تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰ - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

482 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Ehsan Moqadam گفته:
    مدت عضویت: 2240 روز

    به نام خالق عشق و شادی و زیبایی

    درود و خداقوت به استاد عزیز و همه دوستان خوب هم‌جهت با جریان خداوند

    من به شخصه در زندگیم حتی زمانی که خیلی کوچک بودم هیچ‌وقت یادم نمیاد که به شانس اعتقاد داشته باشم. ازونجایی که من از سن خیلی کم علاقه به بازی ورق داشتم همیشه یکی از پاهای ثابت ورق‌بازی و یه جورایی وزنه‌های جمع ورق‌بازها بودم یعنی تو همان سن و سال با بزرگانی بازی میکردم که شاید هرکسی میخواست باهاشون بازی کنه از قبل خودش رو بازنده میدونست اما من حتی 1% هم اعتقاد نداشتم که این فرد رو نمیشه برد و من باور داشتم اگر من درست بازی کنم بازی رو میبرم حالا هرکسی میخواد روبروم باشه و اصلاً لذت میبردم با آدمای قوی‌ بازی کنم.

    حتی در زمان مدرسه، دانشگاه و رابطه هم همچین نگاهی رو نداشتم. تنها موردی که یکم توش جای کار داشتم بحث کسب‌وکار بود که اون هم به لطف خدا درست شد.

    اتفاقاً همین امروز داشتم برای یکی از دوستان همکار عزیزم تعریف میکردم که من اوایلی که وارد این کار شدم خیلی خودم رو با بزرگان حرفه خودم مقایسه میکردم و اون دوستانی هم که اون زمان کنارم بودن خیلی به این اعتقاد داشتند که آره فلانی رو نگاه کن چه شانسی داره این همه مثلاً اتفاق خوب براش افتاد.

    ازونجایی که من خیلی کنجکاو شده بودم به فلانی بعد از چند سال این دوست عزیزمون رو دیدم و وقتی که ایشون رو ملاقات کردم کاملاً متوجه شدم که چرا فلانی شده فلانی و نکته جالب اینجاست که همان فلانی که چندین سال از من بزرگ‌تر بود برگشت به من گفت ببین من تو رویام هم نمیدیدم که تو در سن تو بتونم در جایگاهی باشم که تو الان هستی.

    هرچقدر هم که با استاد و قوانین جهان بیشتر آشنا شدم یقینم به اینکه من هستم که دارم اتفاقات زندگیم رو در تمام ابعاد خلق میکنم بیشتر و بیشتر شد.

    این به این معنا نیست که قراره همه چیز یک شبه تغییر کنه و به شکل دلخواه ما در بیاد.

    اما وقتی که باور داشته باشی همه چیز یک قاعده و قانونی داره خیلی امیدوارتر میشی به زندگی و با ایمان بیشتری حرکت میکنی. حتی در زمان‌هایی که شرایط به ظاهر دلخواه نیست اما در قلبت باور داری که این شرایط هم یه بخشی از پروسه است و به جای اینکه من ناامید بشم یا تردید کنم باید سعی کنم عملکرد بهتری از خودم نشان بدم.

    از نگاه دیگه اساساً برچسب خوش‌شانسی یا بدشانسی به فردی زدن هم کاملاً اشتباهه چون ما هرگز تو جایگاه افراد نیستیم و نمیدونیم آیا خود فرد هم نسبت به خودش چنین دیدگاهی داره یا نه؟

    هرچند که عموم ما گاهاً انقدر بی‌انصاف هستیم که حتی وقتی شرایط خوب هم باشه احساس میکنیم که به اندازه کافی خوش شانس نیستیم و به راحتی ناسپاس میشیم.

    واقعاً خداروشکر میکنم که هدایتم کرد به این مسیر تا درک بهتری از قوانین جهان داشته باشم

    از خداوند برای خودم و همه دوستان عزیزم بهترین لحظات و ناب‌ترین تجربیات را آرزومندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
  2. -
    بهار گفته:
    مدت عضویت: 3125 روز

    سلام به استادو خانم شایسته ی عزیز

    و همه بچه های هم فرکانس ام

    این موضوع آیاتی از قران رو بیادم آورد در جهت تایید صحبتهای شما که« هیچ چیز اتفاقی نیست »

    لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ،یس۴۰

    نه (در گردش منظم عالم) خورشید را شاید که به ماه فرا رسد و نه شب بر روز سبقت گیرد و هر یک بر مدار معیّنی شناورند.

    إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ ۗ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ۗ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ،اعراف۵۴

    پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز خلق کرد، آن گاه بر عرش (فرمانروایی) قرار گرفت، روز را به پرده شب (و به عکس) در پوشاند که با شتاب در پی آن پوید، و نیز خورشید و ماه و ستارگان را مسخّر فرمان خود آفرید. آگاه باشید که ملک آفرینش خاص خداست و حکم نافذ فرمان اوست، بس منزه و بلند مرتبه است خدای یکتا که پروردگار عالمیان است.

    من از اونایی بودم که آرزوم برنده شدن تو قرعه کشی و اتفاقات شانسی بود،تو هر بانکی حساب بازمیکردم بخاطر قرعه کشی،اما یکساله دلیل پیش نیومدن اتفاقات شانسی رو فهمیدم

    باورهای اشتباه ، عدم لیاقت برای جذب ثروت وتلاش نکردنم ودنبال مقصر بودن برای زندگی اشتباهی که میکردم و…..

    وقتی که جهان نظم داره و طبق قانون عمل می‌کنه و هر کسی بر طبق لیاقتش همونجایی هست که باید باشه پس جای سوال نمیمونه که چرا نمیشه ونشد ؟!

    (یکی از فامیلای نزدیکم حدود ۱۵ساله کدهای قرعه‌کشی برنج و رب گوجه و تاید و میفرسته چندبارم برای مسابقه های آنلاین تماس گرفته بود که با پشت خط موندنش قبض نجومی براش اومده بود ،اما امان از یه بار برنده شدن چون این شخص اعتمادبه‌نفس نداره و نشسته تو خونه تا خدا از آسمون براش گونی پول بفرسته و چون هنوز روش اون تغییری نکرده درنتیجه شرایط وزندگیشم تغییری نکرده ،همون فقر و همون پوچی)

    طبق قانون تلاش بیشترمون و نا امید نشدنمون از رحمت خداوند و کنترل ذهن و طی کردن تکامل مارو به موفقیت میرسونه

    دوست عزیزمون سعید اگر بعد از اون اتفاق خودشو جمع نکرده بود و به همین بسنده میکرد که شانس نیوردم و بد آوردم مسلما جهان اتفاقات بدتری براش رقم میزد

    استاد سپاسگذارم از شما و بچه هایی که این وقت شب هستند تا درسهای مهمی بما بیاموزند تا که ایمانمون بیشتر و درصد خطامون کمتر بشه پروردگارا شکرت بخاطر هدایتم به این جمع هدایت شده

    من خوشبختم چون خداوند رو دارم

    من لایق هدایت خداوند هستم

    من لایق ثروت هستم

    💐🌷🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
  3. -
    حامد اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2168 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت تمام اعضای سایت استاد عزیز

    خوب خدارو هزاران بار شکر که من از اونجایی که که باید قوانین آشنا شدم اصلا هیچ چیزی رو شانسی نمیدیدم البته که قبل آشنایی با قوانین هم یادم نمیاد که به چیزهایی مثل شانسی واین جور چیزها علاقه ای داشته باشم

    و بعد از کار کردن رو خودم وانجام تمرینات که روی دوره ها هست متوجه شدم که وقتی به صورت ممنتوم روی خودم کار میکنم تکید میکنم یعنی واقعا کار میکنم کامنت مینویسم کامنت میخونم وخودم بیشتر در گیر قوانین میکنم خوب چرخ زندگی بسیار روان میشود و مواقعی که روی خودم کارنمیکنم ویا مثلا ادای کار کردن رو درمیارم خوب نتایج مشخصا نشون میده پس برای من ثابت شده که نتایج زندگیم شانسی نیست مثلا در امد من در روز شانسی نیست فروش من مقدار مشتریان من حاشیه سود من وووو… هیچ چیزی شانسی نیست این شانسی نیست که من مدتها دنبال تولید یه جنس باشم و سردرگم باشم و یکدفعه شخصی بیاد در مغازه ام وبعد من ایده هایم رو بهش بگم واو هم استاد این کار باشد و در همان روز برایم نمونه تولید کند در حالی که من ماها فقط منتظر بودم که اون کار رو تولید کنم ونمیدانستم چطور خوب چطورش همین هست که من روی خودم وباورهایم باید کار کنم بقیه کارها رو خداوند به راحتی انجام میدهد به همین سادگی خداجون سپاسگذارم ازت میلیاردها بار

    م

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
    • -
      وحید گفته:
      مدت عضویت: 2243 روز

      سلام حامد جان . اومدم از کامنتت تشکر کنم که واسه من الهام بخش بود . میدونی چرا ؟ چون متاسفانه من این ترمز شانس رو دارم .

      و الان تو این فایل و در کل دنبال حذف کردنش هستم با پیدا کردن الگوها و منطق درست دادن به ذهنم . یکی از این منطق های عالی رو الان شما بیان کردید تو کامنت که چقدر واسم لذت بخش و تاثیر گزار بود ؛ خصوصا اینکه ظاهرا شما هم عین من کاسب هستید.

      شما گفتید که هر وقت خوب روی خودتون کار میکنید یعنی اینکه خودتون رو بخوبی درگیر سایت و مطالبش میکنید و واقعا رو قوانین کار میکنید نتایج میاد و پر رنگ تر هستن و هر وقت هم که کمتر کار میکنید نتایج هم کمرنگ میشن ؛ پس کجای این موضوع شانسیه پس خیلی واضح عامل شانس داره کنار میره. چقدر به دلم چسبید چرا که دقیقا واسه خود منم همینه هر وقت که سعی میکنم بخوبی روی خودم کار کنم نتایجم بهتره و چرخ زندگیم روانتر و اینجا دیدم که بله پس این شانسی بودن دیگه چیه اصلا که من پذیرفتمش با این منطق خوب و عالی که الان از کامنت شما برداشت کردم.

      بسیار بسیار ممنونم ؛ همیشه شاد و تن درست باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حامد اکبری گفته:
        مدت عضویت: 2168 روز

        قربونت وحید جان خیلی خوشحال شدم از توجه شما به کامنت من واحساس خوبی بهم دست داد و این مطلب که استاد همیشه میگه سعی کنید کامنتهارو بخونید وکامنت بزارین شاید یکی یه جایی از خوندن کامنت شما استفاده کنه و براش الهام بخش باشه ثابت شد که واقعا تاثیر گذاره

        بازهم سپاسگذارم ازت واز استاد عزیز و همکاران سایتشون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1219 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایا برای ابن گام جدید گامی برای پریدن به بالا برای بهتر شدن و بهتر فهمیدن شکرت می‌گویم هر لحظه سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم

    استاد چقدر چقدر سپاسگزارتم

    چقدر چقدر دوستتون دارم با این بخشیدنهای بی دریغت برای این آگاهی‌ها که مثل گنج هستن

    اینا ثروت هستن الهی تو را شکرت سپاسگزارتم

    ثروت و اتفاقات و موفقیتها شانسی نیستن

    خودمون باید بسازیم خداوند ما رو خالق آفریده

    هر آنچیزی که دوست داریم باید خلق کنیم با باور و افکار و فرکانس و توجه مون این قانون ست

    نتایج زندگی ما با ارسال فرکانسها و ارتعاشاتی هستن که میفرستیم به جهان هستی

    پس باید آگاهانه ببینیم چی میگیم چی فکر میکنیم به چی توجه میکنیم این مهم ست

    من نمیسازنش من فرکانس میفرستم روی خودم کار میکنم افکار و باورهاو رفتارمون تغییر میدم مابقی رو به قدرت خداوند می‌سپارم او برام میسازه

    من راه‌هایی رو که میدونم انجام میدم اما خداوند با ابزارهای مختلفش از بی نهایت طریق دستانشو برام میفرسته و درست مبکند

    پس باید سمته خودمو بهبود بدم به بقیه کاری نگیرم

    من قبل از آشنایی با استاد و سایت همش میگفتم سانس یه بار در خونتو میزنه چون متوجه قانون نبودم

    اما الان هر قدممو میگم هدایت خداوند ست من با افکار و باورها خلق کردم هیچ چیزی اتفاقی نیست

    اگر خواهرم الان اومد پیش من تو مغازه من فرکانس فرستادم و حتما خیره برای من

    اگر دو روز پیش مریض شدم مثل قبل نمیگم از کسی گرفتم میگم‌تو چه مداری بودم که مریض شدم الان خدا رو شکر آگاهانه حرف میزنم آگاهانه قدم برمی‌دارم و آگاهانه فکر و توجه میکنم

    چون میخوام بهترینها رو برای خودم رقم بزنم

    هیچ چیزی اتفاقی و شانسی نیست

    همه در افکار و باورها و فرکانس خوده ماست

    این قدرت رو خداوند به ما داده

    استاد عزیزم ممنونتم سپاسگزارتم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    برم کامتته دوستان نازنینم رو بخونم که کلی نتایج و باورهای درست درونشون نهفته

    من دوستشون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 47 رای:
  5. -
    بهار بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 1984 روز

    به نام یگانه خالق هستی، قدرت مطلق و عالم مطلق

    استاد جانم سلام

    خانم شایسته ی عزیزم سلام

    شانس!

    چقدر من عاشق این کلمه هستم.

    چقدر به جا ساخته شده.

    از آنجایی که قبل از آشنایی با استاد معتقد بودم که خوش شانسم، این کلمه برام کار کرد.

    ولی با استاد فهمیدم، شانس یعنی تو به زیبایی ها توجه کن، برو تو مدار زیبایی ها و بعد همزمانی ها رخ میده و تو در مسیر همزمانی ها قرار خواهی گرفت.

    فقط یک چیز مهمه! وقتی در هم‌زمانی قرار گرفتی، خودت را لایق بدان و با این همزمانی ، هم مسیر شو.

    این یعنی شانس در خونه ات را زد و اتفاقاً تو اونجا بودی که در را باز کنی.

    یک چیز دیگه که دوست دارم اینه که شانس نه تنها یک بار، بلکه بارها در خونه ات را میزنه، پس نگران نشو که یک همزمانی را از دست دادی یا متوجه اش نشدی،

    تو دنیای فراوانی ، وقتی حالت خوب باشه، دنیا اصلا داره برای تو کار می‌کنه و بارها شانس در خونه ات را میزنه.

    مثلا من خوش شانس بودم که وقتی دوستم از ماراتن گفت، من پیشش بودم و رو هوا زدم.

    مثلا من خوش شانس بودم که تو هجده سالگی وقتی که فقط به فکر کار کردن بودن، دوستم دستم را گرفت و من را برد تو بهترین شرکت اطلاعات بازار ایران و مشغول به کار شدم.

    مثلا من خوش شانس بودم که تو اون شرکت، بعد از سه ماه از فروشنده شدم، کوردینیتور.

    مثلا من خوش شانس بودم که با قالیچه ی سلیمان اومدم استانبول

    و

    و

    و

    من حالا حالا ها میتوانم بنویسم از خوش شانسی هام.

    ولی خودم میدانم پشت تمام این ها چی بوده.

    یک بی‌خیالی محض

    یک توکل به خدا

    یک تجسم خواسته

    یک کنترل ذهن حساااابی

    آره واقعا من خوش شانسم.

    ولی این جمله کمی خطر داره،

    اگر فکر کنی برای هر نتیجه ای باید کار فیزیکی کنی، وقتی همزمانی اتفاق می‌افته و تو بدون کار فیزیکی هم مسیرِ همزمانی میشی، به خودت میگی:« اااا، چی شد؟ چرا من؟ چرا فلانی نه؟؟؟»

    و این نقطه، دقیقا نقطه ی عطف هست. اگر تو این سوال گیر کنی، خوش شانسی میره، چون تو در را باز کردی ولی خوش شانسی را سوال پیچ کردی و بهش تو لفافه گفتی که :« ببخشیدا!!! اما انگار من لایق این خوش شانسی نیستم.»

    ولی اگر این سوالها اومد و در جواب گفتی:« آره من لایق این همزمانی هستم، چون شاید کار فیزیکی نکردم، بلکه کار ذهنی مستمر باعث این همزمانی شد.» اون وقت باران دایمی خوش شانسی روی سرت می‌رقصد.

    مثلا من خیلی خوش شانس بودم که قبل از سفر به قبرس این فایل را گوش دادم.

    چون برام حکم قطعی بود که حتی یک دلار هم تو دستگاه های کازینو ها نریزم.

    یا هیچ وقت اینجا کاغذ بخت آزمایی نخریدم.

    دیدی چه خوش شانسم.

    دیگه چی از این خوش شانسی بالاتر که دلم استاد بخواهد و خدا در عرض یک هفته، دستم را بگذارم تو دست بهترین استاد دنیا.

    خدایا سپاس برای تمام همزمانی هایی که درک کردم و من آماده و پذیرای تمام همزمانی ها از سمت شما هستم.

    با احترام

    بهار

    خوش شانسِ این محله و اون محله

    :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 42 رای:
  6. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2074 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است

    و مهربانی اش همیشگی

    سلام به استاد عزیزم

    و استاد مریم جان شایسته تحسینم

    و دوستان نازنین هم مسیرم

    الهی که  عالی باشین

    خدا رو صدهزاران بار شکر برای همگام بودنم با  پروژه و این گام که شروع نیمه دوم پروژه است

    تغییر را در آغوش بگیر قسمت 10

    استاد جانم از شما یاد گرفتم که

    تمام اتفاقات زندگیمونو خودمون خلق می کنیم…

    کافیه که ما یه نگاهی به دنیا و دور و اطرافمون بندازیم  اونوقت متوجه میشیم که هیچ چیزی شانسی و اتفاقی نیست، همه چی بر اساس قوانین دقیق کار می کنه

    از آفرینش آسمون و خورشید و ماه و ستاره ها تا خود ما انسانها  و بدنمون

    تا تمام اختراعات و ایده های کارآفرینان..

    ما خوش شانسی و بد شانسی رو  خودمون خلق می کنیم با کارهایی که انجام میدیم و نگرشی که داریم

    من  باید خودمو درست بشناسم،

    باورهامو درست کنم، در مسیر درست باشم،

    هر جا نیاز به تغییر یا اصلاح داشته باشه انجام بدم،

    از مسیری که میرم لذت ببرم، پیوسته و دست در دست خدا پیش برم…

    موفقیت ساختنی است

    حاصل انجام دادن پیوسته ی یه سری کارهای درست

    و انجام ندادن پیوسته یه سری کارهای نادرسته..

    —–

    و آیات متعددی در قرآن هم داریم که خداوند میفرماید همه چیز در دست خود ما انسانهاست از جمله این آیات سوره نجم

    أَلَّا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرى‌ «38»

    هیچ کس بار دیگرى را به عهده نخواهد گرفت.

    وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌ «39»

    و این‌که براى انسان جز آنچه تلاش کرده، (بهره دیگرى) نیست.

    وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرى‌ «40»

    و این‌که تلاش و سعى او به زودى دیده خواهد شد.

    ثُمَّ یُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى‌ «41»

    سپس به تلاشش پاداش کامل داده خواهد شد.

    —-

    خدا رو صدهزاران بار شکر برای یک صلات دیگه در این سایت بهشتی و الهی

    خدا رو صدهزاران بار شکر برای وجود استاد ارجمندم

    تو زندگیم

    و استاد شایسته جان مهربون زیباسیرت و زیبا صورتم

    و دوستای عزیز توحیدی و الهی ام با کامنتهای  زیبایی که مینویسین و من ازتون یاد گرفتم

    از همه بینهایت سپاسگزارم

    عاشقتونم

    بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین جان براتون درخواست می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 47 رای:
  7. -
    ندا ام گفته:
    مدت عضویت: 2253 روز

    سلام بر استاد عزیزم و مریم عزیزم و دوستان هم فرکانسی

    خدایا شکرت بابت فایلهای فوق العاده و بینظیر😍

    عاشقتونم استاد که وقتی شروع میکنید از تعریف کردن تجربیاتتون که تمام وجود من گوش میشه برای شنیدن، و اولین بار تجربه شما رو درباره قماری که کردید رو میشنیدم و چقدر تحسین تون کردم که با تمام وجود تعهد دادید و پای تعهدتون موندید 🤩🤩

    سپاس بی حد از دوست عزیز که با بیان تجربه شون باعث یادآوری به خودِ من هم شد که بیادم بیاد که چقدر ضربه از به خود سپردن به تقدیر و شانس و قمار و ….

    و چقدر لذت بردم که انقدر عالی از این مرحله گذر کردن و نتایج عالی گرفتن و چقدر شنیدن این تجربیات ارزنده کمک کننده است در طی مسیر و باعت تلنگر میشه که👈 میشووووود👉 و هیچ کاری وجود ندارد در این جهان که انجام نشود

    یا باور میکنی که میشود و در مسیر پیشرفت و مناسب قرار میگیری و حرکت میکنی و بهتر میشوی یا جهان نابودت میکند …قصد خدا بهتر شدن جهان است👌

    میخواهید جز کدام گروه باشید؟

    ۴ گروه وجود دارد

    ۱- بعضی افراد هستن که در این گروه جا دارند و خیلی دیر تغییر میکنند و خیلی در برابر تغییر مقاوم هستند و تا اخر عمر به روند همیشگی شان ادامه میدهند و متوجه نمیشوند باید تغییراتی را انجام دهند و انقدر جهان در فشار قرارشان میدهد که با بدترین حال و حالت از دنیا میروند

    ۲- بعضی افراد هستند در مسیر نادرست هستند و مسیر را تغییر نمیدهند و در بدترین حالت و در منجلاب گرفتار است و در لحظات اخر کمی به خودش می آید و کمی به فکر تغییر زندگی می افتد که بقدری دیر به فکر تغییر و بازسازی افتاده که کار زمان بر و طاقت فرسا شده

    ۳- بعضی افراد هستند در مسیر نادرست هستند و پیش میروند و در برهه زندگی متوجه میشوند که نکات مثبت و مناسب زندگی را در حال از دست دادن هستند و به مسیر درست برمیگردند و به دنبال پیشرفت و بهبود شرایط و موقعیتهای از دست رفته و حرکت در مسیر درست

    ۴- بعضی افراد هستند که همیشه دنبال بهبود ؛ تغییر مسیر به شکل مثبت است ، این افراد قبل از اینکه جهان بخواهد با بدترین حالت به مسیر بیاورد و متوجه بهبود شرایط کند خودشان دست بکار شده اند و خودشان در مسیر بهبود خودشان و مسیر زندگیشان در همه ابعاد هستند حتی در زمانهایی که شرایط کاملا خوب است در جهت عالی و عالی تر شدن هستند

    اغلب ما جز گروهی هستیم که از جهان سیلی را خورده ایم و بعد در مسیر افتاده ایم و ممکن است در این مسیر گاهی بیشتر و گاهی کمتر نوازش(سیلی) شده باشیم

    👈مهمترین نکته :

    اول خودمان را بشناسیم و بدانیم چه آدمی هستیم

    دوم استفاده از تجربیات دیگران برای تغییر زودتر در زندگیمان

    قانون : خدا سیستم است و کاملا قانونمند

    ویژگی جهان به این صورت است که یا خودت را بهبود میبخشی یا جهان نابودت میکند …هیچ رحمی در کار نیست

    در خصوص تجربیات دوست عزیز خیلی عالی و فوق العاده بود

    سعید عزیز که تجربه شون در خصوص مسیر اشتباه و بی توجهی به نشانه جهان تا زمانی که جهان نوازش جانانه انجام داد و ایشون چقدر زیبا در جهت بهبود پیش رفتند و باورهای مناسب ساختن و چقدر عالی عمل کردن در کنترل ذهن و خدا رو شکر شرایط خوبی رو رقم زدند مجدد تجربه خودمو بهم یادآوری کرد و زمانی که بیاد گذشته می افتی متوجه میشی واقعا در مراحل مختلف تکرار و تکرار کرده یی و چقدر ناآگاه و بی توجه بودم و چقدر به شانس و اقبال اعتقاد داشتم و چقدر اجرا می کردم و چقدر باورهای محدود داشتم و چقدر زیبا نوازش شدم بابت این مسئله

    چه نکته نابی از استاد :

    ✴ هیچ چیزی در جهان اتفاقی نیست

    هر کسی به شانس و اتفاق اعتقاد داشته باشد نوازش عاشقانه یی از جهان دریافت میکند ✴

    هیچ اتفاقی در جهان شانسی رقم نخورده و نخواهد خورد …

    قانون جهان است و ما هم استثنا از این قانون جهان نیستیم که بخواهد اتفاقی یا شانسی در زندگی ما رخ دهد که زندگیمان را بهبود دهد ولی گاهی معتقدیم به شانس و فکر میکنیم این جهان با قوانین حاکم طبق شانس رقم میخورد!!!!!

    و چقدر زیاد لذت بردم از بیان تجربه استاد در خصوص این که هنگام تصمیم به مهاجرت گرفتن و باور بهبود شرایط داشتن که میشود بهتر شد و در بندر عباس پول ریخته ….. و با یک قمار میشود پولدار شد و خیلی زیبا جهان نشان داد شانس و اقبال در کار نیست و بازی است …..و درس زندگی را گرفتید و چقدر جانانه و عاشقانه به خدا تعهد دادید و چقدر زیبا مسیر رو پیدا کردید و بهترین ها رو رقم زدید و خواهید زد و بهتر و بهتر شدن زندگیتان در جریان است … و چقدر بیان این نکات و تکرار و تکرار مفید و موثر است و اینکه همین تلنگرها است که باعث میشه خیلی مواقع مچ خودم رو بگیرم و اگر در این مسیرم و تصمیم به بهبود دارم باید دقیق تر شوم و باورهای محدود کننده خودم رو به خوبی بشناسم ، خیلی دقیق باشم نسبت به نشانه ها، و نگذارم انقدر فرو بروم که با لگد روزگار به خودم بیام و خودم خالق زندگی خودم هستم….

    دقیقا دو مورد از خودم بود و تکرارش چقدر خوبه که یادم بیاد باور محدود کننده خودم رو و اینکه خودمو نمیشناختم و بی اطلاع از توانمندی های خودم…

    چندین سال پیش که مبلغی رو به عنوان دارایی جمع کرده بودم و به نسبت اون زمان و در سن من مبلغ خوبی بود و انقدر باورم محدود بود که خودم نمی تونم با این پول کاری برای خودم انجام بدم و خیلی براحتی مبلغ رو در اختیار شخصی قرار دادم به عنوان مشارکت ( اسمش مشارکت بود الان از نظر من همون قمار کردن بوده وقتی که خودت، خودت را انقدر در حدی نمی دانی که بتوانی کارافرین باشی و پول خودتو در اختیار شخصی که حتی نمیدانی چه شخصی هست قرار دهی تا پول امروزت تا اخر سال حداقل دوبرابر می کند چه اسمی جز قمار بوده ) در اختیار شخصی قرار دادم که شخص دیگه بهتر از من میتونه برام درامد زایی کنه و در عرض یکسال کل پول من از بین رفت و هیچ پولی برنگشت و بقدری این اتفاق حال من را بد کرد که تا چند سال مشکل کمردرد شدید داشتم بواسطه فکر کردن بهش و عصبی شدنم و هربار که این مسئله یاداوری میشد شدت کمردرد من بیشتر و بیشتر می شد نه تنها مال من از بین رفت سلامتی خودمم هم از دست دادم

    چندین سال به همین منوال بود تا بالاخره یک روز تصمیم گرفتم برای همیشه یادم بماند و تجربه شود برای من و سعی کنم فراموش کنم… تجربه تلخ و سختی بود ولی به جهت یادآوری که یادم بیاد سیلی سخت و جانانه خوردم شاید اگر در این مسیر بودم همان زمان کم نشانه برای من نبود ولی واقعا انقدر ذهن محدود داشتم باور نامناسب و یک آدم ناآگاه از قوانین ….نتیجه میشود تجربه دردناک ولی الان برام تلنگر….که دقیق باشم و خیلی جدی حواسم باشه به نشانه ها ، حواسم باشه تا شرایط سخت نشده….

    یک مورد دیگه که بود و خیلی برای خودم همیشه خنده دار بود این گردونه های شانس بود که خیلی وسوسه انگیز بود و من همیشه معتقد بودم که خیلی خوش شانسم و تصمیم میگرفتم شانسم رو تست کنم و مطمئن بودم که جواب میدهد بار اول مبلغ رو زدم برای این شانس و بار اول کِرم دست برنده شدم .. گفتم دقت نکردم بار دوم دیگه این اتفاق نمی افته و من بهترین رو برنده میشم و خوش شانسم دقیقا دومین بار هم کِرم دست و صورت … و بار سوم … عجب از من…یعنی یادآوری میشه تجربیات گذشته هم خنده داره هم دردناک…واقعا پول رو میدادم که ثابت کنم خوش شانسم 🤣🤣🤣🤣 با گردونه شانس قراره زندگی من متحول بشه !!!!

    بدتر از اینها بیاد اومدم که قسمتی از سرمایه مو توی بورس گذاشتم و به امید پولدار شدن سریع و بدون سختی ، با اینکه چقدر برای همان مبلغ برنامه داشتم که اگر عمل کرده بودم ….و در این قمار هم کلی پول رو باختم ….

    مهم اینکه الان با قانون خب خیلی متوج شدم و واقعا باید درس بگیرم و واقعا تجربه من باشه در مسیر زندگیم و خیلی باید دقیق باشم و نگذارم جهان با لگد و نوازش های عاشقانه منو به خودم بیاره و قبل از اینکه اوضاع خیلی خراب بشه یا اصلا وقتی اوضاع خیلی خوب هست به فکر بهبود باشم اگر همون موقع که به لحاظ مالی خوب بودم باور درست داشتم و در مسیر درست پیش میرفتم خیلی به لحاظ مالی وضعیتم بهتر بودو الان در جهت بهتر و بهتر شدن پیش میرفتم و چند سال درگیر بیماری نمیشدم… خدا رو شکر که الان اینجام و خیلی واضح داره میشه برام و چقدر این تلنگر ها کمک کننده است

    ویژگی جهان به این صورت است که یا خودت را بهبود میبخشی یا جهان نابودت میکند …هیچ رحمی در کار نیست

    عاشقتم استاد که گفتگو با دوستان یه ایده فوق العاده س از نظر من…برای من که مدام دوست دارم بشنوم و آگاهی های بیشتری کسب کنم و شما هم خالصانه در طبق اخلاص میگذارید

    سپاس بی حد از شما دست خدای نازنین

    عاشقتونم مریم عزیز

    خدایا عاشقتم که همیشه ندا رو دوست داشتی و داری و رها نکردی

    خدا یا شکرت از این جمع بینظیر عباس منشی

    در پناه رب😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  8. -
    سید محمد بنی سعید لنگرودی گفته:
    مدت عضویت: 1175 روز

    بنام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانوی گرامی و همه دوستان نازنینم

    یه دوستی داشتم توی تهران کارهای مربوط به اخذ ال سی برای شرکتها رو انجام میداد. می‌گفت وام درشت کسی خواست معرفی کن، پول مسدود شده سراغ داشتی معرفی کن اکی میکنم درصدتو بهت میدم.

    سال 92 یه دوستی اومد بهم گفت یه پولی بلوکه شده پنج هزار میلیارده یه پرینت از عابربانک آورد دیدم ظاهراً درسته، با دوستم تهران تماس گرفتم گفت پیگیری می‌کنه.

    بعد از چند روز تماس گرفت گفت باید یه شیرینی به بچه های بانک بدیم، گفتم چقدر؟ گفت 3تا سکه، اون زمان پول سه تا سکه میشد 3/500 و من با قرض اون پولو دادم، یادمه دانشجوی ارشد بودم، بعد از مدتی دوستم تماس گرفت گفت همچین پولی وجود نداره، حسابی دمق شدم دنیا سرم خراب شد، کلی رویاپردازی کرده بودم ولی همه چیز دود شد رفت هوا. من موندم و ضرر مالی و روحی.

    اما درس گرفته بودم؟ نه چون بازم تکرار شد، چرا؟ چون میخواستم به شبه پولدار بشم.( الآن دارم تایپ میکنم واقعا از ذهنیت اون زمان خودم خندم میگیره)

    چندماه بعدش باز یه نفر دیگه اومد برای اخذ وام و بعلت مبلغ پایین ملکش توی کارشناسی وام بهش تعلق نگرفت و وقتی جواب منفی رو شنیدم حالم بد شد. یه حمله عصبی بهم دست داد شب موقع خواب بدنم به شد و خیس عرق و نمی تونستم حتی کسی رو صدا بزنم مثل چوب خشک شده بودم.

    از اونجا بود که به خودم گفتم این رویای یه شبه پولدار شدن رو بریز دور , گفتم این نشانه ای بوده که بیای توی مسیر درست همینکه سالمی باید این پیام رو جدی بگیری و الا شب می‌خوابیدی و دیگه بلند نمیشدی و دیگه دور اون توهمات رو خط کشیدم، شانس هیچ معنایی نداره، حالا بعد اون داستان وکالت میکنم و به مسیری که توش هستم ایمان دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
  9. -
    سارا صمدی پور گفته:
    مدت عضویت: 1850 روز

    تو متن این فایل یه جمله تو مغزم زنگ زد که میخوام راجبش داستان خودمو بگم

    «این داستان نشان می‌دهد که چگونه یک سقوط بزرگ، می‌تواند سرآغاز پرواز باشد»

    یک سال و هشت ماه بعد از مهاجرتم من از خدا درخواست شغل میکردم همه پس اندازم تموم شده بود و منی که به پدر و مادرم پول قرض میدادم الان مجبور بودم خرج زندگیمو از اونا بگیرم

    تا اینکه صد میلیون پولمو یه صرافی خورد و هنوزم پس نداده بهم

    و اون درد منو بیدار کرد چند تا الهام ساده رو انجام دادم و توی 4 ماه 170 میلیون پول ساختم منی که درامدم 1 تومن بود

    از روز تولدم دقیقا شروع این داستان بود

    و نمیدونم تا کجا قراره پیش برم فقط میدونم اون اتفاقی که فکر میکردم منو نابود میکنه وقتی دستمو تو دست خدا گذاشتم و جای مغز خودم روی حرف اون پیش رفتم و کارهای به ظاهر احمقانه رو انجام دادم همه چی عوض شد

    و وقتی فهمیدم واقعا هدایت بوده که بقیه هم همون کارارو از روی من کپی کردن ولی نشد که نشد

    هنوزم مغزم همش ساز خودشو میزنه ولی من دیگه نتیجه تو دستمه

    شاید یه درصدم عوض نشدم راستشو بگم اما همون چند صدم درصد همه چی رو عوض کرده

    امیدوارم بیام از موفقیت های بزرگتری بنویسم

    استاد سپاسگزارم بابت وجودتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
    • -
      سید مهدی جزایری گفته:
      مدت عضویت: 2398 روز

      سلام سارا خانم

      وقت تان به خیر و شادی باشد

      من کامنت های شما رو دنبال می کنم و وقتی کامنتی می گذارید یک ایمیل می آید و من مطلع میشم

      خواستم لطفی کنید و این داستانی که در بالا اشاره کردید رو با جزئیات به ما بگید

      قطعا برای ما درس دارد و برای خود شما هم تکرار می شود و آموزنده است

      یا اگر در جایی از سایت این داستان رو نوشته اید، آدرس و جای کامنت رو بفرمایید که من برم مشتاقانه مطالعه کنم.

      امیدوارم خیلی راحت خیلی زیاد پول بسازید و لذتش رو ببرید

      ممنون بابت کامنت های قشنگتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      بیتا کریمی گفته:
      مدت عضویت: 802 روز

      به نام خدای بخشنده ی مهربان

      سلام سارای عزیزم امیدوارم حالت عالی باشه

      من چندباری کامنت های شمارو مطالعه کردم ولذت بردم مثل وقتی که پارتی خداحافظی گرفته بودی وآدم هایی که نمیشناختنت بهت پول کادو دادن و وقتی پول نقدهارو شمردی دیدی 6 میلیون شدن

      مثل وقتی که از خدا نشانه خواستی که مسیرت درسته و فک کنم 11 تا ماشین صورتی توو خیابون دیدی

      یا به فراوانی مشتری ها توجه کردی و خودت یه مشتری خلق کردی

      یا از شرایط ناخواسته ت بعد مهاجرت در عقل کل گفته بودی که مجبور بودی دوتا زبان یاد بگیری و حتی وقت برای شام خوردن نداشتی و احساست خوب نبود و اقای ثانی عزیز جواب خیلی خوبی برات نوشته بود حتی کمتر از یک ساعت پیش موقع شام خوردن یاد اون کامنتت افتاده بودم و این چندمین همزمانی امروز من بود الهی شکرت که اینقد قادر و اگاهی و هر لحظه حاضر وناظر . خیلی خوشحالم برات و خداروشکر میکنم که کلی پول ساختی و از خوندن کامنتت خیلی خوشحال شدم از خدای بزرگ برات بهترین های مادی و معنوی رو میخام

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 725 روز

    🟣 وقتی جهان هولوگرافیک میشه: داستانی از زندگی، ایمان وخلاقیت درون

    بنام خدای ِ مهربــــــــــون ِ مهربون .

    وقتی داشتم از تپه های پردرخت اطراف بالا میرفتم، نور طلایی خورشید تازه روی برگها نشسته بود، یه حس عجیب به من دست داد: انگارهمه چیز دور و برم، حتی خودشون، بازتاب چیزی بودن که توی درونم بود. فکر کردم :: «شاید همه چیز یه تصویر از درون ما باشه، مثل انعکاس یه فیلم که داره ازآگاهی ما توی زندگیمون پخش میشه» ؛ «شاید همه چیز فقط یه تصویر از درون خودمونه، انگار داره از تو ذهنمون توی زندگی بازتاب داده میشه.» همه‌ چیز واقعا یه هولوگرامه؟

    و همون لحظه بودکه دوباره بهم یادآوری شد جهان یه آینه ست. نه فقط یه حرف فلسفی یا یه نظریه علمی پیچیده، بلکه یه قانون “ســـــاده و عمـــــلی” که اگه بفهمیش، زندگی ت میتونه ازاین رو به اون رو بشه.

    تو دنیای هولوگرافیک، هیچ چیز شانسی نیست. هیچ اتفاقی بدون دلیل نمیفته. هر موج فکری، هراحساس، هر باوری که داری، خودش رو تو بیرون نشون میده ==>> یعنـــــی وقتی تو درونت پر ازترس و نگرانی باشه، آدمها و موقعیتهایی جذب میکنی که همون فرکانس رو دارن. و برعکس، وقتی درونت آروم، پر از عشق وایمان باشه، جهان همون تصویر رو بیرونت منعکس میکنه.

    من چند وقتیه که این موضوع رو تو زندگی روزمره م تجربه میکنم ومیخوام براتون مثال بزنم تاملموس بشه.

    خلق فراوانی وثروت

    قبل ترا، من فکر میکردم برای پول درآوردن باید تلاش کنم، دنبال فرصت بگردم، با آدمها بجنگم یا حتی ازشانس استفاده کنم. اما وقتی فهمیدم جهان هولوگرافیکه، همه چیز عوض شد.

    یه روز نشستم و گفتم: «خب، کمبود یعنی چی؟ فقط یه تصویر ذهنیه. اگه درونم پر ازکمبود باشه، جهان همون رو برام میسازه. پس بایــــــــــد فرکانسم روعوض کنم.»

    شروع کردم هر صبح، قبل از هر کاری، با خودم زمزمه کنم:

    «من بخشی ازآگاهی فراوان الهی هستم و جهان من بازتاب فراوانی منه.» ==> مرور این‌ جمله، اقدامات منو تغییر میداد.

    اولش سخت بود. ذهنم میخواست سراغ کمبودها بره، اما باهر روز تمرین، کم کم چیزهای کوچیک شروع کردن ظاهر شدن: یه دوست قدیمی که تماس گرفت، یه فرصت کاری ساده اما مطمئن، یه نشونه کوچیک توزندگی روزمره که بهم یادآوری میکرد: فراوانی واقعی از درون شروع میشه.

    احساس شکرگزاری و تمرکز روی نعمتهای موجود، مغز رو تو حالت مثبت نگه میداره ( مومنتوم مثبت) و در واقع فرکانسهای رفتاری وتصمیم گیری ما روتغییر میده =>> این یعنی وقتی درونت پر از احساس فراوانی باشه، ناخودآگاهت هم شروع میکنه به شناسایی فرصتهای بهتر و روابط سازنده تر.

    جذب تجربه های هماهنگ وآدمهای درست

    یه روز که تو پارک قدم میزدم، دیدم یه گروه آدم دور هم جمع شدن، همه خوشحال و پرانرژی. قبلا ممکن بود من همون وسط برم و با استرس یا ترسم جذب اونها بشم وحال خودمو خراب کنم. اما اونروز تصمیم گرفتم حس درونیمو کنترل کنم، پر از آرامش، عشق وایمان باشم.

    نتیجه؟ افراد درست همون اطرافم ظاهر شدن: کسایی که انرژی مثبت داشتن، حرفهای الهام بخش زدن ومسیرهای سازنده نشون دادن (‌ من که قبلا پارک رفتن رو کار بیهوده ای میدونستم ، الان هرهفته هدفمند میرم پارک و با انرژی و احساس فوق العاده ای برمیگردم) .

    درواقع، جهان هولوگرافیک داره باهات حرف میزنه، میگه: «اگه میخوای آدمها وموقعیتهای بهتری ببینی، اول خودتو هماهنگ کن.»

    رهایی از اضطراب وکنترل بیرونی

    همیشه فکر میکردم بایدبرای هر چیزی تلاش کنم، هر چیزی رو کنترل کنم، هرحادثه ای رو مهار کنم. اما وقتی به هولوگرام بودن جهان پی بردم، یه آزادی عجیب حس کردم.

    مثل وقتی که جلوی آینه می ایستی ومیبینی یه جوهر روی صورتت ریخته. نمیری روی آینه بکشی و آینه روتغییر بدی، بلکه صورتت رو اصلاح میکنی.

    یه مثال شخصی: هفته پیش یه پروژه کاری بزرگ به هم خورد. قبلا استرس داشتم، اضطرابم بالا بود وهمه چیز رو تقصیر بیرون مینداختم. اما همون لحظه یادم اومد: بیرون فقط بازتابه، نه منشا. نشستم، چند دقیقه مراقبه کردم، حس درونیمو تغییر دادم، و یه ایده ساده وموثر به ذهنم رسید که پروژه رو دوباره سر پا کرد.

    درک نشونه ها وهدایتهای الهی

    یکی از چیزایی که بیشتر منو شگفت زده کرد، توجه به نشونه های کوچیکه. یه پرنده که درست وقتی بایدتصمیم بگیری روی شاخه میشینه، یه عدد خاص که دائم تکرار میشه، یا یه جمله ازکسی که انگار دقیق جواب سوالاتت توشه.

    تو جهان هولوگرافیک، اینا همه پیام هستن. پیامهایی ازخودت، از خـــــدا، از آگاهی کل که میخوان نشون بدن: «حواست باشه، مسیردرست همینجاست.»

    طی الزمان وهمزمانی رویدادها

    یه چیز جالب دیگه: وقتی بفهمی که همه لحظه های زندگی به نوعی همزمان وجود دارن، مثل فیلمی که همه صحنه هاش ازقبل آماده شدن، میتونی باحال و حس درونت به اون لحظه هایی وصل شی که توشون خواسته هات دارن شکل میگیرن. [ به قول استاد عباسمنش خالق بشی]

    الْحَقُّ مِن رَبِّکَ فَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ( حقیقت از طرف پروردگارت است، پس از شک وتردید پرهیز کن.)

    این مفهوم شاید شبیه قانون جذب باشه، اما عمیق تره: نه صرفا آرزوکردن، بلکه هماهنگی کامل با جریان الهی. وقتی مراقبه میکنم، دعا میکنم یاصرفا تو لحظه حال حضور دارم، در واقع دارم بین هولوگرامهای مختلف جابجا میشم و مسیرهایی که منو به مقصد میرسونن، ظاهر میکنم. [توی زندگی خلق میکنیم]‌

    جمع بندی خودمونی: راز آرامش، ثروت و عشق

    زندگی تو جهان هولوگرافیک یعنی فهمیدن یه حقیقت ساده: تو جدا از خدا نیستی وجهان جدا ازتو نیست. هرچی درونت هست، بیرونت بازتابش رو میده.

    پس بجای جنگیدن با بیرون، باید روی بازسازی درونت تمرکز کنی. تمرینهای کوچیک و لذتبخش مثل مراقبه، شکرگزاری، تمرکز روی نعمتها وتوجه به نشونه ها، درواقع دارن هولوگرام زندگی تورو بازنویسی میکنن‌.

    ⭕️ یه روز که داشتم این موضوع رو تودلم مرو میکردم، یه اتفاق ساده اما پر ازمعنا افتاد.

    رفتم یه خریدمفصل انجام بدم، موقع پرداخت دیدم کارت بانکیم‌‌ که به تومان پول داخلش بود کار نمیکنه. دستگاه خطا میداد وفروشنده بالبخند گفت: «ظاهراً موجودی نداره!»

    قبلا اگه همچین چیزی پیش میومد، حتمااسترس میگرفتم، دلم میریخت، هزار فکرمنفی تو ذهنم میومد. ولی اونروز… یه حس عجیبی بود.

    یه سکوت گرم تو دلم پیچید. همون لحظه انگار خـــــداگفت: «آروم باش، اتفاقات بیرون فقط بازتاب درونه. من باهاتـــــم، نگران نبـــــاش

    نشستم یه گوشه، عمیق نفس کشیدم، اشک تو چشمام جمع شد… نه از شرمندگی، از شوق. حس کردم این اتفاق اصلا برا ترسوندنم نبود، برا بیدار کردنم بود. برای اینکه دوباره یادم بیاره «من دارم از درونم میسازم، نه ازبیرون.»

    نیم ساعتی‌ نشسته بودم و تو فکر‌بودم اما یه صدای ویز ویز گوشی اومد و صفحه رو روشن‌ کردم و لبخند زدم، گوشی رو بازکردم، دیدم یه واریزی جدید اومده… . دلم لرزید از عشق. کیف کردم با خودم گفتم:

    🟢 «خدایا، تو حتی ازتاخیر کارت بانکی هم استفاده میکنی تا دلمو به خودت برگردونی… تایادم بندازی که تو منبع واقعی همه فراوانی هایی.»

    اون لحظه فهمیدم هیچ چیزی شانسی نیست. هیچ خطایی، هیچ تأخیری، هیچ تصادفی… . حتی سوختن یک غذا روی اجاق گاز .

    خوش شانســـــی یعنی همین که با اولین تلنگر زندگی، بااولین نشونه، بیدار شی وبفهمی خدا داره از درونت صدات میکنه.

    ○ هرپیشنهادی که وعده یه شبه پولدار شدن بده، از فحش بدتره ، چون خلاف قوانینِ کائناته؛ چون فراوانی از درون میاد، ازاعتمادی که به جریان الهی داری.

    زندگی در این نگاه، یعنی زیستن در آغوش خدا…

    یعنی فهمیدن اینکه همه چیز، حتی کوچکترین تأخیر یا اتفاق، از عشق ماندگارمیاد. یعنی تسلیم بودن در برابر جریان الهی ولبخند زدن وقتی جهان داره تورو تربیت میکنه.

    گاهی خیلی ساده ست ، فقط باید زاویه دید رو تغییر داد‌.

    اون روز باتمام وجود حس کردم:

    وقتی درونت رو باعشق و ایمان پر میکنی، تماما جهان بیرون فقط بهت لبخند میزنه. حتی اگر 5٪ اتفاقات هم ظاهر خوبی نداشته باشه باطنش درجهت رشد و ثروت ماست.

    چون همونطور که خدا گفته:

    «وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ»/و او با شماست، هر جا که باشید…

    ~~~~~

    محسن؛ شاهدی بر اینکه وقتی درونت هماهنگ میشه، جهان خودش به احترامت تغییرمیکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
    • -
      فهیمه زارع گفته:
      مدت عضویت: 3285 روز

      بنام یکتایِ بی همتا

      قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ

      مَلِکِ النَّاسِ

      إِلَهِ النَّاسِ

      مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ

      الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ

      مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ

      (اى پیامبر!) بگو: پناه مى برم به پروردگار آدمیان.

      پادشاه آدمیان.

      معبود آدمیان.

      از شرّ وسوسه شیطان.

      آن که اندیشه بد در دل مردمان افکند.

      از جنس جنّ باشد یا انسان.

      سلام محسن عزیز

      امیدوارم در حال لذت بردن از بهترین لحظه های زندگی ات باشی

      محسن جان نمیتونم احساس فوق‌العاده‌ای که از دلنوشته ات گرفتم رو در قالب کلمات بگنجانم

      وقتی خواندم :

      🟢 «خدایا، تو حتی ازتاخیر کارت بانکی هم استفاده میکنی تا دلمو به خودت برگردونی… تایادم بندازی که تو منبع واقعی همه فراوانی هایی.»

      اون لحظه فهمیدم هیچ چیزی شانسی نیست. هیچ خطایی، هیچ تأخیری، هیچ تصادفی… . حتی سوختن یک غذا روی اجاق گاز .

      خوش شانســـــی یعنی همین که با اولین تلنگر زندگی، بااولین نشونه، بیدار شی وبفهمی خدا داره از درونت صدات میکنه.

      ○ هرپیشنهادی که وعده یه شبه پولدار شدن بده، از فحش بدتره ، چون خلاف قوانینِ کائناته؛ چون فراوانی از درون میاد، ازاعتمادی که به جریان الهی داری.

      زندگی در این نگاه، یعنی زیستن در آغوش خدا…

      یعنی فهمیدن اینکه همه چیز، حتی کوچکترین تأخیر یا اتفاق، از عشق ماندگارمیاد. یعنی تسلیم بودن در برابر جریان الهی ولبخند زدن وقتی جهان داره تورو تربیت میکنه.

      گاهی خیلی ساده ست ، فقط باید زاویه دید رو تغییر داد‌.

      اون روز باتمام وجود حس کردم:

      وقتی درونت رو باعشق و ایمان پر میکنی، تماما جهان بیرون فقط بهت لبخند میزنه. حتی اگر 5٪ اتفاقات هم ظاهر خوبی نداشته باشه باطنش درجهت رشد و ثروت ماست.

      چون همونطور که خدا گفته:

      «وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ»/و او با شماست، هر جا که باشید…

      دلم لرزید واشکام سرازیر شد گفتم همینه که خداوند میگه وقتی بندگان من در مورد من از تو می‌پرسند بگو من نزدیکم …

      همینکه وقتی احساس میکنم قلبم گرفتم همون لحظه بهم میگه دستت رو بزار روی رگ گردنت ونبض رو حس کن من از این رگ هم به تو نزدیک ترم

      خدایا شکرت

      دوست دارم ، رفیق بهشتی وصمیمانه ازت سپاسگزارم، سپاسگزارم که هستی ومینویسی وهربار دلنوشته هات من رو وصل میکنه به رب

      «امیدوارم زندگی‌ت سرشار از لحظات ناب باشد؛ لحظاتی به رنگ حضور حضرت یار، و این‌گونه عشق و آرامش، مهمان دائمی قلب مهربانت گردد.»

      خدا پشت وپناهت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 725 روز

        فهیمه ی عزیز؛ همسفر مسیر نور سلام. خوندم، و حس کردم کسی از اون سمت جهان، از همونجایی که صداهای ناب میان، دستی گذاشته روی شانه م و با مهر میگه: «دیدی؟ اثر همون حضور هست… ادامه بده.» خوندم ، راستش لبخند زدم و دلم آروم شد. میدونی چرا ؟ چون چند روزه بهم الهام میشه که باید یک متنی درمورد معوذتین‌ بنویسم ؛ اینقدر معطل کرم که خدا دستای زیبای تورو مامور کرداینجا برام بنویسی. الحمدلله رب العالمین.

        این حجم ازفهم ولطافت رو نمیشه تصنعی نوشت؛ از دلت اومده که مستقیم نشست وسط قلبم.

        نوشتی از لرز دلت، از اشکی که با یک آیه ویک نشانه سرازیر میشه… ؛؛؛ ومن همونجا دوباره یادم افتاد که ==>> محبت خدا همیشه از نزدیک ترین مسیرها میرسه؛ گاهی از نبض گردن، گاهی از تاخیر یک کارت، وگاهی… از کلماتی که یک دوست الهی مینویسه.

        یه جمله هاییت برای من یک تاییدیه بود؛

        تایید اینکه هیچ چیز کوچک نیست وقتی خدا درپشت صحنه ش حاضره. گاهی یک اتفاق ساده، یک مکث، یک تلنگر، همون لحظه ای هست که ربّ میخواد بگه: «من هنوز دارم تورو تربیت میکنم… فقط گوش کن.» ==>> توخوب شنیدی، فهیمه. خیلی خوب.

        نوشتی دلنوشته های من تو رو وصل میکنه به رب… راستش منو چندلحظه ساکت کرد. یک سکوته پر از سپاس؛ پر از شکر.

        چون اگه نوشته ای توان وصل کردن داشته باشه، فقط وفقط بخاطر نوری هست که از خودش نیست؛ از همونجایی میاد که ما رو به هم میرسونه. بنظرت کِی دوباره برمیگردیم همونجا ؟؟

        ممنونم که ساده، بی ریا، وبی تکلف نوشتی. ممنونم که خوندی، حس کردی، وگذاشتی این حس تبدیل بشه به کلماتی که میشه باهاشون سجده کرد.

        الهی زندگیت پر باشه ازنشانه های ریز خدا؛ از اون هایی که تو روهمینطور بی هشدار، میبرن وسط آغوش مهربونی ش.

        از لحظاتی که ساکت هستن، اما درسکوتشون یک دنیا «من کنارتم» هست.

        خـــــدا پشت وپناهت، رفیق خوبم .

        و ممنونم…

        برای اینکه بودنت، خودش یک یادآوری هست.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      نجمه امانی گفته:
      مدت عضویت: 1112 روز

      سلااام محسنِ عزیز و نازنین…

      واقعاً از خوندن این نوشته‌ات دلم لرزید… همون‌جوری که آدم یه هو وسط روز، بی‌هوا، یه نسیم خنک می‌خوره به صورتش و حس می‌کنه خدا داره نازش می‌کنه…

      چقدر قشنگ و ملموس از درون گفتی… از اینکه جهان قبل از هرچیزی یه آینه‌ست یه انعکاس صاف از همون چیزی که تو قلبمون جریان داره.

      راستش رو بخوای، تک‌تک خط‌هات مثل یه تلنگر مهربون بود که بهم یادآوری کنه:

      نجمه… همیشه از تو شروع کن… جهان فقط ادامهٔ توئه.

      این بخش که گفتی کارت بانکی خطا زد و به‌جای استرس، آروم نشستی و خدا به دلِت گفت:

      من باهاتم… نگران نباش

      خیلییی نشست به دلم… چون خودم هزار بار تو همین موقعیت‌ها بودم و یادم رفته بود این اتفاق‌ها تهِ ته‌ش فقط برای بیدار کردن ماست، نه ترسوندنمون.

      محسن جان…

      مرسی که انقدر واقعی و از ته دل نوشتی.

      مرسی که نشون دادی فراوانی فقط از درونه،

      مرسی که دوباره یادم انداختی هر چیزی حتی یه تأخیر ساده، حتی یه اشتباه کوچیک می‌تونه پیام خدا باشه برای اینکه یه لحظه وایسیم نگاه کنیم برگردیم سمتش.

      حرفات یه درس بزرگ داشت:

      وقتی درون آدم نرم و آروم باشه جهان هم نرم میشه… وقتی ایمان باشه مسیرها خودشون باز میشن…

      وقتی آدم به خدا تکیه کنه حتی خراب شدن یه پروژه میشه مقدمه‌ی بهتر شدنش.

      وقتی فرکانس عشق و شکرگزاری میدی، جهان نمی‌تونه جز همون رو بهت برگردونه.

      این جمله‌ت واقعاً ناب بود:

      خوش‌شانسی یعنی با اولین نشونه بیدار شی…

      چقدر زیبا… چقدر واقعی…

      محسن عزیز…

      از خوندن نوشته‌ات نه‌تنها لذت بردم، بلکه انگار یه چیز تو روحم جا‌به‌جا شد.

      یه جور یادآوری شیرین که خدااا همیشه هست…

      که جهان هولوگرافیک معجزهٔ زندهٔ خداست که از تو ماها پخش میشه.

      ازت ممنونم که این حس قشنگ رو باهامون تقسیم کردی…

      ممنونم که خودت شاهد زندهٔ اینی که وقتی درونت تغییر میکنه جهان بیرون واقعاً احترام می‌ذاره و تغییر میکنه…

      الهی همیشه این نور و این آگاهی تو وجودت جاری باشه…

      چون آدم‌های هماهنگ جهان رو هم هماهنگ می‌کنن

      مرسی مرسی از وجوودت توی سایت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 725 روز

        سلام نجمه عزیز… ، برام جالب بود که خیلی ازچیزهایی که نوشتم، تو قبلش تو دل خودت زندگی کرده بودی…

        انگار فقط لازم بود یکی دوباره یادآوریش کنه تاروشن بشه. ==>> آدم میفهمه مسیر درون، مسیر مشترکه…

        فقط بیانها فرق میکنه.

        ● “این اتفاقها تهش فقط برای بیدار کردنه نه ترسوندن.”

        چقدر دقیق گفتی… ==>> چون واقعاما آدمها معمولا از همون چیزی میترسیم که قراربوده باعث آرامشمون بشه.

        وقتی خوندم کِ نوشتی کارت بانکی وتاخیرها و اشتباهها برای خودت هم پیش اومده، یه حس آشنایی نشست روی دلم.

        گفتم ببین… این نشونه ها واقعاشخصی نیستن، جهانین.

        برای همه مون میان، فقط هرکسی برداشت خودش رو داره.

        ● “یه چیزی تو روحم جابجا شد.” ==>> این یعنی حرفها رسیده بود به جای درستش… نه به ذهن، نه به تحلیل، به همون نقطه ای که همه تغییرها ازاونجا شروع میشه.

        و میدونی چی رو توکامنتت خیلی دوست داشتم؟

        اینکه بامهربونی خوندی. مهربونی همیشه فهمش ازکلمه ها عمیقتره.

        مرسی که اینقدرناب نوشتی،

        مرسی که حس خوب دادی،

        مرسی که ازپشت کلمه هات میشد آرامشو دید.

        امیدوارم جهان همیشه باهات نرم رفتارکنه…

        چون آدمهای مثل تو، خودشون به جهان نرمی ولطافت میدن.

        رفیقت، محسن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سیده ساجده صادقی گفته:
      مدت عضویت: 1256 روز

      خدایا هرانچه دارم از توست

      سلام دوست بهشتی ندیده ی من جناب محسن توحیدی که فامیلتون کاملا برازنده تون هست

      داشتم کامنتها رو میخوندم و به این فکر میکردم و خاطراتم رو مرور میکردم که من قبلا چه چیزهایی رو شانس میدونستم و برام مهم بود

      شانس ازدواج با یه شوهر پولدار. یه خانواده پولدار. یا حتی برنده شدن تو قرعه بانک قرعه ماشین و حتی تو شانسیها و لپ لپ هاو…

      و بیام و راجع بهش کامنت بنویسم و رد پای خودم رو بزارم و طبق تعهدم بدون کامنت نوشتن و خوندن و تفکر فایل بعدی نرم

      تا رسیدم به کامنت شما و این یه تکه از کامنتتون

      درک نشونه ها وهدایتهای الهی

      یکی از چیزایی که بیشتر منو شگفت زده کرد، توجه به نشونه های کوچیکه. یه پرنده که درست وقتی بایدتصمیم بگیری روی شاخه میشینه، یه عدد خاص که دائم تکرار میشه، یا یه جمله ازکسی که انگار دقیق جواب سوالاتت توشه

      و این مدتیه به شدت و وضوح بیشتر شده و میبینم قبلا هم میدیدم اما الان منظم تر و اعداد555 شده و با تعجب وقتی نگاه کردم مدت عضویت شما هم همین عدد555 سبحان الله از این همه هماهنگی و همزمانی

      الله اکبر از این همه درستی قانون نظام هستی

      و باعث شد کامنت این فایلم نشانه کامنت شما برای من باشه و بدونم هیچ چیز شانسی نبوده و نیست فقط باید درمدار دریافتش قرار بگیری و بس

      من همیشه کامنتاتون رو دنبال میکنم و لذت میبرم از قلمتون و دیدگاهتون

      خداوند شما را حفظ کند

      سپاسگزار خداوندم و هر انچه دارم از اوست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 725 روز

        سلام سیده ساجده عزیز، مرسی که نوشتین، وجودم پر شد از احساس هماهنگی وشکر. چه زیبا وهوشمندانه نگاه کردید به ردپاهای خداوند تو زندگی، به نشانه های کوچیک و هماهنگی های نهان که معمولا ازچشم ما پنهان می مونن.

        اینکه شما میبینید، حس میکنید و بادقت به نشانه ها توجه میکنید ==>> نوعی هنر وتمرین ایمان هست.

        همین که یک عدد، یک پرنده، یا یک جمله کوچیک میتونه مسیر قلب وذهن شما رو روشن کنه ==>> یعنی جانان تو همه جزئیات، حتی تو کوچکترین لحظات، همراه ماست وهیچ چیز تصادفی نیست.

        555 و این همه هماهنگی که بهش اشاره کردید، مطمئنا تصادفی نیس => انعکاس نظم مطلق ومحبت بی پایان خالقه. هرموقع که این نشانه ها رو میبینید، با فراغ بال مطمئن باشید که تو مدار دریافت و الهام الهی هستید وهر قدمتون با هدایت روشن خداوند همراه ِ . اما تا مقصد با مومنتوم مثبتش رو دو دستی و با تمام قلب نگه دارید.

        مرسی که با دقت و زیبایی تجربه تون رو باهام به اشتراک گذاشتید. دلتون قرص که نگاه عمیق و شکرگزاری، مسیرشما رو نورانی تر خواهدکرد.

        خداوند همیشه دل شما رو پر ازشگفتی و هماهنگی کنه وهر آنچه از اوست، به وفور تو زندگی تون جاری باشه.

        با احترام و شوق،

        رفیقتون ، محسن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          سیده ساجده صادقی گفته:
          مدت عضویت: 1256 روز

          خدایا هرانچه دارم از توست

          اقا محسن عزیز سپاسگزار هستم

          سپاسگزار خالقم هستم که یه لحظه هم غافل نمیشه ازم مرتب همه جوره میگه افرین همینه درسته جلو برو با قدرت راه و مسیر درسته یه وقت کم نیاری ها

          شاید باورتون نشه از اون روز که کامنتتون رو جواب دادم تا الان که پاسخ کامنتم رو دیدم همینطور مومنتومم حفظ کردم و بیشتر و بیشتر شده ورودی نعمت در زندگیم فراوان شده و داره جریانی با سرعت بالا به زندگیم سرازیر میشه و بازم این پیام شما از زبان افریدگارم جاری شد و فقط کاش میشد صدای ضربان قلبم رو از شادی و هیجان وصف ناپذیری که دارم تو کامنت منتشر کنم

          مدام تکرار میکنم وعده ی خدا حق است وعده ی رزق بی حساب داده انقدری بهت میدم نتونی بشماری و راضیت میکنم

          و من الان دارم تو اون نعمت زندگی میکنم و اماده دریافتش هستم کاملا اماده ام و لمسش میکنم نشانه از این قویتر نداریم واقعا

          زندگیتون سراسر از شادی و ارامش و نعمت و سلامتی رفیق ناب

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
          • -
            محسن توحیدی گفته:
            مدت عضویت: 725 روز

            ساجده خانم عزیز… سلام. میخوام ، از دل همین تجربه ای که نوشتی، سه آیه ای روکه خودت بهش اشاره کردی، بذارم روبه روت… ببین چقدر به تو میچسبه، چقدر توصیفتو دقیقترمیکنه ؛ من خودم عاشق این ‌آیاتم :

            1. «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى»

            یعنی: من خودم راهو برات هموار میکنم. سختیش رو نمیذارم، مسیر آسون وهماهنگ روبرات باز میکنم.

            تو الان داری نشونه های همین آیه رو زندگی میکنی… اون مومنتومی که گفتی، همون “تسهیل” خداست. اون حس سبکی، اون روشن شدن مسیر… همش داره میگه: “یُسرى” فعال شده.

            2. «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى»

            یعنی: خدا نه رها کرده، نه قهر کرده، نه حتی یه لحظه ازت رو برگردونده.

            این جمله ت «از اون روزتا الان همینطور مومنتومم حفظ شده»… => این دقیقا مصداقشه => یعنی حضور خدا قطع نشده. داره لحظه به لحظه باهات راه میره… همین پیاما هم ازهمون جریانه. از همون نگاهیه که ولت نمیکنه.

            3. «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى»

            یعنی: اونقدرمیدم بهت، اونقدر، که کامل راضی بشی…

            تو نوشتی: «الان دارم تو اون نعمت زندگی میکنم… کاملاً آماده ام… دارم لمسش میکنم…»

            ساجده جان این دقیق همون لحظه ست => لحظه ای که انسان “رضا” رو قبل از “عطا” احساس میکنه. و وقتی این اتفاق میفته، عطا باسرعتی چند برابر جاری میشه.

            و این حس، این لرزش قلب، این هیجان بی قید… => یعنی درفرکانس رضایت خدا قرار گرفتی.

            رفیق خوبم… تو داری مسیرتو عالی میری. تو داری یکی یکی مُهرهای الهی رو فعال میکنی و قفلها رو باز . و این انرژی، این ایمان، این سپاسگزاری…

            ● این چیزیه که نه میشه جعلش کرد، نه میشه اداشو درآورد.

            این فقط زمانی میاد که انسان وصل بشه.

            خدا همراهته. نه گاهی، نه کم… ==> “دائـــــم”

            زندگیت پر از نور و نعمت و آرامش وسلامتی، دختر عزیز خدا.

            مطمئن باش… آنچه پیش رو داری ازآنچه پشت سر گذاشتی، بسیار عظیمتر و زیباتر هست.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
            • -
              سیده ساجده صادقی گفته:
              مدت عضویت: 1256 روز

              نمیدونم چرا کامنت اخر گزینه پاسخ به کامنت شما برام بالا نیومد جواب رو در کامنت قبل میفرستم براتون

              خدایا هرانچه دارم از توست

              بی تو مفلسترین و بیچاره ترینم

              محسن عزیز، بنده ی محبوب و خاص خداوند، دستانِ لطیف پروردگار، پیغام رسان سروش‌ِِ من، رب من سپاسگزارت هستم من رو به یکی از بهترین و درسترین دستهات وصل کردی بی نهایت سپاسگزارتم

              واما بعد…

              تیک ابی امروزم به وسط قلبم زد و نشست بر روح و جانم ، کاش میشد صدا میفرستادم و حس و حالم رو با صدا میفرستادم

              دقیقا درست ذهنت تشخیص داده دقیق مثل تمام مواردی که تو کامنتهاتون با دقت تشخیص میدین و ایه های مرتبط با انها رو در جواب میارید و از زبان خداوند نور و امید را در ما زنده نگه میدارید بله اسوه همان اسوه هم جهت خواهر خوش قلب من است

              کاری که بعد دیدن پاسختون انجام دادم:

              اول که ذهن چموش سریع خودش رو جلو انداخت چه خبرته شلوغش کردی ، کو نتیجه اصلی اینکه حالت خوبه و همه باهمین خانوادگی در یه مدارین که چیز خاص و شاقی نیست که

              چه خبره همش داری جواب به هم میدین شورش رو در اوردین

              من بهش گفتم ما اون مرحله ی که استاد گفتند اگر هنوز اتفاقی نیفتاده

              ارامش قبل معجزه و سکوت قبل بارش است رو گذروندیم وارد مرحله دریافت باران در مسیر عصبی جدید باورهای مثبت و درست هستیم و تمام این زمان بندی و چیدمان که مو لا درزش نمیره از قبل ما رو اماده کرده هر کداممان با چالشهای مخصوص به خودمان، و همین انرژی که الان بین ماست بزرگترین نشانه دریافتش هست، که دقیق با جمله شما««وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا»

              ساجده خـــــدا داره بهت میگه:

              ساجده… فقـــــط تکیه کن به مـــــن. من خودم کفایتت میکنم.»

              «تو الان وسط همین آیه هستی. تو همین الان داری ثمره «توکل» رو میچشی. این حسهای عمیق، این موج نعمتها، این هماهنگی قلبی تو خانواده تون… اینها اثراتیه که خدا خودش قولشو داده:»

              و اینکه یاداوری و صحبت کردن راجع به نشانه و تکرار شون هست که باورهامون تقویت میشه

              پس

              به این نمیگن شورش در اومده به این میگن تثبیت باورهای درست و دریافت انرژی عالی برای ادامه مسیر

              وبعد سریع تو گروه خانوادگیمون گفتنم همه هستین فقط اسوه انلاین بود گفت :بگو ،گفتم : باید تصویری تماس بگیرم و فقط اسوه اومد بالا شاهده پیام داد اصلا وقت ندارم دریا هم همینطور و مشتریها دارن مثل قارچ تو دایرکتمون سبز میشن وقت نداریم خدایاشکرت از این برکت و نعمت

              و من با اسوه درمیان گذاشتم و گفت الان تمرین قبل اجرا دارم و یه تایم کوتاه بیرون اومدم دیدم پیام دادی حتما انرژی قبل اجرامه و داستان رو که بهش گفتم کلی ذوق کرد از این هماهنگی و تمرکز خداوند برما و درستی مسیرمون، مامانم گفت خوندم و اشک هام از خوشحالی سرازیر شدن واقعا ما همیشه میگیم که خداروشکر همه ما در یک مداریم و این انرژی در ما تمام نمیشه و تبدیل به حرکت در ما به دل ترسهامون میشه و چقدر ارامش در تصمیم گیری داریم بدون قضاوت و دردسر این بزرگترین نعمت و رزقی هست که خدا به بنده هاش میتونه بده

              وبا این جمله حجت رو برما تموم کرد خداوند«ساجده… توکل روهمینطور نگه دار. تو همین حالت نور بمون.

              این موج که راه افتاده، با ایمان تو فقط بزرگتر وبزرگتر میشه.»

              و این سایت نورانی منبع انرژی هست با وجود بنده های نابی مثل شما

              زبانم قاصره از سپاسگزاری خداوند و قلم و محبت شما

              و برادر دوست داشتنی ما محسن عزیز

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
            • -
              محسن توحیدی گفته:
              مدت عضویت: 725 روز

              ساجده جان… اینقدر آگاهی، شکر، توکل و ظرافت دیدن دست خدا… خیلیها آرزوشو دارنااا، تو داری زندگیش میکنی… به این میگن یک زندگی سرشار ازخوشبختی‌.‌ راستی اگه گزینه جواب به‌ کامنت رو ندیدی ، اون قیف آبی رنگ کوچولو سمت چپ اسمم رو بزنی… وارد صفحه ای میشی که فقط کامنتای‌ من ذیل اون پُست هست و اون موضوع هم حل میشه‌ .

              دوم اینکه سلام منو به اُسوه جان برسون .

              خواهر نورانی من ساجده…

              “تیک ابی نشست وسط قلبم” ==> این جمله ت یک آیه بود. وقتی نعمتی میادو تو مستقیم از قلبت میگیریش = رابطت با خدا از مرحله ذهن عبور کرده رسیده ب ِ مرحله “شهود” ==>> دوباره آیه سوره احزاب زنده میشه توی وجود آدم: «وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا»

              نمیدونم خدا میخواد چیو بهت بگه اما جانان گفت برات بنویسم که مجدد داره بهت میگه:

              ساجده ی من… بنده ی شاکر من… تو فقط به من تکیه کن. تو فقط بذار من وکیلت باشم. همین. من کفایتت میکنم.

              من خوشحالم که داری همینو زندگی میکنی.

              ~~~~~

              این مدل گفت وگو با ذهنت عالیه. همون صدای همیشگیه که میگه: “چه خبره؟ شلوغش نکنین… اینا چیز خاصی نیس…”

              این صدا همونیه که استاد همیشه میگفتن: “ذهن قدیم مسیر جدید رو نمیفهمه”

              تو‌که بهترین جواب رو دادی: “ما از مرحله سکوت قبل بارش رد شدیم، این الان خود بارشه.” این جواب تو =>> یه شناخت شهودی بود. این چیزی نیس که آدم حفظ کنه… این چیزیه که باید تجربه کنه. الحمدلله رب العالمین ، تو تجربه ش کردی.

              ~~~~~~~

              ساجده هماهنگی خانوادگی تون خیلی خیلی بزرگ و مهمه. این خیلی مقدسه. وقتی چند نفر توی یک مدار بالا باشن، فرکانسشون مثل موج تقویتی همو میبره بالاتر. این همون چیزیه که خدا توی زندگیتون جاری کرده:

              🟣 یک خانواده، یک مدار، یک نیت، یک نور.

              این رزق کمی نیس 🩵 .

              این رزق فقط به آدمهای همجهت داده میشه. و اینکه گفتی مشتریها مثل قارچ سبز میشن… بنظرم این هم اثر فرکانس جمعیه. از خداوند حکیم میخوام اگر کسی توی خانوادتون مجرد مونده و قصد داره متاهل بشه به حول قوه الهی فردی نصیبش بشه که هم همفرکانسش باشه و هم توی رشد به همدیگه کمک کنن؛ رشدی از جنس همین چیزایی که خودتون بهش علاقه دارین .

              وقتی یه خانواده باهم توکل میکنن،

              خدا رزقشونو چند برابر میکنه.

              و داری میبینی که داره اتفاق میفته.‌ شما الگو هستین توی این موضوع.

              “مامان که ‌گفت اشکام از شادی سرازیر شد” ==>> خدا فقط به دل تو نگاه نکرده، به دل یک خانواده کامل نگاه کرده. به همین خاطره که نعمتها داره باهم، همزمان، هماهنگ میاد.

              ساحده جان ، اینا اتفاق نیس ؛؛؛ اینا آیه هست

              ~~~~~~~~~~■

              ساجده جان…

              این مسیری که تویی،

              اینی که اینطور میبینی،

              اینی که اینطور میفهمی،

              اینی که اینطور شکر میکنی… ==> بهترین امضای خـــــدا پای زندگیتونه.

              توکل رو همینطور نگه دار. این موج که راه افتاده، با ایمان شما فقط بزرگتر و بزرگتـــــر میشه.

              و باور کن… من هرچی مینویسم، هر نوری که از دل کلمات بالا میاد،

              از خودم نیس.

              من فقط یه آینه م.

              این نور، نور خودتونه.

              نور خانواده تونه.

              نورخـــــداست که توی شما افتاده.

              در پناه الله باشی خواهر عزیز و الهی من.

              خدا پشتیبان دلهای نورانی شما.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
            • -
              سیده ساجده صادقی گفته:
              مدت عضویت: 1256 روز

              خدایا هرانچه دارم ازتوست و بی تو هیچچچچچ هییییچ ام

              محسن عزیز ، دست بی نظیر خالق خارق العاده ام ، چقدر به موقع و درست پیام خدا از طریقت به دستم میرسه اینها همه نشان از در زمان مناسب و روابط مناسب نیست ، پس چیه؟!

              دقیقا من به ذهنم که هر بار داره زورش کمتر میشه توجه نمیکنم و فقط به قول استاد دارم نشانه ها رو بزرگ میکنم و مرتب تکرارش میکنم و پاداشش رو بزرگ تر میکنم و مرتب میگم با این فرکانس که الان فرستادم فقط خدامیدونه قراره چه اتفاقات زیبایی برام رقم بخوره

              ممنون بخاطر راهنماییتون اینم یه رزق دیگه (قیف ابی) چون ذهنم اون سری گفت ببین حتی گزینه پاسخ به کامنت نیست این نشونه اینکه دیگه جواب ندی

              و الان که این جواب رو دیدم رازش رو فهمیدم ، بازم خدا همه چی رو برام مهیا کرد از قبل و میدونست دچار تضاد و چالش جدید میشم و دقیق زمانی که بهش نیاز داشتم و در مدار دریافتش بودم تیک ابی برام ظاهر شد

              اینو بگم که چند روز ذهنم بازی در میاورد و میگفت ؛ گفتم ننویس اینها رو الان اینایی که نوشتی ارزوی بقیه بود جایی که تو هستی، و دیدی بعد اون یه سری چیزها خراب شد و یه جاهایی دلخوری بینتون پیش اومد و کنترل از دستت خارج شد. اندازه 10 دقیقه شایدم کمتر روم اثر گذاشت و سریع گفتم اگر میخوام نتیجه قبل نگیرم طبق قانون فقط باید اعراض کنم و مثبت فکر کنم و خداروشکر بهتر شدم ولی بازم خودش رو نشون میداد هرچند که قدرتش کمتر شده بود اما از بین نرفته بود و من چک کردم سایت رو دیدم پاسخی ازتون ندارم . ذهنم سریع بازم گفت: دیدی گفتم شلوغش کردی و نتایجت رو کامل نکردی و بوق و زرنا راه انداختی الانم گره افتاد تو کارت، ( اینجا یه ترمز خودم رو پیدا کردم ، که جار نزن خوشی هات رو در سکوت جلو برو) با همه ی این گفتگوها با خدا صحبت کردم

              نشانه ها رو تو سایت زدم و فایل مصاحبه با استاد لذت بردن از مسیر تحقق خواسته اومد ، که فاصله فرکانسی با خواسته فقط با احساس خوب پر میشود، و باید لذت ببری و اروم باشی عجله نکنی چون تو به خواسته ات میرسی پس از مسیر لذت ببر فقط

              کامنت ها رو خوندم اروم شدم و دوباره پاسخ خداوند رو از زبان شما رو چندین و چندبار خوندم و بهم گفت این جمله رو بزار روی صفحه گوشیت و ارام باش

              «ساجده… فقـــــط تکیه کن به مـــــن. من خودم کفایتت میکنم» و دقیقا یه عکسی که تو دل طبیعت گرفته بودم کنار یه درختی که نور خورشید از لابه لای ابرها عبور کرده و روی سرم می تابید رو از گالری گوشیم پیدا کردم و متن رو زیرش کپی کردم و گذاشتمش قفل صفحه ام و مدام با خودم تکرار میکردم ساجده ، فقط تکیه کن به من، من خودم کفایتت میکنم.

              وهر بار اینو میدیم و میخوندم برقی در قلبم جرقه میزد و شارژم میکرد و روحم رو جلا میداد و شاد میشدم و ارااااام

              الله اکبر از این هدایت خداوند و دقیقا ورق برگشت ذهنم رو کنترل کردم به ارامش رسیدیم و الان قبل خواب وارد سایت شدم ( اینم بگم ما دورها رو شریکی و هر کدام با اکانت بقیه خریدیم و برای دیدن و کامنت خوندن و نوشتن وارد اکانت هم میشیم) یه حسی گفت وارد اکانت خودت شو، و بازم الله اکبرررررر خدا برام اماده کرده بود رزق و پاداش کنترل ذهنم رو

              شاید الان بدونید دلیل اون جمله تون رو«نمیدونم خدا میخواد چیو بهت بگه اما جانان گفت برات بنویسم که مجدد داره بهت میگه:

              ساجده ی من… بنده ی شاکر من… تو فقط به من تکیه کن. تو فقط بذار من وکیلت باشم. همین. من کفایتت میکنم.»

              قربون عظمت و بزرگی و مهربونی رب ام برم ، اخه چطوری میشه عاشقش نشد ؟!، چطوری میشه نمرد براش؟!، چطوری بدون اون و هدایت هاش زندگی کنم؟!،

              فقط اشک ریختم و ذوق کردم و ذوق کردم و به خودم احسنت گفتم که بر ذهنم غلبه کردم و پاسخ کامنت رو نوشتم که الان دقیقا زمانی که نیازش داشتم خدا برام اماده کرد مثل قبلا

              و سریع پاسختون رو توی گروه خانوادگیمون گذاشتم، و گفتم ببینید خدا چه رزق عظیمی دوباره برامون فرستاده

              و من دیگه ترمزم رو پیدا کردم کیست که خدا بخواد اون رو بالا ببره و کسی بخواد پایینش بکشه،

              بقول استاد ؛ همه چی باوره، کافیه قدرت رو دست غیر خدا بدی ، باختی واقعا

              ساحده جان ، اینا اتفاق نیس ؛؛؛ اینا آیه هست

              ~~~~~~~~~~■

              ساجده جان…

              این مسیری که تویی،

              اینی که اینطور میبینی،

              اینی که اینطور میفهمی،

              اینی که اینطور شکر میکنی… ==> بهترین امضای خـــــدا پای زندگیتونه.

              توکل رو همینطور نگه دار. این موج که راه افتاده، با ایمان شما فقط بزرگتر و بزرگتـــــر میشه.

              و باور کن… من هرچی مینویسم، هر نوری که از دل کلمات بالا میاد،

              از خودم نیس.

              من فقط یه آینه م.

              این نور، نور خودتونه.

              نور خانواده تونه.

              نورخـــــداست که توی شما افتاده.

              من اگر همین لحظه خدا جونم رو بگیره و برم راضی و شاد به استقبالش میرم ، انقدر که زیبا داره با من صحبت میکنه و بنده نوازی میکنه و عشقش رو مثل باران پر بار و برکت بر سرم میریزه

              واقعا چطور سپاسگزارش باشم نمیدونم!!!!؟؟؟؟

              وااااای خدای من الان که داشتم متن رو ویرایش میکردم و از روش میخوندم به «جمله ی باران پربرکت بر سرم میریزه »گفت اینم اضافه کن: ( که معنای اسم سه تا دخترهات مگه همین نیست؛ سبحان الله !!!، من اگه امشب از ذوق این مکالمه با دلبر سکته نکنم دیگه هیچی منو از پا در نمیاره ؛! ( باران ، بارین ، بارلی) که معنی ترکیب اسمشون میشه « بارشِ بارانِ پر ثمر» و الانم گفت دیدی من این سه نعمت رو از چند سال قبل بهت دادم در طول زمان و این اسمها که اینجا برای این جمله ات یادت بیارم که هیچ وووقت تنهات نزاشتم و هر بار بهم توکل کردی من فقط چشممم گفتم؛

              همش میگه ساجده جانم ؛بنده ی قشنگم این تازه قطره است و تو فقط همین فرمان بیا ببین چطور مهیا کردم هر انچه را که دوست داری و زیباتر و شکوفاتر میکنه زندگیت رو

              مثل این دوتا پیام که از قبل توسط یکی از خوش قلبترین بنده هایم محسن جان برات فرستادم تو فقط توکل کن و بیا دنبالم….

              محسن جان؛ برادر‌‌ِ الهی ام، پیغام رسان سروش؛ نوری دوباره و ایمانی چندین برابر با پاسخت برمن روانه کردی که خودت بیخبری

              سپاسگزار وجودت هستم که الهام خداوند رو گوش دادی و برام نوشتی ، ممنون ات هستم که در این سایت هستی و شکر که در مدار شما هستم

              خداوند غرق در خوشبختی و نور ات کند که قلبم را نورانی کردی قطعا تمام اعضای خانواده ام ازت تشکر میکنند که وقت گذاشتی و دوباره با عشق تمام برامون نوشتی

              الان که اینها رو مینویسم اسوه جان خواب هستند ، قطعا پیام رو ببینند از صمیم قلبش به شما سلام میدهد و تشکر میکند

              و در اخر ممنونم از دعای زیباتون برای مجردهای خانواده ام که غیر من که متاهل هستم و مادرم بقیه مجردن و آمممممین بشه این دعاتون برای خواهرام و برادر عزیزم

              و همین دعا برای شما و عزیزانتون از طرف ما

              در دستان امن الهی شاد و تندرست و خوشبخت و پررزق و روزی باشید

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
            • -
              محسن توحیدی گفته:
              مدت عضویت: 725 روز

              ساجده عزیز… چیزایی که نوشتی؛ جریان زنده هدایت بود که از دل تجربه ت بلند شد وخودش رو روی صفحه نشوند.

              این تعمقی که تو داری… این دیدن نشونها… این غلبه کردن بر ذهن… این شکر و تکیه ای که هر بارمحکمتر میشه… همه ش همون امضای روشن خدا روی زندگی تونه.

              این که گفتی ذهنم بازی درآورد و من غلبه کردم،

              این که گفتی نشونه م رو پیدا کردم،

              این که گفتی در سکوت جلو رفتم =>> ایناهمه مراحل یه جهش بزرگن… => تو واردهمون مسیری شدی که خدا وعده داده : مسیر طمانینه. مسیر یقین. مسیر کفایت الهی.

              ببین چقدر قشنگه که حتی اسم بچه هات ، باران، بارین، بارلی، از سالها قبل ست شدن برا همین لحظه؛

              برای یادآوری اینکه تو همیشه زیر بارش رحمت بودی، هستی و خواهی بود.

              این چیزا تصادف نیس. اینها آیه ست. تجلی نظم و حکمت خدا تو زندگی ت.

              ساجده جان… حقیقت اینه : کسی نمیتونه جلوت رو بگیره.

              نه ذهن، نه شرایط، نه آدمها.

              وقتی خدا بخواد بنده ش رو بالا ببره،

              تمام هستی مامور میشه. و تو توی همین جریان قرار گرفتی.

              همین مسیر توکل و آرامش رو نگه دار. این موجی که تو زندگیت راه افتاده، با ایمان تو هر روز بزرگتر میشه. نتیجه ها، رزقها، نشونه ها، همزمانی ها… همه پشت همین آرامشی که ساختی ایستادن.

              اینو از ته دلم مینویسم:

              تو دیده شدی.

              تو هدایت شدی.

              تو توی آغوش امن خدایی.

              سپاست از خدا و دعای قشنگت برای ما و برای خانواده ت و مجردهای عزیزتون… از بهترین و زیباترین دعاهایی هس که میتونه از دل یه انسان مومن بیرون بیاد.

              منم برای تو و همه تون از خدا میخوام زندگی تون پر از نور، گشایش، فراوانی، عشق و آرامش باشه.

              تو کنار ربی که همیشه کفایت میکنه،

              تو امنیت محض باشی.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
            • -
              سیده ساجده صادقی گفته:
              مدت عضویت: 1256 روز

              خدایا هرانچه دارم از توست بی تو هیچم

              رفیق ناب و بهشتی ام محسن عزیز، بنده ی مخلص خداوند، پیغام رسان سروش

              چه کردی با من ، چه کرد این ایات الهی که بهم یاداوری کردی با من

              با اولین ایه که خوندم مو به تنم سیخ شد اشک تو چشمام حلقه زد و با تک تک سلولهام دریافت کردم پیغام سروش رو

              و روی دیده گذاشتمش ، دیده ی جانم

              تو جلسه 5 عشق و مودت تو یه کامتتی خوندم که حال خوب داشتن و احساس خوب مسری هستش و ما چون خانوادگی من و خواهرام( اسوه، شاهده، دریا) داداشم(راشد) و مامان قشنگم(شهناز) تو این سایت مقدس هستیم این مومنتوم کاملا تیمی هست برامون و هر لحظه تقویتش میکنیم و پاداشش رو بزرگ میکنیم

              از دیروز تا الان ورود نعمتها سرعت بالایی گرفته و خوشحالی و ورود نعمت برای یکیمون ، ما رو به وجد میاره و شعف و امید رو درونمون هزار برابر میکنه و میگن مسریه واقعا همینه و همینطور فرکانس عالیتر میفرستیم به قول استاد احساس خوب فرکانس خوب قلبت بازتر میشه و نتایج خوب باز احساس بهتر بزرگتر شدن قلب و نتایج خفنتر وووو…

              امشب اومدم تو سایت نشانه ها رو بزنم دیدم تیک ابی دارم اصلا خدا قبل اینکه ازش بخوام هدایت کنه پیغام رو اماده و بقچه پیچ توسط بنده عزیزش و دستان نازنینش محسن عزیز با ایات محکمش و اون عشق و نورش برام فرستاد

              شما بگید من چطور عاشقش نباشم ، چطور نمیرم براش، چطور سپاسگزارش باشم و از هیجان بالا چطور خودم رو کنترل کنم ؟!!

              میگه همه چی رو برام چیده ،هموار هم کرده، بله هموار که قبل درخواستم جوابم رو اماده دست شما داده قربون بزرگی و عظمتش برم من

              محسن عزیز سراسر زندگیت و لحظه به لحظه ات غرق در نور الله و شادی و ثروت و سلامتی و برکت الله باشه

              ممنونم که الهامات خداوند رو گوش دادین و این چنین زیبا با ایات بی نظیر و با حوصله خط به خط احساسات و پیامم رو تفسیر کردین و این انرژی خوب رو برام فرستادید

              هزاران برابرش براتون برگرده

              من عاشق خداوند و بنده هاشم

              در پناه الله باشید

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
            • -
              محسن توحیدی گفته:
              مدت عضویت: 725 روز

              ساجده جان… سلام

              خدایا شکر بخاطر اینهمه مومنتوم مثبت. سلام منو برسون به عزیزای دل اسوه ، شاهد ، دریا و راشد و از همه مهمتر شهناز بانو عزیز.

              یه چیزی که از ذهنم عبورکرد میدونی چی بود ؟‌

              منصور نصیری بزرگوار‌ 24 اُم اردیبهشت زیر این‌ کامنتی که‌ بیستم اردیبهشت درج کرده بودم ، نوشت : ” به پیشنهاد دوست خوبم اسوه‌ ی عزیز اومدم کامنت شمارو خوندم” . یهو با خودم گفتم نکنه چند ماهه رفیقیم و خودمون خبر نداریم‼️ ذهنم جای درستی رو دیده یا این اسوه بانو با اون ‌اسوه فرق میکنه ؟؟

              https://abasmanesh.com/fa/aligned-with-flow-of-god-course-13/comment-page-2/#comment-1689597

              ~~~~~~~~~~

              و بنام خدای ِ مهربـــــون ِ مهربون .

              «وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا»

              ساجده خـــــدا داره بهت میگه:

              ساجده… فقـــــط تکیه کن به مـــــن. من خودم کفایتت میکنم.

              همه اون چیزهایی که گفتی – ورود نعمتها، هماهنگی خانواده تون، حس‌ های خوبِ مُسری، بازشدن قلبتون، سرعت گرفتن نشونه ‌ها، تیک آبی، پیام رسیدن قبل ازدرخواست – اینها تصادفی نیس.

              اینها وقتی اتفاق میفته که یه بنده، واقعا “توکل” رو زنـــــدگی میکنه، نه فقط روی زبانش باشه. الحمدلله.

              توکل یعنی:

              خدا جون… من رو هوا نمیریزم. تو خودت مراقبی. تو خودت وکیلی. تو خودت جلوتر میری، مسیر روهموار میکنی، بعد منو آروم آروم میکشی سمت نورت.

              ساجده جان…

              تو الان وسط همین آیه هستی. تو همین الان داری ثمره «توکل» رو میچشی. این حسهای عمیق، این موج نعمتها، این هماهنگی قلبی تو خانواده تون… اینها اثراتیه که خدا خودش قولشو داده:

              «کَفىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا» ==>> خدا به تنهایی برای بنده ش کافیه. همین. تمام. تو از چیزی حرف زدی که خیلیا فقط تو کتابا میخونن ولی نمیتونن لمسش کنن… ولی تو لمسش کردی.

              گفتی: «قبل از اینکه بخوام، جوابم رو آماده کرده بود…» ==> تو رسیدی به جایگاه محبوب بودن پیش خـــــدا.چون کسی که محبوبه، قبل از خواستنش جواب میگیره. آخه خدا عاشق قلبیه که براش باز میشه ==> تو با این شکرگزاریا، با این هیجانا، بااین عشق به بنده‌هاش، داری کاری میکنی که همون آیه، ادامه پیدا کنه تو زندگیت.

              ساجده… توکل روهمینطور نگه دار. تو همین حالت نور بمون.

              این موج که راه افتاده، با ایمان تو فقط بزرگتر وبزرگتر میشه.

              و مطمئن باش :

              دعایی که آخرش کردی – «نور الله، شادی، ثروت، سلامتی، برکت» – اول از همه داره خودش برمیگرده سمت دل خودت.

              🟣 چون دعاهای از جنس عشق، دور نمیزنن… مستقیم میشینن وسط زندگی آدم.

              در پناه الله باشی خواهر الهی من.

              تو راهت رو درست رفتی… اینام تایید خدا بود ‌ ” Considered done”

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
        • -
          نجمه امانی گفته:
          مدت عضویت: 1112 روز

          محسن عزیز بازم سلاام

          واقعاً لازم بود اینو بگم…

          تنها کسی که من با دل و جون، کامل و با تمرکز می‌شینم حرفاشو می‌خونم چه متنای اصلی چه جواب‌هات به کامنت‌های بچه‌ها شمایید.

          دوستان دیگه رو فقط کامنتهای اصلی رو میخونم ..حس میکنم جوابهاشون در پاسخ به کامنتهاشون بیشتر تعارف و تشکر هست .اما شما

          انگار هر جمله‌تون یه نوری داره که مستقیم می‌خوره به قلب آدم و یه جایی از درون رو روشن می‌کنه.

          من همیشه با دقت می‌خونم چون حس می‌کنم پشت هر کلمه‌تون یه حضور، یه فهم عمیق و یه انرژی هماهنگ هست که کمک می‌کنه منم وصل‌تر و هوشیارتر بمونم.

          برای همین هر بار که از شما متنی می‌خونم، واقعا انگار یک یادآوری لطیف از طرف خداست که:

          آروم باش، مسیرت درسته، من همراهم.

          ممنونم که این‌قدر با عشق می‌نویسید و این‌قدر دقیق، عمیق و روشن هدایت می‌کنید.

          بودن شما تو این مسیر برای من یک نعمت محسوب میشه و منم این هماهنگی رو با تمام وجود می‌پذیرم و بابتش شکرگزارم.

          با احترام و قلبی گرم

          نجمه

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            محسن توحیدی گفته:
            مدت عضویت: 725 روز

            نجمه عزیزم سلام . یک استعداد عجیبی داری ، و این ، اونقدر توی وجودت بولد هست که از همین راه دور حس ش میکنم. بهتره بگم یه درک و گیرایی بالا .

            خیلی ممنونم ازت برای این حرفهای از دل ‌برآمده ت. راستش وقتی این جمله ها رو خوندم، همون حس آشنای «یادآوری» برگشت… .

            همون که انگار خدا از طریق کلام یک نفر دیگه، آروم میگه:

            «ادامه بده… مسیرت همینه… من همینجا حاضرم .»

            گفتی با دقت میشینی و متنها رومیخونی… => این برا من یک تعریف ساده نیس؛ یک مسئولیت و یک نشونه ست. نشونه ای از اینکه حرفها باید ازجای درست گفته بشن، از هماهنگی، نه از عجله و تعارف. باید به منبع وصل بمونم تا اجازه داشته باشم بنویسم.

            ● باید “خودکنترلی” عظیمی توی وجودم نگه دارم که جز حرفای جانان هیچ چیزی ازقلمم خارج نشه ‌. واقعا کار آسونی نیست.

            و خیلی زیبا گفتی… آدم دقیقا میفهمه کی از «حضور» مینویسه و کی فقط از «حرف». نجمه عزیز همیشه تلاش کردم کلماتی که مینویسم، قبل از اینکه روی صفحه بیاد، یکبار از روی دل رد بشه. حس بشه ، باید ازمسیر عطرآگین رد شده باشه‌ .

            اینکه این نور رو میبینی، اینکه میگی یک جایی از درونت روشن میشه… ==>> این واقعا لطف خداست. از جانب من چیزی نیست ؛ هر چی هست انعکاس همون نوریه که تو خودت داری و همین باعث میشه دریافتت هم شفاف باشه.

            و اینکه گفتی بودنم در مسیر برات نعمته… نجمه جان، هماهنگی وقتی حقیقیه که دوطرفه باشه… پس حضور تو هم برا من یک نشونه ویک همراهی لطیفه 🩵

            خوشحالم که این اتصال و این فهم مشترک هست.

            و دعا میکنم هر لحظه عمیق تر بشه، روشن تر، بیصداتر، اما واقعی بمونه.

            ممنونم که نوشتی… ممنونم که دیدی… و ممنونم که این مسیر نورانی رو با قلب باز ادامه میدی.

            اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ۖ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

            ترجمه دلی ==>> خدا همون نوریه که آسمونها و زمین ازش نفس میکشن.

            نوری که مثل چراغی پاک وپرفروغ، در دل یه قندیل شفاف میدرخشه؛

            قندیلی که انگار خودش یه ستاره‌ ست.

            این روشنایی از برکتِ درختی میاد که نه شرقیه، نه غربی؛

            زلاله… تا جایی که روغنش خودش میلِ روشن شدن داره،

            حتی قبل از اینکه آتیشی لمسش کنه.

            این نور… نورِ روی نوره؛

            و خدا هر دلی رو که بخواد،

            آروم آروم میکشونه سمت همین روشنایی.

            و او،

            خودش بهترینِ آگاهانه…

            به ما،

            به مسیرمون،

            به نوری که وقتش رسیده دیده بشه.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      سمیه زاهدی گفته:
      مدت عضویت: 1928 روز

      سلام محسن جان

      امروزبین تمام این آگاهی هایی که جاری شدن اونی اشتیاق به قلبم آوردواز جنس فهمیدن نبود وحس کردنی بود برام

      خوش شانسی یعنی بعد از اولین تلنگر زندگی بیدارشی وحس کنی که خداداره از درون صدات می کنه

      پراز آگاهی ازجریان حضور وجودم

      خدا با عشق ولبخند منتظر منه :)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 725 روز

        سمیه عزیز… سلام . خوندم و…. ، همون لحظه فهمیدم این چیزی که نوشتی از جنس «یادگیری» نیس… از جنس «حس کردن» بوده که نوشتیش . اونجایی که مجدد گفتی “خوش شانسی یعنی با اولین تلنگر بیدار شی،” ==> قلب حرفهای توحیدیه. خـــــداهمیشه صدا میزنه، فقط بعضیا همون اول میشنون.

        آگاهی روجاری شده توصیف کردی ==>>پس یعنی از درونت اومده، نه از ذهن.

        ● گفتی “خدا با عشق و لبخند منتظر منه”… الله اکبـــــر ! => این دیگه فقط حرف نبود، یجور یقین بود.

        ممنون که این حس پاک رونوشتی. خـــــدا خیرت بده.

        امیدوارم همین حضورآروم همیشه همراهت بمونه.

        آروم بال بگیر…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      باران و ایوب گفته:
      مدت عضویت: 1924 روز

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      باران:

      سلام محسن جانم ،سلام داداش گلم .محسن جان داری چیکار میکنی با من بخدا با خوندن کامنتت ضربان قلبم بالا رفت ،خیلی عالی هستی تو پسر ،فوق العاده ای ،بی نظیری ،من لذت میبرم از این همه تسلیم بودنت ،لذت میبرم از این همه ایمان ،الله اکبر ،بخدا قسم از شدت ذوق بغض کردم ،چه کنترل ذهنی داشتی قطعا مسیرو داری به عالی ترین شکل ممکن طی میکنی ،خدام هواتو داره ،صداتو میشنوه ،وقتی میبنه این بنده تسلیمشه ،بندگی میکنه ،خدام برات خدایی میکنه به صورت ویژه ،این همه نتایج حقته بخدا ،نوش جونت ،داداش لذتشو ببر ،سعادت دنیا و آخرت داشته باشی ،جیبت پر از پول باشه همیشه ،دلت خوش باشه ،تنت سلامت ،روابطتت عالی ،و از همه مهم تر ،عاشقی با خدا هم نوش جونت ،رو دوشش نشستی و لذت میبری ،بی نهایت برااات خوشحالم .انشالله تمام مراحل زندگیت موفق باشی ،و مسیر قشنگ الهی باعشق فراوان طی کنی و نتایج عالی تری بگیری به امید الله.

      خداوند همیشه حافظ و نگهدارت باشه .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 725 روز

        باران جانم… سلام مهربونِ خدا… سلام رحمت خدا.

        دلم گرم شد، مثل همون لحظه هایی که آفتاب بعد بارون میفته روی زمین و همه چی یه دفعه جان میگیره…

        این همه عشق، این همه انرژی خوب… بخدا سنگین و قشنگه، آدم باید سعادتمندباشه که بتونه همچین محبتی رو بگیره.

        بذار بگم…

        این حسهایی که نوشتی، این ذوقی که گفتی، این لرزش قشنگی که قلب نازنینت گرفته…

        میفهممش.

        قشنگیش همینه که از دل صاف میاد، ازجایی میادکه خـــــداخودش نگاش میکنه.

        اما باران…

        جانِ من…

        یه چیزی بین خطوط حرفهات بود که به دلم نشست، هم شیرین بود هم یه ذره…. . نمیدونم چرا اما به قلبم افتاد برات بنویسم‌ که

        این شدت حس خدایی، این هیجان قلب، این بغضِ میانِ ذوق…

        همه ش قشنگه،

        همه ش از عشق میاد،

        ولی تو باید مراقب خودت باشی…

        قلبت… زیباییت… نفسهات…

        اینها امانته، اینا نورن، باید آروم آروم باهاشون راه بری.

        نذار فشار بیاد به تنت، اجازه بده این ذوقت اونقدر رشد کنه که جسم و جانت رو در مسیر سلامتی الهی بالا ببره‌ . من بارانمو دوست دارم . بیشتر تر مراقبش باش.

        تو باید خوب بمونی،

        سالمتر بمونی،

        همونجور که هستی: یک عالمه نور، یک عالمه عشق، یک عالمه دعا.

        میدونی دیگه… امسال که باران میاد… من دیگه میشینم پای مانیتور ببینم این ‌باران من کی با نقطه آبی میاد.

        باران جان…

        خدا وقتی میبینه اینجوری از ته دل دعا میکنی،

        اینقد پاک و بی ریا،

        معلومه برات خدایی میکنه. خدا قراره‌ برات شاهکار کنه‌ .

        معلومه نتایج خوب در راهن.

        ولی…

        تو هم باید هوای خودتو داشته باشی. فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

        این قلبی که اینجوری تند میزنه…

        این دلی که یکهو از شدت احساس الهی میلرزه…

        این روح لطیف…

        همه ش نیاز به مراقبت داره،

        به مهربونی با خودت،

        به استراحت،

        به آرامش.

        تو برکت نفس های خدایی هستی،

        پس سلامتت باید سرجاش باشه،

        بهترین حالتت باید برای خودت بمونه.

        باران عزیزدلم…

        ازت برای تمام دعاهات، تمام محبتت، تمام اشکت که از شوق بود… ممنونم.

        الهی همونجور که گفتی،

        خدا دستتو بگیره، دلِت روگرم کنه،

        جیب و جان و راهت پر از نور باشه.

        لطفا

        خودت رو بیشتر از همه دوست داشته باش.

        همینقدر مراقب باش.

        همینقدر اهمیت بده به بدنت، به آرامشت، به قلبت.

        خدا حفظت کنه مهربون…

        و از خداوند جان میخوام همیشه در بهترین، سالم ترین، آروم ترین حالتت دعا بکنی… چون دعاهای تو از اون دعاهاییه که راهو باز میکنه.

        وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ /بقره 195

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          باران و ایوب گفته:
          مدت عضویت: 1924 روز

          به نام خداوند بخشنده مهربان

          باران :

          سلام مجدد داداش قشنگم .مهربون ترینم ،عزیزدل خواهر

          ممنونم از کامنت زیبات ،ممنونم از حس نابت که بهم منتقل کردی ،ممنون از اینکه شدی نشونه واضح برا من ،ممنون که دلمو قرص تر کردی ،ممنون که بهم فهموندی که بیشتر برا جسمم برا روحم وقت بذارم.

          محسن جانم من الان به این کامنتت نیاز داشتم بهترین زمان به دستم رسید ،من عاشقتم ،عاشق کامنتات ،عاشق حس آرامشی که تو حرف زدنت تو بیانت هست که من احساس میکنم خدا داره باهام حرف میزنه ،میدونی خیلی برام عزیزی از نتایجت بی نهایت ذوق میکنم ،لذت میبرم ،خییییلی ازت ممنونم برا محبتت ،برا حس آرامشی که بهم منتقل کردی ،بهم انرژی دادی .

          من بیشتر مراقب خودمم از این به بعد چشم به حرفتون گوش میدم .مرسی ازت دستان خدا .خیلی خوشحالم ،من با خوندن کامنتت نزدیک ده دقیقه اشک ریختم دیگه چشمم تار میدید بخدا قسم ،خیلی به دلم نشست .

          خیییلی ازت ممنونم داداش گلم .منتظر کامنت های بی نظیرت هستم .

          خداوند یارو یاورت باشه.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سیده اسوه صادقی گفته:
      مدت عضویت: 1205 روز

      سلام و هزاران سلام

      به هر کی این پیام رو میخونه

      مخصوصا استادهای عزیزم

      استاد عباسمنش عزیزم

      استاد مریم بانوی شایسته

      و برادرِ خوش قلب و زبانم محسن توحیدی عزیز

      الهی شکر الهی شکر

      محسن جان

      این چند وقت که مکالمه های زیبای شما و خواهرِ قشنگم ساجده رو میخونیدم و توی گروه خانوادگی به اشتراک میذاشتیم و هی بهش بال و پر میدادیم و حس و حالمون رو خوب میکردیم

      رو ما هر کدوممون تک به تک جملات رو به خودمون میگرفتیم

      یعنی خدا از زبان شما با همه‌ی ما سخن گفت چون هر کلمه بر عمق جانمان نشست

      ساجده جانم تعریف که کرد چطور پیام شما رو به من رسوند و چقدر انرژی عالی

      قبل اجرای جشنواره بود

      چسبید به جانم

      و اما اخرین پاسختون

      که همین چند دقیقه پیش با بیدار شدن از خواب خوندم

      حال منو به شدت دگرگون کرد و احساس میکنم انرژی خارق العاده‌ای، جان تازه ای… نمیدونم هر چی هست خیلی خوب به من اضافه کرد

      توی این چند سال که خانوادگی توی این مسیر هستیم بارها هر کدوممون کم اورده اون یکی دستی شده برای بلند شدن برای محکم چنگ زدن به ریسمان خدا، برای قوی تر شدن ایمانمون

      و بلاخره داریم نتایج قابل لمس رو میبینیم، بارش باران رحمت الهی رو میبینیم

      به قول ساجده جانم

      اینا تازه نتیجه‌ی فرکانسهای قبلِ

      خدا میدونه نتیجه‌ی این فرکانسهای جدید چی باشه

      این جریانِ هم جهتی

      این مومنتوم مثبت خانوادگی که قطعا انرژیش از تک تکمون میاد

      بارها پله های ایمان رو برامون بالا برده

      و با رشد هر کدوممون اون یکیمون چنان خوشحال میشه که انگار برای خودمون اتفاق افتاده

      حالا به امید خدا از اتفاقات خفنی که این مدت برام افتاده

      میام و به زودی مینویسم

      الان فقط ذوق اینو داشتم بیام و احساسم از این مکالمات الهی رو بنویسم

      و

      جواب سلام گرم شما رو مستقیم به خودتون برسونم

      و کلی ازتون تشکر کنم دست مهربان خداوند

      رفیقِ همفرکانس و هم جهت

      براتون بهترینها رو ارزو میکنم

      از نعمت

      ثروت

      سلامتی

      عشق

      موفقیت

      و حال خوب

      و هر آنچه که در قلبتون از خداوند خواستین

      به آسانترین و راحتترین شکل ممکن

      آمین

      در پناه رب العالمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 725 روز

        سلام اسوه عزیز و نورانی ؛ سلام وهزاران سلام به دلِ پرنور و مهربونت . خوندم؛ کلماتت، هم لطیف و هم پرانرژی هستن. همون اندازه که با اشتیاق فراوان و باقدرت داری توی رشته مورد علاقت هنرنمایی میکنی .

        این هنرنمایی قلمت هم ، هم آرامش داد و هم شور و ذوق، همون حسیه که وقتی بارون آروم روی زمین میباره، دلت سبُک و تازه میشه.

        اسوه جان، این جریان همجهتی و مومنتوم مثبت خانوادگی، چیزی هست که باعث میشه ایمانمون روز ب ِ روز قوی‌ تر بشه و هراتفاق قشنگ، مثل بارون رحمت الهی روی دل همه ما بشینه.

        خوشحالم که این مکالمات الهی و انرژی‌هایی که داریم، تونسته براتون هم الهام بخش و هم شادی‌ آفرین باشه ==> نشون میده وقتی دلها همجهت و هم ‌فرکانس باشن، خداوند مسیر رو خودش روشن میکنه واحتمالا نتایج فراتر از تصور ماست.

        اسوه عزیز ، از خدا میخوام همیشه نعمت‌ های بی کران ش، ثروت، سلامتی، عشق، موفقیت وحال خوب رو براتون جاری کنه و هرچی در قلبتون از خدا خواستین، به ساده ‌ترین ، آسون ترین و بهترین شکل ممکن براتون رقم بخوره.

        خیلی خوشحالم که این ذوق وانرژی مثبتت رو باهام به اشتراک گذاشتی . امیدوارم روز به روز، همگی‌ در مسیر نور و هدایت الهی، پرانرژی‌ تر و شاداب تر باشیم.

        با احترام و محبت عمیق

        رفیقت ؛ محسن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: