این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/10.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-09 08:03:522025-11-10 17:47:45تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خطاب کردن پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضى از خودتان به بعضى [دیگر] قرار مدهید خدا مى داند [چه] کسانى از شما دزدانه [از نزد او] مى گریزند پس کسانى که از فرمان او تمرد مى کنند بترسند که مبادا بلایى بدیشان رسد یا به عذابى دردناک گرفتار شوند (63)
هشدار که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست به یقین آنچه را که بر آنید مى داند و روزى که به سوى او بازگردانیده مى شوند آنان را [از حقیقت] آنچه انجام داده اند خبر مى دهد و خدا به هر چیزى داناست (64)
خدایا شکرت برای این لحظه
خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی با سرعت بیشتری از درک بهتر قوانینت طی کنم و همواره بنده ی تسلیم و متواضع و فروتن تو باشم.
خدایا شکرت که همه چی تویی
اول و آخر و ظاهر و باطن تویی .
آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست تویی
خدایا شکرت همه چیز توحیده و توحید و یکتا پرستی
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
هیچچیز در زندگی ما شانسی نیست.
هر شکست، نشانهای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.
ثروت و موفقیت نه با شانس، بلکه با فهم قوانین الهی، هدایت درونی و اصلاح مسیر خلق میشوند.
دردها، اگر با آگاهی همراه شوند، دروازهی بیداری و رشدند.
«بعضی درسها درد دارند، اما اگر باعث شوند که مسیر درست را ببینی، آن درد در واقع رحمت است.»
خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم
هیچ اتفاقی ،اتفاقی اتفاق نمیافتد .
بخدا که تمام اتفاقات زندگی ما بواسطه افکار و فرکانس ها و باورهای ماست
خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم کردی
خدایا شکرت که مرا همواره هدایت میکنی
خدایا شکرت که مرا به خودت هدایت کردی
مرا از گمراهی به نور ایمانت هدایت کردی
خدایا شکرت که در مسیر بهبود شخصیت اصلی خودم هستم که من لایتناهی هستم
من تکه ای از وجود پاک خداوند هستم
من ارزشمندم بی قید و شرط
خدایا شکرت که بهم یاد دادی هیچ چیزی شانسی و الله بختکی نیست
همه داره طبق قانون جهان کار میکنه
خداوند تبدیلی در سنتش نیست
استاد چقدر این فایل بینظییییره و با خواندن کامنت های دوستان عزیزم چقدر برام روشنتر شده بلطف خداوند
خدایا شکرت برای تمام تضاد ها و ناخواسته های زندگی ام
که اوایل فکر میکردم از روی ناآگاهی که من قربانی شرایط شده ام
چرا شانس من اینجوری شده
چراهای زیادی تو سرم بود
تو روابط بسیار ناآرام و بد خلق و خوی و پر تنش بودم
و همش میگفتم من آدم بدشانسی هستم
چرا باید گیر همچین آدمهایی بیوفتم
اونا مشکل دارن و من خوبم
ولی اینجا متوجه شدم که ایراد خودمم
منم که باید تغییر کنم
و زندگی الهام به لطف خداوند به دو بخش قبل و بعد سایت الهی تقسیم شده
اینجا یاد گرفتم که باورهای من داره تمام اتفاقات زندگی ام را رقم میزند
افکار من فرکانس های من داره اتفاقات را خلق میکند
پس من بیام آگاهانه تمرکزم را روی بهبود شخصیتم بزارم
تمام هوش و هواسم را روی شخص خودم بزارم
که من این توانایی را دارم که خالق زندگی خودم باشم
این قدرت الهی ذاتا در وجودم هست
من باید به نگاهم تغییر زاویه بدهم
باید عشق را در وجودم رشد بدهم
باید با خودم در صلح باشم
به آرامش درونی برسم
آرام باشم و صبور و شکر گذار داشته ها و نعمتهای زندگی ام باشم
خدا را در وجودم باور کنم که همواره در حال هدایت من است.
همه کاره خداست و اگر من تسلیم باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی هم جهت میشوم و هماهنگی بین ذهن و روحم برقرار میشود.
فقط آرام باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی
خدا یا شکرررررررررت که تضادها منو به خودم آورد
تضاد ها من تنها برطرف شد که رحمت الهی را به زندگی ام جاری کردن
واقعاً از تک به تک تضاد های زندگی ام سپاسگزارم
منو از شرک و بی ایمانی و ناامیدی و یاس . انزوا نجات دادند
من با تضاد ها بخدا رسیدم
خودش را اصل را پیدا کردم
متوجه نیروی برتر وجودم شدم که در همه حال کنارم هست و برای هر کار و اموری در زندگی ام فقط و فقط روی نیازم به خداست و میگم من نمیدووووونم من نمیتووووونم
تو میدانی چ تو میتوانی
مرا هدایت کن
تو قادر مطلق هستی
تمام اموراتم را به تو میسپارم که تو از احوال من بینایی و آگاهی
خدایا شکرت که تمام اتفاقات زندگی ام بدون استثنا حاصل افکار و فرکانس ها و باورهای خودم خلق میشود.
من با کنترل ذهن و کانون توجه و افکارم و سوق دادن به سمت زیبایی ها و نکات مثبت و نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی میتوانم هر روز زندگی بهتری از روز قبلم را خلق کنم
چون زندگی الآنم حاصل افکار و فرکانس ها و باورهای قبلی من است
. من از همین لحظه تعهد میدهم که خودم و تمام خواسته هایم را به مراقبت خداوند میسپارم و رها و آزاد و تسلیم خدا و هدایت های ناب الهی هستم.
و همواره در حال بندگی و لذت بردن از زندگی در هر نفس هستم
چون من برگزیده خداوند در این لحظه برای نفس کشیدن و رشد خودم و جهان خداوند هستم.
خدایا شکرت برای هرآنچه دارم از فضل توست من بدون تو هیچی نیستم.
هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم.
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
قبل از جواب دادن به تمرین این قسمت میخواستم از استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دست اندرکاران سایت تشکر کنم.
توضیحات جلسه که احتمالا خانم شایسته زحمت نگارش آن را کشیده اند، واقعا بی نظیر است.
این سوالی که به عنوان تمرین جلسه مطرح شده واقعا بی نظیر است.
این سوال یعنی چیزی به عنوان شکست وجود ندارد و ما اشتباها آن را شکست میدانیم و اگر اشتباه کنیم و آنرا شکست بدانیم قدم اول برای سقوط،به مدارهای پایین تر را برداشته ایم. چون وقتی تضاد یا اتفاق به ظاهر بد یا ناخواسته ای که فعلا و الان ناخواسته به نظر می رسد را شکست بدانیم، اتفاقات زیر می افتد.
اول ذهن خیلی اتو کشیده و کروات زده و مثل یک شخص تحصیل کرده و منطقی و کارآمد به تو می گوید خب ، عزیز دلم بیا ببین چه عواملی باعث شد که تو شکست بخوری؟
بیا و آن ها را احصا کن تا جلوی شکست های بعدی را بگیری پسرم!!!
در ابتدا انقدر این نجواها زیبا و دلسوزانه و برای پیشرفت های بعدی گفته می شود که تو اصلا نمیفهمی با نجواهای گمراه کننده رو به رو هستی.
تو نمیفهمی در مرحله اول ذهن تمرکز تو را روی شکست و پذیرش شکست برده و با ادامه دادن نجواها تو را به این پذیرش می رساند که تو یک فرد شکست خورده ای.
وقتی ذهن در این مرحله پیش روی کرد و تو متوجه نشدی، در مرحله بعد نجواها قوی تر شده و تو را یک فرد ناکارآمد و دست و پا چلفتی می نامد .
(طبق آموزه های دوره 12 قدم ، در این لحظات بهترین تصمیم برداشتن تمرکز از روی مشکل یا شکست یا ناخواسته است زیرا در لحظاتی که در دل تضاد قرار داریم ذهن به بهانه پیدا کردن راه حل ، تمرکز ما را روی مشکل حفظ خواهد کرد.
پس اولین راه انحراف تمرکز از روی مساله و در ادامه تمرکز بر روی خواسته ها و رسیدن مجدد به احساس خوب است.)
و در نهایت احساس بد ناشی از این نجواها باعث سقوط به مدارهای پایین تر می شود و در مدارهای پایین تر هم برای هر اتفاق بد و ناخواسته ای که خودت با افکار خودت رقم زدی. ذهن می آید با دلیل و منطق های واقعی با منطق اینکه این اتفاقی که افتاده یک شکست است در ابتدا تو را مقصر میداند و در ادامه…
برای برگشت به روال قبل و فرار از حل مساله و فرار از همراه شدن با چرخ جهان هستی، تمام تقصیرات را گردن عوامل بیرونی از قبیل: اطرافیان و خانواده و همسر و شرایط جوی و دولت و دلار و … می اندازد.
و زمانی به خود می آیی که کاملا از مسیر خارج شده ای…
و شاید هم بگی قانون برای من جواب نداد…
شایدم برگردی به باورهای گذشته و بگی شانس وجود داره و تقدیر هر کسی تو پیشونیش نوشته شده و تو پیشونی منم نوشته شده بدبخت…
کم کم دور و برت رو هم همون آدمای شکست خورده و غر و نق زن و شاکی از شرایط ، پر می کنن و تو باور می کنی زندگی همینه دیگه و همه هم شکست میخورن و مریض میشن و دکتر می رن و به هر حال محکومیم به ادامه دادن همین زندگی…
و تبدیل میشیم به یک انسان همیشه شاکی و ناراضی از شرایط…
اما من به خاطر فرصت حضور در این جهان مادی و تجربه خودم و اینکه لایق حضور خداوند در وجودم هستم و به خاطر مکالمه دائمی با خداوند و ارتباط مستقیم با او، ارزشمندترین موجود کیهان هستم ، از خداوند سپاسگزارم.
واقعا این سوال ارزشمند باعث شد این حرفا رو بنویسم و
زبان از سپاسگذاری به خاطر وجود این سایت و این مکان الهی و حضور من در جمع با ارزش ترین افراد دنیا و محلی که به خاطر ارسال ارتعاشات منحصر به فردش در کانون توجه پروردگار کیهان قرار داره… قاصره…
قانون مندترین نقطه کیهان همینجاست…
و ما همین الان در بهشت قرار داریم…
خدایا هزاران بار شکرت…
تمرین این قسمت:
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
افراد با درک متفاوتی در این پروژه تغییر،
حضور دارند و با درک متفاوتی از قانون می توان به این سوال پاسخ داد.
به نظر من زمانی میتوانیم برای این سوال پاسخی داشته باشیم که با قوانین آشنا باشیم و برای کار کردن روی خودمان تعهدی پایدار داشته باشیم.
تعهدی به اسم رسیدن به احساس خوب، فارغ از هر اتفاق خواسته یا ناخواسته..
زمانی می توانیم از شکست هایی که قبلا اتفاق افتاده اما همان شکست نشانه ای از طرف خدا بوده تا ما ادامه مسیر را بفهمیم ، صحبت کنیم که بعد از آن شکست غرق در آن شکست نشده باشیم و توانسته باشیم بعد از آن شکست به احساس خوب رسیده باشیم و یا تسلیم شده باشیم تا به خداوند اجازه داده باشیم امرش را در زندگی ما جاری کند و توانسته باشیم روی دوش خداوند نشسته باشیم و خود را پایین نینداخته باشیم…
بستگی به این دارد در زمان شکست به نشانه ها شک نکرده باشیم و به خدا نگفته باشیم خب اینم از مسیری که تا اینجا گفته بودی و اینم از احساس خوب… نتیجش شد این. و از اینجا به بعد خودم می دانم…
زمانی که در احساس خوب باشی مسیر قابل تشخیص است.
اگر احساست بد باشد نمیتوانی تشخیص دهی اتفاقی که افتاده و ظاهرا شکست است، آیا کانون توجهت رقم زده؟ یا نه تضادیست که میخواهد تو را رشد بدهد.
هرچند در هر حالتی و با هر منطقی ، و بعد از هر روندی ، زاه برگشت به مسیر احساس خوب و راه استمرار در مسیر هم احساس خوب است.
طبق قانون جهان، احساس خوب = اتفاقات خوب…
وقتی مدتیست در احساس خوب قرار داری ، وقوع ناخواسته و یا اتفاقات به ظاهر بد و یا شکست ، یعنی تغییر مسیر به سمت مدار بالاتر و اتفاقات بهتر به شرط استمرار در احساس خوب…
اما پاسخ من در اجرای تمرین این جلسه…
آخرین تجربه همین چند هفته پیش بود.
تجربه ای که در تمام جنبه ها مرا رشد داد…
و بعد جدیدی از رشد شخصیت و تغییر در روال رشد اتفاقات زندگی برایم در حال آشکار شدن است.
من بعد از اینکه کارمند خدا شدم ، با رفتن دنبال نشانه ها هدایت شدم به آشنایی با کار جگرکی، کسب تجربه و کار کردن در جگرکی کنار جاده و بعد از دوماه به دنبال راه اندازی این کسب و کار رفتم.
و با اشتیاق فراوان به همراه همسرم جگرکی خود را راه اندازی کردیم…
من در منطقه ای که در پاسگاه شاغل بودم جگرکی هم زدم…
اتفاقات و نشانه های زنجیر وار گذشته ، انگار جاده ای یک طرفه ایجاد کرده بود، که فقط باید میرفتم.
اگر نمیرفتم…
ترسو بودم…
تسلیم نجواهای ذهن شده بودم.
نتوانسته بودم تصمیم بگیرم و اجرا کنم..
اگر نرفته بودم بعدها زیر بار نجواهای ذهن نمیتوانستم بلند بشم.
و به راحتی منطقی قوی دست ذهن میدادم ، که همیشه می توانست مرا برای حرکت نکردن و اجرا نکردن تصمیمات قانع کند.
در نهایت من با تمام توان مغازه جگرکی رو راه انداختم.
و غالبا در احساس خوب قرار داشتم و حتی احساس رهایی و آزادی و احساس قدرت داشتم.
و طبق قانون جهان اتفاقی جدید برای پایدار تر شدن این احساس بودم.
که ناگهان یعنی خیلی ناگهانی…
محل کار من انتقال پیدا کرد به یه شهر دیگه که حدودا 40 کیلومتر با خونه و جگرکی ما فاصله داشت….
قبلا وقتی من کارمند خدا شدم به شکل معجزه آسایی خدا محل کار منو به پاسگاهی آورد که کنار جگرکی بود و بعد هدایت شدم به جگرکی با وسایلش که نزدیک همونجا بود …
اما الان چرا اینجوری شده بود ، در حالی که من مدت ها بود در احساس خوب بودم…
طی فرآیندی که توضیح اون خیلی مفصله و توضیح اون در این کامنت فعلا نیاز نیست ، من فهمیدم ، پیام این تضاد اینه که باید جگرکی رو جمع کنم.
موندن من در این جگرکی مشکلاتی داشت که با احساس لیاقت من در تضاد بود که با اینکه همه این مشکلات ادامه داشت من به اونا بی توجه بودم و با تشخیص اینکه باید در مسیر و انجام این کار استمرار داشته باشم در برابر همه اون نا ترازی ها با بی توجهی خودم ، مقاومت میکردم.
و الان کم کم ادامه مسیر داره نمایان میشه.
و قدم ها یکی یکی داره گفته میشه.
اولش وقتی جگرکی رو جمع میکردم وسایل رو با گریه جمع می کردم اما میگفتم احساساتی شدن یعنی جاهل بودن.
الان با آموزش های دوره عزت نفس متوجه شدم استمرار در مسیر یعنی اجرای تصمیمات متوالی در عمل.
چون با هر تصمیمی که ما میگیریم و در عمل به اجرا در میاریم حتی اگر نتیجه ما رو راضی نکنه در قدم های بعدی و تصمیمات بهتری خواهیم گرفت و ظرف ما بزرگ تر خواهد شد.
الان متوجه شدم.
با زدن اون جگرکی خیلی بزرگ تر شدم.
رو ترس هام پا گذاشتم.
توانمندی هام رو تجربه کردم.
لبخند رضایت مشتری هام رو دیدم.
و بعد از جمع کردن جگرکی مهم ترین رکن تصمیمات جدیدم ، احساس لیاقت و ارزشمندی خودم و رسیدن به آرامش بیشتر در این برحه از زندگی شخصیم هست.
و قدم های بعدی به لطف الله مهربان با بالاترین کیفیت برداشته خواهد شد.
و در آینده نزدیک از تغییرات بزرگ زندگیم در این سایت الهی خواهم نوشت.
اون جگرکی در تمام جنبه ها تضادهایی داشت که باعث تولد خواسته های زیادی در من شده است.
و در ادامه، نیاز دارم بیشتر از دفعه قبل از محدوده امن خودم خارج بشم و ترسی که دفعه قبل با قدرت روش پا گذاشتم رو به سر ذهن بکوبم و دوباره روی ترس های بزرگ ترم پا بزارم و نتایج بزرگ تری رو رقم بزنم.
از خدا سپاسگذارم که بعد از جمع کردن جگرکی دوباره به احساس خوب رسیدم و در محل کار جدید هم در احساس خوب پایدار قرار دارم.
خدارا شکر می کنم من از بچه گی یه ویژه گی خوبی که داشتم، آدم خونسرد، صبور و مثبت اندیش بودم،
سعی می کردم به اتفاقات به ظاهر بد زندگیم نگاه مثبت داشته باشم،
اما از آنجایی که تو خانواده و شرایطی بزرگ شدم که مثل خیلی از افراد جامعه بیشتر نگاه منفی بین داشتن به زندگی و اتفاقات زندگی، منم یجاهای به خودم شک می کردم که نکنه این طرز فکرم اشتباه باشه، شاید نباید اینقدر مثبت نگر باشم،
اون موقع اصلا با قوانین آشنایی نداشتم،
من تو خانواده ای چشم به جهان گشودم که پدرم(خدا رحمت کنه) به عنوان فرد تاثیر گذار و بزرگ خانواده شدیدا درگیر افکار منفی بود، و این منفی نگری در جریان سال های طولانی تبدیل به افسرده گی شدیدش شده بود،
من تقریبا بیشتر از 20 سال توی اون خانواده زندگی کردم،
تو خونه مون همش صحبت از فقر و تنگ دستی، گرونی، جنگ تو کشور، بیکاری و مشکلات و منفی ها بود،
این مسائل خیلی با افکار و بارو هایم در تضاد بود،
خیلی اذیت می شدم،
با اینکه آدم مثبت نگری بودم، ولی همیشه احساس ضعف داشتم و خودم رو قربانی می دانستم که چرا من باید توی این چنین خانواده ای به دنیا می یومدم، اصلا چرا پدرم چنین افکاری رو داره، که باعث ترس و عدم آرامش تو خانواده مون بشه،
اگر من توی این خانواده به دنیا نمی اومدم شاید الان خیلی موفقتر می بودم،
من تو شرایطی خانواده گی بزرگ شدم که خیلی شباهت عجیبی داره با صحبت های که استاد در مورد شرایط خانواده گی شو و پدر شون گفتن،
که الان نمی خواهم بازش کنم،
خلاصه اینکه همیشه بابت این موضوع احساس قربانی شدن داشتم،
تا اینکه با قوانین خداوند و این سایت بی نظیر آشنا شدم، و تمام مسولیت زندگیم رو صفر تا صد شو گردن گرفتم، و چقدر آرام شدم، خدارا شکرررر
بعد اینکه پذیرفتم تمام اتفاقات زندگیم با فرکانس های خودم خلق شده و آینده ام رو فرکانس ها و باور های خودم می سازه،
همیشه سعی می کنم بجای اینکه احساس قربانی شدن داشته باشم، درس بگیرم از اتفاقات گذشته ام، و حواسم باشه چه فرکانسی رو می فرستم واسه خلق آینده ام،
وقتی عمیقا فکر می کنم به گذشته ام متوجه می شوم که اگر من چنین گذشته ای نمی داشتم شاید الان اینجا نبودم، شاید اون شرایط سخت زندگیم و اون تضاد های زندگیم باعث شده الان اینجا باشم درین مسیر، به واسطه ای تضاد های زندگیم سوالاتی برایم خلق شده که نتیجه اش آشنایی ام با استاد عزیزم سید حسین عباس منش هست،
بخاطر شرایط و اخلاق خاص پدرم ما زیاد مهمان نداشتیم و زیاد مهمونی نمی رفتیم،
و این شرایط باعث شده بود که من بیشتر مواقع دور از آدم ها باشم و تو خلوت خودم به اهداف خودم فکر کنم،
من از سن 12 یا 13 سالگی تو کلاس های محتلف شرکت کردم، توی همون سن کم خیاطی یاد گرفتم،
توی سن 14 یا 15 سالگی آموزش خیاطی می دادم،
تو مدرسه جز شاگرد اول کلاس بودم،
از همون سن کم رو پا خودم بودم، مستقل بودم، دستم تو جیب خودم بود، و با ذهنیت آزاد طلبی بزرگ شدم،
یاد گرفتم رو کسی حساب نکنم،
هر موقع یه کاری رو به کسی می سپردم و رو کسی حساب می کردم چنان زمین می خوردم که پشیمان می شدم از حساب کردن رو بقیه،
اون موقع ها خدای واقعی رونمی شناختم که بخواهم روش حساب کنم، ولی اینو می دونستم که رو بندگانش نباید حساب کنم،
الان میدانم که بجای ناراضی بودن و شکایت از گذشته، باید سپاسگزار خداوند باشم بابت گذشته ام،
چنان درس های رو برام داد که شاید در شرایط عادی نمیتونستم یاد بگیرم،
اصلا همش برنامه ریزی خداوند بوده که من بتوانم به خواسته هام برسم،
چون از زمانیکه من خیلی بچه بودم شاید 7 سالم بود نا خود آگاه به یسری خواسته ها و اهداف بزرگ فکر می کردم و یسری سوالاتی توی ذهنم می چرخید که شاید به ذهن خیلی از هم سن وسالام نبوده،
خدارا شکر می کنم بابت همه چی،
سپاسگزارم خدای مهربان که برنامه های زندگیم رو عالی چیدی، کاملا دقیق و درست، دقیقا طبق درخواست ها، باور ها و فرکانس های خودم،
سلام استاد عزیز و مهربانم مثل همیشه فایلهاتون مزین به عشق الهی و هدایت و آگاهیهای ناب ناب زندگی هست.استاد جان انقدررر ماجراهای زندگی شما زیاده که آدم باورش نمیشه که کل این ماجراها رو یک نفر تجربه کرده و انقدرررر زندگیش سرشار از ماجراها واتفاقات جورواجور و عجیب وغریب هست.هزار تا مارکوپولو باید بیان شاگردی شما رو بکنن بخدا😃
سلام مریم عزیز و نازنین و دوستان بسیار ارزشمند و الهی و توحیدی و دوست داشتنی سایت.واقعا هر روز خدا رو هزار بار بابت این سایت و استادش و همراهانش و آگاهیهای ناب و کل امکاناتش شکر میکنم.بخدا این سایت الهی و استاد الهی و همراهان الهی سایت جزو بزرگترین سرمایه های زندگی من هستن که هرگز قیمتی نمیشه روش گذاشت.انقدر آگاهیها نابه و انقدر دوستان درک زیبا و عمیقی از خداوند و قوانین دارن و انقدر استاد متصله و آگاهیها پاک و خالص!
هر روز که فایل جدیدی رو توی سایت میبینم گل از گلم میشکفه و میگم خدایا واقعا سپاسگزارم واقعا شکرت بخاطر این نعمت و آگاهیها که توسط این سایت الهی توی زندگیم جاری میشه و انگشتم بطور اتوماتیک میره رو فایل و بازش میکنه و ذهنم و عشقم در این فایل جاری میشه یا شاید عشق و آگاهی در ذهن من جاری میشه.من هر روز به چشم یک هدیه الهی به فایل جدید سایت نگاه میکنم و هزار بار خدا رو بخاطر این هدیه زیبا وعاشقانه شکر میکنم.استاد خوب و عزیز و مهربونم بصورت سفارشی و اختصاصی ازتون سپاسگزارم و آرزوی نابترین آگاهیها و نعمات روز افزون رو براتون دارم، استاد عشق و مهربان و ساده و صمیمی.
مریم عزیزم دوستان نازنینم روزی هزار بار خدا رو بخاطرتون شکرگزارم ممنون که هستین و با هم همراهیم.
🥰🥰🥰
سعید عزیز حدود ۳ سال هست که با فایلهای استاد آشنا شده و جزو افرادیه که در مرحله سوم تصمیم به تغییر گرفته یعنی یک چک و لقد حسابی از آقا جهان خورده و پاشده و به قول استاد به طرز فوق العاده ای تونسته ذهنش رو در بدترین حالت ممکن یعنی وقتی که هم کل پول خودش و هم پول بقیه رو داده رفته.
نتیجه و پاداش کنترل ذهنش اینه که فقط بعد از ۳ سال نتنها جبران مافات کرده بلکه با اعتماد به نفس و اطمینان بسیار زیبا و تحسین برانگیزی میگه که توی ایران جایگاه اول رو در کار خودش داره و نمایندگی ۷ برند کفش اروپا رو داره و نیازی هم به سرمایه گذاری نداشته و نداره چون دستی از دستان سخاوتمند الهی بصورت اعتباری بهش جنس میداده و تازه همین جنس هم که پولش رو نداده بخره قسمتیش رو از پیش فروخته و هزینه اش رو میگیره. مگه میشه؟ مگه داریم؟ ” قالَ کَذلِک” گفت اینچنین است امر و قوانین پروردگارت.الهی هزاران مرتبه شکر.
واما توضیحات زیبای سعید عزیز هدایت الهی رو میکشه سر شانس و قمار واعتقاد به شانس تا ما توضیحات و مثالهای فوق العاده استاد عزیز رو در این مورد بشنویم و باورهامونو در این مورد مستحکم تر کنیم و بفهمیم که دقیقا به همون میزانی که به شانس توی زندگیمون اعتقاد داریم، به همون میزان مشرک هستیم و به همون میزان هم از چک و لقدهای آقا جهان خواهیم خورد.😅
بچها کلا قاعده ای داره بازی جهان” هیچ چیزی اتفاقی نیست.”
وچقدر زیبا و بجا استاد نازنین با الگوها و دلایل بدیهی و بی شمار باور صحیح رو جایگزین باور قبلی میکنه وسعی داره باور قبلیمون رو هر قدر شده ضعیفتر و سست تر کنه.
مگه اصلا قانون جهان شانسیه؟مگر شده یک رو شانسی زمین برعکس بچرخه؟یا خورشید یک روز شانسی طلوع نکنه؟ یا شانسی جاذبه زمین از بین بره؟ کجای جهان دقیقا شانسی کار میکنه که ما میخوایم زندگیمونو و ازدواجمونو و بیزینسمونو براساس شانس پیش ببریم؟ شما ببینید در هر گوشه ای از جهان قانون داره کار میکنه ولی ما خیلی موقعها تو زندگی بر اساس شانس عمل میکنیم.
باورم نمیشه استاد توی یک برهه ای کل پولی رو که داشته گذاشته زمین تا تو قمار برنده بشه و از دم همه رو باخته رفته. ولی چقدر زیبا از ته اون تضاد یک تعهد محکم با خدای خودش میبنده که خدایا من دیگه تا ابد حتی ریال هم تو شرط بندی و قمار نمیگذارم ، تعهد میدم.
استاد واقعا تو زندگی با تضادهای خیلی زیادی درگیر بوده اما خیلی خوب تونسته درسش رو سریع بگیره و به درسی که گرفته تا آخر عمر شاید عمل کنه این نکته بسیار مفید و مهمی از داستان موفقیت استاد عزیز هست.چیزی که خیلها نمیتونن انجام بدن و از یک سوراخ به قول معروف بارها وبارها گزیده میشن ولی به خودشون نمیان.
چه الگوی زیبایی از استاد گرفتم امروز همینطور از سعید عزیز که تغییرش واقعا قابل تمرکز و قابل تحسین هست.ممنون ازتون عزیزانم.
استاد من کلا فکر میکنم هر کی میاد صحبت میکنه از بچها یک خانم و یک آقا هستن انقدر صدای بچها و طرز صحبت کردنشون شباهت عجیبی به هم داره.
چقدر خوبه که آدم اولا قوانین رو بدونه ثانیا اگر قوانین رو ندونست با اولین ضربه ها و تلنگرهای آقا جهان بیدار بشه و از خشم و چک و لقدهای آقا جهان در امان بمونه.
یادآوری ترفند پونزی که باید صدها بار برای خودمون یادآوری کنیم: “هر وعده ای از هر کسی” که میگه تو پول بیشتری از حد معمول درمیاری یا سریعتر یا یک دفعه ای ثروتمند میشی یک تله اس و سراغش نرید.
عاشقانه دوستتون دارم و بهترینهای بهترینها روودر دنیا و آخرت برای هممون آرزو دارم.
سلام آسو خانم عزیز و دوست داشتنی من و امیدوارم حالت خوب باشه و دلم نیومد نگم و اینکه ببین اولا ازت تشکر میکنم با تمام وجود که بهم گفتی انقدر سریع از حرفای استاد تا مطمعن نسدی عمل نکن و…. ممنونم و اینکه میخواستم چند چیز بهت بگم و چون میدونم پاکی ازت بپرسم و ممنونم و من این فایل و توحید عملی ۷ رو گوش دادم و قشنگ فهمیدم برعکی کلا موضوعات رو فهمیدهیده بودم و واقعا حرفت دریت در اومد که تا وقتی نفهمیدی انجام نده و….
خب سوالات رو بگم.
۱.الان ماشاالله تو ایران ما شاید بیش از ۳۰۰۰۰هزار استاد قانون جذب داسته باسیم و مثلا معلم شیمی ماهم شده معلم قانون جذب و تو کلاسای مدرسه برنامه داره و…. و حالا یک سوال و اینکه ماشاالله از بچه های خوب سایتم اکثرشون شدن و… و اینکه آیا به نظر شما که ۹۹درصدشون که با یکیشون اشناییم دارم و میدونم عجب موجود کثیفیه باید این رو بپذیرم که اکثرا دارن برا پول کار میکنن یا بگم باوره؟ یعنی آیا اینا دیگه باور نییتن و باید مقل قدیم و منطقی وپخته فکر کرد؟
۲. من فهمیدم که همه چیز باور نیست و یک سری چیز ها حقیقت اند و مثل خیلی از حوادث جامعه و البته خیلی هاشون هم باورن و آیا اونایی که برامون ثابت شده که اصلا پتانسیل پیشرفت ندارن رو باید بگیم باور یا حقیقت؟ مثل بک شغل و یا یک روستا و….
۳. ببین یک چیز قشنگ فریاد میزنه که منم دارم میفهممش و اینکه همه باید فککککررر بکنیم و ذهنمون رو ببینیم و الکی فقط نگیم خدادو خدا وخدا انجام میده و.. یعنی یک سری چیز ها واقعیت اند و باید بپذیریم دیگه مثلا استاد گفت که کلوپ بازی هاش دیگه روز به روز کم ارزشتر و اینکه هیچ جای پیشرفت نه مالی و نه فکری داره و اینکه مثلا این حقیقته دیگه درسته (من مغزم تا حدود زیادی قانع شده و اینکه میخوام ۱۰۰در۱۰۰ قانع بشه که حقیقته)و یادم نیست بهت گفتم یا نه ولی ممنون که گفتی نمیدونم درباره اون موضوع و… و خیلی ها الکی تو عقل کن میگن نه باوره و….. و فهمیدم این آدما که ۹۰درصد حدقل هیتند پشیزی ارزش ندارند و… و اینکه ببین نظرت چیه؟
۴. اینم به سوال قبل ربط داره و اینکه ببین من بالغ بر ۱۰۰ نوع نشانه دیدم ولی نمیدونم چرا هنوز شک دارم و میدونم به این دلیله که ذهن آدم ۹۹درصد رو قبول نداره و ۱۰۰درصد باید باشه و… و اینکه ببینید من عااششقققق زبانم مثل استاد که عاشق کلوپه و… ولی این شغل نه جایی برای پیشرفت مالی دیگه داره! چون مثلا الان برو تو فامیلات ببین همه ی بچه ها دارن انگلیسی صحبت میکنن و دیروز افطار خونه خالمبا پسرخالم کلی انگلیسی صحبت کردیم ولی مشکل اینجاست که من باید یکی بهم بگه که این هوسه که قانع بشم و اینکه درسته که باید یادش بگیریم ولی به این دلیل که از صفر منفی بشیم نه اینکه فکر بکنیم مثلا چه کار کردیم و…. و ببین مثلا هیچ علمی به ادم نمیده و درسته که با کتاب داستان میتکنی اطلاعات عمومی رو زیاد بکنی ولی یک علم ناب رو نمیده و انچنان دیگه جای پیشرفت نداره برخلاف قدیم ولی خیلی از بچه های عقل کل گفتن یک باوره ولی وقتی میگن یک باوره حس بدی به حرفشون دارم و انگار نپختن و…. و نظرت چیه؟؟ممنونم ازت دوست عزیز که هستی و خداروشکر با شما دوست عزیزم آشنا شدم و سلام به برادر زاده عزیزت هم نامم پارسا برسون 😅😅😅
خوشحالم که کامنتت رو دوباره میبینم.ممنونم پارسا جان که بهم اعتماد داری و ازم سوال میپرسی ولی من واقعا نمیدونم که چی باید تو جواب سوالاتت بنویسم راستش با وجود فایلهای ارزشمند استاد و نتایج دوستان واقعا نمیدونم که باید چی برات بنویسم .خیلی خوشحال شدم که نوشتی دیگه تو شک نیستی.فکر میکنم با همین روال آهسته و پیوسته ادامه بدیم به جاهای خیلی خوبی میرسیم.
موفق باشی پارسای عزیز
بهت تبریک میگم که توی این سن توی این سایت الهی هستی و دغدغه ات برخلاف خیلی از همسالانت خودسازی و خلق آینده خودت هست.
امیدوارم که هر چه زودتر بتونی پاسخ رو مستقیم از خود خدا دریافت کنی.
خیلی ممنونم بابت وقتی که گذاشتید و این فایل رو گوش دادید و سپاسگزارم ازتون بابت کامنت زیبایی که نوشتید.
من و خونوادمم هر روز که استاد فایل جدید میذاره روی سایت خداروشکر میکنیم و شاید باورتون نشه به حدی این فایل های زیبا رو حس میکنیم که قشنگ خودمون رو تو اون محیط مجسم میکنیم و لذت میبریم از فایل های استاد.
کنترل ذهن یکی از دلایل اصلی من برای رشد و موفقیت بود چون با خودم عهد کردم و از استاد یاد گرفتم که هرچیزی که الان دارم برای فرکانس هایی هستش که از قبل فرستادم و اگه نتیجه جدید میخوام تو آینده باید فرکانس ها و باورهامو تو زمان حال تغییر بدم تا نتایج و اتفاقات جدید رو تجربه کنم تو زندگی.
اینکه قانون جهان هستی براساس تکامل بنا شده باور دیگه ای بودش که از اون تجربه بدست اوردم و خیلی موقع ها هنوز هم یسری سوتی ها میدم ولی خیلی سریع خودم رو اصلاح میکنم نسبت به قبل و سعی میکنم قانون رو یاداوری کنم به خودم که هیچ چیز بدون تکامل و پرداخت بها قرار نیست به دست بیاد و هرچیزی سر جای خودش هست تو جهان هستی و ما با تغییر فرکانس هامون و باورهامون میتونیم به اون خواسته هامون برسیم.
بازم خداروشکر میکنم بابت این سایت خوب و استاد عزیزم و خانم شایسته که انگیزه فایل قراردادن زندگی شخصیشون روبه استاد دادن و دوستان عزیزی که همفرکانس هستیم😍😍😍
همونطور که تو کامنت نوشتم تغییر بنیادینی که تو ذهنت ایجاد کردی و کنترل ذهن قدرتمندی که داشتی ستودنی و شایسته تمرکز و الگو برداری هست .بسیار قابل تحسینه و به قول استاد سعید عزیز از سخت ترین حالتش تونسته خودش رو بکشه بیرون. شادی رو با تمام سلولهام احساس میکنم وقتی که میبینم دوستانی الهی توی این سایت الهی از چه حالتی به چه وضعیتی شیفت کردن وزندگیشون رو از نو خلق میکنن و ناخودآگاه اشک از چشمام جاری میشه و عمیقا خدا رو شکر میکنم.
استاد خدایا شکر من در یه مقیاس خیلی کوچکتر گول خوردم ولی همون برام درس بزرگی شد وبعد از اون به هیچ پیام قرعه کشی واین حرفها توجه نمیکنم.
چندسال پیش یه پیام اومد برای دریافت بن خرید تماس بگیرید منم زنگ زدم تهران.طرف خیلی مهربانانه صحبت میکرد همین الان سیصد هزار برو بانک پرداخت کن قرعه کشی ماشین هست وچندتا وسیله برقی هم برات پست میکنیم. حالا من با بچه کوچیک وبا عجله رفتم بانک وپرداخت کردم.
حالا چرا برام مهم شد که برم انجام بدم چون من چند روز بود تو تجسم خرید ماشین بودم واین رو نشونه حتمی میدونستم که باید دنبال کنم.(درک اشتباه قانون)
بعد چند وقت یه بسته اومد درخونه که یه سبزی خورد کن ویه کیک پز بود ویه دستگاه لاغری خراب که توش پر تارعنکبوت بود وانداختمش.
در واقع چطور گول میزدن آدمها رو برای فروش محصولات بی کیفیتشون.
دیگه بعد از اون من حواسم رو جمع کردم که به بهانه قرعه کشی دچار طمع نشم
درود بر شما استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
نتیجه باورهای قلبی، ایمان و اشتیاق سوزان یا شانس
مسیر نور یعنی، مسیر طولی: وقتی از نقطه الف شروع به حرکت می کنی و می خوای به نقطه ی ب برسی، اول 10متر جلو رو می بینی، بعد 10متر بعدی و الی آخر (در خصوص همه کارها به همین شکله)
مسیر نور یعنی درجه ی ایمان، توکل، صبر و کنترل ذهن: اگر به کارت ایمان داری، اگر باورهات درستن، اگر می تونی تکاملت رو طی کنی و اگر می تونی ذهنت رو کنترل کنی، تو بی شک موفق خواهی شد.
فرمون دست ماست اگه فرمون رو نفس چموش دست بگیره، لائی می کشه، سرعت غیر مجاز می ره و …
فرمون دست ماست اگه فرمون رو نفس متصل به ایمان و توکل دست بگیره، در مسیر نور در حرکته
آیا ساده نیست.
مسیر نور برای ثروتمند شدن، برای روابط عالی و … همینه.
الهامات و هدایا در مسیر نور بهت داده می شه. بعضی ها اسمش رو گذاشتن معجزه، ولی اونا معجزه نیستن، اونا جایزه های نوره به باورهای قلبی، شور و شوق، ایمان سوزان و حرکت شما
جوایز از جمله دیدن موقعیت های عالی، همراه شدن با انسانهای بینظیر، دریافت بینهایت نعمات و ثروت های الهی و …
استاد ممنون که هستید و ممنون بابت این فایل ارزشمند
من این فایل رو بارها دیدم اما الان به عنوان نشونه امروزم میبینم
طبق هدایت خدا امروز 29 تیر ماه نشونه من این فایل شد
من این سحرگاه رو با کامنت زیبای یکی از دوستان سایت شروع کردم که ابتدای کامنت آیه زیبای
إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا﴿١﴾
رو نوشته بود و قطعا خداوند منو هدایت کرده به این فایل تا به بهترین ها امروزم رو هدایت بشم
بازی جهان اصلا اتفاقی نیس و اینو من کاملا با فایلهای دانلودی و دوره های ناب شما درک کردم استاد و از وقتی متوجه شدم یکسره داره روی ذهنم کار میکنم و سعی ام رو بر این گذاشتم که حاشیه ها و منفی ها رو نشنوم
خدایا من تعهد میدم که هیچ وقت روی شانس حساب نکنم هیچ وقت اتفاقی ندونم شرایط رو
خدایا من تعهد میدم که بپذیزم خالق صد در صد شرایط زندگی ام هستم
خدایا من تعهد میدم که یکسره روی دوره های استاد باشم و قوانین رو یاد بگیرم و در زندگی عملی کنم اون قوانین رو
خدایا تعهد میدم که به وعده های تو خالی دیگران اعتماد نکنم برای ثروتمند شدن و همیشه ترفند پونزی رو یادم باشه که استاد بهم گفته
خدایا تعهد میدم که همیشه اینو یادم باشه من سمت خودم رو انجام بدم و اعتماد داشته باشم که تو الله اکبر من هستی و سمت خودت رو انجام میدی
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟با جزئیات بنویس که آن موقعیت چه بود، چه احساسی داشتی، و امروز با نگاه آگاهتر چه درسی از آن گرفتی؟
آره و به نظرم همه کسانی که آگاه شدند به خودشون و با جدیت دارند روی خودشون کار می کنند قطعا با تضادی مواجه شدند که شاید در ظاهر اسم اون رو شکست می گذارند اما همه ما می دونیم نقطه بیداری و نقطه عطف زندگیمون هست اون تضاد،،
خود من چند سال قبل با مسائل بسیار عجیب و غریبی روبرو شدم که شاید اگر طبق قانونمندی الهی قبلش با سایت و مفاهیم اصلی آشنا نشده بودم حتما از بین می رفتم به هزاران شکل ممکن بود که این اتفاق بیوفته ،،ولی به جرات می تونم بگم اون اتفاقات و اون تضادهایی که برام پیش اومد چنان درسهای بزرگ و عمیقی به من داد که برسم به جایی که حساب تمام شرایط و اتفاقات زندگیم را در همه ابعاد از خدا و جهان و آدمها و هر چیزی که فکر می کردم اون دلیل اصلی ناکامی ها و یا شرایط زندگی من هست جدا کنم و باور کنم که فقط و فقط باورها هستند که دارند کل شرایط زندگی من را در تمام ابعاد رقم می زنند
این بزرگترین دستاورد برام هست
حقیقتا برای اینکه این مهمترین موضوع زندگیم را بفهمم ارزشش رو داشت و اینکه فهمیدم شرک با آدم چی کار می کنه و قشنگ تو رو به قعر جهنم می بره و عذابی میکشی که دقیقاً در قرآن توصیفش کرده،،تو مختار هستی که بخوای مشرک باشی یا نباشی انتخاب با خود تو هست
و از خداوند می خوام کمکم کنه تا در مسیر قدرتمند کننده و عزت آفرین و عزت دهنده توحید هر روز بیشتر و بیشتر حرکت کنم
(تجربهی تو میتواند الهامبخش هزاران نفر دیگر باشد تا شکستهای خود را از دریچهی ایمان و قانون الهی ببینند.)
سلام بر استاد شایسته و همه دوستان هم فرکانسی ام در این پروژه تغییر
اون اوایل که این پروژه رو گوش میدادم ی حس عجله ای میومد سراغم اما از ی جایی گوش ندادم چون آماده دریافت نبودم اما الا حسی اومدم و این فایل رو گوش کردم
و چقد حرف های سعید عزیز و استاد آگاهی داشتن
من از اون بچگی اصلا با این موافق نبودم که ی شبه پولدار بشم
اصلا بابام رو که دیده بودم که چطوری موفق شده
دیگه به این فکر نمیکردم که ی شبه میشه پولدار شد
چون الا که میبینم باورهای توحیدی پدرم بود که ی انسان که سواد هم نداشت آنقدر بین هم سن سال های خودش موفق بود
واقعا آدم نون باورهاشون میخوره
با اینکه کل جامعه الا دنبال ی شبه پولدار شدن و دنبال گنج و زیر خاکی هستن
من این سایت رو دارم و میتونیم به راحتی از باورهام نون بخورم خداوندا شکرت چی از این قشنگ تر الهی شکر
ی مدت البته یکی از دوستام منو عضو سایت وان ایکس بت کرده بود که 30 هزار تومن موجودی برام ریخته بود فوتبال و والیبال شرط بندی کردم اونم رفت و هیچوقت هیچ وقت اون راه ادامه ندادم چن اصلا با باورهای من نشد بود اون راه
و همیشه میگفتم هر کسی هرچی داره براش تلاش کرده زحمت کشید
پس واقعا حقشه
البته نمیدونستم که کل کار تلاش ذهنی و یک درصد فیزیک تا با استاد آشنا شدم
یادمه قبلا هم از طرف خواهر شما رو به من معرفی کرده بودن استاد که اون موقع آماده دریافت این آگاهی ها نبودم
اما الا حرفای استاد وحی منزل برای من
و جهان داره به فرکانس های ذهن من جواب میده به طور قطع
و هیچ شانسی در کار نیست اگه در راه باشم و ایمانم رو به خداوند حفظ کنم و جهان رو بر پایه فراوانی بدونم حتما حتما به خواسته ام منو خداوند میرسونه از آسون ترین و راحت ترین راه
استاد عزیزم ممنونم که همیشه با این فایل ها مسیر مارو با خداوند هم جهت میکنی
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
گام دهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر
لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضًا قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ مِنْکُمْ لِوَاذًا فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿63﴾
خطاب کردن پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضى از خودتان به بعضى [دیگر] قرار مدهید خدا مى داند [چه] کسانى از شما دزدانه [از نزد او] مى گریزند پس کسانى که از فرمان او تمرد مى کنند بترسند که مبادا بلایى بدیشان رسد یا به عذابى دردناک گرفتار شوند (63)
أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ یَعْلَمُ مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ وَیَوْمَ یُرْجَعُونَ إِلَیْهِ فَیُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿64﴾
هشدار که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست به یقین آنچه را که بر آنید مى داند و روزى که به سوى او بازگردانیده مى شوند آنان را [از حقیقت] آنچه انجام داده اند خبر مى دهد و خدا به هر چیزى داناست (64)
خدایا شکرت برای این لحظه
خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی با سرعت بیشتری از درک بهتر قوانینت طی کنم و همواره بنده ی تسلیم و متواضع و فروتن تو باشم.
خدایا شکرت که همه چی تویی
اول و آخر و ظاهر و باطن تویی .
آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست تویی
خدایا شکرت همه چیز توحیده و توحید و یکتا پرستی
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
هیچچیز در زندگی ما شانسی نیست.
هر شکست، نشانهای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.
ثروت و موفقیت نه با شانس، بلکه با فهم قوانین الهی، هدایت درونی و اصلاح مسیر خلق میشوند.
دردها، اگر با آگاهی همراه شوند، دروازهی بیداری و رشدند.
«بعضی درسها درد دارند، اما اگر باعث شوند که مسیر درست را ببینی، آن درد در واقع رحمت است.»
خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم
هیچ اتفاقی ،اتفاقی اتفاق نمیافتد .
بخدا که تمام اتفاقات زندگی ما بواسطه افکار و فرکانس ها و باورهای ماست
خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم کردی
خدایا شکرت که مرا همواره هدایت میکنی
خدایا شکرت که مرا به خودت هدایت کردی
مرا از گمراهی به نور ایمانت هدایت کردی
خدایا شکرت که در مسیر بهبود شخصیت اصلی خودم هستم که من لایتناهی هستم
من تکه ای از وجود پاک خداوند هستم
من ارزشمندم بی قید و شرط
خدایا شکرت که بهم یاد دادی هیچ چیزی شانسی و الله بختکی نیست
همه داره طبق قانون جهان کار میکنه
خداوند تبدیلی در سنتش نیست
استاد چقدر این فایل بینظییییره و با خواندن کامنت های دوستان عزیزم چقدر برام روشنتر شده بلطف خداوند
خدایا شکرت برای تمام تضاد ها و ناخواسته های زندگی ام
که اوایل فکر میکردم از روی ناآگاهی که من قربانی شرایط شده ام
چرا شانس من اینجوری شده
چراهای زیادی تو سرم بود
تو روابط بسیار ناآرام و بد خلق و خوی و پر تنش بودم
و همش میگفتم من آدم بدشانسی هستم
چرا باید گیر همچین آدمهایی بیوفتم
اونا مشکل دارن و من خوبم
ولی اینجا متوجه شدم که ایراد خودمم
منم که باید تغییر کنم
و زندگی الهام به لطف خداوند به دو بخش قبل و بعد سایت الهی تقسیم شده
اینجا یاد گرفتم که باورهای من داره تمام اتفاقات زندگی ام را رقم میزند
افکار من فرکانس های من داره اتفاقات را خلق میکند
پس من بیام آگاهانه تمرکزم را روی بهبود شخصیتم بزارم
تمام هوش و هواسم را روی شخص خودم بزارم
که من این توانایی را دارم که خالق زندگی خودم باشم
این قدرت الهی ذاتا در وجودم هست
من باید به نگاهم تغییر زاویه بدهم
باید عشق را در وجودم رشد بدهم
باید با خودم در صلح باشم
به آرامش درونی برسم
آرام باشم و صبور و شکر گذار داشته ها و نعمتهای زندگی ام باشم
خدا را در وجودم باور کنم که همواره در حال هدایت من است.
همه کاره خداست و اگر من تسلیم باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی هم جهت میشوم و هماهنگی بین ذهن و روحم برقرار میشود.
فقط آرام باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی
خدا یا شکرررررررررت که تضادها منو به خودم آورد
تضاد ها من تنها برطرف شد که رحمت الهی را به زندگی ام جاری کردن
واقعاً از تک به تک تضاد های زندگی ام سپاسگزارم
منو از شرک و بی ایمانی و ناامیدی و یاس . انزوا نجات دادند
من با تضاد ها بخدا رسیدم
خودش را اصل را پیدا کردم
متوجه نیروی برتر وجودم شدم که در همه حال کنارم هست و برای هر کار و اموری در زندگی ام فقط و فقط روی نیازم به خداست و میگم من نمیدووووونم من نمیتووووونم
تو میدانی چ تو میتوانی
مرا هدایت کن
تو قادر مطلق هستی
تمام اموراتم را به تو میسپارم که تو از احوال من بینایی و آگاهی
خدایا شکرت که تمام اتفاقات زندگی ام بدون استثنا حاصل افکار و فرکانس ها و باورهای خودم خلق میشود.
من با کنترل ذهن و کانون توجه و افکارم و سوق دادن به سمت زیبایی ها و نکات مثبت و نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی میتوانم هر روز زندگی بهتری از روز قبلم را خلق کنم
چون زندگی الآنم حاصل افکار و فرکانس ها و باورهای قبلی من است
. من از همین لحظه تعهد میدهم که خودم و تمام خواسته هایم را به مراقبت خداوند میسپارم و رها و آزاد و تسلیم خدا و هدایت های ناب الهی هستم.
و همواره در حال بندگی و لذت بردن از زندگی در هر نفس هستم
چون من برگزیده خداوند در این لحظه برای نفس کشیدن و رشد خودم و جهان خداوند هستم.
خدایا شکرت برای هرآنچه دارم از فضل توست من بدون تو هیچی نیستم.
هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم.
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
به نام رب هدایت گر.
سلام…
قبل از جواب دادن به تمرین این قسمت میخواستم از استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دست اندرکاران سایت تشکر کنم.
توضیحات جلسه که احتمالا خانم شایسته زحمت نگارش آن را کشیده اند، واقعا بی نظیر است.
این سوالی که به عنوان تمرین جلسه مطرح شده واقعا بی نظیر است.
این سوال یعنی چیزی به عنوان شکست وجود ندارد و ما اشتباها آن را شکست میدانیم و اگر اشتباه کنیم و آنرا شکست بدانیم قدم اول برای سقوط،به مدارهای پایین تر را برداشته ایم. چون وقتی تضاد یا اتفاق به ظاهر بد یا ناخواسته ای که فعلا و الان ناخواسته به نظر می رسد را شکست بدانیم، اتفاقات زیر می افتد.
اول ذهن خیلی اتو کشیده و کروات زده و مثل یک شخص تحصیل کرده و منطقی و کارآمد به تو می گوید خب ، عزیز دلم بیا ببین چه عواملی باعث شد که تو شکست بخوری؟
بیا و آن ها را احصا کن تا جلوی شکست های بعدی را بگیری پسرم!!!
در ابتدا انقدر این نجواها زیبا و دلسوزانه و برای پیشرفت های بعدی گفته می شود که تو اصلا نمیفهمی با نجواهای گمراه کننده رو به رو هستی.
تو نمیفهمی در مرحله اول ذهن تمرکز تو را روی شکست و پذیرش شکست برده و با ادامه دادن نجواها تو را به این پذیرش می رساند که تو یک فرد شکست خورده ای.
وقتی ذهن در این مرحله پیش روی کرد و تو متوجه نشدی، در مرحله بعد نجواها قوی تر شده و تو را یک فرد ناکارآمد و دست و پا چلفتی می نامد .
(طبق آموزه های دوره 12 قدم ، در این لحظات بهترین تصمیم برداشتن تمرکز از روی مشکل یا شکست یا ناخواسته است زیرا در لحظاتی که در دل تضاد قرار داریم ذهن به بهانه پیدا کردن راه حل ، تمرکز ما را روی مشکل حفظ خواهد کرد.
پس اولین راه انحراف تمرکز از روی مساله و در ادامه تمرکز بر روی خواسته ها و رسیدن مجدد به احساس خوب است.)
و در نهایت احساس بد ناشی از این نجواها باعث سقوط به مدارهای پایین تر می شود و در مدارهای پایین تر هم برای هر اتفاق بد و ناخواسته ای که خودت با افکار خودت رقم زدی. ذهن می آید با دلیل و منطق های واقعی با منطق اینکه این اتفاقی که افتاده یک شکست است در ابتدا تو را مقصر میداند و در ادامه…
برای برگشت به روال قبل و فرار از حل مساله و فرار از همراه شدن با چرخ جهان هستی، تمام تقصیرات را گردن عوامل بیرونی از قبیل: اطرافیان و خانواده و همسر و شرایط جوی و دولت و دلار و … می اندازد.
و زمانی به خود می آیی که کاملا از مسیر خارج شده ای…
و شاید هم بگی قانون برای من جواب نداد…
شایدم برگردی به باورهای گذشته و بگی شانس وجود داره و تقدیر هر کسی تو پیشونیش نوشته شده و تو پیشونی منم نوشته شده بدبخت…
کم کم دور و برت رو هم همون آدمای شکست خورده و غر و نق زن و شاکی از شرایط ، پر می کنن و تو باور می کنی زندگی همینه دیگه و همه هم شکست میخورن و مریض میشن و دکتر می رن و به هر حال محکومیم به ادامه دادن همین زندگی…
و تبدیل میشیم به یک انسان همیشه شاکی و ناراضی از شرایط…
اما من به خاطر فرصت حضور در این جهان مادی و تجربه خودم و اینکه لایق حضور خداوند در وجودم هستم و به خاطر مکالمه دائمی با خداوند و ارتباط مستقیم با او، ارزشمندترین موجود کیهان هستم ، از خداوند سپاسگزارم.
واقعا این سوال ارزشمند باعث شد این حرفا رو بنویسم و
زبان از سپاسگذاری به خاطر وجود این سایت و این مکان الهی و حضور من در جمع با ارزش ترین افراد دنیا و محلی که به خاطر ارسال ارتعاشات منحصر به فردش در کانون توجه پروردگار کیهان قرار داره… قاصره…
قانون مندترین نقطه کیهان همینجاست…
و ما همین الان در بهشت قرار داریم…
خدایا هزاران بار شکرت…
تمرین این قسمت:
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
افراد با درک متفاوتی در این پروژه تغییر،
حضور دارند و با درک متفاوتی از قانون می توان به این سوال پاسخ داد.
به نظر من زمانی میتوانیم برای این سوال پاسخی داشته باشیم که با قوانین آشنا باشیم و برای کار کردن روی خودمان تعهدی پایدار داشته باشیم.
تعهدی به اسم رسیدن به احساس خوب، فارغ از هر اتفاق خواسته یا ناخواسته..
زمانی می توانیم از شکست هایی که قبلا اتفاق افتاده اما همان شکست نشانه ای از طرف خدا بوده تا ما ادامه مسیر را بفهمیم ، صحبت کنیم که بعد از آن شکست غرق در آن شکست نشده باشیم و توانسته باشیم بعد از آن شکست به احساس خوب رسیده باشیم و یا تسلیم شده باشیم تا به خداوند اجازه داده باشیم امرش را در زندگی ما جاری کند و توانسته باشیم روی دوش خداوند نشسته باشیم و خود را پایین نینداخته باشیم…
بستگی به این دارد در زمان شکست به نشانه ها شک نکرده باشیم و به خدا نگفته باشیم خب اینم از مسیری که تا اینجا گفته بودی و اینم از احساس خوب… نتیجش شد این. و از اینجا به بعد خودم می دانم…
زمانی که در احساس خوب باشی مسیر قابل تشخیص است.
اگر احساست بد باشد نمیتوانی تشخیص دهی اتفاقی که افتاده و ظاهرا شکست است، آیا کانون توجهت رقم زده؟ یا نه تضادیست که میخواهد تو را رشد بدهد.
هرچند در هر حالتی و با هر منطقی ، و بعد از هر روندی ، زاه برگشت به مسیر احساس خوب و راه استمرار در مسیر هم احساس خوب است.
طبق قانون جهان، احساس خوب = اتفاقات خوب…
وقتی مدتیست در احساس خوب قرار داری ، وقوع ناخواسته و یا اتفاقات به ظاهر بد و یا شکست ، یعنی تغییر مسیر به سمت مدار بالاتر و اتفاقات بهتر به شرط استمرار در احساس خوب…
اما پاسخ من در اجرای تمرین این جلسه…
آخرین تجربه همین چند هفته پیش بود.
تجربه ای که در تمام جنبه ها مرا رشد داد…
و بعد جدیدی از رشد شخصیت و تغییر در روال رشد اتفاقات زندگی برایم در حال آشکار شدن است.
من بعد از اینکه کارمند خدا شدم ، با رفتن دنبال نشانه ها هدایت شدم به آشنایی با کار جگرکی، کسب تجربه و کار کردن در جگرکی کنار جاده و بعد از دوماه به دنبال راه اندازی این کسب و کار رفتم.
و با اشتیاق فراوان به همراه همسرم جگرکی خود را راه اندازی کردیم…
من در منطقه ای که در پاسگاه شاغل بودم جگرکی هم زدم…
اتفاقات و نشانه های زنجیر وار گذشته ، انگار جاده ای یک طرفه ایجاد کرده بود، که فقط باید میرفتم.
اگر نمیرفتم…
ترسو بودم…
تسلیم نجواهای ذهن شده بودم.
نتوانسته بودم تصمیم بگیرم و اجرا کنم..
اگر نرفته بودم بعدها زیر بار نجواهای ذهن نمیتوانستم بلند بشم.
و به راحتی منطقی قوی دست ذهن میدادم ، که همیشه می توانست مرا برای حرکت نکردن و اجرا نکردن تصمیمات قانع کند.
در نهایت من با تمام توان مغازه جگرکی رو راه انداختم.
و غالبا در احساس خوب قرار داشتم و حتی احساس رهایی و آزادی و احساس قدرت داشتم.
و طبق قانون جهان اتفاقی جدید برای پایدار تر شدن این احساس بودم.
که ناگهان یعنی خیلی ناگهانی…
محل کار من انتقال پیدا کرد به یه شهر دیگه که حدودا 40 کیلومتر با خونه و جگرکی ما فاصله داشت….
قبلا وقتی من کارمند خدا شدم به شکل معجزه آسایی خدا محل کار منو به پاسگاهی آورد که کنار جگرکی بود و بعد هدایت شدم به جگرکی با وسایلش که نزدیک همونجا بود …
اما الان چرا اینجوری شده بود ، در حالی که من مدت ها بود در احساس خوب بودم…
طی فرآیندی که توضیح اون خیلی مفصله و توضیح اون در این کامنت فعلا نیاز نیست ، من فهمیدم ، پیام این تضاد اینه که باید جگرکی رو جمع کنم.
موندن من در این جگرکی مشکلاتی داشت که با احساس لیاقت من در تضاد بود که با اینکه همه این مشکلات ادامه داشت من به اونا بی توجه بودم و با تشخیص اینکه باید در مسیر و انجام این کار استمرار داشته باشم در برابر همه اون نا ترازی ها با بی توجهی خودم ، مقاومت میکردم.
و الان کم کم ادامه مسیر داره نمایان میشه.
و قدم ها یکی یکی داره گفته میشه.
اولش وقتی جگرکی رو جمع میکردم وسایل رو با گریه جمع می کردم اما میگفتم احساساتی شدن یعنی جاهل بودن.
الان با آموزش های دوره عزت نفس متوجه شدم استمرار در مسیر یعنی اجرای تصمیمات متوالی در عمل.
چون با هر تصمیمی که ما میگیریم و در عمل به اجرا در میاریم حتی اگر نتیجه ما رو راضی نکنه در قدم های بعدی و تصمیمات بهتری خواهیم گرفت و ظرف ما بزرگ تر خواهد شد.
الان متوجه شدم.
با زدن اون جگرکی خیلی بزرگ تر شدم.
رو ترس هام پا گذاشتم.
توانمندی هام رو تجربه کردم.
لبخند رضایت مشتری هام رو دیدم.
و بعد از جمع کردن جگرکی مهم ترین رکن تصمیمات جدیدم ، احساس لیاقت و ارزشمندی خودم و رسیدن به آرامش بیشتر در این برحه از زندگی شخصیم هست.
و قدم های بعدی به لطف الله مهربان با بالاترین کیفیت برداشته خواهد شد.
و در آینده نزدیک از تغییرات بزرگ زندگیم در این سایت الهی خواهم نوشت.
اون جگرکی در تمام جنبه ها تضادهایی داشت که باعث تولد خواسته های زیادی در من شده است.
و در ادامه، نیاز دارم بیشتر از دفعه قبل از محدوده امن خودم خارج بشم و ترسی که دفعه قبل با قدرت روش پا گذاشتم رو به سر ذهن بکوبم و دوباره روی ترس های بزرگ ترم پا بزارم و نتایج بزرگ تری رو رقم بزنم.
از خدا سپاسگذارم که بعد از جمع کردن جگرکی دوباره به احساس خوب رسیدم و در محل کار جدید هم در احساس خوب پایدار قرار دارم.
بنام خدای توانا!
خدایا شکرت!
134
خدارا شکر می کنم بابت حضورم درین سایت بهشتی،
خداراشکر می کنم بابت درکم از این قوانین بی نقص،
خدارا شکر می کنم من از بچه گی یه ویژه گی خوبی که داشتم، آدم خونسرد، صبور و مثبت اندیش بودم،
سعی می کردم به اتفاقات به ظاهر بد زندگیم نگاه مثبت داشته باشم،
اما از آنجایی که تو خانواده و شرایطی بزرگ شدم که مثل خیلی از افراد جامعه بیشتر نگاه منفی بین داشتن به زندگی و اتفاقات زندگی، منم یجاهای به خودم شک می کردم که نکنه این طرز فکرم اشتباه باشه، شاید نباید اینقدر مثبت نگر باشم،
اون موقع اصلا با قوانین آشنایی نداشتم،
من تو خانواده ای چشم به جهان گشودم که پدرم(خدا رحمت کنه) به عنوان فرد تاثیر گذار و بزرگ خانواده شدیدا درگیر افکار منفی بود، و این منفی نگری در جریان سال های طولانی تبدیل به افسرده گی شدیدش شده بود،
من تقریبا بیشتر از 20 سال توی اون خانواده زندگی کردم،
تو خونه مون همش صحبت از فقر و تنگ دستی، گرونی، جنگ تو کشور، بیکاری و مشکلات و منفی ها بود،
این مسائل خیلی با افکار و بارو هایم در تضاد بود،
خیلی اذیت می شدم،
با اینکه آدم مثبت نگری بودم، ولی همیشه احساس ضعف داشتم و خودم رو قربانی می دانستم که چرا من باید توی این چنین خانواده ای به دنیا می یومدم، اصلا چرا پدرم چنین افکاری رو داره، که باعث ترس و عدم آرامش تو خانواده مون بشه،
اگر من توی این خانواده به دنیا نمی اومدم شاید الان خیلی موفقتر می بودم،
من تو شرایطی خانواده گی بزرگ شدم که خیلی شباهت عجیبی داره با صحبت های که استاد در مورد شرایط خانواده گی شو و پدر شون گفتن،
که الان نمی خواهم بازش کنم،
خلاصه اینکه همیشه بابت این موضوع احساس قربانی شدن داشتم،
تا اینکه با قوانین خداوند و این سایت بی نظیر آشنا شدم، و تمام مسولیت زندگیم رو صفر تا صد شو گردن گرفتم، و چقدر آرام شدم، خدارا شکرررر
بعد اینکه پذیرفتم تمام اتفاقات زندگیم با فرکانس های خودم خلق شده و آینده ام رو فرکانس ها و باور های خودم می سازه،
همیشه سعی می کنم بجای اینکه احساس قربانی شدن داشته باشم، درس بگیرم از اتفاقات گذشته ام، و حواسم باشه چه فرکانسی رو می فرستم واسه خلق آینده ام،
وقتی عمیقا فکر می کنم به گذشته ام متوجه می شوم که اگر من چنین گذشته ای نمی داشتم شاید الان اینجا نبودم، شاید اون شرایط سخت زندگیم و اون تضاد های زندگیم باعث شده الان اینجا باشم درین مسیر، به واسطه ای تضاد های زندگیم سوالاتی برایم خلق شده که نتیجه اش آشنایی ام با استاد عزیزم سید حسین عباس منش هست،
بخاطر شرایط و اخلاق خاص پدرم ما زیاد مهمان نداشتیم و زیاد مهمونی نمی رفتیم،
و این شرایط باعث شده بود که من بیشتر مواقع دور از آدم ها باشم و تو خلوت خودم به اهداف خودم فکر کنم،
من از سن 12 یا 13 سالگی تو کلاس های محتلف شرکت کردم، توی همون سن کم خیاطی یاد گرفتم،
توی سن 14 یا 15 سالگی آموزش خیاطی می دادم،
تو مدرسه جز شاگرد اول کلاس بودم،
از همون سن کم رو پا خودم بودم، مستقل بودم، دستم تو جیب خودم بود، و با ذهنیت آزاد طلبی بزرگ شدم،
یاد گرفتم رو کسی حساب نکنم،
هر موقع یه کاری رو به کسی می سپردم و رو کسی حساب می کردم چنان زمین می خوردم که پشیمان می شدم از حساب کردن رو بقیه،
اون موقع ها خدای واقعی رونمی شناختم که بخواهم روش حساب کنم، ولی اینو می دونستم که رو بندگانش نباید حساب کنم،
الان میدانم که بجای ناراضی بودن و شکایت از گذشته، باید سپاسگزار خداوند باشم بابت گذشته ام،
چنان درس های رو برام داد که شاید در شرایط عادی نمیتونستم یاد بگیرم،
اصلا همش برنامه ریزی خداوند بوده که من بتوانم به خواسته هام برسم،
چون از زمانیکه من خیلی بچه بودم شاید 7 سالم بود نا خود آگاه به یسری خواسته ها و اهداف بزرگ فکر می کردم و یسری سوالاتی توی ذهنم می چرخید که شاید به ذهن خیلی از هم سن وسالام نبوده،
خدارا شکر می کنم بابت همه چی،
سپاسگزارم خدای مهربان که برنامه های زندگیم رو عالی چیدی، کاملا دقیق و درست، دقیقا طبق درخواست ها، باور ها و فرکانس های خودم،
خدایا راضی ام به رضایت…!
به نام خالق و وهّاب و هدایتگرم
سلام استاد عزیز و مهربانم مثل همیشه فایلهاتون مزین به عشق الهی و هدایت و آگاهیهای ناب ناب زندگی هست.استاد جان انقدررر ماجراهای زندگی شما زیاده که آدم باورش نمیشه که کل این ماجراها رو یک نفر تجربه کرده و انقدرررر زندگیش سرشار از ماجراها واتفاقات جورواجور و عجیب وغریب هست.هزار تا مارکوپولو باید بیان شاگردی شما رو بکنن بخدا😃
سلام مریم عزیز و نازنین و دوستان بسیار ارزشمند و الهی و توحیدی و دوست داشتنی سایت.واقعا هر روز خدا رو هزار بار بابت این سایت و استادش و همراهانش و آگاهیهای ناب و کل امکاناتش شکر میکنم.بخدا این سایت الهی و استاد الهی و همراهان الهی سایت جزو بزرگترین سرمایه های زندگی من هستن که هرگز قیمتی نمیشه روش گذاشت.انقدر آگاهیها نابه و انقدر دوستان درک زیبا و عمیقی از خداوند و قوانین دارن و انقدر استاد متصله و آگاهیها پاک و خالص!
هر روز که فایل جدیدی رو توی سایت میبینم گل از گلم میشکفه و میگم خدایا واقعا سپاسگزارم واقعا شکرت بخاطر این نعمت و آگاهیها که توسط این سایت الهی توی زندگیم جاری میشه و انگشتم بطور اتوماتیک میره رو فایل و بازش میکنه و ذهنم و عشقم در این فایل جاری میشه یا شاید عشق و آگاهی در ذهن من جاری میشه.من هر روز به چشم یک هدیه الهی به فایل جدید سایت نگاه میکنم و هزار بار خدا رو بخاطر این هدیه زیبا وعاشقانه شکر میکنم.استاد خوب و عزیز و مهربونم بصورت سفارشی و اختصاصی ازتون سپاسگزارم و آرزوی نابترین آگاهیها و نعمات روز افزون رو براتون دارم، استاد عشق و مهربان و ساده و صمیمی.
مریم عزیزم دوستان نازنینم روزی هزار بار خدا رو بخاطرتون شکرگزارم ممنون که هستین و با هم همراهیم.
🥰🥰🥰
سعید عزیز حدود ۳ سال هست که با فایلهای استاد آشنا شده و جزو افرادیه که در مرحله سوم تصمیم به تغییر گرفته یعنی یک چک و لقد حسابی از آقا جهان خورده و پاشده و به قول استاد به طرز فوق العاده ای تونسته ذهنش رو در بدترین حالت ممکن یعنی وقتی که هم کل پول خودش و هم پول بقیه رو داده رفته.
نتیجه و پاداش کنترل ذهنش اینه که فقط بعد از ۳ سال نتنها جبران مافات کرده بلکه با اعتماد به نفس و اطمینان بسیار زیبا و تحسین برانگیزی میگه که توی ایران جایگاه اول رو در کار خودش داره و نمایندگی ۷ برند کفش اروپا رو داره و نیازی هم به سرمایه گذاری نداشته و نداره چون دستی از دستان سخاوتمند الهی بصورت اعتباری بهش جنس میداده و تازه همین جنس هم که پولش رو نداده بخره قسمتیش رو از پیش فروخته و هزینه اش رو میگیره. مگه میشه؟ مگه داریم؟ ” قالَ کَذلِک” گفت اینچنین است امر و قوانین پروردگارت.الهی هزاران مرتبه شکر.
واما توضیحات زیبای سعید عزیز هدایت الهی رو میکشه سر شانس و قمار واعتقاد به شانس تا ما توضیحات و مثالهای فوق العاده استاد عزیز رو در این مورد بشنویم و باورهامونو در این مورد مستحکم تر کنیم و بفهمیم که دقیقا به همون میزانی که به شانس توی زندگیمون اعتقاد داریم، به همون میزان مشرک هستیم و به همون میزان هم از چک و لقدهای آقا جهان خواهیم خورد.😅
بچها کلا قاعده ای داره بازی جهان” هیچ چیزی اتفاقی نیست.”
وچقدر زیبا و بجا استاد نازنین با الگوها و دلایل بدیهی و بی شمار باور صحیح رو جایگزین باور قبلی میکنه وسعی داره باور قبلیمون رو هر قدر شده ضعیفتر و سست تر کنه.
مگه اصلا قانون جهان شانسیه؟مگر شده یک رو شانسی زمین برعکس بچرخه؟یا خورشید یک روز شانسی طلوع نکنه؟ یا شانسی جاذبه زمین از بین بره؟ کجای جهان دقیقا شانسی کار میکنه که ما میخوایم زندگیمونو و ازدواجمونو و بیزینسمونو براساس شانس پیش ببریم؟ شما ببینید در هر گوشه ای از جهان قانون داره کار میکنه ولی ما خیلی موقعها تو زندگی بر اساس شانس عمل میکنیم.
باورم نمیشه استاد توی یک برهه ای کل پولی رو که داشته گذاشته زمین تا تو قمار برنده بشه و از دم همه رو باخته رفته. ولی چقدر زیبا از ته اون تضاد یک تعهد محکم با خدای خودش میبنده که خدایا من دیگه تا ابد حتی ریال هم تو شرط بندی و قمار نمیگذارم ، تعهد میدم.
استاد واقعا تو زندگی با تضادهای خیلی زیادی درگیر بوده اما خیلی خوب تونسته درسش رو سریع بگیره و به درسی که گرفته تا آخر عمر شاید عمل کنه این نکته بسیار مفید و مهمی از داستان موفقیت استاد عزیز هست.چیزی که خیلها نمیتونن انجام بدن و از یک سوراخ به قول معروف بارها وبارها گزیده میشن ولی به خودشون نمیان.
چه الگوی زیبایی از استاد گرفتم امروز همینطور از سعید عزیز که تغییرش واقعا قابل تمرکز و قابل تحسین هست.ممنون ازتون عزیزانم.
استاد من کلا فکر میکنم هر کی میاد صحبت میکنه از بچها یک خانم و یک آقا هستن انقدر صدای بچها و طرز صحبت کردنشون شباهت عجیبی به هم داره.
چقدر خوبه که آدم اولا قوانین رو بدونه ثانیا اگر قوانین رو ندونست با اولین ضربه ها و تلنگرهای آقا جهان بیدار بشه و از خشم و چک و لقدهای آقا جهان در امان بمونه.
یادآوری ترفند پونزی که باید صدها بار برای خودمون یادآوری کنیم: “هر وعده ای از هر کسی” که میگه تو پول بیشتری از حد معمول درمیاری یا سریعتر یا یک دفعه ای ثروتمند میشی یک تله اس و سراغش نرید.
عاشقانه دوستتون دارم و بهترینهای بهترینها روودر دنیا و آخرت برای هممون آرزو دارم.
🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘🌿🌾☘
سلام آسو خانم عزیز و دوست داشتنی من و امیدوارم حالت خوب باشه و دلم نیومد نگم و اینکه ببین اولا ازت تشکر میکنم با تمام وجود که بهم گفتی انقدر سریع از حرفای استاد تا مطمعن نسدی عمل نکن و…. ممنونم و اینکه میخواستم چند چیز بهت بگم و چون میدونم پاکی ازت بپرسم و ممنونم و من این فایل و توحید عملی ۷ رو گوش دادم و قشنگ فهمیدم برعکی کلا موضوعات رو فهمیدهیده بودم و واقعا حرفت دریت در اومد که تا وقتی نفهمیدی انجام نده و….
خب سوالات رو بگم.
۱.الان ماشاالله تو ایران ما شاید بیش از ۳۰۰۰۰هزار استاد قانون جذب داسته باسیم و مثلا معلم شیمی ماهم شده معلم قانون جذب و تو کلاسای مدرسه برنامه داره و…. و حالا یک سوال و اینکه ماشاالله از بچه های خوب سایتم اکثرشون شدن و… و اینکه آیا به نظر شما که ۹۹درصدشون که با یکیشون اشناییم دارم و میدونم عجب موجود کثیفیه باید این رو بپذیرم که اکثرا دارن برا پول کار میکنن یا بگم باوره؟ یعنی آیا اینا دیگه باور نییتن و باید مقل قدیم و منطقی وپخته فکر کرد؟
۲. من فهمیدم که همه چیز باور نیست و یک سری چیز ها حقیقت اند و مثل خیلی از حوادث جامعه و البته خیلی هاشون هم باورن و آیا اونایی که برامون ثابت شده که اصلا پتانسیل پیشرفت ندارن رو باید بگیم باور یا حقیقت؟ مثل بک شغل و یا یک روستا و….
۳. ببین یک چیز قشنگ فریاد میزنه که منم دارم میفهممش و اینکه همه باید فککککررر بکنیم و ذهنمون رو ببینیم و الکی فقط نگیم خدادو خدا وخدا انجام میده و.. یعنی یک سری چیز ها واقعیت اند و باید بپذیریم دیگه مثلا استاد گفت که کلوپ بازی هاش دیگه روز به روز کم ارزشتر و اینکه هیچ جای پیشرفت نه مالی و نه فکری داره و اینکه مثلا این حقیقته دیگه درسته (من مغزم تا حدود زیادی قانع شده و اینکه میخوام ۱۰۰در۱۰۰ قانع بشه که حقیقته)و یادم نیست بهت گفتم یا نه ولی ممنون که گفتی نمیدونم درباره اون موضوع و… و خیلی ها الکی تو عقل کن میگن نه باوره و….. و فهمیدم این آدما که ۹۰درصد حدقل هیتند پشیزی ارزش ندارند و… و اینکه ببین نظرت چیه؟
۴. اینم به سوال قبل ربط داره و اینکه ببین من بالغ بر ۱۰۰ نوع نشانه دیدم ولی نمیدونم چرا هنوز شک دارم و میدونم به این دلیله که ذهن آدم ۹۹درصد رو قبول نداره و ۱۰۰درصد باید باشه و… و اینکه ببینید من عااششقققق زبانم مثل استاد که عاشق کلوپه و… ولی این شغل نه جایی برای پیشرفت مالی دیگه داره! چون مثلا الان برو تو فامیلات ببین همه ی بچه ها دارن انگلیسی صحبت میکنن و دیروز افطار خونه خالمبا پسرخالم کلی انگلیسی صحبت کردیم ولی مشکل اینجاست که من باید یکی بهم بگه که این هوسه که قانع بشم و اینکه درسته که باید یادش بگیریم ولی به این دلیل که از صفر منفی بشیم نه اینکه فکر بکنیم مثلا چه کار کردیم و…. و ببین مثلا هیچ علمی به ادم نمیده و درسته که با کتاب داستان میتکنی اطلاعات عمومی رو زیاد بکنی ولی یک علم ناب رو نمیده و انچنان دیگه جای پیشرفت نداره برخلاف قدیم ولی خیلی از بچه های عقل کل گفتن یک باوره ولی وقتی میگن یک باوره حس بدی به حرفشون دارم و انگار نپختن و…. و نظرت چیه؟؟ممنونم ازت دوست عزیز که هستی و خداروشکر با شما دوست عزیزم آشنا شدم و سلام به برادر زاده عزیزت هم نامم پارسا برسون 😅😅😅
سلام پارسای عزیز
خوشحالم که کامنتت رو دوباره میبینم.ممنونم پارسا جان که بهم اعتماد داری و ازم سوال میپرسی ولی من واقعا نمیدونم که چی باید تو جواب سوالاتت بنویسم راستش با وجود فایلهای ارزشمند استاد و نتایج دوستان واقعا نمیدونم که باید چی برات بنویسم .خیلی خوشحال شدم که نوشتی دیگه تو شک نیستی.فکر میکنم با همین روال آهسته و پیوسته ادامه بدیم به جاهای خیلی خوبی میرسیم.
موفق باشی پارسای عزیز
بهت تبریک میگم که توی این سن توی این سایت الهی هستی و دغدغه ات برخلاف خیلی از همسالانت خودسازی و خلق آینده خودت هست.
امیدوارم که هر چه زودتر بتونی پاسخ رو مستقیم از خود خدا دریافت کنی.
پاینده باشی پارسای عزیز
آسو عزیز سلام
خیلی ممنونم بابت وقتی که گذاشتید و این فایل رو گوش دادید و سپاسگزارم ازتون بابت کامنت زیبایی که نوشتید.
من و خونوادمم هر روز که استاد فایل جدید میذاره روی سایت خداروشکر میکنیم و شاید باورتون نشه به حدی این فایل های زیبا رو حس میکنیم که قشنگ خودمون رو تو اون محیط مجسم میکنیم و لذت میبریم از فایل های استاد.
کنترل ذهن یکی از دلایل اصلی من برای رشد و موفقیت بود چون با خودم عهد کردم و از استاد یاد گرفتم که هرچیزی که الان دارم برای فرکانس هایی هستش که از قبل فرستادم و اگه نتیجه جدید میخوام تو آینده باید فرکانس ها و باورهامو تو زمان حال تغییر بدم تا نتایج و اتفاقات جدید رو تجربه کنم تو زندگی.
اینکه قانون جهان هستی براساس تکامل بنا شده باور دیگه ای بودش که از اون تجربه بدست اوردم و خیلی موقع ها هنوز هم یسری سوتی ها میدم ولی خیلی سریع خودم رو اصلاح میکنم نسبت به قبل و سعی میکنم قانون رو یاداوری کنم به خودم که هیچ چیز بدون تکامل و پرداخت بها قرار نیست به دست بیاد و هرچیزی سر جای خودش هست تو جهان هستی و ما با تغییر فرکانس هامون و باورهامون میتونیم به اون خواسته هامون برسیم.
بازم خداروشکر میکنم بابت این سایت خوب و استاد عزیزم و خانم شایسته که انگیزه فایل قراردادن زندگی شخصیشون روبه استاد دادن و دوستان عزیزی که همفرکانس هستیم😍😍😍
سلام دوست عزیز و هم فرکانسی
چقدر خوشحال شدم که دیدم برام کامنت گذاشتی واقعا ذوق کردم.
همونطور که تو کامنت نوشتم تغییر بنیادینی که تو ذهنت ایجاد کردی و کنترل ذهن قدرتمندی که داشتی ستودنی و شایسته تمرکز و الگو برداری هست .بسیار قابل تحسینه و به قول استاد سعید عزیز از سخت ترین حالتش تونسته خودش رو بکشه بیرون. شادی رو با تمام سلولهام احساس میکنم وقتی که میبینم دوستانی الهی توی این سایت الهی از چه حالتی به چه وضعیتی شیفت کردن وزندگیشون رو از نو خلق میکنن و ناخودآگاه اشک از چشمام جاری میشه و عمیقا خدا رو شکر میکنم.
موفق تر و الهی تر باشی دوست عزیزم
سلام مجدد
راستی سعید عزیز اگر ممکن هست آدرس پیج یا کانال فروش کفشهاتون رو برام بفرست خیلی وقته دنبال کفشهای ارجینال و خوب میگردم.
مطمئنا شما کفشهای خیلی خوبی دارین.
زندگیت پر از روزی و برکت
سلام مجدد
راستی سعید عزیز اگر ممکن هست آدرس پیج یا کانال فروش کفشهاتون رو برام بفرست خیلی وقته دنبال کفشهای ارجینال و خوب میگردم.
مطمئنا شما کفشهای خیلی خوبی دارین.
زندگیت پر از روزی و برکت
سلام به استاد عزیز، خانم شایستهی مهربون و همهی همراهان طلایی این مسیر نورانی
این آموزش دقیقاً همون تلنگری بود که امروز بهش نیاز داشتم
و خداوند هیچ وقت دیر نمیکنه
همیشه به موقع نشونه هاش رو خیلی راحت به دستمون میرسونه
هیچ چیز توی این جهان تصادفی نیست…
همهچیز حسابشدهست، حتی همون دردهایی که یه روز فکر میکردم منو از پا درمیارن
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی،
اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
خب از این موقعیت ها و نشونه ها که الا ماشاالله زیاده و من میتونم زیاد در موردش صحبت کنم
ولی فقط یکی از بارزترین هاش رو می گم:
اونم اینکه من تمام سرمایه و سود چند سال کارکرد مجموعه ام رو پس انداز کرده بودم
که به یه مبلغ بیشتری برسه که بتونم باهاش خونه بخرم یا یه کار بزرگ دیگه انجام بدم
الان دقیقا یادم نیست چه سالی بود شاید 95
پول هام رو دادم از جاهای دیگه هم پول جور کردم و حدودا 4 تا بیت کوین خریدم
و گذاشتم بمونه وقتی بیت کوین شد یک میلیارد و هفتصد تصمیم گرفتم بفروشمشون
تماس گرفتم با همون به ظاهر دوستمون که واسم خریده بود که بیاد خونه و از توی ولت بیت کوین ها رو
جا به جا کنه واسه فروش . من چیزی از این کار نمی دونستم و این دوستمون که این کاره بوده
صفر تا صد کار رو در حضور خودم انجام داده بود
خلاصه کنم اومد و چک کرد و گفت ولت که خالیه . ولت فیزیکی بود
و گفت این که رمزش هم اشتباهه یه رقن کم داره و اصلا باز نمیشه و خلاصه گفت چیزی نیست
یعنی تمام سرمایه هشت سال کار کردن کسب و کارم یه شبه نابود شده بود
من جلوی چشمام سیاهی رفت و از حال رفتم
کاملا یادمه که چندین روز فقط التماس این آقا می کردم که یه کاری بکنه
میدونستم کار خودشه ولی کاری از دستم بر نمیومد
دنیا همون جا واسم تموم شده بود و من تا چند روز یه گوشه خونه افتاده بودم
و از جام تکون نمی خوردم ….
بگذریم یکی از اساتیدم که تهران بود و چندین کسب و کار داشت و آدم معروفی بود
وقتی این موضوع رو فهمید و متوجه شد که حالم خیلی بده بهم پیشنهاد داد
برای زندگی یک سال بیام تهران و تو پروژه کاری جدیدش باهشون همکاری کنم
گفت ناراحت نباش یه روزی ده برابر اون پول رو در میاری
و من طی دو هفته به تهران مهاجرت کردم . مسیر زندیگ ام تغییر کرد
البته با اون استادم به جایی نرسیدم و همونی که واسه همه همه چیز و همه کس شده بود
و دستم رو گرفته بود و برده بود بالا
خودش هم از اون بالا دستم رو رها کرد و یه لگد هم بهم زد و انداختم پایین
ولی خیلی چیزها از اون روز ها تغییر کرده و من از همون کسب و کار خودم
ده ها برابر پول اون بیت کویین ها رو در آوردم و با مسیرهای کاری جدیدی آشنا شدم
و کلا مسیر زندگی ام تغییر کرده
و اگر اون اتفاق نمی افتاد من مهاجرت نکرده بودم و ذهنم اینقدر بزرگ نشده بود
و اینقدر تغییر نمی کردم و با استاد آشنا نمیشدم
اون زمان وقت تغییر من بوده ولی من هیچ حرکتی نمی کردم
و جهان این مدلی من رو حرکت داده
اون زمان فکر می کردم که شکست سنگین بدی خوردم ولی الان میدونم که همش یه نشونه بوده
که البته چون نشونه های کوچیک رو دریافت نکردم اینجوری با چک و لگد جهان من رو حرکت داده
«بعضی درسها درد دارند، اما اگر باعث شوند مسیر درست را ببینی، آن درد رحمت است.»
چقدر این جمله برام عمیق بود و چقدر قابل درک …
یاد تموم سختیهایی افتادم که بعدها فهمیدم فقط اومده بودن منو از مسیر اشتباه برگردونن.
همون روزایی که فکر میکردم بَدبختم، در واقع خدا داشت نجاتم میداد.
«وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ»
گاهی از چیزی بیزار میشیم در حالی که خیرِ پنهانش، همون نجات ماست.
اونایی که با قانونهای خدا هماهنگن،
جهان هم باهاشون هماهنگه.
دیگه نمیخوام به “اتفاقی بودن” زندگیم باور داشته باشم.
میخوام هر اتفاق، هر تأخیر، هر شکست رو نشونهی عشق خدا ببینم.
چون اگه چیزی ازم گرفته شد، یعنی دیگه به دردم نمیخورده.
و اگه دردی اومد، یعنی زمان رشد رسیده.
خدایا شکرت که هر شکست رو تبدیل کردی به درسی برای بیداری.
شکرت که نشونههات همیشه به موقع میان، حتی وقتی من نمی بینمشون
تا هر سختی، دروازهای بشه برای آگاهی، نه دیواری برای ناامیدی
خدایا! شکرت که این جهان، بازی شانس نیست…
بازیِ حضور توست در ریزترین لحظههای زندگیم.
به نام خداوند مهربان
سلام خدمت استادعزیز وخانم شایسته گرامی
استاد خدایا شکر من در یه مقیاس خیلی کوچکتر گول خوردم ولی همون برام درس بزرگی شد وبعد از اون به هیچ پیام قرعه کشی واین حرفها توجه نمیکنم.
چندسال پیش یه پیام اومد برای دریافت بن خرید تماس بگیرید منم زنگ زدم تهران.طرف خیلی مهربانانه صحبت میکرد همین الان سیصد هزار برو بانک پرداخت کن قرعه کشی ماشین هست وچندتا وسیله برقی هم برات پست میکنیم. حالا من با بچه کوچیک وبا عجله رفتم بانک وپرداخت کردم.
حالا چرا برام مهم شد که برم انجام بدم چون من چند روز بود تو تجسم خرید ماشین بودم واین رو نشونه حتمی میدونستم که باید دنبال کنم.(درک اشتباه قانون)
بعد چند وقت یه بسته اومد درخونه که یه سبزی خورد کن ویه کیک پز بود ویه دستگاه لاغری خراب که توش پر تارعنکبوت بود وانداختمش.
در واقع چطور گول میزدن آدمها رو برای فروش محصولات بی کیفیتشون.
دیگه بعد از اون من حواسم رو جمع کردم که به بهانه قرعه کشی دچار طمع نشم
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست
درود بر شما استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
نتیجه باورهای قلبی، ایمان و اشتیاق سوزان یا شانس
مسیر نور یعنی، مسیر طولی: وقتی از نقطه الف شروع به حرکت می کنی و می خوای به نقطه ی ب برسی، اول 10متر جلو رو می بینی، بعد 10متر بعدی و الی آخر (در خصوص همه کارها به همین شکله)
مسیر نور یعنی درجه ی ایمان، توکل، صبر و کنترل ذهن: اگر به کارت ایمان داری، اگر باورهات درستن، اگر می تونی تکاملت رو طی کنی و اگر می تونی ذهنت رو کنترل کنی، تو بی شک موفق خواهی شد.
فرمون دست ماست اگه فرمون رو نفس چموش دست بگیره، لائی می کشه، سرعت غیر مجاز می ره و …
فرمون دست ماست اگه فرمون رو نفس متصل به ایمان و توکل دست بگیره، در مسیر نور در حرکته
آیا ساده نیست.
مسیر نور برای ثروتمند شدن، برای روابط عالی و … همینه.
الهامات و هدایا در مسیر نور بهت داده می شه. بعضی ها اسمش رو گذاشتن معجزه، ولی اونا معجزه نیستن، اونا جایزه های نوره به باورهای قلبی، شور و شوق، ایمان سوزان و حرکت شما
جوایز از جمله دیدن موقعیت های عالی، همراه شدن با انسانهای بینظیر، دریافت بینهایت نعمات و ثروت های الهی و …
استاد ممنون که هستید و ممنون بابت این فایل ارزشمند
به نام خدا
سلام استاد جانم
من این فایل رو بارها دیدم اما الان به عنوان نشونه امروزم میبینم
طبق هدایت خدا امروز 29 تیر ماه نشونه من این فایل شد
من این سحرگاه رو با کامنت زیبای یکی از دوستان سایت شروع کردم که ابتدای کامنت آیه زیبای
إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا﴿١﴾
رو نوشته بود و قطعا خداوند منو هدایت کرده به این فایل تا به بهترین ها امروزم رو هدایت بشم
بازی جهان اصلا اتفاقی نیس و اینو من کاملا با فایلهای دانلودی و دوره های ناب شما درک کردم استاد و از وقتی متوجه شدم یکسره داره روی ذهنم کار میکنم و سعی ام رو بر این گذاشتم که حاشیه ها و منفی ها رو نشنوم
خدایا من تعهد میدم که هیچ وقت روی شانس حساب نکنم هیچ وقت اتفاقی ندونم شرایط رو
خدایا من تعهد میدم که بپذیزم خالق صد در صد شرایط زندگی ام هستم
خدایا من تعهد میدم که یکسره روی دوره های استاد باشم و قوانین رو یاد بگیرم و در زندگی عملی کنم اون قوانین رو
خدایا تعهد میدم که به وعده های تو خالی دیگران اعتماد نکنم برای ثروتمند شدن و همیشه ترفند پونزی رو یادم باشه که استاد بهم گفته
خدایا تعهد میدم که همیشه اینو یادم باشه من سمت خودم رو انجام بدم و اعتماد داشته باشم که تو الله اکبر من هستی و سمت خودت رو انجام میدی
مرسی استاد بابت این نکته های زیبا
خدایا شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
تمرین این قسمت:
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟با جزئیات بنویس که آن موقعیت چه بود، چه احساسی داشتی، و امروز با نگاه آگاهتر چه درسی از آن گرفتی؟
آره و به نظرم همه کسانی که آگاه شدند به خودشون و با جدیت دارند روی خودشون کار می کنند قطعا با تضادی مواجه شدند که شاید در ظاهر اسم اون رو شکست می گذارند اما همه ما می دونیم نقطه بیداری و نقطه عطف زندگیمون هست اون تضاد،،
خود من چند سال قبل با مسائل بسیار عجیب و غریبی روبرو شدم که شاید اگر طبق قانونمندی الهی قبلش با سایت و مفاهیم اصلی آشنا نشده بودم حتما از بین می رفتم به هزاران شکل ممکن بود که این اتفاق بیوفته ،،ولی به جرات می تونم بگم اون اتفاقات و اون تضادهایی که برام پیش اومد چنان درسهای بزرگ و عمیقی به من داد که برسم به جایی که حساب تمام شرایط و اتفاقات زندگیم را در همه ابعاد از خدا و جهان و آدمها و هر چیزی که فکر می کردم اون دلیل اصلی ناکامی ها و یا شرایط زندگی من هست جدا کنم و باور کنم که فقط و فقط باورها هستند که دارند کل شرایط زندگی من را در تمام ابعاد رقم می زنند
این بزرگترین دستاورد برام هست
حقیقتا برای اینکه این مهمترین موضوع زندگیم را بفهمم ارزشش رو داشت و اینکه فهمیدم شرک با آدم چی کار می کنه و قشنگ تو رو به قعر جهنم می بره و عذابی میکشی که دقیقاً در قرآن توصیفش کرده،،تو مختار هستی که بخوای مشرک باشی یا نباشی انتخاب با خود تو هست
و از خداوند می خوام کمکم کنه تا در مسیر قدرتمند کننده و عزت آفرین و عزت دهنده توحید هر روز بیشتر و بیشتر حرکت کنم
(تجربهی تو میتواند الهامبخش هزاران نفر دیگر باشد تا شکستهای خود را از دریچهی ایمان و قانون الهی ببینند.)
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد جانم
سلام بر استاد شایسته و همه دوستان هم فرکانسی ام در این پروژه تغییر
اون اوایل که این پروژه رو گوش میدادم ی حس عجله ای میومد سراغم اما از ی جایی گوش ندادم چون آماده دریافت نبودم اما الا حسی اومدم و این فایل رو گوش کردم
و چقد حرف های سعید عزیز و استاد آگاهی داشتن
من از اون بچگی اصلا با این موافق نبودم که ی شبه پولدار بشم
اصلا بابام رو که دیده بودم که چطوری موفق شده
دیگه به این فکر نمیکردم که ی شبه میشه پولدار شد
چون الا که میبینم باورهای توحیدی پدرم بود که ی انسان که سواد هم نداشت آنقدر بین هم سن سال های خودش موفق بود
واقعا آدم نون باورهاشون میخوره
با اینکه کل جامعه الا دنبال ی شبه پولدار شدن و دنبال گنج و زیر خاکی هستن
من این سایت رو دارم و میتونیم به راحتی از باورهام نون بخورم خداوندا شکرت چی از این قشنگ تر الهی شکر
ی مدت البته یکی از دوستام منو عضو سایت وان ایکس بت کرده بود که 30 هزار تومن موجودی برام ریخته بود فوتبال و والیبال شرط بندی کردم اونم رفت و هیچوقت هیچ وقت اون راه ادامه ندادم چن اصلا با باورهای من نشد بود اون راه
و همیشه میگفتم هر کسی هرچی داره براش تلاش کرده زحمت کشید
پس واقعا حقشه
البته نمیدونستم که کل کار تلاش ذهنی و یک درصد فیزیک تا با استاد آشنا شدم
یادمه قبلا هم از طرف خواهر شما رو به من معرفی کرده بودن استاد که اون موقع آماده دریافت این آگاهی ها نبودم
اما الا حرفای استاد وحی منزل برای من
و جهان داره به فرکانس های ذهن من جواب میده به طور قطع
و هیچ شانسی در کار نیست اگه در راه باشم و ایمانم رو به خداوند حفظ کنم و جهان رو بر پایه فراوانی بدونم حتما حتما به خواسته ام منو خداوند میرسونه از آسون ترین و راحت ترین راه
استاد عزیزم ممنونم که همیشه با این فایل ها مسیر مارو با خداوند هم جهت میکنی
در پناه حق شاد سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشیم