این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/10.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-09 08:03:522025-11-10 17:47:45تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
این روزها خیلی خوشحالم از استاد عباس منش و خانم شایسته و از خداوند خیلی سپاسگزارم بابت این دوره ارزشمند توی کامنت های قبلی ام نوشته بودم که خدا میدونه پایان گام 18 چه نتایج درخشانی میگیریم خواستم بگم من توی همین 10 گام بزرگترین نتیجه خودم رو گرفتم و خداوند توی خواب و بیداری هدایتم کرد به سمت بزرگترین نشتی انرژی ام نشتی که مثل یک سد بزرگ جلوی ورود نعمت های بیشتر به زندگیم رو گرفته بود توی چند سال اخیر من نتایج فوق العاده ای گرفتم اما این نتایج متوقف شده بود و بالاتر نمیرفت اما اونقدر تمرکزی تمرینات این گام رو انجام دادم اونقدر از خدا درخواست هدایت کردم و ادامه دادم و ادامه دادم تا بالاخره هدایت شدم خدایا شکرت از امروز میرم برای بستن اون نشتی انرژی چیزی که حتی فکر نمیکردم نشتی انرژی و دلیل عدم رشد بیشتر من از اونجا باشه خدا میدونه چه سیل عظیمی از نعمت و ثروت توی راهه فقط خدا میدونه…
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
با جزئیات بنویس که آن موقعیت چه بود، چه احساسی داشتی، و امروز با نگاه آگاهتر چه درسی از آن گرفتی؟
برای انجام این تمرین من خیلی فکر کردم و یه چیزی یادم افتاد که مربوط به دوران نوجوانی من میشه چیزی که اون موقع فکر میکردم شکست هست ولی الان هربار که یادش میفتم فقط میگم خدایا شکرت که نشد خدایا شکرت که نشد…
من از بچگی با همه فرق داشتم از نظر رفتاری از نظر حرف زدن از نظر اخلاقی ولی خوب بخاطر شرایطی که توی خانواده ما حاکم بود و من همیشه تحقیر میشدم جرات ابراز وجود نداشتم جرات نداشتم که اون تفاوت ها رو به زبون بیارم و همیشه طوری رفتار میکردم که خوشایند بقیه باشه…
از طرفی هم همیشه از پدرم و خانواده و فکو فامیل میشنیدم که کارمندی خیلی خوبه و یه آب باریکه ای هست و یه بیمهای و یه بازنشستگی و…هرکس که زرنگ باشه میره دنبال کارمندی…
از اونجایی که من باورهای مخرب زیادی داشتم که استخدام در بانک و جاهای خوب پارتی میخواد و ما نداریم اصلا به کارمندی پشت میز نشینی فکر نمیکردم اما خیلی به استخدام نظامی فکر میکردم و یادمه برای کل نیروهای مسلح امتحان دادم و مصاحبه رفتم از سپاه بگیر تا ارتش و نیروی انتظامی…
یادمه اون موقع ها خیلی نذر و نیاز میکردم و هرشب به خدا التماس میکردم و گریه و زاری میکردم که خدایا من از تو استخدامی میخوام حالا هرکجا شد هر نیروی نظامی شد فرقی نداره فقط استخدام بشم…
اما هربار که جواب ها میومد همه ی دوستانم قبول میشدن جز من خیلی برای خودم هم عجیب بود چرا مثلاً از 10 تا دوست که امتحان دادیم 9 نفر باید قبول شه و فقط من 1 نفر قبول نشم؟؟
اون موقع ها خیلی ناراحت میشدم انگار غم دنیا روی سرم آوار میشد و فکر میکردم این بزرگترین شکستی که من توی زندگیم خوردم و همیشه با حسرت هرچه تمامتر به خوشحالی دوستانم و خانواده هاشون نگاه میکردم و میگفتم نمیدونم من چه گناهی کردم و خدا چه دشمنی با من داره…
خلاصه این ماجرا گذشت و من از 18 سالگی به تهران مهاجرت کردم و رفتم کارگری توی رستوران بعد اونقدر اتفاقات عجیب و غریب پشت سر هم رخ داد و کلی شغل عوض کردم و در نهایت هدایت شدم به کار در حوزه درمان و بعد از سالها کارمندی توی این حوزه الان شرکت خودم رو دارم…
الان چندساله هروقت که یه افسر سر چهارراه میبینم یا توی بانک یا مغازه یه آدم با لباس نظامی میبینم این داستان یادم میفته و همون لحظه هزار بار خدا رو شکر میکنم و میگم خدایا شکرت که نشد خدایا شکرت که نشد چون هرچقدر فکر میکنم و از هر جهت بررسی میکنم من نه آدم نظامی گری هستم نه آدم کارمندی اگه اون موقع قبول میشدم حتما الان یه آدم افسرده و غمگین بودم نه مثل حالا که به لطف خدا شاد هستم و دنبال پیاده کردن ایده های خودم و لذت میبرم از کارم و درآمدم هم اصلا قابل مقایسه با کارمندی نیست…
درسی که من از این ماجرای زندگیم با آگاهی های الآنم میگیرم اینه که آدم یه خواسته هایی از خدا داره و بد قضیه اینه که پیش خودش میگه خدایا من میخوام فقط از این راه به اون خواسته برسم و غافل از اینه که خدا راه های بهتری سراغ داره راهی که با شخصیت تو سازگارتره راهی که نه تنها تو رو به خواسته ات میرسونه بلکه لذت و ثروت و نعمت هم برات به ارمغان میاره در واقع من این درس رو گرفتم که وقتی از خدا خواسته ای رو مطالبه میکنم دست خدا رو نبندم از سر راه خدا برم کنار اجازه بدم اون هدایتم کنه فرمون رو بدم دست خدا و اعتماد کنم حتی اگه به ظاهر همه چی خلاف خواسته من بود…
سخت ترین کار هم همینه که وقتی همه چی خلاف خواسته تو هست بتونی اعتمادت رو حفظ کنی به این دلیل که 99 درصد آدم ها همیشه درحال دویدن به دنبال خواسته هاشون هستن …
به نظرم اگه توحید و ایمان به خدا رو توی ذهن مون درست کنیم همه چی درست میشه پول و نعمت و ثروت به راحتی وارد زندگیم مون میشه چون پول و نعمت و ثروت مثل باران مثل نور خورشید به صورت طبیعی وجود داره اگه ما نداریم ایراد از ماست …
خیلی خوبه که همه چی رو متوقف کنم یه مدت بیخیال تکنیک های بازاریابی بشم
یه مدت بیخیال تکنیک های افزایش فالوور پیج بشم
یه مدت بیخیال تکنیک های فروش و افزایش درامد بشم…
بیام ببینم من چه باورهایی دارم که اجازه نمیده این پول و نعمت و ثروت به صورت طبیعی وارد زندگیم بشه؟؟؟
این خیلی غیرطبیعی که من دارم با دستای خودم مانع ورود نعمت و ثروت به صورت طبیعی به زندگیم میشم …
توی یه فایلی از استاد شنیدم که گفتن اگه بتونیم قرآن رو در یک کلمه خلاصه کنیم اون کلمه «توحید» هست و من فهمیدم توی این قضیه خیلی مشکل دارم.
جالبه خدا همه چی رو توی قرآن به من گفته اما من به جای اینکه از این نسخه درمانگر استفاده دنبال تکنیک های بازاریابی و…میگردم…
خدایا شکرت همین که من رو آگاه به اشتباهاتم میکنی این بزرگترین لطف و نعمت تو به من هست قدر این نعمت رو میدونم…
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
الهی ب امید او
خدایا خودت هدایتم کن و بر قلمم جاری شو تا یک ردپای ارزشمند از خودم بجا بزارم برای زکیه آینده
واقعا هیچی شانسی و اتفاقی نیست
قبل اینجور فکر میکردم نمیکردم
با خودم فکر میکردم
فلانی چقد خوش شانسه همه دوسشدارن
فلانی چقد خوش شانسه چ خونواده پولداری داره
فلانی چقد خوش شانسه چ فرد مناسبی اومد تو زندگیش ،عجب ازدواجی کرد
گام دهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر– چهارشنبه 21 آبان 1404
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
با جزئیات بنویس که آن موقعیت چه بود، چه احساسی داشتی، و امروز با نگاه آگاهتر چه درسی از آن گرفتی؟
میخوام از دو تا از تجربه هام بگم و بنویسم :
اول یه رابطه عاطفی
و دوم درخواست ارتقا شغلی
سال 99 بود که من یه آشنای رو داشتم که خیلی نزدیک به عقد بود و همه چیز داشت عالی پیش میرفت , ولی دقیقن در همون ماه منتهی به تاریخ عقد همه چیز یهو بهم ریخت
و من اون موققع اصلا نمیدونستم مومنتوم چیه و احساس بد = اتفاقات بد چیه و اینا
افتادم تو مومنتوم منفی و نتیجتا اتفاقات بد رگباری شروع کردن به باریدن و نهایتا اون رابطه به پایان رسید
خوب طبیعتا یه مدتی حالم خوب نبود و کسل بودم ولی چند ماه بعد از اتمام رابطه نکاتی رو فهمیدم که اگر ازدواج کرده بودم به احتمال قریب به یقین به جدایی ختم میشد
تجربه بعدی در مورد یک ماه اخیر هست
من مهر ماه برای داشتن مسئولیت های بیشتر و ارتقا بیزینسی یه درخواستی رو به مدیرم دادم که قرار بور تنهایی هندلش کنم و خوب ریسک های خاص خودش رو داشت , در کمال تعجب در لفافه بهم گفت نه ولی مستقیم نگفت
بعدش خودشون یه پیشنهاد دیگه داد که قرار شد تیمی پیشش ببریم و خوب خیلی خیلی از لحاظ مالی برام بهتر شد ولی تقریبا دیگه اون ریسک ها رو نداره
اون اول که قبول نکردن ناراحت شدم ولی یکی دو روز بعدش رها کردم و جهان همه چیز رو ردیف کرد
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که بهم جانی دوباره؛ نفسی دوباره و تولدی دوباره رو هدیه دادی تا بتونم زندگی بهشتی م رو همراه خودت ادامه بدم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که دارم با احساس فوق العاده عالی و الهی م و با عشق و با شوق و ذوق و با لذت این کامنت ارزشمندم رو مینویسم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که ما رو خالق زندگی مون قرار دادی تا بتونیم هر انچه رو که دوست داریم وارد زندگی مون کنیم.
خدایا شکرت که اینقدر حس و حالم عالی و الهیه
من خدایی دارم ، که در این نزدیکیست
نه در آن بالاها ؛مهربان خوب قشنگ
چهرهاش نورانیست ؛گاه گاهی سخنی می گوید
با دل کوچک من ؛سادهتر از سخن ساده من
او مرا میفهمد ؛او مرا میخواند ؛او مرا میخواهد
او همه درد مرا میداند ؛یاد او ذکر من است
خدای عزیزم هزاران بار تو را شکر میکنم به خاطر این همه ارامشی که با خودت دارم
ارامشی که منو غرق در عشق بازی با خودت کرده
ارامشی که منو رهای رها کرده از هر قید و بند دنیایی
ارامشی که بهم زیباترین حس و حال دنیایی رو هدیه داده
ارامشی که بهم یه زندگی بهشتی رو هدیه داده
خدای مهربانم چقدر زیبا توی خونه ی دلم جا خوش کردی
و چقدر زیبا منو توی اغوش گرم و عاشقانه ت گرفتی و داری منو به زیباترین زمان ها و مکان ها هدایت میکنی
خدای عزیزم تو عشق منی ،تو قلب منی ،تو عطر نفس های منی
تو صاحب و مالک منی ؛تو تمام دارایی منی؛ تو تمام وجود منی
تو یار و مونس و همدم منی تو و چه یار و همدمی بهتر از تو ای مهربانم
خدای مهربانم من بهت ایمان دارم ؛بهت اعتماد دارم و تنها تسلیم توام
استاد عزیزم چقدر زیبا با کلام و اموزش های الهی ت منو دیوونه و مجنون خدا کردی
چقدر زیبا بهمون یاددادی وقتی تمام توکلت به خدا باشه خدا تنهات نمیزاره
چقدر زیبا بهمون یاد دادی با خدا باش و پادشاهی کن
چقدر زیبا بهمون یاد دادی که اگه ایمانت به خدا باشه ؛خدا برات کن فیکون میکنه
استاد عزیزم به خدا اینقدر حس و حالم عالی و الهیه که دوست دارم با تمام وجودم فریاد بزنم خدایا شکرت
خدایا شکرت که دارم با تک تک سلول های بدنم تو رو توی وجودم حس میکنم
خدایا شکرت که همیشه هوامو داری و همیشه حامی و پشتیبان منی و اگر تمام دنیا منو نخوان ؛ولی تو منو میخای
خدایا شکرت به خاطر اینکه منو به این مسیر الهی هدایت کردی و منو با بنده ای اشنا کردی
که داره رسالتش رو به زیباترین شکل ممکن توی این دنیا انجام میده
استاد عزیزم چقدر زیبا با اموزش های الهی تون بهمون یاد دادی میشه توی این دنیا بهشت رو تجربه کرد
بهشتی که میشه همه چیز رو با هم داشت سلامتی و روابط زیبا و ارامش و ثروت رو با هم داشت
استاد الهی و مهربونم میخام با تمام وجودم ازت تشکر کنم و به خدا بری خلقت هدفدارت “فتبارک الله احسن الخالقین” بگم
استاد عزیزم به خدا اینقدر حس و حالم خوبه اینقدر ارامش دارم اینقدر غرق در عشق بازی با خدا شدم که به خدا نمیدونم اطرافم چی میگذره
و دوست دارم تا ساعت ها برات از زندگی بهشتی م بگم؛ زندگی که هر لحظه ش دارم کلی معجزه رو توش میبینم
زندگی که دارم هر لحظه ش رو با خدا راز و نیاز میکنم
زندگی که دارم هر لحظه ش رو هدایتی زندگی میکنم
و برای هر تصمیم و هر کاری از خدا هدایت میخام و چقدر زندگی هدایتی زیباست
خدایی که من تازه پیداش کردم و به خودم تعهد دادم که هیچ وقت رهاش نکنم
هیچ وقت دستمو از دستش جدا نکنم
خدایا شکرت به خاطر این همه حس و حال الهی م که داره منو هر لحظه وابسته تر و دلبستگی م رو به خودت بیشتر و بیشتر میکنه
خدای مهربونم چی کار کردی با دل من که اینقدر بی قراره وصالته
خدایا شکرت که منو به این زیبایی به این فایل بهشتی هدایت کردی
فایل هایی که هر کدوم از جملات و کلام های الهی استاد و دوستای عزیزم دارم کلی درس و اگاهی رو ازش یاد میگیرم و بهم حس و حال فوق العاده ای رو هدیه دادن
خدایا شکرت که دارم این چهره ی زیبا و خندان و ارامش بخش استاد عزیزم رو میبینم
و دیدن این صحنه ی بهشتی و زیبای پردایس این دریاچه ی بهشتی مون ؛این درختای بهشتی مون و این کلبه ی بهشتی مون و دیدن این مرغ های زیبامون که دارن از پشت سر استاد رد میشن ؛بهم کلی حس و حال عالی رو هدیه میدن
استاد عزیزم من عاشق این خنده های زیبا و الهی م ؛ عاشق این لباس پوشیدن های زیباتونم ؛ عاشق این صورت پر از نور و ارامش بخشتم
باورتون میشه استاد به خدا من دارم با تک تک لحظات جملات و کلام الهی تون با خنده هاتون ؛ارامش تون و لباس های زیباتون و تک تک لحظات زندگی تون کلی درس و نکته رو برای خودم یادداشت میکنم
و لباسی که با دیدنش منو یاد اون فایل بینظیر تام بریدی انداخت؛ تام بریدی که داره با کوهی از انگیزه مسیر موفقیت هاش رو بی وقفه ادامه میده
تام بریدی که باورهای بینظیرش و ادامه دادن هاش در مسیر عشق و علاقه ش داره هر روز موفقیت هاش رو بیشتر و بیشتر میکنه
تام بریدی که به ما هم یاد داد که توی هر سن و شرایطی که هستی میتونی موفقیت های بینظیری رو داشته باشی
و هیچ عامل بیرونی نمیتونه مانع کسب موفقیت هامون باشه و اون باورهای ماست که داره زندگی ما رو خلق میکنه و فقط کافیه که مسیر عشق و علاقه ت رو پیدا کنی و این مسیر رو با انگیزه و با عشق با تمام وجودت ادامه بدی اون وقت موفقیت هامون هر روز بیشتر و بیشتر میشه
استاد عزیزم با تمام وجودم این خوش رویی ؛خوش مشر ب بودن تون رو و این ارامش و این لبخند های زیباتون رو؛ این وجود الهی و توحیدی تون رو با تمام وجودم تحسین میکنم
و چقدر صحبت های زیبای دوست عزیزمون سعید جان که در مورد تغییرشون برامون درس داشت
اینکه وقتی توی مسیر اشتباه و نادرست قرار بگیری جهان اولین تلنگرها رو بهت میزنه که باید تغییر کنی و خدا اولین نشانه ها رو بهمون میده که باید تغییر کنی و نباید این مسیر رو ادامه بدی و اگر با اولین تلنگر تغییر نکردی جهان بیشتر بهت چک لگد میزنه که باید تغییر کنی و گاهی اونقدر ما از مسیر دور میشم که میزاریم همه چیزمون رو از دست بدیم اون وقت تغییر کنیم و چقدر خوشحالم که خدا منو به این فایل های زیبا و الهی هدایت کرد تا بتونم این صحبت های زیبا رو بشونم و برام درس بشه که اگه دیدی توی مسیر اشتباه هستی با اولین تلنگرهای جهان تغییر کن
و با تمام وجودم سعید جان رو تحسین میکنم به خاطر این کنترل ذهن عالی شون و ایمان و توکل شون به خدا توی این شرایط سختی که خودش برای خودش بوجود اورده بود و با اینکه تمام دارایی شون رو از دست داده بودن و نه تنها دارایی خودشون بلکه دارایی پدرشون هم از دست داده بودن ولی با توکل به الله و با کنترل ذهن عالی که داشتن ؛محکم تر و قوی تر از قبل بلند شدن و تغییر کردن و خودشون رو پیدا کردن و تونستن با هدایت الله توی مسیر درست قرار بگیرن و به یک بیزینس عالی تر از قبل هدایت بشن و بتونن با اراده ی پولادین شون این مسیر رو قدرتمندتر ادامه بدن و الان توی زمینه ی شغلی خوشون نفر اول توی کشور هستن و من ایمان دارم که شما دوست عزیزم به زودی به یکی از بهترین بیزینس من های دنیا تبدیل میشین
و چقدر این جمله ی زیبای سعید جان رو دوست داشتم و برام درس داشت که ” توی شرایط تحریم هایی که هستیم ولی نمایندگی ۷ برند اروپایی رو دارند و دارند محصولاتشون رو وارد میکنن” و این جمله ی زیباشون برام این درس رو داشت که هیچ عامل بیرونی در زندگی ما تاثیری نداره این باورها و افکار ما هست و این درون ماست که داره زندگی مون رو خلق میکنه و ما فقط کافیه که روی خودمون و باورهامون کار کنیم و تمرکزمون فقط روی زیبایی ها و نکات مثبت باشه و توکل مون به خدا باشه و بدونیم که اگر ایمان مون و توکل مون به خدا باشه خدا خودش تمام کارها رو برامون انجام میده و چقدر زیبا بهمون گفتن که شرایط تحریم هیچ تاثیری روی شرایط کاری ما نزاشته و نه تنها تاثیری نزاشته بلکه داریم بیزینس مون رو با قدرت بیشتر ادامه میدیم و موفقیت هامون هر روز بیشتر و بیشتر میشه و بازهم با تمام وجودم این اراده ی پولادین و این ادامه دادن هاشون رو توی مسیر شغلی شون رو تحسین میکنم که برای ما هم کلی درس داشت و برامون یه الگوی زیبا شد که توی هر شرایطی میشه موفق بود به شرط اینکه روی خودت کار کنی و توی مسیر درست گام برداری و با تمام وجودم این ایمان و توکل و اعتماد به نفس و عزت نفس دوست عزیزمون رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا فقط روی خدا حساب باز کردن و خدا هم جواب این ایمان و توکل شون رو بهشون داده که دارن به صورت اعتباری جنس هاشون رو وارد میکنن و چقدر این باورهای ثروت سازشون رو تحسین میکنم که دارن محصولاتشون رو پیش فروش میکنن و یک دارمد عالی رو دارن و نه تنها دارن هر روز ثروتمندتر میشن بلکه با این پیشرفت هاشون توی زمینه ی شغلی شون دارن به گسترش جهان هم کمک میکنن و بازهم با تمام وجودم این ازادی مالی و زمانی و مکانی شون رو این ایمان و توکل شون رو تحسین میکنم.
استاد عزیزم من عاشقتم که اینقدر زیبا بهمون یاد دادین که وقتی توی مسیر اشتباه هستی جهان اولین نشونه ها رو بهمون میده این ما هستیم که باید با اولین تلنگرها تغییر کنیم و اگر تغییر نکنیم اینقدر از جهان چک و لگد میخوریم که تا اخر مجبور بشیم تغییر کنیم
و چقدر زیبا بهمون یاد دادین که هیچ چیزی اتفاقی نیست و هر کسی به شانس و اتفاق اعتقاد داشته باشه توی این جهان چک و لگد میخوره و هر کسی که زندگی شون رو بر پایه ی شانس و اتفاق میزارن اون چک و لگدها رو از جهان میخورن چون قانون جهان بر اساس شانس نیست و هیچ وقت جهان بر اساس شانس عمل نمیکنه و هر جای جهان که نگاه کنیم قانون داره کار میکنه نه شانس نه اتفاق؛ و چقدر مثال هاتون در مورد شانس عالی بود استاد عزیزم و دقیقا من قبل از اشنایی م با شما همیشه همه چیز رو بر اساس شانس میدیم که همه چیز شانسی هست و الان یادم میاد که داشتم چک و لگد ها رو از جهان به خاطر این فکرم میخوردم تا اینکه خدا منو به سمت شما هدایت کرد ولی حالا که شما؛ ما رو با قانون زیبای جهان اشنا کردین میدونم که هیچ چیز شانسی نیست و همه چیز بر اساس قانون هست
و چقدر زیبا با این داستان رفتن تون به بندرعباس و از دست دادن تمام دارایی تون برامون یاد دادین که هیچ چیز شانسی نیست
و این جمله ی زیباتون “همه جا پول ریخته” بهمون یاد دادین که هیچ چیز شانسی نیست و جهان داره بر اساس قانون کار میکنه
و چقدر زیبا بهمون یاد دادین که روی هیچ چیزی شرط بندی نکنیم و خدا هیچ چیزی رو شانسی خلق نکرده و چقدر زیبا بهمون یاد دادین که ما باید خودمون خلق کنیم و خالق باشیم و خودمون ارزش ایجاد کنیم و زندگی شانسی نیست.
استاد عزیزم با تمام وجودم تمام وجود الهی و توحیدی تون رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا بهمون یاد میدین که همیشه خودمون بیایم پول خلق کنیم اونم در مسیر درست و خودمون خالق باشیم نه اینکه بخایم یک شبه پول خلق کنیم و چقدر این جملات طلایی تون برام درس داشت که
اولا: چقدر خوبه که ادم قانون جهان رو درک کنه
دوما: با اولین ضربه ها بیدار بشه و مسیر درست رو بره و هیچ چیز شانسی و تصادفی نیست
و هیچ وقت امکان نداره که چیزی برا اساس شانس ساخته بشه بلکه بر همه چیز بر اساس قانون هست و خلق زندگی مون هم شانسی نیست و این ما خودمون هستیم که داریم زندگی مون رو خلق میکنیم
و چقدر زیبا بهمون ترفند “پونزی” رو یاد دادین که هر وعده ای با هر خلاقیتی باشه که بهمون بگن میتونی یکدفعه پولدار بشی این یک تله ست و سراغش نریم
استاد عزیزم چقدر زیبا داشتین سعید جان رو تحسین میکردین و اشک توی چشمام جمع شده اینکه توی اون اوضاع سختی که خودش برای خودش به جود اورده رو تونسته ذهنشون رو کنترل کنن و به لطف الله مسیر درست رو پیدا کنه و بلند بشه و توی مسیر درست حرکت کنه و ادمه بده و حالا بعد از سه سال توی زمینه ی شغلی شون بهترین در کشور مون باشن و خدارو شکر این همه موفقیت رو کسب کنن و منم با تمام وجودم سعید جان رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا داره مسیر موفقیت شون رو با قدرت ادامه میدن و اینطور دارن ارزش افرینی میکنن.
و با تمام وجودم شما استاد عزیزم رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا داری شاگردهاتون رو برای موفقیت هاشون تحسین میکنی و داری بهشون اون انگیزه ی ادامه دادن توی این مسیر درست و الهی رو میدی که با قدرت بیشتر ادامه بدن و حرکت کنن و تا موفقیت هاشون هر روز بیشتر و بیشتر بشه و خدا رو به خاطر وجود ارزشمند شما استاد عزیزم رو توی زندگی مون هزاران بار شکر میکنم
خدایا شکرت که بهم فرصت دادی تا بتونم با عشق و با لذت این فایل زیبا رو ببینم و کلی حس و حالم رو عالی تر کنه و کلی برام درس و اگاهی رو هدیه بده
و با تمام وجودم از شما استاد عزیزم و مریم جانم ممنونم که با عشق و با قلب مهربون تون این فایل های بهشتی رو بهمون هدیه میدین تا بتونیم با درس ها و اگاهی هاشون زندگی مون رو به یک بهشت تبدیل کنیم.
خدایا شکرت؛ ادامه میدیم این مسیر الهی رو مصمم تر و قوی تر و قدرتمندتر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا
الهه عزیز سلام امیدوارم حال دلت هر لحظه بهتر از لحظه قبل باشه
اگه اشتباه نکنم استاد اخرین نفر با شما و خواهرتون و همسرتون تو این گفتگو صحبت کرد،اول از همه خداروشاکرم و خوشحالم که همچین دوستان هم فرکانسی و همکلاسی دارم با استاد عزیزی که مسیر رو بهمون نشون میدن،دوم این دیدعالی شما نسبت به جهان هستی و همه چی فوق العاده قابل تحسین هستش،این داشتن احساس سپاسگزاری بالاترین حس جهان هستی هستش که شما دارید و براتون بهترین رو میخوام از خدا که لحظه به لحظه خلق کنید در زندگی.
چقدر این شناسایی باورهاتون عالی بودش چه از صحبتهای استاد چه از صحبت های من چقدر درک کردن قانون رو زیبا یاد گرفتید چقدر قشنگ زیبایی ها رو دیدین تو تصویر و همه اینها قابل تحسین هستش.
باورهایی که از صحبتهای من کشیدید بیرون رو استاد تو دوره روانشناسی ثروت ۱ به زیبایی هرچه تمامتر یاد دادن و من این باورهایی که استاد گفتن رو وحی منزل میدونم که هیچ عامل بیرونی تاثیر گذار نیست تو زندگی ما و ما خودمون هستیم که زندگیمون رو خلق میکنیم و با توجه به روحی که خدا به جسممون دمیده و وجود خداگونه داریم در نتیجه قدرت خلق کنندگی هم داریم و هیچ چیزی شانسی نیست تو این دنیا همه چیز رو میشه خلق کرد.
من از شما تشکر میکنم بابت این قدرت دید عالی که دارید خیلی هامون تو فایل های استاد فقط تصویر استاد رو میبینیم ولی شما تک تک جزئیات این فایل رو دیدین و ازشون حس خوب گرفتید و این خیلی عالی هستش و دیدتون به جهان هستی و خداوند بی نظیره امیدوارم من هم بتونم مثل شما اینقدر زیبایی ها رو ببینیم.
من خودمم تو کامنتی که داشتم میذاشتم یادم رفت از استادم تشکر کنم بابت تحسین کردن من ولی شما خیلی قشنگ همه رو جز به جز و مو به مو گوش دادی و دیدی و به نوشتار تبدیل کردی
اینهمه نکات مثبت رو از یه فایل ۲۲دقیقه ای کشیدید بیرون و من مطمئنم هر روز شما با این باورهای زیباتون و دیدتون به زندگی کلی اتفاق خوب رو تجربه میکنید و خداروشکر میکنم بابت اینهمه زیبایی که با گفتن شما مجدد من هم دیدیم.
استاد عزیزم از شما هم تشکر میکنم و خدارو بابت اینکه شما رو تو مسیرمون قرارداده تا قوانین جهان هستی رو اینقدر ساده و روان بهمون یاد بدید خیلی شکر میکنم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که دارم با احساس خوب و عالیم برای دوست عزیزم مینویسم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که ما رو خالق زندگی مون قرار دادی تا بتونیم هر انچه رو که دوست داریم وارد زندگی کنیم.
سلام سعید جان
ممنونم که این پیام الهی و پر از انرژی مثبت رو با قلب مهربونت بهم هدیه دادی
و اینقدر این پیام زیبا بود که تمام وجودم پر از حس عالیه
و بازهم با تمام وجودم شما دوست عزیزم رو به خاطر این موفقیت های عالی تون تحسین میکنم
با تمام وجودم ایمان و توکل و تسلیم بودن تون رو تحسین میکنم
با تمام وجودم این ارامش و این وجود الهی تون رو تحسین میکنم
و با تمام وجودم این ازادی مالی و زمانی و مکانی تون رو تحسین میکنم
و چقدر خوشحالم که دارم کنار شما دوستای عزیزم کلی رشد میکنم و بزرگ میشم
سعید جان این پیام رو دارم با چشمای پر از اشکم براتون مینویسم
و چقدر این کنترل ذهن بینظیرتون رو تحسین میکنم چون توانایی کنترل ذهن بزرگترین کاری هست که اگه بتونیم کنترلش کنیم یه زندگی بهشتی و بینظیری رو میتونیم داشته باشیم
و من مطمئنم که شما به زودی در شغل بینظیرتون به یکی از بزرگترین تاجرهای دنیا تبدیل میشین
براتون بهترین ها رو ارزو میکنم دوست عزیزم
خدایا شکرت؛ ادمه میدیم این مسیر الهی رو مصمم تر و الهی تر و قدرتمندتر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و دیگر عوامل سایت استاد برای این محصول هدیه.
امروز یک مصاحبه از کریستیانو رونالدو با پیرس مورگان را تماشا میکردم که در بخشی از این مصاحبه کریستیانو رونالدو اظهار داشت که دوست داشت این موفقیت ها را کسب میکرد،بدون اینکه تا این اندازه مشهور و شناخته شده باشد و گفت شهرت فراوان روی زندگی شخصی اش تأثیر منفی گذاشته است و از این نظر خیلی شبیه ای استاد عباسمنش است،که استاد در یکی از فایل های خودشان گفتند از اینکه در آمریکا شناخته شده نیستند خیلی زندگی راحتی دارند و در گذشته در ایران از شهرت بالای خودشان راضی نبودند و گفتند که مردم دوست دارند با فوتبالیست ها و هنرپیشه ها فقط یک عکس یادگاری بگیرند ولی از ایشان انتظار داشتند که بنشیند و مشکلات آنها را حل کند.
اما در ادامه ای مصاحبه کریستیانو رونالدو اظهار داشت که در 14سالگی که تازه به شهر لیسبون مهاجرت کرده بود و در خوابگاه میخوابید روزی به یک ساندویچ فروشی رفت و دو خانم که در آنجا کار میکردند به او و دوستش یک ساندویچ مکدونالد رایگان هدیه دادن و گفت که چند وقت پیش یکی از آن دو خانم به صورت اتفاقی در لیسبون پرتغال به دیدار او رفته است و بدون معطلی محکم اورا در آغوش گرفته و هم آن خانم و هم رونالدو به خوبی همدیگر را شناختهاند و آن روز را به یاد آوردند.
رونالدو به یکی از دوستانش میگوید که برنامه ای بگذارد تا در آینده آن خانم را خوشحال کند و من از این موضوع اینگونه برداشت کردم که افرادی نظیر استاد عباسمنش که در ایران به موفقیت رسیده اند بیشتر از دیگر افراد موفق جهان قابل ستایش و تحسین هستند،چراکه در شهر های بزرگ ایران نه تنها کسی به نوجوانان ساندویچ مکدونالد رایگان نمیدهد بلکه اتفاقاتی مثله کلاه برداری که در ورق بازی از استاد عباسمنش شده بود نیز صورت میگیرد و از این لحاظ موفقیت افراد ایرانی مثله استاد عباسمنش،علی دایی و… بیشتر قابل تحسین است و علی دایی که بعد از کریستیانو رونالدو در رده ای دوم بهترین گل زن ملی پوش جهان قرار دارد این موضوع را ثابت میکند که در هر جای دنیا اگر که باورهای درستی داشته باشیم،میتوانیم به موفقیت فراوان برسیم.
خدای من چی میبینم؟ عنوان این فایلو نگااااا : خلق زندگی دلخواه، شانسی نیست.
من همیشه ته ذهنم انگار منتظرم یه پولی از یجایی برسه به دستم و بعد من به همه و به خودم نشون بدم که اگه پول داشته باشم چطوری زندگی میکنم. به این پولدارایی که بلد نیستند درست پولشون رو خرج کنند نشون میدادم که خوشگل زندگی کردن یعنی چی؟
خدااااااای من.
من خودم باید خلقش کنم. خودم باید بسازمش. نکته مهم این ساختن میدونی چیه نرگس؟ «اینکه چیو میخوای خلق کنی» باید دقیقا بدونی چی میخوای. باید بدونی چی قراره قلبت رو اروم کنه. باید بشناسیش. باید انقدر حرکت کنی تا بالاخره بفهمی اون کاری که حاضری تا اخر عمر رایگان انجامش بدی چیه. همون کاری که از انجام دادنش بطور متوالی برای روزهای زیاد خسته نمیشی.
این مهمه.
نه که به این فکر کنی «چطور قراره بسازمش» این اصلا به من ربطی نداره.
من علی الحساب میدونم که باید مسیر شغلی و مسیر خلق ثروت رو از چیزی که بهش علاقه دارم در بیارم. اینو میدونم. پس فعلا به عنوان قدم اول باید ببینم چی میخوام اصلا.
راههایی که به ذهنم میرسه اینه که برم تو مباحث خودشناسی. باید عزت نفسم رو انقدر تقویت کنم و انقدر خودم رو خوب بشناسم که هیچ تردیدی درمورد خودم و علایقم نداشته باشم.
خدایا شکرت که اینجوری، اینجا، به این طریق باهام حرف میزنی.
خدایا شرکت که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان سیال آگاهی های سایت همراه بشم و از اون آگاهی ها برخوردار
چقدر خوب شد ی نمونه از افرادی ک که نشونه ها رو دریافت نکرده بود بالا اومد تا آگاهی جدیدی به
آگاهی های من اضافه بشه و قطعا این هم هدایت خداونده و البته درخواست خود این دوستان
خدا رو شکر که با این آگاهی ها فهمیدم که چقدر مرز بین حماقت و شجاعت باریکه که بعضی وقت ها ما فکر میکنیم ترسو هستیم که ی کاری رو انجام نمیدیم چون آگاهی درستی در مورد حماقت و شجاعت نداریم ولی بعدا که می فهمیم همون کاری که انجامش ندادیم از شجاعت ماست نه از حماقت.
خدا رو شکر که فهمیدم چقدر شجاع بودم که حماقت نکردم و دچار مسائلی مثل قمار و شرط بندی نشدم چون قلبم گواهی میداد که همچین کاری درست نیست هرچند که دلیلش رو نمیدونستم
خدا رو شکر که با بودن توی این سایت دارم دلیل انجام ندادن کارهای نادرستی که روحم پذیراشون نبود ولی از انجام دادنش خودداری میکردم رو میفهمم
استاد جان امروز ی درک بزرگی با این گفتگو برای من حاصل شد و اون هم درک مفهوم شانسه
من تا حالا خیلی این جمله رو شنیده بودم از شما که هیچ چی شانسی و تصادفی نیست اما امروز فهمیدم یعنی چی.چرا؟
چون شما با مثالهای منطقی و ساده این مفهوم رو توضیح دادین جوری که ذهن من کاملا تسلیم شد .همینه که شما می گین ذهن با منطق خاموش میشه و همیشه دلیل میخواد برای پذیرفتن جوری که مقاومتش دیگه از بین میره
و چه مثالهایی منطقی تر از این مثال هایی که شما زدین
همین جا یاد اون جملتون افتادم استاد که گفتین من عاشق اون دلیل و منطقی هستیم که خداوند توی قرآن میاره برای حرفهاش جوری که آدمی که اهل تفکر باشه بدون هیچ مقاومتی میپذیره و این نشون دهنده ی اینه که شما هم توی حرف هایی که میزنین وپشت کارهایی که انجام میدین ی منطقی هست مثل اون منطقی که پشت جز به جز سایتتون هست
و این یعنی اینکه عباس منش که ۶۰ بار قرآن رو خونده کلام خداوند شده جزئی از وجودش که داره خودش رو اینجوری تو کلام و رفتارش نشون میده.و همین برای من این درس رو داره م که منی که دارم قرآن میخونم باید جوری بخونم و درکش کنم که نمودش توی زندگیم باشه
چقدر همین جا یاد کلام خداوند در مورد قمار و شراب افتادم که اونجا هم خداوند با منطق داره صحبت میکنه که میگه قمار هم منفعت داره هم ضرر اما ضررش بیشتر از منفعتشه .وانسانی که اهل فکر و منطق باشه وقتی این رو میشنوه قبول میکنه که چرا کاری که ضررش زیاده رو انجام بده ؟!
ی نکته دیگه که در مورد بچه های عباس منش هست همین مساله خودافشایی که بچه ها اونقدر اعتماد به نفسشان میره بالا که از گفتن اشتباهات خودشون ابایی ندارن درست مثل خود شما استاد که خودتون رو همون جوری که قبلا بودین رو افشا میکنین و اون چیزی که الان هستین رو هم با افتخار بیان میکنین و این نشان از خودشناسی شما و تاثیر پذیریتون روی خودشناسی بچه ها داره اونا هم مثل شما رفتار میکنن و به خود واقعیشان نزدیک میشن و این نقطه قوت آموزش های شماست
و ی نکته ی خیلی مهم در جریان بندرعباس اینه که ی وقتایی هست که آدم می بینه ی جمعیت زیادی دارن ی کاری رو انجام میدن حالا آدمی که اهل تفکر نیست بدون اینکه بدنبال دلیل انجام دادن اون کار باشه بقول اون آهنگ سیاوش قمیشی با چشم بسته میره و همون کار رو انجام میده یا بعبارتی گوسفند میشه و دنباله رو دیگران .
و ی دسته دیگه از آدم ها هم هستن که میبینن دیگران با چشم بسته رفتن و سقوط کردن تو دره اما باز هم عبرت نمیگیرن و به خودشون نمیان که اگر این کاره درست بود پس چرا نتیجه غلط بود!!!!!!و دقیقا همون اشتباه رو مرتکب میشن و این دسته از آدم ها دیگه حقشونه هر بلائی سرشان بیاد.حالا شما نا آگاه بودین و اون کار اشتباه رو انجام دادین دیگه نفر دومی که نتیجه شما رو دیده چرا اون کار رو تکرار کرده
و همین جاست که باز هم حرف های شما برام مرور میشه که شما می گین ی مدت با عباس منش باشین فقط و روی خودتون کار کنین بعد از ی مدت به نتایجتون نگاه کنین بعد تصمیم بگیرین که ادامه بدین یا نه .و آدم های دیگه وقتی میبینن شما نتیجه گرفتین با دیدن نتایج شما تصمیم میگیرن که وارد سایت بشن و از این آگاهی ها استفاده کنن یا نه
و در مورد دوست خودمون چقدر خوبه که تونستن بعد از سیلی خوردن از جهان تصمیم به تغییر بگیرن و تونستن خودشون رو بکشن بالا و این خودش یادآور این نکته اس که مهم نیس ما در چه شرایطی هستیم همین که تصمیم میگیریم به تغییر و این تصمیم رو عملی میکنیم جهان پاداش های خیلی بزرگی به ما میده و نمونش هم همین دوست عزیزمون
نکته ی بعدی درس گرفتن از تضادهاست برای اینکه دیگه تجربه های بد زندگیمون رو تکرار نکنیم مثل شما استاد بعد از اون جریان در بندر عباس
سپاسگزارم استاد بابت این اگاهیها که هر روز داره ظرف وجود ما رو بزرگتر میکنه چون شناخت خودمون از خودمون رو افزایش میده
یه موضوعی رو که میخوام از آموزش های استاد بیان کنم و خیلی موقع ها اصلا متوجه اش نمیشم کلام شیطان هستش که لابه لای کلام خداوند بهمون گفته و ذات عجول بودن انسان اون لحظه اون کلام رو میگیره و پیش میره.
من مثال خودم رو میزنم شاید برای خیلی از دوستان هم پیش اومده باشه و متوجه اش نشده باشن.
من سال ۹۲ از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و تو دوران دانشگاه یسری خواسته ها با توجه به تضادهایی که برخورده بودم برام به وجود اومده بود مثل ماشین و استقلال مالی و گوشی و …
شغل پدری من کفش فروشی بود و من اون زمان یه الگوی خوب پیدا کرده بودم که تو این بیزینس کفش فروشی موفق بود و به خواسته هایی که من میخواستم رسیده بود خلاصه اولین اقدامم این بود که اگه من هم مثل اون شخص بشم به خواسته هام میرسم درصورتی تو هر بیزینس پول هست اگه ادم قانون رو رعایت کنه،خلاصه ما استارت اون کار رو زدیم و موفق هم بودم و خواسته هام داشت بزرگ میشد روز به روز ولی من اقدام هایی که انجام میدادم به اندازه خواسته هام نبود بعد از یه با توجه به فرکانس هایی که فرستاده بودم و الهامات شیطان که از مسیر قمار هم میشه یه شبه به همه خواسته رسید و فراموش کردن ودرکنکردن قانون تکامل افرادی تو زندگیم وارد شدن که نسبت به فرکانس و باورهام خودم جذبشون کرده بودم،و این نکته رعایت نکردن قانون تکامل باعث شد که خودم برای خودم مشکل درست کنم!!!
من حتی این باور رو هم نداشتم تو دوتا بیزینسمکه باید شکست بخوره ادم بعدش پیشرفت کنم من از همون روز اول دوتا کارم رو به پیشرفت بودم ولی یجا تو کار اولم کلام شیطان رو وارد قلبم کردم و به اون سمت رفتم ولی الان همچین پیشنهادها و کلام شیطان رو خیلی خوب متوجه میشم چون یک روی قانون کار میکنم و دوم احساسی که دارم نسبت به اینجور رفتار باعث میشه متوجه بشم در تناقض هست با قوانین جهان هستی کاری که بخوام انجام بدم.
و این مفاهیم رو از آموزش های استاد یادگرفتمو بازهم خداروشاکرم بابت یکی از دستان خوبش تو زندگیمون که خیلی راحت قوانین جهان هستی رو بهمون یاد میده استاد عزیزم ممنونم ازت❤️❤️❤️
سلام آقا سعید عزیز.چقدر نکته ی مهمی رو اشاره کردین و چقدر قشنگ توضیحش دادین.سپاسگزارم از به اشتراک گذاشتن این آگاهی ها و تجاربی که داشتین.و تبریک میگم به خاطر تغییر و تصمیم مهمی که توی زندگی تون ایجاد کردین که اون نتایج بزرگ رو براتون رقم زده.در پناه الله یکتا روز بروز موفق تر و خوشبخت تر بشین
سلام به استاد ابراهیمی عزیزم و به استاد شایسته ی نازنین و به همکلاسی های این پروژه ی خفن… الهی که حال دل همگی عالی باشه و در مسیر هم جهت شدن با جریان خداوند ثابت قدم و خوش و خرم باشین.
خدای مهربونم شکرت برای یه رزق پربرکت دیگه
یه روز دیگه، روزی تازه برای دریافت فراوانی و فضل تو
روزی که با خبر عالی اول صبح و رزق بی حساب خداوند به این جا رسیده
خداجونم شکرت که باز وقتم رو برام فراهم کردی…
شکرت که تا الان که 12:26 ظهر هست هم دوسه تا کار مهم شرکت رو انجام دادم، هم چون از خونه کار می کردم، تونستم با لی لی یکم باشم تا سام به کاراش برسه، هم فایل رو گوش دادم و کامنتای روی جلسه ی قبل رو خوندم.
استاد وقتی از رفتن پولتون گفتین، تصورش هم اون درد رو داره… یادم افتاد سال 92 وقتی بعد از دکترا برای دو سالی با سام قطر زندگی می کردیم، تازه رفته بودیم و یه مبلغی که اون موقع کم هم نبود و پس اندازهمون بود رو از دست دادیم و چقدر تجربه ی تلخ و درس سختی بود خخخخ
الان درست یادم نیست فکر کنم یه چیزی حدود 4000 یا 5000 ریال قطر شایدم کمتر بود که تو اون چندماه جمع کرده بودیم… توی یه فروشگاه بودیم یه سری تراکت می دادن دست مردم برای مثلا بازگشایی یه شرکت سفرهای توریستی یه تخفیف عالی گذاشته بودن و یه ایونت تا مشتری جذب کنن… که اینجوری بود که الان تا ساعت فلان تو این هتل اپن هاوس دارن و ماها که رجیستر کردیم اسممون رو می تونستیم بریم و اونجا فرم پر کنیم و خلاصه با این تخفیف یه مسافرت توریستی یه هفته ای تو این چندتا کشور اروپایی داشته باشیم. قطر هم کلا کشور پولداری و نود درصد آدما وضع مالی خیلی خوبی دارن. و خدا می دونه اون طرف چه پولی به جیب زده. خلاصه که اینکه می گین هروقت هرجا گفتم فقط تا فلان ساعت وقت داری، بدو بدو عجله کن والا تموم میشه، یعنی یه تله ست، ما خیلی عمیق یاد گرفتیم اینو :)))
خلاصه قشنگ یادمه که ما فک کنم کارت شناسایی نداشتیم یا یه چیزی بود که لازم بود و نداشتیم و گفتن نه نمیشه باید حتما همراهتون باشه و سام با ماشین رفت خونه و اونو با خودش آورد… انقدر تو اون فضا بودیم که نیومدیم یه سرچ کنیم ببینیم این کمپانی چیه کیه… بعد که تموم شد و اومدیم خونه سام سرچ کرد و دید کلی ریویو هست که اینا کلاهبرداران و اینا… اصلا شک شدیم!! چون فکر می کردیم اینجا همه چی قانونیه و خلاصه از این خبرا نیست… فرداش و روزای بعد ایمیل زدیم تماس گرفتیم… من خیلی اصرار داشتم شکایت کنیم و قانونی قضیه رو دنبال کنیم، ولی سام بعد از به مقدار پیگیری انقددر براش این باختن پول سنگین بود که چرا همچین گولی خوردیم مهرنزدیک بود سکته کنه… خلاصه آخرشم به جایی نرسید ولی اینو خوب یاد گرفتیم که اگه قراره دیل خوبی هم بگیریم محدود کردن وقت یه آلارمه… حتی کلی ایمیل تبلیغی از فروشگاههای مختلف میاد که ends tonight و انقدر تخفیف تا امشب هست، رو من نمی رم سراغش چون از محدودیت میاد از باور کمبود میاد.
تجربه ای که از یه به ظاهر شکست داشتم و بعدها خدا رو شکر کردم باباش یکی در مورد ارتباطی که تو دوران لیسانس با یکی از همکلاسی ها داشتم (بقول معروف عشق اول خخخ) و خیلی جدی بود و بعد از اتمام لیسانس بود و قرار بود دیگه آخر هفته بیان خواستاری خونمون ولی دو روز قبلش خدا کمکم کرد و بهش گفتم بنظرم نباید ادامه بدیم و اونم انگار بدش نیومد و خلاصه یه دوستی سه -چهار ساله و البته خیلی پاستوریزه :)))) رو تموم کردیم ولی من اصلا انگار خودم نبودم که اون پیشنهاد رو داد انگار از شنیدن حرفی که زدم خودم تعجب کردم… واقعا کار خدا بود. و بعد که یکم زمان گذشت و دلم آرومتر شد دیدم واااقعا من داشتم برخلاف میل باطنیم خودمو تغییر می دادم که شبیه خواسته ی ایشون بشم تا این ازدواج سر بگیره… خیلی دوست خوبی بود و نقش غیر قابل مذاکره ای در کمک به من تو از دست دادن برادرم یاسر داشت و بعدها بهش اینو گفتم… و خدا رو شکر می کنم برای اون برهه از زندگیم ولی خدا رو خیلی خیلی بیشتر شکر می کنم که اون ازدواج سر نگرفت. مشکلی رو بعدا فهمیدم که خیلی می تونست آزاردهنده باشه، حسم خیلی خیلی رها بود بعد از گذشت یکی دو ماه و از همه مهمتر، عزیز دلم سام اصلا هزاران بار برای من بهتر از اون فرده و خدا رو شکر می کنم که یار زندگیم شده…
مورد دیگه وقتی بود که بعد از 5 سال پستداک کردن تو دانشگاه کرنل برای آکادمی اپلای کردم و مصاحبه از دانشگاههای دلخواهم رو نگرفتم و با یه حس نیمه شکست خورده (چون مصاحبه گرفتم ولی از دانشگاههای رده پایین) گفتم بذار برا صنعت اقدام کنم و جاب فعلیم رو گرفتم. بعد از گذشت چندماه به این نتیجه رسیدم وااای چقدر خوب شد من اومدم آر اند دی یه شرکت. چقدر دیدم رو باز می کنه چقدر نتورک خوبی می تونم بسازم، چقدر ریسرچ اینجا جدی تره… منم که عاشق ریسرچ… و خلاصه تو یکسال اول می گفتم آدم با این دید بره آکادمی خب قطعا خیلی موفقتره ولی بعد از یکسال کم کم اصلا به این نتیجه رسیدم تو همین کار صنعت بمونم و خلاصه هنوزم واقعا از کارم راضیم و دوستش دارم.
خب اینم از تمرین امروز و ساعت ناهاری که تموم شد :)
خدای مهریونم شکرت برای یه فرصت اتصال دیگه…
استادجونم و استاد شایسته ی عزیزم عاشششقتونم و به امید دیدار روی ماهتون بزودی زود🩵
سلام به استاد عزیز
خانم شایسته
و همراهان گرامی
بارها برام اتفاقاتی افتاده که ظاهر خوبی نداشتند
و از وجودشون خشمگین و ناراحت شدم
اما گذشت زمان برام روشن کرد که چقد به نفع من بوده.
در این روزها دارم روی یه سری ترسهای درونی خودم کار میکنم؛ و هر جا شجاعت به خرج دادم
نتایج عالی بوده برام.
من دوتا مشکل اساسی دارم
باور کمبود
و ترس از آینده
در کسب وکارم.
این دو عامل مانند چرخ های ماشین هستند
که هیچ وقت به هم نمیرسند و مهم سرعت و یا کندی اینها نیست.
این الهامی بود که دو روز پیش دریافت کردم
که تا زمانی که این دوتا هستند و درست نشوند
کار همان چرخ های ماشینو انجام میدهند.
در پناه الله باشید.
سپاسگزارم بابت خدایی
که منو هدایت کرد به این مسیر
سپاسگزار خدایی هستم که ادامه دادم
والان هم همچنان در مسیر موندم سلام وصدسلام به شماخوبان
چقدر این کلمه ی شانس رو اطرافیانم گفتن که فلانی شانس داشت به کجا رسید
تو بدشانسی وبه جایی نمیرسی
تااینکه به این مسیرم هدایت شدم وفهمیدم اصلا شانسی وجود نداره همه چی فرکانس وباورههه
درسته مقاومت ها زیادبود ولی بااستمرار به لطف خدا این باور کم وکمتر شد
یادمه یه زمانی دوست داشتمکار کنم وبه درامد برسم که میگفت یه نرم افزاری هست 75 هزار تومن واریزی میکنی
وبعد سه روز میلیونی به درامد میرسی
طبق قانون تکامل اصلا همچین چیزی درست نبود
ولی من اون زمان این مسیر رو رفتم که زود به درامد برسم
ولی متوجه شدم همه ی اینا الکی بوده وهیچ موفقیتی در کارنیست
وچیزی که با خودم عهد بستم این بود که خودمو درگیر این مواردنکنم وتکامل رو تو همه چی رعایت کنم
به لطف خدا واموزه های شما از زمانی که اومدم تو این مسیر اصلا به همچین مواردی روبه رو نشدم خداروشکر
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
این روزها خیلی خوشحالم از استاد عباس منش و خانم شایسته و از خداوند خیلی سپاسگزارم بابت این دوره ارزشمند توی کامنت های قبلی ام نوشته بودم که خدا میدونه پایان گام 18 چه نتایج درخشانی میگیریم خواستم بگم من توی همین 10 گام بزرگترین نتیجه خودم رو گرفتم و خداوند توی خواب و بیداری هدایتم کرد به سمت بزرگترین نشتی انرژی ام نشتی که مثل یک سد بزرگ جلوی ورود نعمت های بیشتر به زندگیم رو گرفته بود توی چند سال اخیر من نتایج فوق العاده ای گرفتم اما این نتایج متوقف شده بود و بالاتر نمیرفت اما اونقدر تمرکزی تمرینات این گام رو انجام دادم اونقدر از خدا درخواست هدایت کردم و ادامه دادم و ادامه دادم تا بالاخره هدایت شدم خدایا شکرت از امروز میرم برای بستن اون نشتی انرژی چیزی که حتی فکر نمیکردم نشتی انرژی و دلیل عدم رشد بیشتر من از اونجا باشه خدا میدونه چه سیل عظیمی از نعمت و ثروت توی راهه فقط خدا میدونه…
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
با جزئیات بنویس که آن موقعیت چه بود، چه احساسی داشتی، و امروز با نگاه آگاهتر چه درسی از آن گرفتی؟
برای انجام این تمرین من خیلی فکر کردم و یه چیزی یادم افتاد که مربوط به دوران نوجوانی من میشه چیزی که اون موقع فکر میکردم شکست هست ولی الان هربار که یادش میفتم فقط میگم خدایا شکرت که نشد خدایا شکرت که نشد…
من از بچگی با همه فرق داشتم از نظر رفتاری از نظر حرف زدن از نظر اخلاقی ولی خوب بخاطر شرایطی که توی خانواده ما حاکم بود و من همیشه تحقیر میشدم جرات ابراز وجود نداشتم جرات نداشتم که اون تفاوت ها رو به زبون بیارم و همیشه طوری رفتار میکردم که خوشایند بقیه باشه…
از طرفی هم همیشه از پدرم و خانواده و فکو فامیل میشنیدم که کارمندی خیلی خوبه و یه آب باریکه ای هست و یه بیمهای و یه بازنشستگی و…هرکس که زرنگ باشه میره دنبال کارمندی…
از اونجایی که من باورهای مخرب زیادی داشتم که استخدام در بانک و جاهای خوب پارتی میخواد و ما نداریم اصلا به کارمندی پشت میز نشینی فکر نمیکردم اما خیلی به استخدام نظامی فکر میکردم و یادمه برای کل نیروهای مسلح امتحان دادم و مصاحبه رفتم از سپاه بگیر تا ارتش و نیروی انتظامی…
یادمه اون موقع ها خیلی نذر و نیاز میکردم و هرشب به خدا التماس میکردم و گریه و زاری میکردم که خدایا من از تو استخدامی میخوام حالا هرکجا شد هر نیروی نظامی شد فرقی نداره فقط استخدام بشم…
اما هربار که جواب ها میومد همه ی دوستانم قبول میشدن جز من خیلی برای خودم هم عجیب بود چرا مثلاً از 10 تا دوست که امتحان دادیم 9 نفر باید قبول شه و فقط من 1 نفر قبول نشم؟؟
اون موقع ها خیلی ناراحت میشدم انگار غم دنیا روی سرم آوار میشد و فکر میکردم این بزرگترین شکستی که من توی زندگیم خوردم و همیشه با حسرت هرچه تمامتر به خوشحالی دوستانم و خانواده هاشون نگاه میکردم و میگفتم نمیدونم من چه گناهی کردم و خدا چه دشمنی با من داره…
خلاصه این ماجرا گذشت و من از 18 سالگی به تهران مهاجرت کردم و رفتم کارگری توی رستوران بعد اونقدر اتفاقات عجیب و غریب پشت سر هم رخ داد و کلی شغل عوض کردم و در نهایت هدایت شدم به کار در حوزه درمان و بعد از سالها کارمندی توی این حوزه الان شرکت خودم رو دارم…
الان چندساله هروقت که یه افسر سر چهارراه میبینم یا توی بانک یا مغازه یه آدم با لباس نظامی میبینم این داستان یادم میفته و همون لحظه هزار بار خدا رو شکر میکنم و میگم خدایا شکرت که نشد خدایا شکرت که نشد چون هرچقدر فکر میکنم و از هر جهت بررسی میکنم من نه آدم نظامی گری هستم نه آدم کارمندی اگه اون موقع قبول میشدم حتما الان یه آدم افسرده و غمگین بودم نه مثل حالا که به لطف خدا شاد هستم و دنبال پیاده کردن ایده های خودم و لذت میبرم از کارم و درآمدم هم اصلا قابل مقایسه با کارمندی نیست…
درسی که من از این ماجرای زندگیم با آگاهی های الآنم میگیرم اینه که آدم یه خواسته هایی از خدا داره و بد قضیه اینه که پیش خودش میگه خدایا من میخوام فقط از این راه به اون خواسته برسم و غافل از اینه که خدا راه های بهتری سراغ داره راهی که با شخصیت تو سازگارتره راهی که نه تنها تو رو به خواسته ات میرسونه بلکه لذت و ثروت و نعمت هم برات به ارمغان میاره در واقع من این درس رو گرفتم که وقتی از خدا خواسته ای رو مطالبه میکنم دست خدا رو نبندم از سر راه خدا برم کنار اجازه بدم اون هدایتم کنه فرمون رو بدم دست خدا و اعتماد کنم حتی اگه به ظاهر همه چی خلاف خواسته من بود…
سخت ترین کار هم همینه که وقتی همه چی خلاف خواسته تو هست بتونی اعتمادت رو حفظ کنی به این دلیل که 99 درصد آدم ها همیشه درحال دویدن به دنبال خواسته هاشون هستن …
به نظرم اگه توحید و ایمان به خدا رو توی ذهن مون درست کنیم همه چی درست میشه پول و نعمت و ثروت به راحتی وارد زندگیم مون میشه چون پول و نعمت و ثروت مثل باران مثل نور خورشید به صورت طبیعی وجود داره اگه ما نداریم ایراد از ماست …
خیلی خوبه که همه چی رو متوقف کنم یه مدت بیخیال تکنیک های بازاریابی بشم
یه مدت بیخیال تکنیک های افزایش فالوور پیج بشم
یه مدت بیخیال تکنیک های فروش و افزایش درامد بشم…
بیام ببینم من چه باورهایی دارم که اجازه نمیده این پول و نعمت و ثروت به صورت طبیعی وارد زندگیم بشه؟؟؟
این خیلی غیرطبیعی که من دارم با دستای خودم مانع ورود نعمت و ثروت به صورت طبیعی به زندگیم میشم …
توی یه فایلی از استاد شنیدم که گفتن اگه بتونیم قرآن رو در یک کلمه خلاصه کنیم اون کلمه «توحید» هست و من فهمیدم توی این قضیه خیلی مشکل دارم.
جالبه خدا همه چی رو توی قرآن به من گفته اما من به جای اینکه از این نسخه درمانگر استفاده دنبال تکنیک های بازاریابی و…میگردم…
خدایا شکرت همین که من رو آگاه به اشتباهاتم میکنی این بزرگترین لطف و نعمت تو به من هست قدر این نعمت رو میدونم…
ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا
ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.
بنام رب قدرتمند وهابم
سلام ب استاد عزیزم و دوستان عزیز
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
الهی ب امید او
خدایا خودت هدایتم کن و بر قلمم جاری شو تا یک ردپای ارزشمند از خودم بجا بزارم برای زکیه آینده
واقعا هیچی شانسی و اتفاقی نیست
قبل اینجور فکر میکردم نمیکردم
با خودم فکر میکردم
فلانی چقد خوش شانسه همه دوسشدارن
فلانی چقد خوش شانسه چ خونواده پولداری داره
فلانی چقد خوش شانسه چ فرد مناسبی اومد تو زندگیش ،عجب ازدواجی کرد
فلانی چقد خوش شانسه فلان رشته قبول شد الان سرکاره
فلانی چقد خوش شانسه چقدد خاستگار داره،چقد فامیل دوسشدارن
چ احترامی بهش میزارن
من چقد بدشانسم هیشکی منو دوست نداره
من چقد بدشانسم ک تو روستا بدنیا اومدم
من چقد بدشانسم ک خانواده ی پرجمعیتی دارم
من اگه شانس داشتم بقیه دوسم داشتن
اگه شانس داشتم مث فلانی جهاز خوب میخریدم
اگه شانس داشتم خاستگاری ب تورم مبخورد خخخخخ
اگه شانس داشتم لباس های خوشگل میپوشیدم
اگه شانس داشتم هرچی دوسداشتم میتونستم بخرم
هر تیپی ک دوسداشتم میتونستم بزنم
من اگه شانس داشتم پزشکی یا پرستاری قبول میشدم
اگه شانس داشتم حساب کتابم خوب بود ریاضی و خوب یاد میگرفتم
درس های تخصصی رو با نمره خوب پاس میکردم
مردم چقد شانس دارم
من چقد بد شانسم
یادمه من هیچ وقت برای ریاضی تلاش نکردم ک خوب بشه ریاضیم تو خونه تمرین نمیکردم میگفتم باید راهنما کمکی داشته باشم ک ندارم پس یاد نمیگیرم
ب جز برای ریاضی پیش دانشگاهی ک معلمم ک دوسداشتم ،ی کم میانه ام با ریاضی بهتر شد و دوسداشتم ک تمرین کنم
ب جز درس اصول 2 رو ک ی بار افتادم و کمر همت و بستم گفتم میخوام یاد بگیرم و شروع کردم ب تمرین کردن و یاد گرفتن ک نمره ام و ک دیدم اخر ترم باورم نمیشد
اصول 2 رو 18 پاس کردم ک برای ترم بعد اصول 3رو هم ب همون روش 18 پاس کردم
پس من میتونستم یاد بگیرم و نمره خوب بگیرم فقط تلاش نکرده بودم براش
یا برای روابط ک رابطه ام با تمام خانواده ام کارت و پنیر بود
ولی وقتی ک با قانون آشنا شدم
اومدم توجه کردم ب زیبایی های افراد خانواده ام ،تحسبن کردنشون،دوست داشتن خودم و بقیه
عشق دادن ب خودم و بقیه
دیدم ععععع رابطه ام داره خوب میشه باهاشون اونا چقد منو دوست داشتن و من نمیدبدم
دیدم ک شانسی نبست ک بقیه دوست داشته باشن
همه اش ربط داره ب نوع نگاه خودت
اینکه از چ دیدی داری بقیه رو نگاه میکنی
قبلا آرزوم بود کسی بهم هدیه بده
و خیلی ب ندرت یا شایدم دریافت نمیکردم
ولی الان بدون اینکه از کسی انتظار داشته باشم دریافت میکنم
در مورد محل زندگیم ، من فهمیدم تو بهترین جای ممکن بدنیا اومدم
دوران بچگیم هرجقدر دوسداشتم بادوستام بازی کردم
تو بلندی کوه بازی کردم
صندلی درست میکردبم و غروبا مینشتیم رو چاله های بزرگی ک لبه پرتگاه بود و پاهامون رو آویزون میکردیم و غروب و نگاه میکردیم
حرف میزدیم
تو سرو کله هم میزدبم
آواز میخوندیم
،رو شاخه ی درختا خونه بازی کردم
تو شیب کوه و تپه سُرسُره بازی کردم اون شیب شاید 50،60،70 درجه خخخخخ
خیییلی کیف میداد
چقد لباسامون پاره میشد
زانو هامون خراش برمیداشت ولی باز میرفتیم یادش بخیر
الهی صدهزار مرتبه شکرت
تو بحث خاستگار ،2 آبان ی کیس بهم معرفی شد ک خداروشکر
با هدایت الله ردش کردم
دیروز ک 19 آبان بود از صبح نشونه ها میومد ،هر طرف و نگاه میکردم
قمری جفت میومد تو مسیر نگام
غروب دیروز خواهرم از اندیمشک اومد خونه امون قراره چند روز بمونه ب همراه دوتا گل پسرش شاهو و حافظ
شب گوشیش زنگ خورد
همون خانم واسطه ای هست ک کیس جدید معرفی میکنه
من تو اتاق بودم خواهرم تو هال داشت باگوشی صحبت میکرد
بعد ک قطع کرد اومد تو اتاق خندید گفت ی مدته ک باهام تماس نگرفته
عجب زمانی تماس گرفته
بعد عکس طرفو بهم نشون داد و شرایطش و هم گفت ،عکسش و ک دیدم
حسم گفت این شخص آدم من نیست
و همون لحظه گفتم ن
مادر ی کم صحبت کرد،بعد دیگه اصرار نکرد
متوجه شدن ک نمیتونن منو مجبور کنن ب ازدواج
کاری ک با خواهرهای قبلیم انجام دادن
یکی از آجیام هنوز هم میگه من راضی نبودم شمامجبورم کردین
و احساس گناه میده
من خودم مسئولیت زندگیم و ب عهده گرفتم و میخوام تصمیمی ک میگییرم خودم بگیرم و مسئولیتش باخودم باشه
فردا رو نخوام از بقیه ایراد بگبرم ک تقصیر شما بوده
یکی از آجیام دیشب بهم گفت زکیه تو خییلی خوش شانسی ک اینحور بهت کیس معرفی میشه برای ما همچبن شرایطی نبود
من دارم روی خودم کار میکنم
ک این کیس ها معرفی میشه
و هربار شرایطشون بهتر میشه
این نشون میده هیچی شانسی نیست
من خالق زندگی خودم هستم
من دارم با افکارم زندگیم و خلق میکنم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
سلام زکیه جان!!!
واقعا هیچی شانسی نیست…
مخصوصا ماها ..که یه خانم هستیم…چقدر زندگیهامون طبق باورهای دیگر افراد”اطرافیانمون و جامعه مون بود…
هر چقدر میگذره..امروز بزرگترین سپاسگزاریام…
بخاطر همین نوع نگاهی بود که ازدواجی نامناسب اون موقعها وارد زندگیم نشد…
ازدواجی که من داشتم زیر دنده هاش لِه میشدم..
زکیه جان.صحبتت یادم از دوستان اهوازیم اومد..نوع کلامتی که مینویسید!
…در ادامه.صحبتم!
یچیزی بگم!!!من از بچگی یه شخصی همیشه میومد توی بیداری جلوی چشمام وامیستاد..
و همیشه میگفتم خدایا این پسر کیه!
تا مهرماه سال 97…..
این شخص از یه طریق معجزه آسا که من با خواهر ایشون دوست شدم.که برادر ایشون بود ..ما با همدیگه آشنا شدییم.
ولی بخاطر نداشتن عزت نفس..
و بخاطر اون باوری که من هنوز آمادگی دریافتش نبودم..
این شخص از زندگی من دور شد..
ولی ..ناگفته نمونه..نشانهاش هر بار میومد….
تا اینکه از خدا بگم!!
خدایا این موضوع چرا باید توی این شرایط قرار بگیره!؟
چرا من یسری گفتها میبینم چه چیزیه!!
داستان من زکیه جان خیلی عجیب غریبه!
تا اینکه این رابطه ادامه یافت..و هر بار شدتش زیاد بود..
ولی به مرحله ازدواج ختم نمیشد..
تا اینکه سال 1400 که من وارد این مسیر شدم..
یه شب یه الهامی بهم رسید..
اون خواب بهم گفت..دلیل اومدن اون فرد به زندگیت….
درسته به شرایط ازدواج ختم نشد..
اول ..آوردمت به اینجا تو خودتو لایق بدونی ….
و به من که خداتم!!! برسی …
و بجز ازدواجت هر چیزی که بخای بتونی زندگیتو خلق کنی..
این ازدواج از طرف من انجام شده…و من تو زمان مناسبش تو رو توی زندگی این شخص گذاشتم…
و هر بار بهم الهام میکنه باید تکاملت طی بشه..الان نزدیک به 8 ساله..هنوز بصورت ظاهری این شخص وارد زندگیم نشده..
ولی نشانهای خداوند تایید رو زده..
اینکار یکار تمام شده هست…
الان دیگه ..از اون خاستگارهایی که در مسیر من بودن به لطف خدا همه قطع شد..که یه روز خواهرم بهم گفت..
که نرگس بعد اون موقعیت هنوز موردی نداشتی..گفتم نه!!!
لطف خدا اون ادمهایی که در مدار من نبودن کاملا قطع شد..
و خدا داره پلنهای ازدواج با این شخصی که از کودکی بهم الهام کرد..رو میچینه!
دقیقا همون تصویر خواب کودکیم… بطرز خیلی راحت و آسان.بهم داد …..بعد تو گوشیم سیوش کردم..
و قدم بعدی الهام اومد.عکستو بزار کنارش…
و الهام بعدی..دقیقا اسفند ماه همین سالی که گذشت.403…
بعد از یه تمرین…منو آماده دریافت تصویر بعدی کرد..
اون شخصی که خواهر ایشون بود..و داشت این عکس رو از من پنهان کرد..
یه صبح بهم گفت….گوشیتو روشن کن..این شماره ایی که بهت میگم سیوش کن…
الله اکبر….
اون صبح ….همون تصویری که به گفته خودش” تو دفترم کشیده بودم….
دقیقا همون تصویر رو روی پروفایل واتسابش بهم نشون داد.با دو تصویر..
بهم گفت اگه سیو نمیشه..با اونیکی گوشیت عکسشو بگیر..
بعد قدم بعدی رو بهت میگم…
زکیه جان..داستان زندگی من خیلی خیلی از طرف خیلی اشخاص براشون توضیح بدم..میگن رویا پردازیه..
ولی اون رویا پردازی نیست.این عین واقعیته…
من خلاصه وار نوشتم..
میخام بگم هیچ شانسی نیست…
ما هدایت میشویم
ولی اگه گوش بفرماش باشیم..
من با خداوند تونستم به این مرحله برسم..
باید بزاریم هر کسی جفت خودشو پیدا کنه..
بهمین دلیل خدا میگه زنان مومن با مردان مومن…
کبوتر با کبوتر .باز با باز..
این الهام همیشه بهم میگفت..نرگس .من برات همسر قرار دادم…
و هر جا خاستگاری که در مسیر نادرست بود..که توی همین سال گذشته از طرف کسی بسمت من بیان!
اون شخص اصلا نیومد…و دلیلشو خدا بهم گفت..نرگس منم که دارم برات برنامه ریزی میکنم..
.
من به این درک رسیدم..باید توی مسیر درست بمونم تا افراد مناسب تو زندگیم بیان.و بزارم خداوند خودش برام چیدمان کنه..
دلیل اومدن من تو این مسیر..بخاطر نشانهای بزرگی که از این شخص بهم رسید…تا من بدونم دلیل این نشانها چیست!؟.
شب یه فرشته بهم تبریک گفت…و گفت تو لایق این شخصی…..
انشالله تو زمان خودش میام باهاتون به اشتراک میزارم..انشالله زوده..فقط زمانشو نمیدونم..
آرزوی خوشبختی برای همه کسانیکه در این مسیر هستند.
فقط تو مسیر درست..و اتفاقات خوب و با ادمهای هم مدار مثل خودمون…
قانون خدا مو لای درزش نمیره…
گام دهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر– چهارشنبه 21 آبان 1404
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
با جزئیات بنویس که آن موقعیت چه بود، چه احساسی داشتی، و امروز با نگاه آگاهتر چه درسی از آن گرفتی؟
میخوام از دو تا از تجربه هام بگم و بنویسم :
اول یه رابطه عاطفی
و دوم درخواست ارتقا شغلی
سال 99 بود که من یه آشنای رو داشتم که خیلی نزدیک به عقد بود و همه چیز داشت عالی پیش میرفت , ولی دقیقن در همون ماه منتهی به تاریخ عقد همه چیز یهو بهم ریخت
و من اون موققع اصلا نمیدونستم مومنتوم چیه و احساس بد = اتفاقات بد چیه و اینا
افتادم تو مومنتوم منفی و نتیجتا اتفاقات بد رگباری شروع کردن به باریدن و نهایتا اون رابطه به پایان رسید
خوب طبیعتا یه مدتی حالم خوب نبود و کسل بودم ولی چند ماه بعد از اتمام رابطه نکاتی رو فهمیدم که اگر ازدواج کرده بودم به احتمال قریب به یقین به جدایی ختم میشد
تجربه بعدی در مورد یک ماه اخیر هست
من مهر ماه برای داشتن مسئولیت های بیشتر و ارتقا بیزینسی یه درخواستی رو به مدیرم دادم که قرار بور تنهایی هندلش کنم و خوب ریسک های خاص خودش رو داشت , در کمال تعجب در لفافه بهم گفت نه ولی مستقیم نگفت
بعدش خودشون یه پیشنهاد دیگه داد که قرار شد تیمی پیشش ببریم و خوب خیلی خیلی از لحاظ مالی برام بهتر شد ولی تقریبا دیگه اون ریسک ها رو نداره
اون اول که قبول نکردن ناراحت شدم ولی یکی دو روز بعدش رها کردم و جهان همه چیز رو ردیف کرد
با عشق , ادامه دارد…..
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم
و سلام به تمامی دوستای عزیز و بهشتی م
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که بهم جانی دوباره؛ نفسی دوباره و تولدی دوباره رو هدیه دادی تا بتونم زندگی بهشتی م رو همراه خودت ادامه بدم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که دارم با احساس فوق العاده عالی و الهی م و با عشق و با شوق و ذوق و با لذت این کامنت ارزشمندم رو مینویسم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که ما رو خالق زندگی مون قرار دادی تا بتونیم هر انچه رو که دوست داریم وارد زندگی مون کنیم.
خدایا شکرت که اینقدر حس و حالم عالی و الهیه
من خدایی دارم ، که در این نزدیکیست
نه در آن بالاها ؛مهربان خوب قشنگ
چهرهاش نورانیست ؛گاه گاهی سخنی می گوید
با دل کوچک من ؛سادهتر از سخن ساده من
او مرا میفهمد ؛او مرا میخواند ؛او مرا میخواهد
او همه درد مرا میداند ؛یاد او ذکر من است
خدای عزیزم هزاران بار تو را شکر میکنم به خاطر این همه ارامشی که با خودت دارم
ارامشی که منو غرق در عشق بازی با خودت کرده
ارامشی که منو رهای رها کرده از هر قید و بند دنیایی
ارامشی که بهم زیباترین حس و حال دنیایی رو هدیه داده
ارامشی که بهم یه زندگی بهشتی رو هدیه داده
خدای مهربانم چقدر زیبا توی خونه ی دلم جا خوش کردی
و چقدر زیبا منو توی اغوش گرم و عاشقانه ت گرفتی و داری منو به زیباترین زمان ها و مکان ها هدایت میکنی
خدای عزیزم تو عشق منی ،تو قلب منی ،تو عطر نفس های منی
تو صاحب و مالک منی ؛تو تمام دارایی منی؛ تو تمام وجود منی
تو یار و مونس و همدم منی تو و چه یار و همدمی بهتر از تو ای مهربانم
خدای مهربانم من بهت ایمان دارم ؛بهت اعتماد دارم و تنها تسلیم توام
استاد عزیزم چقدر زیبا با کلام و اموزش های الهی ت منو دیوونه و مجنون خدا کردی
چقدر زیبا بهمون یاددادی وقتی تمام توکلت به خدا باشه خدا تنهات نمیزاره
چقدر زیبا بهمون یاد دادی با خدا باش و پادشاهی کن
چقدر زیبا بهمون یاد دادی که اگه ایمانت به خدا باشه ؛خدا برات کن فیکون میکنه
استاد عزیزم به خدا اینقدر حس و حالم عالی و الهیه که دوست دارم با تمام وجودم فریاد بزنم خدایا شکرت
خدایا شکرت که دارم با تک تک سلول های بدنم تو رو توی وجودم حس میکنم
خدایا شکرت که همیشه هوامو داری و همیشه حامی و پشتیبان منی و اگر تمام دنیا منو نخوان ؛ولی تو منو میخای
خدایا شکرت به خاطر اینکه منو به این مسیر الهی هدایت کردی و منو با بنده ای اشنا کردی
که داره رسالتش رو به زیباترین شکل ممکن توی این دنیا انجام میده
استاد عزیزم چقدر زیبا با اموزش های الهی تون بهمون یاد دادی میشه توی این دنیا بهشت رو تجربه کرد
بهشتی که میشه همه چیز رو با هم داشت سلامتی و روابط زیبا و ارامش و ثروت رو با هم داشت
استاد الهی و مهربونم میخام با تمام وجودم ازت تشکر کنم و به خدا بری خلقت هدفدارت “فتبارک الله احسن الخالقین” بگم
استاد عزیزم به خدا اینقدر حس و حالم خوبه اینقدر ارامش دارم اینقدر غرق در عشق بازی با خدا شدم که به خدا نمیدونم اطرافم چی میگذره
و دوست دارم تا ساعت ها برات از زندگی بهشتی م بگم؛ زندگی که هر لحظه ش دارم کلی معجزه رو توش میبینم
زندگی که دارم هر لحظه ش رو با خدا راز و نیاز میکنم
زندگی که دارم هر لحظه ش رو هدایتی زندگی میکنم
و برای هر تصمیم و هر کاری از خدا هدایت میخام و چقدر زندگی هدایتی زیباست
خدایی که من تازه پیداش کردم و به خودم تعهد دادم که هیچ وقت رهاش نکنم
هیچ وقت دستمو از دستش جدا نکنم
خدایا شکرت به خاطر این همه حس و حال الهی م که داره منو هر لحظه وابسته تر و دلبستگی م رو به خودت بیشتر و بیشتر میکنه
خدای مهربونم چی کار کردی با دل من که اینقدر بی قراره وصالته
خدایا شکرت که منو به این زیبایی به این فایل بهشتی هدایت کردی
فایل هایی که هر کدوم از جملات و کلام های الهی استاد و دوستای عزیزم دارم کلی درس و اگاهی رو ازش یاد میگیرم و بهم حس و حال فوق العاده ای رو هدیه دادن
خدایا شکرت که دارم این چهره ی زیبا و خندان و ارامش بخش استاد عزیزم رو میبینم
و دیدن این صحنه ی بهشتی و زیبای پردایس این دریاچه ی بهشتی مون ؛این درختای بهشتی مون و این کلبه ی بهشتی مون و دیدن این مرغ های زیبامون که دارن از پشت سر استاد رد میشن ؛بهم کلی حس و حال عالی رو هدیه میدن
استاد عزیزم من عاشق این خنده های زیبا و الهی م ؛ عاشق این لباس پوشیدن های زیباتونم ؛ عاشق این صورت پر از نور و ارامش بخشتم
باورتون میشه استاد به خدا من دارم با تک تک لحظات جملات و کلام الهی تون با خنده هاتون ؛ارامش تون و لباس های زیباتون و تک تک لحظات زندگی تون کلی درس و نکته رو برای خودم یادداشت میکنم
و لباسی که با دیدنش منو یاد اون فایل بینظیر تام بریدی انداخت؛ تام بریدی که داره با کوهی از انگیزه مسیر موفقیت هاش رو بی وقفه ادامه میده
تام بریدی که باورهای بینظیرش و ادامه دادن هاش در مسیر عشق و علاقه ش داره هر روز موفقیت هاش رو بیشتر و بیشتر میکنه
تام بریدی که به ما هم یاد داد که توی هر سن و شرایطی که هستی میتونی موفقیت های بینظیری رو داشته باشی
و هیچ عامل بیرونی نمیتونه مانع کسب موفقیت هامون باشه و اون باورهای ماست که داره زندگی ما رو خلق میکنه و فقط کافیه که مسیر عشق و علاقه ت رو پیدا کنی و این مسیر رو با انگیزه و با عشق با تمام وجودت ادامه بدی اون وقت موفقیت هامون هر روز بیشتر و بیشتر میشه
استاد عزیزم با تمام وجودم این خوش رویی ؛خوش مشر ب بودن تون رو و این ارامش و این لبخند های زیباتون رو؛ این وجود الهی و توحیدی تون رو با تمام وجودم تحسین میکنم
و چقدر صحبت های زیبای دوست عزیزمون سعید جان که در مورد تغییرشون برامون درس داشت
اینکه وقتی توی مسیر اشتباه و نادرست قرار بگیری جهان اولین تلنگرها رو بهت میزنه که باید تغییر کنی و خدا اولین نشانه ها رو بهمون میده که باید تغییر کنی و نباید این مسیر رو ادامه بدی و اگر با اولین تلنگر تغییر نکردی جهان بیشتر بهت چک لگد میزنه که باید تغییر کنی و گاهی اونقدر ما از مسیر دور میشم که میزاریم همه چیزمون رو از دست بدیم اون وقت تغییر کنیم و چقدر خوشحالم که خدا منو به این فایل های زیبا و الهی هدایت کرد تا بتونم این صحبت های زیبا رو بشونم و برام درس بشه که اگه دیدی توی مسیر اشتباه هستی با اولین تلنگرهای جهان تغییر کن
و با تمام وجودم سعید جان رو تحسین میکنم به خاطر این کنترل ذهن عالی شون و ایمان و توکل شون به خدا توی این شرایط سختی که خودش برای خودش بوجود اورده بود و با اینکه تمام دارایی شون رو از دست داده بودن و نه تنها دارایی خودشون بلکه دارایی پدرشون هم از دست داده بودن ولی با توکل به الله و با کنترل ذهن عالی که داشتن ؛محکم تر و قوی تر از قبل بلند شدن و تغییر کردن و خودشون رو پیدا کردن و تونستن با هدایت الله توی مسیر درست قرار بگیرن و به یک بیزینس عالی تر از قبل هدایت بشن و بتونن با اراده ی پولادین شون این مسیر رو قدرتمندتر ادامه بدن و الان توی زمینه ی شغلی خوشون نفر اول توی کشور هستن و من ایمان دارم که شما دوست عزیزم به زودی به یکی از بهترین بیزینس من های دنیا تبدیل میشین
و چقدر این جمله ی زیبای سعید جان رو دوست داشتم و برام درس داشت که ” توی شرایط تحریم هایی که هستیم ولی نمایندگی ۷ برند اروپایی رو دارند و دارند محصولاتشون رو وارد میکنن” و این جمله ی زیباشون برام این درس رو داشت که هیچ عامل بیرونی در زندگی ما تاثیری نداره این باورها و افکار ما هست و این درون ماست که داره زندگی مون رو خلق میکنه و ما فقط کافیه که روی خودمون و باورهامون کار کنیم و تمرکزمون فقط روی زیبایی ها و نکات مثبت باشه و توکل مون به خدا باشه و بدونیم که اگر ایمان مون و توکل مون به خدا باشه خدا خودش تمام کارها رو برامون انجام میده و چقدر زیبا بهمون گفتن که شرایط تحریم هیچ تاثیری روی شرایط کاری ما نزاشته و نه تنها تاثیری نزاشته بلکه داریم بیزینس مون رو با قدرت بیشتر ادامه میدیم و موفقیت هامون هر روز بیشتر و بیشتر میشه و بازهم با تمام وجودم این اراده ی پولادین و این ادامه دادن هاشون رو توی مسیر شغلی شون رو تحسین میکنم که برای ما هم کلی درس داشت و برامون یه الگوی زیبا شد که توی هر شرایطی میشه موفق بود به شرط اینکه روی خودت کار کنی و توی مسیر درست گام برداری و با تمام وجودم این ایمان و توکل و اعتماد به نفس و عزت نفس دوست عزیزمون رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا فقط روی خدا حساب باز کردن و خدا هم جواب این ایمان و توکل شون رو بهشون داده که دارن به صورت اعتباری جنس هاشون رو وارد میکنن و چقدر این باورهای ثروت سازشون رو تحسین میکنم که دارن محصولاتشون رو پیش فروش میکنن و یک دارمد عالی رو دارن و نه تنها دارن هر روز ثروتمندتر میشن بلکه با این پیشرفت هاشون توی زمینه ی شغلی شون دارن به گسترش جهان هم کمک میکنن و بازهم با تمام وجودم این ازادی مالی و زمانی و مکانی شون رو این ایمان و توکل شون رو تحسین میکنم.
استاد عزیزم من عاشقتم که اینقدر زیبا بهمون یاد دادین که وقتی توی مسیر اشتباه هستی جهان اولین نشونه ها رو بهمون میده این ما هستیم که باید با اولین تلنگرها تغییر کنیم و اگر تغییر نکنیم اینقدر از جهان چک و لگد میخوریم که تا اخر مجبور بشیم تغییر کنیم
و چقدر زیبا بهمون یاد دادین که هیچ چیزی اتفاقی نیست و هر کسی به شانس و اتفاق اعتقاد داشته باشه توی این جهان چک و لگد میخوره و هر کسی که زندگی شون رو بر پایه ی شانس و اتفاق میزارن اون چک و لگدها رو از جهان میخورن چون قانون جهان بر اساس شانس نیست و هیچ وقت جهان بر اساس شانس عمل نمیکنه و هر جای جهان که نگاه کنیم قانون داره کار میکنه نه شانس نه اتفاق؛ و چقدر مثال هاتون در مورد شانس عالی بود استاد عزیزم و دقیقا من قبل از اشنایی م با شما همیشه همه چیز رو بر اساس شانس میدیم که همه چیز شانسی هست و الان یادم میاد که داشتم چک و لگد ها رو از جهان به خاطر این فکرم میخوردم تا اینکه خدا منو به سمت شما هدایت کرد ولی حالا که شما؛ ما رو با قانون زیبای جهان اشنا کردین میدونم که هیچ چیز شانسی نیست و همه چیز بر اساس قانون هست
و چقدر زیبا با این داستان رفتن تون به بندرعباس و از دست دادن تمام دارایی تون برامون یاد دادین که هیچ چیز شانسی نیست
و این جمله ی زیباتون “همه جا پول ریخته” بهمون یاد دادین که هیچ چیز شانسی نیست و جهان داره بر اساس قانون کار میکنه
و چقدر زیبا بهمون یاد دادین که روی هیچ چیزی شرط بندی نکنیم و خدا هیچ چیزی رو شانسی خلق نکرده و چقدر زیبا بهمون یاد دادین که ما باید خودمون خلق کنیم و خالق باشیم و خودمون ارزش ایجاد کنیم و زندگی شانسی نیست.
استاد عزیزم با تمام وجودم تمام وجود الهی و توحیدی تون رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا بهمون یاد میدین که همیشه خودمون بیایم پول خلق کنیم اونم در مسیر درست و خودمون خالق باشیم نه اینکه بخایم یک شبه پول خلق کنیم و چقدر این جملات طلایی تون برام درس داشت که
اولا: چقدر خوبه که ادم قانون جهان رو درک کنه
دوما: با اولین ضربه ها بیدار بشه و مسیر درست رو بره و هیچ چیز شانسی و تصادفی نیست
و هیچ وقت امکان نداره که چیزی برا اساس شانس ساخته بشه بلکه بر همه چیز بر اساس قانون هست و خلق زندگی مون هم شانسی نیست و این ما خودمون هستیم که داریم زندگی مون رو خلق میکنیم
و چقدر زیبا بهمون ترفند “پونزی” رو یاد دادین که هر وعده ای با هر خلاقیتی باشه که بهمون بگن میتونی یکدفعه پولدار بشی این یک تله ست و سراغش نریم
استاد عزیزم چقدر زیبا داشتین سعید جان رو تحسین میکردین و اشک توی چشمام جمع شده اینکه توی اون اوضاع سختی که خودش برای خودش به جود اورده رو تونسته ذهنشون رو کنترل کنن و به لطف الله مسیر درست رو پیدا کنه و بلند بشه و توی مسیر درست حرکت کنه و ادمه بده و حالا بعد از سه سال توی زمینه ی شغلی شون بهترین در کشور مون باشن و خدارو شکر این همه موفقیت رو کسب کنن و منم با تمام وجودم سعید جان رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا داره مسیر موفقیت شون رو با قدرت ادامه میدن و اینطور دارن ارزش افرینی میکنن.
و با تمام وجودم شما استاد عزیزم رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا داری شاگردهاتون رو برای موفقیت هاشون تحسین میکنی و داری بهشون اون انگیزه ی ادامه دادن توی این مسیر درست و الهی رو میدی که با قدرت بیشتر ادامه بدن و حرکت کنن و تا موفقیت هاشون هر روز بیشتر و بیشتر بشه و خدا رو به خاطر وجود ارزشمند شما استاد عزیزم رو توی زندگی مون هزاران بار شکر میکنم
خدایا شکرت که بهم فرصت دادی تا بتونم با عشق و با لذت این فایل زیبا رو ببینم و کلی حس و حالم رو عالی تر کنه و کلی برام درس و اگاهی رو هدیه بده
و با تمام وجودم از شما استاد عزیزم و مریم جانم ممنونم که با عشق و با قلب مهربون تون این فایل های بهشتی رو بهمون هدیه میدین تا بتونیم با درس ها و اگاهی هاشون زندگی مون رو به یک بهشت تبدیل کنیم.
خدایا شکرت؛ ادامه میدیم این مسیر الهی رو مصمم تر و قوی تر و قدرتمندتر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا
خدایا تنها و تنها خودت برامون کافی هستی
الهه عزیز سلام امیدوارم حال دلت هر لحظه بهتر از لحظه قبل باشه
اگه اشتباه نکنم استاد اخرین نفر با شما و خواهرتون و همسرتون تو این گفتگو صحبت کرد،اول از همه خداروشاکرم و خوشحالم که همچین دوستان هم فرکانسی و همکلاسی دارم با استاد عزیزی که مسیر رو بهمون نشون میدن،دوم این دیدعالی شما نسبت به جهان هستی و همه چی فوق العاده قابل تحسین هستش،این داشتن احساس سپاسگزاری بالاترین حس جهان هستی هستش که شما دارید و براتون بهترین رو میخوام از خدا که لحظه به لحظه خلق کنید در زندگی.
چقدر این شناسایی باورهاتون عالی بودش چه از صحبتهای استاد چه از صحبت های من چقدر درک کردن قانون رو زیبا یاد گرفتید چقدر قشنگ زیبایی ها رو دیدین تو تصویر و همه اینها قابل تحسین هستش.
باورهایی که از صحبتهای من کشیدید بیرون رو استاد تو دوره روانشناسی ثروت ۱ به زیبایی هرچه تمامتر یاد دادن و من این باورهایی که استاد گفتن رو وحی منزل میدونم که هیچ عامل بیرونی تاثیر گذار نیست تو زندگی ما و ما خودمون هستیم که زندگیمون رو خلق میکنیم و با توجه به روحی که خدا به جسممون دمیده و وجود خداگونه داریم در نتیجه قدرت خلق کنندگی هم داریم و هیچ چیزی شانسی نیست تو این دنیا همه چیز رو میشه خلق کرد.
من از شما تشکر میکنم بابت این قدرت دید عالی که دارید خیلی هامون تو فایل های استاد فقط تصویر استاد رو میبینیم ولی شما تک تک جزئیات این فایل رو دیدین و ازشون حس خوب گرفتید و این خیلی عالی هستش و دیدتون به جهان هستی و خداوند بی نظیره امیدوارم من هم بتونم مثل شما اینقدر زیبایی ها رو ببینیم.
من خودمم تو کامنتی که داشتم میذاشتم یادم رفت از استادم تشکر کنم بابت تحسین کردن من ولی شما خیلی قشنگ همه رو جز به جز و مو به مو گوش دادی و دیدی و به نوشتار تبدیل کردی
اینهمه نکات مثبت رو از یه فایل ۲۲دقیقه ای کشیدید بیرون و من مطمئنم هر روز شما با این باورهای زیباتون و دیدتون به زندگی کلی اتفاق خوب رو تجربه میکنید و خداروشکر میکنم بابت اینهمه زیبایی که با گفتن شما مجدد من هم دیدیم.
استاد عزیزم از شما هم تشکر میکنم و خدارو بابت اینکه شما رو تو مسیرمون قرارداده تا قوانین جهان هستی رو اینقدر ساده و روان بهمون یاد بدید خیلی شکر میکنم.
خیلی خیلی سپاسگزارم ازتون❤️❤️❤️
به نام خدای مهربان
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که دارم با احساس خوب و عالیم برای دوست عزیزم مینویسم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که ما رو خالق زندگی مون قرار دادی تا بتونیم هر انچه رو که دوست داریم وارد زندگی کنیم.
سلام سعید جان
ممنونم که این پیام الهی و پر از انرژی مثبت رو با قلب مهربونت بهم هدیه دادی
و اینقدر این پیام زیبا بود که تمام وجودم پر از حس عالیه
و بازهم با تمام وجودم شما دوست عزیزم رو به خاطر این موفقیت های عالی تون تحسین میکنم
با تمام وجودم ایمان و توکل و تسلیم بودن تون رو تحسین میکنم
با تمام وجودم این ارامش و این وجود الهی تون رو تحسین میکنم
و با تمام وجودم این ازادی مالی و زمانی و مکانی تون رو تحسین میکنم
و چقدر خوشحالم که دارم کنار شما دوستای عزیزم کلی رشد میکنم و بزرگ میشم
سعید جان این پیام رو دارم با چشمای پر از اشکم براتون مینویسم
و چقدر این کنترل ذهن بینظیرتون رو تحسین میکنم چون توانایی کنترل ذهن بزرگترین کاری هست که اگه بتونیم کنترلش کنیم یه زندگی بهشتی و بینظیری رو میتونیم داشته باشیم
و من مطمئنم که شما به زودی در شغل بینظیرتون به یکی از بزرگترین تاجرهای دنیا تبدیل میشین
براتون بهترین ها رو ارزو میکنم دوست عزیزم
خدایا شکرت؛ ادمه میدیم این مسیر الهی رو مصمم تر و الهی تر و قدرتمندتر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا
خدایا تنها و تنها خودت برامون کافی هستی
به نام خدا سلام و خسته نباشید بر دوستان.
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و دیگر عوامل سایت استاد برای این محصول هدیه.
امروز یک مصاحبه از کریستیانو رونالدو با پیرس مورگان را تماشا میکردم که در بخشی از این مصاحبه کریستیانو رونالدو اظهار داشت که دوست داشت این موفقیت ها را کسب میکرد،بدون اینکه تا این اندازه مشهور و شناخته شده باشد و گفت شهرت فراوان روی زندگی شخصی اش تأثیر منفی گذاشته است و از این نظر خیلی شبیه ای استاد عباسمنش است،که استاد در یکی از فایل های خودشان گفتند از اینکه در آمریکا شناخته شده نیستند خیلی زندگی راحتی دارند و در گذشته در ایران از شهرت بالای خودشان راضی نبودند و گفتند که مردم دوست دارند با فوتبالیست ها و هنرپیشه ها فقط یک عکس یادگاری بگیرند ولی از ایشان انتظار داشتند که بنشیند و مشکلات آنها را حل کند.
اما در ادامه ای مصاحبه کریستیانو رونالدو اظهار داشت که در 14سالگی که تازه به شهر لیسبون مهاجرت کرده بود و در خوابگاه میخوابید روزی به یک ساندویچ فروشی رفت و دو خانم که در آنجا کار میکردند به او و دوستش یک ساندویچ مکدونالد رایگان هدیه دادن و گفت که چند وقت پیش یکی از آن دو خانم به صورت اتفاقی در لیسبون پرتغال به دیدار او رفته است و بدون معطلی محکم اورا در آغوش گرفته و هم آن خانم و هم رونالدو به خوبی همدیگر را شناختهاند و آن روز را به یاد آوردند.
رونالدو به یکی از دوستانش میگوید که برنامه ای بگذارد تا در آینده آن خانم را خوشحال کند و من از این موضوع اینگونه برداشت کردم که افرادی نظیر استاد عباسمنش که در ایران به موفقیت رسیده اند بیشتر از دیگر افراد موفق جهان قابل ستایش و تحسین هستند،چراکه در شهر های بزرگ ایران نه تنها کسی به نوجوانان ساندویچ مکدونالد رایگان نمیدهد بلکه اتفاقاتی مثله کلاه برداری که در ورق بازی از استاد عباسمنش شده بود نیز صورت میگیرد و از این لحاظ موفقیت افراد ایرانی مثله استاد عباسمنش،علی دایی و… بیشتر قابل تحسین است و علی دایی که بعد از کریستیانو رونالدو در رده ای دوم بهترین گل زن ملی پوش جهان قرار دارد این موضوع را ثابت میکند که در هر جای دنیا اگر که باورهای درستی داشته باشیم،میتوانیم به موفقیت فراوان برسیم.
شاد و موفق باشید
خدانگهدار.
«به نام خدای آسمون آبی»
خدای من چی میبینم؟ عنوان این فایلو نگااااا : خلق زندگی دلخواه، شانسی نیست.
من همیشه ته ذهنم انگار منتظرم یه پولی از یجایی برسه به دستم و بعد من به همه و به خودم نشون بدم که اگه پول داشته باشم چطوری زندگی میکنم. به این پولدارایی که بلد نیستند درست پولشون رو خرج کنند نشون میدادم که خوشگل زندگی کردن یعنی چی؟
خدااااااای من.
من خودم باید خلقش کنم. خودم باید بسازمش. نکته مهم این ساختن میدونی چیه نرگس؟ «اینکه چیو میخوای خلق کنی» باید دقیقا بدونی چی میخوای. باید بدونی چی قراره قلبت رو اروم کنه. باید بشناسیش. باید انقدر حرکت کنی تا بالاخره بفهمی اون کاری که حاضری تا اخر عمر رایگان انجامش بدی چیه. همون کاری که از انجام دادنش بطور متوالی برای روزهای زیاد خسته نمیشی.
این مهمه.
نه که به این فکر کنی «چطور قراره بسازمش» این اصلا به من ربطی نداره.
من علی الحساب میدونم که باید مسیر شغلی و مسیر خلق ثروت رو از چیزی که بهش علاقه دارم در بیارم. اینو میدونم. پس فعلا به عنوان قدم اول باید ببینم چی میخوام اصلا.
راههایی که به ذهنم میرسه اینه که برم تو مباحث خودشناسی. باید عزت نفسم رو انقدر تقویت کنم و انقدر خودم رو خوب بشناسم که هیچ تردیدی درمورد خودم و علایقم نداشته باشم.
خدایا شکرت که اینجوری، اینجا، به این طریق باهام حرف میزنی.
عاشقتم خدای خوبم.
با سلام خدمت استاد عزیزم و آقا سعید عزیز
خدایا شرکت که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان سیال آگاهی های سایت همراه بشم و از اون آگاهی ها برخوردار
چقدر خوب شد ی نمونه از افرادی ک که نشونه ها رو دریافت نکرده بود بالا اومد تا آگاهی جدیدی به
آگاهی های من اضافه بشه و قطعا این هم هدایت خداونده و البته درخواست خود این دوستان
خدا رو شکر که با این آگاهی ها فهمیدم که چقدر مرز بین حماقت و شجاعت باریکه که بعضی وقت ها ما فکر میکنیم ترسو هستیم که ی کاری رو انجام نمیدیم چون آگاهی درستی در مورد حماقت و شجاعت نداریم ولی بعدا که می فهمیم همون کاری که انجامش ندادیم از شجاعت ماست نه از حماقت.
خدا رو شکر که فهمیدم چقدر شجاع بودم که حماقت نکردم و دچار مسائلی مثل قمار و شرط بندی نشدم چون قلبم گواهی میداد که همچین کاری درست نیست هرچند که دلیلش رو نمیدونستم
خدا رو شکر که با بودن توی این سایت دارم دلیل انجام ندادن کارهای نادرستی که روحم پذیراشون نبود ولی از انجام دادنش خودداری میکردم رو میفهمم
استاد جان امروز ی درک بزرگی با این گفتگو برای من حاصل شد و اون هم درک مفهوم شانسه
من تا حالا خیلی این جمله رو شنیده بودم از شما که هیچ چی شانسی و تصادفی نیست اما امروز فهمیدم یعنی چی.چرا؟
چون شما با مثالهای منطقی و ساده این مفهوم رو توضیح دادین جوری که ذهن من کاملا تسلیم شد .همینه که شما می گین ذهن با منطق خاموش میشه و همیشه دلیل میخواد برای پذیرفتن جوری که مقاومتش دیگه از بین میره
و چه مثالهایی منطقی تر از این مثال هایی که شما زدین
همین جا یاد اون جملتون افتادم استاد که گفتین من عاشق اون دلیل و منطقی هستیم که خداوند توی قرآن میاره برای حرفهاش جوری که آدمی که اهل تفکر باشه بدون هیچ مقاومتی میپذیره و این نشون دهنده ی اینه که شما هم توی حرف هایی که میزنین وپشت کارهایی که انجام میدین ی منطقی هست مثل اون منطقی که پشت جز به جز سایتتون هست
و این یعنی اینکه عباس منش که ۶۰ بار قرآن رو خونده کلام خداوند شده جزئی از وجودش که داره خودش رو اینجوری تو کلام و رفتارش نشون میده.و همین برای من این درس رو داره م که منی که دارم قرآن میخونم باید جوری بخونم و درکش کنم که نمودش توی زندگیم باشه
چقدر همین جا یاد کلام خداوند در مورد قمار و شراب افتادم که اونجا هم خداوند با منطق داره صحبت میکنه که میگه قمار هم منفعت داره هم ضرر اما ضررش بیشتر از منفعتشه .وانسانی که اهل فکر و منطق باشه وقتی این رو میشنوه قبول میکنه که چرا کاری که ضررش زیاده رو انجام بده ؟!
ی نکته دیگه که در مورد بچه های عباس منش هست همین مساله خودافشایی که بچه ها اونقدر اعتماد به نفسشان میره بالا که از گفتن اشتباهات خودشون ابایی ندارن درست مثل خود شما استاد که خودتون رو همون جوری که قبلا بودین رو افشا میکنین و اون چیزی که الان هستین رو هم با افتخار بیان میکنین و این نشان از خودشناسی شما و تاثیر پذیریتون روی خودشناسی بچه ها داره اونا هم مثل شما رفتار میکنن و به خود واقعیشان نزدیک میشن و این نقطه قوت آموزش های شماست
و ی نکته ی خیلی مهم در جریان بندرعباس اینه که ی وقتایی هست که آدم می بینه ی جمعیت زیادی دارن ی کاری رو انجام میدن حالا آدمی که اهل تفکر نیست بدون اینکه بدنبال دلیل انجام دادن اون کار باشه بقول اون آهنگ سیاوش قمیشی با چشم بسته میره و همون کار رو انجام میده یا بعبارتی گوسفند میشه و دنباله رو دیگران .
و ی دسته دیگه از آدم ها هم هستن که میبینن دیگران با چشم بسته رفتن و سقوط کردن تو دره اما باز هم عبرت نمیگیرن و به خودشون نمیان که اگر این کاره درست بود پس چرا نتیجه غلط بود!!!!!!و دقیقا همون اشتباه رو مرتکب میشن و این دسته از آدم ها دیگه حقشونه هر بلائی سرشان بیاد.حالا شما نا آگاه بودین و اون کار اشتباه رو انجام دادین دیگه نفر دومی که نتیجه شما رو دیده چرا اون کار رو تکرار کرده
و همین جاست که باز هم حرف های شما برام مرور میشه که شما می گین ی مدت با عباس منش باشین فقط و روی خودتون کار کنین بعد از ی مدت به نتایجتون نگاه کنین بعد تصمیم بگیرین که ادامه بدین یا نه .و آدم های دیگه وقتی میبینن شما نتیجه گرفتین با دیدن نتایج شما تصمیم میگیرن که وارد سایت بشن و از این آگاهی ها استفاده کنن یا نه
و در مورد دوست خودمون چقدر خوبه که تونستن بعد از سیلی خوردن از جهان تصمیم به تغییر بگیرن و تونستن خودشون رو بکشن بالا و این خودش یادآور این نکته اس که مهم نیس ما در چه شرایطی هستیم همین که تصمیم میگیریم به تغییر و این تصمیم رو عملی میکنیم جهان پاداش های خیلی بزرگی به ما میده و نمونش هم همین دوست عزیزمون
نکته ی بعدی درس گرفتن از تضادهاست برای اینکه دیگه تجربه های بد زندگیمون رو تکرار نکنیم مثل شما استاد بعد از اون جریان در بندر عباس
سپاسگزارم استاد بابت این اگاهیها که هر روز داره ظرف وجود ما رو بزرگتر میکنه چون شناخت خودمون از خودمون رو افزایش میده
سلام نسرین عزیز
یه موضوعی رو که میخوام از آموزش های استاد بیان کنم و خیلی موقع ها اصلا متوجه اش نمیشم کلام شیطان هستش که لابه لای کلام خداوند بهمون گفته و ذات عجول بودن انسان اون لحظه اون کلام رو میگیره و پیش میره.
من مثال خودم رو میزنم شاید برای خیلی از دوستان هم پیش اومده باشه و متوجه اش نشده باشن.
من سال ۹۲ از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و تو دوران دانشگاه یسری خواسته ها با توجه به تضادهایی که برخورده بودم برام به وجود اومده بود مثل ماشین و استقلال مالی و گوشی و …
شغل پدری من کفش فروشی بود و من اون زمان یه الگوی خوب پیدا کرده بودم که تو این بیزینس کفش فروشی موفق بود و به خواسته هایی که من میخواستم رسیده بود خلاصه اولین اقدامم این بود که اگه من هم مثل اون شخص بشم به خواسته هام میرسم درصورتی تو هر بیزینس پول هست اگه ادم قانون رو رعایت کنه،خلاصه ما استارت اون کار رو زدیم و موفق هم بودم و خواسته هام داشت بزرگ میشد روز به روز ولی من اقدام هایی که انجام میدادم به اندازه خواسته هام نبود بعد از یه با توجه به فرکانس هایی که فرستاده بودم و الهامات شیطان که از مسیر قمار هم میشه یه شبه به همه خواسته رسید و فراموش کردن ودرکنکردن قانون تکامل افرادی تو زندگیم وارد شدن که نسبت به فرکانس و باورهام خودم جذبشون کرده بودم،و این نکته رعایت نکردن قانون تکامل باعث شد که خودم برای خودم مشکل درست کنم!!!
من حتی این باور رو هم نداشتم تو دوتا بیزینسمکه باید شکست بخوره ادم بعدش پیشرفت کنم من از همون روز اول دوتا کارم رو به پیشرفت بودم ولی یجا تو کار اولم کلام شیطان رو وارد قلبم کردم و به اون سمت رفتم ولی الان همچین پیشنهادها و کلام شیطان رو خیلی خوب متوجه میشم چون یک روی قانون کار میکنم و دوم احساسی که دارم نسبت به اینجور رفتار باعث میشه متوجه بشم در تناقض هست با قوانین جهان هستی کاری که بخوام انجام بدم.
و این مفاهیم رو از آموزش های استاد یادگرفتمو بازهم خداروشاکرم بابت یکی از دستان خوبش تو زندگیمون که خیلی راحت قوانین جهان هستی رو بهمون یاد میده استاد عزیزم ممنونم ازت❤️❤️❤️
سلام آقا سعید عزیز.چقدر نکته ی مهمی رو اشاره کردین و چقدر قشنگ توضیحش دادین.سپاسگزارم از به اشتراک گذاشتن این آگاهی ها و تجاربی که داشتین.و تبریک میگم به خاطر تغییر و تصمیم مهمی که توی زندگی تون ایجاد کردین که اون نتایج بزرگ رو براتون رقم زده.در پناه الله یکتا روز بروز موفق تر و خوشبخت تر بشین
بنام خداوند قادر و وهاب و رزاق
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه
سلام به استاد ابراهیمی عزیزم و به استاد شایسته ی نازنین و به همکلاسی های این پروژه ی خفن… الهی که حال دل همگی عالی باشه و در مسیر هم جهت شدن با جریان خداوند ثابت قدم و خوش و خرم باشین.
خدای مهربونم شکرت برای یه رزق پربرکت دیگه
یه روز دیگه، روزی تازه برای دریافت فراوانی و فضل تو
روزی که با خبر عالی اول صبح و رزق بی حساب خداوند به این جا رسیده
خداجونم شکرت که باز وقتم رو برام فراهم کردی…
شکرت که تا الان که 12:26 ظهر هست هم دوسه تا کار مهم شرکت رو انجام دادم، هم چون از خونه کار می کردم، تونستم با لی لی یکم باشم تا سام به کاراش برسه، هم فایل رو گوش دادم و کامنتای روی جلسه ی قبل رو خوندم.
استاد وقتی از رفتن پولتون گفتین، تصورش هم اون درد رو داره… یادم افتاد سال 92 وقتی بعد از دکترا برای دو سالی با سام قطر زندگی می کردیم، تازه رفته بودیم و یه مبلغی که اون موقع کم هم نبود و پس اندازهمون بود رو از دست دادیم و چقدر تجربه ی تلخ و درس سختی بود خخخخ
الان درست یادم نیست فکر کنم یه چیزی حدود 4000 یا 5000 ریال قطر شایدم کمتر بود که تو اون چندماه جمع کرده بودیم… توی یه فروشگاه بودیم یه سری تراکت می دادن دست مردم برای مثلا بازگشایی یه شرکت سفرهای توریستی یه تخفیف عالی گذاشته بودن و یه ایونت تا مشتری جذب کنن… که اینجوری بود که الان تا ساعت فلان تو این هتل اپن هاوس دارن و ماها که رجیستر کردیم اسممون رو می تونستیم بریم و اونجا فرم پر کنیم و خلاصه با این تخفیف یه مسافرت توریستی یه هفته ای تو این چندتا کشور اروپایی داشته باشیم. قطر هم کلا کشور پولداری و نود درصد آدما وضع مالی خیلی خوبی دارن. و خدا می دونه اون طرف چه پولی به جیب زده. خلاصه که اینکه می گین هروقت هرجا گفتم فقط تا فلان ساعت وقت داری، بدو بدو عجله کن والا تموم میشه، یعنی یه تله ست، ما خیلی عمیق یاد گرفتیم اینو :)))
خلاصه قشنگ یادمه که ما فک کنم کارت شناسایی نداشتیم یا یه چیزی بود که لازم بود و نداشتیم و گفتن نه نمیشه باید حتما همراهتون باشه و سام با ماشین رفت خونه و اونو با خودش آورد… انقدر تو اون فضا بودیم که نیومدیم یه سرچ کنیم ببینیم این کمپانی چیه کیه… بعد که تموم شد و اومدیم خونه سام سرچ کرد و دید کلی ریویو هست که اینا کلاهبرداران و اینا… اصلا شک شدیم!! چون فکر می کردیم اینجا همه چی قانونیه و خلاصه از این خبرا نیست… فرداش و روزای بعد ایمیل زدیم تماس گرفتیم… من خیلی اصرار داشتم شکایت کنیم و قانونی قضیه رو دنبال کنیم، ولی سام بعد از به مقدار پیگیری انقددر براش این باختن پول سنگین بود که چرا همچین گولی خوردیم مهرنزدیک بود سکته کنه… خلاصه آخرشم به جایی نرسید ولی اینو خوب یاد گرفتیم که اگه قراره دیل خوبی هم بگیریم محدود کردن وقت یه آلارمه… حتی کلی ایمیل تبلیغی از فروشگاههای مختلف میاد که ends tonight و انقدر تخفیف تا امشب هست، رو من نمی رم سراغش چون از محدودیت میاد از باور کمبود میاد.
تجربه ای که از یه به ظاهر شکست داشتم و بعدها خدا رو شکر کردم باباش یکی در مورد ارتباطی که تو دوران لیسانس با یکی از همکلاسی ها داشتم (بقول معروف عشق اول خخخ) و خیلی جدی بود و بعد از اتمام لیسانس بود و قرار بود دیگه آخر هفته بیان خواستاری خونمون ولی دو روز قبلش خدا کمکم کرد و بهش گفتم بنظرم نباید ادامه بدیم و اونم انگار بدش نیومد و خلاصه یه دوستی سه -چهار ساله و البته خیلی پاستوریزه :)))) رو تموم کردیم ولی من اصلا انگار خودم نبودم که اون پیشنهاد رو داد انگار از شنیدن حرفی که زدم خودم تعجب کردم… واقعا کار خدا بود. و بعد که یکم زمان گذشت و دلم آرومتر شد دیدم واااقعا من داشتم برخلاف میل باطنیم خودمو تغییر می دادم که شبیه خواسته ی ایشون بشم تا این ازدواج سر بگیره… خیلی دوست خوبی بود و نقش غیر قابل مذاکره ای در کمک به من تو از دست دادن برادرم یاسر داشت و بعدها بهش اینو گفتم… و خدا رو شکر می کنم برای اون برهه از زندگیم ولی خدا رو خیلی خیلی بیشتر شکر می کنم که اون ازدواج سر نگرفت. مشکلی رو بعدا فهمیدم که خیلی می تونست آزاردهنده باشه، حسم خیلی خیلی رها بود بعد از گذشت یکی دو ماه و از همه مهمتر، عزیز دلم سام اصلا هزاران بار برای من بهتر از اون فرده و خدا رو شکر می کنم که یار زندگیم شده…
مورد دیگه وقتی بود که بعد از 5 سال پستداک کردن تو دانشگاه کرنل برای آکادمی اپلای کردم و مصاحبه از دانشگاههای دلخواهم رو نگرفتم و با یه حس نیمه شکست خورده (چون مصاحبه گرفتم ولی از دانشگاههای رده پایین) گفتم بذار برا صنعت اقدام کنم و جاب فعلیم رو گرفتم. بعد از گذشت چندماه به این نتیجه رسیدم وااای چقدر خوب شد من اومدم آر اند دی یه شرکت. چقدر دیدم رو باز می کنه چقدر نتورک خوبی می تونم بسازم، چقدر ریسرچ اینجا جدی تره… منم که عاشق ریسرچ… و خلاصه تو یکسال اول می گفتم آدم با این دید بره آکادمی خب قطعا خیلی موفقتره ولی بعد از یکسال کم کم اصلا به این نتیجه رسیدم تو همین کار صنعت بمونم و خلاصه هنوزم واقعا از کارم راضیم و دوستش دارم.
خب اینم از تمرین امروز و ساعت ناهاری که تموم شد :)
خدای مهریونم شکرت برای یه فرصت اتصال دیگه…
استادجونم و استاد شایسته ی عزیزم عاشششقتونم و به امید دیدار روی ماهتون بزودی زود🩵