داد با کلی توضیح حدود 40 دقیه تویه ساختمون بودیم و دایما خدارو شکر میکردم و لذت میبردم….
کلی توضیح دا بهمون اومدیم پایین گفت نگران قیمت نباشید…..
خونه دار میشن ادمها یا با قرض یا با وام یا خدا بهشون میده…
گفتم من با سومی هستم و میدونم خودش بهم میده اگرم این ساختمون نشد بدون اینقدر امشب لذت بردیم با خانومم که اگر هم نخریم کلی خدارو شاکرم که امشب شب عالی بود…
با هام دست داد خانوم گفت نقشه ها میشه پیش ما باشه گفت اره چرا که نه ….
اومدیم تو ماشین نشستیم با خانومم گفت حسین خونه رو چید مان کردم گفتم به امید خدا اتفاق میوفته برامون …
و کلی سازنده رو تحسین کردیم و شب مون رو به اون زیبایی تمام کردیم…
خدارو صد هزار بار شکررررر برای این همه قشنگی و این همه فراوانی….
ببخش کاکام سرت رو درد اوردم دوست داشتم اینو بگم که خیلی قشنگ ببینیم ادمهایی هستن که شرایط مارو ندارن ولی اون خونه دلخواهشون رو دارن و میگم ای جانم خدایا شکرت مهم نیست چجوری گرفته ولی اون تونست تو این شرایط اقصادی که همه میگن نمیشه خونه بگیر یا هر چیزه دیگه ای پس ماهم متونینم…
خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دوستت دارم و تسلیم تو هستم از طرف بنده خوب تو حسین عبادی که عاشقت و عاشقشی این عشق دو طرف چه میکنه دوستت دارم رب من…
حمیید عزیزم در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند باشی…
خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دوستت دارم و تسلیم تو هستم از طرف بنده خوب تو حسین عبادی که عاشقت و عاشقشی این عشق دو طرف چه میکنه دوستت دارم رب من…
نمیدونم نوشتن این صحبتها بیشتر خطاب به خودمه یا شما! ولی مینویسم چون بدجور هدایتی اومدم سمت این کامنت
یادمه قبل اشنایی با استاد با توجه به دیده ها و شنیده هام همه چیز تقصیر دولت بود! گذشت و رو دوره ها کار کردم دیدم خودمون بدجوری خودمونو تو منجلاب میندازیم و هی دست و پا میزنیم بدون هیچ دلیلی
همین چند روز پیش ها به همین مسئله ماشین صفر فکر میکردیم, دیگه اصفهان داره میشه شبیه تهران تا یکی دوسال پیش انقدر ترافیک نبود الان اتوبان هاهم پر شدند عجیییب شهر داره شلوغ و الوده میشه! خوبه! این واقعا نشون میده ثروت واقعا هر روز داره بیشتر میشه ولی میدونی چیه!؟خسته شدم ازین همه عجله, منم قبلاماشین میخواستم بعد ک رانندگی یادگرفتم و بابام ماشین میداد بهم واقعا نمیدونستم کجا برم باهاش! اونقدی ک فکر میکردم نیاز نداشتم اونقدی ک فکر میکردم زندگیمو تغییر نداد کما اینکه زیادم رانندگی را دوست ندارم و ترجیحم اینه با اسنپ برم تا از دست شلوغی راحت باشم! ولی اینارو کی درک کردم وقتی اروم شدم یااا عاقل شدم یا به ارزوهای دیگران فکر نکردن یا چی! ولی جامعه نمیدونه داره چیکار میکنه هیچ دلیلی برای خرید 207 قسطی و زوری نداره ولی چون خیابونها پر شده فکر میکنه دوسش داره!!!
نمیدونم چقدر از دنیای دخترای الان خبر داری, تا دوسال ک پیش ک دانشجو بودم هرچندوقت یکی از دوستام نبود وقتی میومد دماغش عمل شده بود, هردفعه دوستامو میدیدم یکی از کارهای زیبایی را انجام داده بودن و تا همین چندماه پیش ک دیگ کاملا ارتباطم تموم شد هربار یه ادای تازه
اینا چه ربطی به ماشین داشت؟
میخوام بگم تو هرجنبه ای جامعه نمیدونه داره چیییکار میکنه, من چیزی ک بیشتر از همه از سایت میخواستم ازادی و دانایی بود! وقتی اومدم همش دنبال حقیقت بودم, حقیقت خدا, حال خوب و به ترتیب طبق تکاملم هربار یه چیزی مثلا پارسال این موقع احساس شدید نیاز به خودارزشمندی داشتم ک دوره اش امد, کار کردن روی اون دوره ها دانایی ای رو بهم داد ک دیگه تا هزار سالم نخوام برم سمت کارای جلب توجهی,بعد یه مدت احساس نیاز ب روابط خوب منو کشوند به دوره مودت!! و وقتی گفتی طبق تکاملم هدایت میشم یه لبخند رضایت اومد, گفتم فاطمه همینه
بعضی وقتها میشد میگفتم تو چرا ولع پول نداری! گفتم اونم به موقعش شاید هم حتی عمرم قد نداد برم جزیره بورا بورا ولی میدونم مسیر تکاملی هرکی جداست, هرکسی با یه احساس نیاز بیشتری اومد تو مسیر و اول از همون نتیجه گرفت
میزارم مسیر منو ببره! مسیر به من اول سپاسگزاری یاد داد, بعد اروم بودن و کمتر عصبی شدن , مستقل بودن و از تنهایی لذت بردن, دیدن زیبایی ها با سفرنامه, احساس گناه نداشتن با دوره عزت نفس, کار کردن و پول در اوردن با قدم اول, احساس ارزشمندی با دوره لیاقت, قران خوندن, حالاهم مودت
تو هربرهه ای یه چیزی برام بولد شد! نمیدونم بعدش چی میشه این بار منو کجا میبره ولی دیگه میزارم ببره چون میدونم خداوند منو جای بدی نمیبره !!!
دیگه قشنگ میدونم مسیر تکاملی هرکسی جداست و مخصوص خودشه
استاد عزیزم سلام و یه سلام ویژه هم عرض میکنم خدمت خانم شایسته عزیز
من سعید هستم که باهاتون تو این فایل صحبت کردم
استاد من متولد ۱۸ اسفند ۱۳۶۹هستم(هم روز تولد شما)
استاد من سال ۹۳ تو سایت اپارات یه کلیپ از شما دیدم که مربوط به افزایش ۳ برابری درامد بودش که جلوی برج جام جم همت و ویلاتون تو شمال ضبط کرده بودید،من اون سال تازه یکسال بود دانشگاهم رو تموم کرده بودم تو رشته عمران و این رشته به این خاطر خوندم که دوست داشتم خلق کردن یه سازه رو یاد بگیرم، از طرفی طبق اموزش هاتون هم چیز تو این دنیا روی یه قانونی کار میکنه ما فقط کافیه این قوانین رو یاد بگیریم و عمل کنیم ازشون.خلاصه سال ۹۳ من تعهد رو نوشتم و یکم بعد مسیر فروش کتونی های اورجینال اومد جلوی مسیرم این رو ذکر کنم که من شغل پدریم کفش فروشی هستش و من تو مغازه پدرم مشغول کارگری و فروشندگی بودم که این اتفاق برام افتاد.سال ۹۴ با برادرم تو مسیر یه استاد دیگه ای قرار گرفتیم که از شاگردان شما بود و ما با سایت شما اشنایی نداشتیم اونموقع ولی همون سال هی یه نجوایی میگفت من این تعهد دادن رو جای دیگه شنیدم این حرفا هم اصلا به این بنده خدا نمیخوره که داره میزنه ۱۰۰٪ از جای دیگه یاد گرفته من باید استاد این شخص رو پیدا کنم و یاد بگیرم از قوانین رو خلاصه عید همون سال بود که شما راجبه ترامپ ویدیو گرفته بودید و برادرم داشت فایلتون رو نگاه میکرد و من اونجا بودش که با شما اشنا شدم مجدد.
خلاصه من دوره قانون افرینش رو خریدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و به برادرم میگفتم نگاه کن این سید همون استاد اون بنده خدایی بود که قبلا فایل هاش رو گوش میدادیم.
البته استاد این رو یادم رفت بگم که اصلا داستان خواستن ما برای یادگیری از کجا شروع شد فیلم راز رو چندین بار نگاه میکردیم و هی فکر تجسم خلاق انجام میدادیم ولی حالمون جای اینکه خوب بشه بدتر میشد و انگار یه پازل اصلی اون فیلم رو برداشته بودن و ما دنبال اون پازل بودیم که خدا شمارو تو مسیرمون قرارداد.
خلاصه ما دوره قانون افرینش رو کار کردیم و من تو ایران با یه نفر کار میکردم کتونی میگرفتم ازش و میفروختم بعد از اموزش ها یه اتفاقی افتاد ما تونستیم تو المان شرکت ثبت کنیم بدون اینکه من المان رفته باشم هزینه ای بخوام بابتش انجام بدم کارا به نحوی پیش رفت که ما نمایندگی یه فروشگاه معتبر از برلین رو گرفتیم و شدیم دومین وارد کننده بازار که قیمت تعیین میکردیم برای رقابت همه این پروسه ها استاد توی ۲-۳ماه رخ داد یعنی خودتون هم شرایط نمایندگی های اونور رو میدونید تخفیف ها عالی بود برامون جنس ها اولین نفر به ما داده میشد و سودهامون خوب بود.
بعد از یکم درگیر شدن به کار و فاصله گرفتن از یادگیری یکم درجا زدن دوباره شروع شد.یکم مسیرهای بد شروع شد.
بعدش من از اونجایی که موقع بازی کردن از رمز ها استفاده میکردم تو اموزش های شما هم اومدم از رمز استفاده کنم و محصولاتتون رو به صورت ارزون تر از این پیج های تلگرامی خرید کنم دوره های روانشناسی ثروت یک دو و سه رو با قیمت کم (باورم داغون بود دیگه)
اقا ما اموزش میدیم ولی انگار هیچی که هیچی هی اوضاع بدتر از قبل نتیجه نمیگرفتم و نگو اصلا باورها از ریشه مشکل داره که جواب نمیگیرم.
خلاصه تکامل رو هم یاد نگرفته بودیم دوست داشتم به شبه راه صدساله رو برم و خیلی جالبه جهان هستی اون مسیرها رو هم میذاره جلوی پای ادم با توجه به فرکانس ها و مدارهایی که هستیم داخلش.
گذشت و گذشت ما افتادیم تو این سایت های شرط بندی و کتونی میفروختیم پولش رو میریختم اونجا یه بخشی از پولا میرفت یه بخشی هزینه میشد شرکت المانم تعطیل شد و کلی داستان دیگه.
یه شب هم که دیگه کلا تو فایل همگفتم پول پدرم تو حسابم بود شرط بستم که اون قبلی هارو جبران کنم اونم رفت اقا دیگه نابود شدیم (مثل این شخصیت عروسکیه که تو کلاه قرمزی هستش اقای همسایه داستان تعریف میکنه میگه نابود شدیم ماهم نابود شدیم)
حرف و بدوبیراه و مشکلات که گفتی دقیقا زدی تو خال استاد،ما خونه نشین شدیم رفتیم تو حالت افسردگی مثل این مرغای مریض🤣
بیدار میشدم از خواب غذا میخوردم میخوابیدم.
یه شب دوباره اومدم شروع کردم دیدن فایل قانون افرینش که به صورت قانونی از سایت خریده بودم،نگاه کردم رسیدم به اون قسمتی که شما میگی از افسردگی یه پله بهتر خشم بعدش میاد بالاتر و بالاتر تا میرسه به امید و انگیزه.
من شخصیتی که دارم اصلا خودخوری نمیکنم که بخوام خودم رو سرزنش کنم سریع از مرحله خشم تغییر کردم به یکاری انجام دادن اونجا دوباره تعهد دادم به خودم
خلاصه بعد از یکماه یسری افراد ز زدن که اقا ما پارچه میخواییم از آلمان برامون میتونی بیاری وچون من تجربه واردات رو داشتم گفتم بله و کار رو انجام دادم.
این شد مشتری من با یه سود خوب تو بیزینس جدید
بعد از چند مدت المان جنس نداد بهمون ما رفتیم از یه نفر دیگه تو دبی همون جنس رو با قیمت پایین تر خریدیم ولی شرایط واردات عوض شده بود و من هم فقط همون سودهایی که برام مونده بود رو که برای واردات ناچیز بود دست به اقدام زدم و خیلی راحت مسیرها جلوی پام قرار میگرفت افراد کارام رو انجام میدادن تا اون جنس به دستم برسه به راحتترین شکل.
من یدونه یدونه این پارچه هارو زیاد کردم تا جایی که اون طرف توی دبی گفت من میخوام بیام ایران قرارداد ببندیم و تو ایران گسترش بدیم کار رو خونواده من استرس پول و این چیزا رو گرفتن که از کجا باید پول بیاریم خرید کنیم و وارداتش چی میشه و غیره که من در کمال خونسردی تو دلم میگفتم خدا خودش درست میکنه (البته اینا رو موقعی یاد گرفته بودم که به صورت قانونی کل دوره ها رو از سایت خریدم و رو خودم کار داشتم میکردم)
این بنده خدا اومد ایران به ما نمایندگی داد بدون اینکه پولی ازمون بگیره و مدرکی تضمینی چیزی رفت و برامون جنس ارسال کرد.
و این اتفاقا فقط توی ۵-۶ماه افتاد.
الان حدود ۳ سال میگذره که من تو این کار تمرکز گذاشتم روی اموزش ها تمرکز گذاشتم و منی که روز اول برای شروع این کار کتونیم رو فروخته بودم و طلای مادرم برای شروع اولین رول پارچه. الان خداروشکر به حساب مالی میلیاردی اعتبار خوب تو بازار حتی بین فروشندگان خارجی این محصولات مارو میشناسن نفر اول تو این حوزه حتی کسایی رو که ۲۰-۳۰سال سابقه داشتن رو تو بازار رد کردیم. داشتن ارامش و سلامتی و بدون استرس کار کردن رو دارم تجربه میکنم و هر روز چالش های جدیدی سر راهممیاد و خیلی راحت یاد گرفتم که این چالش هارو حل کنم.نه اینکه تو چالش گیر کنم و درجا بزنم.
بازم ممنونم از خداوند مهربان و بخشنده که قوانینش رو از طریق شما داره به ما یاد میده به زبان ساده و همینطور از شما استاد عزیزم.
انشالله چندسال دیگه با همسرم میایم امریکا و شما رو از نزدیک میبینم استاد و کلی اتفاقات بهتر رو براتون تعریف میکنم.
من فقط یه اتفاق رو براتون تعریف کردم استاد تو زندگیم باقی اتفاقات رو انشالله تو موضوعات دیگه سر جای خودش براتون تعریف میکنم تا دوستان عزیزمون این مطالب رو هم بخونن.
خیلی خیلی ممنونم ازتون اگه زیاد شد کامنتم و این شاخه به اون شاخه شدش معذرت خواهی میکنم از دوستان از هیجان زیادم مثل صدام که تو فایل داره میلرزه الانم همون حالت رو دارم برای تایپ کردن😅🤪
استاد عزیزم دوستت دارم میبینمتون از نزدیک به زودی زود ❤️❤️❤️
سلام سعید عزیز واقعا چه طور برات کامنت ننویسم و ازتون تشکر نکنم اون همه قشنگ زیبا و رسا با استاد صحبت کردی و چه قدر عالی چه قدر آگاهی دهنده و باعث چه بحث مهم و اساسی شدی برای همه ماها واقعا خدارو شکر برا حضور دوستان بینظیری مثل شما سعید عزیز و باز هم مهم تر اومدی و یه کامنت عالی برای همه ماها و خودت اینجا ردپا گذاشتی ممنونم ازت سعید جان چه قدر باعث هم رشد ما وهم رشد خودت شدی چه قدر استفاده کردم به چه نکات مهمی اشاره کردی ایشالاه که همین طور رو به رشد وروبه بهبود مستمر باشی و همین طور با نتایج عالی و بینظیرت مارو خوشحال کنی
میتونم بگم من این کامنت رو خط به خط داشتم میخوردم نمیدونم چه جوری خوندمش با یه دنیا ذوق و اشتیاق و تحسین کردن و تبریک گفتن ، فکر میکنم بخش زیادیش رو یادداشت کردم و کلی هم بهش اضافه کردم از دریافتهای خودم تا دایم با خودم تکرار کنم ببین قوانین داره چه جوری کار میکنه از شک و سوظن تا پرداخت نکردن هزینه تا فاصله گرفتن تا تمرین نکردن و ادامه ندادن و مشغول شدن و … و برگشتن و تعهد دادن و عمل کردن و ادامه دادن و دیدن نتایج شگفت انگیز … تفاوتهای ۱۸۰ درجه ای از کجا به کجا … خدارو هزاربار شکر که خدا دستتون رو بالا برد و از ماجراتون گفتید چه تجربه ناب و زیباییه و چقدر درس خدایا شکرت
و یادآوری توافق خدا و استاد با خودم که شما به آموزش و آگاه کردن بچه ها بپرداز من همه کار برای تو میکنم حصار قلعه ای به دور تو میکشم و قوانینی می گذارم که اگه کسی بخواد خلاف اون عمل کنه نه تنها نتیجه ای دریافت نمیکنه بلکه گمراه هم میشه …
دیدن لطف و توجه و هدایت و راهنمایی و آغوش خدا در زندگیه شما در هرلحظه تا رسوندنتون به اوج … چقدر زیبا بود زیباا زیباااااا خدارو شکر دوست عزیزم بخاطر این نتایجت و نوش جونتون پاسخ به اینهمه تعهد تمرکز و عمل کردن …
سپاسگزارم بابت تجربیات بسیار خوبی که باهامون به اشتراک گذاشتی، واقعا از شنیدنشون لذت بردم، تبریک میگم شما هم مثل استاد یک تغییر شخصیت اساسی داشتی تو زندگی، الهی شکر.
خدا رو بابت وجود چنین الگوهای موفقی در این سایت الهی شکرگزارم.
چقدر صدای زیبا و آرامش بخشی داری یه حس فوق العاده ای توی صدات هست
و چه کامنت عالی و تاثیر گذاری نوشتی.
سپاسگزارت هستم که بقول خودت حدود سه ساعت منتظر بودی تا موقع صحبت کردنت بشه و باز هم سپاسگزارت هستم که با بیان این موضوع و تضادت باعث شدی استاد چقدر عالی موضوع شانس را باز کنند
بینهایت ازت ممنونم و برات از خداوند متعال بهترینها را خواهانم
از خوندن کامنتت خیلی لذت بردم و چندتا درس داشت برای من .برای موقعتی که توش هستم. من وارد یه یه محیط کاری جدیدی شدم که به دلیل اینکه تایم زیادی سرکارم (البته با عشق و علاقه ی فراوان) کمی از فایلها فاصله گرفتم به دلیل تایم خیلی کمی که دارم. با این حال تمام سعیم بر اینه که درسهارو تو ذهنم مرور کنم و با خدای خودم مدام صحبت میکنم.ولی میدونم اگر که وارد شغل و جایگاه مورد علاقه ام شدم فقط به خاطر تعهدی بود که برای گوش دادن و عمل کردن به فایلها داشتم و اگر الان فکری براش نکنم که خودم زمان ایجاد نکنم برای فایل گوش دادن کم کم از این فضا فاصله میگیرم.چون ذهن من مدام نجوا میکنه که حالا اولویت کارته.بزار یه مدت بگذره تو جایی که هستی به یه ثباتی برسی بعد دوباره فایلهارو گوش میدی.همین که تو فکرش باشی کافیه.ولی من میدونم که این قضیه دقیقا مثل پخته شدن قورباغه است که میزارنش تو یه ظرف آب سرد و کم کم گرمش میکنن و قورباغه متوجه نمیشه که داره میپزه.
قبلا هرکسی که تو کامنتا میگفت من یه مدت خیلی خوب به فایلا گوش میدادم و عمل میکردم وقتی نتیجه های خیلی خوبی گرفتم رها کردم فایلارو با خودم میگفتم چطور افراد با اینکه استاد اینهمه تاکید میکنه هیچ وقت از فایلها فاصله نگیرید بازهم یکسری گوش نمیکنن و ضربه های بدی ازش میخورن.تازه الان درک میکنم که این اتفاق به یک باره نمیفته که آدم متوجه شه داره اشتباه میکنه.مثل همین مسئله ی من که دلخوشم به محیط کاری جدیدم که خودم خلقش کردم با درست کردن باورهام و نجواهای ذهنم که میگه تو خیلی چیزا رو یاد گرفتی حالا نیازی نیست اینقدر به خودت سخت بگیری.حالا اول تمرکزت رو بزار روی کارت بعدا هم میتونی فایلارو گوش کنی.یعنی به همین راحتی آدم از مسیر منحرف میشه اگر که حواسش رو جمع نکنه.
من همینجا زیر کامنت شما تعهد میزارم که خودم زمان خالی برای گوش دادن به فایلها و خوندن کامنت ها ایجاد کنم چون هیچ وقت فرصت خالی خود به خود پیش نمیاد.
و نکته ی بعدی در مورد چالشهایی که تو کارتون باهاش مواجه میشید خیلی دیدگاه جالبی بود برام چون منم دارم این روزها تو کارم با چالشهای جدیدی دست و پنجه نرم میکنم و حلشون میکنم.و دیگه نگاهم به تضادها مثل سابق نیست که ناامید شم.
براتون آرزوی بهترینهارو دارم سعید عزیز امیدوارم که به زودی با همسر گرامیتون به آمریکا مهاجرت کنید.و زندگی ای پر از شادی و آرامش و ثروت بیشتر رو تجربه کنید.
خدایا ازت سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی های ارزشمند
درسهایی که از این فایل گرفتم
هیچ چیز تو این جهان اتفاقی به وجود نیمده و خداوند هم این جهان رو طبق قانون خلق کرده نه شانس
استاد شما تو یکی از فایلها گفتین که یه خبرنگاراز یه فضانورد امریکایی میپرسه که اگه شما رفتین فضا و بعد موقع برگشت نتونین برگردین چی میشه ؟
و اون فضانورد پاسخ میده Physics does not change
فیزیک تغییر نمیکنه
طبق همون قانونی که ما رفتیم طبق همون قانون و طبق همون سیستم هم برمیگیردیم و اتفاق دیگه ای رخ نمیده
بر این اساس که قانون فیزیک وجود داره و هیچ چیزی اتفاقی رخ نمیده
بر این اساس که هیچ سفینه ای اتفاقی نمیره فضا
بر این اساس که ماه و خورشید و ستاره ها اتفاقی به وجود نیمدن
بر این اساس که خورشید نمیتونه از یه سمت دیگه طلوع و غروب کنه
پس بر همین اساس ما هم نمیتونیم اتفاقی و شانسی به اهدافمون برسیم
پس بر همین اساس ما هم نمیتونیم شانسی پولدار بشیم
هیچ شانسی نمیتونه ما رو به اهدافمون برسونه
چون این جهان با قانون کار میکنه نه با شانس
این باور که باید شانسی در کار باشه تا ما به اهدافمون برسیم اشتباه است و ما رو کلا از مسیر دور میکنه
این جهان جهان هدایت است ولی جریان هدایت برای کی جواب میده برای کسی که به شانس اعتقاد نداشته باشه و باور داشته باشه همه چیز طبق قانون رخ میده و من خودم خالق شرایط زندگیم هستم
برای کسی که میگه یا من لایق هستم و خودم خواسته هام و خلق میکنم یا انقدر رو خودم کار میکنم و صبر میکنم تا لایق بشم
استاد این باور خیلی به من و همسرم کمک کرد و باعث شد دیگه سراغ وام و قرض و چک وایده های یک شبه پولدار شدن نریم و کلی جلو بیفتیم تو زندگیمون از نظر مالی
و چون این جهان یک جهان قانون مند هست وبا شانس در تضاد هست به خاطر همین کسی که میره دنبال شانس یا دنبال قمار و شرط بندی و فکر میکنه که میتونه با این روش پولدار بشه صد درصد از جهان تو گوشی میخوره
حالا یک سر از افراد هستن که با همون ضربه اول بیدار میشن و کلا مسیر زندگیشون عوض میشه مثل استاد عباس منش که تعهد میده که دیگه هیچ وقت سراغ شرط بندی نره
و این ضربه همون ضربه ای هست که خیلی درد داره ولی خیلی هم منفعت داره و باعث میشه که ما مسیرمون رو تغییر بدیم
یکی هم مثل دوستمون که با ضربه اول بیدار نمیشه و تا حد نابودی میره که هم پول خودش و از دست میده و هم دیگران و کلی هم بدهکار میشه و تازه بیدار میشه
ولی مهم اینه که تونسته ذهنش و کنترل کنه و برگرده و خودش و پیدا کنه و دوباره زندگیش و بسازه
استاد من به خاطر این تمام حرفهای شما رو وحی منزل میدونم و بهش عمل میکنم مخصوصا تو بحث ثروت چون شما با این حرفها و آموزشها زندگی کردین چون شما راه رو رفتین
چون دارین مثال واضح میزنید از تجربیاتتون که من این کار و انجام دادم و نتیجه اش شد این
ولی بازم با این وجود ما بعضی وقتا درس نمیگیریم و خودمون میریم تو اون مسیر و ضربه رو میخوریم بعد تازه یاد حرفهای شما میفتیم
بعضی وقتا ما فکر میکنیم که حالا واسه استاد اون اتفاق افتاد و پولش رفت
حالا واسه اون دوستمون اون اتفاق افتاد و پولش رفت
ولی واسه من فرق میکنه حالا بزار من شانسم و امتحان کنم یا توهم میزنیم که من باور دارم که برنده میشم من باور دارم که شانسم خوبه
ولی نمیفهمیم که قانون برای همه یکسان عمل میکنه
و به قول استاد نمیتونی سر جهان رو کلاه بزاری
درس مهمی که از استاد گرفتم اینه که
هر وعده ای که به ما میگه یک دفعه پولدار میشیم یک تله هست هر وعده ای با هر اسمی و با هر خلاقیتی
نباید سراغش بریم
استاد ازت سپاسگزارم برای تمام آموزشهایی که نه تنها ما رو در مدار ثروت قرار میده بلکه جلو کلی ضرر رو تو زندگیمون میگیره البته برای کسانی که این حرفها رو باور کنند و عمل کنند
خدایا ازت سپاسگزارم برای قوانین بدون تغییری که آفریدی
شما و همسر عزیزتون برای من مرغ عشق های این باغ الهی هستید و همیشه تحسین میکنم ای رابطه عاشقانه و الهی تون رو و بهتون تبریک میگم برای این همدلی و همسفری زیبا
خدارو شکر وبه لطف الله هر دو پر از آگاهی و عشق و ایمان و زیبایی….
کبوتر با کبوتر باز با باز
کند هم جنس با هم جنس پرواز
مونای عزیز یه کامنتی نوشته بودی چند وقت پیش
وقتی که خوندم اشک از دو دیدگانم جاری شد و یه حال عجیبی شدم و هنوزم
هر بار هم که به یادش میفتم منقلب میشم
و از اون کامنت یه تابلوی نقاشی زیبا برای خودم تو قلبم کشیدم
و هر وقت شک تو مسائل مالی میخواد بیاد سراغم
کامنتت و اون تصویر که ساختی رو به خودم یادآوری میکنم
و اون تصویری که با نوشتت خلق کردی به عنوان یک تصویر تا ابد روی سینم حک شد
تصویر دختری که میره لب پنجره وقتی همه چی ریخته بهم
می ره و با خدا حرف میزنه و مشتری رو از خدا طلب میکنه
و میگه اگه هستی برام یه مشتری بفرست
و تو اون شب رویایی
وقتی میبینه خبری از مشتری نشد
به جای اینکه دفتر رو تعطیل کنه و بره
میگه باید ایمانم رو نشون بدم
و وای میسته
و وای میسته
ایستاده ام چو شمع
مترسان ز آتشم
و خدا براش میفرسته ……
آره خودش میفرسته
همیشه به شرط ایمان و باور و خلوصی از جنس اون شب شما
و این یک قانونه
بالاتر از قوانین فیزیک و هر قانوی
رزاق اونه
خودشه
به شرط باور به این رزاقیت و فراوانی و بی نهایت بودن اون
بعدشم که برامون نوشتید که به لطف الله یکتا چقدر شرایطتون بهتر و بهتر شد
ایمان دارم نتایج درخشان تری در انتظار شما و همسر نازنینتون آقا اسماعیل عزیز هست
و منتظرم که از این موفقیت ها و زیبایی های فراوانی که میاد تو زندگیتون برای ما بنویسید
مونا و اسماعیل عزیزم
از الله یکتا میخوام که
شاد و سلامت و ثروتمند و با عشق به امید الله یکتا و با لذت این مسیر الهی رو تا بی نهایت به پیش برید
خودم هم یه وقتایی میشه که کنترل ذهنم خیلی سخت میشه وقتی نجواها میاد یاد اون روز میفتم و میرم کامنتم و میخونم و میگم ببین اگه اون دفعه شد بازم میشه فقط تو باید ایمانت و نشون میدی
تازه من اون موقع اصلا از الهامات و صدای قلب و خدا هیچی نمیدونستم و واقعا نمیتونم بگم که چقدر واضح خدا باهام صحبت کرد و گفت بمون و ایمانت و نشون بده
وقتی اینارو مرور میکنم هرروز ایمانم به حرفهای استاد مخصوصا در مورد هدایت و شهود و الهامات بیشتر میشه
یه لحظه هایی میشه که خیلی وصل میشی به خدا اگه اون لحظه بتونی بهش توکل کنی معجزه میشه برات
البته همه اینارو اول به خودم میگم
قانون همونه عوض نمیشه فقط ما بعضی وقتا مقاومت میکنیم و نمیزاریم خدا کارش و انجام بده
من و اسماعیل از شما تشکر میکنیم برای متن زیبا و دعای های قشنگتون
و براتون آرزوی بهترین و قشنگترین اتفاقات رو داریم
زندگیتون سراسر عشق و شادی و آرامش و سلامتی و ثروت باشه در پناه خدای مهربان
سلام دوست عزیز هم فرکانسی ام .دقیقا من هم امروز با خوندن این قسمتی از نوشتههای مونای عزیز متحول شدم واشک ریختم .اشکی از جنس ناب الهی .خیلی به دلم نشست .این لحظات تو زندگی ماها هم بوده برای همین نوع احساسش رو عمیقا درک می کنیم .این روزها با خوندن کامنت های زیبای شما وتحسین کردنتون ،متن های زیباتری ازرشما به چشمم می خوره .واقعا اشعار ومتن های زیبای شما حالم رو خوب می کنه .بهترینها رو براتون آرزو دارم .
ممنونم بابت مطالب ارزشمندت واقعا حرفات خییلی دل نشینه و پر از تلنگر بود برای من..
خصوصا این جمله ت خیلی به دلم نشست اینکه گفتید:
و این ضربه همون ضربه ای هست که خیلی درد داره ولی خیلی هم منفعت داره و باعث میشه که ما مسیرمون رو تغییر بدیم
و البته این فایل استادهم پر از تلنگر بود برام..
وااقعا این اتفاق برام پیش اومده بود.. عین همین ترفند پونزی که استاد گفتن.. من کلی پول داده بودم. حالا بماند که پولم هرگز بهم پس داده نشد اون فرد هم کلاهبردار کاملا حرفه ای از اب دراومده بود
خواستم بگم جهان نشونه هاشو برام فرستاد از راهی بهم گفته شد که نکن اینکار اشتباهه. حتا از زبان یه نفر شنیدم گفت مبادا یکی گولت بزنه اون لحظه بود که ترس تمام وجودمو فرا گرفته بود خیلی ترسیده بودم
خلاصه نشونه ها اومدن
هربار یه طریقی
هربار یه جوری
اما من زمانی بخودم اوومدم که خیلی دیر شده بود
باید اون چک و لگده رو باید میخوردم که حالم جا میومد
.
.
جهان این را به من حالی کرد که راهم اشتباه بوده تصمیم گرفتم دیگه رو کسی حساب باز نکنم..
حق با استاد بود.
حالا بازهم هزاربار شکر خدا که خونواده م اطرافیانم نفهمیدن این موضوع رو..
از اطرافیان طعنه هارو نشنیدم اما هربار خودم.بخودم نفرت داشتم که چرا با خودم کردم..در حق خودم چرا ظلم کردم؟؟!!،
بارها بخودم میگم من خیلی ضربه خوردم ولی این نامردیه در حق خودم که نتونم با تغییر باوراام زندگیمو عوض کنم…چون همواره یه حسی بهم میگفت که تو باید از طریق همین قانون هرچیزی که میخوای رو میتونی بدست بیاری واسه همین بود که اینجا اومدم…
امیدوارم بتونم عمیقا این قانون رو درک کنم..
خدایا به راه راست هدایتم کن
(*برای کسی که میگه یا من لایق هستم و خودم خواسته هام و خلق میکنم یا انقدر رو خودم کار میکنم و صبر میکنم تا لایق بشم)
خدارو شکر که اشتباهت و متوجه شدی و درس گرفتی ولی نکته اینجاست که نباید خودت و سرزنش کنی چون وقتی خودت و سرزنش کنی فرکانس نامناسب ارسال میکنی و باعث میشه بازم به یه نحو دیگه این کار و تکرار کنی
تو همین فایل هم دوستمون گفت که دوباره شروع کرد و کلی موفقیت کسب کرده
این درس و باید از استاد بگیریم که میگن هر وعده ای با هر اسمی که میخواد شما رو یک دفعه پولدار کنه یک تله هست
بازهم خدارو شکر که درسش و گرفتی و راهت و پیدا کردی
ایشالا که همه مون بتونیم قانون رو خوب درک کنیم و بهش عمل کنیم
سلام مونا جان.دوست عزیز هم فرکانسی ام .قبل از اینکه کامنت زیباتو بخونم رفتم وبیوگرافی تون رو خوندم .با خوندن نحوه آشنایی تون با استاد اشک ریختم .چقدر جنس حرفهاتو دوست داشتم .گوارای وجودت این همه نتایج عالی .بهترینها رو برات آرزو دارم .
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
تمام اتفاقات مالی من چه آنهایی که فهمیدم و تغییر کردم و چه آنهایی که تغییر نکردم و ضرر و زیان فراوان دیدم ،نشانه بود.
شکست مالی که داشتم نتیجه بود و قبل از آن نشانه ها آمده بود و بخاطر ضعف نفسم و احساس نتوانستن رها نکرده بودم حالا چه شریک رو و چه کار رو.
بدون شک اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم،خدا که با یکی دوست نیست به او بده و با یکی لج باشه و نده
همه عملکرد ماست(البته اینو الان که چندین ساله با استاد هستم درک کردم و قبلا به شانس و بد بیاری و کلی عوامل دیگه ربط میدادم)
استاد عزیزم سپاسگزارم از شما بخاطر این همه آگاهی که به ما دادی
سپاسگزارم از استاد شایسته عزیز
خدا همه چیزِ،هیچ چیزی غیر خدا وجود نداره
جهان رو فرمانروایی میکنه
قانون شکرگزاریه،توجه و تمرکز بر خواسته ها و زیباییها است.قانون تکامل است.قانون کنترل ذهن است.
اما اولین چیز همون توحید و ایمان ،یعنی بدانیم این خالق ما رو جانشین کرده تا هر چه میخواهیم بسازیم.
تمام چیزهایی که ساختیم خودمون بودیم و باز هم هستیم.
پس آگاهانه میسازم هر آنچه میخواهم.
آنقدر در سایت میمانم و رشد میکنم تا همه اتفاقات خواسته برام بیفتد
رفیق خوبم اولین باری هست که انقدر دیدگاه یک نفر رو به دیدگاه خودم نزدیک میبینم
دقیقا زاویه نگاهت به استاد، اینکه استاد اون مفهوم غرور روی توی خودش شکسته
من طی این یک سالی که تو سایت فعال نبودم واقعا به جای اینکه تمرکز جدی بزارم روی صحبت های استاد بیشتر روی رفتار استاد و نحوه برخوردش با مسائل تمرکز گذاشتم
میدونی حس می کنم مفاهیمی که استاد میگه در جایگاه داده ورودی هست و خب پردازشش شاید خیلی سخت تر باشه چون باید تمرین بشه و تمرین بشه
ولی وقتی تو در کنار یک دوست قرار میگیری و رفتارش رو میبینی! دقیقا مثل یک کودکی رفتار پدرش رو الگو میگیره خیلی مفاهیم عمیقی رو درک می کنی که حد داره.
اینکه سریال زندگی در بهشت یک گنجینه عظیمه هیچ شکی نیست و باور کن ارزشش بارها حتی میتونه از دوره ها بالاتر باشه!
چرا که رفتار، گفتار، برخورد یک انسان موفق از تمام جوانب رو میتونی بدون هیچ فیلتری ببینینی!
اینکه این آدم در برخورد با تضاد های اتفاقی چه برخوردی نشون میده!
اینکه اگر عزیزدلش یه حرفی بهش میزنه چه بازخوردی بهش نشون میده!
واقعا خیلی درس های عجیب و عمیقی گرفتم که حتی گفتنش برام خیلی زمان بر و عمیقه!
شاید باورش برات خیلی سخت باشه ولی یکی از عوامل جدی که در رشد ثروت خودم موثر میدونم و خیلی من رو جدی جلو انداخت همین بود که سعی کردم صرفا ادای استاد رو دربیارم :)
آره دقیقا کلمه ادا منظورمه
اینکه خب ببین استاد تو این شرایط این و تضاد این رفتار رو نشون داد بزار منم تست کنم ببینم چه احساسی بهم میده و چه بازخوردی میگیرم و اتفاق جالبی که افتاد باورهایی رو کشف کردم که استاد حتی بهشون اشاره نکرده تو فایل ها!
یه مثال جالب بزنم استاد یه اخلاق بسیار لذت بخشی داره اونم اینکه ذهنش رو خیلی برای رسیدن به خواسته ها بزرگ کرده مثلا یادم نمیره استاد وقتی که تله برای لاک پشت ها گذاشته بود گفت: انشالله که 50 60 تا لاک پشت توش گیر افتاده باشه!! خیلی خیلی خندیدم ولی نکتش رو تا ته گرفتم
خانوم شایسته نازنین در پاسخ گفتن : بابا مگه چندتا لاک پشت داخل این دریاچه هستش؟!
استاد با خنده ای از ته دل گفتن بی نهایت!!
استاد اونجا بدون فکر و اینکه تلاش بکنه آگاهانه این جمله رو بگه این کلمه رو بیان کرد و این همون باوری عمیقی هست که استاد خیلی براش بدیهی شده و از خودآگاهش به ناخودآگاهش رسوخ کرده!
وقتی که استاد در انتهای هر ویدئو میگه بارها و بارها به تمریانتش عمل کنین و این ویدئو رو ببینین شما با چندبار دیدن نکاتی رو ازش درمیاری که قطعا در نگاه اول به دست نمیاد!
من تو مصاحبه با دوستان فقط و فقط رفتار استاد رو دیدم دهانم باز موند!
بارها بارها پاز کردم و مجدد پلی کردم که اع! استاد واقعا این رفتار رو نشون داد!
پس این کج فهمی تو بوده از این داستان قانون یا شاید کلمات توانایی این مسئله رو نداشتن.
به نظرم یادگیری آسان خواستن خودش یه باور عمیق هست که باید بهش برسیم.
یه عالم مثال دیگه دارم که تو دیدگاه های بعدی حتما بهش اشاره می کنم از رفتار های جالب استاد که گاها حتی غلو و دور از ذهن هست ولی از ریشه ی اعتقاد و باور میاد
این باور که من صاحب بی نهایت هستم! چون به سمت بی نهایت در حرکتم و یک ماهیت بی نهایت مرا خلق کرده
چقدر این کامنتی که در پاسخ به امین نوشتین جالب بود و این خودش یک دیدگاه عالی بود که شما ادای استاد رو در میارید کع شبیه خودش بتونید تصویر سازی کنید و اینکه استاد چنین الگویی برای شماست که حتی سعی میکنید تمام حرکات استاد رو انجام بدید جای تحسین داره ..
در ضمن برای کامنت زیبا و پر محتوایی که برای قسمت سیزده این قسمت نوشتید مممنون و سپاسگذارم و از اینکه به درک آگاهی بیشتری هدایت شدم تشکر و قدردانی میکنم و براتون بهترینع بهترینها رو آرزومندم
فقط خواستم تشکر کنم از شما به خاطر تمام کامنتهایی که تو سایت میذارید. کامنتهایی که میتونم بگم با خوندن بیشتر اونها اشک در چشمانم حلقه زد انقدر که از صفای وجود الهی شما سرچشمه میگیره و نوشته میشه. واقعا حرفهاتون منطبق بر فطرت پاک و الهی انسانهاست که انقدر بر دل میشینه.
من اولین کامنت شما رو که خوندم حدودا 100 روز بود که عضو سایت شده بودین و انقدر که خوب قانون رو درک کرده بودین و میدونستین باورم نشد که یه نفر فقط 100 روز عضو شده باشه و یه همچین درکی از قانون داشته باشه. پیش خودم قضاوت کردم که شما قبلا عضو بودین و الان با یه اسم دیگه دوباره عضو شدین. مگه میشه یه نفر با این تعداد روزای کم عضویت انقدر خوب قانون رو درک کرده باشه.(از شما و از خدا عذرخواهم به خاطر قضاوتم)
از همون اول انقدر صحبتهای شما بر جانم نشست که شما رو فالو کردم و تمام کامنتهای شما رو خوندم. اینجا هم احساس کردم که فقط ستاره دادن به کامنتهای بینظیر شما کافی نیست و باید حتما ازتون با نوشتن سپاسگزاری کنم.
انشاءلله همیشه در پناه رب العالمین در کنار عزیزانتون موفق باشید.
چقدر من عاشقتونمم چقدر عاشق این عشق نابتونمم یعنی چقدر چقدرر عاشقق این ارامش این اتصاللل این عشق بینهاییتونم قلمتون قلم خداستتت چقدر غرق میکنه ادم رو دراین ارامش عشق ناب یعنی نمیدونم با چه کلمه ایی میتونم بگم چقدر بینظیربودد چقدرر عاشق این درک بینظیزتونمم چقدر شما بی نظیرین جقدر پراز عشقین جقدر بینهایت بینهایت تحسینتتون میکنم جقدر ستایش میکنمم این اتصال نابتون رو چقدر بینهایت بینهایت تحسسنتتون میکننم جقدر عاشق این عشق نابتونمم جقدر بینهایت بینهایت تحسسنتون میکنمم این درکک عمیق لینظیرتون رو چقدر تحسسنتون میکنمم چقدررربینهایت فوق العاده بوددد عاشقتونممم اگه بخوام بنویسم باید تک تک اگاهی های نابب نوشته ی هدایت گونه والهیتون رو بنویسم من عاشقققتونم عاشققتونمم خداروهزاران بارشکرمیکنم که جقدر زیبااا عاشقانه عاسقانه عاشقانه عاشقمونهه هرلحظه هرلحظه هدایتمون میکنهه هرلحظه هدایتمون میکنهه بهمون الهام میکنهههه به سمت درک بهتر بهترش به سمت رشد بیشترر به سمت پرواززز بینظیرمون هرلحظه هدایتموت میکنه هرلحظه هدایتمون میکنهه بهمون الهام میکنههه جقدرخداروهزاران بارشکرمیکنم برای کجود نابتون چقدر سپاسکذارم که مینویسین عاشقتونم عاشقتونم بینهایت بینهایت تحسسنتتون میکنمم جقدربینهایت تحسسنتون میکنم چقدربهتون افنخار میکنمم جقدربینهایت تحسسنتتون میکنممم عاسقتونم چقدر زیبا گفتیننن اونجایی که گنج راه رهاییست گنج راه ایمانن ایمانن تنهااا به ربوببیت خداوند ایمانن تنها به اوست که تنهاا قدرت اوسنتت و تنها همه اوست تنها اوست که هرلحظه هدایتمون میکنه هرلحظه هدایتون میکنه هرلحظه هدایت میکنه چقدر بینظیر بود چقدر
الهی که هرلحظتون غرق عشقق خداوندمم غرق بسنهایت بسنهایت نعمت هااا فراوانی ها اتصال ارامش زیبایی ها باشین الهی که جریانی ازبینهایت نعمت هاا جریانی ازبینهایت عشق ارامش و ثروتتتت ها جاری ترین باشه برلحظه لحظه تون بهتریننن های بهترینننن های بهترین هارووو برایتان میخواهممم بهترینن هارووو از یگانه قدرتت جهان که همه اوستتت تنهاا قدرتت اوست هنه چیززاونههه هرلحظه هدایتمون میکنه همه اوستتت تنهاا اوست عاشقتونم
واقعا این گفت و گوی استاد با بچه ها تو کلاب هاوس خودش یه پا دوره عملی هست و هیمنطور که گفتی چــــــــــقدر استاد هر کدوم از بچه ها که میومد و صحبت میکرد به یه اندازه با عشق صحبت می کرد باهاشون و بعد زا صحبت هر کدوم توضیح می داد و با اوردن مثال هایی از خوشد که چــــــــــقدر مثال های کاربردی بود که هر کدومش واسه ما کــــــــــــلی درس دراه
خدایا شـــــــــــــــــکرت
امین عزیز بهترین ها رو واست میخوام، هر لحظه ات توحیدی تر و ثروتمندتر در پناه رب العالمین
سلام و درود به آقا امین عزیززرم. من هر بار که پیامهای پر از محتوا و مفهوم و شعرهای عرفانی تون رو میخونم از خود بیخود میشم و بسیار سرمست…
واقعا ما خیلی میشنویم از اطرافیان که دائم در مورد شانس و اقبال و بدبیاری و این حرفا میگن و من خودم به محضی که کمی قدرت بدم به این نجواها و اینکه خیلی چیزا تصادفی و شانسیه و خودمون خالق زندگی نیستیم، به شدت حالم بد میشه و تو فاز بد میرم…
ولی وقتی با دید بازتر میشینم و به خلقت جهان و موجودات و تمام هستی فکر میکنم میبینم که واقعا هیچ چیزی تصادفی نیست..هیچ چیزی… و چطور ممکنه ما در جهانی به این هوشمندی و قانونمندی زندگی کنیم و بعد بگیم اتفاقات زندگیمون بر اساس شانس و تصادف و الکی ایجاد شده….
امیدوارم که هر روز و هر لحظه بتونیم غلبه کنیم بر نجواهای ذهنمون و صدای رسا و آرامبخش ربمون رو بشنویم که هر لحظه در حال هدایت ماست به سوی خودش.. الهی آمین🙏🙏
آقا امین چقدر دلم برای کامنت هاتون تنگ شده جدیدا. چون خیلی وقته کامنت نذاشتین…واقعا من همیشه لذت میبرم از حضورتون و پیام هاتون در این سایت الهی
امیدوارم هر کجا هستید دستتون در دستان پر مهر پروردگار باشه و بهترین ها در انتظارتون🙏🙏💜💜🌺🌺
انقدددددد سرحالم و انقلاب درونم بزروه که یادم رفت سلام کنم، sorry :))
من همیشه به این فک می کردم که نکنه دست و پای من یه طوری قطع بشه
ولی دیدم نه خیرررررررررر
منی که تو مسیر درستم، چرا باید این اتفاق برام بیوفته؟؟؟
خدای من، من در مسیر درستم، چون مسیرم تویی، چون نقشم تویی:)))
چون تو مراقبمی:)
مگه میش من سپاسگزارم باشم برای نعمتی و از من گرفته بشه؟؟؟
این اصلا با قانون در تضاده:)
خدای من الان متوجه شدم که 100درصد توجهت واقعن روی منه، چون جواب تک تک نجوا های این دشمن آشکار رو میدی، میگی ببین صبا، تو سپاسگزاری، تو خوشحالی و تو در مسیر درستی با انرژی محشر:) چرا باید این نعمت ازت گرفته بشه؟؟اونم وقتی کسی ک بهت این نعمت و بخشیده اندازه من دوست داشته باشه:)
آخ عاشقتم بهترینم که بودنت مایه آرامش روح و جونمه💕
چقدر من لذت میبرم از کامنت های شما..واقعا دلم خواست با تمام وجودم ازت سپاسگزاری کنم بابت این کامنت های فوق العادت..
با این کامنتت که کلی اشک ریختم…واقعا چطوری میشه از خدا تشکر کرد بابت وجود ارزشمند چنین دوستانی.. چنین عزیزانی..
با تمام وجودم ازت سپاسگزارم و برات بهترینهای دنیا رو آرزو میکنم عزیزم
وقتی تو سریال زندگی در بهشت به کامنت شما میرسیدم که با سلام به استاد شیرین تر از عسلم شروع میکردید😄 یعنی با لذت و شوق تا آخرش رو میخوندم و واقعا لذت میبرم همیشه از درک بالات از طبع شعریت و آگاهی هایی که دریافت میکنی و به زیبایی بیان میکنی.
با تمام وجودم برات آرزوی بهترینها رو دارم آقا امین عزیز و دوست داشتنی 🌺🌺💞
کامنت شما مثل همیشه، نه، بیشتر از همیشه این کامنتتون برای من منشا الهام شد درباره مسائلم..خیلی خیلی زیاد؛ توضیحش سخته شاید ولی میخواستم بگم سپاسگزارم که اینقدر عالی دارید روی خودتون متعهدانه کار میکنید، خیلی تحسینتون میکنم و بسیار زیاد سپاسگزارم ازتون دوست عزیز.
بخدا که وقتی داشتم صدای استاد رو تو این فایل میشنیدم از جون و دل قربون صدقه ش میرفتم
شیرینی و مهر و محبت در کلام استاد موج میزنه
وقتی داستان بتدر عباس رفتن شون رو تعریف میکردن قند توی دلم آب میشد برای شنیدنش
هر خاطره ای که از زبان استاد بیان میشه قلبم رو باز میکنه و هر لحظهربیشتر سپاسگزار خداوند میشم که خدایا سپاسگزارتم برای هدایتم به این بنده ی نیک ت
هم لذت ببری هم به لطف خدا آگاه بشی
تو چنین خوب چرایی ؟؟؟
و شما امین عزیز به این زیبایی شور و شعف ما رو از بودن در مدار استاد و همراه شدن با این کلام الهی که به زیبایی تمام از عمق جان استاد بلند میشه رو بیان کردین
سپاسگزارم دوست نازنین م
سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم برای با شما بودن در این سرزمین نور
سپاسگزار استاد عزیزم هستم برای عشقی که نثار ما میکنند
امین جان الهی که به لطف و فضل و بخشندگی خالق مون به فهم و درک و عمل درست از قوانین جهان زیبایش برسیم و با کوله باری از نتایج در بهترین زمان و مکان استاد رو ملاقات کنیم و با اشک شوق از نتایج عالی مون بگیم و بگیم و بگیم
و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!
=====================================
🟣🟣🟣
از خود چو بیرون میشوم یارم بغل وا میکند
چون خویش را گم میکنم خود را هویدا میکند…
🟣🟣🟣
در زیر پای بوته هرزی شقایق له شده
اما برای ماندن سرخش تقلا میکند…
🟣🟣🟣
در سینه های صیقلی هر لحظه گردد منجلی
کاری که با موسی دمی در طور سینا میکند…
🟣🟣🟣
آئینه ای دق کرده ام در حسرت دیدار تو
یک انعکاس سبز تو صد عقده را وا می کند…
🟣🟣🟣
(ارفع) اگر پیدا کند آن جرات گم گشته را
در ابر باورهای خود چون رعد غوغا میکند…
🟣🟣🟣
خدای عزیزم سلام،گاهی دلم میخواد فقط برای تو بنویسم،گاهی دلم میخواد از تمام جهان فقط تو باشی،گاهی دلم میخواد روزها و ماه های متوالی فقط سکوت کنم،سکوتی سرشار از صدای حضور تو،صدایی که هیچ وقت به گوش جسم شنیده نشد ولی با تمام قلبم احساسش کردم،صدایی که از ورای حجابِ نشانه ها هربار با عشق و لبخند زنان به من گفت:
من همینجام.
کنار تو.
و تو هیچ وقت تنها نیستی.
خدایا من هیچ وقت با چشم هام ندیدمت،اما حضورت رو بیش از هر چیزی که میشد با چشم دید،احساس کردم.
احساسی سرشار از عشق و نور و آرامش،احساسی از جنس یقین و اطمینان،احساسِ ناب رها شدن در آغوش پر مهرت…
هیچ وقت کلمات قدرت بیان این جنس از آرامش را نخواهند داشت …
آرامش لحظه ی حضور…
لحظه ی لمس حضور تو را با هیچ چیز عوض نمیکنم…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،تنهایی و سکوت از دلنشین ترین لحظات زندگی ام شد…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،زمانم برای عشق بازی با تو آزادِ آزاد شد…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،ثروت ها به دنبالم روانه شد…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،عشق های بی قید و شرط به سمتم سرریز شد…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،عزت و احترام از هرجا به دنبالم دوید…
خدایا فهمِ عقل ناقص من از درک ماهیت تو عاجزه،من فقط زمانی حضورت رو با تمام قلبم احساس میکنم که در حال شکرگزاری از فراوانی ها نعمت هایت هستم و یا در حال صحبت با تو…
اون لحظه ست که من درک میکنم که تو من را میبینی،من را میشنوی و من دستان نوازشگر تورا با تمام قلبم احساس میکنم …
و این احساس بهشتی با هیچ لذت دنیوی قابل قیاس نیست…
خدایا هروقت که اتصالم به تو محکم تر میشه،جهان بیرونم خود به خود به سمت نور بیشتر هدایت میشه…و هروقت از تو دور میفتم و روی توانایی و عقل محدود خودم حساب میکنم تا چشم کار میکنه تاریکی ها اطرافم رو فرا میگیره و خودم وسط دیوار های بتنی بلند قامت میبینیم که هیچ راهی برای نجاتم نیست.
خدایا هرجا راه ها برام بسته بود،تو برام در پنهانی باز کردی.
خدایا هر جا دستم به شاخه نرسید،تو شاخه رو برام پایین آوردی.
خدایا هر جا احساس تنهایی و بی کسی کردم،تو برام کمک ها رو فرستادی.
خدایا هر جا فکر کردم اینجا دیگه همه چیز تمومه و سقوط نزدیکه،تو با یک انعکاس نور سبزت،صدها گره رو با هم باز کردی.
ای از همه نزدیکترین،ای از همه مهربان ترین،ای از همه قدرتمندترین،ای از همه بخشنده ترین،ای دست بالای همه ی دست ها،تو را وکیل تامالاختیار تمام زندگی ام انتخاب میکنم و تنها و تنها و تنها تورا میپرستم و تنها و تنها و تنها از او طلب کمک و یاری میکنم و تنها و تنها و تنها بر تو توکل میکنم.
خدایا تو مدیر و مدبر این کیهان بی انتهایی و من بنده ی ضعیف و ناتوان تو در یک گوشه ی پرتی از میان صدها میلیارد کهکشانت…
خدایا تمام اختیارم را آگاهانه تسلیم تو میکنم و خودم را در آغوش پر از مهرت رها میکنم و پاروهای قایقم رو به عمق این دریای بیکران میفرستم و آرام و آزاد و رها سکان این زندگی را به دست تو میسپارم تا به سمت اقیانوسِ نور بی نهایتت هدایتم کنی.
خدایا من بدون تو هیچ چیز نبوده،نیست و نخواهم بود.
ای پروردگار جهانیان،من به هر خیری که از سمت تو به من برسه و من رو به سمت مدارهای بالاتر هدایت کنه،سخت فقیرم،آمین،یا رب العالمین.
جان، بیجمالِ جانان میلِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد…
با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد…
===================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم،سلام به استاد شایسته جانم،سلام به بچه های محله ی خوب خدا
گام دهم:چرا موفقیت شانسی نیست و چطور باید آن را خلق کرد؟
🟣هیچچیز در زندگی ما شانسی نیست.
🟣هر شکست، نشانهای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.
🟣ثروت و موفقیت نه با شانس، بلکه با فهم قوانین الهی، هدایت درونی و اصلاح مسیر خلق میشوند.
🟣دردها، اگر با آگاهی همراه شوند، دروازهی بیداری و رشدند.
===================================
تمرین این قسمت:
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
من از بچگی روحیه ی استقلال مالی و پول سازی داشتم،همیشه در رویاهام و تجسماتم خودم رو یک دختر ثروتمند میدیدم که همه چیزها رو باهم داره،من انقدر خوب توی رویاهام غرق میشدم که واقعا گذر زمان رو احساس نمیکردم.
در کنار تموم باورهای محدود کننده ی مالی که از خانواده و جامعه بهم تلقین شد،من از دیدن رفتارهای پدرم درس های خیلی خوبی هم گرفتم،پدر من تنها فردی بود که در خانواده ش مسیر معلمی رو به عنوان رسالت شغلی خودش انتخاب کرد درحالیکه تموم مردهای ما وارد حوزه ی کاری بانکی شدند و خیلی زود هم به ریاست رسیدن،با این حال پدر من انقدر کم از گزینه ی وام برای پیشرفت مالی خودش استفاده کرد که عملا میتونم بگم اصلا از فرصت هایی که در اختیارش قرار داده میشد آگاهانه استفاده نمیکرد و همیشه سعی میکرد از چیز هایی که خودش داره استفاده کنه و به دنبال بورس و قرعه کشی و شانس و غیره نباشه…
این باعث شده بود که من هم کمتر به سمت این مسائل گمراه کننده برم و همیشه دوست داشتم یک خانم موفقی باشم که خودش پولسازه…
خب جهان هم بهم پاسخ دهد من از ١٨ سالگی که وارد رشته ی پرستاری شدم از همون ابتدا بهمون هر ترم کمک هزینه ی دانشجویی میدادن که هزینه ش بعدا از طرح اجباری ٢ ساله ی ما کم میشد،و حتی وقتی من چم و خم رشته ی پرستاری رو یاد گرفتم دنبال پیدا کردن کار دانشجویی تو بیمارستان های خصوصی بودم تا بازهم برای خودم درآمد داشته باشم این درحالی بود که من نتنها در خونه ی پدرم هزینه هام تامین میشد که همون سال اول دانشجویی ازدواج هم کرده بودم و یک حمایت مالی دیگه ای هم میتونستم داشته باشم.
با این حال این روحیه ی استقلال مالی رو با هیچ حمایتی نمیتونستم لاپوشونی کنم،مهم نبود چقدر به من پول میدادن،من میخواستم خودم پول بسازم و دستم تو جیب خودم باشه.
اما یکسری باورهای سنگین محدود کننده هم به همراه خودم داشتم مثل اینکه :
پول سخت به دست میاد.
پول راحت از دست میره.
باید جون بکنی تا بتونی پول دربیاری.
پولی که سخت به دست میاد ارزش داره و حلاله.
ضمن اینکه باور های خود ارزشمندیم و عزت نفسم زیر خط صفر کلوین بود.
در نتیجه از همون ابتدای طرحم من وارد سخترین بخش کاری بیمارستان با سرسخت ترین و نادلخواه ترین سرپرستار ممکن کارم رو شروع کردم.
و هر روزم پر از رنج بود و رنج بود ورنج…
اما چون لذت پولسازی برای من خیلی بیشتر بود من این رنج رو تحمل میکردم و ادامه میدادم …
ولی در نهایت خروجی این بود:
پول سخت به دست میومد،راحت از دست میرفت،همه ش هم برای بقیه هزینه میشد و اگرم چیزی برای خودم میخریدم بیشتر اوقات ازم شاکی میشدن و بهم میگفتن چرا پول هاتو حروم میکنی:/
تا که رسیدیم به دوران پندمیک و دوبرابر شدن حقوق پرستارها و اومدن پاداش ها…
و به محض اینکه، این ذهن فقیر ما یکم پول توی حسابش دید شروع کرد به چاله کردن براش،قشنگ یادمه اون لحظه رو که زنگ زدم به دوستم که میخواست به تازگی کار خودشو شروع کنه و کلی اصرار که میخوای بهت پول قرض بدم؟!بیا من انقدر پول دارم میدم بهت کارت رو شروع کن،من لازمش ندارم :/
خلاصه اون رفیق ما هم کلی تشکر کرد و قبول نکرد و گفت ممنونم و فلان …
بعد واکنش ذهن من:ای بابا ،پس با این پول ها چی کار کنم؟!
به قول استاد انگار پول سیخم میزد:/ انگار پول تو حسابم زیاد میشد باید یک جا دفنش میکردم :/
واقعا چرا؟!واقعا این ذهن ما با ما چه کارها نمیکنه …؟!
خب با این همه همت من برای چال کردن این پول،جهان به کمکم اومد و فامیل عزیزمون رو که فکر میکرد که خیییلی حالیش میشه و میگفت من بلدم و من سیگنال یابی میکنم و فلان ،بیا پولت رو بده به من بزارم تو بورس،چند ماه دیگه چندین برابرشو بگیر…
جالبه که موضوع به اینجا ختم نشد:/ اون یکی فامیل بانکیمون هم مثلا اومد به کمکم که ببین آدم عاقل کل پولش رو توی بورس نمیزاره،بیا این پول رو بزار توی بانک ما،٣٠ میلیون وام بگیر،اون وام رو بزار توی بورس که اگر اونجا ضرر کردی،اصل پولت رو داشته باشی :/
خداوکیلی این چه پیشنهاد مسخره ای بود :/ و من چرا قبولش کردم ؟ :/
خلاصه که فوقع ماوقع…
به محض ورود پول سعیده خانوم به بازار بورس…بووووووم همه چیز ترکید :))))))
بعد جالبه اون فامیلمون که فکر میکرد خیلی حالیشه انقدر خودش تو بورس سرمایه گزاری کرده بود که با شروع ریختن ارزش بورس،به قول خودش،انگار روزی یک دونه پراید رو مینداخت تو آب:/ولی باز هم درس هاشو نگرفت و اونم سرمایه ش با خاک یکسان شد…
و این وسط نتنها پول من چال شد:/ که یک سوراخ نعمت هم برام به ارمغان آورد که تا سال ها بعد من داشتم قسط اون وام رو میدادم :)))))
خداوکیلی اون باز چه مداری ناهماهنگ با جریانی بود که من توش بودم …؟!
اون موقع که من داشتم این چیزها رو تجربه میکردم ،استادجان داشت تو بروزرسانی روانشناسی ثروت درمورد ترفند پونزی و ماهیت بورس توضیح میدادن و دقیقا این جمله رو در جلسه ٧ گفتند که: الان خرداد ماه سال ٩٩ هست و عباس منش پیش بینی میکنه که این قضیه تا چند ماه دیگه میترکه کلا!
استاد زمانی این حرف رو زدند که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده بود و همه داشتند تو بورس سود های کلان میکردند…
ولی این اتفاق افتاد و طبق قانون،پیش بینی های استاد کاملا درست از آب درومد!
و باز هم به قول استادجان: ذهن فقیر بیشترین ضرر رو توی داستان کرد …
به همین راحتی …
اینجاست که استاد میفرمایند: خدا رو مثل یک سیستم در نظر بگیرید که رفتارش طبق باور های شما عمل میکنه …
احساسات درش دخیل نیست،اشک و آه و ناله و تورو خدا رحم کن و این داستان ها در تغییر رفتار سیستم تاثیری نداره…
براش مهم نیست شما پرستار icu در پندمیک هستی،اگر باورهای مالیت درست نباشه،هیچ دلسوزی در کار نیست،شما پولت رو میبازی.
و خداروشکر اون باخت و عواقبش برام درسی شد که نتنها دیگه به این رویاهای یک شبه،ره صد ساله رو رفتن فکر نکنم،که از همون لحظه ای که صدای استاد رو شنیدم شروع کردم به صاف کردن همون یکی دوتا وام و بعدش هم یک خط قرمز خونین خرمشهری دور هرچی وام و بورس و این داستان ها کشیدم …
و این رهایی الآنم رو مدیون اصولی هستم که از استاد جان یاد گرفتم و در عمل اجراش کردم.
من چند شب پیش همین احساسی که شما در مناجات زیبات تو این کامنت نوشتی ، تجربه کردم و دیدم واقعا زمانی که ارتعاش آدم بالا میره و غرق در عشق بازی با خدا میشه. در ادامه اون احساس انگار میخاد اون حرفا رو فریاد بزنه اما میبینه کسی دور و برش نیست که درکی از این حرفا داشته باشه و بهترین کار میشه سکوت و تفکر و آرامش و ادامه پیمایش ذهنی در آیات بی نظیر قرآن، و بعضی وقتا در ادامه اون سکوت ، تصمیم میگیره بیاد تو این بهشت تنها جایی که هم مدار با اون آگاهی هاست و افراد زیادی میتونن عطر اون آگاهی ها رو استشمام کنن و احساس خوب اونا کارمایی میشه که به سرعت احساس بهتر و اتفاقات بهتر رو وارد زندگی من میکنه.
سعیده خانم من در پاسخ به کامنت شما در گام 8 پروژه تغییر کامنتی نوشتم و آنقدر از درک قانونمند آیات 105 تا 153 سوره بقره ذوق کرده بودم که میخاستم همه اون آیات و درک خودم رو تو کامنت بنویسم.
اما عین همون کامنت نیمه تمام رو همینجا paste میکنم.
اشکالی نداره که کامنت نیمه تموم موند.
اما کار اصلی که ارسال کامنت بود نباید نیمه تموم می موند.
چون جدیدا وارد مداری شدم که از انجام کارهای نیمه تمام بیزارم…
به نام رب هدایتگر.
سلام…
سلام به شما هم خانواده توحیدی ام، سعیده خانم عزیز.
اول از همه میخواستم بگم به همون خدایی که قسم خوردی منم قسم میخورم که فقط الهام اون هست که منو وادار به نوشتن کرد تا در پاسخ به این کامنت شما بنویسم.
اون کسایی که باید به عنوان اولین نفرها کتاب شما بدستشون برسه و بخونن . خواهرها و برادرهای هم فرکانسی شما در این سایت الهی هستن.
دنبال کننده های کامنت های شما در سایت abasmanesh.com.
ن فالورهای شما در اینستا گرام.
میدونم احتمالا الان دیگه اینستا ندارین اما در کل زمانبندی خدا جوری بوده که این اتفاق باید اینجا میوفتاده.
“به زمانبندی خدا اعتماد کن”
اما اینکه کجا و چطور دیگه خودتون هدایت بخواین.
دیدی بعضی وقتا انقدر با خوندن قرآن احساست خوب میشه و آنقدر عمیق درکش میکنی که فقط میخای فریادش بزنی؟
ولی نمیتونی.
واقعا من توانایی اینو ندارم که اون احساس رو در قالب کلمات بیان کنم.
امشب همچین حسی به من دست داد. وقتی داشتم آیات 106 تا 153 سوره بقره رو میخوندم، و من نمیدونم چه ارتباطی بین شما و این آیات و من و این آیات و خدایی که در همه حال شنوا و بیناست برقرار بود که الان من دارم این کلمات رو می نویسم …
اما هرچقدر زمان لازم باشه خواهم گذاشت و این آیات و برداشت خودم رو همینجا به نگارش در خواهم آورد.
[حکمِ ] هر آیه اى را که [بر اساس مصالح مردم و مقتضاى زمان] از میان برداریم یا به تأخیر اندازیم، بهتر از آن یا مانندش را مى آوریم آیا ندانسته اى که خدا بر هر کارى تواناست ؟!
منظور از آیه نمیتونه آیات کتاب باشه چون از میان برداشتن یا به تاخیر انداختن یه امر زمانی و مکانی هست نخ نوشتاری.
پس منظور همون نشانه هایی هست که ما در راستای درخواست هامون دریافت میکنیم(در آیه بعد در مورد درخواست صحبت میشه) تاخیر مثل سوختن هارد لب تاپ شما ، مثل بسته شدن جگرکی من، مثل پلمپ شدن شهر کباب و تضادهای گوناگون و در ادامه خدا میگه اینکارو میکنیم که بهترش رو مثل اونو ایجاد کنیم. در ادامه میگه آیا نمیدونید که خدا به هر کاری توانایی داره؟
بلکه مى خواهید از پیامبرتان [کارهاى نامعقول و بیهوده] درخواست کنید، همان گونه که پیش از این از موسى درخواست شد؟ و کسى که کفر را به جاى ایمان اختیار کند، تحقیقاً راه راست را گم کرده است.
در ادامه داره دون الله رو واضح تر میکنه.
میگه؛
با اراده خودتون میخواید از پیامبرتون درخواست کنید. مثل اون قبلیا که از موسی درخواست کردن؟
و کسی که حتی درخواستش رو به پیامبر عرضه کنه رفته سراغ دون الله و کفر رو به جای ایمان انتخاب کرده و راه راست رو گم کرده…
بسیارى از اهل کتاب پس از آنکه حق براى آنان روشن شد به سبب حسدى که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان] درگذرید، و [از آنان] روى بگردانید، تا خدا فرمانش را [به جنگ یا جزیه] اعلام کند؛ یقیناً خدا بر هر کارى تواناست
جایگزین کردن کفر به جای ایمان در آیه قبل مشخص شد و در ادامه میگه ببخشید و به حرف اونا توجه نکنید تا با فرکانس بخشش و کنترل کانون توجه خدا بتونه امر خودش رو اجرا کنه.
سلام وسلامتی و نور ورحمت ومودت الله مهربان از روشنی قلبم…
کامنت پر ازنورشما در بهترین زمان به دستم رسید و پیغام خداوند رو برام به ارمغان آورد.
و ازون موقع من چندبار این کامنت رو خوندم و هربار نور بیشتری ازش دریافت کردم.
من خیلی انسان خوشبختی هستم که جهانم سرشار از انسان های شایسته ای شده که با عقل خودم هیچ وقت نمیتونستم داشته باشمشون ولی خدا این ارتباطات رو برام ایجاد کرده…
من از شما،از قلب سلیمتون،از محبتتون،ازین تلگراف پر ازنوری که برام فرستادید بی نهایت سپاسگزارم.
داداش محمد،میدونم که فرکانس صداقت این جملات به شما میرسه،من هر کامنتی که نوشتم یا پاسخ دادم با تموم قلبم بوده نه با دستام،یعنی خدا گفته و نوشته شده …و اگر قلبم چیزی رو دریافت نکنه حتی یک جمله هم نمیتونه بنویسه،میخوام صمیمانه ازتون معذرت خواهی کنم سوال شما رو درباره ی تابلوی مغازه بی پاسخ گذاشتم،ببینید چقدر برام مهمه که سوالی بی جواب نمونه که هنوز یک گوشه ی ذهنم درگیرشه.
من خیلی دوست داشتم به اون کامنت پاسخ بدم،اما قلبم هیچی دریافت نکرد…و منم باید تسلیم این نیرو میموندم،چون میدونم اگر قرار بوده باشه من چیزی بنویسم حتما بهم گفته میشه…
کامنت های اخیرتون رو خوندم و میدونم در حال نشون دادن چه ایمانی به خداوند هستید و مطمئنم این ایمان،به زودی شمارو وارد مدار بالاتر میکنه،همون مداری که خدا میگه:سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا
براتون بهترین هارو آرزو میکنم و به امید شنیدن خبرهای عالی از شما،نور قلبتون مستدام،الله یارتون باشه همیشه.
اى مردم! [براى شما و معبودانتان] مَثَلى زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانى که به جاى خدا مى پرستید، هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند اگر چه براى آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزى را از آنان برباید، نمى توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.
سلام آبجی سعیده.
خیلی فرق میکنه بخوام به آگاهی هام تکیه کنم و بنویسم…
یا با قلبم بنویسم…
این آیه ای که اون بالا نوشتم با قلبم بود…
آبجی جان نیاز به عذرخواهی نبود ، شما زمانی به اون موضوع اشاره کردید که من جگرکی رو جمع کردم و این بازم نشانه بزرگی برام بود.
نشانه ای برای اینکه چقدر خدا بموقع قلب آدم رو محکم میکنه.
خدا میگه من اون موقع به قلب توحیدی سعیده چیزی الهام نکردم چون قرار بود تو جگرکی رو جمع کنی، چون نیاز نبود زحمت بکشی و تابلو بزنی…
چون قرار بود همه اون مشتری ها و اعتبارش به الله برسه و حتی یک درصدم به تابلو نرسه.
سعیده جان من سعی میکنم احساساتی نباشم و بیشتر بفهمم که خدا برای من پلن نمیچینه.
خدا برای من چیزی نمیخاد…
اون درخواست های منو به من میده و من خالق زندگیم هستم…
وقتی من باورهای جدید میسازم. جهان بر اساس سازوکارش، به باورهای جدید من واکنش نشون میده،
نشونه های جدید میاد. آدمای جدید، اتفاقات جدید، که همشون با درخواست های جدید من هماهنگ هستن.
اینا همش واکنش جهان به باورهای جدید منه، نه پلن چینی خدا.
اگر فکر کنم خدا برام پلن چینده. چون از اون طرف توحید مهم ترین اصل زندگیمه ، مرتکب اشتباه میشم و تو نقطه ای که مشکلات و مسائل و کمبودهای زیادی داره مقاومت میکنم و فکر میکنم چون این پلن خداونده من با تمام توان باید مقاومت کنم.
این مقاومت در برابر سختی ها و فشارها با این منطق که من دارم به پلن الله عمل میکنم ، همون چک و لگدهاست….
سعیده جان..
من قبل از شروع جگرکی به شدت روی این باور که”معنوی ترین کار جهان ثروتمند شدنه” کار کرده بودم..
و چون سی سال تو مغز من فرو رفته بود، معنوی بودن= تهجد های شبانه، نمازهای طولانی خواندن، روزه گرفتن، زیاد ذکر گفتن و تلاش خیلی زیاد کردن و این یعنی انسانی معنوی بودن…
و ذهن من باور جدید رو با منطق های قبلی در خصوص معنویت مطابقت داده بود و این شد که علی رغم عشق و علاقه و حال خوب من در حال تحمل فشار زیادی دم مغازه جگرکی بودم…
که به جزئیات اون فشارها اشاره ای نمیکنم..
وقتی این موضوع رو متوجه شدم…
تصمیم گرفتن باور کنم آسان ترین و راحت ترین کار جهان ثروتمند شدنه ، بعد از تکرار این باور اتفاقات عجیب و غریب رخ داد که تفسیر فرکانسیش برای من این بود که باید جگرکی رو جمع کنم…
محل کار قبلی شیفت های خوبی داشت و محل کار جدید شیفت هاش بدتره و رفت و آمدم بهش اضافه شده ،
اما وقتی جگرکی رو کامل جمع کردم ، دوباره داره نشونه های جدید برای برگشت به محل کار قبلی هویدا میشه..
یعنی حضور در محل کار جدید که پسند من نیست حتی دو ماه هم طول نکشیده. حتی دو ماه…
سعیده جان میبینی جهان چجوری کار میکنه؟؟
میبینی باورها چجوری کار میکنن؟؟
میبینی ، ما چجوری به سمت خواسته هامون هدایت میشیم…
ما با یک دانا و توانا و قدرت مطلق طرفیم…
به خاطر وجود دوستان بی نظیری مثل شما، در این بهشت از خداوند سپاسگزارم…
سلام به سعیده عزیز نورانی توحیدی من سعیده جانم خبرت هست که از خوبی خود بی خبری ( یه عالمه چشم قلبی نثارت ) وای خدای من الله اکبر ازین روح معنوی و توحیدی زیبای تو چقدر دلنواز بود این دل نوشته های تو
خودت میدونی چقدر من با این مناجات تو غرق اشک شدم و تو آغوش پر مهر خدا لذت بردم و گفتم خدایا سعیده جانم رو واسطه قرار دادی که منو هدایت کنی ؟؟ الهی بگردم حکمت پر از نعمت تو را …
سعیده جانم خودت خبر داری من همه کامنتای قشنگ تو رو کپی کردم بردم تو word و یک آرشیو زیبای طبقه بندی شده تشکیل دادم بنام مثنوی سعیده جانم و هم تو سیستم و هم تو گوشیم ذخیره است و هر وق بیدار میشم یا میخوابم یا سرکارم با عشق میخونم و بقول خودت این لذت بخش ترین و دلنشین ترین لحظات زندگی من شده و همش دوس دارم تنها باشم غرق این مثنوی زیبای مناجات با خدا بشم الهی خیر ببینی دختر که البته ایمان دارم ایمان دارم فرکانس این همه رشد مدارت رو دریافت میکنی و چقددر ما همه منتظریم بیای پاداش این فرکانس ها رو که دریافت میکنی برامون تعریف کنی تا ایمان همه ما بیشتر بشه تا راه درست هدایت برای ما هم واضح تر بشه
خدانگهدارت شاگرد اول زیبای کلاسمون که بهت افتخار میکنیم و امیدوارم امیدوارم امیدوارم بتونم خارج ازین سایت پیدات کنم و نزدیکتر باهات ارتباط بگیرم
مرسی که انقدر نازی،مرسی که انقدر مهربونی،مرسی که انقدر قلبت پر از نوره،مرسی برای تموم خوبی هات،مرسی برای تموم قشنگی هات،مرسی که انقدر با خدای درونت در صلحی،مرسی که انقدر قلبت روشنه،مرسی که رفیق منی،مرسی که میتونم صدای خدارو از خط به خط تلگرافت بشنوم،مرسی که انقدر ماهی…
من خییییلی انسان خوشبختی هستم که خدا شمارو به من داده،برای تموم عشقی که ازت دریافت کردم ازت سپاسگزارم و برات بهترینِ بهترین هارو آرزو میکنم…
شانس به نظرم به عنوان یک کلمه صرفا برای این به وجود اومده که انسان های ناتوان موفقیت انسان های دیگه رو با این کلمه برای خودشون توجیه کنن.
ضعف و ناتوانیشون رو به شانس ارتباط بدن و رسیدن به نقطه خوب از زندیگیشون رو به بخت و اقبال بسپارن.
استاد موفقیت بی شک جز با حال خوب و تلاش به دست نمیاد.
من یه تجربه جالب دارم از همین مسئله شانس.
من همیشه از کلمه قمار متنفر بودم، نه به خاطر باورهای مذهبی بلکه به خاطر اینکه نمیدونستم برای رسیدن به هدف باید روی چه توانایی هاییم تمرکز کنم و چه توانایی هایی رو برای رسیدن به موفقیت پرورش بدم.
یادم نمیره حدود سال 1397 بود و من تازه با رمزارز ها به شکل جدی آشنا شده بودم و سعی داشتم از این مسیر ثروت زیادی خلق کنم (دلیلش هم این بودش که عده زیادی رو در کنارم دیده بودم که از نقطه A مالی به نقطه B مالی از طریق تجارت رمزارز ها رسیده بودن و وضعیت مالی بسیار خوبی داشتن البته این اتفاق بر میگرده به قبل از آشنایی با استاد)
من دیگه خیلی خوشحال بودم، چون میدونستم بر خیلی از چیزهایی که بر بستر تکنولوژی بودن آگاه هستم سریع رفتم یه حساب تو یک صرافی آنلاین باز کردم و سرمایه اصلی که خیلی خلی ناچیز بود :)) وارد بازار سرمایه کردم و در 3 4 تا تجارت اول سود خیلی دلچسبی کردم و دیگه خودم رو به مسیر بازار چیره میدیدم
بدون اینکه دنبال یادگیری منطق بازار باشم
بدون اینکه دنبال لذت بردن از ثروت آفرینی باشم و بند اعداد و صفر ها باشم
بدون اینکه درک کنم اصلا این بازار چی هست و چه نتیجه مالی داره
و ….
در نهایت اتفاق جالبی که افتاد این بودش که من سرمایم رو 10 برابر کردم طی 3 هفته ولی در یک معامله در کمتر از 5 دقیقه کلش رو از دست دادم :))
این رو برای دوستانی می گم که الان درگیر رمزارزها هستن و به نوعی دنبال افزایش درآمدشون هستن!
به قول استاد ماهیت بورس و بازارهای مالی جهانی مثل فارکس و … بد نیست بلکه خیلی عالیه ولی اگر به هدف دوبل یا سوبل کردن پول واردش بشین نتنها تو اون بازار پولتون رو از دست میدین بلکه زندگیتون رو از دست میدین!
اینکه بر اساس شانس ما بخوایم یه تصمیم رو بگیریم صرفا بر اساس شنیده ها و احساس FOMO هستش
FOMO یعنی Fear of Miss Out ===>>> تر از دست دادن.
این جمله های خنده دار که :
اع اع اع اگر اون پولم رو فلان جا گذاشته بودم الان 10 برابر شده بود
مهدی آقا رو دیدی پولاشو ریخت تو همین نمی دونم چی چی هست بیت کویینه چیه ملکه ارز ها الان یه عالم پول داره
میدونستی اگر اون موقع فلان چیز رو خریده بودم الان چه قدر شده بود ( و ماشین حسابش می سوزد … )
و ….
صرفا برای انسان های ترسو هست، انسان های که به آیندشون امید ندارن و خودشون رو لایق آسان ثروت سازی نمی بینن!
مسیر ثروت سازی یک اتفاق یک شبه یا یک هفته ای نیست! اصلا وابسته به یک ظرف زمانی نیست ، بلکه یک مسیر ملایم هستش که بسته به باورهای شما هر روز و هر لحظه رشد میکنه و به نقطه های بالا تر میرسه!
هیچ بازاری حتی همین بازار جهانی به صورت یک تکه رشد نمی کنه و بعد از هر رشدی یک نزولی داره و بعد از هر نزولی یک رشدی داره!
به قول قرآن : بعد از هر سختی یک آسانی هست و این نشون دهنده این هستش که همه چیز نیاز به زمان و طی کردن تکامل خودش داره، بابا خود خدا هم گفت آسمان ها و زمین رو در شش روز خلق کردم بعد ما انسان های خاکی چه انتظاری از خودمون داریم؟!
شرط رسیدن به ثروت صرفا تهعد هستش و بس
تعهد به اینکه از چیزی که داریم لذت ببریم => پس به هرچیز بالاتری که برسیم باز هم لذت می بریم!
تعهد به اینکه منتظر نتیجه نباشیم!! => انتظار همیشه نقطه دید مارو کور می کنه و نگاهمون رو میندازه به جلو پامون در حالی که شاید بهشت و شکوهی که انتظارش رو می کشیم ده قدم جلو تر باشه!
تعهد به اینکه همیشه دنبال خلق ارزش و اکتشاف باشیم => در هر موقعیتی همیشه ایده های بکری وجود داره که توسط هیچکس کشف نشده و اون ها منتظر تو هستن که کشفشون کنی ( تا همین لحظه من 2 تا ایده پول ساز جدی رو طی یک سال اخیر راه اندازی کردم که حتی کسی فکرش رو نمی کنه میشه انجامش داد !!! )
تعهد به اینکه آرزوهامون رو به باد نسپریم و بابتش حرکت کنیم => با جون و دل درک کردم که همیشه قرار نیست اون مسیری که میری جواب بده! خیلی وقت ها مسیری که میری پیشنیاز یک مسیر دیگست و صرفا زمانی به یک هدف والا تر میرسی که از مسیرت لذت ببری ( خیلی وقت ها برامون پیش اومده که می خواستیم به سمت یک مقصد با ماشین یا پیاده حرکت کنیم ولی در وسط راه متوجه شدیم که گزینه بهتر هم هست!! ولی وقتی به اون گزینه بهتر رسیدیم که حرکت کردیم و با یک جا نشستن به نتیجه ای نرسیدیم)
امیدوارم که به جای خریدن تخم مرغ شانسی قلک امید برای خودتون بخرین و این قلک رو با تلاش و حرکت خودتون پر کنین چرا که موفقیت با قلک امید 100 درصد هست ولی با تخم مرغ شانسی 50 50!
آدم زیرک هیچ وقت یه چیز 100 درصدی رو به یه چیز 50 درصدی نمی بازه
واقعا هروقت اسمت میاد یاد کامنت های قشنگت میفتم که با چه حوصله و اشتیاقی جواب خیلی از کامنتارو میذاشتی… امیدوارم در کنار همسر عزیز و هم فرکانست خوشبخت باشی!
من هنوز این فایلو ندیدم و نمیدونم درباره چی بحث شده ولی خیلی نکته خوبی رو گفتی…
رمز ارز .فارکس.بورس ایران بد نیست اصلا هم بد نیست خیلیم عالیه چون خودم وارد این داستان شدم میدونم خیلیا ازین طریق به سرمایه چند برابری رسیدن….
بحث سر اینه ما بر اساس باور کمبود فکر میکنیم فقط تو یک شغل فرصت پولسازی هست و بجای اینکه دنبال علاقمون باشیم دنبال اینیم فلانی چقدر سرمایه اش زیادتر شده و اگر ما هم فلان ارزو خریده بودیم چقدر سود میکردیم…. (دوباره تاکید میکنم دنبال کردن بورس یا بازارهای مشابهش بعنوان یک راه درامدی که بهش علاقه داریم و با باورهای خوب اصلا بد نیست)
اما مهم نیست اصلا ما چه کاری رو انتخاب کردیم ! جهان به این کار نداره ما چه کار و حرفه ای انتخاب کردیم اون فقط به فرکانس ما کار داره! میشه با باورهای خوب وارد شغل خرازی شد و میلیاردها تومن ثروت خلق کرد(نمونه اش را در اطرافیان دارم) و میشه با باورهای داغون و باور کمبود وارد بورس شد و نه تنها سود کرد بلکه کل سرمایمون رو از بین ببریم!
بقول استاد که اوایل شروع ویروس (گمانم توی فایل لایو) گفتن جهان داره ادمارو غربال میکنه این داستان بورس و … هم همینه! ی عده ای بصورت گله ای وارد میشن و ضرر و زیان میکننو خارج میشن و تا اخر عمر ناکامی هاشون رو گردن بورس میندازن و حاضر نیستن نداشتن دانش و طمع خودشون رو عامل بدونن….
بقول علی جان وقتی ما 100درصد رو داریم چرا اون رو مفت بفروشیم؟!
الهی من قربون این ارامش نابتون بشمم داداش سید علی نازنینم شما چقدر بینظیرین چقدر پراز خدایین چقدر پراز عشقینن چقدرر سرشاز از خداینن جقدرعاسققتونمم چقدرعاشققتونمم تموم شدمم یعنی تموم شدم اشکام ریخت از این همه عشقق این همهه ارامش اتصال نابتون الهی من قربونتون برم چقدرزیبا نوشتین ومن با سلول به سلولللم درک میکردم تک تکک کلمات و اگاهی ها الهامات نابتون رو خدای من خدای من چقدر عاشق این جمله ی نابتون شدمم داداش نازنین من چقدر چقدر این درک بینظیزتون اینکه چقدرزیبا درجا درست مثل استادعزیزمون به الهامات عمل میکنین چقدر چقدربینهایت بسنهایت تحسینتون میکنمم داداش عزیزم.چقدربینهایت بینهایت تحسینتتون میکنمم چقدر ستایش میکننم این ارامش اتصال نابتون رو جقدر سپاسگذارم که مینویسین این اکاهی های نابب الماس الماس خدادند رو باهامون به اشتراک میذارین جقدرتحسسنتون میکنم 9قدربینهایت بینهایت تحسسنتوت میکنمم این درک بینظیرتون رو چقدربا نهایتدعشقق ارامش احساس خوب نوشتین که حل ترین شدم درونش چقدززیبا بود این جمله که گفتین
“” شرط رسیدن به ثروت صرفا تهعد هستش و بس
تعهد به اینکه از چیزی که داریم لذت ببریم => پس به هرچیز بالاتری که برسیم باز هم لذت می بریم!
تعهد به اینکه منتظر نتیجه نباشیم!! => انتظار همیشه نقطه دید مارو کور می کنه و نگاهمون رو میندازه به جلو پامون در حالی که شاید بهشت و شکوهی که انتظارش رو می کشیم ده قدم جلو تر باشه!”” چقدربرام درس داشت چقدر زیبا هرلحظه خداوند هدایتمون میکنهه چقدرزیبا هرلحظه هدایتمون میکنهه بهمون الهام میکنههه چقدرزیبا هرلحظه هدایتمون میکنههه به سمت درک بهتر به سمت بهتر بهتر فهمیدنن قوانین نابش عمل کردن بهتر چقدرزیبا هرلحظه هرلحظه هدایتمون میکنهه هرلحظه هدایتمون میکنههه هرلحظه هدایتمون میکنههخ بهمون الهام میکنهه عاشققتونمم عاشققتونمم بینهایت بینهایت تحسینتتونومیکنممم چقدربینهایت تحسسنتتتون میکنممم جقورتحسینتتون میکنمم چقدربهتون افتخار میکنمم چقدربینهایت تحسسنتتون میکنممم عاشقققتونمم بینطیربودد بینطیرر الهی که هرلحظه غرق بینهایت بینهایت نعمت ها فراوانی ها ثروتهاا غرق ارامش اتصال عشق بینهایت خداوندم باشین الهی که جریانیییی ازبینهایتتت نعمت ها ثروت ها فراوانی ها جریامی از بینهایت عشققق بینهایت فراتر از تصورتان جاری ترین جاری ترین باشه برلحظه لحطه تون داداش نازنینم عاشققتونمم بهترینن های بهترینننن هارو برایتان میخواهم ازیگانه قدزتتت جهان که همه اوستتت همه اوستت تنها قدرت اوستت هنه از جانب تنها اوستت که هرلحظه هدایتمون میکنهه که عاشقانه عاشق ماست عاشقتونم
من چه کنم با این همه انرژی و محبتت و مهربانیت خواهر گلم
خیلی خیلی خیلی خیلی ممنونم بابت این همه حال خوب و عمیقت دوست عزیزم
انقدر کیف کردم که حد نداره
بی شم این انرژی بی نهایت و بی نظیری که خدا بهت داده و بهش واقعا قبطه می خورم رو با ایمان و عمل و از همه مهم تر تفکر و اکتشاف ترکیب کنی یکی از بهترین های جهان در هر زمینه ای میشی همونطور که هستی مهربون جان
بی شک پاسخ حال خوب رو قطعا با خوبی و نیکی میبینی و امکان نداره چیزی بدون پاسخ بمونه
عزیزدل برادر این عشق به وصفت به پروردگار نعمت بزرگیه که خدا به کمتر کسی ارزانی می کنه!
اینکه انقدر زیبا عشق به خدارو بر زبونت میاری و با کلمه الله اشک بر صورتت جاری میشه یعنی خیلییییییییییی به خدا نزدیکی فرشته خوب خدا
حسابی مواظب حال دلت باشه که بزرگ ترین و تنها دارایی ارزشمندته
انشالله همیشه در پناه الله سالم و تندرست باشی و به ثروت بی نهایت برسی فرشته زیبا
آفرین به این دریافتها و باورهای اصیل. تعهد به شناخت علائق، تعهد به حرکت کردن، تعهد به لذت بردن از مسیر ، تعهد به خلق ارزش، بکار گرفتن ایده های جدید و نترسیدن از وارد شدن به آنها و لذت بردن از کشف مسیر،… بسیار عالی بود. در پناه حق باشید
سلام دوست عزیز هم فرکانسی ام .از خوندن کامنت زیبای شما نهایت لذت روبروم. از روزی که شما و عزیز دلتون در کلاب هاوس با استاد صحبت کردید بهترین الگو در زمینه ی تروابط ،ثروت و….برای من شدید .تحسینتون می کنم . ان شااله هر روز زندگی زیباتری رو تجربه کنید. این پاداش ها گوارای وجودتون ،اینها نتیجه تعهد وایمان شماست .امیدوارم روزی اونقدر نتایج بزرگ وعالی بگیرم که وقتی با استاد صحبت کردم ،الگوی عالی برای دیگر دوستانم باشم مثل شما که وقتی اسمتون رو هر جای سایت می بینم احساس غرور می کنم واز خداوند سپاسگزارم که جنس انسانهای زندگیم خیلی متفاوت ونابه .بهترینها رو براتون آرزو دارم .
سلام به استاد عزیزم و خانواده دوست داشتنی ام❤❤
استاد سپاسگزارتونم که هر روز درس های بزرگی بهم میدید.
درس امروز: شانس
چند سال پیش کل صحبت و دیدگاه من این بود که مثلا دوستم شانس داره فلان درس بار اول پاس کرده یا اون یکی شانس داره که باباش ماشین به نامش زده…دختر داییم شانس داره که پدرش روشنفکره..اون یکی دوستم عجب شانسی آورد که چه شوهری نصیبش شد….و آخرین باری که کلمه شانس به زبون آوردم یادمه که یکی از فامیلامون دخترش در رشته ووشو مقام آورد و به خارج از کشور رفت و من به خواهرم گفتم از پول باباش بود به اینجا رسیده منم اگه بابام پولدار بود الان چین رفته بودم(شاید باورتون نشه که حتی تو ذهنم نیومد که اگه حتی یک درصد فقط به خاطر پول باباش بود که نمیتونست تو این رشته ماندگار بشه…)
الان که فکر میکنم هر کسی که اون موقع تو ذهن من شانس داشته من اشتباه فکر میکردم چون اون شانس نداشته بلکه ایمان داشته به خودش و خدای خودش و در کنار عمل صالح باعث شده نتیجه بگیره…
دو سالی هست یادم نمیاد کلمه شانس به زبون آورده باشم..واقعا وقتی آدم گمراه بشه گوش و چشمش کر و نابینا میشه واقعیت ها رو نمیبینه و اگه هم ببینه فقط به قول شما میوه رو میبینه و ریشه رو نمیبینه…
از دو سال پیش که روی خودم کار کردم و هر روز باور هام داره قویتر میشه در طول مسیر به لطف رب به موفقیت های بسیاری رسیدم و الان خیلی تفاوت ها رو بهتر درک میکنم.
من توی کتابم شانس رو به شکل زیر معنی کردم و این طور نیست که فقط تو کتابم نوشته باشم بلکه در زندگیم بهش عمل میکنم
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
شانس یعنی:
ش 👈 شکر گزار باش و باور کن هر
ا 👈 اتفاق و فرصتی که در مسیر زندگیت رقم می خوره
ن 👈 نکات مثبتی داره که
س 👈 سرانجام باعث رشد و پیشرفت تو میشه.
شانس یعنی همون کار مثبتی که ما در طبیعت انجام میدیم و طبیعت به ما یک انرژی مثبت بدهکار میشه و یک انرژی مثبت بهمون میده.
همون طور که در قرآن هم از شانس اومده: هر کس ذره ای بدی و خوبی کنه به او باز میگرده.
شانس همون ایمان و عمل صالحی هست که خدا در سوره مریم آیه ۹۶میگه: کسانیکه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، خدای رحمان محبت آن ها را در دل ها قرار می دهد.
یعنی من اگر ایمان داشته باشم و تسلیم محض خدا باشم و عمل کنم، در هایی به سمتم باز میشه که فقط انسان هایی که می اندیشند ، می فهمند که من چطور نتیجه گرفتم. و انسان هایی که فکر نمی کنند اسمش رو میزارن شانس.
شانس یعنی فرموده خدا در آیه ۵۳ سوره انفال: خدا هیچ نعمتی رو که به جماعتی داده تغییر نمیده تا هنگامی که اون ها خودشون رو تغییر بدن و جالبه ادامه اش میگه خدا شنوای داناست.
یعنی اینکه آدم فقط به زبون بیاره من تغییر کردم حساب نیست…زمانی آدم متوجه تغییراتش میشه که نتایجش داره متفاوت میشه..
استاد ازتون بی نهایت متشکرم که به وسیله شما دارم به قانون جهان میرسم، داره هر روز نتایجم متفاوت میشه…هر بار که قرآن رو میخونم مطالب جدید یاد میگیرم.🙏🙏
وقتی خدا خودش میگه پاداش نیکوکاران رو هرگز ضایع نمیکنه( آیه۱۷۰ سوره اعراف) پس مگه میشه بگیم چرا فلانی هیچ تلاشی نمیکنه نتیجه میگیره ما که جون میکنیم نتیجه نمیگیریم!!! ( البته ما آدما بعضی وقتا تلاش کردن رو با روی تردمیل دویدن اشتباه میگیریم)…همین آیه گواهی این هست که شانس معنی نداره.💫
استاد واقعا راست میگید هر کس در هر جایی که هست جای درستشه..
استاد هزاران بار متشکرم بابت فایل های آموزنده تون. هر وقت یک فایلی ازتون گوش میدم یک جوری گوشی نزدیک گوشم میگیرم یا اگه هندزفری بزارم به حدی زیاد میکنم که گوشم درد میگیره. استاد صبح و ظهر و شب من شده گوش دادن فایل های شما😍😍و جالبه بدونید چند شبه که شب موقع خواب هم دست از سرتون بر نمیدارم 😂تو خوابم با شما حرف میزنم.چند شب پیش خواب دیدم اومدم امریکا شما رو دعوت کردم به خونه ام و شما و پدرم دارید با هم صحبت میکنید و پدرم ازتون سوال میکنه که شما چه کار میکنید؟….من اجازه نمیدم شما بگید جای شما میگم استاد قبلا اینطور بوده الان اینطور هست حتی یادمه به بابام داشتم میگفتم که استاد وقتی امریکا اومده ۵۰۰دلار بیشتر نداشته و اصلا روی ملک هایی که در ایران داشته حساب باز نکرده….استاد این فایلتون منو یاد فایل های سفر نامه قسمت ۲۰ انداخت وقتی که با مایک صحبت میکردید و شرط بندی کرد و شما در نهایت شرط رو بردید و مایک بهتون ۱۰۰دلار داد و جالبه بعدش خانم شایسته گفتن هدف استاد از این کار این بود که (هرگز از چیزی که مطمئن نیستی با اطمینان صحبت نکن و هیچوقت پولتو شرط بندی نکن)
خدا رو شاکرم که استادی چون شما الگوی زندگی من هست که فقط حرف نمیزنه بلکه عمل هم میکنه. ❤❤
استاد یک دنیا ممنون بخاطر همه چیز💫💫
پیشاپیش روزتون هم مبارک ۱۲اردیبهشت ماه روز معلم هست و من دوست دارم این روز بزرگ رو به معلم های عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز تبریک بگم❤❤
واقعا من خیلی خوشبختم که معلم هایی چون شما دارم.
عاااشقتونم❤دوستتون دارم
به امید دیدارتون
در پناه حق🙏
سلام دوست عزیز
چه قدر چه قدر دیدگاهتون زیبا و دل نشین بود،
تعبیر بی نظیرتون از کلمه شانس خیلی عمیق و دقیق بود دوست مهربانم
شما یه برگه زدین به نکات منفی :)
نتنها فراموشش نکردین بلکه تبدیل به یک اتفاق مثبتش کردین و ازش دارین بهره برداری می کنین
این یعنی تبدیل تهدید به فرصت
خیلی خیلی از خوندن دیدگاه زیباتون لذت بردم
سپاسگزارم دوست عزیز🌺🌺🌺مرسی از انرژی مثبتتون
🙏🙏
چقدر خوب که دیدگاه من دل نشین بود…امیدوارم همیشه در پناه خدا شاد و سلامت باشید.
من هم از پاسختون به دیدگاهم بسیار لذت بردم دوست هم فرکانسی🌺🌺🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
ان شالله زندگیتون پر بشه از اتفاقات بی نظیر و فوق العاده
سلام دوست نازنینم
واقعا لذت بردم از کامنت زیباو پر مغهومت و تعبیر بی نظیرت از کلمه شانس
تحسینت می کنم که این کلمه رو به این زیبایی تعبیر کردی و زیباتر تو زندگیت اجرا کردی و نتیجه گرفتی.
خیلی خیلی لذت بردم از کامنت فوق العاده ت و بهترینها رو برات آرزو می کنم،💐💐💐💐
سلام دوست عزیزم🌺❤🌺❤🌺❤🌺❤
سپاسگزارم از شما
منم تحسینتون میکنم بابت انرژی مثبتی که بهم دادید و حس خوبتون رو با من به اشتراک گذاشتید❤❤❤❤❤💫💫💫💫💫
من هم آرزو میکنم همواره در پناه خدا شاد و سلامت باشید.
با آرزوی بهترین ها
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
خدایا شکرت بی نهایت شکرت
برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
گام دهم :
موقعیتی بوده که ابتدا آن را بدشناسی می دانستی اما بعدها فهمیدی نشانه ای از خدا بوده تا مسیر درست را پیدا کنی ؟!
این کامنت داستان هدایت من به این سایت بهشتی هست :
سال 1400 بود که ما توبورس سهم داشتیم ..
و بعداز مدتی ، من خودم به پدرم پیشنهاد دادم که پول پیش مستاجرکه تو بانک گذاشته بیاد و سهم بخره
بابام هم که هیچ اطلاعی از بورس واینا نداشت پول رو بهم داد ومن با پرتفوی خودم سهم خریدم براش.
و اتفاقی که نباید افتاد ، سهم هرروز پایین تر رفت
پایین تر وپایین تر و اوضاع بدتر میشد ….
خدا میدونه که چقدر خودمو سرزنش میکردم
این چه کاری بود که کردم!!
چه گندی بود که زدم !!!
دیوانه بودم …
سال 1401شد وهمچنان روند بورس کاهشی…
تا اینکه رسول جان بهم میگفت : فاطمه جان
این اتفاق افتاده بیا ببببین چی باید
ازش یادبگیری ؟!چه درسی واست داره؟!
الان سهم های خودمونم پایین اومده
منم میگفتم تو این وضعیت
خوب دلت خوشه خداوکیلی ….
درسی داره این اتفاق واقعا !!!!
نمیدونم خدا میخواسته شمارو خلق کنه
تو علی بی غم ترین حالت ممکن بوده…
من هرروز میرفتم قیمت سهم هارو چک
میکردم و رسول جان می نشست
پای فایل گوش دادن و فایلهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت تماشا میکرد
یادمه از اردیبهشت ماه سال 1401
تو کوهنوردی یکی از دوستانش بهش
سایت بهشتی رو معرفی کرده بود و
فایل گوش می داد ومیدید
اما هنوز تو سایت عضو نبود …
یه آدم علی بی غم مثل رسول جان ، حالا
شدت بی خیالیش حساب کنید که
چندبرابر شده بود!!
عجیب تر که من تا میخواستم ازسهم چیزی بگم
میگفت لطفا ادامه نده یا میرفت پیاده روی و ….
از شدت آرامش داشتنش عصبی شدم دیگه
گفتم وااای منو بببین غصه ی پول شمارو میخورم
خودت عین خیالتم نیست!
خندید وگفت بخدا که جای غصه نداره
ما بجای اینکه روی خدا حساب کنیم
داریم روی سهم مون حساب میکنیم
درس این اتفاق همینه…
وقتی سواد بورسی نداریم نباید به بابا پیشنهاد میدادیم و پولش سهم میخریدیم…
گفتم جمله ی اول تکرار کن لطفا
گفت ما بجای اینکه روی خدا حساب کنیم
روی سهم وپول مون حساب بازکردیم !!!
اینو استاد عباس منش میگه
بخدا که عین واقعیته ..
آره اینجا نقطه ی عطف زندگیم بود
خودش بود ، خیلی درد داشت
اون شب فقط گریه میکردم
خدایا این چی بود که رسول جان گفت!!
استاد عباس منش کیه ؟؟؟
هیچوقت یادم نمیره
اون شب رسول جان اومد تو اتاق و من داشتم قرآن میخوندم دقیقا یادمه سوره ی اسرا جان هم بودم
گفت فاطمه جان درحد پیشنهاد میخوام بهت بگم
استاد عباس منش فایلی داره بنام حزن در قران …
اگه دوست داری واست بفرستم گوش کن
من اسم قران که اومد انگار مقاومت هام
از بین رفت و گفتم بفرست ..
هروقت تونستم گوش میکنم
بعداز خوندن قران اومدم فایل پلی کردم
که گوش کنم خدایا چی دارم میشنوم ؟!
خدایا ایناچیه ؟
اون شب تا صبح بیدار موندم
من هرچی گوش میدادم تشنه تر میشدم
نصفه شبی رسول جان بیدار شد
دید نشستم پای گوش دادن
با چشمای بادکرده و هق هق کنان
گفتم من تو سایت عضو شدم همین الان ..
تاریخ 29تیرماه 1401 بود ..
وااااایییی وقتی فایل فقط روی خدا حساب کن
گوش دادم دیوانه شدم ورفتم
تعهد نوشتم تو سررسیدم که از امشب
من باید روی خدا حساب باز کنم ..
فردا صبح رسول جان رفت سرکار ،
به الله قسم تموم سهم هارو درجا فروختم ..
انگار یه نیرویی درونم بلندم کرد
یه وقتایی فکرشو میکنم میگم
نمیدونم دکمه فروش چه جوری زدم ؟!
با اینکه پول کنار گذاشته بودیم برای خرید ماشین
ولی رسول جان گفت کل پول بابا باید برگردونیم !!
خب بیشتر از من فایلهارو گوش داده بود
ومقاومت کمتری داشت نسبت به من ،
سخت بود ولی طبق قانون باید میپذیرفتیم
ما پول بابام برگردوندیم تمام وکمال…
علاوه بر اینکه سهم هارو فروختیم و مابه التفاوتش
هم روش گذاشتیم وپرداخت کردیم ..
و خدا دقیقا هفته ی بعد شاهکار کرد
خونه ی پدری رسول جان بعداز سه سال
فروش رفت به قیمتی عالی
خب این خونه طبقه چهارم بود
وبدون پارکینگ وبدون اسانسور
ولی خدا معجزه کرد …
ومشتری فرستاد و خونه فروش رفت
و ما با سهم فروش خونه ماشین صفر خریدیم
که دقیقا تو قدم دوم از دوره ی مقدس 12قدم بودیم …
دوره ی مقدسی که باهاش دارم زندگی میکنم
مثل نفس کشیدن همیشه بهش نیاز دارم
هنوز دفترم جلو چشامه که
تو چکاب فرکانسی قدم اول نوشتم
بدهکاری مبلغ ……
وتولیست داریی مون ماشین نیست …
ماه بعد تو قدم دوم نوشتم
بدهکاری پرداخت شد
ماشین صفر ثبت نام کردیم …
آره استاد جااانم
شما هرچی میگین درسته
جهان قانون داره ، حساب کتاب داره
خدا به ایمان فعال ما پاسخ میده
نمیدونین چه جوری دارم کامتتمو مینویسم
گریه امون نمیده صفحه گوشی ببینم …
منه فاطمه یه روزی این موقعیت رو بدشانسی میدیدم نه اشتباه خودم …
دنبال این بودم که گردن یکی بندازم
دولت و بورس و…..مقصر میدونستم !
هیچی از مسئولیت پذیری نمیدونستم …
بعدها فهمیدم نشانه و هدایت خدا بود که به این سایت بهشتی ومسیر توحیدی وارد بشم و برسم به این باور که هیچ چیزی اتفاقی نیست و دراین جهان هرچیزی قانون خودش رو داره وسیستمی کارمیکنه.
برسم به این باور درست که :
من ذره ای توزندگی هیچ کس نمیتونم تاثیر داشته باشم وفقط روی زندگی خودم تاثیردارم و باید باورهامو بهتر کنم ..
برسم به این باور که :
اتفاقات زندگیمو خودمو دارم با افکارم خلق میکنم.انگشت اشاره م سمت خودم بگیرم نه دیگران
برسم به این باور که :
خدا همیشه آروم پاسخ میده
خدا خیلی حواسش هست
خدا خیلی خداست
منه فاطمه تا جایی که میتونم باید متعهدانه
روی باورهای توحیدی م کارکنم و
تسلیم قدرت خداوند باشم
ایمان فعال خودمو باید نشون بدم وقدم بردارم ..
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم بابت
پروژه ی مقدس در آغوش تغییر
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
سلام فاطمه جان
چطوری رفیق؟
من نمیدونم از دست شما بخندم یا گریه کنم
بی نهایت ازت ممنونم بابت این حجم از نوری که از قلب پاک و مهربونت برامون نوشتی
تجربیاتی که از خودت نوشتی خیلی نکته ها برای من داشت
این ویژگی رها بودن و تسلیم بودنتو تحسین میکنم
این همون چیزیه که من باید خیلی روش کار کنم
دوست داشتم ازت تشکر کنم حتی شده کوتاه
از اونجایی که یه خانم ترانهسرای باوقار شدی:)))
میخواستم برات یه شعر کوتاه بخونم ولی ازت میگذرم چون اینجا جاش نیست
خلاصه خیلی گلی
به خدا میسپارمت فاطمه خانم گل گلی:)))
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام حسن جان عزیز
خداروشکر ما حسابی خوبیم به لطف الله یکتا.
شما چیطوری رفیق بهشتی مون؟!
بی نهایت سپاسگزارم از مِهر ولطفت ….
اصلا خنده وگریه باهم لذت بیشتری داره
البته خنده همراه با اشک شوق
مصداق آیه 17سوره سجده
اعتبار این کامنت نوشتن ها به خدا برمیگرده که منبع آگاهی ِمحض هست …
نقطه آبی قشنگی که فرستادی زمانی به دستم رسید که قدم هفتم جلسه سوم گوش داده بودم
و در بهترین زمان ومکان دریافتش کردم …
از طرفی همزمان برای من وسعیده جانم نوشتی
اونم دقیقا درهمین فایل و هردو چشامون
قلبی قلبی شد از ذوق همزمانی خدا …
خداروشکر برای نعمت آگاهی
از جای جای این سایت بهشتی مون
خداروشکر که درکنار دوستان بهشتی مون داریم
درمسیر توحید ، عشق و آگاهی یادمیگیریم
چی از این قشنگتر آخهههه
خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت
وارزشمندت تو زندگیم
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
خداوند همیشه از جایی میرسونه که فکرش رو هم نمیکنیم
سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم شایسته
سلام خدمت شما دوست توحیدی فاطمه خانم ازتون ممنونم برای به اشتراک گذاشتن این تجربه ی عالی تون که برای من درس های عالی داشت از اعتماد به رب و پاداش ایمان به رب. پیش خودم گفتم دیگه خیلی قدر نشناسی میشه که کامنت نزارم و ازتون تشکر نکنم بخواتر این کامنت عالی تون و اون تیکه که از ویژگی های اقا رسول میگفتین خیلییی لذت بردم و عمیقا دوست دارم که من هم این ویژگی هارو داشته باشم علی بی غم و خونسرد من رو یاد اون ایه از قران انداخت که استاد تو فایل نشانه های قانون جذب در قران میگه: پس گفتم فرود ایید و انکه از هدایت من پیروی کند هرگز اندوهگین نخواهد بود و این ویژگی کسایی هست که ار هدایت خداوند پیروی میکنن. دوستان دقت کنید تو زندگی همه مون ی وقتایی هست که واقعا از ته دل به خداوند ایمان اوردیم و فقط به خودش توکل کردیم و چقدر اون لحظه احساس خوب و رهایی داشتیم به قولی علی بی غم بودیم و به طرز معجزه اسایی همه چیز خیلی عالی پیش رفته.
انشالله هممون بتونیم تو این دو روز دنیا بیشتر به خداوند توکل بکنیم و احساس خوب بیشتری داشته باشیم و بتونیم از این جهان که خداوند مسخر ما کرده لذت کامل رو ببریم و از تمام امکاناتش استفاده کنیم
به امید اجرای توحید در عمل همه مون
سپاس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امیداست
سلام حمیدرضا جان عزیز
سپاسگزارم از مهرو لطف شما
سپاسگزارم از هدایت قرآنی که در کامنت پربرکت تون بهش اشاره کردین و نوشتین و نور وعشق این آیه به قلبمون نشست .
واقعا هم هرجا روی خدا
حساب کردیم و ایمان قلبی آوردیم و تسلیم قدرتش شدیم خدا شاهکار کرده…
به قول استاد جان مون
قانون تکامل همه جا هست
همین الان هم 389 روزی
که دراین سایت بهشتی حضور دارین قطعا
بی خیال تر از قبل شدین مخصوصا که
تا قدم هشتم دوره ی مقدس 12قدم هم شرکت کردین وعالیهههه…
دوره ای که هرجلسه اش فضل خداست …
خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت و ارزشمندتون دراین جهان زیبا وسایت بهشتی مون .
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون
خداروشکر برای نتایج قشنگ و باارزش تون
تحسین تون میکنم که از مردادماه 1403 تا امروز با استمرار وتعهد دارین ادامه میدید وروی باور هاتون کار میکنید
مبارکتون باشه
احساس های خوب و قشنگتون
کنترل ذهن های ارزشمندتون
روابط با کیفیت تر و بهتر
جواز کسب مغازه و درآمد بالاتر و فروش ومشتری های بیشترتون .
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام فاطمه جان عزیزم.امیدوارم که حال دلت عالی باشه.
چقدر من سپاسگذار خداوندم که شما وارد سایت شدین تا ما بتونیم از حرفای قشنگتون استفاده کنیم و ایمانمون رو بیشتر کنیم.
من و همسرم همیشه کامنت های شما رو میخونیم و لذت میبریم
و خواستم از خودتون هم بابت بودنتون تشکر کنم
همیشه در پناه خداوند باشین
دوست دارت مریم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام مریم جان عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم
با چشمای قلبی قلبی کامنتتو خوندم عزیزم
دقیقا زمانی که جلسه 18 گوش میدادم و به پایان رسید اومدم سایت چک کنم که نقطه ی آبی پربرکتت با قلبم دریافت کردم
نور این کامنت با صبارشکوربودن جلسه 18
برسه به زندگی توحیدی تون مریم جانم .
خیلیییی زیاد دووست دارررم
هنوز بعضی از کامنتهاتون یادم مونده
تو دوره ی کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند از پیدا شدن کارتهای بانکی همسر عزیزت به راحتی ممکن تا مثال سنجاب عصر یخبندان…
تحسینت میکنم که با تعهد وعملگرایی
در کنار همسر مهربونت داری این مسیر ادامه میدی با عششششق فراوون…
بهت افتخار میکنم عزززیزدلم
قلب مهربونت رو می بوسم
این از خوشبختی های منه که دوستان بهشتی
بی نظیر وفوق العاده ای تو زندگیم حضوردارن و از تک تک شون عشق و آگاهی یاد میگیرم
و قدردان خداوندم تاهمیشه .
خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم رفیق جانم
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت دلبرجااانم
خداروشکر برای اصل تمرکز برزیبایی زندگیتون…
پسر قشنگگگگگم
خالهههههه من عااااااااشقتمممم…
الهی که همیشه سرشاراز نگاه خدا باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام فاطمه جان دوست خوب همفرکانسی
باز هم با این این کامنتت که پر از نور الهی و
نگاه توحیدی بود چشمامونو بارونی کردی
من همیشه شما و آقا رسول عزیز رو تحسین
میکنم که انقدر خوب تونستید رو خودتون کار کنید
و به این درک بالا از قوانین الهی برسید
شما با اون قلب مهربونت همیشه نورانی میکنی
فضای این سایت الهی رو
از خدا میخوام که این انسی که با قرآن پیدا کردی
روز به روز بیشتر بشه و قلب مهربونت هر روز روشن تر
بشه از نور ایمان به خدا
به آقا رسول گل سلام برسون
بهترین ها رو ازخدا برای شما زوج بهشتی میخوام
به نام آگاه ترین هدایتگر، رب العالمین
گاهی اوقات در حین راه رفتن و یا سکوت در گوشه ی به این فکر میکنم… واقعا چرا من فکر میکردم با یه بشگن قراره یه گونی پول بیفته جلوی پام… چرا فکر میکردم با خرید رمز ارز و دلار و سهام میشه در کوتاه ترین زمان ممکن به سودهای زیاد و خوشبختی رسید… چرا من فکر میکردم قراره از یه جایی یه شخصی از من خوشش بیاد و بگه بیا این همه پول برای تو و زندگی باهاش بساز… چرا من فکر میکردم برم تو دشت و کوه و بیابون یهو یه صندوقچه گنج قراره پیدا کنم و زندگیمو بسازم…. چرا من به این کلمه شانس قدرت داده بودم.. چرا من خودم مچل این واژه و اصطلاحی که از دهن خیلی ها بیرون میومد کرده بوده… چراااااااااااااا
خیلی وقت بود داشتم بهش بی محلی میکردم و کم کم فهمیدم چرت و پرتی بیش نیست…
حالا دیگه پشیزی برام ارزش نداره..حالا هر کی میگه ایول عجب خوش شانسی و یا طرف چه شانسی داشت میخندم و رد میشم و میرم…
تو این چند وقت فهمیدم همه چیز دست خداست… من مسیرو طی میکنیم و همه چی رو سپردیم دست خودش…. دیگه این چرت و پرت ها معنی نداره….
این واژه بدشانسی حسابی پیر مارو درآورد… حسابی گوش مالیمون داد .. در صورتی که داستان چیزی دیگه بوده
وقتی به دفترم نگاه میکنم… وقتی به خواسته هام که نوشتم نگاه میکنم.. وقتی زندگی نامه استاد رو نگاه میکنم… جوابش یچیزه…. کلید ساخت زندگی خودمون رو خدا داده دستمون… من بلد نبودم ازش استفاده کنم… شاه کلیدی بوده و من بی خبر بودم…
اما کم کم دارم یاد میگیرم چطور ازش استفاده کنم و خداروشکر نتایجی هم گرفتم که میتونم بگم بدیهی هستش و تمام.
مخلص کلام اینجاست که بارها استاد گفته: تو جاده ی آسفالته دست کن تو جیبات و سوت بزن و برو
و بقیه مسائل رو بسپار به خدا.. چجوری و چگونگی حل شدن مسائل با خود خداست
استاد ممنونم از تمام آموزش هاتون
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«إِنَّمَا إِلَٰهُکُمُ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا»
(ﻣﻌﺒﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍﻱ ﻳﻜﺘﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺰ ﺍﻭ ﻣﻌﺒﻮﺩﻱ ﻧﻴﺴﺖ ، ﺩﺍﻧﺶ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ)
«کَذَٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَیْنَاکَ مِن لَّدُنَّا ذِکْرًا»
(ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻰﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺫﻛﺮﻱ ﺍﺯ ﻧﺰﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻳﻢ)
«مَّنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ یَحْمِلُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وِزْرًا»
(ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﻱ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ، ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﻭﺯﺭ ﻭ ﻭﺑﺎﻝ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻛﺸﻴﺪ) (طه 98-100)
—————————————————————————
خدای هدایتگر و حمایتگرم از تو درخواست یاری میکنم تا از تو بنویسم، چون به فرکانس بندگی و حمد و سپاسگزاری به درگاهت نیاز دارم. خدایا تاریکی های قلب و ذهن و جانم رو با نور خودت روشنایی ببخش، خدایا من رو از خودم جدا کن و به خودت هدایتم کن که تو نور آسمانها و زمین هستی آنچنان که گفتی «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ۖ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» توکل بر تو ای پروردگارم ، خدایا منت سرم بذار و بر خانه قلبم وارد شو؛ «بر دو چشم من نشین ای آنکه از من، من تری» «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ»
بنام نورٌ علی نور
—————————————————————————
سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و استاد شایسته بزرگوار و همه دوستان نازنینم در این سایت توحیدی ، از اینکه بازم هدایت شدم به یه آگاهی نورانی خدا رو شاکرم.
—————————————————————————
دیروز عصر توی محل کار یه موضوعی برام پیش اومد که از خداوند هدایت خواستم و نشانه روزانه ام رو زدم و این فایل برام باز شد.
ماجرا از این قرار بود که من نشسته بودم و چندتا ویدیو آموزشی در مورد یه موضوعی رو نگاه میکردم، و یه آنتراک به خودم دادم، هندزفری رو که برداشتم صدای همکارا رو شنیدم که حرف میزدن، یکی میگفت من رفتم توی سایت، فلان ماشین رو ثبت نام کردم، اولی رو زدم فلان دومی رو زدم چنان، یکی گفت آره منم این ماشین رو ثبت نام کردم. اون یکی میگفت من دیشب برای برادر خانمم ثبت نام کردم. یهو یکی شون برگشت به من گفت حمید تو ماشین ثبت نام نکردی. گفتم نه من شرایطش رو ندارم. یکی شون گفت خب بیا من اینقدر بهت قرض میدم. گفتم از لطف شما سپاسگزارم ، نه نیازی نیست. شروع کرد به اصرار و تعارف که نه بیا اینقدر بهت قرض میدم، اونقدر هم خودت بذار بعد میذاری تو حساب اینقدر هم بانک میذاره بعد ماشین رو قسطی از کارخونه میخری. منم تشکر کردم گفتم نه من فعلا نیازی ندارم. من معمولاً برای هیچی قرض نمیگیرم. گفت هنوز همون پژو پارسه رو داری، گفتم آره (منظورش این بود که ماشینت خیلی قدیمی شده)؛ یکیشون که تازه یه بچه جدید ساخته (نیو فولدر ساخته) میگه اگه من وام بچه ام در بیاد ، بعد اینقدر هم خودم گذاشتم، بعدش این پرایده رو هم میفروشم بقیه پولشو میدم و مابقیش رو هم قسطی میخرم. من از اتاق رفتم بیرون و رفتم یه کمی قدم زدم. رفتم زیر سایه درختها نشستم. گفتم خدایا منو ببین. خدایا اینقدر روی خودم کار کردم هنوز هیچ تغییری به لحاظ شرایط مالی نکردم، آخرش هم بنده هات اینجوری شرایط خوب خودشون رو با من مقایسه میکنن و اینجوری ناراحتم میکنن، الان باهام حرف بزن. یه حسی بهم گفت اینها همه شون آویزون وام هستن. ولی خب شدت نجواها خیلی زیاد بود. چندبار از قرآن هدایت گرفتم و هر بار آیه های امیدبخش میومد ولی بازم نجواها ادامه داشت.
واقعاً احساس لیاقت و خود ارزشمندی ما اونقدری با این برخوردها از گذشته تا به الان آسیب دیده که بازم توی شرایط این چنینی آدم یادش میره که نباید احساس ارزشمندیش رو وصل کنه به عوامل بیرونی ، به خونه و ماشین و … ؛ فارغ از هر دستاورد و امکانات بیرونی ما ارزشمند و لایق هستیم.
وقتی دیدم دیگه نمیتونم نجواهای ذهنم رو کمتر کنم اومدم توی سایت و یه حس قلبی گفت نشانه روزانه رو بزن. و این فایل باز شد. «خلق زندگی دلخواه شانسی نیست» ؛ قمار کردن بر اساس شانس. با هر جمله استاد یه چراغ توی ذهنم روشن میشد. و اصلا اون حال منفی رفت. گفتم آره همینه، اینها تمام زندگی شون رو با کلی بدهی میریزن به حساب یه کارخونه، و اجازه ندارن بهش دست بزنن، تا بعداً کارخونه قرعه کشی کنه و بگه به فلانی تعلق میگیره به فلانی تعلق نمیگیره. شانس و اقبال هر بلندتر …
یه ندایی از درون بهم امید داد و میگفت جهان اصلا این شکلی کار نمیکنه، تو روی اصول درست بمون به هر چی بخوای میرسی. اگه بخوای میتونی مثل بقیه بری وام بگیری، ولی آیا این راه درسته؟؟
این فایل رو چند بار گوش دادم تا درس هاش یادم بمونه. خیلی از مردم شاید ظاهراً نرن قمار کنن ولی این کارشون چندان فرقی با قمار نداره. چه توهینی از این بدتر که پولتو تا مدتی بلوکه کنن (عملاً ازت بگیرن) و بعداً بهت جنس رو تحویل ندن و بگن اسم شما درنیومد، و شما هر بار این پروسه رو تکرار کنی. من با اینکه توی عزت نفس پاشنه آشیل دارم ولی واقعا این شکل خرید کردن رو توهین آمیز میبینم. من دوست دارم هر کاری رو انجام بدم از موضع توانایی و قدرت انجام بدم. مثل تفاوت ماجرای مهاجرت استاد عباس منش با مهاجرت بقیه. وقتی اونقدر توانایی مالی داشته باشی که مستقیماً بری و ماشین مورد علاقه ات رو خریداری کنی ، بدون نیاز به اینکه قمار کنی و اینجوری تحقیر بشی.
امیدوارم همکاران من صاحب ماشین بشن، ولی فارغ از اینکه ماشین زیر پای آدم چی باشه، لباس تن آدم چی باشه، اینکه خود آدم چه شخصیتی داشته باشه اون مهمه.
(خود این کامنت نشانه شد برم یه مرور دیگه کنم روی چندتا از جلسات دوره احساس لیاقت)
توحید مهمه، توحید یه شبه جواب نمیده، توحید نیاز داره به اثبات عملی ایمان، به قدم برداشتن، به دل ترسها رفتن. باورهای شرک آلود یه شبه ساخته نشده، حاصل هزاران بار تکرار توسط هزاران نفر آدمه ، الان در حالیکه هنوز جامعه داره باورهای شرک آلودش رو تکرار میکنه من باید میلیونها بار باورهای توحیدی رو تکرار کنم و ذهنم رو روی ورودیهای شرک آلود ببندم تا تغییر اتفاق بیافته.
همین که یه بحث الکی باعث میشه من اینجوری درگیر نجوا بشم یعنی هنوز توی احساس لیاقت و باورهای توحیدی مشکل دارم.
—————————————————————————
از شما استاد بزرگوارم بینهایت سپاسگزارم. و بینهایت تحسینتون میکنم استاد که روزگاری که شما هیچ استادی نداشتین تونستین موفقیت خودتون رو بسازید و اینجوری قوانینش رو به ما هم آموزش بدین. من با اینکه اینقدر آموزشها رو دارم تکرار میکنم هنوز یه وقتایی در برابر منطق ذهنم کم میارم. شما چطوری تونستین بدون الگو و نتایج واضح ادامه بدین و تسلیم نشین و فقط استناد کنید به سرگذشت انبیاء الهی.
ازتون بینهایت سپاسگزارم استاد عباس منش.
خدا رو صد هزار مرتبه شاکر و سپاسگزارم که من رو به این مسیر توحیدی هدایت کرد.
«وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَىٰ»
ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﻣﻦ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﻛﺴﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩ ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ ﻭ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭﺭﺯﻳﺪ .(٨٢ طه)
—————————————————————————
خدا رو شکر میکنم که وقتی هدایت خواستم به این آیات از سوره طه هدایت شدم. جایی که خداوند توحید رو تاکید میکنه و میگه هر چی نعمت هست رو خود خداوند داره گسترش میده. و میگه ما سرگذشت گذشتگان رو برات تکرار میکنیم تا مایه تذکر باشه، و کسی که از تذکرهای الهی اعراض کنه چک و لگد میخوره و درگیر اندوه بزرگی میشه؛ الان این دوتا مثالی که توی این فایل بود واقعاً مایه تذکر بود برام و اگه من توجه نکنم و بخوام برم مثل بقیه عمل کنم، نتایجی شبیه بقیه میگیرم، و مثل بقیه دچار غم و اندوه میشم.
«وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَٰذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ»
(و گویند: ستایش خدای را که ما را بر این مقام رهنمایی کرد، که اگر هدایت و لطف الهی نبود ما به خود به این مقام راه نمییافتیم)
—————————————————————————
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
حمید عزیز سلام
چن وقتی هس که میخوای در پاسخ به یکی از کامنت های بی نظیرت ازت حسابی تشکر کنم. بابت آیه های بی نظیر قرآنی ای که میذاری.
نمیدونی ای آیه (فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ) با من چیکارا که نکرد.
امروز من تز دکترامو با موفقیت دفاع کردم. روز بزرگی بود برام. یه هفته ای بود که هر چی به تاریخ دفاعم نزدیکتر میشدم، نجواها پر رنگ تر میشدن و استرس و ترس و نگرانی بیشتر. دیگه به جایی رسیده بود که شبا کابوس میدیدم.
این آیه توی کامنتت که تو عقل کل گذاشته بودی نجاتم داد. اینقدر تکرارش کردم که قلبم آروم شد، دوباره نور خدا اومد. دوباره امید زنده شد تا حدی که اینقدر خودمو تو آغوش خدا حس کردم دیشب که براش نوشتم که افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.
و واقعاااااا از اعماق قلبم همه چیو امروز بهش سپردم و اونم مثل همیشه خیلیییییی بهتر از حد تصورم برام سنگ تموم گذاشت.
خواستم ازت تشکر کنم که به صدای قلبت گوش دادی و این آیه روتو اون کامنت گذاشتی. و الان چن روزه از اون به بعد میبینم که ته همه کامنت هات میذاریش. انگار که همیشه و هر لحظه باید اینو با خودم تکرار کنم. که خدا بهترین نگهدارنده است. اون بخشنده ترین یخشایده است.
کامنتم خیلی به موضوعی که گذاشته بودی ربط نداشت، بیشتر جنبه تشکر داشت. مرسی که هستی، و مینویسی.
خدا پشت و پناهت باشه
سلام و درود فراوان به شما خانم دکتر. الهی که حال دلتون عالی عالی عالی باشه. و در هر لحظه به خداوند متصل باشید. بینهایت تحسینتون میکنم. وقتی این جمله «امروز من تز دکترامو با موفقیت دفاع کردم» یه لحظه واقعاً دهنم باز موند ، اینکه میگم دهنم باز موند اغراق نیست بخدا، واقعاً دهنم باز موند.
بینهایت تحسینتون میکنم. واقعاً خدا قوت به این همه سال تلاش و کوشش و استقامت شما. الحمدلله رب العالمین.
خدا رو شکر میکنم که خداوند وقتی میخواسته به شما آرامش بده، از طریق کامنتی که خودش بهم الهام کرده این کارو انجام داده. در هر صورت خداوند بود که به شما آرامش داد، این وسط منت سر من گذاشت گفت من بهت میگم تو بنویس. اعتبارش رو داد به من، هر چند هیچ اعتباری به من نیست و همه اش از آن خداست.
یه وقتایی توی دفتر شکرگزاری براش مینویسم خدایا از شر خودم به تو پناه میبرم.
به قول اون شعر مولانا که میگه : «یارب تو مرا به نفس طناز مده ؛ با هر چه به جز تست مرا ساز مده»
«من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش ؛ من آن توام مرا به من باز مده»
الهی صد هزار مرتبه شکر بخاطر هر ذره ذره از موفقیت هایی که تونستین کسب کنید، بینهایت تحسینتون میکنم.
از شما متشکرم بخاطر کامنت ارزشمند تون که واقعاً اشک منو سرازیر کرد. اتفاقاً این کامنت خیلی هم ربط داشت و من الان نیاز داشتم چنین موضوعی رو بخونم. از شما متشکرم.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق و متنعم باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیۡهِمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّهِ ٱلَّتِی کُنتُمۡ تُوعَدُونَ
بى گمان، کسانى که گفتند پروردگار ما خداست، سپس [بر عقیده یشان] ایستادگی کردند ،[هنگام مرگ] فرشتگان [با بشارت] بر آنان فرود مىآیند به اینکه:نترسید وغمگین نشوید و به همان بهشتى که وعده داده مىشدید، شادمان باشید….
——————————————-
درود خداوند بر شما مرضیه جان عزیز دکتر گرانقدر
یک قسمت از داستان زندگی و پند و اندرزهای اپرا رو مطالعه میکردم نوشته بود تحصیل کردن باعث میشه همت شما والاتر بشه در واقع کمر همت رو میبندید در واقع تحصیل کردن نیاز به بینهایت همت داره
وقتی شما همت میکنید و تحصیل میکنید بینهایت رشد میکنید
و در ادامه نوشته بود سختی ها چالشها فقط و فقط برای قوی شدن و قدرتمندی شماست…
و الان که خودم در حال تحصیل و آمادگی آزمون وکالت هستم چیزی که عاشقشم ، بیشتر میفهمم تحصیل کردن اون هم در مقطع دکتری و دفاع کردن چقدر تلاشها و پشتکارها و فداکاری ها رو پشت سر گذاشته شده در واقع یک همت والا بینهایت یک استقامت بینهایت رو باید فدا کرد و من با تمام وجودم به شما تبریک عرض میکنم تحسین میکنم و دعای خیر و برکتهای بینهایت بیشتری رو برای شما دارم خانوم دکتر زیبا در کشور زیبای کانادا الهی که پر قدرت تر این مسیر تحصیل رشد و هدایت رو طی کنید در پناه رب العالمین که زیباترین پناه دهنده هست و مهربان ترین و بخشنده ترین…
عاطفه عزیزم سلام
مرسی که با پیامت خوشحالم کردی. محکم و قوی قدم هاتو بردار برای رسیدن به هدفت. خدا همیشه نتایج رو برای من خیلییییی فراتر از حد تصوراتم رقم زده، میدونی چرا؟ چون من توقعم از خدا اینه. اینقدر وهابیتش تو ذهنم بلد شده که همیشه انتظارم ازش اینه منو سورپرایز کنه، و الحق و الانصاف که همیشه و همیشه فراتر از حد تصورم سورپرایزم میکنه. مثلا من همیشه فک میکردم که با دکترامو خوب دفاع میکنم ولیییییی دیگه اینو اصلا بهش فکر نکرده بودم که پرزنتیشنم جزو بهترین ارائه دانشکده مهندسی بشه. برا همین میگم همیشه یه پلن داره برای غافلگیر کردنم:).
عاطفه قشنگم، خدا بزودی پاداشی رو بهت میده که راضیت میکنه. ادامه بده، محکم، مصمم و با دل قرصی که از ساپورت های خدا خواهی داشت.
در پناه خدای بسیاررررررر بخشنده باشی عزیزم.
من به الله عزیز و مهربانم پناه برده ام مخصوصا در روزهای تنهایی و پر چالش و به پناه دادنش ایمان دارم و لمسش کرده ام
بینهایت سپاسگزارم مرضیه جان عجب پیامی عجب نشانه ای عجب قوت قلبی بهم دادی
بینهایت سپاسگزارم به معنای واقعی بینهایت و تحسین میکنم خانوم دکتر گرانقدر بابت این همه رشد درخشش و بهترین شدن در دانشگاه مهندسی در کشور کانادا زیبا چقدر زیبا و شگفت انگیز و اصلا و ابدا چیز عجیبی نیست وقتی در مسیر توحید و هدایت و آسانی پروردگار باشی اصلا اصلا تاکید میکنم اصلا چیز عجیبی نیست و پیش خودت میگی اینم انجام شد خب بریم مرحله ی بعدی پله ی بعدی و فتح کردن بعدی دقیقا به همین آسانی و پر برکتی و تندرستی…
الهی صد هزاران بار سپاس بابت این لحظه ی باشکوه و مقدس در این مکان مقدس و باشکوه در جوار چنین انسانهای شایسته صالح موفق و بینظیر…
من قوی تر متعهدتر پر قدرت تر گام بر میدارم و بر جهادهایم می افزایم به یاری الله…
الهی امین.
مرضیه جان امیدوارم از موفقیت ها هدایت ها و درخشش های بیشتر و بزرگتر بنویسی و یاد بگیریم و تحسین کنیم و لذت ببریم انشالله به یاری الله.
الهی امین.
سلام جناب امیری عزیز
وقت همگی بخیر و شادی
مدتی هست که کامنتهای شما دوست عزیز رو دنبال میکنم
این کامنت احساس کردم که باید مطلبی که به دلم رسید رو به شما انتقال بدم.
من در دوره های خریداری شده ی شما روانشناسی ثروت رو ندیدم
به امید الله مهربان ، انشاءالله به این دوره ی ارزشمند هدایت می شوید.
من خودم در جاهای مختلف عرض کردم که به نوبه ی خودم ، قبل از آشنایی با سایت و قانون جذب ، اهداف در خور توجه خودم رو بدست آوردم ولی هنوز به اون هدف بزرگه که در ذهنم هست نرسیدم.
از نظر باورهای توحیدی ، احساس لیاقت و قوانین ، بنظر خودم ، این ایام که بیشتر مرور میکنم ، همه رو رعایت میکردم ولی با دوره ی روانشناسی ثروت که مقایسه میکنم ، باور اینکه اکثر ثروتمندان از راههای نادرست به ثروت رسیدند در ناخودآگاه من به شکل بدی نشسته ، طوری که موفقیت افراد رو در ذهنم به نوعی به یک رفتار نادرست و ناصحیح میخام ربط ش بدم.
در کامنتهای دوستان در روانشناسی ثروت یک، دو تا الگو برام خیلی جالب بود و یک مجموعه ی تلویزیونی که یکی از دوستان معرفی کرده بود ( فکر میکنم عنوان مجموعه رکورددارن بود) خیلی بهم کمک کرد که این باور رو بهتر ش کنم.
من در سال 97و98و99، فقط با تکرار این باور(کاملا به طور ناخودآگاه) که من پول به راحتی بدست میارم و من اصلا اهل کار پرزحمت و کارگری نیستم و من از مغزم استفاده میکنم ، به اندازه ی کل زندگیم پول وارد زندگیم شد.
موفق و پیروز باشید.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَإِن یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِن یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»
(ﻭ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﮔﺰﻧﺪ ﻭ ﺁﺳﻴﺒﻲ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺳﺎﻧﺪ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺍﻭ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﺧﻴﺮﻱ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻓﻀﻞ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﻓﻊ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺧﻴﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﻰرﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ (١٠٧ یونس)
—————————————————————————
سلام و درود فراوان به شما جناب انصاری بزرگوار. الهی که حال دلتون توحیدی و مثبت و عالی باشه و همواره به یگانه وهاب قدرتمند عالم وصل باشید، که حقیقتاً هیچ احساسی بهشتی تر از آرامش قلبی اتصال با رب العالمین نیست.
از لطف و محبت و بزرگواری شما بینهایت سپاسگزارم، اینکه لطف کردین و زمان ارزشمند تون رو بهم هدیه دادین و برام پاسخ نوشتین، نشانه بزرگواری و مهربانی شماست. بسیار ممنون و سپاسگزارم.
—————————————————————————
در مورد روانشناسی ثروت نوشته بودین، خیلی برام جالب بود چون باعث شد یکبار دیگه روند فعالیتم توی سایت رو مرور کنم. در ابتدای شروع آموزش های استاد عباس منش یادم میاد خیلی دوست داشتم دوره روانشناسی ثروت رو تهیه کنم، خیلی تقلا میکردم، و ذهنم درگیر بود چطوری میتونم تهیه اش کنم، ولی به مرور زمان که تکاملم رو طی کردم (مخصوصاً با گنجینه دوازده قدم) فهمیدم این مهم نیست که من چی دوست دارم، هر چقدر تکامل پیدا کنم دوره ها خودشون میان توی پوشه محصولات من. قرار نیست من تقلا کنم براش، تنها کاری که باید انجام بدم اینه که فایلهای دانلودی هدیه و دوره های قبلی رو خوب کار کنم و اجازه بدم تا با تغییر فرکانسم دوره ها یکی یکی بیان.
همینایی که توی محصولاتم هست همه شون هدایتی تهیه شده ، یعنی درخواست هدایت کردم و نشانه خواستم هدایت شدم به آیاتی از قرآن یا یه فایلی از استاد که در مورد یه مفهومی صحبت میشده که نهایتاً منجر به تهیه یه محصول شده. تازه من اصلا از عملکرد خودم راضی نیستم. من متاسفانه تعهد و تمرکز کافی نذاشتم.
دوازده قدم رو همینجوری هدایتی شروع کردم. چند وقت پیش قدم 10 رو تموم کردم که برم 11 هدایت شدم به دوره روابط ، سر دو راهی بودم که برم روابط یا قدم 11 چندبار هدایت گرفتم هر بار منو متوجه میکرد هدایت همونیه که بهت گفتم.
منم گفتم تسلیم باشم.
به نظرم میرسه توی باورهای مرتبط با ثروت خیلی پاشنه آشیل دارم، مخصوصاً اون جاهایی که مربوط میشه به باورهای سیاسی و مذهبی. با اینکه مدتهاست که تمرکزم رو از روی این دوتا موضوع برداشتم و تمرکز گذاشتم روی توحید ولی باورهای مخربشون هنوز گوشه ای از ذهنم فعاله که اجازه نمیده وارد مدار ثروت و روانشناسی ثروت بشم.
این باور «که اکثر ثروتمندان از راههای نادرست به ثروت رسیدند» تو عمق ناخودآگاه من هم وجود داره و من وقتی متوجهش شدم و بهش حمله کردم دیدم از سر تنبلی و حسادت و مقایسه میاد. دیدم ناخودآگاه من خودمو با افراد ثروتمند مقایسه میکنم، بعد چون میبینم جایگاه اون آدم رو ندارم از سر حسادت درونم یه برچسبی به ناحق به اون بنده خدا میزنم که، بگم آره این دزدی کرده، اختلاس کرده، حق مردم رو خورده، خون مردم رو تو شیشه کرده تا نجوای ذهنم رو ساکت کنم ، که آره منم اگه این کارها رو میخواستم بکنم ثروتمند بودم و ناخواسته باعث میشه ذهن من باور کنه اگه تو هم بخوای ثروتمند باشی باید این کارهای خلاف رو انجام بدی. و تنبلی حرکت نکردن و بی ایمانی خودم رو با این چیزا موجه میکنم توی ذهنم. ولی واقعیت اینه من بخاطر تنبلی و بی ایمانی و مشرک بودنم نرفتم دنبال ثروت. اگه تنبلی رو کنار بذارم و متعهدانه تلاش کنم از راه درست و با صداقت و به راحتی میتونم ثروتمند بشم. اینکه من بلد نیستم به معنی غیر ممکن بودن نیست.
واقعاً توی این موضوع دست تسلیمم بالاست که خودم خودمو توی مدار فقر نگه داشتم.
خیلی چیزای دیگه هست که میدونم مرتبط با مسائل سیاسیه. و بقول استاد توجه به مسائل سیاسی هم قدرت دادن به عوامل بیرونیه که مساوی ست با شرک. یا ارتباط عقاید مذهبی و ثروت.
این باور خیلی فوق العاده بود «من پول به راحتی بدست میارم و من اصلا اهل کار پرزحمت و کارگری نیستم و من از مغزم استفاده میکنم» ازتون ممنونم که باهام به اشتراکش گذاشتین. اینو حتماً باید توی دفترچه باورهام بنویسمش.
واقعاً هم همینه، هر چقدر کارها ساده تر باشه پرداختی بیشتره.
مثال معروف اینکه کارگران معدن چقدر دستمزد میگیرن، یا مثلاً یه بازیکنان فوتبال یا مشاغل دیگه…
چند وقت پیش از همکاران رسمی توی مجتمع گاز شنیدم نمیدونم چقدر واقعیت داشته باشه، توی پتروشیمی های عسلویه بعضی از مدیران پتروشیمی هستن که ماهانه بالای 400-500 میلیون حقوق میگیرن. وقتی شنیدم تا مدتها ذهنم نمیتونست این عدد رو هندل کنه. اصلا باید کار راحت باشه ، باید راحت باشه که بیشتر بیاد. تا وقتی ذهن و جسم در سختی باشند، نمیذاره که ثروت به راحتی بیاد.
از شما بینهایت ممنون و سپاسگزارم جناب انصاری که باورهای درست و ثروت آفرین رو باهام به اشتراک گذاشتین. براتون بینهایت نعمت و ثروت رو از خداوند درخواست میکنم.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
سلام به شما آقا حمید عزیز
ازتون ممنونم که این کامنت رو نوشتید ، چون با این کامنت آرامش به قلب و روح من برگشت
این چند روزه هر شب ساعت حدود 8 و 9 نیت میکنم و میرم یه جای خلوت و میخوام بزنم رو سایت که قانون سلامتی رو بخرم
همون لحظه خدا بهم میگه قبلش قرآن رو باز کن هدایت بگیر و هر بار آیه های عجیبی میاد که واقعااااا حس میکنم خدا داره باهام مستقیما حرف میزنه ، اینو به شما میگم چون میدونم که تجربه ش کردین و باور دارین به اینکه خدا داره انقد بی پرده با ما حرف میزنه
یه مثالش وقتی چند روز پیش عزمم رو جزم کرده بودم که قانون سلامتی رو بخرم ، حتی بدهیم رو داده بودم و پولشم تو کارتم بود ، این آیه اومد :
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَىٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ ۖ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا
«پس بلند مرتبه است و بزرگوار خدایی که به حق و راستی پادشاه ملک وجود است و تو پیش از آنکه وحی قرآن تمام و کامل به تو رسد تعجیل در آن مکن و دائم بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا»
همین الانم مو به تنم سیخ شده که خدا چقدر واضح داره باهام حرف میزنه ولی من هنوزم مشرک میشم و درگیر نجوا ها…
داره واضح بهم میگه عجله نکن ، تکاملتو طی کن ، از همون فایل های دانلودی نتیجه بگیر ، محصولات خودش میاد
حتی یه شب دیگه دوباره کنترل ذهنم رو از دست دادم و رفتم که بخرم محصول رو این آیه اومد :
وَیَزِیدُ اللَّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدًى ۗ وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ مَرَدًّا
«و آنان که هدایت یافته اند، خدا بر هدایتشان می افزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است»
داره میگه عمل که عمل شایسته س ولی وقتی تکاملتو طی کنی و به ثبات فرکانسی برسی پایدار تره و نتیجه ی بهتری داره
دوباره شب بعدش بازم کنترل ذهنمو از دست دادم و اومدم که بخرم محصولو ولی قبلش رفتم قرآن باز کردم و دیدم همش آیه های عذاب میاد و خداوند کافران رو که نشانه هاش رو نمیبینن نکوهش کرده
یه ذره ترسیدم و رفتم رو دکمه ی نشانه ی روزانه زدم ، سریال زندگی در بهشت قسمت 140 اومد که مریم جون اولیییین جمله ای که گفت این بود :
ما اومدیم ماموریت قبلی رو تموم کنیم
و من همینطوری دهنم باز مونده بود و گفتم خدایا یعنی داری میگی برو سراغ همون فایل های دانلودی و کامنت های بچه ها که داشتی کلی ازش نتیجه میگرفتی و نصفه نیمه ولش کردی
داری میگی آماده نیستی واسه خرید یه محصول مخصوصا قانون سلامتی که نیاز به یه آمادگی ذهنی خیلی زیاد داره
خلاصه آقای امیری این روزا ذهنم خیلی پر تلاطم و آشفته س و انگار میخوام قانون سلامتی رو ابزاری قرار بدم که برگردم به مسیر
انگار دارم بهش باج میدم که من رو به مسیر درست بیاره ، من رو بندازه تو غلتطک غافل از اینکه تکامل رو نمیشه دور زد و هر بار خدا اینو واضح و روشن بهم یادآروی میکنه
امشبم که دیگه خواستم چشمم رو ، روی تمام نشانه ها ببندم و بخرمش ، این کامنت شما اومد و این تیکه ش دوباره من رو بازداشت از خریدش و یه آرامش قلبی بهم داد :
در مورد روانشناسی ثروت نوشته بودین، خیلی برام جالب بود چون باعث شد یکبار دیگه روند فعالیتم توی سایت رو مرور کنم. در ابتدای شروع آموزش های استاد عباس منش یادم میاد خیلی دوست داشتم دوره روانشناسی ثروت رو تهیه کنم، خیلی تقلا میکردم، و ذهنم درگیر بود چطوری میتونم تهیه اش کنم، ولی به مرور زمان که تکاملم رو طی کردم (مخصوصاً با گنجینه دوازده قدم) فهمیدم این مهم نیست که من چی دوست دارم، هر چقدر تکامل پیدا کنم دوره ها خودشون میان توی پوشه محصولات من. قرار نیست من تقلا کنم براش، تنها کاری که باید انجام بدم اینه که فایلهای دانلودی هدیه و دوره های قبلی رو خوب کار کنم و اجازه بدم تا با تغییر فرکانسم دوره ها یکی یکی بیان.
همینایی که توی محصولاتم هست همه شون هدایتی تهیه شده ، یعنی درخواست هدایت کردم و نشانه خواستم هدایت شدم به آیاتی از قرآن یا یه فایلی از استاد که در مورد یه مفهومی صحبت میشده که نهایتاً منجر به تهیه یه محصول شده. تازه من اصلا از عملکرد خودم راضی نیستم. من متاسفانه تعهد و تمرکز کافی نذاشتم.
دوازده قدم رو همینجوری هدایتی شروع کردم. چند وقت پیش قدم 10 رو تموم کردم که برم 11 هدایت شدم به دوره روابط ، سر دو راهی بودم که برم روابط یا قدم 11 چندبار هدایت گرفتم هر بار منو متوجه میکرد هدایت همونیه که بهت گفتم.
منم گفتم تسلیم باشم.
خواستم ازتون تشکر کنم که باعث شدین امشبم نشانه های خدا رو مبنی بر طی کردن تکامل به یاد بیارم
هدایتای خدا خیلی واضحه ولی این ما هستیم که نمیخوایم بفهمیم
این ما هستیم که نادیده میگیریم و میخوایم اون مسیری که به نظر خودمون درست هست رو بریم
ولی خدا میدونه و ما نمیدونیم
امیدوارم از پس کنترل کردن ذهنم بر بیام و بتونم تمرکزم رو روی همین فایل ها بذارم که بار ها و بار ها واسم معجزه کرده
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
سلام به حمید عزیز
وقت ت بخیر و شادی
برای دسترسی به حقوق مدیران پتروشیمی ، کار زیاد سخت نیست .
در گزارش های شرکت ها به سازمان بورس و در سایت رسمی کدال
هزینه ی شرکتها نوشته میشه و از اونجا میشه به این اعداد به راحتی دست پیدا کرد.
غیر از حقوق، پاداش هایی که در مجامع بهشون تعلق میگیره بسیار قابل توجه هست.
یکی از کارهایی که شما به راحتی می تونی انجام بدی
تولید محتوا در خصوص همین کار خودتون هست
جهت آموزش
حالا از امکان قابل انتشار بودنشان اطلاعی ندارم
ولی اگر امکانش باشه
و علاقه ش
میشه بهش فکر کرد.
موفق و پیروز باشید.
درود خداوند بر شما حمید حنیف پروردگار خلیل الله برادر توحیدی…
چقدر تحسین میکنم و سپاس گزارم بابت این کامنت و چقدر بیشتر و با تمام وجودم از پروردگارم سپاس گزارترم ک این فرصت رو به من داد و من اولویت رو گذاشتم بودن در سایت و مطالعه کردن این تفریح رو خودم برای خودم تعریف میکنم این تفریح و لذت منه نه تفریحی که جامعه برای من تعریف کنه و با پوچی و حرفهای مفت زدن زمانم بگذره پس من تعریف میکنم و قطعا که اول هدایت رب من هست پشت این تعریف ها و سبک زندگی ام.
خیلی کامنت فوق العاده ای بود در رابطه با تقلا نکردن و طی کردن تکامل من این جمله رو با تمام پوست گوشت استخوان و وجودم درکش کردم لمسش کردم و رسیدم بهش طوری که هرلحظه احساس میکنم تسلیم ترم آرام ترم و توکلم بینهایت بیشتر شده که این برای من بزرگترین معجزه و موفقیت گنج محسوب میشه چون گذشته ی خودم رو خوب به یادم هست یک تقلای به تمام معنا بودم که فقط راه میرفتم و تقلا میکردم و پر از شرک بودم و واقعا هم همینطوره هیچ نیازی به تقلای بیرونی و دست و پا زدن ما نیست هیچ نیازی نیست بقران که در زمان مناسب خداوند هدایت میکند آسان میکند کن فیکون میکند و میشود به راحتی به آسانی فقط مهم کار کردن روی خودمون هست و از همه مهمتر سپاسگزاری واقعا اصل و اساس این سایت و قرآن و خلاصه این همه ساعت صحبتهای استاد خلاصه میشه سپاسگزاری…
چون با سپاسگزاری کردن بیشتر قوی تر و متصل میشویم و وقتی هم متصل شدیم قطعا زندگی ما روغن کاری شده هست و برکت جاری میشود و هدایت میشود و آسان میشود…
زمان هایی که حس میکنم در حالت نجوا و دوری از خداوند قرار دارم سریع میگم من تسلیمم تسلیمم اصل و اساس همین توحید هست و سپاسگزاری پروردگارم من راضی ام به رضای شما اصلا من توی یک بیابان بگذار تک و تنها ولی چیزی که مثل نفس کشیدن بهش نیاز دارم یک دفتر خودکار و یک کتاب قرآن هست همین مرا کافیست چون میدانم به اتصال میرسم و همین کافیست بینهایت پس من تسلیمم و فقط ادامه میدهم…
برای خرید قدم اول خیلی خیلی تقلا میکردم در واقع وارد دوازده قدم بشم اما از یک جایی به بعد تسلیم شدم و هرانچه که باید هدایت میشدم عمل کردم و با تمام وجودم درک کردم بله دقیقا طی کردن تکامل رشد شخصیتی رشد ظرفیتی و هدایت خداست ک کافی ترین هست ولاغیر…
پس قطعا که همه چیز در شرف بهبود رشد تکامل هدایت برکت رحمت الله هست چون ما در مسیر درست هستیم و اوست که کافی ترین هست برای رقم زدن اتفاقات کن فیکون کردن««خداوند میگوید و میشود خداوند اراده میکند و میشود ما در مشیت هستیم و میشود هدایت ها برکت ها رحمت ها آسانی ها همه و همه در پناه اوست که مالک کل کیهان و جهان هست پس اراده امر هدایت مشیت اوست که کافیست نه دولت ها مردم ها حکومت ها باورهای سمی جامعه ها هیچ هیچ هیچ پشیزی قدرت ندارند و مهم نیست فقط طی کردن تکامل و هدایت خودش کافی ترین هست ولاغیر من این جمله رو باور دارم و سعی میکنم بیشتر باور کنم پروردگارم به من باور درک پذیرش ظرفیت و مدد الهی بیشتری رو عطا کن نه تنها به من به تمام بندگان مومن و عزیزت یا رب و بعد هم به من رحمت شما یا رب اقیانوسی بینهایت هست پس اول برای مومنان عزیز و بعد هم خودم چرا که این رحمت بینهایت رو باور دارم باور میکنم بینهایت…
الهی صد هزاران بار سپاس…
دعای خیر برکت رحمت رزق بغیر الحساب بینهایت از جایی ک گمان نمیبرید و در خواب هم نمیبینید رو براتون آرزو میکنم و آسانی پروردگار.
الهی امین در پناه خودش چون اوست که پناه دهنده هست پس پناه خودش.
سلام برادر عزیزم
حمید جان دقیقا قبله اینکه کامنت شما رو بخونم…ذهنم منو چپ و راست کرده بود.
اونجای که گفتی اینقدر روی خودم کار کردم ولی از لحاظ مالی هیچی.
دقیقا قبله اینکه بیام کامنتا رو بخونم….ذهنم درگیر از همین جنس نجوا بود…بقدری که احساسم بد شده بود.
میدونی تنها چیزی که منو تو این مسیر نگه داشته چیه…بدون حاشیه بگم
وقتی بهم چیزی الهام میکنه….هم صحبتی با اون عشقه…حتی اگه دستت خالی از مال دنیا باشه…
راسیتش خیلی وقتا خواستم کلا رها کنم..البته بهتر بخوام بگم براش ناز میکنم.
ذهن لامصب هی بیخ گوشم میگه چیه اینا نوشتی.
حمید من اصلا قران نمبخونم…نمیدونم شاید فعلا وقتش نشده….تشنه نیستم…
ولی برام جالبه یسری آیات بهم الهام میکنه…منی که اصلا بلد نیستم درست تلفظشون کنم.
جالبترش اینه که اون آیات هم آیاتی هستند که یبار تو قران اومدن.
دوست دارم حمید جان..
انشالله جوری از لحاظ مالی رشد کنی که اینه میگ میگ از کنار بقیه رد بشی..
سلام و درووووووود فراوان محمدعلی عزیز. برادر بزرگوارم.
الهی که حال دلت عالی عالی عالی باشه و در هر لحظه به یگانه وهاب قدرتمند عالم وصل باشی.
یه وقتایی بدجوری کفور میشم و نجوا میاد سراغم ، که برو بابا دلت خوشه ، اینا چیه داری ادامه میدی.
ولی توی اوج ناامیدی خودش به دلم میندازه، و میگم ببین هر چقدر هم اشتباه کرده باشم ، مطمئنم خدا رو درست انتخاب کردم. هر چقدر الان حالم بد باشه، یا حتی توی کمبود باشم ، همین لحظه غرق نعمت های دیگه ای هستم که حواسم بهشون نیست، این دوتا رو مطمئنم .
یه وقتایی هم ازش درخواست میکنم. میگم حالا من توی تاریکی ام و بهت دسترسی ندارم. صداتو دریافت نمیکنم، تو که از تاریکی خبر داری و صدامو داری. یه حرکتی بزن ارباب.
گیوآپ کردن به درگاه خداوند همیشه جواب میده. اوضاع ما بدتر از موسی پیامبر نبود که بخاطر قتل تحت تعقیب بود. خود قتل یه فاجعه است ، عمدی بودنش یه فاجعه دیگه ، تحت تعقیب حکومت بودن دیگه واویلا… ولی وقتی موسی میگه «رب انی ظلمت نفسی فاغفر لی» بلافاصله خدا میگه «فغفر له» و وقتی میگه «رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر» بلافاصله ورق زندگیش برمیگرده و پاسخ میگیره «نجوت من القوم الظالمین» از قوم ظالم نجات پیدا کردی (خداوند از زبان شعیب بهش میگه)
محمدعلی جان، همه مون یه وقتایی توی تاریکی قرار میگیریم. مهم اینه خالق ما از تاریکی ما هم خبر داره.
دوستان به من محبت دارن و فکر میکنن حمید امیری خیییییییلی قرآن رو بلده. بخدا قسم من هیچی از قرآن نمیدونم. همین امروز یه جایی رو باز کردم، همش آیه عذاب بود از اول تا آخرش رو خوندم، ترسم هم بیشتر شد، قرآن رو بستم گفتم خدایا نمیفهمم چی گفتی.
خوندن یا نخوندن قرآن مهم نیست ، همون ارتباط قلبی مهمه که حس و حال آدم رو بهشتی میکنه. به وقتش از زبان قرآن باهات حرف میزنه، شگفت زده اش میشی. یا نه، یه زمانی از زبان یه پرنده روی شاخه درخت باهات حرف میزنه، یه زمانی با زبان سکوت و رقص پروانه باهات حرف میزنه اونجایی که بال پروانه عظمت قدرت کبریاییش رو به رخ ما میکشه. سبحان الله.
هر بار به یه شکلی باهامون حرف میزنه.
یبار قبلاً توی کامنتم نوشتم. الان بازم برای شما تعریف میکنم. یه دوستی داشتم رفت یه کار خیری بکنه، یه کسی دیگه رو نجات بده ، خواست ثواب کنه، کباب شد. توی محل کارش به مشکلاتی برخورد کرد ، به اجبار از یه جایی به یه جای دیگه منتقلش کردن. گفت یه روزی یه جایی تنها نشسته بودم و داشتم توی قلبم با خداوند حرف میزدم و میگفتم خدایا تو خبر داری از نیت کار من، من که خلافکار نبودم چرا اینجوری شد؟؟ میگفت توی حال خودم بودم که یه آدم ساده وضع و خیابون گرد اومد کنارم نشست. یهویی بدون اینکه من چیزی بگم، بهم گفت: آره، برادرای یوسف هم یوسف رو انداختن توی چاه ولی یوسف عزیز مصر شد؛ میگفت من شوکه شدم ، گفتم هااااااان چیییییی ، چی گفتی: گفت هیچی غصه نخور ، برادرای یوسف هم یوسف رو انداختن توی چاه ولی یوسف عزیز مصر شد، کار تو هم درست میشه. و پا شد رفت.
وقتی این ماجرا رو برام تعریف کرد من اشکم سرازیر شد،مثل همین الان که دوباره نوشتمش.
میگه بعداً دیدم این انتقالی دری از رحمت خدا به زندگیم بود. حتی اونهایی که منو منتقل کرده بودن بعداً بهم گفتن ما دیدیم تو نه تنها مشکلی نداری که بسیار هم آدم خیری هستی. فقط خواستیم از آدمهایی که زیرآبت رو میزنن دورت کنیم.
(من همش دارم سعی میکنم کوتاه بنویسم ولی بازم طولانی میشه)
ازت متشکرم محمدعلی عزیز ، بینهایت سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمندت.
راستی میگ میگ رو خیلی دوست داشتم ، عالی بود ازت ممنونم.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشی برادر عزیزم.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
میگ میگ ……. خخخخ
ولی توی اوج ناامیدی خودش به دلم میندازه، و میگم ببین هر چقدر هم اشتباه کرده باشم ، مطمئنم خدا رو درست انتخاب کردم. هر چقدر الان حالم بد باشه، یا حتی توی کمبود باشم ، همین لحظه غرق نعمت های دیگه ای هستم که حواسم بهشون نیست، این دوتا رو مطمئنم.
—————————————
یه متنی رو هدایت شدم نوشته بود مبادا به سبب یک غم یا یک کمبود هزاران نعمتی که داری را فراموش کنی و همیشه جمله رو مادرم تکرار میکرد« روحت در آرامش ابدی و آغوش پروردگارت مادر»
من گاهی اوقات کفور میشدم و مادرم همیشه تکرار میکرد فقط سجده ی شکر به جای بیاور خدا هست حواسش هست خدا کریمه خدا کافیه بسپار به خدا از خدا بخواه مبادا ناشکری کنی و بد خلقی کنی چون ناشکری کردن بد خلقی رو به همراه داره پس همیشه شاکر باش و سجده ی شکر به جای بیار مخصوصا نعمت سلامتی، و زمانی که مادر بیمار شدن بیشتر تاکید داشت که نعمت سلامتی تو یعنی ثروت بینهایت تا زمانی که این نعمت رو داری متوجه نمیشی مگر زمانی ک حس کنی مشکلی داری یا بیمار هستی و وزمانهاییی ک بیمارستان میرفتیم و درگیر کارهای مادرم بودیم من بیشتر به این درک باور ایمان رسیدم بله دقیقا همینه شاکر باش ببین چه نعمتهایی داری مخصوصا سلامتی مبادا به خاطر یک غم یا کمبودها بینهایت نعمتهایت را فراموش کنی«استغفرلله»
و زمانی ک مادرم به رحمت الله و آغوش پررودگارش بازگشت من بیشتر به حقانیت این حرفها پی بردم در واقع در تمام وجودم جاری شد و لمس کردم و تبدیل به باور و شخصیتم شد چون با تمام وجودم دیدم لمس کردم و تجربه کردم و هرلحظه گفتم پررودگارم تمام هدایت ها حکمت ها قدرت شما فقط درس و رشد و توحید هست ولاغیر درسته بیمار بودن مادرم رو تجربه کردم درسته روزهای سختی بود درسته عزیز زندگی ام رو از دست دادم و به آغوش شما بازگشت اما من صد سال بزرگتر باتجربه تر با درک تر عاقل تر توحیدی تر پخته تر شدم حس میکنم صدها مدار رو با آسانسور طی کردم تصاعدی…
و شما حمید حنیف الله بنده ی مومن الله خلیل الله یک انسان سالم سلامت قوی کاربلد توحیدی ثروتمندی هستید که قطعا با طی کردن تکامل و هدایت ها مابقی نعمتها هم وارد زندگی و وجود شما خواهد شد این قانون مشیت اراده و قدرت خداست ما کاری به حکومتها جامعه ها و باورهایشان نداریم کار ما فقط قرآن و خدا و قانونش هست و لاغیر….
بنام خداونده بخشنده و مهربانم…
فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
ستایش از آنِ خداست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان.
وَلَهُ الْکِبْرِیَاءُ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
بزرگوارى در آسمانها و زمین خاص اوست، و اوست پیروزمند و حکیم.
سلام به حمید عزیزم سلام بزرگ قلب الهی که در پناه الله شاد و سلامت باشی رفیق….
حمید میخوام یه موضوعی که چند وقت پیش برام رغم خورد رو بهت بگم…
حمید چند روز پیش به یه تضادی بر خوردم برای خونه…
زیاد بد نبود ولی یه تلنگری بود برای ایمانم که خدا بهم گفت نگران نباش…
من و خانوم عزیزم مینا خانوم بعد از اون تضاد گفتیم بریم خونه ببینم برای خرید میریم مبیننم و لذت میبریم…
گفتم بریم خانوم جان..
رفتیم بنگاه گفتیم خونه میخوایم برا خرید (ما هیچ پولی نداریم برا خرید فعلا)
گفتیم بریم ببینیم و کیف کنیم رفتیم بنگاه گفتیم خونه میخوایم برا خرید نو ساز هم باشه صاحب بنگاه که از اشناها بود برا ما نقشه خونه هارو اورده گفت این هنوز روی خاک متر 60 ملیون تومن اینم نقشه هاش یه 85 متری داره و یه 117 متری گفتیم ما 117 متری و میخوایم جاشم عالیه ولی روی خاک هنوز
یه مقدرا زمان بره(حالا ما هیچ پولی نداریم ولی برا ما زمان بره خدایا شکرت برای این همه قدرتی که بهمون دادی و فراوانیتو رو به وفور داریم مبینم الهی شکرت رب من…)
یه نقش دیگه گفت دارم فلان جاست 12 واحد تحویلشم تا عیده به امید خدا گفتیم اینم خوبه اینم یه 83 متری داشت با یه 175 متری اگر اشتباه نکنم گفتم اون بزرگ میخوایم گشت نقشهاش رو پیدا نکرد زنگ زد به سازنده سازنده رفت برای ما کپی گرفت از نقش و با خودش اورد نشستیم جلسه گرفتیم واس ما قهوه اوردن و با سازنده حرف زدیم کلی توضیح دا بهمون و و و….
ساعت 9 شب….بود تمام این اتفاقها…
گفتیم اگر میشه بریم ساختمون رو ببینیم گفت به روی چشم…
رفتیم و رسیدیم ساختمون جالب وو زیبایی بود الهی شکرت که چشممون رو به این خونه روشن کردی رب من…
چراغ دستی اورده از پارکینگ شروع کرد به توضیح دارن حتی گفت چه مسالحه ای کار کرد چه تاسیساتی …
و واقعااا ساخت عالی داشت تمام واحد هارو نشونمون داد با کلی توضیح حدود 40 دقیه تویه ساختمون بودیم و دایما خدارو شکر میکردم و لذت میبردم….
کلی توضیح دا بهمون اومدیم پایین گفت نگران قیمت نباشید…..
خونه دار میشن ادمها یا با قرض یا با وام یا خدا بهشون میده…
گفتم من با سومی هستم و میدونم خودش بهم میده اگرم این ساختمون نشد بدون اینقدر امشب لذت بردیم با خانومم که اگر هم نخریم کلی خدارو شاکرم که امشب شب عالی بود…
با هام دست داد خانوم گفت نقشه ها میشه پیش ما باشه گفت اره چرا که نه ….
اومدیم تو ماشین نشستیم با خانومم گفت حسین خونه رو چید مان کردم گفتم به امید خدا اتفاق میوفته برامون …
و کلی سازنده رو تحسین کردیم و شب مون رو به اون زیبایی تمام کردیم…
خدارو صد هزار بار شکررررر برای این همه قشنگی و این همه فراوانی….
ببخش کاکام سرت رو درد اوردم دوست داشتم اینو بگم که خیلی قشنگ ببینیم ادمهایی هستن که شرایط مارو ندارن ولی اون خونه دلخواهشون رو دارن و میگم ای جانم خدایا شکرت مهم نیست چجوری گرفته ولی اون تونست تو این شرایط اقصادی که همه میگن نمیشه خونه بگیر یا هر چیزه دیگه ای پس ماهم متونینم…
خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دوستت دارم و تسلیم تو هستم از طرف بنده خوب تو حسین عبادی که عاشقت و عاشقشی این عشق دو طرف چه میکنه دوستت دارم رب من…
حمیید عزیزم در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند باشی…
دوستت دارم با عشق حسین عبادی بنده خوب خدا
سلام حسین جان
سپاسگذارم بابت بودنت
بابت اینکه هستی
بودنت زیباست
تحسین بر انگیز هستی
کارت بسیار تحسین بر انگیز هست
سپاسگاارم دوست خوبم
خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دوستت دارم و تسلیم تو هستم از طرف بنده خوب تو حسین عبادی که عاشقت و عاشقشی این عشق دو طرف چه میکنه دوستت دارم رب من…
بنام خداونده بخشنده و مهربانم….
لَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَخْذُولًا(اسرا22)
با خداى یکتا، خداى دیگرى به خدایى مگیر، که نکوهیده و خوار خواهى ماند.
سلام به جمال عزیزم…
اقا جمال ممنونم باری این همه عشقی که دادی به من ممنونم ازت بینهایت …
اقا جمال خدارو شاکرم که یه نقطه ابی زیبا از شما دریافت کردم و چقدر لذت بردم وقتی باز کردم این پیام قشنگترو الهی شکر برای حضورت الهی شکرررررررررررر…
اقا جمال ممنونم ازت. عشق باشه در پناه رب…
در پناه جان جانان رب العالمین شاد سلامت و ثروتمند باشی
با عشق حسین عبادی بنده خوب خدا
سلام به دوست خوبم
نمیدونم نوشتن این صحبتها بیشتر خطاب به خودمه یا شما! ولی مینویسم چون بدجور هدایتی اومدم سمت این کامنت
یادمه قبل اشنایی با استاد با توجه به دیده ها و شنیده هام همه چیز تقصیر دولت بود! گذشت و رو دوره ها کار کردم دیدم خودمون بدجوری خودمونو تو منجلاب میندازیم و هی دست و پا میزنیم بدون هیچ دلیلی
همین چند روز پیش ها به همین مسئله ماشین صفر فکر میکردیم, دیگه اصفهان داره میشه شبیه تهران تا یکی دوسال پیش انقدر ترافیک نبود الان اتوبان هاهم پر شدند عجیییب شهر داره شلوغ و الوده میشه! خوبه! این واقعا نشون میده ثروت واقعا هر روز داره بیشتر میشه ولی میدونی چیه!؟خسته شدم ازین همه عجله, منم قبلاماشین میخواستم بعد ک رانندگی یادگرفتم و بابام ماشین میداد بهم واقعا نمیدونستم کجا برم باهاش! اونقدی ک فکر میکردم نیاز نداشتم اونقدی ک فکر میکردم زندگیمو تغییر نداد کما اینکه زیادم رانندگی را دوست ندارم و ترجیحم اینه با اسنپ برم تا از دست شلوغی راحت باشم! ولی اینارو کی درک کردم وقتی اروم شدم یااا عاقل شدم یا به ارزوهای دیگران فکر نکردن یا چی! ولی جامعه نمیدونه داره چیکار میکنه هیچ دلیلی برای خرید 207 قسطی و زوری نداره ولی چون خیابونها پر شده فکر میکنه دوسش داره!!!
نمیدونم چقدر از دنیای دخترای الان خبر داری, تا دوسال ک پیش ک دانشجو بودم هرچندوقت یکی از دوستام نبود وقتی میومد دماغش عمل شده بود, هردفعه دوستامو میدیدم یکی از کارهای زیبایی را انجام داده بودن و تا همین چندماه پیش ک دیگ کاملا ارتباطم تموم شد هربار یه ادای تازه
اینا چه ربطی به ماشین داشت؟
میخوام بگم تو هرجنبه ای جامعه نمیدونه داره چیییکار میکنه, من چیزی ک بیشتر از همه از سایت میخواستم ازادی و دانایی بود! وقتی اومدم همش دنبال حقیقت بودم, حقیقت خدا, حال خوب و به ترتیب طبق تکاملم هربار یه چیزی مثلا پارسال این موقع احساس شدید نیاز به خودارزشمندی داشتم ک دوره اش امد, کار کردن روی اون دوره ها دانایی ای رو بهم داد ک دیگه تا هزار سالم نخوام برم سمت کارای جلب توجهی,بعد یه مدت احساس نیاز ب روابط خوب منو کشوند به دوره مودت!! و وقتی گفتی طبق تکاملم هدایت میشم یه لبخند رضایت اومد, گفتم فاطمه همینه
بعضی وقتها میشد میگفتم تو چرا ولع پول نداری! گفتم اونم به موقعش شاید هم حتی عمرم قد نداد برم جزیره بورا بورا ولی میدونم مسیر تکاملی هرکی جداست, هرکسی با یه احساس نیاز بیشتری اومد تو مسیر و اول از همون نتیجه گرفت
میزارم مسیر منو ببره! مسیر به من اول سپاسگزاری یاد داد, بعد اروم بودن و کمتر عصبی شدن , مستقل بودن و از تنهایی لذت بردن, دیدن زیبایی ها با سفرنامه, احساس گناه نداشتن با دوره عزت نفس, کار کردن و پول در اوردن با قدم اول, احساس ارزشمندی با دوره لیاقت, قران خوندن, حالاهم مودت
تو هربرهه ای یه چیزی برام بولد شد! نمیدونم بعدش چی میشه این بار منو کجا میبره ولی دیگه میزارم ببره چون میدونم خداوند منو جای بدی نمیبره !!!
دیگه قشنگ میدونم مسیر تکاملی هرکسی جداست و مخصوص خودشه
شاد باشی .
به نام خدایی که در همین نزدیکیست
به نام خدای عشق
بهنام خدای دوست داشتن وبه نام خدای مهربانی
سلام برادرعزیزم اقای امیری
چه زیبا هدایت شدم به کامنت پر محتوای شما وبا خوندنش قلبم اروم شد.
انگار خود خدا بود که داشت بهم میگفت تو همین طوری که هستی ارزشمندی واین ارزشمندیت رو از عوامل بیرونی جدا کن.
ماجرا از این قراره که اول صبح با شنیدن خبری از اطرافیان خودمو در معرض مقایسه قرار دادم .
ونجواها شروع شد و مدام میگفت ببین اینهمه رو خودت کار کردی هیچ تغییر مالی نداشتی ولی دیگران خیلی راحت دارن به هرانچه میخوان میرسن .
برای کنترل ذهن اومدم توسایت و شروع کردم به خوندن کامنت ها تا اینکه با کامنت شما جرقه در ذهنم زده شد و قلبم از نور کامنتتون روشن شد.
دوست عزیزم ازتون بی نهایت سپاس گذارم براتون بهترین هارو ارزو دارم
استاد عزیزم سلام و یه سلام ویژه هم عرض میکنم خدمت خانم شایسته عزیز
من سعید هستم که باهاتون تو این فایل صحبت کردم
استاد من متولد ۱۸ اسفند ۱۳۶۹هستم(هم روز تولد شما)
استاد من سال ۹۳ تو سایت اپارات یه کلیپ از شما دیدم که مربوط به افزایش ۳ برابری درامد بودش که جلوی برج جام جم همت و ویلاتون تو شمال ضبط کرده بودید،من اون سال تازه یکسال بود دانشگاهم رو تموم کرده بودم تو رشته عمران و این رشته به این خاطر خوندم که دوست داشتم خلق کردن یه سازه رو یاد بگیرم، از طرفی طبق اموزش هاتون هم چیز تو این دنیا روی یه قانونی کار میکنه ما فقط کافیه این قوانین رو یاد بگیریم و عمل کنیم ازشون.خلاصه سال ۹۳ من تعهد رو نوشتم و یکم بعد مسیر فروش کتونی های اورجینال اومد جلوی مسیرم این رو ذکر کنم که من شغل پدریم کفش فروشی هستش و من تو مغازه پدرم مشغول کارگری و فروشندگی بودم که این اتفاق برام افتاد.سال ۹۴ با برادرم تو مسیر یه استاد دیگه ای قرار گرفتیم که از شاگردان شما بود و ما با سایت شما اشنایی نداشتیم اونموقع ولی همون سال هی یه نجوایی میگفت من این تعهد دادن رو جای دیگه شنیدم این حرفا هم اصلا به این بنده خدا نمیخوره که داره میزنه ۱۰۰٪ از جای دیگه یاد گرفته من باید استاد این شخص رو پیدا کنم و یاد بگیرم از قوانین رو خلاصه عید همون سال بود که شما راجبه ترامپ ویدیو گرفته بودید و برادرم داشت فایلتون رو نگاه میکرد و من اونجا بودش که با شما اشنا شدم مجدد.
خلاصه من دوره قانون افرینش رو خریدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و به برادرم میگفتم نگاه کن این سید همون استاد اون بنده خدایی بود که قبلا فایل هاش رو گوش میدادیم.
البته استاد این رو یادم رفت بگم که اصلا داستان خواستن ما برای یادگیری از کجا شروع شد فیلم راز رو چندین بار نگاه میکردیم و هی فکر تجسم خلاق انجام میدادیم ولی حالمون جای اینکه خوب بشه بدتر میشد و انگار یه پازل اصلی اون فیلم رو برداشته بودن و ما دنبال اون پازل بودیم که خدا شمارو تو مسیرمون قرارداد.
خلاصه ما دوره قانون افرینش رو کار کردیم و من تو ایران با یه نفر کار میکردم کتونی میگرفتم ازش و میفروختم بعد از اموزش ها یه اتفاقی افتاد ما تونستیم تو المان شرکت ثبت کنیم بدون اینکه من المان رفته باشم هزینه ای بخوام بابتش انجام بدم کارا به نحوی پیش رفت که ما نمایندگی یه فروشگاه معتبر از برلین رو گرفتیم و شدیم دومین وارد کننده بازار که قیمت تعیین میکردیم برای رقابت همه این پروسه ها استاد توی ۲-۳ماه رخ داد یعنی خودتون هم شرایط نمایندگی های اونور رو میدونید تخفیف ها عالی بود برامون جنس ها اولین نفر به ما داده میشد و سودهامون خوب بود.
بعد از یکم درگیر شدن به کار و فاصله گرفتن از یادگیری یکم درجا زدن دوباره شروع شد.یکم مسیرهای بد شروع شد.
بعدش من از اونجایی که موقع بازی کردن از رمز ها استفاده میکردم تو اموزش های شما هم اومدم از رمز استفاده کنم و محصولاتتون رو به صورت ارزون تر از این پیج های تلگرامی خرید کنم دوره های روانشناسی ثروت یک دو و سه رو با قیمت کم (باورم داغون بود دیگه)
اقا ما اموزش میدیم ولی انگار هیچی که هیچی هی اوضاع بدتر از قبل نتیجه نمیگرفتم و نگو اصلا باورها از ریشه مشکل داره که جواب نمیگیرم.
خلاصه تکامل رو هم یاد نگرفته بودیم دوست داشتم به شبه راه صدساله رو برم و خیلی جالبه جهان هستی اون مسیرها رو هم میذاره جلوی پای ادم با توجه به فرکانس ها و مدارهایی که هستیم داخلش.
گذشت و گذشت ما افتادیم تو این سایت های شرط بندی و کتونی میفروختیم پولش رو میریختم اونجا یه بخشی از پولا میرفت یه بخشی هزینه میشد شرکت المانم تعطیل شد و کلی داستان دیگه.
یه شب هم که دیگه کلا تو فایل همگفتم پول پدرم تو حسابم بود شرط بستم که اون قبلی هارو جبران کنم اونم رفت اقا دیگه نابود شدیم (مثل این شخصیت عروسکیه که تو کلاه قرمزی هستش اقای همسایه داستان تعریف میکنه میگه نابود شدیم ماهم نابود شدیم)
حرف و بدوبیراه و مشکلات که گفتی دقیقا زدی تو خال استاد،ما خونه نشین شدیم رفتیم تو حالت افسردگی مثل این مرغای مریض🤣
بیدار میشدم از خواب غذا میخوردم میخوابیدم.
یه شب دوباره اومدم شروع کردم دیدن فایل قانون افرینش که به صورت قانونی از سایت خریده بودم،نگاه کردم رسیدم به اون قسمتی که شما میگی از افسردگی یه پله بهتر خشم بعدش میاد بالاتر و بالاتر تا میرسه به امید و انگیزه.
من شخصیتی که دارم اصلا خودخوری نمیکنم که بخوام خودم رو سرزنش کنم سریع از مرحله خشم تغییر کردم به یکاری انجام دادن اونجا دوباره تعهد دادم به خودم
خلاصه بعد از یکماه یسری افراد ز زدن که اقا ما پارچه میخواییم از آلمان برامون میتونی بیاری وچون من تجربه واردات رو داشتم گفتم بله و کار رو انجام دادم.
این شد مشتری من با یه سود خوب تو بیزینس جدید
بعد از چند مدت المان جنس نداد بهمون ما رفتیم از یه نفر دیگه تو دبی همون جنس رو با قیمت پایین تر خریدیم ولی شرایط واردات عوض شده بود و من هم فقط همون سودهایی که برام مونده بود رو که برای واردات ناچیز بود دست به اقدام زدم و خیلی راحت مسیرها جلوی پام قرار میگرفت افراد کارام رو انجام میدادن تا اون جنس به دستم برسه به راحتترین شکل.
من یدونه یدونه این پارچه هارو زیاد کردم تا جایی که اون طرف توی دبی گفت من میخوام بیام ایران قرارداد ببندیم و تو ایران گسترش بدیم کار رو خونواده من استرس پول و این چیزا رو گرفتن که از کجا باید پول بیاریم خرید کنیم و وارداتش چی میشه و غیره که من در کمال خونسردی تو دلم میگفتم خدا خودش درست میکنه (البته اینا رو موقعی یاد گرفته بودم که به صورت قانونی کل دوره ها رو از سایت خریدم و رو خودم کار داشتم میکردم)
این بنده خدا اومد ایران به ما نمایندگی داد بدون اینکه پولی ازمون بگیره و مدرکی تضمینی چیزی رفت و برامون جنس ارسال کرد.
و این اتفاقا فقط توی ۵-۶ماه افتاد.
الان حدود ۳ سال میگذره که من تو این کار تمرکز گذاشتم روی اموزش ها تمرکز گذاشتم و منی که روز اول برای شروع این کار کتونیم رو فروخته بودم و طلای مادرم برای شروع اولین رول پارچه. الان خداروشکر به حساب مالی میلیاردی اعتبار خوب تو بازار حتی بین فروشندگان خارجی این محصولات مارو میشناسن نفر اول تو این حوزه حتی کسایی رو که ۲۰-۳۰سال سابقه داشتن رو تو بازار رد کردیم. داشتن ارامش و سلامتی و بدون استرس کار کردن رو دارم تجربه میکنم و هر روز چالش های جدیدی سر راهممیاد و خیلی راحت یاد گرفتم که این چالش هارو حل کنم.نه اینکه تو چالش گیر کنم و درجا بزنم.
بازم ممنونم از خداوند مهربان و بخشنده که قوانینش رو از طریق شما داره به ما یاد میده به زبان ساده و همینطور از شما استاد عزیزم.
انشالله چندسال دیگه با همسرم میایم امریکا و شما رو از نزدیک میبینم استاد و کلی اتفاقات بهتر رو براتون تعریف میکنم.
من فقط یه اتفاق رو براتون تعریف کردم استاد تو زندگیم باقی اتفاقات رو انشالله تو موضوعات دیگه سر جای خودش براتون تعریف میکنم تا دوستان عزیزمون این مطالب رو هم بخونن.
خیلی خیلی ممنونم ازتون اگه زیاد شد کامنتم و این شاخه به اون شاخه شدش معذرت خواهی میکنم از دوستان از هیجان زیادم مثل صدام که تو فایل داره میلرزه الانم همون حالت رو دارم برای تایپ کردن😅🤪
استاد عزیزم دوستت دارم میبینمتون از نزدیک به زودی زود ❤️❤️❤️
سلام به سعید عزیزم
ممنونم ازت که با شجاعت داستان زندگیت رو توضیح دادی و به ما حقیقتی که باهش درگیر هستی رو بیان کردی
خیلی خیلی خوشحالم که تو زندگیت به هرچیزی که خواستی رسیدی و تک تک اتفاق های زندگیت رو برای خودت به عنوان اهرم یادآوری کردی
انشالله که نتنها وارد کننده باشی بلکه صادرکننده بزرگ محصولات به سر تا سر دنیا باشی و همیشه در حال خلق ارزش باشی عزیز
سلام سعید عزیز واقعا چه طور برات کامنت ننویسم و ازتون تشکر نکنم اون همه قشنگ زیبا و رسا با استاد صحبت کردی و چه قدر عالی چه قدر آگاهی دهنده و باعث چه بحث مهم و اساسی شدی برای همه ماها واقعا خدارو شکر برا حضور دوستان بینظیری مثل شما سعید عزیز و باز هم مهم تر اومدی و یه کامنت عالی برای همه ماها و خودت اینجا ردپا گذاشتی ممنونم ازت سعید جان چه قدر باعث هم رشد ما وهم رشد خودت شدی چه قدر استفاده کردم به چه نکات مهمی اشاره کردی ایشالاه که همین طور رو به رشد وروبه بهبود مستمر باشی و همین طور با نتایج عالی و بینظیرت مارو خوشحال کنی
سلام سلام سلام به آقا سعید عزیز
میتونم بگم من این کامنت رو خط به خط داشتم میخوردم نمیدونم چه جوری خوندمش با یه دنیا ذوق و اشتیاق و تحسین کردن و تبریک گفتن ، فکر میکنم بخش زیادیش رو یادداشت کردم و کلی هم بهش اضافه کردم از دریافتهای خودم تا دایم با خودم تکرار کنم ببین قوانین داره چه جوری کار میکنه از شک و سوظن تا پرداخت نکردن هزینه تا فاصله گرفتن تا تمرین نکردن و ادامه ندادن و مشغول شدن و … و برگشتن و تعهد دادن و عمل کردن و ادامه دادن و دیدن نتایج شگفت انگیز … تفاوتهای ۱۸۰ درجه ای از کجا به کجا … خدارو هزاربار شکر که خدا دستتون رو بالا برد و از ماجراتون گفتید چه تجربه ناب و زیباییه و چقدر درس خدایا شکرت
و یادآوری توافق خدا و استاد با خودم که شما به آموزش و آگاه کردن بچه ها بپرداز من همه کار برای تو میکنم حصار قلعه ای به دور تو میکشم و قوانینی می گذارم که اگه کسی بخواد خلاف اون عمل کنه نه تنها نتیجه ای دریافت نمیکنه بلکه گمراه هم میشه …
دیدن لطف و توجه و هدایت و راهنمایی و آغوش خدا در زندگیه شما در هرلحظه تا رسوندنتون به اوج … چقدر زیبا بود زیباا زیباااااا خدارو شکر دوست عزیزم بخاطر این نتایجت و نوش جونتون پاسخ به اینهمه تعهد تمرکز و عمل کردن …
واقعا کیف کردم و کلی دارم از شماها یاد میگیرم .
الهی که همیشه موفق و الگو و در اوج باشید 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
سلام سعید عزیز
سپاسگزارم بابت تجربیات بسیار خوبی که باهامون به اشتراک گذاشتی، واقعا از شنیدنشون لذت بردم، تبریک میگم شما هم مثل استاد یک تغییر شخصیت اساسی داشتی تو زندگی، الهی شکر.
خدا رو بابت وجود چنین الگوهای موفقی در این سایت الهی شکرگزارم.
سلام سعید جان دوست خوب و همفرکانسی
چقدر صدای زیبا و آرامش بخشی داری یه حس فوق العاده ای توی صدات هست
و چه کامنت عالی و تاثیر گذاری نوشتی.
سپاسگزارت هستم که بقول خودت حدود سه ساعت منتظر بودی تا موقع صحبت کردنت بشه و باز هم سپاسگزارت هستم که با بیان این موضوع و تضادت باعث شدی استاد چقدر عالی موضوع شانس را باز کنند
بینهایت ازت ممنونم و برات از خداوند متعال بهترینها را خواهانم
سلام سعید عزیز
از خوندن کامنتت خیلی لذت بردم و چندتا درس داشت برای من .برای موقعتی که توش هستم. من وارد یه یه محیط کاری جدیدی شدم که به دلیل اینکه تایم زیادی سرکارم (البته با عشق و علاقه ی فراوان) کمی از فایلها فاصله گرفتم به دلیل تایم خیلی کمی که دارم. با این حال تمام سعیم بر اینه که درسهارو تو ذهنم مرور کنم و با خدای خودم مدام صحبت میکنم.ولی میدونم اگر که وارد شغل و جایگاه مورد علاقه ام شدم فقط به خاطر تعهدی بود که برای گوش دادن و عمل کردن به فایلها داشتم و اگر الان فکری براش نکنم که خودم زمان ایجاد نکنم برای فایل گوش دادن کم کم از این فضا فاصله میگیرم.چون ذهن من مدام نجوا میکنه که حالا اولویت کارته.بزار یه مدت بگذره تو جایی که هستی به یه ثباتی برسی بعد دوباره فایلهارو گوش میدی.همین که تو فکرش باشی کافیه.ولی من میدونم که این قضیه دقیقا مثل پخته شدن قورباغه است که میزارنش تو یه ظرف آب سرد و کم کم گرمش میکنن و قورباغه متوجه نمیشه که داره میپزه.
قبلا هرکسی که تو کامنتا میگفت من یه مدت خیلی خوب به فایلا گوش میدادم و عمل میکردم وقتی نتیجه های خیلی خوبی گرفتم رها کردم فایلارو با خودم میگفتم چطور افراد با اینکه استاد اینهمه تاکید میکنه هیچ وقت از فایلها فاصله نگیرید بازهم یکسری گوش نمیکنن و ضربه های بدی ازش میخورن.تازه الان درک میکنم که این اتفاق به یک باره نمیفته که آدم متوجه شه داره اشتباه میکنه.مثل همین مسئله ی من که دلخوشم به محیط کاری جدیدم که خودم خلقش کردم با درست کردن باورهام و نجواهای ذهنم که میگه تو خیلی چیزا رو یاد گرفتی حالا نیازی نیست اینقدر به خودت سخت بگیری.حالا اول تمرکزت رو بزار روی کارت بعدا هم میتونی فایلارو گوش کنی.یعنی به همین راحتی آدم از مسیر منحرف میشه اگر که حواسش رو جمع نکنه.
من همینجا زیر کامنت شما تعهد میزارم که خودم زمان خالی برای گوش دادن به فایلها و خوندن کامنت ها ایجاد کنم چون هیچ وقت فرصت خالی خود به خود پیش نمیاد.
و نکته ی بعدی در مورد چالشهایی که تو کارتون باهاش مواجه میشید خیلی دیدگاه جالبی بود برام چون منم دارم این روزها تو کارم با چالشهای جدیدی دست و پنجه نرم میکنم و حلشون میکنم.و دیگه نگاهم به تضادها مثل سابق نیست که ناامید شم.
براتون آرزوی بهترینهارو دارم سعید عزیز امیدوارم که به زودی با همسر گرامیتون به آمریکا مهاجرت کنید.و زندگی ای پر از شادی و آرامش و ثروت بیشتر رو تجربه کنید.
به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ارزشمندم
خدایا ازت سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی های ارزشمند
درسهایی که از این فایل گرفتم
هیچ چیز تو این جهان اتفاقی به وجود نیمده و خداوند هم این جهان رو طبق قانون خلق کرده نه شانس
استاد شما تو یکی از فایلها گفتین که یه خبرنگاراز یه فضانورد امریکایی میپرسه که اگه شما رفتین فضا و بعد موقع برگشت نتونین برگردین چی میشه ؟
و اون فضانورد پاسخ میده Physics does not change
فیزیک تغییر نمیکنه
طبق همون قانونی که ما رفتیم طبق همون قانون و طبق همون سیستم هم برمیگیردیم و اتفاق دیگه ای رخ نمیده
بر این اساس که قانون فیزیک وجود داره و هیچ چیزی اتفاقی رخ نمیده
بر این اساس که هیچ سفینه ای اتفاقی نمیره فضا
بر این اساس که ماه و خورشید و ستاره ها اتفاقی به وجود نیمدن
بر این اساس که خورشید نمیتونه از یه سمت دیگه طلوع و غروب کنه
پس بر همین اساس ما هم نمیتونیم اتفاقی و شانسی به اهدافمون برسیم
پس بر همین اساس ما هم نمیتونیم شانسی پولدار بشیم
هیچ شانسی نمیتونه ما رو به اهدافمون برسونه
چون این جهان با قانون کار میکنه نه با شانس
این باور که باید شانسی در کار باشه تا ما به اهدافمون برسیم اشتباه است و ما رو کلا از مسیر دور میکنه
این جهان جهان هدایت است ولی جریان هدایت برای کی جواب میده برای کسی که به شانس اعتقاد نداشته باشه و باور داشته باشه همه چیز طبق قانون رخ میده و من خودم خالق شرایط زندگیم هستم
برای کسی که میگه یا من لایق هستم و خودم خواسته هام و خلق میکنم یا انقدر رو خودم کار میکنم و صبر میکنم تا لایق بشم
استاد این باور خیلی به من و همسرم کمک کرد و باعث شد دیگه سراغ وام و قرض و چک وایده های یک شبه پولدار شدن نریم و کلی جلو بیفتیم تو زندگیمون از نظر مالی
و چون این جهان یک جهان قانون مند هست وبا شانس در تضاد هست به خاطر همین کسی که میره دنبال شانس یا دنبال قمار و شرط بندی و فکر میکنه که میتونه با این روش پولدار بشه صد درصد از جهان تو گوشی میخوره
حالا یک سر از افراد هستن که با همون ضربه اول بیدار میشن و کلا مسیر زندگیشون عوض میشه مثل استاد عباس منش که تعهد میده که دیگه هیچ وقت سراغ شرط بندی نره
و این ضربه همون ضربه ای هست که خیلی درد داره ولی خیلی هم منفعت داره و باعث میشه که ما مسیرمون رو تغییر بدیم
یکی هم مثل دوستمون که با ضربه اول بیدار نمیشه و تا حد نابودی میره که هم پول خودش و از دست میده و هم دیگران و کلی هم بدهکار میشه و تازه بیدار میشه
ولی مهم اینه که تونسته ذهنش و کنترل کنه و برگرده و خودش و پیدا کنه و دوباره زندگیش و بسازه
استاد من به خاطر این تمام حرفهای شما رو وحی منزل میدونم و بهش عمل میکنم مخصوصا تو بحث ثروت چون شما با این حرفها و آموزشها زندگی کردین چون شما راه رو رفتین
چون دارین مثال واضح میزنید از تجربیاتتون که من این کار و انجام دادم و نتیجه اش شد این
ولی بازم با این وجود ما بعضی وقتا درس نمیگیریم و خودمون میریم تو اون مسیر و ضربه رو میخوریم بعد تازه یاد حرفهای شما میفتیم
بعضی وقتا ما فکر میکنیم که حالا واسه استاد اون اتفاق افتاد و پولش رفت
حالا واسه اون دوستمون اون اتفاق افتاد و پولش رفت
ولی واسه من فرق میکنه حالا بزار من شانسم و امتحان کنم یا توهم میزنیم که من باور دارم که برنده میشم من باور دارم که شانسم خوبه
ولی نمیفهمیم که قانون برای همه یکسان عمل میکنه
و به قول استاد نمیتونی سر جهان رو کلاه بزاری
درس مهمی که از استاد گرفتم اینه که
هر وعده ای که به ما میگه یک دفعه پولدار میشیم یک تله هست هر وعده ای با هر اسمی و با هر خلاقیتی
نباید سراغش بریم
استاد ازت سپاسگزارم برای تمام آموزشهایی که نه تنها ما رو در مدار ثروت قرار میده بلکه جلو کلی ضرر رو تو زندگیمون میگیره البته برای کسانی که این حرفها رو باور کنند و عمل کنند
خدایا ازت سپاسگزارم برای قوانین بدون تغییری که آفریدی
سلام بر مونای عزیز
شما و همسر عزیزتون برای من مرغ عشق های این باغ الهی هستید و همیشه تحسین میکنم ای رابطه عاشقانه و الهی تون رو و بهتون تبریک میگم برای این همدلی و همسفری زیبا
خدارو شکر وبه لطف الله هر دو پر از آگاهی و عشق و ایمان و زیبایی….
کبوتر با کبوتر باز با باز
کند هم جنس با هم جنس پرواز
مونای عزیز یه کامنتی نوشته بودی چند وقت پیش
وقتی که خوندم اشک از دو دیدگانم جاری شد و یه حال عجیبی شدم و هنوزم
هر بار هم که به یادش میفتم منقلب میشم
و از اون کامنت یه تابلوی نقاشی زیبا برای خودم تو قلبم کشیدم
و هر وقت شک تو مسائل مالی میخواد بیاد سراغم
کامنتت و اون تصویر که ساختی رو به خودم یادآوری میکنم
و اون تصویری که با نوشتت خلق کردی به عنوان یک تصویر تا ابد روی سینم حک شد
تصویر دختری که میره لب پنجره وقتی همه چی ریخته بهم
می ره و با خدا حرف میزنه و مشتری رو از خدا طلب میکنه
و میگه اگه هستی برام یه مشتری بفرست
و تو اون شب رویایی
وقتی میبینه خبری از مشتری نشد
به جای اینکه دفتر رو تعطیل کنه و بره
میگه باید ایمانم رو نشون بدم
و وای میسته
و وای میسته
ایستاده ام چو شمع
مترسان ز آتشم
و خدا براش میفرسته ……
آره خودش میفرسته
همیشه به شرط ایمان و باور و خلوصی از جنس اون شب شما
و این یک قانونه
بالاتر از قوانین فیزیک و هر قانوی
رزاق اونه
خودشه
به شرط باور به این رزاقیت و فراوانی و بی نهایت بودن اون
بعدشم که برامون نوشتید که به لطف الله یکتا چقدر شرایطتون بهتر و بهتر شد
ایمان دارم نتایج درخشان تری در انتظار شما و همسر نازنینتون آقا اسماعیل عزیز هست
و منتظرم که از این موفقیت ها و زیبایی های فراوانی که میاد تو زندگیتون برای ما بنویسید
مونا و اسماعیل عزیزم
از الله یکتا میخوام که
شاد و سلامت و ثروتمند و با عشق به امید الله یکتا و با لذت این مسیر الهی رو تا بی نهایت به پیش برید
الهی آمین
به نام خداوند هدایتگر
سلام آقا امین
خیلی سپاسگزارم ازتون
خودم هم یه وقتایی میشه که کنترل ذهنم خیلی سخت میشه وقتی نجواها میاد یاد اون روز میفتم و میرم کامنتم و میخونم و میگم ببین اگه اون دفعه شد بازم میشه فقط تو باید ایمانت و نشون میدی
تازه من اون موقع اصلا از الهامات و صدای قلب و خدا هیچی نمیدونستم و واقعا نمیتونم بگم که چقدر واضح خدا باهام صحبت کرد و گفت بمون و ایمانت و نشون بده
وقتی اینارو مرور میکنم هرروز ایمانم به حرفهای استاد مخصوصا در مورد هدایت و شهود و الهامات بیشتر میشه
یه لحظه هایی میشه که خیلی وصل میشی به خدا اگه اون لحظه بتونی بهش توکل کنی معجزه میشه برات
البته همه اینارو اول به خودم میگم
قانون همونه عوض نمیشه فقط ما بعضی وقتا مقاومت میکنیم و نمیزاریم خدا کارش و انجام بده
من و اسماعیل از شما تشکر میکنیم برای متن زیبا و دعای های قشنگتون
و براتون آرزوی بهترین و قشنگترین اتفاقات رو داریم
زندگیتون سراسر عشق و شادی و آرامش و سلامتی و ثروت باشه در پناه خدای مهربان
سلام دوست عزیز هم فرکانسی ام .دقیقا من هم امروز با خوندن این قسمتی از نوشتههای مونای عزیز متحول شدم واشک ریختم .اشکی از جنس ناب الهی .خیلی به دلم نشست .این لحظات تو زندگی ماها هم بوده برای همین نوع احساسش رو عمیقا درک می کنیم .این روزها با خوندن کامنت های زیبای شما وتحسین کردنتون ،متن های زیباتری ازرشما به چشمم می خوره .واقعا اشعار ومتن های زیبای شما حالم رو خوب می کنه .بهترینها رو براتون آرزو دارم .
سلام گلم..
ممنونم بابت مطالب ارزشمندت واقعا حرفات خییلی دل نشینه و پر از تلنگر بود برای من..
خصوصا این جمله ت خیلی به دلم نشست اینکه گفتید:
و این ضربه همون ضربه ای هست که خیلی درد داره ولی خیلی هم منفعت داره و باعث میشه که ما مسیرمون رو تغییر بدیم
و البته این فایل استادهم پر از تلنگر بود برام..
وااقعا این اتفاق برام پیش اومده بود.. عین همین ترفند پونزی که استاد گفتن.. من کلی پول داده بودم. حالا بماند که پولم هرگز بهم پس داده نشد اون فرد هم کلاهبردار کاملا حرفه ای از اب دراومده بود
خواستم بگم جهان نشونه هاشو برام فرستاد از راهی بهم گفته شد که نکن اینکار اشتباهه. حتا از زبان یه نفر شنیدم گفت مبادا یکی گولت بزنه اون لحظه بود که ترس تمام وجودمو فرا گرفته بود خیلی ترسیده بودم
خلاصه نشونه ها اومدن
هربار یه طریقی
هربار یه جوری
اما من زمانی بخودم اوومدم که خیلی دیر شده بود
باید اون چک و لگده رو باید میخوردم که حالم جا میومد
.
.
جهان این را به من حالی کرد که راهم اشتباه بوده تصمیم گرفتم دیگه رو کسی حساب باز نکنم..
حق با استاد بود.
حالا بازهم هزاربار شکر خدا که خونواده م اطرافیانم نفهمیدن این موضوع رو..
از اطرافیان طعنه هارو نشنیدم اما هربار خودم.بخودم نفرت داشتم که چرا با خودم کردم..در حق خودم چرا ظلم کردم؟؟!!،
بارها بخودم میگم من خیلی ضربه خوردم ولی این نامردیه در حق خودم که نتونم با تغییر باوراام زندگیمو عوض کنم…چون همواره یه حسی بهم میگفت که تو باید از طریق همین قانون هرچیزی که میخوای رو میتونی بدست بیاری واسه همین بود که اینجا اومدم…
امیدوارم بتونم عمیقا این قانون رو درک کنم..
خدایا به راه راست هدایتم کن
(*برای کسی که میگه یا من لایق هستم و خودم خواسته هام و خلق میکنم یا انقدر رو خودم کار میکنم و صبر میکنم تا لایق بشم)
سلام سارا جون
سپاسگزارم ازت عزیزم
خدارو شکر که برات مفید بود
خدارو شکر که اشتباهت و متوجه شدی و درس گرفتی ولی نکته اینجاست که نباید خودت و سرزنش کنی چون وقتی خودت و سرزنش کنی فرکانس نامناسب ارسال میکنی و باعث میشه بازم به یه نحو دیگه این کار و تکرار کنی
تو همین فایل هم دوستمون گفت که دوباره شروع کرد و کلی موفقیت کسب کرده
این درس و باید از استاد بگیریم که میگن هر وعده ای با هر اسمی که میخواد شما رو یک دفعه پولدار کنه یک تله هست
بازهم خدارو شکر که درسش و گرفتی و راهت و پیدا کردی
ایشالا که همه مون بتونیم قانون رو خوب درک کنیم و بهش عمل کنیم
برات آرزوی بهترین ها رو دارم از خدای مهربون
سلام مونا جان.دوست عزیز هم فرکانسی ام .قبل از اینکه کامنت زیباتو بخونم رفتم وبیوگرافی تون رو خوندم .با خوندن نحوه آشنایی تون با استاد اشک ریختم .چقدر جنس حرفهاتو دوست داشتم .گوارای وجودت این همه نتایج عالی .بهترینها رو برات آرزو دارم .
مونای نازنین منن عشقق زیبای منن قلب مننن عاشقققتمم عاشققتممم چقدزعاشقققتمم چقدر عاشق این اتصال نابتم الکوی ناز من چقدر بینظیریی چقدر بینهایتت این عشق نایت رو اینن درکک بینطیرت رو چقدر بینهایت بینهایتت با تمام قلبمم چقدر تحسینتون میکنمم من غرق این عشق ناب شما میشمم غرق این ایمان نابتون میشم چقدرعاشققتونمم چقدر عاشقق این عشق نابتوتنم الهی من قربونتون برم چقدر زیبا نوشتی چقدر زیبا نوشتی جقدر بینطیربودد چقدرر دراغوشت میگیرم و میبوسم این عشق بینهایات رو جقدربینهایت بینهایتت تحسسنتت میکننم جان دلم چقدربینهایت تحسینت میکنممم این اتصال نابت روو اینن اگاهی های بینهایتت خداوندم رو جاری ترین کردی عشق من جقدر لذت بردمم جقدرر غرق ترین شدمم عاشقتمن عاشققتممم عاشقق این عشق نابتم جقدربینهایت بینهایت این درک بینطیرتون این رابطه ی نابتون رو این عشق بینهایتتون رو جقدر چقدررربینهایت بینهایت تحسسنتتون میکنم چقدرعاشققتونمم چقدربهتون افتخار میکنم چقدر ازتون یاد میگیرم چقدربینهایت بینهایت احسینتتون میکنمم چقدربینهایت تحسسنتتون میکنمم چقدربینهاست تحسینتون میگنمم عشق دلای منن بهتریننن های بهترینننن هارو برایتان میخواهمم بینهایت بهترینن هارووو الهی که هرلحظه غرق بینهایت عشق ارامش نعمتتت اتصاللل بینهایتتت فراوانی های خداوندم باشیننن یهترینن های بهتریننن هاروو برایتان میخواهممم از یگانه قدرتت جهان که هرلحظه هدایتمون میکنه همه چیزز اونه تنها قدرت اوست هرلحظه هدایتمون میکنهه چقدر خداروهزاران بارشکرمیکنم برای وجود نازنینتون جقدرتحسینتون میکنمم جقدزتحسینتون میکنمو
عاشققتونمم شما بینطیریننن بینهایت بینهایت تحسسنتون میکنمم بینهایتتت عاشقققتونم من عاشقققتونممم الهی که جریانی ازبینهایتت نعمت عشق ارامش ثروت فراوانی جاری ترین جاری ترین باشه برلحظه لحظه تون عاشققتونم عاشققتونم 💖💖💖💖
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
تمام اتفاقات مالی من چه آنهایی که فهمیدم و تغییر کردم و چه آنهایی که تغییر نکردم و ضرر و زیان فراوان دیدم ،نشانه بود.
شکست مالی که داشتم نتیجه بود و قبل از آن نشانه ها آمده بود و بخاطر ضعف نفسم و احساس نتوانستن رها نکرده بودم حالا چه شریک رو و چه کار رو.
بدون شک اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم،خدا که با یکی دوست نیست به او بده و با یکی لج باشه و نده
همه عملکرد ماست(البته اینو الان که چندین ساله با استاد هستم درک کردم و قبلا به شانس و بد بیاری و کلی عوامل دیگه ربط میدادم)
استاد عزیزم سپاسگزارم از شما بخاطر این همه آگاهی که به ما دادی
سپاسگزارم از استاد شایسته عزیز
خدا همه چیزِ،هیچ چیزی غیر خدا وجود نداره
جهان رو فرمانروایی میکنه
قانون شکرگزاریه،توجه و تمرکز بر خواسته ها و زیباییها است.قانون تکامل است.قانون کنترل ذهن است.
اما اولین چیز همون توحید و ایمان ،یعنی بدانیم این خالق ما رو جانشین کرده تا هر چه میخواهیم بسازیم.
تمام چیزهایی که ساختیم خودمون بودیم و باز هم هستیم.
پس آگاهانه میسازم هر آنچه میخواهم.
آنقدر در سایت میمانم و رشد میکنم تا همه اتفاقات خواسته برام بیفتد
در یک کلام بتوانم ذهنم را تحت امر خود در بیاورم.
الهی شکرت
استاد عزیز سپاسگزارم
به نام الله یکتا
سلام بر سخاوتمندترین استاد دنیا
استاد خواستم بی نهایت سپاسگزاری کنم ازتون برای این تاپیک گفتگو با دوستان
یعنی بی نظیرررررره
استاد یعنی مثل خامه روی کیک میمونه این گفتگوی با دوستان
اینقدر دلچسب و شیرینه
من همزمان هم دارم رو دوره ۱۲ قدم کار میکنم و هم زندگی در بهشت میبینم و هم فایل های دانلودی
و این گفتگوی با دوستان شده اصلا یه مکمل بی نظیره برای همه اینها
احساس کردم باید پیام بدم و خالصانه ترین احساسات سپاسگزاریم رو نثار وجود شما نازنین کنم
یا آیه قرآن افتادم
که میگه جان با دانش و پاک مثل درخت ریشه داری میمونه که هر چیزی که میده خوبیه و پر از حسن
و وجود شما نازنین گواه همین آیه و تصویر همین آیست
من نمیدونم چطور سپاسگزاری کنم که چندین ساعت از وقتتون رو صرف این برنامه میکنید و اینوطر با عشق
تاکید میکنم با عشق با بچه ها حرف میزنید
استاد من بزرگترین چیزی که از این تاپیک آموختم
نحوه صحبت کردن شما با بچه هاست
یعنی اینقدر با محبت و عشق با هر کی رو خط اومد حرف زدید
حتی اون کسی که اشتباه میگفت
حتی اون کسی که اصلا قانون رو قبول نداشت
که من فقط و فقط تحسینتون کردم
هیچ وقت اون نگاه از بالا به پایین رو تو صحبتاتون ندیدم
حتی اون نگاه شاگرد به استاد رو
که اگرم بود بهتون حق میدادم با این همه نتیجه ای که گرفتید
ولی اینقدر شما شیرینید و اینقدر اون درونتون صیقلی و پاکه که مثل یه پیامبر مهربان با ما و بچه ها سخن میگید
به قول حضرت حافظ
به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر
به دام و دانه نگیرند مرد دانا را
من شیفته شمام استاد
شیوه منشتون استاد عباس منش عزیزم
شیوه مرامتون
اینکه به جای تبلیغات کردن اومدید روی اصل جنس
رو خودتون کارکردید
به جای بلند گو دست گرفتن
ابراهیم وار
دقیقا مثل ابراهیم که نه سپاهی داشت و نه لشگری به قول خودتون
تک و تنها زدید به بیابان بی آب و علف باورهای غلطی که تو دنیا رایج هست
و چه آبادیها و چه جنگل ها که از بیابان وجودی ما به نور آگاهی شما ایجاد شده
استاد نازنینم چه تبلیغی و چه مبلغی بالاتر از دیدن رفتار و کردار شما
هر چه بیشتر میبینمتون
بیشتر میفهمم مریم بانو چی میگن
که دیدن زندگی و منش شما بزرگترین وسیله برای یادگیری قانونه
استاد عزیزم چه چیزی بالاتر ایز اینکه
اومدید این همه تایم میزارید بدون یک ریال هزینه
اونم با عشششق
جواب بچه ها رو میدید ….
و در جوابش طبق قوانین بدون تغییر جهان
این عشق بی نهایت من و بچه ها به شما
وقتی بچه ها میگن استاد شما عین خونواده ما هستی
من قشنگ درک میکنم
استاد من روزی بالای ۱۰ الی ۱۲ ساعت فقط دارم شمار وگوش میدم
یه فایلی میشه چندین و چند بار گوش دادم ولی بازم شوق گوش دادن دارم
و اصلا احساس میکنم این گفتگوی ما دو طرفست
و دقیقا حس میکنم نزدیک ترین انسان روی این کره خاکی بهم شما هستید
و میدونم این حس اکثر بچه های این سایت هستش
این عشق و علاقه بچه ها به شما رو که میبینم یاد این آیه میافتم
که خداوند به محمد فرمود
الفت داد خدا قلوب مومنین رو با تو
که با هیچ سپاهی نمی تونستی این قلب ها رو بدست بیاری
و من هم حال خودم رو میدونم و هم لرزش صدای بچه ها رو وقتی روی خط میان و شما با بچه ها حرف میزنید
این شعر رو یادم اومد از کودکی میخوندن برامون ولی الان میفهمش
درس معلم گر بود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای رو
استاد جمعه چیه
صبح وشب و نصف شب ما شما شدید
استاد چندین و چند بار من این گفتگوی با دوستان رو گوش کردم هر قسمتش رو
و هر بار شگفت زده شدم
مخصوصا قسمت سوم و گفتگو با سپیده عزیز در مورد هدایت و بعدش اون دریافتی که بهم گفته شد از قانون و یه انقلابی در درونم ایجاد شد
هر بار که من چیزی از شما گوش میدم
شگفت زده میشم
همیشه قبلش میگم خوب ذهنم نجوا میکنه که امین تو تقریبا همه چیزای کلی رو از استاد یاد گرفتی دیگه ..
ولی وقتی گوش میدم
به قول مریم بانوی نازنین میگم
ببییییین پسر …
عجب گنجی رونمایی شد و عجب مطلبی به قلبت نشست
تو دوره دوازده قدم فرمودید
چی میشه که آدم یه چیزی رو باور کنه ؟
و بعدش توضیح دادی هر چی بیشتر اون چیز رو بشنوی و آدمای بیشتری بیان اونو بگن و …
تو بیشتر باور میکنی
و خیلی عالی توضیح داید شکل گرفتن باورها
و من قسم میخورم با شنیدن صدای نازنین حامد ها و طنازها و سعید ها و همه
باورم هر بار بیشتر و بیشتر و بیشتر شد
و آموختم و آموختم و آموختم
استاد عزیز عاشقتونم که وقتی این دوستمون از اشتباهش گفت
شما تو اینجام شروع کردید به تحسین کردنش
یعنی من دیوونه این تمرکز به نکات مثبت شمام
که ما تو ذهنمون شروع میکنیم به سرزنش کردن تو این مواقع ولی شما رفتید سراغ درس این داستان و موفقیت های این دوست عزیز
و من چقدر آموختم دوباره از این نوع نگاه شما به زندگی
و به قول خودتون
خوشبختی یه نوع نگاه کردن متفاوت به زندگی هست
و هر چه باهاتون میام جلو
اینو عملی و دلی
داریم بیشتر ازتون یاد میگیرم
استاد قسم میخورم این داستان شانس در برابر قانون
هیچ وقت اینطوری برام باز نشده بود و به جانم نشسته بود
و حالا با این حکایت دوستمون و توضیحات نورانی شما
بر دل و جانم نشست این مطلب
چون پس ذهنم
شانس یه جایی قایم شده بود بازم
با وجود این همه آگاهی که ازتون درافت کردم
ولی امروز با این فایل پیداش کردم و گوشش رو گرفتم و پرتش کردم بیرون و باید مواظب باشم دوباره راه ورود بهش ندم
خدارو شکر میکنم برای وجود نازنینتون
خداروشکر میکنم برای این قانون
خدارو شکر میکنم برای اینکه هیچ چیز شانسی نیست
خداروگواه میگیرم
تو سن ۲۰ سالگی
یه نجوای شیطانی اومد سراغم که امین نکنه تو این همه داری تلاش میکنی و زحمت میکشی
بعد یه دفعه یه آدمی از بیرون بیاد و تصادفی بزنه یه بلایی سرت بیاره و ….
خدا میدونه این نجوا چون پاسخی براش نداشتم
مثل یک زالو که تکثیر میشه
مثل یک علف هرز
کم کم شد ترس از همه چیز و همه کس
و تمام وجودم رو گرفت و منو برد تا لب دره اسفل السافلین
و سالها من رو گرفتار خودش کرد
و بعد از آشنایی با شما و دونستن اینکه نه بابا
اینطوریام نیست
و این دنیا حساب و کتاب داره و قانون داره
بعد از شنیدن فایل نورانی ظلم به خود از دیدگاه قرآن
بعد از شنیدن فایل های توحیدی بی نظیر شما
کم کم قلبم آروم گرفت که امین
اینطوری نیست که تو تو مسیر درست باشی
و یکی و یه قدرتی و هر چیزی
تصادفی بیاد و بزنه همه چیزتو بگیره و نابود کنه
خدا میدونه
خدامیدونه
خدامیدونه
درک ناقص همین داستان چه انقلابی تو وجود من ایجاد کرد و چه آرامشی تو درونم ایجاد کرد
و چه برکاتی رو تو زندگیم آورد
و حالا این گفتگوی الهی تبری بود بر ریشه به جای مونده از این اعتقاد به شانس و تصادف
و ابته که میدونم خیلی کار داره و تکامل میخواد که بشه از بیخ و بن کندش
ولی همین که این علف هرز ظاهرش منو رها کرده
و دست و پاهام رو باز کرده
و میتونم خودمو تکون بدم و حرکت کنم
خیلی عالیه
استاد عزیزم اولش می خواستم چند خط فقط تشکر کنم و سپاسگزاری کنم ازتون برای این تاپیک
ولی میگم من حس میکنم چه وقتی دارم شما رو گوش میدم و چه براتون مینویسم
حسم اینه که روبروم نشستید
و دلم نمیاد تموم بشه
سپاسگزارم و سپاسگزارم و سپاسگزارم
برای همه چیز
برای میلی ثانیه های این فایل ها و این گفتگوها و این گنج ها
من چندین و چند سال گرفتار نجوای ذهنم بودم
که فکر میکردم یه چیزایی قسمته
تقدیره
شانسه
تصادفه
و اصلا فکر میکردم با آیه و خلق الانسان فی الکبد
یعنی ما انسان رو در رنج آفریدیم
اصلا ما اومدیم تو این دنیا که رنج بکشیم تا ساخته بشیم
ولی الان با نور الهی شما فهمیدم
هیچ چیزی تقدیر نیست
هیچ چیزی قسمت نیست
هیچ چیزی از پیش نوشته شده نیست
همه چیز بر اساس قانون
و باطن قانون خود خداست
و این رنج افکار و نجواهای ذهنی ماست
و گنج و راه رهایی
ایمان به الله
ایمان به ربوبیت الله
ایمان به اینکه هیچ چیزی تصادفی نیست و همه چیز خودشه و رسیدن به توحیده
و تو دل هر چیزی که بریم یه قانونی داره برای خودش
به قول هاتف
دل هر ذره که بشکافی آفتابیش در میان بینی
و اون آفتاب و قانون خود خداست
و دوباره به قول هاتف اصفهانی عزیز :
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الاهو…..
استاد نازنیم من قبل شما هم این شعرها رو میخوندم
و با اینکه درکش نمیکردم ولی منقلبم میکرد و قلبمو باز میکرد خوندنشون
ولی الان با شما دارم حسشون میکنم و درکشون میکنم
و خدا میدونه وقتی دارم الان مولانا میخونم
چقدررررررررر
بیشتر دارم لذت میبرم و میفهمم
ابراهیم من …
عزیز دلم …
رفیق خوب من ….
استاد من —-
پیر من —-
معلم من…..
عاشقتم و برای همه چیزممنونم
به امید روزی که با کوله باری پر از نتایج و حال خوب
شما رو در آغوش بگیرم
الهی آمین
خدایا شکرت برای توفیق شنیدن و نوشتن برای این گفتگوی الهی
خدایا عاشقتم
خدایا شکرتتتتتتتتتت
سلام به رفیق مهربان و نازنینم امین دوست داشتنی
رفیق خوبم اولین باری هست که انقدر دیدگاه یک نفر رو به دیدگاه خودم نزدیک میبینم
دقیقا زاویه نگاهت به استاد، اینکه استاد اون مفهوم غرور روی توی خودش شکسته
من طی این یک سالی که تو سایت فعال نبودم واقعا به جای اینکه تمرکز جدی بزارم روی صحبت های استاد بیشتر روی رفتار استاد و نحوه برخوردش با مسائل تمرکز گذاشتم
میدونی حس می کنم مفاهیمی که استاد میگه در جایگاه داده ورودی هست و خب پردازشش شاید خیلی سخت تر باشه چون باید تمرین بشه و تمرین بشه
ولی وقتی تو در کنار یک دوست قرار میگیری و رفتارش رو میبینی! دقیقا مثل یک کودکی رفتار پدرش رو الگو میگیره خیلی مفاهیم عمیقی رو درک می کنی که حد داره.
اینکه سریال زندگی در بهشت یک گنجینه عظیمه هیچ شکی نیست و باور کن ارزشش بارها حتی میتونه از دوره ها بالاتر باشه!
چرا که رفتار، گفتار، برخورد یک انسان موفق از تمام جوانب رو میتونی بدون هیچ فیلتری ببینینی!
اینکه این آدم در برخورد با تضاد های اتفاقی چه برخوردی نشون میده!
اینکه اگر عزیزدلش یه حرفی بهش میزنه چه بازخوردی بهش نشون میده!
واقعا خیلی درس های عجیب و عمیقی گرفتم که حتی گفتنش برام خیلی زمان بر و عمیقه!
شاید باورش برات خیلی سخت باشه ولی یکی از عوامل جدی که در رشد ثروت خودم موثر میدونم و خیلی من رو جدی جلو انداخت همین بود که سعی کردم صرفا ادای استاد رو دربیارم :)
آره دقیقا کلمه ادا منظورمه
اینکه خب ببین استاد تو این شرایط این و تضاد این رفتار رو نشون داد بزار منم تست کنم ببینم چه احساسی بهم میده و چه بازخوردی میگیرم و اتفاق جالبی که افتاد باورهایی رو کشف کردم که استاد حتی بهشون اشاره نکرده تو فایل ها!
یه مثال جالب بزنم استاد یه اخلاق بسیار لذت بخشی داره اونم اینکه ذهنش رو خیلی برای رسیدن به خواسته ها بزرگ کرده مثلا یادم نمیره استاد وقتی که تله برای لاک پشت ها گذاشته بود گفت: انشالله که 50 60 تا لاک پشت توش گیر افتاده باشه!! خیلی خیلی خندیدم ولی نکتش رو تا ته گرفتم
خانوم شایسته نازنین در پاسخ گفتن : بابا مگه چندتا لاک پشت داخل این دریاچه هستش؟!
استاد با خنده ای از ته دل گفتن بی نهایت!!
استاد اونجا بدون فکر و اینکه تلاش بکنه آگاهانه این جمله رو بگه این کلمه رو بیان کرد و این همون باوری عمیقی هست که استاد خیلی براش بدیهی شده و از خودآگاهش به ناخودآگاهش رسوخ کرده!
وقتی که استاد در انتهای هر ویدئو میگه بارها و بارها به تمریانتش عمل کنین و این ویدئو رو ببینین شما با چندبار دیدن نکاتی رو ازش درمیاری که قطعا در نگاه اول به دست نمیاد!
من تو مصاحبه با دوستان فقط و فقط رفتار استاد رو دیدم دهانم باز موند!
بارها بارها پاز کردم و مجدد پلی کردم که اع! استاد واقعا این رفتار رو نشون داد!
پس این کج فهمی تو بوده از این داستان قانون یا شاید کلمات توانایی این مسئله رو نداشتن.
به نظرم یادگیری آسان خواستن خودش یه باور عمیق هست که باید بهش برسیم.
یه عالم مثال دیگه دارم که تو دیدگاه های بعدی حتما بهش اشاره می کنم از رفتار های جالب استاد که گاها حتی غلو و دور از ذهن هست ولی از ریشه ی اعتقاد و باور میاد
این باور که من صاحب بی نهایت هستم! چون به سمت بی نهایت در حرکتم و یک ماهیت بی نهایت مرا خلق کرده
خیلی دوستت دارم
سالم باشی رفیق
سلام و درود بر علی جان خوشدل عزیز
وقتیاین جواب رو دارم برات مینویسم برات برادر عزیزم
که لایو استاد رو همین یک ساعت پیش دیدم
که با تب و لرز
مثل یه مرد اومد نشست و چقدر قشنگ گفت
که ما باید اینجا کنترل ذهن کنیم و الان وقتشه و آخر لایو هم همه دیدیم که استاد چقدر سرحال تر بود
بسیار بسیار درست و زیبا اشاره کردی علی جان
به زندگی در بهشت
راستش همیشه تو بچگی با خودم میگفتم
خدایا چرا تو زمان حضرت محمد یا مولانا
دوربین و اینا اختراع نشده بود که من میتونستم ببینم رفتارشون رو و درس بگیرم
و حالا دارم پاسخ اون درخواست دوران کودکیم رو میگیرم
یعنی استادی که دارم لحظه به لحظه زندگیش رو میبینم
و هیچ آموزشی به نظرم من علی جان بالاتر از این نیست و به قول معروف
شنیدن کی بود مانند دیدن
خیلی لذت بردم از نگاه دقیقت به حرف های استاد تو قضیه لاک پشت ها
آفرین برادر بر این تمرکز و درکت روی یه موضوع به ظاهر ساده و لی در باطن عمیق و ژرف
خدارو شکر میکنم برای هم مسیرهای نازنین مثل شما علی جان خوشدل عزیز
و خداروشکر میکنم که خدا بهمون توفیق داده بتوینم زندگی عملی استادمون رو ببینیم و درس بگیریم
و البته نباید از زحمت های مریم بانوی عزیز غافل شد که عامل اصلی اشتراک این همه فایل و تصویر هستند ک
و خدا را هزاران بار شکر میکنم به خاطر وجود نازنینشون در کنار استاد بسیار ازشون سپاسگزارم
علی جان ممنونم از لطف و محبتت و همچنین این نگاه متفاوت و زیبات به استاد و رفتارهاشون
شاد و سلامت و ثروتمند و در یک اتصال شیرین همیشگی به الله یکتا باشی برادر عزیز و خوشدلم
با درود و سلام خدمت شما آقای علی خوشدل
چقدر این کامنتی که در پاسخ به امین نوشتین جالب بود و این خودش یک دیدگاه عالی بود که شما ادای استاد رو در میارید کع شبیه خودش بتونید تصویر سازی کنید و اینکه استاد چنین الگویی برای شماست که حتی سعی میکنید تمام حرکات استاد رو انجام بدید جای تحسین داره ..
در ضمن برای کامنت زیبا و پر محتوایی که برای قسمت سیزده این قسمت نوشتید مممنون و سپاسگذارم و از اینکه به درک آگاهی بیشتری هدایت شدم تشکر و قدردانی میکنم و براتون بهترینع بهترینها رو آرزومندم
🍀🍀🌹🥀🙏🙏🙏
سلام به امین عزیز
بنده خوب خدا
فقط خواستم تشکر کنم از شما به خاطر تمام کامنتهایی که تو سایت میذارید. کامنتهایی که میتونم بگم با خوندن بیشتر اونها اشک در چشمانم حلقه زد انقدر که از صفای وجود الهی شما سرچشمه میگیره و نوشته میشه. واقعا حرفهاتون منطبق بر فطرت پاک و الهی انسانهاست که انقدر بر دل میشینه.
من اولین کامنت شما رو که خوندم حدودا 100 روز بود که عضو سایت شده بودین و انقدر که خوب قانون رو درک کرده بودین و میدونستین باورم نشد که یه نفر فقط 100 روز عضو شده باشه و یه همچین درکی از قانون داشته باشه. پیش خودم قضاوت کردم که شما قبلا عضو بودین و الان با یه اسم دیگه دوباره عضو شدین. مگه میشه یه نفر با این تعداد روزای کم عضویت انقدر خوب قانون رو درک کرده باشه.(از شما و از خدا عذرخواهم به خاطر قضاوتم)
از همون اول انقدر صحبتهای شما بر جانم نشست که شما رو فالو کردم و تمام کامنتهای شما رو خوندم. اینجا هم احساس کردم که فقط ستاره دادن به کامنتهای بینظیر شما کافی نیست و باید حتما ازتون با نوشتن سپاسگزاری کنم.
انشاءلله همیشه در پناه رب العالمین در کنار عزیزانتون موفق باشید.
سلام و درود بر شما بانوی عزیز
ممنونم برای لطف و محبت شما
و تحسین میکنم صداقت و پاکی شما رو بانوی عزیز
اگر چیزی اینجا مینویسم به لطف الله یکتا و نور استاد و انرژِی پاک و صفای وجود شما دوستان این گلستان الهی هستش
سپاسگزارم برای توجهتون به نوشته های من و لطف و توجه همیشگی شما
ان شالله شاد و سلامت و ثروتمند و همیشه در حال دریافت الهامات ناب الهی باشید الها م عزیز
سلام به روی ماهتون امین عزیزمون
چقدر من عاشقتونمم چقدر عاشق این عشق نابتونمم یعنی چقدر چقدرر عاشقق این ارامش این اتصاللل این عشق بینهاییتونم قلمتون قلم خداستتت چقدر غرق میکنه ادم رو دراین ارامش عشق ناب یعنی نمیدونم با چه کلمه ایی میتونم بگم چقدر بینظیربودد چقدرر عاشق این درک بینظیزتونمم چقدر شما بی نظیرین جقدر پراز عشقین جقدر بینهایت بینهایت تحسینتتون میکنم جقدر ستایش میکنمم این اتصال نابتون رو چقدر بینهایت بینهایت تحسسنتتون میکننم جقدر عاشق این عشق نابتونمم جقدر بینهایت بینهایت تحسسنتون میکنمم این درکک عمیق لینظیرتون رو چقدر تحسسنتون میکنمم چقدررربینهایت فوق العاده بوددد عاشقتونممم اگه بخوام بنویسم باید تک تک اگاهی های نابب نوشته ی هدایت گونه والهیتون رو بنویسم من عاشقققتونم عاشققتونمم خداروهزاران بارشکرمیکنم که جقدر زیبااا عاشقانه عاسقانه عاشقانه عاشقمونهه هرلحظه هرلحظه هدایتمون میکنهه هرلحظه هدایتمون میکنهه بهمون الهام میکنهههه به سمت درک بهتر بهترش به سمت رشد بیشترر به سمت پرواززز بینظیرمون هرلحظه هدایتموت میکنه هرلحظه هدایتمون میکنهه بهمون الهام میکنههه جقدرخداروهزاران بارشکرمیکنم برای کجود نابتون چقدر سپاسکذارم که مینویسین عاشقتونم عاشقتونم بینهایت بینهایت تحسسنتتون میکنمم جقدربینهایت تحسسنتون میکنم چقدربهتون افنخار میکنمم جقدربینهایت تحسسنتتون میکنممم عاسقتونم چقدر زیبا گفتیننن اونجایی که گنج راه رهاییست گنج راه ایمانن ایمانن تنهااا به ربوببیت خداوند ایمانن تنها به اوست که تنهاا قدرت اوسنتت و تنها همه اوست تنها اوست که هرلحظه هدایتمون میکنه هرلحظه هدایتون میکنه هرلحظه هدایت میکنه چقدر بینظیر بود چقدر
الهی که هرلحظتون غرق عشقق خداوندمم غرق بسنهایت بسنهایت نعمت هااا فراوانی ها اتصال ارامش زیبایی ها باشین الهی که جریانی ازبینهایت نعمت هاا جریانی ازبینهایت عشق ارامش و ثروتتتت ها جاری ترین باشه برلحظه لحظه تون بهتریننن های بهترینننن های بهترین هارووو برایتان میخواهممم بهترینن هارووو از یگانه قدرتت جهان که همه اوستتت تنهاا قدرتت اوست هنه چیززاونههه هرلحظه هدایتمون میکنه همه اوستتت تنهاا اوست عاشقتونم
سلام بر پرنسس مهربان این گلستان الهی
ممنونم و ممنونم برای این همه لطف و محبت ناب شما بانو
من هم بی نهایت تحسین میکنم این مهربانی و این احساسات پاک الهی شمارو
که غیر قابل توصیف اند
الهی که همیشه در این حال مستی از حاصل از می ناب الهی
و غرق در احساسات بی نظیر باشید و لذتش رو ببرید
سلام آقا امین محترم و بزرگوار
بینهایت تحسین میکنم کامنت های شما را که بینهایت درس دارند برایم کامنتهای شما و یاد میگیرم از شما
بینهایت تحسین میکنم این درک و عملگرایی بالای شما را
بینهایت تحسین میکنم این طبع شعر و شاعری شما را که بینهایت بیتهای زیبا و مرتبط با قانون را می آورید
بینهایت تحسین میکنم این آگاهی های بینظیری که منتشر میکنید که قطعا از وجودی پاک و خدایی بر می آید و بینهایت عالی و تاثیر گزار هستند
بینهایت تحسین میکنم شما را و بینهایت سپاسگزارم از شما
الهی که به اوج بهترین ها برسید
سلام و درود بر شما
من هم بی نهایت این مهربانی و لطف شما رو تحسین میکنم بانوی عزیز
و سپاسگذارم برای لطف و محبت و انرژی خوبتون
و براتون بهترین ها رو آرزو میکنم
و آرزو میکنم
به امید و یاری الله یکتا
به هر آنچه که در دل آرزو میکنید برسید بانوی عزیز به راحتی و آسانی
ان شالله
بنام خدایی که بشـــــدت کافیست
امین عزیز سلام
واقعا این گفت و گوی استاد با بچه ها تو کلاب هاوس خودش یه پا دوره عملی هست و هیمنطور که گفتی چــــــــــقدر استاد هر کدوم از بچه ها که میومد و صحبت میکرد به یه اندازه با عشق صحبت می کرد باهاشون و بعد زا صحبت هر کدوم توضیح می داد و با اوردن مثال هایی از خوشد که چــــــــــقدر مثال های کاربردی بود که هر کدومش واسه ما کــــــــــــلی درس دراه
خدایا شـــــــــــــــــکرت
امین عزیز بهترین ها رو واست میخوام، هر لحظه ات توحیدی تر و ثروتمندتر در پناه رب العالمین
سلام بر زینب عزیز
واقعا برای من این رفتار و منش استاد
بسیار بسیار آموزند بوده و هست
و البته طبیعی هست این طور بودن استاد
از کوزه همون برون تراود که در اوست
و درون استاد هم که مالامال عشق و توحید هستش
منم براتون بهترین ها رو آرزو میکنم بانوی عزیز
و سپاسگزارم از لطف و توجهتون به نوشته من
شاد و سلامت و ثروتمند در پناه الله یکتا باشید
سلام و درود به آقا امین عزیززرم. من هر بار که پیامهای پر از محتوا و مفهوم و شعرهای عرفانی تون رو میخونم از خود بیخود میشم و بسیار سرمست…
واقعا ما خیلی میشنویم از اطرافیان که دائم در مورد شانس و اقبال و بدبیاری و این حرفا میگن و من خودم به محضی که کمی قدرت بدم به این نجواها و اینکه خیلی چیزا تصادفی و شانسیه و خودمون خالق زندگی نیستیم، به شدت حالم بد میشه و تو فاز بد میرم…
ولی وقتی با دید بازتر میشینم و به خلقت جهان و موجودات و تمام هستی فکر میکنم میبینم که واقعا هیچ چیزی تصادفی نیست..هیچ چیزی… و چطور ممکنه ما در جهانی به این هوشمندی و قانونمندی زندگی کنیم و بعد بگیم اتفاقات زندگیمون بر اساس شانس و تصادف و الکی ایجاد شده….
امیدوارم که هر روز و هر لحظه بتونیم غلبه کنیم بر نجواهای ذهنمون و صدای رسا و آرامبخش ربمون رو بشنویم که هر لحظه در حال هدایت ماست به سوی خودش.. الهی آمین🙏🙏
آقا امین چقدر دلم برای کامنت هاتون تنگ شده جدیدا. چون خیلی وقته کامنت نذاشتین…واقعا من همیشه لذت میبرم از حضورتون و پیام هاتون در این سایت الهی
امیدوارم هر کجا هستید دستتون در دستان پر مهر پروردگار باشه و بهترین ها در انتظارتون🙏🙏💜💜🌺🌺
خدای منننننننن
انقدددددد سرحالم و انقلاب درونم بزروه که یادم رفت سلام کنم، sorry :))
من همیشه به این فک می کردم که نکنه دست و پای من یه طوری قطع بشه
ولی دیدم نه خیرررررررررر
منی که تو مسیر درستم، چرا باید این اتفاق برام بیوفته؟؟؟
خدای من، من در مسیر درستم، چون مسیرم تویی، چون نقشم تویی:)))
چون تو مراقبمی:)
مگه میش من سپاسگزارم باشم برای نعمتی و از من گرفته بشه؟؟؟
این اصلا با قانون در تضاده:)
خدای من الان متوجه شدم که 100درصد توجهت واقعن روی منه، چون جواب تک تک نجوا های این دشمن آشکار رو میدی، میگی ببین صبا، تو سپاسگزاری، تو خوشحالی و تو در مسیر درستی با انرژی محشر:) چرا باید این نعمت ازت گرفته بشه؟؟اونم وقتی کسی ک بهت این نعمت و بخشیده اندازه من دوست داشته باشه:)
آخ عاشقتم بهترینم که بودنت مایه آرامش روح و جونمه💕
من و خدام عاشقتونیم💗
سلام به شما آقا امین عزیز..
چقدر من لذت میبرم از کامنت های شما..واقعا دلم خواست با تمام وجودم ازت سپاسگزاری کنم بابت این کامنت های فوق العادت..
با این کامنتت که کلی اشک ریختم…واقعا چطوری میشه از خدا تشکر کرد بابت وجود ارزشمند چنین دوستانی.. چنین عزیزانی..
با تمام وجودم ازت سپاسگزارم و برات بهترینهای دنیا رو آرزو میکنم عزیزم
وقتی تو سریال زندگی در بهشت به کامنت شما میرسیدم که با سلام به استاد شیرین تر از عسلم شروع میکردید😄 یعنی با لذت و شوق تا آخرش رو میخوندم و واقعا لذت میبرم همیشه از درک بالات از طبع شعریت و آگاهی هایی که دریافت میکنی و به زیبایی بیان میکنی.
با تمام وجودم برات آرزوی بهترینها رو دارم آقا امین عزیز و دوست داشتنی 🌺🌺💞
سلام بر شما بانوی عزیز
و بنده معصوم و پاک خداوند
من باید سپاسگزار باشم از شما و همه دوستان این گلستان الهی
برای این همه لطف و محبت
من هم براتون بهترین هر چیز رو از الله یکتا آرزو میکنم
شاد و سلامت و ثروتمند در پناه الله یکتا باشید بانو
سلام آقا امین عزیز
کامنت شما مثل همیشه، نه، بیشتر از همیشه این کامنتتون برای من منشا الهام شد درباره مسائلم..خیلی خیلی زیاد؛ توضیحش سخته شاید ولی میخواستم بگم سپاسگزارم که اینقدر عالی دارید روی خودتون متعهدانه کار میکنید، خیلی تحسینتون میکنم و بسیار زیاد سپاسگزارم ازتون دوست عزیز.
سلام بر شما بانوی عزیز
اگر به اندازه دانه خردلی
نوشته های من باعث بیشتر شدن حال خوب در شما شده
بی نهایت از الله یکتا سپاسگزار و ممنونم
و بسیار مسرورم و خوشنودم از این ماجرا
ان شالله که پیوسته تو مدار شنیدن الهامات الهی باشیم
هممون
چون هممون فقیریم به این دریافت ها
یا ایها الناس انتم الفقرا
شاد و سلامت و ثروتمند و هموراه در حال دریافت های ناب الهی باشید بانو
درود بر استاد جان با چنین شاگردانی
درود بر امین عزیز
غوغاکردی پسرخوب
حرف دل من و دوستان رو زدی
بخدا که وقتی داشتم صدای استاد رو تو این فایل میشنیدم از جون و دل قربون صدقه ش میرفتم
شیرینی و مهر و محبت در کلام استاد موج میزنه
وقتی داستان بتدر عباس رفتن شون رو تعریف میکردن قند توی دلم آب میشد برای شنیدنش
هر خاطره ای که از زبان استاد بیان میشه قلبم رو باز میکنه و هر لحظهربیشتر سپاسگزار خداوند میشم که خدایا سپاسگزارتم برای هدایتم به این بنده ی نیک ت
هم لذت ببری هم به لطف خدا آگاه بشی
تو چنین خوب چرایی ؟؟؟
و شما امین عزیز به این زیبایی شور و شعف ما رو از بودن در مدار استاد و همراه شدن با این کلام الهی که به زیبایی تمام از عمق جان استاد بلند میشه رو بیان کردین
سپاسگزارم دوست نازنین م
سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم برای با شما بودن در این سرزمین نور
سپاسگزار استاد عزیزم هستم برای عشقی که نثار ما میکنند
امین جان الهی که به لطف و فضل و بخشندگی خالق مون به فهم و درک و عمل درست از قوانین جهان زیبایش برسیم و با کوله باری از نتایج در بهترین زمان و مکان استاد رو ملاقات کنیم و با اشک شوق از نتایج عالی مون بگیم و بگیم و بگیم
از جان دلم الهی آمین
سلام امین آقای عزیز وقت بخیر
کامنتی که از شماخوندم مربوط به یکسالو دوماه قبل هست
چقدر عالی نوشتید تک تک جملاتتون حاکی از اینکه به قانون مسلط هستید و خوب درکشون کردید
بهتون افتخارمیکنم ،چقدر دلنشین از استاد تشکر کردید ،سپاسگزاری نابتون به دلمون نشست چون حرف دل ماهم بود
ازتون ممنونم بابت کامنت که نه دلنوشته ی زیباتون🙏💚
امیدوارم همچنان قدرتمندانه 💪در مسیر باقی بمونید👍🏻 و خوب زندگی کنید و دنیارو جای بهتری برای زیستن کنید
🤲
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
هَٰذَا بَیَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَهٌ لِلْمُتَّقِینَ(١٣٨ آل عمران)
این، بیانی است برای عموم مردم؛ و هدایت و اندرزی است برای پرهیزگاران!
وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ(١٣٩ آل عمران)
و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!
=====================================
🟣🟣🟣
از خود چو بیرون میشوم یارم بغل وا میکند
چون خویش را گم میکنم خود را هویدا میکند…
🟣🟣🟣
در زیر پای بوته هرزی شقایق له شده
اما برای ماندن سرخش تقلا میکند…
🟣🟣🟣
در سینه های صیقلی هر لحظه گردد منجلی
کاری که با موسی دمی در طور سینا میکند…
🟣🟣🟣
آئینه ای دق کرده ام در حسرت دیدار تو
یک انعکاس سبز تو صد عقده را وا می کند…
🟣🟣🟣
(ارفع) اگر پیدا کند آن جرات گم گشته را
در ابر باورهای خود چون رعد غوغا میکند…
🟣🟣🟣
خدای عزیزم سلام،گاهی دلم میخواد فقط برای تو بنویسم،گاهی دلم میخواد از تمام جهان فقط تو باشی،گاهی دلم میخواد روزها و ماه های متوالی فقط سکوت کنم،سکوتی سرشار از صدای حضور تو،صدایی که هیچ وقت به گوش جسم شنیده نشد ولی با تمام قلبم احساسش کردم،صدایی که از ورای حجابِ نشانه ها هربار با عشق و لبخند زنان به من گفت:
من همینجام.
کنار تو.
و تو هیچ وقت تنها نیستی.
خدایا من هیچ وقت با چشم هام ندیدمت،اما حضورت رو بیش از هر چیزی که میشد با چشم دید،احساس کردم.
احساسی سرشار از عشق و نور و آرامش،احساسی از جنس یقین و اطمینان،احساسِ ناب رها شدن در آغوش پر مهرت…
هیچ وقت کلمات قدرت بیان این جنس از آرامش را نخواهند داشت …
آرامش لحظه ی حضور…
لحظه ی لمس حضور تو را با هیچ چیز عوض نمیکنم…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،تنهایی و سکوت از دلنشین ترین لحظات زندگی ام شد…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،زمانم برای عشق بازی با تو آزادِ آزاد شد…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،ثروت ها به دنبالم روانه شد…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،عشق های بی قید و شرط به سمتم سرریز شد…
خدایا من از وقتی عاشق تو شدم،عزت و احترام از هرجا به دنبالم دوید…
خدایا فهمِ عقل ناقص من از درک ماهیت تو عاجزه،من فقط زمانی حضورت رو با تمام قلبم احساس میکنم که در حال شکرگزاری از فراوانی ها نعمت هایت هستم و یا در حال صحبت با تو…
اون لحظه ست که من درک میکنم که تو من را میبینی،من را میشنوی و من دستان نوازشگر تورا با تمام قلبم احساس میکنم …
و این احساس بهشتی با هیچ لذت دنیوی قابل قیاس نیست…
خدایا هروقت که اتصالم به تو محکم تر میشه،جهان بیرونم خود به خود به سمت نور بیشتر هدایت میشه…و هروقت از تو دور میفتم و روی توانایی و عقل محدود خودم حساب میکنم تا چشم کار میکنه تاریکی ها اطرافم رو فرا میگیره و خودم وسط دیوار های بتنی بلند قامت میبینیم که هیچ راهی برای نجاتم نیست.
خدایا هرجا راه ها برام بسته بود،تو برام در پنهانی باز کردی.
خدایا هر جا دستم به شاخه نرسید،تو شاخه رو برام پایین آوردی.
خدایا هر جا احساس تنهایی و بی کسی کردم،تو برام کمک ها رو فرستادی.
خدایا هر جا فکر کردم اینجا دیگه همه چیز تمومه و سقوط نزدیکه،تو با یک انعکاس نور سبزت،صدها گره رو با هم باز کردی.
ای از همه نزدیکترین،ای از همه مهربان ترین،ای از همه قدرتمندترین،ای از همه بخشنده ترین،ای دست بالای همه ی دست ها،تو را وکیل تامالاختیار تمام زندگی ام انتخاب میکنم و تنها و تنها و تنها تورا میپرستم و تنها و تنها و تنها از او طلب کمک و یاری میکنم و تنها و تنها و تنها بر تو توکل میکنم.
خدایا تو مدیر و مدبر این کیهان بی انتهایی و من بنده ی ضعیف و ناتوان تو در یک گوشه ی پرتی از میان صدها میلیارد کهکشانت…
خدایا تمام اختیارم را آگاهانه تسلیم تو میکنم و خودم را در آغوش پر از مهرت رها میکنم و پاروهای قایقم رو به عمق این دریای بیکران میفرستم و آرام و آزاد و رها سکان این زندگی را به دست تو میسپارم تا به سمت اقیانوسِ نور بی نهایتت هدایتم کنی.
خدایا من بدون تو هیچ چیز نبوده،نیست و نخواهم بود.
ای پروردگار جهانیان،من به هر خیری که از سمت تو به من برسه و من رو به سمت مدارهای بالاتر هدایت کنه،سخت فقیرم،آمین،یا رب العالمین.
جان، بیجمالِ جانان میلِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد…
با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد…
===================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم،سلام به استاد شایسته جانم،سلام به بچه های محله ی خوب خدا
گام دهم:چرا موفقیت شانسی نیست و چطور باید آن را خلق کرد؟
🟣هیچچیز در زندگی ما شانسی نیست.
🟣هر شکست، نشانهای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.
🟣ثروت و موفقیت نه با شانس، بلکه با فهم قوانین الهی، هدایت درونی و اصلاح مسیر خلق میشوند.
🟣دردها، اگر با آگاهی همراه شوند، دروازهی بیداری و رشدند.
===================================
تمرین این قسمت:
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
من از بچگی روحیه ی استقلال مالی و پول سازی داشتم،همیشه در رویاهام و تجسماتم خودم رو یک دختر ثروتمند میدیدم که همه چیزها رو باهم داره،من انقدر خوب توی رویاهام غرق میشدم که واقعا گذر زمان رو احساس نمیکردم.
در کنار تموم باورهای محدود کننده ی مالی که از خانواده و جامعه بهم تلقین شد،من از دیدن رفتارهای پدرم درس های خیلی خوبی هم گرفتم،پدر من تنها فردی بود که در خانواده ش مسیر معلمی رو به عنوان رسالت شغلی خودش انتخاب کرد درحالیکه تموم مردهای ما وارد حوزه ی کاری بانکی شدند و خیلی زود هم به ریاست رسیدن،با این حال پدر من انقدر کم از گزینه ی وام برای پیشرفت مالی خودش استفاده کرد که عملا میتونم بگم اصلا از فرصت هایی که در اختیارش قرار داده میشد آگاهانه استفاده نمیکرد و همیشه سعی میکرد از چیز هایی که خودش داره استفاده کنه و به دنبال بورس و قرعه کشی و شانس و غیره نباشه…
این باعث شده بود که من هم کمتر به سمت این مسائل گمراه کننده برم و همیشه دوست داشتم یک خانم موفقی باشم که خودش پولسازه…
خب جهان هم بهم پاسخ دهد من از ١٨ سالگی که وارد رشته ی پرستاری شدم از همون ابتدا بهمون هر ترم کمک هزینه ی دانشجویی میدادن که هزینه ش بعدا از طرح اجباری ٢ ساله ی ما کم میشد،و حتی وقتی من چم و خم رشته ی پرستاری رو یاد گرفتم دنبال پیدا کردن کار دانشجویی تو بیمارستان های خصوصی بودم تا بازهم برای خودم درآمد داشته باشم این درحالی بود که من نتنها در خونه ی پدرم هزینه هام تامین میشد که همون سال اول دانشجویی ازدواج هم کرده بودم و یک حمایت مالی دیگه ای هم میتونستم داشته باشم.
با این حال این روحیه ی استقلال مالی رو با هیچ حمایتی نمیتونستم لاپوشونی کنم،مهم نبود چقدر به من پول میدادن،من میخواستم خودم پول بسازم و دستم تو جیب خودم باشه.
اما یکسری باورهای سنگین محدود کننده هم به همراه خودم داشتم مثل اینکه :
پول سخت به دست میاد.
پول راحت از دست میره.
باید جون بکنی تا بتونی پول دربیاری.
پولی که سخت به دست میاد ارزش داره و حلاله.
ضمن اینکه باور های خود ارزشمندیم و عزت نفسم زیر خط صفر کلوین بود.
در نتیجه از همون ابتدای طرحم من وارد سخترین بخش کاری بیمارستان با سرسخت ترین و نادلخواه ترین سرپرستار ممکن کارم رو شروع کردم.
و هر روزم پر از رنج بود و رنج بود ورنج…
اما چون لذت پولسازی برای من خیلی بیشتر بود من این رنج رو تحمل میکردم و ادامه میدادم …
ولی در نهایت خروجی این بود:
پول سخت به دست میومد،راحت از دست میرفت،همه ش هم برای بقیه هزینه میشد و اگرم چیزی برای خودم میخریدم بیشتر اوقات ازم شاکی میشدن و بهم میگفتن چرا پول هاتو حروم میکنی:/
تا که رسیدیم به دوران پندمیک و دوبرابر شدن حقوق پرستارها و اومدن پاداش ها…
و به محض اینکه، این ذهن فقیر ما یکم پول توی حسابش دید شروع کرد به چاله کردن براش،قشنگ یادمه اون لحظه رو که زنگ زدم به دوستم که میخواست به تازگی کار خودشو شروع کنه و کلی اصرار که میخوای بهت پول قرض بدم؟!بیا من انقدر پول دارم میدم بهت کارت رو شروع کن،من لازمش ندارم :/
خلاصه اون رفیق ما هم کلی تشکر کرد و قبول نکرد و گفت ممنونم و فلان …
بعد واکنش ذهن من:ای بابا ،پس با این پول ها چی کار کنم؟!
به قول استاد انگار پول سیخم میزد:/ انگار پول تو حسابم زیاد میشد باید یک جا دفنش میکردم :/
واقعا چرا؟!واقعا این ذهن ما با ما چه کارها نمیکنه …؟!
خب با این همه همت من برای چال کردن این پول،جهان به کمکم اومد و فامیل عزیزمون رو که فکر میکرد که خیییلی حالیش میشه و میگفت من بلدم و من سیگنال یابی میکنم و فلان ،بیا پولت رو بده به من بزارم تو بورس،چند ماه دیگه چندین برابرشو بگیر…
جالبه که موضوع به اینجا ختم نشد:/ اون یکی فامیل بانکیمون هم مثلا اومد به کمکم که ببین آدم عاقل کل پولش رو توی بورس نمیزاره،بیا این پول رو بزار توی بانک ما،٣٠ میلیون وام بگیر،اون وام رو بزار توی بورس که اگر اونجا ضرر کردی،اصل پولت رو داشته باشی :/
خداوکیلی این چه پیشنهاد مسخره ای بود :/ و من چرا قبولش کردم ؟ :/
خلاصه که فوقع ماوقع…
به محض ورود پول سعیده خانوم به بازار بورس…بووووووم همه چیز ترکید :))))))
بعد جالبه اون فامیلمون که فکر میکرد خیلی حالیشه انقدر خودش تو بورس سرمایه گزاری کرده بود که با شروع ریختن ارزش بورس،به قول خودش،انگار روزی یک دونه پراید رو مینداخت تو آب:/ولی باز هم درس هاشو نگرفت و اونم سرمایه ش با خاک یکسان شد…
و این وسط نتنها پول من چال شد:/ که یک سوراخ نعمت هم برام به ارمغان آورد که تا سال ها بعد من داشتم قسط اون وام رو میدادم :)))))
خداوکیلی اون باز چه مداری ناهماهنگ با جریانی بود که من توش بودم …؟!
اون موقع که من داشتم این چیزها رو تجربه میکردم ،استادجان داشت تو بروزرسانی روانشناسی ثروت درمورد ترفند پونزی و ماهیت بورس توضیح میدادن و دقیقا این جمله رو در جلسه ٧ گفتند که: الان خرداد ماه سال ٩٩ هست و عباس منش پیش بینی میکنه که این قضیه تا چند ماه دیگه میترکه کلا!
استاد زمانی این حرف رو زدند که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده بود و همه داشتند تو بورس سود های کلان میکردند…
ولی این اتفاق افتاد و طبق قانون،پیش بینی های استاد کاملا درست از آب درومد!
و باز هم به قول استادجان: ذهن فقیر بیشترین ضرر رو توی داستان کرد …
به همین راحتی …
اینجاست که استاد میفرمایند: خدا رو مثل یک سیستم در نظر بگیرید که رفتارش طبق باور های شما عمل میکنه …
احساسات درش دخیل نیست،اشک و آه و ناله و تورو خدا رحم کن و این داستان ها در تغییر رفتار سیستم تاثیری نداره…
براش مهم نیست شما پرستار icu در پندمیک هستی،اگر باورهای مالیت درست نباشه،هیچ دلسوزی در کار نیست،شما پولت رو میبازی.
و خداروشکر اون باخت و عواقبش برام درسی شد که نتنها دیگه به این رویاهای یک شبه،ره صد ساله رو رفتن فکر نکنم،که از همون لحظه ای که صدای استاد رو شنیدم شروع کردم به صاف کردن همون یکی دوتا وام و بعدش هم یک خط قرمز خونین خرمشهری دور هرچی وام و بورس و این داستان ها کشیدم …
و این رهایی الآنم رو مدیون اصولی هستم که از استاد جان یاد گرفتم و در عمل اجراش کردم.
الهی صدهزار مرتبه شکرت.
مثل همیشه:
استاد جان و استاد جان دوستون دارم از روشنی قلبم
به امید دیداری روی ماهتون در بهترین زمان و مکان
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
سلام سعیده جان
امیدوارم مثل همیشه حالت عالیِ عالی باشه
دوست داشتم ازت تشکر کنم بابت این نوشته های نوارنیت
نوشته هایی پر از نور و هدایت های خدا
ازت ممنونم بابت آیات قرآنی که اول کامنتت نوشتی
انگار که خدا داشت دقیقاً به من میگفت:
و سست نشو و ناراحت نشو، کارت انجام میشه اگر ایمان داشته باشی
اینم از قلب پاک شما میاد
بی نهایت ازت ممنونم
سلاااام داداش حسن،چطووووری؟!
رو به راهی؟!رو به رشدی؟!
ببین همین الان نانسی داره با صدای بلند تو گوشم آهنگ حبیبی رو میخونه :))) منم دارم یک دستی بشکن میزنم…:)
چرااااا؟!
تا سست نشوم و غمگین نگردم:)))
شهریور پارسال یادته؟!
یادته،جفتمون تو یک مرحله ی گیر کرده بودیم وانگار که کار دیگه تموم شده بود؟!
یادته خدا چه جوری درها رو پشت سرهم باز کرد…؟!
یادته به جفتمون گفت:
وَالضُّحَى ﴿١﴾ وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿٢﴾ مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿٣﴾ وَلَلآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الأولَى ﴿4﴾ وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ﴿5﴾
الانم همونه،الانم بازی همونه!
بزن و برقص و بشکن یادت نره!
قراره درهای رویایی باز بشه!
زودی بهت خبر میدم!زودی بهم خبر بده!
در پناه نور میسپارمت و الله یارت باشه همیشه.
سلام به خواهر توحیدی ام، سعیده خانم.
من چند شب پیش همین احساسی که شما در مناجات زیبات تو این کامنت نوشتی ، تجربه کردم و دیدم واقعا زمانی که ارتعاش آدم بالا میره و غرق در عشق بازی با خدا میشه. در ادامه اون احساس انگار میخاد اون حرفا رو فریاد بزنه اما میبینه کسی دور و برش نیست که درکی از این حرفا داشته باشه و بهترین کار میشه سکوت و تفکر و آرامش و ادامه پیمایش ذهنی در آیات بی نظیر قرآن، و بعضی وقتا در ادامه اون سکوت ، تصمیم میگیره بیاد تو این بهشت تنها جایی که هم مدار با اون آگاهی هاست و افراد زیادی میتونن عطر اون آگاهی ها رو استشمام کنن و احساس خوب اونا کارمایی میشه که به سرعت احساس بهتر و اتفاقات بهتر رو وارد زندگی من میکنه.
سعیده خانم من در پاسخ به کامنت شما در گام 8 پروژه تغییر کامنتی نوشتم و آنقدر از درک قانونمند آیات 105 تا 153 سوره بقره ذوق کرده بودم که میخاستم همه اون آیات و درک خودم رو تو کامنت بنویسم.
اما عین همون کامنت نیمه تمام رو همینجا paste میکنم.
اشکالی نداره که کامنت نیمه تموم موند.
اما کار اصلی که ارسال کامنت بود نباید نیمه تموم می موند.
چون جدیدا وارد مداری شدم که از انجام کارهای نیمه تمام بیزارم…
به نام رب هدایتگر.
سلام…
سلام به شما هم خانواده توحیدی ام، سعیده خانم عزیز.
اول از همه میخواستم بگم به همون خدایی که قسم خوردی منم قسم میخورم که فقط الهام اون هست که منو وادار به نوشتن کرد تا در پاسخ به این کامنت شما بنویسم.
اون کسایی که باید به عنوان اولین نفرها کتاب شما بدستشون برسه و بخونن . خواهرها و برادرهای هم فرکانسی شما در این سایت الهی هستن.
دنبال کننده های کامنت های شما در سایت abasmanesh.com.
ن فالورهای شما در اینستا گرام.
میدونم احتمالا الان دیگه اینستا ندارین اما در کل زمانبندی خدا جوری بوده که این اتفاق باید اینجا میوفتاده.
“به زمانبندی خدا اعتماد کن”
اما اینکه کجا و چطور دیگه خودتون هدایت بخواین.
دیدی بعضی وقتا انقدر با خوندن قرآن احساست خوب میشه و آنقدر عمیق درکش میکنی که فقط میخای فریادش بزنی؟
ولی نمیتونی.
واقعا من توانایی اینو ندارم که اون احساس رو در قالب کلمات بیان کنم.
امشب همچین حسی به من دست داد. وقتی داشتم آیات 106 تا 153 سوره بقره رو میخوندم، و من نمیدونم چه ارتباطی بین شما و این آیات و من و این آیات و خدایی که در همه حال شنوا و بیناست برقرار بود که الان من دارم این کلمات رو می نویسم …
اما هرچقدر زمان لازم باشه خواهم گذاشت و این آیات و برداشت خودم رو همینجا به نگارش در خواهم آورد.
اینجا در گام هشتم پروژه تغییر.
بسم الله.
سوره بقره
مَا نَنسَخْ مِنْ ءَایَهٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرࣲ مِّنْهَآ أَوْ مِثْلِهَآۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءࣲ قَدِیرٌ(١٠6)
[حکمِ ] هر آیه اى را که [بر اساس مصالح مردم و مقتضاى زمان] از میان برداریم یا به تأخیر اندازیم، بهتر از آن یا مانندش را مى آوریم آیا ندانسته اى که خدا بر هر کارى تواناست ؟!
منظور از آیه نمیتونه آیات کتاب باشه چون از میان برداشتن یا به تاخیر انداختن یه امر زمانی و مکانی هست نخ نوشتاری.
پس منظور همون نشانه هایی هست که ما در راستای درخواست هامون دریافت میکنیم(در آیه بعد در مورد درخواست صحبت میشه) تاخیر مثل سوختن هارد لب تاپ شما ، مثل بسته شدن جگرکی من، مثل پلمپ شدن شهر کباب و تضادهای گوناگون و در ادامه خدا میگه اینکارو میکنیم که بهترش رو مثل اونو ایجاد کنیم. در ادامه میگه آیا نمیدونید که خدا به هر کاری توانایی داره؟
سوره بقره
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلْکُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِۗ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِیࣲّ وَلَا نَصِیرٍ(١٠٧)
آیا ندانسته اى که فرمانروایى و حکومت آسمان ها و زمین فقط در سیطرۀ اوست و شما را جز خدا هیچ سرپرست و یاورى نیست ؟
در ادامه میگه آیا نمیدونی آسمان ها و زمین متعلق به اونه و نباید از پایین تر از رب رو به عنوان یاری کننده و سرپرست در نظر بگیرید.
کلمه دون الله یعنی هر چیزی پایین تر از الله.
سوره بقره
أَمْ تُرِیدُونَ أَن تَسْـَٔلُواْ رَسُولَکُمْ کَمَا سُئِلَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُۗ وَمَن یَتَبَدَّلِ ٱلْکُفْرَ بِٱلْإِیمَٰنِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِیلِ(١٠٨)
بلکه مى خواهید از پیامبرتان [کارهاى نامعقول و بیهوده] درخواست کنید، همان گونه که پیش از این از موسى درخواست شد؟ و کسى که کفر را به جاى ایمان اختیار کند، تحقیقاً راه راست را گم کرده است.
در ادامه داره دون الله رو واضح تر میکنه.
میگه؛
با اراده خودتون میخواید از پیامبرتون درخواست کنید. مثل اون قبلیا که از موسی درخواست کردن؟
و کسی که حتی درخواستش رو به پیامبر عرضه کنه رفته سراغ دون الله و کفر رو به جای ایمان انتخاب کرده و راه راست رو گم کرده…
سوره بقره
وَدَّ کَثِیرࣱ مِّنْ أَهْلِ ٱلْکِتَٰبِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّنۢ بَعْدِ إِیمَٰنِکُمْ کُفَّارًا حَسَدࣰا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّنۢ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ ٱلْحَقُّۖ فَٱعْفُواْ وَٱصْفَحُواْ حَتَّىٰ یَأْتِیَ ٱللَّهُ بِأَمْرِهِۦٓۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءࣲ قَدِیرࣱ(١٠٩)
بسیارى از اهل کتاب پس از آنکه حق براى آنان روشن شد به سبب حسدى که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان] درگذرید، و [از آنان] روى بگردانید، تا خدا فرمانش را [به جنگ یا جزیه] اعلام کند؛ یقیناً خدا بر هر کارى تواناست
جایگزین کردن کفر به جای ایمان در آیه قبل مشخص شد و در ادامه میگه ببخشید و به حرف اونا توجه نکنید تا با فرکانس بخشش و کنترل کانون توجه خدا بتونه امر خودش رو اجرا کنه.
سلام آقا محمدحسین
سلام وسلامتی و نور ورحمت ومودت الله مهربان از روشنی قلبم…
کامنت پر ازنورشما در بهترین زمان به دستم رسید و پیغام خداوند رو برام به ارمغان آورد.
و ازون موقع من چندبار این کامنت رو خوندم و هربار نور بیشتری ازش دریافت کردم.
من خیلی انسان خوشبختی هستم که جهانم سرشار از انسان های شایسته ای شده که با عقل خودم هیچ وقت نمیتونستم داشته باشمشون ولی خدا این ارتباطات رو برام ایجاد کرده…
من از شما،از قلب سلیمتون،از محبتتون،ازین تلگراف پر ازنوری که برام فرستادید بی نهایت سپاسگزارم.
داداش محمد،میدونم که فرکانس صداقت این جملات به شما میرسه،من هر کامنتی که نوشتم یا پاسخ دادم با تموم قلبم بوده نه با دستام،یعنی خدا گفته و نوشته شده …و اگر قلبم چیزی رو دریافت نکنه حتی یک جمله هم نمیتونه بنویسه،میخوام صمیمانه ازتون معذرت خواهی کنم سوال شما رو درباره ی تابلوی مغازه بی پاسخ گذاشتم،ببینید چقدر برام مهمه که سوالی بی جواب نمونه که هنوز یک گوشه ی ذهنم درگیرشه.
من خیلی دوست داشتم به اون کامنت پاسخ بدم،اما قلبم هیچی دریافت نکرد…و منم باید تسلیم این نیرو میموندم،چون میدونم اگر قرار بوده باشه من چیزی بنویسم حتما بهم گفته میشه…
کامنت های اخیرتون رو خوندم و میدونم در حال نشون دادن چه ایمانی به خداوند هستید و مطمئنم این ایمان،به زودی شمارو وارد مدار بالاتر میکنه،همون مداری که خدا میگه:سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا
براتون بهترین هارو آرزو میکنم و به امید شنیدن خبرهای عالی از شما،نور قلبتون مستدام،الله یارتون باشه همیشه.
سوره حج
یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ ضُرِبَ مَثَلࣱ فَٱسْتَمِعُواْ لَهُۥٓۚ إِنَّ ٱلَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَن یَخْلُقُواْ ذُبَابࣰا وَلَوِ ٱجْتَمَعُواْ لَهُۥۖ وَإِن یَسْلُبْهُمُ ٱلذُّبَابُ شَیْـࣰٔا لَّا یَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُۚ ضَعُفَ ٱلطَّالِبُ وَٱلْمَطْلُوبُ(٧٣)
اى مردم! [براى شما و معبودانتان] مَثَلى زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانى که به جاى خدا مى پرستید، هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند اگر چه براى آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزى را از آنان برباید، نمى توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.
سلام آبجی سعیده.
خیلی فرق میکنه بخوام به آگاهی هام تکیه کنم و بنویسم…
یا با قلبم بنویسم…
این آیه ای که اون بالا نوشتم با قلبم بود…
آبجی جان نیاز به عذرخواهی نبود ، شما زمانی به اون موضوع اشاره کردید که من جگرکی رو جمع کردم و این بازم نشانه بزرگی برام بود.
نشانه ای برای اینکه چقدر خدا بموقع قلب آدم رو محکم میکنه.
خدا میگه من اون موقع به قلب توحیدی سعیده چیزی الهام نکردم چون قرار بود تو جگرکی رو جمع کنی، چون نیاز نبود زحمت بکشی و تابلو بزنی…
چون قرار بود همه اون مشتری ها و اعتبارش به الله برسه و حتی یک درصدم به تابلو نرسه.
سعیده جان من سعی میکنم احساساتی نباشم و بیشتر بفهمم که خدا برای من پلن نمیچینه.
خدا برای من چیزی نمیخاد…
اون درخواست های منو به من میده و من خالق زندگیم هستم…
وقتی من باورهای جدید میسازم. جهان بر اساس سازوکارش، به باورهای جدید من واکنش نشون میده،
نشونه های جدید میاد. آدمای جدید، اتفاقات جدید، که همشون با درخواست های جدید من هماهنگ هستن.
اینا همش واکنش جهان به باورهای جدید منه، نه پلن چینی خدا.
اگر فکر کنم خدا برام پلن چینده. چون از اون طرف توحید مهم ترین اصل زندگیمه ، مرتکب اشتباه میشم و تو نقطه ای که مشکلات و مسائل و کمبودهای زیادی داره مقاومت میکنم و فکر میکنم چون این پلن خداونده من با تمام توان باید مقاومت کنم.
این مقاومت در برابر سختی ها و فشارها با این منطق که من دارم به پلن الله عمل میکنم ، همون چک و لگدهاست….
سعیده جان..
من قبل از شروع جگرکی به شدت روی این باور که”معنوی ترین کار جهان ثروتمند شدنه” کار کرده بودم..
و چون سی سال تو مغز من فرو رفته بود، معنوی بودن= تهجد های شبانه، نمازهای طولانی خواندن، روزه گرفتن، زیاد ذکر گفتن و تلاش خیلی زیاد کردن و این یعنی انسانی معنوی بودن…
و ذهن من باور جدید رو با منطق های قبلی در خصوص معنویت مطابقت داده بود و این شد که علی رغم عشق و علاقه و حال خوب من در حال تحمل فشار زیادی دم مغازه جگرکی بودم…
که به جزئیات اون فشارها اشاره ای نمیکنم..
وقتی این موضوع رو متوجه شدم…
تصمیم گرفتن باور کنم آسان ترین و راحت ترین کار جهان ثروتمند شدنه ، بعد از تکرار این باور اتفاقات عجیب و غریب رخ داد که تفسیر فرکانسیش برای من این بود که باید جگرکی رو جمع کنم…
محل کار قبلی شیفت های خوبی داشت و محل کار جدید شیفت هاش بدتره و رفت و آمدم بهش اضافه شده ،
اما وقتی جگرکی رو کامل جمع کردم ، دوباره داره نشونه های جدید برای برگشت به محل کار قبلی هویدا میشه..
یعنی حضور در محل کار جدید که پسند من نیست حتی دو ماه هم طول نکشیده. حتی دو ماه…
سعیده جان میبینی جهان چجوری کار میکنه؟؟
میبینی باورها چجوری کار میکنن؟؟
میبینی ، ما چجوری به سمت خواسته هامون هدایت میشیم…
ما با یک دانا و توانا و قدرت مطلق طرفیم…
به خاطر وجود دوستان بی نظیری مثل شما، در این بهشت از خداوند سپاسگزارم…
و به الله بی همتا می سپارمت…
سلام سعیده جان!
انشالله همیشه در حال عشقبازی با خداوند باشیم..
منم هر عصر دور از هر کتگوری…دل میزنم به دریا میرم یه پیاده روی عالی…
چقدر لحظاتی که با خداوند هستم.حالم خوبه
چقدر باهاش؟صحبت میکنم.
امروز صبح خیلی با احساس خوب براش گریه کردم..
حتی گریه هم “براش عزیزه….
یادمه اونروزایی که تازه تو فاز این مسیر رفته بودم.ساعتها توی کوه گریه کردم …
چقدر لطف خداوند رو توی تمام لحظاتم میدیدم…
و این لطف هنوزم وارد زندگیم “هست و انشالله خواهد بود..
سعیده جان همه ما شهد شیرین این خداوند رو چشیدییم..
و میدونیم تنها حال خوبمان همین مسیر هست و بس…
سعیده جان! اون قسمتی که بهتون پیشنهاد سود بانکی برای بورس گفته بودن…
این دیگه خط پیشنهادبود..خندم گرفت از این صحبتتون…
واقعا!!!هر چقدر تو فضا دارم روی خودم کار میکنم..
بیشتر به این درک میرسم..روی هیچ چیزی حساب باز نکنیم..
سعی کنم از خداوند هدایت بخایم..
این هدایت و روی خدا حساب باز کردن.بزرگترین آبشنیه که اگه همه انسانهای روی کره خاکی میدونستن،” هیچکسی در خط فقر در تمامی جنبه ها نمیرسید…
و من و شما و دوستان الهیمون…اگه بتونیم روی خودمون و هدایتها کار کنیم ..هیچ وقت تو دام ناملایمتیها گرفتار نمیشویم…
سعیده جان یادمه حدودا چند سال پیش…یه شخصی که دوستم بود و بهش شرک میورزیدم. ایشون از پول خودش برام توی بورس کار میکرد..
و مثل این گداها..هر بار که سود میکرد!!(ناگفته نمونه،” خودش پول میزاشت)بخاطر اینکه از حساب من کار میکرد…یه مقداریم به من میداد.
دقیقا سعیده عین گداها…
و یه روز بهم الهام شد..که برم این شرک رو از بیین ببرم..
به محض اینکه بهم الهام شد.ماشین گرفتمولی ایشون خونه نبودن.و برگشتم..
خداوند بهم الهام کرد این پیام رو واسش بفرس…
و من اونجا این شرک رو از بیین بردم…
چقدر من انرژیم بخاطر 50 تومن هدر میدادم..
چقدر هر بار میخاست برده.ش باشم..
ولی یجایی خیلی بُرد کردم..هر سودی که از کار خیاطی بدست میوردم…باهاش پس انداز میکردم.الان اونا چقدر برام سود داشت..
اونم هدایت خدا بود..
در کل لطف خدا خیلی ضرر پولی نداشتم..
ولی تا دلت بخاد ضربه های روابطی خوردمو زیر دنده های قربانی شدن له شدم..
.
و سعی کردم هیچ وقت نه وامی بگیرم…و نه روی کسی و سود هیچکسی حساب باز کنم..
..
سعیده جان انشالله شما هم”همیشه در پناه ثروتهای بی انتهای خداوند باشید…
الحمدالله رب العالمین.
سلام سعیده ی قشنگ و دوست داشتنی
چقدر تمیز
چقدر مرتب
چقدر کامنتت نور افشانی کرد برام
بیشتر و بهتر از همیشه
هرروز یه ورژن بهتر از سعیده رونمایی می شود
چقدر آیه 139 آل عمران به دلم چسبید سعیده
چقدر بهش نیاز داشتم
واون شعر قشنگ را با جان و دل بلعیدم
چقدر برای منم همین طور شد
عاشق خدا شدم وقتم آزاد شد، وهمه ی اونایی که گفتی و بی نیاز شدم
و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی
ممنون که می نویسی
مرحبا به تلاش و تمرکزت
دست خدا به همراهت سعیده جان
الحق که سعیده هستی
سلام به سعیده عزیز نورانی توحیدی من سعیده جانم خبرت هست که از خوبی خود بی خبری ( یه عالمه چشم قلبی نثارت ) وای خدای من الله اکبر ازین روح معنوی و توحیدی زیبای تو چقدر دلنواز بود این دل نوشته های تو
خودت میدونی چقدر من با این مناجات تو غرق اشک شدم و تو آغوش پر مهر خدا لذت بردم و گفتم خدایا سعیده جانم رو واسطه قرار دادی که منو هدایت کنی ؟؟ الهی بگردم حکمت پر از نعمت تو را …
سعیده جانم خودت خبر داری من همه کامنتای قشنگ تو رو کپی کردم بردم تو word و یک آرشیو زیبای طبقه بندی شده تشکیل دادم بنام مثنوی سعیده جانم و هم تو سیستم و هم تو گوشیم ذخیره است و هر وق بیدار میشم یا میخوابم یا سرکارم با عشق میخونم و بقول خودت این لذت بخش ترین و دلنشین ترین لحظات زندگی من شده و همش دوس دارم تنها باشم غرق این مثنوی زیبای مناجات با خدا بشم الهی خیر ببینی دختر که البته ایمان دارم ایمان دارم فرکانس این همه رشد مدارت رو دریافت میکنی و چقددر ما همه منتظریم بیای پاداش این فرکانس ها رو که دریافت میکنی برامون تعریف کنی تا ایمان همه ما بیشتر بشه تا راه درست هدایت برای ما هم واضح تر بشه
خدانگهدارت شاگرد اول زیبای کلاسمون که بهت افتخار میکنیم و امیدوارم امیدوارم امیدوارم بتونم خارج ازین سایت پیدات کنم و نزدیکتر باهات ارتباط بگیرم
سلام به الهه جانم…
شاعر میگه: اِی الهه ی ناز…با دل من بساز…
مرسی که انقدر نازی،مرسی که انقدر مهربونی،مرسی که انقدر قلبت پر از نوره،مرسی برای تموم خوبی هات،مرسی برای تموم قشنگی هات،مرسی که انقدر با خدای درونت در صلحی،مرسی که انقدر قلبت روشنه،مرسی که رفیق منی،مرسی که میتونم صدای خدارو از خط به خط تلگرافت بشنوم،مرسی که انقدر ماهی…
من خییییلی انسان خوشبختی هستم که خدا شمارو به من داده،برای تموم عشقی که ازت دریافت کردم ازت سپاسگزارم و برات بهترینِ بهترین هارو آرزو میکنم…
به امید دیدار روی ماهت در بهترین زمان ومکان
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
در پناه نورمیسپارمت و الله یارت باشه همیشه.
سلام به استاد نازنینم
سلام و درود به خانم شایسته دوست داشتنی
سلام به همه رفقای گلم
شانس به نظرم به عنوان یک کلمه صرفا برای این به وجود اومده که انسان های ناتوان موفقیت انسان های دیگه رو با این کلمه برای خودشون توجیه کنن.
ضعف و ناتوانیشون رو به شانس ارتباط بدن و رسیدن به نقطه خوب از زندیگیشون رو به بخت و اقبال بسپارن.
استاد موفقیت بی شک جز با حال خوب و تلاش به دست نمیاد.
من یه تجربه جالب دارم از همین مسئله شانس.
من همیشه از کلمه قمار متنفر بودم، نه به خاطر باورهای مذهبی بلکه به خاطر اینکه نمیدونستم برای رسیدن به هدف باید روی چه توانایی هاییم تمرکز کنم و چه توانایی هایی رو برای رسیدن به موفقیت پرورش بدم.
یادم نمیره حدود سال 1397 بود و من تازه با رمزارز ها به شکل جدی آشنا شده بودم و سعی داشتم از این مسیر ثروت زیادی خلق کنم (دلیلش هم این بودش که عده زیادی رو در کنارم دیده بودم که از نقطه A مالی به نقطه B مالی از طریق تجارت رمزارز ها رسیده بودن و وضعیت مالی بسیار خوبی داشتن البته این اتفاق بر میگرده به قبل از آشنایی با استاد)
من دیگه خیلی خوشحال بودم، چون میدونستم بر خیلی از چیزهایی که بر بستر تکنولوژی بودن آگاه هستم سریع رفتم یه حساب تو یک صرافی آنلاین باز کردم و سرمایه اصلی که خیلی خلی ناچیز بود :)) وارد بازار سرمایه کردم و در 3 4 تا تجارت اول سود خیلی دلچسبی کردم و دیگه خودم رو به مسیر بازار چیره میدیدم
بدون اینکه دنبال یادگیری منطق بازار باشم
بدون اینکه دنبال لذت بردن از ثروت آفرینی باشم و بند اعداد و صفر ها باشم
بدون اینکه درک کنم اصلا این بازار چی هست و چه نتیجه مالی داره
و ….
در نهایت اتفاق جالبی که افتاد این بودش که من سرمایم رو 10 برابر کردم طی 3 هفته ولی در یک معامله در کمتر از 5 دقیقه کلش رو از دست دادم :))
این رو برای دوستانی می گم که الان درگیر رمزارزها هستن و به نوعی دنبال افزایش درآمدشون هستن!
به قول استاد ماهیت بورس و بازارهای مالی جهانی مثل فارکس و … بد نیست بلکه خیلی عالیه ولی اگر به هدف دوبل یا سوبل کردن پول واردش بشین نتنها تو اون بازار پولتون رو از دست میدین بلکه زندگیتون رو از دست میدین!
اینکه بر اساس شانس ما بخوایم یه تصمیم رو بگیریم صرفا بر اساس شنیده ها و احساس FOMO هستش
FOMO یعنی Fear of Miss Out ===>>> تر از دست دادن.
این جمله های خنده دار که :
اع اع اع اگر اون پولم رو فلان جا گذاشته بودم الان 10 برابر شده بود
مهدی آقا رو دیدی پولاشو ریخت تو همین نمی دونم چی چی هست بیت کویینه چیه ملکه ارز ها الان یه عالم پول داره
میدونستی اگر اون موقع فلان چیز رو خریده بودم الان چه قدر شده بود ( و ماشین حسابش می سوزد … )
و ….
صرفا برای انسان های ترسو هست، انسان های که به آیندشون امید ندارن و خودشون رو لایق آسان ثروت سازی نمی بینن!
مسیر ثروت سازی یک اتفاق یک شبه یا یک هفته ای نیست! اصلا وابسته به یک ظرف زمانی نیست ، بلکه یک مسیر ملایم هستش که بسته به باورهای شما هر روز و هر لحظه رشد میکنه و به نقطه های بالا تر میرسه!
هیچ بازاری حتی همین بازار جهانی به صورت یک تکه رشد نمی کنه و بعد از هر رشدی یک نزولی داره و بعد از هر نزولی یک رشدی داره!
به قول قرآن : بعد از هر سختی یک آسانی هست و این نشون دهنده این هستش که همه چیز نیاز به زمان و طی کردن تکامل خودش داره، بابا خود خدا هم گفت آسمان ها و زمین رو در شش روز خلق کردم بعد ما انسان های خاکی چه انتظاری از خودمون داریم؟!
شرط رسیدن به ثروت صرفا تهعد هستش و بس
تعهد به اینکه از چیزی که داریم لذت ببریم => پس به هرچیز بالاتری که برسیم باز هم لذت می بریم!
تعهد به اینکه منتظر نتیجه نباشیم!! => انتظار همیشه نقطه دید مارو کور می کنه و نگاهمون رو میندازه به جلو پامون در حالی که شاید بهشت و شکوهی که انتظارش رو می کشیم ده قدم جلو تر باشه!
تعهد به اینکه همیشه دنبال خلق ارزش و اکتشاف باشیم => در هر موقعیتی همیشه ایده های بکری وجود داره که توسط هیچکس کشف نشده و اون ها منتظر تو هستن که کشفشون کنی ( تا همین لحظه من 2 تا ایده پول ساز جدی رو طی یک سال اخیر راه اندازی کردم که حتی کسی فکرش رو نمی کنه میشه انجامش داد !!! )
تعهد به اینکه آرزوهامون رو به باد نسپریم و بابتش حرکت کنیم => با جون و دل درک کردم که همیشه قرار نیست اون مسیری که میری جواب بده! خیلی وقت ها مسیری که میری پیشنیاز یک مسیر دیگست و صرفا زمانی به یک هدف والا تر میرسی که از مسیرت لذت ببری ( خیلی وقت ها برامون پیش اومده که می خواستیم به سمت یک مقصد با ماشین یا پیاده حرکت کنیم ولی در وسط راه متوجه شدیم که گزینه بهتر هم هست!! ولی وقتی به اون گزینه بهتر رسیدیم که حرکت کردیم و با یک جا نشستن به نتیجه ای نرسیدیم)
امیدوارم که به جای خریدن تخم مرغ شانسی قلک امید برای خودتون بخرین و این قلک رو با تلاش و حرکت خودتون پر کنین چرا که موفقیت با قلک امید 100 درصد هست ولی با تخم مرغ شانسی 50 50!
آدم زیرک هیچ وقت یه چیز 100 درصدی رو به یه چیز 50 درصدی نمی بازه
خیلی دوستون دارم
آرزوهاتون رو آرزومندم
سلام بر برادر عزیزم
علی خوشدل عزیز و خوش قلم
علی جان دقیقا من هم به سبب وضعیت کاریم و این که تو حوزه تکنولوژی هستم
به واسطه دوستانتم با این داستان رمز ارزها آشنا شدم دقیقا زمانی که تو بیزنسم شکست خورده بودم
و راستش دقیقا حسم از اون اول بهش خوب نبود
نمیخوام ردش کنم و خیلی ها به نتایج مالی عالی رسیدن
ولی احساس من بهش خوب نبود در هر صورت
چون من از روز اول دوست داشتم وقتی پولی در میارم مسیر اومدن اون پول برام روشن باشه و همین الانشم اینطوریم
یعنی دوست دارم نقشه راه اومدن اون پول مشخص باشه
و از هر مسیری
همین الانشم اون پول رو نمیخوام
و دوست دارم اون پول از مسیری که قلبم میگه بیاد
3 تا نکته طلایی کامنتت
یعنی احساس خوب و تکامل و تلاش برای کسب ثروت
واقعا رمزه بیزنس هست این سه تا
من به عتوان یه نمونه آدمی که یه بیزنس رو با احساس خوب و تلاش ایجاد کردم
و بد با احساس بد و ناسپاسی نابودش کردم
و دوباره با توجه به اعتماد به نفسی که یک بار این کارو کرده بودم و با خوب کردن حالم
دوباره و تاکید میکنم تکاملی ساختمش و دارم میسازمش
کاملا حرفات رو تایید میکنم
و واقعا حال خوب و. احساس خوب باعث میشه تو یه روزی که به ظاهر تو مسیر نزولی هستی
با عشق و لذت و ایمان صبر کنی
تا کاشته هات به ثمر بشینه
و صد در صد وقتی تو این مسیری طبق قوانین بدون تغییر
بهت ایده ها گفته میشه
همونطوری که گقتی بهت گفته شد تو این یکسال و خدا میدونه میلیاردها ایده دست نخورده هست هنوز و اصلا هر روز خلق میشه تو این کائنات با این همه فراوانی
و حالا نوبته حرکته و نشون دادن ایمان
و البته با لذت و احساس خوبه
که همه چیز توی روابط و مسائل مالی
همین احساس خوبه
زندگی یه بازی کامپیوتریه تا احساست تو این مرحله خوب نباشه امکان نداره بری بالاتر
وقتی احساست خوبه بهت گفته میشه چه دکمه ای رو بزنی و چه کاری کنی تا بری مرحله بالاتر قطعا
و خیلی عالی در بازه احساس خوب و لذت نوشتی علی جان
برادر عزیزم غرق در عشق و سلامتی و ثروت و از همه بالاتر لذت از مسیر باشی
در پناه الله یکتا
سلام بر علی خوشدل عزیز
واقعا هروقت اسمت میاد یاد کامنت های قشنگت میفتم که با چه حوصله و اشتیاقی جواب خیلی از کامنتارو میذاشتی… امیدوارم در کنار همسر عزیز و هم فرکانست خوشبخت باشی!
من هنوز این فایلو ندیدم و نمیدونم درباره چی بحث شده ولی خیلی نکته خوبی رو گفتی…
رمز ارز .فارکس.بورس ایران بد نیست اصلا هم بد نیست خیلیم عالیه چون خودم وارد این داستان شدم میدونم خیلیا ازین طریق به سرمایه چند برابری رسیدن….
بحث سر اینه ما بر اساس باور کمبود فکر میکنیم فقط تو یک شغل فرصت پولسازی هست و بجای اینکه دنبال علاقمون باشیم دنبال اینیم فلانی چقدر سرمایه اش زیادتر شده و اگر ما هم فلان ارزو خریده بودیم چقدر سود میکردیم…. (دوباره تاکید میکنم دنبال کردن بورس یا بازارهای مشابهش بعنوان یک راه درامدی که بهش علاقه داریم و با باورهای خوب اصلا بد نیست)
اما مهم نیست اصلا ما چه کاری رو انتخاب کردیم ! جهان به این کار نداره ما چه کار و حرفه ای انتخاب کردیم اون فقط به فرکانس ما کار داره! میشه با باورهای خوب وارد شغل خرازی شد و میلیاردها تومن ثروت خلق کرد(نمونه اش را در اطرافیان دارم) و میشه با باورهای داغون و باور کمبود وارد بورس شد و نه تنها سود کرد بلکه کل سرمایمون رو از بین ببریم!
بقول استاد که اوایل شروع ویروس (گمانم توی فایل لایو) گفتن جهان داره ادمارو غربال میکنه این داستان بورس و … هم همینه! ی عده ای بصورت گله ای وارد میشن و ضرر و زیان میکننو خارج میشن و تا اخر عمر ناکامی هاشون رو گردن بورس میندازن و حاضر نیستن نداشتن دانش و طمع خودشون رو عامل بدونن….
بقول علی جان وقتی ما 100درصد رو داریم چرا اون رو مفت بفروشیم؟!
در پناه خدا
الهی من قربون این ارامش نابتون بشمم داداش سید علی نازنینم شما چقدر بینظیرین چقدر پراز خدایین چقدر پراز عشقینن چقدرر سرشاز از خداینن جقدرعاسققتونمم چقدرعاشققتونمم تموم شدمم یعنی تموم شدم اشکام ریخت از این همه عشقق این همهه ارامش اتصال نابتون الهی من قربونتون برم چقدرزیبا نوشتین ومن با سلول به سلولللم درک میکردم تک تکک کلمات و اگاهی ها الهامات نابتون رو خدای من خدای من چقدر عاشق این جمله ی نابتون شدمم داداش نازنین من چقدر چقدر این درک بینظیزتون اینکه چقدرزیبا درجا درست مثل استادعزیزمون به الهامات عمل میکنین چقدر چقدربینهایت بسنهایت تحسینتون میکنمم داداش عزیزم.چقدربینهایت بینهایت تحسینتتون میکنمم چقدر ستایش میکننم این ارامش اتصال نابتون رو جقدر سپاسگذارم که مینویسین این اکاهی های نابب الماس الماس خدادند رو باهامون به اشتراک میذارین جقدرتحسسنتون میکنم 9قدربینهایت بینهایت تحسسنتوت میکنمم این درک بینظیرتون رو چقدربا نهایتدعشقق ارامش احساس خوب نوشتین که حل ترین شدم درونش چقدززیبا بود این جمله که گفتین
“” شرط رسیدن به ثروت صرفا تهعد هستش و بس
تعهد به اینکه از چیزی که داریم لذت ببریم => پس به هرچیز بالاتری که برسیم باز هم لذت می بریم!
تعهد به اینکه منتظر نتیجه نباشیم!! => انتظار همیشه نقطه دید مارو کور می کنه و نگاهمون رو میندازه به جلو پامون در حالی که شاید بهشت و شکوهی که انتظارش رو می کشیم ده قدم جلو تر باشه!”” چقدربرام درس داشت چقدر زیبا هرلحظه خداوند هدایتمون میکنهه چقدرزیبا هرلحظه هدایتمون میکنهه بهمون الهام میکنههه چقدرزیبا هرلحظه هدایتمون میکنههه به سمت درک بهتر به سمت بهتر بهتر فهمیدنن قوانین نابش عمل کردن بهتر چقدرزیبا هرلحظه هرلحظه هدایتمون میکنهه هرلحظه هدایتمون میکنههه هرلحظه هدایتمون میکنههخ بهمون الهام میکنهه عاشققتونمم عاشققتونمم بینهایت بینهایت تحسینتتونومیکنممم چقدربینهایت تحسسنتتتون میکنممم جقورتحسینتتون میکنمم چقدربهتون افتخار میکنمم چقدربینهایت تحسسنتتون میکنممم عاشقققتونمم بینطیربودد بینطیرر الهی که هرلحظه غرق بینهایت بینهایت نعمت ها فراوانی ها ثروتهاا غرق ارامش اتصال عشق بینهایت خداوندم باشین الهی که جریانیییی ازبینهایتتت نعمت ها ثروت ها فراوانی ها جریامی از بینهایت عشققق بینهایت فراتر از تصورتان جاری ترین جاری ترین باشه برلحظه لحطه تون داداش نازنینم عاشققتونمم بهترینن های بهترینننن هارو برایتان میخواهم ازیگانه قدزتتت جهان که همه اوستتت همه اوستت تنها قدرت اوستت هنه از جانب تنها اوستت که هرلحظه هدایتمون میکنهه که عاشقانه عاشق ماست عاشقتونم
سلام الی جان خواهر ناظرنم
من چه کنم با این همه انرژی و محبتت و مهربانیت خواهر گلم
خیلی خیلی خیلی خیلی ممنونم بابت این همه حال خوب و عمیقت دوست عزیزم
انقدر کیف کردم که حد نداره
بی شم این انرژی بی نهایت و بی نظیری که خدا بهت داده و بهش واقعا قبطه می خورم رو با ایمان و عمل و از همه مهم تر تفکر و اکتشاف ترکیب کنی یکی از بهترین های جهان در هر زمینه ای میشی همونطور که هستی مهربون جان
بی شک پاسخ حال خوب رو قطعا با خوبی و نیکی میبینی و امکان نداره چیزی بدون پاسخ بمونه
عزیزدل برادر این عشق به وصفت به پروردگار نعمت بزرگیه که خدا به کمتر کسی ارزانی می کنه!
اینکه انقدر زیبا عشق به خدارو بر زبونت میاری و با کلمه الله اشک بر صورتت جاری میشه یعنی خیلییییییییییی به خدا نزدیکی فرشته خوب خدا
حسابی مواظب حال دلت باشه که بزرگ ترین و تنها دارایی ارزشمندته
انشالله همیشه در پناه الله سالم و تندرست باشی و به ثروت بی نهایت برسی فرشته زیبا
آفرین به این دریافتها و باورهای اصیل. تعهد به شناخت علائق، تعهد به حرکت کردن، تعهد به لذت بردن از مسیر ، تعهد به خلق ارزش، بکار گرفتن ایده های جدید و نترسیدن از وارد شدن به آنها و لذت بردن از کشف مسیر،… بسیار عالی بود. در پناه حق باشید
سلام دوست عزیز هم فرکانسی ام .از خوندن کامنت زیبای شما نهایت لذت روبروم. از روزی که شما و عزیز دلتون در کلاب هاوس با استاد صحبت کردید بهترین الگو در زمینه ی تروابط ،ثروت و….برای من شدید .تحسینتون می کنم . ان شااله هر روز زندگی زیباتری رو تجربه کنید. این پاداش ها گوارای وجودتون ،اینها نتیجه تعهد وایمان شماست .امیدوارم روزی اونقدر نتایج بزرگ وعالی بگیرم که وقتی با استاد صحبت کردم ،الگوی عالی برای دیگر دوستانم باشم مثل شما که وقتی اسمتون رو هر جای سایت می بینم احساس غرور می کنم واز خداوند سپاسگزارم که جنس انسانهای زندگیم خیلی متفاوت ونابه .بهترینها رو براتون آرزو دارم .
سلام دوست عزیز
قسمتی که در مورد تعهد گفتی که:
(شرط رسیدن به ثروت صرفا تهعد هستش و بس)
این فکر تو سرم اومد که یه جورایی معنای دقیق «صبر» در قران میشه «تعهد»!
تعهد و صبر یعنی فارغ از اینکه الان چه شرایطی داری چقدر روی خودت و باورهات کار میکنی و قدم هایی که برای رسیدن به خواسته ت لازمه رو برمیداری
ممنون از کامنت خوبت واقعا لذت بردم ازش استفاده کردم