تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰ - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

482 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا گفته:
    مدت عضویت: 2464 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان گرامی

    قبل از آشنایی با استاد و این آگاهی ها ، من کسی بودم که فکر میکردم شانس عامل تاثیر گذار تو زندگی ماست ..

    ولی واقعا وقتی نشستم و فکر کردم و از زندگی خودم بارها و بارها مثال هایی دیدم که عملا گزینه شانس هیچ تاثیری و هیچ تاثیری تو زندگی ما نداره ..

    این موضوع شانس و رسیدن به این باور که تاثیری در زندگی ما نداره ، تنها زمانی برای ما مشخص میشه که بشینیم و ارتباط نظم جهان و دقت اونو به خودمون بگیم ، حرکت سیارات و کیهان و نجوم و دقت مثال زدنی نظم اون ها ، برای من مثال خوبی بود که در رندگی هیچ چیز شانسی نیست و هر اتفاقی برای « بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ » : به سبب کارهائی که پیشتر کرده‌اند هست و بعد از اینکه این موضوع و باور کردیم و پذیرفتیم ، باید به این باور برسیم که هیچ چیزی یک شبه ایجاد نمیشه و راهی که سریع و یک شبه برای ما یک کیسه پول بندازن پایین ، اصلا وجود نداره و قانون خداوند اینه که فرکانس های ما زمانی می‌بره تا برسم به اون حد که اتفاقات و نتایج رخ بدن ..

    همه چیز در این دنیا با طی کردن تکامل رخ میده و به ما یادآوری می‌کنه که باید با صبر و کنترل ذهن و تقوا در مسیر درست حرکت کنیم تا نتایج هم بیاد ..

    وقتی ما باور داریم که هیچ چیز شانسی وجود نداره و برای رسیدن به خواسته هامون باید تکامل و طی کنیم ، عملا بیشتر اعتماد میکنیم به جریان زندگی و قانون خداوند ..

    همه چیز در این دنیا بر پایه تکامل هست ..

    – آفرینش زمین و آسمان

    – کاشت بذر و رسیدن به برداشت محصول

    – بالغ شدن انسان

    – ساخته شدن هر وسیله ای

    – کسب یک مهارت و دانش

    – تبدیل شدن غذا به انرژی در بدن انسان

    و …

    با درک موضوع تکامل :

    – دیگه عجله نمی‌کنیم و صبورتر میشیم

    – تضادها رو رحمتی میبینیم از سمت خداوند که اومدن خواسته هامون و واضح تر کنند

    – به خداوند و قانون بدون تغییر اون اعتماد میکنیم

    – دنبال این نیستیم که قانون تغییر کنه و با ما هماهنگ بشه و دنبال این هستیم که ما بر اساس قانون عمل کنیم

    به نظرم برای خود من اینجوری بوده که هر وقت بیشتر درکم از قانون خداوند که « من خالق زندگی خودم هستم با کانون توجه ام و احساس خوب = اتفاقات خوب » بیشتر شده ، اتفاقات هم برای من راحت تر و روان تر رخ داده ..

    زمانی که مقاومت داشتم یا میخواستم به شیوه خودم ، زودتر و سریعتر و با دور زدن قانون به خیال خودم ، برسم به خواسته هام ، به همون نسبت هم جهان بهم اجازه نداده و ضربه های محکمی بهم زده ..

    بر عکس جاهایی که پذیرفتم نتایج ما بر اساس تغییر دیدگاه ما « لاجرم » رخ میده و وارد زندگیمون میشه ، راحت تر رسیدم به خواسته هام و رها تر شدم ..

    مثال از خودم : یادم میاد سالها قبل ، وقتی از کاری که داشتم که فکر میکردم مجبور به استعفا شدم و اینو یه شکست می‌دیدم و اینکه فکر میکردم دنیا به آخر رسیده ..

    ولی همون اتفاق و تضاد باعث شد برای من خیر و خوشی ایجاد بشه و وارد کاری شدم با شرایط بهتر ، در آمد بیشتر ، انسان های عالی تر ، محل کار بهتر ..

    وقتی عمیق تر فکر کردم دیدم من چون درخواست داشتم که خدایا شرایط کاری منو بهبود بده ، اون تضاد به ظاهر بد برای من پیش اومده بود و من که معتقد بودم بد شانس هستم ، شانس و عامل موثر می‌دیدم در این اتفاق و هیچ وقت نگفتم به خودم که چجوری میشه :

    از دست دادن اون کار و بد شانسی دونست و با تغییر دیدگاه و نشان دادن کمی ذره ای ایمان ، شرایط برای تو بهتر شد ، گفتی این خوش شانسی منه ..

    من ؟

    اصلا در دنیا منی وجود نداره ؟

    قانون که مال خداست ..

    کارها هم که داره خدا انجام میده ..

    پس من واقعا معنی نداره ..

    یعنی این همه تضاد در یک اتفاق مگه میشه ؟

    مگه میشه هم خوش شانسی باشه ، هم بد شانسی ؟

    مگه میشه انقدر این جهان ، بدون نظم باشه که یک اتفاق مشخص کنه مسیر زندگی منو به خودش شانسی با بد شانسی ؟

    یعنی این همه نظم در جهان ، ربط داره به شانس ؟!

    قطعا جواب برام « نه » هستند ..

    یک نه از جنس اینکه ، ذهن همیشه میخواد با جواب های ساده و قابل فهم و دلایل پوچ ، به من بگه ، دلیل اتفاقات و نتایج شانس هست ..

    « شانس فقط نوع نگرش و باورها و عمل ما در اتفاقات هست »

    چون در واقع هیچ شانسی وجود نداره و همه چیز بر پایه فرکانس ها و باورهای ماست ..

    برای خودم چند نمونه از آیاتی در قرآن و مثال آوردم ، در مورد اینکه هیچ چیز در این دنیا شانسی نیست و همه ما نتیجه باورهامون و دقیق و بی نقض دریافت می‌کنیم و به این پذیرش میرسیم که من در این نقطه و این جایگاهی که هستم ، فقط خودم باعث خوب و بد شدن این نتایج شدم و هیچ عامل بیرونی دیگه ای از جمله شانس تاثیری در شرایط من نداشته و نخواهد داشت :

    + سوره زلزال ، آیات 7 و 8

    « فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ خَیرًا یَرَهُ

    وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ »

    « هر کس هم‌ وزن ذره‌ای کار نیک انجام دهد، آن را خواهد دید و هر کس هم‌ وزن ذره‌ای کار بد انجام دهد ، آن را خواهد دید »

    توضیح :

    هیچ چیز تصادفی نیست، هر ارتعاش ( فکر، نیت، عمل ) بازتاب دارد .

    هر نتیجه‌ای در زندگی ، پاسخ طبیعی انرژی و نیتی است که خودمان فرستاده‌ایم .

    ———————————————————————–

    + سوره شوری، آیه 30

    « وَما أَصابَکُم مِّن مُّصیبَهٍ فَبِما کَسَبَت أَیدِیکُم وَیَعفُوا عَن کَثیرٍ »

    « و هر مصیبتی که به شما می‌رسد، به سبب دستاورد اعمال خود شماست، و خدا از بسیاری درمی‌گذرد »

    توضیح :

    یعنی هیچ رخدادی «اتفاقی» نیست ، همه بازتاب رفتار، باور یا تصمیمات ماست .

    ———————————————————————–

    + سوره رعد، آیه 11

    « إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم »

    « خدا حال هیچ قومی را دگرگون نمی‌کند مگر آن‌ که آنان خودشان را دگرگون کنند »

    + توضیح :

    تغییر فرکانس درونی (افکار، احساس، باور) شرط تغییر واقعیت بیرونی است ،

    ———————————————————————–

    + سوره اسراء، آیه 7

    « إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا »

    « اگر نیکی کنید، به خود نیکی کرده‌ای و اگر بدی کنید، به زیان خود کرده‌اید‌ »

    توضیح :

    همه‌ی انرژی‌ها به خود انسان بازمی‌گردد ، «نیکی» و «بدی» ارتعاشی است که خود ما به جهان می‌فرستیم و پاسخ آن را می‌گیریم .

    ———————————————————————–

    استاد جان ممنون از شما برای وقت و انرژی که برای تهیه این فایل های ارزشمند میزارین

    امیدوارم شاگرد خوبی براتون باشم

    خدارو شکر میکنم اینجا هستم و یاد میگیرم

    دوستون دارم

    ارادتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    مهدی فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 2057 روز

    بنام تنها مالک و فرمانروای هستی

    سلام بر استاد عزیزم و تمامی دوستان

    میخوام در مورد آلارم های تغییر کردن بگم و اینکه آدمی که اگاه باشه می تونه جلوی فاجعه رو بگیره پ البته تغییر کنه و دامن نزنه به اتفاق های بد،،

    چن روزی بودش که خیلی بی حال بودم، و انگار که بی انگیزه و البته که پر از ترس، ترس های پوچ و بیهوده که ذهن خوراکشه بدترین حالت رو بیاره جلوی چشمت، و بگه دیگه تمومه و تو دیگه نمیتونی کاری انجام بدی…

    اما به لطف آموزش های شما استاد عزیز و البته این پروژه تغییر رو در آغوش بگیر و جلسه دو احساس لیاقت تونستم خودمو جمع جور کنم و اجازه ندم اون حال خرابی ادامه دار بشه،…

    از وقتی که حال خرابی من شروع شد اولین آلارم بی حالی شدید بدنم و معده درد بود، بعد دعوا های الکی با همسرم و ناراحتی بدنی همسرم، بعد اینا بچه ام شبا اصلا خوب نمی خوابید و نمیذاشت ما هم بخوابیم، بچه ای که توی این حدود یکساله که به دنیا اومده اصلا بی خوابی نداشته اما به محض حال خرابی من اونم بی خواب شده بود،

    دو، سه شب پیش به خودم اومدم و گفتم همه اینا دلیل حال خرابی منه، اولین کاری که کردم احساس عجز ناتوانی در برابر خدا کردم و به قول حضرت موسی گفتم خدابا من به خودم ظلم کردم خودت همه چیز رو ردیف کن، خودت هدایتم کن و پناهم باش، دومین مورد گوش دادن عمیق تر فایل ها و کامنت خوندن در سایت، سومین مورد رفتارم رو با خانواده و همسرم عوض کردن و با انرژی بالا می رفتم خونه و باهاشون بازی می کردم،

    این سایت و این مسیر خیلی کمک کننده اس خدا کنه همیشه تنت سلامت باشه استاد

    حالا اتفاقی که افتاد طی این چند روزه،

    یک پولی که دو سه هفته بود منتظر بودم واریز بشه واریز شد، خودم خیلی سرحال شدم و خبری از بی حالی و معده درد نیست، همسرم خیلی حالش عالی شد، پسرم دیشب از 11.5 شب خوابش برد تا 9.5 صبح بدون اینکه بیدار بشه فقط یکبار برای شیر خوردن بیدار شد، امیدم و انگیزه ام بیشتر شده و امیدوارم بتونم در مسیر ثابت قدم باشم و سپاس گذار همین حال خوب و مسیرم باشم

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    محمد طاها افضلی نیا گفته:
    مدت عضویت: 628 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد و دوستان عزیزم

    چقدر تجربه سعید عزیز عالی بود و درس های مهمی توش داشت, واقعا من ایشون رو تحسین می کنم که چطور تونستن از زیر صفر خودشون رو برسونن به بالا, اینکه از زیر اون همه فشاری که روت هست بتونی ذهن ات رو کنترل کنی و شروع به حرکت کردن و قدم برداشتن کنی خودش خیلی حرفه! خیلی ها بعد از همچین شکست هایی جوری زمین می خورن که دیگه نمی تونن پاشن ولی سعید عزیز زمین خورد و بلند شد و به راه اش ادامه داد و موفق هم شد و خدا می دونه که چه موفقیت های دیگه ای منتظر اش هست. خدایا سپاس

    آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟ حدود یک سال پیش من پروژه ای رو گرفتم که تمام تمرکز ام رو گرفته بود و هم زمان روی درس هم من باید تمرکز می کردم بارها نشانه برام اومد که گفت این درست نیست و تو نمی تونی دو تا کار رو همزمان با هم انجام بدی ولی من گوش ندادم و ادامه دادم و نتیجه اش این شد که امتحانات ام رو خیلی خراب کردم و مدیر مدرسه به من ورقه ای داد و گفت که از مدرسه اخراجی. اینقدر سخت بود اون لحظه برای من که حد نداشت و خیلی به من بعد از اون سخت گذشت, اما باعث شد که من در همون تابستون جدی بشم و پروژه رو تموم اش کنم و تمرکزی بشینم روی درس و نمره خوبی توی امتحانات شهریور بگیرم که باعث شد بتونم توی مدرسه به تحصیل ادامه بدم و در پایه بعدی هم نمرات خیلی خوبی کسب کنم. خیلی دردناک من درس تمرکز کامل رو یاد گرفتم ولی جوری یادش گرفتم که به من خیلی کمک کرد بعدش.

    همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1909 روز

    بنام خدای مهربان

    مثالی که من میتونم در مورد خودم بزنم در مورد سرمایه گذاری در بورس بود اوایل که با پول کمی شروع کردم سود خوبی هم به دست آوردم و بعدا نجواهای ذهنی اومد سراغم که اگه من پول بیشتری سرمایه گذاری میکردم حتما خیلی بیشتر از این سود میکردم و این شد من من یه پول بزرگی تو بورس وارد کردم و از اون روزی که من پول به بورس وارد کردم از همون روز بورس منفی شد و هر روز صبح من به امید اینکه مثبت بشه سرم تو بازارها و اخبار بود تا موقعیکه من منتظر بودم از اونجا سود کنم هیچ اتفاقی رخ نمی‌داد فقط استرس و چه کنم چه کنم که سرمایه ام باد شد رفت هوا

    و بالاخره تصمیم گرفتم اصلا و ابدا تو این جور بازارها من سرمایه گذاری نکنم تصمیمم خیلی جدی بود و گفتم در اولین فرصت پولمو با هر چقدر ضرر میکشم بیرون . و اون روز رسید اتفاقا اون روز هم بازار مثبت بود و ذهن من داشت منو غول میزد که دو روز هم صبر کن کلی از ضررات بر میگرده ولی من به خودم قول داده بودم و کل پولمو از اونجا در آوردم و جالبش اینه که دو روز هم بازار مثبت بود و اگه پولم میموند شاید یه کمی از ضرر هام بر می‌گشت ولی تصمیم من جدی بود و بعد از دو روز کلا بازار منفی شد تا مدتها

    به قول استاد جهان با نشانه ها با ما صحبت میکنه ولی ما جدی نمیگیریم

    یکی از نشانه ها که من همیشه جدی میگیرم عجله کردن هستش هول شدن و استرس …اگه ببینم در کاری عجله و استرس دارم زود میگم این یک نشانه هستش که در مسیر اشتباهم

    یکی دیگه سود های خیلی عجیب و غریب که اگه زود بخری بردی و برنده شدی

    یکی دیگه از نشانه ها اینه که طلا بخر دلار بخر گرون میشه سرمایه ات بذار حفظ بشه .و این کار باعث میشه من مدام قیمت طلا و دلار و چک کنم و منو از مسیر دور میکنه و تمرکزم روی کمبود میره

    هر کسی بتونه اینارو به خودش یادآوری کنه و مرتب این آموزش هارو دنبال کنه طبق قانون هیچ اتفاقی که باعث بشه به عقب برگرده براش رخ نمیده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    مهسا 🌙پیریان گفته:
    مدت عضویت: 1010 روز

    به نام خدایی ک تنها قدرت کیهانِ

    و

    قدرت خلق زندگی خودم رو به خودم داده

    سلام ب استاد مهربانم و خانم شایسته ی عزیز

    و تمام هم مسیرهای قشنگم.

    شانس”

    جمله ای ک همیشه توی خانوادم شنیدم برای ناکامی هایی ک اتفاق میفتاد

    و ازهمون موقع ب خودم میگفتم هرجا ضربه خوردم از بی عرضگی خودم بوده از نادانی بوده از انتخاب نادرستم بوده

    خیلی سعی میکردم شانس رو از خودم دور کنم

    و دقیقا تایمی ک نوجوون بودم شرکت های هرمی تو ایران خیلی مطرح شد و اکثر دوستام ب امید یه شبه ماشین خریدن و خونه خریدن وارد این شرکت ها شدن و چقدر سعی کردن منو متقاعد کنن اما هیچوقت دلم ب اینکار راضی نبود

    اون موقع قانون رو نمیدونستم فقط میگفتم هیچ چیزی الکی نیست

    حالا موقعیتی ک خودم داشتم و فکر میکردم شکست بوده اما بعد دیدم برام پر از خیره:

    یه پیج اینستاگرام داشتم برای فروش محصولاتم

    خیلی جدی روش کار نمیکردم اما اولین پیجم بود و دوسش داشتم تازه با کلی فالو آنفالو هزارتایی شده بود تازه اونم بعد از چندسال

    اون پیج و یه نفر ک آخرم نفهمیدم کی بود هک کرد و پاکش کرد کلا پیج منو

    اولش خیلی ناراحت و عصبی بودم

    اما دقیقا فردای همون روز ب خودم گفتم من خیلی وقته میخام یه پیج آموزشی بزنم و دودل بودم

    حالا با اطمینان انجامش میدم

    پیج آموزشی رو زدم چقدررر چیز یاد گرفتم

    هدایتی تولید محتوا انجام میدادم تقریبا یه روز در میون

    ب ترسم غلبه کردم رفتم پشت دوربین اونم جلوی چندنفر صحبت کردم

    دوره ی آموزشی تک آیتم آماده کردم

    و خیلییییی برام درها باز شد توی 21 روز پیجم بدون اینکه کسیو فالو کنم یا پیجمو ب کسی معرفی کنم 2000 نفره شد و تمامشون مخاطب هدف من بودن

    هیچکس جز خدا نمی‌تونست انقدر دقیق آدما رو دور من جمع کنه

    خدایا شکررررت ک با این نوشتن ها یادم آوردی هیچی شانسی نیست

    هیچ اتفاقی اتفاقی نیست

    هرچیزی رو تجربه میکنم میبینم میشنومم تمامش بخاطر فرکانس های خودمه

    تمامش پاسخ تو ب فرکانس های منه

    یسری جاها دردم میاد فکر میکنم یجایی ایراده یجایی بدشانسی آوردم اما نه اونجا هم دقیقا برام خوبه.همون رحمت توعع

    خدایا ب هر خیری از سمت تو برسه فقیرم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3098 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا شکرت برای بودن در گام 10

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته جانم

    سلام به دوستان

    هر چی فکر کردم که در این رابطه تجربه ای اگر دارم اینجا بنویسم تا برای خودم درسی باشه

    چیزی به خاطرم نیومد ولی حتماً چیزی در گذشته بوده چون من به شدت ذهنم در مورد شانس مقاومت پیدا کرده حتی زمانهایی که کسی از روی عادت این کلمه تکرار میکنه من سعی میکنم بهش توجه نکنم .

    چند وقت پیش یکی از افراد خانوادم با من تماس گرفت و گفت ،

    ایران خودرو داره ماشین ثبت نام میکنه بیا یکی بنویس . ثبت نام هم قرعه کشی بود .

    به من گفت بیا بنویس شانس خودتو امتحان کن بعد ماشینو گرفتی با قیمت بالاتر میتونی

    تو بازار بفروشی ، سود خوبی داره .

    من همون جا گفتم ، نه .

    یا چند باری خواهرم در مورد ثبت نام لاتاری به من پیشنهاد داد و من اصلاً سمتش نرفتم .

    یا اینکه خیلی برای من پیامکهای تخفیفی و جایزه میاد و من توجه نمیکنم .

    ماه گذشته هم یه تماس از کلیلینک دندون پزشکی داشتم بابت اینکه در قرعه کشی برنده شدم و کد تخفیف تا 300 هزار تومن دارم و من فقط تشکر کردم و اصلاً برام مهم نبود . البته من بابت تمام این پیامها و نعمتها و خبرهای خوب سپاسگزار خداوند هستم و همون لحظه سعی میکنم در بیشتر مواقع آگاهانه به فراوانی جهان توجه کنم و سریع به خودم یادآور میشم که جهان داره به

    افکار من پاسخ میده .

    تمام این اتفاقات حاصل باورهای منه . چرا قبلاً از این تماسها یا پیامها نداشتم .

    الان هر بار همراه اول با پرداختهای به موقع من ، برای من کد تخفیف استقاده از اینترنت یا مکالمه میفرسته و من اصلاً توجهی نمیکنم .

    دنبال قرعه کشی و شانس نیستم .

    خدارا شکر تونستم کمی در این زمینه رشد کنم .

    البته باورهای روانشناسی ثروت 1 خیلی داره به من کمک میکنه که درست فکر کنم و درست رفتار کنم . باورها یه شبه تغییر نمیکنه و یک روند همیشگیه و باید همیشه روی باورهام کار کنم .

    خدایا شکرت در بخشهایی از زندگیم دارم درست رفتار میکنم این یعنی من هربار دارم بهتر میشم در این مسبر .

    خدایا سپاسگزارت هستم برای امروز پر از خیر و برکت و آگاهی و خبرهای خوب .

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1628 روز

    به نام خدای معجزه ها

    یادگار 111

    سلام استاد عزیزم و مریم مهربونم

    و سلام به همه همراهان این مسیر الهی

    خدایا شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت که امروز هم بهم فرصت دادی تو این مسیر الهی قدم بردارم و بازم ی عالمه آگاهی ناب یاد بگیرم

    استاد اصلا این مقوله چک و لگد روزگار انصافا ی موضوع خیلی خیلی شفافی هست که به جرات میشه گفت همه حداقل یکبار با تمام وجودشون حس کردن

    و اون مسیری که بعد از این چک و لگد انتخاب میکنیم خودش به تنهایی تمام اینده مارو میسازه

    چه مسیر خوب باشه و چه مسیر بد

    و من از اون دسته ادما بودم که میزاشتم حسابی له و لورده بشم بعد به خودم می اومدم که حالا چیکار کنم

    و میشه گفت تو هر موضوعی هزار بار سرم می اومد

    اما از وقتی که لیزری خودمو بستم به این سایت

    گفتم ساناز ببین تو شاگرد استادی

    و این واسه استاد کسر شان داره که بخوای دوباره مسیر قبلیتو بری و دوباره بزاری بخوری زمین

    اگه واسه خودت ارزش قائل نیستی حداقل واسه استاد و این همه فایل های طلایی بها بده

    و همین تعهدی که با خودم بستم خدا داند منو چند هزار پله به جلو اورده

    خدایا هزاران بار شکرت

    و گفتم چنان سهمتو از این جهان و از این فراوانی جهان هستی بگیر تا تمام اون سوخت هایی که قبلا دادی ی لحظه هم یادت نیاد

    و به جرات میتونم بگم حداقل 9 ماه هست در زمینه مالی به ی عدد هایی رسیدم که هر روز میگم خدایا هزاران بار شکرت اون بلاها سرم اومد تا به قدرتی برسم که تشخیص بدم مسیر من کدوم وری هست

    که تشخیص بدم کدوم راه رو برم و به چه چیزایی برسم

    خدایا هزاران بار شکرت

    و این داستان سریدن و زمین خوردن قشنگ واسه من شفافه و چقدر خوش حالم خدا ی قدرتی بهم داده که به سرعت برق خودمو جمع کردم

    و من حتی توی روابط دقیقا همین مشکل رو داشتم

    انگاری واقعا این قدرت رو نداشتم که به طرف بگم بابا ما مسیرمون یکی نیس و همیشه چنان روابط غلط رو ادامه میدادم با اینکه میدونستم غلطه تا جایی که فقط ی جسد از من بمونه

    اما بعد از اینکه وارد این مسیر شدم با اینکه چندین روابط سحطی ایجاد شده به محضی که میبینم طرف هم مسیر من نیست خیلی خیلی راحت و خیلی رک میگم من دیگه این مسیرو ادامه نمیدم چون شما رو مناسب این روابط نمیبینم

    و چندین بار به طرز عجیبی مخاطبم اصرار به ادامه روابط شدن ولی من گفتم من ایده هام و هدف هام این موارد هست با اینکه قسم و ایه که میشن دقیقا شخصی که مد نظر من هست اما من به صراحت میگفتم خیر

    من نمیخوام باعث تغییر و تحول کسی بشم

    جهان پر از ادمه

    اونی که مناسبه من سر وقتش پیداش میشه

    و از اینکه اینقدر راحت میتونم ارتباط رو قطع کنم چون اون چیزی که من میخوام نیستن بی نهایت برام لذت بخشه چون پشت این اتفاق قدرت محضی هست که خدا بهم داده

    خدایا هزاران بار شکرت

    و تقریبا ی جورایی خودم متوجه میشم که چقدر رشد کردم چقدر عاقل و بالغ شدم

    چقدر رها و شیدا شدم

    چقدر عاشق خودم شدم

    و چقدر عاشق این مسیر الهی شدم

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    استاد عزیزم ایشالا همیشه سهم دلتون شادی و لذت از این فراوانی جهانی هستی باشه

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      صدف صادقی گفته:
      مدت عضویت: 941 روز

      سلام عزیزم

      من چقد کامنتاتو‌ دوست دارم

      چون مبنای حرفات اینه که قبلا هر چی نشد الان بهترشو میسازم

      عاشق این عزت نفس و اعتماد به نفست هستم ‌و خیلی قدرت میگیرم وقتی میبینم یه الگویی هست جلوتر من رفته و رسیده و بهتر از گذشته اش ساخته هر چی که از دست داده و سوخت داده

      عااااشقتم ، عاشق خانم های قوی و زیبا هستم

      موفق و شاد باشی

      دوست دارم بازم موفقیت هاتو بخونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      Farshad Usefi گفته:
      مدت عضویت: 2352 روز

      سلام و درووود به هم فرکانسی ناب الهی این خانواده

      واقعا کامنتتونو خوندم یجاهاییش میگفتم اووووووعاااااااااااااه چقدر لذت بردم ازین نگاه که خودم چند ساعتی میشه همچین تصمیمی رو در مورد روابط گرفتم

      و تموم اولویتم رو رو خودم بگذارم

      و نخوام کسی رو شبیه خودم بکنم

      واقعا خدارو سپاس که نشونه ها و حال خوب قلبی و باخود در صلح بودن رو با این رفتار و با این نگاه دارم تجربه میکنم

      نشونه و کامنت شما کلی باور من رو قوی تر و مستحکم تر کرد که فقططططططططط خودتیو دنیای خودت

      بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست

      در پناه الله حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    حسین ح گفته:
    مدت عضویت: 2619 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان فوق العاده تو این سایت بهشتی.

    یادم میاد یه زمانی یه وامی داشتم از یه بانکی یادم نیست اسمش چی بود هر چی بود بعد به مدت کلا اون بانک منحل شد و اسمش تغییر کرد و نه پول میدادن نه مول میگرفتن و ماه ها این داستان طول کشید و منم نتونستم قسط بانک بدم و در کل ول شد این ماجرا تا یه زمان که زنگ زدن بیاین پولتون پرداخت کنین وگرنه از ضامن هاتون کم میکنیم و من رفتم واسه تسویه وام یادمه اون موقع به حساب خودم باید 3 میلیون میدادم 5 میلیون هم از همون ابتدا تو حساب نگهداتشه بودن از وام من گفتم این 3 تومن بگیرید 5 تومن هم اونجا دارم تسویه کنید وام و ا نا گفتن نه نمیشه باید پول کامل بدی بعد ما اون پول آزاد میکنیم بهت میدیم منم گفتم نه این حرف خیلی زور داره شما یانکتون تعطیل شده من چرا باید جریمه دیرکرد بدم اگه شما باز بودید ما هم میومدیم قسط میدادیم خلاصه گفت اگه ندی نمیدونم مثلا ماهی یه چیزی باید جریمه بدی و یادمه اون موقع خواهرم تازه رفته بود تو بورس البته نه اون زمان که همه اومدن چند سال قبل تر و می‌گفت من کلی سود کردم اگه این پولت بزاری میتونی حداقل انقدر در بیاری نهایت میخوای مثلا 200 هزارتومن جریمه بدی ماهیانه اینجوری مثلا 500 هزارتومن در میاری با این پول عدد ها یادم نمیاد خلاصه ما اومدیم شروع کردیم و دقیقا خوردیم به قرمزی بازار فک کن مثل همون موقع بود همه اومدن تو بورس بعد یهویی ریخت و خیلی ها متضرر شدن ما همون اول خوردیم به قرمزی بازار و بازم فکر میکردم اونجا هم یه اتفاق بد برا من اما خوب بود هم اون داستان بانک هم قرمز شدن بازار که من یاد بگیرم به همین آسونی هم نیست و میتونه بازار قرمز باش و چن پولم خیلی کم بود ضرر خاصی نکردم و یاد گرفتم باید چیکار کنم کلی تو اینترنت گشتم دنبال سبک های مختلف کلاس رفتم و در واقع کامل آماده شدم و پولم بیشتر کردم و جالب زمانی که آماده شدم خوردم به این بازار که همه اومدن و کلا شما شانسی هم هر چی می‌خریدی مثبت بود و منم که از قبل آماده بودم اصلا بودم توش کلی سود کردم که از همون جا یاد گرفته بودم بازار میتونه بریزه یهو و همه سودت مثل بستنی که اگه نخوری آب میشه و میره تونستم کلی چیز بخرم از تجهیز کامل خونه بگیر تا خرید ماشین منی که تا چند سال قبلش حتی 1 میلیون پس انداز نداشتم و خیلی جالب بود که وقتی حالت خوب باشه میتونه اتفاقات به ظاهر بد اینجوری واست خیر باش و درهایی رو برات بزا کنه که حتی نمیتونی فکرش کنی

    ممنون از شما استاد و دوستانی که تا اینجای کامنت با من همراه بودید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    Zahra گفته:
    مدت عضویت: 1523 روز

    بنام خدایی که ستایش فقط سزاوار اوست

    زنده باد استاد عباسمنش عزیز

    و خانم شایسته ی پر از عشق

    گاهی زندگی ما را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که انگار هیچ راهی نیست، بدهی و مشکلات روی هم انباشته شده و همه چیز از دست رفته به نظر می‌رسد. اما وقتی نگاه می‌کنم به تجربه دوست عزیزم، تازه می‌فهمم که هیچ چیز در جهان اتفاقی نیست.

    دوست من در شرایطی که اکثر افراد ممکن است ناامید شوند، توانست ذهنش را کنترل کند، مسیر درست را تشخیص دهد و قدم‌هایش را با دقت و آگاهی بردارد. او با صبر، تمرکز و اعتماد به خود، توانست از بحران عبور کند و امروز در بیزینسش موفق است، حتی در شرایط سخت و محدود.

    این واقعاً قابل تحسین است که کسی می‌تواند در سخت‌ترین لحظات، آرامش درونی‌اش را حفظ کند و با ایمان به مسیرش، راه را بسازد. تجربه او یادآوری می‌کند که هر چیزی، حتی شکست‌ها و سختی‌ها، بخشی از مسیر رشد ما هستند و ما قدرت داریم که از آن‌ها درس بگیریم و قوی‌تر شویم.

    گاهی این چالش‌ها زمانی سر راهمون قرار می‌گیرن که از مسیر قوانین الهی فاصله می‌گیریم و از انرژی منبع جدا می‌شیم.

    اما همون لحظه‌ها میان تا ما رو بیدار کنن، تا یادمون بیفته که تنها وقتی در مسیر هماهنگ با خداوند حرکت می‌کنیم، زندگی‌مون آرام و پر برکت می‌شه.

    🪷 امید دارم همیشه در مسیر قوانین الهی باشیم،

    و بتونیم در هر لحظه، ذهن و نفسمون رو با عشق و آگاهی کنترل کنیم.

    قدردانِ استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته‌ی نازنینم هستم؛ دو انسانی که با عشقشون جهان خیلی‌هارو زیباتر کردن.

    مانا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2118 روز

    سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته

    واقعا سرمایه گذاری روی هر چیز غیر قطعی، مثل همین سرمایه گذاری روی یه چیز موهومی به اسم شانس آسیب زننده و مخربه و راه به جایی نداره

    در واقع موضوع فقط شانس نیست.. موضوع سوار کردن زندگی روی یه سری الگوهای ذهنیه که ماها نمیشینیم اینا رو واکاوی کنیم که اصلا درسته یا نه

    و خدا رو شکر که در این سایت مقدس خیلی از این الگوهای غلط شناسایی میشه

    استاد در مورد خودم یکی از همین الگوهای غلط که خیلی روی زندگیم سایه انداخته و دارم روش کار میکنم اینه که خدا برام پلن میچینه!!

    یعنی هنوز نتونستم ذهنمو کاملا قانع کنم که خدا برای من چیزی نمیخواد، بلکه خداوند به خواسته های من پاسخ میده..و این همون خالق بودن منه که تایید میکنه خالق بودن خدا رو.. که در واقع ماموریت و رسالت من درک خداونده..

    من وقتی با ذهن ناخودآگاه همزادپنداری میکنم و ازش اصالت میگیرم، از تمام اون الگوهایی که برام تعریف کرده موجودیت میگیرم و به همون اندازه چیستی پیدا میکنم و اسیر میشم و رنج میکشم

    و به اندازه ایکه آگاهی میشم که در بستر ذهن تجلی یافته، من خدا میشم.. من ظهور خداوند میشم..

    و بشر در این نبرد بی پایان دایما به یکسو متمایل میشه

    از خداوند میخوام اینقدر بهم توفیق بده و آگاهم کنه که بتونم رها شم از ایگو و ایگو فقط ظهور من باشه نه چیستی من.. تا بتونم این آگاهی رو به بهترین شکل به ظهور برسونم..تا بتونم لذت و شعف بی انتهای بودن رو تجربه کنم..تا خدا رو زندگی کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      محمد حسین گنجی گفته:
      مدت عضویت: 1210 روز

      آفرین دوست من .

      به قول استاد “بچه ها حواسشون نیست که خدا برای ما چیزی رو نمیخاد” این مهمه.

      و حالا بیا بیشتر در موردش صحبت کنیم و با هدایت الهی تلفیقش کنیم.

      یه جای خالی اینجا هست که باید پر بشه….

      و اونم باور. باور، باور های ماست.

      چون جهان به باورهای ما واکنش نشون میده…

      کافیه باور کنی ثروت به راحتی میتونه وارد زندگیت بشه…

      که البته ذهن برای باور کردن هر چیز جدیدی منطق لازم داره…

      منطقو که بهش دادی رو اون فونداسیون، تکرار و تکرار و تکرار …

      برای هر بلوری باید همین کارو کرد…

      طبق این باور جدید اتفاقای جدید می افته که متعجب میشی…

      اینجا برای شتاب نیاز به سوخت داری…

      و اون سوخت “سپاسگذاری” هست…

      سپاسگذاری چیه ؟

      یعنی اون اتفاق جدیده رو ببینیم و به احساس بهتری برسیم..

      نگیم حالا خب که چی اینم شانسی بود دیگه …

      وقتی درست عمل کردیم و هی ازاین اتفاقا تکرار شد فکر می‌کنیم خدا داره پلن میچینه که اینجا دوباره باید به خودمون یادآوری کنیم نه این واکنش کاملا طبیعی جهان هستی به باورهای منه و به خاطر این سازوکار جهان از خالق اون سپاسگذار بشیم و به احساس بهتری برسیم …

      اما یه مسئله دیگه که اصلا نمیشه نادیده گرفت…

      انا علینا للهدی.

      هست.

      این یک جمله نیست .

      این یک قانونه.

      خداوند میگه ما هستیم که شما رو هدایت می‌کنیم.

      و هرجا از ما صحبت میشه یعنی داره از دستان خداوند صحبت میشه…

      به اینجا که رسید پای نشانه ها وسط، میاد ما برای رسیدن به خواسته ها باید نشانه ها رو دنبال کنیم …

      چون ما از ادامه مسیر هیچی نمیدونیم…

      جالب اینجاست اونم از ادامه مسیر هیچی نمیدونه…

      چون معلوم نیست در ادامه کار ما نشانه ها رو دنبال می‌کنیم یا نه؟

      ایمان نشون میدیم و روی ترس هامون پا میزاریم یا نه؟

      دوباره به اون شخصیت و افکار مخرب قبلی بر میگردیم یا ن؟

      همچنان گیرنده هامون روی فرکانس دریافت ثروت و نعمت(با موندن در احساس خوب) باقی میمونه یا نه؟

      خداروشکر که این کامنت رو نوشتم.

      و به خاطر بودن در این بهشت از رب یکتا سپاسگذارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: